ملا عبد الرجیم ملا زاده و شبکه‌های وهابی مدعی هستند که صوفیه کافر، مشرک و … هستند؛ از طرف دیگر پدر و برادر او مولانا عبد العزیز صوفی بوده و با احمد علی لاهوری بیعت کرده و حتی اجازه خلافت ایشان را هم گرفته است. آیا پدر و برادر او کافر بوده‌اند؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش

تاریخ : ۱۶ / ۱۰ / ۹۴

مجری :

این افتخار را داریم که طبق روز های زوج ، با برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های چالش ، در خدمت شما باشیم. افتخار می کنیم که باز هم در خدمت کارشناس عزیز و ارجمند ، حضرت حجت الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم .

استاد یزدانی :

بنده خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت همه بینندگان شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب دارم .

مجری :

در برنامه قبل به موضوع صوفیه و تصوف پرداختیم و ادعا ها و توهین هایی را که جناب آقای ملازاده نسبت به صوفی ها روا داشته و در شبکه خود مطرح کرده بودند را در قالب کلیپ پخش کردیم . ایشان اتهامات و توهین های مختلف ، الفاظ بسیار رکیک که بعضی از آن ها را نتوانستیم و صحیح نیست که آن ها را پخش کنیم ؛ اما آن هایی را که امکان پخش داشت ، پخش کردیم و قول دادیم که در این برنامه هم ، ادامه برنامه تصوف را داشته باشیم .

امشب هم کلیپ جدیدی از الفاظ رکیکی که آقای ملازاده نسبت به صوفی ها مطرح کردند را خدمت شما پخش می کنیم . اما قبل از آن از استاد عزیز تقاضا می کنم که خلاصه ای از برنامه قبل را مطرح کنید تا به ادامه بحث بپردازیم .

استاد یزدانی :

البته موضوع ما صوفیه نیست ؛ چون بنده استاد تصوف و عرفان و این مسائل نیستم ؛ ولی رابطه صوفیه و وهابیت را بحث می کنیم . موضوعی که جلسه قبل بحث کردیم ، یکی از مطالبی بود که آقای ملازاده همیشه مطرح می کند و حتی شبکه های دیگر را متهم می کند که چرا شما در این باره حرف نمی زنید و آن بحث صوفیه بود .

آقای ملازاده بارها و بارها ، تمام صوفیه را در شبکه خود تکفیر کرده است و کلیپ های بسیار ناجور و نامناسبی از صوفیه پخش و آن ها را مسخره می کنند و می گوید : صوفیه کافر ، مشرک ، از الاغ بدتر هستند و حرف های رکیکی که در جلسه قبل پخش کردیم ، امشب هم بخش های جدیدی را پخش می کنیم . حتی از شبکه کلمه کلیپ هایی را نشان دادیم که آقای سجودی گفته بود : بسیاری از صوفیه ، اهل شراب و لواط هستند.

شبکه های وهابی ، الفاظ بسیار رکیکی علیه صوفیه به کار می برند ، در صورتی که الان تقریبا تمام اهل سنت جهان ، به نحوی صوفی هستند و به یک مذهب از مذاهب صوفی یا به یک طریقت از طریقت های مختلف صوفی گری وابسته هستند . چه قادریه باشد ، چه نقشبندیه و چه سهروردیه و چه فرقه های دیگر باشند که در حقیقت تکفیر تمام اهل سنت هستند .

ما در برنامه قبل بحثی را شروع کردیم که خود آقای ملازاده که صوفیه را تکفیر می کند ، در چه خانواده ای به دنیا آمده و بزرگ شده است ؟ ثابت کردیم که پدرش صوفی بوده و تا آخر عمر هم صوفی مانده و بیعت کرده . بالتبع مادرش هم صوفی بوده و بیعت کرده . برادر مشهور و معروفش ، مولوی عبد العزیز ملازاده از صوفیان مشهور قادریه بوده که ان شاء الله برادرش را مطرح می کنیم .

در برنامه قبل نشان دادیم که پدرش بیعت کرده بود . بنابراین آقای ملازاده از دیدگاه خودش ، در یک خانواده کافر و مشرک به دنیا آمده و ملازاده نیست ؛ بلکه کافر زاده و مشرک زاده است . یا به قول خودش که صوفی ها ، الاغ هستند ؛ پس خودش الاغ زاده است . یعنی این تعابیری که خودش علیه صوفیه به کار می برد ، در حقیقت درمورد پدرش به کار می برد .

اگر شما آقای ملازاده ! بگویی صوفی ها کافر هستند ، پس کافر زاده هستی . اگر بگویی صوفی ها مشرک هستند ، پس مشرک زاده هستی . اگر بگویی صوفیه از الاغ هم کمتر می فهمند ، پدر شما از الاغ هم کمتر می فهمید . اگر بگویی صوفیه اهل لواط و شراب هستند ، پدر آقای ملازاده هم صوفی بوده !!!

کار را به جایی رساندیم که آقایان در تنگنا قرار گرفته و هیچ راهی برای دفاع از خود ندارند . هیچ سخنی هم از شبکه های آقایان در این مدت ، در رد و در پاسخ به این قضیه نمی شنویم .

بنده یک بار دیگر مستند صوفی بودن پدر ایشان را نشان می دهم تا آقایان بهانه ای نداشته باشند . پدر ایشان ، مولانا عبد الله سربازی است که زندگینامه ایشان در کتابی به نام زندگی شخصیت و مبارزات مولانا عبد الله سربازی پدر بزرگوار مولانا عبد العزیز ملازاده و پدر آقای عبد الرحیم ملازاده ، توسط عبد الباسط بزرگ زاده و نورالنساء ملازاده (از اساتید دار العلوم حوزه علمیه زاهدان در بخش خواهران و دختر عبد العزیز ملازاده) تألیف شده است .

ما دوست نداریم که علیه این عزیزان صحبت کنیم ؛ چون از اهل سنت هستند و در آن منطقه با شیعیان رابطه خوبی داشتند و از طرفداران وحدت بین شیعه و اهل سنت بودند و در آن زمان که زنده بودند چیز بدی، از این ها ندیدیم . در حقیقت ما نظرات آقای ملازاده را در این باره نقل می کنیم .

این کتاب در نشر احسان و در سال ۱۳۸۴ چاپ شده ، در صفحه ۶۲ به بعد نقل می کند :

آن بزرگوار چنان نبود که به علوم ظاهری فریفته شود و باطن را رها کند ؛ بلکه همواره اندیشه اش این بود که تا آن جا که می تواند ، در صفا و جلا دادن باطن خویش بکوشد و به همین خاطر وقتی در مدرسه کهده ی کراچی تحصیل می کرد ، در مجلس پیر گمنام از عرفای طریقه چشتیه حضور یافت و در حلقه مریدان وی در آمد و او اذکاری را به عبد الله تلقین می کرد . روایت کردند که وقتی آن بزرگوار از حالات وجد و از خود رفتگی مریدان آن پیر آگاه شد . از این کارشان تعجب کرد و می خواست رمز و راز این کار را بداند .

پس از این اتفاق حالت روحی و باطنی عجیبی به او دست می داد تا آن جا که حتی نمی توانست در نماز نیز از این حالت وجد جلوگیری کند و همین امر موجب شد که حتی از امامت نماز جماعت هم عذر بخواهد ….

آثار معنوی برجای مانده از رابطه پیشین را همیشه در وجود خود احساس می کردم .

 

abdolaziz

عبد الباسط بزرگ زاده و نورالنساء ملازاده ، زندگی شخصیت و مبارزات مولانا عبدالله سربازی ، نشر احسان ، ص ۶۲ به بعد

بنابر این مولانا عبد الله ، تا آخر عمر صوفی بوده و هیچ وقت هم از صوفی بودن خود دست نکشیده . اگر قرار باشد صوفی ها کافر و مشرک باشند ، کافر مرده و جایگاه کافر هم مشخص است .

اما در مورد برادر ایشان ، جناب عبد العزیز ملازاده ، در کتابی به نام زندگینامه حضرت مولانا عبد العزیز ملازاده ، تألیف عبد الباسط بزرگ زاده و نور النساء ملازاده ( دختر عبد العزیز ملازاده ) ، نشر احسان این کتاب را چاپ کرده . آقای مولانا عبد الحمید اسماعیل زهی ، رئیس دار العلوم زاهدان و جانشین مولانا عبدالعزیز و امام جمعه اهل سنت زاهدان مقدمه ای بر این کتاب نوشته است که در مورد شخصیت آقای مولانا عبد العزیز ملازاده به صورت مفصل صحبت کرده و در قسمتی گفته :

حضرت مولانا عبد العزیز بسیار متقی و خدا ترس بودند و از معصیت و گناه بسیار متنفر بودند . فوق العاده خیر خواه و خیر اندیش بودند و همواره برای دولت و ملت ، عالم و عامی ، حاکم و محکوم خیرخواهی می کردند . به مسائل اجتماعی و سیاسی توجه خاص داشتند . در عین حال از تزکیه نفس و عرفان و سلوک غافل نبودند .

یعنی صوفی بود ؛ چون این تعبیر در مورد صوفی فقط استفاده می شود . سه صفحه در این باره صحبت می کند :

کتاب را جناب مولوی عبد الباسط بزرگزاده و ام عزیز الرحمن که همان نور النساء ملازاده نوشته است …..

هم چنین مولانا نذیر احمد سلامی (استاد دار العلوم زاهدان ) مقدمه ای نوشتند که در بخش دوم ، فصل هشتم ، یاد ها و سفر ها ، صفحه ۱۷۳ :

سفر به پاکستان

مولانا عبد الرحمن محبی درباره یکی از سفرهای مولانا به پاکستان می گوید : مولانا دو ماه کامل شعبان و رمضان را در آن جا ماندند و در جلسه تفسیر مولانا غلام الله خان از ایشان استقبال کردند ….

پس از اتمام دوره تفسیر ، ایشان عازم لاهور شدند و فرمودند شما حتما همراه من بیایید . بنده ایشان را همراهی کردم . مولانا لاهوری نیز در ماه های رمضان ، شوال و ذیقعده تا عید قربان درس تفسیر می گفتند . اما درس ایشان مخصوص فارغ التحصیلان بود و طلبه ها را به مجلس درس او راه نمی دادند ؛ اما این مایه خوشبختی من بود که با مولانا همراه بودم . دوازده روز از درس مولانا احمد علی لاهوری بهره بردیم .

احمد علی لاهوری ، یکی از بزرگان صوفیه و قطب صوفیه در دوران خودش بوده .

مولانا با ایشان بیعت کردند و اجازه خلافت ایشان را نیز گرفتند .

با یک صوفی بیعت کرده و اجازه جانشینی ایشان را هم برای خودش در زاهدان گرفته . بنابراین خودش از سران صوفیه است و ازکسانی است که حتما از مردم در سیستان وبلوچستان به عنوان فرقه قادریه ، بیعت گرفته است .

از سفر ایشان به افغانستان صحبت می کند که قبل از رفتن به افغانستان :

مولانا ابتدا نسبت به این خلیفه اعتماد خاصی داشتند و حتی با خلیفه مجاز وی در بلوچستان بنام خلیفه غلام محمد دالبندی به جهت تزکیه و تصفیه باطن حسب رسم آن زمان بیعت کردند .

در ادامه می گوید : از این خلیفه چیز های بدی دیدند که باعث ناراحتی ایشان شد مثل این که زن و مرد در مجالسشان مختلط بود . به همین دلیل ، قطع رابطه کردند و به عنوان اعتراض به افغانستان رفت و همان جا با خود غلام محمد دالبندی بیعت کرد . از ایشان هم خوشش نیامد و به سیستان و بلوچستان برگشت و علیه او صحبت می کرد .

 

1 2 3 4 5 6 7 8 9

 

به هر حال ایشان خلیفه احمد علی لاهوری بود .

عبد الباسط بزرگ زاده و نورالنساء ملازاده ، زندگینامه حضرت مولانا عبد العزیز ملازاده

بنابر این برادر آقای ملازاده نه تنها با صوفیه بیعت کرده ؛ بلکه خلیفه احمد علی لاهوری در زاهدان و سیستان و بلوچستان بوده و از سران صوفیه محسوب می شود . پدر ، مادر ، برادر و دیگر برادران مشهوری که داشتند ، همه صوفی بودند . اگر صوفی بودن ، کفر و شرک باشد ، خود آقای ملازاده ، مشرک زاده و کافر زاده است .

مجری :

به هر حال این ها اسناد و مدارکی بود که صوفی بودن پدر و برادر آقای ملازاده را اثبات می کند . امیدوارم ایشان پاسخگو باشند . آیا آن الفاظ و عبارت های رکیک را حاضر هستند در مورد خانواده خود هم به کار ببرند یا خیر ؟

از باب یاد آوری مطالب و اهانت هایی که هفته گذشته در مورد آن کلیپ هایی پخش کردیم که مجموعه ای از سخنان شبکه های وهابی ـ داعشی در مورد صوفیه است .

کلیپ ۱ ) :

آشنایی با عبد الرحیم ملازاده ، کارشناس این کلیپ

وی صاحب فتاوایی مانند : ۱ . تف کردن در نماز به سمت چپ برای رفع حواس پرتی

 ۲ . جواز خود ارضایی

 ۳ . شهید دانستن صدام حسین و عبد المالک ریگی است .

ملازاده :

همین عقیل بی عقل !!!

چقدر انسان بی شعور باشد ، چقدر انسان بی شرف باشد . دیدید چطور شما را خر کردند و سوارتان شدند !!!!!!!!!

اگر ابوبکر چنین حرفی را می زند ، به یک نفهم و گاویی مثل تو نمی زند !!!!!!!!

آقا ! جواب من را بده ، نفهم !!!! گاو الله !!!! جواب من را بده !

اون هایی که می گویند با شما ، غلط کردید !!

برو گمشو کثافت !!! برو گمشو !!!!!!!!!!!!

احمق ! تو جواب من را بده !!! بی شعور !!!!!!!!!!!

بیننده :

چیزی که برای ما خیلی اذیت کننده است ، شما همیشه در چند شبکه ای که دارید ، می گویید تصوف این کار را کرده ، آن کار را کرده . بنده از شما می خواهم که موضع خود را روشن کنید .مثلا مولانا عبد الحمید صوفی است ، مولانا سربازی ، صوفی است . همه بزرگان و علمای دیوبند ، صوفی بودند . بیایید و بگویید که آیا همه صوفی ها مشکل دارند یا نه ، فقط صوفی هایی که بدعتی هستند ؟

مثلا مولانا سربازی در مقابل صوفی های بدعتی ایستادند . در طول تاریخ علمای دیوبند مثل علامه نبوی ، بزرگترین دعوتگر قرن بیستم ، صوفی بود . شما لطفا موضع خودتان را به خوبی معلوم کنید . بنده خودم صوفی هستم و افتخار هم می کنم که صوفی ام ، اما الان برادرم به گردنم افتاده که تصوف را رها کن .

مجری وهابی :

آقای ابو عمر از افغانستان موضوعی را مطرح کردند که موضع شما در قبال تصوف و شماری از علمای بزرگوار را نام بردند که در واقع صوفی هستند و به هر حال چه دیدگاهی در مورد تصوف دارید ؟

کارشناس وهابی :

فکر نکنم هیچ کدام از کارشناس های ما مطلقا ، واژه صوفی و تصوف را به نقد کشیده باشند .

معرفی مولانا محمد عمر سربازی از زبان مولوی عبد الحمید به عنوان یکی از بزرگان تصوف:

راه معرفت ، راه سلوک ، راه تزکیه و راه اصلاح ، راه تصوف و راه کتاب و سنت ، راه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) و انبیاء (علیه الصلاه و السلام ) …

تکفیر علمای اهل سنت توسط شبکه های وهابی:

کارشناس وهابی :

صوفی ها در مذهبشان ، شراب و لواط حلال بود ، زنا بالطبع حلال بود .

حتی در بین صوفیانی که منسوب به اهل سنت هستند ، افرادی هستند که خود را شیخ می دانند و مریدهای آن ها در حق این شیخ دچار غلو می شوند و از پیروان خود انواع و اقسام سوء استفاده ها در ناموس ، در مال ، در بیگاری کشیدن از آن ها ، در تمام جوانبی که انسان فکرش را بکند ، از آن ها سوء استفاده می کنند .

تصوف مذموم و نکوهیده است و خلاف دستور خدا و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) است . حالا این شیخ ولو این که روی آب ، روی هوا راه برود ، به بالا و پایین بپرد ، هر کاری انجام دهد ، شیطان است ، شیخ نیست .

 کدام صوفی امروز می تواند ثابت کند که وقتی کاری انجام بدهد ، بگوید دستور خدا بوده یا دستور پیامبر بوده ؟

 عرض شود که آقا فؤاد از سنندج در رابطه با این که امام مسجد صوفی است ، نماز پشت سر همچین شخصی اشکال دارد ؟ بله ، اشکال دارد .

 این شخص صوفی است . صوفی ها و شیعیان از یک آبشخور ، آب می خوردند . یعنی تصوف در ایران شکل گرفت ، توحید از ایران رخت بست و به نام تصوف ، عقاید خرافی و شرک میان مردم شکل گرفت .

 ادیان و مذاهب مختلف ؛ حتی در میان اهل سنت ، صوفیانی که مردم را به سمت گنبد و بارگاه می برند ، این ها هم در واقع مجرم و جنایتکار هستند .

 همه صوفی ها گمراه هستند . ما از اهل سنت داریم کسانی را که گمراه هستند . از اهل سنت داریم کسانی را که شرک می کنند . همان طور که روافض شرک می کنند . هر موقع خدای نکرده ، صوفی های گمراه این کفریات و شرکیات خود را در شبکه ها پخش کنند و از طریق رسانه ها در معرض دید مردم قرار دهند ، ما هم در رسانه های پاسخ آن ها را خواهیم داد .

 چه کسی این ها را گفته ، از خودشان ساختند . این صوفی ها کار هم نمی کرده ، اتفاقا از همه بیشتر هم دنبال پول بودند . همه جا گدایی هم می کردند و این حرف ها را هم می زدند .

 سر زمین مدینه در دست صوفیان و ترکان عثمانی بود و مملوء از خرافات و بدعت و قبرپرستی و تعصبات مذهبی که چه بسا ، پیروان یک مذهب حاضر نبودند ، پشت سر پیروان مذهب دیگری ، نماز خوانند . اما این محمد بن عبد الوهاب بود که با اندیشه توحیدی و یکتا پرستی توانست آن شرکیات و خرافاتی را که در این سرزمین حجاز وجود داشت ، از بین ببرد .

 صوفیان امروزی ، مشکلشان در فقر نیست ، در ضد گلوله داشتن و باغ وحش داشتن است .

 صوفی عموما با آن چیزی که امروز می بینیم ، خلاف عقیده قرآن و سنت است و چنین چیزی در دین اسلام و در زمان پیامبر خدا نبود .

 آیا این تصوف ، این تصوف خراب شده که سم دین و دنیا است ، آیا این تقلید بودائیان نیست ، آیا تقلید یهودیان و مسیحیان نیست ، تقلید دینی که مسخ شده نیست ؟؟

مجری :

این کلیپ را در هفته گذشته هم پخش کرده بودیم . اگر خلاصه ای از الفاظ و عباراتی که از طرف کارشناسان وهابی ـ داعشی در مورد صوفیه را بیان کنیم ، مجموعه و دایره المعارفی از فحش ها و الفاظ زشت و شنیع می شود . از جمله در کلیپ اولی که در هفته گذشته پخش کردیم ، صوفی گری را برابر با شرک ، ضلالت ، مساوی با خرافات دانسته بودند . جناب ملازاده گفته بود : پشت سر صوفی ها نمی توان نماز خواند ؛ چون آن ها مشرک هستند . هم چنین مراد و مرید بودنی که در تصوف مطرح می شود ، از سگ گفتن هم بدتر است . مثلا این هایی که می گویند : مراد ما فلانی است ، از این که سگ کسی هم باشی ، بدتر است . گفته بودند : تصوف ، دنیای اسلام را فلج کرده و صوفی ها آلت دست استعمار هستند .

هم چنین در کلیپ هایی که الان مشاهده کردید ، ابتدا ادعا کردند ما در مورد تصوف هیچ حرفی نزده ایم . اما بعد از آن یکی از کارشناسان دیگر گفت : اکثر صوفی ها غرق در لواط و زنا و شراب خواری هستند . هم چنین گفتند صوفی ها روی ناموس خود تعصبی ندارند و از ناموس دیگران سوء استفاده می کنند که آقای هاشمی هم این سخن را که از طرف بیننده بیان می شد ، تأیید کردند . یکی دیگر از کارشناسان دیگر گفت : آن ها به دنبال منافع اقتصادی هستند . هم چنین گفتند این ها در ظاهر گدایی می کنند ؛ اما بیشتر از همه به دنبال مال دنیا هستند .

آقای خدمتی هم گفت : اعمال آن ها ، اعمال الهی نیست ؛ بلکه اعمال شیطانی هست و مطالب و الفاظ زشت دیگری که بیان کردند .

استاد یزدانی :

اگر شما قبل از این الفاظ و توهین ها ، ملا و بعد از همه آن ها ، زاده را بگذارید ، صفات آقای عبد الرجیم ملازاده می شود .

مجری :

ما دوست داریم ، آقای ملازاده به ما پاسخ دهند که آیا این الفاظ را در مورد خانواده خودشان هم به کار می برند یا نمی برند ؟

استاد یزدانی :

دقیقا همین الفاظ را به کار بردند ؛ چون قبلا گفته بود که پدر و برادر من از تصوف توبه کردند . اما ما در کتاب خواندیم که پدرشان تا آخر عمر ، آن حال وجد را داشته و به آن به عنوان یک حالت معنوی افتخار می کرده . آقای ملازاده هم در کنار پدرشان نبوده که ایشان را ببینند ؛ چون در سوریه و عربستان و لبنان زندگی می کرده .

علاوه بر ملا عبدالله سربازی و برادرشان ملا عبد العزیز ملازاده ، آقای سربازی هم با احمد علی دیداری داشته‌اند و با نقشبندیه بیعت کردند . این مطلب را در کتاب مجالس قطب الارشاد آمده است که مجموعه ای است از رهنمود های دینی و اخلاقی ، پاسخ به پرسش های متنوع ، جلد دوم ، افادات شیخ التفسیر والحدیث علامه محقق مولانا محمد عمر سربازی ، جمع و ترتیب عبد الجلیل محمدی (رئیس دار العلوم کوه ون ) ، صفحه ۱۶۳ :

سؤالی در خصوص یکی از کرامات مولانا احمد علی لاهوری

آیا جنابعالی مولانا احمد علی لاهوری را دیده اید و وی را ملاقات کرده اید ؟ و آیا این حقیقت دارد که می گویند : از قبر آن بزرگوار بوی خوشی منتشر و استشمام می شده است ؟

جواب : بله ، بنده مولانا احمد علی لاهوری را بارها ملاقات کرده ام . این بزرگوار رکن بزرگی از ارکان مدرسه مظهر العلوم کراچی بودند ….

تا این که در صفحه ۱۶۶ می گوید :

بنده در همان زمان به دست علمای نقشبندیه بیعت کرده بودم . ایشان از من پرسیدند : شنیده ام که بیعت کرده ای ، صحت دارد یا نه ؟ گفتم : بله ، حضرت ! فرمودند : عجب است . شما با این سن کوچیکت بیعت کرده و به سلسله ی نقشبندیه پیوسته ای ؟ گفتم :بله ، حضرت ! ایشان برای بنده دعای خیر کردند و فرمودند : من قادری هستم .

مجالس قطب الارشاد ، ج دوم از افادات شیخ التفسیر والحدیث علامه محقق مولانا محمد عمر سربازی ، جمع آوری عبد الجلیل محمدی ، ۱۶۳ به بعد

خودش قادری بوده و از بزرگان قادریه بوده و از مردم بیعت می گرفت و آقای مولانا عبد العزیز ملازاده هم با ایشان بیعت کرده بود.

هم چنین در کتاب دیگری از آقای محمد عمر سربازی ، ایشان از یکی از بزرگان اهل سنت در قطب الارشاد ، جلد اول ، نقل می کند : هر کس صوفی نباشد ، کافر است .

این نتیجه گیری از آن مطلب است که بنده نشان می دهم . مجالس قطب الارشاد علامه سربازی ، جلد اول ، با جمع آوری عبد الجلیل محمدی ، صفحه ۲۴۱ :

حقیقت عرفان

عرفان همان تصوف است و با تصوف تفاوتی ندارد .

سؤال : مسأله عرفان از چه زمانی نشأت گرفته است ؟

آقای سربازی جواب می دهد : عرفان همزمان با قرآن نازل شده است . آن زمان که قرآن کریم به رسول الله (صلی الله علیه و آله) نازل شد ، به همراه آن ، شریعت ، طریقت و حقیقت نیز نازل شدند .

در صورتی که شبکه های وهابی می گفتند : تصوف ، بدعت و خرافات است و این ها نمی توانند تصوف را از حدیث و روایت ثابت کنند و هیچ ریشه ای در احادیث ندارند .

خواجه مجدد ثانی می فرمایند : اگر کسی میان شریعت ، طریقت و معرفت فرقی قابل باشد ، کافر می گردد .

خواجه مجدد ثانی ، از بزرگان صوفیه شبه قاره هند است که خودش قطب بوده . مجدد ثانی هم به معنای این است که مجدد هزاره دوم باشد . مجدد هزاره اول ، خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و صحابه و تابعین هستند که در رأس آن ها ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است . مجدد هزار دوم ، این شخص می شود . ایشان تا این حد مقام دارد و واقعا اهل سنت پاکستان و هندوستان و افغانستان و سیستان و بلوچستان ، برای ایشان احترام زیادی قائل هستند .

منظور ایشان از این سخن این است که اگر کسی بگوید : شریعت ، یک چیز است ؛ اما طریقتی که صوفیه دارند ، چیز دیگری است . یعنی صوفی گری از شریعت جدا است . این افراد کافر هستند . دقیقا به امثال ملازاده و دیگر کارشناسان وهابی اشاره می کند .

آقای عبد الجلیل محمدی در پاورقی ، نص کلام آقای سربازی را درباره تصوف می آورد و آن را توضیح می دهد : مقصود اصلی از تصوف راضی کردن خداوند متعال است که به وسیله آن عمل کردن بر احکام شریعت انجام می گیرد .

هم چنین توضیح می دهد چرا کسی تصوف را قبول نداشته باشد ، کافر نیست . چون فرصت کافی نیست به آن نمی پردازیم .

علت این حکم را خود ایشان چنین بیان فرموده است : شریعت ، طریقت و حقیقت ، عباره النص ، اشاره النص ، دلاله النص یا اقتضاء النص هستند . و انکار هر یکی از این ها کفر است . به همین علت است که فرموده اند : طریقت و حقیقت خادمان دین هستند .

در صفحه ۲۴۴ ادامه می دهد :

اصطلاح تصوف در زمان رسول الله (صلی الله علیه و آله) و در زمان نزول قرآن نبود و در قرآن و حدیث چنین کلمه ای یافت نمی شود . اما علما آن را از نص قرآن استنباط و استخراج کرده و اصطلاحی به نام عرفان پدید آوردند .

قطب الارشاد علامه محمد عمر سربازی ، با جمع آوری عبد الجلیل محمدی ، ج اول ، ص ۲۴۱ به بعد

در کتاب فتاوای منبع العلوم کوه ون ، جلد سوم ، درباره تصوف به صورت مفصل صحبت کرده است.

خلاصه مطلب این که ، هر کس بگوید این طریقت های مختلفی که صوفی ها دارند ، از شریعت جدا است ، کافر می باشد . همان طور که آقای ملازاده و شبکه ها وهابی این را می گویند . بنابراین یک تضاد و یک تناقض عجیبی بین تمام اهل سنت صوفی با اهل سنت غیر مقلد است که این ها خودشان را غیر مقلد و غیر صوفی می دانند . هر دو طرف ، طرف مقابل را به کفر متهم می کند ؛ اما این که چه کسی کافر است ، باید بینندگان عزیز قضاوت کنند و تشخیص دهند که کدام طرف کافر هستند . این هایی که صوفی گری را انکار می کنند یا کسانی که طرفدار صوفی‌گری هستند ؟

مجری :

کلیپ سوم ، بخش دیگری از اهانت ها و الفاظی است که آقای ملازاده به کار برده اند . البته در هنگام پخش کلیپ از صوفی ها !!!

کلیپ ۳ ) :

ملازاده ، کارشناس وهابی :

خدا شاهد است که هدف من و خانواده ام مبارزه با پیر پرستی و تعویذ پوشان است . دعا کن که ثابت قدم باشم . خداوند توفیقت دهد .

تصوف و تشیع ، دو مذهب استحمار و خرپروری است . مرید را خر خود می کنند ، پابوس خود می کنند . این سجده ها کفر است . سجده یک شریعه دینی است . این شریعه بر غیر خدا ، کفر است . همچنانی که نذر برای غیر خدا کفر است و هم چنانی که نماز بر غیر خدا کفر است . این احترام نیست .

خدا لعنت کند این شخص را که این طور ایستاده و مردم را به سجده خودش در می آورد . این شخص از چه طریقه ای است ؟ از کلاه هایشان معلوم است که یا از پاکستان است یا از هند .

این شخص با این جادو گری هایش چه کار می کند ؟ برکت می دهد ؟

همه این ها شعائر و شریعه های جاهلی است که بر خلاف اسلام است .

این دجال بازی ها را نگاه کن . آن ها تو را سجده کردند ، تو چه کسی را سجده می کنی !!!! حتما تصوف به شیخ می کنند . شاید قبری چیزی است .

این گمراهی ها از گمراهی های ظاهری و گناه های ظاهری خیلی بدتر است چه در تصوف باشد چه در تشیع باشد .

پناه بر خدا ، پناه بر خدا !!!

مجری :

باز هم آقای ملازاده در این کلیپ مطالبی را مطرح کردند ، از جمله : استحمار ، شعائر جاهلی ، دجال بازی ، گمراهی و تمام کلیپ هایی که برای شما عزیزان پخش شد ، برگرفته از شبکه های وهابی بود که اعمال صوفی ها از کشورهای مختلف را در این کلیپ ها نمایش داده بودند .

استاد یزدانی :

مطلب برای صوفیه ، بسیار زیاد است . کتاب های زیادی از صوفی ها در رد غیر صوفی ها و برعکس آن هم وجود دارد که بنده نمی دانم کدام یک از آن ها را بخوانم . مثلا فقیر احمد عبد الحق ، کتابی به نام فریاد یک صوفی دارد . مولانا فقیر احمد عبد الحق مجددی ، مدرس منبع العلوم کوه ون سرباز هستند . این کتاب ، کتاب بسیار مفصلی است که اگر بنده بخواهم مطالب آن را بخوانم ، وقتی زیادی لازم دارد .

هم چنین کتاب دیدگاه های فقهی معاصر ، تألیف آقای دکتر یوسف قرضاوی ، جلد دوم ، به صورت مفصل در مورد تصوف صحبت کرده و از تصوف دفاع کرده است . در این کتاب دیدگاه های مخالف و موافق را بیان کرده و دیدگاه های مخالفین را رد کرده و از صوفیه به شدت دفاع می کند .

کتاب دیگری که بارها آن را نشان دادیم ، کتاب اندیشه دینی و شیوه عملی علمای دیوبند ، تألیف حکیم الاسلام مولانا قاری محمد طیب است و مولانا نجم الدین محمد درکانی کتاب را ترجمه کرده است. ایشان در این به شدت از صوفیه دفاع شده و به صورت مفصل درباره صوفیه صحبت می کنند .

این افراد همه از بزرگان اهل سنت هستند و از کسانی هستند که همه می شناسند .

همین اندازه مطلب در این باره کفایت می کند . ما می خواستیم در این برنامه ثابت کنیم که آقای ملازاده در یک خانواده کافر و مشرک ، از دیدگاه خودش ، به دنیا آمده است . از دیدگاه آقای ملازاده کسی صوفی است کافر ، مشرک ، قبر پرست ، از حمار بدتر ، از سگ پست تر ، آلت استعمار و … است . در صورتی که خود آقای ملازاده در چنین خانواده ای به دنیا آمده است . پس هر چه بر علیه صوفیه صحبت و به آن ها توهین و جسارت کند ، به خودش و خانواده اش بر می گردد .

ان شاء الله در برنامه راه و بی راه ، به صورت مفصل از صوفی گری و صوفیه از دیدگاه اهل سنت و مخالفتش از دیدگاه بقیه ، بحث خواهیم کرد . حتی ثابت می کنیم که ابن تیمیه و ابن قیم و دیگران به نحویی صوفی بودند .

مجری :

مجموعه مطالبی که در مورد صوفی بودن بسیاری از بزرگان اهل سنت ، مطرح کردیم . در این برنامه هم خانواده آقای ملازاده و سایر علمای اهل سنت داخل ایران که اکثر آن ها صوفی بوده و تصوف را قبول دارند و مدح کردند و در دفاع از تصوف کتاب نوشتند را بررسی و مطرح کردیم .

به هر جهت ما دوست داریم آقای ملازاده در این باره موضعگیری قاطع داشته باشند و به این بسنده نکنند که صوفی ها مشرک هستند . بگویند پدر و مادر و برادر ایشان و بسیاری از علمای اهل سنت داخل ایران هم مشرک هستند یا نیستند ؟ البته ما تا به حال هیچ پاسخی نشنیده ایم .

تماس بینندگان :

بیننده : حمید از فارس ـ اهل سنت

چندی قبل بیننده ای از عمارت تماس گرفته بودند و به این که ما در میلاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جشن می گیریم ، معترض بودند . در صورتی که در همان کشور در میلاد حضرت عیسی (علیه السلام) جشن های زیادی می گیرند . بنده می خواهم به این برادر عزیز بگویم این دو چه تفاوتی باهم دارند . چطور می توان برای حضرت عیسی جشن گرفت ؛ اما برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نمی توان گرفت .

نکته بعد ، در مورد شهادت آیت الله نمر است . به نظر بنده این ها برنامه ریزی شده بود . اول قضیه شهادت شیعیان در نیجریه ، بعد از آن شهادت سمیر قنطار در سوریه ، در آخر هم شهادت آیت الله نمر بود . در همان شب در شبکه کلمه ، هیچ صحبتی در این باره نشد .

در مورد موضوع برنامه ، صحبت های آقای ملازاده ، اصلا سر و ته ندارد و همیشه یک بام و دو هوا هستند . در مورد صوفیه هم بنده ، آن ها را رد می کنیم ؛ اما توهین به هر مسلمان یا غیر مسلمان ، کار درستی نیست .

بیننده : آقای زاهدی از اصفهان ـ شیعه

قبل از هر چیز ، بنده می گویم که بنده اصلا آقای ملازاده را به هیچ عنوان قبول ندارم ؛ اما شایسته نیست که پسری را به جرم پدری مؤاخذه کرد . چون صوفی گری را رد کرده و بنده فکر نمی کنم که مشکلی باشد که بخواهیم بگوییم ، چون پدرشان صوفی بوده ، خودشان هم صوفی هستند .

مجری :

بحث در این است که ایشان از یک طرف انکارکرده و می گوید خانواده اش توبه کردند . از طرف دیگر ، این اهانت های رکیک را به صوفیه می کنند . آیا ایشان حاضر هستند که این اهانت ها را به پدر خودشان داشته باشند .

بیننده :

وقتی ایشان صوفی گری را رد کرده و قبول نمی کنند ، حتما پدر شان هم رد کردند .

استاد یزدانی :

یک زمان است که انسان مطلبی را رد می کند و می گوید : من صوفی ها و اعمالشان را قبول ندارم. یک زمان هم می گوید : صوفی ها از سگ هم پست تر هستند ، این ها شراب خوار ، اهل قمار ، اهل زنا هستند و مسائل این گونه را می گوید . در این صورت مسأله خیلی فرق می کند . حرفهایی که می زند ، دقیقا به خودش بر می گردد . پدر و برادر ایشان صوفی بودند و با مشایخ صوفی ها بیعت کرده‌اند و حتی برادرش خلیفه صوفیه بوده.

بیننده :

بنده از شما معذرت می خواهم ؛ اما الان ایشان صوفی نیستند .

استاد یزدانی :

ما هم می گوییم که ایشان صوفی نیستند ؛ اما علیه صوفیه صحبت می کنند . هر حرفی هم علیه صوفیه بزنند ، بر علیه خودشان گفتند ؛ چون خانواده اش صوفی بودند .

بیننده : آقای علیزاده از مشهد مقدس ـ شیعه

چند روز قبل در شبکه وهابی کلمه برنامه ای پخش می شد با این موضوع که آیا رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) شکست خورد و آیا اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مرتد شدند ؟ بنده تماس گرفتم که پاسخ دهم ؛ اما تماسم را وصل نکردند . اگر شما اجازه دهید ، بنده از این برنامه پاسخ ایشان را بدهم .

حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) رسالت خود را به گوش مردم رساندند . اما این که اصحاب توانستند پاسخ این رسالت را بدهند ؟ اگر در طول تاریخ نگاه کنیم ، می بینیم که چنین چیزی نیست . در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اگر کسی زکات نمی داد ، نمی کشتند یا قومش را از بین نمی بردند ؛ اما بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، وقتی در زمان ابوبکر ، به خاطر زکات قومی را از بین بردند . یا مسائلی که در زمان جاهلیت بود را کم کم رواج دادند . مثل برده داری . یا این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اگر می خواستند دعوتی داشته باشند ، با نامه این کار را می کردند ؛ ولی این ها شروع به جنگ کردند . به نظر بنده این که حضرت امیر (علیه السلام) نتوانستند حکومت کنند ، به این دلیل است که آقایان به حدی لقمه حرام خورده و به فکر ریاست و مال دنیا بودند که نمی توانستند با اخلاق و رفتار حضرت کنار بیایند . به این دلیل فکر می کنم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسالت خود را به گوش مردم رساند ؛ اما اصحاب آهسته آهسته مرتد شدند . البته نه همه اصحاب ؛ بلکه عده ای از آن ها مرتد شدند . چون به نظر بنده تعدادی از اصحاب از کسانی بودند که در فتح مکه مسلمان شده بودند و اسلام آن ها ظاهری بود .

بیننده : رضا از قزوین ـ شیعه

بنده به آن آقایانی که در شبکه های خود توسل را خرافه می دانند ، می گوییم که من حاصل توسل هستم . توسلی که پدرم به همراه مادرم به علی بن موسی الرضا (علیه السلام) داشتند تا از خداوند شفای مرا دهد . من بیماری داشتم که همه پزشکان از درمان آن ناامید شده بودند ، امام رضا (علیه السلام) شفا داد و پدرم به یمن همین شفاعت و شفا ، اسمم را رضا گذاشت .

حضرت استاد یزدانی ! بنده الان که موضوع برنامه تصوف است ، نکته ای را می گوییم که متأسفانه این شبکه های ماهواره ای قضیه مهدویت را معاذ الله ، یک موضوع پوچ می دانند . بنده فکر میکنم در این زمان باید مسائل جدی تر و مهم تر را مطرح کنیم تا دهان این یاوه گو ها بسته شود .

استاد یزدانی :

ما در ایام پانزده شعبان ، یک دهه کامل را هر روز برنامه ویژه در مورد مهدویت داشتیم و تمام شبهات این آقایان را به صورت مستدل و علمی پاسخ دادیم و هیچ شبهه ای نمانده که ما پاسخ آن را نداده باشیم . همه آن برنامه ها در سایت شبکه جهانی ولایت موجود است و شما می توانید همه آن ها را تماشا کنید .

بیننده :

در مورد این کلیپی که قبل این پخش کردید ، پسرم شعری را می خواهند بخوانند .

علی آن شیر خدا ، شاه عرب

الفتی داشته با این دل شب

شب زاسرار علی آگاه است

دل شب محرم سرّ الله است

شب شنیده است مناجات علی

جوشش چشمه عشق ازلی

فجر تا سینه آفاق شکافت

چشم بیدار علی خفته نیافت

کلماتی چو در آویزه گوش

مسجد کوفه هنوزش مدهوش

ناشناسی که به تاریکی شب

می برد شام یتیمان عرب

بیننده : آقای رمضان پور از نقده ـ اهل سنت

بنده می خواهم بدانم شما تصوف را رد می کنید یا می پذیرید ؟

مجری :

ما در این جا مطرح کردیم که بحث ما تصوف نیست ؛ بلکه بحث ما در مورد ادعا ها و تهمت هایی بود که ملازاده در مورد علمای اهل سنت و خانواده خود به کار برده بودند .

بیننده :

بنده می خواهم بدانم که وجه مشترکی بین تصوف و برادران شیعه است که آن ها با مدح امام حسین (علیه السلام) می توانند قمه بزنند یا این که با پای برهنه می توانند روی آتش راه بروند ، بدون این که احساس دردی داشته باشند . بنده در مجالس صوفی ها بودم و با چشم خود دیدم که آن ها با شمشیر خودشان را زده اند یا تیغ بلعیدند یا لامپ قورت دادند .

حال سؤال بنده این است که آیا بین این شیعه و تصوف ، وجه اشتراکی وجود دارد ؟

استاد یزدانی :

بنده خیلی واضح و صریح بگویم که ما نه آقای ملازاده را قبول داریم و نه صوفیه را . من متخصص بحث صوفیه نیستم . صوفیه شیعه را به هیچ وجه قبول نداریم ؛ چون روایات زیادی در مذمت آن ها نقل شده . اما با صوفی اهل سنت ، بیشتر از وهابیت نزدیک هستیم . در بسیاری از موارد با صوفیه اهل سنت مشترک هستیم ، در بحث توسل ، استغاثه ، تبرک ، احترام به اهل بیت (علیهم السلام) موافق هستیم .

ما در همین برنامه در بحث وساطت در فیض ، نشان دادیم که مجدد الف ثانی ، همان بزرگ اهل سنت ، صراحتا در کتاب خودش ، ائمه اهل بیت (علیهم السلام) را واسطه فیض می داند ، اولین نفر را امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) و آخرین نفر را حضرت مهدی (علیه السلام) می‌شمارد .

ما در این مسائل ، با صوفیه اهل سنت وجه مشترکی زیادی داریم ، در عین حال بعضی از مسائلی در مذهبشان است که مورد قبول ما نیست و رد می کنیم .

مجری :

البته به نکته ای اشاره کنم که اعمالی مانند عزاداری که شیعیان انجام می دهند و به آن اعتقاد دارند ، در روایات و اخبار ، نص وجود دارد . در باب سینه زنی ، گریه کردن ، لطمه زنی در چهار چوب فقهی که علمای ما تعیین کردند . اما خیلی از اعمالی که صوفیه انجام می دهند و ما در کلیپ ها دیدیم ، از نظر اهل سنت باید ببینند آیا در این خصوص نصی هم وجود دارد که مثلا پیامبر (صلی الله علیه و آله) یا صحابه بر کسی سجده کرده باشند یا خیر ؟

استاد یزدانی :

واقعا قبول کردن چنین مسائلی سخت است . همان طور که ما نگفتیم همه اعمال شیعیان را قبول داریم . ممکن است در بین شیعه کسی باشد که کار درستی انجام ندهد ، ما هم اعمال آن ها را تأیید نمی کنیم . ما اصل تشیع و پیروی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را قبول داریم ، ممکن است در این بین شیعه ای هم باشد که کار نادرستی انجام دهد . ما آن را تأیید نمی کنیم . در عزاداری هم ممکن است کار های نادرستی انجام دهند که مورد قبول ما نیست . از آن طرف ، رقص و آواز و سجده ها را هیچ کس قبول نمی کند .

بیننده : سعید از زاهدان ـ اهل سنت

شما چند کتاب از مولانا عبد العزیز و مولانا عبد الله پدر آقای ملازاده را در مورد صوفی گری نشان دادید . تا جایی که ما می دانیم ،مولانا عبد العزیز از بزرگترین انسان های تاریخ بلوچستان است که به رحمت خدا رفته . این ها اصلا صوفی گری را قبول نداشتند . ما با این ها بزرگ شدیم و می دانیم .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! شما ایشان را بهتر می شناسید یا دخترشان ؟

بیننده :

من همسایه ایشان بودم .

استاد یزدانی :

شما همسایه بودید ، نورالنساء ملازاده هم دخترشان بوده . دخترشان در زندگینامه ایشان نوشتند که مولانا عبد العزیز با احمد علی لاهوری بیعت کرده و اجازه خلافت گرفتند . پدر آقای ملازاده هم که از بزرگان اهل سنت هستند ، می گویند تا آخر عمر آثار معنوی تصوف در من بوده .

بیننده :

صوفی گری جمعی است یا تکی ؟

استاد یزدانی :

این ها رشته ها و مذاهب مختلف دارند . نقشبندیه ، قادریه ، سهروردیه .. دارند . بنده در این زمینه تسلط کافی ندارم ؛ اما این که ایشان صوفی بودند ، در کتاب خودشان آمده .

بیننده :

کتاب را هر کسی می تواند بنویسد .

استاد یزدانی :

کتاب را هر کسی ننوشته ، کتاب را نواده دختری و هم چنین دختر مولانا عبد العزیز نوشته و مولوی عبد الحمید و مولوی نذیر احمد سلامی آن را تأیید کرده و بر کتاب مقدمه زده است.

بیننده :

شما که نمی توانید با شبکه های وهابی تماس بگیرید ، به یکی از علمای سیستان و بلوچستان تماس بگیرید و از نظر آن ها را در مورد صوفی گری بپرسید .

استاد یزدانی :

به نظر شما به چه کسی زنگ بزنیم . وقتی خود مولوی عبد الحمید این کتاب را تأیید کرده و بر آن مقدمه زده ، به نظر شما کتاب را قبول ندارد . اتفاقا مولوی لاشاری در این جا گفتند : من صوفی هستم و حتی کل مشخصات خود را هم بیان کردند .

بنده هفته قبل کتاب خلاصه التصوف آقای ملا عمر سربازی را نشان دادم .

بیننده :

ما در زاهدان صوفی گری نداریم ، شاید در کردستان باشند ؛ اما در زاهدان چنین چیزی نیست .

استاد یزدانی :

شما که خبر نداری ، به این دلیل است که اطلاعات شما کم است . ما از آقای عبد الحمید کلیپ پخش کردیم که در روز تشییع جنازه مولانا محمد عمر سربازی می گفت : ایشان در راه تصوف مردند .

این کتاب مجالس قطب الارشاد آقای سربازی است که در این کتاب تصریح می کند : من با نقشبندیه بیعت کردم . ایشان می گوید : هر کس صوفی نباشد و بین شریعت و طریقت فرق قائل باشد ، کافر است .

کتاب الان در کتاب فروشی ها موجود است ، می توانید مراجعه کنید و کتاب را بخرید .

بیننده : مجتبی از اصفهان ـ شیعه

ما با اهل سنت به خوبی و خوشی زندگی می کنیم و در بعضی از مسائل اختلافات کمی داریم . از جمله در مسأله مهدویت که ما می گوییم حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) به دنیا آمده و غائب شدند ؛ اما آن ها می گویند هنوز به دنیا نیامده . ما می توانیم در این مسأله هم با هم کنار بیاییم . تقاضایی که برادران اهل سنت دارم این است که برای رسیدن به همان منجی کمک کنیم و به تبلیغات این شبکه های وهابی که قصد دورکردن ما از این راه را دارند ، توجهی نداشته باشند .

مجری :

استاد عزیز از شما تقاضا دارم که خلاصه ای از بحث امشب را بیان کنید .

استاد یزدانی :

آقای ملازاده تصوف را تکفیر کرده بود ؛ اما ما ثابت کردیم که خانواده ایشان صوفی هستند . این برادری هم که گفتند من همسایه مولانا عبد العزیز بودم ، بهتر از دختر مولانا ، ایشان را نمی شناسند . خود دخترش در زندگینامه و شرح حالی که از ایشان نوشته ، تصریح کرده مولانا عبد العزیز در پاکستان با احمد علی لاهوری بیعت کردند . آقای سربازی هم با ایشان ملاقات کرده . در صوفی بودن این ها هیچ تردیدی نیست و در کتاب هایشان هم آمده است و انکار بعضی ها هیچ سودی به حالشان ندارد .

مجری :

از شما استاد عزیز و ارجمند وهم چنین بینندگان گرامی تشکر و قدردانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .