بارها دیده و شنیده‌ایم که وهابی‌ها، دیگر مسلمانان را به خاطر توسل واستغاثه به پیامبر صلی الله علیه وآله مشرک اعلام و خون آنان را مباح دانسته‌اند؛ اما جالب است که ابن تیمیه که تئوریسین اصلی فکر وهابیت به شمار می‌رود، پس از نقل داستان شخصی که با توسل و استغاثه به پیامبر بیماریش شفا یافته است، می‌گوید که این نوع دعای توسل، دعای سلف بوده است و احمد بن حنبل نیز توسل به دعای پیامبر صلی الله علیه وآله را مشروع می‌دانسته است:

 

وروی فی ذلک أثر عن بعض السلف مثل ما رواه ابن أبی الدنیا فی کتاب مجابی الدعاء قال حدثنا أبو هاشم سمعت کثیر بن محمد بن کثیر بن رفاعه یقول جاء رجل إلى عبد الملک بن سعید بن أبجر فجس بطنه فقال بک داء لا یبرأ قال ما هو قال الدبیله قال فتحول الرجل فقال الله الله الله ربى لا أشرک به شیئا اللهم إنى أتوجه الیک بنبیک محمد نبى الرحمه تسلیما یا محمد إنى أتوجه بک إلى ربک وربى یرحمنى مما بى قال فجس بطنه فقال قد برئت ما بک عله

قلت فهذا الدعاء ونحوه قد روى أنه دعا به السلف ونقل عن أحمد بن حنبل فی منسک المروذى التوسل بالنبى فی الدعاء.

در این باره (دعای توسل) روایاتی از بعضی از سلف نقل شده است؛ مثل آن چه که ابن أبی الدنیا در کتاب مجابی الدعا نقل کرده است که شخصی پیش عبد الملک بن سعید بن أبجر آمد. او شکمش را معایه نکرد و گفت: تو بیماریی داری که خوب نمی‌شود. گفت: آن بیماری چیست؟ گفت: غده‌ای بزرگی در درون تو. آن شخص برگشت و سپس گفت: خدایا خدایا خدایا، تویی پروردگار من، کسی را شریک تو قرار نمی‌دهم. خدایا رو به تو می‌کنم به وسیله پیامبرت محمد که پیامبر رحمت است . ای محمد من به وسیله تو به خدای تو و خدای خود رو می‌اندازم تا به من رحم کن و دردم را دوا کند. عبد الملک دو باره شکم او را معاینه کرد و گفت: تو خوب شدی و هیچ بیماریی در تو نیست.

من می‌گویم: این دعا و همانند آن، دعایی است که سلف به همان صورت دعا می‌کردند . احمد بن حنبل در کتاب مناسکی که برای مروذی نوشته است، گفته: توسل به دعای پیامبر صلی الله علیه وآله جایز است.

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج۱، ص۲۶۴.

 

ebntaymeia-tavassol1 ebntaymeia-tavassol2 ebntaymeia-tavassol3

 

 

اگر توسل و استغاثه، شرک باشد، سلف (صحابه، تابعین و اتباع تابعین) مشرک و کافر هستند. خون آنان نیز باید حلال باشد. اگر آن‌ها مشرک نیستند، سایر مسلمانان نیز باید موحد باشند و توسل و استغاثه نیز جایز باشد.

و گرنه این تناقض را چگونه حل خواهند کرد؟