عبد الرجیم ملازاده ، کارشناس شبکه وهابی مدعی است که قرآن بر سر نیزه کردن معاویه در جنگ صفین دروغ و ساخته ملاهای شیعه است؛ اما در تمام منابع تاریخی اهل سنت آمده است که معاویۀ بن أبی سفیان با پیشنهاد عمرو بن العاص و با هدف خدعه و نیرنگ قرآن ها را بر سر نیزه زد و …

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش

تاریخ : ۲۸ / ۰۹ / ۹۴

مجری :

فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت امام حسن عسگری (علیه السلام) را تسلیت عرض می کنم و ان شاء الله خداوند ما را از پیروان واقعی آن حضرت قرار دهد .

امشب هم با برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های چالش در خدمت شما عزیزان هستیم که ان شاء الله مدعیان دروغین توحید و مدعیان دروغین اسلام را به چالش خواهیم کشاند و به نقد دروغ ها و تدلیس های شبکه های وهابی ـ داعشی خواهیم پرداخت .

این افتخار را داریم که در خدمت استاد عزیز و بزرگوار ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی باشیم .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت شما و بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . بنده هم به نوبه خودم ، سالروز شهادت امام حسن عسگری (علیه السلام) را خدمت همه شیعیان عزیز تسلیت عرض می کنم . امیدوار هستم که با ظهور فرزندشان ، قلب آن حضرت شاد شود و انتقام امام حسن عسگری (علیه السلام) و دیگر ائمه (علیهم السلام) را از دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) بگیرند .

مجری :

همان طور که شما بینندگان عزیز مستحضر هستید ، در دو برنامه قبل کلیپ هایی را پخش کردیم که به دروغ های دکتر ملازاده مربوط می شد . البته ایشان هم مثل سابق پاسخی نداشتند و ما پاسخی از ایشان دریافت نکردیم . علی رغم این که از ایشان درخواست زیادی کردیم که بیایند و حداقل آن تهدیدی که را که کردند ، پاسخگو باشند . گفته بودند : اگر از من یک دروغ ثابت شد ، شبکه را ترک می کنم ؛ اما این کار را نکردند و به سؤالات متعددی که این جا مطرح شد ، هیچ پاسخی هم ندادند .

آقای ملازاده ! ما امشب هم شما را رها نمی کنیم . شما باید یا پاسخگوی دروغ هایت باشید یا این که به قول خودت ، شبکه را ترک کنید .

کلیپ هایی که امشب برای شما عزیزان آماده کردیم ، باز هم از دروغ های دکتر ملازاده است .

کلیپ ۱ ) :

آشنایی با عبد الرحیم ملازاده ، کارشناس این کلیپ

وی صاحب فتاوایی مانند : ۱ . تف کردن در نماز به سمت چپ برای رفع حواس پرتی

 ۲ . جواز خود ارضایی

 ۳ . شهید دانستن صدام حسین و عبد المالک ریگی است .

ملازاده :

همین عقیل بی عقل !!!

چقدر انسان بی شعور باشد ، چقدر انسان بی شرف باشد . دیدید چطور شما را خر کردند و سوارتان شدند !!!!!!!!!

اگر ابوبکر چنین حرفی را می زند ، به یک نفهم و گاویی مثل تو نمی زند !!!!!!!!

آقا ! جواب من را بده ، نفهم !!!! گاو الله !!!! جواب من را بده !

اون هایی که می گویند با شما ، غلط کردید !!

برو گمشو کثافت !!! برو گمشو !!!!!!!!!!!!

احمق ! تو جواب من را بده !!! بی شعور !!!!!!!!!!!

نمایش کلیپ

کوفیان خیانت کردند . این که می گویند قرآن ها را بر سر نیزه کردند ، همه نادرست است . علمای شیعیان این را درست کردند . مگر آن زمان قرآن نوشته شده ای بود که بر سر نیزه ها بگذارند ؟ این ها چه حرف هایی هستند ؟ آن زمان اصلا چاپ نبود . در کل شهرهای مسلمان ها چند قرآن بیشتر نبود . عثمان هم پنج نسخه قرآن به این طرف و آن طرف فرستادند .

علمای شیعه در دروغ گفتن حد و حصر ندارند ، هرچه می خواهند می گویند . آن زمان علی (معاویه) قرآن ها را بر نیزه می کنند .

مجری :

کلیپ را مشاهده کردید که یکی دیگر از دروغ های آقای ملازاده است . ما تا جایی که می دانیم قرآن سر نیزه کردن یکی از قطعیات تاریخی است که علمای شیعه و سنی در مورد آن متفق القول هستند ؛ اما آقای دکتر ملازاده چنین ادعایی کردند .

استاد یزدانی ! آیا این قضیه واقعا از ساخته های شیعیان است یا اصل و اساس دارند و خود علمای مخالفین هم به این قضیه اشاره کردند ؟

استاد یزدانی :

از مسئولین شبکه جهانی ولایت تشکر می کنیم که این فرصت را به ما دادند تا خاطره برنامه کلمه طیبه و هم چنین تریبون آزاد را زنده کنیم تا شبکه های وهابی را به چالش بکشیم و مطمئن باشند که آن ها را رها نمی کنیم و همان طور که آقای خدمتی و حیدری را در برنامه زنده مجبور به گریه کردیم ، به آقای ملازاده هم قول می دهم که اگر این طور ادامه دهند ، ایشان را هم مجبور می کنیم که در برنامه زنده گریه کنند . البته اگر مرد بحث کردن باشند که البته از ایشان خیلی بعید هست ، جرأت بحث کردن و جواب دادن و دیدن کلیپ ها را ندارند ؛ اما اگر ببینند ، بنده به شما قول می دهم که در برنامه زنده ایشان را هم به گریه بیاندازم .

ادعایی که ایشان می کند این است که ، بر سر نیزه زدن قرآن در جنگ صفین از دروغ هایی است که ملاهای شیعه ساخته و در آخر هم یک اشتباه لپی می کند و می گوید : مگر امکان دارد که حضرت علی قرآن ها را سر نیزه کرده باشند ؟!! که در این جا منظورش معاویه است و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هیچ گاه این کار را انجام نداده است .

این قضیه خیلی واضح و روشن است و کمتر کتابی تاریخی است که به جنگ صفین پرداخته باشد و بحث حکمین را مطرح کرده و سر نیزه کردن قرآن را نیاورده باشد ، اصلا نیست . یعنی خیلی با جرأت و صریح این را می گویم :کتاب تاریخی که این قضیه را نیاورده باشد ، اصلا وجود ندارد . یعنی کسی که بحث حکمین را در جنگ صفین مطرح می کند ، مجبور است علت این حکمین را ، سر نیزه کردن قرآن توسط معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص است ، بگوید و بنده در جستجو هایی که داشتم ، کتابی کتاب های تاریخی اهل سنت و وهابی را ندیدیم ، مگر این که این قضیه را بیان کرده باشند .

آقای ملازاده هم که این قضیه را می گوید ، به خاطر این است که حوصله مطالعه کردن را ندارد ، کسی که ۵ ساعت برنامه زنده دارد ، چه زمانی استراحت کند ، چه زمانی تحقیق کند . ای کاش در گوگل جستجو می کرد ؛ حتی آن کار را هم نکرده و فقط یک ادعای خالی کرده است .

من این مطلب را از منابع خود وهابی ها این مطلب را نشان می دهم .

نظر وهابیت در خصوص سر نیزه کردن قرآن توسط معاویه در جنگ صفین

۱ . عبد اللطیف آل الشیخ

ایشان از نوادگان آقای محمد بن عبد الوهاب است که در کتاب منهاج التأسیس والتقدیس ، تألیف عبد اللطیف بن عبد الرحمن بن حسن بن محمد بن عبد الوهاب که با دو واسطه به محمد بن عبد الوهاب می رسد ، متوفای ۱۲۹۲ ، چاپ دار الهدایه عربستان سعودی ، صفحه ۳۷ ، قضایا را نقل می کند که خوارج چگونه به وجود آمدند و چه کسانی بودند و در این باب به صورت مفصل بحث کرده و گفته :

اعلم أنه لما اشتد القتال یوم صفین قال عمرو بن العاص لمعاویه بن أبی سفیان :هل لک فی أمر أعرضه علیک لا یزیدنا إلا اجتماعا ، ولا یزیدهم إلا فرقه ؟ قال : نعم ، قال : نرفع المصاحف ثم نقول : لما فیها هذا حکم بیننا وبینکم ، فإن أبى بعضهم أن یقبلها رأیت فیهم من یقول : ینبغی لنا أن نقبلها فتکون فرقه فیهم ، فإن قبلوا رفعت القتال عنا إلى أجل . فرفعوا المصاحف بالرماح ، وقالوا : هذا کتاب الله عز وجل بیننا وبینکم من لثغور الشام بعد أهله ؟ من لثغور العراق بعد أهله ؟ فلما رآها الناس قالوا : نجیب إلى کتاب الله . فقال لهم علی : عباد الله ! امضوا على حقکم وصدقکم فإنهم لیسوا بأصحاب دین ولا قرآن أنا أعلم بهم منکم ، والله ما رفعوها إلا خدیعه ووهنا ومکیده . قالوا : لا یسعنا أن ندعى إلى کتاب الله فنأبى أن نقبله .فقال لهم علی : [ فإنی ] إنما أقاتلهم لیدینوا بحکم الکتاب فإنهم قد عصوا الله ونسوا عهد …

وقتی جنگ در روز صفین سخت شد و برای شامیان مشکلات زیادی به وجود آمد ، عمرو بن عاص به معاویه بن ابی سفیان گفت : می خواهید به شما پیشنهادی بدهم که باعث می شود اتحاد ما بیشتر شود و دشمن ما که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) باشد ، گرفتار تفرقه می شوند .

یعنی عمرو بن عاص صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله) است ، به دنبال تفرقه بوده . معاویه هم که از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود ، گفت :

بله ، چنین چیزی را می خواهم . عمرو بن عاص می گوید : ما باید مصحف ها را بر سر نیزه بزنیم .

در این جا منظور از مصحف ، یک قرآن مجلد و کامل که شامل ۱۱۴ سوره باشد ، نیست ؛ حتی اگر یک برگ از قرآن یا یک سوره یا یک آیه هم باشد ، باز هم قرآن می گوییم . به قول آقای ملازاده ، منظور از مصحف یک قرآن کامل ، مجلد و چاپی نیست . در ادامه می گوید :

وقتی ما قرآن ها را بر نیزه بردیم ، گفتیم : این قرآن ها بین ما و شما حکم کنند . اگر بعضی از آن ها ، تحاکم به قرآن و بر نیزه زدن آن را قبول نکنند ، در بین آن ها قطعا ، عده ای هم پیدا می شوند که بگویند باید تحاکم به قرآن را قبول کنیم و این سبب تفرقه بین آن ها می شود و اگر قبول کنند ، جنگ در یک مدت کوتاه از ما برداشته می شود و ما استراحتی می کنیم .

پس قرآن ها را بر سر نیزه زدند . گفتند : این کتاب خدا است که بین ما و بین شما حکم می کند .

آقای ملازاده ! شما که سواد نداری ، این مطالب در کتاب یکی از نوادگان محمد بن عبد الوهاب است .

 چه کسی از مرزهای شام و عراق دفاع کند ، بعد از این که مردمش کشته شدند .

در این جا این مطلب را می خواهد بگوید که بیایید صلح کنیم و یکدیگر را نکشیم . در صورتی که برای کشتن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تا صفین آمده بودند .

 وقتی مردم آن قرآن ها را دیدند ، گفتند : ما باید تحاکم به قرآن را قبول کنیم . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آمد و سخنرانی کردند و گفتند : بندگان خدا ! بر حقتان و راستی خود پایبند باشید . این ها طرفدار دین و قرآن نیستند .

آن هایی که اصرار دارند ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آن ها را مسلمان می دانسته ، این مطلب در منابع وهابیت آمده که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می گویند : اهل شام ، اهل دین نیستند .

من آن ها را بهتر از شما می شناسم . به خدا قسم ، این ها قرآن را به نیزه نزدند ، مگر این که خدعه و نیرنگ کنند . اما آن ها قبول نکردند و گفتند : ما نمی توانیم از قرآن بگذریم و باید تحاکم به قرآن را قبول کنیم . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : ما با این ها می جنگیم که حکم قرآن را قبول کنند ، اگر این ها قرآن را قبول داشتند که ما با این ها نمی جنگیدیم . این ها همان هایی هستند که از فرمان خداوند سر پیچی و عهدی را که بسته بودند ، فراموش کردند .

عبد اللطیف بن عبد الرحمن بن حسن بن محمد بن عبد الوهاب ، منهاج التأسیس والتقدیس ، چاپ دار الهدایه عربستان سعودی ، ص ۳۷

آقای ملازاده ! صد ها نفر از علمای اهل سنت این قضیه را نقل کرده اند ؛ اما بنده از این آقای وهابی آوردم ؛ به خاطر این که شما وهابیت را قبول دارید . اگر حرف آقای عبد اللطیف را هم قبول نکنید ، اهل جهنم می شوید .

ما قبلا نشان دادیم که هر کس حرف آل الشیخ را قبول نکند و با خاندان محمد بن عبد الوهاب مخالفت کند ، او از اهل جهنم است و حکمش هم کشتن است .

شرح حال عبد اللطیف بن عبدالرحمن بن حسن بن محمد بن عبد الوهاب

در کتاب الدرر السنیه فی الاجوبه النجدیه ، تألیف زینی دحلان ، جلد ۱۶ ، صفحه ۴۱۳ :

الشیخ عبد اللطیف بن عبد الرحمن رحمهما الله

هو الامام العالم العامل الحبر العلم الکامل ، سید اهل الاسلام فی زمانه وقطب فلک الانام فی اوانه ، اوحد البلغاء بدر الفصحاء خصه الله بالفضل والشهامه والشجاعه طنت بذکره الاعصار وضنت بمثله الامصار اخذ بمجامع الحقائق النقلیه والعقلیه ….

کان کاملا فی صورته ومعناه من الحسن والاحسان والحکم والسؤدد …

ادرک مقام الائمه الکبار وناسب قیامه من بعض الامور مقام الصدیقین …

او آقای تمام مسلمان ها و قطب دایره خلائق در زمان خودش بوده…

زینی دحلان ، الدرر السنیه فی الاجوبه النجدیه ، ج ۱۶ ، ص ۴۱۳

چندین صفحه درباره ایشان حرف می زنند ، حرف هایی که کارشناسان شبکه های وهابی می زنند و خیلی عجیب است که این حرف ها را آقایان وهابی می زنند . اگر بنده این حرف ها را در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بگویم ، قطعا وهابی ها بنده را تکفیر خواهند کرد ؛ اما خودشان در مورد بزرگانشان این سخنان را بیان می کنند .

این شخص با این مقام و درجه علمی از دیدگاه وهابیت ، قضیه بر سر نیزه کردن قرآن را در جنگ صفین بیان کرده و تصریح هم کرده که هدف این ها دین خدا و قرآن نبود ، هدفشان نیرنگ بود ؛ چون اگر نیرنگ نمی کردند ، شکست می خوردند . به همین خاطر قرآن ها را بر سر نیزه کردند و با این نیرنگ از جنگ جان سالم به در بردند .

مجری :

کلیپ دیگری از دروغ های این آقایان آماده شده که با هم مشاهده می کنیم .

کلیپ ۲ ) :

بیننده :

آقای ترشابی ! من بحث سیاسی با شما ندارم . اما شما در مورد عمرو عاص صحبت کردید . این عمرو عاصی که گفتید ، همان وزیر معاویه بود ؟

کارشناس وهابی :

بله ، از مشاوران معاویه بود .

بیننده :

ایشان همان کسی است که دستور داد قرآن ها را بر سر نیزه ها کنند ؟

کارشناس وهابی :

در کجا و در چه روایت صحیح آمده که عمرو عاص چنین دستور داده ؟

بیننده :

روایت ها در این باره فراوان است و بنده می توانم آدرس دقیق آن را به شما بدهم .

کارشناس وهابی :

این که مطلبی در کتابی آمده و سند صحیح تاریخی ندارد ، نمی شود به آن اعتماد کرد . همان طور که الان هم شما فرمودید . در نتیجه بنده می گویم اگر شما چنین چیزی در مورد عمرو بن عاص می گویید ، سند تاریخی آن را هم بیان کنید .

مجری :

ظاهرا برای یک مسأله ای با این قطعیت و وضوح ، به دنبال سند هستند . استاد یزدانی ! واقعا باید به این ها چه پاسخی داد ؟

استاد یزدانی :

روش آقایان وهابی به این صورت است که هر وقت خودشان صحبت می کنند ، از اول تا به آخر ، یک سند هم ارائه نمی دهند . همین آقای کارشناس ، دو ساعت در برنامه صحبت می کند ؛ اما یک بار صفحه مانیتورش را نشان نمی دهد که ما ببینیم این سخنی را که می گوید ، از کدام مصدر بیان می کند . اصلا نمی تواند جستجو کند و یک مصدر نشان دهد . فقط از اول تا آخر برنامه ، حرف های بدون سند و مدرک می زند . اما وقتی شیعه از یک قضیه متواتر می پرسد ، قضیه ای که تمام کتاب های تاریخی بلا استثناء آن را نقل می کند ، می گوید : برای این قضیه ، سند صحیح بیاورید . در حالی که نه فقط در کتاب های تاریخی ؛ بلکه خود ابن تیمیه ، ابن حجر عسقلانی   ، شمس الدین ذهبی ، ابن کثیر ، ابن اثیر ، ابن جریر ، همه در باره این قضیه تصریح کرده اند ؛ اما این آقا ، سند صحیح می خواهد که در این خصوص کلیپی است که می تواند پاسخ محکمی به این کارشناس وهابی باشد .

کلیپ ۳ ) :

کارشناس وهابی :

از شما خواهر عزیزمان تشکر می کنیم . صحبت های شما عالمانه بود و بهترین حرف است که اول قرآن است و ما در مسأله احادیث صحیح هم حرفی نداریم ؛ اما در مورد تاریخ ، حقیقتا نمی شود که یک عقیده بر آن بنا شود . این یادتان باشد ؛ چون تاریخ بدون سند به ما رسیده . ما چشممان را می بندیم . اگر قرار باشد که از تاریخ سند بخواهیم ، آن زمان دیگر تاریخی نداریم . لذا تاریخ را قبول می کنیم .

مجری :

خودشان ، جواب خودشان را می دهند ؛ اما زمانی که در مقابل یک شیعه قرار می گیرند و نمی توانند پاسخ دهند ، این طور دست و پا می زنند .

استاد یزدانی :

این کلیپ ، پاسخ آقای ترشابی را داد که می گفت در باره یک قضیه تاریخی معروف و مشهور ، سند تاریخی ارائه دهید و آقای سجودی گفت : مسائل تاریخی اصلا سند لازم ندارد . ما اگر خواهیم برای مسائل تاریخی سند بخواهیم ، باید تاریخ را رها کنیم .

چون واقعا اهل سنت در تاریخ ، سند ندارند . برای کدام یک از مطالبشان سند صحیح پیدا کنند و ما بارها ثابت کردیم که اهل سنت اصلا در هیچ زمینه ای ، سند صحیح ندارند ، جز درباره فضائل اهل بیت (علیهم السلام) و این قضایا که حقانیت مذهب شیعه ثابت می شود ، اگر دارند به ما ارائه دهند .

۲ . ابن تیمیه

ایشان هم در کتاب منهاج السنه ، قضیه بر نیزه کردن قرآن را نقل کرده و پذیرفته است . در کتاب منهاج السنه النبویه یا به قول علمای اهل سنت منهاج البدعه الامویه ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، جلد چهارم ، صفحه ۵۳۰ ، در این جا یاران حضرت امیر (علیه السلام) را سرزنش می کند و می گوید :

وإن کان بغیهم بعد الاقتتال وقبل الإصلاح فهنا إذا قیل بجواز القتال فهذا القدر إنما حصل فی أثناء القتال وحینئذ فشل أصحاب علی ونکلوا عن القتال لما رفعوا المصاحف ففی الحال …

یاران علی بن ابیطالب (علیه السلام) حرف ایشان را گوش نمی کردند . آن زمان که علی بن ابیطالب (علیه السلام) می گفتند بجنگید ، نمی جنگیدند . آن زمان که می گفتند نجنگید ، می جنگیدند .

در این جا می خواهد به یاران امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) اشکال بگیرد، لذا قضیه قرآن بر نیزه کردن را هم مجبور شده و آورده است . تا جایی که می گوید :

در این زمان بود که اصحاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) سست شدند و از جنگ دست کشیدند ، زمانی که پیروان معاویه بن ابی سفیان ، قرآن ها را بر نیزه ها کرده و بالا بردند .

ابن تیمیه ، منهاج السنه النبویه . ج ۴ . ص ۵۳۰

آقایان کارشناسان وهابی ! این آقای ابن تیمیه ، امام و خدای شما است که به صراحت این مطلب را نقل کرده ، می پذیرد و به آن برای کوبیدن شیعه استدلال می کند .

۳ . ابن کثیر دمشقی

از شاگردان ابن تیمیه است که ایشان هم در کتاب البدایه والنهایه این قضیه را به تفصیل با چندین سند نقل کرده است . کتاب البدایه والنهایه ، تألیف ابن کثیر دمشقی ، جلد ۷ ، چاپ دار ابن کثیر ، صفحه ۴۶۴ :

ذکر رفع أهل الشام المصاحف

فلما رفعت المصاحف قال أهل العراق نجیب إلى کتاب الله وننیب إلیه قال أبو مخنف حدثنی عبد الرحمن بن جندب الأزدی عن أبی أن علیا قال عباد الله أمضوا إلى حقکم وصدقکم وقتال عدوکم فإن معاویه وعمرو بن العاص وابن أبی معیط وحبیب بن مسلمه وابن أبی سرح والضحاک ابن قیس لیسوا بأصحاب دین ولا قرآن أنا أعرف بهم منکم صحبتهم أطفالا وصحبتهم رجالا فکانوا شر أطفال وشر رجال ویحکم والله إنهم ما رفعوها إنهم یقرأونها ولا یعملون بما فیها و ما رفعوا ها الا خدیعه ودهاه ومکیده (مکرا وتخذیلا لکم وکسرا لحدتکم وقتالکم ولم یبق الا هزیمتهم وفرارهم ونصرکم علیهم …

وقتی آن ها مصحف ها را بالا بردند ، اهل عراق گفتند : ما جواب کتاب خدا را می دهیم و به آن لبیک می گوییم و به آن برمی گردیم . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) سخنرانی کرد و فرمود : ای بندگان خدا ! معاویه و عمرو بن عاص ابن ابی معیط و حبیب بن مسلمه و ابن ابی سرح و ضحاک بن قیس ، پیرو دین و قرآن نیستند . من این ها را بهتر از شما می شناسم . شما مثل کودکان رفتار می کنید . وای بر شما ! به خدا قسم این ها قرآن را بالا نبردند که آن را بخوانند و عمل کنند . این ها فقط برای نیرنگ و تزویر و فریب دادن شما قرآن را بالا بردند . این ها قرآن را به این دلیل بالای نیزه ها بردند که در حال شکست بودند و می خواستند از جنگ فرار کنند و شما در حال پیروز شدن بودید .

ابن کثیر ، البدایه والنهایه ، ج ۷ ، چاپ ابن کثیر ، ص ۴۶۴

در آن کتاب ، آقای عبد اللطیف نام ها را سانسور کرده بود و فقط به صورت کلی گفته بود : اهل شام ؛ اما ابن کثیر از زبان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در این جا نام می برد .

این سخن آقای ابن کثیر در یکی از بهترین کتاب های تاریخی اهل سنت بیان کرده . آقایان وهابی هم این کتاب را قبول دارند .

در صفحه ۴۶۵ از این کتاب داستان تلخ دیگری را نقل می کند .

یا أهل العراق یا أهل الذل والوهن أحین علوتم القوم وظنوا أنکم لهم قاهرون رفعوا المصاحف یدعونکم إلى ما فیها وقد والله ترکوا ما أمر الله به فیها وسنه من أنزلت علیه فلا تجیبوهم أمهلونی فإنى قد أحسست بالفتح قالوا لا …

داستان مالک اشتر نخعی (رضوان الله تعالی علیه ) که به یک قدمی خیمه معاویه بن ابی سفیان رسیده بود و نزدیک بود که او را بکشد که نامه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) رسید که فرموده بودند : اگر می خواهی من مثل عثمان کشته نشوم ، برگرد .

این نقلی است که این کتاب دارد . مالک اشتر با دلی پرخون بر می گردد و سخنرانی می کند :

ای مردم عراق ! ای اهل ذلت و سستی ! این ها زمانی قرآن را بر سر نیزه بردند که شما در حال پیروزی بودید و وقتی این متوجه این مسأله شدند ، قرآن ها را بر سر نیزه کردند . این ها شما را دعوت می کنند به چیزی که در قرآن است . به خدا قسم اهل شام ، تمام دستورات قرآن را فراموش و رها کرده اند . به خدا قسم ، سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، سنت کسی که قرآن بر او نازل شده را فراموش کردند.

حرف این ها را گوش نکنید . من را رها کنید ، من پیروزی را نزدیک می بینیم و با تمام وجود احساس می کنم که پیروز می شویم . اما آن مردم پاسخ دادند : نه و قبول نکردند .

ابن کثیر ، البدایه والنهایه ، ج ۷ ، چاپ ابن کثیر ، ص ۴۶۴ به بعد

آن از سخن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : به خدا قسم ، این ها به قرآن عمل نمی کنند . به خدا قسم ، این ها جز خدعه و نیرنگ نیست . این هم از سخن مالک اشتر نخعی که بسیار واضح و روشن است و آقای ابن کثیر در کتاب خودش نقل کرده و هیچ ردیه ای بر آن نزده .

آقایان کارشناس وهابی بیایند و این کتاب را ببینند که آیا ابن کثیر این مطالب را رده کرده یا نه ؟ اگر بخواهد این ها را رد کند که باید کل کتابش را ببندد و دیگر چیزی از خودش ندارد . ابن کثیر هرچه می نویسد یا باید از سیف بن عمر باشد یا از ابو مخنف یا واقدی باشد . شخص دیگری ندارند که بخواهند از روی آن تاریخ بنویسند .

بنده در تحقیقی که داشتم ، فقط چهل مورد را عکس گرفتم که اگر فرصت شود آن ها را نشان خواهم داد .

۴ . آقای ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری

ایشان امام اشاعره است و همه اشاعره پیرو ایشان هستند . در کتاب مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین ، تألیف شیخ اهل السنه والجماعه الامام ابی الحسن علی بن اسماعیل اشعری ، متوفای ۳۳۰ هـ ، با تحقیق محیی الدین عبد الحمید ، جلد اول ، چاپ مکتبه العصریه بیروت ، صفحه ۱۲ می گوید :

وهؤلاء الخوارج الذین شایعوا علیا رضی الله عنه _ اول الامر علی قتال معاویه واهل الشام حتی اذا کان النصر منه قاب قوسین او ادنی اظهروا الانخداع بخدیعه عمرو بن العاص وحملوا علیا علی قبول التحکیم …

خوارج آنهایی بودند که در ابتدا شیعه علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده و با معاویه و اهل شام می جنگیدند . ( در این جا اشاره دارد به آن آیه قرآن کریم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آن قدر بالا رفت که جبرئیل (علیه السلام) ماند و به صدره المنتهی رسید و آن قدر به خداوند رسید که خداوند می فرماید : قاب قوسین او ادنی )به اندازه دو کمان یا کمتر به پیروزی نزدیک شده بود . در این زمان بود که عمرو بن عاص خدعه و نیرنگ و پلیدی خود را اظهار کرد و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را مجبور به قبول حکمیت کرد .

ابی الحسن علی بن اسماعیل اشعری ، مقالات الاسلامیین واختلاف المصلین ، با تحقیق محیی الدین عبد الحمید ، ج اول ، چاپ مکتبه العصریه بیروت ، ص ۱۲

۵ . ابن جوزی

ایشان از علمای بزرگ اهل سنت و حنبلی مذهب می باشد . در کتاب المنتظم که از بهترین کتاب های تاریخی اهل سنت ، تألیف ابوالفرج ابن جوزی ، باتحقیق محمد عبد القادر العطاء و مصطفی عبد القادر العطاء ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۵ ، صفحه ۱۲۰ :

فلما رأى عمرو بن العاص أن أمر العراق قد اشتد وخاف الهلاک قال لمعاویه هل لک فی أمر أعرضه علیک لا یزیدنا إلا اجتماعا ولا یزیدهم إلا فرقه قال نعم قال نرفع المصاحف ثم نقول ما فیها حکم بیننا وبینکم فإن أبى بعضهم أن یقبل وقال بعضهم بل نقبل فتکون فرقه تقع بینهم وإن قالوا نقبل رفعنا هذا القتال إلى أجل ….

 زمانی که عمرو بن عاص فهمید که جنگ در عراق مشکل شده و در حال هلاک شدن هستند ، به معاویه گفت : می خواهی پیشنهادی به تو بدهم که باعث وحدت ما و تفرقه سپاهیان علی بن ابیطالب (علیه السلام) باشد ؟ معاویه پذیرفت و قرآن ها را بر نیزه کردند

ابن جوزی ، المنتظم ، با تحقیق محمد عبد القادر عطاء و مصطفی عبد القادر عطاء ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۵ ، ص ۱۲۰

در همین کتاب ، صفحه ۱۲۵ می گوید :

قال علماء السیر وجاء علی بن أبی طالب رضی الله عنه إلى القوم وابن عباس یکلمهم فقال لهم من زعیمکم قالوا ابن الکواء قال فما أخرجکم علینا قالوا حکومتک یوم صفین قال أنشدکم بالله أتعلمون أنهم حیث رفعوا المصاحف فقلتم نجیبهم إلى کتاب الله قلت لکم إنی أعلم بالقوم منکم إنهم لیسوا بأصحاب دین ولا قرآن إنی عرفتهم أطفالا ورجالا فکانوا شر أطفال وشر رجال امضوا على حقکم فإنما رفعهم المصاحف الخدیعه

علمای تاریخ گفته اند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و ابن عباس با خوارج صحبت کردند و از آن ها پرسیدند که رهبر شما چه کسی است ؟ جواب دادند : ابن الکواء . گفتند : چرا بر ما خروج کردید ؟ به خاطر این که در روز صفین حکمیت را پذیرفتید . ( این در حالی است که خودشان حکمیت را بر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تحمیل کردند ، حال می گویند : چرا پذیرفتید ) امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) سخنرانی کردند : یادتان است آن زمانی که آن ها قرآن ها را بر سر نیزه زدند و شما حکمیت بر قرآن را پذیرفتید و من به شما گفتم : من بهتر از شما این قوم را می شناسم . این ها نه طرفدار قرآن هستند و نه طرفدار دین . آن ها قرآن را به خاطر نیرنگ و فریب بر نیزه زدند .

ابن جوزی ، المنتظم ، با تحقیق محمد القادر عطاء و مصطفی عبد القادر عطاء ، چاپ مکتبه العصریه بیروت ، ج ۵ ، ص ۱۲۵ و ۱۲۶

مجری :

آقای دکتر ملازاده ! تا دروغ های شما بیشتر از این نشده ، پاسخ دهید . حداقل اشاره کنید که این مطالب را که فرمودید آیا اشتباه کردید ، دروغ گفتید یا تدلیس کردید ؟ بلاخره طبق قولی که دادید باید شبکه را ترک کنید .

کلیپ بعدی که برای شما آماده کرده ایم و مرتبط به این موضوع است ، ادعا های جالبی است که بیان کردند از اعتراف به قرآن بر سر نیزه کردن تا تلاش برای توجیه آن .

کلیپ ۳ ) :

کارشناس وهابی :

این جا است که بعد از وارد شدن به یک سری مباحثه و گفتگو ، عمرو عاص به نشانه صلح و آشتی ، می گوید : قرآن ها را بالا ببرید . این جا است که همه قرآن ها را به عنوان صلح دست بگیرند و به بالا می برند . این جا است که متأسفانه شبهه ای وارد می شود ، بر این که عمرو عاص به خاطر عوامفریبی و فریب زدن ارتش مقابل و فریب زدن ابوموسی اشعری که از طرف حضرت علی انتخاب شده بود ، این کار را می کند . در صورتی که چنین نیست .

مجری :

این که قرآن سر نیزه بوده . آیا استاد ! این قدر جهالت هست ؟ من می خواهم این را بگویم وقتی این موضوع را مطرح می کنند ، مردم چیز دیگری تجسم می کنند که مصحفی اندازه این کتاب بوده ، بعد نیزه ای را داخل این مصحف کرده و این طور بر نیزه کردند . اصلا مصحفی مثل الان نبوده که ما بخواهیم بگوییم به راحتی آن را بر نیزه کردند . آن زمان از پوست بود ، از چوب ساخته می شد ، هر کس شاید برگه ای از قرآن دستش بوده . یعنی موضوع را کلا چقدر تعویل و تعبیر اشتباه از آن می کنند .

کارشناس وهابی :

یعنی اگر خوب توجه کنیم ، در تمام قضایا به ویژه قضایای تاریخی ، یک موردی که اصل و اساسی داشته باشد ؛ اما در این اصل و اساس ، آن چنان بزرگنمایی شده که از حد و مرزی فراتر رفته . پس این جا است که اصل و اساس این قضیه این است ؛ اما در این مسأله بزرگنمایی شده بر این که قرآن را به نیزه زدند و اهانت کردند . در صورتی که این چنین نیست .

مجری :

بلاخره از ادعای انکار مقداری تنزل کرده و پذیرفتند که قرآن بر سر نیزه شد ؛ اما ظاهرا برای توجیه آن تلاش می کنند و می گویند : برای صلح بالا رفته .

استاد یزدانی ! آیا برای صلح بوده یا برای خدعه و نیرنگ ؟؟؟؟

استاد یزدانی :

این آقایان چاره ای ندارند که بگویند : به خاطر صلح قرآن ها را بر نیزه زدند . اما به صراحت می گویم که هیچ یک از علمای اهل سنت نگفته اند که قصد آن ها صلح بود ، بلکه همه گفتند : زمانی که فهمیدند که در حال شکست و نابودی هستند ، این پیشنهاد را دادند تا تفرقه در میان لشگر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ایجاد کنند و متأسفانه در این ارتش مثل اشعث بن قیس (لعنت الله علیه ) و عده ای دیگر ، فریب معاویه را خوردند و شکست خوردند .

جالب است که مجری در این کلیپ ، پاسخ آقای ملازاده را می داد که ایشان گفته بود : در آن زمان که قرآن به صورت چاپ شده نبود که بر سر نیزه بگذارند . مجری گفت : آن زمان قرآن های کوچکی بود حتی یک برگ بود که بر روی پوست نوشته شده بود که آن ها را بر نیزه می بردند نه این که یک قرآن چاپ مثل قرآن های امروزی را بر نیزه برده باشند .

۶ . ابن اثیر جزری

در کتاب الکامل فی التاریخ که یکی از بهترین کتاب های تاریخی اهل سنت است و خودش هم در مقدمه کتاب گفته : من تمام مطالبی را که در این کتاب آورده ام ، انتخاب کرده ام .

الکامل فی التاریخ ، تألیف ابن اثیر جزری ، متوفای ۶۳۰ هـ ، جلد ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۱۹۲ ، حوادث سال ۳۷ :

فلما رأی عمرو أن أمر أهل العراق قد اشتد وخاف الهلاک قال لمعاویه هل لک فی أمر أعرضه علیک لا یزیدنا إلا اجتماعا ولا یزیدهم إلا فرقه قال نعم قال نرفع المصاحف ثم نقول لما فیها هذا حکم بیننا وبینکم فإن أبی بعضهم أن یقبلها وجدت فیهم من یقول ینبغی لنا أن نقبل فتکون فرقه بینهم وإن قبلوا ما فیها رفعنا القتال عنا إلی أجل فرفعوا المصاحف بالرماح وقالوا هذا حکم کتاب الله عز وجل بیننا وبینکم من لثغور الشام بعد أهله من لثغور العراق بعد أهله فلما رآها الناس قالوا نجیب إلی کتاب الله فقال لهم علی عباد الله أمضوا علی حقکم وصدقکم وقتال عدوکم فإن معاویه وعمرا وابن أبی معیط وحبیبا وابن أبی سرح والضحاک لیسوا بأصحاب دین ولا قرآن أنا أعرف بهم منکم قد صحبتهم أطفالا ثم رجالا فکانوا شر أطفال وشر رجال ویحکم والله ما رفعوها إلا خدیعه ووهنا ومکیده فقالوا له لا یسعنا أن ندعی إلی کتاب الله فنأبی أن تقبله فقال لهم علی فإنی إنما أقاتلهم لیدینوا بحکم الکتاب فإنهم قد عصوا الله فیما أمرهم ونسوا عهده

زمانی که عمرو بن عاص دید که مردم عراق قدرتشان زیاد شده و از هلاکت و نابودی ترسید ، به معاویه گفت : آیا می خواهی من پیشنهادی به شما بدهم که برای ما اتحاد آفرین است و برای دشمن تفرقه افکن می باشد . معاویه گفت : بله ، عمرو عاص گفت : قرآن ها را بر نیزه بزنید .

نقل می کند که وقتی آن ها مصحف ها را بالا بردند ، اهل عراق گفتند : ما جواب کتاب خدا را می دهیم و به آن لبیک می گوییم و به آن برمی گردیم . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) سخنرانی کرد و فرمود : ای بندگان خدا ! معاویه و عمرو بن عاص و ابن ابی معیط و حبیب بن مسلمه و ابن ابی سرح و ضحاک بن قیس ، پیرو دین و قرآن نیستند . من این ها را بهتر از شما می شناسم . شما مثل کودکان رفتار می کنید . وای بر شما ! به خدا قسم این ها قرآن را بالا نبردند که آن را بخوانند و عمل کنند . این ها فقط برای نیرنگ و تزویر و فریب دادن شما قرآن را بالا بردند . این ها قرآن را به این دلیل بالای نیزه ها بردند که در حال شکست بودند و می خواستند از جنگ فرار کنند و شما در حال پیروز شدن بودید . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : ما با این ها می جنگیم که حکم قرآن را قبول کنند ، اگر این ها قرآن را قبول داشتند که ما با این ها نمی جنگیدیم . این ها همان هایی هستند که از فرمان خداوند سر پیچی و عهدی را که بسته بودند ، فراموش کردند .

ابن اثیر جزری ، الکامل فی التاریخ ، ج ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۱۹۲

این هم مطلبی که ابن اثیر جزری در کتاب الکامل خود نقل کرده است که جواب محکمی به کارشناسان شبکه های وهابی بود . ما هدفمان این است که کلیپ هایی از همه شبکه ها پخش کنیم و ان شاء الله به تنهایی به جنگ با این شبکه های وهابی خواهیم رفت .

کلیپ ۴ ) :

کارشناس وهابی :

حضرت علی رضی الله عنه ، تحاکم به قرآن را قبول کردند ، در جنگ جمل هم همین شد . در جنگ جمل هم می بینیم که چه از اهل کوفه و چه از اهل بصره ، قرآن را بر سر نیزه کردند که ایها الناس ! جنگ نکنید و به قرآن برگردید . سبأیی ها ، هر دو قاری قرآن از دو طرف را تیر باران کردند و کشتند . نگذاشتند که این صدای تحاکم به قرآن ، به گوش بقیه مردم برسد . در جنگ صفین این کار که انجام شد ، وقتی به حضرت علی خبر داده شد ، از تابعین و اصحاب گفتند : الان ما را به تحاکم به قرآن می خوانند.

این چیزی بوده که مد نظر همه بوده . قرآن می فرماید : باید ایجاد صلح شود و قرآن حاکم شود و ببینید که قرآن چه می گوید ؟ الان اهل سنت می گوید : بیایید هر چه قرآن گفته ، بر اساس آن عمل کنیم . چون اشعث بن قیس در آن شب در بین قبیله خود گفته بود که ایها الناس ! من الان سنی را گذرانده ام ؛ اما چنین جنگی را ندیده ام . ما مسلمان ها داریم از بین می رویم . فردا رومیان بر شامیان حمله می کنند . ایرانیان بر اهل عراق حمله می کنند . دیگر کسی نمی ماند و اسلامی نخواهد ماند . ما یکدیگر را می کشیم . به خاطر همین باید ایجاد صلح کنیم . وقتی این خبر به معاویه می رسد ، استقبال می کند و می گوید : واقعا درست می گوید . اگر این جنگ به این صورت انجام گیرد ، کسی از ما نمی ماند . کشته شدگان زیاد شده بودند .

مجری :

این هم یک اعتراف صریح از یک شبکه وهابی ـ داعشی که یکی دیگر از کارشناسانش ادعا داشت که این قضیه اصل و اساسی ندارد ؛ اما کارشناس دیگری از همین شبکه می گوید :این مسأله از واقعیات تاریخی است . البته سعی داشتند توجیه کنند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای نارویی از زاهدان ـ اهل سنت

بنده کتابی به نام مقام صحابه دارم که مولانا عبد الرحمن سربازی نوشته اند ؛ اما در مورد این جنگ صفین موارد زیادی را بیان کردند که بنده نمونه هایی از آن را برای شما بازگو می کنم .

برای نمونه مثلا در معجم کبیر نوشته اند که چون طلحه به دست لشگریان حضرت علی (علیه السلام) کشته شده بود ، حضرت از اسب خود پیاده شد و او را از زمین برداشت و غبار از چهره اش پاک کرد و به گریه در آمد و گفت : ای کاش از این واقعه بیست سال جلوتر می مردم .

در سنن بیهقی با سند مذکور بیان می کند که وقتی از حضرت علی (علیه السلام ) وقتی از کسانی که در جنگ جمل با ایشان جنگیده بودند ، پرسیدند که آیا آن ها کافر بودند ؟ حضرت فرمودند : از شرک فرار کرده و در اسلام داخل شدند . از ایشان سؤال شد که آیا آن ها منافق هستند ؟ فرمودند : منافقان از خدا یاد نمی کنند ، مگر به ندرت . اما این ها به کثرت خدا را یاد می کنند .

سپس از ایشان سؤال شد ، آن ها چه هستند ؟ فرمودند : آن ها برادران ما هستند که بر علیه ما رقابت کردند .

مطالب زیادی هست که حضرت علی (علیه السلام) آن ها را به عنوان مسلمان قبول داشت و این ها در یک موضوعی اختلاف داشتند و اختلافشان هم اجتهادی بود و چیز های زیادی نوشته بود ؛ اما ننوشته بودند که آن ها ناحق بوده یا این که حضرت علی (علیه السلام ) ناحق بود . در این کتاب نوشته بود که هردو طرف بر حق بودند .

استاد یزدانی :

در آن کتاب قرآن بر نیزه کردن را هم نوشته است ؟

بیننده :

این ها را ننوشته .

استاد یزدانی :

بله این ها به ضررش بوده که ننوشته ، فقط دروغ هایی را که به نفعش بوده ، نوشته .

بیننده :

چیز هایی را نوشته که حضرت علی گفته : آن ها برادران ما بودند .

استاد یزدانی :

بله ، در قرآن هم داریم که نوح (علیه السلام) به قوم خودش می گوید : إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ . شعرا / ۱۰۶ . هود هم به قوم کافر خود گفت : إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ . شعرا/ ۱۲۴ یا حضرت صالح هم به قوم کافر خود برادر می گفت . إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ . شعرا / ۱۴۲ . یا حضرت لوط هم به قوم خود می گفت : إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ . شعرا / ۱۶۱

این ها برادر بودند ؛ اما مثل برادران حضرت لوط ، مثل برادران حضرت نوح و قوم صالح (علیهم السلام) بودند . از این که آن ها برادر بودند ، شکی در آن نیست ؛ چون آن ها فرزندان آدم بودند ؛ اما برادرانی که طبق نصی که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند : این ها برادرانی هستند که بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را داشتند و کسی که بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشته باشد ، قطعا منافق است .

این روایت در صحیح مسلم بیان شده است و شکی در این قضیه نیست .

بیننده :

جناب استاد یزدانی ! در جای دیگر هم حضرت علی (علیه السلام) می فرماید : من امیدوارم که در روز قیامت ، من و طلحه و زبیر از جمله کسانی باشیم که قرآن خدا در مورد آن ها گفته : که در بهشت ….

استاد یزدانی :

این مطلب را در کجا گفتند . این ها همه ادعاهایی است ایشان داشتند . روایت آن را بخوانید .

مجری :

روایت در سنن بیهقی ، جلد ۸ ، صفحه ۱۸۲ آمده است .

بیننده : محمد از تهران ـ شیعه

بنده سؤالی در مورد آیه ۹۶ و ۹۷ سوره مبارکه یوسف است . آن جایی که فرزندان حضرت یعقوب به ایشان می گویند : ای پدر برای ما از خداوند آمرزش بخواهید که ما خطا کار هستیم . حضرت یعقوب در پاسخ به آن ها می گویند : به زودی از پروردگارم آمرزش می خواهم که او آمرزنده مهربان است .

خواستم بپرسم که آیا این دو آیه توسل را ثابت نمی کند .

استاد یزدانی :

توسل به زنده را ثابت می کند . این که درخواست از غیر خداوند جایز است . این دو آیه حداقل این را ثابت می کند .

بیننده :

بنده می خواستم بدانم آیا آیات مشابه دیگری هم هست که توسل به امامان و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و همین کاری که ما با توسل به امامان انجام می دهیم ، ثابت کند .

استاد یزدانی :

ما برای توسل آیات زیادی از قرآن کریم داریم که بنده نشان خواهم داد . استدلال علمای اهل سنت به آیات قرآن در جواز توسل : ابن کثیر دمشقی ، شاگرد ابن تیمیه ، در کتاب تفسیر قرآن العظیم ، چاپ دار ابن حزم ، صفحه ۵۰۳ ، ذیل آیه ۶۴ سوره نساء این استدلال را کرده است :

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا .

یرشد تعالى العصاه والمذنبین إذا وقع منهم الخطأ والعصیان أن یأتوا إلى الرسول (ص) فیستغفروا الله عنده ویسألوه أن یغفر لهم فإنهم إذا فعلوا ذلک تاب الله علیهم ورحمهم وغفر لهم ولهذا قال ) لوجدوا الله توابا رحیما …

انسانی که گنهکار و خطاکار است ، باید نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برود و در کنار آن حضرت ، باید طلب استغفار کند . از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم بخواهد که برای او از خداوند طلب استغفار کند . اگر این کار را انجام دهد ، خداوند توبه او را می پذیرد و گناهش را می بخشد . در ادامه داستانی را نقل می کند که اعرابی در کنار قبر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) آمد و این آیه را خواند و از خداوند طلب استغفار کرد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به خواب آن راوی آمد و گفت به آن اعرابی بشارت بده که خداوند گناه او را بخشید .

ابن کثیر ، تفسیر قرآن العظیم ، چاپ دار ابن حزم ، ص ۵۰۳

این آیه یکی از آیاتی است که علمای اهل سنت برای جواز توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) استدلال کرده اند .

بیننده :

نکته دیگری هم در خصوص سوره کهف است که در مورد ساختن مقبره است . آیا آن آیه هم برای جواز مقبره سازی برای بزرگان ، استدلال می کند ؟

استاد یزدانی :

آیه ۲۱ سوره کهف است که در این جا وقتی اصحاب کهف از دنیا رفتند ، مردم با هم نزاع کردند و دو دسته شدند . آن هایی که :

فَقَالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیَانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِدًا

این آیه ، یا ثابت می کند ساختن بنا بر قبر جایز است یا این که مسجد ساختن جایز است . هر کدام را که آقایان وهابی بپذیرند ، نظر ما ثابت می شود .

پس عده ای بودند که می گفتند : بنایی بر روی قبر را بسازیم که هیچ کس دسترسی به این قبور نداشته باشد و آن ها را مخفی کنیم . عده ای دیگر هم گفتند : ما باید مسجدی بسازیم .

کفار و دشمنان هم که مسجد نمی سازند . مطمئنا این ها مؤمنینی بودند که گفتند ما بر روی این قبرها ، مسجدی بسازیم . این هم علیه وهابیت است که مسجد سازی بر روی قبور را جایز نمی دانند .

بیننده : مجید از تهران ـ شیعه

بنده می خواستم بگویم این شبکه های وهابی که تکلیفی ندارند ؛ چون با این اختلافی که در بین آن ها به وجود آمده ، باید ابتدا خودشان را درست کنند و کاری به هدایت مردم نداشته باشند .

استاد یزدانی :

ما قول می دهیم که یکی از برنامه های چالش را به این مسأله بپردازیم . این که یکی از کارشناسان شبکه کلمه می گفت : شبکه کلمه با پول هایی که از ملازاده دزیده بودند ، یک کشتی نفتی خریداری کردند . واقعا انسان تعجب می کند که این پول های هنگفت از کجا آمده که توانسته اند یک کشتی نفتی بخرند . واضح و روشن است که این ها فقط به دنبال تجارت هستند و کاری به دین ندارند .

بیننده :

نکته دیگر این که ، چرا شبکه های وهابی وقتی صحبت از محمد بن ابوبکر می شود ، ایشان خال المؤمنین نمی شوند ؟ اما معاویه خال المؤمنین می شود .

استاد یزدانی :

پاسخش واضح است ؛ چون محمد بن ابی بکر با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نجنگیده است .

بیننده :

سؤال دوم این که ، به جز در قرآن کریم در کتب دیگر مثل تورات و انجیل درخصوص یوسف (علیه السلام) صحبتی شده است یا خیر ؟

سؤال سوم این که ، آخر و عاقبت عبد الله بن سبأ چه شد ؟ در این خصوص توضیحاتی را بیان کنید . چون شبکه های وهابی مانور زیادی در خصوص عبد الله بن سبأ می دهند .

استاد یزدانی :

در این باره باید از اساتید مهدویت مثل استاد عباسی بپرسید . بنده در این مباحث خیلی وارد نیستم. در مورد ابن سبأ هم به علت این که توضیح زیادی دارد ، در برنامه های تخصصی جواب داده شده ، فقط یک روایتی را از سنن بیهقی کبری ، جلد ۸ ، صفحه ۱۷۳ ، بخوانم که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) نعوذ بالله گفته باشند :

انی لارجو ان اکون انا وطلحه وزبیر ممن قال الله عزوجل ونزعنا ما فی صدورهم من غل

سنن بیهقی . ج ۸ ، ص ۱۷۳ ، ح ۱۶۹۱

این روایت در سنن بیهقی آمده ؛ اما سند روایت ضعیف است ؛ چون در سند نعیم بن ابی هند است که بنده اگر همین شخص را در منابع اهل سنت جستجو بزنم ، ضعفش را ثابت می کنم . ایشان از کسانی است که :

رمی بالنصب

ناصبی بودند .

ابن حجر عسقلانی ، تقریب التهذیب ، ج ۱ ، ص ۵۶۵ ، شرح حال ۷۱۷۸

ایشان ثقه هست ؛ اما ناصبی است و روایت از ناصبی از دیدگاه شیعه و سنی پذیرفته نیست . هر چند که ثقه هم باشد .البته روات دیگر این روایت هم مشکل دارند که الان فرصت بیان آن ها نیست .

بیننده : محمد رضا از کرج ـ شیعه

استاد روستایی گفتند طبق آیه قرآن کسانی که بت پرست بودند ، جزء ظالمین قرار می گیرند و نمی توانند به عنوان امام انتخاب شود .

استاد یزدانی :

کسی که در عمرش حتی یک بار بت پرستیده باشد ، قطعا ظالم است و طبق نص صریح قرآن کریم این شخص نمی تواند امام شود .

بیننده :

در خصوص جایگاه ولایت فقیه را در اسلام توضیح دهید . نکته دیگر این که ، کارشناسان شبکه وهابی کلمه در مورد مقام معظم رهبری توهین های زیادی می کنند . بنده از شما تقاضا دارم که در مقابل آن ها جبهه گیری کنید .

اگر امکان دارد سخنرانی های آقای رائفی پور را بیشتر پخش کنید .

مجری :

ایشان در مناسبت های مختلف برنامه داشتند . باز هم در این باره با مدیران شبکه صحبت می کنیم.

بیننده : علیرضا از مشهد ـ اهل سنت

استاد یزدانی ! اگر امکان دارد آن مطالبی را که از کتاب های اهل سنت بیان کردید ، آن قسمتی که قرآن ها را بر سر نیزه کردند را نشان دهید .

استاد یزدانی :

از کتاب آقای عبد اللطیف آل الشیخ ، یکی از آقایان وهابی ، که گفته بود : فرفعوا المصاحف بالرماح، این مطلب در کتاب منهاج التأسیس والتقدیس ، تألیف عبد اللطیف آل الشیخ ، از نوادگان محمد بن عبد الوهاب آمده است .

بیننده :

بنده این مطلب را از کتب تاریخی اهل سنت که سند داشته باشند ، بیان کنید . در این جا می گوید : قرآن ها را بلند کرد .

استاد یزدانی :

در این جا ، کلمه بالرماح به چه معنا است ؟ ایشان هم از تاریخ طبری ، تاریخ ابن اثیر ، تاریخ ابن خلدون نقل می کند . همه این ها کلمه بالرماح را بیان کردند و نگفتند که بر روی دست های خود بلند کردند .

بیننده :

آقای یزدانی ! هیچ کدام از علمای اهل سنت برای مسائلشان به کتب تاریخی استناد نمی کنند .

استاد یزدانی :

پس به چه چیزی استناد می کنند ؟ همین مطلب در کتاب الکامل فی التاریخ ، جلد ۳ ، صفحه ۱۹۲ می گوید : فرفعوا المصاحف بالرماح .

بیننده :

همه کتاب های تاریخی در تمام مواردی که ارائه داده ، کل تاریخ را بیان کرده .

استاد یزدانی :

آقای ابن اثیر در مقدمه خودش گفته : هر آن چه من در این کتاب آورده ام ، خودم انتخاب کرده ام و همه سند ها معتبر است . ما حداقل شهادت ابن اثیر را به عنوان عالم بزرگ اهل سنت می پذیریم که روایتشان حداقل حسن است . یعنی تمام تاریخ ابن اثیر حداقل حسن است و هیچ شک و شبهه ای در آن نیست .

علاوه بر این ، این قضیه متواتر است .

بیننده :

این نظر شخص ابن اثیر است . شما فرمودید علمای اهل سنت ، اصلا علم حدیث ندارند .

استاد یزدانی :

واقعا ندارند . شما می توانید یک روایت صحیح از کتاب های اهل سنت بخوانید که طبق مبنای خودشان ، اشکال نداشته باشد .

بیننده :

اگر در کتب تاریخی مطلبی آمد و بقیه محدثین اهل سنت آن را تصحیح کرده باشند ، مورد قبول است . اکثر نویسنده های کتاب ، مطالبی را که در کتب خود می آوردند ، خودشان بر صحتش اطمینان دارند .

مجری :

ما کلیپ نشان دادیم که خود کارشناس وهابی گفت : تاریخ ، اصلا سند نمی خواهد . اگر قرار باشد که سند را لحاظ کنیم ، چیزی به نام تاریخ وجود ندارد . نکته دیگر این که ، این قضیه را خیلی از علما جزما ، نقل کرده اند .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! شما می توانید روایت را تصحیح کنید ؟

بیننده :

به هیچ عنوان نمی توانم .

استاد یزدانی :

بنده به شما سند نشان می دهم . کتاب بغیه الطلب فی تاریخ حلب ، تألیف کمال الدین ابی جراده ، چاپ دار الفکر بیروت ، با تحقیق دکتر زکار ، جلد اول ، صفحه ۳۱۹ :

أخبرنا أبوحفص عمر بن محمد المؤدب إذنا عن أبی غالب أحمد بن الحسن ابن البناء عن أبی غالب محمد بن أحمد قال أخبرنا أبو الحسین المراعیشی وأبو العلاء الواسطی قالا أخبرنا أبو عبد الله نفطویه قال وقال عوانه بن الحکم کانت وقعات صفین أربعین وقعه کلها لأهل العراق على أهل الشام فلما خاف عمرو على أهل الشام أشار على معاویه برفع المصاحف ففتر أهل العراق ودعوا إلى حکم المصاحف وحکم الحکمان …

وقتی از جنگ ترسیدند ، قرآن ها را بالا بردند …

کمال الدین ابی جراده ، چاپ دار الفکر بیروت ، با تحقیق دکتر زکار ، ج اول ، ص ۳۱۹

روی چه چیز بالا بردند ؟ آیا روی دستشان بالا بردند ؟

بیننده :

روی دستشان بالا بردند .

استاد یزدانی :

پس همه آن روایاتی که به شما نشان دادم ، همه دروغ بودند .

بیننده :

شما سند آوردید . در این جا هم گفته : یرفع المصاحف .

استاد یزدانی :

کجا بالا بردند ؟

بیننده :

روی دستشان بالا بردند .

استاد یزدانی :

این که روی دست بود یا روی نیزه ، با هم فرق می کنند ؟ اولا ، این که می گویید روی دست بلند کرد ، حرف شما است و یک نفر هم نگفته که قرآن ها را روی دست بلند کرده . اگر هست ، نشان بدهید .

خودشان گفته اند که رفعوا المصاحف بالرماح ، خودشان این بالرماح را آورده اند .

بیننده :

شما یک مطلب با سند آوردید ، این سند می گوید : رفعوا المصاحف . قرآن ها را بالا بردند .

بهترین معنایی که از این عبارت به ذهن خطور می کند ، این است که روی دست بلند شده .

استاد یزدانی :

این معنا به ذهن شما می آید ؛ اما به ذهن علمای اهل سنت این آمده که گفتند : فرفعوا المصاحف بالرماح ، این ها هم سند نقل کرده اند . بنده از منابع اهل سنت نشان می دهم ، هیچ کدام بدون سند نقل نکردند . وقتی جستجو زدم ، صد و دو مورد پیدا شد .

بیننده :

آقای یزدانی ! چرا شما از آن حدیث قبلی فرار می کنید ؟

استاد یزدانی :

حدیث قبلی که نمی گوید روی دست بوده . کجای روایت چنین چیزی بوده ؟ مشکل روایت چیست؟

بیننده :

مشکلش این است که در آن جا ، شما یک مطلب را با سند آوردید .

استاد یزدانی :

مطلب ابن اثیر هم سند دارد . بنده سند آن را هم به شما نشان می دهم .

بیننده :

من عالم علم حدیث نیستم . اما باید روایت ابن اثیر را همه محدثین اهل سنت ، راویان آن را تصحیح کرده باشند .

استاد یزدانی :

اولا ، طبق نظر شما ، تاریخ اصلا سند نمی خواهد . اگر سند می خواست شما باید تمام کتاب های تاریخی خود را دور می انداختید .

بیننده :

بنده گفتم که علمای اهل سنت به تاریخ استناد نمی کنند . به اندازه کافی کتاب معتبر دارند که سراغ کتاب تاریخی نروند .

مجری :

شما تاریخ را از کجا می گیرید ؟ شما از حدیث فقهی ، تاریخ می گیرید .

بیننده :

اصلا بحث من در این جا تاریخ نیست . نظر اهل سنت در باره جنگ بین معاویه و حضرت علی (علیه السلام ) کاملا مشخص است .

مجری :

برادر عزیز ! سؤال بنده خیلی واضح است . اهل سنت تاریخ خود را از کجا اخذ می کنند ؟ اصلا چیزی به اسم تاریخ دارند یا خیر ؟

بیننده :

بنده نمی خواهم به این سؤال پاسخ دهم ؛ چون اصلا هیچ ارتباطی به این بحث ندارد .

استاد یزدانی :

این که از روی خدعه قرآن را ، چه روی دست برده باشد ، چه روی چوب و چه روی سنگ و چه روی آهن ، برای شما چه فرقی در معنا می کند ؟ آقای ابن کثیر ، ابن اثیر ، ابن جریر طبری گفته اند که قرآن را روی نیزه بلند کردند .

شما یک سنی یا یک وهابی نشان بده که گفته باشد ، روی دست بلند کرده باشد .

بیننده :

آن هایی را که شما نشان دادید ، بدون سند است .

مجری :

شما دوباره گفتید تکرار کردید . بنده از شما پرسیدم که اهل سنت تاریخ را از کجا اخذ می کنند ؟

بیننده :

بنده نمی خواهم به این سؤال پاسخ دهم . چون وارد بحث دیگری می شویم . می خواهم به سؤال آقای یزدانی پاسخ دهم .

استاد یزدانی :

شما یک سند بیاورید که یک عالم سنی گفته باشد قرآن ها را روی دست بالا برده باشد .

بیننده :

شما فرمودید که چه فرقی می کند که قرآن روی نیزه باشد یا روی دست باشد ؟

استاد یزدانی :

بنده از تاریخ طبری سندی را ارائه می دهم ،

حدثنی عبدالله بن أحمد قال حدثنی أبی قال حدثنی سلیمان قال حدثنی عبدالله عن جویریه قال قال عمرو بن العاص یوم صفین لوردان تدری ما مثلی ومثلک مثل الأشقر إن تقدم عقر وإن تأخر نحر لئن تأخرت لأضربن عنقک ائتونی بقید فوضعه فی رجلیه فقال أما والله یا أبا عبدالله لأوردنک حیاض الموت ضع یدک على عاتقی ثم جعل یتقدم وینظر إلیه أحیانا ویقول لأوردنک حیاض الموت رجع الحدیث إلى حدیث أبی مخنف فلما رأى عمرو بن العاص أن أمر أهل العراق قد اشتد وخاف فی ذلک الهلاک قال لمعاویه هل لک فی أمر أعرضه علیک لا یزیدنا اجتماعا ولا یزیدهم إلا فرقه قال نعم قال نرفع المصاحف ثم نقول ما فیها حکم بیننا وبینکم فإن أبى بعضهم أن یقبلها وجدت فیهم من یقول بلى ینبغی أن نقبل فتکون فرقه تقع بینهم وإن قالوا بلى نقبل ما فیها رفعنا هذا القتال عنا وهذه الحرب إلى أجل أو إلى حین فرفعوا المصاحف بالرماح وقالوا هذا کتاب الله عز وجل بیننا وبینکم من لثغور أهل الشام بعد أهل الشام ومن لثغور أهل العراق بعد أهل العراق فلما رأى الناس المصاحف قد رفعت قالوا نجیب إلى کتاب الله عز وجل وننیب إلیه

تاریخ طبری ، ج ۳ ، ص ۱۰۱

بیننده :

شما روایان آن را از لحاض محدثین اهل سنت بررسی بفرمایید .

استاد یزدانی :

شما باید بررسی کنید . اگر نمی توانید بررسی کنید ، چرا اشکال می کنید . بنده این قضیه را با سند آوردم . در هر صورت معاویه نیرنگ و خدعه کرد و از قرآن به عنوان یک وسیله استفاده کرد و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : معاویه به خاطر خدعه و نیرنگ قرآن ها را بر نیزه کرد .

چه روی دست برده باشد ، چه روی سر گذاشته باشد ، چه زیر بغل گرفته باشد ، هر جا که باشد ، در معنا فرقی نمی کند . حتی ابن تیمیه این مطلب را پذیرفته .

مجری :

شما اگر تخصصی ندارید ، چرا وارد این بحث می شوید . این سؤالی است که ما از شما داشتیم و شما پاسخگو نیستید .

بیننده : هادی از کاشان ـ شیعه

بنده از شما سؤالی داشتم . بنده دو سه شب قبل ، شبکه توحید را می دیدم که بیننده شیعه ای با آقای ملازاده تماس گرفته بودند که سؤال کردند : جهت زیارت و توسل ائمه (علیهم السلام) ، از قرآن و روایات سندی بیاورید که این کار اشتباه و کفرآمیز است .

اما آقای ملازاده بعد از ده دقیقه که صحبت کرد ، هیچ دلیل قرآنی و روایی برای زیارت و توسل نیاوردند . بنده از شما این سؤال را دارم که آیا در قرآن و روایت ، در این خصوص اشاره ای شده است یا خیر ؟

بیننده : مصطفی از ترکیه ـ شیعه

بنده از کل برنامه های شبکه انتقادی داشتم . برنامه های شما همه خوب و آموزنده است . اما بعضی اوقات خود ما را به چالش می کشند . بنده سال ها است که در ترکیه و در کنار برادران اهل سنت زندگی می کنم و هیچ مشکلی با هم نداریم . اما در صحبت هایی که کارشناسان این شبکه در مورد خلفاء و چیز های دیگر می شود ، الفاظ احترام آمیزی را در مورد این ها به کار می برید که واقعا ما را به مشکل می اندازد ، گرچه که ما با توهین کردن به آن ها هم مخالف هستیم . یا مثلا در کتاب ها که نام این ها برده می شود همراه با رضی الله عنه بیان می کنید .

از طرف دیگر ، این برادران از زیارت عاشورا می پرسند و می گویند : شما از یک طرف می گویید ما توهین نمی کنیم . از طرف دیگر این لعن هایی که در زیارت عاشورا چیست ؟

استاد یزدانی :

خدمت شما عرض کنم ، گاهی که شما می بینید رضی الله عنه گفته می شود ، عبارت کتاب است . ما هیچ وقت از خودمان مثلا نمی گوییم که معاویه رضی … ، هیچ شیعه ای این حرف را نمی زند . متنی است که می خوانند و هدف اظهار رضایت از معاویه نیست .

اگر ما مؤدبانه صحبت می کنیم ، به نفع ما است . یک زمانی همان کلمه جناب گفتن ، باعث می شود که همان دوست سنی شما ، پای شبکه ما بنشینند و آهسته آهسته تأثیر پذیر باشند . شیعیان هم دلیل این کار ما می دانید ، جای ناراحتی و نگرانی نیست .

بیننده :

صحبت شما کاملا درست است ؛ اما این که اسم را به تنهایی ببرید ، چه اشکالی دارد .شما یک پاسخ در این باره به من بدهید . لعن هایی را که در زیارت عاشورا هم هست ، مقدس می دانیم .

استاد یزدانی :

ما هم با آن لعن ها مشکل نداریم . این که قرار نیست ما در این شبکه فراز هایی از عاشورا را بخوانیم که باعث شود بیننده های اهل سنت ، ناراحت شوند . ما خودمان زیارت عاشورا را همیشه می خوانیم ؛ اما در شبکه ، آن هم زمانی که با یک مخالف صحبت می کنیم ، باید طوری صحبت کنیم که مخالف شبکه خود را تغییر ندهد . ما چاره ای غیر از مؤدبانه صحبت کردن نداریم و راهی غیر از این برای بحث با مخالف نیست و مجبوریم که با فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام) صحبت کنیم .

اگر با لحن بد و توهین آمیز صحبت کنیم ، قطعا آن ها شبکه ما را نگاه نمی کنند ؛ هر چند که بنده با احترام بیش از حد هم موافق نیستم . خودم هم نه بی ادبی می کنم و نه خیلی احترام بیش از حد می گذارم .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و ارجمند و همه شما بینندگان محترم ، تشکر و سپاسگذاری می کنم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان