یکی از بهترین روایاتی که به روشنی خلافت و جانشینی اهل بیت علیهم السلام را ثابت می‌کند، روایت «انی تارک فیکم خلیفتین کاملتین» است که به اعتراف بزرگان اهل سنت و حتی وهابیت با سند صحیح نقل شده است.

 

بررسی سندی و دلالی روایت «انی تارک فیکم خلیفتین»

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از بهترین روایاتی که به روشنی خلافت و جانشینی اهل بیت علیهم السلام را ثابت می‌کند، روایت «انی تارک فیکم خلیفتین کاملتین» است که به اعتراف بزرگان اهل سنت و حتی وهابیت با سند صحیح نقل شده است.

مصادر روایت:

این روایت با تعبیرات گوناگون؛‌ از جمله : «إنی قد تَرَکْتُ فِیکُمْ خَلِیفَتَیْنِ» ؛ «إنی قد تَرَکْتُ فِیکُمُ الْخَلِیفَتَیْنِ»؛ «إنی تارک فیکم الخلیفتین» ؛ «انى تَارِکٌ فِیکُمْ خَلِیفَتَیْنِ» در منابع اهل سنت با سند‌هاى معتبر نقل شده است.

از آن جایى که سند همه این روایت، تقریبا یک سند است، ما تنها متن ابن أبى شیبه را که قدیمى‌ترین کتاب در این باره است نقل مى‌کنیم:

نا أَبُو دَاوُدَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ، عَنْ شَرِیکٍ، عَنِ الرُّکَیْنِ، عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ حَسَّانَ، عَنْ زَیْدِ بْنِ ثَابِتٍ، یَرْفَعُهُ، قَالَ:

«إِنِّی تَرَکْتُ فِیکُمُ الْخَلِیفَتَیْنِ کَامِلَتَیْنِ: کِتَابَ اللَّهِ، وَعِتْرَتِی، وَإِنَّهُمَا لَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ».

 

khalifatain (16) khalifatain (17) khalifatain (18) khalifatain (19)

 

إبن أبی شیبه الکوفی، ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفاى۲۳۵ هـ)، مسند ابن أبی شیبه ، ج ۱، ص۱۰۸، ح۱۳۵، تحقیق : عادل بن یوسف العزازی و أحمد بن فرید المزیدی ، ناشر : دار الوطن – الریاض ، الطبعه : الأولى ، ۱۹۹۷م؛

إبن أبی شیبه الکوفی، ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفاى۲۳۵ هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج ۶، ص۳۰۹، ح۳۱۶۷۹، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ناشر: مکتبه الرشد – الریاض، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۹هـ؛

الطبرانی،  ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى۳۶۰هـ)، المعجم الکبیر، ج ۵، ص۱۵۳، ح۴۹۲۱ ؛ ج ۵، ص۱۵۴، ح۴۹۲۲ ،  تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبه الزهراء – الموصل، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۳م؛

الشیبانی،  ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى۲۴۱هـ)، فضائل الصحابه،ج ۲، ص۶۰۳، ح۱۰۳۲؛ ج ۲، ص۷۸۶، ح۱۴۰۳،‌ تحقیق د. وصی الله محمد عباس، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۳هـ – ۱۹۸۳م؛

الشیبانی،  ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج ۵، ص۱۸۱، ح۲۱۶۱۸؛ ج ۵، ص۱۸۹، ح۲۱۶۹۷، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر؛

القرطبی ، بقی بن مخلد (متوفاى۲۷۶هـ) ، ما روی الحوض والکوثر (الذیل على جزء بقی بن مخلد)، ج ۱، ص۱۳۷، تحقیق : عبد القادر محمد عطا صوفی ، ناشر : مکتبه العلوم والحکم – المدینه المنوره ، الطبعه : الأولى ، ۱۴۱۳هـ؛

الشیبانی، عمرو بن أبی عاصم الضحاک (متوفاى۲۸۷هـ)، السنه، ج ۲، ص۳۵۱؛ ج ۲، ص۶۴۳ ، ح۱۵۴۸ ـ ۱۵۴۹، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۰هـ؛

الثعلبی النیسابوری، ابوإسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم (متوفاى۴۲۷هـ)، الکشف والبیان، ج ۳، ص۱۶۳، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعه وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۲هـ-۲۰۰۲م؛

الأنصاری الشافعی، سراج الدین أبی حفص عمر بن علی بن أحمد المعروف بابن الملقن(متوفاى۸۰۴هـ)، تذکره المحتاج إلى أحادیث المنهاج ، ج ۱، ص۶۴، تحقیق : حمدی عبد المجید السلفی ، ناشر : المکتب الإسلامی  – بیروت  ، الطبعه : الأولى  ، ۱۹۹۴م؛

و …

 

khalifatain (13) khalifatain (14) khalifatain (15)

 

 

 

بررسی سند روایت:

عُمَرُ بْنُ سَعْد:

از روات مسلم و سایر صحاح سته اهل سنت:

عمر بن سعد بن عبید أبو داود الحفری بفتح المهمله والفاء نسبه إلى موضع بالکوفه ثقه عابد من التاسعه مات سنه ثلاث ومائتین م ۴

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى۸۵۲هـ)، تقریب التهذیب، ج۱ ، ص۴۱۳، رقم: ۴۹۰۴، تحقیق: محمد عوامه، ناشر: دار الرشید – سوریا، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶ – ۱۹۸۶.

شریک بن عبد الله:

از روات، مسلم و سایر صحاح سته:

شریک بن عبد الله النخعی الکوفی القاضی بواسط ثم الکوفه أبو عبد الله صدوق یخطىء کثیرا تغیر حفظه منذ ولی القضاء بالکوفه وکان عادلا فاضلا عابدا شدیدا على أهل البدع من الثامنه مات سنه سبع أو ثمان وسبعین خت م ۴

تقریب التهذیب ، ج۱ ، ص۲۶۶، رقم: ۲۷۸۷

رکین بن الربیع الفزاری:

از روات مسلم و سایر صحاح سته:

رکین بالتصغیر بن الربیع بن عمیله بفتح المهمله الفزاری أبو الربیع الکوفی ثقه من الرابعه مات سنه إحدى وثلاثین بخ م ۴

تقریب التهذیب ، ج ۱، ص۱۹۴۴، رقم: ۱۹۵۶

القاسم بن حسان:

القاسم بن حسان العامری الکوفی مقبول من الثالثه د س

تقریب التهذیب، ج۱ ، ص۴۴۹، رقم: ۵۴۵۴

زید بن ثابت:

صحابى.

khalifatain (10) khalifatain (11) khalifatain (12)

 

 

 

تصحیح روایت:

ناصر الدین البانى که از او با عنوان بخارى دوران یاد کرده‌اند، این روایت را «صحیح» دانسته است:

۲۴۵۷. إنی تارک فیکم خلیفتین : کتاب الله حبل ممدود ما بین السماء و الأرض و عترتی أهل بیتی و إنهما لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض

( حم طب ) عن زید بن ثابت .

( صحیح )

ألبانی، محمد ناصر الدین (متوفاى۱۴۲۰هـ)، صحیح جامع الصغیر وزیادته، ج۱، ص۴۸۲، ح۲۴۵۷، ناشر: المکتب الإسلامی .

 

khalifatain (1) khalifatain (2) khalifatain (3)

 

 

على بن أبى بکر هیثمى نیز در دو جا از کتاب خود سند این روایت را تصحیح کرده است:

رواه الطبرانی فی الکبیر ورجاله ثقات.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفاى ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ۱، ص۱۷۰، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.

رواه أحمد وإسناده جید

مجمع الزوائد، ج ۹، ص۱۶۳

 

khalifatain (4) khalifatain (5) khalifatain (6) khalifatain (7) khalifatain (8) khalifatain (9)

 

 

 

آن چه این روایت ثابت می‌کند:

این روایت نتایج قابل توجهى دارد؛ از جمله:

۱. قرآن و اهل بیت علیهم السلام، هر دو در کنارهم، جانشینان آخرین پیامبر خدا صلى الله علیه وآله هستند، عدم پذیرش رهبرى آن‌ها و یا عدم تمسک به یکى از آن‌ها ، انکار سخن پیامبر خدا است و منجر به گمراهى ابدى خواهد شد:

وَما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً. الأحزاب/۳۶.

هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش امرى را لازم بدانند، اختیارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر کس نافرمانى خدا و رسولش را کند، به گمراهى آشکارى گرفتار شده است!

با این توضیح تکلیف کسانی که اطاعت از اهل بیت علیهم السلام را با اطاعت از دیگران عوض کرده‌اند، مشخص می‌شود .

۲. اطاعت مطلق از اهل البیت علیهم السلام واجب است؛ همان طورى که اطاعت مطلق از قرآن واجب است، کسى نمى‌تواند ادعا کند که با اطاعت از قرآن، نیازى به اطاعت از «اهل البیت» نیست؛ زیرا در این صورت سخن رسول خدا صلى الله علیه وآله را رد کرده است؛

۳. این دو تا قیام قیامت از یکدیگر جدا نخواهند شد. (وَإِنَّهُمَا لَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ).

این جا است که عصمت مطلق «اهل البیت» علیه السلام ثابت مى‌شود؛ زیرا اگر اهل بیت معصوم نباشند و از آن‌هاى خطاى سر بزند، در همان لحظه از قرآن فاصله گرفته‌اند و این بر خلاف نص صریح رسول خدا صلى الله علیه وآله است؛ پس همان طورى که قرآن از هر خطاى مصون است و هیچ باطلى در آن راه ندارد، اهل البیت نیز این چنین هستند.

لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمید. فصلت/ ۴۲ .

هیچ گونه باطلى، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آید چرا که از سوى خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است‏

۴. تأکید بر عدم جدائى قرآن از اهل بیت تا ورود بر حوض کوثر، از یک طرف جاودانه بودن قرآن را تا قیام قیامت ثابت مى‌کند و از طرف دیگر بر همگان گوشزد مى‌کند که باید تا قیامت شخصى از اهل بیت در کنار قرآن باشد. و شیعیان از این مسأله بر زنده بودن امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف استدلال کرده‌اند.

علامه مناوى، از علماى برجسته اهل سنت در این باره مى‌نویسد:

قال ( الشریف ): هذا الخبر یفهم وجود من یکون أهلا للتمسک به من أهل البیت والعتره الطاهره فی کل زمن إلى قیام الساعه حتى یتوجه الحث المذکور إلى التمسک به کما أن الکتاب کذلک فلذلک کانوا أمانا لأهل الأرض فإذا ذهبوا ذهب أهل الأرض ) حم طب عن زید بن ثابت ( قال الهیثمی: رجاله موثقون ورواه أیضا أبو یعلى بسند لا بأس به والحافظ عبد العزیز بن الأخضر.

این حدیث به ما مى‌فهماند که همواره یک نفر از اهل بیت و عترت پاک در هر زمانى تا قیام قیامت باشد، تا تشویق به تمسک به او مصداق پیدا کند؛ همان‌طورى که قرآن این چنین است؛ به همین خاطر است که آنان مایه امان براى اهل زمین هستند و وقتى نباشند، اهل زمین نیز نخواهند بود. این روایت را احمد بن حنبل در مسند خود و طبرانى در معجم کبیر از زید بن ثابت نقل کرده‌اند و هیثمى گفته است که «راویان آن موثق هستند. همیچنین ابویعلى و حافظ عبد العزیز بن أخضر آن را با سندى نقل کرده است که اشکالى در آن نیست».

المناوی، عبد الرؤوف بن علی، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۳، ص۱۵، المکتبه التجاریه الکبری – مصر، ۱۳۵۶هـ.

۵ . همان‌طورى که قرآن کریم ««تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ء» (النحل/ ۸۹) هست، «اهل البیت» نیز باید این گونه باشند؛ زیرا کسى که همیشه با قرآن است، از تمام حقایق قرآن نیز با خبر است؛ پس او نیز باید «تبیانا لکل شیء» باشد تا مفهوم «عدم جدائی» بین قرآن و عترت تحقق یابد.

بنابراین، بر طبق این روایت، قرآن و «اهل البیت» در هر چیز همتراز یکدیگر هستند؛ پس پیروان قرآن وظیفه دارند که از «اهل البیت» نیز پیروى کنند و از رفتن به خانه دیگران خوددارى نمایند.

۶ . مراد از «اهل بیتی» نمى‌تواند همسران پیامبر صلى الله علیه وآله باشند؛ چرا که ویژگى‌هاى شمرده شده در این روایت بر آنان تطبیق نمى‌کند؛ زیرا در این روایت رسول خدا از جمله «وَإِنَّهُمَا لَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ» استفاده کرده است.

واضح است که زنان امهات المؤمنین همگى از دنیا رفته‌اند و کسى از آنان باقى نمانده است تا قرآن را تا قیامت همراهى نماید.

از این گذشته، رفتار و کردار برخى از همسران رسول خدا صلى الله علیه وآله طورى بوده است که این جمله هرگز شامل آن‌ها نخواهد شد؛ از جمله عائشه در جنگ جمل علیه خلیفه برحق رسول خدا خروج کرد و باعث شد که در این جنگ بیش از بیست هزار نفر کشته شوند؛ و حال آن که خداوند مى‌فرماید:

وَمَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیما. النساء/۹۳.

و هر کس، فرد باایمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است در حالى که جاودانه در آن مى‏ماند و خداوند بر او غضب مى‏کند و او را از رحمتش دور مى‏سازد و عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است.

آیا مى‌توان پذیرفت که عائشه در زمان جنگ جمل ، با قرآن بوده است؟

علامه آلوسى تصریح مى‌کند که «اهل بیت» مورد نظر در حدیث ثقلین شامل همسران پیامبر نخواهد شد:

وأنت تعلم أن ظاهر ما صح من قوله صلى الله تعالى علیه وسلم : إنی تارک فیکم خلیفتین وفی روایه ثقلین کتاب الله حبل ممدود ما بین السماء والأرض وعترتی أهل بیتی وإنهما لن یفترقا حتى یردا على الحوض یقتضی أن النساء المطهرات غیر داخلات فی أهل البیت الذین هم أحد الثقلین لأن عتره الرجل کما فی الصحاح نسله ورهطه الأدنون…

تو مى دانى که حدیث صحیح پیامبر خدا(ص) که فرمود: «إنى تارک فیکم خلیفتین…» اقتضا دارد که همسران پاک داخل اهل بیتى نباشند که یکى از ثقلین قرار گرفت. زیرا عترت مرد همانگونه که در کتاب صحاح (جوهری) وارد شد، نسل و گروه نزدیک او مى باشند… .

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفاى۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج ۲۲، ص۱۶، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

 

موفق باشید

سید محمد یزدانی