کدیر الضبی که از أصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله بوده، در نماز خود هنگام سلام بر رسول خدا صلی الله علیه وآله ، بر وصی آن حضرت نیز صلوات می‌فرستاده است

 

ابو یوسف فسوی متوفای۲۷۷هـ از بزرگان اهل سنت در کتاب المعرفه والتاریخ با سند صحیح نقل کرده است که کدیر الضبی که از أصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله بوده، در نماز خود هنگام سلام بر رسول خدا صلی الله علیه وآله ، بر وصی آن حضرت نیز صلوات می‌فرستاده است:

حَدَّثَنِی عُثْمَانُ بْنُ أَبِی شَیْبَهَ حَدَّثَنَا جَرِیرٌ  عن مُغَیْرَهَ عَنْ سَمَّاک ابن سَلَمَهَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى کُدَیْرٍ الضَّبِّیِّ أَعُودُهُ، قَالَ: فَقُلْتُ لِامْرَأَتِهِ:

أَیْنَ هُوَ؟ فَقَالَتْ: قَائِمٌ یُصَلِّی. قَالَ: فَانْتَهَتْ إِلَیْهِ فَاعْتَمَدَ عَلَیَّ، قَالَ:

فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ: السَّلَامُ عَلَى النَّبِیِّ وَالْوَصِیِّ. قَالَ: فقلت: لاعدتک بَعْدَ یَوْمِی هَذَا.

سماک بن سلمه گفت: بر کدیر ضبی  برای عیادتش وارد شدم. از همسرش پرسیدم کجاست؟ گفت: در حال نماز خواندن است. مرا پیش او برد. پس به من تکیه کرد. پس شنیدم که می گفت: سلام بر نبی و وصی. سماک گفت: بعد از این دیگر به عیادتش نرفتم.

المعرفه والتاریخ، ج۲، ص۷۹۶

 

 

 

سند این روایت صحیح و تمام راویان آن ثقه هستند.

بررسی سند روایت:

عُثْمَانُ بنُ أَبِی شَیْبَهَ إِبْرَاهِیْمَ بنِ عُثْمَانَ العَبْسِیُّ * (خَ، م، د، ق) هُوَ: الإِمَامُ، الحَافِظُ الکَبِیْرُ، المُفَسِّرُ، أَبُو الحَسَنِ عُثْمَانُ بنُ مُحَمَّدِ ابْنِ القَاضِی أَبِی شَیْبَهَ… حَدَّثَ عَنْهُ: البُخَارِیُّ، وَمُسْلِمٌ، وَاحْتَجَّا بِهِ فِی کِتَابَیْهِمَا… سُئِلَ عَنْهُ أَحْمَدُ بنُ حَنْبَلٍ، فَأَثْنَى عَلَیْهِ، وَقَالَ: مَا عَلِمتُ إِلاَّ خَیْراً. وَقَالَ یَحْیَى بنُ مَعِیْنٍ: ثِقَهٌ، مَأْمُوْنٌ. قُلْتُ: لاَ رَیْبَ أَنَّهُ کَانَ حَافِظاً، مُتْقِناً…

سیر أعلام النبلاء ، ج۱۱، ص۱۵۱

 

 

جَرِیْرُ بنُ عَبْدِ الحَمِیْدِ بنِ یَزِیْدَ الضَّبِّیُّ * (ع) الإِمَامُ، الحَافِظُ، القَاضِی، أَبُو عَبْدِ اللهِ الضَّبِّیُّ، الکُوْفِیُّ. نَزَلَ الرَّیَّ، وَنَشَرَ بِهَا العِلْمَ… وَیَنْزِلُ إِلَى: ابْنِ إِسْحَاقَ، وَمَالِکٍ، وَکَانَ مِنْ مَشَایِخِ الإِسْلاَمِ. .. قَالَ ابْنُ سَعْدٍ: کَانَ ثِقَهً، کَثِیْرَ العِلْمِ، یُرحَلُ إِلَیْهِ . وَقَالَ ابْنُ عَمَّارٍ: هُوَ حُجَّهٌ، کَانَتْ کُتُبُهُ صِحَاحاً…

سیر أعلام النبلاء، ج۹، ص۹

 

مُغِیْرَهُ بنُ مِقْسَمٍ أَبُو هِشَامٍ الضَّبِّیُّ مَوْلاَهُم * (ع) الإِمَامُ، العَلاَّمَهُ، الثِّقَهُ، أَبُو هِشَامٍ الضَّبِّیُّ مَوْلاَهُم، الکُوْفِیُّ، الأَعْمَى، الفَقِیْهُ…. وَقَالَ أَحْمَدُ بنُ أَبِی مَرْیَمَ: عَنْ یَحْیَى بنِ مَعِیْنٍ: ثِقَهٌ، مَأْمُوْنٌ…. وَکَانَ مِنْ فُقَهَاءِ أَصْحَابِ إِبْرَاهِیْمَ، وَکَانَ أَعْمَى، وَکَانَ عُثْمَانِیّاً، یَحْمِلُ بَعْضَ الحِملِ عَلَى عَلِیٍّ…. وَقَالَ النَّسَائِیُّ: ثِقَهٌ… .

سیر أعلام النبلاء ط الرساله، ج۶، ص۱۰

 

 

بخ : سماک بن سلمه الضبی… قال عَبد الله بن أحمد حنبل، عَن أبیه : ثقه ، رجل صالح. وَقَال أبو عُبَید الآجری : سألت أبا داود عنه ، فقال : ثقه ، ورفع من شأنه. وذکره ابنُ حِبَّان فی کتاب”الثقات”.

تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۱۲۲

 

 

ابن حجر عسقلانی نام او را در طبقه اول از اصحاب در کتاب الإصابه فی تمییز الصحابه آورده است. همچنین بغوی در معجم الصحابه و …

هرچند که برخی از علمای اهل سنت تلاش کرده‌اند که ثابت کنند او صحابی نبوده است. دلیل این مسأله هم مشخص است؛ چون اگر او صحابی باشد، سخنش دست‌کم برای اهل حدیث و سلفی‌ها حجت است و می‌توانند بر اساس آن فتوا دهند و در نماز به امیرمؤمنان علیه السلام، سلام دهند.

اما به خاطر عداوت و بغضی که نسبت به امیرمؤمنان علیه السلام داشته‌اند، او را از مقام صحابی بودن انداخته و حتی تضعیف هم کرده‌اند.

بخاری ، تنها به این دلیل که سماک بعد از شنیدن سلام کدیر ضبی بر امیرمؤمنان علیه السلام در نماز، دیگر به عیادت او نرفته‌اند،‌مدعی شده‌ که سماک او را تضعیف کرده است؛ در حالی که هیچ تضعیفی از این جمله استفاده نمی‌شود.

ابن حجر سخنان این عده را آورده؛ اما چون با سند صحیح روایت نقل شده است که او از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت شنیده است، ابن حجر او را در طبقه اول از اصحاب شمرده است.

 

 

 

***

بنابراین صحابی بودن او قطعی است . سند روایت هم صحیح است که او در نماز خود به امیرمؤمنان علیه السلام که «وصی» لقب مخصوص آن حضرت است، سلام می‌داده است.

از این روایت استفاده می‌شود که صحابه بر وصایت و خلافت امیرمؤمنان علیه السلام اعتقاد داشته‌اند.

آیا بازهم می‌توانید مدعی شوید که شهادت به ولایت امیرمؤمنان علیه السلام در اذان؛ آن‌هم نه به قصد جزئیت که به قصد رجاء، بدعت است؟

آیا اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز بدعت‌گذار بوده‌اند؟