محمد ثناء الله مظهری در تفسیر خود در باره امیرمؤمنان علیه السلام می‌نویسد:

امیرمؤمنان علیه السلام، قطب کمالات ولایت و قطب سایر اولیاء است و حتی صحابه نیز پیروان او در مقام ولایت هستند.

 

به نام خدای علی و اعلی

معرفی کوتاه:

المظهری، محمد ثناء الله

قاضی مولوی محمد ثناء الله هندی پانی پتی نقشبندى حنفی عثمانی مظهری، از شاگردان شاه ولی الله دهلوی که شاه عبد العزیز دهلوی او را «بیهقی زمان» نام نهاده بود.

در سال ۱۱۴۳هـ شهر «پانیْ پَتْ»، شهری در شرق ایالت «هاریانا» در شمال غربی «هند» در مرکز ناحیه‌ای به همین نام و در ۹۲ کیلومتری شمال غربی «دهلی» به دنیا آمد .

قرآن را در هفت سالگی حفظ و سپس به یادگیری علوم عقلی و نقلی پرداخته و تبحر یافت . پس آن به دهلی سفر و ملازم شاه ولی الله دهلوی را نصیب شد و از او حدیث شنید . طریقه نقشبندیه را از شیخ خواجه محمد عابد و طریقه احمدیه را از شیخ میرزا خانجان مظهر فراگرفت.

کتاب‌های زیادی در تفسیر، فقه و دیگر علوم اسلامی تألیف نموده که از جمله آن‌ها می‌توان به تفسیر مشهور «تفسیر المظهری» و کتاب فقهی «ما لابد منه» اشاره کرد . وی در رجب سال ۱۲۲۵هـ از دنیا رفت.

*****

او همانند بسیاری از دانشمندان نقشبندی، امیرمؤمنان علی بن أبی‌طالب علیه  السلام را سردسته و قطب اولیاء، پیشوای واصلان به حق، واسطه فیض بین خدا و خلق و شاهدی بر صداقت رسول خدا صلی الله علیه وآله می‌داند.

یکی از آیاتی که او تصریح می‌کند در شأن امیرمؤمنان علیه السلام نازل شده ، این آیه مبارکه است:

أَفَمَنْ کَانَ عَلَى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ وَیَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ…

مظهری، پس از نقل دیدگاه‌های مختلف در باره مصداق «شاهد» در این آیه تصریح می‌کند که  مقصود از آن امیرمؤمنان علیه السلام است؛ زیرا او قطب کمالات ولایت و قطب اولیای الهی است و حتی صحابه نیز پیروان او در مقام ولایت هستند :

وقیل الشاهد هو على بن ابى طالب قال البغوی قال على رضى الله عنه ما من رجل من قریش الا وقد نزلت فیه آیه من القران فقال له رجل وأنت اىّ شیء نزل فیک- قال وَیَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ- فان قیل فما وجه تسمیه على بالشاهد- قلت لعل وجه ذلک انه أول من اسلم من الناس فهو أول من شهد بصدق النبی صلى الله علیه وسلم.

والاوجه عندى ان یقال ان علیّا رضى الله عنه کان قطب کمالات الولایه وسائر الأولیاء حتّى الصحابه رضوان الله علیهم اتباع له فى مقام الولایه.

 وافضلیه الخلفاء الثلاثه بوجه اخر کذا حقق المجدد رضى الله عنه فى مکتوب من اواخر مکتوباته.

 فکانّ معنى الایه أَفَمَنْ کانَ عَلى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ یعنى على حجه واضحه وبرهان قاطع وهو محمّد صلى الله علیه وسلم- فانه کان على حجه واضحه من ربه وبرهان قاطع یفید العلم بالقطع انه رسول الله- وذلک معجزاته وأفضلها القران وعلومه المستنده الى الوحى- ویتلوه اى یتبعه شاهد من الله على صدقه وهو علىّ ومن شاکله من الأولیاء- فان کرامات الأولیاء معجزات للنبى صلى الله علیه وسلم وعلومهم المستنده الى الإلهام والکشف ظلال لعلوم النبی صلى الله علیه وسلم- المستنده الى الوحى فتلک الکرامات والعلوم شاهده على صدق النبی صلى الله علیه وسلم- فقوله صلى الله علیه وسلم انا دار الحکمه وعلىّ بابها رواه الترمذی بسند صحیح عن على…

1 2 3 4

 

 

برخی گفته‌اند که مقصود از «شاهد» علی بن أبی طالب (علیه السلام) است. بغوی گفته است:

امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: “مردی از قریش نیست؛ مگر این که آیه‌ای از قرآن در باره او نازل شده است” شخصی پرسید: کدام آیه در باره تو نازل شده است؟ آن حضرت فرمود :‌ آیه «وَیَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ».[۱]

اگر گفته شود که دلیل نامگذاری امیرمؤمنان علیه السلام به «شاهد» چیست؟ می‌گویم: شاید دلیل آن این باشد که آن حضرت نخستین شخصی بود که از میان مردم مسلمان شد؛ پس او نخستین کسی است که به صداقت رسول خدا صلی الله علیه وآله شهادت داده است.

دلیل بهتر از نظر من (مظهری) این است که امیرمؤمنان علیه السلام، قطب کمالات ولایت و سایر اولیاء است و حتی صحابه نیز پیروان او در مقام ولایت هستند.

افضیلت خلفا از راه دیگری ثابت می‌شود.

مجدد در اواخر مکتوباتش این دیدگاه را دیدگاه حق دانسته است[۲]

انگار که معنای آیه این چنین می‌شود که «آیا کسى که از جانب پروردگارش بر حجّتى روشن است» یعنی حجت روشن و برهان قاطع که مقصود از آن حضرت محمد صلی الله علیه واله است. اوست که با حجت واضح از جانب پروردگارش و با برهان قاطع و یقین‌آور از جانب خداوند آمده است. او دارای معجزاتی است که قرآن برترین آن‌هاست. علوم آن حضرت،‌ مستند به وحی است.

« وَیَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ ؛ و شاهدى از [جانب خدا] در پى اوست» که مقصود از آن امیرمؤمنان علیه السلام و اولیای همانند او است. زیرا کرامات اولیاء، معجزات پیامبر صلی الله علیه وآله است. علوم اولیاء مستند به الهام و مکاشفه، و سایه‌ای از علوم رسول خدا صلی الله علیه واله است که مستند به وحی است. پس این کرامات و علوم شاهدی بر راستگویی رسول خدا صلی الله علیه وآله است. این سخن آن حضرت را که فرمود: “من خانه حکمت و علی دروازه آن است”  ترمذی با سند صحیح از امیرمؤمنان علیه السلام نقل کرده است…

 

و در جای دیگر از همین کتاب پس از نقل روایت متواتر ثقلین می‌نویسد:

 

وروى الترمذی عن جابر قال رایت رسول الله صلى الله علیه وسلم فى حجته یوم عرفه وهو على ناقته القصواء یخطب فیقول یا ایها الناس انى ترکت فیکم ما ان أخذتم به لن تضلوا کتاب الله وعترتى اهل بیتی- قلت أشار النبی صلى الله علیه وسلم الى اهل البیت لانهم اقطاب الإرشاد فى الولایات أولهم على علیه السلام ثم ابناؤه الى الحسن العسکری…

 

5 6 7

 

رسول خدا صلی الله علیه واله در این روایت اشاره کرده به اهل البیت علیهم السلام؛ زیرا آن‌ها قطب ارشاد در ولایات هستند که نخستین آن‌ها امیرمؤمنان علیه السلام و سپس فرزندان آن حضرت تا امام حسن عسکری علیهم السلام هستند.

هر چند که او در ادامه به جای حضرت حجت علیه السلام، شیخ عبد القادر گیلانی را قطب دوازدهم معرفی می‌کند که این دیدگاه او بر خلاف دیدگاه علامه سرهندی مجدد الف ثانی است. و البته نباید از این افراد انتظار داشت که حقیقت را به صورت کامل بپذیرند و بیان کنند. اما همین اندازه هم برای اثبات جدایی اهل سنت از وهابیت  تکفیری کفایت می‌کند.

*****

 

[۱] . رک : تفسیر البغوی ، دار النشر : دار المعرفه – بیروت ، تحقیق : خالد عبد الرحمن العک ، ج۲، ص۳۷۷.

[۲] . اشاره به مکتوب ۱۲۳ از مکتوباب امام ربانی علامه سرهندی که علمای اهل سنت شبهه قاره و شرق ایران از او با عناوین « قطب دوران»، «عارف زمان» و «مجدد هزاره دوم» یاد می‌کنند. کتاب «مکتوبات امام ربانی» توسط مولوی عبد المجید مراد زهی خاشی، استاد دار العلوم زاهدان ترجمه شده و در دسترس همگان قرار دارد.

برای دیدن سخن علامه سرهندی در باره مقامات اهل بیت علیهم السلام به آدرس ذیل مراجعه فرمایید:

http://smyazdani.com/?p=2196