عبد العزیز بن عبد الله بن باز، مفتی اعظم سابق عربستان سعودی، در باره اهمیت سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله می‌گوید که هر کس احتجاج به سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله را قبول نداشته باشد و ادعا کند که کتاب خدا برای ما کفایت می‌کند و تنها به کتاب خدا باید استناد  کرد، کافر به کفر اکبر، مرتد از دین اسلام  و گمراه است؛ زیرا خدا و پیامبرش را تکذیب کرده است. در کتاب مجموع فتاوای او آمده است:

السنه ومکانتها فی الإسلام وفی أصول التشریع الحمد لله رب العالمین , والصلاه والسلام على سید المرسلین ومن اهتدى بهداه إلى یوم الدین , أما بعد : فهذا بحث مهم یتعلق بالسنه وأنها الأصل الثانی من أصول الإسلام یجب الأخذ بها والاعتماد علیها إذا صحت عن رسول الله صلى الله علیه وسلم فأقول : من المعلوم عند جمیع أهل العلم أن السنه هی الأصل الثانی من أصول الإسلام , وأن مکانتها فی الإسلام الصداره بعد کتاب الله عز وجل , فهی الأصل المعتمد بعد کتاب الله عز وجل بإجماع أهل العلم قاطبه , وهی حجه قائمه مستقله على جمیع الأمه , من جحدها أو أنکرها أو زعم أنه یجوز الإعراض عنها والاکتفاء بالقرآن فقط فقد ضل ضلالا بعیدا , وکفر کفرا أکبر , وارتد عن الإسلام بهذا المقال , فإنه بهذا المقال وبهذا الاعتقاد یکون قد کذب الله ورسوله , وأنکر ما أمر الله به ورسوله , وجحد أصلا عظیما فرض الله الرجوع إلیه والاعتماد علیه والأخذ به , وأنکر إجماع أهل العلم علیه , وکذب به , وجحده , وقد أجمع علماء الإسلام على أن الأصول المجمع علیها ثلاثه : الأصل الأول : کتاب الله . والأصل الثانی : سنه رسول الله علیه الصلاه والسلام .

سنت و جایگاه آن در اسلام و در اصول تشریع. سنت اصل دوم از اصول اسلام است که پیروی و اعتماد به آن در صورتی که با سند صحیح از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده باشد، واجب است…. سنت به صورت مستقل بر تمام امت حجت است. هر کس آن را جحد (انکار بعد از یقین) یا انکار کند، یا خیال کند که رویگردانی از آن جایز است و باید تنها به قرآن بسنده کرد، به راستی که با گفتن این سخن، گرفتار گمراهی زیاد ، کفر اکبر و از اسلام مرتد شده است؛ زیرا با این سخن و این اعتقاد ، خدا و پیامبرش را تکذیب و چیزی را که خدا و پیامبرش به آن دستور داده، انکار کرده است… .

hadis-ahameyat1     hadis-ahameyat2 hadis-ahameyat3     و همچنین از عمر بن خطاب نقل شده است که هر کس بگوید، تنها به قرآن استناد کنید و سنت را رها کنید، احمق است. سیوطی در مفتاح الجنه می‌نویسد:

وأخرج سعید بن منصور عن عمران بن حصین أنهم کانوا یتذاکرون الحدیث فقال رجل دعونا من هذا وجیؤنا بکتاب الله فقال عمر إنک أحمق أتجد فی کتاب الله الصلاه مفسره أتجد فی کتاب الله الصیام مفسرا إن القرآن أحکم ذلک والسنه تفسره .

سعید بن منصور از عمران بن حصین نقل کرده است که آن‌ها در باره حدیث بحث می‌کردند که شخصی گفت: حدیث را رها کنید و از کتاب خدا برای ما استدلال کنید؛ پس عمر گفت: تو احمق هستی . آیا در کتاب خدا، نماز به تفصیل آمده است؟ آیا در کتاب خدا می‌توانی تمام جزئیات روزه را بیابی؟ قرآن به آن حکم کرده و سنت آن را تفسیر می‌کند.

السیوطی ، عبد الرحمن بن أبی بکر ، مفتاح الجنه فی الاحتجاج بالسنه ، ص۴۲.   hadis-ahameyat4 hadis-ahameyat5   آن چه عبد العزیز بن باز گفته و از خلیفه دوم نقل شده است، سخنی است حق و مطابق با قرآن. هیچ مسلمانی نمی‌تواند در حقانیت آن تردید کند؛ اما سؤال این است که در صحیح‌ترین کتاب‌های اهل سنت آمده است که خلیفه دوم در آخرین روزهای وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله اجازه نداد که آن حضرت وصیت نامه خود را بنویسد و گفت: «حسبنا کتاب الله؛ کتاب خدا برای ما کافی است».

عن بن عَبَّاسٍ قال لَمَّا اشْتَدَّ بِالنَّبِیِّ (ص) وَجَعُهُ قال ائْتُونِی بِکِتَابٍ أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ قال عُمَرُ إِنَّ النبی (ص) غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَنَا کِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا…

از عبد الله بن عباس نقل شده است که بیماری رسول خدا صلی الله علیه وآله تشدید شد، فرمود: برای من کتابی بیاورید تا چیزی بنویسم که بعد از آن گمراه نشوید. عمر گفت: بیماری بر پیامبر غلبه کرده است، کتاب در نزد ماست و برای ما کافی است.

صحیح بخاری، کتاب العلم ، باب کتابه العلم، ح۱۱۴

و مسلم نیز در صحیح خود آورده است:

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- وَفِى الْبَیْتِ رِجَالٌ فِیهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ النَّبِىُّ -صلى الله علیه وسلم- « هَلُمَّ أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لاَ تَضِلُّونَ بَعْدَهُ ». فَقَالَ عُمَرُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْوَجَعُ وَعِنْدَکُمُ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا کِتَابُ اللَّهِ.

از ابن عباس نقل شده است که وقتی رسول خدا صلی الله علیه وآله به حالت احتضار افتاد، در خانه او عده‌ای از جمله عمر بن خطاب حضور داشتند، آن حضرت فرمود: کتابی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که بعد از آن گمراه نشوید. عمر گفت: بیماری بر پیامبر خدا صلی الله علیه وآله غلبه کرده است، پیش شما قرآن وجود دارد و کتاب خدا ما را کفایت می‌کند.

صحیح مسلم . کتاب الوصیه ، باب تَرْکِ الْوَصِیَّهِ لِمَنْ لَیْسَ لَهُ شَىْءٌ یُوصِى فِیه ، ح۴۲۲۳.

این دو روایت که در بخاری و مسلم نقل شده است، ثابت می‌کند که خلیفه دوم اعتقاد داشته با وجود کتاب خدا، نیازی به سنت پیامبر نیست و “کتاب خدا برای مردم کفایت می‌کند”. از مفتی اعظم عربستان می‌پرسیم نظر شما در باره روایتی که صحیح‌ترین کتاب‌های شما آمده چیست؟ و شما این تناقض را چگونه حل می‌کنید؟ البته بن باز در سال ۱۴۲۰هـ از دنیا رفته و امروز زنده نیست که به این سؤال پاسخ دهد؛ پس پیروان و دوست‌داران او باید پاسخ این سؤال را بدهند. اگر پاسخی دارند.