ویژه برنامه صدیقه شهیده با موضوع:

استدلال اهل بیت علیهم السلام به آیات قرآن برای اثبات ارث بردن فرزندان انبیاء علیهم السلام.

این روایات ثابت می کند که ابوبکر در نقل روایت از رسول خدا صلی‌الله علیه وآله دروغ گفته است. کسی که به آن حضرت دروغ ببنند، قطعا اهل جهنم است. برخی از علمای اهل سنت حتی گفته اند که چنین کسی کافر است و خونش حلال…

 

 

دانلود فایل تصویری

فایل تصویری

 

 

دانلود فایل صوتی

فایل صوتی

 

دانلود اسکن ها

اسکن های برنامه

 


 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: ۰۸/۱۰/۱۳۹۹

برنامه: صدیقه شهیده

مجری:

به رسم حضور شما ما این طور آغاز کنیم و مطلبی را که بنا است بر سر آن بحث کنیم یکی از همان شبهاتی که این روزها بسیار زیاد در کلام وهابیت نوشخوار می­شود و آن این هست که نسبت به، حالا بعداً در ادامه این ماجرا می­رسیم به روایت «نَحْنُ مَعاشِرَ الْأَنْبِیاءِ لا نُوَرِّثُ» است و اینها، اما ابتداً از همان یک مقدار چالشی­تر آغاز بکنیم بحث را این است که الآن خیلی زیاد ما مشاهده می­کنیم که این وهابی­ها می­آیند می­گویند شما اصلاً چنین صحبتی که راجع به فدک دارید انجام می­دهید چنین صحبتی که راجع به حضرت زهرا(س) دارید انجام می­دهید اینها به دور از شأن حضرت زهرا(س) است چرا که فدک بالاخره هر چه هم بوده مال دنیا بوده و حضرت زهرا(س) طبیعتاً نباید دنیا دوست بوده باشند و نباید دلشان به این فدک بوده باشد که بعدش بخواهند بلند شوند یک شبه قیامی انجام بدهند یک بالاخره محاجه­ای انجام بدهند با خلفاء و بخواهند این را به دست بگیرند، اولاً ببینیم جایگاه فدک چه بوده و بعد از آن برسیم به این اختلافاتی که بعد از آن به وجود آمد.

استاد یزدانی:

همانطور که شما فرمودید این یک شبهه­ای است که زیاد مطرح شده حتی خود إبن تیمیه هم در کتاب­های متعدد خودش جاهای متعدد این مسئله را مطرح کرده که مضمون شبهه این است که فدک مگر چقدر ارزش داشت که حضرت زهرا(س) بخاطر آن بخواهد با أبوبکر محاجه کند، برود، بیاید، یک بار نفر بفرستد، بار دیگر خودش برود، دفعه بعد برود خطبه بخواند و تا آخر عمر با أبوبکر حرف نزند، این فدک چه بود مگر؟ یک باغ بود حد اکثر، اینقدر ارزش داشت که حضرت زهرا(س) بخاطر یک باغ بخاطر یک زمین اینهمه اختلافات و اینهمه مشکلاتی که درست می­شود بعد از این قضیه را به وجود بیاورد؟ و حتی إبن تیمیه ما بارها این را نشان دادیم حالا شام شهادت هست دوست ندارم این را نشان بدهم بخاطر این مسئله، آیات نفاق را تطبیق می­دهد به حضرت زهرا(س) که گفتن آن برای من سخت هست و یک زمان دیگری غیر از فاطمیه باید باشد که آدم اینها را بتواند نشان بدهد مستنداتش را، اما فقط بحث فدک نیست حضرت زهرا(س) با کاری که کرد بسیاری از مسائل را ثابت کرد و با همین درخواست کوچک خودش خیلی از مسائل را ثابت کرد؛ اولاً ثابت کرد که با خشم خودش با غضب خودش ما روایات را در صحیح بخاری و مسلم و شیعه و سنی همه نقل کرده­اند که پیغمبر بزرگوار اسلام می­فرمایند

«ان اللَّهَ یَغْضَبُ لِغَضَبِکِ وَیَرْضَی لِرَضَاکِ فَمَنْ اَغْضَبَهَا فقد اَغْضَبَنِی»

این روایات فروان هست پس خشم حضرت زهرا(س) خشم خدا است در واقع، خشم پیغمبر است و خشم خدا است در واقع، چون مستنداتش زیاد نشان دادیم من تکرار نمی­کنم، حضرت زهرا خشم گرفته بر آنها بر مخالفین خودش، یعنی چه؟ یعنی خشم خدا بر آنها، خدا بر آنها خشم گرفته، این کم چیزی است؟ کسی که شما اینهمه او تقدیس می­کنید می­گویید افضل صحابه بوده، بعد از پیغمبر بهترین فرد بشر هست بعد از پیامبران و بعد از پیامبر ما، حضرت زهرا(س) ثابت می­کند نه اینطوری نیست کسی است که خدا بر او خشم گرفته و کسی که خدا بر او خشم بگیرد دیگر تکلیفش مشخص هست و اینکه حضرت زهرا(س) ثابت می­کند روایتی که اینها دارند نقل می­کنند، عده­ای (دو سه) نفر بودند روایت نقل می­کردند که پیغمبر فرمود

«نحن معاشر الانبیاء لانورث ما ترکناه صدقه»

حضرت زهرا با این کاری که کرد با همین درخواست فدک ثابت کرد که نه شما دارید دروغ می­بندید به پیغمبر، اصلاً یک قیامی که تا قیام قیامت این قیام اثرش باقی هست، یک مشعلی حضرت زهرا(س) آن روز روشن کرد که تا قیام قیامت راهنمای همه بشریت هست همه مسلمان­ها است، اگر می­خواهند حق و حقیقت را بشناسند از طریق حضرت زهرا(س) هست یک طرف صدیقه شهیده هست سیده زنان اهل بهشت هست که مدعی فدک هست ادعا می­کند و صریح، واضح، روشن می­گوید شما دروغگو هستید به مخالفان خودش، یک طرف هم آنها هستند راه هم روشن هست پس بیایید انتخاب کنید به همه دارد اعلام می­کند، آیا می­خواهید راه حضرت زهرا(س) را بروید که سیده زنان اهل بهشت هست یا راه بقیه را می­خواهید بروید؟ مردم را در یک بمبست قرار می­دهد حضرت زهرا(س) که یا باید بیایند سمت حضرت زهرا(س) یا راه بازگشت ندارند غیر از این نمی­توانند انتخاب کنند و البته انتخاب کرده­اند بقیه ولی نمی­خواهم بیشتر از این به آن بپردازم، از آن طرف ادعا می­کنند که دلیل مشروعیت خلافت آنها اجماع صحابه هست، حضرت زهرا(س) ثابت کرد که چنین اجماعی اصلاً وجود ندارد، بنابراین نتایج بسیار زیادی دارد همین درخواست فدک، فدک بهانه بود می­دادند نمی­دادند مهم نبود، مهم این بود که حضرت زهرا(س) با همین فدک اصلاً فدک نگو یک لنِگ کفش، حضرت زهرا(س) با همین درخواست خودش اینهمه مسئله را ثابت کرد، ده­ها مسئله حالا إن شاءالله در فاطمیه دوم حضرت آیت الله قزوینی حفظه الله و همچنان سایر اساتید مفصل به نتایج این قضیه خواهند پرداخت و مفصل بحث خواهند کرد من فقط خلاصه بحث را خدمت­تان خواهم گفت ولی بحث اصلی مان همان روایت «نحن معاشر الانبیاء» هست که اینها گفته­اند و مخالفت­های اهل بیت استدلال­های اهل بیت علیه آنها.

مجری:

بسیار خب، خیلی زیبا و جامع برای خودمان که همین هم می­تواند، همین الآن ما زیاد می­بینیم دیگر، که خیلی­ها می­گویند که اگر یک ظلمی در حق شما شد  هرچند کوچک باشد آن  جنبه حقوقی­اش را در نظر بگیرید ، ببینید جنبه اجتماعی­اش چه خواهد شد، الآن طبیعتاً بزرگترین کاری که می­شد انجام بشود هم همین بود  که شما فرمودید که اگر اینجا قرار بود در مقابل ظلم سکوتی انجام بشود، دیگر این برنامه­های بعدی و این حق طلبی ممکن بود کلاً از بین برود

استاد یزدانی:

اصلاً مذهب شیعه شکل نمی­گرفت، من نظرم این هست که اگر حضرت زهرا (س)  از امیرالمؤمنین دفاع نمی­کرد ، امیرالمؤمنین تک و تنها، شاید اصلاً مذهب شیعه که امروز هست، نبود با این وضعیت، حضرت زهرا (س) محکم­ترین دلیل و قاطع ترین دلیل شیعه بر حقانیت مذهب شیعه هست، اگر غدیر و اینها را همه را کنار بگذاریم، ادله قرآنی و روایی را همه را کنار بگذاریم فقط حضرت زهرا (س) باشد و موضع گیری­اش در برابر مخالفان مذهب شیعه همین کافی است برای اثبات حقانیت شیعه.

مجری:

خیلی زیبا بود و واقعاً جای کار هم دارد إن شاءالله بعدها از شما و دیگر کارشناس­ها مفصل آن را بشنویم، اما بپردازیم به همین روایتی که اشاره فرمودید که «نحن معاشر الانبیاء لانورث» بخواهیم از اسناد شیعه آیا اهل بیت چنین احتجاجی انجام داده­اند؟ این کار را انجام داده­اند که بیایند استدلال بکنند به این؟ بالاخره حالا خیلی ما در کلام ائمه هم زیاد می­بینیم که اشاره می­کنند به آیات قرآن و با آیات قرآن می­آیند این روایت را نقض می­کنند، خیلی خوشحال می­شویم که بتوانیم این اسانید را کاملاً ببینیم که چگونه می­آمدند ائمه(ع) در مقابل این روایت جبهه گیری می­کردند و این را رد می­کردند؟

استاد یزدانی:

قبل از اینکه مستندات این استدلال اهل بیت با آیات قرآن را نشان بدهم یک مقدمه­ای بگویم که مقدمه بسیار مهم و جالبی هست و آن روایت متواتری که شیعه و سنی نقل کرده­اند هم شیعه متواتر نقل کرده هم سنی متواتر نقل کرده؛ در صحیح بخاری چندین جای صحیح بخاری و چندین روایت در صحیح بخاری نقل شده، صحیح بخاری، چاپ ریاض عربستان سعودی، وزارت اوقاف عربستان سعودی در دارالسلام چاپ کرده، چاپ اول چاپ ۱۴۱۷، یکی از شکیل­ترین و معتبرترین چاپ­های صحیح بخاری هست یک جلدی هم هست، صفحه شماره ۲۹ کتاب العلم باب شماره ۳۸

صحیح بخاری، کتاب العلم، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی در دارالسلام، چاپ اول، چاپ ۱۴۱۷، تک جلدی، ص ۲۹، باب ۳۸

باب عجیبی هست و پیام­های بسیار عجیبی دارد

«باب إثم من کذب علی النبی(ص)»

گناه کسی که بر پیغمبر دروغ ببندد چیست؟

به عنوان مقدمه می­خواهیم ثابت کنیم کسی که به پیغمبر دروغ ببندد حکمش چیست از دیدگاه روایات اهل سنت و علمای اهل سنت؛ روایت اول از امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب که پیغمبر فرمود:

«لا تَکْذِبُوا عَلَیَّ»

بر من دروغ نبندید

«فَإِنَّهُ مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ فَلْیَلِجِ النَّارَ»

هر کس بر من دروغ ببندد خودش را آماده کند برای رفتن به آتش جهنم

روایت بعدی، این روایت اصلاً خیلی نکته دارد که روایت شماره ۱۰۷ هست، سراسر نکنه هست ولی ما نمی­توانیم به همه نکات آن بپردازیم خصوصاً که بحث عدالت صحابه بسیار بسیار کاربردی هست این روایت

عامر بن عبدالله بن زبیر می­گوید از پدرم شنیدم

«قلت للزبیر»

به زبیر گفتم

«إنی لا اسمعک تحدث عن رسول الله کما یحدث عن فلان وفلان؟»

نمی­شنوم که از پیغمبر روایت نقل کنی آنطوری که فلانی و فلانی نقل می­کند

تو خیلی کم روایت نقل می­کنی اما فلانی و فلانی خیلی دارند روایت نقل می­کنند شما هم نقل کن، ایشان گفت که

«أما إنی لم أفارقه»

من که از پیغمبر جدا نبودم

همیشه با پیغمبر بودم در همه جا بودم با پیغمبر اما از پیغمبر چه شنیدم؟

«من کذب علیّ فلیتبوأ مقعده من النار»

هر کس بر من دروغ ببندد خودش را آماده کند برای آتش جهنم

جایش در جهنم است آنجا دیگر جلو جلو لحاف تشکش را پهن کند به قول معروف، این روایت خیلی پیام دارد ثابت می­شود که فلانی و فلانی حالا چه کسانی بوده ما نمی­دانیم که، فلانی و فلانی دروغ می­بستند به پیغمبر و زبیر می­گوید من این کار را نمی­خواهم انجام بدهم مثل بقیه نمی­خواهم از پیغمبر، این خیلی واضح است که عده­ای از صحابه بودند دروغ می­بستند که بحث آن مفصل است. باز راویت بعدی روایت بعدی.

پس

طبق روایت شیعه طبق روایت اهل سنت، شیعه که فراوان هست، کسی به پیغمبر دروغ ببندد جایگاهش جهنم هست.

مجری:

و این روایات را که نشان دادید متوجه شدیم که بودند افرادی که این کار را انجام می­دادند.

استاد یزدانی:

بله بودند افرادی فلانی و فلانی، متأسفانه این فلانی و فلانی را یا راوی نقل نکرده یا بخاری نقل نکرده.

مجری:

اما اینطوری که بر می­آید جزء افرادی هستند که روایت هم زیاد از آنها نقل می­شده

استاد یزدانی:

بله جزء مکسرین هستند حالا أبو هریره هست و مالک بن أنس و اینها هست؟ نمی­دانیم چه کسی هست ما که نمی­دانیم از همان­های هست که زیاد نقل می­کند.

إبن ملقن یک کتابی دارد «التوضیح لشرح الجامع الصحیح» شرح صحیح بخاری دارد آقای إبن ملقین شافعی متوفی ۸۰۴ هست، یکی از بهترین شرح­های صحیح بخاری، بسیار مفصل و جالب شرح زده روایات را، اوقاف قطر این کتاب چاپ کرده، همان باب

«باب إثم من کذب علی النبی(ص)»

التوضیح لشرح الجامع الصحیح، إبن ملقین شافعی، متوفی ۸۰۴، چاپ اوقاف قطر

مفصل همه روایاتش را آورده و بعد توضیحاتی داده روای­ها چه کسانی هستند، می­گوید روایت متواتر هست «مقطوع به» هست

«لا یوجد لَهُ مشابه فی طرقه و کثرتها»

ما در بحث حدیث هیچ روایتی را در کثرت طرف به اندازه این روایت نداریم، از این متواتر­تر نداریم إبن صلاح گفته به حد تواتر می­رسد الجم الکبیر من الصحابه نقل کرده گرده بزرگی از صحابه این نقل کرده­اند حتی گفته­اند هشتاد نفر از صحابه این را نقل کرده­اند و هیچ روایتی به این اندازه مشهور نیست همین روایت «من کذب علیّ متعمداً فلیتبوأ مقعده من النار»

حکمش چیست که اگر کسی دروغ ببندد؟ می­گوید علماء اختلاف دارند که آیا اگر کسی بر پیغمبر دروغ بست کافر میشود یا نمی­شود؛ بعضی­ها مثل آقای جوینی گفته­اند کافر می­شود و خونش هم حلال هست کسی که عمداً به پیغمبر دروغ ببندد و یک روایتی را نسبت به پیغمبر نسبت بدهد در حالیکه می­داند پیغمبر همچین حرفی را نزده کافر می­شود

«و یراق دمه»

خونش هم هم حلال هست

این می­گوید این را من قبول ندارم این حرف آقای جوینی است، باشد به هر حال اختلاف هست که کافر می­شود یا نمی­شود در این حد مهم هست این قضیه.

اما از احمد بن حنبل یک مطلب را نقل می­کند؛ اگر کسی یکبار دروغ گفت

«نعم من کذب فی حدیث واحد عمداً»

یک حدیث دروغ به پیغمبر ببندد فاسق می­شود

«و ردت روایاته کلها»

یک روایت دروغ از پیغمبر نقل کند دیگر تمام روایاتش رد می­شود حتی اگر توبه کند من فلان روایت را از جیب خودم نقل کردم الآن توبه کرده­ام، دیگر فایده ندارد توبه­اش

«و به قال احمد بن حنبل و غیره»

دیگران هم همین را گفته­اند

این خیلی مهم هست پس، مقده ما این شد که کسی که به پیغمبر دروغ ببندد جایگاهش جهنم هست قطعاً روایت متواتر است، کافر می­شود یا نمی­شود اختلاف هست در آن ولی اینکه دیگر از او روایت قبول نمی­کنند قطعی هست همه گفته­اند، این مقدمه اول ما.

مجری:

که خودش کاملاً یکی از آن شبهات یا بهتر بگوییم آن استدلال­های اساسی اهل سنت را یعنی این استدلال­های که الآن وهابی­ها بنابر همان می­خواهند پایه و اصل بنیان اعتقادی خودشان را بشانند که بحث عدالت صحابه و پذیرش روایت از تمامی صحابه باشد تماماً همین را با همین مختصر تماماً رد کردید و خیلی هم زیبا بود.

استاد یزدانی:

حالا ما ماندیم و حضرت زهرا(س) و مخالفینش؛ حضرت زهرا(س) راست می­گوید یا مخالفین­شان؟  مخالفین­شان روایتی نقل کرده، این روایت را همه نقل کرده­اند شیعه سنی از أبو بکر، کتاب صحیح بخاری چاپ عربستان سعودی چاپ ریاض وزارت اوقاف عربستان چاپ کرده چاپ اول چاپ ۱۴۱۷، روایت شماره ۳۰۹۲ و ۳۰۹۳، ۳۰۹۴ پشت سر هم هست این روایات

صحیح بخاری، چاپ وزارت اوقاف ریاض عربستان سعودی، چاپ اول، چاپ ۱۴۱۷، روایت ۳۰۹۲-۳۰۹۴

از عایشه نقل شده که حضرت زهرا(س) آمدند پیش أبوبکر و از او بعد از وفات پیغمبر میراثش را درخواست کرد اما أبوبکر گفت

«لا نُورَثُ ماترکنا صَدَقَهٌ»

حالا اختلاف هست من روی این مسئله هم کار دارم که این «صدقهٌ» هست یا «صدقهً» هست اینها الآن اعراب گزاری می­کنند «صدقهٌ» ولی اگر «صدقهً» باشد کل استدلال اینها را به هم می­زند، حضرت زهرا(س) آمدند ارثش را طلب کردند گفتند من ارثم را می­­خواهم، حالا در روایت دیگر ارث­ها را هم مشخص کرده همین جا خیبر هست، فدک هست، صدقه هست و در مدینه هست و چه هست، أبو بکر گفت من از پیغمبر یک روایتی شنیدم که

«لا نُوَرِّثُ ماترکنا صَدَقَهٌ»

ما ارث به جا نمی­گذاریم هر چه به جا بگذاریم صدقه هست

طبق این تعبیری که اینها دارند.

یا روایت دیگر که اینها نقل کرده­اند با سندهای صحیح هم نقل کرده­اند که

«إنَّا مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ»

ما گروه انبیاء ارث به جا نمی­گذاریم و هر چه به جا بگذاریم صدقه هست

حضرت زهرا(س) این روایت را تحمل نکرد قبول نکرد که این روایت راست باشد، چه شد؟

«فَغَضِبَتْ فَاطِمَهُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ»

حضرت زهرا(س) عصبانی شدند خشمگین شدند

«فَهَجَرَتْ اَبَا بَکْرٍ»

با أبوبکر قهر کردند و قهرشان باقی بود تا زمانی که زنده بودند، یعنی تا زنده بود با أبوبکر قهر بود. این یک روایت، باز همین صحیح بخاری روایت ۲۴۴۰، ۲۴۴۱، ۲۴۴۲ همین آمده همین روایت را حضرت زهرا(س) قبول نکرد این روایت را و نپذیرفت و در واقع با قهری که کرد تکذیب کرد این روایت را و گفت چنین روایتی از پیغمبر درست نیست.

باز در همین صحیح بخاری جاهای دیگر به هر حال کتاب­های متعدد آمده که حضرت زهرا(س) این روایت را نپذیرفت، اگر این روایت درست بود اگر این روایت واقعیت داشت اگر صحیح بود حضرت زهرا(س) چرا نباید بپذیرد؟ مگر مال دنیا چقدر ارزش دارد که حضرت زهرا(س) پا را بگذارد روی حرف پدرش؟ پیغمبر بزرگوار اسلام یک چیزی بگوید حضرت زهرا(س) بخاطر یک مثلاً هکتار زمین رد کند حرف پیغمبر را می­شود؟ نپذیرفت.

مجری:

پس بخاطر همین هم به شدت مقابله کردند و حتی همین الآن هم تماماً حالا حضرت عالی هم نشان خواهید داد مسانید آن را که ما الآن در صدد این هستیم که این سؤال را باز بازگو بکنیم صرفاً و قضاوت با همه شما بینندگان عزیز باشد ببینیم که بالاخره یک اختلافی آن زمان به وجود آمده بود که طبیعاتً اختلاف هم اختلاف ریشه­ای بود و قرار است تأثیر گذار باشد اما آن چیزی که ما مطرح می­کنیم ببینیم اسناد دو طرف را ببینیم استدلال­ها را ببینیم قضاوت باشد به عهده خود بینندگان عزیز.

استاد یزدانی:

قضاوت نمی­کنیم ما، فقط مستندات را نشان می­دهیم اصلاً حق قضاوت نداریم، من قضاوت اگر بکنم د دل خودم قضاوت می­کنم در اعتقاد خودم اما به هر حال اینجا فقط متن روایت را می­خوانم و حق قضاوت ندارم کار هم به قضاوت ندارم

مجری:

در همینجا هم من دعوت بکنم از عزیزان اهل سنت ما مشتاقانه پذیرای تماس شما هستیم إن شاءالله تماس بگیرید و قضاوت شما را ما هم خواهیم شنید ببینیم که چه دیدی شما نسبت به این اختلاف دارید و چطور برای ما حل می­کنید این استدلالات را.

استاد یزدانی:

بله بیایند ما در خدمت­شان هستیم، بگویند این حرف را که حضرت زهرا راست می­گوید یا انتخاب کنند دیگر نمی­شود که یک هم این راست بگوید هم آن راست بگوید، چون حضرت زهرا نپذیرفت و تکذیب کرد، استدلال­های اهل بیت (ع) امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب هم این را نپذیرفت و با این استدلال وبا این روایت کاملاً مخالف بود، روایتی که خود برادران اهل سنت نقل کردند، کتاب «اطبقات ابن سعد» یکی از قدیمی­ترین و معروف­ترین کتاب­هایی که نقل شده در کتاب الطبقات، چاپ دارالکتب علمیه بیروت، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، چاپ اول، چاپ ۱۴۱۰، صفحه ۲۴۱، از اما صادق (ع) نقل می­کند، حالا بعضی از روایات «عن ابی حعفر» دارد، و این «عن جعفر» دارد شاید «ابی» ­اش افتاده باشد، امام باقر یا امام صادق،

الطبقات، چاپ دارالکتب علمیه بیروت، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، چاپ اول، چاپ ۱۴۱۰، ص ۲۴۱

« جاءَت فاطِمَهُ علیها السلام إلى أبی بکرٍ تَطلُبُ مِیراثَها»

حضرت زهرا آمد و میراث خودش را طلب کرد

عباس بن عبد المطلب هم آمد، پسر برادر من هست من عموی پیغمبر هستم من هم میراثم را می­خواهم، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب هم آمد گفت من هم می­خواهم، من هم ارث می­برم اگر قرار باشد،

«فقالَ أبو بکرٍ : قالَ رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : لا نُوَرِّثُ ، ما تَرَکناهُ صَدَقَهٌ»

ابوبکر گفت نه ارثی در کار نیست،پغمبر گفته من ارث به جای نمی­گذارم هرچه به جای بگذارم صدقه است

اما امیرالمؤمنین چه گفت؟

«وَرِثَ سُلَیمانُ داودَ»

اگر قرآن نمی­گوید که سلیمان از داود ارث برد؟

چطور تو می­گویی پیامبران ارث نمی­برند، حالا روایت «إنّا معاشر الله لا نورث» هست، اصل روایت اینطوری است، وگر نه استدلال معنا ندارد اینها روایت را ناقص نقل کردند، کتاب­های دیگر مفصل که نقل کردن، اینطوری نقل کردند، امیرالمؤمنین گفت که قرآن که چیز دیگر می­گوید، با خواندن آیه قرآن کریم صریح واضح می­گوید این روایت دروغ است، چون قرآن یک چیز دیگر می­گوید این روایت چیز دیگر می­گوید،

مجری:

یا داود و سلیمان جزء معاشر الأنبیا نبودند یا این روایت یک مشکلی دارد.

استاد یزدانی:

دیگر پیغمبر که هستند دیگر شکی نیست، و بعد امیرالمؤمنین می­فرماید، زکریا فرمود:

«یَرِثُنی و یَرِثُ مِن آلِ یَعقوبَ»

خدایا به من بچه­ای بده که جانشین من باشد

«وَ یَرِثُنی و یَرِثُ مِن آلِ یَعقوبَ»

از من ارث ببرد و از آل یعقوب ارث ببرد

تو که می­گویی

«إنّا معاشر الله لا نورث»

خب با این آیه در تضاد هست، ابوبکر گفت نه همان چیزهایی را که من می­دانم تو هم می­دانی، امیرالمؤمنین در جواب فرمودند:

«فقالَ علیٌّ : هذا کِتابُ اللّه ِ یَنطِقُ»

این کتاب خدا است دارد حرف می­زند با ما

آیه قرآن دارد با ما حرف می­زند، تو یک روایت از پیغمبر نقل کردی که ما انبیاء ارث نمی­گذاریم بجا، هرچه هست صدقه است، ولی قرآن دارد بلند داد می­زند

«وَرِثَ سُلَیمانُ داودَ»

قرآن دارد داد می­زند که یحی از حضرت زکریا ارث برد، چطور می­گویی ارث نمی­برند، خب این استدلال خیلی استدلال قوی است، قرآن بهتر وقایع را شرح می­دهد حکم خدا را بهتر بیان می­کند یا تو؟ این سؤالی است که باید اینها جوا بدهند، حالا کتاب­های دیگر هم این را نقل کرده، من دیگر نمی­پردازم، حضرت زهرا (س) هم خب استدلال کرد در آن خطبه معروف خودش، کتاب «بلاغه النساء، امام ابوالفظل احمد بن ابی طاهر» کتاب بسیار معروفی هست، صفحه ۱۶، به بعد که خطبه حضرت زهرا (س) را نقل می­کند خب خطبه خیلی طولانی هست، تا صفحه ۲۱، ادامه دارد این خطبه؛

بلاغه النساء، امام ابوالفظل احمد بن ابی طاهر، ص۱۶

که وقتی این استدلال را ابوبکر کرد حضرت زهرا (س) فرمود:

«ترکتم کتاب الله و نبذتموه وراء ظهورکم»

شما قرآن را رها کردید

پشت پا زدید به قرآن، و قرآن را رد کردید، روایتی که شما می­خوانید مخالف قرآن هست، چرا مخالف قرآ« هست؟ حضرت زهرا دارد استدلال می­کند،

«وَ وَرِثَ سُلَیمانُ داوُدَ»

خدا خودش دارد می­گوید سلیمان از داود ارث برد، تو می­گویی نه پیامبران ارث بجای نمی­گذارد؟ یا حضرت زکریا دعا کرد

«فَهَب لِی مِن لَدُنکَ وَلِیًّا یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِن آلِ یَعقُوبَ»

خدا یک بچه به من بده ولی به من بده، که از من و آل یعقوب ارث ببرد

و باز آیه دیگر، که امیرالمؤمنین هم دقیقاً به همین دوتا آیه استدلال کرده بود، حضرت زهرا (س) آیات دیگری استدلال می­کند

«وَأُولُوا الأَرحامِ بَعضُهُم أَولى بِبَعضٍ فِی کِتابِ اللّهِ»

خب رحم پیغمبر من هستم یا تو هستی؟ من فرزند پیغمبر هستم، تو که فرزند پیغمبر نیستی، تو چرا باید اموال پیغمبر را قبضه کنی درحالی که هیچ نسبت نسبی حداقل با پیغمبر نداری؟ حالا سببی که اهمیت ندارد و باز آیه دیگر

«یُوصِیکُمُ اللّهُ فِی أَولادِکُم لِلذَّکَرِ مِثلُ حَظِّ الأُنثَیَینِ»

خدا صریح گفته در اینجا که پسر دو برابر دختر ارث می­برد

مفهوم آیه این است که بچه ارث می­برد، هر بچه­ای از پدر خودش ارث می­برد، خدا می­گوید هر بچه­ای از پدرش ارث می­برد، اما تو می­گویی نه فرزندان انبیاء ارث نمی­برند، چه دلیلی برای این قضیه داری؟مخالف صریح قرآن هست، باز آیه بعدی

«إِن تَرَکَ خَیراً الوَصِیَّه لِلوالِدَینِ وَالأَقرَبِینَ بِالمَعرُوفِ حَقًّا عَلَى المُتَّقِینَ»

این آیه را هم حضرت زهرا (س) استدلال می­کند، مبنی بر اینکه این روایتی که شما نقل کردید واقعیت ندارد دورغ است، بعد جالب است حضرت زهرا (س) یک استدلال قشنگی می­کند، می­گوید

«لعلکم أعلَمُ بِخُصوصِ القُرآنِ وَ عُمومِهِ مِن النّبی»

شما بهتر می­فهمید یا پیغمبر بهتر می­فهمد، پیغمبر بزگوار اسلام چیزی به من نگفته که ارث نمی­برم اما شما دارید به چیزی استدلال می­کنید که مخالف قرآن هست، و شیعه و سنی، این دیگر قطعی هست هم شیعه قبول دارد، هم سنی قبول دارد اگر روایتی مخالف قرآن باشد «فضربواها علی الجدار» به دیوار کوبیده می­شود، اصلاً ارزش استدلال ندراد، وقتی روایتی مخالف صریح قرآن کریم هست و اینجا امیرالمؤمنین و حضرت زهرا (س) استدلال می­کنند به پنج­تا آیه حداقل، ما پنج­تا آیه در قرآن کریم داریم که یک روایت اینها را تکذیب می­کند، پنج­تا آیه یک طرف خلیفه اول یک طرف، این آیه قرآن راست می­گوید یا خلیفه اول راست می­گوید، کدام یک راست می­گوی، این استدلال حضرت زهرا (س) است، و هیچ راه فراری هم وجود ندارد برای این قضیه

مجری:

همانطور که ملاحظه فرمودید بحث ما نسبت به این نقل بود که

«نحن معاشر الأنبیاء لا نورث»

و الحمد الله تا اینجا هم به مطالب خوبی اشاره شد و یک قضاوتی هم قرار شد که خود شما عزیزان انجام بدهید، حالا ما پیشاپیش یک اشکالی تا اینجای برنامه حاج آقا خیلی مطقن صحبت فرمودند، اما یک اشکالی که به ذهن می­رسد این است که حضرت استاد ما الآن در قواعد اصول و فقه زیاد می­بینیم که نام می­برند از تقیید و تخصیص و اینها و چه بسا در اینجا هم کسی بیاید استدلال بکند بگوید که، خب چه اشکال دارد ما آن آیاتی که را که داشتیم، مثلاً حضرت داود و سلیمان نسبت به ارث اینها محروم نبودند نسبت به سایر انبیاء هم حضرت عالی ذکر فرمودید اما خب این روایت می­آید تخصیص می­زند می­آید قید می­زند می­گوید نه پیامبر اسلام از این قاعده مستثنی است و ما نمی­­خواهیم اینجا، یعنی اگر واقعاً چنین چیزی وجود داشته باشد می­تواند آنها را تخصیص بزند بگوید که آنها ارث می­بردند اما پیامبر نمی­تواند ارثی به جا بگذارد.

استاد یزدانی:

بله قواعد زیادی را آنها سعی کردند اینجا استفاده کنند، قواعد اصولی، بحث همان تخصیص و تقییدی که شما گفتید و بحث نسخ را، بعضی از اینها آمده قضیه نسخ راپیش کشیدند، اینکه فرض می­­گیریم در قرآن کریم یک آیه­ای هست گفته همه انبیاء ارث می­برند، پیغمبر می­تواند این آیه را نسخ کند یا نمی­تواند؟ می­تواند نسخ کند پیغمبر، پیغمبر می­آید می­گوید نه، این حکم تا امروز بود از فردا حکم جدید، ولو آیه­ای هم در قرآن کریم نداشته باشیم، می­تواند یا نمی­تواند؟ قطعاً می­تواند، این واضح است که پیغمبر می­تواندحکمی را که صریح در قرآن آمده بگوید نه تا امروز این حکم بود از فردا این حکم جدید، اما آیا روایتی که خلیفه اول و دوم و عایشه از رسول خدا نقل کردند، حالا با واسطه بقیه که با واسطه نقل کردند چون هردو از ابوبکر نقل کردند، یک نفر نقل کرده می­تواند این حدیث نسخ کند این پنج­تا آیه را یا نمی­تواند؟ پنج­تا آیه داشتیم دیگر، یا تخصیص بزند یا قید بزند، اولاً این قطعاً خبر، خبر واحد هست به حد تواتر نمی­رسد اگر اینقدر مشهور بود بین صحابه که پیغمبر همچین چیزی را فرموده حضرت زهرا اصلاً جلو نمی­آمد سر این قضیه، امیرالمؤمنین اصلاً جلو نمی­آمد، عباس عموی پیغمبر اصلاً نمی­آمد اگر روایت متواتری از پیغمبر، مثلاً ده نفر از صحابه نقل می­کردند، بیست نفر نقل می­کردند که ما در فلان جا شنیدیم، او می­گوید در فلان جا شنیدیم، اینقدر نقل می­کردند که همه یقین می­کردند که پیغمبر همچین چیزی گفته، اصلاً نمی­آمدند، پس روایت یک روایت خبر واحد است، و روایت خبر واحد طبق گفته بزرگان اهل سنت نمی­تواند نسخ کند آیات قرآن کریم را، این «بدایع الصنائع» یکی از کتاب­های معروف شافعی­ها است علاء الدین ابی بکر مسعود حنفی­ها، جلد اول، چاپ دارالکتب العلمیه بیروت لبنان، آقای کاشانی حنفی این کتاب را نوشته، چاپ دوم، چاپ ۲۰۰۲ و ۱۴۲۴، صفحه ۶۸۲، حالا بحث­های متعدد، بحث سر چیز دیگر است، ولی اینجا این مطلب را می­گوید

بدایع الصنائع، علاء الدین ابی بکر مسعود، چاپ دارالکتب العلمیه بیروت لبنان، چاپ دوم، چاپ ۲۰۰۲ و ۱۴۲۴، ج ۱، ص۶۸۲

«و نسخ الکتاب بالخبر المتواتر لا یجوز عند الشافعی»

حتی فرض بگیریم خبر متواتر باشد می­تواند آیه قرآن را نسخ کند یا نکند، می­گوید این اختلافی است، شافعی قبول ندار، حالا بقیه قبول دارند،

«فکیف یجوز بخبر الواحد»

حالا متواتر نیست خبر واحد است، می­گوید متواترش نمی­توانست، چه برسد به خبر واحد، خبر واحد نمی­تواند آیه قرآن را نسخ کند، چون آیه قرآن کریم قطعی الصدور هست، خبر واحد ظنّی الصدور هست، یک خبر ظنی نمی­تواند یک مسئله قطعی را نسخ کند، این بحث خبر واحد و نسخ، فرض کنید چنین روایتی از پیغمبر صحیح هم بود، راست گفته بود حداکثر می­شود خبر واحد، خبر واحد نمی­تواند آیه قرآن کریم را نسخ کند و قابل قبول نیست  از دیدگاه همه مسلمان­ها، حالا فرض کنیم خبر واحد هم بتواند نسخ کند آیات قرآن کریم را، اما این آیه قابل نسخ هست یا نیست؟ آیه­ای که ما در اینجا داریم این آیه است

«وَ وَرِثَ سُلَیمانُ داوُدَ»

سلیمان از حضرت داود ارث برد

این جمله چطور جمله­ای است؟ جمله خبری است خداوند خبر می­دهد از یک قضیه­ای در خارج می­گوید داود وقتی از دنیا رفت سلیمان از او ارث برد، این یک جمله خبری هست، همه سنی­ها گفتند این مسئله اتفاقی است، که جمله خبری قابل نسخ نیست، جمله خبری را نمی­شود دیگر یک روز بگوید فلان کار اتفاق افتاد بعد بگوید نه اتفاق نیفتاد، این نمی­شود این هم همین است می­گوید سلیمان از داود ارث برد بعد بگوید نه هیچ کدام از انبیاء از همدیگر ارث به جا نمی­گذارند، خب شامل سلیمان و داود هم می­شود دیگر، ببیندی علمای اهل سنت چه می­گویند؟

مجری:

غیر عقلانی است چنین چیزی را بخواهند بپذیرند

استاد یزدانی:

محال است، حالا ایشان استدلالش جالب است، «نواسخ القرآن» آقای ابن جوزی، کتاب در عربستان سعودی چاپ شده وزارت تعلیم عربستان سعودی، جلد ۱، چاپ ۱۴۲۳، در کتاب­خانه ملک فهد هم چاپ شده، چاپ دوم، همان توضیحی که خدمت­تان دادم می­گوید دو جور خبر ما داریم، قسم اولش را کاری نداریم، قسم دوم

نواسخ القرآن، آقای ابن جوزی، وزارت تعلیم عربستان سعودی، ، چاپ ۱۴۲۳ ، چاپ دوم، جلد ۱

«الخبر الخالص»

خبر خالص

«فلایجوز علیه»

جایز نیست ما آن را نسخ کنیم،

«لأنّه یعدی إلی الکذب و ذلک محالٌ»

این نتیجه­اش تکذیب خدا می­شود، خدا یک روزی بگوید که حضرت داود از سلیمان ارث برد، خبر بدهد بعد فردایش بگوید هیچ پیامبری ارث به جای نمی­گذارد خب این تکذیب حرف قبلی است، و این محال است، حالا می­گوید بعضی­ها هم گفتند می­شود، می­گوید این حرف اصلاً ارزش ندارد، از نحاس نقل می­کند که

«و هذا قول عظیم الجداً یعول إلی الکفر»

نتیجه همچین حرفی کفر است اگر همچین حرفی را کسی بزند

کسی بگوید جمله خبریه قرآن نسخ شده، این قابل نسخ نیست،

«لأنّ لو قال: قام فلان ثم قال لم یقم»

این یعنی اینکه دروغ گو هست همچین شخصی، ناسخ کاذب است، و بعد جمله بعدی از ابن عقیل نقل می­کند

«الأخبار لا یدخلها النسخ لأنّ نسخ الأخبار کذب و حوشی القرآن من ذلک»

نسخ اخبار دورغ است، تکذیب آن اخبار است، و قرآن هم چیز دروغ در داخلش وجود ندارد، پس این جواب این؛ آقای فخر الدین راضی خیلی استدلال­های جالبی از شیعه آورده اگر فرصت هست بخوانم.

مجری:

عزیزان چون پشت خط هستند این عزیزان را بدهیم به عزیزان، و خیلی هم زیبا بود و عقلانی هم بود، باز هم تأکید می­کنیم که قضاوت با همه شما بینندگان عزیز هست، آقای رمضانی از بابل پشت خط هستند، آقای رمضانی در خدمتیم بفرمایید.

بیننده:

سلام علیکم، بسم الله الرحمن الرحیم، باعرض تسلیت خدمت صاحب عزای اصلی این شبها یوسف زهرا آقا امام زمان وهمه شیعیان و محبان خصوصاً حاج آقای یزدانی و سید مرعشی، من یک سؤال از استاد دارم، یکی از دوستان یک کلیپی برای بنده فرستاد که ظاهراً برای یک سال پیش است، برای عربستان هست، در این فیلم چون در ایام فاطمیه پخش شد، این برای بنده خدا شبهه پیش آمده بود رئیس جمهور چچن می­رود مسجد النبی، حالا مأموران عربستانی در مرقد حضرت رسول را باز می­کنند ای آقا هم حالا معلوم است که اصلاً شیعه نیستند، شروع می­کند به بوسیدن درب و شروع می­کند دست کشیدن مثل شیعه­ها، بعد زیر آن کلیپ، اینطور نوشتند که باز شدن درب خانه حضرت زهرا، و این دوست ما برایش سؤال پیش آمد گفت من در منابع اهل سنت خواندم که حضرت رسول درمنزل عایشه دفن شدند بعد از شهادت­شان، استاد سؤالی که پیش می­آید این است، چه در منابع اهل سنت و چه در شیعه الآن آن مکانی که مرقد حضرت رسول است، آیا منزل امیرالمؤمنین و بی بی فاطمه زهرا بوده یا عایشه، بعد حالا آن موضوع زیارتی که این آقا دارد می­کند به این حالت چطوری بوده که وهابی­ها اجازه به ایرانی­ها اصلاً اجازه وارد شدن به بقیع، چه برسد به این بنده خدا اجازه دادند این کار را بکند؟ این برای بنده خدا سؤالی بود.

مجری:

سلامت باشید تشکر می­کنم آقای رمضانی، آقای بهادری از کرج پشت خط هستند، سلام عرض می­کنیم، تسلیت می­گویم در خدمت­تان هستیم آقای بهادری.

بیننده:

علیکم السلام، اهل سنت در حد متواتر نقل کردند، یعنی قطعی بودن آن ثابت است اگر دستوری از پیامبر صادر شد می­تواند حکمی که در قرآن است نقض بکند یا نه علمای اهل سنت و شیعه روی همین بحث دارند، فرض کنیم می­شود، چون می­گوییم پیامبر ناسخ و نماینده خدا است، چون هرچه از زبان پیامبر صادر می­شود جز کلام حق نیست، حکم خدا است،

«وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ۝إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ»

پس می­شود پیامبر می­تواند ناسخ قرآن شود و در قرآن هم آمده

«و ورث سلیمان داود۝ یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا» ،

حضرت زکریا فرمود خدایا فرزندی به من عطا فرما که وارث من و آل یقوب باشد و تو ای خدا او را وارثی پسندیده و صالح مقرر فرما

بعد هم خداوند یحی را به او داد، سؤال در قرآن در باره ارث مال پیامبران فرموده ولی پیامبر اسلام آمده آن را نقض کرده،  می­گوید ما پیامبران از خودمان ارث به جا نمی­گذاریم، قرآن هم  چیز دیگر گفته، فرموده ما پیامبران از خودمان ارث بجا می­گذاریم، آیا می­شود گفت این حدیث پیامبر آمده کلام خدا را نقض کرده؟ عالمان اسلام چه شیعه و چه سنی، اصولیونشان قائل به نسخ قرآن به وسیله سنت قطعی پیامبر هستند این را آقایان حضرت استاد یزدانی، این را نسخ در احکام می­گویند نه نسخ در اخبار، آمده پیامبران از خودشان ارث بجا می­گذارند، این را اخبار می­گویند، خبر داده خداوند اگر حکمی در این رابطه بیاید یعنی دروغ است، آیا می­شود خدای ناکرده به خدا و پیامبر نسبت دروغگویی داد؟ چون یک طرف آن دروغ است، ابوبکر می­گوید

«إنی سمعت رسول الله یقول نحن معاشر الأنبیا لا نورث، ما ترکنا صدقه»

اگر چنین حدیثی از رسول خدا صادر شده باشد حتماً باید به حضرت زهرا که فرزندش بود می­دانسته چون پدرش به به او فرمود، آیا بستاگان پیامبر و آشایان درجه اولش را نباید حضرت رسول انزار بکند یا ن؟ چون اگر حکم از طرف خدا باشد، باید اول پیامبر عشیره خودش را انزار بکند،

«انزر عشره کالأقربین»

از همه اقرب­تر چه کسی است؟ حضرت زهرا (س) آیا صدقه بر حضرت زهرا حرام است یا حلال؟ حرام است، اگر چنین باشد رسول خدا یکی از خطیر ترین وظایفی که به او واگذار شده ترک کرده، چون حضرت زهرا خدای نکرده به حرام می­افتد، در حالی که حضرت زهرا مدعی است در مورد فدک،  و می­گوید ارث من است، چرا رسول خدا در این مورد چیزی به دخترش نگفته، مسئله بعدی، فقط ابوبکر این حدیث را نقل کرده، هیچ کس دیگر در این رابطه نیاورده، قرآن گفته یا رسول من «انزر عشره کالأقربین»، چرا رسول خدا به خوشاوندان خودش، حتی دخترش در این رابطه چیزی نگفته، و یک سؤال دیگر، شما چرا آقایان نماز نخوانده ابابکر را که به قول خانم عایشه دخترش گفته که: رسول خدا گفته که ابوبکر جای من برود نماز بخواند، چرا آن موقع از خانم عایشه بینه نخواستید، شاهد نخواستید؟ حضرت زهرا که آیه تطهیر برایش نازل شده سوره کساء برایش نازل شده،  عصمت مطلقه، از او شاهد خواستید، پس این درست نیست. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

مجری:

احسنتم ما شاء الله ، تشکر می­کنیم آقای بهادری، آقای فارابی از تهران پشت خط هستند، در خدمت هستیم بفرمایید،

بیننده:

عرض سلام دارم خدمت جناب عالی و همچنین حضرت حجت الإسلام یزدانی عزیز، ما از شاگردان ایشان بوده­ایم و هستیم، یک مسئله­ای است که الآن این روز­ها در شبکه­های وهابی دیده می­شود و واقعاً باید یک فکری در باره­اش بکنیم این است که آنها کارشان شبهه افکنی و نفاق و اینطور چیز­ها است، ما به هر زبانی اینها را جوابشان بدهیم، دقیقاً مورد بود خود حضرت آیت الله قزوینی، آقای ابوالقاسمی، آقای یزدانی، که آمدند پاسخ دادند، که یاد آقای عبدالهی بیاوری یک سری آورده بود داخل استودیو و می­گفت اگر این از سوراخ سوزن بیرون رفت شیعه می­تواند استدلالی در باره فلان چیز بیاورد که امامت در قرآن آمده یا از این حرف­ها، اینها را هر زمانی هرچه به آنها بگویی می­گویند این سؤالی است که هیچ کس جوابش را بلد نیست، اگر شیعیان توانستند این را جواب بدهند فلان می­کنیم، دقیقاً سؤالی را که مطرح کردند، جوابی را که به او دادید فردا با پرویی تمام همان سؤال را دوباره دارند تکرار می­کنند، یعنی این را دیگر آدم چه به او بگوید؟ به قول معروف می­گوید هرجا که عقل هست وهابی نیست، و هر جا که وهابی هست عقل نیست، واقعاً یک چیزی در همین حول و هوش است، من این روزها که ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) است، واقعاً آن دوستانی که شک دارند از اهل سنت، واقعاً برایشان شبهۀ واقعی است، شبهه دارند آنها که دنبال سؤال هستند، دنبال جواب هستند،دنبال این هستند که واقعاً حقیقت برایشان مکشوف بشود لطف کنند تشریف بیاورند روی خط شبکه حضرت ولیعصر باعلمای ما بشینند بحث کنند، مواردی را که اختلاف دارند، آنها را بگویند شبه­هایشان را وارد کنند، و جواب­هایشان را هم بگیرند که دیگر شبهه نیست اینها سؤال است دیگر ،این سؤال را جواب بدهند چطور می­شود دختر پیغمبر که سرور زنان عالم است، از دنیا برود در حالی که با خلیفۀ به قول خودشان جانشین پیغمبر در حالی که با او قهر بوده از دنیا رفته، ما می­گوییم که در اسلام هیچ مسلمانی بیش از فوت بادیگری قهر نمی­کند باز سؤال این است که آیا حضرت فاطمه این آیه را این حدیث را نمی­دانست؟ یا اینکه می­دانست و آنطرف مسلمان نمی­دانست، این دوست دارم که علمای وهابی بیایند جواب بدهند و خیلی سؤالتی هست که ناگفته مانده در طول تاریخ و هم اینکه اینها از مردم سواری گرفتند و امیدوارم که جرعت داشته باشند بیایند در شبکه ولیعصر با این تیم کاری بسیار قوی که دارند یک روزی به خود هم این انتحاری را بزنند اینها که اهل انتحار هستند، این انتحاری را بزنند و خودشان را در میدان با عزیزان­مان در شبکه ولیعصر ببینند، من خیلی خوشحال شدم از اینکه توانستم یک بار دیگر بعنوان بیننده مزاحم اوقات شریفتان بشوم.

مجری:

سلامت باشید خدا حفظ­تان کند ان شاء الله، تشکر می­کنیم از تماس شما، سؤالات خوبی پرسیدید ما هم مثل همه بینندگان منتظر هستیم بلکه بالاتر از انتظار به استقبال این پاسخ­ها می­رویم، بسیار خب حضرت استاد بپردازیم به عزیزانی که تماس گرفتند سؤالتشان، حالا نسبت به اصل کلیپ من کلیپ را ندیدم آن سؤالی که مطرح شده بود راجع به جریان رئیس جمهور چچن و آن چیزی که نقل شده نسبت به مرقد پیامبر و اینها اگر صحبتی است، درست در جریان اصل ماجرا نبودم اما اگر حضرت عالی دیدید در خدمت­تان هستیم.

استاد یزدانی:

بله، سؤال اصلی­اش این بود که این خانه اگر خانه حضرت زهرا سلام الله علیها است، از آنطرف ما روایت داریم که پیغمبر در خانه عایشه دفن شده، می­خواست راجع به این مسئله بحث کند که این مسئله واقعیت دارد که پیغمبر بزرگوار اسلام در خانه عایشه دفن شده باشد یا دفن نشده باشد، من اینطوری برداشت کردم که سؤالشان این بوده،

مجری:

بله چون استدلال کردند به همان جریان رئیس جمهور چچن و اینها

استاد یزدانی:

حال بحث آن خانه را می­خواست بپرسد، چون ما هم روایت داریم که حضرت زهرا (س) در همان خانه خودش دفن شده، حالا آن خانه کجا است، که حالا آن خانه کجا است، همین خانه است یا خانه­ای که در بقیع بوده آنجا است، دیگر این هم باز اختلاف داریم، ولی خب مهم نیست این قضیه که آنجا خانه حضرت زهرا الآن معروف است، همیشه هم این خانه، خانه حضرت زهرا معروف بوده و هست، اما سؤالشان در بحث اینکه آیا پیغمبر در خانه خودش دفن شده یا در خانه عایشه دفن شده، این مسئله قطعی است که پیغمبر یک اتاقی داشته که در آن اتاق از صحابه پذیرایی می­کرد، مهمان می­آمد، گوره­های مختلف از اینطرف و آن طرف می­آمد، می­ماندن در خانه پیغمبر، گاهی مهمانی می­داد پیغمبر، ولیمه می­داد پیغمبر، مثلاً مشهور است با زینب بنت جهش که پیغمبر ازدواج کرد ولیمه داد مردم ماندند، خیلی طولانی ماندند منتظر بود پیغمبر که اینها بروند، نمی­رفتند، خب یک اتاق شخصی پیغمبر داشته، اما آیا این همان اتاقی است که عایشه هم بوده در آن خب این قابل قبول نیست، چرا؟ به ده­ها دلیل من فقط چندتا دلیل را خیلی خلاصه خدمت­تان بگویم، اولاً طبق روایتی که شیعه و سنی نقل کرده این اتاقی که پیغمبر اتاق پذیرایی­اش بود داخل مسجد بود، جزء مسجد بود، و یکی از افتخارات امیرالمؤمنین علی (ع) این بود که خانه­اش همراه خانه پیغمبر در داخل مسجد هست، و جا دارد در داخل مسجد، ببینید «خصائص نسائی» «خصائص علی یا خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب»  که نسائی نقل کرده، سند این روایت صحیح است زا عبد الله بن عمر سؤال می­کنند در باره امیرالمؤمنین و عثمان، کدام بهتر بودن؟ ایشان جواب می­دهد.

«أمّا علی فلا تسألنی عنه»

از من سؤال نکن

«و أنظر إلی منزله من رسول الله لیس فی المسجد بیت غیر بیته»

در مسجد خانه­ای غیر از خانه امیرالمؤمنین نبود

در کنار پیغمبر، منزلش مثل منزل پیغمبر در داخل مسجد بود، خب اگر این داخل مسجد باشد، ورود زن­ها همیشه در داخل مسجد جایز است؟، خب اگر این خانه عایشه بود، که عایشه باید ماهی ده روز را خانه پدرش می­گذراند، همه زن­ها مشکل دارند ماه ده روز هفت روز پنج روز را باید وارد مسجد نمی­توانند بشود، باید خارج مسجد باشند، حق ورود به مسجد را ندارند، حال دلیل زیاد هست، من بعضی از دلائل را اگر بگویم حتماً دوستان ناراحت می­شوند و عصبانی می­شوند ولی خب نمی­خواهم به آن دلائل بپردازم مفصل ما قبلاً گفتیم، یک روایت جالب دیگر است در «صحیح سنن ابن ماجه» آقای البانی نقل کرده، ایشان این روایت را معتبر می­داند، مجلد ۲، صفحه ۱۴۸، آن روایت معروفی که از عایشه نقل شده که آیه وجم نازل شد، آیه رضاء کبیر نازل شد،

«و لقد کان فی صحیفه تحت السریری، فلمّا مات رسول الله و تشاغلنا بموته دخل داجنٌ فأکلها»

وقتی ما مشغول کفن و دفن پیغمبر بودیم یک داجن، یک چهارپایی حال بزغاله­ای آمد و این قرآن را خورد، و این آیه رضاء کبیر را خورد

خب از آنطرف شیعه و سنی نقل کردند که پیغمبر چند روز طول کشید تا مردم می­آمدند نماز می­خواندن، بیست نفر بیست نفر می­آمدند بر جنازه پیغمبر نماز می­خواندند و می­رفتند جا تنگ بود، که بیست نفر بیشتر جا نمی­شد، اینقدر مردم در حال رفت و آمد بودند، امیرالمؤمنین همیشه آنجا بود قبر کندند، خب چطور می­شود که در چنین جایی با این همه شلوغی تختی باشد زیر تخت آیه رضاء کبیری باشد، و بزغاله­ای در جلوی این همه جمع بیاید و این آیه را بخورد و مردم همه از چنین فیضی مردم را محروم کند، نمی­شود که ، این اصلاً باعقل سازگار نیست و قابل قبول نیست که اتاقی که اینقدر شلوغ است صحابه می­روند و می­آیند هیچ کس را آنجا تنها نمی­گذارد جنازه پیغمبر را بزغاله­ای بیاید زیر تخت را و به هر حال، ادله زیاد است، در این مسئله و از جمله اینکه عایشه خودش این اتاق خودش را فروخته بوده، این «طبقات کبری ابن سعد» جلد۸، صفحه ۱۶۵، هست که معاویه از عایشه منزلش را خرید، خب آیا می­تواند جایی را که پیغمبر دفن هست بفروشد عایشه؟ می­تواند؟ آیا اجازه دارد محل دفن پیغمبر را به کسی بفروشد؟ این قابل قبول است؟ می­تواند محل دفن پیغمبر را بفروشد، خب نمی­شود که، این قابل قبول نیست به هر حال، دلیل زیاد هست من فقط به همین ادله اکتفا می­کنم.

مجری:

خیلی ممنون قابل استفاده بود بسیار زیاد،حالا عزیزانی که باز هم مشاهده می­شود تماس گرفتند از تبریز و دیگر مناطق آذری زبان این را هم باز خدمت­تان عرض بکنیم از باب یاد آوری که امشب هم مثل همین پنج شبی که این ویژه برنامه پخش می­شد انشاء الله ساعت بعد از این تایم برنامه حتماً منتظر باشند که ان شاء الله بعد از این برنامه با حضور حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی با زبان آذری برگذار خواهد شد و ان شاء الله همه شما هم میهمان هستید تا این برنامه را ببینید.

خب حاج آقای بهادری هم که در تأیید همان فرمایشات همین را هم داشتند حالا به نظرم جایش هست، آن سند فرخ رازی را هم ببینیم و بعد از آن ان شاء الله اگر فرصت بود برسیم به مابقی تماس­ها

استاد یزدانی:

بله، فخر رازی استدلال­های شیعه را خیلی جالب نقل می­کند و بعد یک جوابی می­دهد بسیار عجیب از شخصیتی مثل فخر رازی واقعاً عجیب است، که اینطور استدلال­های شیعه را نقل کند، خوب نقل کند و بعد این جواب بسیار عجیب را بدهد «تفسیر فخر رازی» جلد ۹، چاپ دارالفکر، چاپ اول، چاپ ۱۴۰۱-۱۹۸۱، صفحه ۲۱۷،

تفسیر فخر رازی، چاپ دارالفکر، چاپ اول، چاپ ۱۹۸۱-۱۴۰۱، ج ۹، ص ۲۱۷

«الموضع الرابع»

ذیل سوره مبارکه نساء آیه ۱۱، که می­گوید که روایت شده که حضرت زهرا (س) وقتی آمد میراثش را خواست و ابوبکر نداد

«إحتجوا بقوله»

احتجاج کردند آنها مخالفین حضرت زهرا را به این روایت که

«نحن معاشر الأنبیاء لا نورث ما ترکتناه صدقه»

«فعند هذا»

وقتی این روایت را خواندند آنها حضرت زهرا (س) به این آیه استدلال کرد،

«للذکر مثل حظ الأنثین»

به این آیه استدلال کرد،

«و کأنها اشارت إلی عن عموم القرآن لا یجوز تخصیصه بخبر الواحد»

ما یک عموم قرآن داریم، عام داریم در قرآن کریم که هر دختری نصف پسر از پدرش ارث می­برد از مادرش ارث می­برد، پسر دوبرابر دختر ارث می­برد، یعنی دختر هم ارث می­برد به هر حال ثابت می­شد این عام قرآن هست، آیا می­توانیم این عام قرآن را با خبر واحد تخصیص بزنیم؟ می­گوید حضرت زهرا می­گوید نه، فرض می­گیریم تو راستگو اما این خبرت خبر واحد است، تو تک و تنها هستی، و این خبر واحدت نمی­تواند عموم قرآن را تخصیص بزند، بعد نظر شیعه را مطرح می­کند که فرض کنیم اگر خبر واحد بشود با خبر واحد هم تخصیص بزنیم اینجا جایز نیست ،چرا؟ چون

«أنه علی خلاف قوله تعالی حکایه عن ذکریا علیه یرثنی و یرث من آل یعقوب و قوله تعالی و ورث سلیمان داود»

فرض کنیم این خبر واحد آیه «للذکر مثل حظ الأنثین» را تخصیص زد، خب با این آیه دیگر در تضاد هست، با دوتا آیه دیگر در تضاد می­شود، این را که دیگر نمی­توانیم، بگوییم ارث علم بود، می­گوید ارث که علم نیست، علم را که نمی­شود ارث برد، علم را باید بروی زحمت بکشی درس بخوانی کسب کنی، بروی پیش استادت زانو بزنی یا پدرت یا هر کس دیگر و از او کسب کنی این که دیگر ارث بردنی نیست، ارث حقیقی حداقل نمی­شود نمی­تواند باشد، نص آیه قرآن کریم است، کلمه ارث بکار برده

«و ورث سلیمان، یرثنی و یرث من آل یعقوب»

و این ارث حقیقی نمی­تواند باشد، بعد دلیل دومش خیلی جالب است، این خلاصه­اش را خدمت­تان بگویم، می­گوید چه کسی بیشتر از حضرت زهرا (س) احتیاج داشت به اینکه پیغمبر به او بگوید تو ارث نمی­بری از من؟ حضرت زهرا امیرالمؤمنین و عباس عموی پیغمبر، اینها مخاطب اصلی این حکم بودند دیگر، خب پیغمبر چرا نیامد به حضرت زهرا بگوید تو بعد از من ارث نمی­بری، چه کسی بیشتر احتیاج داشت به شناختن این حکم،

«أن المحتاج إلی معرفه هذه المسئله ما کان إلی فاطمه  و علی و العباس»

این سه نفر که بیشتر احتیاج داشتند پیغمبر بیاید به اینها خبر خدا را ابلاغ کند حکم خدا را ابلاغ کند که خدا گفته شما از من ارث نمی­برید هرچه من بجای گذاشتم صدقه است.

مجری:

اصلاً راجع به اینها است،

استاد یزدانی:

راجع به اینها است، باید به اینها می­گفت چرا رفت به ابوبکر گفت، چرا به اینها نگفت، سؤال مهمی است دیگر، اصلاً می­گوید ابوبکر از آن کسانی بود که به ذهنش هم نمی­رسید که ار پیغمبر ارث بخواهد ببرد، بنابر این پیغمبر نباید به او می­گفت

«فکیف یلیق برسول علیه الصلاه و السلام أن یبلغ هذه المسئله إلی من لا حاجه به علیها»

اصلاً ابوبکر احتیاجی نداشت به اینکه به او ابلاغ کند که بعد از من ارث به جای نمی­گذارم و حضرت زهرا و امیرالمؤمنین از من ارث نمی­برند،  و ابلاغ نکند به کسی که شدیداً احتیاج دارد به این قضیه و به این حکم این دلیل دوم را هم نقل می­کند، دلیل سوم چون نیاز به توضیح دارد، من توضیح نمی­دهم، جوابی که می­دهد چیست؟ استدلال به آیات را می­آورد و نسخ واینها را همه را می­زند و اینکه عقلاً ممکن نیست پیغمبر حکمی که مربوط به حضرت زهرا است را برود ره یک کس دیگر بگوید، حضرت زهرا احتیاج داشت به او بگوید این حکم را، نگفت ابلاغ نکرد، رفت به یکی دیگر ابلاغ کرد که هیچ ربطی به او ندارد، جوابی که می­دهد چیست؟

«أن فاطمه (س) رضیت بقول ابی بکر بعد هذه المناظره»

راضی شد، این اتفاق افتاد حضرت زهرا به آیات قرآن استدلال کرد، امیرالمؤمنین به آیات قرآن استدلال کرد، ابوبکر گفت نه من از پیغمبر شنیدم، حضرت زهرا راضی شد.

مجری:

عجب به نظرم دیگر خود بینندگان به وضوح می­توانند همه پاسخگوی این سؤالات باشند.

استاد یزدانی:

این همه روایات متواتر، الآن خدمت­تان نشان دادم همان اول که حضرت زهرا راضی نشد تا آخر عمر با ابوبکر قهر کرد سر همین مسئله، راضی نشد و روایت را نپذیرفت به هیچ وجه، بنابر این جوابی که می­دهد، کاملاً جواب بسیار عجیبی است از آقای فخر الدین رازی و قابل قبول نیست، استدلال­های شیعه همچنان باقی است، اگر روایتی، فرض می­کنیم

«نحن معاشر الأنبیاء»

درست باشد با آیات قرآن در تضاد هست، و روایتی که با قرآن در تضاد باشد، «فضربواها علی الجدار» همه می­گویند دیگر، مشخص است، بنابر این روایت جعلی است، دروغ هست ،حضرت زهرا صحت این روایت را قبول نکرده تکذیب کرد، حضرت زهرا راست می­گوید یا بقیه، بیایند انتخاب کنند و قضاوت کنند، ما هیچ قضاوتی هم نمی­کنیم، این وسط.

مجری:

بسیار خب، خیلی تشکر می­کنیم حاج آقا باز هم این شام شهادت را خدمت شما و همه عزیزان تسلیت عرض می­کنیم. خدا نگهدار یا علی مدد.

ادامه برنامه به زبان آذری با کارشناسی استاد حسینی قزوینی.