برنامه کلمه طیبه ، قسمت نهم با موضوع : چه کسی امام حسین علیه السلام را به شهادت رساند؟ شیعیان یا صحابه؟!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه: کلمه طیبه

استاد: حجه الاسلام و المسلمین آقای یزدانی

تاریخ: ۰۷ / ۰۹ / ۱۳۹۰

موضوع: آیا شیعیان امام حسین (ع) را به شهادت رساندند یا صحابه؟

مجری:

السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت وبقی الیل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین

تسلیت و تعزیت ما را به مناسبت این ایام سراسر غم و اندوه پذیرا باشید.

استاد یزدانی:

من هم این ایام سراسر غم را خدمت همه شیفتگان سید الشهداء علیه السلام تسلیت عرض می‌کنم.

امیدوارم که بتوانم در این برنامه از مظلومیت جدم و مولایم حضرت سید الشهداء علیه السلام به خوبی دفاع کنم.

مجری:

از همکاران عزیزم در اتاق فرمان می‌خواهم که کلیپ شماره یک را پخش کنند تا سؤالات را مطرح کنیم.

کلیپ:

[موضوع: امام حسین گول کوفیان را خورد]

بیننده:

جناب آقای هاشمی به من جواب دهید که چرا امام حسین حج واجب ما را نیمه تمام گذاشت و به سوی کربلا رفت، آیا برای امر به معروف و نهی از منکر نبود؟

هاشمی:

می‌دانی چه بود، چون شیعیان کوفه سرش کلاه گذاشتند، نامه نوشتند که سریع بیا، امام حسین هم سادگی کردند و تصور کردند که آنها انسان‌های صادقی هستند.

مجری:

کارشناس ادعا کرد که امام حسین سادگی کرد و گول شیعیان را خورد و منظورش این بود که دعوت آن‌ها را پذیرفت و آمد و این اتفاق در واقعه کربلا افتاد.

استاد یزدانی:

یکی از شبهاتی که این‌ها از مدت‌ها پیش و همیشه مطرح می‌کنند، این است که قاتلان امام حسین کسی نیست جز شیعیان و می‌گویند: امام حسین هم گول همین شیعیان را خورده است و متأسفانه در کربلا رفت و این اتفاقات افتاد.

تنها هدف این‌ها این است که افرادی مثل یزید و معاویه و کسانی که بنی‌امیه را بر سر کار آورده‌اند را پاک کنند و هدفشان این است که یک وقت مردم سؤال کنند که یزید چه کسی بود، چه کسی او را سر کار آورد، آن کسی که یزید را سر کار آورده بود خودش را چه کسی سر کار آورده بود، چه اتفاقاتی افتاد که تقریبا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر این چنین مردم، فرزند و نوه پیغمبر را به شهادت رساندند، می‌خواهند کاری کنند که ذهن مردم این سؤالات را نپرسد و اتفاقاتی که در صدر اسلام افتاد را مردم سؤال نکنند.

این که چه شد که ابو سفیان به یک باره ساکت شد، آمد پیش امیر المؤمنین و گفت: اگر بخواهی می‌توانم تمام مدینه را برایت پر از سپاه کنم؛ ولی چه شد که به یک باره سکوت کرد؟

البته ما سال پیش در همین ایام محرم، برنامه‌ای اختصاصی درباره ریشه‌های عاشورا داشتیم و در آنجا دلایل سکوت ابو سفیان و بعد معاویه و یزید را بررسی کردیم و اگر فرصت شود در هفته‌های بعد کلیپی از این وهابی‌ها به دست ما بیاید، پاسخ خواهیم داد.

این آقا ادعا می‌کند که شیعیان آمدند و دعوت کردند و امام حسین هم متأسفانه گول خورد و سادگی کرد، این تعبیر واقعا تعبیر زشتی است درباره کسی که پاره تن پیغمبر است‌ و ریحانه پیغمبر است و سید شباب اهل بهشت است.

این تعبیر بسیار بدی است.

می‌خواهد این به ذهن مردم خطور کند که امام حسین نعوذ بالله یک آدم ساده لوحی بود که به محض این که کسی نامه می‌نوشت که ما تو را دوست داریم بیا، راهش را گرفت و همه چیز را رها کرد و به طرف کوفه رفت.

چه کسی برای اولین بار به امام حسین نامه نوشت؟

اولین نفری که مردم را جمع کرد که بیایید برای امام حسین نامه بنویسید چه کسی بود؟

این را تحقیق کنند و ببینند چه کسی برای اولین بار مردم را جمع کرد.

طبق روایاتی که در کتاب‌های خود اهل سنت وجود دارد، اولین کسی که مردم را در کوفه جمع کرد و به مردم گفت: بیایید نامه بنویسید و امام حسین را دعوت کنیم، سلیمان بن صرد خزاعی بود که مشهور است و همه می‌دانیم که اولین شخص بود که مردم را جمع کرد و به امام نامه نوشت و همین سلیمان بن صرد خزاعی که نامه نوشت و بعد هم خودش تخلف کرد و امام را یاری نکرد و بعد آمد و توابین را تشکیل داد ایشان از صحابه است.

یک صحابی است که رسول خدا نام او را که یسار بوده به سلیمان تغییر داده است.

او اولین کسی است که نامه نوشته است، اولین کسی است که امام حسین را دعوت کرده است و اولین کسی است که تخلف کرده است و بعد توابین را تشکیل داده است.

پس جواب پرسش این آقا به نفع ایشان نیست بلکه کاملا به ضررش است.

این که این آقا صحابی بوده است و نامه نوشته است در کتاب‌های معتبر اهل سنت آمده است.

در کتاب سیر اعلام النبلا که معتبرین کتاب رجالی است، یکی از آن معتبرترین‌ها است و همچنین تاریخ الاسلام که آقای شمس الدین ذهبی نوشته است، ایشان در شرح حال آقای سلیمان بن صرد می‌گوید:

سلیمان بن صرد الأمیر أبو مطرف الخزاعی الکوفی الصحابی له روایه یسیره

سیر أعلام النبلاء، ج ۳، ص ۳۹۴ و تاریخ الاسلام، ج ۵ ، ص ۱۳۳

ایشان می‌گوید: صحابی است، بعد روایاتش را نقل می‌کند می‌گوید:

قال ابن عبد البر کان ممن کاتب الحسین لیبایعه فلما عجز عن نصره ندم وحارب

سیر أعلام النبلاء، ج ۳، ص ۳۹۵

این آقا از کسانی است که به امام حسین نامه نوشت که بیا ما با تو بیعت می‌کنیم؛ اما نتوانست بیعت کند و نتوانست امام حسین را یاری کند و مشکلاتی برایش پیش آمد، پشیمان شد و بعد دوباره آمد و با بنی‌امیه جنگید.

همین مطلب را آقای ابن حجر عسقلانی در کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه در شرح حال سلیمان بن صرد خزاعی آورده است.

اسمش را می‌آورد سلیمان بن صرد فلان بن فلان:

یقال کان اسمه یسار فغیره النبی صلى الله علیه وسلم

الإصابه فی تمییز الصحابه، ج ۳، ص ۱۷۲

بعد می‌گوید: از پیغمبر هم روایت نوشته است تا آنجایی که می‌گوید:

ثم کان ممن کاتب الحسین ثم تخلف عنه

الإصابه فی تمییز الصحابه، ج ۳، ص ۱۷۲

همین آقا از کسانی است که به امام حسین نامه نوشت و بعد تخلف کرد و امام حسین را یاری نکرد.

پس جواب آقای هاشمی و کارشناس وهابی این است که کسی که امام حسین را دعوت کرده است و تخلف کرده است، یکی از از اصحاب پیغمبر است.

مردم از یک صحابه پیغمبر تبعیت کردند و نامه نوشتند بعد از همین صحابه تبعیت کردند تخلف کردند و از همین صحابه تبیعت کردند تابعین را تشکیل دادند، دوباره همه کاسه‌ها کوزه‌ها روی سر خودتان می‌شکند، نه روی سر شیعه؛ یعنی ثابت می‌کند که در میان صحابه کسانی بودند که شیعه بودند طبق حرف این آقا و همین صحابه این مشکلات را به وجود آوردند.

این به ضرر شما است؛ چون مبنای اهل سنت و اساس مذهب این‌ها بر عدالت تمام صحابه بنا شده است، اگر ثابت شود که یکی از این صحابه عادل نبوده است، تمام بنای مذهب این‌ها در هم می‌ریزد.

این آقا هم از صحابی بوده است و این کار را انجام داده است؛ پس شیعه در اینجا مشکل ندارد، کسی که مشکل دارد شما هستید و مبنای شما که عدالت کل صحابه است؛ حتی نامه‌هایی هم که نوشته شده است، اولین نامه‌ها را همه علمای اهل سنت این طور نقل کرده‌اند:

لحسین بن علی من سلیمان بن صرد والمسیب بن نجبه ورفاعه بن شداد وحبیب بن مظاهر

تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۲۷۷ و المنتظم، ج ۵، ص ۳۲۷

به امام حسین این طور نامه نوشته‌اند، در نامه‌ها اول نام سلیمان بن صرد است.

پس جواب این‌ آقا به نفعش نیست؛ بلکه کاملا به ضررش است.

مجری:

اشاره کردید به این که هدف این کارشناس‌ها و مباحثی که از طرف وهابیت مطرح می‌شود، دفاع از یزید و یزیدیان است.

کسی از علمای آن‌ها را داریم که از یزید دفاع کرده باشد و گفته باشد که امام حسین نعوذ بالله اشتباه کرده باشد.

استاد یزدانی:

بسیار فراوان است از علمایی که متأسفانه ما نمی‌‌توانیم بگوییم: این‌ها اهل سنت هستند؛ چون اهل سنت امام حسین را دوست دارند و به امام حسین احترام می‌گذارند.

در طول این دوران، اکثرا برای امام حسین عزاداری می‌‌کردند.

ما خودمان در سفرهای تبلیغی که داشتیم، دیده‌ایم که اهل سنت هم مثل برادران شیعه سینه می‌زنند، زنجیر می‌زنند، نذر می‌دهند، روضه می‌گیرند.

این‌ها را ما نمی‌توانیم اسمشان را اهل سنت بگذاریم.

عده‌ای از علمایی که خودشان را سنی می‌دانستند، در طول تاریخ بوده‌اند که شدیدترین جملات را علیه امام حسین علیه السلام گفته‌اند و تا سر حد تکفیر، امام حسین را پیش برده‌اند که ما الان به چند تا از این‌ها اشاره می‌کنیم.

طرفداران یزید در طول تاریخ:

اول قاضی ابی‌بکر بن عربی است.

در کتاب العواصم من القواصم که چاپ دارالتراث قاهره است، روایاتی را نقل می‌کند و نظرات علمای اهل سنت را درباره یزید می‌گوید و بعد می‌گوید: چرا مردم علیه یزید قیام کردند.

می‌گوید:

وما خرج إلیه أحد إلا بتأویل ولا قاتلوه إلا بما سمعوا من جده

العواصم من القواصم، القاضی محمد بن عبد الله أبو بکر بن العربی، ج ۱، ص ۲۴۴

هیچ کس علیه امام حسین قیام نکرد، مگر این که تأویل و دلیلی داشت برای خودش، اجتهاد و نصی داشت، با امام حسین نجنگیدند مگر به خاطر روایتی که از پیغمبر شنیده بودند.

می‌گوید: اگر کسی با امام حسین جنگیده است، به خاطر روایات صحیح السندی است که در کتاب‌های اهل سنت از پیغمبر نقل شده است.

بعد روایات را یکی یکی نام می‌برد، روایتی که در صحیح مسلم است که پیغمبر فرمود: بعد از من فلان و فلان می‌شود:

فمن أراد أن یفرق أمر هذه الأمه وهی جمیع فاضربوه بالسیف کائنا من کان فما خرج الناس إلا بهذا وأمثاله

العواصم من القواصم، القاضی محمد بن عبد الله أبو بکر بن العربی، ج ۱، ص ۲۴۵

هر کس بخواهد که امر این امت را دچار اختلاف کند؛ در حالی که همه یک دست است، هر کس بخواهد بین جماعت مسلمان‌ها اختلاف بیندازد، او را با شمشیر بزنید، هر جا که می‌خواهد باشد، هر کس که می‌‌خواهد باشد.

می‌گوید: مردم به دلیل همین روایت و امثال این روایت علیه امام حسین قیام کردند است که از پیغمبر شنیده بودند.

به تعبیر علمای اهل سنت، امام حسین با شمشیری که پیغمبر داده بود به دست مردم کشته شده است:

قتل بالسیف جده

امام حسین با شمشیری که پیغمبر به دستش داده بود کشته شد.

خیلی توهین آمیز است.

نفر بعدی آقای الشیخ محمد الخضری است که ایشان در تاریخ الامم الاسلامیه، چاپ دوم که چاپ قاهره است، صفحه ۲۳۵، درباره این که آیا جایز است که کسی علیه ولاه قیام کند یا نه می‌گوید:

وعلى الجمله فإن الحسین أخطأ خطأ فی خروجه هذا الذی جر على الأمه وبال الفرقه والاختلاف

خلاصه مطلب می‌گوید: امام حسین اشتباه بسیار بزرگی کرد که علیه یزید خروج کرد، این خروج امام حسین باعث شد که بین مردم اختلاف بیفتد، افتراق بین امت بشود؛ یعنی آدمی که کوچکترین مسائل شرعی خودش را بلد نیست به امام حسین ایراد می‌گیرد، به فرزند پیغمبر به سید جوانان اهل بهشت ایراد می‌گیرد که اشتباه بزرگی کرده است، آیا این آقای ناصبی است یا نه؟

قطعا همچین آدمی ناصبی است.

نفر بعدی آقای ابن جوزی است که ما اصل کتاب آن را گیر نیاورده‌ایم از کتاب محمد بن مفلح مقدسی از کتاب الفروع نقل می‌کند که ایشان متوفی ۷۶۳ است.

در جلد ۱۰ ایشان از ابن جوزی نقل می‌کند:

قال ابن الجوزی فی کتابه السرّ المصون من الاعتقادات العامیّه التی غلبت على جماعه منتسبین إلى السنه أن یقولوا إن یزید کان على الصواب وإن الحسین رضی اللّه تعالى عنه أخطأ فی الخروج علیه

کتاب الفروع ومعه تصحیح الفروع لعلاء الدین علی بن سلیمان المرداوی، شمس الدین أبو عبد الله محمد بن مفلح المقدسی، ج ۱۰، ص ۱۸۱

کتاب سر المصون او را هر چه که گشتیم گیر نیاوردیم؛ ولی ایشان هم از علمای بزرگ اهل سنت است می‌گوید:

از اعتقادات عامه‌ای که به جماعتی از اهل سنت غلبه کرده است و جماعتی از اهل سنت این اعتقاد را قبول کرده‌اند این است که می‌گویند: حق با یزید بود، امام حسین با خروجش علیه یزید اشتباه کرد.

نمی‌گوید: یک نفر دو نفر، می‌گوید: جماعتی از اهل سنت این اعتقاد را دارند که متأسفانه خودشان را به اهل سنت نسبت می‌‌دهند.

اهل سنت هیچ وقت چنین نبوده است و نخواهند بود.

نفر بعدی آقای ابن کثیر دمشقی سلفی شاگرد ابن تیمیه است.

ایشان در کتاب البدایه و النهایه روایاتی را می‌آورد که آیا لعن یزید جایز است یا جایز نیست.

چه کسانی گفته‌‌اند جایز است، چه کسانی گفته‌‌اند جایز نیست.

می‌گوید: ابو الفرج جوزی در مصنف خودش نوشته است لعن یزید جایز است، بعد می‌گوید: عده‌ای دیگری گفته‌اند: نه جایز نیست:

ومنع من ذلک آخرون وصنفوا فیه أیضا لئلا یجعل لعنه وسیله إلى أبیه أو أحد من الصحابه

البدایه والنهایه، ابن کثیر، ج ۸، ص ۲۴۵

عده‌‌ای گفته‌اند: ما حق نداریم که یزید را لعن کنیم، (همان حرف اولی را که ما زدیم) چون می‌گوید: اگر ما یزید را لعن کنیم، بعد می‌گوییم: این یزیدی که همچین آدمی بود، این یزید را چه کسی سر کار آورد؟

لعنت بر آن کسی که یزید را سر کار آورد، چه کسی آورده است؟

پدرش، بعد می‌گوید: معاویه را چه کسی سر کار آورد؟

می‌گوید: اگر ما اجازه دهیم که یزید را لعن کنیم، همین طور مرحله به مرحله می‌رسد به چه کسی؟

به همین خاطر ما حق نداریم که یزید را لعن کنیم.

بعد می‌گوید: کسانی که گفته‌اند: یزید کارهای بد کرده‌ است و لعنش جایز نیست، گفته‌اند: هر کاری که یزید کرده‌ است، اجتهاد کرده است:

وحملوا ما صدر عنه من سوء التصرفات على أنه تأول وأخطأ

البدایه والنهایه، ابن کثیر، ج ۸، ص ۲۴۵

یزید کارهای بدی که کرده است همه به این خاطر بود که مجتهد بوده و اجتهاد کرده است؛ یعنی یزید که امام حسین را کشته است، مجتهد بوده است و به خاطر این اجتهادی هم که کرده است، باید ثواب ببرد؛ چون مجتهد اگر اجتهاد کند و خطا برود، حداقل یک ثواب دارد.

یزیدی که به مدینه حمله کرده است و آن همه کشتار را انجام داده است، واقعه حره و به مکه حمله کرده است و خانه خدا را آتش زده است، اجتهاد کرده است و ثواب هم باید ببرد.

بعد باز مطالب دیگری را هم می‌آورد که کارهایی را که یزید کرده است، در صفحات بعد هم وجود دارد.

بعد می‌گوید: وقتی خبر حره را به یزید دادند، شادی و خوشحالی کرد؛ چون خیال می‌کرد که امام هستم و آن‌هایی که از یزید پیروی نکرده بودند و خروج کرده بودند، این‌ها از اطاعت یزید خروج کرده بودند:

فله قتالهم حتى یرجعوا إلى الطاعه ولزوم الجماعه

البدایه والنهایه، ابن کثیر، ج ۸، ص ۲۴۵

یزید حق داشت که با این‌ها بجنگد تا این‌ها را به اطاعت خودش پای‌بند کند و مردم را به جماعت بکشاند:

وقد جاء فی الصحیح من جاءکم وأمرکم جمیع یرید أن یفرق بینکم فاقتلوه کائنا من کان

البدایه والنهایه، ابن کثیر، ج ۸، ص ۲۴۵

هر کس خواست که جمع شما را متفرق کند، وظیفه شما است که با او بجنگید، هر جا که می‌خواهد باشد؛ یعنی طعنه به امام حسین است که امام حسین هم همین کار را کرده است و اطاعت نکرد و سبب تفرقه شد به قول این آقا.

مطالب متعدد دیگری را هم می‌آورد.

نفر بعدی آقای ابن قیم جوزی است که باز هم شاگرد آقای ابن تیمیه است که ایشان هم در کتاب المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف، در این کتاب خودش مطالبی را علیه امام حسین علیه السلام آورده است.

شیعه و سنی درباره نسب حضرت مهدی اختلاف دارند، ما اعتقاد داریم که از نسل امام حسین علیه السلام است و روایات متواتر هم در این رابطه داریم.

آن‌ها اعتقاد دارند که از نسل امام حسن است و روایتی هم با سند صحیح ندارند.

یک روایت دارند که آن هم سندش ضعیف است.

کاری نداریم، باید در جای خودش بحث شود.

ایشان می‌گوید: چرا امام مهدی از نسل امام حسن است؛ اما از نسل امام حسین نیست.

طبق اعتقاد خودش، می‌گوید: دلیلش این است که امام حسن صبور بود، نسبت به خلافت و نسبت به حکومت کردن حریص نبود، صبر کرد تحویل معاویه داد؛ اما امام حسین چون حرصی بر حکومت داشت؛ به خاطر رسیدن به حکومت و به خاطر رسیدن به دنیا جنگید.

به همین دلیل خدا نسل حضرت مهدی را از نسل او قرار نداد.

می‌گوید:

وفی کونه من ولد الحسن سر لطیف وهو أن الحسن رضی الله تعالى عنه ترک الخلافه لله فجعل الله من ولده من یقوم بالخلافه الحق المتضمن للعدل الذی یملأ الأرض. . . وهذا بخلاف الحسین رضی الله عنه فإنه حرص علیها وقاتل علیها فلم یظفر بها

این که حضرت مهدی از نسل امام حسن است سر لطیفی در این باره است؛‌ چون امام حسن خلافت را به خاطر خدا ترک کرد، فلان کرد فلان کرد؛ اما امام حسین این کار را نکرد، به خاطر حکومت جنگید؛ اما دستش به حکومت نرسید.

این توهین بسیار زشتی است؛ یعنی قیام امام حسین علیه یزید باعث شد که حضرت مهدی از نسل او نباشد؛ یعنی اشتباه کرده است.

واضح است که حرف ایشان این است که می‌‌گوید: امام حسین اشتباه کرده است و اما امام حسن به خاطر خدا این کار را نکرد.

نفر بعدی و آخرین نفری که بررسی خواهیم کرد، آقای ابن تیمیه است.

ایشان در کتاب منهاج السنه، مطالب متعددی را علیه امام حسین علیه السلام می‌آورد.

بحث این است که آیا علیه والی جائر جایز است که قیام کنیم یا نه؟

ایشان می‌گوید:

ففی الجمله أهل السنه یجتهدون فی طاعه الله ورسوله

منهاج السنه النبویه، ج ۴، ص ۵۲۷

اهل سنت در اطاعت از خدا و رسولش تلاش زیادی می‌کنند.

آیه قرآن کریم را می‌خوانند:

فاتقوا الله ما استطعتم

سوره تغابن آیه ۱۶

بعد روایتی از پیغمبر می‌خواند:

إذا أمرتکم بأمر فأتوا منه ما استطعتم

منهاج السنه النبویه، ج ۴، ص ۵۲۷

اگر دستوری به شما آمد، امری به شما آمد تا می‌توانید از آن اطاعت کنید تا جایی که می‌فرماید:

وأنه أمر بالصلاح ونهى عن الفساد

منهاج السنه النبویه، ج ۴، ص ۵۲۷

پیغمبر همیشه دستور داده است به صلاح و هیچ وقت دستور به فساد نداده است.

بعد مطلب بعدی می‌گوید:

فإذا تولى خلیفه من الخلفاء کیزید وعبد الملک والمنصور وغیرهم فإما أن یقال یجب منعه من الولایه وقتاله حتى یولى غیره کما یفعله من یرى السیف فهذا رأى فاسد فإن مفسده هذا أعظم من مصلحته

منهاج السنه النبویه، ج ۴، ص ۵۲۷

اگر خلیفه‌ای از خلفاء همانند یزید و عبدالملک و منصور دوانیقی و سایر افراد از این دست خلافت را به دست گرفته‌‌اند، واجب است که علیه او قیام کنیم یا نه؟

می‌‌گوید: نه، حق نداریم که قیام کنیم.

این که ما علیه یزید قیام کنیم، نظر فاسدی است، مفسده‌ای که قیام علیه یزید دارد، از مصلحت آن بزرگ‌تر و بیشتر است.

بعد می‌گوید: چه خروج‌هایی که علیه سلطان جائر شده است و هیچ کدام به حق نپیوسته است.

مفصل می‌گوید تا آنجایی که می‌‌رسد به قیام امام حسین علیه السلام:

والله ورسوله إنما یأمر بالصلاح لا بالفساد

منهاج السنه النبویه، ج ۴، ص ۵۳۰

خدا و رسول دستور به صلاح داده است نه به فساد؛ اما می‌گوید: گاهی انسان اشتباه می‌کند و به خطا می‌افتد، تا جایی که می‌گوید:

ولم یکن فی الخروج لا مصلحه دین ولا مصلحه دنیا

منهاج السنه النبویه، ج ۴، ص ۵۳۰

در خروج امام حسین نه مصلحت دینی وجود داشت، نه مصلحت دنیوی؛ یعنی امام حسین با این قیامش هم علیه دین قیام کرد و هم علیه دنیای مردم، هم به دین ضرر زد و هم به دنیای مردم.

می‌گوید: این کار امام حسین باعث شد که آدم‌های ظالم، امام حسین را به شهادت رساندند؛ یعنی کاری که خود امام حسین کرد، باعث شد که کشته شود:

وکان فی خروجه وقتله من الفساد ما لم یکن حصل لو قعد فی بلده

منهاج السنه النبویه، ج ۴، ص ۵۳۰

امام حسین در قیام خودش آن قدر فساد تولید کرد که اگر در خانه خودش می‌ماند و می‌نشست و قیام نمی‌کرد، چنین فسادهایی اتفاق نمی‌افتاد که ان ‌شاء الله این‌ها را مفصل بررسی خواهیم کرد.

باز هم ایشان روایاتی را از عبدالله بن عمر می‌آورد.

ایشان در همین کتاب از این روایتش که آیا علیه یزید جایز بود که کسی قیام کند یا جایز نبود، می‌گوید: عده‌ای موافق بودند و عده‌ای مخالف بودند؛ اما عبد الله بن عمر روایتی را از پیغمبر خواند که طبق این روایت کسی حق نداشت علیه یزید قیام کند و قیام نکرد:

وهذا حدث به عبد الله بن عمر لعبد الله بن مطیع بن الأسود لما خلعوا طاعه أمیر وقتهم یزید

منهاج السنه النبویه، ج ۱، ص ۱۱۱

این روایت را عبدالله بن عمر برای عبد الله بن مطیع خواند، آن زمانی که مردم با یزید مخالفت کردند و از یزید اطاعت نمی‌کردند؛ با این که او ظالم بود:

فعلم أن هذا الحدیث دل على ما دل علیه سائر الأحادیث الآتیه

منهاج السنه النبویه، ج ۱، ص ۱۱۱

این روایت همان چیزهایی را ثابت می‌کند که روایت بعدی ثابت می‌کند.

ثابت می‌کند که خروج بر والیان مسلمان با شمشیر جایز نیست:

وأن من لم یکن مطیعا لولاه الأمور مات میته جاهلیه

منهاج السنه النبویه، ج ۱، ص ۱۱۱

هر کس از والیان امر خودش اطاعت نکند، مرگش مرگ جاهلی است.

طبق این روایت که عبد الله بن عمر نقل می‌‌کند و در صحیح مسلم هم وجود دارد:

من خَلَعَ یَدًا من طَاعَهٍ لَقِیَ اللَّهَ یوم الْقِیَامَهِ لَا حُجَّهَ له وَمَنْ مَاتَ وَلَیْسَ فی عُنُقِهِ بَیْعَهٌ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّهً

صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۴۷۸

هر کس در قیامت برود و از اطاعت دست برداشته باشد؛ در حالی خدا را ملاقات می‌کند که هیچ حجتی ندارد.

از این چه استفاده‌ای می‌شود؟

امام حسین هم بر خلاف این روایتی که عبد الله بن عمر نقل کرده بود، علیه یزید قیام کرد.

عبد الله بن عمر روایت نقل می‌‌کند که هر کس این کار را کند، مرگش مرگ جاهلی است.

امام حسین هم همین کار را کرده است.

نتیجه، حرف آقای ابن تیمیه این است که نعوذ بالله امام حسین مرگش مرگ جاهلی بوده است؛ چون علیه یزید قیام کرده است، علیه والی امر مسلمان‌ها قیام کرده است.

این نتیجه حرف این آقا است.

این مطالبی بود که از آقای ابن تیمیه است که این مطالب متأسفانه در کتاب‌های این آقا است؛ اما این حرف‌های آقای ابن تیمیه چه نتیجه‌ای را خواهد داشت؟

من ده دوازده تا از این حرف‌های ابن تیمیه را یادداشت کرده‌ام که تیتروار برای شما می‌خوانم.

نتایج سخنان آقای ابن تیمیه:

۱-     ابن تیمیه از امام حسین سید شباب اهل الجنه ریحانه النبی، بهتر مصالح دین را تشخیص می‌داد؛ یعنی اعلم‌تر از امام حسین بوده است و امام حسین متوجه نشده است؛ اما ابن تیمیه فهمیده است.

۲-     امام حسین علیه السلام نعوذ بالله با مصلحت و مفسده کارهای خود آشنا نبود و تشخیص نمی‌داد که چه کاری خوب است و چه کاری بد است یا تشخیص هم می‌داد در عین حال که تشخیص می‌داد که این به صلاح مسلمان‌ها نیست و فساد آور است، این کار مفسده انگیز را انجام می‌داد.

۳-     کار امام حسین علیه السلام نعوذ بالله بر خلاف دستور خدا و رسول خدا بود؛ چون خدا و رسول طبق روایتی که این آقا می‌گوید، دستور داده است که برابر حاکمان ظالم صبر کنید؛ اما امام حسین صبر نکرد و بر خلاف دستور خدا و پیغمبر، علیه یزید، علیه فساد و فتنه قیام کرد و این کارش نه به صلاح دین بود و نه به صلاح دنیای مردم.

۴-     قاتل اصلی امام حسین علیه السلام خودش است؛ چون اگر قیام نکرده بود، این اتفاق نمی‌افتاد و کشته نمی‌شد و این ظالمان این طاغیان امام حسین را نمی‌‌کشتند.

اگر در خانه خودش نشسته بود هیچ وقت این اتفاقات نمی‌افتاد.

۵-     امام حسین علیه السلام عمدا با دستور رسول خدا مخالفت کرده است؛ چون صحابه ابن عباس، عبد الله بن عمر و… آمدند و صحبت کردند و روایات پیغمبر را برایش خواندند که تو حق نداری علیه یزید قیام کنی؛ اما امام حسین بر خلاف روایات پیغمبر که از عبد الله بن عمر و… شنیده بود، باز هم قیام کرد و این مفسده را به وجود آورد.

۶-     با سخنانی که عبد الله بن عمر و دیگران گفتند، حجت بر امام حسین تمام شد و او در قیامت هیچ دست آویز و هیچ حجتی به خاطر این عملی که انجام داده است ندارد.

۷-     خروج امام حسین علیه السلام علیه یزید، همانند محمد بن اشعث و ابن محله و… بود که علیه حاکمان خودش قیام کردند (این مطالب بود که ما نخواندیم).

۸-     اعتقاد به وجوب خروج علیه حاکمانی هم چون یزید، عبد الملک مروان، منصور دوانیقی و… اعتقاد فاسدی است و بر خلاف روایت صحیح است.

۹-     طلحه، زبیر، عایشه، معاویه که بر علیه امیر المؤمنین علیه السلام خروج کرده‌اند، خروج آن‌ها اجر و پاداش دارد؛ اما خروج امام حسین علیه یزید نه تنها اجر و پاداش نداشت؛ بلکه سبب تفرقه و فساد و تباهی است.

باز نتایج دیگری که حرف‌های ابن تیمیه دارد که امام حسین نعوذ بالله مرگش مرگ جاهلی بود؛ چون علیه امام زمانش قیام کرده است.

این نتایج حرف‌هایی است که از این آقا داریم.

باز مطالب دیگری علیه امام حسین و به نفع یزید دارد که وقت ما کم است.

مجری:

تفکراتی که الان وجود دارد، تفکرات اهل سنت نیست؛ چون غالبا اهل سنت اعتقاد به این دارند که امام حسین بر حق بوده است و من خودم شاهد بودم که در سیستان و بلوچستان، اهل سنت توجه خاص و ویژه‌ای به حضرت سید الشهداء دارند.

در این دوره هم کسی وجود دارد که از یزید و طرفدارانش و کسانی که آمدند و آن اتفاق را انجام دادند و وجود مقدس سید الشهداء را به شهادت رساندند طرفداری کند؟

استاد یزدانی:

متأسفانه جواب مثبت است؛ حتی در حال حاضر کسانی  هستند که با تفکر ابن تیمیه و… زندگی می‌کنند و کار امام حسین را اشتباه می‌دانند و کار یزید را تأیید می‌کنند و می‌گویند: حق با یزید بود و یزید کارش درست بود و باید این کار را انجام می‌داد.

یکی از این افراد آقای بن جبرین است که صراحتا‌ در سایت خودش این مطلب را می‌گوید.

ما چون صفحه سایتش را نتوانستیم باز کنیم این را نشان نمی‌دهیم.

اما شخصی بزرگتر از این شخص، آقای آل شیخ است.

مفتی اعظم فعلی عربستان سعودی که عینا همان کلمات علمای سابق را که خواندیم تکرار می‌کند و می‌گوید: حق با یزید بود و امام حسین اشتباه کرد که خروج کرد.

البته می‌گوید: به خاطر اشتباهش به جهنم نمی‌رود خدا او را می‌بخشد.

اشتباه کرد، نباید علیه یزید قیام می‌‌کرد؛ چون بیعت یزید و خلافت یزید یک خلافت شرعی بود.

بیعتش با پدرش در زمان حیات خودش از مردم گرفته بود و امام حسین علیه السلام حق نداشت که با یزید مخالفت کند، او ولی امر بود.

اگر کلیپ شماره دو را ببینیم عین حرف‌های این آقا را می‌بنیم.

کلیپ:

[موضوع: امام حسین اشتباه کرد که با یزید بیعت نکرد]

آل شیخ مفتی اعظم عربستان: بیعت یزید بیعتی شرعی بوده است، حسین اشتباه کرد که با یزید بیعت نکرد.

خواهر من این‌ها امتی بودند که تمام شدند و تاریخی که گذشت.

آن‌ها امتی بودند که دیگر موجود نیستند.

اعمال آن‌ها برای خود آن‌ها است و اعمال شما برای شما و از شما در مورد اعمال آن‌ها سؤال نمی‌کنند.

بیعت یزید بن معاویه بیعتی شرعی بود که وقتی پدرش زنده بود، برای او بیعت گرفت و مردم نیز با او بیعت کردند و بیعت او را پذیرفتند.

وقتی که معاویه از دنیا رفت حسین بن علی و عبد الله بن زبیر بیعت نکردند.

عبدالله بن عمر نیز در ابتدا بیعت نکرد؛ ولی بعد از مدتی بیعت نمود و این که حسین و عبد الله بن زبیر همراه بیعت کنندگان با یزید بیعت نکردند، به دلیلی که گفتم بیعت مردم با یزید در بیعت نکردن با یزید اشتباه کرده بودند؛ زیرا بیعت یزید یک بیعت مشروع بود و در زمان حیات پدرش برای او گرفته شده بود و مسلمانان نیز با او بیعت کرده بودند؛ ولی خداوند خود محافظ آنان (حسین و عبدالله بن زبیر) است (و آنان را عذاب نمی‌کند) به خاطر آنچه که قضا و قدر الهی بوده است.

آن‌ها امتی بودندکه تمام شدند و از خداوند می‌‌خواهیم همه آن‌ها (حسین بن علی و ابن زبیر و یزید و…) را ببخشد.

استاد یزدانی:

عبد الله بن زبیر هم با یزید بیعت نکرد و در نهایت در مکه کشته شد.

غیر از این آقای آل شیخ که مفتی اعظم عربستان سعودی است، می‌بینیم که وقتی این آقا این فتوا را می‌دهد، عده‌ زیادی از وهابی‌ها به پیروی از این آقا در روز عاشورا شادی می‌کنند؛ حتی تابلو‌های بزرگی را در کویت در سر چهار راه‌ها نصب می‌کنند که شادی و روز فرح است.

مؤسسه‌ای است به نام والذکّر، مسؤل اینجا در جلوی مؤسسه خودش صراحتا جوانان را تشویق می‌کند که بیایید امروز روز شادی است و شادی کنیم.

عده‌ای از وهابی‌ها در اروپا رفته‌اند دیدند که کسی نیست که جلوی این‌‌ها را بگیرد نه شیعه و نه اهل سنت، آنجا صراحتا داد می‌زنند:

یزید فی الجنه الله اکبر

در پاکستان وهابی‌‌ها که داد می‌زنند که شهادت حسین مرده باد.

این‌ها نتایج فتوای این آقا است که می‌‌گوید: حق با امام حسین نبود، حق با یزید بود، امام حسین اشتباه کرد که قیام کرد.

وقتی که این آقا این فتوا را می‌دهد، طبیعی است که وهابی‌ها هم از او پیروی می‌کنند.

کلیپ شماره سه را با هم ببینیم.

کلیپ:

[موضوع: شادی وهابی‌ها در عاشورا از شهادت امام حسین علیه السلام]

نصب تابلو با مضمون ذیل در کویت:

عاشورا روز خوشحالی و سرور

مدیر مؤسسه «وذکّر» از مراکز وهابیت در کویت:

عاشورا روز خوشحالی و سرور است.

عاشورا ای دوستان روز خوشحالی و شادی است، بشتابید ای دوستان، وقت شادی و خوشحالی است ای جوانان.

وهابیون در اروپا:

یزید در بهشت است.

تکبیر؛ الله اکبر    تکبیر؛ الله اکبر

یزید در بهشت است، یزید در بهشت است.

وهابیون پاکستان:

مرگ بر شهادت حسین.

شهادت حسین مرده باد (نعوذ بالله)

مجری:

دیدن این صحنه‌ها برای ما خیلی سخت است و قابل تحمل نیست.

کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا

به قول شهید بزرگوار شهید مطهری که می‌گفت: شمر و یزید آن زمان رفت و هر دوره‌ای برای خودش یزیدی دارد و برای خودش حسینی دارد.

مهم این است که ما در کدام قسمت و در کدام طرف هستیم. یزیدی هستیم یا حسینی.

تحملش برای ما واقعا سخت است؛ حتی دیدن این صحنه‌ها برای ما قابل تحمل نیست که ببینیم جایی روز عاشورا که روز حزن اهل بیت و روز عزای اهل بیت است، این طور شادی کنند و آن را روز شاد بدانند.

خوش به حال شیعیانی که عشق و محبت ابی ‌عبدالله در دل‌های آن‌ها است و خوش به حال کسانی که از روز اول محرم لباس مشکی به تن می‌کنند.

استاد یزدانی:

این کلیپ‌هایی که دیدیم همه مربوط به عده‌ای از نواصب بود که متعلق به وهابی‌ها بود که از آقای آل شیخ پیروی کردند و این کارها را انجام دادند و همین طور که خدمت شما عرض کردم، این‌ها هیچ ارتباطی به اهل سنت ندارند و اهل سنت تا آنجایی که ما دیده‌ایم، هیچ وقت این حرف‌ها را نمی‌زنند؛ بلکه امام حسین را دوست دارند.

در ایام محرم بارها به مناطق اهل سنت رفته‌ایم، مناطقی که شیعه و سنی قاطی هستند، در کرمانشاه و سیستان و بلوچستان، خود سنی‌ها در عزاداری امام حسین شرکت می‌کنند، سینه می‌زنند، روضه می‌خوانند و حتی نذر می‌دهند.

چند وقت پیش که در شهری رفته بودیم که مال همین آقای هاشمی است، خود مردم می‌گفتند: تا هفت هشت سال پیش مردم همه نذر می‌دادند و در امامزاده‌ها می‌رفتند؛ ولی متأسفانه تبلیغات وهابی‌ها زیاد است و کم کم این‌ها هم تغییر می‌کنند.

این‌ها هیچ ارتباطی با اهل سنت ندارند.

اگر کلیپ شماره ۴ را پخش کنید، می‌بینیم که یکی از علمای بزرگ اهل سنت سوریه نظرش درباره یزید چیست. این‌ها اهل سنت واقعی هستند.

کلیپ:

[موضوع: نظر عالم سنی در مورد امام حسین]

عالم سنی:

یزید آمد و خلافت را با زور و بیعت پنهانی گرفت و وصیت پدر خود را خواند:

ای پسر، مردم همه خلافت تو را قبول می‌کنند؛ جز سه نفر عبد الله بن عمر و عبد الله بن زبیر و حسین بن علی و هر سه آن‌ها در مدینه هستند.

کسی را به نزد آن‌ها بفرست و از عبد الله بن زبیر شروع کن؛ زیرا عبد الله بن عمر اهل عبادت است و اگر ببیند که مردم بیعت کرده‌اند او نیز بیعت می‌کند.

اگر عبدالله بن زبیر از بیعت با تو سر باز زد و فرار نکرد او را تکه تکه کن.

الله اکبر، آیا این قیمت حکومت است؟

آیا این قیمت ریاست است؟

آیا این قیمت منصب است؟

گفت و سومین آن‌ها؟

سومین آن‌ها حسین بن علی، اگر او با تو بیعت کند، مردم با تو بیعت می‌کنند.

نوبت یزید آمد و دور خود، اشقیا را جمع کرد.

من دوباره می‌گویم: اشقیا.

او دور خود گروهی از افراد ناپاک را جمع کرد، کسانی که در همه زمان‌ها و مکان‌ها برای حکومت نفاق می‌کردند و نفاق می‌کنند و از این کار دست نمی‌کشند، آلوده می‌کنند و پاکیزه نمی‌کنند به یزید گفتند: اگر حسین را مجبور به بیعت نکنی، خلافت از تو گرفته می‌شود؛ اما یزید بعد از چهار سال:

وَجَاءَتْ سَکْرَهُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِکَ مَا کُنْتَ مِنْهُ تَحِیدُ

سوره ق آیه ۱۹

به راستی که بیهوشی مرگ فرا می‌رسد، آن همان است که از آن می‌گریزی.

مردم در کنار سر او ایستاده بودند و می‌گفتند:‌ ای امیرمؤمنین چه می‌خواهی؟

این کسانی که همیشه اهل نفاق بودند، به جای این که یزید را به یاد توبه از کارهای خویش بیندازند در پاسخ گفت: هر مشکلی داشتم برطرف شده است؛ اما از کشتن حسین راحت نمی‌شوم، فردا چه پاسخی به خدا بدهم اگر به من بگوید چرا حسین را کشتی؟

ای یزید به زودی در مقابل خدا خواهی ایستاد و او از تو در مورد خون حسین سؤال خواهد کرد.

بدانید که ماجرای او بحث شیعه و سنی و راست و چپ نیست، همگی اهل حرف هستیم و نه اهل عمل.

آقای ما حسین است که در جهان، تاریخ شجاعت و فداکاری را رسم کرد.

سؤال امروز این است که ای یزید، قبر تو کجا است و تو ای حسین کجا قرار داری؟

تو در کجا هستی ای نوه گرانقدر پیامبر ای ابا عبد الله.

تو در همه قلب‌ها، در همه زبان‌ها، در همه چشم‌ها هستی.

تو مدرسه هستی تو مدرسه جهاد هستی.

تو ای حاکم سلطه طلب ظالم، تو الان در مقابل عادل‌ترین عادل‌ها هستی.

مجری:

تعداد زیادی از مردم مصر در منطقه زینبیه در این ایام، جمع می‌شوند و عزاداری و عرض ارادت می‌کنند.

استاد یزدانی:

اکثر علمای اهل سنت درباره یزید همین نظر را داشته‌اند.

می‌بینیم نظر علمایی مثل شمس الدین ذهبی و ابن حجر عسقلانی و مثل آقای سیوطی که این‌ها رسما یزید را لعن می‌کنند و کتاب مستقل در لعن یزید می‌نویسند.

نظر علمای اهل سنت کاملا واضح است، مانند همین آقا؛ ولی وهابی‌ها نظرشان همان بود که کلیپ‌های آن را پخش کردیم و اگر کارشناسان این شبکه علنا اظهار نمی‌کنند، فقط به خاطر ترس از اهل سنت است؛ به این خاطر که می‌ترسند خودشان را از اهل سنت جدا کنند و اهل سنت این‌ها را از خودشان ندانند.

این طور تلاش می‌کنند که از امام حسین دفاع کنند و برنامه می‌گذارند دفاع از اهل‌بیت و در این برنامه هجمه‌ علیه اهل بیت علیهم السلام دارند.

این شخص از علمای بزرگ سوریه بود که دیدیم چه حرف‌هایی علیه یزید زد و چه حرف‌هایی به نفع امام حسین علیه السلام.

مجری:

حرف‌های شیخ احمد بدر الدین حصون را شنیدیم که بخشی از کلام ایشان را پخش کردیم که چگونه یزید و یزدیان را رسوا کردند.

شبکه وهابیت سؤال هفته‌ای را مطرح کرده بودند، فکر می‌کنم که از بینندگان‌شان خواسته بودند که پاسخ دهند.

استاد یزدانی:

هدف‌شان ما هستیم که جواب دهیم.

از بینندگان می‌پرسند؛ چون جرأت نمی‌کنند که مستقیم از ما سؤال کنند؛ ولی ما جواب خواهیم داد.

مجری:

کلیپ شماره ۵ را با هم می‌بینیم.

کلیپ:

[موضوع: امام زمان از هر هزار نفر ۹۹۹ نفر را می‌کشد]

سؤال هفته:

علمای شیعه صفوی در روایات خود به نقل از معصوم آورده‌اند: زمانی که امام زمان ظهور کند از هر ۱۰۰۰ نفر انسان ۹۹۹ نفر را به قتل می‌رساند.

در تاریخ بشر کدامیک از گروه‌های زیر عمل مشابهی انجام داده‌‌اند؟

الف: پیامبران الهی

ب: پادشاهان عادل

ج: پادشاهان ستمگر

د: ترومن رئیس جمهور آمریکا که با بمب اتم هیروشیما را با خاک یکسان کرد

هـ : هیچکدام.

مجری:

این یک سؤال عجیب و غریبی بوده است که مطرح کرده‌اند.

در این چهار گزینه‌‌ها هم که مطرح کرده بودند، خیلی با ظرافت سعی کرده بودند که مطرح کنند.

استاد یزدانی:

این آقا فکر کرده که روایت جدیدی را پیدا کرده است و دو سه هفته‌ای است که روی این روایت مانور می‌دهند و می‌گویند: شما می‌گویید: امام زمان می‌آید و دنیا را پر از عدل و داد می‌کند؛ ولی این روایاتی که شما نقل کردید، با سندهای صحیح که من کلیپ آن را دارم که می‌‌گوید: علمای شیعه این روایت را تصحیح کرده‌اند و با سند صحیح نقل شده است که امام زمان وقتی بیاید از هر هزار نفر، ۹۹۹ نفر را می‌‌کشد و فقط یک نفر را می‌گذارد، روایتی که این آقا استناد کرده است در تمام کتاب‌های شیعه فقط دو تا روایت است که من نشان خواهم داد.

این کتاب تأویل الایات است و در بحار الانوار هم نقل شده است که منشأ این روایت دو کتاب است، یکی تفسیر فرات کوفی است که این روایت در فرات کوفی نقل شده است که می‌گوید:

قال حدثنا محمد بن القاسم بن عبید معنعنا : عن أبی عبد الله علیه السلام فی قول الله تعالى

تفسیر فرات الکوفی، فرات بن إبراهیم الکوفی، ص ۵۶۷

تا آنجایی که آیاتی را می‌گوید که در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام است و این آیه:

القائم [صلوات الله علیه] إذا قام بالغضب فقتل من کل ألف تسعمائه وتسعه وتسعین

تفسیر فرات الکوفی، فرات بن إبراهیم الکوفی، ص ۵۶۷

حضرت مهدی وقتی ظهور کند و با غضب قیام کند، از هر هزار نفر، ۹۹۹ نفر را می‌کشد.

روایت بعدی در کتاب تأویل الایات آقای شرف الدین حسینی آمده است در جلد ۲، صفحه ۸۰۷، همین روایت است؛ ولی با یک سند دیگر.

آیه را می‌آورد و می‌گوید:

ولسوف یرضى تأویله جاء مرفوعا عن عمرو بن شمر عن جابر بن یزید عن أبی عبد الله علیه السلام

تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، السید شرف الدین علی الحسینی الأستر آبادی، ج ۲، ص ۸۰۷

از أبی عبدالله علیه السلام نقل شده است که روایت همان روایت است، فقط با سند دیگری نقل شده است:

هو القائم إذا قام بالغضب فیقتل من کل ألف تسعمائه وتسعه وتسعین

تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، السید شرف الدین علی الحسینی الأستر آبادی، ج ۲، ص ۸۰۷ و ۸۰۸

امام زمان وقتی قیام کند و با غضب قیام کند، از هر هزار نفر، ۹۹۹ نفر را خواهد کشت.

این روایت با دو سند در کتاب‌‌های شیعه آمده است، این دو روایت را ما بررسی سندی می‌کنیم.

اولا این روایاتی که این آقا نقل کرده است، هر دوی این‌ها از نظر سندی ضعیف است.

خود تفسیر فرات کوفی که در رابطه آن حرف زیاد است که این آقا در هیچ یک از کتاب‌های رجالی شیعه اصلا شرح حالی ندارد.

فرض می‌گیریم که آدم موثق و بزرگواری از علمای شیعه است که در عصر غیبت صغری زندگی می‌کرده است.

فرض کنیم که حرف آقا درست است، این روایت را از محمد بن قاسم بن عبید معنعنا با استفاده از کلمه عن فلان فلان تا امام صادق علیه السلام نقل کرده است.

خود آقای محمد بن قاسم بن عبید مهمل است و در هیچ کتابی از کتاب‌های رجالی شیعه، اسمی از این آقا وجود ندارد.

آقای شیخ علی نمازی در کتاب خودش مستدرکات علم رجال این آقا را می‌آورد و می‌گوید:

محمد بن القاسم بن عبید الکبیدى: لم یذکروه

مستدرکات علم رجال الحدیث، الشیخ علی النمازی الشاهرودی، ج ۷، ص ۲۹۳

این آقا اصلا ذکر نشده است.

تنها کتابی است که همه روات شیعه‌ را که بوده و نبوده و توثیق شده یا نشده را ایشان آورده است.

هیچ یک از علمای شیعه نامی از این آقا در کتاب‌های رجالی خودش نیاورده است.

می‌‌گوید: فقط آقای فرات به ابراهیم از او روایتی را نقل کرده است که دلالت بر حسن آن می‌‌کند.

این حرف اگر توثیق نداشته باشد، ارزشی برای ما ندارد؛ پس این آقا مهمل است.

این آقایی که معنعنا نقل کرده است خودش مهمل است، نه تنها مجهول است که مهمل است.

در هیچ کتابی از کتاب‌های شیعه نقل نشده است، بعد معنعنا نقل کرده است.

این معنعنا آن مشخص نیست؛ چون ما قبلش را گشتیم که ببینیم این آقا چند تا سند نقل کرده است، سندهای مختلفی در این کتاب فرات کافی نقل کرده است و معلوم نیست نفرات بعدی چه کسی است؛ حتی آن محقق تلاش کرده است که نفرات قبلی را پیدا کند و گذاشته است که فلانی از فلانی از فلانی؛ ولی این را هم نگذاشته است و این دلیل بر این است که اصلا این مشخص نیست.

پس سند اول کاملا ضعیف است، هم محمد بن قاسم هم معنعنا آن مشخص نیست.

روایت دوم را هم دیدیم که نوشته بود:

جاء مرفوعا عن عمرو بن شمر عن جابر بن یزید عن أبی عبد الله علیه السلام

تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، السید شرف الدین علی الحسینی الأستر آبادی، ج ۲، ص ۸۰۷

روایت به صورت مرفوع از عمرو بن شمر نقل شده است.

این کارشناس وهابی که می‌گوید: سندش صحیح است، مرفوع شیعه را با مرفوع سنی اشتباه گرفته است؛ چون مرفوع از دیدگاه آن‌ها روایتی است که صحابی مستقیما‌ از پیغمبر نقل کند و سند متصل است به صحابی، صحابی هم از پیغمبر نقل می‌کند، به این  روایت مرفوع می‌گویند.

با علم رجال شیعه اصلا‌آشنا نیست.

مرفوع از دیدگاه شیعه روایت و سندی است که در یک جایی از آن انقطاع است، یکی دو تا سه تا چهار پنج تا راوی ذکر نشده است؛ ولی کلمه رفعه آمده است؛ مثلاً محمد بن یعقوب کلینی رفعه عن ابی عبدالله علیه السلام، این روایت مرفوع است که از نظر حکم با روایت منقطع که اهل سنت روایت منقطع می‌گویند، با او یکی است.

روایت مرفوع از دیدگاه شیعه اصلا ارزش رجالی ندارد و نمی‌توان به آن تکیه کرد؛ ولی این آقا فکر کرده است که همان مرفوع اهل سنت است که سند آن صحیح است و علما هم تصحیح کرده‌‌ان.

جاء مرفوعا

تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، السید شرف الدین علی الحسینی الأستر آبادی، ج ۲، ص ۸۰۷

علاوه بر این خود آقای عمرو بن شمر که این روایت را نقل کرده است، تضعیف شده است.

آقای نجاشی در کتاب خودش رجال نجاشی آورده است:

عمرو بن شمر أبو عبد الله الجعفی عربی روى عن أبی عبد الله علیه السلام ضعیف جدا

فهرست اسماء مصنفی الشیعه (رجال النجاشی)، النجاشی، ص ۲۸۷

این آقا جدا ضعیف است؛ یعنی روایت دوم که مرفوعا از عمرو بن شمر نقل شده است، خود عمرو بن شمر هم مشکل دارد؛ پس هر دو روایت دو تا اشکال قطعی دارد، هم راوی که نقل شده است و مشخص شده است ضعیف است، هم راویان بعدی آن مشخص نیست و استناد به روایت ضعیف در مجالس علمی از نظر علماء کاملا کار قبیح و زشتی است.

کسی بخواهد به یک روایت ضعیف استناد کند، علماء او را تقبیح می‌کنند.

اگر کسی از شیعه روایت ضعیف بخوانند فورا می‌گویند: سند بده سند آن کجاست؟

اگر روایتی سند نداشته باشد، مثل خانه بی سند است، مثل ماشین بی قباله است.

اگر کلیپ بعدی را با هم ببینیم از زبان خود این آقا خواهیم شنید که کسی که به روایت ضعیف استناد می‌‌کند چه حکمی دارد.

کلیپ:

[موضوع: حکم استناد به روایت ضعیف]

هاشمی:

همانند خرمگسی است که در یک باغ پر از گل و میوه و سرسبزی همه این سرسبزی و میوه و گل و طراوت را رها می‌‌کند و اگر یک نجاست کوچکی ببیند، آن نجاست را انتخاب می‌کند و برایش لذت بخش‌ترین نقطه این فضای سرسبز، فقط همان نقطه نجاست است و هر کاری انسان انجام دهد این خرمگس این را رها نخواهد کرد.

حیدری:

اما برادرانی که جز به دنبال شبهه نمی‌روند و جز مانند مگس بر نجاست نمی‌نشینند و نمی‌تواننند زیبایی و گل و چمن را ببینند، آن‌ها همیشه به دنبال آشغال و به دنبال زباله هستند تا این که ارتزاق کنند؛ اما زنبور عسلی که همیشه به دنبال گل است برای تولید عسل، به دنبال زیبایی و بهار است؛ به خاطر تولید عسل، او همیشه چهره زیبای اسلام را می‌بیند.

مجری:

مصداق مگس و خرمگس را هم متوجه شدیم.

استاد یزدانی:

خودش به این روایت ضعیف استناد می‌کند و خودش هم می‌گوید: کسی که به روایت ضعیف استناد کند، چه حکمی دارد و خودش خرمگس را مشخص کرده است.

این جواب اول ما بود که روایت سندش ضعیف است و کسی که به روایت ضعیف استناد کند مثل خرمگسی است که آقای هاشمی گفت.

جواب دوم را از زبان آقای محی الدین نووی خواهیم شنید که جواب قشنگی برای این مطلب داده است.

این آقا در کتاب الفتوحات المکیه فی معرفه اسرار ملکیه مطلبی را نقل می‌کند و می‌گوید:

ولولا أن السیف بید المهدی لا فتى الفقهاء بقتله

الفتوحات المکیه، ج ۳، ص ۳۲۷

اگر شمشیر در دست حضرت مهدی نباشد، تمام فقهاء فتوا می‌دهند که باید او را بکشید.

بعد می‌گوید: خداوند او را با شمشیرش می‌آورد که هم شمشیر دارد و هم کرم دارد، عده‌ای را با طناب، عده‌ای با ترس کاری می‌کند که از حضرت مهدی اطاعت کنند.

می‌گوید: این‌ها اطاعت می‌کنند؛ اما نفاق خود را مخفی می‌کنند و خلاف امام را در قلبشان نگه می‌دارند؛ چنانچه که حنفی‌‌ها و شافعی‌‌ها در اختلاف بین خودشان انجام می‌دادند.

بعد تا آنجایی که می‌گوید: به ما خبر داده‌اند که حنفی‌ها و شافعی‌ها با هم جنگیدند و در بلاد عجم همدیگر را کشتند و عده‌ کثیری را کشتند، در ماه رمضان هم افطار کردند تا قدرت داشته باشند که با همدیگر بجنگند:

فمثل هؤلاء لولا قهر الإمام المهدی بالسیف ما سمعوا له ولا أطاعوه

الفتوحات المکیه، ج ۳، ص ۳۲۷

اگر حضرت مهدی در برابر همچین آدم‌هایی مثل حنفی‌ها و شافعی‌ها شمشیر نداشته باشد، هرگز از حضرت مهدی اطاعت نمی‌کنند و سخن او را نمی‌شنوند.

پس جواب دوم ما از زبان آقای محی الدین عربی این بود که برای این که بتواند عدالت خود را گسترش بدهد، نیاز به شمشیر دارد؛ اما نه آن کشتنی که آن‌ها می‌گویند، هم کرم دارد هم شمشیر دارد.

اگر شمشیر نباشد، همه فقهاء علیه او قیام می‌کنند و فتوا به قتلش می‌دهند، این حرف آقای محی الدین ابن عربی بود در الفتوحات المکیه.

به نظر بنده کسی که این سؤال هفته را طرح کرده است، باید گزینه هیچ کدام آن را عوض می‌کرد و به جای گزینه هیچ کدام می‌نوشت: ابوبکر و عمر و عثمان؛ چون همه این حرف‌هایی که این آقا گفت که حضرت مهدی انجام خواهد داد و روایت ضعیف بود، خلفای خودشان در زمان خودشان انجام داده‌‌اند.

اگر ایشان به کتاب‌های خودشان مراجعه می‌کرد، این مطالب را در کتاب‌های خودشان می‌دید که خلفای سه گانه چه کارهایی در زمان فتوحات انجام داده‌اند.

واقعا انسان وحشت می‌کند، شنیدن آن برای ما قابل تحمل نیست؛ چه برسد که آدم ببیند که این‌ها چه کارهایی انجام داده‌اند.

در یک جنگ ۱۰۰ هزار نفر، در یک جنگ ۷۰ هزار نفر، در یک جنگ ۱۵۰ هزار نفر کشته شدند و کارهایی که این‌ها در فتوحاتی که در ایران داشته‌اند انجام داده‌اند.

اگر کلیپ شماره ۷ را با هم ببینیم، ما به صورت مستند به این مطلب پاسخ داده‌ایم.

کلیپ:

سؤال هفته:

علمای شیعه صفوی در روایات خود به نقل از معصوم آورده‌اند: زمانی که امام زمان ظهور کند، از هر هزار نفر انسان، ۹۹۹ نفر را به قتل می‌رساند.

در تاریخ بشر کدامیک از گروه‌های زیر عمل مشابهی انجام داده‌‌اند؟

الف: پیامبران الهی

ب: پادشاهان عادل

ج: پادشاهان ستمگر

د: ترومن رئیس جمهور آمریکا که با بمب اتم هیروشیما را با خاک یکسان کرد

هـ : هیچکدام.

چند نمونه از کشتار مردم در دوران خلفای سه گانه:

سال دوازدهم هجری در زمان ابوبکر:

کشته شدن ۷۰ یا ۱۵۰ هزار تن به خاطر یک قسم خالد بن ولید.

در کتاب البدایه و النهایه ابن کثیر در جلد ۹ صفحه ۵۲۰ می‌گوید: خالد گفت: خدایا اگر آن‌ها را شکست دادم، سوگند یاد می‌‌کنم که هیچ یک از کسانی را که به آن‌ها دست یافتم باقی نگذارم مگر این که (رود خون) به راه بیندازم.

خالد افرادی را مأمور کرد که یک شبانه روز گردن مردم را بزنند، (دیدند که خون حرکت نمی‌کند آب را بر خون‌ها جاری کرد) پس آب رود بر خون غلیظ جاری شد به همین دلیل تا امروز نام این رود (رود خون) ماند، به صورتی که آسیاب‌ها با این آب مخلوط شده با خون غلیظ جریان یافت، تا جائی که غذای سه روز لشگریان را تأمین کرد.

در این روز تعداد کشته شدگان به ۷۰ هزار نفر رسید.

سال سیزدهم هجری در زمان عمر بن خطاب:

کشته شدن ۱۰۰ هزار نفر در یک روز.

در کتاب الکامل فی تاریخ ابن اثیر صفحه ۲۹۰ می‌گوید: هیچ جنگی بین مسلمانان و ایرانیان اتفاق نیفتاد که همانند این جنگ جنازه‌ها روی زمین مانده باشد، استخوان کشته‌ها مدتی طولانی باقی ماند و کشته‌ها را ۱۰۰ هزار نفر تخمین می‌زدند.

سال سی‌‌ام هجری زمان عثمان بن عفان:

تمام مردم شهر را کشتند به جز یک نفر.

در کتاب تاریخ طبری تاریخ الرسل و الملوک جلد ۴ صفحه ۲۷۰ می‌گوید: مسلمانان مردم گرگان را محاصره کردند، آن‌ها درخواست امان کردند، به آنان امان داده شد که حتی یک نفر از آنان را نکشند، مردم گرگان (با تکیه بر این امان‌نامه) در قلعه را باز کردند؛ ولی مسلمانان همه را کشتند به جز یک نفر، سپس در قلعه را گشودند و آنچه که در قلعه بود غارت کردند.

بینندگان عزیز، آیا همانند چنین کشتارهایی را در طول تاریخ سراغ دارید؟

استاد یزدانی:

ما دو سه ماه پیش برنامه‌ای درباره فتوحات داشتیم، مطالب متعددی از کارها و کشتارهایی را که در ایران و عراق و اندولس انجام داده بودند را خدمت بینندگان عزیز گفتیم.

این یک نمونه‌ای بود از کارهایی که این‌ها انجام می‌دادند.

در یک روز ۷۰ هزار نفر را سر بریدند.

آدم ۱۰ نفر را سر ببرد، دیوانه می‌شود، ۱۰ گربه را کسی سر ببرد، دیوانه می‌شود، ۷۰ هزار نفر را سر بریدند فقط به این خاطر که آقای خالد قسم خورده بود.

با توجه به جمعیت آن روز مردم و جمعیت امروزی.

تازه این‌ها فقط شمشیر داشتند، اگر بمب اتم داشتند مثل آمریکا که هیروشیما را زد، اگر دست خالد بن ولید بود چه کار می‌کرد؟

فقط با شمشیر در یک روز ۷۰ هزار نفر را سر بریدند.

در جنگ زمان عمر بن خطاب ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار نفر را در یک روز  کشتند یا در جنگ زمان عثمان هم همین طور که این‌ها این کار را انجام دادند.

همه این‌ها بر خلاف دستور پیغمبر و بر خلاف سنت پیغمبر بود.

تمام جنگ‌های پیغمبر را آمار بگیرید که ما قبلا آمار آن را گفتیم، نزدیک ۳۰۰ نفر بیشتر کشته نشده است.

اگر ما غزوه بنی غریضه را در نظر نگیریم که به دستور پیغمبر نبود و حکمی که خودشان تعیین کرده بودند دستور داد..

اگر همه این‌ها را در نظر بگیریم، نزدیک ۹۰۰ یا هزار نفر در طول جنگ‌ها و غزوات پیامبر کشته شده است؛ ولی این‌ها در یک روز ۷۰ هزار نفر را سر می‌برند، بدون این که سؤال کنند که تو می‌خواهی مسلمان بشوی یا نه.

بدون این که سؤال کند که تو می‌خواهی ایمان بیاوری یا نه.

بدون این که اسلام را به این ها معرفی کنند.

مجری:

یک بخشی که توضیح داده بود که حتی امان داده بودند که آسیبی نمی‌زنند.

استاد یزدانی:

در زمان عثمان بود.

مجری:

وقتی امان می‌دهند خیالشان راحت است که اتفاقی نمی‌افتد.

استاد یزدانی:

امان دادند که ما حتی یک نفر از شما را نمی‌کشیم؛ اما وقتی وارد قلعه شدند، مردم فکر می‌کردند که مثل خودشان آدم‌های درست و حسابی هستند و امان نامه را قبول دارند، وقتی وارد قلعه شدند همه را کشتند، به جز یک نفر، که به او گفتند: ما گفته بودیم که یک نفر را نمی‌کشیم؛ یعنی مردم را گول زدند، گفتند: ما یک نفر را نمی‌کشیم، آن‌ها فکر کردند که هیچ کس را نمی‌کشند؛ ولی این‌ها همه را کشتند.

نمونه‌ای از این کارها بسیار است که در جنگ دیگر این‌ها ۴۰ کیلومتر مردم را دفن کردند همه مردم را دار زدند، که ما قبلا‌ مدارک این‌ها را گفته‌ایم.

آقای هاشمی، چرا این‌‌ها را نمی‌گویید؟

این کارهایی را که خلفای شما انجام داده‌اند، بیایید و این‌ها را به مردم بگویید.

این‌ها کارشان خوب بوده است؟

حضرت مهدی بیاید کارش بد است که عده‌ای از دشمنان خودش را که مخالفت می‌کنند و نمی‌گذارند دین خدا در عالم گسترش پیدا کند بجنگد؟

این نمونه‌ای از سؤالی بود که جواب آن را شنیدید و دیدید و گزینه مورد نظر ما همان گزینه بود که ما هر هفته تلاش می‌کنیم به سؤال این‌ها پاسخ دهیم و از این‌ها هم انتظار داریم، اگر جرأت دارند، اگر غیرت دارند، به سؤال‌های ما پاسخ دهند.

ما که سؤال پرسیدیم، فقط سؤال هفته اول را جواب داده‌اند که بعد دیدند که هفته بعدی ما جواب محکم و دندان شکن که جناب آقای ابو القاسمی داد ساکت شدند و ما هم انتظار داریم که اگر این‌ها واقعا اهل مناظره هستند و خودشان را حق می‌دانند، بیایند و سؤالات ما را هم جواب دهند.

ما هم از این‌ها سؤال پرسیدیم، اگر کلیپ را پخش کنید و سؤال ما را زیر نویس کنند با هم می‌بینیم.

کلیپ:

[موضوع: سؤال هفته]

چهارمین سؤال برنامه کلمه طیبه از کارشناسان شبکه کلمه …:

هاشمی:

چرا زندگیشان این طور بود، اتاق‌های کوچکی که حتی حضرت عائشه می‌گویند: گاهی که رسول خدا صلی الله و سلم نماز می‌خواند، جایی برای سجده نمی‌یافت؛ مگر این که پای من را می‌گرفت و سجده می‌کرد؛ یعنی حضرت عایشه جلوی نماز رسول خدا صلی الله و سلم می‌خوابید و حضرت رسول جایی برای سجده هم نداشت.

طبق گفته آقای هاشمی کارشناس وهابی، اتاق عایشه همسر رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله آن قدر کوچک بوده که وقتی آن حضرت می‌خواست نماز بخواند، مجبور می‌شد در هنگام سجده پای عایشه را جمع کند.

از طرف دیگر در صحیح مسلم (صحیح ترین کتاب اهل سنت بعد از قرآن و صحیح بخاری) آمده است که بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله افراد غریبه و نامحرم وارد همین اتاق کوچک عایشه می‌شدند، سر شب  تا صبح در آنجا می‌‌ماندند و صبح با حالت احتلام آنجا را ترک می‌کردند.

کتاب صحیح مسلم صفحه ۱۴۵ روایت اول:‌

ابو مشعر از علقمه و أسود نقل کرده است که مردی برعایشه وارد (و جنب شد) صبح در حال شستن لباسش بود که عائشه به او گفت: همین که جای منی را بشویی کفایت می‌کند …

روایت دوم:

مردی از قبیله نخع بر عائشه وارد و سپس محتلم شد، کنیز عائشه او را در حال شستن اثر جنابت دید …

روایات فراوان در دیگر صحاح اهل سنت در این رابطه وارد شده است.

تردیدی نداریم که این مطلب دروغ و افترائی بیش نیست؛ اما ای مسلمانان و ای غیرتمندان جهان، آیا شایسته است کسی به ناموس پیامبر خود چنین توهین زشتی کند؟

حال سؤال ما از کارشناسان شبکه کلمه این است: کدامیک از ادیان الهی و غیر الهی، چنین توهینی به همسر پیامبر خودش کرده است؟

الف: گاو پرستان هندوستان

ب: یهودیان

ج: نصارا

د: شیطان پرستان

هـ :‌ پیروان مکتب سقیفه

استاد یزدانی:

دو روایت در صحیح مسلم بود، در صحیح ترمزی، سنن ابی‌داود و در کتاب‌‌های دیگر اهل سنت هم وجود دارد.

این روایت را دوستان در کتاب طهاره، باب حکم منی، در هر صحیح مسلمی که این‌ها بروند هر چاپی هشت جلدی شش جلدی شانزده جلدی دوازده جلدی، کتاب طهاره باب حکم منی در آنجا می‌توانند ببینند که مردان غریبه وارد خانه عائشه می‌شدند، همین اتاقی که آقای هاشمی می‌گوید: این قدر کوچک بود که دو نفر در آن جا نمی‌شدند.

مجری:

وقتی که پیغمبر می‌خواست سجده کند، مجبور بودند که پاهای عائشه را جمع کنند.

استاد یزدانی‌:

در همچین اتاق کوچکی، مردان غریبه متعدد آمده‌اند و سر شب تا صبح آنجا مانده‌اند و صبح هم محتلم بیرون رفته‌‌اند.

برای کسی که غیرت داشته باشد، این مطلب خیلی زشتی است.

از ناموس پیغمبر همچین مطلبی خیلی زشت است، توهین به پیغمبر است.

اگر واقعیت دارد که واویلا است.

آیا عائشه که یک زن بیوه و جوان بود، مردان غریبه را در اتاق کوچکی جا می‌داد، آن‌ها می‌ماندند و بعد این حرف‌ها پیش می‌آمد؟

قرآن صراحتا به همه دستور داده است که اگر می‌خواهید با زن‌‌های پیغمبر حرف بزنید، باید از پشت پرده باشد؛ ولی این‌ها کجا بودند و در اتاق چه کار می‌کردند؟

اگر واقعیت دارد که واویلا است و باید قبل از مظلومیت امام حسین، برای مظلومیت پیامبر گریه کنیم.

اگر واقعیت ندارد که ما مطمئن هستیم که واقعیت ندارد، چرا چنین توهین زشتی را به همسر پیامبر کرده‌اید؟

شما که می‌گویید: ام‌ المؤمنین بوده است و ما هم قبول داریم که ام المؤمنین بوده است (اما به معنایی که قرآن گفته است که فقط ازدواج با او جایز نیست و هیچ معنای دیگری نیست) چرا چنین توهین زشتی را کرده‌اید؟

در کدام مذهب و کدام دین شما پیدا می‌کنید، یهود، نصارا، شیطان پرست‌ها، گاو پرست‌‌ها، بودایی‌‌ها، هندوها کدام مذهب را پیدا می‌‌‌کنید که چنین توهین زشتی را به پیغمبر خودش و به همسر پیغمبر خودش کرده باشد؟

غیر از کتاب‌های شما که این مطالب را آورده است، در کتاب دیگری پیدا کنید که همچین توهینی را به ناموس پیغمبر خودش کرده باشد.

ما انتظار داریم که کارشناسان وهابی هر کس که می‌خواهد باشد، آقای ملازاده، آقای خدمتی، آقای حیدری، آقای ظهرابی و هاشمی و حسینی و هر کس دیگری که باشد، اگر راست می‌گویید و جرأت دارید، به این سؤال ما پاسخ دهید.

ببینیم که پاسخ شما چه چیزی است و اگر پاسخ دارید هفته دیگر در خدمت شما هستیم.

بیننده آقا مجید از اسلامشهر:

حاج آقا، این‌ها با چه رویی با این پرونده‌های ننگین خودشان شبکه به نام وهابیت درست کرد‌ه‌اند که ما را هدایت کنند؟

افشاگری که حاج آقا انجام داد، تنم لرزید.

اگر واقعا‌ً با این روش می‌خواهند ما این‌ها را نمی‌‌خواهیم.

این همه جنایت، به خدا همه ما باید زار زار گریه کنیم و اشک بریزیم برای ظلمی که به امام حسین علیه السلام وارد شده است.

این‌ها برایشان مهم نیست و باز هم از این کارها می‌‌کنند.

از نوه و پسر پیغمبر بالاتر نداریم، با این‌ها این طور رفتار می‌کنند وای به حال ما.

بیننده آقای اکبری از کهنوج:

من ایام سوگواری حضرت سید الشهداء را خدمت شما تسلیت عرض می‌کنم‌.

من برنامه‌ای که در مورد خواندن نماز پیغمبر بود، گوش کردم.

این قدر این‌ها نادان و نفهم هستند که پیغمبر هر وقت که سجده می‌رفت پای عایشه را کنار می‌زد؛ یعنی خود عایشه این قدر فهم و شعور نداشت که پایش را جمع کند؟

این دروغ مشخص است.

این مالک در همین داروین خودمان چقدر آدم را به قتل رساند، من دست مفتی سوریه را می‌بوسم، این مولوی عبد الحمید در رابطه با تسوکی چه چیزی گفت؟

قبل از عملیات آمدند و نماز جماعت خواندند، بعد این حرکت را محکوم کرد و بس.

منتها همین مالک ملعون اعلامیه داد و امام حسین را الگوی خودش قرار داد.

خدا خیرتان دهد که این کلیپ‌ها را پخش می‌کنید.

این حرف‌هایی که این وهابی زد در خصوص یزید من شنیدم که در سایت رفته بوده است و قرار است که کتاب هم برای توثیقش بنویسند، من از مولوی عبد الحمید می‌خواهم که اگر مرد هستی، در رابطه با وهابیت بیا نه مثل این آقا، یک هزارم صحبت‌های این آقا را صحبت کن و تکلیف مردم را روشن کن.

تعدادی از برادرهای بلوچ هم اینجا نشسته‌اند که خدمت شما سلام می‌رسانند.

این سفری که به ترکیه رفته بود، شما در سایت بروید، از آقای یزدانی خواهش می‌کنم که اگر این را هم پخش کنند ممنون می‌شوم که به بقعه ایوب انصاری رفته بود.

در آنجا می‌روی، موزه می‌روی، اگر موزه بودا باشد می‌روی، استغفر الله حرم رفتن مشکل دارد که از آن منع می‌کنید و می‌گویید حرم نروید؟

بیننده آقای احمدی از خوزستان:

این حاج آقا که این روایت را خواند، صد در صد دروغ است؛ چون حضرت محمد صلی الله علیه وسلم و حضرت ابوبکر و حضرت عمر، در خانه حضرت عایشه دفن شدند.

دومین سؤال که گفتند: این‌ها قاتل بودند که ۱۵۰ هزار نفر را کشتند، حضرت علی در جنگ‌ها چقدر کشته است از کافران؟‌

آن‌هایی را که مرتد و کافر شدند را کشتند، قلعه خیبر که معروف است.

این‌ها در جنگ‌ها فراری بودند؛ اما آقای قاسمی زبانش بسته شد وقتی که خدا در قرآن اسم‌شان را نبرده است و مؤمنون را گفته است.

از آقای حسینی سؤال کردم، آخرین آیه سوره رعد که در خصوص علم الکتاب است که می‌گویند: حضرت علی عالم بر کتاب قرآن است و از او عالم‌‌تر نداریم؛ اما چند تا آیه‌ای که در خصوص امامت است، در این خصوص گفته نشده است، آقای حسینی جواب هم ندادند.

الحمد الله منتظر هستند که از بیروت کتاب برایشان بیاید همان طور که کتاب‌های شاعرین ایرانی در خصوص مدح حضرت ابوبکر و عمر و عثمان شعر گفته‌اند و حالا ایران حذف کرده است و این‌ها را برداشته است.

این‌ها در روایت‌ها تحریف می‌کنند.

بیننده آقا محمد از کردستان از اهل سنت:

برای این روزهای عاشورا و تاسوعا که این همه هزینه می‌شود و این همه ملیاردها پول که برای این روزها هزینه می‌شود، ثوابش بیشتر است یا به کسانی که واقعا محتاج هستند و نان شب‌شان را ندارند که به زن و بچه‌شان دهند؟

به این‌ها بدهند ثوابش بیشتر است یا این که هزینه‌هایی که نذر می‌کنند که بعضی‌ها می‌‌توانند بخورند و همه نمی‌‌توانند از آن استفاده کنند؟

استاد یزدانی:

آقا مجید از اسلامشهر گفتند: این‌ها با چه رویی این شبکه را درست کردند، ما هر هفته جواب‌‌های این‌ها را می‌دهیم و باز این‌ها همان حرف قبلی را تکرار می‌کنند واقعا این چه رویی است، ما هم در مانده‌ایم.

قبلا سنگ پای قزوین معروف بود، حالا سنگ پای بی‌غد خیلی معروف‌تر شده است.

این‌ها بی‌حیایی را از حد گذرانده‌‌‌اند و جرأت نمی‌کنند که حرف‌هایشان را خودشان بگویند، از زبان بیننده‌هایشان می‌گویند.

یکی از بیننده‌هایشان که معروف است، زنگ می‌زند و هر چیزی که از دهانش درمی‌آید به اهل بیت می‌گوید و این‌ها هم به‌ به و چه چه می‌کنند وحرف‌های او را تأیید می‌کنند.

آقای اکبری از کهنوج که از آقای مولوی عبد الحمید درخواست داشتند که بیاید و تکلیف مردم را معلوم کند، متأسفانه خود آقای مولوی عبد الحمید در همین شبکه‌ها، در شبکه نور سخنرانی و صحبت می‌‌کند.

معلوم است که حرف‌های این‌ها را تأیید می‌کند و واقعا ما متأسف هستیم که این‌‌ها این کارها را انجام می‌دهند و ما هم درخواست داریم که تکلیف خودش را مشخص کند.

آقای احمدی از خوزستان که از برادران اهل سنت بودند، گفتند: این روایت محتلم شدن مردان در خانه عائشه صد در صد دروغ است،‌ ما هم گفتیم که دروغ است؛ اما چرا در کتاب‌‌های شما آمده است؟

چرا در صحیح مسلم آمده است؟‌

اگر آمده است و دروغ است، چرا صحیح مسلم صحیح‌ترین کتاب بعد از قرآن نام می‌گیرد؟

شما همه روایاتش را قبول می‌‌کنید، یا باید بگویید: این روایات دروغ است و صحیح مسلم نیست و ضعیف مسلم است یا این که تکلیف ما را مشخص کنید.

ما تأیید نمی‌کنیم ما سؤال می‌کنیم که چرا شما چنین توهینی را به همسر پیامبر کرد‌ه‌اید؟

گفتند: دلیل دروغ بودن آن این است که عمر و ابوبکر در اتاق عائشه دفن شده است، این مطلب دروغ است.

نه عمر در اتاق عائشه دفن شده است و نه ابوبکر و نه پیغمبر.

پیغمبر در همان اتاق خودش که برای عموم مردم بود و مردم به ملاقات پیغمبر می‌آمدند، در همان اتاق خودش دفن شده است‌ که این را مفصل بحث خواهیم کرد و مدارک مفصلی را هم جمع آوری کرده‌‌ایم که ان ‌شاء الله حتما به این مطلب جواب خواهیم داد؛ چون پیامبر صراحتا اشاره می‌کند به اتاق عائشه و می‌گوید:

قام النبی صلى الله علیه وسلم خَطِیبًا فَأَشَارَ نحو مَسْکَنِ عَائِشَهَ فقال هُنَا الْفِتْنَهُ ثَلَاثًا من حَیْثُ یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَانِ

صحیح البخاری، ج ۳، ص ۱۱۳۰

بعد می‌گوید: شاخ شیطان از اینجا ظهور می‌کند.

چطور ممکن است از جایی که شاخ شیطان ظهور می‌کند، پیغمبر در همان جا دفن شده باشد؟

از آن طرف تمام علمای اهل سنت اجماع دارند که محل قبر پیغمبر برتر از همه جای دنیا است، از کعبه، از عرش، از فرش، از لوح، از قلم، از همه جا برتر است.

این دو تا با هم در تعارض هستند.

اگر قبر پیغمبر برترین بقاع در روی زمین است، نمی‌تواند از آنجا شاخ شیطان بیرون بیاید.

ما این را مفصل بحث خواهیم کرد.

گفتند: حضرت علی چقدر کشته است، شما به ما نشان دهید که حضرت علی در کجا چنین کشتارهایی را انجام داده است که در یک روز ۷۰ هزار نفر را کشته باشد یا سر بریده باشد، بدون این که از آن‌ها سؤال کند: شما چه کسی هستید و چه کاره هستید و اسلام را قبول دارید یا ندارید.

اگر امیر المؤمنین مانند این‌ها می‌خواست بکشد و کشتار انجام می‌داد، هیچ وقت هیچ کدام از این جنگ‌ها اتفاق نمی‌افتاد.

امیر المؤمنین بر اساس وظیفه‌ای که پیغمبر به او داده بود، با عائشه و طلحه و زبیر و معاویه جنگید؛ اما این کشتارها را ما از امیرالمؤمنین ندیدیم.

آخرین سوره رعد را نمی‌‌دانم منظورش استاد حسینی ما بود یا استاد خودشان حسینی بود، من متوجه نشدم که منظورش چه چیزی است.

آقای محمد از کردستان سؤال داشتند که این پول‌هایی که در روزهای عاشورا خرج می‌شود، این ثوابش بیشتر است یا این که به فقرا داده شود؟

این که ثواب کدام بیشتر است، بستگی به نیت شخص دارد؛ ولی هر دوی این‌ها ثواب دارد، هم نذر دادن برای امام حسین که تمام زندگی خودش را در راه اسلام و دین داد، در روز عزای او و عزاداری کردن و سینه زدن ثواب دارد و هم به فقرا پول دادن ثواب دارد.

ما که نگفتیم کسی اگر برای امام حسین نذر کرد، دیگر نباید به فقرا غذا دهد.

اتفاقا تمام مردمی که در عاشورا و تاسوعا نذر می‌کنند، فقرا را دعوت می‌کنند و همه فقرا شرکت می‌کنند و از این غذاها استفاده می‌کنند و شکمشان سیر می‌شود.

مجری:

یاد خاطره‌ای افتادم، سال گذشته روز عاشورا بنده در یک حسینیه‌ و مسجدی بودم که خیلی بزرگ بود، یک فقیری آمد و طلب کمک کرد.

جالب اینجا بود که مردم و تمام عزاداران حسینی کمک کردند و یک پول قابل توجهی جمع شد و جالب‌تر اینجاست که این عزیزی که نیازمند بود و طلب کمک از مردم کرده بود، وقتی که بلند شد که از مسجد بیرون برود چند قدمی رفت و برگشت و تمام پول‌هایی که به او داده بودند نصف کرد و نصف آن را مجدد بخشید و گفت: آن چیزی که مردم به من کمک کرده‌اند و من نیازمندم، برگردانم به عزاداری امام حسین که مردم برای این راه خرج کنند و نیم دیگر آن را برای خودش برداشت.

مردم هم کمک می‌کنند و هم آن لطفی که حضرت ابا عبدالله حسین دارد و نذرهایی که در این زمینه است و حاجاتی که مردم گرفته‌اند، باعث شده است که نذر می‌کنند و سال‌ها این چراغ روشن‌تر می‌ماند.

استاد یزدانی:

این خرج‌هایی که می‌شود، برای احیای دین است.

امام حسین تمام زندگی خود را برای احیای دین داد.

هفته بعد ان‌ شاء الله مفصل بحث خواهیم کرد که چرا امام حسین قیام کرد و چه اتفاقی افتاده بود؟

امام حسین تمام زندگی خودش را برای احیای دین داد، چه اشکالی دارد که یک شیعه‌ای هم بیاید یک روز چند نفری را به خاطر همان احیای دین غذا دهد، آیا اشکالی دارد؟‌

همان طور که شما هم گفتید و عرض کردم، تمام این پول‌ها خرج فقرا می‌شود و این فقرا هستند که می‌آیند در مجالس امام حسین و از این غذاها می‌خورند و بعد برای خودشان ذخیره می‌کنند؛ حتی در بعضی شهرها تا آخر صفر برای امام حسین غذا می‌دهند و کمتر است که فقرا در این مجالس نباشد و استفاده نکنند.

اگر فقیر باشد، حتما در این مجالس حضور دارد و غالب این نذرها مردمی است؛ حتی همین فقرا هم می‌آیند و نذر می‌‌کنند.

ما در روستاهایی رفتیم که مردم خودشان غذا نداشتند که بخورند؛ اما همان یک لقمه‌ای را که داشتند آوردند در مجلس همه با هم در راه امام حسین نذر داده‌اند و همه روستا با هم خورده‌اند.

مجری:

این یک اعتقاد است.

وقتی که نگاه می‌کنند به وجود مقدس سید الشهداء که همه هستی‌‌‌ خود و هر آنچه که داشت، جان مقدس خود را فدا کرد، اهل بیت آن حضرت با آن وضعیت برای احیای دین اسلام به اسارت رفتند، برای حفظ شریعت پیغمبر به این شکل فدا کرد، می‌‌گویند: برای ما اهمیت ندارد که مالی که داریم در این راه بدهیم.

هدف آن‌ها این است که این پرچم بالا بماند و این چراغ تا قیام قیامت روشن بماند.

نام حسین و نام ابی‌ عبد الل،ه همان پیغمبر است، شعار امام حسین همان شعار پیامبر است که هدف آن‌ها این است که تا قیام قیامت باقی بماند.

استاد یزدانی:

شما که در راه امام حسین خرج نکرده‌اید و پول ندادید چقدر فقرای شما شکمشان سیر شده است؟

ما که مناطق سنی نشین رفته‌ایم و دیده‌ایم.

در همین کشورهای سنی نشین هم رفته‌ایم و ملاحظه کرده‌ایم.

در همین عربستان سعودی مناطق فقیر نشین را ببینید که چه وضعیتی دارند.

شما بروید و به این‌ها کمک کنید، ما در راه امام حسین به فقرا می‌‌دهیم شما همین طور در راه فقرا به فقرای خودتان کمک کنید و ما می‌بینیم که مناطق سنی نشین در هر جا از همه جا فقیرتر و بدبخت‌تر هستند.

در پاکستان ، افغانستان و در همین ایران، شما که در راه امام حسین خرج نکرده‌اید، چقدر فقرا را کمک کرده‌اید؟

مگر کمک کردن به فقیر در مذهب شما ثواب ندارد؟

فقط در مذهب شیعه است که ثواب دارد؟

مطلب و درد دل در این مورد زیاد است.

سؤال اولی که خدمت بینندگان عزیز عرض کردیم و گفته بود که شیعه‌ها امام حسین را دعوت کردند و خود شیعه‌ها کشتند و بعد عزاداری کردند، جوابش را دادیم که این شیعه‌ها نبودند؛ بلکه سلیمان بن صرد خزاعی صحابی پیغمبر بود.

صحابه بودند که امام حسین را دعوت کردند، صحابه بودند که تخلف کردند و امام حسین را یاری نکردند و صحابه بودند که بعد از آن توابین را تشکیل دادند و این به نفع شما نیست؛ بلکه صد در صد به ضرر شما است و اساس مذهب شما را سست می‌کند.

سؤال‌های بعدی را هم دیدیم که عده‌ زیادی از یزیدی‌های تاریخ بودند که از کار یزید خشنودی خود را اعلام کرده بودند و امام حسین را گناهکار دانسته بودند و حتی دیدیم که نتیجه حرف آقای ابن تیمیه این است که امام حسین:

مات میته جاهلیه

آقایی که صراحتا می‌گوید: امام حسین گناهی بزرگ انجام داده است.

این در طول تاریخ بود و دیدیم که در حال حاضر آقای آل شیخ نظرش همین است و وهابی‌ها هم به تبعیت از آل شیخ این کارها را انجام می‌دهند و در روز‌ عاشورا غذا نذری می‌دهند نه به عنوان عزا؛ بلکه به عنوان شادی.

شادی می‌کنند تظاهرات راه می‌اندازند، مرگ بر امام حسین می‌گویند، مرگ بر شهادت امام حسین می‌گویند، این‌ها همه نتیجه فتواهایی است که آقای آل شیخ و دیگر وهابی‌ها و خدای اصلی این‌ها آقای ابن تیمیه داده است.

سؤالی هم که این‌ها پرسیده بودند جواب دادیم که سند آن ضعیف بود و گفتیم که خود بزرگان این‌ها ابوبکر و عمر و عثمان گناهان بسیار بدتر از این را انجام داده‌اند و کشتارهایی را که این‌ها انجام داده‌اند اصلا‌ در طول تاریخ سابقه ندارد، اگر دارد به ما نشان دهید.

چنگیز و اسکندر و هیتلر و… اگر انجام داده‌اند، به این صورت در یک روز ۷۰ هزار نفر را کشته باشند؟

شما در طول تاریخ پیدا کنید که این طور سر بریده باشند.

اگر این‌ها پیدا کردند، حاضر هستم از آن دویست ملیاردی که قرار بود به ما بدهند، دویست هزار تومان هم به آن‌ها بدهم.

اگر پیدا کردند در طول تاریخ کسی در یک روز ۷۰ هزار نفر را سر بریده باشد، .

سؤال آخری که از این‌ها پرسیدیم و انتظار داریم که این‌‌ها جواب دهند و این گونه در اتاق تنهایی خودشان قایم نشوند و سؤال ما را جواب دهند.

این‌ها می‌ترسند و مطمئن هستیم که جواب نمی‌دهند.

آقای عبدالله حیدری در فیس بوک صفحه‌ای دارد من تا حالا هفت هشت باری رفته‌ام و در صفحه ایشان اعلام کرده‌ام که بیا با هم دوست شویم و بحث کنیم، اصلا جرأت نمی‌کند که دوستی من را تأیید کند تا مطالب من را نخواند و اگر مطالب من را در فیس بوک بخواند، ممکن است که گمراه شود.

همچین آدمی طبیعی است که به این سؤالات ما هرگز جواب نخواهد دا.

ما امیدوار هستیم ولی انتظار نداریم.

مجری:

مهر تو را به عالم امکان نمی‌دهم                 این گنج پر بها است، من ارزان نمی‌دهم

گر اختیار جنت و کویت به من دهند                کوی تو را به جنت و رضوان نمی‌‌دهم

ای خاک کرب و بلای تو، مهر نماز من              این مهر را به ملک سلیمان نمی‌‌دهم

جان می‌‌دهم به شوق وصال تو یا حسین        تا بر سرم قدم ننهی، جان نمی‌‌دهم

اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود وثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین واصحاب الحسین علیه السلام.

پایان