حدیث غدیر ، برترین دلیل شیعه بر ولایت امیر مؤمنان علیه السلام است که با سند‌های صحیح و به صورت متواتر از طریق شیعه و سنی نقل شده است

بسم الله الرحن الرحیم

تواتر حدیث غدیر از دیدگاه دانشمندان اهل سنت

حدیث غدیر ، برترین دلیل شیعه بر ولایت امیر مؤمنان علیه السلام است که با سند‌های صحیح و به صورت متواتر از طریق شیعه و سنی نقل شده است ؛ اما در عین حال برخی از علمای اهل سنت که اعتراف به چنین مطلبی برایشان ناگوار و پذیرش چنین حقیقتی سخت بوده ، چشمان خود را بسته و صحت آن را زیر سؤال برده‌اند !

از جمله ابن حزم اندلسی ظاهری که با دفاع از ابن ملجم مرادی ، عداوت خود با امیر مؤمنان علیه السلام را علنی کرده است ، در کتاب الفصل خود می‌نویسد :

وأما من کنت مولاه فعلى مولاه فلا یصح من طریق الثقات أصلاً .

حدیث: من کنت مولاه… به هیچ وجه از طریق افراد ثقه تایید نشده است.

ابن حزم اندلسی ، علی بن أحمد بن سعید بن حزم الطاهری أبو محمد (متوفای۵۴۸ هـ) ، الفٍصَل فی الملل والأهواء والنحل ، ج ۴ ، ص ۱۱۶ ، ناشر : مکتبه الخانجی – القاهره .

و ابن تیمیه حرانی (متوفای۷۲۸هـ) نیز که در انکار فضائل اهل بیت علیهم السلام زبانزد عام و خاص است در منهاج السنه می‌نویسد :

وأما قوله من کنت مولاه فعلی مولاه فلیس هو فی الصحاح لکن هو مما رواه العلماء وتنازع الناس فی صحته فنقل عن البخاری وإبراهیم الحربی وطائفه من أهل العلم بالحدیث انهم طعنوا فیه وضعفوه … .

حدیث: من کنت مولاه… در کتب روائی صحیح شش گانه آورده نشده است ، بعضی از دانشمندان آن را روایت کرده‌اند ؛ ولی در صحت آن دچار اختلاف شده‌اند ، از بخاری و ابراهیم حربی وگروهی دیگر از اهل دانش نقل شده است که آنان این حدیث را تضعیف کرده‌اند .

إبن تیمیه الحرانی ، أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم ،  منهاج السنه النبویه ، ج ۷ ، ص۳۱۹، تحقیق : د. محمد رشاد سالم ، ناشر : مؤسسه قرطبه ، الطبعه الأولى ، ۱۴۰۶ .

و سعد الدین تفتازانی (متوفای۷۹۱هـ) در جواب از حدیث غدیر می‌نویسد :

والجواب منع تواتر الخبر فإن ذلک من مکابرات الشیعه کیف وقد قدح فی صحته کثیر من أهل الحدیث ولم ینقله المحققون منهم کالبخاری ومسلم والواقدی .

جواب ما این است که حدیث غدیر متواتر نیست و این از زورگویی‌های شیعه است ، ؛ زیرا بسیاری از علما و محققین علم حدیث ؛ از جمله بخاری ، مسلم و واقدی در صحتش اشکال کرده و آن را نقل ننموده‌اند .

التفتازانی ، سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله  ، شرح المقاصد فی علم الکلام ، ج ۲ ، ص ۲۹۰ ، ناشر : دار المعارف النعمانیه – باکستان ، الطبعه : الأولى ، ۱۴۰۱هـ – ۱۹۸۱م .

نقد و بررسی :

برای روشن شدن حقیت مطلب و نیز برای سنجش ارزش سخن ابن حزم ، ابن تیمیه و تفتازانی کافی است که به اعترافات علما و دانشمندان نام آور اهل سنت که در علم حدیث و رجال خبره فن هستند ، در باره حدیث غدیر اشاره شود . طبیعی است که با اثبات صحت و یا تواتر حدیث غدیر و ورود آن در صحاح سته اهل سنت ، میزان تقوی و انصاف این دو دانشمند سنی برای همگان روشن خواهد شد .

ما در ابتدا تواتر حدیث غدیر را از زبان بزرگان سنی نقل و سپس تعدادی از أسناد آن را که علمای رجال سنی به صحت آن‌ها اعتراف کرده‌اند ، خواهیم آورد .

اعترافات علمای اهل سنت بر تواتر حدیث غدیر:

حدیث غدیر نه تنها سندش صحیح است ؛ بلکه بسیاری از بزرگان اهل سنت تواتر آن را پذیرفته‌اند که ما به نام چند تن از آنان اشاره می‌کنیم :

۱ . شمس الدین ذهبی (متوفای۷۴۸هـ) :

ذهبی ، دانشمند شهیر سنی و از ارکان علم رجال اهل سنت که او را پیشوای جرح و تعدیل نامیده‌اند ، در موارد مختلف به تواتر حدیث غدیر اعتراف کرده است . وی در سیر اعلام النبلا که از معتبرترین کتاب‌های اهل سنت در علم رجال است ،‌ در ترجمه محمد بن جریر طبری ، صاحب تفسیر و تاریخ می‌نویسد :

قلت: جمع طرق حدیث غدیر خم فی أربعه أجزاء رأیت شطره فبهرنی سعه روایاته وجزمت بوقوع ذلک .

محمد بن جریر طبری اسناد روایت غدیر خم را در چهار جلد جمع آوری کرده است که من قسمتی از آن را دیدم و از گستردگی روایات آن شگفت زده شدم و یقین کردم که این اتفاق افتاده است .

الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز ، سیر أعلام النبلاء ، ج ۱۴ ، ص ۲۷۷ ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط و محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسه الرساله – بیروت ، الطبعه التاسعه ، ۱۴۱۳ هـ .

و در تذکره‌ الحفاظ و بازهم در ترجمه محمد بن جریر طبری می‌نویسد :

محمد بن جریر بن یزید بن کثیر الامام العلم الفرد الحافظ أبو جعفر الطبری أحد الأعلام وصاحب التصانیف من أهل آمل طبرستان أکثر التطواف … . ولما بلغه ان بن أبی داود تکلم فی حدیث غدیر خم عمل کتاب الفضائل وتکلم على تصحیح الحدیث .

قُلْتُ رَأَیْتُ مُجَلَّداً مِنْ طُرُقِ الْحَدِیْثِ لإبنِ جَرِیْرِ فَانْدَهَشْتُ لَهُ وَلِکِثْرَهِ تِلْکَ الْطُرُقِ .

من یک جلد از کتاب أسناد حدیث غدیر را که ابن جریر نوشته بود را دیدم و از زیاد بودن أسناد آن گیج و مبهوت شدم .

الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز ، تذکره الحفاظ ج۲ ، ص۷۱۰ ، رقم: ۷۲۸،  ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت ، الأولى .

ابن کثیر دمشقی سلفی (متوفای۷۷۴هـ) که ازشاگردان ذهبی به شمار می‌رود ، به نقل از استادش می‌نویسد :

قال : وصدر الحدیث متواتر أتیقن أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قاله ، وأما : «اللهم وال من والاه» فزیاده قویه الاسناد .

ذهبی گفت : این حدیث به صورت متواتر نقل شده است و من یقین کردم که از رسول خدا ‌صلی الله علیه وآله صادر شده است، اما جمله: «اللهم وال من والاه» نیز سندش قوی است . ‌

ابن کثیر الدمشقی ، أبو الفداء إسماعیل بن عمر القرشی ، السیره النبویه ، ج ۴ ، ص ۴۲۶ و البدایه والنهایه ، ج ۵ ، ص ۲۱۴ ، ناشر : مکتبه المعارف – بیروت .

و شهاب الدین آلوسی (متوفای۱۲۷۰هـ) صاحب روح المعانی که جایگاه ویژه‌ای در نزد وهابی‌ها دارد ، در تفسیرش می‌نویسد :

وعن الذهبى أن «من کنت مولاه فعلى مولاه» متواتر یتقین أن رسول الله صلى الله علیه و سلم قاله وأما اللهم وال من والاه فزیاده قویه الاسناد .

حدیث : «من کنت مولاه فعلی مولاه» متواتر است و به یقین سخن رسول خدا ‌است ؛ اما ادامه آن که رسول خدا فرمود : خدایا دوست بدار هر که علی را دوست دارد ، نیز سندش قوی است … .‌‌‌‌‌

الألوسی البغدادی ، العلامه أبی الفضل شهاب الدین السید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، ج ۶ ، ص ۱۹۵ ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت .

ترجمه ذهبی :

ابن ناصر الدین از مشاهیر قرن نهم ، (متوفای۸۴۲ هـ ) در باره شخصیت ذهبی می‌گوید :

الشیخ الامام الحافظ الهمام مفید الشام ومؤرخ الاسلام ناقد المحدثین وإمام المعدلین والمجرحین شمس الدین … الدمشقی ابن الذهبی الشافعی .

امام ، حافظ (کسی که بیش از صد هزار حدیث حفظ باشد) مورّخ واسلام شناس ، منتقد بر اهل حدیث ، پیشوا در جرح و تعدیل راویان ومؤلفان ، شمس الدین ذهبی.

إبن ناصر الدین الدمشقی ، محمد بن أبی بکر ، الرد الوافر ، ناشر : المکتب الإسلامی – بیروت – ۱۳۹۳ ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : زهیر الشاویش .

و در جای دیگری از همین کتابش می‌گوید :

وکان آیه فی نقد الرجال عمده فی الجرح والتعدیل عالما بالتفریع والتأصیل إماما فی القراءات فقیها فی النظریات له دربه بمذاهب الأئمه وأربابا المقالات قائما بین الخلف بنشر السنه ومذهب السلف .

در نقد رجال حدیث یگانه بود و در جرح وتعدیل راویان حدیث استاد و در استفاده فروع از اصول دانشمند و در دانش قرائت‌های قرآن پیشوا و در آراء و انظار فقیه بود . راه ورود به مذاهب چهار گانه و پیشوای همه اندیشه ها بود، یک تنه در میان معاصرانش به نشر و تبلیغ سنت و مذهب سلفی گری همت گمارد .

الرد الوافر ، ج ۱ ، ص ۳۱  .

و ابن حجر عسقلانی (متوفای ۸۵۲هـ) در الدرر الکامنه می‌نویسد :

قرأت بخط البدر النابلسی فی مشیخته کان علامه زمانه فی الرجال وأحوالهم حدید الفهم ثاقب الذهن وشهرته تغنی عن الإطناب فیه .

من نوشته‌ای بدر نابلسی را که در شرح حال اساتیدش آورده است خواندن که در باره ذهبی گفته بود : وی در دانش رجال و حالات راویان و نویسندگان دانش فراوان داشت ، تیز فهم و ذهنی قوی داشت ، شهرت و آوازه او ما را از توصیف بیشتر بی نیاز می کند .

ابن حجر عسقلانی ، الحافظ شهاب الدین أبی الفضل أحمد بن علی بن محمد  ، الدرر الکامنه فی أعیان المائه الثامنه ، ج ۵ ، ص ۶۸ ، تحقیق : مراقبه / محمد عبد المعید ضان ، ناشر : مجلس دائره المعارف العثمانیه – صیدر اباد/ الهند ، الطبعه الثانیه ، ۱۳۹۲هـ/ ۱۹۷۲م  .

و جلال الدین سیوطی (متوفای ۹۱۱هـ) در باره او می‌نویسد :

الذهبی الإمام الحافظ محدث العصر وخاتمه الحفاظ ومؤرخ الإسلام وفرد الدهر والقائم بأعباء هذه الصناعه شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان قایماز الرکمانی ثم الدمشقی .

ذهبی امام و حافظ ، حدیث گوی زمان و آخرین نفر از حافظان ، مورخ اسلام و یگانه زمان و … بود .

جلال الدین سیوطی ، عبد الرحمن بن أبی بکر ، طبقات الحفاظ ، ج ۱ ، ص ۵۲۱ ، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت ، الطبعه الأولى  ، ۱۴۰۳ هـ .

۲ . ابن حجر عسقلانی (متوفای ۸۵۲ هـ ) :

ابن حجر از دانشمندان معروف سنی که به همراه ذهبی یکی از دو رکن اساسی علم رجال اهل سنت به حساب می‌آید ، در شرح صحیح بخاری ، بسیاری از سند‌های حدیث غدیر را صحیح و حسن می‌داند :

واما حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» فقد أخرجه الترمذی والنسائی وهو کثیر الطرق جداً وقد استوعبها بن عقده فی کتاب مفرد وکثیر من اسانیدها صحاح وحسان .

حدیث : «من کنت مولاه فعلی مولاه» را ، ترمذی ونسائی با سند صحیح نقل کرده اند ، سند‌های بسیاری دارد ، که همه آن‌ها را ابن عقده در کتاب مستقلی جمع آوری کرده است و بسیاری از اسناد آن صحیح و یا حسن هستند .

ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی ، فتح الباری شرح صحیح البخاری ، ج ۷ ، ص ۷۴ ، تحقیق : محب الدین الخطیب ، ناشر : دار المعرفه – بیروت .

و در تهذیب التهذیب که یکی از کتاب‌های معتبر رجالی اهل سنت به حساب می‌آید ، می‌گوید که بیش از هفتاد صحابی روایت غدیر را نقل کرده‌اند :

وَقَدْ جَمَعَهُ إبن جَریر الطَبَری فی مَؤَلَّفٍ… فَأَخْرَجَهُ مِنْ حَدِیْثِ سَبْعِیْنَ صَحَابِیّاً أَوْ أَکْثَر .

ابن جریر حدیث غدیر را از طرق گوناگون در کتاب مستقلی از زبان بیش از هفتاد صحابی نقل کرده است .

ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی ، تهذیب التهذیب ، ج۷ ، ص۲۹۷ ، ناشر : دار الفکر – بیروت ، الطبعه الأولى ، ۱۴۰۴ – ۱۹۸۴ .

ترجمه ابن حجر عسقلانی :

هاشمی مکی ،‌ از مشاهیر قرن نهم هجری و از هم‌دوره‌های ابن حجر ، او را این‌گونه می‌ستاید :

أحمد بن علی بن محمد بن محمد بن علی بن محمود بن أحمد بن أحمد بن العسقلانی المصری الشافعی الإمام العلامه الحافظ فرید الوقت مفخر الزمان بقیه الحفاظ علم الأئمه الأعلام عمده المحققین خاتمه الحفاظ المبرزین والقضاه المشهورین أبو الفضل شهاب الدین

ابن حجر عسقلانی مصری  شافعی مذهب ، پیشوای دانشمند ، حافظ (صد هزار حدیث) ، یگانه روزگار، افتخار زمان ، باقی مانده از حافظان حدیث ، سرآمد پیشوایان بزرگ ، محقق عمده ، پایان بخش حافظان ، قاضی مشهور …

الهاشمی المکی ، الحافظ أبو الفضل تقی الدین محمد بن محمد بن فهد (متوفای۸۷۱هـ) ، لحظ الألحاظ بذیل طبقات الحفاظ ، ج ۱ ، ص ۳۲۶ ، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت .

۳ . ابن حجر الهیثمی (متوفای۹۷۴هـ) :

ابن حجر هیثمی در کتاب الصواعق المحرقه که آن را علیه مذهب شیعه نگاشته است به کثرت اسناد حدیث غدیر اعتراف کرده و می‌گوید :

أنه حدیث صحیح لا مریه فیه وقد أخرجه جماعه کالترمذی والنسائی وأحمد و طرقه کثیره جدا ومن ثم رواه سته عشر صحابیا وفی روایه لأحمد أنه سمعه من النبی صلى الله علیه وسلم ثلاثون صحابیا وشهدوا به لعلی لما نوزع أیام خلافته کما مر وسیأتی وکثیر من أسانیدها صحاح وحسان ولا التفات لمن قدح فی صحته .

در صحت حدیث غدیر شکی نیست ؛ زیرا گروهی مانند : ترمذی ، نسائی و احمد آن را با سند نقل کرده اند ، اسناد این حدیث فراوان است و شانزده تن از اصحاب آن را روایت کرده اند ، و در نقلی که احمد دارد می گوید : سی نفر از اصحاب در زمان خلافت علی علیه السلام وقتی که علی از آنان در خواست گواهی بر شنیدن این حدیث از رسول خدا صلی الله علیه وآله نمود ، شهادت دادند که آن را از پیامبر شنیده‌اند .

بیشتر سندهای این حدیث صحیح و حسن است و سخن کسی که بر سند آن بخواهد ایراد می‌گیرد ، ارزش توجه ندارد .

ابن حجر الهیثمی ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علی  ، الصواعق المحرقه على أهل الرفض والضلال والزندقه ، ج ۱ ، ص ۱۰۶ـ ۱۰۷ ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله الترکی و کامل محمد الخراط ، ناشر : مؤسسه الرساله – لبنان ، الطبعه الأولى ، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۷م  .

ترجمه ابن حجر هیثمی :

عبد القادر العیدروسی (متوفای ۱۰۳۷ هـ) در باره او می‌گوید :

وفیها [سنه أربع وسبعین بعد التسعمائه ] فی رجب توفی الشیخ الإمام شیخ الإسلام خاتمه أهل الفتیا والتدریس ناشر علوم الامام محمد بن إدریس الحافظ شهاب الدین أبو العباس أحمد بن محمد بن علی بن حجر الهیتمی السعدی الأنصاری بمکه ودفن بالمعلاه فی تربه الطبریین وکان بحرا فی علم الفقه وتحقیقه لا تکدره الدلاء وإمام الحرمین کما أجمع على ذلک العارفون وانعقدتعلیه خناصر الملاء إمام اقتدت به الأئمه وهمام صار فی إقلیم الحجاز أمه مصنفاته فی العصر آیه یعجز عن الإتیان بمثلها المعاصرون …

واحد العصر وثانی القطر وثالث الشمس والبدر من أقسمت المشکلات أن لا تتضح إلا لدیه وأکدت المعضلات آلیتها أن لا تتجلى إلا علیه لا سیما وفی الحجاز علیها قد حجر ولا عجب فإنه المسمى بابن حجر .

ابن حجر هیثمی دریائی از دانش فقه و تحقیق ، امام مدینه و مکه بود که همه پیشوایان به وی اقتدا می کردند ، در سرزمین حجاز از جهت آثار نمونه‌ای بود که مثل و مانند نداشت … .

العیدروسی ، عبد القادر بن شیخ بن عبد الله ، تاریخ النور السافر عن أخبار القرن العاشر ، ج ۱ ، ص ۲۵۸ ، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت ، الطبعه الأولى ، ۱۴۰۵ .

۴ . جلال الدین سیوطی (متوفای ۹۱۱هـ) :

جلال الدین سیوطی ، مفسر ، ادیب و محدث مشهور اهل سنت ،‌ از کسانی است که حدیث غدیر را از احادیث متواتر می‌داند . البته ما در کتاب‌هایی که از وی در اختیار داریم ، چنین مطلبی را نیافتیم ؛ ولی دو تن از بزرگان اهل سنت ، این مطلب را از زبان وی نقل کرده‌اند که همین برای ما کفایت می‌کند .

حافظ عبد الرؤوف مناوی در شرح جامع الصغیر سیوطی می‌نویسد :

( من کنت مولاه ) أی ولیه وناصره ( فعلى مولاه ) ولاء الاسلام وسببه ان أسامه قال لعلی لست مولای انما مولای رسول الله فذکره ( حم ه عن البراء ) بن عازب ( حم عن بریده ) بن الحصیب ( ت ن والضیاء عن زید بن أرقم ) ورجال أحمد ثقات بل قال المؤلف حدیث متواتر .

راویان این حدیث مورد اعتماد هستند ؛ بلکه مؤلف (سیوطی) گفته است که این حدیث متواتر است .

المناوی ، الإمام الحافظ زین الدین عبد الرؤوف ، التیسیر بشرح الجامع الصغیر ، ج ۲   ص ۴۴۲ ، (متوفای۱۰۳۱هـ) ، ناشر : مکتبه الإمام الشافعی – الریاض ، الطبعه : الثالثه ، ۱۴۰۸هـ – ۱۹۸۸م .

و در فیض القدیر که این کتاب نیز در شرح جامع الصغیر سیوطی است‌ ، می‌نویسد :

قال الهیثمی رجال أحمد ثقات وقال فی موضع آخر رجاله رجال الصحیح وقال المصنف حدیث متواتر

هیثمی گفته است که راویان مسند احمد مورد اعتماد هستند و در جای دیگر گفته که روایان آن راویان صحیح بخاری هستند و مصنف (سیوطی) گفته است که حدیث غدیر متواتر است .

المناوی ، الإمام الحافظ زین الدین عبد الرؤوف ، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر ، ج ۶   ص ۲۱۸ ، ناشر : المکتبه التجاریه الکبرى – مصر ، الطبعه : الأولى ، ۱۳۵۶هـ .

و ابراهیم بن محمد حسینی (متوفای۱۱۲۰ هـ) از علمای سنی مذهب قرن دوازدهم نیز این مطلب را تأیید می‌کند :

من کنت مولاه فعلی مولاه

أخرجه الإمام أحمد ومسلم عن البراء بن عازب رضی الله عنه وأخرجه أحمد أیضا عن بریده بن الحصیب رضی الله عنه وأخرجه الترمذی والنسائی والضیاء المقدسی عن زید بن رقم رضی الله عنه قال الهیثمی رجال أحمد ثقات وقال فی موضع آخر رجاله رجال الصحیح .

وقال السیوطی حدیث متواتر . سببه أن أسامه قال لعلی لست مولای إنما مولای رسول الله (ص) فقال النبی (ص) : «من کنت مولاه فعلی مولاه» .

این حدیث را امام احمد ومسلم از براء بن عازم نقل کرده اند و احمد مجدداً آن را از بریده بن حصیب و ترمذی و نسائی و ضیاء مقدسی از زید بن ارقم آن را نقل کره اند، هیثمی می گوید: رجال سند احمد همه ثقه هستند و در مورد دیگری گفته است راویان آن راویان صحیح بخاری هستند .

سیوطی می گوید: حدیث غدیر متواتر است.

علت ایراد این حدیث آن است که اسامه به علی گفت : تو مولای من نیستی ؛ بلکه مولای من پیامبر است ، رسول خاد صلی الله علیه وآله پس از شنیدن این سخن فرمود : هر کس من مولای او هستم ، علی نیز مولای او است .

الحسینی ، ابراهیم بن محمد ، البیان والتعریف فی أسباب ورود الحدیث الشریف ، ج ۲ ، ص ۲۳۰ ، ح۱۵۷۷ ، تحقیق : سیف الدین الکاتب ، ناشر : دار الکتاب العربی – بیروت – ۱۴۰۱هـ .

ترجمه سیوطی :

نجم الدین العزیز در کتاب الکواکب السائره ، سیوطی را این گونه معرفی می‌کند :

عبد الرحمن بن أبی بکر الأسیوطی: عبد الرحمن بن أبی بکر بن محمد بن أبی سابق الدین بکر بن عثمان بن محمد بن خضر بن أیوب بن محمد ابن الشیخ همام الدین، الشیخ العلامه، الإمام، المحقق، المدقق، المسند، الحافظ شیخ الإسلام جلال الدین أبو الفضل ابن العلامه کمال الدین الأسیوطی، الخضیری، الشافعی صاحب المؤلفات الجامعه، والمصنفات النافعه، وألف المؤلفات الحافله الکثیره الکامله الجامعه، النافعه المتقنه، المحرره، المعتبره نیفت عدتها على خمسمائه مؤلف

وکان أعلم أهل زمانه بعلم الحدیث وفنونه، ورجاله، وغریبه، واستنباط الأحکام منه، وأخبر عن نفسه أنه یحفظ مئتی ألف حدیث. قال: ولو وجدت أکثر لحفظته. قال: ولعله لا یوجد على وجه الأرض الان أکثر من ذلک

استاد علامه ، پیشوا ، محقق ، دقیق ، حافظ ( کسی که صد هزار حدیث حفظ است)، صاحب کتاب‌های جامع و تألیفات سودمند ، کسی که بیش از پانصد کتاب مفید و ارزشمند نوشته است ، دانا ترین فرد در دانش حدیث و فنون آن ، اهل استنباط احکام و کسی که خودش گفته است : دویست هزار حدیث را حفظ هستم و اگر بیشتر می یافتم باز هم حفظ می کردم ، که البته شاید اکنون بیش از این حدیث وجود نداشته باشد.

الغزی  ، نجم الدین محمد بن محمد ، الکواکب السائره بأعیان المئه العاشره ، ج ۱   ص ۱۴۲ ، (متوفاى۱۰۶۱هـ) .

۵ . أبو حامد غزالی (متوفای۵۰۵هـ) :

غزالی ، دانشمند نامور و شهیر قرن ششم که ذهبی از از او با عنوان اعجوبه زمان یاد می‌کند ،‌ در باره حدیث غدیر و پیمانی که خلیفه دوم در آن روز بست و تنها چند روز بعد از غدیر آن را به باد فراموشی سپرد ، می‌نویسد :

واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول : « من کنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى کل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحکیم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الریاسه وحمل عمود الخلافه وعقود النبوه وخفقان الهوى فی قعقعه الرایات واشتباک ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول : فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا .

از خطبه‌های رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند . رسول خدا فرمود : هر کس من مولا و سرپرست او هستم ، علی مولا و سرپرست او است . عمر پس از این فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) این گونه تبریک گفت :

«افتخار ، افتخار ای ابوالحسن ، تو اکنون مولا و رهبر من و هر مولای دیگری هستی.»

این سخن عمر حکایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبری علی (علیه السلام) و  نشانه رضایتش از انتخاب علی (علیه السلام) به رهبری امت دارد ؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها ، عمر تحت تأثیر هوای نفس و علاقه به ریاست و رهبری خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلی تغییر داد و با لشکر کشی‌ها ، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌های دیگر ، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلی هموار کرد و [مصداق این آیه قرآن شد :]

پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن ، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله‏اى کردند .

الغزالی ، أبو حامد محمد بن محمد  ، سر العالمین وکشف ما فی الدارین ، ج ۱ ، ص ۱۸ ، باب فی ترتیب الخلافه والمملکه ، تحقیق : محمد حسن محمد حسن إسماعیل وأحمد فرید المزیدی ، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان ، الطبعه : الأولى ، ۱۴۲۴هـ ۲۰۰۳م .

ترجمه أبو حامد غزالی :

علامه شمس الدین ذهبی در ترجمه او می‌نویسد :

الغزالی الشیخ الإمام البحر حجه الإسلام أعجوبه الزمان زین الدین أبو حامد محمد بن محمد بن محمد بن أحمد الطوسی الشافعی الغزالی صاحب التصانیف والذکاء المفرط … ثم بعد سنوات سار إلى وطنه لازما لسننه حافظا لوقته مکبا على العلم

غزالی استاد پیشوا و دریای علم ، نشانه اسلام ، اعجوبه زمان ، صاحب کتاب‌ها وانسانی با هوش فراوان و زیرک… بود .

پس از سال‌ها به زادگاهش بازگشت و به استفاده از وقت ، فرصت وعلم ودانش روزگار را سپری کرد … .

سیر أعلام النبلاء ، ج ۱۹ ، ص ۳۲۲ ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسه الرساله – بیروت ، الطبعه : التاسعه ، ۱۴۱۳هـ .

و در جلد ۱۴ ، ص ۲۰۲ از همین کتاب با استفاده از حدیث نبوی او را یکی از احیاگران دین می‌داند و می نویسد :

وقال الحاکم سمعت حسان بن محمد یقول کنا فی مجلس ابن سریج سنه ثلاث وثلاث مئه فقام إلیه شیخ من أهل العلم فقال أبشر أیها القاضی فإن الله یبعث على رأس کل مئه سنه من یجدد یعنی للأمه أمر دینها وإن الله تعالى بعث على رأس المئه عمر بن عبدالعزیز وبعث على رأس المئتین محمد بن إدریس الشافعی …

قلت وقد کان على رأس الأربع مئه الشیخ أبو حامد الاسفرایینی وعلى رأس الخمس مئه أبوحامد الغزالی وعلى رأس الست مئه الحافظ عبد الغنی …

حاکم می گوید : از حسان بن محمد شنیدم که می گفت : در سال ۳۰۳هـ در مجلس ابن سریج بودم ، پیر مردی دانشمند بر خواست و گفت :  بشارت ای قاضی ! خداوند در هر صد سال کسی را می فرستد که احیاگر دین است ، عمربن عبد العزیز اولین است و در صد سال دوّم محمد بن ادریس شافعی است…

من می گویم در صد سال چهارم ابو حامد اسفرایینی است و در صد سال پنجم غزالی و در صد سال ششم حافظ عبد الغنی است ، و…

۶ . ملا علی قاری (متوفای۱۰۱۴هـ) :

ملا علی هروی ، معروف به هروی ، صاحب کتاب معتبر مرقاه المفاتیح در باره حدیث غدیر و تواتر آن می‌گوید :

أنّ هَذَا حَدِیْثٌ صَحِیْحٌ لا مَرِیَّهَ فِیْهِ ، بَلْ بَعْضُ الْحُفّاظِ عَدَّهُ مُتَوَاتِراً إذ فی روایه أحمد أنه سمعه من النبی صلى الله علیه وسلم ثلاثون صحابیا وشهدوا به لعلی لما نوزع أیام خلافته .

حدیث غدیر بدون شک صحیح است ؛ بلکه بعضی از حافظان آن را متواتر دانسته اند ؛ چون در نقل احمد آمده است :

این حدیث را در زمان خلافت علی علیه السلام بعد از اختلافی که در باره آن پیش آمد، سی تن از اصحاب شهادت دادند که آن را از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیده اند.

محمد القاری ، علی بن سلطان ، مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح ، ج ۱۱ ، ص ۲۴۸ ، تحقیق : جمال عیتانی ، ناشر : دار الکتب العلمیه – لبنان / بیروت ، الطبعه الأولى ، ۱۴۲۲هـ – ۲۰۰۱م .

ترجمه ملا علی قاری :

عاصمی مکی (متوفای۱۱۱۱هـ ) در باره او می‌نویسد :

الشیخ الملا على القارى بن سلطان بن محمد الهروى الحنفى الجامع للعلوم العقلیه والنقلیه والمتضلع من السنه النبویه أحد جماهیر الأعلام ومشاهیر أولى الحفظ والأفهام ولد بهراه ورحل إلى مکه وتدیرها أخذ عن خاتمه المحققین العلامه ابن حجر الهیثمى .

ملا علی قاری حنفی مذهب در علوم عقلی و نقلی جامع بود و سنت نبوی را به درستی می شناخت ، او یکی از دانشمندان بزرگ و نام آوران زمان و دارای قدرت حافظه و صاحب فهم بود .

العاصمی المکی ، عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی ، سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل والتوالی ، ج ۴ ، ص ۴۰۲ ، تحقیق : عادل أحمد عبد الموجود و علی محمد معوض ، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۱۹هـ- ۱۹۹۸م .

۷ . علامه شمس الدین الجزری الشافعی (متوفای۸۳۳هـ) :

شمس الدین جزری که کتاب مستقلی در باره فضائل امیر مؤمنان علیه السلام نوشته ، بعد از نقل حدیث مناشده امیر المؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه ، می‌گوید :

هذا حدیث حسن من هذا الوجه ، صَحِیْحٌ مِنْ وُجُوْهٍ کَثِیْرَهٍ تَوَاتَرَ عَنْ اَمِیْرِ المؤمنین علی ، وهو مُتَوَاتِرٌ ایضاً عن النبی صلی الله وسلّم رواه الجم الغفیر عن الجم الغفیر ، ولا عبره بمن حاول تضعیفه من لا اطلاع له فی هذا العلم .

وی پس از نقل حدیث غدیر می گوید: این حدیث از این جهت حسن واز جهات زیادی صحیح و از طریق امیر المؤمنین علی و رسول خدا متواتر است، گروههای زیادی از گروههای زیادی دیگر آن را روایت کرده اند، سخن کسانی که بدون آگاهی از دانش حدیث آن را ضعیف دانسته اند ارزشی ندارد ونباید به آن اعتنا کرد.

الجزری الشافعی ، أبی الخیر شمس الدین محمد بن محمد بن محمد ، أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه ، ص۴۸ ، تقدیم و تحقیق وتعلیق الدکتور محمد هادی الأمینی ، ناشر : مکتبه الإمام امیر المؤمنین (ع) العامه ، اصفهان ـ ایران

ترجمه علامه جزری :

محمد بن محمد بن محمد بن محمد الحافظ – الإمام المقرئ شمس الدین ابن الجزری ، ولد لیله السبت الخامس والعشرین من شهر رمضان سنه ۷۵۱ بدمشق ، وتفقه بها ، ولهج بطلب الحدیث والقراآت ، وبرز فی القراآت ، وعمر مدرسه للقراء سماها دار القرآن وأقرأ الناس ، وعین لقضاء الشام مره ، وکتب توقیعه عماد الدین بن کثیر ثم عرض عارض فلم یتم ذلک وقدم القاهره مرارا ، وکان مثریا وشکلا حسنا وفصیحا بلیغا

وکان کثیر الإحسان لأهل الحجاز ، وأخذ عنه أهل تلک البلاد فی القراآت وسمعوا علیه الحدیث … وقد انتهت إلیه رئاسه علم القراآت فی الممالک ، وکان قدیما صنف الحصن الحصین فی الأدعیه ولهج به أهل الیمن واستکثروا منه ، وسمعوه علی قبل أن یدخل هو إلیهم ثم دخل إلیهم فأسمعهم ، وحدث بالقاهره بمسند أحمد ومسند الشافعی وبغیر ذلک  وکان یلقب فی بلاده الإمام الأعظم .

جزری شب بیست و پنجم رمضان سال ۷۵۱هـ در شهر دمشق به دنیا آمد و در همان شهر به دانش اندوزی پرداخت و برای آشنائی با حدیث و قرائت‌های قرآن تلاش کرد و در همین رشته هم موفق شد و مدرسه‌ای به نام دار القرآن تاسیس کرد . به قضاوت از طرف عماد الدین کثیر منصوب شد ولی آن را به پایان نرساند ، چندین بار به قاهره سفر کرد ، وی چهره ای زیبا وجذاب داشت…

نسبت به مردم حجاز بسیار نیکو کار بود، از وی دانش قرائات و حدیث را آموختند… در همه کشورها دانش قرائت به او ختم می شد و کتابی در دعا به اسم الحصن الحصین نوشت ، مردم یمن از وی استفاده فروان نمودند ، در قاهره مسند احمد و شافعی را بر مردم می خواند ، به او امام اعظم لقب داده بودند .

ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی ، إنباء الغُمر بأبناء العمر فی التاریخ ، ج ۸   ص ۲۴۵ ، تحقیق : د.محمد عبد المعید خان  ، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان الطبعه : الثانیه ، ۱۴۰۶هـ -۱۹۸۶م .

۸ . سبط بن جوزی (متوفای ۶۵۴هـ) :

سبط بن جوزی ، نوه دختری أبو الفرج بن جوزی ، از بزرگان قرن هفتم اهل سنت در تذکره الخواص در باره حدیث غدیر می‌گوید :

اِتّفَقَ عُلَمَاءُ السِیَرِ عَلى أنّ قِصَّهَ الغَدِیرِ کانت بَعْدَ رُجُوْعِ النَبِیِ (ص) مِنْ حَجَّهِ الوِدَاعِ فی الثامن عشر من ذی الحجّه جمع الصحابه وکانوا مائه وعشرون ألفاً وقال: (من کنت مولاه فعلی مولاه) الحَدِیثُ ، نَصٌ (ص) عَلَى ذلک بصریح العباره دون التلویح والإشاره .

دانشمندان متخصص در تاریخ اسلام اتفاق دارند که قصه غدیر بعد از باز گشت رسول خدا ‌صلی الله علیه وآله ‌‌از حجه الوداع در هیجدهم ذی الحجه اتفاق افتاد ، اصحاب و یارانش را صد و بیست هزار نفر بودند جمع کرد و درسخنرانی اش فرمود : هر کس من او را مولا و رهبرم ؛ پس علی ، مولا و رهبر او است ، در این روایت با صراحت نه با کنایه و اشاره رسول خدا صلی الله علیه وآله علی را پیشوا قرار داد.‌‌

سبط بن الجوزی الحنفی ، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی ،تذکره الخواص ، ص ۳۷ ، ناشر : مؤسسه أهل البیت  ـ  بیروت ، ۱۴۰۱هـ ـ ۱۹۸۱م .

ترجمه ابن جوزی :

شمس الدین ذهبی در باره او می‌گوید:

یوسف بن قُزْغْلی بن عبد الله . الإمام ، الواعظ ، المؤرخ شمس الدین ، أبو المظفر الترکی ، ثم البغدادی العونی الحنفی . سِبْط الإمام جمال الدین أبی الفرج ابن الجوزی ؛ نزیل دمشق . وُلِد سنه إحدى وثمانین وخمسمائه … وکان إماما ، فقیها ، واعظا ، وحیدا فی الوعظ ، علاّمهً فی التاریخ والسیر ، وافر الحرمه ، محبباً إلى الناس … ودرّس بالشبلیه مده ، وبالمدرسه البدریه التی قباله الشبلیه . وکان فاضلا عالما ، ظریفا ، منقطعا ، منکرا ، على أرباب الدول ما هم علیه من المنکرات ، متواضعا صاحب قبول تام .

یوسف بن فزعلی حنفی ، پیشوا ، فقیه ،تاریخ دان و در سخنوری یگانه بود‌ ، در تاریخ و سرگذشت ،‌ علامه و در نزد مردم بسیار قابل احترام و محبوب بود . مدتی در شبیله و مدرسه بدریه تدریس می‌کرد ، او فاضل ، دانشمند و نکته سنج بود و با دولتمردانی که کارهای ناپسندی می‌کردند ، مخالفت می‌کرد و همگان او را قبول داشتند .

الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز ، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج ۴۸   ص ۱۸۳، تحقیق : د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الکتاب العربی – لبنان/ بیروت ، الطبعه : الأولى ، ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م .

أبو محمد یافعی (متوفای۷۶۸هـ) در باره او می‌نویسد :

العلامه الواعظ المورخ شمس الدین أبو المظفر یوسف الترکی ثم البغدادی المعروف بابن الحوزی سبط الشیخ جمال الدین أبی الفرج ابن الجوزی أسمعه جده منه ومن جماعه وقدم دمشق سنه بضع وست مائه فوعظ بها وحصل له القبول العظیم للطف شمائله وعذوبه وعظه .

در شهر دمشق مردم را موعظه می کرد و چون چهره و سخنش جذاب بود ، مورد قبول و پذیرش عموم قرار گرفت … .

الیافعی ، أبو محمد عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان ، مرآه الجنان وعبره الیقظان ، ج ۴ ، ص ۱۳۶ ، ناشر : دار الکتاب الإسلامی  – القاهره – ۱۴۱۳هـ – ۱۹۹۳م .

قطب الدین الیونینی (متوفای۷۲۶هـ) در باره او می‌نویسد :

وکان أوحد زمانه فی الوعظ حسن الإیراد ترق لرؤیته القلوب وتذرف لسماع کلامه العیون وتفرد بهذا الفن وحصل له فیه القبول التام وفاق فیه من عاصره وکثیراً ممن تقدمه حتى أنه کان یتکلم فی المجلس الکلمات الیسیره المعدوده أو ینشد البیت الواحد من الشعر فیحصل لأهل المجلس من الخشوع والاضطراب والبکاء ما لا مزید علیه فیقتصر على ذلک القدر الیسیر وینزل فکانت مجالسه نزهه القلوب و الأبصار یحضرها الصلحاء والعلماء والملوک والأمراء والوزراء وغیرهم ولا یخلو المجلس من جماعه یتوبون ویرجعون إلى الله تعالى .

در وعظ و سخنرانی در زمان خودش منحصر به فرد بود ، با دیدنش رقت قلب برای بیننده ایجاد می‌شد و با شنیدن سخنش اشک‌ها جاری می شد ، مورد قبول عموم بود ، گاهی در مجلسی کلماتی اندک و یا شعری می خواند همه حاضران را به گریه می انداخت . در مجلس وی همواره دانشمندان و امیران و وزیران و غیر آنان حضور می یافتند ، و هیچگاه نمی شد که بدون توبه کسی از مجلسش خارج شود .

الیونینی ، قطب الدین أبو الفتح موسى بن محمد ، ذیل مرآه الزمان ، ج ۱ ، ص ۱۵ .

العکری الحنبلی (متوفای۱۰۸۹هـ) در باره او می‌نویسد :

سبط ابن الجوزی العلامه الواعظ المؤرخ شمس الدین أبو المظفر یوسف بن فرغلی الترکی ثم البغدادی الهبیری الحنفی سبط الشیخ أبی الفرج بن الجوزی أسمعه جده منه ومن ابن کلیب وجماعه وقدم دمشق سنه بضع وستمائه فوعظ بها وحصل له القبول العظیم للطف شمائله وعذوبه وعظه … ولو لم یکن له إلا کتابه مرآه الزمان لکفاه شرفا .

العکری الحنبلی ، عبد الحی بن أحمد بن محمد ، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب ، ج ۵ ، ص ۲۶۶ ، تحقیق : عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط ، ناشر : دار بن کثیر  – دمشق ، الطبعه الأولی ، ۱۴۰۶هـ .

۹ . علامه اسماعیل بن محمد العجلونی الجراحی (متوفای ۱۱۶۲هـ) :

عجلونی نویسنده کتاب کشف الخفاء ، از دانشمندان مشهور سنی در قرن دوازدهم در باره حدیث غدیر می‌گوید :

( من کنت مولاه فعلی مولاه ) رواه الطبرانی وأحمد والضیاء فی المختاره عن زید بن أرقم وعلی وثلاثین من الصحابه بلفظ اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فالحدیث متواتر أو مشهور .

حدیث: «من کنت مولاه فعلی مولاه» را طبرانی و احمد وضیاء در کتابش المختاره، از زید بن ارقم وعلی و سی نفر از صحابه نقل کرده اند، پس حدیث متواتر و مشهور است.

العجلونی الجراحی ، إسماعیل بن محمد ، کشف الخفاء ومزیل الإلباس عما اشتهر من الأحادیث على ألسنه الناس ، ج ۲ ، ص ۳۶۱ ، رقم : ۲۵۹۱ ، تحقیق : أحمد القلاش ، ناشر : مؤسسه الرساله – بیروت الطبعه : الرابعه ، ۱۴۰۵هـ .

ترجمه العجلونی :

البدیری (متوفى بعد از ۱۱۷۵هـ) در ترجمه او می‌نویسد :

وفی یوم الاثنین ثانی محرم هذه السنه توفی شیخنا محدث الدیار الشامیه ، بل خاتمه المحدثین ، من افتخرت به دمشق على سائر الدنیا الشیخ إسماعیل العجلونی المدرّس تحت قبه النسر بجامع بنی أمیه ، ولم یبق أحد من أهل الشام من کبیر وصغیر إلا حضر جنازته .

در دوم محرم سال ۱۱۶۲ استاد ما ، محدث دیار شام و بلکه خاتم محدثان و کسی که مردم شام به جهت وجود او در آن دیار بر دیگر مردم دنیا فخر فروشی می‌کردند ، از دنیا رفت . در روز مرگش کوچک و بزرگ در تشییع جنازه‌اش شرکت کردند .

البدیری الحلاق ، أحمد بن بدیر ، حوادث دمشق الیومیه ، ج ۱ ، ص ۳۰ ، حوادث سال ۱۱۶۲هـ .

محقق کتاب کشف الخفاء در مقدمه کتاب ص۶ می‌نویسد :

وقد ترجمه الشیخ سعید السمان فی کتابه وقال فی وصفه : خاتمه أئمه الحدیث ومن ألقت إلیه مقالیدها بالقدیم والحدیث اقتدح زناده فیه فأضاء وشاع حتى ملأ الفضاء آخذا بطرفی العلم والعمل متسنما ذروه عن غیره بعیده الأمل یقطع آناء اللیل تضرعا وعباده ویوسع أطراف النهار قراءه وإفاده لا یشغله عن ترداده النظر فی دفاتره مرام ولا عن نشر طیبها نقض ولا إبرام مع ورع لیس للریاء علیه سبیل وغض بصر عما لا یعنی من هذا القبیل … .

خاتم امامان حدیث ، کلید و رمز همه علوم در دست او بود ، شبهایش به عبادت و روزش به مطاله و تدریس می گذشت ، اهل پارسائی و ورع و به دور از ریا بود … .

۱۰ . محمد بن اسماعیل صنعانی (متوفای۱۱۸۲هـ) :

صنعانی ، نویسنده کتاب معتبر سبل السلام در باره حدیث غدیر می‌گوید :

حَدِیْثُ «من کنت مولاه فعلى مولاه» أخرجه جماعه من أئمه الحدیث منهم أحمد والحاکم من حدیث ابن عباس وابن أبی شیبه وأحمد من حدیث ابن عباس عن بریده وأحمد وابن ماجه عن البراء و … وقد عَدَّهُ أئِمَّهٌ مِنَ الْمُتَوَاتِرِ .

حدیث غدیر را گروهی از بزرگان و پیشوایان در دانش حدیث از احادیث متواتر شمرده اند .

الحسنی الصنعانی ، محمد بن إسماعیل الأمیر ، توضیح الأفکار لمعانی تنقیح الأنظار ، ج۱ ، ص۲۴۳ ، تحقیق : محمد محی الدین عبد الحمید ، ناشر : المکتبه السلفیه – المدینه المنوره .

ترجمه صنعانی :

القنوجی  (متوفای۱۳۰۷ هـ) در باره او می‌گوید :

کتاب اسبال المطر على قصب السکر وکتاب توضیح الافکار شرح تنقیح الانظار کلاهما للسید الامام المجتهد العلامه محمد بن إسماعیل الامیر الیمنی رحمه الله .

نویسنده کتاب اسبال المطر و توضیح الأفکار ؛ آقا ، امام ، مجتهد و علامه محمد اسماعیل است .

القنوجی ، صدیق بن حسن ، أبجد العلوم الوشی المرقوم فی بیان أحوال العلوم ، ج ۲ ، ص ۶۶ ، تحقیق : عبد الجبار زکار ، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۹۷۸ .

اسماعیل باشا بغدادی (متوفای۱۳۳۹هـ) در هدیه‌ العارفین می‌نویسد :

السید محمد بدر الدین ابن المتوکل على الله اسماعیل بن صلاح الامیر الکحلانی ثم الصنعانی رئیس العلماء والخطیب بها هو من اصحاب الحدیث والاجتهاد .

او رئیس علما و خطیب آن‌ها و از اصحاب حدیث و اجتهاد بود .

البغدادی ، إسماعیل باشا البغدادی ، هدیه العارفین أسماء المؤلفین وآثار المصنفین ، ج ۶ ، ص ۳۳۸ ، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۱۳ – ۱۹۹۲ .

۱۱ . محمد بن جعفر الکتانی (متوفای۱۳۴۵هـ) :

جعفر کتانی از مشاهیر قرن چهاردهم در باره حدیث غدیر می‌گوید :

وفی روایه لأحمد أنه سمعه من النبی (ص) ثلاثون صحابیا وشهدوا به لعلی لما نوزع أیام خلافته وممن صرح بتواتره أیضا المناوی فی التیسیر نقلا عن السیوطی وشارح المواهب اللدنیه وفی الصفوه للمناوی .

در نقل احمد آمده است که سی نفر از اصحاب رسول خدا برای علی شهادت دادند که حدیث غدیر را از زبان پیامبر شنیده اند ، و از کسانی که تصریح به تواتر آن دارد مناوی است که آن را از سیوطی نقل کرده است .

الکتانی ، محمد بن جعفر أبو عبد الله ، نظم المتناثر من الحدیث المتواتر ، ج ۱ ، ص ۱۹۵ ، تحقیق : شرف حجازی ، ناشر : دار الکتب السلفیه – مصر .

۱۲ . محمد ناصر البانی (۱۳۳۲هـ . ۱۹۱۴م ؛ ۱۴۲۰هـ – ۱۹۹۹م) :

محمد ناصر البانی ، محدث مشهور و معاصر وهابی که بیش از صد جلد کتاب نوشته ، در باره حدیث غدیر می‌گوید :

و للحدیث طرق أخرى کثیره جمع طائفه کبیره منها الهیثمی فی ” المجمع ” ( ۹ / ۱۰۳ – ۱۰۸ ) و قد ذکرت و خرجت ما تیسر لی منها مما یقطع الواقف علیها بعد تحقیق الکلام على أسانیدها بصحه الحدیث یقینا ، و إلا فهی کثیره جدا ، و قد استوعبها ابن عقده فی کتاب مفرد ، قال الحافظ ابن حجر : منها صحاح و منها حسان .

و جُمْلَهُ القَوْلُ أنَّ حَدِیْثَ التَرْجِمَهِ حَدِیْثٌ صَحِیْحٌ بِشَطْرَیْهِ ، بَلْ الأولُ مِنْهُ مُتَواتِرٌ عنه.

خلاصه سخن آن که هر دو قسمت این روایت [من کنت مولاه فعلی مولاه ؛ اللهم وال من والاه ] صحیح هستند ؛ بلکه قسمت اول آن به صورت متواتر از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است … .

البانی ، محمد ناصر (معاصر) ،السلسله الصحیحه ، ج ۴ ، ص ۲۴۹ ، طبق برنامه المکتبه الشامله .

 

ترجمه البانی :

سایتی که وهابی‌ها به نام او در اینترنت دایر کرده‌اند ، وی را این گونه معرفی کرده است :

العلامه الشیخ محمد ناصر الدین الألبانی أحد أبرز العلماءالمسلمین فی العصر الحدیث ، ویعتبر الشیخ الألبانی من علماءالحدیث البارزین المتفردین فی علم الجرح والتعدیل ، والشیخالألبانی حجه فی مصطلح الحدیث وقال عنه العلماء المحدثون إنهأعاد عصر ابن حجر العسقلانی والحافظ بن کثیر وغیرهم من علماءالجرح والتعدیل .

علامه ناصر الدین البانی یکی از معروفترین دانشمندان مسلمان در زمان حاضر است ، او در حدیث شناسی و جرح و تعدیل رجال و راویان حدیث منحصر به فرد و الگوی دیگران است ، برخی از دانشمندان در باره وی گفته اند : البانی زمان ابن حجر عسقلانی و ابن کثیر و دیگر دانشمندان در علم حدیث شناسی و جرح و تعدیل را زنده کرده است .

و بعد در ادامه می‌نویسد :

قال سماحه الشیخ عبد العزیز بن باز رحمه الله :

«ما رأیت تحت أدیم السماء عالما بالحدیث فی العصر الحدیث مثلالعلامه محمد ناصر الدین الألبانی» .

بن باز مفتی اسبق حجاز می گوید : در عصر حاضر دانشمندی داناتر از شیخ ناصر البانی به علم حدیث در زیر آسمان کبود سراغ ندارم .

و نیز می‌نویسد :

وسئل سماحته عن حدیث رسول الله صلى الله علیه و سلم : «ان اللهیبعث لهذه الأمه على رأس کل مائه سنه من یجدد لها دینها» فسئل منمجدد هذا القرن ، فقال رحمه الله : الشیخ محمد ناصر الدینالألبانی هو مجدد هذا العصر فی ظنی والله أعلم .

از بن باز در باره این سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله که فرمود : در هر صد سال خداوند احیا گری برای دین می فرستد ، سؤال شد ، که چه کسی اکنون مجدّد دین است ؟  گفت : به گمان من احیاگر سنت و دین در این زمان البانی است .

و به نقل از شیخ مقبل الوادعی می‌نویسد :

والذی أعتقده وأدین الله به أن الشیخ محمد ناصر الدین الألبانیحفظه الله من المجددین الذین یصدق علیهم قول الرسول (صلى اللهعلیه وسلم) : «إن الله یبعث على رأس کل مائه سنه من یجدد لها أمردینها» .

مقبل وادعی گفته است : آنچه من به آن اعتقاد دارم این است که البانی از مجددین و احیاگران دین و مصداق حدیث رسول خدا صلی الله علیه وآله است که در هر قرن یک نفر به دنیا می‌آید که دین را احیاء می‌کند .

مصدر :

http://alalbany.net/albany_serah.php

۱۳ . شعیب الأرنؤوط (معاصر) :

شعیب الأرنؤوط ، محقق مشهور و معاصر سنی که کتاب‌های بسیاری ؛ از جمله تهذیب الکمال ، سیر اعلام النبلاء ، مسند احمد و … را تحقیق و تصحیح کرده است ، در تحقیق کتاب مسند احمد ، در ذیل حدیث ۳۰۶۲ نکاتی را یادآور می‌شود و از جمله می‌گوید :

قوله « من کنت مولاه فعلی مولاه » لها شواهد کثیره تبلغ حد التواتر .

حدیث: من کنت مولاه فعلی مولاه ، شواهد بسیاری دارد که آن به مرحله تواتر می‌رساند .

احمد بن حنبل ، مسند أحمد بن حنبل ، (الأحادیث مذیله بأحکام شعیب الأرنؤوط علیها)ج ۱ ، ص ۳۳۰ ، ذیل حدیث ۳۰۶۲ ، ناشر مؤسسه قرطبه ـ القاهره .

اعتراف علمای اهل سنت به صحت حدیث غدیر :

۱ . ترمذی از أبو طفیل :

حدثنا محمد بن بَشَّارٍ حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ حدثنا شُعْبَهُ عن سَلَمَهَ بن کُهَیْلٍ قَال سمعت أَبَا الطُّفَیْلِ یحدث عن أبی سَرِیحَهَ أو زَیْدِ بن أَرْقَمَ شَکَّ شُعْبَهُ عن النبی صلى الله علیه وسلم قال : «من کنت مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ» .

قال : أبو عِیسَى هذا حَدِیثٌ حَسَنٌ صحیح وقد رَوَى شُعْبَهُ هذا الحدیث عن مَیْمُونٍ أبی عبد اللَّهِ عن زَیْدِ بن أَرْقَمَ عن النبی صلى الله علیه وسلم وأبو سَرِیحَهَ هو حُذَیْفَهُ بن أَسِیدٍ الْغِفَارِیُّ صَاحِبُ النبی .

أبی سریحه و یا زید بن أرقم (تردید از شعبه است) از رسول خدا نقل کرده‌اند که آن حضرت فرمود : «هرکس من مولای او هستم ، پس علی مولای او است» .

این حدیث حسن و صحیح است ، شعبه این روایت را از میمون بن عبد الله از زید بن أرقم از رسول خدا صلی الله علیه واله نقل کرده است . أبو سریحه همان حذیفه بن أسید غفاری صحابی رسول خدا است .

الترمذی ، محمد بن عیسى أبو عیسى السلمی (متوفای۲۷۹هـ) ، سنن الترمذی ، ج ۵ ، ص ۶۳۳ ، ح۳۷۱۳ ، بَاب مَنَاقِبِ عَلِیِّ بن أبی طَالِبٍ رضی الله عنه ، تحقیق : أحمد محمد شاکر وآخرون ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت .

محمد ناصر البانی بعد از نقل این روایت می‌گوید :

أخرجه الترمذی و قال : «حدیث حسن صحیح» .

قلت : وإسناده صحیح على شرط الشیخین .

ترمذی آن را نقل کرده و گفته است که این روایت حسن و صحیح است و من می‌گویم که سند آن با شرائطی که بخاری و مسلم برای صحت روایت قائل هستند ، صحیح است .

الألبانی ، محمد ناصر ، سلسله الأحادیث الصحیحه ، ج۴ ، ص۳۳۱ـ ۳۳۲ ، ناشر : مکتبه المعارف ـ الریاض .

۲ . ابن ماجه قزوینی از سعد بن أبی وقاص :

حدثنا عَلِیُّ بن مُحَمَّدٍ ثنا أبو مُعَاوِیَهَ ثنا مُوسَى بن مُسْلِمٍ عن بن سَابِطٍ وهو عبد الرحمن عن سَعْدِ بن أبی وَقَّاصٍ قال قَدِمَ مُعَاوِیَهُ فی بَعْضِ حَجَّاتِهِ فَدَخَلَ علیه سَعْدٌ فَذَکَرُوا عَلِیًّا فَنَالَ منه فَغَضِبَ سَعْدٌ وقال تَقُولُ هذا لِرَجُلٍ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول من کنت مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ وَسَمِعْتُهُ یقول أنت مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ من مُوسَى إلا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی وَسَمِعْتُهُ یقول لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَهَ الْیَوْمَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ .

عبد الرحمن ، معروف به ابن سابط ، از سعد بن ابى وقّاص نقل کرده است که در یکى از سال‌هاى حج که معاویه به مکّه رفته بود ، سعد بن ابى وقّاص به ملاقات او رفت . در این هنگام ، حاضران براى خوشحال کردن ، معاویه ، از حضرت على علیه السّلام بدگویی مى‏کردند .

سعد ، از شنیدن نکوهش آنان ، خشمناک شد و گفت : چنین سخنان نابجا و نابخردانه را درباره بزرگوارى مى‏گوئید که خود از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم فرمود :

«من کنت مولاه فعلىّ مولاه» .

و شنیدم خطاب به حضرت على علیه السّلام، مى‏فرمود:

«انت منّى بمنزله هارون من موسى الّا أنّه لا نبىّ بعدى»

و شنیدم که فرمود:

«لاعطینّ الرّایه رجلا یحبّ اللّه و رسوله ؛ همانا پرچم جنگ را به مردى مى‏سپارم که خدا و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را دوست مى‏دارد.

ابن ماجه القزوینی ، محمد بن یزید (متوفای۲۷۵ هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج ۱ ، ص ۴۵ ، ح۱۲۱ ، باب فَضْلِ عَلِیِّ بن أبی طَالِبٍ رضی الله عنه ،  تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی ، ناشر : دار الفکر – بیروت .

محمد ناصر البانی نیز بعد از نقل روایت می‌گوید :

أخرجه ابن ماجه ( ۱۲۱ ) . قلت : و إسناده صحیح .

ألبانی، محمّد ناصر ، سلسه الأحادیث الصحیحه‌ ، ج ۴ ، ص ۲۴۹ ، طبق برنامه المکتبه الشامله .

۳ . ابن ماجه قزوینی از براء بن عازب :

حدثنا عَلِیُّ بن مُحَمَّدٍ ثنا أبو الْحُسَیْنِ أخبرنی حَمَّادُ بن سَلَمَهَ عن عَلِیِّ بن زَیْدِ بن جُدْعَانَ عن عَدِیِّ بن ثَابِتٍ عن الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال أَقْبَلْنَا مع رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فی حَجَّتِهِ التی حَجَّ فَنَزَلَ فی بَعْضِ الطَّرِیقِ فَأَمَرَ الصَّلَاهَ جَامِعَهً فَأَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ فقال أَلَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَى قال أَلَسْتُ أَوْلَى بِکُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَى قال فَهَذَا وَلِیُّ من أنا مَوْلَاهُ اللهم وَالِ من وَالَاهُ اللهم عَادِ من عَادَاهُ .

عدی بن ثابت از براء بن عازب نقل کرده است که در «حجه الوداع» که افتخار همراهى با رسول‏ خدا صلّى اللّه علیه و آله را داشتیم ، در بازگشت ، در یکى از مسیرها دستور داد براى نماز جمع شویم و در آنجا دست على علیه السّلام را گرفت و فرمود :

 «ألست أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ ؛ آیا من سزاوارتر نیستم به مؤمنان از خود آنها؟  » همگى تصدیق کرده و بله گفتند . باز فرمود :

 «ألست أولى بکلّ مؤمن من نفسه ؛ آیا من نسبت به تک تک مؤمنان از خود آن‌ها سزاوارتر نیستم ؟ » .

باز هم تصدیق کرده و بله گفتند . سپس اشاره به حضرت على علیه السّلام کرده و فرمود:

 «فهذا ولىّ من أنا مولاه» ؛ اکنون که فرموده مرا تصدیق کردید ، بدانید که على به هر مؤمنى همان مقام اولویت را دارد که من نسبت به آن مؤمن دارم.

سپس فرمود : « پروردگارا! دوست على علیه السّلام را دوست بدار ، و دشمن او را خوار و ذلیل فرما » .

ابن ماجه القزوینی ، محمد بن یزید (متوفای۲۷۵ هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج ۱ ، ص ۴۳ ، ح۱۱۶ ، فَضْلِ عَلِیِّ بن أبی طَالِبٍ رضی الله عنه  ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی ، ناشر : دار الفکر – بیروت .

البانی بعد از نقل این روایت می‌گوید :

صحیح .

محمّد ناصر الألبانی ، صحیح ابن ماجه ، ج ۱ ، ص ۲۶ ، ح۱۱۳ ، طبق برنامه المکتبه‌ الشامله .

۴ . ابن حجر عسقلانی از امیر مؤمنان علیه السلام :

وقال إسحاق : أخبرنا أبو عامر العقدی ، عن کثیر بن زید ، عن محمد بن [ عمر ] بن علی عن أبیه ، عن علی رضی الله عنه قال : إن النبی صلى الله علیه وسلم حضر الشجره بخم ، ثم خرج آخذا بید علی رضی الله عنه قال : « ألستم تشهدون أن الله تبارک وتعالى ربکم ؟ » قالوا : بلى . قال صلى الله علیه وسلم : « ألستم تشهدون أن الله ورسوله أولى بکم من أنفسکم وأن الله تعالى ورسوله أولیاؤکم ؟ » . فقالوا : بلى . قال : « فمن کان الله ورسوله مولاه فإن هذا مولاه ، وقد ترکت فیکم ما إن أخذتم به لن تضلوا کتاب الله تعالى ، سببه بیدی ، وسببه بأیدیکم ، وأهل بیتی » .

حضرت على علیه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در زیر درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نکشید از زیر درخت بیرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه این است که گواهى می‌دهید ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود :

مگر نه این‌ است که گواهى میدهید ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمایند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر این ، کسى که خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى این شخص (على علیه السّلام) مولاى اوست. اینک ، در میان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مى‏گذارم که هرگاه به آن‌ها تمسک کنید ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهید شد : یکى ، کتاب خدا است که ریسمان استوار میان شما و خدا مى‏باشد که یک طرف آن در دست حق تعالى است و طرف دیگرش در اختیار شماست و دیگرى ، اهل بیت من است .

ابن حجر بعد از نقل این روایت می‌گوید :

( هذا إسناد صحیح ) ، وحدیث غدیر خم قد أخرج النسائیمن روایه أبی الطفیل عن زید بن أرقم ، وعلی ، وجماعه من الصحابه رضی الله عنهم ، وفی هذا زیاده لیست هناک ، وأصل الحدیث أخرجه الترمذی أیضا .

سند این روایت صحیح است . حدیث غدیر خم را نسائی از طریق أبو طفیل از زید بن أرقم و نیز از علی علیه السلام و گروهی از صحابه نقل کرده‌ است . در این روایت چیزهای است که در آن‌ها نیست . اصل حدیث را ترمذی نیز نقل کرده است .

ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر (متوفای۸۵۲ هـ) ، المطالب العالیه بزوائد المسانید الثمانیه ، ج ۱۶ ، ص۱۴۲ ، ح۳۹۴۳ ، تحقیق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری ، ناشر : دار العاصمه/ دار الغیث – السعودیه ، الطبعه : الأولى ، ۱۴۱۹هـ  .

۵ . احمد بن حنبل از ریاح بن الحرث :

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا یحیى بن آدَمَ ثنا حَنَشُ بن الحرث بن لَقِیطٍ النخعی الأشجعی عن رِیَاحِ بن الحرث قال جاء رَهْطٌ إلى عَلِىٍّ بِالرَّحْبَهِ فَقَالُوا السَّلاَمُ عَلَیْکَ یا مَوْلاَنَا قال کَیْفَ أَکُونُ مَوْلاَکُمْ وَأَنْتُمْ قَوْمٌ عَرَبٌ قالوا سَمِعْنَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یوم غد یرخم یقول من کنت مَوْلاَهُ فان هذا مَوْلاَهُ قال رِیَاحٌ فلما مَضَوْا تَبِعْتُهُمْ فَسَأَلْتُ من هَؤُلاَءِ قالوا نَفَرٌ مِنَ الأَنْصَارِ فِیهِمْ أبو أَیُّوبَ الأنصاری .

نخعی از ریاح بن حارث روایت کرده است که گروهى در رحبه حضور مبارک حضرت على علیه السّلام شرفیاب شدند ، سلام بر آن حضرت کرده گفتند : «السّلام علیک یا مولانا» حضرت على علیه السّلام از آنان پرسید : چگونه من‏ مولاى شما هستم با آن‌که شما از گروه عرب مى‏باشید ؟ در پاسخ گفتند : به دلیل آن که در روز غدیر خم از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدیم مى‏فرمود :

 «من کنت فانّ هذا مولاه»

ریاح گوید : پس از آن که گروه مورد نظر از حضور مبارک مرخّص شدند ، دنبال آنان رفته و از کسانى پرسیدم که اینان از چه تیره‏اى هستند ؟ گفتند : از مردم «انصار» هستند که در میان آن‌ها أبو أیوب انصاری نیز وجود داشت .

أحمد بن حنبل ، أبو عبدالله الشیبانی (متوفای۲۴۱هـ) ، مسند الإمام أحمد بن حنبل ، ج ۵ ، ص ۴۱۹ ، ح۲۳۶۰۹ ، ناشر : مؤسسه قرطبه – مصر .

البانی بعد از نقل این روایت می‌گوید :

أخرجه أحمد  والطبرانی من طریق حنش بن الحارث بن لقیط النخعی الأشجعی عن ریاح بن الحارث .

قلت : وهذا إسناد جید رجاله ثقات . وقال الهیثمی : « رواه أحمد و الطبرانی ، ورجال أحمد ثقات » .

این روایت را احمد و طبرانی از طریق حنش بن حارث بن لقیط از ریاح بن حارث نقل کرده‌اند . نظر من این است که سند این روایت نیکو و راویان آن مورد اعتماد هستند . و هیثمی گفته است که احمد و طبرانی آن را نقل کرده‌اند و روایان مسند احمد مورد اعتماد هستند .

البانی ، محمد ناصر ، السلسله الصحیحه ، ج ۴ ، ص ۲۴۹ ، طبق برنامه المکتبه الشامله .

۶ . احمد بن حنبل از أبی طفیل :

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا حُسَیْنُ بن مُحَمَّدٍ وأبو نُعَیْمٍ الْمَعْنَى قَالاَ ثنا فِطْرٌ عن أبی الطُّفَیْلِ قال جَمَعَ علی رضی الله عنه الناس فی الرَّحَبَهِ ثُمَّ قال لهم أَنْشُدُ اللَّهَ کُلَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ سمع رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول یوم غَدِیرِ خُمٍّ ما سمع لَمَّا قام فَقَامَ ثَلاَثُونَ مِنَ الناس وقال أبو نُعَیْمٍ فَقَامَ نَاسٌ کَثِیرٌ فَشَهِدُوا حین أَخَذَهُ بیده فقال لِلنَّاسِ أَتَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا نعم یا رَسُولَ اللَّهِ قال من کنت مَوْلاَهُ فَهَذَا مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من وَالاَهُ وَعَادِ من عَادَاهُ قال فَخَرَجْتُ وَکَأَنَّ فی نفسی شَیْئاً فَلَقِیتُ زَیْدَ بن أَرْقَمَ فقلت له انى سمعت عَلِیًّا رضی الله عنه یقول کَذَا وَکَذَا قال فما تُنْکِرُ قد سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول ذلک له .

فطر بن خلیفه از ابو طفیل نقل کرده است حضرت على علیه السّلام مردم را در رحبه گرد آورد و فرمود : سوگند مى‏دهم هر مرد مسلمانى که غدیر خم را به خاطر دارد و سخنى را که در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده است ، از جاى برخیزد . سى تن از مردم براى اقامه شهادت بر پاى خاستند .

ابو نعیم ، گفته است که گروه بسیارى‏ قیام کردند و اعلام کردند آن هنگام حاضر بودیم که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله دست امیر المؤمنین على علیه السّلام را به دست مبارک خود گرفت خطاب به مردم فرمود:

آیا می‌دانید که من سزاوارتر به مؤمنان از خود آنها مى‏باشم ؟ همگى فرمایش رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را تصدیق کردند و به همین دلیل بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود:

 «من کنت مولاه فهذا مولاه»

و اضافه فرمود : «پروردگارا ! دوست على را دوست بدار ، و دشمن على را دشمن بدار .

ابو طفیل گفت : از میان جمع در حالى بیرون رفتم که در خودم احساس ناراحتى مى‏کردم ، و در بازگشت از اجتماع مردم ، به دیدار زید بن ارقم رفتم و به او گفتم : از على چنین و چنان شنیدم و ناراحت شدم ! زید گفت : آنچه را که شنیدى انکار مکن ! ؛ زیرا آنچه را که شنیده‌ای من خود از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده‏ام ! .

أحمد بن حنبل ، أبو عبدالله الشیبانی (متوفای۲۴۱هـ) ، مسند أحمد بن حنبل  ج ۴ ، ص ۳۷۰ ، ح۱۹۳۲۱ ، ناشر : مؤسسه قرطبه – مصر .

البانی بعد از نقل این روایت می‌گوید :

أخرجه أحمد ( ۴ / ۳۷۰ ) و ابن حبان فی ” صحیحه ” ( ۲۲۰۵ – موارد الظمآن ) و ابن أبی عاصم ( ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ ) و الطبرانی ( ۴۹۶۸ ) و الضیاء فی ” المختاره ” ( رقم -۵۲۷ بتحقیقی ) .

قلت : و إسناده صحیح على شرط البخاری . و قال الهیثمی فی ” المجمع ” ( ۹ / ۱۰۴) : ” رواه أحمد و رجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفه و هو ثقه ” .

این روایت را احمد ، ابن حبان در صحیحش ، إبن أبی عاصم ، طبرانی ، مقدسی در المختاره که خود آن را تحقیق کرده‌ام ، نقل نموده‌‌اند .

نظر من این است که این روایت بر طبق شرائطی که بخاری برای صحت حدیث قائل است ، صحیح است . هیثمی در مجمع الزوائد گفته است که آن را احمد نقل کرده و راویان حدیث احمد ، روایان صحیح بخاری هستند ؛ غیر از فطر بن خلیفه که او نیز مورد اعتماد است .

البانی ، محمد ناصر ، السلسله الصحیحه ، ج ۴ ، ص ۲۴۹ ، طبق برنامه المکتبه الشامله .

۷ . احمد بن حنبل از سعید بن وهب و زید بن یسع :

حدثنا عبد اللَّهِ ثنا عَلِىُّ بن حَکِیمٍ الأودی أَنْبَأَنَا شَرِیکٌ عن أبی إِسْحَاقَ عن سَعِیدِ بن وَهْبٍ وَعَنْ زَیْدِ بن یُثَیْعٍ قَالاَ نَشَدَ عَلِىٌّ الناس فی الرَّحَبَهِ من سمع رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول یوم غَدِیرِ خُمٍّ الا قام قال فَقَامَ من قِبَلِ سَعِیدٍ سِتَّهٌ وَمِنْ قِبَلِ زَیْدٍ سِتَّهٌ فَشَهِدُوا انهم سَمِعُوا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول لعلی رضی الله عنه یوم غَدِیرِ خُمٍّ أَلَیْسَ الله أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ قالوا بَلَى قال اللهم من کنت مَوْلاَهُ فعلی مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من وَالاَهُ وَعَادِ من عَادَاهُ .

أبو اسحاق از سعید بن وهب و از زید بن یثیع روایت کرده است که هر دو تن گفتند : حضرت على علیه السّلام در رحبه ، حاضران را سوگند داد که هر کس در روز غدیر خم سخنى در حق من از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده است از جا برخیزد . در این هنگام شش تن از کنار سعید و شش تن از پهلوى زید برخاستند و گواهى دادند که آنان در آنروز از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در محل غدیر شنیدند ، خطاب به مردم فرمود :

 «ألیس اللّه اولى بالمؤمنین؟»

حاضران گفتند :

آرى ! خدا بر همگى آنان اولویت دارد . به همین دلیل بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود :

 «اللّهمّ من کنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه».

خدایا هرکس من مولای او هستم ، علی مولای او است ، خدایا دوست بدار هر کس علی را دوست دارد و دشمن باش با هر کس که با علی دشمنی کند .

أحمد بن حنبل ، أبو عبدالله الشیبانی  (متوفای ۲۴۱ هـ) ، مسند الإمام أحمد بن حنبل ، ج ۱ ، ص ۱۱۸ ، ح۹۵۰ ، ناشر : مؤسسه قرطبه – مصر .

محمد ناصر البانی بعد از نقل این روایت می‌گوید :

و قد مضى فی الحدیث الرابع – الطریق الثانیه و الثالثه . و إسناده حسن ، و أخرجه البزار بنحوه و أتم منه . و للحدیث طرق أخرى کثیره جمع طائفه کبیره منها الهیثمی فی ” المجمع ” ( ۹ / ۱۰۳ – ۱۰۸ ) .

وقدذکرت و خرجت ما تیسر لی منها مما یقطع الواقف علیها بعد تحقیق الکلام علىأسانیدها بصحه الحدیث یقینا ، و إلا فهی کثیره جدا ، و قد استوعبها ابن عقده فی کتاب مفرد ، قال الحافظ ابن حجر : منها صحاح و منها حسان .

و جمله القول أنحدیث الترجمه حدیث صحیح بشطریه ، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله علیه وسلمکما ظهر لمن تتبع أسانیده و طرقه ، و ما ذکرت منها کفایه .

در حدیث چهارم ، طریق دوم و سوم گذشت . سند آن حسن است و بزار به صورت کامل‌تر آن را نقل کرده است . علاوه بر آن برای حدیث غدیر سند‌های بسیاری ذکر شده است که افراد زیادی مانند هیثمی در کتابش المجمع اسناد آن را ذکر کرده اند ،

ومن آنچه آورده‌ام به اندازه توانم بوده است که هر کسی پس از آشنائی با اسناد آن یقین به صحت پیدا می کند و گرنه بسیار بیشتر از آن است که من آورده‌ام . ابن عقده همه راه‌های نقل آن را در کتابی مستقل جمع کرده است و ابن حجر بنا بر بعضی از اسناد ، آن را صحیح و بر بعضی از اسناد ، حسن دانسته است .

خلاصه سخن آن که هر دو قسمت این روایت [من کنت مولاه فعلی مولاه ؛ اللهم وال من والاه ] صحیح هستند ؛ بلکه قسمت اول آن به صورت متواتر از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است … .

البانی ، محمد ناصر ، السلسله الصحیحه ، ج ۴ ، ص ۲۴۹ ، طبق برنامه المکتبه‌ الشامله .

۸ . نسائی از زید بن أرقم :

أخبرنا محمد بن المثنى قال حدثنی یحیى بن حماد قال حدثنا أبو عوانه عن سلیمان قال حدثنا حبیب بن أبی ثابت عن أبی الطفیل عن زید بن أرقم قال لما رجع رسول الله صلى الله علیه وسلم عن حجه الوداع ونزل غدیر خم أمر بدوحات فقممن ثم قال کأنی قد دعیت فأجبت و إنی قد ترکت فیکم الثقلین أحدهما أکبر من الآخر کتاب الله وعترتی أهل بیتی فأنظروا کیف تخلفونی فیهما فإنهما لن یتفرقا حتى یردا على الحوض ثم قال إن الله مولای وأنا ولی کل مؤمن ثم أخذ بید علی فقال من کنت ولیه فهذا ولیه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فقلت لزید سمعته من رسول الله صلى الله علیه وسلم فقال ما کان فی الدوحات أحد إلا رآه بعینیه وسمعه بأذنیه .

ابو طفیل از زید بن ارقم نقل کرده است : هنگامى که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله از حجّه الوداع بازمى‏گشت ، در محل غدیر خم منزل کرد و به درختان چندى که در آن نزدیکى بود اشاره کرد . اصحاب بلا فاصله زیر آن درخت‌ها را تمیز کرده و سایبانى براى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله تشکیل دادند . حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله در زیر آن سایبان قرار گرفت و خطاب به حاضران فرمود :

روزگار من به پایان رسیده و مرا به سوى خدا و عنایات حضرت او دعوت کرده‏اند ، دعوت حضرت او را اجابت کرده‏ام . اینک ، دو اثر گرانبها در میان شما به جاى مى‏گذارم که یکى از آن دو ، مهمتر از دیگرى است و آن دو اثر گرانبار ، کتاب خدا و عترت اهل بیت من است ؛ اینک بنگرید تا پس از رحلت من با آن‌ها چگونه رفتار خواهید کرد . بدیهى است این دو یادگار از یکدیگر دور نخواهند شد تا اینکه در کنار حوض کوثر با من ملاقات نمایند . سپس فرمود :

«انّ اللّه مولاى و انا ولىّ کلّ مؤمن»

سپس دست على علیه السّلام را گرفت و فرمود :

 «من کنت ولیّه فهذا ولیّه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه»

ابو طفیل گوید : از زید پرسیدم : آیا تو از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله این جملات را شنیده‏اى ؟ زید در پاسخ گفت : آرى ! همه آن ها که در اطراف درختان حضور داشتند آن حضرت را دیدند و سخن ایشان را شنیدند.

النسائی ، أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن (متوفای۳۰۳ هـ) ، خصائص أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ، ج ۱ ، ص ۹۶ ، ح۷۹ ،  تحقیق : أحمد میرین البلوشی ، ناشر : مکتبه المعلا – الکویت الطبعه : الأولى ، ۱۴۰۶ هـ .

حاکم نیشابوری بعد از نقل روایت می‌گوید :

هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه بطوله .

این حدیث با شرائطی که بخاری و مسلم در صحت روایت قائل هستند ، صحیح است ؛ ولی آن‌ها نقل نکرده‌اند .

الحاکم النیسابوری ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله (متوفای ۴۰۵ هـ) المستدرک علی الصحیحن ، ج۳ ص۱۱۸ ، تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا ، الناشر : دار الکتب العلمیه ـ بیروت، ط۱، ۱۴۱۱هـ ـ ۱۹۹۰م .

ابن کثیر دمشقی سلفی (متوفای۷۷۴هـ) بعد از نقل روایت می‌گوید‌ :

قال شیخنا أبو عبد الله الذهبی وهذا حدیث صحیح .

استاد ما ابو عبد الله ذهبی گفت که این حدیث صحیح است .

ابن کثیر الدمشقی ، إسماعیل بن عمر القرشی أبو الفداء ، البدایه والنهایه ، ج ۵ ، ص ۲۰۹ ، ناشر : مکتبه المعارف – بیروت .

۹ . نسائی از سعد بن أبی وقاص :

۸۳ أخبرنی زکریا بن یحیى قال حدثنا نصر بن علی قال أخبرنا عبد الله ابن داود عن عبد الواحد بن أیمن عن أبیه أن سعدا قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم من کنت مولاه فعلی مولاه .

سعد بن أبی وقاص گفته است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود : هرکس من مولای او هستم ، علی مولای او است .

النسائی ، أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن (متوفای۳۰۳ هـ) ، خصائص أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ، ج ۱ ، ص ۸۱ ، ح ۸۳ ، ناشر : مکتبه المعلا – الکویت – ۱۴۰۶ ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : أحمد میرین البلوشی .

البانی بعد از نقل روایت می‌گوید :

الثانیه [من طریق سعد بن أبی وقاص] : عن عبد الواحد بن أیمن عن أبیه به . أخرجه النسائی فی ” الخصائص ”  و إسناده صحیح أیضا ، رجاله ثقات رجال البخاری غیر أیمن والد عبد الواحد و هو ثقه کما فی ” التقریب ” .

روایت دوم از روایت‌های سعد بن أبی وقاص از عبد الواحد بن أیمن از پدرش نقل شده است . این روایت را نسائی در خصائص نقل کرده و سندش صحیح و راویان آن راویان صحیح بخاری هستند ؛‌ غیر از پدر عبد الواحد که او نیز مورد اعتماد است ؛ چنانچه در تقریب التهذیب ابن حجر آمده است .

البانی ، محمد ناصر ، السلسله الصحیحه ، ج ۴ ،ص ۲۴۹ ، طبق برنامه المکتبه الشامله .

۱۰ . حاکم نیشابوری از زید بن أرقم :

أخبرنی محمد بن علی الشیبانی بالکوفه ثنا أحمد بن حازم الغفاری ثنا أبو نعیم ثنا کامل أبو العلاء قال سمعت حبیب بن أبی ثابت یخبر عن یحیى بن جعده عن زید بن أرقم رضی الله عنه قال خرجنا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم حتى انتهینا إلى غدیر خم فأمر بدوح فکسح فی یوم ما أتى علینا یوم کان أشد حرا منه فحمد الله وأثنى علیه وقال یا أیها الناس أنه لم یبعث نبی قط إلا ما عاش نصف ما عاش الذی کان قبله وإنی أوشک أن أدعى فأجیب وإنی تارک فیکم ما لن تضلوا بعده کتاب الله عز وجل ثم قام فأخذ بید علی رضی الله عنه فقال یا أیها الناس من أولى بکم من أنفسکم ؟ قالوا الله ورسوله أعلم . [قال] : ألست أولى بکم من أنفسکم ؟ قالوا : بلى قال من کنت مولاه فعلی مولاه .

یحیی بن جعده از زید بن ارقم روایت کرده است که همراه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به راه خویش ادامه مى‏دادیم تا به غدیر خم رسیدیم . در آن جا درختى بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به آن درخت اشاره کرد و اصحاب زیر آن درخت را تمیز و مرتب ساختند و آن روز به اندازه‏اى هوا گرم بود که ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز ندیده بودیم .

در آنجا بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به ایراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود : هیچ پیغمبرى مبعوث نمى‏شود مگر آنکه نیمى از مقدار زندگى پیغمبر پیشین خود را عهده‏دار مى‏شود ؛ طولى نمى‏کشد ، دعوت الهى را اجابت مى‏کنم و دو اثر گران سنگ (یا گرانبها) در میان شما به جاى مى‏گذارم که اگر از خواسته و رویه آنان پیروى نمایید ، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهید شد : یکى‏ کتاب خدا و دیگرى عترت من است .

سپس دست على علیه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم ! چه کسى از جان و مال شما ، از خود شما سزاوارتر است ؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله داناتر و اولیتر به جان و مال است آنگاه فرمود :

 «من کنت مولاه فعلىّ مولاه» .

حاکم نیشابوری بعد از نقل روایت می‌گوید :

هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه .

و ذهبی نیز در تلخیص المستدرک سخن وی را تأیید می‌کند .

الحاکم النیسابوری ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله (متوفای ۴۰۵ هـ) المستدرک علی الصحیحین مع تضمینات الذهبی فی التلخیص ، ج۳ ، ص۶۱۳ ، ح۶۲۷۲ ، ناشر : دار الکتب العلمیه ـ بیروت ، ط ۱ـ ۱۴۱۱هـ ـ ۱۹۹۰م .

۱۱ . بزار از زید بن یثیع :

حدثنا یوسف بن موسى قال نا عبید الله بن موسى عن فطر بن خلیفه عن أبی إسحاق عن عمرو ذی مر وعن سعید بن وهب وعن زید بن یثیع قالوا سمعنا علیا یقول نشدت الله رجلا سمع رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول یوم غدیر خم لما قام فقام إلیه ثلاثه عشر رجلا فشهدوا أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم قالوا بلى یا رسول الله قال فأخذ بید علی فقال من کنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وأحب من أحبه وأبغض من أبغضه وانصر من نصره واخذل من خذله .

ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعید بن وهب و زید بن یثیع به اتفاق همگان روایت کرده‏اند که از حضرت على علیه السّلام شنیدیم ، سوگند مى‏داد که اگر کسى از شما از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله در روز غدیر خم آن چه را درباره من فرموده ، شنیده است ، شهادت خود را اعلام نماید . سیزده تن از حاضران از جای برخواستند و شهادت دادند که از آن حضرت صلّى اللّه علیه و آله شنیدیم ، فرمود : مگر نه این که من از جان مؤمنان سزاوارتر از خود آن ها هستم ؟ مردم فرموده آن حضرت را تصدیق کردند . در این هنگام دست على علیه السّلام را گرفت و فرمود :

 «من کنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله» .

البزار ، أبو بکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفای۲۹۲ هـ) ، البحر الزخار (مسند البزار) ج ۳ ، ص ۳۵ ، ح۷۸۶ ،تحقیق : د. محفوظ الرحمن زین الله ، ناشر : مؤسسه علوم القرآن ، مکتبه العلوم والحکم – بیروت ، المدینه الطبعه : الأولى ، ۱۴۰۹هـ  .

هیثمی بعد از نقل این روایت می‌گوید :

رواه البزار ورجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفه وهو ثقه .

این روایت را بزار نقل کرده و راویان آن راویان صحیح بخاری هستند ، غیر از فطر بن خلیفه که او نیز مورد اعتماد است .

الهیثمی ، علی بن أبی بکر (متوفای ۸۰۷ هـ) ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج ۹ ، ص ۱۰۵ ، ناشر : دار الریان للتراث/‏دار الکتاب العربی – القاهره ، بیروت – ۱۴۰۷هـ .

۱۲ . بزار از سعد بن أبی وقاص :

حدثنا هلال بن بشر قال نا محمد بن خالد بن عثمه قال نا موسى بن یعقوب قال نا مهاجر بن مسمار عن عائشه بنت سعد عن أبیها أن رسول الله أخذ بید علی فقال ( ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم؟ من کنت ولیه فإن علیا ولیه .

عائشه دختر سعد از پدرش نقل کرده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله دست علی علیه السلام را گرفت و فرمود : آیا من از مؤمنین نسبت به خودشان سزاوارتر نیستم ؟ هر کس که من مولای او هستم ، علی مولای او است .

البزار ، أبو بکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفای۲۹۲ هـ) ، البحر الزخار (مسند البزار) ج ۴ ، ص ۴۱ ، ح۱۲۰۳ ، تحقیق : د. محفوظ الرحمن زین الله ، ناشر : مؤسسه علوم القرآن ، مکتبه العلوم والحکم – بیروت ، المدینه الطبعه : الأولى ، ۱۴۰۹ هـ .

هیثمی بعد از نقل روایت می‌گوید :

رواه البزار ورجاله ثقات .

این روایت را بزار نقل کرده و راویان آن مورد اعتماد هستند .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج ۹ ، ص ۱۰۷ ، اسم المؤلف:  علی بن أبی بکر الهیثمی الوفاه: ۸۰۷ ، ناشر : دار الریان للتراث/‏دار الکتاب العربی – القاهره ، بیروت – ۱۴۰۷ .

۱۳ . ابن أبی عاصم از امیر مؤمنان علیه السلام :

حدثنا سلیمان بن عبید الله الغیلانی ثنا أبو عامر ثنا کثیر بن زید عن محمد بن عمر بن علی عن أبیه عن علی أن النبی صلى الله علیه وسلم قام بحفره الشجره بخم وهو آخذ بید علی فقال أیها الناس ألستم تشهدون أن الله ربکم قالوا بلى قال ألستم تشهدون أن الله ورسوله أولى بکم من أنفسکم قالوا بلى وإن الله ورسوله مولاکم قالوا بلى قال فمن کنت مولاه فإن هذا مولاه .

البانی در ذیل حدیث می‌گوید :

حسن .

از علی علیه السلام نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله بر کنده درختی در غدیر خم ایستاده بود ؛ در حالی که دست علی علیه السلام به دست او بود . سپس فرمود : ای مردم ! آیا شهادت می‌دهید که خداوند پروردگار شما است ؟ گفتند : آری ، فرمود : آیا شهادت می‌دهید که خدا و رسول خدا از خود شما بر شما سزاوارترند ؟ گفتند : آری ، فرمود : آیا شهادت می‌دهید که خدا و رسول او سرپرستان شما هستند ، گفتند : آری . فرمود : هرکس من مولای او هستم ،‌ این (علی علیه السلام) مولای او است .

عمرو بن أبی عاصم الضحاک الشیبانی (متوفای۲۸۷هـ) السنه ، ج ۲ ، ص ۶۰۵ ، ح۱۳۶۱ ، تحقیق : محمد ناصر الدین الألبانی ، ناشر : المکتب الإسلامی – بیروت ، الطبعه : الأولى ۱۴۰۰هـ .

۱۴ . طبرانی از زید بن أرقم :

۴۹۸۶ حدثنا عَلِیُّ بن عبد الْعَزِیزِ ثنا أبو نُعَیْمٍ ثنا کَامِلُ أبو الْعَلاءِ قال سمعت حَبِیبَ بن أبی ثَابِتٍ یحدث عن یحیى بن جَعْدَهَ عن زَیْدِ بن أَرْقَمَ قال خَرَجْنَا مع رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم حتى انْتَهَیْنَا إلى غَدِیرِ خُمٍّ أَمَرَ بِدُوحٍ فَکُسِحَ فی یَوْمٍ ما أتى عَلَیْنَا یَوْمٌ کان أَشَدَّ حُرًّا منه فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى علیه وقال یا أَیُّهَا الناس إنه لم یُبْعَثْ نَبِیٌّ قَطُّ إِلا عَاشَ نِصْفَ ما عَاشَ الذی کان قَبْلَهُ وَإِنِّی أُوشَکُ أَنْ أُدْعَى فَأُجِیبَ وَإِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ ما لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ کِتَابَ اللَّهِ ثُمَّ قام وَأَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ رضی اللَّهُ عنه فقال یا أَیُّهَا الناس من أَوْلَى بِکُمْ من أَنْفُسِکُمْ قالوا اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ قال من کنت مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ .

یحیی بن جعده از زید بن ارقم روایت کرده است که همراه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به راه خویش ادامه مى‏دادیم تا به غدیر خم رسیدیم . در آن جا درختى بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به آن درخت اشاره کرد و اصحاب زیر آن درخت را تمیز و مرتب ساختند و آن روز به اندازه‏اى هوا گرم بود که ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز ندیده بودیم .

در آنجا بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به ایراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود : هیچ پیغمبرى مبعوث نمى‏شود مگر آنکه نیمى از مقدار زندگى پیغمبر پیشین خود را عهده‏دار مى‏شود ؛ طولى نمى‏کشد ، دعوت الهى را اجابت مى‏کنم و دو اثر گران بار (یا گرانبها) در میان شما به جاى مى‏گذارم که اگر از خواسته و رویه آنان پیروى نمایید ، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهید شد: یکى‏ کتاب خداست و دیگرى عترت من است .

سپس دست على علیه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم ! چه کسى از جان و مال شما ، از خود شما سزاوارتر است ؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله داناتر و اولیتر به جان و مال است آنگاه فرمود :

 «من کنت مولاه فعلىّ مولاه» .

المعجم الکبیر ، ج ۵ ، ص ۱۷۱ ، اسم المؤلف:  سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی الوفاه: ۳۶۰ ، ناشر : مکتبه الزهراء – الموصل – ۱۴۰۴ – ۱۹۸۳ ، الطبعه : الثانیه ، تحقیق : حمدی بن عبدالمجید السلفی .

البانی بعد از نقل این روایت می‌گوید :

أخرجه الطبرانی ( ۴۹۸۶ ) و رجاله ثقات .

طبرانی آن را نقل کرده و روایان آن مورد اعتماد هستند .

البانی ، محمد ناصر ، السلسله الصحیحه ، ج ۴ ، ص ۲۴۹ ، طبق برنامه المکتبه‌ الشامله .

کتاب‌هایی که در باره سند حدیث غدیر نوشته شده :

گستردگی أسناد حدیث غدیر آن چنان بوده است که برخی از دانشوران اهل سنت ، برای جمع آوری تمام آن‌ها مجبور شده‌اند کتاب‌های مستقلی بنویسند که جای هیچ تردیدی را باقی نمی‌گذارد .

۱ . محمد بن جریر طبری (متوفای۳۱۰هـ):

محمد بن جریر طبری از کسانی است که کتاب مستقلی در چهار جلد در باره أسناد این روایت نوشته است ؛ چنانچه ذهبی در باره کتاب او می‌گوید :

جمع طرق حدیث غدیر خم فی أربعه أجزاء رأیت شطره فبهرنی سعه روایاته وجزمت بوقوع ذلک .

محمد بن جریر طبری اسناد روایت غدیر خم را در چهار جلد جمع آوری کرده است که من قسمت از آن را دیدم و از گستردگی روایات آن شگفت زده شدم و یقین کردم که این اتفاق افتاده است .

الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز ، سیر أعلام النبلاء ، ج ۱۴ ، ص ۲۷۷ ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط و محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسه الرساله – بیروت ، التاسعه ، ۱۴۱۳ هـ .

و در تذکره‌ الحفاظ در ترجمه محمد بن جریر طبری می‌نویسد :

قلت رأیت مجلدا من طرق الحدیث لابن جریر فاندهشت له ولکثره تلک الطرق .

من یک جلد از کتاب أسناد حدیث غدیر را که ابن جریر نوشته بود را دیدم و از زیاد بودن أسناد آن گیج و مبهوت شدم .

الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز ، تذکره الحفاظ ج ۲ ، ص ۷۱۰ ، رقم : ۷۲۸ ،  ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت ، الأولى .

و ابن کثیر سلفی نیز در البدایه والنهایه می‌گوید :

وقد رأیت له کتابا جمع فیه أحادیث غدیر خم فی مجلدین ضخمین وکتابا جمع فیه طریق حدیث الطیر

کتابی از ابن جریر طبری را دیدم که که در آن احادیث غدیر خم را گردآوری کرده بود که دو جلد ضخیم بود . و نیز طبری کتاب دیگری دارد که در آن اسناد حدیث طیر را گردآوری کرده است .

البدایه والنهایه ، ج ۱۱ ، ص ۱۴۷ ، اسم المؤلف:  إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء الوفاه: ۷۷۴ ، ناشر : مکتبه المعارف – بیروت .

۲ . أبو العباس ابن عقده (۳۳۳هـ) :

وقد استوعبها بن عقده فی کتاب مفرد وکثیر من اسانیدها صحاح وحسان

ابن عقده روایات غدیر را در کتاب مستقلی جمع آوری کرده است که بسیاری از أسناد آن صحیح و حسن هستند .

ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی ، فتح الباری شرح صحیح البخاری ، ج ۷ ، ص ۷۴ ، ناشر : دار المعرفه – بیروت ، تحقیق : محب الدین الخطیب .

و در تهذیب التهذیب می‌نویسد :

واعتنى بجمع طرقه أبو العباس بن عقده فأخرجه من حدیث سبعین صحابیا أو أکثر.

أبو العباس بن عقده تمام أسناد حدیث غدیر را جمع آوری کرده که در آن روایت بیش از هفتاد صحابی و یا بیشتر را نقل نموده است .

ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی ، تهذیب التهذیب ، ج ۷ ، ص ۲۹۷ ، ناشر : دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۴ – ۱۹۸۴ ، الطبعه : الأولى .

۳ . شمس الدین ذهبی (متوفای ۷۴۸هـ) :

وی در تذکره الحفاظ در باره حدیث طیر و حدیث غدیر می‌نویسد :

واما حدیث الطیر فله طرق کثیره جدا قد افردتها فی مصنف ومجموعها هو یوجب ان یکون الحدیث له أصل واما حدیث من کنت مولاه فله طرق جیده وقد أفردت ذلک أیضا .

برای حدیث طیر أسناد زیادی است که من آن را در کتاب مستقلی جمع آوری کرده‌ام ، مجموع آن‌ها سبب می‌شود که حدیث واقعیت داشته باشد . و اما حدیث غدیر نیز أسناد خوبی دارد که برای او نیز کتاب مستقلی نوشته‌ام .

تذکره الحفاظ ، ج ۳ ، ص ۱۰۴۳ ، اسم المؤلف:  أبو عبد الله شمس الدین محمد الذهبی الوفاه: ۷۴۸ ، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت ، الطبعه : الأولى .

نتیجه :

حدیث غدیر نه تنها با سند‌های صحیح نقل شده است ؛ بلکه به اعتراف بزرگان اهل سنت متواتر است و حتی کتاب‌های مستقلی در باره آن توسط علمای سنی نوشته شده است ؛ اما پذیرش و اعتراف به آن نیازمند قلب سلیم ، تقوا و انصاف است که متأسفانه برخی از دشمنان اهل بیت علیهم السلام ؛ از جمله ابن تیمیه حرانی و ابن حزم اندلسی از داشتن آن محروم بوده‌اند .

ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان در باره ابن تیمیه و انصاف آن در نقد احادیث ، می‌نویسد :

لکن وجدته کثیر التحامل إلى الغایه فی رد الأحادیث التی یوردها بن المطهر وان کان معظم ذلک من الموضوعات والواهیات لکنه رد فی رده کثیرا من الأحادیث الجیاد التی لم یستحضر حاله التصنیف مظانها .

ابن تیمیه در ردّ احادیثی که علامه حلی به آن استدلال کرده است زیاده روی نموده است تا آنجا که احادیث خوب و معتبر فراوانی را رد کرده است.

لسان المیزان ، ج ۶ ، ص ۳۱۹ ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاه: ۸۵۲ ، ناشر : مؤسسه الأعلمی للمطبوعات – بیروت – ۱۴۰۶ – ۱۹۸۶ ، الطبعه : الثالثه ، تحقیق : دائره المعرف النظامیه – الهند .

و در فتح الباری می‌نویسد :

وأنکر بن تیمیه فی کتاب الرد على بن المطهر الرافضی المؤاخاه بین المهاجرین وخصوصا مؤاخاه النبی صلى الله علیه وسلم لعلی قال لأن المؤاخاه شرعت لإرفاق بعضهم بعضا ولتألیف قلوب بعضهم على بعض فلا معنى لمؤاخاه النبی لأحد منهم ولا لمؤاخاه مهاجری لمهاجری وهذا رد للنص بالقیاس وإغفال عن حکمه المؤاخاه .

ابن تیمیه در کتابش که رد بر علامه حلی است داستان عقد برادری بین مهاجران مخصوصاً بین رسول خدا ‌و علی را انکار کرده و می گوید : فلسفه عقد اخوت برای تألیف دل‌ها و ایجاد محبت و دوستی بین دو نفر تشریع شد ؛ ولی بین دو مهاجر و شخص رسول خدا بی معنی است  .

این این حرف‌ها را  کسی می زند از حکمت این دستور بی خبر است .

فتح الباری شرح صحیح البخاری ، ج ۷ ، ص ۲۷۱ ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاه: ۸۵۲ ، ناشر : دار المعرفه – بیروت ، تحقیق : محب الدین الخطیب .

و البانی وهابی ، هدف خود را از بررسی سند حدیث غدیر ، زیاده روی ابن تیمیه در تضعیف این روایت دانسته و می‌گوید :‌‌‌

فقد کان الدافع لتحریر الکلام على الحدیث و بیان صحته ، أننی رأیت شیخ الإسلام بن تیمیه ، قد ضعف الشطر الأول من الحدیث و أما الشطر الآخر ، فزعم أنه کذب ! و هذا من مبالغته الناتجه فی تقدیری من تسرعه فی تضعیف الأحادیث قبل أن یجمع طرقها و یدقق النظر فیها و الله المستعان .

غرض من از تشریح حدیث غدیر و بیان صحت آن، تضعیف ابن تیمیه بخش اول (من کنت مولاه فعلی مولاه) و دروغ دانستن بخش دوّم (اللهمّ وال من والاه…) آن است ، این زیاده روی ابن تیمیه و عجله در تضعیف احادیث قبل از مطالعه در اسناد متعدد روایت و دقت نظر در صحت و سقم آن است .

البانی ، محمد ناصر ، السلسله الصحیحه ، ج ۴ ، ص ۲۴۹ .

آن‌چه ما نقل کردیم ، مختصری از اعترافات بزرگان سنی و صحه گذاشتن آن‌ها بر حدیث غدیر بود ، برای اطلاع بیشتر به کتاب الغدیر ، ج۱ ، ص۲۹۴ مراجعه بفرمایید . علامه امینی رضوان الله تعالی علیه ۴۳ نفر از دانشمندان سنی را نام می‌برد که تصریح به صحت حدیث غدیر کرده‌اند .

 

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن أبی طالب علیه السلام

والسلام علی من اتبع الهدی