برنامه کلمه طیبه قسمت هشتم با موضوعات : ساختگی بودن تبریک ولایت علی در غدیر، عدم استجابت دعای پیامبر، روایات ازدواج موقت، رضاع کبیر.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه: کلمه طیبه

اساتید: حجج اسلام آقایان استاد یزدانی و استاد ابو القاسمی

تاریخ: ۳۰ / ۰۸ / ۱۳۹۰

موضوع: ساختگی بودن تبریک ولایت علی در غدیر، عدم استجابت دعای پیامبر، روایات فحش ابو بکر و عایشه، روایات ازدواج موقت، رضاع کبیر.

مجری:

کلیپ شماره ۱ را همکارانم در اتاق فرمان پخش کنند.

کلیپ:

[موضوع: ساختگی بودن تبریک ولایت علی در غدیر]

خدمتی:

موضوع بعد جناب استاد هاشمی این است که بینندگان محترم به این مسئله توجه کنند، بعد از این اتفاق آقایان می‌گویند: همه بلند شدند و دست حضرت علی را گرفتند و گفتند: مبارک باشد، تبریک می‌گوییم.

اولا چنین چیزی نبوده است، این من در آوردی و از خود سازی است.

استاد ابو القاسمی:

این کارشناس وهابی اگر ۲۰ دقیقه وقت می‌گذاشت و صحبت‌‌هایی را که در همین شبکه با کتب اهل سنت در ایام غدیر در همین شبکه نگاه می‌کرد، نیازی به این مطالب کلی گویی نبود و این که بگوید: همچین حرف‌هایی نبوده است، خودش رویش نمی‌شد که این حرف‌ها را بزند.

روایت در کتاب مسند احمد است، راه دور هم نمی‌خواهیم برویم.

آقای احمد از یکی از صحابه نقل می‌کند:

کنا مع رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم

مسند أحمد بن حنبل، ج ۴، ص ۲۸۱

با پیغمبر بودیم حضرت دست حضرت علی را گرفتند و فرمودند:

أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ

مسند أحمد بن حنبل، ج ۴، ص ۲۸۱

آیا نمی‌دانید که من از مؤمنین به جان آن‌ها اولی‌تر هستم، گفتند: بله،‌ دست حضرت را گرفتند و فرمودند:

من کنت مَوْلاَهُ فعلی مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ قال فَلَقِیَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلک فقال له هنیاء یا بن أبی طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَیْتَ مولى کل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَهٍ

مسند أحمد بن حنبل، ج ۴، ص ۲۸۱

عمر حضرت را بعد از آن قضیه دید و گفت: مبارک و گوارا باشد بر تو ای فرزند ابی طالب، تو به صورت دائمی سرپرست مؤمنین و مؤمنات شدی.

برخی دیگر نقل کرده‌اند و گفته‌اند:

حسن صحیح

این روایت دقیقا همان مظمون را نقل کرده است و می‌گوید:

اسناد صحیح و هو من الزوائد احمد حنبل

یعنی فرزند احمد از خود احمد پدرش نقل کرده است.

ببینیم که علمای اهل سنت در مورد سند این روایت چه چیزی گفته‌اند.

این کارشناس که گفته بود درست است،‌ ملا علی هروی در کتاب مرقاه المفتاتیح هم می‌گوید:

رواه أحمد أی فی مسنده وأقل مرتبته أن یکون حسنا فلا التفات لمن قدح فی ثبوت هذا الحدیث

مرقاه المفاتیح، ج ۱۱، ص ۲۵۸

مسند احمد نقل کرده است، حداقل این روایت حسن است.

بنابراین اگر کسی اشکال بگیرد، اصلا حرفش حجت نیست و چیزی از علم رجال نمی‌داند.

البته ما یک اشاره‌ای به روات آن داشته باشیم.

عفان بن مسلم که از روات بخاری و مسلم، أبوداود،‌ ترمذی و نسائی است.

نفر بعد از روات بخاری و مسلم است تعلیقا علمای اهل سنت مثل ابن حجر او را توثیق کرد‌ه‌اند.

نفر بعد علی بن زید بن جدعان است که آقای بخاری در ادب المفرد این روایت را نقل کرده است، و مسلم در صحیح خودش آورده است.

نفر بعدی عدی بن ثابت است که آقای ذهبی او را توثیق کرده است.

نفر بعد براء بن عازب است که در کاشف این مطلب را تصحیح کرده است.

پس سند این روایت درست است.

روایت بعدی که خیلی واضح‌تر است، در روز غدیر خم:

یوم غدیر خم لما أخذ النبی صلى الله علیه وسلم بید علی بن أبی طالب فقال ألست ولی المؤمنین قالوا بلى یا رسول الله قال من کنت مولاه فعلی مولاه فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لک یا بن أبی طالب أصبحت مولای ومولى کل مسلم

تاریخ بغداد، ج ۸، ص ۲۸۹

وقتی که پیغمبر دست حضرت علی را گرفتند، فرمودند: آیا من ولی مؤمنین نیستم؟

عرض کردند: بله یا رسول الله، پیغمبر فرمود: هر کسی که من مولای او هستم، از این پس علی مولای او است.

عمر بن خطاب گفت: برای تو افتخار است ای پسر علی بن ابی طالب، مولی من و هر مسلمانی شدی:

فأنزل الله الیوم أکملت لکم دینکم

تاریخ بغداد، ج ۸، ص ۲۸۹

این آیه هم نازل شد.

این روایت با سند معتبر در تاریخ بغداد آمده است.

ما بار ها این روایت را خوانده‌ایم.

جالب این جا است که می‌گوید: هرکسی در آن روز روزه بگیرد، برای او ثواب روزه شصت ماه را دارد.

اما سند آن:

عبدالله بن محمد بن بشران که آقای ذهبی در تاریخ اسلام می‌گوید: خطیب بغدادی گفته است:

کان سماعه صحیحاً

تاریخ الإسلام، ج ۲۹، ص ۲۶۴

در کتاب سیر اعلام النبلا، آقای علی بن عمر الحافظ دارالقطنی می گوید: شخص بسیار مشهوری است.

نفر بعد أبو نصر حبشون بن موسی بن ایوب الخلال که آقای ذهبی او را توثیق می کند.

نفر بعد آقای سعید بن الرملی است که آقای ذهبی در میزان الاعتدال می گوید:

ما علمت به بأسا… وهو صالح الأمر

میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج ۵، ص ۱۵۳ و ۱۵۴

هیج اشکالی ندارد.

این که ثقه بوده است در صحاح سته از او روای نیاورده است.

نفر بعد ضمره بن ربیعه القرشی است که در کتاب سیر اعلام النبلا آمده است و بعدی عبدالله بن شوذب است که تمام این‌ها را علمای اهل سنت توثیق کرده‌اند و گفته‌اند: روایات این‌ها معتبر و صحیح است.

مطر وراق که از شهر بن حوشب نقل می‌کند و او هم از صحابی ابو هریره نقل کرده است.

شاهد بعد آقای غزالی است که این کتاب را نوشت تا این که خلوص نیتش را به یکی از پادشاهان نشان دهد.

پادشاه زمانش از آقای غزالی خواست که یک کتابی برای من بنویس که راه حکومت داری باشد.

ایشان کتاب سر العالمین و کشف ما فی الدارین را نوشت که پادشاه حواس خود را جمع کن.

در بحث خلافت، هیچ کس پدر و مادر نمی‌شناسد:

واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع

سر العالمین وکشف ما فی الدارین، ج ۱، ص ۱۸

همه اجماع دارند بر متن حدیثی که در روز غدیر خم بوده است.

همه مردم بودند که پیامبر فرمود:

وهو یقول من کنت مولاه فعلی مولاه

سر العالمین وکشف ما فی الدارین، ج ۱، ص ۱۸

عمر گفت:

بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى کل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحکیم

سر العالمین وکشف ما فی الدارین، ج ۱، ص ۱۸

مولای من و همه مولاها شدی.

این قبول حکم رسول خدا بود و رضایت عمر بود.

بعد از این هوی نفس بر او غالب شد به دنبال ریاست رفت و عمود خلافت را بر دوش گرفت:

فی قعقعه الرایات واشتباک ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول

سر العالمین وکشف ما فی الدارین، ج ۱، ص ۱۸

لشکر کشی کردند و پیمانی را که اول بستند، آن را شکستند.

این را آقای غزالی نقل کرده است و می‌گوید: خلیفه دوم ما عمر بوده است که با حضرت علی بیعت کرده است و بخ ‌بخ هم گفته است و بعد بیعت خود را شکسته است، حواست باشد که هیچ کسی به تو وفادار نیست.

بخ یعنی افتخار، افتخار برای تو است و حداقل معنی آن تبریک گفتن است.

آقای غزالی در ادامه می‌گوید: عمر روز آخر پیامبر گفت:

دعوا الرجل فإنه لیهجر

سر العالمین وکشف ما فی الدارین، ج ۱، ص ۱۸

پیامبر را رها کنید که (زبانم لال) هذیان می گوید.

ملاحظه کردید که خود علمای اهل سنت، حداقل با سه سند صحیح تبریک گفتن خلیفه دوم را نقل کرده‌اند.

شما از چه چیزی بدت می‌آید؟

برای چه خجالت می‌کشید بگویید: خلیه دوم به حضرت علی تبریک گفته است؟

چرا منکر می‌شوید؟

چون می دانید تک تک این قرائن که جمع شود، دیگر جایی برای این شبه پراکنی‌های شما نمی‌ماند.

اگر بحث دوستی باشد، همه مومنین با هم دوست هستند.

دستور قرآن است که می‌فرماید:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ

سوره حجرات آیه ۱۰

اگر بحث دوستی بود، آن قدر تبریک و افتخار و این حرف‌ها را نداشت.

مجری:

کلیپ شماره  ۲ را پخش کنید.

کلیپ:

[موضوع: وانصر من نصره واخذل من خذله]

حسینی:

همچنین قضیه

وانصر من نصره واخذل من خذله

می‌گوید: این هم خلاف واقعه تاریخی است؛ زیرا کسانی که در جنگ صفین با حضرت علی بودند، پیروز نشدند.

علی در کدام یک از جنگ‌هایش پیروز شد؟

در جنگ نهروان که بر علیه خوارج بود.

در جنگ جمل که مایه افتخار هیچ کس نبود، خود حضرت علی هم افتخار نکرد که من پیروز شدم.

در جنگ صفین هم که پیروز نشدند و به صلح انجامید و دشمنانش که اگر بگوییم: معاویه دشمنش بوده است، حکومت کرد و حضرت حسن هم با او صلح کرد و بعد شروع کرد به فتوحات.

هاشمی:

در واقع این حدیث عملی نشد.

حسینی:

اصلا نیست؛ به این خاطر که می‌‌گوید: این به اتفاق کسانی که حدیث آشنایی دارند، ضعیف است.

در واقع خلاف تاریخی است.

مجری:

کارشناس‌های وهابی در این بخش مدعی مطلب دیگری شده‌اند که اللهم انصر من نصره که ما اعتقادمان بر این است که پیامبر اسلام بعد از این که حضرت امیر را به عنوان ولی و جانشین معرفی کردند، بعد این دعا را فرمودند.

این‌ها می‌گویند: این کلمه دروغ است؛ چون خداوند امیرمؤمنان علی علیه السلام را در جنگ جمل و صفین یاری نکرده است.

واقعیت این مطلب چه چیزی است؟

استاد یزدانی:

متأسفانه این آقا کورکورانه از خدای خودش ابن تیمیه پیروی می‌کند و بدون این که مطالعه کند و بدون این که به کتاب‌های اهل سنت مراجعه کند، هر چیزی که آقای ابن تیمیه گفته است، این آقا مثل یک نواری که می‌خواند همان را تکرار می‌کند و اصلاً فکر نمی‌کند.

قبل از این، شش یا هفت قرن قبل، آقای ابن تیمیه این مطلب را گفته است و او هم بدون فکر گفته است و او هم بدون مطالعه گفته است که مثلا‌ً در مجموع الفتوای او آمده است:

وقوله اللهم انصر من نصره… خلاف الواقع قاتل معه أقوام یوم صفین فما انتصروا وأقوام لم یقاتلوا فما خذلوا کسعد

مجموع الفتاوى، ج ۴، ص ۴۱۸

این که پیغمبر دعا کرده باشد که خدایا او را یاری کن و هر کس او را یاری کند یاری کن، این خلاف واقعیت تاریخی است؛ چرا که کسانی در جنگ صفین با امام علی جنگیدند؛ ولی یاری نشدند و کسی از لشگریان علی یاری نشد، کسانی هم نرفتند در رکاب علی بجنگند؛ مثل سعد بن ابی وقاص و فلان و فلان که این‌ها هیچ کدام دچار خذلان نشدند؛ بلکه موفق هم بودند.

بعد می‌گوید:

وکذلک اصحاب معاویه وبنى أمیه الذین قاتلوه فتحوا کثیرا من بلاد الکفار ونصرهم الله

مجموع الفتاوى، ج ۴، ص ۴۱۸

کسانی هم که طرفدار معاویه بودند و با علی جنگیده بودند، بعد از آن پیروز شدند و فتوحات زیادی داشتند و خدا آن‌ها را یاری کرد.

این واقعا چیز عجیبی است که این آقا گفته  است.

در جواب این کارشناس ما چند نکته را عرض می‌کنیم.

اول این که امیر المؤمنین در هر سه جنگ پیروز شده است.

شما پیروزی را در چه می‌بینید؟

در جنگ جمل امیرالمؤمنین لشکر عایشه را قلع و قمع کرد و چیزی از آن‌ها باقی نگذاشت و بیست و چهار هزار نفر در این جنگ کشته شد که بیست هزار نفر از لشگر عایشه بود و آن‌ها شکست خوردند و جمع شدند و عایشه هم اسیر شد و به مدینه رفت.

پس پیروز شد و خداوند در آنجا امیر المؤمنین را یاری کرد؛ همان طور که پیغمبر فرموده بود، خدا او را یاری کرد.

در جنگ صفین هم همین طور شد.

هفتاد و پنج هزار نفر کشته شد که چهل و پنج هزار نفر از لشگریان معاویه بود و تنها بیست و پنج هزار نفر از لشگریان امیر المؤمنین کشته شد.

آنجا هم یاری با امیر المؤمین بود و پیروزی نهایی از آن امیرالمؤمنین بود تا این که این آقا کارها و فتنه‌هایی کرد که توانست خوارج را به وجود بیاورد.

پس اولا: امیرالمؤمنین پیروز شده است،‌ از این گذشته. ثانیا : این سخن ابن تیمیه و این کارشناس، انکار سنت قطعی و صحیح رسول خدا است.

ایشان می‌گوید: این مطلب دروغ است و واقعیت ندارد؛ ولی علمای اهل سنت این روایت را با سندهای صحیح نه یکی و دو تا و سه تا، بیش از سه تا سند صحیح در کتاب‌های اهل سنت دارد.

چطور این آقا می‌گوید: همچنین روایتی صحیح نیست؟

در کتاب تهذیب خصائص الامام علی علیه السلام آقای حافظ احمد بن شعیب که معروف به نسائی است و تحقیق آن توسط ابو اسحاق حوینی است، امروز حرف‌های زیادی از آقای حوینی پخش خواهیم کرد که وهابی مشهوری است که الان هم زنده است.

می‌گوید:

أخبرنا أحمد بن شعیب قال أخبرنا الحسین بن حریث المروزی قال أخبرنا الفضل بن موسى عن الأعمش عن أبی إسحاق عن سعید بن وهب قال قال علی کرم الله وجهه فی الرحبه أنشد بالله من سمع رسول الله صلى الله علیه وسلم یوم غدیر خم یقول إن الله ورسوله ولی المؤمنین ومن کنت ولیه فهذا ولیه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره ال فقال سعید قام إلى جنبی سته وقال زید بن یثیع قام عندی سته

خصائص أمیر المؤمنین (ع)، النسائی، ص ۱۰۳

سند کاملا صحیح است.

من قسم می‌دهم کسانی را که در روز غدیر خم از پیغمبر شنیدم که فرمود: خدا و رسول ولی مؤمنان هستند، هر کس من ولی او هستم، این یعنی علی بن ابی طالب هم ولی او است.

خدایا دوست بدار، هر که علی را دوست دارد و دشمن باش، با هر کس که با علی دشمن است و خدایا یاری کن، هر که علی را یاری می‌کند.

سعید می‌گوید: از من شش نفر از طرف زید بن یثیع هم شش نفر بلند شدند و شهادت دادند و بعد عمرو ذومر می‌گوید‌:

احب من أحبه وأبغض من أبغضه

خصائص أمیر المؤمنین (ع)، النسائی، ص ۱۰۳

بعد سند روایت را هم ادامه می‌‌دهد.

آقای ابن کثیر دمشقی سلفی که  شاگرد ابن تیمیه است، این سند را می‌آورد و می‌‌گوید: جیّد است.

ایشان در همین کتاب البدایه و النهایه روایت را می‌آورد:

وقال النسائی فی کتاب خصائص علی… أنشد بالله رجلا سمع رسول الله یوم غدیر خم یقول ان الله ولی المؤمنین ومن کنت ولیه فهذا ولیه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره

البدایه والنهایه، ج ۵، ص ۲۱۰

اینجا رجلا آورده است که فرقی نمی‌کند.

بعد می‌گوید:

وهذا اسناد جید

البدایه والنهایه، ج ۵، ص ۲۱۰

سندش جید است.

دیدیم که وهابی یک شیطنتی کرده بود و جلوی:

اللهم انصر من نصر

علامت سؤال هم گذاشته بود. چه قصد و منظوری داشت؟

روایت دوم را از کتاب مجمع الزوائد و منبع الفوائد، هیثمی می‌خوانیم که ایشان روایت را از کتاب‌های دیگر اهل سنت می‌آورد.

باز همان روایت است که امیرالمؤمنین قسم می‌خورد کسی که در روز غدیر خم از رسول خدا این مطلب را شنیده است و سیزده نفر بلند شدند و شهادت دادند که رسول خدا فرمود:

ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم قالوا بلى یا رسول الله قال فأخذ بید علی فقال من کنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وأحب من أحبه وأبغض من یبغضه وانصر من نصره واخذل من خذله

مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۰۵

خدایا یاری کن هر کسی که علی را یاری می‌‌کند و دچار خذلان و خفت و خاری کن هر کسی که با علی این کار را انجام داده است.

بعد می‌گوید: روایت را بزار نقل کرده است و تمام راویان این روایت، راویان صحیح بخاری هستند غیر از آقای فطر بن خلیفه که او هم ثقه است.

باز هم در این کتاب آمده است:

وعن حبشی بن جناده قال سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول یوم غدیر خم اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره وأعن من أعانه رواه الطبرانی ورجاله وثقوا

مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۰۶

این روایت را طبرانی نقل کرده است و تمام راویان آن توثیق شده‌اند.

حداقل تا اینجا ما سه تا روایت صحیح السند خواندیم که علمای اهل سنت تصریح کرده بودند که این روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صادر شده است.

پس اولا این حرف آقای ابن تیمیه و این کارشناسان، انکار سنت پیغمبر است.

پیغمبر این حرف را فرموده است.

این‌ها می‌گویند: نفرموده است.

این روایت با سند صحیح آمده است، شما چه جوابی برای این مطلب دارید؟

نکته بعدی که خیلی مهم است، جهل این آقایان و خدای وهابیت را به مفاهیم قرآن و سنت می‌رساند.

اگر کسی با معیار ابن تیمیه و هم فکران او بخواهد این مطلب را با خودش بسنجد، واژه‌های اسلامی و قرآنی را بسنجد، با معیار آن‌ها، هر کس که در جنگ شکست بخورد، خدا او را یاری نکرده است و هر کس در جنگ پیروز شود، خدا او را یاری کرده است.

از دیدگاه ابن تیمیه هر کس در جنگ غلبه ظاهری بر حریفش پیدا کرد، خدا او را یاری کرده است، اگرچه اسکندر مقدونی باشد و اگرچه چنگیز خان مغول باشد؛ ولی با منطق الهی، این مطلب این طور نیست.

یاری فقط در این دنیا نیست.

خداوند صریحا در قرآن خودش می‌فرماید:

إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آَمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ

سوره غافر آیه ۵۱

ما به یقین به پیامبران خود و کسانی که ایمان آورده‌اند، در زمین زندگی دنیا و آخرت، روزی که گواهان به پا می‌خیزند، یاری می‌دهیم.

خدا اینجا قسم خورده است که ما یاری می‌‌دهیم.

اگر با معیار این آقا بسنجیم، باید بگویند: یا امیر المؤمنین نعوذ بالله مؤمن نبوده است که به این دلیل خدا او را یاری نکرده است یا بگویند: این روایت و آیه قرآن کریم دروغ می‌گوید.

باز در آیه دیگر می‌فرمایند:

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ

سوره روم آیه ۴۷

پیش از تو پیامبرانی را به سوی اقوام‌شان فرستادیم و دلائل روشن هم به آن‌ها دادیم؛ ولی اندرزها سودی نداشت و از مجرمان انتقام گرفتیم و یاری مؤمنان هموار حقی است بر عهده ما.

خداوند در اینجا صراحتا می‌فرماید:

وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ

سوره روم آیه ۴۷

ما مؤمن را یاری می‌کنیم، حق بر گردن ما دارند و بر عهده ما است که مؤمن را یاری کنیم.

اگر بخواهیم با معیار آقای ابن تیمیه بسنجیم، خداوند حضرت هابیل را یاری نکرد؛ بلکه قابیل را یاری کرد؛ ولی خدا چیز دیگری می‌فرماید.

درست است که قابیل پیروز شد و هابیل به شهادت رسید؛ ولی خداوند هابیل را یاری کرده است.

به زودی در قیامت این مطلب آشکار خواهد شد.

صدها و هزاران پیغمبر به دست اقوام خودشان کشته شدند و به شهادت رسیدند، آیا خدا آن‌ها را یاری نکرد؟

در جنگ احد رسول خدا به ظاهر شکست خورد و حضرت حمزه سید الشهداء به شهادت رسید، آیا رسول خدا و حضرت حمزه و بقیه شهدای احد در آنجا یاری نشدند؟

این که خداوند می‌فرماید: نصرت مؤمنین. حقی است بر گردن ما؛‌ ولی باز  با معیار آقای ابن تیمیه، آن‌ها را یاری نکرده است.

در هفته‌های گذشته هم گفتیم: امیرالمؤمنین به دستور رسول خدا با عایشه، معاویه و خوارج جنگیده است.

روایت هم حداقل شش تا سند مستقیم تا صحابه دارد.

هر کدام از این‌ها، سندهای مختلف و متواتری دارد.

یک روایت دیگر هم برای شما از کتاب‌های اهل سنت بخوانم.

آقای ابن حجر عسقلانی می‌گوید:

قَوْلُهُ ثَبَتَ أَنَّ أَهْلَ الْجَمَلِ وَصِفِّینَ وَالنَّهْرَوَانِ بُغَاهٌ هو کما قال وَیَدُلُّ علیه حَدِیثُ عَلِیٍّ أُمِرْت بِقِتَالِ النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ

تلخیص الحبیر، ج ۴، ص ۴۴

این آقای رافعی که گفته است: اهل جمل و صفین و نهروان همه بغات هستند، حرف آقای رافعی درست است.

بعد سندهای روایت را نقل می‌کند.

طبق این روایت امیر المؤمنین به دستور رسول خدا با عایشه و این‌ها جنگیده است،.

خداوند چطور می‌تواند امیر المؤمنین را که به دستور پیغمبرش با این‌ها جنگیده است، یاری نکرده باشد؟

پس آقای کارشناس، هر حرفی که آقای ابن تیمیه می‌گوید، شما چشم و گوش بسته نپذیر، یک خورده فکر کن، یک خورده به قرآن مراجعه کن.

به قرآنی که می‌گویی ۲۵ جزء آن را حفظ هستی، مراجعه کن.

این آیات در قرآن کریم است.

خداوند می‌گوید: ما مؤمن را حتما یاری می‌کنیم؛ ولی شما می‌گویید: خدا امیرالمؤمنین را یاری نکرده است و‌ در جنگ صفین شکست خورد، یا باید بگویید: این آیه دروغ است یا بگویید: امیر المؤمنین مؤمن نبوده است.

دو راه بیشتر وجود ندارد.

سندهای صحیح دیگری هم آمده بود.

مجری:

خودشان را به جهالت می‌زنند یا نمی‌روند مطالعه کنند؟

استاد یزدانی:

فقط کینه و دشمنی با اهل‌بیت است و چیز دیگری نیست.

این‌ها انکار فضائل امیر المؤمنین را شغل خودشان قرار داده‌اند و از عربستان سعودی پول می‌گیرند و آنجا می‌نشینند و فقط فضائل امیر المؤمنین را انکار می‌کنند که نیست، اصلا روایت نداریم.

این روایات در کتاب‌های شما چه کار می‌کند؟

مجری:

شاید مصداق این آیه قرآن باشد که می‌فرماید:

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا

سوره بقره آیه ۱۰

کارشناس وهابی ادعا کرده است که اهل سنت به هیچ کسی توهین و جسارت نمی‌کنند و حتی مثلا‌ گفته‌اند که به ابو لؤلؤ مجوسی هم توهین نکرده‌ایم.

این کلیپ را ببینیم ان ‌شاء الله جواب را از زبان استاد می‌شنویم.

کلیپ:

[موضوع: اهل سنت سب و لعن و توهین نمی‌کنند]

هاشمی:

استاد حیدری، آیا در کتب اهل سنت پیامبر روایتی نیست که به ابو لؤلؤ مجوسی قاتل امیر المؤمنین عمر بن خطاب داماد حضرت زهرا، لعنت و نفرین و عذاب و این جور چیزهایی که الان به عامه اهل سنت می‌گویند روایتی نیست.

حیدری:

من الحمد الله تحقیق کرده‌ام، روایات نیست؛ چون روایات را باید علماء بنویسند و علماء‌ بسیار پاک‌تر و بسیار بزرگوارتر از این هستند که دشنام را عبادت فرض کنند.

عوام اهل سنت از هر گوشه‌ای از این جهان بزرگ را نگاه کنید و مراجعه کنید، به این قائل نیستند که باید به دشمن‌شان لعن و نفرین بفرستند.

کافر یا مشرکی آمد عمر فاروق را به شهادت رساند، درباره او ما نداریم که لعن و نفرین باشد.

لعن و نفرین عبادت نیست.

این که شما بیایید در پشت سر، آقای زاهدی فرمود که آقای حیدری دو رو نیست.

مجری:

جناب استاد ابو القاسمی همان طور که توضیح دادم، این کارشناس وهابی ادعا کرده است که اهل سنت حتی به ابو لؤلؤ هم توهین نکرده است.

آیا روایتی در این زمینه در کتاب‌های اهل سنت پیدا می‌شود یا نه؟

استاد ابو القاسمی:

در همین کلیپی که پخش شد، گفت: ما به ابو لؤلؤ مجوسی، مجوسی فحش هست یا نیست؟

من نمی‌خواهم که وارد این جزئیات این بحث‌ها بشوم که مسلمان بوده است و دعوایش با خلیفه بر سر چی بوده است.

در کتاب عمده القاری شرح صحیح بخاری آقای عینی می‌گوید:

قتله علج یسمى فیروز وکنیته أبو لؤلؤه وکان غلاما للمغیره بن شعبه وکان یدَّعی الإسلام

عمده القاری، ج ۸، ص ۲۲۹

یک غلام غیر عربی او را کشت که کنیه‌‌اش ابولؤلؤ بود و غلام مغیره بن شعبه بود و ادعای اسلام داشت و شهادتین گفته بود.

ولی نمی‌دانم که چه اصراری دارند که بگویند: خلیفه دوم را یک مجوسی کشت.

اگر قرآن را قبول دارید، قرآن می‌فرماید:

وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْکُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا

سوره نساء آیه ۹۴

به کسی که به شما می‌گوید: من مسلمان هستم، نگو تو مسلمان نیستی.

آیه قرآن است، چرا این قدر توجه نمی‌کنید؟

ادعای اسلام می‌کرده است.

من کار ندارم که کار خوب می‌کرده یا کار بد می‌کرده است، مسلمان که بوده است، چرا به او می‌گویید مجوسی؟

ایشان به دروغ می‌گوید: ما در کتب خودمان و علمای خودمان به هیچ وجه لعنت بر ابو لؤلؤ را نداریم.

من کلمه لؤلؤ و لعنه را جستجو زدم.

در کتاب الشریعه آجری می‌گوید:

قتله أبو لؤلؤه لعنه الله

الشریعه، ج ۵، ص ۲۳۸۴

در کتاب تهذیب المدونه می‌گوید:

أبی لؤلؤه لعنه الله

تهذیب المدونه، ج ۱، ص ۲۵۸

ببینیم که آقای مقدسی چه گفته است.

ایشان می‌گوید:

فجاء أبو لؤلؤه الملعون لعنه الله

البدء والتاریخ، ج ۵، ص ۱۸۹

هر جا که می‌رسد این مسلمانی که خلیفه دوم را در دعوای شخصی کشته است، می‌گوید: ملعون.

پس این‌ها ابو لؤلؤ را هم لعنت کرده‌اند با این که مسلمان بوده است.

خود آقا می‌گوید: مجوسی بعد می‌گوید: ما فحش نمی‌دهیم.

از مجوسی بدتر می‌خواهی فحش دهی؟

مجوسی یعنی آتش پرست، به یک مسلمان بگو آتش پرست.

خودشان گفته‌اند: اگر کسی به یک مسلمانی بگوید: تو کافر هستی، ارتباط اسلامی بین آن‌ها از بین می‌رود یا این مسلمان باقی می‌ماند یا طرف مقابل.

بدترین فحش این است که به مسلمانی بگویی: تو مسلمان نیستی.

شما به یک مسلمان گفته‌ای: تو کافری مجوسی هستی.

اگر اتاق فرمان کلیپ بعدی را پخش کنند، ببینیم که این آقا خودش لعنت می‌کند یا نه؟

کلیپ:

[موضوع: لعنت کردن حیدری]

حیدری:

آقای هاشمی من مجبور هستم در اینجا اشاره مجددی داشته باشم به بعضی از افرادی که بنده آن‌ها را سنی‌های اثنی عشری می‌نامم.

می‌گویم: مولوی اثنی عشری از خدا بترس.

مبادا روزی برسد که مرگ فرا رسد و چشمانت از حدقه بیرون بزند، در آن روز نه زن و فرزند به دردت می‌خورد، نه جمهوری اسلامی به دردت می‌خورد، نه کس دیگری می‌تواند تو را از عذاب جهنم نجات دهد.

مولوی اثنی عشری، شرمنده هستم که با این کلمات خطاب می‌کنم، بد فهمیده نشود.

به لطف خداوند در جامعه ما بسیاری هستند؛ بلکه بیش از نود، نود و پنج درصد علمای ما الحمد الله درد دارند و اهل درد هستند و خدمت می‌کنند و تلاش می‌کنند و زحمت می‌کشند و به هر نحوی که شده است حق را بیان می‌کنند؛ اما تعدادی هستند که نام عالم بر خود گذاشته‌اند، عمامه عالم بر سر گذاشته‌اند؛ اما لعنت و نفرین خدا بر آن‌ها باد که در برابر حق، حق را کتمان می‌کنند و برای سی هزار تومان و برای کارت پارسیان که به آن‌ها رشوه داده می‌شود که ماهی نمی‌دانم چقدر که به حساب آن‌ها سرازیر می‌شود، کاش یک مبلغی بود که ارزشی می‌داشت.

از خدا بترسید، از مخلوق خجالت بکشید، از زن و بچه‌تان خجالت نمی‌کشید؟

از خدا نمی‌ترسید؟ حیا نمی‌کنید؟

اگر مرد نیستید،‌ اگر عرضه ندارید، اگر جرأت ندارید، لباس روحانیت را کنار بگذارید و بروید کشاورزی کنید.

بروید رانندگی و مغازه داری کنید.

حیف است که نام عالم بر روی انسان باشد؛ اما با یک مبلغ ناچیزی دین خدا را بفروشد و در برابر دین خدا احساس مسئولیت نکند.

استاد ابو القاسمی:

این آقا از یک طرف می‌گوید: ابو لؤلؤ مجوسی را لعنت نمی‌کنیم، از یک طرف به یک عده از مولوی‌هایی که خودش مولوی اثنی عشری می‌نامد، می‌گوید: لعنت خدا بر آن‌ها باد؛ پس مولوی‌های اهل سنت به نظر این آقا از ابو لؤلؤ مجوسی بدتر هستند؛ چون ابو لؤلؤ مجوسی را نباید لعنت کرد؛ ولی این مولوِی‌‌ها را این آقا لعنت می‌کند و می‌گوید: لعنت خدا بر آن‌ها باد.

شما در یک برنامه این قدر تعارض داشتید که در یک جا با حالت معصومانه می‌گویید: ما هیچ کسی را لعنت نمی‌‌کنیم، ما حتی به ابو لؤلؤ مجوسی فلان فلان شده هم فحش نمی‌دهیم، بعد خودت در همان برنامه می‌گویی: لعنت خدا بر مولوی‌های اهل سنت باد.

آبروی خودت را می‌بری، چرا حرف‌هایی می‌زنی که باطنت با آن فرق می‌کند؟

از کوزه همان برون تراود که در اوست.

شما نمی‌‌توانی تحمل کنی که چند تا مولوی اهل سنت  ارتباط صمیمی با شیعه‌ها دارند، آن‌ها را لعنت می‌‌کنی، بعد می‌خواهی که ابو لؤلؤ مجوسی را لعنت نکنی؟‌

این‌ها حرف‌های خنده‌دار است.

ایشان گفتند: ما اهل سنت لعنت نداریم، من از ایشان سؤال می‌پرسم، کتابی که الان ملاحظه کردید، کتاب صحیح بخاری است، من یک روایتی می‌آورم که شاید بیننده‌ها تا به حال این روایت را ندیده باشند.

روایت بسیار جالبی در صحیح بخاری است، ما توصیه می‌کنیم که عزیزان صحیح بخاری را بخرند و این روایت‌ها را در آن بخوانند و بفهمند که طرف آن‌ها چه کسی است.

کتاب الادب، باب قول الضیف لصاحبه لا آکل حتی تأکل، باب زمانی که مهمان به صاحب خانه بگوید: تا زمانی که تو نخوری من غذا نمی‌خورم.

می‌گوید: عبدالرحمن پسر ابوبکر می‌گوید: برای پدرم یک سری مهمان‌‌هایی آمد و بعد پدرم شب رفت پیش پیغمبر و من هم دنبال کارهای خودم بودم (البته اینجا این‌ها را نیاورده است در شرح آن این چیزها را آورده است) فقط همین مقدار را می‌گوید که ابوبکر پیش پیامبر ماند صبح که شد، برگشت.

مادرم به او گفت:

احْتَبَسْتَ عن ضَیْفِکَ أو أَضْیَافِکَ اللَّیْلَهَ قال ما عَشَّیْتِهِمْ فقالت عَرَضْنَا علیه أو علیهم فَأَبَوْا أو فَأَبَى فَغَضِبَ أبو بَکْرٍ فَسَبَّ وَجَدَّعَ وَحَلَفَ لَا یَطْعَمُهُ

صحیح البخاری، ج ۵، ص ۲۲۷۴

چرا شب پیش مهمان‌ها نیامدی، مهمان‌ها را تنها گذاشتی؟ ابو بکر گفت: به آن‌ها شام ندادی؟

ما به آن‌ها گفتیم: خودتان بخورید، نخوردند.

بعد اینجا نیاورده است که چه شد.

ابوبکر خیلی عصبانی شد، شروع کرد به فحش دادن و هر چه از دهانش در آمد گفت.

جدع یعنی گفت: پدرت را در می‌آورم، گوشت را می‌برم و قسم خورد که دیگر به او غذا ندهد.

به چه کسی نمی‌گوید، من رفتم قایم شدم، مقصود همین عبد الرحمن بوده است، می‌گوید: پدرم به من فحش داد و گفت: فلان فلان شده چرا نرفتی با مهمان‌ها بشینی که شام بخورند.

یا غُنْثَرُ فَحَلَفَتْ الْمَرْأَهُ لَا نطعمه

صحیح البخاری، ج ۵، ص ۲۲۷۴

ای احمق، زن هم قسم خورد که دیگر به پسرش غذا ندهد، مهمان‌ها هم قسم خوردند که به این پسر غذا ندهند گرسنگی بخورد تا زمانی که خود ابوبکر به او غذا دهد.

ابوبکر دید که خیلی قضیه خراب شد و پسرش هیچ جا ندارد که برود، گفت: این از شیطان بوده است.

در صحیح بخاری می‌گوید: خلیفه اول ابوبکر فحش داده است.

فَسَبَّ

صحیح البخاری، ج ۵، ص ۲۲۷۴

شما می‌گویید: به ابو لؤلؤ فحش نمی‌دهید.

ابوبکر می‌گوید: من فحش داده‌ام.

از خلیفه اول شروع کردیم، البته مبانی اهل سنت است و ما با این‌ها کار نداریم.

در همان صحیح بخاری می‌گوید: زن‌های پیامبر دو حزب بودند، یک حزب عایشه، حفصه، صفیه و سوده و حزب دیگر ام‌سلمه و بقیه زن‌های پیامبر بودند.

فَأَرْسَلْنَ زَیْنَبَ بِنْتَ جَحْشٍ فَأَتَتْهُ فَأَغْلَظَتْ وَقَالَتْ إِنَّ نِسَاءَکَ یَنْشُدْنَکَ اللَّهَ الْعَدْلَ فی بِنْتِ بن أبی قُحَافَهَ فَرَفَعَتْ صَوْتَهَا حتى تَنَاوَلَتْ عَائِشَهَ وَهِیَ قَاعِدَهٌ فَسَبَّتْهَا

صحیح البخاری، ج ۲، ص ۹۱۱

زن‌های پیامبر زینب بنت جحش را فرستادند، آمد و گفت: پیغمبر زن‌هایت قسمت می‌دهند که نسبت به عایشه عدالت داشته باش، این قدر بی‌عدالتی نسبت به ما روا ندار و صدایش را بلند کرد تا این که صدایش را به عایشه رساند و شروع کرد به عایشه فحش دادن و پیغمبر هم نگاه می‌کرد که ببیند عایشه جواب می‌دهد یا نه.

عایشه می‌گوید:

فَتَکَلَّمَتْ عَائِشَهُ تَرُدُّ على زَیْنَبَ حتى أَسْکَتَتْهَا قالت فَنَظَرَ النبی صلى الله علیه وسلم إلى عَائِشَهَ وقال إِنَّهَا بِنْتُ أبی بَکْرٍ

صحیح البخاری، ج ۲، ص ۹۱۱

عایشه شروع کرد صحبت کردن و آن قدر جواب داد تا این که زینب ساکت شد، یعنی جواب‌های عایشه تیزتر بود و پیغمبر هم به عایشه نگاه کرد و خوشش آمد و گفت: این دختر ابوبکر است.

در آخر صحیح بخاری دیدید ابوبکر چقدر قشنگ فحش می‌دهد، دخترش هم از همان بابا یاد گرفته است.

این روایت اهل سنت است، نگویید: شیعه‌ها این روایات را دارند.

سراغ صحیح مسلم برویم.

همین روایت را در صحیح مسلم نقل کرده است.

آقای مسلم این روایت را جزء فضایل عایشه آورده است.

کتاب فضائل الصحابه رضی الله تعالی عنهم، عائشه زوج النبی.

باب فضائل عائشه است،‌ این‌ها فضیلت‌های عایشه است.

عایشه همسر پیامبر می‌گوید: زن‌های پیامبر زینب را فرستادند، پیش پیامبر آمد:

ثُمَّ وَقَعَتْ بِی

صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۸۹۱

شروع کرد به من فحش دادن و خیلی طولانی همین طور فحش می‌داد:

فلم تَبْرَحْ زَیْنَبُ حتى عَرَفْتُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم لَا یَکْرَهُ أَنْ أَنْتَصِرَ قالت فلما وَقَعْتُ بها لم أَنْشَبْهَا حین أَنْحَیْتُ علیها قالت فقال رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَتَبَسَّمَ إِنَّهَا ابْنَهُ أبی بَکْرٍ

صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۸۹۱

مدتی نگذشت که فهمیدم پیغمبر بدش نمی‌آید که من هم جواب دهم، وقتی من هم شروع کردم به فحش دادن به زینب، هیچی برایش باقی نگذاشتم، پیغمبر هم در حالی که می‌خندید فرمود: زینب چه خیال کرده‌ای این دختر ابوبکر است.

اگر پدر در صحیح بخاری آمده است که فحش می‌دهد، دخترش هم مثل او می‌تواند فحش دهد.

نگویید: شیعه گفته است، از کتب خود شما است و ما به این حرف‌ها کاری نداریم؛ اما شما که می‌گویید: ما حتی ابو لؤلؤ را هم لعنت نمی‌کنیم، این‌ها چه چیزی است که در کتاب‌هایتان دارید؟

مورد بعدی در صحیح بخاری، است، باب قوله تعالی و امرهم شوری بینهم.

أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم خَطَبَ الناس فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى علیه وقال ما تُشِیرُونَ عَلَیَّ فی قَوْمٍ یَسُبُّونَ أَهْلِی ما عَلِمْتُ علیهم من سُوءٍ قَطُّ

صحیح البخاری، ج ۶، ص ۲۶۸۳

پیغمبر خطبه خواندند و فرمودند: نظر شما راجع به قومی که به خانواده من فحش می‌دهند چه چیزی است؟ تا حالا هیچ کار بد نکردند؛ ولی به خانواده من فحش می‌دهند.

عده‌ای از صحابه بودند که گفتند: همسر پیامبر مرتکب فحشاء شده است.

دیدید در صحیح بخاری آمده است که صحابه به عایشه فحش داده‌اند، زینب بنت جحش به عایشه فحش داده است.

در صحیح مسلم است که عایشه به زینب فحش داده است.

در صحیح بخاری است ابوبکر به پسرش فحش داده است.

این مذهبی است که اهل سنت در صحیح بخاری و مسلم راجع به صحابه مطرح کرده‌اند.

من از اتاق فرمان می‌خواهم که کلیپ شماره ۵ را هم پخش کنند.

کلیپ:

[موضوع: کدام مذهب لعن را عبادت می‌دانند]

هاشمی:

من از اتاق فرمان می‌خواهم که سؤال هفته یک دفعه دیگر پخش کنید، سؤال هفته را داشته باشیم باز خواهیم گشت.

پیروان کدام یک از ادیان و مذاهب منحرف و غیر منحرف از لعن، نفرین، دشمنی، کینه ورزی و دشنام به خانواده درجه یک و همسران و صمیمی‌ترین یاران پیامبرشان لذت می‌برند و آن را عبادت می‌پندارند؟

الف: یهودی   ب: نصاری   ج: هندو    د: بودایی   هـ: تشیع صفوی

استاد ابو القاسمی:

ملاحظه کردید این سؤال است.

ما چه سؤال‌هایی طرح می‌کنیم، آقایون چه چیزی طرح می‌کنند.

ما سؤال را جواب می‌دهیم، هر کس هر چیزی که خواست بگوید.

ما هفته قبل سؤال طرح کردیم که ابن مسعود طبق مدارک معتبر شما گفته است: سوره قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس جزء قرآن نیست و آن را از قرآن پاک می‌کرده است که قائل به تحریف بوده است.

آقایان اصلا این را جواب ندادند.

اصلا نگفتند که همچین سؤالی شده است، حالا یک سؤالی پرسیده‌اند، کسی که سؤال را طرح کرده است، یک گزینه باید اضافه می‌کرد یهود و نصاری و مجوس و بودایی و شیعه و همسران پیامبر و صحابه؛ چون دیدید که اهل سنت فحش دادن به زینب را جزء فضائل عایشه آورده است، از عبادت بالاتر، من نماز می‌خوانم، او هم نماز می‌خواند، این آقا هم نماز می‌خواندند، فضیلت چیز خاصی است بالاتر از عبادت است.

علاوه بر این که این را عبادت می‌دانند، این را جزء فضائل عایشه هم می‌دانند.

آقای مسلم نیشابوری این را در باب فضائل عایشه نقل کرده است.

پس اضافه کنید علاوه بر این خانم عایشه همسر پیامبر هم جزء کسانی بوده است که فحش دادن به سایر همسران را کار خیلی خوبی می‌دانسته است، مسلم نیشابوری هم این را جزء فضائل می‌دانسته است، همه اهل سنت هم مسلم را قبول دارند.

یک سؤال دیگر می‌پرسم، همسران صحابه وقتی به همسر پیامبر فحش دادند، به این خاطر که اعتقاد داشتند که مرتکب فحشاء شده است، فکر می‌کردند که کار خوبی می‌کنیم یا کار بدی می‌کنیم؟

فکر می‌‌کردند که همسر پیامبر مرتکب فحشاء شده است و ما هم کار خوبی می‌کنیم.

اگر می‌دانستند که کار بدی را انجام می‌دهند، این چه عدالتی می‌شود؟

اگر هم فکر می‌کردند که کار خوبی است، پس از این کار خوششان می‌آمده است.

شما گفتید: کدام گروه خوششان می‌آید که به همسران پیامبر و بستگان پیامبر دشنام دهند، همان گروه صحابه را هم اضافه کنید.

إِنَّ الَّذِینَ جَاءُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَهٌ مِنْکُمْ

سوره نور آیه ۱۱

از آقای هاشمی تقاضا می‌کنم که در سؤال طرح کردن یک گزینه دیگر هم اضافه کنند و ببینند که چند نفر به آن گزینه آخر رأی خواهند داد، و آخر هم جواب را برای همه بینندگان نشان دهند که خواهد آمد عایشه همسر پیامبر، صحابه، ابوبکر و دیگر کسانی که اطراف پیامبر بودند خودشان اولین گروهی بودند که لعن و دشنام و نفرین بر اصحاب پیامبر را علاقه داشتند و باب کردند، از مدارک اهل سنت.

مجری:

من از همکارانم می‌خواهم که کلیپ شماره ۶ را پخش کنند.

کلیپ:

[موضوع: صیغه]

حیدری:

امروز فرزندانی که در جامعه ما متولد می‌شوند، یکی از بزرگ‌ترین هزینه‌هایی که بر دوش ما سنگینی می‌کند پرورشگاه‌های مفت خوارانی است که از این صیغه‌ها متولد می‌شوند.

البته آن‌ها هیچ گناهی ندارند. این زنای شرعی است که برای خودشان تجویز می‌کنند.

تزوج منهن ألفا فإنهن مستأجرات

هزار تا دوست دارند، ده تا بیست تا خواسته باشند، هر چی خواسته باشند متأسفانه این‌ها صیغه می‌کنند و به نکاح حرام خودشان در می‌آورند و زنی که یک بار آبرویش را برده‌اند و او را به بستر خودشان کشانده‌اند، اگرچه برای یک شب باشد، اگرچه برای سه شب باشد، آیا این زن می‌‌تواند زنی باشد که مادر شود و فرزند بزرگ کند و جزء کسانی باشد که کانون خانواده را گرم کند؟

این را باید کسانی پاسخ دهند که در جامعه مبتلای به این گرفتاری‌هایی شدند و ما امیدواریم در آینده ان ‌شاء الله از بین این عزیزان، کسانی بحث‌هایی خواهند نوشت، کسانی سخنانی خواهند گفت و این توطئه بزرگ را افشاء خواهند کرد که صیغه یکی از بزرگ‌ترین جنایت‌هایی است که در حق جامعه ما انجام می‌‌گیرد.

مجری:

کارشناس وهابی ادعا کرده است که فرزندان صیغه که نتیجه یک نکاح حرام و زنای شرعی است، یکی از مشکلات اساسی جامعه ما است، حالا می‌خواهیم که نظر شما را بپرسیم.

استاد یزدانی:

متأسفانه این‌ها وقاحت را به آخرین درجه آن رسانده‌اند و آن روی خود را نشان دادند.

این قدر به این‌ها فشار آمده است که آن روی خود را نشان دادند و این گونه توهین می‌کنند.

ما از این آقا سؤال می‌کنیم که شما در کدام یک از کشورهای اسلامی دیدید که یک شیرخوارگاه یا محلی برای جمع آوری فرزندان شیعه باشد.

در ایران همچین چیزی وجود ندارد و نیست مگر این که در همان مدینه باشد که وقتی ایشان حرف می‌زند هفت هشت ده تا بچه هم دور و برش سر و صدا می‌کنند.

چیزی را که قرآن تشریح کرده است، پیغمبر عمل کرده است، صحابه عمل کرده‌اند شما چرا می‌گویید: زنا است؟

چرا می‌گویید: نکاح فاسد و حرام و زنا است؟

این چه حرفی است؟

چیزی را که قرآن حرام اعلام نکرده است و حلال اعلام کرده است شما این گونه حرف می‌زنید.

طبق روایات صحیح بخاری و مسلم تمام مسلمان‌ها تا اواخر خلافت عمر بن خطاب صیغه می‌کردند، هم زن‌ها صیغه می‌دادند و هم مردها این کار را انجام می‌دانند.

از جمله اسماء دختر ابوبکر که دختر بزرگ ابوبکر بود، از کسانی بوده است که به صیغه اعتقاد داشته است و عمل می‌کرده است.

آیا نعوذ بالله به گفته شما دختر ابوبکر زنا کرده است؟

نکاحش نکاح باطل بوده و بچه‌هایش آقای عبد الله و عروه این‌ها زنا زاده بوده‌اند؟

اگر این است باید برای شما تأسف خورد.

ما همه این مواردی را که گفتیم برای شما مستند ثابت خواهیم کرد.

اسماء دختر ابوبکر را گفتیم، معاویه بن ابی‌سفیان هم از کسانی است که صیغه می‌کرده است، آیا او هم زناکار بوده است؟‌

آیا او هم نکاح فاسد انجام می‌‌داده؟

این سؤالاتی است که ما خواهیم پرسید.

اما روایاتی را که در کتاب‌های اهل سنت است با هم خواهیم خواند.

مشروعیت ازدواج موقت در قرآن کریم:

خداوند در آیه ۲۴ سوره نساء می‌فرماید:‌

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا

زن‌هایی را که متعه می‌کنید، واجب است که مهریه آن‌ها را بپردازید و گناهی بر شما نیست که اگر بعد از تعیین مهر هم توافق‌های دیگری انجام شود.

خود علمای اهل سنت گفته‌اند: این درباره متعه نازل شده است.

آقای قرطبی می‌گوید:

وقال الجمهور المراد نکاح المتعه الذی کان فی صدر الإسلام

تفسیر القرطبی، ج ۵، ص ۱۳۰ و فتح القدیر، ج ۱، ص ۴۴۹

جمهور علمای اهل سنت گفته‌اند: مقصود از این نکاح، نکاح متعه‌ای است که در صدر اسلام بوده است.

آقای شوکانی هم همین را می‌گوید، هر دوی این‌ها این روایت را نقل می‌کنند که أبی بن کعب و ابن عباس و سعید بن جبیر آیه را این طور می‌خوانده است:

فما استمتعتم به منهن إلى أجل مسمى فآتوهن أجورهن

تفسیر القرطبی، ج ۵، ص ۱۳۰ و فتح القدیر، ج ۱، ص ۴۴۹

اگر یک زنی را به صورت موقت در زمان مشخص متعه کردید،‌ واجب است که مهریه و اجرت او را بپردازی.

جمهور علماء گفته‌اند: مقصود از این متعه‌ای است که در صدر اسلام بوده است، می‌گوید ابن عباس، أبیّ و ابن جبیر آیه را این طور می‌خواندند:

فما استمتعتم به منهن إلى أجل مسمى فآتوهن أجورهن

تفسیر القرطبی، ج ۵، ص ۱۳۰ و فتح القدیر، ج ۱، ص ۴۴۹

این سه نفر که یکی دو نفر از آن‌ها صحابی است، آیه را این طور می‌خوانده است که اگر زن‌هایی را به صورت موقت صیغه و متعه کردید، واجب است که مهریه‌اش را بپردازید.

بعد آقای قرطبی نظر خودش را می‌گوید:

ثم نهى عنها النبی صلى الله علیه وسلم

تفسیر القرطبی، ج ۵، ص ۱۳۰

رسول خدا از این نهی کرده است، حالا می‌بینیم که نهی کرده است یا نهی نکرده است.

در کتاب صحیح مسلم کتاب نکاح باب نکاح متعه، سه تا روایت پشت سر هم می‌آورد.

روایت بسیار روایت جالبی است.

قَدِمَ جَابِرُ بن عبد اللَّهِ مُعْتَمِرًا فَجِئْنَاهُ فی مَنْزِلِهِ فَسَأَلَهُ الْقَوْمُ عن أَشْیَاءَ ثُمَّ ذَکَرُوا الْمُتْعَهَ فقال نعم اسْتَمْتَعْنَا على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَأَبِی بَکْرٍ وَعُمَرَ

صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۲۳

در منزلش پیش او آمدیم، از او راجع به مسائلی سؤال کردند؛ سپس بحث به متعه رسید و گفت: در زمان رسول خدا، ابوبکر و عمر متعه می‌کردند.

از همین باب روایت بعدی می‌گوید:

سمعت جَابِرَ بن عبد اللَّهِ یقول کنا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَهِ من التَّمْرِ وَالدَّقِیقِ الْأَیَّامَ على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَأَبِی بَکْرٍ حتى نهى عنه عُمَرُ فی شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَیْثٍ

صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۲۳

با یک مشت آرد یا با یک مشت خرما در زمان پیغمبر، ابوبکر و عمر صیغه می‌کردیم تا این که عمر در داستان عمرو بن حریث نهی کرد.

داستان عمرو بن حریث هم خود علمای اهل سنت گفته‌اند: شخصی با زنی صیغه کرد، بعد وقتی که آن زن بچه‌دار شد، بچه را قبول نکرد، بچه را پیش عمر آورد و گفت: بچه را قبول نمی‌کند، صیغه کرده بچه به دنیا آمده است و بچه را قبول نمی‌کند، بعد عمر گفت: از این به بعد کسی حق ندارد صیغه انجام دهد.

روایت بعد از آن هم روایت بسیار جالبی است.

کنت عِنْدَ جَابِرِ بن عبد اللَّهِ فَأَتَاهُ آتٍ فقال بن عَبَّاسٍ وبن الزُّبَیْرِ اخْتَلَفَا فی الْمُتْعَتَیْنِ فقال جَابِرٌ فَعَلْنَاهُمَا مع رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم ثُمَّ نَهَانَا عنهما عُمَرُ فلم نَعُدْ لَهُمَا

صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۲۳

ابن عباس و ابن زبیر هر دو درباره متعه اختلاف داشتند، متعه حج و متعه نساء، جابر گفت: ما در زمان پیغمبر هم متعه حج را انجام می‌‌دادیم و هم متعه نساء را انجام می‌دادیم، بعد عمر آمد از این قضیه نهی کرد، هم از متعه حج نهی کرد و هم از متعه نساء، ما از آن به بعد نتوانستیم این کار را انجام دهیم و برنگشتیم و ادامه ندادیم.

هفت هشت تا روایت دیگر در این باب وجود دارد که دوستان بروند و روایات صحیح مسلم را بخواند که همه دلالت بر این است که خلیفه دوم است که این قضیه را نهی کرده است.

روایت بعدی باز در صحیح بخاری کتاب التفسیر باب فمن تمتع بالعمره الی الحج است.

البته آقای بخاری یکی از خیانت‌هایش همین بوده است که روایتی را که مربوط به باب دیگری است، برای این که توجیه کند به باب دیگر می‌برد تا ضرر کمتری داشته باشد.

عن عِمْرَانَ بن حُصَیْنٍ رضی الله عنهما قال أُنْزِلَتْ آیَهُ الْمُتْعَهِ فی کِتَابِ اللَّهِ فَفَعَلْنَاهَا مع رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم ولم یُنْزَلْ قُرْآنٌ یُحَرِّمُهُ ولم یَنْهَ عنها حتى مَاتَ قال رَجُلٌ بِرَأْیِهِ ما شَاءَ

صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۶۴۲

ادامه می‌دهد:

قال محمد یقال انه عمر

صحیح البخاری، البخاری، ج ۵، ص ۱۵۸

از عمران بن حصین نقل شده است که آیه متعه در کتاب خدا نازل شد ما با رسول خدا انجام دادیم، رسول خدا تا زنده بود نهی نکرد، تا این که یک مردی آمد هر چه دلش خواست گفت و هر چه دلش خواست حکم کرد و حرف خدا و پیغمبر را زیر پا گذاشت و حکم خودش را گفت.

طبق این روایت، طبق این روایتی که بخاری نقل کرده است، طبق مبنای اهل سنت، این رجل معلوم نیست که خود آقای محمد بن اسماعیل بخاری بعد می‌گوید: این حرف را عمر گفته است.

این شخصی که این کار را انجام داده است عمر بوده است.

البته این در چاپ‌های دیگر تحریف شده است.

این چاپ عربستان سعودی بود بیت الافکار دولیه، چاپ‌های لبنان تحریف شده است.

چاپ‌های مصر هم تحریف شده است، چاپ‌های دیگری هم از عربستان سعودی هست که تحریف شده است.

در چهار پنج تا نسخه هست، در چهار پنج نسخه هم این قضیه نیست.

باز در کتاب‌های اهل سنت روایت‌های دیگری آمده است که دختر ابوبکر متعه می‌‌‌کرده است، آن هم با سند صحیح و صد در صد صحیح در کتاب‌های اهل سنت نقل شده است.

ابو داود طیالسی در مسند خودش و آقای نسائی از سنن خودش این را نقل کرده است:

دو جور نقل شده است و در کتاب‌ها متفاوت است.

عن مسلم القرشی قال دخلنا على أسماء بنت أبى بکر فسألناها عن متعه النساء فقالت فعلناها على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم

مسند الطیالسی، ج ۱، ص ۲۲۷ و سنن النسائی الکبرى، ج ۳، ص ۳۲۶

اسماء دختر ابوبکر وارد شد، درباره متعه زنان از او سؤال کردیم که آیا ما می‌توانیم متعه کنیم یا نمی‌توانیم؟

گفت: ما در زمان رسول خدا این کار را انجام می‌دادیم، ما یعنی زنان صحابه و مردان صحابه این کار را انجام می‌دادیم، از جمله خود خانم اسماء از کسانی است که مشهور است که این کار را انجام می‌داد.

روایاتی که از اسماء نقل شده است، در این باب آمده است:

ما روت أسماء بنت أبی بکر رضی الله عنها عن النبی صلى الله علیه وسلم

مسند الطیالسی، ج ۱، ص ۲۲۷

روایات دیگری هم وجود دارد که از آن می‌گذریم.

بحث معاویه را قبلا دوست عزیزمان آقای ابو القاسمی توضیح داده‌اند.

روایات زیادی است که صحابه متعه انجام می‌دادند، دختر ابوبکر انجام می‌‌داده است.

جالب است که در فیس بوک یکی از کارشناسان این‌ها که به نام‌های مختلف از این صفحه به صفحه دیگر می‌آید، با من در همین رابطه بحث می‌کرد.

هر چی که گفت، از همین اسماء جوابش را دادم.

گفت: شما چرا زنا انجام می‌دهی؟

گفتم: اگر ما زنا انجام می‌دهیم، دختر ابوبکر انجام داده است.

گفت: شما غیرت ندارید که خواهر و مادرتان صیغه شوند؟

گفتم: ما غیرت داریم یا نداریم به تو ربطی نداره؛ اما ابوبکر غیرت داشت یا نداشت که اجازه می‌داد دخترش برود و صیغه شود؟

آیا غیرت داشت یا نداشت؟

گفت: حاضری که خواهر و مادرت صیغه شوند؟

گفتم: تو به خواهر و مادر ما چه کار داری، پیغمبر فرموده است:

أصحابی کالنجوم بأیّهم اقتدیتم اهتدیتم

تفسیر الثعلبی، ج ۳، ص ۳۳۴

اسماء دختر ابوبکر صیغه می‌داده است شما هم به خواهر و مادرتان بگویید: از او تقلید کنند.

این‌ها هر هجومی بخواهند به صیغه و متعه انجام دهند، جوابش دختر ابوبکر است.

دوستان عزیز خواهش می‌کنم که از این به بعد که با شبکه این‌‌ها تماس گرفتید، این مطلب را سؤال کنید که آیا دختر ابوبکر که صیغه می‌داده است، نعوذ بالله زنا می‌داده و نکاحش فاسد بوده است یا نبوده است؟

طبق گفته خودشان، روایت در کتاب‌ها ما است یا نیست کاری نداریم، با سند صحیح در کتاب‌های خودشان نقل شده است.

مجری:

اگر یادتان باشد، در برنامه‌های گذشته بحث رضاعه کبیر را مطرح کردیم که باز هم این آقایان نکاتی را بیان کردند که کلیپ شماره ۷ را با هم می‌بینیم.

کلیپ:

[موضوع: رضاعه کبیر]

سجودی:

یک مسئله‌ای این‌ها گفتند که ضبط شده از شیخ البانی است.

این شیخ محدث بزرگ زمان ما است و در تصحیح احادیث یک نابغه‌ای بوده است.

این‌ها یک چیزی را آوردند که اول و آخر آن را بریدند و آدرس هم نمی‌دهند که در کجا است که ما برویم و ببینیم که درباره چه چیزی است؛ چون چیزهایی است که بر ضد جواب این‌ها است.

حالا فرض کنیم که حرفش است، ببینیم چه گفته است.

می‌گوید: من نظر شخصی خودم را می‌گویم و هیچ مانعی وجود ندارد که شیر دادن مستقیما از سر سینه صورت گیرد و این سبب فتنه نیست؛ زیرا فتنه آن است که تمام سینه را آشکار کنند.

کافی است که سر سینه را بیرون بیاورند که سر سینه هم محل شهوت نیست؛ چون رنگش سیاه و تیره است و چون این مرد بزرگ قرار است که بعدا فرزند این زن شود، بعید است که محل فتنه شود.

این کارها منصوب به او است، آیا شیخ البانی پیامبر است؟

آیا شیخ البانی معصوم است؟

آیا خودش این ادعا را کرده است که من پیغمبر هستم؟

آیا گفته است که حرف من، حرف علمای قبل و بعد از من را منسوخ می‌کند و حرف، حرف من است؟

گفته است که نظر شخصی من این است.

آیا امت با او همراه شده است؟

چرا باید شورای شیخ البانی قول همه اهل سنت باشد؛ در حالی که اهل سنت به آن معتقد نبوده و نیستند.

این‌ها گفتند: سر سینه است و این را بزرگ کردند که باید سر سینه را بدهد و سنی‌ها متفق هستند که می‌توان از سینه به مردهای دیگر شیر داد؛ در حالی که شما می‌بینید که در این دوره نیست.

در دوره‌های قبل هم نبوده است و سنی‌ها هم اعتقادی ندارند.

یک مذهب سنی، یک عالم سنی هم نیست که اعتقاد داشته باشد.

در زمان ما هیچ کس نیست، فقط این رأی حضرت عایشه بود که همه با آن مخالفت کردند.

هیچ کس این را قبول نداشت که محرمیت بالاتر از دو سال شیر خوردن ایجاد می‌شود.

در هیچ دوره‌ای نیست.

در دوره قبل هم نبوده است.

اصلا سنی‌ها اعتقادی ندارند.

یک مذهب سنی، یک عالم سنی هم نیست که اعتقاد داشته باشد.

در زمانه ما هیچ کس نیست.

آقای شیخ البانی پیغمبر است؟

آقای شیخ البانی معصوم است؟

آیا ما گفتیم که پیغمبر یا معصوم است؟

آیا خودش این ادعا را کرده است که پیغمبر و معصوم هستم؟

آیا گفته است که حرف من، حرف علمای قبل و بعد از من را منسوخ می‌کند و حرف، حرف من است؟

گفته است که نظر شخصی من این است.

جوابش این است که ابن حزم هم گفته است، ابن حزم هم که گفته باشد، این شد دو تا.

ابن حزم عالمی بوده که خیلی جاها و اینجا اشتباه گرفته است؛ چون ظاهر لفظ را می‌گرفته است.

ایشان در جواب گفته است: بله.

مجری:

کارشناس وهابی در پاسخ به مطالبی که در برنامه‌های قبل شما مفصل بیان کردید، می‌گوید: هیچ یک از علمای اهل سنت، قائل به رضاع کبیر نیست، چه برسد به این که از سینه باشد.

آیا کسی از علمای معاصر و گذشته اهل سنت یا وهابی، طرفدار این فتوا بودند یا نه؟

استاد ابو القاسمی:

بینندگان محترم که خیلی از آن‌ها بیننده ثابت برنامه ما هستند، یادشان است که این آقا در برنامه قبلی خودش چه می‌گفت.

می‌گفت: هیچ آدم بی‌غیرتی؛ حتی بازیگران هالیوود، نمی‌توانند این قدر بی‌غیرت باشند که اجازه دهند مرد نامحرم از سینه زنش شیر بخورد.

ما گفتیم: آقای البانی و آقای ابن حزم این فتوا را داده‌اند.

این‌ها بی غیرت‌تر از هالیوودی‌ها هستند یا نیستند؟

چرا شما خودت را به کوچه آن طرف می‌زنی؟

خیلی ساده شما گفتید: هیچ بی‌غیرتی این حرف را نمی‌زند، ما گفتیم: آقای البانی که شما می‌گویید: شخص بسیار جلیل القدری است، این حرف را زده است،‌ ابن حزم که شما می‌گویید: عالم فلانی است، این حرف را زده است، خودت هم می‌گویی: گفته است، از این طرف می‌گوید: هیچ کس نگفته است، هیچ عالمی نداریم نه در گذشته و نه الان.

البته گفته است، اگر ایشان شک دارد، ما فیلم آقای اوبیکان را هم می‌گذاریم که می‌گوید: آقای البانی همین حرف را زده است، ابن حزم را هم که کتابش را نشان دادیم، حالا چون فایل صوتی بود می‌گوید: این فایل را از کجا آورده‌ای؟

در سایت خود آقای البانی مجموعه سلسله الهدی و النور در سه تا از نوارهایش ایشان راجع به همین قضیه صحبت کرده است و می‌گوید: ارضاع کبیر جایز است و شرایطش را هم که بیان کرده است.

اگر شما بلد نیستید که فایل‌های آقای البانی کجا است، بنده به شما یاد می‌دهم.

به سایت خود آقای البانی برو، سلسله الهدی و النور آنجا در فهرست جستجو بزن، برای شما می‌آورد.

مطلب سختی نیست.

برای این که مشخص شود که آیا الان هم گروهی از علمای اهل سنت این عقیده را دارند یا خیر، از اتاق فرمان می‌خواهم که کلیپ شماره ۸ را پخش کنند.

کلیپ:

[موضوع: نظر علمای اهل سنت و وهابی در مورد رضاعه کبیر]

عالم وهابی:

من در این رابطه بحث نمی‌کنم که اگر زن سینه‌اش را بدوشد و شیر آن را گرفته به تو بدهد، آیا موجب حرمت است یا خیر.

موضوع من این است که آیا به این رضاع گفته می‌شود یا خیر.

قطعا به این رضاع گفته نمی‌شود.

تعریف رضاع در دهان گرفتن سینه است، این اسمش رضاع است.

بنابراین اگر مستقیما دهان با سینه در ارتباط نباشد، رضاع نیست؛ به همین دلیل بود که برای آن زن سنگین بود و گفت: پیامبر او ریش در آورده است.

همان طوری که در روایت دوم بود، رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: من می‌دانم که او ریش دارد.

برای این سخت بود که سینه‌اش را بیرون بیاورد؛ اما ۵ بار به او شیر داد و به همین دلیل بود که عائشه اگر می‌‌خواست کسی بر او وارد شود، به دختران خواهر و برادرش دستور می‌داد که به آن مرد شیر بدهند و به سبب همین شیر خوردن آن‌ها بر عائشه وارد می‌شدند؛ زیرا عائشه خاله یا عمه رضاعی آن‌ها بود؛ اما سایر همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم، این شیر خوردن را قبول نداشتند و گفتند: جز کسی که در کودکی شیر خورده است، نباید بر ما وارد شود و اعتقاد داشتند که این شیر خوردن، مخصوص سالم بوده است.

آیا می‌توانیم این حرف عائشه را انجام دهیم؟

اکثر علما می‌‌گویند: این تنها مخصوص سالم است.

در این زمینه از همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم، جز عائشه مخالفت نکرده است؛ اما عائشه فرق می‌کند.

او فقیه‌ترین همسران پیامبر بود و چهل سال فتوا بر نظرات او می‌چرخید.

بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم تا چهل سال زنده بود.

او برای همه دنیا فتوا می‌داد و همه به فتوای او رجوع می‌کردند.

از بزرگان مثل پدرش ابوبکر گرفته تا کوچکترین صحابی.

این حرف را عائشه زده است و عطاء بن رباح و لیث بن سعد و شیخ الاسلام ابن تیمیه در این زمینه تفصیلی دارد.

ابن قیم هم تمام تلاش خود را برای اثبات این حکم می‌کند.

عالم اهل سنت:

اگر کتاب زاد المعاد ابن قیم را باز کنی، می‌بینی که در آن راجع به این مطلب زیاد سخن گفته است و نظرات علما در این مسأله را ذکر کرده است، سپس جواز رضاع کبیر را تأیید می‌کند که عائشه به آن فتوا داده بود و عطاء و گروهی از ائمه از جمله شیخ ما شیخ الاسلام ابن تیمیه و شوکانی و صنعانی و شیخ محمد صدیق خان و البانی، این‌ها علمای بزرگی هستند که همه آن‌ها این کار را درست می‌دانند.

این ماجرا سندش در صحیح مسلم آمده است و سند آن صحیح است و هیچ یک از علماء در صحت سند آن اشکال نگرفته است.

تنها یک عده گفته‌‌اند: شاید این حکم خاص باشد؛ اما خاص بودن هر مطلبی دلیل می‌خواهد؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم، همان طور که ابن قیم به دیگران جواب داده است، در ماجرای قربانی به کسی که گوسفندی زیر سن شرعی قربانی کرد، پیغمبر فرمودند: از تو قبول است؛ اما بعد از تو از هیچ کسی قبول نخواهد شد و بیان کردند که این حکم خاص به او است؛ اما اصولیون گفته‌اند: هر حکمی که از پیامبر بیاید، عمومی است و جز با دلیل، نباید آن را تخصیص زد و اینجا هیچ دلیلی بر تخصیص نیست.

مجری خانم:

عنوان این چنین است: فتوا، بر زنان مردان تاجر واجب است که… به راننده و آشپز و سفره‌دار شیر دهند تا به آن‌ها محرم شوند.

جواب من را بده، کسانی که با آن‌ها کار می‌کنم رانندگان و همکاران و… با آن‌ها چه کنم؟

عالم وهابی:

می‌خواهی چه کنی؟

به همان چیزی که در روزنامه آمده است (فتوای من) عمل کن. (با خنده)

سجودی:

این که سنی‌ها معتقد هستند که می شود از سینه به مردهای دیگر شیر داد، در هیچ دوره‌ای نبوده است، در دوره قبل هم نبوده است.

اصلا سنی‌ها اعتقادی ندارند.

یک مذهب سنی هم نیست، یک عالم سنی هم نیست که اعتقاد داشته باشد.

در زمان ما هیچ کس نیست.

استاد ابو القاسمی:

نفر اول آقای هوینی بود که از شاگردان خود آقای البانی بوده است و از وهابیون سرشناس مصری است.

نفر دوم اویکان مشاور عالی قضایی عربستان سعودی است .

نفر سوم آقا عبد المهدی از بزرگان الازهر به حساب می‌آید.

این سه کلیپ در واقع جواب تمامی اشکالاتی که آقا گفته بود را داد.

رضاع لغتا باید از سینه باشد، از غیر از سینه باشد در لغت به آن رضاع نمی‌گویند.

شرعا صد و پنجاه سال، دویست سال بعد از پیغمبر که علماء آمدند، یک اصطلاحی به نام رضاع درست کردند که محرم است و …

پیغمبر که پیرو این اصطلاح صحبت نمی‌کردند.

پیغمبر طبق روایت صحبت می‌کردند.

دیدید، این خانمی که سرباز بود، این خانم مصری، این قدر این فتوا برایش سنگین بود که تعجب کرده بود.

اگر شیر را بدوشد و با لیوان به او بدهد، می‌دوشد، چه سنگینی برای این خانم دارد که این قدر خجالت بکشد که قضیه چه چیزی است؟

چرا خودتان را به راه‌هایی می‌زنید که واقعیت ندارد؟

حقیقت را بگویید که گروهی از علمای ما این فتوا را داده‌اند.

گروهی از علمای ما بی‌غیرت‌تر از بازیگران هالیوود بوده‌اند و شبیه این نظر را راجع به عائشه دارند چون می‌گویند: باید از سینه باشد و لغت هم مساعد آن‌ها است،.

لغت وقتی روایات را بیان می‌کند، در واقع تأیید کننده آن‌ها در همین نظر است.

یکی از آن‌ها گفت: شیعه‌ها نصف کتاب را نشان داده‌اند و نصف آن را نشان نداده‌اند، بالا گفته است که در لغت به این معنا است، پایین گفته است در اصطلاح به این معنا است.

لغت را گفته‌اند، اصطلاح را نگفته‌اند.

اصطلاح برای دویست سال بعد از پیغمبر است که آن موقع علماء آمده‌اند و اصطلاحات شرعی را درست کردند‌.

این مطالب بسیار ساده و بچه‌گانه را مطرح نکن، آبروی خودت را می‌بری.

الان که همه بی‌سواد نیستند.

ما هر هفته هم می‌آییم و جواب می‌‌دهیم؛ یعنی چاهی است که هر چه آن را هم بزنید، بویش بیشتر بلند می‌شود،.

هر چه بیشتر بگویی، بیشتر آبروی خودت را می‌بری.

بیننده‌‌های ما از این مطلب خسته شده‌اند، ما یک مطلب جدید می‌گوییم.

استاد یزدانی:

البته دکتر عز العلفی هم بودند که او را از دانشگاه الازهر بیرون کردند.

اگر واقعا فقط لیوانی بود، چرا بیرونش کردند؟

دوباره هر چقدر هم که عذرخواهی کرد، (عکس متن عذر خواهیش را هم داریم) او را در دانشگاه الازهر راه ندادند.

او هم یک وهابی بود.

نفرات دیگری هم غیر از این‌ها بوده است در همین معاصر.

استاد ابوالقاسمی:

طبق روال هر هفته، من می‌خواهم که یک سؤال دیگری این هفته مطرح کنم؛ اگرچه که سؤال هفته قبل ما را هنوز جواب نداده‌اند.

ما هم که به سؤالات آقایان وهابی جواب دادیم و عرض کردیم که یک گزینه دیگر هم بگذارند ببینند که مردم به کدام بیشتر رأی می‌دهند که آیا عائشه و ابو بکر و عمر و بقیه صحابه، فحش دادن را فضیلت دانسته‌اند یا شیعه‌ها و یهود؟

سؤال این هفته از کارشناسان وهابی شبکه کلمه و علمای اهل سنت:

چرا علمای اهل سنت گفته‌اند: عائشه دوست داشت بعضی مردان نامحرم او را ببینند، به همین علت دستور می‌داد که خواهرش به مردان نامحرم شیر دهد تا بر او وارد شوند؟

صحیح سنن ابی داود، حالا می‌بینیم که خود کارشناس وهابی راجع به آقای البانی چه مطالبی گفته است.

فبذلک کانت عائشه رضی الله عنها تأمر بنات أخواتها وبنات إخوتها أن یرضعن من أحبت عائشه أن یراها ویدخل علیها وإن کان کبیرا

صحیح أبی داود، الأم، أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین الألبانی، ج ۶، ص ۳۰۲

کسی که دوست داشت عائشه آن مرد نامحرم را ببیند.

برای این که مشخص شود نظر این آقای وهابی راجع به البانی چه چیزی است کلیپ بعدی را هم با می‌بینیم.

کلیپ:

[موضوع: نظر سجودی در مورد البانی]

سجودی:

شیخ البانی محدث بزرگ زمان  ما است و در تصحیح احادیث یک نابغه‌ای بوده است.

من متوجه شدم احادیث اهل سنت، آن‌هایی که می‌گویند: صحیح است، در آن ما نمی‌توانیم ایراد پیدا کنیم.

ما گاهی حدیث را می‌گوییم که صحیح هست یا نیست و پای حرف خودمان هم ایستاده‌ایم.

هر حدیثی که گفته‌ایم صحیح است، حدیث ما است؛ چون که از راوی مطمئن این را از پیامبر به ما رسانده است،.

این فقط به بخاری و مسلم هم محدود نمی‌شود، هر حدیثی را که علماء زیر آن را امضا کرده‌اند، ما می‌گوییم: درست است و اگر در آن یک چیز پیدا کردید که خلاف عقل و منطق و خلاف قرآن بود، من از این مذهب بیرون می‌روم.

من در این مسئله تحقیق کرده‌ام، شما خود را محروم نکنید.

احادیث صحیح ما هیچ ایرادی ندارد.

استاد ابو القاسمی:

گنجی که آقایون وهابی به خصوص البانی را که ایشان نام برد، تصحیحش کرده است.

ببینم که شما از این گنج چه بهره‌برداری خواهید کرد.

خانم عائشه همسر پیامبر طبق مدارک معتبر اهل سنت که آقای البانی هم تصحیح کرده است، دوست داشته است که یک عده مرد نامحرم در داخل خانه‌اش بیایند.

به چه علت می‌خواسته که این کار را انجام دهد؟

شما علمای‌ اهل سنت و کارشناسان شبکه کلمه و عزیزان اهل سنت از امام جماعت‌هایتان بپرسید که این آقای فرهاد که از قزوین هر هفته تماس می‌گیرید و می‌گویید: فلان اتفاق در اینجا افتاده است و چه شده است، در مورد شبکه رافضی‌‌ها یک سؤال از ما پرسیده‌اند، چرا عائشه همسر پیامبر این کار را کرده است؟

خیلی ساده است.

خانمی که صدایش همان صدای منشی تلفنی این شبکه است، می‌گوید: من از ایران زنگ زده‌‌ام، خانم شما چرا این سؤال را نمی‌پرسی؟

فقط شعر و مقاله می‌خوانی، یک مقدار هم بحث علمی بپرس، یک مقدار هم دنبال مطالب علمی باش.

بیننده آقای سید محمد علی از کابل:

بعد از مدت‌ها که بیننده شبکه با عظمت شما عزیزان بودم، می‌خواستم مطلبی را خدمت شما عرض کنم و بعد یک سؤال داشته باشم.

در رابطه با کلیپی که نشان دادند، آقایی که از جوار مرقد مطهر حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه می‌گفتند: مولوی‌های سنی اثنی عشری، این‌ها با پول اندک آخرت را به دنیا فروخته‌اند و دین خودشان را فروخته‌اند، خواستم که این را بگویم چون متأسفانه هر چقدر که با آن‌ها تماس می‌گیرم، تلفن من را قطع می‌کنند، خواستم از شبکه شما که بیانگر زبان راستین اسلام هستید به این‌ها بگویم: شما راست می‌گویید، این‌ها بدبخت هستند که با پول اندک خودشان را می‌فروشند؛ ولی شما با چه ریال‌های سعودی با چه مقدار نه تنها دین خود را نه تنها ایمان خود را بلکه حقانیت خودتان را هم ندانسته می‌فروشید.

این را چطور جواب می‌دهید که شما در آنجا با وهابیون و کسانی که خودتان بهتر از ما می‌دانید آرمیده‌اید؟

این‌ها می‌خواهند این فتنه را در اینجا روشن کنند.

من می‌خواستم این نکته را هم به شما یادآور شوم که در کابل الحمد الله این‌ها از زمان طالبان ملعون مرتد و ضد بشر که خیلی تلاش کردند؛ ولی الحمد الله اهل سنت ما اینجا بیدار هستند و به این‌ها اجازه ندادند؛ حتی من چند مورد از مساجد را که آمدند و سند هم دارم و با مدرک می‌توانم آدرس و نام این مساجد را بدهم که خود همین عزیزان اهل سنت این وهابیون را که با آن طرز ایستادن در نمازها و با آن طرز عقاید و افکار، با لگد و فضیحت این‌ها را بیرون انداختند و الحمد الله حنای این‌‌ها اینجا رنگی ندارد.

بیننده آقای زارعی از همدان:

تقاضا می‌کنم که این چند جمله‌ای را که من عرض می‌کنم، دوستان توجه کنند؛ به این خاطر که این دوستان نادوست ما و وهابیونی که در این شبکه هستند، وقتی جواب منطقی و مستدل را قبول نمی‌کنند یک سری بازی‌ها در می‌آورند که متأسفانه این بازی‌ها حرف‌هایی است که آن‌هایی که ضد اسلام هستند، این‌ها بیان می‌کنند.

خداوند ملائک را خلق کرد و به آن‌ها غریضه نداد.

حیوان را خلق کرد و به او غریضه داد؛ ولی عقل و تفکر را نداد؛ اما انسان را خلق کرد هم غریضه داد و هم عقل و تفکر که در مسیر درست از آن استفاده کند.

دوستان وهابی من از شما سؤال می‌کنم که اگر بعضی از این راهبان و کلیسا نشینان که ازدواج قانونی را بر خودشان حرام کرده‌اند؛ اما در کنار آن صدها جنایت می‌کنند که در اخبار می‌خوانیم که هر سال صدها جسد و جنازه و جنین سقط شده بچه‌های مختلفی که این‌ها از راه غیر شرعی به وجود آورده‌اند، در اطراف کلیسا کشف می‌شود، اگر این‌ها از شما سؤال کنند و بگویند: ما چون می‌‌خواهیم که همیشه عبادت کنیم، ما کاری که نعوذ بالله زبانم لال پیغمبر شما فرموده است:

النکاح سنتی

ازدواج سنت من است، این تقدیس شهوت است.

اگر این را بیان کنند و خدای نکرده بر ما اشکال بگیرند، این را شما چطور جواب می‌دهید؟

من دو تا جمله از ملا نصر الدین که بسیار شیرین مطلب را بیان کرده است، در جواب این حضرات می‌‌گویم.

جناب آقای هاشمی روزی ملا نصر الدین تشریف بردند خواستگاری یک دختر خانمی، خیلی سر بسته عرض می‌کنم به صورت بسیار نامعقولی از پدر این دختر خانم خواستگاری کردند که من بیان نمی‌کنم، هدف خاص غریضی را بیان کردند، پدر دختر ایشان را با لگد بیرون انداخت، سری بعد رفت و با کلمه ازدواج با ایشان تقاضای ازدواج از دخترشان را کرد و چقدر هم محترمانه ایشان را قبول کرد، مسئله اینجا است که هر دو یکی بود؛ اما نحوه بیان غلط است.

شما می‌خواهید با یک نحوه بیان غلط افکار و سنت رسول الله را به بازی بگیرید.

بیننده آقای محمدی از پاوه:

خداوند به شما توفیق عنایت فرماید.

آن چیز که عیان است، چه حاجت به بیان است.

خداوند لطف و کرمی به من کرد کرد که حدودا پانزده سال قبل در زاهدان درس طلبگی می‌خواندم.

کتب مختلفی را مطالعه می‌کردم که با فقه ما خیلی فاصله داشت.

کتابی بود که چقدر بغض علی که قربانش شوم در وجود این‌ها بود.

در داخل کتاب در مقدمه، از فضائل امیرمؤمنان گفته بود.

پدر کشتی و تخم کین کاشتی                                        پدر کشته را کی بود آشتی

برای من سؤالات بسیاری مطرح شد و خداوند بابی را برای من باز کرد و به عنوان یک مستبصر در خدمت حاج آقای قزوینی بوده و هستم.

از همه علمای اهل سنت خواهش می‌کنم که از این کتب نسخه بردارید؛ چون من مطلع شدم که این‌ها الان مجموعه‌ای می‌زنند که این احادیث را از داخل آن بردارند، همان طور که کتاب مولانا سربازی که سه سال قبل مرد و رفت برایش مقدمه زدند، بعد از آن افشاگری که آقای قزوینی کردند، برایش زمینه زدند و در زمینه بدتر کردند؛ برای همین از این کتب بردارید که این کتب بعدها برعکس و وارونه جلوه داده می‌شود.

من از آقای هاشمی یک سؤال دارم.

آقای هاشمی، آیا پیامبر بهتر می‌فهمید یا عمر؟

تکلیف آن‌هایی که قبل از زمان پیغمبر و در زمان آن حضرت صیغه می‌شدند و بچه به دنیا می‌آوردند چه شد؟

پس آیه تطهیر اهل بیت را که مبرا کرده است از رجس و پلیدی، پس این زنا زاده‌ها چه کسانی هستند؟

این به خودت بر می‌گردد، خجالت بکش.

راجع به صاحب زمان در مسجد النبی اگر بنده به چشم خودم نمی‌دیدم اسامی دوازده امام و حضرت مهدی را، شما همین جا تصدیق بفرمایید یا بگویید تکذیب است.

من به چشم خودم دیدم خدا را شاهد می‌گیرم.

بیننده آقای افخم از عراق:

شما چرا این قدر حساس هستید که وقتی آقایون می‌گویند: شما صیغه می‌کنید، شما اگر حلال می‌دانید خجالت ندارد، هر کس که بخواهد صیغه کند معذرت می‌‌خواهم خواهر شما یا مادر شما را صیغه کند، یا شما چرا خانه‌های فساد زمان شاه را تعطیل کردید.

بیننده آقای حسینی نژاد از پیرانشهر:

راجع به این شبکه‌هایی که وهابی یا اهل سنت یا هر چیزی که هستند، چیزی که دستگیرم شده است این است که این آقایون در مقامی نیستند که بتوانند از اهل سنت دفاع کنند.

نه سواد آن چنانی دارند و نه مطالعه دارند.

واقعا این اساتید فکرشان خیلی پایین است.

در ضمن شما خودتان را با آن‌ها مقایسه نکنید.

این شبکه به لحاظ علمی حداقل به لحاظ مطالعه، خیلی پربار است؛ ولی من یک توصیه برادرانه به شما دارم، اگر می‌توانید کاری کنید مسائلی که دور و بر وحدت چرخ می‌زند، این‌ها را مطرح کنید.

شما را به خدا جواب آن‌ها را ندهید.

شما اگر واقعا می‌خواهید از حریم ولایت از حضرت علی دفاع کنید، کاری کنید که اگر واقعاً حضرت علی این قدر تفرقه برانگیز است که من خودم به عنوان خلیفه چهارم از این به بعد قبولش ندارم.

البته من خاک پایش هستم، خدا شاهد است که این را از ته قلب می‌گویم.

من برادرم اسمش علی است، من دبیر هستم.

بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم که بچه‌ها نباید بفهمند که این شیعه است.

ما حضرت علی را خیلی دوست داریم.

راجع به این قضیه‌ای که الان گفتید که عائشه دوست داشته است که بعضی نامحرم‌ها او را ببینند، من این سؤال را از شما دارم پیغمبر کجا تشریف داشتند در آن موقع کجا بودند؟

من خودم به شخصه اگر خانمم بخواهد که با یک نفر نامحرم حرف بزند.

مجری:

این مطالبی که گفته شد، این‌ها همه بعد از رحلت پیغمبر گرامی اسلام است‌و مستندات آن هم موجود است.

قضیه‌ای که روحانیت خودمان برای ما گفتند من می‌دانم که چطور است.

در ضمن آدم اجتهاد می‌کند، اشتباه کرده است حضرت عائشه بوده یا هر کس دیگری که بوده.

دنبال این طور چیزها نباشیم.

بیننده آقای رضایی:

آیا مادر امام محمد باقر دختر همان امام حسن شما است؟

از نسبت مادری و پدری سید می‌باشد؟

اولین نفری که در سقیفه بود چه کسی بود؟

یک صحبت  هم با آقای هاشمی داشتم، راه اهل سنت از راه وهابیت جدا است.

استاد ابو القاسمی:

گفتند: مسائلی راجع به وحدت بیان کنید.

الحمد الله در این شبکه ما هم راجع به وحدت صحبت می‌کنیم؛ اما شبکه‌هایی که ما الان به اسم وهابی بیان می‌کنیم، با کسانی در خود ایران در ارتباط هستند که بر هیچ کس هم پوشیده نیست، تماس تلفنی می‌گیرند پول دریافت می‌کنند؛ حتی تأیید می‌شوند؛ حتی سایت بعضی از حوزه‌های اهل سنت آن‌ها را تأیید می‌کند؛ حتی تبریک می‌گویند که ما یک همچین شبکه جدیدی داریم.

اگر واقعاً می‌خواهید که این قضیه تمام شود که ما جواب ندهیم، دیدید که ما یک کلیپ آن‌ها را پخش می‌کنیم و جواب می‌دهیم، هیچ وقت خودمان نمی‌گوییم که قضیه این طور بوده است.

ما همیشه دفاع کرده‌ایم، یک چیزی آن‌ها گفته‌اند، ما از عقیده خودمان دفاع کرده‌ایم.

اگر واقعا می‌خواهید که این قضیه با آبرو ریزی‌هایی که برای شما پیش می‌آورد تمام شود، به بزرگان اهل سنت خودتان بگویید: به این شبکه توصیه کنند که دست بردارند.

بزرگان اهل سنت نیایند در نماز جمعه‌هایشان یا در جلسات بگویند: واجب است ماهواره بگیرید و این شبکه‌ها را نگاه کنید.

ما حرف‌های این‌ها را داریم.

خودشان با این شبکه‌ها تماس نگیرند و صحبت نکنند، حالا رد کردن پیشکش، تأیید نکنید.

شما همین مقدار بگویید: ما از این‌ها جدا هستیم و علنا به همه اهل سنت بگویید: این کار را بکنید.

اگر آن‌ها بحث کردند، ما هم دیگر جواب نخواهیم داد، از وقتی که آن‌ها شروع کردند، ما هم شروع کردیم به جواب گفتن، از جایی که حمله می‌شود باید شروع شود.

شما که خودتان تماس دارید، من به شخصه به نظرم بارها صدای شما را در آن شبکه شنیده‌ام، تماس بگیرید و بحث کنید و این حرف‌ها را نزنید.

پرسیدند اولین کسی که در سقیفه بود چه کسی بود، در سقیفه اولین کسانی که جمع شدند گروهی از انصار بودند که خلافت را برای خودشان می‌خواستند و به دنبال این بودند که خلافت به آن‌ها برسد و ابوبکر و عمر در آنجا نبودند؛ حتی خالد بن ولید به ابوبکر و عمر رسید دید کنار در خانه پیغمبر و امیرمؤمنان نشسته‌اند، گفت: چرا اینجا نشسته‌اید؟

گفتند: منتظر هستیم که کار علی تمام شود و بیرون بیاید و با علی بیعت کنیم تا این که شخصی خبر داد که مردم در سقیفه بنی‌ساعده جمع شدند.

این‌ها فهمیدند که می‌توانند بهره برداری کنند، به آنجا رفتند.

مادر بسیاری از ائمه ما از نسل امام حسن مجتبی بوده است؛ برای همین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، هم از نسل امام حسن به حساب می‌آید و هم از نسل امام حسین، از آنجا به بعد ائمه ما همه از نسل دو امام به حساب می‌آیند؛ برای همین در روایات شیعه و اهل سنت داریم که حضرت هم حسنی هستند هم حسینی؛ حتی در یک روایت دارد که حسنینی هستند.

دوستمان که از عراق تماس گرفته بودند، گفتند: شما چرا خواهر و مادرتان صیغه نمی‌شوند، ما جواب را گفتیم شما گوشت را باز می‌کردی و می‌شنیدی.

ما گفتیم: چرا دختر ابوبکر خلیفه شما صیغه شده است؟

آیا شما راضی هستید که خواهر و مادر شما ازدواج شوند و طلاق شوند، طلاق دقیقا  همان ازدواج موقت شیعه است.

آن‌ها فقط درست کرده‌اند که ازدواج به نیت طلاق بدتر از شیعه هم کرده‌اند با این شرط که پدر دختر به هیچ وجه نباید با خبر باشد از ازدواج به نیت طلاق، شوهر خبر دارد زن هم خبر دارد با هم ازدواج می‌کنند به نیت طلاق؛ اما پدر دختر نباید با خبر شود که قصد دخترش طلاق گرفتن است.

بعد این را با زواج مسیار ضمیمه می‌کنند؛ یعنی دختر در خانه پدرش است مرد هم نفقه نمی‌دهد، زواج به نیت طلاق و مسیار را با هم ترکیب می‌کنند؛ چون مرد نفقه نمی‌دهد حق طلاق با زن است، هر زمانی که بخواهد می‌تواند طلاق بگیرد.

در بین خودشان هم قبل از ازدواج قرار و مدارها را گذاشته‌اند؛ حتی اگر مرد نخواهد طلاق بگیرد، زن می‌‌تواند طلاق بگیرد؛ چون مرد نفقه نمی‌دهد، پدر دختر هم بی خبر است.

فقط ما شیعه‌ها می‌گوییم: اذن پدر شرط است.

آن‌ها می‌گویند: اجازه پدر شرط نیست.

در یکی از انجمن‌های اینترنتی بحثی بود با یکی از اهل سنت یا در بخش نظرات در سایت خودمان بود، پرسید که چرا شما ازدواج موقت دارید، گفتم: شما مسیار دارید، نکاح به نیت طلاق هم دارید.

این‌ها را کنار هم بگذارید می‌‌شود ازدواج موقت ما، با چند خصوصیت دیگر و اضافه‌تر که پدر هم نباید باخبر باشد، اعتراف کرد که بله راست می‌گویید حق با شما است.

استاد یزدانی:

آقای محمدی از پاوه شعری را که خواندند.

پدر کشتی و تخم کین کاشتی                                        پدر کشته را کی بود آشتی

درباره امیرالمؤمنین که این‌ها می‌گویند: پدران بنی‌امیه و معاویه و عمو‌ها و دایی‌های این‌ها را کشته‌اند تقصیر از آن‌ها بوده است.

بعد کتاب آقای مولوی سربازی را که ما هم شنیدیم که یک نفر به این‌ها زنگ زد و گفت: پشم الدین از این تعبیر استفاده کرد که پشم الدین این کتاب را نوشته است و شما چرا رد نمی‌کنید، طبق گفته این آقا احتمالا مقدمه‌ای برای آن‌ها نوشته‌اند که آن را خراب‌تر کرده‌اند.

بعد گفتند: در مسجد النبی نام ائمه نوشته شده است، بله این مطلب صحت دارد، البته نام ائمه همه هست فقط نام حضرت مهدی هم هست که آن را تغییر داده‌اند و تحریف کرده‌اند.

این عکسی است که از مسجد النبی گرفته شده است که نام ائمه را می‌بینید که نام حضرت مهدی را هم نوشته است که با همان نام اصلی آن حضرت المهدی حی محمد، که کلمه حی نوشته شده است که ببینید وهابی‌ها این را چه کار کرده‌اند، یاء را جدا کرده‌اند که کسی حی را نتواند بخواند که این تفکر نشود که حضرت مهدی که حی است و زنده است، متأسفانه این را تخریب کرده‌اند.

استاد ابو القاسمی:

ما در اینجا طلبه‌های ساده حوزه علمیه هستیم.

تقاضا می‌کنم و التماس می‌کنم که دوستانی که تماس می‌گیرند، القابی که برای بزرگ‌ترها و بزرگان دینی ما است، برای ما به کار نبرند.

ما طلبه‌های ساده‌ای هستیم که فقط در این زمینه یک مقدار تخصصی کار کرده‌ایم و القابی که مخصوص بزرگان است مخصوصا مراجع به هیچ وجه برای ما به کار نبرند.

استاد یزدانی:

اتفاقا چند بار به آقای زارعی تذکر داده‌ایم؛ ولی گوش نمی‌کنند.

پایان