ابن تیمیه حرانی مدعی است که سر امام حسین علیه السلام به شام فرستاده نشده و جسارت یزید به سر آن حضرت ، دروغ و افسانه است؛ اما بزگان اهل سنت؛ از جمله شمس الدین ذهبی، ابن کثیر شافعی، ابن أثیر جزری، ابن جریر طبری ، بلاذری ، ابن حجر هیثمی و … سرگذشت سر مقدس سید الشهداء علیه السلام و همچنین جسارت یزید را نقل کرده‌اند.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : حج بی پایان

تاریخ : ۰۴ / ۰۸ / ۹۴

مجری :

باز هم مهمان منازل شما با ویژه برنامه حج بی پایان هستیم ، برنامه ای که در دهه اول محرم تقدیم حضور شما شد که حول موضوع عاشورا و محرم و عزاداری و حجی که بنی امیه آن را برای امام حسین (علیه السلام) بی پایان گذاشتند . در شب های گذشته در خدمت کارشناسان شبکه جهانی ولایت بودیم . امشب هم در خدمت یکی دیگر از کارشناسان محترم و بزرگوار شبکه هستیم .

اما قبل از شروع برنامه ، لازم است که انفجار انتحاری که در مسجد شیعیان عربستان ، دقایقی قبل رخ داد را تسلیت عرض کنم که باعث کشته و زخمی شدن چندین نفر شد . می بینید که در عربستان شیعیان به هیچ عنوان امنیت ندارند . وقتی که دولت آن کشور چند هزار نفر را می کشد ، از این انفجارات انتحاری دیگر نباید توقع داشت که دل رحم بود .

امشب در خدمت استاد عزیز و سید بزرگوار ، حجت الاسلام والمسلمین یزدانی هستیم .

 

haj2

 

 

استاد یزدانی :

السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین

بنده هم سلام عرض می کنم خدمت شما و همه بینندگان عزیز و این ایام را به همه شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می کنم . ان شاء الله ما از شیعیان واقعی آن حضرت باشیم و خداوند به عظمت این ایام سال آینده در این ایام همراه با حضرت حجت (علیه السلام) عزاداری کنیم .

مجری :

بعضی از مباحث و موضوعات با این که از وقایع تاریخی هستند در ایام عادی ، بیانش امکان پذیر نیست ؛ اما این شب ها که شب های عزاداری است می توان آن را نقل و بیان کرد . یکی از این مباحث در مورد سرمبارک ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) است . بنده در همین اول برنامه از قلب داغدار حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) بابت سخنانی که امشب بیان می شود ، عذر خواهی می کنیم . خلاصه این که موضوع برنامه در مورد سر مبارک امام حسین (علیه السلام) و اتفاقاتی است که در تاریخ رخ داده ، می باشد .

استاد یزدانی :

همان طور که شما فرمودید ، یکی از مباحث مهم در واقعه کربلا ، جسارتی است که یزیدیان به سر مبارک امام حسین (علیه السلام) کردند . ما به این دلیل این موضوع مطرح کردیم که آقایان وهابی و در رأس آن ها ، ابن تیمیه و دیگر نواصب ، این قضیه را کاملا انکار کردند و گفتند بردن سر مبارک سید الشهدا (علیه السلام) در مجلس یزید و این که یزید بن معاویه به سر مبارک حضرت ، جسارت کرده باشد ، دروغ است و واقعیت ندارد . این که دختران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و دختران امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را اسیر کرده باشند ، دروغ محض است و از این حرف هایی که ابن تیمیه گفته. البته ما بحث اسارت را به صورت مفصل بحث کردیم و امشب به صورت اختصاصی روی این مسأله بحث خواهیم کرد که آیا سر مبارک امام حسین (علیه السلام) را برای یزید ، فرستادند یا خیر ؟ اگر فرستادند چه اتفاقاتی در شام و چه اتفاقاتی در کوفه افتاد ؟ ان شاء الله این اتفاقات را مرور خواهیم کرد و بار دیگر آبرویی برای ابن تیمیه نخواهیم گذاشت و ورقی دیگر از کتاب ضخیم بی آبرویی های ابن تیمیه را ورق خواهیم زد .

به عنوان مقدمه باید عرض کنم که در تاریخ اسلام ، سر های زیادی از این شهر به آن شهر حمل شده . اولین سر ، سر عمرو بن حمق خزاعی بود که رضوان خدا بر او باد ، توسط معاویه پسر هند جگر خوار از این شهر به آن شهر حمل شد که این را بسیاری از علمای اهل سنت نقل کرده اند .

عمرو بن حمق خزاعی از اصحاب جلیل القدر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود ؛ اما بنی امیه و معاویه ، دشمن بود و زمانی که معاویه سر او را برید ، دستور داد سر ایشان را از این شهر به آن شهر بردند.

دومین سر ، سر سید الشهدا (علیه السلام) است با این ویژگی که بر چوب زده شده . بنده از گفتن این مطالب بسیار عذر خواهی می کنم . برای خودم گفتن این مطالب بسیار درد آور است ؛ اما ما مجبور هستیم آن ها را از منابع اهل سنت ، خدمت شما نشان دهیم .

بسیاری از علمای اهل سنت گفتند : اولین سری که بر چوب زده شد ، سر مقدس سید الشهدا (علیه السلام) است . از جمله آقای طبری ، در کتاب تاریخ خود ، جلد ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، قضایای سال ۳۶ تا سال ۹۰ هجری ، صفحه ۳۰۱ قضایای سال ۶۰ هـ نقل می کند :

عن زر بن حبیش قال أول رأس رفع على خشبه رأس الحسین رضى الله عن الحسین وصلى الله على روحه …

اولین سری که بالای چوب رفت ، سر سید الشهداء (علیه السلام) بود .

تاریخ طبری ، ج ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۳۰۱ قضایای سال ۶۰ هـ

هم چنین در کتاب معجم کبیر طبرانی ، جلد ۳ ، صفحه ۱۳۴ این قضیه از شعبی نقل شده :

حدثنا زَکَرِیَّا بن یحیى السَّاجِیُّ ثنا أَحْمَدُ بن حُمَیْدٍ الْجَهْمِیُّ ثنا الْوَاقِدِیُّ عن عِیسَى بن عبد الرحمن السُّلَمِیِّ عَنِ الشَّعْبِیِّ قال رَأْسُ الْحُسَیْنِ رضی اللَّهُ عنه أَوَّلُ رَأْسٍ حُمِلَ فی الإِسْلامِ

اولین سری که در اسلام حمل شد ، سر امام حسین (علیه السلام) بود .

طبرانی ، معجم کبیر ، ج ۳ ، ص ۱۳۴

البته کلمه خشب در این جا حذف شده ؛ اما این هم در منابع اهل سنت موجود است .

از این قضیه که بگذریم ، داستان های زیادی برای سر مقدس آن حضرت اتفاق افتاده . در همان لحظه ای که حضرت را به شهادت رساندند ، طبق نقل علمای اهل سنت ، دستور دادند که سر مبارک ایشان را فورا به کوفه ببرند و از عبید الله بن زیاد پاداش بگیرند . شخصی که این وظیفه را به عهده می گیرد ، خولی است که در کتاب های اهل سنت آمده از جمله در کتاب تاریخ طبری ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت لبنان ، جلد ۳ ، صفحه ۳۳۵ :

قال هشام فحدثنی أبى عن النوار بنت مالک قالت أقبل خولی برأس الحسین فوضعه تحت إجانه فی الدار ثم دخل البیت فأوى إلى فراشه فقلت له ما الخبر ما عندک قال جئتک بغنى الدهرهذا رأس الحسین معک فی الدار قالت فقلت ویلک جاء الناس بالذهب والفضه وجئت برأس ابن رسول الله صلى الله علیه وسلم لا والله لا یجمع رأسی ورأسک بیت أبدا قالت فقمت من فراشی فخرجت إلى الدار فدعا الأسدیه فأدخلها إلیه وجلست أنظر قالت فوالله ما زلت أنظر إلى نور یسطع مثل العمود من السماء إلى الإجانه ورأیت طیرا بیضا ترفرف حولها .

از هشام از پدرش از نوار بنت مالک ، همسر خولی ، که می گوید : خولی به خانه آمد و سر آن حضرت را زیر تشتی گذاشته بود . داخل اتاق شد و در رختخواب خود خوابید . از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده ، چه چیزی آورده ای ؟ گفت : چیزی برایت آورده ام که زندگیت را برای همیشه آباد می کند .این سر حسین بن علی بن ابیطالب (علیهم السلام) است که به خانه آوردم .( همسرش که انسان بسیار منصفی بود ) گفت : مردم طلا و نقره می آورند و تو برای من سر سید الشهدا (علیه السلام) را آورده ای ؟ به خدا قسم دیگر سرم را با تو روی یک بالش نخواهی دید .

جالب است که در ادامه این زن نقل می کند :

از رختخوابم بلند شدم و داخل اتاق شدم . نشستم و نگاه کردم . دیدم نوری را که از آسمان به صورت ستون تا آن تشت پایین آمده و پرنده سفیدی که دور آن تشت می چرخید و طواف می کرد .

تاریخ طبری ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۳ ، ص ۳۳۵

این داستان در کتاب های شیعه به صورت مفصل بیان شده ؛ اما به همین اندازه هم از منابع اهل سنت کافی است .

کتاب انساب الاشراف ، تألیف آقای بلاذری ، جلد ۳ ، صفحه ۴۱۱ همین داستان را نقل کرده :

وبعث عمر برأس الحسین من یومه مع خولى بن یزید الأصبحی من حمیر ، وحمید بن مسلم الأزدی إلى ابن زیاد ، فأقبلا به لیلا فوجدا باب القصر مغلقا ، فأتى خولى به منزله فوضعه تحت إجانه فی منزله ، وکان فی منزله امرأه یقال لها النوار بنت مالک الحضرمی فقالت له : ما الخبر ؟ قال جئت بغنی الدهر ؟ ! ! هذا رأس الحسین معک فی الدار ! ! ! فقالت : ویلک جاء الناس بالفضه والذهب وجئت برأس ابن بنت رسول الله ؟ والله لا یجمع رأسی ورأسک شیء أبدا .

بلاذری ، انساب الاشراف ، ج ۳ ، ص ۴۱۱

بنابر این داستان هایی که مداحان و روضه خوانان از خولی می خوانند ؛ حتی در منابع اهل سنت هم آمده و آن ها هم نقل کرده اند .

در منابع اهل سنت است که بعد از آن سر مبارک امام حسین (علیه السلام) را در شهر گرداندند . در تاریخ طبری ، جلد ۳ ، صفحه ۳۳۸ می گوید :

(قال أبو مخنف) ثم إن عبید الله بن زیاد نصب رأس الحسین بالکوفه فجعل یدار به فی الکوفه ثم دعا زحر بن قیس فسرح معه برأس الحسین ورؤس أصحابه إلى یزید بن معاویه

از ابو مخنف نقل می کند که عبید الله بن زیاد سر آن حضرت را (بر چوبی) نصب کردند و در کوچه های کوفه می چرخاندند . به زحر بن قیس دستور داد که سر امام حسین (علیه السلام) را همراه سر اصحاب آن حضرت برای یزید ببرند .

تاریخ طبری ، ج ۳ ، ص ۳۳۸

در این کتاب خیلی خلاصه نقل کرده که ما مفصل آن را هم در کتاب های اهل سنت داریم . اما این که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) در مجلس ابن زیاد برده شده ، در صحیح بخاری ، جلد ۳ ، چاپ ابن کثیر بیروت و دار یمامه ، چاپ پنجم سال ۱۴۱۴ هـ ، صفحه ۱۳۷۰ ، حدیث ۳۵۳۸ :

عن أنس بن مالک رضی الله عنه أتى عبید الله بن زیاد برأس الحسین بن علی فجعل فی طست فجعل ینکت وقال فی حسنه شیئا فقال أنس کان أشبههم برسول الله صلى الله علیه وسلم وکان مخضوبا بالوسمه

از انس بن مالک نقل می کند که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را داخل تشت نزد عبید الله بن زیاد بردند . با چوب خیزان خود به لبان آن حضرت می زد و در باره زیبایی سر آن حضرت حرف هایی زد . انس گفت : شبیه ترین فرد به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود و ریش مبارک خود را وسمه زده بود .

صحیح بخاری ، ج ۳ ، چاپ ابن کثیر و دار یمامه ، ص ۱۳۷۰ ، ح ۳۵۳۸

همین مطلب در کتاب فضائل الصحابه احمد بن حنبل آمده ، جلد ۲ ، چاپ دار ابن جوزی ، صفحه ۹۷۴ :

حدثنی أنس بن مالک قال : کنت عند ابن زیاد فجئ برأس الحسین ، قال : فجعل یقول بقضیبه فی

أنفه ویقول : ما رأیت مثل هذا حسنا ؟ قلت : أما إنه کان أشبههم برسول الله صلى الله علیه وسلم

انس بن مالک می گوید : من در کنار عبید الله بودم که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را آوردند…

احمد بن حنبل ، فضائل الصحابه ، ج ۲ ، چاپ دار ابن جوزی ، ص ۹۷۴

آقای انس بن مالک ، صحابی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تو در کنار ابن زیاد چه می کردی ؟ وزیر بودی ، وکیل بودی، مشاور بودی … ؟ با این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به همه شما این قضایای کربلا را بیان کرده بود که سید الشهدا (علیه السلام) را یاری کنید . چرا در مجلس ابن زیاد حاضر شدی ؟ چرا به ابن زیاد اعتراض نکردی ؟

سند روایت هم کاملا صحیح است و انس بن مالک ، صحابی است که بیش از ۳ هزار و ششصد روایت در کتاب های اهل سنت دارد .

جالب است که در بعضی از منابع اهل سنت آمده است که مردم از سر مقدس امام حسین (علیه السلام) معجزات زیادی دیده اند . ولی جای سؤال است که چرا آن مردم درس نگرفتند . ابن عساکر نقل می‌کند:

قال حدثنی بواب عبید الله بن زیاد أنه لما جیء برأس الحسین فوضع بین یدیه رأیت حیطان دار الإماره تسایل دما …

وقتی سر مبارک سید الشهدا (علیه السلام ) را در مقابل ابن زیاد آوردم ، خودم دیدم که دیوار دار الاماره مثل سیل خون گریه می کرد .

ابن عساکر ، تاریخ مدینه دمشق ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۹

ابن ابی جراده ، بغیه الطلب ، ج ۶ ، ص ۲۶۳۶

مزی ، تهذیب الکمال ، ج ۶ ، ص ۴۳۴

این روایات در منابع اهل سنت آمده و نقل شده است .

مجری :

استاد یزدانی ! چون بین وهابیت و بنی امیه هیچ فرقی بین عمل و تفکر آن ها نیست ، اگر امکان دارد نظر ابن تیمیه را در این زمینه بیان کنید .

 

haj1

 

 

استاد یزدانی :

ابن تیمیه کتاب مخصوصی در این زمینه به نام رأس الحسین دارد که در آن تمام تلاش خود را کرده که یزید را از این قضیه مبرا کند و بگوید : تقصیر یزید نبود ، همه این کارها را ابن زیاد کرده بود و لعنت خدا بر ابن زیاد باد . در جاهایی به شدت از یزید دفاع کرده می خواهد ثابت کند که نعوذ بالله ،یزید امیرالمؤمنین بود و در این قضیه هیچ نقشی نداشت .

در این کتاب در جاهای مختلف ، انکار می کند که سر مقدس امام حسین (علیه السلام ) را اصلا برای یزید نفرستادند ؛ بلکه به مدینه فرستادند و در آن جا دفن شد .

مجموع فتاوی ، تألیف ابن تیمیه ، با تحقیق عبد الرحمن محمد بن قاسم و فرزندش ، چاپ به دستور خائن الحرمین ملک فهد ، جلد ۲۷ ، صفحه ۴۷۹ مطالب متعددی را می آورد تا این که نتیجه می گیرد :

فقد تبین إن القصه التى یذکرون فیها حمل رأس الحسین إلى یزید ونکته إیاها بالقضیب کذبوا فیها وإن کان الحمل إلى بن زیاد وهو الثابت بالقصه فلم ینقل بإسناد معروف إن الرأس حمل إلى قدام یزید

ولم أر فی ذلک إلا إسنادا منقطعا قد عارضه من الروایات ما هو أثبت منه

این که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را برای یزید برده باشند و او به دندان های آن حضرت چوب زده باشد ، همه دروغ است . گرچه که برای ابن زیاد برده شده و این صحیح است ؛ اما با هیچ سند معروفی نیامده که این سر مقدس را برای یزید برده باشند . این روایات با سند صحیح‌تر معارض است .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوا ، ج ۲۷ ، ص ۴۷۹

اصلا روایت صحیح تری وجود ندارد . به ما نشان دهند که چنین قضیه ای است !!!

اما در اولین قدم و در مرحله اول پاسخ محکم و کوبنده ما به ابن تیمیه ، از زبان آقای ذهبی، شاگرد ابن تیمیه است . بنده یکی از این سند ها را از زبان آقای ذهبی نشان می دهم .

تاریخ الاسلام ، تألیف شمس الدین ذهبی ، متوفای ۷۴۸ هـ ، چاپ دار الکتاب العربی ، جلد ۵ ، صفحه ۱۰۶ :

وقد ذکرنا فی الحوادث من غیر وجه أن الرأس قدم به على یزید .

وقال أحمد بن محمد بن یحیى بن حمزه : حدثنی أبی ، عن أبیه قال : أخبرنی أبی حمزه بن یزید الحضرمی قال : رأیت امرأه من أجمل النساء وأعقلهن یقال لها ریا حاضنه یزید بن معاویه ، یقال : بلغت مائه سنه ، قالت : دخل رجل على یزید ، فقال : یا أمیر المؤمنین أبشر فقد مکنک الله من الحسین ، فحین رآه خمر وجهه کأنه یشم منه رائحه ، قال حمزه : فقلت لها : أقرع ثنایاه بقضیب قالت : إی والله .

ثم قال حمزه : وقد کان حدثنی بعض أهلها أنه رأى رأس الحسین مصلوباً بدمشق ثلاثه أیام …

وذکر الحکایه وهی طویله قویه الإسناد .

من با سند های متعدد آورده ام که در داستان کربلا ، سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را برای یزید بردند .

از احمد بن محمد بن یحیی بن حمزه از پدرش از ابی حمزه بن یزید خضرمی نقل می کند : زنی را دیدم که از زیباترین و باهوش ترین زن های زمان خود بود ، به نام ریان که خازن یزید بود . این خانم صد سال سن داشت که نقل می کند : شخصی بر یزید وارد شد . گفت : بشارت باد بر تو . خدا تو را بر حسین بن علی (علیهم السلام) پیروز کرد . وقتی یزید سر امام حسین (علیه السلام) را دید ، صورتش را را پوشاند ، مثل این که از سر امام حسین (علیه السلام) بویی را استشمام کرد . من از آن زن پرسیدم : آیا یزید با چوب خیزان به دندان های امام حسین (علیه السلام) زد ؟ گفت : به خدا قسم زد .

سپس حمزه می گوید : بعضی از افراد خانواده آن زن به من خبر دادند که سه روز سر امام حسین (علیه السلام) را بر دروازه شهر آویزان کرده بودند .

بعد آقای ذهبی می‌گوید:

و سند این روایت قوی است .

شمس الدین ذهبی ، تاریخ الاسلام ، چاپ دار الکتاب العربی ، ج ۵ ، ص ۱۰۶

آقای ابن تیمیه و ابن یزید ! تو که یزیدی هستی ، شاگردت این روایت را نقل می کند و می گوید : سند روایت قوی است .

شما چطور این روایت را ندیدی ؟ چطور سند این روایت را ندیدی ؟

همچنین این روایت را در سیر اعلام النبلاء خود ، جلد ۳ ، صفحه ۳۱۹ را نقل کرده هم داستان ریّا را و داستان این که سر امام حسین (علیه السلام) سه روز در شهر آویزان بوده .

أحمد بن محمد بن یحیى بن حمزه حدثنی أبی عن أبیه قال أخبرنی أبی حمزه بن یزید الحضرمی قال رأیت امرأه من أجمل النساء وأعقلهن یقال لها ریا حاضنه یزید یقال بلغت مئه سنه قالت دخل رجل على یزید فقال أبشر فقد أمکنک الله من الحسین وجیء برأسه قال فوضع فی طست فأمر الغلام فکشف فحین رآه خمر وجهه کأنه شم منه فقلت لها أقرع ثنایاه بقضیب قالت إی والله

ثم قال حمزه وقد حدثنی بعض أهلنا أنه رأى رأس الحسین مصلوبا بدمشق ثلاثه أیام

وحدثتنی ریا أن الرأس مکث فی خزائن السلاح حتى ولی سلیمان فبعث فجیء به وقد بقی عظما أبیض فجعله فی سفط وطیبه وکفنه ودفنه فی مقابر المسلمین فلما دخلت المسوده سألوا عن موضع الرأس فنبشوه وأخذوه فالله أعلم ما صنع به

وذکر باقی الحکایه وهی قویه الإسناد

در این جا هم داستان را ذکر می کند و می گوید :

سند آن قوی است .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۳ ، ص ۳۱۹

این مطلب را آقای ذهبی نقل کرده که ابن تیمیه در بحث علم رجال به گرد پای ذهبی هم نمی رسد . ابن تیمیه می گفت هیچ سندی در این باره وجود ندارد . چون یزید از نظر ابن تیمیه و پیروان «امام» است و امیرالمؤمنین این ها است ؛ پس امکان ندارد این کار را کرده باشد . برای تطهیر یزید چنین دروغی را می گویند . در حالی که آقای ذهبی می گوید سند روایت قوی است .

علمایی که این روایت را نقل کرده اند ، حدود دوازده نفر از آن ها را عکس گرفتم که به صورت مفصل این قضیه را بیان می کند . بنده از زبان شاگرد دیگری از ابن کثیر نقل می کنم .

کتاب البدایه و النهایه ، تألیف ابن کثیر دمشقی ، چاپ دار ابن کثیر ، جلد ۸ ، صفحه ۲۷۰ به بعد :

قال محمد بن حمید الرازی – وهو شیعی – : ثنا محمد بن یحیى الأحمری ثنا لیث عن مجاهد قال ، لما جئ برأس الحسین فوضع بین یدی یزید تمثل بهذه الأبیات :

لیت أشیاخی ببدر شهدوا * جزع الخزرج فی وقع الأسل

فأهلوا واستهلوا فرحا * ثم قالوا لی هنیا لا تسل

قد قتلنا الضعف من أشرافکم * وعدلنا میل بدر فاعتدل

قال مجاهد : نافق فیها ، والله ثم والله ما بقی فی جیشه أحد إلا ترکه أی ذمه وعابه .

وقد اختلف العلماء بعدها فی رأس الحسین هل سیره ابن زیاد إلى الشام إلى یزید أم لا ، على

قولین ، الأظهر منهما أنه سیره إلیه ، وقد ورد فی ذلک آثار کثیره فالله أعلم . وقال أبو مخنف عن أبی

حمزه الثمالی عن عبد الله الیمانی عن القاسم بن بخیت ، قال : لما وضع رأس الحسین بین یدی

یزید بن معاویه جعل ینکت بقضیب کان فی یده فی ثغره ، ثم قال : إن هذا وإیانا .

فقال له أبو برزه الأسلمی: أما والله لقد أخذ قضیبک هذا مأخذا لقد رأیت رسول الله صلى الله علیه وسلم یرشفه .

عن جعفر . قال : لما وضع رأس الحسین بین یدی یزید وعنده أبو برزه وجعل ینکت بالقضیب .

قال ابن أبی الدنیا : وحدثنی مسلمه بن شبیب عن الحمیدی عن سفیان سمعت سالم بن أبی حفصه قال قال الحسن : لما جئ برأس الحسین جعل یزید یطعن بالقضیب.

از محمد بن حمید شیعی (شیعی به این معنای خاصی که ما می گوییم ، نیست . آقای البانی ، محمد بن حمید را توثیق کرده است) از لیث از مجاهد نقل می کند : وقتی سر مبارک امام حسین (علیه السلام) را در مقابل امام حسین (علیه السلام) دادند ، یزید این اشعار را خواند : ای کاش پدران من در بدر بودند و می دیدند که من با حسین بن علی (علیهم السلام) چه کردم و به من تبریک می گفتند : یا یزید دستت شل مباد ( شل باد ) .

ابن کثیر این داستان را نقل می کند . در صفحه بعد همین شعر را ادامه می دهد و از مجاهد نقل می کند :

به خدا قسم ، یزید با گفتن این شعر نفاق کرده است . علما اختلاف دارند بر این که بعد از آن ، سر مقدس امام حسین (علیه السلام ) را چه کار کردند ؟ آیا ابن زیاد سر مقدس را برای یزید به شام بردند یا نبردند ؟ دو قول است : که نظر قوی تر این است که ابن زیاد سر مقدس امام را نزد یزید فرستاد . در این باره روایات زیادی وجود دارد .

اما ابن تیمیه چشمانش کور بوده و این قضیه را ندیده است . در ادامه هم روایات را تک تک نقل می کند :

وقتی سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را در مقابل یزید بن هند جگر خوار گذاشتند ، با چوب خیزران خود به دندان های ایشان می زدند و این اشعار را می خواند : شمشیر سر کسانی را می برد که پیش ما عزیز هستند ؛ اما چه کنیم که آن ها بر ما ظلم کردند . ( می گوید : امام حسین (علیه السلام) بر یزید ظلم کرده و ظالم تر بوده ) ابو برزه اسلمی در آن جا بود و گفت : تو چوب را به جایی می زنی که دیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن جا را می بوسید و می مکید .

روایت بعد : از جعفر که می گوید : وقتی سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را در مقابل امام قرار دادند ، ابن برزه در نزد او بود و دید که با چوب خیزران بر دندان های ایشان می زد .

از ابی دنیا از سلمه بن شبیب از حمیدی از سفیان از سالم بن ابی حفصه ، نقل می کند : زمانی که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را در مقابل یزید قرار دادند ، یزید با چوب خیزران به ایشان جسارت کردند .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، چاپ دار ابن کثیر ، ج ۸ ، ص ۲۷۰ به بعد

به هر حال ابن تیمیه می گوید روایتی وجود ندارد؛ ولی ابن کثیر و ذهبی همون روایت را تقویت می کنند .

خود ابن تیمیه در جاهای متعدد گفته : اگر یک روایتی بیش از سه سند داشت ؛ حتی اگر روات آن فساق و فجار باشند ، می پذیرند . در این جا چطور نمی پذیرد؟

عده ای دیگر که این داستان را نقل کرده ، از جمله ابو الحسن اشعری است که امام اشاعره است در کتاب مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین ، تألیف شیخ اهل السنه والجماعه امام ابی الحسن علی بن اسماعیل اشعری ، جلد اول ، چاپ مکتبه الاسلامیه بیروت لبنان ، صفحه ۱۵۰ :

بذا ذکر من خرج من آل النبی

خرج الحسین بن ابى طالب رضى الله عنه منکرا على یزید بن معاویه ما اظهر من ظلمه فقتل بکربلاء رضوان الله علیه وحدیثه مشهور وقتله عمر بن سعد وکان الذی انفذ لمحاربته عبید الله بن زیاد وحمل رأس الحسین إلى یزید بن معاویه فلما وضع بین یدیه نکت ثنایاه التی کان النبی (ص) یقبلها بقضیبه

کسانی از اهل بیت که خروج کردند

امام حسین (علیه السلام) به خاطر این که یزید ظلم زیادی به مردم می کرد ، خروج کرد و در کربلا به شهادت رسید . او را عمر بن سعد به دستور عبید الله بن زیاد به شهادت رساند . سر امام حسین (علیه السلام) برای یزید بردند . وقتی سر آن حضرت را در مقابل یزید گذاشتند ، با چوب به دندان های آن حضرت می زد ، همان دندان هایی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را می بوسید .

ابی الحسن اشعری ، مقالات الاسلامیین ، ج اول ، چاپ مکتبه الاسلامیه ، ص ۱۵۰

این سخن ابو الحسن اشعری ، امام اهل سنت اشاعره است . اکثریت اهل سنت امروزی ، پیرو ابو الحسن اشعری هستند . چنین شخصیتی این حرف را زده ، شما آقای ابن تیمیه ! چطور شما آقای ابن تیمیه می آیید و از یزید دفاع می کنید؟ .

ابن اثیر جزری در کتاب های متعدد خود ، با روایات متعدد ، این داستان را بیان کرده است . کتاب اسد الغابه ، تألیف ابن اثیر جزری ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۶ ، با تحقیق دکتر جمعه طاهر النجار ، صفحه ۴۲۳ در شرح حال عبد الواحد بن عبد الله قرشی که از ایشان روایتی را نقل می کند :

عَبْدُ الوَاحِدِ بن عَبْدِ الله القُرَشِیّ ، عن رجُلٍ من الصحابه .

عن محمد بن سوقه عن عبد الواحد القرشی قال : لما أتى یزید بن معاویه برأس الحسین بن علی رضی الله عنهم – تناوله بقضیب فکشف عن ثنایاه فوالله ما البرد بأبیض من ثنایاه ثم أنشأ ….

فقال له رجل عنده : یا هذا ، ارفع قضیبک ، فوالله ربما رأیت شفَتَیْ رسول الله ، فأنه یقبله ، فرفع متذمراً علیه مُغضَباً .

عبد الواحد بن عبد الله قرشی ، یکی از صحابه بود که این داستان را نقل می کند .

در ادامه می گوید : چوبت را بردار . به خدا قسم دیدم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) لبان سید الشهدا (علیه السلام) را می بوسید . یزید با عصبانیت و خشم چوب خود را برداشت .

ابن اثیر جزری ، اسد الغابه ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۶ ، با تحقیق دکتر جمعه طاهر النجار ، ص ۴۲۳

همین قضیه را در جلد ۵ از کتاب اسدالغابه ، صفحه ۳۰۵ نقل کرده :

وکان أبو برْزَه عند یزید بن معاویه لما أُتی برأس الحسین بن علی ، فرآه أبو برْزَهَ وهو یَنْکُثُ ثَغْر الحُسَین بقَضِیب فی یده ، فقال : لقد أخذَ قضیبُک من ثغره مأخذاً ربَّما رأیت رسولَ الله صلى الله علیه وسلّم یَرْشفه ، أما إنک یا یزید تجیء یوم القیامه وابنُ زیاد شفیعک ، ویجیءُ هذا ومحمد شفیعه . ثم قام فَوَلَّى .

ابوبرزه نزد معاویه بود که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را آوردند ….

ابو برزه گفت : یزید ! چوبت را بردار ، به جایی می زنی که روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را می بوسید . یزید ! تو روز قیامت خواهی آمد در حالی که ابن زیاد تو را شفاعت می کند و سید الشهدا (علیه السلام) خواهد آمد در حالی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را شفاعت می کند .

ابن اثیر جزری ، اسد الغابه ، ج ۵ ، ص ۳۰۵

این مطلب را در کتاب الکامل فی التاریخ خود به صورت مفصل بیان کرده است که ما فقط از کتاب اسد الغابه نقل کردم .

هم چنین ابن جریر طبری در تاریخ خود ، جلد ۳ ، صفحه ۳۴۰ ، همه مطالبی که دیگران نقل کردند ، آقای طبری به صورت مفصل نقل کرده است .

هم چنین ابن جوزی در کتاب المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم ، جلد ۵ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، با تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا ، صفحه ۳۴۲ حوادث سال ۶۱ :

قال مؤلف الکتاب ولما جلس یزید وضع الرأس بین یدیه وجعل ینکث بالقضیب على فیه ویقول :

یفلقن هاما من رجال أعزه

علینا وهم کانوا أعق وأظلما

فقال أبو برزه وکان حاضرا ارفع قضیبک فوالله لرأیت فاه رسول الله (ص) على فیه یلثمه ….

علی بن محمد عن خالد بن یزید بن بشر السکسکی عن أبیه عن قبیصه بن ذؤیب الخزاعی قال قدم برأس الحسین فلما وضع بین یدی یزید ضربه بقضیب کان فی یده …

یفلقن هاما من رجال أعزه

علینا وهم کانوا أعق وأظلما

قال أخبرنا عبدالله بن أبی سعد الوراق قال حدثنا محمد بن أحمد قال حدثنا محمد بن یحیى الأحمری قال حدثنا لیث عن مجاهد قال جیء برأس الحسین بن علی فوضع بین یدی یزید بن معاویه فتمثل بهذین البیتین یقول :

لیت أشیاخی ببدر شهدوا

جزع الخزرج من وقع الأسل

فأهلوا واستهلوا فرحا

ثم قالوا لی بقیت لأتمثل

آقای ابن جوزی می گوید : زمانی که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را در مقابل یزید گذاشتند و او با چوب به ایشان می زد ، این اشعار را خواند . ابوبرزه به او گفت : یزید ! چوبت را بردار . به خدا قسم دیدم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دهان سید الشهدا (علیه السلام) را می مکید .

روایت بعدی : از قبیصه بن ذؤیب خزاعی نقل می کند : سر مقدس امام را آوردند و در مقابل یزید قرار دادند که دو بیت شعر خواند …

روایت سوم : از مجاهد نقل می کنند : سر مبارک امام در مقابل یزید قرار دادند که دو بیت شعر خواند و گفت : ….

ابن جوزی ، المنتظم ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۵ ، ص ۳۴۲

آقای ابن جوزی در مورد لعن یزید کتاب مفصلی دارد که ابن تیمیه هم آن را نقل می کند .

یکی دیگر از کسانی که این قضیه را به صورت مفصل در کتاب های متعدد خود نقل کرده است ، ابن حجر عسقلانی است . در کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۳۰ در شرح حال مره بن خالد که از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) است .

مره بن خالد بن عامر بن قنان بن عمرو بن قیس بن الحارث بن مالک بن عبید بن خزیمه بن لؤی له إدراک وولده محفز هو الذی ذهب برأس الحسین بن علی إلى یزید بن معاویه . ذکره الزبیر بن بکار .

محفز ، فرزند مره بن خالد ، صحابی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود که سر مبارک امام حسین (علیه السلام) را نزد یزید بن معاویه برد . این قضیه را زبیر بن بکار نقل کرده است .

ابن حجر عسقلانی ، الاصابه ، ج ۱۰ ، ص ۴۳۰

ابن حجر هیثمی در کتاب الصواعق المحرقه که در رد شیعه این کتاب را نوشته ، خیلی مفصل تر از همه این داستان را بیان کرده است .

الصواعق المحرقه ، چاپ مکتبه الفیاض ، با تحقیق ابو عبد الله مصطفی بن العدوی و شحات احمد الطحان ، صفحه ۵۴۳ به بعد :

ولما أنزل ابن زیاد رأس الحسین وأصحابه جهزها مع سبایا آل الحسین إلى یزید …

وقال سبط ابن الجوزی وغیره المشهور أنه جمع أهل الشام وجعل ینکت الرأس بالخیزران …

قال ابن الجوزی ولیس العجب إلا من ضرب یزید ثنایا الحسین بالقضیب وحمل آل النبی (ص) على أقتاب الجمال أی موثقین فی الحبال والنساء مکشفات الرؤوس والوجوه وذکر أشیاء من قبیح فعله

ولما وصلوا دمشق أقیموا على درج الجامع حیث یقام الأسارى والسبی ….

وقتی سر مبارک امام حسین (علیه السلام ) و اصحابشان را نزد ابن زیاد آوردند . ابن زیاد سر مبارک را همراه با اسرای خاندان امام حسین (علیه السلام) نزد یزید فرستاد ….

سبط بن جوزی گفت : مشهور این است که یزید مردم شام را جمع کرد و با چوب خیزران خود به دندان های حضرت می زدند …

از ابن الجوزی نقل می کند : تعجب نباید کرد که یزید این کار را انجام داده باشد . یزید خانواده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را با ریسمان بسته بود ، در حالی که سر ها و صورت های همه آن ها برهنه بود. و مطالب زشت تری را نقل کرده که ما جرأت نکردیم آن ها را نقل کنیم . وقتی به دمشق رسیدند ، خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله)‌ را از همان دری وارد کردند که سر ها را به آن آویزان کرده بودند .

در صفحه بعد مطالب دردآور دیگری را نقل می کند :

ولما فعل یزید برأس الحسین ما مر کان عنده رسول قیصر فقال متعجبا إن عندنا فی بعض الجزائر فی دیر حافر حمار عیسى فنحن نحج إلیه کل عام من الأقطار وننذر النذور ونعظمه کما تعظمون کعبتکم فأشهد إنکم على باطل …

وقال ذمی آخر بینی وبین داود سبعون أبا وإن الیهود تعظمنی وتحترمنی ….

وقتی با سر مقدس امام حسین (علیه السلام) آن کار را انجام داد ، نماینده قیصر روم هم در آن جا بود . با تعجب گفت : یزید ! در یک جزیره دور افتاده ای جای پای الاغ حضرت عیسی (علیه السلام) وجود دارد، ما هر سال به سوی آن سفر می کنیم و برای آن نذر می کنیم . در حالی که شما فرزندان پیامبرتان را می کشید . شهادت می دهم که تو باطل هستی .

در ادامه داستان دیگری از یک ذمی یهودی نقل می کند که آن ذمی یهودی هم این قضیه را به یزید گفت و به او اعتراض کرد .

ابن حجر هیثمی ، الصواعق المحرقه ، چاپ مکتبه فیاض ، ص ۵۴۳

این روایت‌ها را علمای اهل سنت نقل کرده اند ؛ اما می بینیم که ابن تیمیه یزیدی و این شبکه های پلید و یزیدی تر از ابن تیمیه ، این مطالب را انکار می کنند .

ابن عساکر هم این داستان ها را به صورت مفصل بیان کرده است از جمله در تاریخ دمشق ، جلد ۱۶ ، صفحه ۱۸۰ :

أن رأس الحسین بن علی لما صلب بالشام أخفى خالد بن غفران وهو من أفاضل التابعین شخصه عن أصحابه فطلبوه شهرا حتى وجدوه فسألوه عن عزلته فقال أما ترون ما نزل بنا ثم أنشأ یقول …

وقتی سر مقدس حسین بن علی (علیهم السلام) را در شام آویزان کردند ، آقای خالد بن غفران که از افاضل تابعین بود ، خود را از تا یک ماه از همه مخفی کرد . وقتی او را پیدا کردند ، پرسیدند که چرا خود را مخفی کردی؟ گفت : نمی دانی که چه بلایی بر ما نازل شده که بعد از آن اشعاری را هم خواندند .

ابن عساکر ، تاریخ مدینه دمشق ، ج ۱۶ ، ص ۱۸۰

آقای ابو نعیم اصفهانی ، در کتاب معرفه الصحابه ، جلد ۶ ، صفحه ۳۱۵۵ این قضیه را از عبد الواحد قرشی نقل می کند :

عن عبد الواحد القرشی قال : لما أتى یزید بن معاویه برأس الحسین بن علی رضی الله عنهم – تناوله بقضیب فکشف عن ثنایاه فوالله ما البرد بأبیض من ثنایاه ثم أنشأ …

ابو نعیم اصفهانی ، معرفه الصحابه ، ج ۶ ، ص ۳۱۵۵

هم چنین آقای خلیل بن ایبک صفدی در کتاب الوافی فی الوفیات ، جلد ۱۲ ، صفحه ۲۶۴ همین قضیه را نقل می کند :

وعن محمد بن سوقه عن عبد الواحد القرشی قال لما أتی یزید برأس الحسین تناوله بقضیب فکشف عن ثنایاه فوالله ما البرد بأبیض من ثنایاه ثم قال من الطویل

یفلقن هاما من رجال أعزه

علینا وهم کانوا أعق وأظلما

در این کتاب داستان هایی را که اتفاق افتاده و توهین ها و جسارت هایی که یزید انجام داده را به صورت مفصل بیان می کند .

شهاب الدین نویری در کتاب نهایه الارب فی الفنون الادب ، جلد ۲۰ ، صفحه ۲۹۲ به صورت مفصل این داستان را نقل کرده که خواندن آن ها برای بنده بسیار مشکل است .

ان شاء الله خداوند ما را از شیعیان حسین بن علی (علیهم السلام) قرار دهد و بر عذاب یزید و یزیدیان و ابن تیمیه و پیروانشان ، اضافه کند و روز به روز بر عذاب آن ها بفزاید .

مجری :

استاد یزدانی ! سر مقدس امام حسین (علیه السلام) در مسیر رفتن به کوفه و شام ، معجزاتی داشتند که از شما تقاضا می کنیم مستندات خود را هم در این زمینه بیان کنید .

استاد یزدانی :

یکی از معجزاتی که در منابع شیعه و اهل سنت به تفصیل نقل شده است ، قرآن خواندن سر مبارک آن حضرت است که در منابع متعدد نقل شده است . البته در منابع شیعه به صورت فراوان نقل شده ؛ اما در منابع اهل سنت این سه مورد است که بنده آن ها را نقل می کنم .

کتاب الحیاه الحیوان الکبری ، تألیف کمال الدین محمد بن موسی دیمری ، جلد اول ، با تحقیق ابراهیم صالح ، چاپ دار البشائر ، صفحه ۲۰۴ که مطالب را نقل می کند :

وتکلم بعد الموت اربعه : یحیى بن زکریا حین ذبح ، وحبیب النجارحیث قال یالیت قومی یعلمون ، وجعفر الطیار حیث قال : ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله ، إلخ ، والحسین بن علی رضی رضی الله تعالى عنهما حیث قال : (سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون) .

بعد از مرگ سه نفر صحبت کردند . اول : یحیی بن زکریا در هنگامی که ذبح می شد . حبیب نجار بود که گفت : قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ

هم چنین جعفر طیار (علیه السلام) که گفت : وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ ، آل عمران / ۱۶۹ . نفر آخر ، امام حسین (علیه السلام) هستند که گفتند : وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ . شعرا /۲۲۷ .

کمال الدین دیمری ، حیاه الحیوان الکبری ، ج اول ، با تحقیق ابراهیم صالح ، چاپ دار البشائر ، ص ۲۰۴

این قضیه را بدون بیان سند نقل کرده است .

ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق ، جلد ۲۲ ، چاپ دار الفکر بیروت ، صفحه ۱۱۷ آورده است که آن حضرت قرآن خوانده است:

وحدث الأعمش عن سلمه بن کهیل قال: رأیت رأس الحسین بن علی رضی الله عنهما على القنا وهو یقول: ” فسیکفیکم الله وهو السمیع العلیم ”

از سلیم بن کهیل ، که از تابعین است می گوید : سر مقدس حسین بن علی (علیهم السلام) را دیدم که روی نیزه بود ، که این آیه را خواندند : فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . بقره /۱۳۷

جالب است که در ادامه روایت را به صورت عجیبی تقویت می کند :

ال الفضل بن جعفر فقلت لأبی الحسن العسقلانی الله إنک سمعته من علی بن هارون قال الله إنی سمعته منه قال تمام وأسد قلنا للفضل بن جعفر الله إنک سمعته من أبی الحسن العسقلانی قال الله إنی سمعته منه قال عبدالعزیز قلت لتمام وأسد الله إنکما سمعتماه من الفضل بن جعفر قالا الله إننا سمعناه منه قال أبو الحسن علی بن المسلم الفقیه قلت لعبد العزیز الله إنک سمعته من تمام وأسد قال الله إنی سمعته منهما قلنا للفقیه أبی الحسن الله إنک سمعته من عبدالعزیز ، قال الله انی سمعته منه .

من به ابو الحسن عسقلانی گفتم : تو را به خدا سوگند ، این داستان را از علی بن هارون شنیدی ؟ سوگند خورد که من شنیدم . تمام و اسد که دو راوی هستند می گویند : ما به فضل بن جعفر گفتیم : تو را به خدا قسم این قضیه را شنیدی ؟ گفت قسم به خدا من شنیدم . عبد العزیز به تمام و اسد گفتم : آیا شما را به خدا قسم این داستان را از فضل بن جعفر شنیدید ؟ گفتند ما این را از او شنیدیم ….

ابن عساکر ، تاریخ مدینه دمشق ، ج ۲۲ ، چاپ دار الفکر بیروت ، ص ۱۱۷ و ۱۱۸

به همین ترتیب تمام روات سند قسم خوردند که ما این قضیه را از نفر قبلی شنیده ایم که باز هم روایت بعدی را با سند دیگری نقل می کند و می گوید : این روایت سند دیگری هم دارد .

هم چنین ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق با سند نقل کرده است که امام حسین علیه السلام سخن گفته است . جلد ۶۰ ، چاپ دار الفکر بیروت ، صفحه ۳۶۹ :

أنا والله رأیت رأس الحسین بن علی حین حمل وأنا بدمشق وبین یدی الرأس رجل یقرأ سوره الکهف حتى بلغ قوله تعالى (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا) قال فأنطق الله الرأس بلسان ذرب فقال أعجب من أصحاب الکهف قتلی وحملی .

به خدا قسم ، سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را که حمل می شد ، دیدم و آن زمان من در دمشق بودم . در مقابلم کسی بود که این آیه را می خواند : (أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آَیَاتِنَا عَجَبًا) . سر آن حضرت به قدرت خداوند به زبان آمد و با زبان گویا فرمود : عجیب تر از اصحاب کهف ، کشتن من و حمل من است .

ابن عساکر ، تاریخ مدینه دمشق ، ج ۶۰ ، چاپ دار الفکر بیروت ، ص ۳۶۹

همین قضیه را آقای صالحی شامی در کتاب سبل الهدی و الرشاد ، جلد ۱۱ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۷۶ از منهال نقل می کند :

روی ابن عساکر عن المنهال بن عمرو قال : أنا والله رأیت رأس الحسین بن علی حین حمل وأنا بدمشق وبین یدی الرأس رجل یقرأ سوره الکهف حتى بلغ قوله تعالى (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا) قال فأنطق الله الرأس بلسان ذرب فقال أعجب من أصحاب الکهف قتلی وحملی .

به خدا قسم ، سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را که حمل می شد ، دیدم و آن زمان من در دمشق بودم . در مقابلم کسی بود که این آیه را می خواند :أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آَیَاتِنَا عَجَبًا . سر آن حضرت به قدرت خداوند به زبان آمد و با زبان گویا فرمود : عجیب تر از اصحاب کهف ، کشتن من و حمل من است .

صالحی شامی ، سبل الهدی و الرشاد ، ج ۱۱ ، ص ۷۶

و کتاب های متعدد دیگر که این روایت را نقل کرده اند که بنده فرصت جمع آوری آن را نکردم . همین یک روایت در منابع اهل سنت دلالت می کند که خود آقای ابن عساکر نقل کرده و تک تک روات آن قسم جلاله خوردند که ما این روایت را از روات قبلی شنیدم . البته معجزات زیاد است که در فرصت دیگر اساتید بیان خواهند کرد .

مطلب دیگری که برای بنده خیلی عجیب است ، فحاشی هایی است که مردم شام به سر مقدس امام حسین (علیه السلام) می کردند . چقدر برای مردم شام تبلیغ کرده بود که هنوز نیم قرن هم از شهادت رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) نگذشته بود ، که ناموس پیامبر (صلی الله علیه و آله) در شهری که خود را مسلمان می دانند ، می گردانند و چه بی ادبی ها و جسارت هایی به آن حضرت کردند .

کتاب اسد الغابه فی معرفه الصحابه ، تألیف ابن اثیر جزری ، جلد ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت لبنان ، صفحه ۲۷ این روایت را نقل کرده است :

وروى الأوزاعی عن شداد بن عبد الله قال سمعت واثله بن الأسقع وقد جئ برأس الحسین فلعنه رجل من أهل الشأم ولعن أباه فقام واثله وقال والله لا أزال أحب علیا والحسن والحسین وفاطمه ….

قال أبو أحمد العسکری یقال ان الأوزاعی لم یرو فی الفضائل حدیثا غیر هذا والله أعلم قال وکذلک الزهری لم یرو فیها الا حدیثا واحدا کانا یخافان بنى أمیه .

اوزاعی از شداد بن عبد الله نقل کرده که گفت : از واثله بن اسقع شنیدم که وقتی سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را آوردند ، مردی از اهل شام آن حضرت و پدرشان را لعن کرد . واثله عصبانی و ناراحت شد و بلند شد و رفت و داستان حدیث کساء را خواند .

مؤلف کتاب در ادامه می گوید :

ابو احمد عسکری نقل کرده که اوزاعی هیچ روایت دیگری را در مورد فضائل ، نقل نکرده است و هم چنین زهری ، فقط یک روایت برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) نقل کرده است ، چون از بنی امیه می ترسیدند و نقل نمی کردند .

ابن اثیر جزری ، اسدالغابه ، ج ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه ، ص ۲۷

توجه کنید که به مرور این روایت را چگونه تحریف کرده اند : آقای ذهبی در سیر اعلام النبلاء ، جلد ۳ ، با تحقیق شعیب الارنؤوط ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۳۱۴ :

سمعت واثله بن الأسقع وقد جئ برأس الحسین فلعنه رجل من أهل الشأم فغضب واثله وقام

شخصی از اهل شام ، آن حضرت را لعن کرد . واثله هم ناراحت شد و رفت .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۳ ، ص ۳۱۴

در این روایت « واباه » که ثابت می‌کند به امیرمؤمنان علیه السلام نیز بی‌ادبی کرده را حذف کرده اند و موجود نیست . این شاید تحریف خیلی مهمی نباشد ؛ اما وهابی ها در کتاب فضائل الصحابه ، تألیف احمد بن حنبل ، جلد ۲ ، چاپ دار ابن جوزی ریاض عربستان ، صفحه ۸۳۷ نقل می کند :

 سمعت واثله بن الأسقع وقد جئ برأس الحسین فلقیه رجل من أهل الشأم فغضب واثله وقام

سر مقدس امام حسین (علیه السلام ) را که آوردند ، مردی از شام با او ملاقات کرد . واثله هم ناراحت شد و بلند شد .

احمد بن حنبل ، فضائل الصحابه ، ج ۲ ، چاپ دار ابن جوزی ، ص ۸۳۷

در این جا ، وهابی‌ها هم سب امام حسین و هم سب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را حذف کرده اند . برای این که مبادا آبروی اهل شام برود ؛ چون آن ها پیروان معاویه هستند و معاویه اولین کسی بود که بی ادبی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در شام رواج داد و مردم شام به قول آقای ذهبی همه ناصبی بودند .

در این جا که می گوید مردی از شام با سر ملاقات کرد ، واثله ناراحت شد ، این جا ، جای ناراحتی نیست . واثله به خاطر این که به سر مقدس امام حسین (علیه السلام) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جسارت شد ، ناراحت شد . به هر حال دست هایی است که اجازه نمی دهند این حقایق به مردم برسند . همان طور که ابن تیمیه ، سینه چاک از یزید دفاع می کند ، امروز هم یزیدیانی هستند که تلاش دارند این مطالب را از منابع اهل سنت حذف کنند . اما نمی دانند که دوره تحریف گذشته و زمانی است که همه کتاب ها در اختیار مردم است و فقط آبروی شما است که در خطر است .

در کتاب المسالک والممالک ، جلد اول ، صفحه ۲۴ ، آقای اسطخری این داستان را نقل کرده :

وکان مصلاهم ثم صار فی أیدی الیونانیین، فکانوا یعظمون فی دینهم، ثم صار للیهود وملوک من عبده الأوثان، فقتل فی ذلک الزمان یحیى بن زکریا علیه السلام، ونصب رأسه على باب هذا المسجد بباب یسمى جیرون، ثم تغلب علیه النصارى فصار فی أیدیهم کنیسه، یعظمون فیها دینهم، حتى جاء الإسلام فصار للمسلمین واتخذوه مسجداً، وعلى باب جیرون حیث نصب رأس یحیى بن زکریا نصب رأس الحسین بن علی علیهما السلام،

ایشان داستان کنیسه ای را که در شام بود ، را نقل می کند که چه اتفاقی در آن جا افتاده می گوید:

در این کنیسه سر یحیی بن زکریا ، نصب شده بود . مسلمان ها که آمدند ، کنیسه را به مسجد تبدیل کردند و بر در همان دروازه ای که سر یحیی بن زکریا نصب شده بود ، در همان جا سر حسین بن علی بن ابیطالب (علیهم السلام) را نصب کردند .

اسطخری ، المسالک والممالک ، ج ۱ ، صفحه ۲۴

این ها همه نشان این است که دشمنان خدا در طول تاریخ همه یک راه را می روند و از این جهت شباهت پیامبران را با اهل بیت (علیهم السلام) بیان می کند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای باقری از آذر بایجان غربی ـ اهل سنت

به نظر من کسی که شهادتین را می گوید و خود را مسلمان بداند ، از یزید و یزیدیان دفاع نمی کند و اگر به این افراد کافر هم بگوییم ، کم است . بنده جان خود و خانواده ام را فدای امام حسین (علیه السلام) می کنم .

بیننده : محمد از گیلان ـ اهل سنت

بنده چند سؤال داشتم . این که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را چه کسی جدا کرد ؟ برخی از روایات سنان را و برخی روایات دیگر ، افراد دیگری را نام می برند .

سؤال دوم این که چرا امام حسین (علیه السلام) اهل بیت خود را به کربلا برد ؟

سؤال سوم این که تا چه زمانی باید برای امام حسین (علیه السلام )عزاداری کنیم ؟

استاد یزدانی :

روایات در این باره مختلف است ؛ اما روایتی که در زیارت ناحیه مقدسه است ، شمر بن ذی الجوشن است . البته قاتلین افراد زیادی هستند که همه با هم شریک هستند .تمام کسانی که حاضر بودند ، به نحویی به بدن مبارک آن حضرت ضربه ای زده ، اما «والشمر جالس علی صدره» از امام زمان (علیه السلام ) در زیارت مقدسه ناحیه ، نقل شده؛ بنابراین آخرین شخص شمر بوده . بعضی ها سنان و دیگران را هم بیان کردند . یا بعضی ها گفتند : غلام شمر به نام رستم است . اما بیشتر شمر را گفته اند .

شب قبل استاد قزوینی به صورت مفصل توضیح دادند . خلاصه مطلب این بود که امام مأمور به بردن خانواده خود بود ، تا خون حضرت پایمال نشود . این خانواده حضرت و حضرت زینب (سلام الله علیها ) بودند که پیام عاشورا را به هم عالم رساندند و اگر امروز اتفاقات کربلا را می دانیم ، به نقل آن حضرات هست و اگر خانواده امام حسین (علیه السلام) نبودند ، بقیه همه آن وقایع را انکار می کردند . مثل خیلی از داستان هایی که الان از اصل انکار می کنند . امام حسین (علیه السلام) به دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بردند و مطالبی که از خود حضرت نقل شده است ، خواستند خانواده شان باشند تا حجت را بر آن ها تمام کرده باشد .

طبق روایاتی که اهل سنت هم ذکر کرده اند ، از جمله فضائل الصحابه ، تألیف احمد بن حنبل ، چاپ دار ابن جوزی ، جلد اول ،صفحه ۸۴۰ ، حدیث ۱۱۵۴ :

کان حسین بن علی یقول : من دمعتا عیناه فینا دمعه او قطرت عیناه فینا قطره اثواه الله عزوجل الجنه

امام حسین (علیه السلام) فرمودند : هر کس برای ما اهل بیت یک قطره اشک بریزد یا این که چشمانش خیس شود ، خداوند او را در بهشت جای می دهد .

احمد بن حنبل ، فضائل الصحابه ، ج ۱ ، چاپ ابن جوزی ، ص ۸۴۰ ، ح ۱۱۵۴

سند روایت را ما قبلا بررسی کردیم که صحیح است . تا زمانی که انسان به بهشت نیاز دارد و به این که به راه راست هدایت شود ، نیاز دارد ، عزاداری برای سید الشهدا (علیه السلام ) نه تنها مشروع ؛ بلکه مستحب اکید است . در روایت شیعه داریم که هر شیعه ای در هر زمانی باید برای امام حسین (علیه السلام) عزاداری کند و از امام زمان (علیه السلام) هم روایت داریم که آن قدر گریه می کنم که اگر اشکم تمام شود ، به جای اشک ، خون گریه می کنم .

این عزاداری باید برای همیشه باشد تا یزیدیان بر راه امام حسین (علیه السلام) غلبه نکنند و هر سال این خاطره و پیام های آن تجدید شود تا مردم راه امام حسین (علیه السلام) را فراموش نکنند .

بیننده : خانم عماد از قطر ـ شیعه

بنده چند مسأله را می خواستم بیان کنم . مسائلی در میان اهل سنتی که با ما زندگی می کنند ، وجود دارد . مثلا اهل سنت بلوچ که در این جا هستند می گفتند ما که بچه بودیم . بعضی اوقات می شد که غذای نذری امام حسین (علیه السلام) را می آوردند و اگر میل خوردن نداشتند ، با اجبار می گفتند آن را به نیت شفا وبرکت ، غذا را بخورند . یا که می گفتند : ما در کتاب های قدیمی روضه هایی به زبان بلوچی داریم . اما همین افراد الان به جایی رسیدند که می گویند غذای نذری امام حسین (علیه السلام ) نجس است . مجلس امام حسین (علیه السلام ) شرک است و از این حرف های بی اساس . یعنی وهابیت سعی دارد که اهل سنت را طوری نشان دهد که بگوید ، اهل سنت ، همان وهابیت هستند .

بنده از شما تقاضا دارم یک عده از علمای اهل سنت را دعوت کنید ، در مورد همین قیام امام حسین (علیه السلام) صحبت کنند و مسائلی را که اهل سنت نمی دانند را بیان کنند . شاید اگر علمایشان بگویند ، تأثیر بیشتری داشته باشد .

نکته دوم این که ، کلیپ هایی هدفمند را پخش می کنند مثل قمه زنی ، رد شدن از آتش را نشان می دهند . از طرف دیگر بعضی از روحانی ها مطالبی را می گویند که اگر گفته نشود بهتر است را می گویند . بعد فیلمبرداری شده و پخش می شود . وهابیت هم سر و ته آن را می زند و آن چه به نفع آن ها است را پخش می کنند . بنده از شما تقاضا دارم که کلیپ هایی از وهابیت نشان دهید که وقتی اهل سنت و وهابیت می بینند و با شیعه ارتباط داشته باشد ، آن ها را رد کنند .

مجری :

دوستان بنده هم در حال آماده کردن چنین کلیپ هایی هستند که به زودی در شبکه پخش خواهد شد .

استاد یزدانی :

این عده از اهل سنت که چنین عقیده ای دارند ، خیلی کم است . اتفاقا ما بر عکسش را دیدیم از اهل سنتی که عزاداری می کنند ، زیاد است . در همین زاهدان ، شمال کشور و در جاهایی که اهل سنت در آن مناطق هستند ، در عزاداری ها شرکت می کردند حتی خودشان سفره های غذا می اندازند . بنده می توانم به جرأت بگویم که عزاداری در میان اهل سنت روز به روز بیشتر می شود . بر خلاف میل وهابیت ، چه وهابیت بخواهند و چه نخواهند ، امام حسین (علیه السلام) در حال جهانی شدن است . مثلا در افغانستان در شهر جوزجان ، قندهار مناطقی که شیعه خیلی کم است ، حسینیه ای بسیار عظیم ساخته شده که در آن مردم اهل سنت عزاداری می کنند . در آمریکا ، در کشور های اروپایی ، شهری نیست که در دنیا نام ببرید که مجلس امام حسین (علیه السلام) در آن نباشد و در روز عاشورا برای عزاداری به خیابان ها نیامده باشند . این نشانگر آن است که وهابیت در حال افول است و ان شاء الله شاهد روزی خواهیم بود که زمینه ظهور مولا و آقایمان حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) آماده شود و وهابیت را به صورت کامل نابود شده ببینیم .

بیننده : آقای بهادری از کرج ـ شیعه

اگر همان زمان که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قلم و دوات خواستند را گوش می کردند ، هیچ زمان کربلایی به وجود نمی آمد .

بیننده : آقای حسین زاده از ادبیل ـ شیعه

شبکه وهابی کلمه در این روز ها ، این سؤال را مطرح کرده اند که عزاداری سنت است یا بدعت ؟ بنده در پاسخ به این ها می گویم نه تنها سنت است ؛ بلکه عین قرآن است . این ها می گویند ۱۴۰۰ سال گذشته ، چه لزومی دارد که آن واقعه را تکرار کنیم ؟ بنده می گویم وقتی قرآن داستان حضرت یوسف را می آورد ، چه لزومی به بیان آن است .

مگر در تاریخ اسلام ، واقعه ای تلخ تر از واقعه عاشورا داریم ؟ در میان همه امت ها ، کدام است که سر فرزند پیامبر خود را از بدن جدا کند و دختران آن پیامبر را به اسارت ببرند ؟ مگر در تاریخ بشریت کسی است که تمام هستی و زندگی خود را برای زنده کردن دینش فدا کند ؟

می گویند : چرا گریه می کنید ؟ مگر زمانی که حضرت یعقوب به یاد یوسف گریه می کرد ، دلیلی داشت . وقتی انسان به کسی علاقه داشته باشد ، یاد آوری مصیبت های او ، انسان را به گریه می اندازد . شما که انسان نیستید که این موارد را درک نمی کنید .

شما مسلمان نیستید ، مگر می شود از چنین واقعه ای به این بزرگی چشم پوشی کرد ؟

استاد یزدانی :

کسانی که عناد داشته باشند ، هر کار که انجام دهیم ، درست نمی شوند . همان طور که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نتوانستند ابو جهل ها را به راه راست هدایت کنند . اما قطعا بدانید که این عزاداری ها تأثیر گذار است و هستند از وهابی هایی که بر گشته اند .

مجری :

از شما استاد یزدانی و شما بینندگان عزیز تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .