هفتمین برنامه کلمه طیبه با موضوعات:

حکم خواندن قرآن برای اموات از دیدگاه اهل سنت و تناقض گویی های آنان در این موضوع | مبارک بودن خانه کعبه از دیدگاه اهل‌سنت | ترک سنت توسط صحابه، به خاطر بغض با امیرمؤمنان علیه السلام

 

فایل صوتی

فایل صوتی

 

فایل صوتی

فایل صوتی

 

 


برنامه: کلمه طیبه

تاریخ:۲۷/ مرداد/۱۳۹۹

تناقض گویی وهابی‌ها در موضع ختم قرآن:

ختم قرآن ببین نظر خودتان درست است آقای احسان به جای این ختمی که بدعت است در اسلام جای از اِعراب ندارد این چنین یعنی هرگز پیامبر نمی­آمده بعد از این کسی می­مرده برایش ختم بگیرد یا صحابه این کار را بکنند یا تابعین این کار را بکنند پس شما به جای این عمل بدعت این پول را هزینه کنید برای فقرا برای مستمندان برای اهل خیر برای بزرگان دین برای توزیع و نشر دین و این چنین.اینکه شما بنشینید و به تعبیر خودتان بعضاً هم وضع مالی شان خوب است با قرآن، اصلاً این چنین عملی بدعت هست برای میت همچین چیزی انجام نمی­شود، برای چه می­گوییم بدعت است؟ برای اینکه رسول الله و صحابه و تابعین انجام نداده­اند.

نیست بعد از اینکه ختم قرآن برای میت آن چیزی که برای والدین هست می­شود و آن چیزی که برای غیر والدین در آن خلاف است که آیا جایز است که ما غیر از آن چیزی که برای والدین خود باشد از خواندن قرآن از تلاوت قرآن برطبقه و چیز دیگر باشد ما این حال را به میت خود اهدا کنیم به یک نوعی یا ثوابش را ببخشیم برای والدین گفته­اند قرآن بخوانید صدقه بدهید اجرش ان شاء الله می­رسد اما برای غیر والدین خلاف است که اگر این عمل صحیح است یا صحیح نیست.آقا محسن مادر بزرگش گفته برای من قرآن ختم کنید چونکه مادر بزرگ گفته این کار را بکنید اجر دارید برای مادر بزرگ قرآن ختم کنید بگذار بشنود و اجرش دارد و شما هم اجر تلاوت دارید و اجر تبعیت از فرمان مادر بزرگ نیز دارید، اتاق فرمان هنوز وقت داریم ده دقیقه دیگر، و اگر بنا باشد که شما بعد از مرگ هم بخواهد از شما طلب کند که قرآن بخوانید، بخوانید اشکالی ندارد برای والدین و مادر بزرگ و پدر بزرگ هر کاری خیر انجام بدهید اجر می­رسد به إذن الله و این بهترین اجر تلاوت قرآن هست و بقیه خیرات و صدقات هم اشکالی ندارد از باب اولا.حالا ختم کنیم برای فلان مُرده بنشینیم باید بعضاً پول می­دهند آقا شما بنشینید روی قبر پدر فلانی و دوسه بار ختم کنید این هم مرتب دارد می­خواند خدا می­داند کجا است و پول خودش را می­گیرد می­رود این ما در شرع نداریم این بدعت است این نو آوری در دین است کس، قرآن برای این نازل نشده آقا قرآن نازل شده که

لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا

برای کسی که زنده است هشدار بدهید نه برای مُرده شما که، کسی که برای، در زندگی خودش از قرآن استفاده نبرد بعد از مرگش نمی­تواند استفاده ببرد قران این است که من در حیات خودم بخوانم به آن عمل کنم به معنی­اش توجه کنم تدبر کنم در معانی قرآن خدا به ما نامه نوشته چه فرموده؟ بگردم دنبال فرمایش الهی به وسیله قرآن هدایت بشوم این هدف و رساله قرآن است نه اینکه ما برای تو تاقچه بگذاریم گرد بخورد، می­خواهیم برویم مسافرت از زیر رد بشویم، می­خواهیم برنامه اجرا کنیم افتتاح آن با قرآ ن باشد، وقتی که مُردیم بیاید با قرآن بردارید و بالای قبر ما بخوانید قرآن برای این نازل نشده.

در رابطه با قران خواندن هم رأی جمهوری اهل سنت این هست که ثواب خواندن قرآن به میّت نمی­رسد چرا؟ برای اینکه پیغمبر برای هیچ مرده­ای قرآن خواندند و به اُمت هم دستور نداده­اند آیا ما از پیامبر بهتر می­دانیم؟ مگر خدا به ما دستور نداده که جلوتر از خدا و پیغمبر حرکت نکنید؟ صدای­تان را بالاتر از صدای پیامبر نبرید اینها همه به ما این را می­گویند که عبادت آن چیزی است که پیامبر به ما دستور بدهد خدا به ما بگوید نه اینکه ما از طرف خود مان چیزی را کم و اضافه بکنیم درس در باره قرآن خواندن هم گرچه بعضی از علما گفته­اند بخواند اشکال ندارد اما رأی صحیح و درست و طبق سنت پیامبر این است که چنین چیزی هم وارد نیست.

استاد یزدانی:

ما باید ثابت کنیم که ثواب بعضی از اعمالی که زنده­ها انجام می­دهند به مرده­ها می­رسد مثل قرآن خواندن، مثل نماز خواندن، به نیابت از پدر مادر یا هر میّتی این را باید ثابت کنیم. وقتی این قضیه ثابت شد دیگر اینکه مجلس بگیریم یا نگیریم هم مشکل خاصی ندارد چون به هر حال الان مسابقات قرآنی برگزار می­شود این در زمان پیغمبر مگر داشتیم مسابقه قرآن، قرائت قرآن، ترتیل خیلی مسابقات عجیب و غریب به هر حال درست کرده­اند و برگزار می­شود هر سال هیچ کس هم نمی­گوید این مجالس بدعت است، اصل خواندن قرآن جایز است چه بهتر که با صوت خوب باشد. چه بهتر که با تجوید بهتر خوانده بشود جایزه هم برایش می­گذارند بنابراین ما وقتی ثابت کنیم که اصل خواندن قرآن برای میّت جایز است و ثوابش به میّت می­رسد دیگر این مجلس گرفتن آن مشکلی خاص ندارد حالا اطعام هم می­شود ممکن است در این مجلس‌ها، مجلس اطعامی که می­شود پنجاه­تا مثلاً پول دار باشد یک بیست­تا فقیر هم باشد حالا به خاطر آن بیست­تا فقیر می­شود این مجلس را گرفت به بقیه هم داد. به هر حال این حرمتی نمی­شود برایش ثابت کرد.اینها خودشان خیلی تناقض دارند در همین مسئله همانطور که در کلیپ دیدید هم بزرگان شان با هم تناقض دارند یکی گفته جایز است یکی گفته جایز نیست در کتاب مجموع فتاوای خودش که خدای اینها است هر چه که بگوییم ابن تیمیه همه کاره اینها هست.

جلد شماره ۲۴، چاپ اوقاف عربستان سعودی که به دستور ملک فهد چاپ شده، سال ۱۴۲۵ و ۲۰۰۴

این چاپ خانه چاپ کرده، سؤال شده از او

هل القراءه تصل إلی المیت من الولد أولا علی مذهب الشافعی

اگر پسر برای پدرش یا برای مادرش قرائت قرآنی بکند به میّت می­رسد یا نمی­رسد؟ مذهب شافعی چه است؟

ایشان جواب می­دهد خود ابن تیمیه

فأجاب: أما وصول ثواب العبادات البدنیه

عبادت­ها را دو قسم کردند عبادات­های بدنی، عبادت­های مثلاً ذهنی

مثل قرائت، مثل نمازخواندن،مثل روزه گرفتن به نیابت از میت

فمذهب أحمد و أبی حنیفه و طائفه من أصحاب المالک والشافعی إلی أنها تصل

ببینید چه می­گوید:

مذهب احمد بن حنبل، مذهب ابوحنیفه و طائفه از اصحاب مالک و شافعی گفتند که ثوابش می­رسد.

و ذهب أکثر أصحاب مالک و الشافعی إلی أنها لا تصل

خود شان هم به هر حال یک گرفتار تناقضی هستند اینها اما

آن که اکثر است مذهب احمد بن حنبل، پیروان ابوحنیفه، طائفه از اصحاب مالک و شافعی اینها معتقد هستند که ثواب آن می­رسد هیچ اشکالی در این قضیه نیست.

اینکه اگر قرار باشد بدعت باشد احمد بن جنبل می­شود بدعت­گذار

کُلُّ بِدعَهٍ ضَلالَهٌ وَ کُلُّ ضَلالَهٍ فی النّار

ابوحنیفه می­شود اهل بدعت

کُلُّ بِدعَهٍ ضَلالَهٌ وَ کُلُّ ضَلالَهٍ فی النّار

باز مالکی­ها هم نصف می­شوند نصف مالکی­ها می­روند جهنم نصف آن می­روند مثلاً بهشت حالا بر فرض مثلاً طبق مبانی اینها. متن کامل کتاب الروح ابن قیم در این باب، یک باب در این موضوع دارد.

کتاب الروح بن قیم الجوزیه شاگرد آقای ابن تیمیه، متوفی ۷۵۱،چاپ دارالعالم الفواید در مکه

کتاب الروح تحقیق کرده­اند عده از علمای وهابی که می­بینید، ابن قیم شاگرد ابن تیمیه است این محقیقن هم همه وهابی هستند در مکه مکرمه هم این کتاب چاپ شده

صفحه ۳۵۲

فصلی باز کرده مسئله شماره ۱۶ که آیا ارواح مُردگان از کارهای که زنده­ها انجام می­دهند سودی می­برند یا نمی­برند؟

هل تنتفع أرواح ألموتی بشیء من سعی الأحیاء أم لا

فالجواب

جواب داده

أنها تنتفعُ من سعی الأحیاء بأمرین مجمعٍ علیهما بین أهل السُّنَّه من الفقاء و أهل الحدیث والتفسیر

می­گوید دوتا مسئله است که همه اهل سنت چه آنهایی که فقیه هستند چه آنهایی اهل حدیث هستند چه آنهایی که اهل تفسیر هستند اجماع دارند که می­رسد حالا آن دو تا را یکی مثلاً در زمان حیاتش کاری بکند مقل وقف کند. آن وقف بعد از مرگش تا زمانی که این وقف هست می­ماند. دومی­آن که می­گوید حتماً دعا و استغفار مؤمنین هست مؤمنین بعد از مرگی کسی برایش دعا کنند استغفار کنند، صدقه بدهند، حج انجام بدهند می­گوید در این مسئله هیچ شک و شبهه­ای نیست که می­شود به جایش صدقه داد، به جایش حج انجام داد، برایش استغفار کرد یا برایش دعا کرد اینها می­گوید هیچ کس هیچ سنیی در این مسئله اختلاف ندارد.

اما در عبادات بدنی، حالا حج چطور عبادت بدنی حساب نشده من تعجب می­کنم حج که همه­اش عبادت بدنی است، اما اختلاف شده در عبادات بدنی.

 واختُلِفَ فی العبادات البدنیه کالصوم والصلاه و قراءه القرآن و الذکر

روزه بگیریم، نماز بخوانیم، قرآن بخوانیم یا ذکر بگویم به جای آن

فمذهب الإمام أحمد و جمهور السلف وصولُها

ببینید چه می­گوید:

مذهب محمد بن حنبل و جمهور، توده و اکثریت مطلق سلف نظرش این هست که اگر کسی روزه بگیرد، نماز بخواند یا قرائت قرآن انجام بدهد یا ذکر بگوید به جای آن (سبحان الله الحمد الله) به جای اموات تان بگویید جمهور سلف می­گوید می­رسد.

این وهابی می‌گفت که بدعت است. پس جمهور سلف تان بدعت گذار هستند، آن کارشناس وهابی می­گفت که نظر صحیح این است که نمی­رسد. جمهور سلف می­گوید می­رسد تو چه می­گویی در برابر جمهور سلف؟ تو آقای ترشابی یا آقای خدمتی در برابر جمهور سلف چه کسی هستید که بخواهید حرف بزنید. این را هم چه کسی نقل کرده؟ آقای ابن قیم الجوزیه. شما در برابر احمد بن حنبل حساب می­شوی؟ ارزش داری که در برابر احمد بن حنبل؟، وزنه‌ای هستی در برابر احمد بن حنبل از دیدگاه اهل سنت؟ نیستی. بعضی از اصحاب ابوحنیفه هم همین را گفته­ بعد محقق در پاورقی می­گوید در مجموعه فتاوای ابن تیمیه آمده که مذهب احمد و ابوحنیفه هم همین است که می­رسد ایشان بعضی از اصحاب ابوحنیفه می­گوید در پاورقی می­گوید که نه کُل اصحاب ابوحنیفه و بعضی از اصحاب مالک و شافعی نظر شان همین است.

و هذا هو الصحیح

این نظر صحیح این است محقق کتاب می­گوید که مذهب احمد و مذهب ابوحنیفه و طائفه­ای از اصحاب مالک و شافعی نظر شان این هست که می­رسد جمهور سلف هم که همین را گفته، جمهور سلف شان صحابه، تابعین، و اتباع تابعین آن سه قرن اول را از دیدگاه، حالا قرن چه هست باز خودشان اختلاف اساسی دارند، این نظر ابن قیم الجوزی است.

صفحه ۳۵۳

نصَّ علی هذا الإمام أحمد

احمد بن حنبل تصریح کرده بر این مسئله در روایتی که محمد بن یحیی کحال از او نقل کرده

و باز خود احمد بن حنبل دستور داده

اقرأ آیه الکرسی ثلاث مرات

روی قبر وقتی می­روی، پیش میّت هستی سه بار سوره آیه الکرسی را بخوان، سه بار قل هو الله را بخوان و

اللهم أنَّ فضلَه لأهل المقابر

بعد هم این را بگو وقتی اینها را خواندی خدا یا فضیلت و ثواب این آیه قرآن را که من خواندم سه بار قل هو الله را خواندم برای امواتم برسد.

از صفحه شماره ۳۵۳ که ادله را ۳۵۴، ۳۵۵، ۳۵۶، ۳۵۷، ۳۵۹، ۳۶۰

دانه دانه همه آن ادله خودش را می­آورد مبنی بر این که این مسئله درست است بعد یک فصلی باز می­کند آیا صوم می­رسد کسی روزه بگیرد ثوابش به میّت می­رسد؟ می­گوید در صحیحین وارد شده در صحیح بخاری وارد شده

من مات و علیه صیام صام عنه ولیُّه

اگر کسی بمیرد و روزه­ای بر گردن او باشد ولی او به جای او روزه بگیرد حالا ولی او چه کسی است اینجا؟ دوستش؟ دوستان؟ چه کسی؟ کدام دوستی­ می­آید به جای دوستش روزه می­گیرد؟ ولی او یعنی به هر حال آنهایی که به جایش مانده­اند جانیشین او بله بچه­هایش، فرزندش، خلفش به هر حال. این هم روایت باز مفصل صحبت می­کند ایشان چند صفحه در باره این صحبت می­کند آیا حج می­رسد یا نمی­رسد؟ روایتی که در صحیح بخاری از عبدالله بن عباس نقل شده

که زنی از جهینه آمد پیش پیغمبر گفت مادرم نظر کرده بود که حج کند ولی حج نتوانست بکند قبل از مرگش آیا می­توانم به جایش حج انجام بدهم؟ پیفمبر گفت

حُجِّی عنها

برو و به جای مادرت حج اجام بده

اینها روایت صحیح بخاری است. باز

صفحه ۳۶۴، ۳۶۵، ۳۶۶

می­گوید این روایات متظاهر و متضافر و زیاد اینها همه دلیل بر این است که ثواب اعمال به میّت می­رسد اگر حیّ انجام بدهد.

فإنَّ الثوابَ حقٌّ للعامِلِ، فإذا وهَبَه لأخیه المُسلمِ لم یمنعْ مِن ذلک

کسی که قرآن بخواند ثواب دارد یا ندارد؟ ثواب دارد دیگر، می­خواهد این ثوابی که مال خودش هست را هدیه کند به یکی دیگر چه اشکالی دارد؟هیچ مانعی وجود ندارد. در حیاتش می­توانست مالش را هدیه کند یا نه؟ می­توانست. حالا  بحث می­کند که همان خدای ثواب صلوات را می­تواند بفرستد به پیغمبر. ما که صلوات می­فرستیم بر پیغمبر ثوابش می­رسد یا نمی­رسد؟ سلام می­دهیم به پیغمبر یا نمی­دهیم؟ ثوابش می­رسد به پیغمبر. همه اینها ثواب دارد برای پیغمبر ما صلوات می­فرستیم مقام پیغمبر با همین صلوات ما می­رود بالاتر و مقام ما هم می­رود بالاتر. همان خدای که ثواب صلوات را می­رساند همان خدا هم می­تواند ثواب قران خواندن را برساند.

باز ابن قدامه مقدسی ایشان هم مفصل بحث کرده ابن قدامه مقدسی از بزرگان تاریخ فقه حنابله است حنبلی مذهب هست کتاب المغنی از معروف­ترین کتاب­ها و بهترین کتاب فقهی حنبلی­ها است، مفصل­ترین کتاب فقهی حنبلی­ها است:

المغنی موفق الدین أبی محمد عبدالله بن احمد محمد بن قدامه مقدسی ، متوفی ۶۲۰، تحقیق عبدالله بن عبدالمحسن الترکی، جلد ۳، چاپ دارالعالم الکتب در ریاض عربستان سعودی، چاپ سوم،چاپ ۱۴۱۷

که تصحیح شده هم است،

صفحه ۵۱۸

صفحه ۵۱۸

یک فصلی باز می­کند

قال: ولا بَأسَ بِاالقِراءَهِ عندَ القبر

اشکال دارد کسی در کنار قبری قرآن بخواند

 و قَد رُوِیَ عن أحمد أنَهَ قالَ إذا دَخَلتُمُ المَقَابِرَه اقرَأُوا آیه الکرسی و ثلاثَ مَرَّات (قُل هُوَ الله اَحَد)

اشکال ندارد ما برویم کنار قبری قرآن بخوانیم از احمد نقل شده که هر وقت داخل قبرستان شدید آیه الکرسی را بخوانید و سه مرتبه هم قل هو الله را بخوانید و بعد بگوید که خدا فضیلت این آیه­ای را که من خواندم به این اهل مقابر برسان.

خودش یک بحثی را اینجا قشنگ انجام می­دهد می­گوید روایتی هم شده که از احمد نقل شده که قرائت در کنار قبر بدعت است.

می­گوید فلانی از فلانی نقل کرده که

نَقَلَ ذلک عن أحمد جَمَاعَهٌ.

گروهی از احد این مطلب را نقل کرده­ که بدعت است

ثم رَجَعَ رُجُعاً أبان به عن نَفسِه

بله یک زمانی احمد بن حنبل نظرش این بود که قرائت قرآن در کنار قبر بدعت است اما برگشت

چطوری برگشت؟ می­گوید:

فَرَوی جماعه أنَّ أحمد نَهَی ضَرِیراً أن یَقرَأَ عندَ القبر

احمد بن حنبل یک آدم کوری را نهی می­کرد که در کنار قبر قران نخوان، این چه کاری است انجام می­دهی و به او گفت:

إِنَّ القَراءهِ عِندَ القَبرِ بِدعَهٌ

خواندن قرآن در کنار قبر بدعت است

آقای محمد این قدامه جوهری، حالا در پاورقی توضیح می­دهد از حنابله است، به او گفت:

یا أبا عبدالله ما تقولُ فی مُبَشِّر الَحَلبِی

نظرت در باره مبشر حلبی چه است؟ گفت ثقه است

قال فأخبَرَنِی مُبَشِّر عن أبِیهِ

اگر ثقه است مبشر از پدرش نقل کرده که

أنَّه أوصَی إذا دُفِنَ یُقرَأُ عندَه بُفَاتِحَهِ البَقَرَهِ وَ خَاتِمَتِها

می­گوید اگر مبشر از نظر تو ثقه است ایشان از پدرش نقل کرده که پدرش وصیت کرد وقتی من مُردم در کنار قبرم آغاز سوره بقره و آخر سوره بقره را برایم بخوان.

و قَالَ سمعتُ ابنَ عمر یُوصی بذلک

ابن عمر هم این توصیه را می­کرد

عجب بدعت گذارهایی هستند اینها. قرائت قرآن در کنار قبر؟ عبدالله بن عمر توصیه کرده. و بعد می­گوید:

قالَ أحمد بن حنبل فَارجِع فقُل للِرَّجُلِ یَقرِأ

برو به آن شخص بگو قرآن بخواند من اشتبا کردم

اگر این روایت هست سندش هم معتبر هست به عبدالله بن عمر می­رسد که او توصیه می­کرده کنار قبرش اینها را بخوانند برو بگو بخواند.

خلال می­گوید، بعد نقل می­کند با سند خودش که:

رَأَیتَ احمد ابن حنبل یِصَلِّی خَلفَ ضَرِیرٍ یَقّرَءُ عَلَی الّقُبُور

بله، من دیدم احمد بن حنبل پشت سر یک کوری نماز می­خواند که او

یَقّرَءُ عَلَی الّقُبُور

روی قبور قرائت قرآن می­کرد

و بعد از پیغمبر نقل کرده جالب است

و قد روی عن النبی

می­گفت روایت نداریم و اینها درست نیست

مَن دَخَلَ الّمُقَابِره فَقَرَءَ سُورُهَ یاسین

هر کس داخل قبرستان شد سوره یاسین بخواند

خُفِفَ عَنهَمّ یَومَ إذِن

اگر سوره یاسین بخوانید عذاب آن‌ها تخفیف داده می­شود

و بعد به عدد آیاتش حسنات داده می­شود به شما و از پیغمبر نقل شده

من زار قبر والدیه أو أحدهما فقرءعنده او عندهما یاسین فَغُفِرَ لَه

هر کسی سر قبر والدینش برود یا یکی از پدر یا مادرش برود و آنجا یاسین را بخواند بخشیده می­شود.

فصل بعدیش هم فصل جالبی هست می­گوید:

وأی قربه فعلها وجعل ثوابها للمیت المسلم نفعه ذلک إن شاء الله

انسان هر کاری را قربه إلی الله انجام بدهد هر کاری را قربه إلی الله ثوابش را هدیه کند به یک مُرده مسلمانی نفع می­برد إن شاءالله مثل دعا، مثل استغفار، مثل صدقه، مثل ادای واجبات، ادای واجبات(نماز، روزه اینها)

می­گوید:

فلا أعلم فیها خلافا.

من اصلاً خلافی در این مسئله نمی­بینم

صفحه ۵۲۱

می­گوید:

وَهذا اَحادِیّثٌ صحاح

اینها همه حدیث صحیح اند

وَ فِیها دَلالَهٌ علی إنتِفَاعِ المَیِّت بِسَائِرِ القُرب

این دلیل بر این هست که میّت علاوه بر این­هایی که گفتم هر کار قربه إلی الله انجام بدهد نفع آن می­رسد به میّت

لأَنَّ الصَّومَ وَالحَجَّ والدُّعاءَ والاستِغفار عِبادَاتٌ بَدَنِیَّه

روزه و حج و دعاء و استغفار اینها همه عبادات بدنی است وقتی نفع اینها می­رسد بقیه عبادات بدنی هم باید برسد چرا منحصر می­کنید به اینها؟ مگر شما قیاس منصوص العله را قبول ندارید؟ قیاس منصوص العله است،

بعد روایت هم می­آورد می­گوید روایت هم داریم و

صفحه ۵۲۲

می­گوید:اجماع مسلمان­ها است

نظر مخالف را نقل می­کند دلیلش را می­آورد می­گوید:

وَلَنا مَا ذَکَرنَاه

ما دلیل مان همان­های بود که گفتیم

وَ أنَّه إِجمَاعُ المسلمین (إِجمَاعُ المسلمین)

دقت کن آقای خدمتی، آقای ترشابی

وَ أنَّه إِجمَاعُ المسلمین فإِنَّهُم فِی کُلِّ عَصرٍ وَ مِصرٍ

در هر زمانی در هر شهری در هر کشوری در هر منطقه­ای

یَجتَمِعُونَ وَ یَقرَأُونَ القُرآن

جمع می­شدند و با هم قرآن می­خواندند

وَ یَهدُونَ ثَوَابَهُ إلی مَوتاهُم مِن غَیرِ نَکِیر

مسلمان­ها همیشه همه مسلمان­ها کار شان همین بوده جمع می­شدند قرآن با همدیگر می­خواندند ثوابش را هدیه می­کردند به مُرده­های شان هیچ اشکال هم در این نمی­دیدند.

استاد یزدانی:

همه انجام می­دادند، بعد می­گوید از روایت صحیح از پیغمبر داریم

إن المیت یعذب ببکاء أهله علیه

روایت دروغین است

اگر کسی برای مُرده­اش گریه بکند عذاب می­شود مُرده .

این البته با آیات قرآن در تضاد است. بعدش این را استدلال می­کند می­گوید خدا چطور مصیت مارا به سبب مصیت ما مُرده­ای را عقاب می­کند، چطور ما وقتی ثواب انجام می­دهیم به او نرسد، مگر می­شود؟

واللهُ أکرَمُ مِن أن یُوصِلَ عُقُوبَهَ المَعصِیَهِ إلیه وَ یَحجُبَ عنه المَثُوبَه

خدا کریم­تر از این است که ما کار بد بکنیم عقاب کار بد ما به مُرده برسد کار خوب بکنیم به او نرسد مگر می­شود.

روایت یکه مصنف ابن ابی شیبه نقل کرده

مصنف ابن ابی شیبه، ابن ابی شیبه معروف هست متوفای ۲۳۵، که مجلد رابع، چاپ الفاروق الحدیثیه در قاهره، چاپ اول،سال۱۴۲۹، صفحه شماره ۳۴۵

روایتی را نقل می­کند الشعبی که

کَانَتِ الأنصَار یَقرَءوُنَ عِندَ المَیت بِسورَهِ البَقَرَه.

شعبی می­گوید انصار در کنار میت­شان سوره بقره می­خواندند

آیا همه انصار بدعت گذار بودند؟ آیا همه­شان، بدعت گذار هم که اهل جهنم است دیگر بدعت گذاشته به قول شما، بله. البته باز روایت زیاد هست من از خود ابن تیمیه داریم وقتی مرد روی قبرش شبها می­آمدند قرائت قرآن می­کردند دیگر فرصت نیست اینها را نشان ندهیم، ان شاء الله در یک فرصت دیگر البته قبلاً هم نشان دادیم.

عدۀ زیادی از علمایشان که وقتی از دنیا رفتند روی قبراهایشان قرائت قرآن شده یبیتون یعنی شبها می­آمدند بیتوته می­کرند سر شب تا صبح روی قبر اینها خصوصاً قبر ابن تیمیه مردم نماز می­خواندند اگر بدعت هست اول بدعت گذار خود شما هستید.

بلاخره تکلیف مان را هم معلوم نکردند اینها، بدعت هست یا نیست اگر بدعت است می­گوید فقط بر پدر و مادر بدعت نیست دیگر مادر بزرگ هم به آن اضافه شد دیگر پدر بزرگ هم که حتماً به آن اضافه کرد.

عمه چه؟ عمه این همه فحش خورده در زندگی بعد از مرگش یک سوره قرآن برایش نخوانم که نمی­شود. با همین مناطقی که خود ایشان گفت باید بشود. از آنطرف می­گوید بدعت هست از آنطرف می­گوید جایز است، به هر حال تکلیف­شان را معلوم کنند این هم مستنداتی که ثابت می­کرد بدعت نیست.

مبارک بودن خانه کعبه

بانی خانه­ای که خداوند می­فرمایند که:

إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِینَ

مبارک بودن و هدایت بودن هدایتگر هست این خانه

از جمله شرک این است که ما اعتقاد داشته باشیم که این خانه نفع و ضرری به ما می­رساند می­آید دست به لباس کعبه می­کشد یا ریسمان­های از آن با قیچی من با چشمان خودم دیده­ام، با چشمان خودم دیده­ام که لباس می­آید، به لباس خودش دارد پارچه­ای آورده به پارچه کعبه می­کشد یا ریسمان­های کعبه با قیچی جدا می­کند اعتقاد دارد به مبارک بودن در حالی که خداوند این مکان را مکان توحیدی قرار داده است

تبرک اصلاً درست نیست.

بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِینَ

مبارک بودن و هدایت بودن هدایتگر هست این خانه

یا ریسمان­های کعبه با قیچی جدا می­کند اعتقاد دارد به مبارک بودن در حالی که خداوند این مکان را مکان توحیدی قرار داده است.

بله اولش که خودش می­آید آیه را می­خواند که

إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِینَ

آیه را می­خواند خیلی واضح روشن و بعد صریح آنجا می­گوید که خدا کعبه را مبارک قرار داده بعد از چند لحظه چیزی به او از پشت صحنه می­گویند. می­گوید نه کسی حق ندارد به کعبه تبرک کند کسی حق ندارد بگوید کعبه مبارک است خودش می­گوید:

إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا

بعد می­گوید کسی حق ندارد به کعبه بگوید مبارک، که اگر به کعبه بگوید مبارک دیگر خلاف توحید است. قرآن صریح گفته

إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا

شما می­گویید نه کسی حق ندارد به کعبه مبارک بگوید و تبریک بگوید و خود دیدم یک عده­ای کارهای بدی می­کردند لباس­شان را به کعبه می­مالیدند، نمی­دانم نخ کعبه را می­بردند این کارها جایز نیست خلاف توحید است. این، واقعاً این همه تناقض چرا؟

بیاید یک مبنا را انتخاب کنید روی همان مبنا حرف بزنید نه اینکه در یک کلیپ در چند ثانیه این همه تناقض این واقعاً نشان می­دهد که چقدر شما سر در گم هستید و هنوز راه حق را پیدا نکردید.

آیه‌ای که می­خواند ایشان سوره مبارک آل عمران آیۀ شماره ۹۶، هست که خواند و بعدش جالب است خودش خلاف نص صریح قرآن کریم صحبت کرد حالا من درباره بحث اینکه آیا کعبه مبارک هست یا نیست.

یکی دوتا روایت از منابع اهل سنت بخوانم که چه می­شود و این روایت چگونه است . در کتاب مسند احمد بن حنبل.

مسند احمد بن حنبل ،چاپ مؤسسه الرساله، با تحقیق آقا شعیب الارنعوط وهابی، جلد شماره۳۶،چاپ اول، چاپ ۱۴۲۱، صفحه شماره ۱۴۷،

روایتی را نقل می­کند که از اسامه بن زید

دخلت مع رسول الله البیت

من و پیغمبر وارد بیت الله الحرام شدیم

فجلس فحمد الله وأثنی علیه وکبَّر وهلَّل

بیت یعنی خانه کعبه، نه بیتی که الآن بزرگ درست شده. منظور، همان خود کعبه هست

فحمد الله وأثنی علیه وکبَّر وهلَّل، ثمَّ قام إلى ما بین یدیه من البیت فوضع صدره علیه وخدَّه ویدیه

پیغمبر چه کار کرد؟ سینه خودش را به دیوار کعبه می­مالید یا به کف زمین کعبه می­مالید صورت خودش را، گونه­های خودش را می­مالید دست­های خودش را می­مالید.

برای چه می­مالید؟ پیغمبر چه کار داشت؟ واضح هست که پیغمبر دارد تبرک می­کند سینه خودش را به کعبه می­مالد صورت خودش، گونه­های خودش را به خاک کعبه می­مالد و دست­های خودش را هم بعد محقق هم می­گوید:

حدیثٌ صحیحٌ کسابقیه

این حدیث هم صحیح است مثل همان دو روایتی که قبلش بود، این هم روایت صحیح که پیغمبر به کعبه تبرک کرده، تبرک جایز نیست خلاف توحید است نعوذبالله پیغمبر موحد نبود تو وهابی آمدی موحد شدی؟

بزرگان اهل سنت دقیقاً همین روایت را آوردند و تصریح کردند که از این حدیث تبرک فهمیده می­شود کتاب الفتح الربانی لترتیب مسند امام احمد بن حنبل الشیبانی، این کتاب را به صورت موضوعی ترتیب بندی کرده است آقای ساعاتی، احمد بن محمد بن بناء ساعاتی متوفی ۱۳۸۷، عنوان زده

جواز التبرک بالکعبه و التمسح بها

جواز تبرک به کعبه و دست کشیدن به کعبه

فوضع صدره علیه وخدَّه ویدیه

از این جمله استفاده می­کند که تبرک به کعبه جایز است روایت زیاد هست من باز یکی دوتا روایت دیگر از منابع اینها بخوانم از فتاوای بزرگان اینها از فتاوای بزرگان حنابله:

کتاب الفروع و تصریح الفروع، که نویسنده­اش آقای خدمت­تان عرض کنم محمد بن مفلح مقدسی هست.

بحث اینکه آیا خاک مسجد، مسجد الحرام و کعبه را کسی می­تواند ببرد یا نمی­تواند ببرد. جایز هست؟ نمی­شود وقف این خاک ، خاک وقف مسجد هست، کسی جایز است ببرد یا نبرد.

اگر کسی آنجا چیز خوشبویی را گذاشته باشد عطری گذاشته باشد می­تواند از آن عطر خوشبو استفاده کند ، مشکلی می­گذاشتند آنجا که می­تواند از آن طیب از آن مشک ببرد برای خودش یا نه، ایشان می­گوید نه جایز نیست

فإن اراده أن یستشفی بطیب الکعبه

اگر می­خواهد شفا پیدا کند با بوی خوشی که آنجا گذاشته شده چه کار کند؟

لم یأخز منها شیئاً

حق ندارد از آنجا بردارد

چه کار کند؟ یک مشکی از خودش بگذارد آنجا و بعد بردارد، به اندازه­اش بگذارد و بردارد، برای ، استشفاء از کعبه یا طلب شفا از  فتوای بزرگان­شان  می­گوید اگر این کار را کرد از خودش چیزی گذاشت و برداشت

ثمَّ یأخذه

می­تواند این را به عنوان استشفاء بردارد

قال له أخبرنی عن البیت

شخصی به امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام عرض کرد که

أخبرنی عن البیت أهو اول بیت وضع للناس

آیا این اولین خانه­ای بوده که انسان­ها داشتند؟

قال لا

گفت خیر نیست

لاکنه اول بیت وضعه فیه البرکه

ولی اولین خانه­ای هست که خداوند در آن برکت قرار داده

این هم خیلی واضح و روشن هست که مخالف صریح آیه قرآن کریم هست و وهابی­ها می­گویند خدا گفته مبارک قرار دادم؛ ولی مبارک نیست. کسی نباید همچین اعتقادی داشته باشد نباید که از کعبه تبرک کند، این چه کاری هست؟ این چه حرف­هایی هست که شما می­زنید؟

نه توجه می­کنید به آیه قرآن کریم؛ همینطور متضاد متناقض مخالف قرآن مخالف نصوص صحبت می­کنید همه را هم متهم می­کنید به بدعت در حالی که در طول تاریخ همه مسلمان­ها کعبه را مقدس و مبارک می­دانستندخاک کعبه را به عنوان تبرک استفاده می­کردند، پرده کعبه را هر سال عوض می­کنند، پرده­ها تقسیم می­شود بین همه مسلمان­ها در سراسر جهان این پرده را به عنوان تبرک مردم استفاده می­کنند،  چرا شما اینقدر با همه چیز مشکل دارید؟.حالا ما بحث تبرک نیست و گر نه در بحث تبرک اینها مگس را متبرک می­دانند، می‌شود آب مگس را خورد، مگس را داخل آب بکنی. آب زم زم را می­شود خورد به عنوان تبرک، خاک مدینه را می­شود خورد. کدوی فلان شهر. بادمجان فلان شهر. از این دست روایت که اینها زیاد دارند. اگر موضوع تبرک باشد، مثلا گفته‌اند که اگر صحیح بخاری را کسی زیر بغلش باشد، متبرک هست در هیچ جنگی شکست نمی­خورد.

ترک سنت به خاطر بغض امیرمؤمنان علیه السلام:

حالا بحث حضرت عبدالله بن عباس و حضرت معاویه و حضرت علی رضی الله عنهم اجمعین که در همان صحیح امام نسائی هست که می­گوید که همراه با بن عباس بودم که درعرفات گفت چرا مردم تلبیه نمی­گویند، لبیک اللهم لبیک، می­گوید گفتم که از معاویه می­ترسند، می­گوید بن عباس بیرون آمد و گفت که لبیک اللهم لبیک، لبیکَ ؛ می­گوید اینها این سنت را بخاطر بغض علی ترک کردند. اول اینجا دقت کنید برداشت ابن عباس هست، برداشت ابن عباس هست در یک قضیه که حالا، و برداشت حتی سعید بن جبیر هست، می­گوید برداشت­شان، یعنی برداشت حضرت عبد الله بن عباس این است که بخاطر بغض علی اینها این کار را انجام دادند، این را برداشت کرده این را اهل سنت در کتاب­های خودشان آوردند، و ثانیاً بغض حضرت علی(رض) آن کسی که بخاطر ایمانش بغضش دارد منافق هست، پس این بخاطر مسائل سیاسی ودرگیری بود هیچ کدام از اهل سنت از بزرگان با اگر ناراحتی که ، آنطور که ابن تیمیه (رض) می­گویند بخاطر ایمان حضرت علی نبوده بخاطر دینش نبوده.

اول اینکه حبر الامّه هم که باشد معصوم نیست که درست است؟ شما چرا همه امور را می­خواهید با بزرگ نمایی با شخصیت پرسیتی،وقتی من می­بیندم شما همیشه سعی می­کنید شخصیت پرستی کنید یا ایجاد یک نوع ترور و وحشت کنید آقا ابن عباس گفته، ابن عباس روی سر ما ولی آیا اینکه بن عباس (رض) در اینجا دارد می­گوید که رسول الله (ص) فرمودند که

ترک السنه من بغض علی

یا اینکه برداشت خودش از این قضیه این بود، حتی در اینجا سعید بن جبیر(رض) می­گوید این چیز، به نظر خودش این را دارد می­گوید که از ترس معاویه،مگر این همه مردم ترک، معاویه می­آید این کار را انجام بدهد بگوید که ، دستور بدهد که هیچ کس حق ندارد؟چرا بخاطر بغض علی این کار ار انجام بدهند مگر علی دراینجا چه ربطی دارد من سؤالم اینجا هست، چه ربطی دارد بغض علی با ترک سنت، اصلاً شما خودتان لطف کنید فکر کنید یک سنت هست، سنت رسول الله چه ارتباطی با حضرت علی دارد که با حضرت علی چون ناراحت هست ناراحتی با حضرت علی آن را ترک سنت کند وقتی من می­آیم یک برداشتی از حضرت عبدالله بن عباس آن موقع امکان دارد ناراحت شده باشد عصبانی شده باشد این حرف را زده، اما شما خودتان فکر کنید که ترک سنت به خاطر اینکه با حضرت علی(رض) اختلاف دارد . مگر سنت علی هست؟ یا سنت رسول لله (ص)؟

استاد یزدانی:

روایت صحیحی در منابع اهل سنت داریم که همه تصحیح کردند و خیلی­ها این روایت را نقل کردند که در زمان معاویه بن ابی سفیان مردم تلبیه نمی­گفتند، لبیک اللهم لبیک نمی­گفتند. ابن عباس در آن زمان زنده بود. در زمان معاویه یک روزی در مدینه دید که هیچ کس تلبیه نمی­گوید. سؤال کرد چرا مردم تلبیه نمی­گویند؟ سعید بن جبیر که شاگرد ابن عباس هست می­گوید اینها از معاویه می­ترسند چرا از معاویه می­ترسند؟ می­گوید معاویه به آنها دستور داده و این سنت پیغمبر را بغضاً لأمیرالمیؤمنین علی بن ابی طالب ترک کردند. مگر امیرالمؤمنین چه کار کرده بود در حق شما؟ و این سؤال را هم خود ایشان مطرح کرد که این سؤال مهمی هست، چه ربطی دارد به امیرالمؤمنین؟ سنت، سنت پیغمبر هست سنت امیرالمؤمنین که نیست. بغضاً لعلی سنت علی را باید ترک کنید نه بغضاً لعلی سنت پیغمبر را، چه ارتباطی بین این قضیه هست؟ باید به آن جواب داده بشود. من این روایت را از سنن نسائی خدمت بینندگان عزیز نشان بدهم.

صحیح سنن نسائی که آقای محمد ناصرالدین البانی این را نوشته،چاپ ریاض عربستان سعودی، المجلد الثانی، صفحه شماره ۳۴۳.

عن سعید بن جبیر،

از سعید بن جبیر نقل شده که من با ابن عباس در عرفات بودم که من به اینها گفتم این عرفات بوده و عذر خواهی می­کنم.

فقال ما لی لا أسمع الناس یلبّون

چه شده چرا نمی­شنوم که مردم تلبیه بگویند

قلت یخافون من معاویه.

از معاویه می­ترسند، ابن عباس از خیمه خودش بیرون آمد و گفت

لبیک اللهم لبیک، لبیک فإنّهم قد ترکوا السنه من بغض علی

اینها سنت پیغمبر را به خاطر بغضی که از امیرالمؤمنین دارند ترک کردند

آقای البانی هم می­گوید سندش صحیح هست. این وهابی چه می­گفت؟ می­گفت نه این بغض، که بغض دینی نبوده، بغض سیاسی بوده. سنت پیغمبر را ترک می­کنند بغضاً لعلی به خاطر بغض سیاسی؟ بحث دینی هست تلبیه هست، مراسم حج است سنت پیغمبر را ترک می­کنند اینکه  بحث سیاسی نیست. با امیرالمؤمنین مشکل دینی داشتند اینها. امیرالمؤمنین را مهدور الدم می­دانستند هم اصحاب جمل عایشه و طلحه و زبیر امیرالمؤمنین را مهدور الدم می­دانستند برای کشتن امیرالمؤمنین رفته بودند. معاویه هم امیرالمؤمنین را مهدور الدم می­دانست، امیرالمؤمنین هم همینطور اینها را در وسط جنگ اگر دستشان می­رسید همه اینها را می­کشت و مهدور الدم می­دانست، جنگ ، جنگ سیاسی نیست، جنگ جنگ دینی هست در جنگ سیاسی که کسی اینطور نمی­ماند.حالا از اینها بزرگ­تر آقای ابن تیمیه می­خواهد از این قضیه جواب بدهد می­گوید اصلاً پیغمبر چه زمانی دیدید تلبیه گفته باشد؟ اصلاً پیغمبر تلبیه نمی­گفت منسک الشیخ الإسلام بن تیمیه. کتاب مناسکش هست.

بیّن فیه صفت الحج و العمره و الاحکام و الزیاره. آقای علی محمد العمران کتاب را تحقیق کرده، چاپ دار عالم الفوائد در مکه مکرمه هست صفحه شماره ۷۸،

و أمّا التّلبیه فی وقوفی بعرف و مزدلفه فلم ینقل عن النبی

اصلاً اینکه پیغمبر در عرفه، موقع وقوف در عرفه یا در مزدلفه که در غروف شب عرفه یا شام عرفه می­شود می­گوید اصلاً نقل نشده که پیغمبر تلبیه گفته باشد  از خلفای راشدین نقل شده

و قد نقل عن الخلفاء الرّاشدین و غیرهم انّهم کانوا لا یلبّون بعرفه

که اینها به هر حال در عرفه تلبیه نمی­گفتند. مقصودش از خلفای راشدین  قطعاً معاویه است. معاویه را خلفای راشد می­دانند.

به آقای محمد ناصر البانی بر می­خورد همچین حرفی می­آید تند از ابن تیمیه که جواب می­دهد  در کتاب حجه النبی.

محمد ناصر الدین البانی وهابی، متوفای ۱۴۲۰،معاصر هست کتابی دارد به نام حجه النبی، که در بیروت چاپ شد المکتب الإسلامی بیروت، صفحه شماره ۷۳ در پاورقی  می­آید می­گوید

و من السنه أیضاً التلبیه فی موقفه علی عرفه

یک از سنت­های پیغمبر این هست که پیغمبر در عرفه چه کار می­کرد، تلبیه می­گفت

خلافاً لماذکر شیخ الإسلام فی منسکه

بر خلاف حرفی که آقای  بن تیمیه در کتاب منسک، مناسک خودش نقل کرده،

بعد دلیلش چیست؟ دلیلش  همین روایت سعید بن جبیر هست که ما با ابن عباس در عرفه بودیم سؤال کرد

یا سعید مالی لاأمسع الناس یلبون؟

چرا مردم تلیه نمی­گویند، گفتند از معاویه می­ترسند بن عباس خارج شد و لبیک گفت و گفت اینها سنت را به خاطر بغض امیرالمؤمنین ترک می­کنند

می­گوید این روایت را حاکم نقل کرده تصریح کرده، ذهبی هم موافقت کرده و با روایت بعدی که از ابن عباس نقل کرده

أنّ رسول الله وقف بعرفات فلمّا قال لبیک اللهم لبیک قال انّما الخیر خیر الآخره و سنده حسن وصححه الحاکم و وافقه الذهبی.

آقای ابن تیمیه چه می­گفت؟ می­گفت اصلاً پیغمبر تلبیه گفته باشد چنین روایتی نداریم، نقل نشده چنین روایتی، اما آقای البانی می­آید می­گوید که نه این روایت هست سندش هم حسن هست حاکم تصحیح کرده ذهبی هم تایید کرده تصحیح حاکم را. این هم  جواب اینها هست اما اینکه  چه ربطی بین امیرالمؤمنین هست و ترک سنت پیغمبر، اگر می­خواستند سنت پیغمبر را ترک کنند چه ربطی داشت که بغضاً لعلی باشد، چه ارتباطی هست بین این قضیه.

مصنف بن ابی شیبه، تحقیق آقای محمد ناصر بن عبد العزیز الشتری، معاصر هست الآن زنده هست، جلد هشت، چاپ اول،چاپ ۱۴۳۶، صفحه شماره ۵۰۰.

روایتی را نقل می­کند با سند صحیح که خودش می­گوید سندش صحیح هست

عن بن عباس ذکر له أن معاویه نهی عن التلبیه

می­گوید برای بن عباس گفتند که معاویه از تلبیه نهی می­کند

فجاء حتی أخذ بعمودی الفسطاط ثم لبی

ابن عباس آمد ستون خیمه خودش را گرفت و تلبیه گفت

ثم قال علم أنّ علیاً کان یلبی فی هذا الیوم فأحب عن یخالفه

مجری:

عجب امیرالمؤمنین سنت را داشت انجام می­داد.

استاد یزدانی:

چون امیرالمؤمنین همیشه این کار را انجام می­داد سنت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب به پیروی از پیغمبر بود که هر وقت به اینجا می­رسید شروع می­کرد به لبیک اللهم لبیک گفتن معاویه می­دانست که امیرالمؤمنین مقید هست به این کار خواست مخالفت کند با امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب.چون امیرالمؤمنین مقید بود همیشه این کار را انجام بدهد معاویه بخاطر اینکه مخالفت کند با علی، ما از این داستان­ها درباره بقیه هم روایت داریم که اینها مخالفت می­کردند با سنت پیغمبر آقای در سنن نسائی نقل شده که محقق هم همان روایت است در پاورقی همین جمله را توضیح می­­دهد.

أی لأجل بغضه

چو با امیرالمؤمنین، بغض امیر المؤمنین را داشتند سنت پیغمبر را ترک می­کردند چرا؟

وهو کان یتقید بالسنن

امیرالمؤمنین همیشه مقید بود سنند را انجام بدهد

فهؤلاء ترکوها بغضاً له

اینها می­دیدند امیرالمؤمنین همیشه مقید هست سنت پیغمبر را انجام بدهد، اینها بغضاً  به خاطر اینکه مخالفت کرده باشند با امیرالمؤمنین سنت پیغمبر را ترک می­کردند

بیننده۱:

روز جمعه آقای خدمتی یک برنامه­ای را رفتند و برای بیان فضیلت ابوبکر و عمر به قول معروف یک سری روایتی را می­خواستند از کتب شیعه بیاورند و حالا جدا از اینکه نصف روایت­هایی که آوردند از کتب اهل سنت آوردند ولی حالا من روایتی که از کتب شیعه آوردند را نگاه و یکی از آنها را داخل کتاب شیعه پیدا کردم.

روایتی هست در عیون اخبار الرضا (ع) جلد یک ، صفحه ۳۱۳

به قول معروف در این روایت بیان شده،  پیامبر اکرم(ص) یک  فضیلتی را برای ابوبکر و عمر و عثمان بیان کردند.متنش را بعد از سندش می­گوید:

قالَ رسول الله(ص) ان أبا بکر منى بمنزله السمع وان عمر منى بمنزله البصر

استاد یزدانی:

بله روایت در کتاب­های متعدد نقل شده

عیون اخبار الرضا، معانی الاخبار، مدینه المعاجز

خیلی از کتاب­ها نقل کرده­اند این روایت را

بیننده:

الان یعنی این روایت که فضیلت هست یعنی سندش صحیح است و معتبر است و حالا می­شود به آن استناد کرد؟

استاد یزدانی:

سندش که صحیح نیست کاری به سندش نداریم که اصلاً سند صحیح باشد که به نفع ما هست

ابوالقاسم علی یابن احمد بن محمد بن عمران دقاق از محمد بن ابی عبدالله کوفی از سهل بن زیاد از حضرت عبدالعظیم حسنی از امام علی بن موسی الرضا (ع) از اجدادش از امام حسین(ع) از رسول خدا(ص)

استاد یزدانی:

ابوبکر برای من مثل گوشم می­ماند و عمر مثل چشمم می­ماند عثمان هم مثل قلب من، در قلب من جای دارد.

بله همین روایت را، ادامه­اش را نگفتی بخواند؟

بیننده:

ادامه­اش را نه تا آن قسمت عمر را که خواندم دیگر ادامه­اش را یعنی نگذاشته بودند داخل ویدیویی که  پخش کرده­اند ادامه­اش را نخواندم .

استاد یزدانی:

پیغمبر باز دوباره گفت:

هم السمع والبصر والفؤاد ، وسیسألون عن الوصیی هذا وأشار إلى علی یابن ابی طالب علیه السلام

بعد این آیه را خواندند :

إن السمع والبصر والفؤاد کل أولئک کان عنه مسؤولا

این خیلی واضح است روایت.

استاد یزدانی:

سند روایت صحیح نیست حتی اگر هم صحیح بود برای مذهب شیعه هیچ مشکلی نداشت.

إن السمع والبصر والفؤاد کل أولئک کان عنه مسؤولا

اینها همه چیز را می­دانستد یقین داشتند با یقین حق امیرالمؤمنین را غصب کردند و در قیامت هم خدا از اینها می­پرسد.

مجری:

سؤال پرسیدند که سلام ببخشید در مورد بیعت رضوان که تمامی  سنی­ها اعتقاد دارند که تمامی­شان بهشتی­اند آیا چنین ادعای درست است؟

استاد یزدانی:

در سایت تحقیقاتی مؤسسه حضرت ولیعصر(عج) اگر همین کلمه بیعت رضوان را سرچ بزنند مقاله­ای مفصلی در آنجا آمده و تمام استدلال­های اینها را آوردیم و جواب دادیم. اگر قرار بود خدواند از همه کسانی که در بیعت رضوان با پیغمبر بیعت کردند راضی باشد باید از عبدالله ابی منافق هم راضی باشد طبق روایت صحیح مسلم عبدالله ابن ابی در آن بیعت بوده آنجا بیعت کرده.

جواب این تیمیه را نشان بدهم خیلی مطلب جالبی هست یعنی کار را تمام کرده برای کسانی که استدلال می­کنند به این آیه.  روایت داریم در صحیح بخاری

وَإِنَّ اللَّهَ لَیُؤَیِّدُ هَذَا الدِّینَ بِالرَّجُلِ الفَاجِرِ

یا بِالرّجُلِ الفَاسِق

این هم مصداقش ابن تیمیه است دیگر خدا می­خواهد با حرف­های که ابن تیمیه می­زند استدلا­ل های اینها را نابود کند و مذهب شیعه را تقویت کند.

مجموع فتاوای ابن تینیه، جلد شماره ۷، چاپ ۱۴۲۵، صفحه شماره ۴۴۴

لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ

ببینید خدا از چه کسانی راضی شده؟

عَنِ الْمُؤْمِنِینَ

نگفته از هرکسی که بیعت کرده

از مؤمنین راضی شده

ثابت کنید چه کسانی آنجا مؤمن بودند؟ آیا آنهای که در بیعت رضوان به نبوت پیغمبر شک کردند طبق روایت صحیح بخاری، خدا از آن ها هم راضی هست؟ خدا از او هم راضی شده؟ او که می­گفت من آنجا شکی کردم که تا حالا همچین شکی نکرده بودم خدا از او هم راضی هست؟ نه نیست

إِذْ یُبَایِعُونَکَ

آن زمان که بیعت کردند خدا از آنها راضی شد

ببین اینها قیدهای که خدا می­آورد دانه دانه قابل توجه است در زیر درخت

فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَهَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا

و بعد جال است می­گوید:

بین أنه رضی عنهم

ابن تیمیه توضیح می­دهد:

خداوند در این جا بیان می­کند که راضی شده از مؤمنین در کجا؟ در همان زمان

رضایت، رضایت دائمی نیست (خدا از آنها در همان زمان راضی شده) چرا؟

فإن حرف (إذ) ظرف لما مضی من الزمان

حرف إذ با إذا فرقش در این است که حرف إذ ظرف است برای زمان گذشته، خدا می­گوید:

إِذْ یُبَایِعُونَک

بله

(إذ) ظرف لما مضی من الزمان فعلم أنه ذاک الوقت رضی عنهم بسبب ذلک العمل

اینها چه کار کردند مؤمنینی که آنجا بودند نه منافقین نه عبدالله بن أبی نه بقیه که شک داشتند در نبوت پیغمبر. مؤمنینی که در آن زمان بیعت کردند با پیغمبر، خداوند به خاطر آن بیعتی که کردند از آنها راضی شد و به آنها ثواب داد، این مسبب قبل از این نبود قبل از بیعت رضوان خدا از اینها راضی بوده؟ نه وقتی بیعت کردند خداوند از اینها راضی شده.

والموقت بوقتٍ لا یکون قبل وقته

خدا می­گوید من در بیعت رضوان آن زمانی که بیعت کردند از اینها راضی شدم

و إذا کان راضیاً عنهم من جهه فهذا الرضی الخاص الحاصل بالبیعه لم یکن إلّا حینئذٍ

خدا برای چه از اینها راضی شده برای اینکه بیعت کردند، وقتی خدا برای بیعت کردن از اینها راضی شده این رضایت فقط برای همان زمان هست رضایت دائمی نیست که خدا، هر کسی بیعت کرد دیگر خدا برای همیشه از آنها راضی شده، نمی­شود ابن تیمیه توضیح می­دهد رضایت برای همان زمان هست بخاطر بیعت­شان هست حالا کسی که بیعتش را شکسته چه؟ چه بیعتی گرفته بود؟ طبق روایت صحیح مسلم پیغمبر از اینها بیعت گرفته بود که دیگر فرار نکنند چون در جنگ احد پیغمبر تجربه داشت مسلمان­ها پیغمبر را رها کردند همه فرار کردند جز چند نفر که اسم­هایشان هم مشخص هست. امیرالمؤمنین و یک عده دیگر مثل مقداد بن اسود . پیغمبر از اینها بیعت گرفت که دیگر فرار نکنید در هیچ جنگی. فتح خیبر رسیدیم فرار کردند یا نکردند؟ چه کسی فرار کرد؟ روایت صحیح داریم اول پیغمبر پرچم را داد دست فلانی او رفت و فرار کرد بعد از او پرچم را داد دست فلانی دوم او هم پرچم را گرفت و شرمنده و خجلان برگشت و فرار کرد از جنگ. تا به امیرالمؤمنین رسید

بعد از این هم در جنگ حنین نص صریح قرآن کریم هست که فرار کردند همه فرار کردند جز یک عده مؤمنین که آنها هم مشخص هست اسم‌هایشان.

خداوند از اینها راضی شده برای بیعتی که کردند در همان لحظه راضی شده برای همیشه راضی نشده و هر کس بیعت را بعد از او شکسته دیگر آن رضایت تمام شده.

عبد الرحمن بن عدیس بلوی از کسانی هست که در بیعت رضوان حاضر هست، ایشان فرمانده کسانی است که از مصر آمده بودند برای کشتن عثمان، عثمان را هم کشتند، خدا از او راضی هست؟  بگویید  کسانی که به عایشه همسر پیغمبر اتهام فحشا زدند، آقای حسان بن ثابت، شاعر مخصوص پیغمبر است از اصحاب بدر است، از اصحاب احد است، از اصحاب بیعت رضوان است. ایشان اتهام فحشا زده؛ خدا از او راضی هست؟ شما راضی هستید از او؟ آیا برادران اهل سنت می­توانند از او راضی باشند؟ نیستند دیگر هیچ کس از او راضی نیست، مسطح بن اثاثه ،پسر خاله عایشه هست که یکی از کسانی هست که اتهام فحشا به عایشه زده ، از اصحاب بدر، از اصحاب بیعت رضوان است، آیا خدا برای همیشه از او راضی است؟ و عده زیادی از کسانی که مسجد ضرار را تشکیل دادند خیلی­ها به هر حال  جز بیعت، حالا مسجد ضرار قبلش بوده  که در بیعت رضوان بودند و اهل سنت هیچ وقت از آنها راضی نیستند.

مجری:

اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد اللهم اجعل مماتنا ممات محمد و آل محمد اللهم صلی علی محمد و آل محمد