ابن قیم الجوزیه، شاگرد ارشد ابن تیمیه حرانی در کتاب روضه المحبین ونزهه المشتاقین فتوا می‌دهد که اگر کسی بیمار شود و تنها راه مداوای او، بوسیدن و بغل کردن زن اجنبی باشد، اشکالی ندارد..

 

تداوی بیماری افسردگی با بغل کردن و بوسیدن زن اجنبی!

 

ابن قیم الجوزیه، شاگرد ارشد ابن تیمیه حرانی در کتاب روضه المحبین ونزهه المشتاقین فتوا می‌دهد که اگر کسی بیمار شود و تنها راه مداوای او، بوسیدن و بغل کردن زن اجنبی باشد، اشکالی ندارد و همانند مداوا کردن با خوردن شراب و … است . دلیل او برای مشروعیت این کار، داستان نصر بن حجاج است که در زمان خلیفه دوم عاشق زن یکی از أصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله شد و …

 

وقال مخلد بن الحسین حدثنا هشام بن حسان عن محمد بن سیرین قال کان عمر بن الخطاب یعس باللیل فسمع صوت امرأه تغنی وتقول

هل من سبیل إلى خمر فأشربها … أم هل سبیل إلى نصر بن حجاج

فقال أما وعمر حی فلا فلما أصبح بعث إلى نصر بن حجاج فإذا رجل جمیل فقال اخرج فلا تساکنی بالمدینه فخرج حتى أتى البصره وکان یدخل على مجاشع بن مسعود وکانت له امرأه جمیله فأعجبها نصر فأحبها وأحبته فکان یقعد هو ومجاشع یتحدثان والمرأه معهما فکتب لها نصر فی الأرض کتابا فقالت وأنا فعلم مجاشع أنها جواب کلام وکان مجاشع لا یکتب والمرأه تکتب فدعا بإناء فأکفاه على المکتوب ودعا کاتبا فقرأه فإذا هو إنی لأحبک حبا لو کان فوقک لأظلک ولو کان تحتک لأقلک وبلغ نصرا ما صنع مجاشع فاستحیا ولزم بیته وضنی جسمه حتى کان کالفرخ فقال مجاشع لامرأته اذهبی إلیه فأسندیه إلى صدرک وأطعمیه الطعام بیدک فأبت فعزم علیها فأتته فأسندته إلى صدرها وأطعمته الطعام بیدها فلما تحامل خرج من البصره

إن الذین بخیر کنت تذکرهم … هم أهلکوک وعنهم کنت أنهاکا

لا تطلبن شفاء عند غیرهم … فلیس یحییک إلا من توفاکا

فإن قیل فهل تبیح الشریعه مثل ذلک قیل إذا تعین طریقا للدواء ونجاه العبد من الهلکه لم یکن بأعظم من مداواه المرأه للرجل الأجنبی ومداواته لها ونظر الطبیب إلى بدن المریض ومسه بیده للحاجه وأما التداوی بالجماع فلا یبیحه الشرع بوجه ما وأما التداوی بالضم والقبله فإن تحقق الشفاء به کان نظیر التداوی بالخمر عند من یبیحه بل هذا أسهل من التداوی بالخمر فإن شربه من الکبائر وهذا الفعل من الصغائر والمقصود أن الشفاعه للعشاق فیما یجوز من الوصال والتلاق سنه ماضیه وسعی مشکور

وقد جاء عن غیر واحد من الخلفاء الراشدین ومن بعدهم أنهم شفعوا هذه الشفاعه

 

 

مخلد بن حسین از هشام بن حسان از محمد بن سیرین نقل کرده است که عمر بن خطاب شبانه گشت می‌زد که شنید زنی آواز می‌خواند و می‌گوید:

آیا راهی هست که من به شراب برسم و بنوشم؟ آیا راهی برای رسیدن به نصر بن حجاج وجود دارد؟

عمر گفت: تا عمر زنده است، خیر (تو به نصر بن حجاج نمی‌رسی)!!

وقتی صبح شد، شخصی را به دنبال نصر بن حجاج که مرد زیبایی بود، فرستاد. به او گفت: تو اخراجی و دیگر حق نداری در مدینه بمانی

نصر از مدینه خارج شد ، به بصره رفت و مهمان مجاشع بن مسعود شد. مجاشع زن زیبایی داشت. نصر از آن زن خوشش آمد و عاشق او شد. روزی مجاشع و نصر نشسته بودند و باهمدیگر گپ می‌زدند . زن هم در  مجلس حاضر بود . نصر بر روی زمین نامه‌ای نوشت و زن هم در پاسخ نوشت: و من هم ..

مجاشع فهمید که بین آن‌ها سخنی رد و بدل شده است. مجاشع، نوشتن بلد نبود و همسرش می‌توانست. مجاشع، ظرفی خواست و روی نوشته‌ها گذاشت . کاتبی را فراخواند. کاتب خواند:

من به راستی تو را دوست دارم، اگر روی تو باشم، برسرت سایه می‌افکنم و اگر در زیر تو باشم، وزنت را تحمل خواهم کرد.

به نصر خبر رسید که مجاشع ماجرا را فهمیده است. پس نصر خجالت کشید و خود را در خانه‌اش حبس کرد. سپس بیمار شد؛ به طوری که بدنش همانند جوجه مرغی، نحیف شده بود.

مجاشع به همسرش گفت: برو پیشش، او را به سینه‌ات بچسپان و با دستان خودت به او غذا بده . زن قبول نکرد؛ اما شوهرش او را وادار کرد که این کار را انجام دهد. پس آن زن آمد و نصر را به سینه خود چسپاند و با دستش به او غذا داد. وقتی کار سخت شد، نصر از بصره  رفت…

اگر گفته شود که آیا شریعت چنین کاری را اجازه می‌دهد؟ در پاسخ گفته می‌شود: بله اگر تنها را مداوا و نجات بنده از هلاکت همین باشد، جایز است. این کار از مداوای زن توسط مرد  اجنبی و بالعکس بدتر نیست. همچنین از نگاه کردن طبیب به بدن مریض و لمس آن در صورت نیاز. البته شرع مداوا کردن با جماع و نزدیکی را به هیچ وجه اجازه نداده است . اما بغل کردن و بوسیدن، اگر سبب مداوا شود، همانند مداوا کردن با شراب است ـ از دیدگاه کسانی که تداوی با شراب را جایز می‌دانند ـ بلکه مداوا کردن با بغل کردن و بوسیدن از مداوا کردن با شراب آسان‌تر است؛ چون خوردن شراب از گناهان کبیره و بوس و بغل از گناهان صغیره است.

مقصود این بود که شفاعت عشاق در چیزهایی که وصال و رسیدن جایز است، سنت قدیمی و تلاش پسندیده است. از تعدادی از خلفای راشدین و پس از آن‌ها روایت شده است که آن‌ها چنین شفاعت‌هایی را کرده‌اند.

روضه المحبین ونزهه المشتاقین، ص۵۱۶ـ۵۱۷

 

 


 

مجاشع بن مسعود از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله است؛ همان‌طوری که ابن حجر عسقلانی در کتاب الإصابه فی تمییز الصحابه، گفته است:

قال البخاریّ وغیره: له صحبه، وله روایه فی الصحیحین

بخاری و دیگران گفته‌اند که او از اصحاب بود. در صحیحین هم از او روایت نقل شده است.

الإصابه فی تمییز الصحابه ، ج۵، ص۵۷۰

و نصر بن حجاج را هم در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله به دنیا آمده است. به همین خاطر ابن حجر عسقلانی او را در قسم دوم از «صحابه» آورده است:

نصر بن حجاج بن علاط السلمیّ. من أولاد الصّحابه. وقد تقدم ذکر والده، وله مع عمر قصّه، وکان فی زمانه رجلا، فدلّ ذلک على أنه ولد فی عهد النبی صلّى اللَّه علیه وآله وسلّم.

الإصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۳۸۲، رقم:۸۸۶۲

همین فتاوا باعث شده است که امروزه عده‌ای طرفدار جواز جهاد النکاح و جهاد اللواط و … باشند !!!

آیا وهابی‌ها به فتوای پیشوایشان عمل می‌کنند؟

پیشنهاد می‌کنم وهابی‌ها در این کار خیر پیش‌قدم شده و در خانه‌هایشان پذیرای بیماران افسرده از سراسر جهان باشند. هم ثواب زیادی خواهند برد و هم به روش صحابه و البته فتوای پیشوای‌شان ابن قیم الجوزیه عمل کرده‌اند … بعد از شفای این بیماران می‌توانند از آن‌ها در جبهه النصره، داعش و … برای جنگ هم استفاده کنند.