ابن کثیر دمشقی سلفی؛ هر چند که شاگرد ابن تیمیه و از هواداران او به شمار می‌رود؛ اما در مواردی مجبور شده است که به حقایق اعتراف کند ؛ از جمله وقتی به آیه ۶۴ سوره مبارکه نساء می‌رسد ، به صراحت اعتراف می‌کند که خداوند در این آیه گناهنکاران را راهنمایی کرده است که اگر گناهی کردند، نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله بیایند و آن حضرت را شفیع خود قرار دهند:

 

وقوله (ولو أنهم إذا ظلموا أنفسهم) الآیه یرشد تعالى العصاه والمذنبین إذا وقع منهم الخطأ والعصیان أن یأتوا إلى الرسول صلى الله علیه وسلم فیستغفروا الله عنده ویسألوه أن یغفر لهم فإنهم إذا فعلوا ذلک تاب الله علیهم ورحمهم وغفر لهم ولهذا قال (لوجدوا الله توابا رحیما) وقد ذکر جماعه منهم الشیخ أبو منصور الصباغ

فی کتابه الشامل الحکایه المشهوره عن العتبی قال کنت جالسا عند قبر النبی e فجاء أعرابی فقال السلام علیک یا رسول الله سمعت الله یقول ) ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ( وقد جئتک مستغفرا لذنبی مستشفعا بک إلى ربی ثم أنشأ یقول

یا خیر من دفنت بالقاع أعظمه       ***   فطاب من طیبهن القاع والأکم

نفسی الفداء لقبر أنت ساکنه         ***    فیه العفاف وفیه الجود والکرم

ثم انصرف الأعرابی فغلبتنی عینی فرأیت النبی صلى الله علیه وآله وسلم فی النوم فقال یا عتبی إلحق الأعرابی فبشره أن الله قد غفر له.

خداوند فرموده است: «اگر آن‌ها که به خود ظلم کرده‌اند» خداوند در این سرکشان و گناهکاران را راهنمایی کرده است که اگر خطا و گناهی از آن‌ها سرزد، نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله بیایند، در کنار آن حضرت از خداوند طلب استغفار کنند و از پیامبر نیز بخواهند که او را ببخشد. اگر آن‌ها این کار را انجام دادند، خداوند توبه آن‌ها را می‌پذیرد، به آن‌ها رحم می‌کند و آن‌ها را می‌بخشد؛ به همین خاطر خداوند فرموده است که در این صورت «خداوند را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت».

جماعتی از علما از جمله ابو منصور صباغ در کتاب شامل خود حکایت مشهوری را از عتبی نقل کرده است که من در کنار قبول رسول خدا صلی الله علیه وآله نشسته بودم که یک اعرابی آمد و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا ! از خداوند شنیده‌ام که فرمود: « و اگر آنها هنگامى که به خود ستم کردند، پیش تو مى‌آمدند و از خدا آمرزش مى‌خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش مى‌کرد، قطعا خدا را توبه‌پذیر و مهربان مى‌یافتند»

و من پیش تو آمده‌ام و از گناهانم طلب بخشش می‌کنم، تو را شفیع خودم پیش خدا قرار داده‌ام. سپس این شعر را خواند :

«ای بهترین کسی که استخوان هایش در زمین هموار دفن گشته

و از بوی خوش آن دشت و دمن خوشبو شده است.

جانم فدای قبری که تو در آن آرمیده ای، که عفاف جود و کرم در آن است.»

سپس اعرابی بازگشت. در این لحظه خواب بر چشمان من غلبه کرد، پیامبر صلی الله علیه وآله را در خواب دیدم که فرمود: ای عتبی ! خودت را به اعرابی برسان و بگو که خداوند گناه تو را بخشید.

إبن کثیر الدمشقی ، إسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم ، ج ۱   ص ۵۲۰

 

 

ebnkasir-tavassol1

 

ebnkasir-tavassol2

ebnkasir-tavassol3

 

 

حال از وهابی‌ها می‌پرسیم که آیا ابن کثیر دمشقی سلفی نیز کافر، مشرک، بدعت‌گذار، قبر پرست، محدور الدم و … هست یا شرک دانستن توسل تنها بهانه‌ای برای تهاجم به اهل بیت علیهم السلام و مذهب حقه آنان؟

اگر آن طور که ابن کثیر تصریح کرده ، توسل امری مشروع و دستور خداوند به تمام گناهکاران است، چرا شما وهابی‌ها بر خلاف دستور خداوند آن را شرک و کفر می‌دانید؟

آیا شما از خود خداوند هم شرک و کفر را بهتر می‌فهمید؟

 

موفق باشید