روایات صحیح السند از منابع شیعه پیرامون استدلال ائمه اهل البیت علیهم السلام به حدیث غدیر و آیات ولایت ، برای امامت امیرمؤمنان علیه السلام + تصاویر و اسکن های مربوطه.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

استدلال ائمه اهل البیت علیهم السلام به حدیث غدیر برای اثبات امامت امیرمؤمنان علیه السلام

مقدمه

در سال‌های اخیر، دشمنان امیرمؤمنان علیه السلام شبهات زیادی را علیه غدیر و امامت امیرمؤمنان علیه السلام مطرح کرده‌اند که تمام آن‌ها توسط شیعیان با پاسخ‌های قاطع و کوبنده به خودشان برگردانده شده است .

یکی از مضحک‌ترین شبهات آن‌ها این بود که اگر رسول خدا صلی الله علیه وآله امیرمؤمنان علیه السلام به جانشینی و امامت پس از خود انتخاب کرده، چرا خود آن حضرت به این مسأله اشاره و استدلال نکرده است؟

چرا ائمه اهل البیت علیهم السلام به آن استدلال نکرده‌اند؟

و مضحک‌تر این که آن‌ها مدعی بودند حتی در کتاب‌های شیعیان نیز روایت صحیح و صریحی در این زمینه یافت نمی‌شود .

ای ادعا با ده‌ها روایت صحیح السند از منابع خود آن‌ها و همچنین با روایات صحیح السند و متواتری که در منابع شیعیان وجود دارد، پاسخ داده شد.

آن چه می‌خوانید، بخشی از این روایاتی است که با سند صحیح از طریق اهل بیت علیهم السلام نقل شده که متن و ترجمه روایات، همراه با اسکن آن‌ها تقدیم خوانندگان عزیز می‌شود.

روایت اول: امیرمؤمنان علیه السلام ؛ استدلال در هنگام سقیفه بنی ساعده

شیخ کلینی رحمت الله علیه در کتاب شریف کافی روایتی را با سند صحیح نقل کرده است که امیرمؤمنان علیه السلام به حدیث شریف غدیر استناد و تصریح می‌کند که او از جانب خداوند برای این منصب انتخاب شده است و همان ولایت را بر مردم دارد که رسول خدا صلی الله علیه وآله بر مردم داشته است.

 

 

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُمَرَ الْیَمَانِیِّ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ قَالَ سَمِعْتُ سَلْمَانَ الْفَارِسِیَّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یَقُول‏:

 لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وصَنَعَ النَّاسُ مَا صَنَعُوا وخَاصَمَ أَبُو بَکْرٍ وعُمَرُ وأَبُو عُبَیْدَهَ بْنُ الْجَرَّاحِ الْأَنْصَارَ فَخَصَمُوهُمْ بِحُجَّهِ عَلِیٍّ علیه السلام‏ قَالُوا: یَا مَعْشَرَ الْأَنْصَارِ قُرَیْشٌ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ مِنْکُمْ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله مِنْ قُرَیْشٍ والْمُهَاجِرِینَ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بَدَأَ بِهِمْ فِی کِتَابِهِ وفَضَّلَهُمْ وقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله الْأَئِمَّهُ مِنْ قُرَیْشٍ.

قَالَ سَلْمَانُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ: فَأَتَیْتُ عَلِیّاً صلی الله علیه وآله وهُوَ یُغَسِّلُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا صَنَعَ النَّاسُ وقُلْتُ: إِنَّ أَبَا بَکْرٍ السَّاعَهَ عَلَى مِنْبَرِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله واللَّهِ مَا یَرْضَى أَنْ یُبَایِعُوهُ‏ بِیَدٍ وَاحِدَهٍ إِنَّهُمْ لَیُبَایِعُونَهُ بِیَدَیْهِ جَمِیعاً بِیَمِینِهِ وشِمَالِهِ.

فَقَالَ لِی یَا سَلْمَانُ ! هَلْ تَدْرِی مَنْ أَوَّلُ مَنْ بَایَعَهُ عَلَى مِنْبَرِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله قُلْتُ: لَا أَدْرِی إِلَّا أَنِّی رَأَیْتُ فِی ظُلَّهِ بَنِی سَاعِدَهَ حِینَ خَصَمَتِ الْأَنْصَارُ وکَانَ أَوَّلَ مَنْ بَایَعَهُ بَشِیرُ بْنُ سَعْدٍ وأَبُو عُبَیْدَهَ بْنُ الْجَرَّاحِ ثُمَّ عُمَرُ ثُمَّ سَالِمٌ.

قَالَ: لَسْتُ أَسْأَلُکَ عَنْ هَذَا ولَکِنْ تَدْرِی أَوَّلَ مَنْ بَایَعَهُ حِینَ صَعِدَ عَلَى مِنْبَرِ رَسُولِ اللَّهِ؟

قُلْتُ: لَا ولَکِنِّی رَأَیْتُ شَیْخاً کَبِیراً مُتَوَکِّئاً عَلَى عَصَاهُ بَیْنَ عَیْنَیْهِ سَجَّادَهٌ شَدِیدُ التَّشْمِیرِ صَعِدَ إِلَیْهِ أَوَّلَ مَنْ صَعِدَ وهُوَ یَبْکِی ویَقُولُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یُمِتْنِی مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى رَأَیْتُکَ فِی هَذَا الْمَکَانِ ابْسُطْ یَدَکَ فَبَسَطَ یَدَهُ فَبَایَعَهُ ثُمَّ نَزَلَ فَخَرَجَ مِنَ الْمَسْجِدِ

فَقَالَ عَلِیٌّ صلی الله علیه وآله: هَلْ تَدْرِی مَنْ هُوَ؟ قُلْتُ لَا ولَقَدْ سَاءَتْنِی مَقَالَتُهُ کَأَنَّهُ شَامِتٌ بِمَوْتِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وآله.

فَقَالَ: ذَاکَ إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّهُ.

أَخْبَرَنِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَنَّ إِبْلِیسَ ورُؤَسَاءَ أَصْحَابِهِ شَهِدُوا نَصْبَ‏ رَسُولِ‏ اللَّهِ إِیَّایَ لِلنَّاسِ بِغَدِیرِ خُمٍّ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وجَلَّ فَأَخْبَرَهُمْ أَنِّی أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وأَمَرَهُمْ أَنْ یُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ.

فَأَقْبَلَ إِلَى إِبْلِیسَ أَبَالِسَتُهُ ومَرَدَهُ أَصْحَابِهِ فَقَالُوا إِنَّ هَذِهِ أُمَّهٌ مَرْحُومَهٌ ومَعْصُومَهٌ ومَا لَکَ ولَا لَنَا عَلَیْهِمْ سَبِیلٌ قَدْ أُعْلِمُوا إِمَامَهُمْ ومَفْزَعَهُمْ بَعْدَ نَبِیِّهِمْ فَانْطَلَقَ إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّهُ کَئِیباً حَزِیناً.

وَأَخْبَرَنِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَنَّهُ لَوْ قُبِضَ أَنَّ النَّاسَ یُبَایِعُونَ أَبَا بَکْرٍ فِی ظُلَّهِ بَنِی سَاعِدَهَ بَعْدَ مَا یَخْتَصِمُونَ ثُمَّ یَأْتُونَ الْمَسْجِدَ فَیَکُونُ أَوَّلَ مَنْ یُبَایِعُهُ عَلَى مِنْبَرِی إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّهُ فِی صُورَهِ رَجُلٍ شَیْخٍ مُشَمِّرٍ یَقُولُ کَذَا وکَذَا ثُمَّ یَخْرُجُ فَیَجْمَعُ شَیَاطِینَهُ وأَبَالِسَتَهُ فَیَنْخُرُ ویَکْسَعُ‏ ویَقُولُ کَلَّا زَعَمْتُمْ أَنْ لَیْسَ لِی عَلَیْهِمْ سَبِیلٌ فَکَیْفَ رَأَیْتُمْ مَا صَنَعْتُ بِهِمْ حَتَّى تَرَکُوا أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وجَلَّ وطَاعَتَهُ ومَا أَمَرَهُمْ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ.

هنگامی‌ که رسول خدا صلی الله علیه وآله دیده از جهان فرو بست و مردم کاری را کردند که نباید می‌کردند و ابو بکر و عمر و ابو عبیده بن جرّاح با انصار ستیز کردند و انصار نیز به دفاع از على علیه السلام با آن‌ها ستیز نمودند. گفتند: اى گروه انصار! قریش به امر امامت از شما سزاوارترند؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه وآله از قریش بود و مهاجران نیز از قریش بودند و خدا در قرآن خود با آنها آغاز نموده و آنها را برترى بخشیده است، و پیامبر خدا فرموده است: امامان از قریش هستند.

سلمان گفت: من به نزد امیرمؤمنان علیه السلام که مشغول غسل دادن رسول خدا صلی الله علیه وآله بود رفتم و او را در جریان رویدادها گذاشتم و گفتم: هم اکنون ابو بکر بر منبر پیامبر صلی الله علیه وآله جاى گرفته است.  به خدا سوگند، او راضی نمی شود که مردم با یک دست با او بیعت کنند. مردم نیز با هر دو دست چپ و راست، با او بیعت می‌‏کنند.

على علیه السلام فرمود: اى سلمان! هیچ می‌‏دانى نخستین کسى که بر منبر پیامبر صلی الله علیه وآله با او بیعت کرد چه کسى بود؟

عرض کردم: نمی‌‏دانم، جز این‌که دیدم که در زیر سایه‏بان بنى ساعده هنگام مجادله با انصار،‌ نخستین کسى که با او بیعت کرد بشیر بن سعد و ابو عبیده بن جرّاح بود و سپس عمر و بعد از او سالم.

امام علیه السلام فرمود: من در باره اینها از تو نپرسیدم، (پرسیدم که آیا) می‌‏دانى نخستین کسى که هنگام نشستن ابوبکر بر منبر پیامبر با او بیعت کرد چه کسی بود؟

عرض کردم: نه؛ ولى پیرمردى کهنسالی را دیدم که بر عصاى خویش تکیه زده بود و میان دو دیده‏اش اثر سجده زیادى بود، و او نخستین کسى بود که از پله منبر بالا رفت؛ و در حالی که می‌‏گریست،گفت: ستایش خدایى را که مرا از دنیا نبرد تا تو را در این جایگاه ببینم، دستت را باز کن. ابو بکر دستش را باز کرد و پیرمرد با او بیعت نمود و سپس از منبر پایین آمد و از مسجد بیرون رفت.

امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:

او را شناختی؟ گفتم: نه! ولى از کلامش متنفر شدم؛ زیرا تصور کردم که از مرگ پیامبر خوشحالى می‌‏کند.

امام علیه السلام فرمود: او شیطان لعنه اللَّه بود.

رسول خدا صلی الله علیه وآله به من خبر داد که شیطان و سران اصحابش به دلیل این که رسول خدا صلی الله علیه وآله در روز غدیر خم مرا به امر خداوند عزّ و جلّ، به امامت و خلافت بر مردم و براى مردم نصب کرد نگران بودند. آن‌ها ناراحت بودند که پیامبر به مردم خبر داد: من نسبت به آنها از خود آنها سزاوارترم و به آنها فرمود تا حاضران به غائبان برسانند و همه سران ابلیس گرد او آمدند و گفتند: همانا این امّت، مورد رحمت الهی و از هر گناهی معصوم است. نه تو و نه ما قادر به نفوذ درمیان آنها نیستیم. همانا پیشوا و پناهگاه خود را پس از پیغمبرشان دانستند. در این هنگام بود که شیطان لعنه اللَّه افسرده و غمگین از آنجا دور شد.

رسول خدا صلی الله علیه وآله به من خبر داد که هرگاه از این جهان رخت بربندد، مردم پس از مخاصمه با یکدیگر در سقیفه بنى ساعده با ابو بکر بیعت می‌کنند، و از آن جا به مسجد می‌روند. نخستین کسى که بالاى منبر من با ابو بکر بیعت می‌کند، شیطان است. او به چهره پیرمردى عابد و زاهد به مسجد می‌آید و چنین و چنان می‌گوید، سپس از مسجد بیرون می‌رود و شیاطین و پیروان خود را گرد آورده و باد در بینى می‌کند و به جست و خیز می‌پردازد و به پیروانش می‌گوید: آیا شما نبودید که گمان می‌‌کردید من نمی‌توانم میان آن‌ها نفوذ کنم، اکنون دیدید من با آنها چه کردم تا سرانجام از دستور خداى عزّ و جلّ و اوامر پیامبر سر پیچی کردند».

 

1 2 3 4

 

 

 

روایت دوم: امیرمؤمنان علیه السلام ؛ استدلال در زمان خلافت عثمان

شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه در کتاب شریف کمال الدین، با سند صحیح نقل می‌کند که امیرمؤمنان علیه السلام در زمان خلافت عثمان بن عفان، خطبه طولانی خواند و در ضمن آن به حدیث شریف غدیر استناد کرد:

حَدَّثَنَا أَبِی وَمُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَهَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ قَالَ:

رَأَیْتُ عَلِیّاً علیه السلام فِی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فِی خِلَافَهِ عُثْمَانَ وَجَمَاعَهٌ یَتَحَدَّثُونَ وَیَتَذَاکَرُونَ الْعِلْمَ وَالْفِقْهَ فَذَکَرْنَا قُرَیْشاً وَشَرَفَهَا وَفَضْلَهَا وَسَوَابِقَهَا وَهِجْرَتَهَا وَمَا قَالَ فِیهَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله مِنَ الْفَضْلِ مِثْلَ قَوْلِهِ الْأَئِمَّهُ مِنْ قُرَیْشٍ وَقَوْلِهِ النَّاسُ تَبَعٌ لِقُرَیْشٍ وَقُرَیْشٌ أَئِمَّهُ الْعَرَبِ وَقَوْلِهِ لَا تَسُبُّوا قُرَیْشاً وَقَوْلِهِ إِنَّ لِلْقُرَشِیِّ قُوَّهَ رَجُلَیْنِ مِنْ غَیْرِهِمْ وَقَوْلِهِ مَنْ أَبْغَضَ قُرَیْشاً أَبْغَضَهُ اللَّهُ وَقَوْلِهِ مَنْ أَرَادَ هَوَانَ قُرَیْشٍ أَهَانَهُ اللَّهُ

وَ ذَکَرُوا الْأَنْصَارَ وَفَضْلَهَا وَسَوَابِقَهَا وَنُصْرَتَهَا وَمَا أَثْنَى اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَى عَلَیْهِمْ فِی کِتَابِهِ وَمَا قَالَ فِیهِمْ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله مِنَ الْفَضْلِ وَذَکَرُوا مَا قَالَ فِی سَعْدِ بْنِ عُبَادَهَ وَغَسِیلِ الْمَلَائِکَهِ فَلَنْ یَدَعُوا شَیْئاً مِنْ فَضْلِهِمْ حَتَّى قَالَ کُلُّ حَیٍّ مِنَّا فُلَانٌ وَفُلَانٌ

وَ قَالَتْ قُرَیْشٌ مِنَّا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَمِنَّا جَعْفَرٌ وَمِنَّا حَمْزَهُ وَمِنَّا عُبَیْدَهُ بْنُ الْحَارِثِ وَزَیْدُ بْنُ حَارِثَهَ وَأَبُو بَکْرٍ وَعُمَرُ وَعُثْمَانُ وَسَعْدٌ وَأَبُو عُبَیْدَهَ وَسَالِمٌ وَابْنُ عَوْفٍ فَلَمْ یَدَعُوا مِنَ الْحَیَّیْنِ أَحَداً مِنْ أَهْلِ السَّابِقَهِ إِلَّا سَمَّوْهُ وَفِی الْحَلْقَهِ أَکْثَرُ مِنْ مِائَتَیْ رَجُلٍ فَمِنْهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام وَسَعْدُ بْنُ أَبِی وَقَّاصٍ وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ وَطَلْحَهُ وَالزُّبَیْرُ وَعَمَّارٌ وَالْمِقْدَادُ وَأَبُو ذَرٍّ وَهَاشِمُ بْنُ عُتْبَهَ وَابْنُ عُمَرَ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ علیه السلام وَابْنُ عَبَّاسٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ أَبِی بَکْرٍ وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ وَمِنَ الْأَنْصَارِ أُبَیُّ بْنُ کَعْبٍ وَزَیْدُ بْنُ ثَابِتٍ وَأَبُو أَیُّوبَ الْأَنْصَارِیُّ وَأَبُو الْهَیْثَمِ‏ بْنُ التَّیِّهَانِ وَمُحَمَّدُ بْنُ مَسْلَمَهَ وَقَیْسُ بْنُ سَعْدِ بْنِ عُبَادَهَ وَجَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَأَنَسُ بْنُ مَالِکٍ وَزَیْدُ بْنُ أَرْقَمَ وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِی أَوْفَى وَأَبُو لَیْلَى وَمَعَهُ ابْنُهُ عَبْدُ الرَّحْمَنِ قَاعِدٌ بِجَنْبِهِ غُلَامٌ صَبِیحُ الْوَجْهِ أَمْرَدُ فَجَاءَ أَبُو الْحَسَنِ الْبَصْرِیُّ وَمَعَهُ ابْنُهُ الْحَسَنُ غُلَامٌ أَمْرَدُ صَبِیحُ الْوَجْهِ مُعْتَدِلُ الْقَامَهِ قَالَ فَجَعَلْتُ أَنْظُرُ إِلَیْهِ وَإِلَى عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی لَیْلَى فَلَا أَدْرِی أَیُّهُمَا أَجْمَلُ هَیْئَهً غَیْرَ أَنَّ الْحَسَنَ أَعْظَمُهُمَا وَأَطْوَلُهُمَا فَأَکْثَرَ الْقَوْمُ فِی ذَلِکَ مِنْ بُکْرَهٍ إِلَى حِینِ الزَّوَالِ وَعُثْمَانُ فِی دَارِهِ لَا یَعْلَمُ بِشَیْ‏ءٍ مِمَّا هُمْ فِیهِ وَعَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام سَاکِتٌ لَا یَنْطِقُ لَا هُوَ وَلَا أَحَدٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ

فَأَقْبَلَ الْقَوْمُ عَلَیْهِ فَقَالُوا یَا أَبَا الْحَسَنِ مَا یَمْنَعُکَ أَنْ تَتَکَلَّمَ فَقَالَ مَا مِنَ الْحَیَّیْنِ إِلَّا وَقَدْ ذَکَرَ فَضْلًا وَقَالَ حَقّاً وَأَنَا أَسْأَلُکُمْ یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ وَالْأَنْصَارِ بِمَنْ أَعْطَاکُمُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ هَذَا الْفَضْلَ أَ بِأَنْفُسِکُمْ وَعَشَائِرِکُمْ وَأَهْلِ بُیُوتَاتِکُمْ أَوْ بِغَیْرِکُمْ قَالُوا بَلْ أَعْطَانَا اللَّهُ وَمَنَّ عَلَیْنَا بِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه وآله وَعَشِیرَتِهِ لَا بِأَنْفُسِنَا وَعَشَائِرِنَا وَلَا بِأَهْلِ بُیُوتَاتِنَا

قَالَ صَدَقْتُمْ یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ وَالْأَنْصَارِ أَ لَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّ الَّذِی نِلْتُمْ بِهِ مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ خَاصَّهً دُونَ غَیْرِهِمْ وَأَنَّ ابْنَ عَمِّی رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله قَالَ إِنِّی وَأَهْلَ بَیْتِی کُنَّا نُوراً یَسْعَى بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَتَعَالَى قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ آدَمَ علیه السلام بِأَرْبَعَهَ عَشَرَ أَلْفَ سَنَهٍ فَلَمَّا خَلَقَ آدَمَ علیه السلام وَضَعَ ذَلِکَ النُّورَ فِی صُلْبِهِ وَأَهْبَطَهُ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ حَمَلَهُ فِی السَّفِینَهِ فِی صُلْبِ نُوحٍ علیه السلام ثُمَّ قَذَفَ بِهِ فِی النَّارِ فِی صُلْبِ إِبْرَاهِیمَ علیه السلام ثُمَّ لَمْ یَزَلِ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ یَنْقُلُنَا مِنَ الْأَصْلَابِ الْکَرِیمَهِ إِلَى الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَهِ وَمِنَ الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَهِ إِلَى الْأَصْلَابِ الْکَرِیمَهِ مِنَ الْآبَاءِ وَالْأُمَّهَاتِ لَمْ یَلْتَقِ وَاحِدٌ مِنْهُمْ عَلَى سِفَاحٍ قَطُّ فَقَالَ أَهْلُ السَّابِقَهِ وَالْقِدْمَهِ وَأَهْلُ بَدْرٍ وَأَهْلُ أُحُدٍ نَعَمْ قَدْ سَمِعْنَا ذَلِکَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص‏

ثُمَّ قَالَ أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ فَضَّلَ فِی کِتَابِهِ السَّابِقَ عَلَى الْمَسْبُوقِ فِی غَیْرِ آیَهٍ وَأَنِّی لَمْ یَسْبِقْنِی إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَإِلَى رَسُولِهِ صلی الله علیه وآله أَحَدٌ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهِ قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ

قَالَ فَأَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَ تَعْلَمُونَ حَیْثُ نَزَلَتْ وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَالْأَنْصارِ وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ سُئِلَ عَنْهَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فَقَالَ أَنْزَلَهَا اللَّهُ تَعَالَى فِی الْأَنْبِیَاءِ وَأَوْصِیَائِهِمْ فَأَنَا أَفْضَلُ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَعَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَصِیِّی أَفْضَلُ الْأَوْصِیَاءِ قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ

قَالَ فَأَنْشُدُکُمُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَ تَعْلَمُونَ حَیْثُ نَزَلَتْ (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ) وَحَیْثُ نَزَلَتْ (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَهُمْ راکِعُونَ) وَحَیْثُ نَزَلَتْ (وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَهً) قَالَ النَّاسُ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ هَذِهِ خَاصَّهٌ فِی بَعْضِ الْمُؤْمِنِینَ أَمْ عَامَّهٌ لِجَمِیعِهِمْ

فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ نَبِیَّهُ صلی الله علیه وآله أَنْ یُعَلِّمَهُمْ وُلَاهَ أَمْرِهِمْ وَأَنْ یُفَسِّرَ لَهُمْ مِنَ الْوَلَایَهِ مَا فَسَّرَ لَهُمْ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَزَکَاتِهِمْ وَصَوْمِهِمْ وَحَجِّهِمْ فَنَصَبَنِی لِلنَّاسِ بِغَدِیرِ خُمٍّ ثُمَّ خَطَبَ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَرْسَلَنِی بِرِسَالَهٍ ضَاقَ بِهَا صَدْرِی وَظَنَنْتُ أَنَّ النَّاسَ مُکَذِّبِیَّ فَأَوْعَدَنِی لَأُبَلِّغَنَّهَا أَوْ لَیُعَذِّبَنِّی ثُمَّ أَمَرَ فَنُودِیَ الصَّلَاهَ جَامِعَهً

ثُمَّ خَطَبَ النَّاسَ فَقَالَ:

أَیُّهَا النَّاسُ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ مَوْلَایَ وَأَنَا مَوْلَى الْمُؤْمِنِینَ وَأَنَا أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ قَالُوا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ قُمْ یَا عَلِیُّ فَقُمْتُ فَقَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ

فَقَامَ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَلَاؤُهُ کَمَا ذَا فَقَالَ علیه السلام وَلَاؤُهُ کَوَلَائِی مَنْ کُنْتُ أَوْلَى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَعَلِیٌّ أَوْلَى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَى (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً) فَکَبَّرَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَقَالَ اللَّهُ أَکْبَرُ بِتَمَامِ النِّعْمَهِ وَکَمَالِ نُبُوَّتِی وَدِینِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَوَلَایَهِ عَلِیٍّ بَعْدِی

فَقَامَ أَبُو بَکْرٍ وَعُمَرُ فَقَالا یَا رَسُولَ اللَّهِ هَذِهِ الْآیَاتُ خَاصَّهٌ لِعَلِیٍّ قَالَ بَلَى فِیهِ وَفِی أَوْصِیَائِی إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ قَالا یَا رَسُولَ اللَّهِ بَیِّنْهُمْ لَنَا قَالَ عَلِیٌّ أَخِی وَوَزِیرِی وَوَارِثِی وَوَصِیِّی وَخَلِیفَتِی فِی أُمَّتِی وَوَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی ثُمَّ ابْنِیَ الْحَسَنُ ثُمَّ ابْنِیَ الْحُسَیْنُ ثُمَّ تِسْعَهٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ الْقُرْآنُ مَعَهُمْ وَهُمْ مَعَ الْقُرْآنِ لَا یُفَارِقُونَهُ وَلَا یُفَارِقُهُمْ حَتَّى یَرِدُوا عَلَیَّ حَوْضِی

فَقَالُوا کُلُّهُمْ اللَّهُمَّ نَعَمْ قَدْ سَمِعْنَا ذَلِکَ کُلَّهُ وَشَهِدْنَا کَمَا قُلْتَ سَوَاءً وَقَالَ بَعْضُهُمْ قَدْ حَفِظْنَا جُلَّ مَا قُلْتَ وَلَمْ نَحْفَظْهُ کُلَّهُ وَهَؤُلَاءِ الَّذِینَ حَفِظُوا أَخْیَارُنَا وَأَفَاضِلُنَا

فَقَالَ عَلِیٌّ علیه السلام صَدَقْتُمْ لَیْسَ کُلُّ النَّاسِ یَسْتَوُونَ فِی الْحِفْظِ أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ مَنْ حَفِظَ ذَلِکَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله لَمَّا قَامَ فَأَخْبَرَ بِهِ فَقَامَ زَیْدُ بْنُ أَرْقَمَ وَالْبَرَاءُ بْنُ عَازِبٍ وَسَلْمَانُ وَأَبُو ذَرٍّ وَالْمِقْدَادُ وَعَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ فَقَالُوا نَشْهَدُ لَقَدْ حَفِظْنَا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَهُوَ قَائِمٌ عَلَى الْمِنْبَرِ وَأَنْتَ إِلَى جَنْبِهِ وَهُوَ یَقُولُ:

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِی أَنْ أَنْصِبَ لَکُمْ إِمَامَکُمْ وَالْقَائِمَ فِیکُمْ بَعْدِی وَوَصِیِّی وَخَلِیفَتِی وَالَّذِی فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ فِی کِتَابِهِ طَاعَتَهُ فَقَرَنَهُ بِطَاعَتِهِ وَطَاعَتِی فَأَمَرَکُمْ بِوَلَایَتِی وَوَلَایَتِهِ فَإِنِّی رَاجَعْتُ رَبِّی عَزَّ وَجَلَّ خَشْیَهَ طَعْنِ أَهْلِ النِّفَاقِ وَتَکْذِیبِهِمْ فَأَوْعَدَنِی رَبِّی لَأُبَلِّغَنَّهَا أَوْ لَیُعَذِّبَنِّی أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَمَرَکُمْ فِی کِتَابِهِ بِالصَّلَاهِ فَقَدْ بَیَّنْتُهَا لَکُمْ وَبِالزَّکَاهِ وَالصَّوْمِ وَالْحَجِّ فَبَیَّنْتُهَا لَکُمْ وَفَسَّرْتُهَا لَکُمْ وَأَمْرَکُمْ بِالْوَلَایَهِ وَإِنِّی أُشْهِدُکُمْ أَنَّهَا لِهَذَا خَاصَّهً وَوَضَعَ یَدَهُ عَلَى کَتِفِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ لِابْنَیْهِ مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ لِلْأَوْصِیَاءِ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ وُلْدِهِمْ لَا یُفَارِقُونَ الْقُرْآنَ وَلَا یُفَارِقُهُمُ الْقُرْآنُ حَتَّى یَرِدُوا عَلَیَّ حَوْضِی أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ بَیَّنْتُ لَکُمْ مَفْزَعَکُمْ بَعْدِی وَإِمَامَکُمْ وَدَلِیلَکُمْ وَهَادِیَکُمْ وَهُوَ أَخِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَهُوَ فِیکُمْ بِمَنْزِلَتِی فِیکُمْ فَقَلِّدُوهُ دِینَکُمْ وَأَطِیعُوهُ فِی جَمِیعِ أُمُورِکُمْ فَإِنَ‏ عِنْدَهُ جَمِیعَ مَا عَلَّمَنِی اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَى وَحِکْمَتُهُ فَسَلُوهُ وَتَعَلَّمُوا مِنْهُ وَمِنْ أَوْصِیَائِهِ بَعْدَهُ وَلَا تُعَلِّمُوهُمْ وَلَا تَتَقَدَّمُوهُمْ وَلَا تَخَلَّفُوا عَنْهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَهُمْ لَا یُزَایِلُونَهُ وَلَا یُزَایِلُهُمْ ثُمَّ جَلَسُوا

فَقَالَ سُلَیْمٌ ثُمَّ قَالَ علیه السلام أَیُّهَا النَّاسُ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْزَلَ فِی کِتَابِهِ إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً فَجَمَعَنِی وَفَاطِمَهَ وَابْنَیَّ حَسَناً وَحُسَیْناً ثُمَّ أَلْقَى عَلَیْنَا کِسَاءً وَقَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی وَلُحْمَتِی یُؤْلِمُنِی مَا یُؤْلِمُهُمْ وَیَجْرَحُنِی مَا یَجْرَحُهُمْ فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَهَ وَأَنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ أَنْتَ عَلَى خَیْرٍ إِنَّمَا أُنْزِلَتْ فِیَّ وَفِی أَخِی عَلِیٍّ وَفِی ابْنَیَّ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَفِی تِسْعَهٍ مِنْ وُلْدِ ابْنِیَ الْحُسَیْنِ خَاصَّهً لَیْسَ مَعَنَا فِیهَا أَحَدٌ غَیْرُنَا فَقَالُوا کُلُّهُمْ نَشْهَدُ أَنَّ أُمَّ سَلَمَهَ حَدَّثَتْنَا بِذَلِکَ فَسَأَلْنَا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فَحَدَّثَنَا کَمَا حَدَّثَتْنَا أُمُّ سَلَمَهَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا

ثُمَّ قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمَّا أَنْزَلَ فِی کِتَابِهِ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ فَقَالَ سَلْمَانُ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَامَّهٌ هَذِهِ أَمْ خَاصَّهٌ فَقَالَ علیه السلام أَمَّا الْمَأْمُورُونَ فَعَامَّهُ الْمُؤْمِنِینَ أُمِرُوا بِذَلِکَ وَأَمَّا الصَّادِقُونَ فَخَاصَّهٌ لِأَخِی عَلِیٍّ وَأَوْصِیَائِی مِنْ بَعْدِهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ

قَالَ أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَ تَعْلَمُونَ أَنِّی قُلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فِی غَزْوَهِ تَبُوکَ لِمَ خَلَّفْتَنِی مَعَ الصِّبْیَانِ وَالنِّسَاءِ فَقَالَ إِنَّ الْمَدِینَهَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا بِی أَوْ بِکَ وَأَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ

قَالَ أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْزَلَ فِی سُورَهِ الْحَجِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ إِلَى آخِرِ السُّورَهِ

فَقَامَ سَلْمَانُ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ‏ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ أَنْتَ عَلَیْهِمْ شَهِیدٌ وَهُمْ شُهَدَاءُ عَلَى النَّاسِ الَّذِینَ اجْتَبَاهُمُ اللَّهُ وَلَمْ یَجْعَلْ عَلَیْهِمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ قَالَ علیه السلام عَنَى بِذَلِکَ ثَلَاثَهَ عَشَرَ رَجُلًا خَاصَّهً دُونَ هَذِهِ الْأُمَّهِ قَالَ سَلْمَانُ بَیِّنْهُمْ لِی یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَنَا وَأَخِی عَلِیٌّ وَأَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِی قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ

قَالَ أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله قَامَ خَطِیباً لَمْ یَخْطُبْ بَعْدَ ذَلِکَ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَتَمَسَّکُوا بِهِمَا لِئَلَّا تَضِلُّوا فَإِنَّ اللَّطِیفَ الْخَبِیرَ أَخْبَرَنِی وَعَهِدَ إِلَیَّ أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَقَامَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ وَهُوَ شِبْهُ الْمُغْضَبِ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ کُلُّ أَهْلِ بَیْتِکَ فَقَالَ لَا وَلَکِنْ أَوْصِیَائِی مِنْهُمْ أَوَّلُهُمْ أَخِی وَوَزِیرِی وَوَارِثِی وَخَلِیفَتِی فِی أُمَّتِی وَوَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی هُوَ أَوَّلُهُمْ ثُمَّ ابْنِیَ الْحَسَنُ ثُمَّ ابْنِیَ الْحُسَیْنُ ثُمَّ تِسْعَهٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى یَرِدُوا عَلَیَّ الْحَوْضَ شُهَدَاءَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَحُجَجَهُ عَلَى خَلْقِهِ وَخُزَّانُ عِلْمِهِ وَمَعَادِنُ حِکْمَتِهِ مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ عَصَاهُمْ عَصَى اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ فَقَالُوا کُلُّهُمْ نَشْهَدُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله قَالَ ذَلِکَ

ثُمَّ تَمَادَى بِعَلِیٍّ علیه السلام السُّؤَّالُ فَمَا تَرَکَ شَیْئاً إِلَّا نَاشَدَهُمُ اللَّهَ فِیهِ وَسَأَلَهُمْ عَنْهُ حَتَّى أَتَى عَلَى آخِرِ مَنَاقِبِهِ وَمَا قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله کُلَّ ذَلِکَ یُصَدِّقُونَهُ وَیَشْهَدُونَ أَنَّهُ حَقٌّ.

سلیم بن قیس هلالىّ گوید : در خلافت عثمان علیّ علیه السّلام را در مسجد رسول خدا صلَّى الله علیه و آله و سلَّم دیدم و جماعتى هم حدیث می‌گفتند و به مذاکرهء علم و فقه مشغول بودند و ما از قریش و شرف و فضل و سوابق و هجرت آنها یاد کردیم و اینکه رسول خدا صلَّى الله علیه و آله و سلَّم کلماتى در فضیلت آنها فرموده‌اند همچون « امامان از قریشند » و « مردم پیرو قریشند » و « قریش ائمّهء عرب است » و « به قریش دشنام ندهید » و « فرد قریشى دو برابر نیروى دیگران را دارد » و « کسى که قریش را دشمن بدارد خدا او را دشمن می‌دارد » و « کسى که خوارى قریش را بخواهد ، خداوند او را خوار سازد » و آنها هم از انصار و فضل و سوابق و یارى کردن ایشان یاد کردند و اینکه خداى تعالى در کتابش ایشان را ثنا فرموده و رسول خدا صلَّى الله علیه و آله و سلَّم فضیلتشان را بیان فرموده است و گفتار آن حضرت را در بارهء سعد ابن عباده و غسیل الملائکه را بازگو کرده و چیزى از فضائل ایشان را فروگزار نکردند تا به غایتى که هر قبیله‌اى گفت : فلانى و فلانى از ماست و قریش گفت :

رسول خدا صلَّى الله علیه و آله و سلَّم از ماست و جعفر و حمزه و عبیده بن الحارث و زید بن حارث و ابو بکر و عمر و عثمان و سعد و ابو عبیده و سالم و ابن عوف از ما هستند . و هیچ یک از پیشگامان دو قبیله نبود جز آنکه نام آنها را بردند و در آن حلقه بیش از دویست مرد حضور داشتند که از جمله آنان علیّ بن أبى طالب علیه السّلام و سعد بن – أبى وقّاص و عبد الرّحمن بن عوف و طلحه و زبیر و عمّار و مقداد و ابو ذرّ و هاشم ابن عتبه و ابن عمر و حسن و حسین علیهما السّلام و ابن عبّاس و محمّد بن أبى بکر و عبد الله بن جعفر بودند . و از انصار أبىّ بن کعب و زید بن ثابت و ابو ایّوب انصارىّ و ابو الهیثم ابن التّیّهان و محمّد بن مسلمه و قیس بن سعد بن عباده و جابر ابن عبد الله و انس بن مالک و زید بن ارقم و عبد الله بن أبى اوفى و ابو لیلى و پسرش عبد الرّحمن بودند ، عبد الرّحمن که در کنار پدرش نشسته بود پسر بچه‌اى زیبا و امرد بود ، ابو الحسن بصرىّ هم به همراهى پسرش حسن که او هم پسر بچه‌اى امرد و زیبا روى و معتدل القامه بود آمد و من به عبد الرّحمن بن ابى – لیلى و حسن بصرىّ می‌نگریستم و نمی‌دانستم که کدام یک از آن دو زیباترند ولى حسن بزرگتر و بلند قامتتر بود و مردم از صبح تا ظهر در این مذاکرات بودند و عثمان در خانهء خود بود و اطَّلاعى از این مجلس نداشت و علىّ بن أبى طالب هم ساکت بود و هیچ کلامی‌ نفرمود نه خودش و نه هیچ یک از اهل بیتش .

بعد از آن مردم بدو روى آورده و گفتند : اى ابو الحسن ! چرا سخن نمی‌گویى ؟ فرمود : هر دو طایفه فضل خود را بیان کرده و حقّ را گفتند و من اى گروه قریش و اى انصار ! از شما می‌پرسم خداى تعالى این فضل را به واسطهء چه کسى به شما ارزانى داشته است ؟ آیا بخاطر خودتان و فامیل و خاندانتان است یا به واسطهء غیر شماست ؟ گفتند : این فضل به واسطهء محمّد و خاندان او بر ما ارزانى شده و عطا گردیده است ، و نه به خاطر خودمان و فامیل و خاندانمان . فرمود : اى گروه قریش و اى انصار ! راست می‌گویید ، آیا ندانستید که هر خیرى که در دنیا و آخرت به شما برسد به واسطهء ما اهل بیت است ، و نه دیگران و اینکه پسر عموى من رسول خدا صلَّى الله علیه و آله و سلَّم فرمود : « من و اهل بیتم چهارده هزار سال قبل از آنکه خداى تعالى آدم علیه السّلام را بیافریند نورى بودیم که در پیشگاه خداى تعالى ساطع بود و چون آدم را آفرید آن نور را در صلب وى نهاد و او را به زمین فرود آورد ، سپس آن را در آن کشتى و در صلب نوح علیه السّلام حمل کرد ، سپس آن را در آتش و در صلب ابراهیم علیه السّلام افکند ، سپس همواره خداى تعالى ما را از اصلاب کریمه به ارحام طاهره و از ارحام طاهره به اصلاب کریمهء پدران و مادران منتقل کرد و هیچ یک از آنان به سفاح و زنا برخورد نکرد » .

آنگاه سابقون و پیشگامان و اهل بدر و احد گفتند : آرى ، آن را از رسول خدا صلَّى الله علیه و آله و سلَّم شنیدیم ، سپس فرمود : شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا هیچ می‌دانید خداى تعالى در چند آیهء قرآن کریم سابق را بر مسبوق تفضیل داده است ؟

و آیا می‌دانید هیچ کس از این امّت در امر خدا و رسولش بر من سبقت نجسته است ؟ گفتند : به خدا چنین است . فرمود : شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید این آیات در کجا نازل شده است : « السَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَالأَنْصارِ » و « وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ » ؟ از پیامبر اکرم از آنها پرسش شد ، فرمودند : خداى تعالى آن را در شأن انبیاء و اوصیاى آنان نازل فرموده است و من افضل انبیاء و رسولان هستم و وصىّ من علىّ بن أبى طالب افضل اوصیاء است » گفتند : بخدا چنین است .

فرمود : شما را به خداى تعالى سوگند می‌دهم آیا می‌دانید که این آیات کجا نازل شده است : « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا الله وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْکُمْ » و آیهء « إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُه وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَهُمْ راکِعُونَ » و آیهء « وَلَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ الله وَلا رَسُولِه وَلَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَهً » ؟ مردم به رسول خدا گفتند : آیا این آیات خاصّ بعضى از مؤمنان است و یا آنکه عامّ است و شامل همهء آنها می‌شود ؟ و خداى تعالى به پیامبرش فرمان داد که والیان امر را به آنها اعلام کند و ولایت را براى آنها تفسیر کند همان گونه که صلاه و زکاه و حجّ آنها را تفسیر کرده است ، پس مرا در غدیر خمّ براى مردم منصوب کرد ، آنگاه خطبه خواند و فرمود : « اى مردم ! خداى تعالى مرا به رسالتى فرستاد که سینه‌ام بدان تنگى می‌کرد و گمان می‌کردم که مردم مرا تکذیب کنند بعد از آن مرا ترسانید که یا آن را ابلاغ کنم و یا آنکه مرا عذاب خواهد کرد » سپس امر فرمود و ندا کردند « الصّلاه جامعه »

آنگاه براى مردم خطبه خواند و فرمود : « اى مردم ! آیا می‌دانید که خداى تعالى مولاى من و مولاى مؤمنان است و من از خودشان بر آنها اولى هستم ؟ گفتند : آرى اى رسول خدا ! فرمود : اى علیّ برخیز و من برخاستم ، فرمود : هر که من مولاى او هستم علیّ مولاى اوست ، خدایا دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن دار ، بعد از آن سلمان فارسى برخاست و گفت : اى رسول خدا ! ولاى او مانند ولایت کیست ؟ فرمود : ولاى او مانند ولایت من است ، هر که بر او اولى هستم علىّ نیز بر او أولى است و پس از آن خداى تعالى این آیه را نازل فرمود : « الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِیناً » و رسول خدا صلَّى الله علیه و آله و سلَّم تکبیر گفت و فرمود : « الله اکبر بر تمامت نعمت و کمال نبوّتم و دین خداى عزّ و جلّ و ولایت علیّ پس از من » آنگاه ابو بکر و عمر برخاستند و گفتند : اى رسول خدا ! آیا این آیات خاصّ علیّ است ؟ فرمود : آرى در بارهء او و اوصیاى من تا روز قیامت است ، گفتند : اى رسول خدا ! آنان را براى ما بیان کن ، فرمود : علیّ برادر و وزیر و وارث و وصی و جانشین من در امّتم و ولىّ هر مؤمنى پس از من است ، سپس فرزندم حسن و سپس فرزندم حسین و سپس نه تن از فرزندان حسین که یکى پس از دیگرى بیایند و قرآن با ایشان است و آنان هم با قرآنند و از قرآن مفارقت نکنند و قرآن هم از آنان جدا نشود تا آنکه در حوض کوثر بر من وارد شوند .

آنگاه همهء آنها گفتند : به خدا چنین است و ما هم همهء آنچه را که گفتى شنیده‌ایم و بدان گواهى می‌دهیم و بعضى از آنها گفتند : ما بیشتر آنچه را که گفتى حفظ کرده‌ایم ولى همهء آن را حفظ نداریم و اینان که حفظ کرده‌اند اخیار و افاضل ما هستند ، علیّ علیه السّلام فرمود : راست می‌گوئید همهء مردم در حافظه برابر نیستند ، شما را به خدا سوگند می‌دهم هر که این مطالب را از رسول خدا شنیده و حفظ کرده است برخیزد و بازگوید ، زید بن ارقم و براء بن عازب و سلمان و ابو ذر و مقداد و عمّار بن یاسر – رضى الله عنهم – برخاستند و گفتند : شهادت می‌دهیم و حافظ کلام رسول خدائیم که بر منبر ایستاده بود و تو هم در کنار او بودى و می‌فرمود :

«اى مردم ! خداوند به من فرمان داده است که براى شما امامتان و عهده‌دار امورتان و وصىّ و خلیفهء خود را منصوب کنم ، کسى را که خداى تعالى در کتابش طاعت او را واجب ساخته و آن را قرین طاعت خودش و طاعت من قرار داده است ، و شما را به ولایت من و ولایت او فرمان داده است و من بخاطر ترس از طعن اهل نفاق و تکذیبشان به خداى تعالى رجوع کردم ، امّا پروردگارم مرا ترسانید که آن را ابلاغ کنم و إلَّا مرا عذاب خواهد کرد ، اى مردم ! خداى تعالى در کتابش شما را به نماز فرمان داده است و من آن را براى شما تبیین کردم و به زکاه و روزه و حجّ فرمان داده است و من آنها را براى شما تبیین کرده و تفسیر نمودم ، و شما را به ولایت فرمان داده است و من براى شما گواهى می‌دهم که آن خاصّ این مرد است – و دستش را بر شانهء علىّ بن أبى طالب نهاد – سپس به دنبال او ولایت از آن دو پسر اوست . سپس به دنبال آنان از آن فرزندان ایشان است که از قرآن مفارقت نمی‌کنند و قرآن نیز از آنان مفارقت ندارد تا آنکه در حوض کوثر بر من درآیند . اى مردم ! مفزع و امام و دلیل و هادى شما را پس از خود بیان کردم و او برادرم علىّ بن أبى طالب است و جایگاه او در میان شما مانند جایگاه من است ، پس در امور دین خود از او تقلید کنید و در جمیع امورتان از او اطاعت نمایید که هر چه خداى تعالى به من آموخته و حکمت پروردگار نزد اوست ، از او و از اوصیاى پس از او پرسش کنید و بیاموزید و به آنان تعلیم ندهید و بر آنان پیشى نگیرید و از ایشان باز نمانید که ایشان همراه حقّند و حقّ نیز همراه ایشان است و از حقّ جدا نشوند و حقّ نیز از آنان زایل نشود » .

و سپس نشستند .

سلیم گوید : سپس علیّ علیه السّلام فرمود : اى مردم ! آیا می‌دانید که خداى تعالى در کتابش فرموده است : « إِنَّما یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً » و من و فاطمه و دو فرزندم حسن و حسین را گرد آورد و کسایى بر روى ما افکند و فرمود : بار الها ! اینان اهل بیت و گوشت تن من هستند ، آنچه که ایشان را بدرد آورد مرا به درد می‌آورد و آنچه که ایشان را مجروح سازد مرا مجروح ساخته است ، پس پلیدى را از ایشان بردار و آنان را پاکیزه ساز . امّ سلمه گفت : یا رسول الله ! آیا من نیز از ایشان هستم ؟ فرمود : تو بر خیرى ، امّا این آیه در شأن من و برادرم علیّ و دخترم فاطمه و دو فرزندم حسن و حسین و نه تن از فرزندان فرزندم حسین نازل شده است و هیچ کس غیر ما در آن مشارکت ندارد . همه گفتند : گواهى می‌دهیم که‌ام سلمه به ما نیز چنین گفت و از رسول – خدا علیه السّلام هم پرسش کردیم و او نیز حدیث امّ سلمه را براى ما باز گفت .

سپس علیّ علیه السّلام فرمود : شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید که وقتى این آیه نازل شد : « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا الله وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ » سلمان پرسید : اى رسول خدا ! آیا این آیه عام است و یا خاصّ ؟ فرمود : امّا مأموران که در این آیه به آنها فرمان داده شده است عامّهء مؤمنان هستند ، امّا صادقان آن در خصوص برادرم علیّ و اوصیاى پس از او تا روز قیامت است » گفتند : به خدا چنین است .

گفت : شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید که من به رسول – خدا صلَّى الله علیه و آله و سلَّم در غزوهء تبوک گفتم : چرا مرا با کودکان و زنان بر جاى گذاشتى ؟ فرمود : سامان مدینه به من یا به توست و نسبت تو به من مانند جایگاه هارون به موسى است جز آنکه پیامبرى پس از من نیست . گفتند : به خدا چنین است ، گفت : شما را به خدا سوگند می‌دهم که آیا می‌دانید خداى تعالى در سورهء حجّ این آیات را نازل فرمود : « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ) * – تا پایان سوره – » و سلمان برخاست و گفت : اى رسول خدا ! اینان چه کسانى هستند که تو بر آنان گواهى و آنان بر مردم گواهند ، کسانى که خداوند ایشان را برگزیده و بر ایشان در دین حرج و سختى ننهاده و بر ملَّت پدرتان ابراهیم هستند ؟ فرمود : مقصود از آن سیزده تن به خصوص است ، و نه همهء امّت ، سلمان گوید : یا رسول الله ! آنها را برایم بیان بفرمائید ، فرمود : من و برادرم علىّ و یازده تن از فرزندانم . گفتند : به خدا چنین است.

علىّ علیه السّلام فرمود : شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا رسول خدا در آخرین خطبهء خود نفرمود : « أیّها النّاس إنّی تارک فیکم الثّقلین کتاب الله و عترتى – أهل بیتی – فتمسّکوا بهما لئلَّا تضلَّوا فإنّ اللَّطیف الخبیر أخبرنی و عهد إلیّ أنّهما لن یفترقا حتّى یردا علیّ الحوض» .

و عمر بن خطَّاب خشم آلود برخاست و گفت : اى رسول خدا ! آیا همهء اهل بیت شما ؟

فرمود : خیر ، و لکن مقصود اولیاى من است که اوّل آنان برادر و وزیر و وارث و خلیفهء من در میان امّتم و ولىّ مؤمنان پس از من است و پس از او فرزندم حسن و پس از او فرزندم حسین و پس از او نه تن از فرزندان حسین یکى پس از دیگرى تا آنکه در حوض کوثر بر من در آیند . ایشان گواهان خدا در زمین و حجّتهاى او بر خلقش و خازنان علم او و معدنهاى حکمت او هستند ، کسى که از ایشان اطاعت کند از خدا اطاعت کرده و کسى که نافرمانى ایشان کند نافرمانى خداى تعالى را کرده است . همه گفتند : گواهى می‌دهیم که رسول خدا چنین فرموده است .

سپس این سؤالهاى علیّ علیه السّلام طولانى شد و در همهء آنها مردم را به خدا سوگند می‌داد و از آن پرسش می‌کرد تا آنکه به پایان مناقبش و آنچه که رسول خدا فرموده بود رسید و آنها همه را تصدیق کردند و به حقّ بودن آن گواهى دادند .

 

 

 

5 6 7 8 9 10 11 12

 

 

روایت سوم: امیرمؤمنان علیه السلام ؛ استدلال به نزول آیه اکمال در غدیر

شیخ طوسی در کتاب امالی خود با سند صحیح نقل کرده است که امیرمؤمنان علیه السلام به آیه اکمال برای اثبات امامت خود استناد کرده است.

حَدَّثَنَا أَبِی، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ، عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ، عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (عَلَیْهِمَا السَّلَامُ)، قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ):

أُعطِیتُ تِسْعاً لَمْ یُعْطَ أَحَدٌ قَبْلِی سِوَى النَّبِیِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ): لَقَدْ فُتِحَتْ لِی السُّبُلُ، وَعَلِمْتُ الْمَنَایَا، وَالْبَلَایَا، وَالْأَنْسَابَ، وَفَصْلَ الْخِطابِ، وَلَقَدْ نَظَرْتُ فِی الْمَلَکُوتِ بِإِذْنِ رَبِّی، فَمَا غَابَ عَنِّی مَا کَانَ قَبْلِی وَلَا مَا یَأْتِی بَعْدِی، وَأَنَّ بِوَلَایَتِی أَکْمَلَ اللَّهُ لِهَذِهِ الْأُمَّهِ دِینَهُمْ، وَأَتَمَّ عَلَیْهِمُ النِّعَمَ، وَرَضِیَ لَهُمْ إِسْلَامَهُمْ، إِذْ یَقُولُ یَوْمَ الْوَلَایَهِ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِه):

یَا مُحَمَّدُ، أَخْبِرْهُمْ أَنِّی أَکْمَلْتُ لَهُمُ الْیَوْمَ دِینَهُمْ، وَأَتْمَمْتُ عَلَیْهِمُ النِّعَمَ، وَرَضِیتُ إِسْلَامَهُمْ، کُلَّ ذَلِکَ مَنَّ اللَّهُ بِهِ عَلَیَّ فَلَهُ الْحَمْدُ.

امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند:

خداوند به من نه (۹) ویژگی داده که به هیچ کس پیش از من ، جز رسول خدا صلی الله علیه وآله داده نشده است:…

و خداوند با ولایت من ، دین این امت را کامل کرد، و نعمت را بر آن‌ها تمام کرد، و از اسلام آن‌ها راضی شد، در آن هنگام که روز ولایت خداوند به پیامبر فرمود: ای محمد ! به آن‌ها خبر بده که امروز دینشان را کامل کردم، نعمتم را بر آن‌ها تمام نمودم، از اسلام شان راضی شدم.

تمام این‌ها، نعمت‌هایی است که خداوند به من داده است.

 

 

13 14 15

 

 

تنها اشکالی که ممکن است به سند  این روایت بگیرند، این است که مفضل بن عمر ، توثیق نشده؛ بلکه تضعیف شده است . در پاسخ می‌گوییم: محمد بن أبی عمیر از اصحاب اجماع و مشیاخ الثقات است؛ پس ضعف مفضل بن عمر سبب تضعیف روایت نمی‌شود.

روایت چهارم: امام باقر علیه السلام ؛ امامت امیرمؤمنان علیه السلام در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه وآله

شیخ کلینی رضوان الله تعالی علیه در کتاب شریف کافی با سند صحیح از امام باقر علیه السلام نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: امیرمؤمنان علیه السلام از روزی که در غدیر خم انتخاب شد، بر تمام مردم ولایت داشت؛ اما تا زمان وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله ساکت بود:

عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ یَزِیدَ الْکُنَاسِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام أَ کَانَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ علیه السلام حِینَ تَکَلَّمَ فِی الْمَهْدِ حُجَّهَ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ زَمَانِهِ فَقَالَ کَانَ یَوْمَئِذٍ نَبِیّاً حُجَّهَ اللَّهِ غَیْرَ مُرْسَلٍ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ حِینَ قَالَ- إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا. وَجَعَلَنِی مُبارَکاً أَیْنَ ما کُنْتُ وَأَوْصانِی بِالصَّلاهِ وَالزَّکاهِ ما دُمْتُ حَیًّا قُلْتُ فَکَانَ یَوْمَئِذٍ حُجَّهً لِلَّهِ عَلَى زَکَرِیَّا فِی تِلْکَ الْحَالِ وَهُوَ فِی الْمَهْدِ فَقَالَ کَانَ عِیسَى فِی تِلْکَ الْحَالِ آیَهً لِلنَّاسِ وَرَحْمَهً مِنَ اللَّهِ لِمَرْیَمَ حِینَ تَکَلَّمَ فَعَبَّرَ عَنْهَا وَکَانَ نَبِیّاً حُجَّهً عَلَى مَنْ سَمِعَ کَلَامَهُ فِی تِلْکَ الْحَالِ ثُمَّ صَمَتَ فَلَمْ یَتَکَلَّمْ حَتَّى مَضَتْ لَهُ سَنَتَانِ وَکَانَ زَکَرِیَّا الْحُجَّهَ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى النَّاسِ بَعْدَ صَمْتِ عِیسَى بِسَنَتَیْنِ ثُمَّ مَاتَ زَکَرِیَّا فَوَرِثَهُ ابْنُهُ یَحْیَى الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَهُوَ صَبِیٌّ صَغِیرٌ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَجَلَّ- یا یَحْیى‏ خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّهٍ وَآتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا فَلَمَّا بَلَغَ عِیسَى علیه السلام سَبْعَ سِنِینَ تَکَلَّمَ بِالنُّبُوَّهِ وَالرِّسَالَهِ حِینَ أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَیْهِ فَکَانَ عِیسَى الْحُجَّهَ عَلَى یَحْیَى وَعَلَى‏ النَّاسِ أَجْمَعِینَ وَلَیْسَ تَبْقَى الْأَرْضُ یَا أَبَا خَالِدٍ یَوْماً وَاحِداً بِغَیْرِ حُجَّهٍ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ مُنْذُ یَوْمَ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ علیه السلام وَأَسْکَنَهُ الْأَرْضَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ کَانَ عَلِیٌّ علیه السلام حُجَّهً مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ عَلَى هَذِهِ الْأُمَّهِ فِی حَیَاهِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم فَقَالَ نَعَمْ یَوْمَ أَقَامَهُ لِلنَّاسِ وَنَصَبَهُ عَلَماً وَدَعَاهُمْ إِلَى وَلَایَتِهِ وَأَمَرَهُمْ بِطَاعَتِهِ قُلْتُ وَکَانَتْ طَاعَهُ عَلِیٍّ علیه السلام وَاجِبَهً عَلَى النَّاسِ فِی حَیَاهِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم وَبَعْدَ وَفَاتِهِ فَقَالَ نَعَمْ وَلَکِنَّهُ صَمَتَ فَلَمْ یَتَکَلَّمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم وَکَانَتِ الطَّاعَهُ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم عَلَى أُمَّتِهِ وَعَلَى عَلِیٍّ علیه السلام فِی حَیَاهِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم وَکَانَتِ الطَّاعَهُ مِنَ اللَّهِ وَمِنْ رَسُولِهِ عَلَى النَّاسِ کُلِّهِمْ لِعَلِیٍّ علیه السلام بَعْدَ وَفَاهِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم وَکَانَ عَلِیٌّ علیه السلام حَکِیماً عَالِماً.

یزید کناسى گفت: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: آیا عیسى‏ بن مریم وقتى در گهواره سخن گفت حجت خدا بود بر اهل زمانش؟

فرمود: در آن روز پیغمبر بود و حجت خدا بود ولى مرسَل نبود، آیا گفته او را نشنیدى که فرموده (۳۱ سوره مریم): «به راستى من بنده خدایم به من کتاب داده و مرا پیغمبر ساخته و با برکت نموده هر جا باشم و به من سفارش به نماز و روزه کرده تا زنده هستم» گفتم: در آن روز که در گهواره بود بر زکریا هم حجّت بود؟

فرمود: عیسى علیه السلام در آن حال آیتى بود براى مردم و رحمتى بود براى مریم وقتى سخن گفت و از طرف مریم دفاع کرد و حجت و پیغمبر بود براى هر که در آن حال سخن او را شنید و سپس خموشى گزید و دیگر سخن نگفت تا دو سالش شد و زکریا پس از خموشى او حجت خدا بود بر مردم تا دو سال و پس از آن زکریا مُرد و پسرش یحیى کتاب و حکمت را از او به ارث بُرد در حالى که کودک خرد سالى بود آیا نشنوى قول خدا عز و جل را (۱۲ سوره مریم): «اى یحیى بگیر کتاب را و ما به او حکم نبوت دادیم و هنوز او کودک بود».

و چون عیسى علیه السلام هفت ساله شد نبوت و رسالت خود را طبق وحى خدا تعالى به وى اظهار داشت و عیسى حجت بر یحیى شد و بر همه مردم، و زمین یک روز هم بى‏حجت بر مردم نماند اى ابا خالد از روزى که خدا آدم را خلق کرده و در زمین جا داده.

من گفتم: قربانت، آیا على علیه السلام در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه وآله از طرف خدا و رسولش حجت بر مردم بود؟ فرمود:

آرى، از روزى که او را براى مردم بر پا داشت و به خلافت نصب کرد و مردم را به ولایت او دعوت کرد و به طاعت او فرمان داد، گفتم: اطاعت على علیه السلام در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله هم بر مردم واجب بود و هم پس از وفاتش؟

فرمود: آرى ولى او خاموش بود، تا رسول خدا صلی الله علیه وآله بود دستور مستقلى صادر نمى‏کرد حق اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه وآله بر عهده امت و على علیه السلام در زمان رسول خدا ثابت بود و حق اطاعت از طرف خدا و رسولش به عهده همه مردم بود نسبت به على علیه السلام بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله و على (ع) حکیم و دانشمند بود (بردبار و دانا بود).

 

16 17 18 19

 

 

روایت پنجم: امام باقر علیه السلام ؛ نزول آیات ولایت، ابلاغ و اکمال در باره ولایت امیرمؤمنان علیه السلام

شیخ کلینی در کتاب کافی نقل می‌کندکه امام باقر علیه السلام برای اثبات امامت امیرمؤمنان علیه السلام به آیات قرآن و حدیث شریف غدیر استدلال کرده و می‌فرماید:

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَهَ عَنْ زُرَارَهَ وَ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ وَ بُکَیْرِ بْنِ أَعْیَنَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَهَ وَ أَبِی الْجَارُودِ جَمِیعاً عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَال:

أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ رَسُولَهُ بِوَلَایَهِ عَلِیٍّ وأَنْزَلَ عَلَیْهِ (إِنَّما وَلِیُّکُمُ‏ اللَّهُ‏ ورَسُولُهُ والَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ ویُؤْتُونَ الزَّکاهَ) وفَرَضَ وَلَایَهَ أُولِی الْأَمْرِ فَلَمْ یَدْرُوا مَا هِیَ فَأَمَرَ اللَّهُ مُحَمَّداً أَنْ یُفَسِّرَ لَهُمُ الْوَلَایَهَ کَمَا فَسَّرَ لَهُمُ الصَّلَاهَ والزَّکَاهَ والصَّوْمَ والْحَجَّ فَلَمَّا أَتَاهُ ذَلِکَ مِنَ اللَّهِ ضَاقَ بِذَلِکَ صَدْرُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وتَخَوَّفَ أَنْ یَرْتَدُّوا عَنْ دِینِهِمْ وأَنْ یُکَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ ورَاجَعَ رَبَّهُ عَزَّ وجَلَّ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ إِلَیْهِ (یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ‏ مِنْ رَبِّکَ وإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ واللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ) فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ فَقَامَ بِوَلَایَهِ عَلِیٍّ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ فَنَادَى الصَّلَاهَ جَامِعَهً وأَمَرَ النَّاسَ أَنْ یُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ.

قَالَ عُمَرُ بْنُ أُذَیْنَهَ قَالُوا جَمِیعاً غَیْرَ أَبِی الْجَارُودِ وقَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السلام وکَانَتِ الْفَرِیضَهُ تَنْزِلُ بَعْدَ الْفَرِیضَهِ الْأُخْرَى وکَانَتِ الْوَلَایَهُ آخِرَ الْفَرَائِضِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وجَلَ‏ (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ‏ وأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی) قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ لَا أُنْزِلُ عَلَیْکُمْ بَعْدَ هَذِهِ فَرِیضَهً قَدْ أَکْمَلْتُ لَکُمُ الْفَرَائِضَ.

خداوند عز و جل به رسول خود را به پذیرفتن و ابلاغ ولایت علی علیه السلام دستور داد و آیه زیر را برای پیامبرش نازل کرد:

«همانا ولى شما خدا است و رسولش و آنان که گرویدند و نماز را برپا داشتند و در حال رکوع زکاه را پرداختند»

و خدا ولایت اولو الامر را واجب کرد. اما مردم نمی¬دانستند که ولایت چیست، اولو الامر کیست؟ خداوند به رسول خود دستور داد ولایت را براى آن‌ها شرح دهد؛ همانطور که نماز و زکاه و روزه و حج را شرح داده بود.

هنگامی که این دستور از طرف خدا ابلاغ شد، دل پیامبر تپید و نگران شده که مردم از دین خدواوند بازگردند و او را تکذیب کنند. ایشان دل تنگ شده و به خداوند عز و جل رجوع کردند، خدا به ایشان وحى کرد: « اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ کن؛ و اگر نکنى پیامش را نرسانده‏اى. و خدا تو را از [ گزندِ ] مردم نگاه می‌‏دارد. آرى، خدا گروه کافران را هدایت نمی‌‏کند». رسول خدا صلی الله علیه وآله امر خداى تعالى را اعلام کرد و در روز غدیر خُم براى ابلاغ ولایت على اقدام کرد. مردم را به نماز جماعت دعوت کرد و ولایت علی علیه السلام را به مردم ابلاغ کرد تا حاضران به غائبان برسانند.

عمر بن اذینه گفته: همه راویان به غیر از ابو الجارود (در اینجا) روایت می¬کنند که:

امام باقر علیه السلام فرمودند: فریضه‌ها و واجبات یکی پس از دیگری نازل می‌‏شدند، اما ولایت آخرین فریضه¬ای بود که خداوند عز و جل آن را واجب کرده و در قرآن در باره آن فرموده:

«امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را براى شما [ به عنوان ] آیینى برگزیدم» امام فرمودند: خدای عز و جل می‌‏فرماید: پس از ولایت فریضه دیگری برای شما نازل نمی¬کنم، من فرائض شما را کامل کردم‏».

 

 

20 21 22 23

 

 

روایت ششم: امام صادق علیه السلام ؛ تفسیر آیه «اولی الأمر» در غدیر توسط رسول خدا صلی الله علیه وآله

مرحوم شیخ کلینى در کتاب «کافی»، روایت ثقلین را از طریق ابو بصیر از امام صادق علیه السلام با شش سند صحیح نقل کرده‌است که امام صادق در پاسخ به این سؤال که چرا نام امیرمؤمنان علیه السلام در قرآن نیامده است، به آیه أولی الأمر، تطهیر ، حدیث غدیر و … استناد کرده است:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ (أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ) فَقَالَ: نَزَلَتْ فِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ علیهم السلام فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ النَّاسَ یَقُولُونَ فَمَا لَهُ لَمْ یُسَمِّ عَلِیّاً وَأَهْلَ بَیْتِهِ علیهم السلام فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ قَالَ: فَقَالَ: قُولُوا لَهُمْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وآله نَزَلَتْ عَلَیْهِ الصَّلَاهُ وَلَمْ یُسَمِّ اللَّهُ‏ لَهُمْ ثَلَاثاً وَلَا أَرْبَعاً حَتَّى کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَنَزَلَتْ عَلَیْهِ الزَّکَاهُ وَلَمْ یُسَمِّ لَهُمْ مِنْ کُلِّ أَرْبَعِینَ دِرْهَماً دِرْهَمٌ حَتَّى کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَنَزَلَ الْحَجُّ فَلَمْ یَقُلْ لَهُمْ طُوفُوا أُسْبُوعاً حَتَّى کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَنَزَلَتْ (أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ) وَنَزَلَتْ فِی عَلِیٍّ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله فِی عَلِیٍّ «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ»

وَقَالَ صلى الله علیه وآله أُوصِیکُمْ بِکِتَابِ اللَّهِ وَأَهْلِ بَیْتِی فَإِنِّی سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وجَلَّ أَنْ لَا یُفَرِّقَ بَیْنَهُمَا حَتَّى یُورِدَهُمَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَأَعْطَانِی ذَلِکَ وَقَالَ: لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ وَقَالَ: إِنَّهُمْ لَنْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ بَابِ هُدًى وَلَنْ یُدْخِلُوکُمْ فِی بَابِ ضَلَالَهٍ فَلَوْ سَکَتَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله فَلَمْ یُبَیِّنْ مَنْ أَهْلُ بَیْتِهِ لَادَّعَاهَا آلُ فُلَانٍ وَآلُ فُلَانٍ وَلَکِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْزَلَهُ فِی کِتَابِهِ تَصْدِیقاً لِنَبِیِّهِ صلى الله علیه وآله (إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً) فَکَانَ عَلِیٌّ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ وَفَاطِمَهُ علیهم السلام فَأَدْخَلَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله تَحْتَ الْکِسَاءِ فِی بَیْتِ أُمِّ سَلَمَهَ ثُمَّ قَالَ: «اللَّهُمَّ إِنَّ لِکُلِّ نَبِیٍّ أَهْلًا وَثَقَلًا وَهَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی وَثَقَلِی» فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَهَ: أَ لَسْتُ مِنْ أَهْلِکَ فَقَالَ إِنَّکِ إِلَى خَیْرٍ وَلَکِنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی وَثِقْلِی.

فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله کَانَ عَلِیٌّ أَوْلَى النَّاسِ بِالنَّاسِ لِکَثْرَهِ مَا بَلَّغَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وَإِقَامَتِهِ لِلنَّاسِ وَأَخْذِهِ بِیَدِهِ فَلَمَّا مَضَى عَلِیٌّ لَمْ یَکُنْ یَسْتَطِیعُ عَلِیٌّ وَلَمْ یَکُنْ لِیَفْعَلَ أَنْ یُدْخِلَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ وَلَا الْعَبَّاسَ بْنَ عَلِیٍّ وَلَا وَاحِداً مِنْ وُلْدِهِ إِذاً لَقَالَ الْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَى أَنْزَلَ فِینَا کَمَا أَنْزَلَ فِیکَ فَأَمَرَ بِطَاعَتِنَا کَمَا أَمَرَ بِطَاعَتِکَ وَبَلَّغَ فِینَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله کَمَا بَلَّغَ فِیکَ وَأَذْهَبَ عَنَّا الرِّجْسَ کَمَا أَذْهَبَهُ عَنْکَ فَلَمَّا مَضَى عَلِیٌّ علیه السلام کَانَ الْحَسَنُ علیه السلام أَوْلَى بِهَا لِکِبَرِهِ فَلَمَّا تُوُفِّیَ لَمْ یَسْتَطِعْ أَنْ یُدْخِلَ وُلْدَهُ وَلَمْ یَکُنْ لِیَفْعَلَ ذَلِکَ وَاللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ یَقُولُ: {وَأُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّهِ} فَیَجْعَلَهَا فِی وُلْدِهِ إِذاً لَقَالَ الْحُسَیْنُ علیه السلام أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَتِی کَمَا أَمَرَ بِطَاعَتِکَ وَطَاعَهِ أَبِیکَ وَبَلَّغَ فِیَّ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله کَمَا بَلَّغَ فِیکَ وَفِی أَبِیکَ وَأَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّی الرِّجْسَ کَمَا أَذْهَبَ عَنْکَ وَعَنْ أَبِیکَ فَلَمَّا صَارَتْ إِلَى الْحُسَیْنِ علیه السلام لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ‏ أَهْلِ بَیْتِهِ یَسْتَطِیعُ أَنْ یَدَّعِیَ عَلَیْهِ کَمَا کَانَ هُوَ یَدَّعِی عَلَى أَخِیهِ وَعَلَى أَبِیهِ لَوْ أَرَادَا أَنْ یَصْرِفَا الْأَمْرَ عَنْهُ وَلَمْ یَکُونَا لِیَفْعَلَا ثُمَّ صَارَتْ حِینَ أَفْضَتْ إِلَى الْحُسَیْنِ علیه السلام فَجَرَى تَأْوِیلُ هَذِهِ الْآیَهِ {وَأُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّهِ} ثُمَّ صَارَتْ مِنْ بَعْدِ الْحُسَیْنِ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ثُمَّ صَارَتْ مِنْ بَعْدِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ علیهم السلام

وَقَالَ الرِّجْسُ هُوَ الشَّکُّ وَاللَّهِ لَا نَشُکُّ فِی رَبِّنَا أَبَداً.

 

24 25 26 27

 

 

ابو بصیر می‌‌گوید: تفسیر این آیه ۳۳ از سوره احزاب را از امام صادق پرسیدم:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید. (النساء، ۵۹)

امام صادق علیه السلام فرمودند: این آیه در شأن على و فرزندانش حسن و حسین علیهما السلام نازل شده است. گفتم: مردم می‌‏گویند: چرا نام على و خاندانش در کتاب خدا نیامده است؟ امام صادق علیه السلام فرمودند: شما در پاسخ آنان بگوئید: دستور نماز خواندن به رسول خدا صلی الله علیه وآله نازل شد و سخنى از سه رکعت و چهار رکعت آن در میان نبود. این رسول خدا صلی الله علیه وآله بود که رکعت‌های نماز را تفسیر کرد. دستور پرداخت زکاه نازل شد اما صراحتاً گفته نشد که از چهل درهم یک درهم را زکات دهید. این رسول خدا صلی الله علیه وآله بود که نصاب زکات را تفسیر کرد. دستور حج نازل شد اما تصریح نشد که هفت نوبت طواف کنید. این رسول خدا صلی الله علیه وآله بود که مراسم طواف را تفسیر کرد. این فرمان خدا نیز بر همین پایه نازل شد که: «از رسول خدا و آنانى که صاحب الامر هستند اطاعت کنید» و حکم آن در باره على و حسن و حسین علیهم السلام ثابت و پا بر جا ماند. در رابطه با این دستور قرآن بود که رسول خدا فرمود: «هر مؤمنى که من سرپرست او هستم، على سرپرست او خواهد بود»

و فرمود: «به شما مؤمنان سفارش می‌‏کنم که از کتاب خدا و خاندان من جدا نشوید که من از خدا درخواست کردم تا هنگام قیامت، میان قرآن و خاندانم جدائى نیفکند. زمانی که بر حوض کوثر دست آنان را در دست من می¬گذارد و خداوند نیز این درخواست را پذیرفته است».

رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز می¬فرمایند: «به خاندان من درس ندهید که آنان از شما داناترند». و فرمود: «خاندان من شما را از راه حق بیرون نمی‌‏برند و به راه ضلالت نمی‌‏کشانند».

اگر رسول خدا صلی الله علیه وآله لب فرو می‌‏بست و خاندان خود را معرفى نمی‌‏کرد، خاندان فلان و فلان مدعى می‌‏شدند که ما صاحب الامر شمائیم؛ اما خداوند ـ ‌بلند مرتبه‌ـ براى این که سخن رسولش را در معرفى خاندان عصمت و طهارت تأیید کند، آیه‏اى نازل کرده و فرمودند: «خداوند می‌‏خواهد رجس و پلیدى را از شما خاندان رسول بزداید و شما را پاک و مطهر سازد».

در خاندان رسول خدا، فقط على بود با حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام که خطاب «عَنْکُمُ ویُطَهِّرَکُمْ» در باره آنان صادق بود، و لذا رسول خدا این دسته خاص از اهل بیت را در خانه ام سلمه زیر سایه عبا گرد آورد و فرمود: «بار خدایا! هر پیامبرى، خاندانى دارد و چشم و چراغى که از خود بجا می‌‏گذارد، اینان خاندان من و چشم و چراغ من می‌‏باشند». ام سلمه همسر رسول خدا گفت: «مگر من از خاندان تو نیستم»؟

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: سعادتمند و عاقبت به خیر می¬شوی؛ اما خاندان من و چشم و چراغ من همین چهار تن می‌‏باشند».

زمانی که رسول خدا از دنیا رفت؛ على از همه کس به سرپرستى حقوق مردم سزاوارتر بود؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه وآله در باره او سفارش فراوان کرده و دست او را گرفته و در برابر مردم برافراشته بود.

به همین دلیل وقتی علی علیه السلام از دنیا رفت، نه می‌‏توانست و نه حاضر بود که فرزندش محمد یا عباس یا یک تن دیگر از پسرانش را در زمره خاندان رسول خدا وارد کند، و اگر چنین می‌‏کرد، دو فرزندش حسن و حسین می‌‏گفتند: خداوند تبارک و تعالى فرمان ولایت را در باره ما و تو یکسان نازل کرد، رسول خدا نیز در باره ما و تو یکسان تبلیغ و سفارش کرد، رجس و پلیدى از ما و تو یکسان و مساوی زدوده شد (چرا دیگران را همردیف ما قرار می‌‏دهى)؟

از این رو وقتی علی علیه السلام از دنیا رفت، حسن علیه السلام به امامت و صاحب الامرى سزاوارتر بود؛ زیرا از حسین بزرگتر بود.

و نیز از این جهت بود که چون حسن علیه السلام از دنیا می‌رفت؛ نمی‌‏توانست و نه حاضر بود که فرزندان خود را در امامت و صاحب الامرى شریک کند و یا به این دلیل که خداوند عز و جل می‌‏گوید: «در منشور الهى است که برخى از خویشان رسول خدا سزاوارتر و مقدم بر دیگران می‌‏باشند» نمی‌‏توانست حق صاحب الامرى خود را در فرزندان خود برقرار کند و گر نه حسین می‌‏گفت: خداوند به طاعت من فرمان داد؛ همان‌طوری که به طاعت تو و طاعت پدرت فرمان داد. رسول خدا صلی الله علیه وآله در باره من تبلیغ کرده است؛ همان‌طور که در باره تو و پدرت تبلیغ کرد. و نیز خداوند، رجس و پلیدى را از من زدود؛ همان‌گونه که از تو و از پدرت زدود (چرا دیگران را در ردیف ما قرار می‌‏دهى)؟

و چون امامت و صاحب الامرى به حسین علیه السلام رسید، هیچ کس از خاندان رسول‏ خدا صلى الله علیه وآله نمی‌‏توانست بر او اقامه دعوى کند، آنسان که حسین علیه السلام می‌‏توانست برای برادرش حسن و برای پدرش على اقامه دعوى کند.

بعد از آن که امامت و صاحب الامرى به حسین علیه السلام رسید، نص خصوصى پایان گرفت و تأویل این آیه:(أُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلِیمٌ‌)؛ و خویشاوندان نسبت به یکدیگر [ از دیگران ] در کتاب خدا سزاوارترند. آرى، خدا به هر چیزى داناست. (الأنفال‏، ۷۵) مصداق یافت.

بعد از حسین امامت به على بن الحسین رسید (که تنها بازمانده او بود) و بعد از على بن الحسین به محمد بن على رسید (که از فرزندان دیگرش بزرگتر بود).

امام صادق علیه السلام فرمودند: رجس و پلیدى زائیده شک و بى‏اعتقادى است. به خدا سوگند که ما در باره پروردگار خود هرگز شک نمی‌‏کنیم.

روایت هفتم: امام صادق علیه السلام ؛ بیعت همه مردم در غدیر با امیرمؤمنان علیه السلام

مرحوم حمیری در کتاب قرب الإسناد با سند صحیح از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه وآله پس از نزول آیه ابلاغ، امیر مؤمنان علیه السلام را در غدیر خم به جانشینی خود انتخاب و به مردم دستور داد که با او بیعت کنند:

وَ عَنْهُ (السِّنْدِیُّ بْنُ مُحَمَّد) عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ:

 «لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ فِی الْوَلَایَهِ، أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ بِالدَّوْحَاتِ فِی غَدِیرِ خُمٍّ فَقُمِمْنَ، ثُمَّ نُودِیَ: الصَّلَاهَ جَامِعَهً، ثُمَّ قَالَ.

أَیُّهَا النَّاسُ، مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ أَ لَسْتُ أَوْلَى بِکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ؟

قَالُوا: بَلَى، قَالَ: مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ رَبِّ وَالِ مَنْ وَالاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ.

ثُمَّ أَمَرَ النَّاسَ یُبَایِعُونَ عَلِیّاً، فَبَایَعَهُ لَا یَجِیئُ أَحَدٌ إِلَّا بَایَعَهُ، لَا یَتَکَلَّمُ مِنْهُمْ أَحَدٌ.

ثُمَّ جَاءَ زُفَرُ وَحَبْتَرُ، فَقَالَ لَهُ: یَا زُفَرُ، بَایِعْ عَلِیّاً بِالْوَلَایَهِ. فَقَالَ: مِنَ اللَّهِ، أَوْ مِنْ رَسُولِهِ؟ فَقَالَ: مِنَ اللَّهِ وَمِنْ رَسُولِهِ؟.

ثُمَّ جَاءَ حَبْتَرُ فَقَالَ: بَایِعْ عَلِیّاً بِالْوَلَایَهِ. فَقَالَ: مِنَ اللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ؟ فَقَالَ:

مِنَ اللَّهِ وَمِنْ رَسُولِهِ. ثُمَّ ثَنَى عِطْفَهُ مُلْتَفِتاً فَقَالَ لِزُفَرَ: لَشَدَّ مَا یَرْفَعُ بِضَبُعِ ابْنِ عَمِّهِ»

از سندی بن محمد از صفوان جمال نقل شده است که امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که این آیه (ابلاغ) نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه وآله دستور داد که در غدیر خم، خیمه‌هایی برپا کنند. سپس مردم را به نماز جماعت خواند. سپس فرمود:

ای مردم ! هر کس من مولای او هستم، علی مولای او است. مگر نه این که از شما نسبت به خودتان سزاوارتر هستم؟

همه گفتند: بله . فرمود: هر کس من مولای او هستم، پس علی نیز مولای او است. خدایا دوست بدار هر کس او را دوست دارد و دشمن باش هرکس که با او دشمن است.

سپس به مردم دستور داد که با علی علیه السلام بیعت کنند . تمام مردم بیعت کردند و هیچ کس اعتراضی نکرد . تا این که زفر و حبتر آمدند . رسول خدا صلی الله علیه واله به زفر گفت که با علی برای ولایت بیعت کن. گفت: آیا این دستور خداوند است یا دستور پیامبر او؟ گفت: از جانب خدا و پیامبرش.

سپس حبتر آمد. به او نیز دستور داد که بیعت کن . او نیز گفت که آیا دستور خداوند است یا دستور پیامبر او؟ فرمود: از جانب خدا و پیامبرش . سپس برگشت و رو به زفر کرد و گفت:  او در اینکه بازوى پسر عمویش را بلند کند از هیچ کاری کوتاهى نمى‏کند.