بررسی روایات استناد امیرمؤمنان و امام هادی علیهما السلام به حدیث غدیر برای اثبات الهی بودن امامت و انتساب امیرمؤمنان علیه السلام توسط خداوند

بسم الله الرحمن الرحیم

ویژه برنامه سرچشمه ولایت

تاریخ : ۰۱ / ۰۶ / ۹۴

مجری :

الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب والائمه المعصومین (علیهم السلام )

شیعیان آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیهم السلام) همان گونه که در ایام عزاداری اهل بیت (علیهم السلام ) عزادار می شوند ، در ایام شادی اهل بیت (علیهم السلام) و اعیاد اسلامی هم شاد هستند. امشب هم در این شب عید در خدمت دو تن از اساتید بزرگوار شبکه جهانی ولایت ، حجت الاسلام والمسلمین یزدانی و حجت الاسلام والمسلمین ابوالقاسمی هستیم .

استاد یزدانی :

بنده هم این ایام را خدمت همه بینندگان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم . امیدوارم در این شب های مبارک خدمت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و بینندگان عزیز باشیم .

استاد ابوالقاسمی :

بنده این ایام فرخنده و دهه ولایت را به همه عزیزان و سروران تبریک و تهنیت عرض می کنم .

مجری :

بینندگانی که با ما همراه بودند ، اگر نیاز به بحث علمی باشد ، معمولا سؤال و شبهه از زبان وهابیت مطرح می شود که ببینیم منطق و خواسته آن ها چیست و بعد از آن کارشناسان ما مطابق همان سؤال پاسخ خود را می دهند . کلیپی از شبکه های وهابی ببینیم که سؤال مطرح می شود و استاد یزدانی پاسخ آن را می دهند .

کلیپ ۱ ) :

سؤال وهابیون : چرا حضرت علی (علیه السلام) و اصحاب ایشان یکبار هم به حدیث غدیر استناد نکردند ؟

کارشناس وهابی :

حضرت علی خودش در هیچ روایتی ، نه روایت سنی و نه روایت شیعه ، در طول خلافت ابوبکر ادعا نکرده پیامبر (صلی الله علیه و آله) مرا به عنوان جانشین ، در روز غدیر تعیین کرد . چرا شما این را فراموش کردید ؟ در این مدت هیچ گاه نگفته . در زمانی که خودش را هم تعیین می کردند ، هیچ گاه نگفت انتخاب نمی خواهد ، من از اول منصوب بودم . انتخاب را چه کار می کنید ؟

اگر صحابه و حضرت علی این را فهمیدند ، چرا اصلا حضرت علی برای یک بار هم به این حادثه استناد نکردند ؟ و اشاره به حادثه غدیر خم نداشتند ؟

حضرت علی در کجا به حدیث غدیر استناد کردند ؟ این دوازده میلیون جایزه دارد . اگر جنابعالی یا کسان دیگر پاسخی یافتند ، من نه تنها دوازده میلیون جایزه خواهم داد ، به نمایندگی از اهل سنت . علمای اهل سنت به این طلبه حقیر شان اینقدر لطف دارند که چنین اجازه ای را به من بدهند . بنده از طرف جامعه اهل سنت عرب و عجم در سرتاسر جهان ، این شکست را اعلام خواهم کرد و خواهم گفت که کتاب ۱۱ جلدی الغدیر جواب ندارد ؛ اما تا زمانی که پاسخ این سؤال بنده داده نشده ، که حدیث غدیر را پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد حضرت علی گفتند ، اگر علمای شیعه احتجاج و استدلال علی به این حدیث را نتوانند ثابت کنند ، بفهمید که استدلال به حدیث غدیر دروغ است و ۱۱ جلد کتاب ، سفسطه است ، ارزش ندارد ، کتاب شعر است . بنابر این فقط برای گمراه کردن مردم ، این سفسطه ها را می کنند و امیدواریم که جوابی برای این سؤال پیدا کنند .

مجری :

سؤال را متوجه شدید که اگر واقعا حادثه بزرگ و عظیم دلالتی بر ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) دارند ، آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) به آن استناد کردند یا خیر ؟ و پذیرفتند که اگر پاسخی نسبت به این سؤال باشد ، این آقایون می پذیرند که شکست خوردند .

استاد یزدانی ! آیا آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به حدیث غدیر استناد کردند یا خیر ؟

 

4

 

 

استاد یزدانی :

بینندگان عزیز و هم چنین استاد ابوالقاسمی مستحضر هستند که ما در برنامه کلمه طیبه ، جواب این آقا را چگونه دادیم و متأسفانه ایشان به هیچ یک از قول هایی که دادند ، عمل نکردند . نه یک روایت و دو روایت ؛ بلکه ده ها روایت از زبان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) درباره حدیث شریف غدیر و هم چنین استدالال آن حضرت به حدیث غدیر داریم که ان شاء الله در این ایام اساتید دیگر شبکه ، آن ها را خواهند خواند . ما در این برنامه تصمیم داریم که این برنامه با برنامه های دیگر یک تفاوت اساسی داشته باشد و آن این است که ما در برنامه های دیگر از کتاب های اهل سنت می خواندیم . اینقدر ما از کتاب های دیگران روایت خواندیم که فکر می کنم قلب ها مقداری کدر شده ، سعی می کنیم در این برنامه روایاتی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) بخوانیم که سرشار از نور و هدایت است و واقعا قلب انسان را نورانی می کند .

و روایتی را که تا به حال در شبکه نخواندیم را سعی داریم در این برنامه بخوانیم . روایت بسیار نابی با سند صحیح است که در کتاب شریف کمال الدین نقل شده . این کتاب بسیار عظیم و خوبی است و به دستور امام زمان (علیه السلام) نوشته شده ، تألیف شیخ صدوق (ره) ، محدث بزرگ شیعه و کسی که به دعای امام زمان (علیه السلام) به دنیا آمده .

کتاب کمال الدین و تمام النعمه (اکمال الدین ) ، تألیف شیخ صدوق ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بابویه قمی ، متوفای ۳۸۱ هـ ، چاپ مؤسسه اعلمی بیروت در سال ۱۹۹۱ م ، صفحه ۲۶۰ ، حدیث ۲۵ . روایت بسیار جالب و زیبایی است :

۲۵ – حدثنا أبی ، ومحمد بن الحسن رضی الله عنهما قالا : حدثنا سعد بن عبد الله قال : حدثنا یعقوب بن یزید ، عن حماد بن عیسى ، عن عمر بن أذینه ، عن أبان بن – أبی عیاش ، عن سلیم بن قیس الهلالی قال : رأیت علیا علیه السلام فی مسجد رسول الله صلى الله علیه وآله فی خلافه عثمان وجماعه یتحدثون ویتذاکرون العلم والفقه فذکرنا قریشا ( وشرفها ) وفضلها وسوابقها وهجرتها وما قال فیها رسول الله صلى الله علیه وآله من الفضل مثل قوله ” الأئمه من قریش ” وقوله ” الناس تبع لقریش ” و ” قریش أئمه العرب ” وقوله ” لا تسبوا قریشا ” وقوله ” إن للقرشی قوه رجلین من غیرهم ” وقوله ” من أبغض قریشا أبغضه الله ” .

وقوله ” من أراد هوان قریش أهانه الله ” . وذکروا الأنصار وفضلها وسوابقها ونصرتها وما أثنى الله تبارک وتعالى علیهم فی کتابه ، وما قال فیهم رسول الله صلى الله علیه وآله من الفضل ، وذکروا ما قال فی سعد بن عباده وغسیل الملائکه ، فلن یدعوا شیئا من فضلهم حتى قال کل حی : منا فلان وفلان ، وقالت قریش : منا رسول الله صلى الله علیه وآله ، ومنا جعفر ، ومنا حمزه ، ومنا عبیده بن الحارث ، وزید بن حارثه ( ۱ ) وأبو بکر وعمر وعثمان وسعد وأب وعبیده وسالم ، وابن عوف ، فلم یدعوا من الحیین أحدا من أهل السابقه إلا سموه ، وفی الحلقه أکثر من مائتی رجل فمنهم علی بن أبی طالب علیه السلام وسعد بن أبی وقاص ، وعبد الرحمن ابن عوف …

وعلی بن أبی طالب علیه السلام ساکت لا ینطق ، لا هو ولا أحد من أهل بیته .

فأقبل القوم علیه فقالوا : یا أبا الحسن ما یمنعک أن تتکلم ؟ فقال : ما من الحیین إلا وقد ذکر فضلا وقال حقا وأنا أسألکم یا معشر قریش والأنصار بمن أعطاکم الله عز وجل هذا الفضل ؟ أبأنفسکم وعشائرکم وأهل بیوتاتکم أو بغیرکم ؟ قالوا : بل أعطانا الله ومن علینا بمحمد صلى الله علیه وآله وعشیرته لا بأنفسنا وعشائرنا ولا بأهل بیوتاتنا ، قال : صدقتم.

یا معشر قریش والأنصار ، ألستم تعلمون أن الذی نلتم به من خیر الدنیا والآخره منا أهل البیت خاصه دون غیرهم ، وأن ابن عمی رسول الله صلى الله علیه وآله قال : ” إنی وأهل بیتی …

از پدرم و از محمد بن الحسن که دو تن از بزرگترین روات شیعه ، از عبد الله بن اشعری قمی از یعقوب بن یزید قمی ، از حماد بن عیسی ( ایشان از اصحاب اجماع است و اگر روایتی با سند صحیح به آقای حماد بن عیسی و هفده نفر دیگر از اصحاب اجماع برسد ، تمام شیعه بر صحت آن اجماع دارند . ) از عمر بن اذینه از سلیم بن قیس هلالی (که همه از بزرگان شیعه هستند و در توثیق هیچ کدام از این روات تردیدی وجود ندارد) گفت : من امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، در زمان خلافت عثمان دیدم و هم چنین عده ای از مردم که فخر می فروختند و از علم و فقه خود می گفتند . قریشی ها از شرافت ، سوابق و هجرت خود می گفتند و روایاتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را نقل می کردند که فرموده بودند : ائمه از قریش هستند ، مردم از قریش تبعیت می کنند ، قریش از ائمه عرب هستند ، قریش را سب نکنید و روایاتی از این دست را خواندند . همچنین فضائلی از خود را بیان کردند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله‌) از ما است ، جعفر طیار از ما است ، حمزه سید الشهداء از ما است ، عبیده بن حارث از ما است ، زید بن حارثه از ما است ، ابوبکر و عمر ، سعد ، سعد و ابو عبیده و سالم و ابن عوف و … علی بن ابیطالب (علیه السلام) و سعد بن ابی وقاص ، عبد الرحمن بن عوف و دیگر بزرگان خود را نام بردند . انصار هم فضائل خود را شمردند تا این که این جمعیت پیش امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آمدند و گفتند : یا اباالحسن ! چرا شما حرفی نمی زنید ؟ و چرا از فضائل خود نمی گویید ؟ امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : شنیدم که هر کدام از شما ، فضائلی از خود گفتید ، همه هم حق بود .

مجری :

بنده سؤالی از شما داشتم . آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در این جا با استشهادی که آن ها از ابوبکر و عمر گفتند ، حضرت فرمودند : حق است ؟ اگر شما به دنبال روایت صحیح در مورد فضیلت خلفاء می گردید ، این را می توان جزء همان روایات دانست ؟

 

19

 

استاد یزدانی :

ببینیم روایت چه می گوید ؟ روایت می گوید : منا رسول الله (صلی الله علیه و آله) ، منا جعفر ، منا حمزه ، منا علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، منا ابوبکر و عمر و عثمان . حضرت هم فرمودند : این حق است . یعنی چه ؟ حضرت که نمی توانستند بگویند : ابوبکر و عمر از شما نیست . در این جا نفرمودند که ابوبکر و عمر حق است . گفتند این که شما گفتید عمر و ابوبکر از قریش و از مهاجرین است ، این حق است . شما نمی توانید در روایات شیعه اشکال وارد کنید . اما ادامه روایت :

حضرت به قریشی ها رو می کند و می فرماید : من از شما قریشی ها و از شما انصار سؤال می کنم ، این فضائلی که شما بیان کردید ، خداوند به وسیله چه کسی به شما عطا کرده ؟ آیا خودتان تلاش کردید یا از قبیله تان یا از اهل خانه هایتان گرفته اید یا از دیگران است ؟ همه گفتند : هر چه ما داریم از پیامبر و آل پیامبر (علیهم السلام) است . بعد حضرت فرمودند : همه این مطالبی را که گفتید ، درست است . هر چه دارید از ما است . (یعنی شما هیچ فضیلتی از خود ندارید ) تمام خیر دنیایی که دارید از ما اهل بیت (علیهم السلام) است و غیر از آن چیزی ندارید ….

در صفحه بعد حضرت مطلب زیبایی را بیان می کنند :

قال : فأنشدکم الله أتعلمون حیث نزلت ” والسابقون الأولون من المهاجرین والأنصار ” ( ۱ ) و ” السابقون السابقون أولئک المقربون ” ( ۲ ) سئل عنها رسول الله صلى الله علیه وآله فقال : ” أنزلها الله تعالى فی الأنبیاء وأوصیائهم ، فأنا أفضل أنبیاء الله ورسله وعلی بن – أبی طالب وصیی أفضل الأوصیاء ” ؟ قالوا : اللهم نعم .

قال : فأنشدکم الله عز وجل أتعلمون حیث نزلت ” یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله وأطیعوا الرسول وأولی الأمر منکم ” ( ۳ ) وحیث نزلت ” إنما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه ویؤتون الزکاه وهم راکعون ” ( ۴ ) وحیث نزلت ” ولم یتخذوا من دون الله ولا رسوله ولا المؤمنین ولیجه ” ( ۵ ) ” قال الناس : یا رسول الله أهذه خاصه فی بعض المؤمنین أم عامه لجمیعهم ؟ فأمر الله عز وجل نبیه صلى الله علیه وآله أن یعلمهم ولاه أمرهم وأن یفسر لهم من الولایه ما فسر لهم من صلاتهم وزکاتهم وصومهم وحجهم فنصبنی للناس بغدیر خم ، ثم خطب فقال : ” أیها الناس إن الله عز وجل أرسلنی برساله ضاق بها صدری وظننت أن الناس مکذبی ، فأوعدنی لأبلغنها أو لیعذبنی ” ثم أمر فنودی الصلاه جامعه ، ثم خطب الناس فقال : أیها الناس أتعلمون أن الله عز وجل مولای وأنا مولى المؤمنین وأنا أولى بهم من أنفسهم ؟ قالوا : بلى یا رسول الله ، قال : قم یا علی فقمت ، فقال : من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه ، فقام سلمان الفارسی رضی الله عنه فقال : یا رسول الله ولاؤه کما ذا ؟ فقال علیه السلام.

من کنت أولى به من نفسه فعلی أولى به من نفسه ، فأنزل الله تبارک وتعالى

” الیوم أکملت لکم دینکم وأتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا ” ( ۱ )

فکبر رسول الله صلى الله علیه وآله وقال : الله أکبر بتمام النعمه وکمال نبوتی ودین الله عز وجل وولایه علی بعدی ( ۲ ) ، فقام أبو بکر وعمر فقالا : یا رسول الله هذه الآیات خاصه لعلی ؟ قال : بلى فیه وفی أوصیائی إلى یوم القیامه ، قالا : یا رسول الله بینهم لنا ، قال : علی أخی ووزیری ووارثی ووصیی وخلیفتی فی أمتی وولی کل مؤمن بعدی ، ثم ابنی الحسن ، ثم ابنی الحسین ، ثم تسعه من ولد الحسین واحد بعد واحد ، القرآن معهم وهم مع القرآن لا یفارقونه ولا یفارقهم حتى یردوا علی حوضی ” ؟ فقالوا : کلهم اللهم نعم قد سمعنا ذلک کله وشهدنا کما قلت سواء وهو یقول : ” أیها الناس إن الله أمرنی أن أنصب لکم إمامکم والقائم فیکم بعدی ووصیی وخلیفتی والذی فرض الله عز وجل على المؤمنین فی کتابه طاعته فقرنه بطاعته وطاعتی ، فأمرکم بولایتی وولایته فإنی راجعت ربی عز وجل خشیه طعن أهل النفاق وتکذیبهم فأوعدنی ربی لأبلغنها أو لیعذبنی ، أیها الناس إن الله عز وجل أمرکم فی کتابه بالصلاه فقد بینتها لکم وبالزکاه والصوم والحج فبینتها وفسرتها لکم وأمرکم بالولایه وإنی أشهدکم أنها لهذا خاصه – ووضع یده على کتف علی بن أبی طالب – ثم لابنیه من بعده ، ثم للأوصیاء من بعدهم من ولدهم لا یفارقون القرآن ولا یفارقهم القرآن حتى یردوا علی حوضی أیها الناس قد بینت لکم مفزعکم ( ۳ ) بعدی وإمامکم ودلیلکم وهادیکم وهو أخی علی ابن أبی طالب وهو فیکم بمنزلتی فیکم فقلدوه دینکم وأطیعوه فی جمیع أمورکم فإن عنده جمیع ما علمنی الله تبارک وتعالى وحکمته فسلوه وتعلموا منه ومن أوصیائه بعد ….

فقال سلیم : ثم قال علیه السلام : أیها الناس أتعلمون أن الله عز وجل أنزل فی کتابه ” إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا ” ( ۱ ) فجمعنی و فاطمه وابنی حسنا وحسینا ثم ألقى علینا کساء ، قال : ” اللهم إن هؤلاء أهل بیتی و لحمتی یؤلمنی ما یؤلمهم ویجرحنی ما یجرحهم : فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا ….

ثم قال علی علیه السلام : أنشدکم الله أتعلمون أن الله عز وجل لما أنزل فی کتابه :

” یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله وکونوا مع الصادقین …

قال : أنشدکم الله أتعلمون أن رسول الله صلى الله علیه وآله قام خطیبا لم یخطب بعد ذلک فقال : ” أیها الناس إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی أهل بیتی فتمسکوا بهما لئلا تضلوا ( ۱ ) فإن اللطیف الخبیر أخبرنی وعهد إلی أنهما لن یفترقا حتى یردا علی الحوض ” فقام عمر بن الخطاب وهو شبه المغضب فقال : یا رسول الله أکل أهل بیتک ؟ فقال : ” لا ولکن أوصیائی منهم أولهم أخی ووزیری ووارثی وخلیفتی فی أمتی وولی کل مؤمن من بعدی ، هو أولهم ، ثم ابنی الحسن ، ثم ابنی الحسین ، ثم تسعه من ولد الحسین واحد بعد واحد حتى یردوا علی الحوض …

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) خطاب به قریش و خطاب به انصار می فرمایند : شما را قسم می دهم زمانی که آیات « السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار » و « السابقون السابقون اولئک المقربون » نازل شد ، از پیامبر (صلی الله علیه و آله) سؤال کردند : این آیات درباره چه کسی نازل شده ؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : این آیات در باره انبیاء و اوصیاء نازل شده . من برترین پیامبر خدا هستم و علی بن ابیطالب (علیه السلام) برترین وصی است . همه گفتند : این سخنی که گفتید ، درست است . ما از پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین سؤالی کردیم و حضرت چنین پاسخی را دادند .

حضرت دوباره قسم داد ، آیا نمی دانید زمانی که این آیات نازل شد یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ، إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آَمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ . وَلَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَهً …

شما از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نپرسیدید که این آیات شامل همه مؤمنین می شود یا این که شامل بعضی از مؤمنین می شود ؟ خدا به پیامبرش دستور داد که ولایت به چه معنا است و ولی بعد از تو چه کسی است ؟ همان طور که نماز را برای مردم توضیح دادی که دو رکعت است ، چهار رکعت است و چه زمانی باید خوانده شود . زکات و صوم و حج را توضیح دادی ، ولایت را هم توضیح بده . پیامبر چه کار کرد ؟ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) مرا در روز غدیر بر مردم نصب کرد و خطابه خواند و فرمود : ای مردم ! خداوند مرا برای رسالتی فرستاده که این سینه ام تنگ شده و می ترسم که این مردم مرا تکذیب کنند . خداوند مرا ترساند و گفت یا این دستور را به مردم برسان یا این که تو را عذاب می کنم .

پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد که نماز جماعتی بر پا کنند .سپس خطبه خواند : ای مردم ! مگر نمی دانید که خداوند مولای من است و من مولای همه مؤمنان هستم و من برای مردم نسبت به خودشان اولی هستم . همه گفتند : بله ، یا رسول الله همین گونه است .

سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من دستور داد بلند شوم ، بلند شدم . فرمودند هر کس من مولای او هستم ، علی مولای او است . خدایا دوست بدار هر کس او را دوست می داد و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن می دارد . ( سلمان متوجه شد که این مردم به سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اشکال می کنند که معلوم نیست معنای مولا چیست ، آیا به معنای دوستی است یا به معنای ناصر است ) سلمان بلند شد و گفت : یا رسول الله ! مقصود از این ولایت چیست ؟ حضرت فرمودند : ولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) مثل ولایت من است . هر کس من اولی هستم نسبت به خودش ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم همان مقام را دارد .

خداوند این آیه را نازل کرد : الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا . پیامبر (صلی الله علیه و آله) تکبیر گفت و فرمود : الله اکبر که نعمت خدا تمام شد و نبوت من و دین خداوند عزوجل کامل شد و ولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) بعد از من آمد .

ابوبکر و عمر بلند شدند و گفتند : یا رسول الله ! این آیه اکمال مخصوص علی بن ابیطالب (علیه السلام) است ؟ حضرت فرمود : بله ، این آیه مخصوص علی بن ابیطالب (علیه السلام) و مخصوص اوصیای من تا روز قیامت است . آن ها پرسیدند : اوصیای شما تا روز قیامت چه کسانی هستند ؟ حضرت فرمودند : علی بن ابیطالب (علیه السلام ) برادر من ، وزیر من ، وارث و وصی و خلیفه من در امتم و ولی هر مؤمنی بعد از من است .

این روایت به حدی زیبا است که انسان با خواندن آن ، قلبش آرام می شود و لذتی را می برد که قابل وصف نیست .

سپس فرزندم حسن بن علی و بعد از او ، حسین بن علی (علیهم السلام) و نه نفر از فرزندان حسین که یکی بعد از دیگری می آیند . قرآن با آن ها است و آن ها با قرآن هستند ، از هم جدا نمی شوند تا این که در حوض کوثر بر من وارد شوند …

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ادامه می دهند : ای مردم ! خداوند به من امر کرده که امام شما را نصب کنم و کسی که بعد از من حکومت را به دست خواهد گرفت . وصی و خلیفه خود را معین کنم ، خلیفه ای که خداوند در قرآن اطاعتش را بر همه واجب کرده ، اطاعت او را مثل اطاعت خودش و اطاعت من قرار داده و دستور داده همه مسلمانان ولایت او را بپذیرند .

ای مردم ! خداوند دستور داده ولایت را بپذیرید . من همه شما را شاهد می گیرم و خودم شهادت می دهم که این ولایت مخصوص علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . دستش را بر شانه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) گذاشت و فرمود : این ولایت به دو فرزند علی بن ابیطالب (علیه السلام) می رسد .

ای مردم ! من همه چیز را به شما گفتم . بعد از من امام کیست ؟ دلیل و راهنما کیست ؟ او علی بن ابیطالب (علیه السلام ) است . او در میان شما ، همانند من است در میان شما . او تمام منزلت های مرا دارد ، از او در تمام کارهایتان خود تقلید کنید . چون تمام علومی که خدا به من داده بود ، همه را علی بن ابیطالب (علیه السلام) دارد و تمام حکمت هایی که خداوند به من داده بود ، خداوند به علی بن ابیطالب (علیه السلام) عطا کرده است . از او سؤال کنید و از او یاد بگیرید و از اوصیایی که بعد از علی بن ابیطالب (علیه السلام) می آیند .

در ادامه سلیم نقل می کند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به آیه تطهیر استناد کردند . به آیه صادقین ، حدیث ثقلین استدلال می کنند .

روایت بسیار طولانی است که فرصت خواندن همه آن را نداریم . جالب این است که در این جا مطالبی از خلیفه دوم نقل می کند :

وقتی خلیفه دوم این مطالب را شنید ، غضبناک شد و از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید : این حدیث ثقلین شامل تمام اهل بیتت می شود ؟ یا این که شامل همه نمی شود ؟ (شاید با خودش فکر می کرد چون دخترش آن جا هست ، شامل دخترش هم می شود ) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند : نه ، این حدیث شامل اوصیای من می شود ، که علی بن ابیطالب (علیه السلام) اولین آن ها ، برادر ، وزیر ، وارث و خلیفه من در امتم و ولی هر مؤمنی بعد از من است . سپس پسرم حسن ، بعد پسرم حسین ؛ سپس نه نفر از فرزندان پسرم حسین (علیهم السلام) که یکی بعد از دیگری می آیند تا این که بر حوض بر من وارد شوند ….

شیخ صدوق ، کمال الدین و تمام النعمه ، ص ۲۶۰ ، روایت ۲۵

مقصود از حدیث ثقلین این افراد هستند که رسول خدا ﴿صلی الله علیه و آله ) بیان کردند ، نه کسانی که آقایان فکر می کنید . روایت بسیار جالب است که بخش های زیادی دارند که فرصت خواندن آن نیست .

 

8

 

مجری :

همین استنادات امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که در جاهای مختلف بیان شده ، وهابی ها به یکی از همین استنادات اعتراف کردند .

کلیپ ۲ ) :

جواب وهابیون : حضرت علی (علیه السلام) خود در رحبه کوفه به حدیث غدیر استناد کرده و بر این فضیلت از صحابه اعتراف گرفته است .

کارشناس وهابی :

روایت رحبه یعنی در دوران خلافت خودش حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) در باره فضیلت خودش به عنوان یک افتخار است که پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) درباره ایشان چنین روایتی فرمود ، جزء فضایل ایشان هست . از زبان صحابه رسول الله (صلی الله علیه و آله) مجددا اعتراف گرفتند . مردم شنیدند که شخصیت ایشان ، یک شخصیت استثنایی است . پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره ایشان روایاتی را در فضائلشان فرمودند . از جمله روایت غدیر !!!!!!!!

تماس بینندگان

بیننده : آقای زمانی از اصفهان ـ شیعه

بنده یک بنا هستم که چند کارگر اهل سنت دارم . این ها خودشان می گویند که ما می دانیم علی بن ابیطالب (علیه السلام) از سایر خلفاء ، برتر هستند . اهل سنت خودشان این ها را می دانند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند : فردا صبح پرچم را به دست کسی می دهم که درب خیبر را از جا در بیاورد . صبح چشمان حضرت علی (علیه السلام) درد می کرد که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) آب دهان بر چشمان مبارک ایشان مالیدند که حضرت هم درب خیبر را در همان روز کندند . یا این که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فرمودند : علی بن ابیطالب (علیه السلام) برادر من است . حق با علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم با حق است .

سؤال بنده این است که با وجود دانستن این ها ، چرا حق را قبول نمی کنند ؟ از خودشان هم که می پرسیم می گویند ما بین این که این که معاویه حق است یا علی بن ابیطالب (علیه السلام) مانده ایم ؛ چون علمای ما هم معاویه را حضرت می خوانند و هم علی بن ابیطالب (علیه السلام) را . علمای ما حقیقت را به ما نمی گویند .

بیننده : علی حیدر از کرمانشاه ـ شیعه

بنده می خواهم پاسخ سؤالی را که شبکه های وهابی پرسیدند ، بدهم . این که آیا حضرت علی (علیه السلام) به حدیث غدیر استناد کرده است ؟

احمد بن حنبل در مسند خود ، جلد ۴ ، صفحه ۳۷۰ ، نقل کرده است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) صحابه را در رحبه جمع نمود و آنان را سوگند داد ، فرمود : هر آن چه از غدیر خم از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) شنیده اند ، برخیزند و گواهی دهند . تعداد زیادی از صحابه بر خواستند و شهادت دادند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر خم ، دست مبارک علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را گرفت و فرمود : اتعلمون انا اولی بالمؤمنین من انفسهم ؟ آیا می دانید ولایت من بر مؤمنین از خودشان بیشتر است ؟ پاسخ دادند : بله ، آن گاه فرمود : من کنت مولا فهذا علی مولا ، هر کس من مولای او هستم ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم مولای او است .

مجری :

علت این که بعضی وقت ها این آقایان نمی پذیرند چیست ؟ به ویژه بعضی از این وهابی ها که حاضر نیستند مقداری در این زمینه فکر کنند ؟

استاد یزدانی :

چند دسته علت می تواند داشته باشد . اول : جهل . بسیار از مردم واقعا اطلاعی در این زمینه ندارند و با دیدن این روایات خیلی از آن ها متزلزل می شوند .

دوم : تعصب ، بعضی از این ها به خاطر تعصباتی که دارند ، چشمانشان را کور شده و اصلا حقایق را نمی بینند . همان طور که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) با وجود معجزاتی که از حضرت دیده بودند ، مثل شق القمر ، اما با این حال ، حقیقت را نپذیرفتند . این آقایان هم همین طور هستند . واقعا حق را می دانند ؛ اما به خاطر منافع دنیوی و آبرویی که در میان مردم دارند ، نمی توانند از حرفی که زده اند ، عقب نشینی کنند و اگر دست از حرفی که زده اند ، بردارند ، باید از جامعه طرد شوند . همان طور که آقای کریمه ، از علمای بزرگ الازهر ، به صورت خلاصه درباره ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و این که شبانه غصب شد ، سخن گفت و این که یک بار به ایران آمد ، بسیاری از منصب های خود را در مصر از دست داد . فقط یک بار به ایران آمد و با علمای شیعه صحبت کرد ، به خاطر این که ترسیدند ایشان هم شیعه شود ، تمام منصب هایی که داشتند را از ایشان گرفتند . اگر ایشان شیعه شوند ، طبیعی است که هر چه مال و اموال و مناصبی که دارند را از آن ها می گیرند . همان طور که از بقیه علمای بزرگ مصر که شیعه شدند ، گرفتند .

دلائل آن بسیار زیاد هستند که این دو مورد را ما بیان کردیم . بنده روایتی از کتاب های اهل سنت بخوانم که ایشان گفتند آن ها اعتراف می کنند که علی بن ابیطالب (علیه السلام) از همه بهتر است ؛ اما باز نمی پذیرند .

وَمَنْ تَوَلَّى من أُمَرَاءِ الْمُسْلِمِینَ شیئا فَاسْتَعْمَلَ علیهم رَجُلا وهو یَعْلَمُ أَنَّ فِیهِمْ من هو أَوْلَى بِذَلِکَ وَأَعْلَمُ منه بِکِتَابِ اللَّهِ وَسُنَّهِ رَسُولِهِ فَقَدْ خَانَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَجَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ

اگر کسی ولایتی از مسلمان ها را بگیرد و بداند که شخصی از او بهتر است و بهتر از او کتاب خدا و سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را می داند ، با این حال شخص دیگری که برتر نیست ، انتخاب کند ، او هم به خدا و هم به پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و هم به همه مؤمنین و هم به خودش ، خیانت کرده است .

معجم کبیر طبرانی ، ج ۱۱ ، ص ۱۱۴

اگر این برادر عزیز می داند که علی بن ابیطالب (علیه السلام) از همه برتر است و در عین حال از علی بن ابیطالب (علیه السلام) پیروی نکند ، اگر قبول نکنند ، به خدا و رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) و هم مؤمنین خیانت می کند . این روایتی است که در کتب اهل سنت آمده . علمای اهل سنت هم گفته اند ، این روایت متواتر است که ما تواتر آن را قبلا در برنامه کلمه طیبه ثابت کردیم .

مجری :

استاد ابوالقاسمی ! استاد یزدانی استناد حضرت امیر (علیه السلام) را به حدیث غدیر بیان کردند . آیا اهل بیت (علیهم السلام) هم به واقعه غدیر استناد کردند یا خیر ؟

استاد ابوالقاسمی :

چون ایام ، ایام میلاد با سعادت آقا امام هادی (علیه السلام) است ، روایتی را از کتاب مزار مرحوم مشهدی نقل می کنم . در زمان های گذشته مثل الان امکانات نبود ؛ لذا بعضی از علما به شرح حال ایشان نرسیدند . اما الحمد الله ، در سال های اخیر که تحقیقات انجام شد و کتاب های مختلفی جمع آوری شد ، برای نویسنده این کتاب توثیقات زیادی مشخص شد . روایتی هم که نقل کرده ، بسیار عجیبی است.

کتاب المزار الکبیر ، تألیف شیخ ابو عبد الله محمد بن عبد الله مشهدی ، در صفحه ۲۶۳ زیارت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در روز غدیر خم را بیان می کند :

سند روایت را مشاهده کنید :

اخبرنی بهذه الشریف الاجل العالم ابی جعفر محمد المعروف بابن الحمد النحوی ، رفع الحدیث عن الفقیه العسکری صلوات الله علیه فی شهور سنه احدی وسبعین و خمسمائه .

سند را از امام حسن عسکری (علیه السلام) نقل کرده است . سند دوم :

واخبرنی الفقیه الاجل ابوالفضل شاذان بن جبرئیل القمی رضی الله عنه . عن الفقیه العماد محمد بن ابی القاسم الطبری ، عن ابی علی عن والدی ، عن محمد بن محمد بن النعمان عن ابی القاسم جعفر بن قولویه عن محمد بن یعقوب الکلینی عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابی القاسم بن روح وعثمان بن سعید العمری عن ابی محمد الحسن بن علی العسکری عن ابیه صلوات الله علیهما وذکر انه علیه السلام زار بها فی یوم الغدیر فی السنه التی اشخصه المعتصم .

تقف علیه صلوات الله علیه وتقول :

…. السلام علیک یا امیرالمؤمنین وسید الوصیین ووارث علم النبیین وولی رب العالمین ومولای ومولی المؤمنین ورحمه الله وبرکاته السلام علیک یا امیرالمؤمنین یا امین الله فی ارضه وسفیره فی خلفه وحجت الله البالغه علی عباده .

السلام علیک یا القویم وصراطه المستقیم السلام علیک علیک ایها النبأ العظیم الذی هم فیه مختلفون وعنه مختلفون وعنه یسألون السلام علیک یا امیرالمؤمنین .

السلام علیک یا سید المرسلین ویعسوب المؤمنین وامام المتقین وقائد الغر المحجلین …

اشهد انک اخو الرسول ووصیه ووارث علمه وامینه علی شرعه وخلیفته فی امته واول من آمن بالله وصدق بما انزل علی نبیه واشهد انه قد بلغ عن الله ما انزله فیک وصدع بامره ، واوجب علی امته فرض ولایتک وعقد علیهم البیعه لک وجعلک اولی بالمؤمنین اولی بالمؤمنین من انفسهم کما جعله الله کذلک .

ثم اشهد الله تعالی علیهم فقال : الست قد بلغت ؟ …

واشهد انک امیرالمؤمنین الحق الذی نطق بولایتک التنزیل …

فانزل الله فیکم : إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآَنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ . التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآَمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ .

اشهد یا امیرالمؤمنین ان الشاک فیک ما آمن بالرسول الامین وان العادل بک غیرک عن الدین القویم الذی ارتضاء لنا رب العالمین فاکلمه بولایتک یوم الغدیر .

واشهد انک المعنی بقول العزیز الرحیم و َأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ .

واشهد انک یا امیرالمؤمنین جاهدت فی الله حق جهاده …

وانت مولای ومولی المؤمنین وانک عبد الله وولیه واخو الرسول ….

فلعن الله مستحلی الحرمه منک …

انت ولی الله واخو رسوله والذاب عن دینه والذی نطق القرآن بتفضیله قال الله تعالی : وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا (۹۵) دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَهً وَرَحْمَهً وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا . وقال الله تعالی : أَجَعَلْتُمْ سِقَایَهَ الْحَاجِّ وَعِمَارَهَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ آَمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ وَجَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ، إِنَّ الَّذِینَ آَمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آَوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِینَ آَمَنُوا وَلَمْ یُهَاجِرُوا مَا لَکُمْ مِنْ وَلَایَتِهِمْ مِنْ شَیْءٍ حَتَّى یُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ، یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَهٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُقِیمٌ (۲۱) خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ

اشهد انک المخصوص بمدحه الله …

ثم امر باظهار ما اولاک لامته … فلما اشفق من فتنه الفاسقین واتقی فیک المنافقین اوحی الله رب العالمین یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ….

فوضع على نفسه أوزار المسیر ( ۳ ) ، ونهض فی رمضاء الهجیر ( ۴ ) ،

فخطب فأسمع ، ونادى فأبلغ ، ثم سألهم أجمع ، فقال : هل بلغت ؟ فقالوا : اللهم بلى ، فقال : اللهم اشهد ، ثم قال : الست أولى بالمؤمنین من أنفسهم ؟ فقالوا : بلى ، فاخذ بیدک ، وقال : من کنت مولاه فهذا علی مولاه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه ، وانصر من نصره ، واخذل من خذله . فما امن بما انزل الله فیک على نبیه الا قلیل ، ولا زاد أکثرهم الا تخسیرا ، ولقد انزل الله تعالى فیک من قبل وهم کارهون

* ( یا أیها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم ویحبونه أذله على المؤمنین أعزه على الکافرین یجاهدون فی سبیل الله ولا یخافون لومه لائم ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء والله

واسع علیم .

( إنما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویؤتون الزکاه وهم راکعون ، ومن یتول الله ورسوله والذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون .

ربنا امنا بما أنزلت واتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین ، ربنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه انک أنت الوهاب .

السلام علیک یا أمیر المؤمنین ، وسید الوصیین ، وأول العابدین ، وازهد الزاهدین ، ورحمه الله وبرکاته وصلواته وتحیاته .

أنت مطعم الطعام على حبه مسکینا ویتیما وأسیرا لوجه الله لا نرید منهم جزاء ولا شکورا وفیک انزل الله تعالى : * ( ویؤثرون على أنفسهم ولو کان بهم خصاصه ومن یوق شح نفسه فأولئک هم المفلحون ) *

وأنت الکاظم للغیظ ، والعافی عن الناس ، والله یحب المحسنین ، وأنت الصابر فی البأساء والضراء وحین البأس ، وأنت القاسم بالسویه ، والعادل فی الرعیه ، والعالم بحدود الله من جمیع البریه .

وأنت المخصوص بعلم التنزیل وحکم التأویل ، ونصر الرسول ،ولک المواقف المشهوره ، والمقامات المشهوره والأیام المذکوره ، یوم بدر ویوم الأحزاب :* ( إذ زاغت الابصار وبلغت القلوب الحناجر وتظنون بالله الظنونا .

فقتلت عمروهم وهزمت جمعهم ، * ( ورد الله الذین کفروا بغیظهم لم ینالوا خیرا وکفى الله المؤمنین القتال وکان الله قویا عزیزا )

ویوم أحد : * ( إذ تصعدون ولا تلوون على أحد والرسول یدعوهم فی أخراهم ) * ( ۴ ) ، وأنت تذود بهم المشرکین ( ۵ ) عن النبی ذات الیمین وذات الشمال ، حتى صرفهما عنکم الخائفین ، ونصر بک الخاذلین .

ویوم حنین على ما نطق به التنزیل : * ( إذ أعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئا وضاقت علیکم الأرض بما رحبت ثم ولیتم مدبرین * ثم انزل الله سکینته على رسوله وعلى المؤمنین )

 مولای أنت الحجه البالغه ، والمحجه ( ۵ ) الواضحه ، والنعمه السابغه ، والبرهان المنیر ، فهنیئا لک ما اتاک الله من فضل …

شهدت مع النبی صلى الله علیه وآله جمیع حروبه ومغازیه ، تحمل الرایه امامه ، وتضرب بالسیف قدامه ، ثم لحزمک المشهور ، وبصیرتک بما فی الأمور ، امرک فی المواطن ، ولم یک علیک أمیر ، وکم من أمر صدک عن امضاء عزمک فیه التقى …

وإذ ماکرک الناکثان ( ۴ ) فقالا : نرید العمره ، فقلت لهما : لعمری لما تریدان العمره لکن الغدره ، وأخذت البیعه علیهما ، وجددت المیثاق فجدا فی النفاق ، فلما نبهتهما على فعلهما أغفلا ( ۵ ) وعادا ، وما انتفعا ،وکان عاقبه أمرهما خسرا .

ثم تلاهما أهل الشام فسرت إلیهم بعد الاعذار ، وهم لا یدینون دین الحق ولا یتدبرون القرآن …

وعمار یجاهد وینادی بین الصفین : الرواح الرواح إلى الجنه ،ولما استسقى ، فسقی اللبن کبر وقال : قال لی رسول الله صلى الله علیه وآله : اخر شرابک من الدنیا ضیاح ( ۶ ) من لبن وتقتلک الفئه الباغیه ….

وعمار یجاهد وینادی بین الصفین : الرواح الرواح إلى الجنه ، ولما استسقى ، فسقی اللبن کبر وقال : قال لی رسول الله صلى الله علیه وآله : اخر شرابک من الدنیا ضیاح ( ۶ ) من لبن وتقتلک الفئه الباغیه

ابی محمد الحسن بن علی العسکری از پدرش امام هادی (علیه السلام ) نقل کردند که این زیارت را امام هادی (علیه السلام) در روز عید غدیر خم در سالی که معتصم ایشان را تبعید کرد ، خواندند . (معروف به زیارت غدیریه امام هادی (علیه السلام) ) :

سلام بر تو ای امیرالمؤمنین و سید وصیین و وارث علم پیامبران ، ولی پروردگار ، مولای من و مولای مؤمنین ، امین خدا بر زمین ، حجت خدا بر بندگان .

سلام بر تو این نبأ عظیم ، آن نبأ عظیمی که از او سؤال می شود ، حضرت علی (علیه السلام) است ….

سلام بر تو ای آقای مسلمین ویعسوب دین ….

شهادت می دهم که شما برادر و وصی و وارث پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، امین پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر دین ، خلیفه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر امت ، اولین کسی است که بر خداوند ایمان آورد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تصدیق کرد . پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابلاغ کرد و بر مردم ولایت شما را واجب نمود . پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای حضرت علی (علیه السلام) از شما بیعت گرفت . پیامبر (صلی الله علیه و آله) شما را از جان مسلمین ، بر خودشان اولی تر دانست .

بعد از آن ، خداوند را شاهد گرفت و فرمود : آیا ابلاغ کرد ؟ ….

شما کسی هستی که در قرآن آیات ولایت شما بیان شده است . شما همان کسی هستید که آیه إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآَنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ، در مورد شما نازل شده است .

شما همان کسی هستی که آیه التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآَمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ، نازل شده است .

هر کسی که در باره شما شک داشته باشد ، ایمان ندارد . اگر کسی سراغ غیر شما برود ، از راه راست کنار رفته و از دینی که خداوند آن دین را دوست داشت ، (چون اسلام یک دین عادی است ، الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا . خداوند این اسلام را دوست دارد ) آن چیزی که خداوند تو را قبول داشت ، با ولایت شما کامل شما کامل شد .

شما معنای آیه وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ و شما راه راست هستید .

شما در راه خداوند جهاد کردید …

هر کس که با شما مخالفت کرده ، از راه به در می شود . شما مولای من و مولای تمام مؤمنین و بنده خدا و برادر پیامبر (صلی الله علیه و آله) هستید .

خدا لعنت کند کسی را که حق شما را حلال بشمارد یعنی بداند که شما حقی داشتید و آن را حلال بشمارد ….

شما ولی خدا و برادر رسول خدا هستی . و آیه فضل الله المجاهدین … و آیه اجعلتم سقایه … ، آیه الذین أمنوا وهاجروا فی سبیل الله … و آیه یبشرهم ربهم …. ، در مورد شما نازل شده است .

شما کسی هستید که خداوند شما را به صورت مخصوص او را مدح کرد .

پیامبر (صلی الله علیه و آله) اظهار کردند ، ایشان نگران فتنه فاسقین بود . خداوند به او وحی کرد : یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک …. (می گویند سند بیاورید که این آیه در غدیر نازل شده است ، این هم سند )

پیامبر (صلی الله علیه و آله) همه را در یک جای بسیار گرم و بدون آب جمع کرد و سخنرانی کرد . همه هم شنیدند . از همه پرسیدند : آیا ابلاغ کردم ، همه گفتند : بله . فرمودند : خدایا شاهد باش . دوباره فرمودند : آیا من بر شما از خودتان اولی نیستم ؟ همه گفتند : بله ، دست شما را گرفت و فرمودند : هر کس من مولای من هستم ، علی مولای اوست خدایا دوست بدار هر کس او را دوست می دارد . دشمن بدار هر کس که او را دشمن می دارد . یاری کن کسی را که او را یاری می کند و خوار و ذلیل کن هر کس که او را خوار و ذلیل می کند .

اما کسانی که به این دستور ایمان آوردند کم بودند . در مورد شما این آیات نازل شده است : یا ایها الذین من یرتد منکم عن دینه …

انما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا …..

ربنا امنا بما انزلت واتبعنا الرسول …. همه این آیات در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شده است .

سلام بر شما ای امیرالمؤمنین ، سید اوصیاء ، اول العابدین ….

آیه ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا …. و آیه « یؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصه … آیه والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس … آیه والصابرین فی البأساء والضراء وآیات دیگر بر شما نازل شده است .

خداوند با شما قیاس کرده در این آیه : افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لایستون … نازل شده .

علم تنزیل ، علم کل قرآن و علم تأویل را خداوند به شما داده است . شما بودی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در آن روزی که همه دل هایشان رو به لرزش کرده بود . در جنگ احزاب شما بودی که عمرو بن عبدود را کشتی و آن ها را شکست دادی . خداوند هم این آیه را نازل کرد : و رد الله الذین کفروا بغیظهم … )

در روز احد شما بودی که جان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را نجات دادی .

در روز حنین شما بودی که جان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را حفظ کردی .

در روز خیبر شما بودی که مشرکین را شکست دادی .

مولای من ! شما حجت بالغه خداوند هستید ….

شهادت می دهم که شما در همه جنگ ها همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودی ، پرچم را در مقابل پیامبر (صلی الله علیه و آله) گرفتی و از ایشان محافظت می کردی و شمشیر می زدی . هیچ کس بر شما امیر نشد و شما بر همه امیر شدی …

گروهی پیمان شما را شکستند و گفتند: ما می خواهیم به عمره برویم ، از آن ها بیعت گرفتی ؛ اما باز هم رفتند ….

بعد از آن ها ، اهل شام بودند که همان وضعیت را داشتند و نسبت به شما نفاق ورزیدند .

حق با شما آشکار شد ، آن زمانی که عمار به صفین آمد و گفت : تو به دست اهل باغیه کشته می شویی .

امر عجیب تر این که حق شما را گرفتند ، فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها )را غصب کردند . شهادت شما را قبول نکردند ، شهادت امام حسن و امام حسین (علیهم السلام ) را قبول نکردند با این که آیه تطهیر درباره شما است ….

محمد بن جعفر مشهدی ، المزار ، ج ۲۶۳

دیدید که در این روایت چه مقدار فضائل علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در قالب زیارت ، معارف دینی را با آیات قرآن کریم بیان می کند و سند روایت هم صحیح است ، آن هم چه سندی که شیخ طوسی ، ابن قولویه ، شیخ مفید ، مرحوم کلینی ، علامه ابراهیم و دیگر بزرگان شیعه تا این که به نواب خاص امام زمان (عجل الله تعالی ) می رسد .

 

بیننده : آقای احمدی از بوشهر ـ اهل سنت

بنده از شما تقاضا دارم درمورد واقعه غدیر توضیحاتی را بیان کنید ؛ چون از دیدگاه اهل سنت چیز که امام جمعه ما گفته بودند این بود ، آخرین حج پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، معروف به حج الوداع بوده . ایشان در این حج عده ای را جمع کردند ، آن هایی که جلوتر رفته بودند ، گفتند : برگردند و کسانی که نرسیده بودند ، دستور دادند که برسند . بعد در جمع آن ها فرمودند : هر کس علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست دارند ، من را هم دوست دارد .

بنده به عنوان یک جوان ، این سؤال در ذهنم ایجاد شد که آیا امکان دارد در آن گرما عده زیادی از مردم را جمع کرده باشند که بگویند : من علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست دارم .

من در یک خانواده بسیار متعصب بزرگ شده ام ؛ اما معتقد هستم که انسان عقل دارد و می تواند با عقل خود راه درست را پیدا کند . بنده بارها به خاطر این که در مراسم عزادرای امام حسین (علیه السلام) در محرم و صفر ، شرکت کردم ، کتک خورده ام . به ما می گویند : این ها قبر پرستی و مرده پرستی است ؛ اما معتقدم که انسان عقل دارد و می تواند راه راست را تشخیص دهد . بنده با چشمان خود حاجت گرفتن از امام حسین (علیه السلام) را دیده ام . در صورتی که از هیچ کدام از بزرگان و خلفای خود ندیده ام .

 

7

 

 

استاد ابوالقاسمی :

در پاسخ به این دوست عزیز بنده چند نکته را بیان کنم . اول این که ، غدیر به جایی گفته می شود که آب باقیمانده سیل مقداری می ماند و بعد از مدتی از بین می رود . به همین دلیل است که کاروان برای راه خود به غدیر تکیه نمی کند . چون ممکن است در مسیر به جایی برسد که قبلا در آن غدیر بوده ؛ اما این بار نباشد .

حال در این مورد ، جمعیت چه مقدار بوده؟ طبق روایات اهل سنت از جمله کتاب حجه الله البالغه ، تألیف آقای دهلوی ، چاپ دار الجیل ، جلد ۲ ، مطرح می کند :

وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حجه الوداع رفتند ، ۱۲۴ هزار نفر از مدینه با حضرت همراه بودند .

دهلوی ، حجه الله البالغه ، چاپ دار الجیل ، ج ۲

انسان برای یک کاروان ده پانزده نفری جرأت نمی کند در غدیر نگه دارد ، در صورتی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یک کاروان ۱۲۴ هزار نفری را در غدیر برای آب نگه دارد . این قابل قبول نیست.

نکته دوم ، وضعیت غدیر چگونه بود ؟ طبق روایات اهل سنت ، غدیر جایی بود که مردم از زندگی در آن می ترسیدند . زیرا آب نداشت ، ثانیا هوای آن بیماری زا بود و می گفتند : اگر کسی در آن جا زندگی کند ، فرزندانش به خاطر کثرت بیماری ها ، بلوغ را درک نمی کند و قبل از بلوغ خواهد مرد . این قضیه را در الروض المعطار و در جاهای دیگر نقل کردند . لذا در ماجرای ام معبد خزاعی ، که می گویند : رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در راه هجرت ، گرسنه و تشنه به خیمه ای رسیدند که در آن یک پیرزنی با یک حیوان بیمار بود . از آن پیرزن پرسیدند : آب داری ؟

آن جا کسی زندگی نمی کرد ، اگر کسی در آن جا بود ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می گفتند : تو که آب نداری ، من به سراغ خیمه دیگری می روم . ام معبد در منطقه غدیر بود و هیچ کس هم در آن جا زندگی نمی کرد . این یکی از نکات بسیار مهم است .

نکته بعد ، به صورت اتفاقی روز غدیر خم ، بسیار گرم بوده . این مطالب را حاکم نیشابوری ، معجم طبرانی نقل کردند . در کتاب های شیعه هم امروز خواندیم که هم آب نبود و هم هوا گرم بود .

احمد بن حنبل نقل کردند :

ظلل لرسول الله صلی الله علیه وآله بثوب علی شجره ثمره من الشمس.

هوا به قدری گرم بود که مجبور شدند برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سایبان درست کنند .

صد هزار نفر ، در جایی که آب نبود ، بیماری زا بود و در روزی به آن گرمی ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نگفتند که سریع بیایید تا من یک جمله به شما بگویم . خود این عزیز هم گفت : « حضرت فرمودند : هر کس که رفته ، برگردد و هر کس که عقب مانده ، بیایند ». خود این کار وقت گیر است .

نکته دیگر این که ، حضرت فرمودند : زیر درختانی که در این جا هستند را تمیز کنید . مشخص است که هوا گرم است و این افراد تا برسند ، به زیر درختان پناه می برند . زیر درخت ها را تمیز کرده و سنگ ریزه ها را جمع کردند ، خار و خاشاک را هم کندند تا برای نشستن جا باز شود . حضرت فرمودند : رحال را از روی شتر ها باز کنید و روی هم قرار دهید تا مثل سکو شود .

باز کردن رحال هم ساعت ها وقت می برد . اگر عزیزان دیده باشند ، وقتی می خواهند بار را از روی شتر بردارند و دوباره روی آن بگذارند ، زمان زیادی را می گیرد . حضرت فرمودند :

جمع الرحال وصعد علیه السلام علیها

رحال را جمع کردند و خودشان بالای آن رفتند و بعد سخنرانی کردند .

در چنین وضعیتی می گویند : حضرت فرموده :« حضرت علی (علیه السلام) را دوست بدارید ، هر کس دوست بدارد ، من او را دوست دارم » . این که گفتن ندارد ، شما برای همه صحابه ، همین را می گویید که هر کس صحابه را دوست داشته باشد ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم او را دوست دارد . حضرت علی (علیه السلام) هم جزء صحابه بودند ، این که گفتن نداشت .

بنده واقعا نمی دانم چرا با قضیه غدیر این برخورد را می کنند . گرچه دوست عزیزمان گفتند که این آقایان دوست ندارند این قضیه به صورت کلی و دقیق باز گو شود .

بیننده : آقای موسوی از یزد ـ شیعه

بنده از هم مسلمانان به خصوص شیعیان تقاضا دارم در این ایام ، عید قربان تا عید غدیر ، که نسبت به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مولای عالمیان ، انسان های با معرفت و با حیایی باشند و در این روز ها از فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیشتر بگویند تا مثل مردم زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) نباشند که تا خود حضرت امیر (علیه السلام ) و شمشیرشان بود ، در کنار ایشان بودند ؛ اما زمانی که باید در صحنه حضور داشته باشند ، نبودند .

 

9

 

استاد یزدانی :

اگر ما اصل متن روایت غدیر را ببینیم ، خیلی واضح و روشن همه چیز ثابت می شود . یعنی اگر کسی این روایت با ترجمه آن بخواند و در عین حال شک کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) دوستی گفته ، باید به عقل آن شخص شک کرد . این روایت را با سند صحیح از کتاب های اهل سنت می خوانم . در کتاب المطالب العالیه بزوائد المساند الثمانیه ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، جلد ۱۶ ،صفحه ۱۴۲ :

عن علی رضی الله عنه قال : إن النبی صلی الله علیه وآله حضر الشجره بخم ، ثم خرج آخذا بید علی رضی الله عنه قال : ‘ ألستم تشهدون أن الله تبارک وتعالى ربکم ؟ ‘ قالوا : بلى . قال صلی الله علیه وآله : ‘ ألستم تشهدون أن الله ورسوله أولى بکم من أنفسکم وأن الله تعالى ورسوله أولیاؤکم ؟ ‘ . فقالوا : بلى . قال : ‘ فمن کان الله ورسوله مولاه فإن هذا مولاه ، وقد ترکت فیکم ما إن أخذتم به لن تضلوا کتاب الله تعالى ، سببه بیدی ، وسببه بأیدیکم ، وأهل بیتی ‘ . / ( هذا إسناد صحیح )

این روایت در منابع اهل سنت با سند صحیح از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل می کند که فرموند : پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست علی بن ابیطالب (علیه السلام) را گرفت و بلند کرد و فرمود : آیا شهادت نمی دهید که خدای تبارک و تعالی ، پروردگار شما است ؟ همه گفتند : بله ، ما این را قبول داریم . دوباره فرمودند : آیا شهادت نمی دهید که خدا و رسولش از جان شما بر شما اولی تر است ؟(یعنی ولایت مطلق خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر همه مردم ) همه گفتند : بله . سپس حضرت فرموند : هر کسی خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) مولای او است ، ایشان هم مولای او است . سپس حدیث ثقلین را می خوانند و در آخر ابن حجر عسقلانی می گوید : سند روایت صحیح است .

ابن حجر عسقلانی ، المطالب العالیه ، ج ۱۶ ، ص ۱۴۲

در این روایت ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) سه چیز را به شهادت می گیرد . اول : خدایی خداوند ، دوم : خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر همه ولایت دارد . سوم : همان مقام ولایت را به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می دهند . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از این بهتر چه سخنی بگویند که این ها بپذیرند ؟ یعنی فقط کافی است که به متن روایت دقت کند تا مقصود پیامبر (صلی الله علیه و آله) را درک کند . سند صحیح ، ولایت خداوند ، ولایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در کنار هم ثابت شده است .

بیننده : آقای مولایی از بوشهر ـ شیعه

بنده می خواستم نکته ای را در رابطه با آیه ۷ سوره مبارکه رعد بیان کنم که نص صریح دارد : إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ . بزرگان اهل سنت از جمله امام ثعلبی در تفسیر الکشف والبیان ، محمد بن یوسف گنجوی شافعی از تاریخ ابن عساکر ، بیان کردند :

عن ابن عباس قال : لما نزلت هذه الآیه وضع رسول الله صلى الله علیه وسلم یده على صدره فقال : (أنا المنذر) وأومأ بیده إلى منکب علی (ح) فقال : ( فأنت الهادی یا علی ، بک یهتدی المهتدون من بعدی)

وقتی این آیه نازل شده ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست بر سینه مبارک گذاشتند و فرمودند : من منذر هستم و سپس دست دیگر خود را بر سینه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) گذاشته و فرمودند : ای علی ! تو هادی این امت هستی و بعد از من به وسیله تو همه هدایت می شوند .

ثعلبی ، الکشف و البیان ، ج ۵ ، ص ۲۷۲

در این جا نکته ای وجود دارد ، ما در مذهب خودمان از این دست روایت بسیار زیاد داریم که در شبکه مقدسه ولایت تا حدودی بیان شده است و چون می خواهیم این مطالب بیشتر مورد قبول اهل سنت قرار گیرد از کتاب های خودشان بیان می کنیم . اما بعضا عده ای از برادران اهل سنت هستند که شبهه وارد می کنند که چرا اسم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به صورت صریح در قرآن کریم بیان نشده است ؟

به نظر شما برادران اهل سنت ، واضح تر از این چه چیزی می تواند باشد ؟ اگر حرف ما شیعیان را قبول ندارید ، حداقل حرف بزرگان خود را قبول کنید یعنی در واقع خود را به خواب نزنید . این واقعیتی است که باید در باره آن تفکر و تأمل بیشتری شود .

 استاد یزدانی :

بنده پاسخ این سؤال را هم از منابع شیعیان و هم از منابع اهل سنت بیان می کنم . از منابع شیعیان ، کتاب اصول کافی که از بهترین کتاب های ما است ، تألیف علامه کلینی ، جلد اول ، چاپ منشورات فجر ، متوفای ۳۲۹ هـ ، باب ان الائمه هم الهداه :

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیه عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَهَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّه عَزَّ وجَلَّ : * ( إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ ولِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ ) * فَقَالَ رَسُولُ اللَّه ص الْمُنْذِرُ ولِکُلِّ زَمَانٍ مِنَّا هَادٍ یَهْدِیهِمْ إِلَى مَا جَاءَ بِه – نَبِیُّ اللَّه ص ثُمَّ الْهُدَاهُ مِنْ بَعْدِه عَلِیٌّ ثُمَّ الأَوْصِیَاءُ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ

سند روایت کاملا درست درست است . از علی بن ابراهیم از پدرش از محمد بن ابی عمیر از ابن اذینه از برید عجلی از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که در سخن خداوند که می فرماید : ( إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ ولِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ ) . مقصود از هادی در این آیه ، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند : در هر زمانی باید یک هادی باشد تا آن چیز هایی که بر پیامبر نازل شده را به مردم یاد دهد . آن هادی بعد از من ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و بعد از ایشان ، اوصیای او است که یکی بعد از دیگری می آیند .

علامه کلینی ، اصول کافی ، ج اول ، چاپ منشورات فجر ، باب ان الائمه هم الهداه ، ص ۱۹۱

این از منابع شیعه با سند صحیح نقل کردیم . اما از منابع اهل سنت ، که همین روایت را با سند صحیح نقل کرده اند . در کتاب مسند احمد بن حنبل ، جلد ۲ ، با تحقیق احمد محمد شاکر ( از علمای مشهور و معاصر اهل سنت ) ، چاپ دار الحدیث قاهره ، صفحه ۴۸ ، حدیث ۱۰۴۱ :

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی عُثْمَانُ بن أبی شَیْبَهَ ثنا مُطَّلِبُ بن زِیَادٍ عَنِ السدی عن عبد خَیْرٍ عن علی فی قَوْلِهِ ) إنما أنت مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ ( قال رسول اللَّهِ صلی الله علیه وآله الْمُنْذِرُ وَالْهَادِ رَجُلٌ من بَنِى هَاشِمٍ.

هادی در این آیه ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منذر است و هادی مردی از بنی هاشم است .

در پاورقی همه سند این رایت را صحیح می داند .

مسند احمد بن حنبل ، با تحقیق احمد محمد شاکر ، ج ۲ ، چاپ دار الحدیث قاهره ، ص ۴۸ ، ح ۱۰۴۱

همین روایت در کتاب های اهل سنت آمده که مقصود از آن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . در کتاب فتح الباری شرح صحیح بخاری ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی ، با تحقیق عبدالرحمن بن ناصر البراک ( از علمای مشهور وهابی ) ، صفحه ۲۶۰ می گوید :

ما أخرجه الطبری بإسناد حسن من طریق سعید بن جبیر عن بن عباس قال لما نزلت هذه الآیه وضع رسول الله صلی الله علیه وآله یده على صدره وقال أنا المنذر وأومأ إلى على وقال أنت الهادی بک یهتدی المهتدون بعدی …

طبری با سند حسن از سعید بن جبیر از ابن عباس نقل می کند : وقتی این آیه نازل شد ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند : من منذر هستم و به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) اشاره کردند و فرمودند : آن هادی ، شما هستید . کسی که می خواهد هدایت شود ، باید با هدایت تو باشد.

ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری ، ج ۲ ، چاپ دار الطیبه ، با تحقیق عبد الرحمن بن ناصر البراک ، ص ۲۶۰

بنابراین منابع شیعه و اهل سنت با سند صحیح هم در اصول کافی و هم در دو کتاب از کتاب های اهل سنت با سند معتبر آمده بود که مقصود از هادی در آیه انما انت منذر ولکل قوم هاد ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و جانشینان آن حضرت هستند .

بیننده ‍: آقای شه بخش از زاهدان ـ اهل سنت

در مورد این قضیه که در منابع اهل سنت این گونه آمده که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) دست حضرت علی (علیه السلام) را بالا گرفت و فرمودند : علی بن ابیطالب (علیه السلام) دوست من است. بنده به خاطر این که در حال تحقیق هستم این سؤال را دارم ، آیا در منابع مطالبی است که نشان دهد بحثی و نزاعی بوده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این سخن را بیان کرده اند ؟ به نظر من این که مولا به معنای دوست باشد ، مشکوک هستم .

بیننده : نادر از آمریکا ـ شیعه

بنده اخیرا مطالعاتی در رابطه با قضیه غدیر داشتم که به مطلبی برخورد کردم که جواب آن را نمی دانستم . بعضی از اهل سنت معتقد هستند قضیه غدیر در رابطه با مسأله ای بود که در یمن رخ داده بود که گویا حضرت امیر (علیه السلام) به یمن رفته بودند که در آن جا فتوحاتی را انجام داده و سربازانی که غنایمی را به دست آورده بودند که حضرت علی (علیه السلام) به آن ها مخالفت کرده و آن ها شکایت حضرت را پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بردند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این مسأله را بیان کردند که من پشتیبان حضرت علی (علیه السلام) هستم .

بنده می خواستم در این باره توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

البته به این سؤال بارها در شبکه جهانی ولایت ، به صورت مفصل پاسخ داده شده ؛ حتی استاد قزوینی کتابی در این زمینه با عنوان شبهه جیش یمن دارند که هم به زبان عربی است و هم به زبان فارسی و در سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عحل الله تعالی فرجه الشریف ) موجود است و می توانند آن را ببینند . خلاصه مطلب این که ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) چند سفر به یمن داشتند که دو سفر ایشان از شهر مدینه بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ایشان را برای فتح یمن و برای قضاوت و مسائل دیگر ، فرستادند . که در این موارد هم عده ای آمده اند و از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) شکایت کردند . پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم در همان جا پاسخ آن ها را دادند .

یک بار هم زمانی که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) به حجه الوداع می رفتند ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به یمن فرستاده بودند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) خود را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رساندند و بعد عده ای آمدند و از اموال استفاده کردند ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم آن اموال را گرفتند که آن ها ناراحت شدند و قبل از حج نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) شکایت حضرت امیر (علیه السلام) را کردند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همان جا پاسخ دادند و این قضیه به صورت کامل تمام شد .

اگر بگویند ، تمام نشد و باز ادامه دادند و باز شکایت کردند . این شکایت همه گیر شد که این کار را خراب می کند و همه صحابه زیر سؤال می روند . پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می گویند : شکایت نکنید ، اما آن ها باز هم شکایت کردند . پس این که شکایت تمام شدند ، قابل قبول است . زمانی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به غدیر رسیدند ، یک کلمه هم از این شکایت حرفی نزدند .

اما اصل شکایت ، زمانی که حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به مکه آمدند که خود را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برسانند ، عده ای مثل بریده ، خالد و تعدادی دیگر ، از اموالی که به غنیمت گرفته شده و برای هم مسلمانان بود ، استفاده کرده و شتر ها را سوار شدند ، لباس ها را پوشیدند و هر کس بین خود تقسیم کرد . حضرت امیر (علیه السلام) هم که رسیدند ، آن اموال را از آن ها گرفتند و گفتند این اموال برای شما نیست ، برای همه مردم است و پیامبر (صلی الله علیه و آله) باید آن ها را تقسیم کند ، به همین خاطر آن افراد ناراحت شدند که حق با ما است ، ما بودیم که جنگیدیم . این ها شکایت کردند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم پاسخ آن ها را دادند .

اما روایتی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به شکایت اولی که در مدینه از حضرت امیر(علیه السلام) شدند ، پاسخ دادند . در کتاب مسند احمد بن حنبل ، جلد ۱۶ ، با تحقیق حمزه احمد الزین ، صفحه ۴۸۱ :

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا أبو مُعَاوِیَهَ ثنا الأَعْمَشُ عن سعید بن عُبَیْدَهَ عَنِ بن بُرَیْدَهَ عن أبیه قال بَعَثَنَا رسول اللَّهِ صلی الله علیه وآله فی سَرِیَّهٍ قال لَمَّا قَدِمْنَا قال کَیْفَ رَأَیْتُمْ صَحَابَهَ صَاحِبِکُمْ قال فأما شَکَوْتُهُ أو شَکَاهُ غیری قال فَرَفَعْتُ رأسی وَکُنْتُ رَجُلاً مِکْبَاباً قال فإذا النبی صلی الله علیه وآله قَدِ احْمَرَّ وجهه قال وهو یقول من کنت وَلِیَّهُ فَعَلِىٌّ وَلِیُّهُ     

از سعد بن عبیده از ابن بریده از پدرش است که می گوید : پیامبر (صلی الله علیه و آله) ما را به سریه ای فرستاده بود . از ما سؤال کردند که فرمانده خود را چگونه دیدید ؟ می گوید : ما از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شکایت کردیم و حرف هایی زدیم که حضرت از شدت خشم عصبانی شد و صورتشان سرخ شد ، بعد فرمودند : هر کس من ولی او هستم ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولی او است (یعنی هر ولایتی که من دارم ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم همان ولایت را دارند .

مسند احمد ، ج ۱۶ ، با تحقیق حمزه احمد الزین ، صفحه ۴۸۱

در آن جا که بحث دوستی معنا نداشت ، با هم دوست بودند ؛ اما از دست هم ناراحت بودند . حضرت فرمودند : علی بن ابیطالب (علیه السلام) هر کاری که کرده باشد ، ولی بر شما بوده و ولایت داشته .

این قضیه اصلا ربطی به قضیه غدیر ندارد . باز در مصنف ابن ابی شیبه همین روایت با سند صحیح آمده :

حدثنا عفان قال ثنا جعفر بن سلیمان قال حدثنی یزید الرشک عن مطرف عن عمران بن حصین قال بعث رسول الله صلی الله علیه وآله سریه واستعمل علیهم علیا فصنع علی شیئا أنکروه فتعاقد أربعه من أصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله أن یعلموه وکانوا إذا قدموا من سفر بدأوا برسول الله صلی الله علیه وآله فسلموا علیه ونظروا إلیه ثم ینصرفون إلى رحالهم قال فلما قدمت السریه سلموا على رسول الله صلی الله علیه وآله فقام أحد الأربعه فقال یا رسول الله ألم تر أن علیا صنع کذا وکذا فأقبل إلیه رسول الله یعرف الغضب فی وجهه فقال ما تریدون من علی ما تریدون من علی علی منی وأنا من علی وعلی ولی کل مؤمن بعدی .

حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فرمودند : از علی بن ابیطالب (علیه السلام) چه می خواهید ؟ علی از من است و من از علی هستم . علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولی هر مؤمنی بعد از من هستم (یعنی جایی که من نباشم ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولایت دارد . چه الان و چه بعد از من باشد و هر کاری کرده ، کسی حق شکایت از ایشان را ندارد )

مصنف ابن ابی شیبه ، ج ۶ ، ص ۳۷۳

این ها هیچ ارتباطی به قضیه غدیر خم ندارد . تحدی استاد ما نیز همین بوده ، که یک روایت ضعیف بیاورید که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در غدیر خم گفته باشند : ای مردم ! شاکیان یمن دیگر شکایت نکنند ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) دوست شما است .

 

22

 

 

استاد ابوالقاسمی :

در مورد این سؤالی که پرسیده شد ، نکته بسیار مهمی است که باید به آن دقت کرد و آن این است که چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بالا بردند ؟ در رابطه با بالا بردن دست شخصی ، در تاریخ دمشق هم نمونه ای است :

پیامبر (صلی الله علیه و آله) با قریش صحبت می کردند ، گفتند : قریشی ها ! یا بس می کنید یا این که شخصی را می آورم که با شما خواهد جنگید . دست امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بلند کردند و فرمودند : این شخص ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) است .

دست بلند کردن برای معرفی است . اگر ماجرای غدیر برای دعوایی بود که حضرت علی (علیه السلام) با عده ای انجام داده بودند ، آن ها می دانند که حضرت علی (علیه السلام) چه کسی است ، احتیاجی به معرفی کردن نیست . از کسی که نمی شناسند ، شکایت نمی کنند . ادعا می کنند که حضرت علی (علیه السلام) به ما ظلم کرده ، از شما می خواهیم که این ظلم را از ما برطرف کنید .

چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بلند کردند ؟ روایتی که در خصائص علی (علیه السلام) و دیگر کتب آمده ، این است :

أخبرنی هلال بن بشر قال حدثنا محمد بن خالد وهو ابن عثمه قال حدثنا موسى بن یعقوب قال حدثنی مهاجر بن مسمار عن عائشه بنت سعد قالت سمعت أبی یقول سمعت رسول الله صلی الله علیه وآله یوم الجحفه وأخذ بید علی فخطب فحمد الله وأثنى علیه ثم قال یا أیها الناس إنی ولیکم قالوا صدقت یا رسول الله ثم أخذ بید علی فرفعها وقال هذا ولیی والمؤدی عنی وإن الله موال لمن والاه ومعاد من عاداه

دست علی بن ابیطالب (علیه السلام) را از همان ابتدا گرفتند ، سخنرانی کردند و فرمودند : ای مردم ! من ولی شما هستم (ولی در آن زمان به معنای سرپرست بود ) گفتند : یا رسول الله ! شما راست می گویید . سپس دست علی بن ابیطالب (علیه السلام) را گرفتند و بلند کردند و فرمودند : این علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولی شما است …

نسائی ، خصائص علی (علیه السلام) ، ج ۱ ، ص ۲۸

شبیه همین روایت را ابن کثیر در البدایه و النهایه نقل کرده است . واضح است که وقتی دست را بلند کردند ؛ یعنی می خواهند نشان دهند . در بعضی از متن ها دارد و فرمودند :

علی بن ابی طالب ولیی وهو هذا

علی بن ابیطالب (علیه السلام) که می گویم ، این شخص است .

سراغ علی دیگری نروید . منظور من همین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . اگر دعوا و شکایتی بوده ، چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را معرفی می کنند ؟ پس مشخص است که خیلی از کسانی که آن جا بودند ، حضرت امیر‌ ( علیه السلام) را نمی شناختند که باید معرفی شوند . این هم یک قرینه بسیار مهم ، برای این که مقصود از حدیث غدیر اصلا ارتباطی به قضیه یمن ندارد .

مجری :

حال اگر دعوا و شکایتی از حضرت امیر (علیه السلام) شده ، چرا باید رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را به صورت علنی بیان کنند ؟

استاد ابوالقاسمی :

یکی از دوستان به مطلبی اشاره کردند که بنده آن را بیان می کنم . فرض کنید که یکی از فرزندان شما از روی حسادت با یکی از بچه های همسایه ، دعوا کردند . چون این ها می گویند : قضیه دعوای یمن به خاطر حسادت به حضرت امیر (علیه السلام) بود . خود بریده می گوید : همراهی من با خالد به خاطر این بود که او دشمن حضرت علی (علیه السلام) بود .

حال اگر شما بخواهید این حسادت بین دو بچه ، برطرف شود ، (ماجرای حضرت یوسف را همه می دانند ) اگر شما از این بچه تجلیل بیشتر کنید ، حسادت بیشتر می شود . خداوند در قرآن می فرماید : ای پیامبر ! ما سوره یوسف را نازل کردیم تا عبرت شود . اگر مردم با حضرت علی (علیه السلام) حسادت کردند یعنی با ایشان دشمنی کردند . پیامبر (صلی الله علیه و آله) این محبت را بیشتر می کند و در مقابل عموم می فرمایند : ای مردم ! علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست بدارید . تا حسادت آن ها بیشتر شود یا این که در همان جمع خصوصی می فرمایند : با علی بن ابیطالب (علیه السلام) دشمنی نکنید . قطعا معرفی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در میان آن جمعیت ، حسادت را بیشتر می کند یعنی هدف رسول خدا (صلی الله علیه و آله) طبق نظر آن ها ، صد و هشتاد درجه مخالف با اعلام علنی در غدیر خم است .

مجری :

امیدوارم بینندگان عزیز از برنامه های شبکه جهانی ولایت استفاده لازم را برده باشند .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .