عقیل هاشمی و همچنین عبد الحمید عالی ، دو کارشناس شبکه داعشی کلمه ، تلاش می‌کنند با تدلیس و دروغ ثابت کنند که روایت «انی تارک فیکم خلیفتین» ضعیف و روایت «کتاب الله وسنتی» صحیح است …

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش

تاریخ : ۱۴ / ۰۱ /۹۵

مجری :

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام عرض می کنم . باز هم خداوند این توفیق را به ما داد تا با برنامه ای دیگر از سری برنامه های چالش ، مهمان منازل شما عزیزان باشیم . ان شاء الله ما را تا پایان این برنامه همراهی کنید تا رسوایی دیگر از رسوایی های متعدد و سلسله وار شبکه های وهابی ـ داعشی را تماشا بفرمایید .

در برنامه امشب در خدمت استاد ارجمند حجت الاسلام والمسلمین یزدانی عزیز هستیم .

استاد یزدانی :

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام عرض می کنم و امیدوار هستم که خداوند گناهان ما را ببخشد و ما را شامل مغفرت خود قرار دهد .

مجری :

کلیپ اول برنامه امشب از آقای عقیل هاشمی است که با هم می بینیم که ایشان در پاسخ به بیننده ای که تماس گرفته ، چه فریب ها و تدلیس ها و دروغ هایی را به کار می برند .

کلیپ ۱ ) :

بیننده :

پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمود : کتاب خدا و اهل بیت من جانشین و خلیفه من هستند .

شما می توانید یک سند صحیح بیاورید که دروغ هایی که چند سال به مردم گفتید که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به جای کتاب الله وعترتی ، کتاب الله و سنتی فرموده باشد ؟ شما یک سند صحیح بر این روایت دارید که برای ما بخوانید ؟

هاشمی : اشکالی ندارد . من احادیث متعدد صحیح ارائه خواهم داد که علیکم بسنتی . رسول خدا (صلی الله علیه وسلم ) تأکید کردند که به سنت من تمسک بجویید .

بیننده : همین الان روایت صحیحی بیان کنید که چنین عبارت ” کتاب الله وسنتی” را گفته باشد ؟

هاشمی : رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم ) احادیث متعددی در این باره فرمودند که علیکم بسنتی ، به سنت من چنگ بزنید .

بیننده : نه ، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده : انی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله عترتی اهل بیتی . ما می گوییم این روایت با سند صحیح در کتاب جامع الصغیر آقای البانی آمده است .

هاشمی : ضعیف است . روایات متعدد در این باره است . صفحه مانیتور بنده را نشان دهید . ما از صحیح مسلم شروع می کنیم .

یکون بعدی ائمه لایهتدون بهدای ولا یستننون بسنتی

امامانی می آیند که به هدایت من تبعیت نمی کنند و سنت من را عمل نمی کنند .

سنن دارمی :

فعلیکم بسنتی

بیننده : اقای هاشمی ! شما چرا به سؤال بنده نمی خواهید پاسخ دهید ؟

آقای هاشمی : به شما چه بگویم !!!

بیننده : پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمودند : انی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله وعترتی اهل بیتی .

هاشمی : این روایت ضعیف است . انی تارک فیکم ثقلین کتاب الله وعترتی ، هیچ روایت صحیحی در این باره نیست که رسول الله فرموده باشد : انی تارک فیکم ….

بیننده : صحیح جامع الصغیر آقای البانی ، جلد ۱ است که :

إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی کتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی أنهما لن یفترقا حتى یردا علی الحوض.

هاشمی : فرض را بر این می گذاریم که البانی این حدیث را تصحیح کرده باشد

بیننده : شما روایت صحیحی بیاورید که در آن عبارت ” کتاب الله وسنتی ” آمده باشد .

هاشمی : شما می فرمایید که البانی این حدیث را تصحیح کرده . این روشی است که به کار می برید که مطلب را بیان می کنید و بعد تماس را قطع می کنید . وقتی به سراغ بحث علمی این حدیث می رویم ، می گویید این ها ما را قطع کردند .

چرا ایشان قطع کرد ؟ بنده به شما حق می دهم که قطع کنید .

روایت است که إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی کتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی أنهما لن یفترقا حتى یردا علی الحوض .

در پاورقی شماره یک گفته : حدیث صحیح است ؛ اما گفته

وهذا اسناد ضعیف لسوء حفظ شُرِیْک و هو ابن عبد الله النخعی

اسناد روایت ضعیف است . برای این که شریک در سند آن است .

این بیننده همین که متوجه شد ما می خواهیم این روایت را نشان دهیم ، بلافاصله قطع کرد . اما ما عادت داریم که می گوییم این طور بینندگان ، شارژشان تمام شده . تا این که بینندگان خدای نکرده فکر بدی به آن ها راه ندهد .

مجری :

استاد یزدانی ! کلیپ بسیار جالبی بود که به قول آقای ملازاده ، عقیل بی عقل ! دیدید که به هر دری زد که سؤال بیننده را به انحراف ببرد و در آخر به سراغ حدیث دیگری رفت که ان شاء الله استاد یزدانی عزیز در مورد آن توضیح خواهند داد .

استاد یزدانی :

واقعا انسان تعجب می کند که چنین آدم هایی چطور کارشناس این شبکه ها شده اند . روایت انی تارک فیکم الخلیفتین ، یک روایت بسیار استراتژیک و مهم است . سند روایت ، کاملا صحیح ، متن کاملا مشخص است و هر عرب و حتی هر کسی که مقدار کمی با زبان عربی آشنایی دارد ، وقتی این روایت را ببیند ، می تواند آن را معنا کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می فرماید : من بعد از خودم در میان شما ، دو جانشین می گذارم : کتاب خدا و اهل بیتم .

همان طور که بیننده عزیز در آن جا تأکید داشت ، روایت در صحیح جامع الصغیر آقای البانی آمده است . صحیح جامع الصغیر ، تألیف آقای ناصر الدین البانی ، چاپ المکتب الاسلامی ، جلد اول ، صفحه ۴۸۲ ، روایت ۲۴۵۷ :

إنی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله وعترتی کتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی أنهما لن یفترقا حتى یردا علی الحوض (صحیح)

من در میان شما دو خلیفه می گذارم ، کتاب خدا و عترت .

آقای البانی ، سند روایت را صحیح می داند .

البانی ، صحیح جامع الصغیر ، چاپ مکتب الاسلامی ، ج ۱ ، ص ۴۸۲ ، ح ۲۴۵۷

روایت را احمد بن حنبل ، طبرانی و از زید بن ثابت نقل شده است . در کتاب الروض النضیر ، صفحه ۹۷۷ و ۹۷۸ بررسی شده است . این روایت از همه جهت مشخص و واضح است و ثابت می کند که بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) اهل بیت (علیهم السلام) جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله) هستند و هر کس غیر از اهل بیت (علیهم السلام) را جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله) بداند ، با دستور صریح پیامبر (صلی الله علیه وآله) که در حقیقت دستور خداوند است ،‌ مخالفت کرده .

وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِیهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِینٌ . نساء/ ۱۴

وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا . احزاب / ۳۶

إِلَّا بَلَاغًا مِنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا . جن / ۲۳

 هر کس دستور خدا و پیامبر را عمل نکند ، به راستی که به گمراهی بسیار آشکاری گرفتار شده است .

هر کس با دستور خدا و پیامبر عمل نکند ،به صورت ابدی و همیشه گرفتار آتش جهنم می شود .

یا آیات دیگری که در قرآن کریم وجود دارد و ما می توانیم از آن استفاده کنیم . چون حکم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این است که «انی تارک فیکم خلیفتین» ، بعد از من اهل بیتم ، خلیفه من هستند . نه فلانی و فلانی و فلانی ! این ها خلیفه من نیستند .

اگر کسی از این حکم سرپیچی کند ، از حکم خدا سرپیچی کرده و هر کس خلاف آن را بگوید ، حکم بر خلاف حکم خداوند کرده است و خداوند به صراحت در قرآن کریم فرموده :

وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ . مائده / ۴۷

وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ . مائده / ۴۵

حکم خداوند در این زمینه کاملا مشخص است . سند روایت صحیح می باشد و حقانیت مذهب شیعه را به روشنی و به راحتی ثابت می کند . هیچ جوابی هم برای آن ندارند .

اگر بخواهند بگویند سند روایت ضعیف است ، می گوییم : البانی آن را تصحیح کرده . علاوه بر البانی آقای هیثمی ، احمد محمد شاکر و دیگران گفته اند که سند روایت صحیح است ؛ حتی آقای الارنؤوط سند روایت را صحیح می داند . اما آقای هاشمی با چه تدلیسی و با چه دروغی این روایت را ضعیف دانستند .

بنده عین همان عبارت ایشان را جستجو می کنم .

حدثنا عبد الله قال حدثنی أبی حدثنا اسود بن عامر نا شریک عن الرکین عن القاسم بن حسان عن زید بن ثابت قال قال رسول الله ص إنی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله حبل ممدود ما بین السماء والأرض أو ما بین السماء والأرض وعترتی أهل بیتی وانهما لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض .

در پاورقی شماره ۱ گفته بود :

حدیث صحیح بشواهده دون قوله : وانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض . وهذا اسناد ضعیف لسوء حفظ شریک وهو ابن عبدالله النخعی .

حدیث صحیح است را به سرعت گذراند و به این قسمت رسید که سند روایت به خاطر شریک ضعیف است که ایشان نام شریک را اشتباه خواندند . خودشان متوجه شده بود که در چه مخمصه ای قرار گرفته . تدلیس دیگر این که شاید این سند ضعیف باشد ؛ اما این روایت صحیح است ؛ چون یک سند ندارد ، سند های متعدد دارد که یکی از آن سندها ضعیف است . همان طور که آقای شعیب الانؤوط گفته که : سند روایت با شواهد آن صحیح است . حال چرا این عبارت را نخواند ؟ چون رسوا می شود .

البته شعیب الارنؤوط در این جا دروغ هم گفته و تدلیس کرده که خدمت شما نشان خواهیم داد .

تدلیس دیگر آقای هاشمی این بود که ادامه روایت را نشان ندادند . همین روایت در همان کتاب و همان محقق در پاورقی شماره ۲ گفته :

حدیث صحیح بشواهده دون قوله : انهما یتفرقا حتی یردا علی الحوض جمیعا وانظر (۲۱۵۷۸ )

و اصلا آن ادامه را ندارد . شما چرا این را نشان ندادید ؟ این را نشان می دادید که آن مشکل را نداشته باشد .

شما چرا روایتی را که در صحیح جامع الصغیر آقای البانی نقل شده و سند آن را تصحیح کرده بود را نشان ندادید ؟ چرا تدلیس کردید ؟

خیلی واضح و روشن است که این روایت همه شما را رسوا می کند . رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می فرماید : اهل بیت من جانشینم هستند . بقیه جانشین من نیستند . یعنی هر کس غیر از اهل بیت پیامبر باشند ، او جانشین واقعی پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیست و او غاصب حق اهل بیت (علیهم السلام) است . شکی در این مطلب نیست . این ها مجبور به تدلیس در این روایت هستند .

اما ببینیم که آقای شریک که در سند روایت آمده ، چه کسی است ؟ محقق در پاورقی گفته بود که ایشان شریک بن عبد الله نخعی است . وقتی اسم ایشان را جستجو بزنید ، حدود ۱۴۹۵ بار در کتاب های اهل سنت تکرار شده که یا روایت است یا شرح حال است یا تاریخی است که از ایشان نقل شده . مشخص است که این شخص از روات صحیح بخاری و صحیح مسلم است . ایشان شخصیت کوچکی نیست ؛ بلکه یک شخصیت بزرگی است که علمای اهل سنت ایشان را توثیق کردند ؛ اما آقای شعیب الارنؤوط در این جا مجبور است که این راوی را تضعیف کند ، آن هم به خاطر این که مطلبی را بیان می کند که مخالف نظر و مخالف اعتقادش است .

عجیب است که آقای الارنؤوط مثل آقای عقیل بی عقل ! این جا تدلیس می کند .

سؤال بیننده در مورد روایت ” انی تارک فیکم خلیفتین ” که با سند صحیح نقل شده و آقای البانی هم آن ها تصحیح کرده . ایشان گفت : شما یک روایت صحیح به ما نشان بدهید که پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفته باشند : انی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله وسنتی ،‌ یا این که انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وسنتی .

این روایت واضح است که در هیچ یک از کتاب های اهل سنت با سند صحیح نیامده . چه کاری انجام دهد ؟ سراغ یک روایت دیگر رفت ، علیکم بسنتی .

آقای کارشناس ! بیننده می گوید : انی تارک فیکم الثقلین ، انی تارک فیکم خلیفتین … شما چرا سراغ روایت ” علیکم بسنتی ” رفتید ؟!!!! چون مشخص و واضح است .

ما که مخالف حجیت سخن پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیستیم . هرکس مخالف حجیت سخن پیامبر (صلی الله علیه وآله) باشد ، مخالف خود پیامبر (صلی الله علیه وآله) است ، مخالف نبوت پیامبر (صلی الله علیه وآله) است . شکی در این نیست . ما این روایت را قبول داریم و دوست داریم که این روایت صحیح باشد . بارها ما اعلام کرده ایم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده باشد :

انی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله وسنتی

ما این روایت را خیلی قبول داریم ، خیلی هم خوب است ؛ چون به نفع ما و به ضرر بقیه است . ما نمی خواهیم روی ضرر آن مانور دهیم ؛ چون ممکن است که بعضی ها ناراحت شوند .

اما این آقا روایت ” علیکم بسنتی ” را بیان کرد که بنده این روایت را هم جستجو می زنم . ایشان عبارت ” بسنتی ” را جستجو زده بودند که در کتاب های متعدد آمده . جالب است که اولین روایتش در کتاب صحیح مسلم است و ایشان از کتاب دیگری خواندند . بنده این روایت را از کتاب صحیح مسلم نشان می دهم .

صحیح مسلم ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی ، کتاب العماره ، باب ۱۳ ، صفحه ۸۹۷ ، حدیث ۱۸۴۷ :

قال یَکُونُ بَعْدِی أَئِمَّهٌ لَا یَهْتَدُونَ بِهُدَایَ ولا یَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِی وَسَیَقُومُ فِیهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّیَاطِینِ فی جُثْمَانِ إِنْسٍ ….

سؤال بیننده این بود که شما روایت ” کتاب الله وسنتی ” را با سند صحیح از کتب اهل سنت بیاورید. در صورتی که آقای هاشمی ، این روایت را نشان داد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند :

کسانی بعد از من می آیند که اهل هدایت نیستند و از راهی که من هستم ، ‌نمی روند . از سنت من هم پیروی نمی کنند . چهره های آن ها مثل انسان است ؛ اما قلب هایشان ، قلب شیطان است .

صحیح مسلم ، چاپ دار الطیبه عربستان ، کتاب العمارۀ ، باب ۱۳ ، ص ۸۹۷

آقای هاشمی ! چرا ادامه روایت را نخواندید ؟ روایت ،‌ بسیار جالب است و مخاطب در این جا جناب حذیفه (رضوان الله تعالی علیه ) از اصحاب باوفای رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که آن حضرت به او وصیت می کند . البته این نکته را هم فراموش نکنید که حرف ” سین” وقتی بر سر فعل مضارع می آید ، به معنای آینده نزدیک است نه آینده بعید . حذیفه هم فقط سه خلیفه را درک کرده و بعد از آن ها کسی را درک نکرده . ما در این جا نمی خواهیم که مصداق تعیین کنیم ، شما مصداقش را تعیین کنید .

آقای عقیل هاشمی ! شما این روایت ” سیقوم فیهم رجال قلوبهم قلوب الشیاطین ” را شرح دهید . آیا چهار خلیفه شما هستند ؟ آیا معاویه بن ابی سفیان است ؟ آیا بنی امیه یا بنی عباس هستند ؟ این ها چه کسانی هستند ؟

به هر حال روایتی را که آقای عقیل هاشمی خواند ، ‌نه تنها به نفعش نبود ؛ بلکه یک نوع خودکشی برای عقیل بی عقل ! بود .

ایشان باز هم روایت جالب دیگری را نشان داد . روایت در کتاب مسند احمد آمده :

قال اوصیکم بِتَقْوَى اللَّهِ وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَهِ وان کان عَبْداً حَبَشِیًّا فإنه من یَعِشْ مِنْکُمْ یَرَى بعدی اخْتِلاَفاً کَثِیراً فَعَلَیْکُمْ بسنتی وَسُنَّهِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِینَ الْمَهْدِیِّینَ وَعَضُّوا علیها بِالنَّوَاجِذِ وَإِیَّاکُمْ وَمُحْدَثَاتِ الأُمُورِ فان کُلَّ مُحْدَثَهٍ بِدْعَهٌ وان کُلَّ بِدْعَهٍ ضَلاَلَهٌ ….

بر شما باد که از سنت من از سنت خلفای راشد پیروی کنید . خلفای راشدی که اهل هدایت هستند.

مسند احمد بن حنبل ، ج ۴ ، ص ۱۲۶

آقای هاشمی ! برای ما مشخص کنید که این خلفای راشد چه کسانی هستند ؟ شما ابتدا ثابت کنید که خلفای شما راشد هم بودند ، مهدی و اهل هدایت بودند ، بعد از آن تطبیق دهید . شما نمی توانید این روایت را به خلفای خود تطبیق دهید ؛ چون این روایت عصمت را ثابت می کند . هر چیزی که از پیامبر (صلی الله علیه وآله) باقی مانده ، باید پیروی کنید ؛ چون پیامبر (صلی الله علیه وآله) معصوم بوده و خلاف خدا و قرآن و عقل نمی گوید . همین طور از سنت خلفای راشد ، خلفایی که هدایت شده و هدایت گر هستند ، پیروی کنید .

اگر خلفای سه گانه باشد ، که این قابل قبول نیست . چون بسیاری از صحابه با آن ها مخالفت کردند و بسیاری از صحابه با آن ها جنگیدند و بسیاری از صحابه به خاطر جنگ با آن ها ، کشته شدند . مثل مالک ابن نویره ، سعد بن عباده ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و مثل حضرت زهرا (سلام الله علیها) . آیا این صحابه به سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) عمل کردند ؟ چرا صحابه از آن‌ها به صورت کامل پیروی نکردند .

حضرت زهرا (سلام الله علیها) و طبق مبنای شما و طبق روایات شما ، با آن ها مخالفت کرده . پس این روایت دردی از عقیل بی عقل ! دوا نمی کند . چون قطعا مقصود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و ائمه معصومین (علیهم السلام) هستند و آن ها نمی توانند باشند .

مجری :

پس تا این جا تدلیس آقای عقیل بی عقل ! مشخص شد که چطور هم از سؤال بیننده منحرف شدند و هم در نقل روایات ، دروغ گفته و تدلیس کردند ؛ حتی بر محقق کتاب ، شعیب الارنؤوط هم دروغ بستند . ایشان گفته بود که اصل روایت صحیح است ؛ اما آقای هاشمی می خواستند به گونه ای القاء کنند که آقای الارنؤوط روایت را ضعیف دانسته .

کلیپ بعدی هم کلیپ جالبی است از یکی دیگر از کارشناسان همین شبکه وهابی ـ داعشی که آن را با دقت تماشا کنید ، بعد از آن در خدمت شما عزیزان خواهیم بود .

کلیپ ۲ ) :

بیننده :

سلام استاد ، بنده از شما دو سؤال داشتم که آیا ما حدیثی با این مضمون داریم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده باشند : انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله حبل ممدود بین الارض والسماء کتاب الله وسنتی .

کارشناس وهابی :

بله ، تقریبا چنین روایتی وجود دارد که انی ترکت فیکم ان تمسکتم به لن تضلوا کتاب الله وسنتی . با این لفظ آمده .

بیننده : امکان دارد این روایت را نشان دهید .

کارشناس وهابی : روایت در کتاب موطأ امام مالک است . ترکت فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا کتاب الله وسنتی . البته شاید در غیر از موطأ مالک هم باشد که بنده آن را می آورم . بنده گفتم که روایت در کتاب موطأ است . شما می خواهید چه مطلبی را بیان کنید ؟

بیننده : بنده می خواهم که این روایت را نشان دهید .

کارشناس وهابی : این حدیث در سنن ترمذی هم آمده که جابر بن عبد الله می فرماید :

جابر بن عبد الله قال : رأیت رسول الله فی حجته یوم عرفه ، وهو على ناقته القصواء یخطب ، فسمعته یقول : ( ( یا أیها الناس إنی ترکت فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدی أحدهما أعظم من الآخر کتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی ولن یتفرقا حتى یردا علی الحوض

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را دیدم که بر شتر قصوء سوار شده بود و خطبه می خواند . از او شنیدم که می گفت : ای مردم ! من در میان شما به جا گذاشته ام تا زمانی که به آن دست بگیرید ، بعد از من گمراه نخواهید شد .

بیننده : استاد می شود سند روایت را برای بنده بخوانید ؟

کارشناس وهابی : سند روایت را بخوانم . شما اولا دقت کنید که می گوید : هر کدام از دیگری بزرگتر است . یکی کتاب خدا است که ریسمانی است از آسمان به زمین .

رفتید ؟ ما در مورد سؤال دوست قبلی می گفتیم . در نتیجه کسی که امامی پیش نماز شما است ، شما بدون تردید باید پشت سر او باید نماز بخوانید تا نماز جماعت شما فوت نشود و به خاطر این که می گویید : چون این استاد ، این اذکار را ادامه می دهد ، ما پشت سر او نماز نمی خوانیم ، این دیگر عقیده و منهج اهل سنت نیست .

مجری :

فکر می کنم شما عزیزان هم مثل ما متوجه نشدید که لفظ سنتی در کجا بود . عبارت ” کتاب الله وعترتی ” می خواند و بعد سراغ بیننده قبلی می رود که در مورد آن توضیح می داد . خودش هم متوجه شد که گافی داده است . حداقل می توانید بگویید که اشتباه کردم ، اشتباه دیدم و فکر کردم که در این کتاب آمده .

استاد یزدانی :

روایت اولی که گفتند : در موطأ امام مالک بیان شده ، درست بود . البته سند آن ضعیف است و هم انتساب آن به امام مالک صحیح نیست و هم سند آن بعد از مالک به پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیامده . ایشان وقتی گفت : روایت در سنن ترمذی آمده ، بنده تعجب کردم که من تا به حال این روایت را در سنن ترمذی ندیده بودم . شروع کردند به خواندن ، بیننده هم فکر کرد که روایت دیگری را می خواند . در صورتی که آقای کارشناس اصلا نمی دانست که آخر روایت ” کتاب الله وسنتی ” نیست . این قدر در گوش این ها فرو کردند : کتاب الله وسنتی ” به خاطر همین فکر می کنند که در همه کتاب ها همین ” کتاب الله وسنتی ” است . یعنی تا به حال ندیده بود که در این روایت ” کتاب الله وعترتی ” است .

بنده اصل روایت را از کتاب صحیح سنن ترمذی با تحقیق آقای البانی نشان می دهم .

صحیح سنن ترمذی ، با تحقیق ناصر الدین البانی ، چاپ مکتبۀ المعارف ریاض عربستان ، جلد ۳ ، صفحه ۴۶ ، روایت ۳۷۸۶ :

حدثنا نصر بن عبد الرحمن الکوفی حدثنا زید بن الحسن هو الأنماطی عن جعفر بن محمد عن أبیه عن جابر بن عبد الله قال رأیت رسول الله ص فی حجته یوم عرفه وهو على ناقته القصواء یخطب فسمعته یقول یا أیها الناس إنی قد ترکت فیکم ما إن أخذتم به لن تضلوا کتاب الله وعترتی أهل بیتی …

جابر بن عبد الله انصاری می گوید : من با پیامبر (صلی الله علیه وآله) در حجه الوداع در عرفه بودم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) سوار شتر قصوی ( شتری شده بود که گوش آن را بریده و آماده راه رفتن است . شتر خاصی بوده ) خطبه می خواند . شنیدم که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می فرمود : ای مردم ! من در میان شما چیزی گذاشتم که اگر به آن تمسک کنید و از آن پیروی کنید ، هرگز گمراه نمی شوید .

سنن ترمذی ، با تحقیق ناصر الدین البانی ، ج ۳ ، چاپ مکتبۀ المعارف ریاض ، ص ۴۶ ، ح ۳۷۸۶

کارشناس وهابی فکر می کرد که ” کتاب الله وسنتی ” است و اصلا فکر نمی کرد که ” کتاب الله وعترتی ” باشد . به خاطر همین کلا بحث را تغییر داد .

به هر حال این ضعف و ناتوانی آقایان را بر این روایت نشان می دهد و این که چقدر این ها ذلیل و بدبخت هستند و چه مذهب بیچاره ای است مذهب وهابیت که چنین کارشناسان بی سوادی دارد که نمی داند این روایتی را که نشان می دهد ، چه چیزی است .

روایت کاملا واضح و مشخص است و حق هم مشخص و روشن است و حجت بر همه تمام می باشد . اگر بیننده ای این روایت را ببیند و به راه راست نیاید ، روز قیامت فقط خودش مسئول است .

تماس بینندگان

بیننده : احمد از اهواز ـ شیعه

در مورد همین مطلب با شبکه نور تماس گرفتم و همین عبارت ” خلیفتین ” را مطرح کردم . کارشناس شبکه گفت : این که شما خلیفتین می گویید ، کتاب که هست ؛ پس امام زمان الان در کجا است ؟ من گفتم : من اصلا کار به امام زمان (علیه السلام) ندارم . فقط پاسخ من را بده که در این جا خلیفتین به چه معنا است ؟ به صحابه گفته یا نگفته ؟

ایشان کلا بحث را تغییر داد ، آیه از قرآن خواند که بنده هر چه گشتم اصلا در قرآن نبود . در این باره هیچ جوابی نداشتند .

نکته دیگر این که آقایان می گویند : در سند این روایت ، شریک بن عبد الله است و ایشان ضعیف می باشد . شما در این باره بیشتر می فهمید یا آقای هیثمی یا آقای البانی یا شعیب الارنؤوط وهابی و دیگران که آن را صحیح می دانند . اولا ، همان طور که استاد یزدانی فرمودند : شریک از راویان بخاری و مسلم است . دوما ، اگر بخواهید ایشان را تضعیف کنید ، ابتدا کتاب خود را تضعیف کرده اید . سوما این که آقای ذهبی در تذکرۀ الحفاظ می گوید : شریک بن عبد الله از ائمه بزرگ است .

استاد یزدانی :

در تذکرۀ الحفاظ آمده :

شریک بن عبد الله القاضی ابو عبد الله النخعی الکوفی احد الائمه الاعلام …. کان شریک حسن الحدیث اماما فقیها ومحدثا مکثرا لیس هو فی الاتقان …

ووثقه یحیی بن معین …

در همین کتاب آمده که یحیی بن معین ایشان را توثیق کرده .

بیننده :

بنده همین مطلب را می خواستم بگوییم که اجازه نمی دادند .

استاد یزدانی :

مطالب زیادی در باره شریک گفتند . ابو اسحاق جوزجانی : سیئ الحفظ هم گفته که کتاب آقای جوزجانی ارزش ندارد و خودش هم از متشددین و ناصبی ها است و سخن ایشان هیچ ارزشی ندارد . آقای یحیی بن معین که امام این فن است ، گفته ایشان ثقه است . نسائی ، عیسی بن یونس ، ابن مبارک ایشان را ثقه دانستند . مردم از ایشان نه هزار حدیث نقل کردند . ایشان اگر حافظه اش ضعیف بود ، چطور نه هزار حدیث حفظ کرده ؟!!!!

بیننده :

بنده از آقای ترشابی پرسیدم روایت در صحیح بخاری ، باب فضائل اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که می گوید : کسی که با پیامبر (صلی الله علیه وآله) مصاحبت کرده و از مسلمانان بوده ، اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) محسوب می شود .

در صورتی که این کارشناس وهابی که صحیح بخاری را شرح داده ، در جلد ۵ صحیح بخاری ، چیزی را که خودت دوست داشتی ، نوشتی . شما نوشته اید که صحابه کسانی هستند که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) را دیدند ، با او مصاحبت کردند و به او ایمان آوردند و با ایمان از دنیا رفتند .

من هر چه به این کارشناس وهابی گفتم : این قید ایمان که اضافه کردید را در کتاب نشان دهید .

نرم افزار را به بنده نشان می دهد و می گوید : من یادی نمی آید .

شما این کتاب را ترجمه کرده ای ، چطور فراموش کردید . اما ایشان نه تنها پاسخی در این باره نمی دهند ؛ بلکه تماس را هم قطع می کند .

استاد یزدانی :

ترجمه ای که بنده از آقای ترشابی دارم ، خلاصه اش است . بنده کلمه صحب را جستجو زدم ؛ متأسفانه پیدا نکرد . البته مقاله آن روی سایت مؤسسه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) موجود است .

بیننده : ایمان از مشهد مقدس ـ شیعه

بنده سؤالی خارج از بحث برنامه شما دارم . در مورد فراموش کاری رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که در صحیح بخاری آمده . من واژه فراموشی پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در اینترنت زدم که دیدم افرادی مثل حسن بن ولید و شیخ صدوق به چنین چیزی معتقد هستند . البته این اعتقادی که شیخ صدوق (ره) دارد ، در پایان روایت تصریح می کند سهوی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) دارد ، در مورد مشترکات امت است . این مطلب در کتاب من لایحضره الفقیه ، روایت ۱۰۳۱ می باشد . این روایت در جلد ۳ از کتاب اصول کافی ، صفحه ۳۷۸ ترجمه استاد اکبر غفاری هم بیان شده است .

شیخ صدوق در این روایت دقیقا توضیح می دهد که دلیل ما بر عصمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) ، در قسمت مشترکات است . از جمله نماز . اما در بحث هایی مثل تبلیغ ، قائل به عصمت مطلق پیامبر (صلی الله علیه وآله) هستیم .

استاد یزدانی ! بنده می خواهم بدانم این که شیخ صدوق چنین اعتقادی دارد ، منطبق بر منطق شیعه است یا نیست ؟ چون افرادی مثل شیخ صدوق که به محدث الکبیر معروف هستند ، بیشتر احادیث را زنده می کردند .

استاد یزدانی :

تنها کسی که در طول تاریخ شیعه به بحث اسهاء النبی (صلی الله علیه وآله) پرداخته ، البته بین اسهاء النبی و سهو النبی تفاوت است . سهو یعنی خودش اشتباه کند . پیامبری که خودش اشتباه کند ، معلوم نیست که همیشه اشتباه نکند . وقتی پیامبری این طور باشد ، اعتماد مردم از او سلب می شود . این بحث با عصمت در تضاد است . اما بحث اسهاء النبی (صلی الله علیه وآله) یعنی این که خداوند در یک زمان خاص ، به خاطر یک شرایط خاص ، کاری کند که پیامبرش فراموش کند . این هیچ اشکالی ندارد و مشکلی را حل نمی کند . هرچند که ما معتقدیم هیچ زمانی این اتفاق نیافتاده . سند روایتی که شما می خوانید هم ضعیف است .

۱۰۳۱ – وروى الحسن بن محبوب عن الرباطی ، عن سعید الأعرج قال : ” سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول : إن الله تبارک وتعالى أنام رسوله صلى الله علیه وآله عن صلاه الفجر حتى طلعت الشمس ، ثم قام فبدأ فصلى الرکعتین اللتین قبل الفجر ، ثم صلى الفجر ، وأسهاه فی صلاته فسلم فی رکعتین ثم وصف ما قاله ذو الشمالین .

این بحث اسهاء است و اصلا ارتباطی به سهو ندارد . ایشان در ادامه حرف های خاصی زده .بر فرض این که سند روایت هم صحیح باشد ، با ده ها و صد ها روایت دیگر در تضاد است ، با اصل عصمت در تضاد است . ما عصمت را هم در افعال را و هم در تبلیغ را قبول داریم . تنها شیخ صدوق است و محمد بن حسن بن ولید که استادشان است ، اگر اعتقادی داشتند، دلیل نمی شود که کل شیعه بر آن اعتقاد داشته باشند . این دلیل بر آن است کسی معصوم است که خداوند به او عصمت داده باشد . ما حرف شیخ صدوق را در این باره نمی پذیریم . سخن شیخ طوسی را می پسندیم ؛ چون با روایات صحیح دیگر مطابقت دارد . این مشکلی برای ما نیست .

مجری :

دقیقا در نقطه مقابل ، در بین علمای اهل سنت کسانی قائل به عصمت مطلق هستند ، برخلاف نظر جمهور اهل سنت مثل قاضی عیاض که قائل به عصمت مطلق است . با وجود آن که روایت بخاری هم وجود دارد . معلوم است که آن روایت را نپذیرفته است .

بیننده :

این که ما حرف شیخ صدوق را نمی پذیریم ، دقیقا مثل این نمی ماند که اهل سنت هم بگویند ما حرف بخاری را نمی پذیریم .

استاد یزدانی :

قضیه روایت بخاری ، چیز دیگری است . استدلالی که شیخ صدوق کرده ، سند روایت ضعیف است. پس استدلالشان هم ضعیف است . آن ها نمی توانند سخن بخاری را نپذیرند . چون روایت دارند که اگر کسی یک روایت صحیح را نپذیرد ، کافر است . آن ها صحیح بخاری را اصح کتب بعد کتاب الله می دانند . چندین روایت دارند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) قرآن را فراموش می کرد . از طرف دیگر فتوا دادند که هر کس قرآن را فراموش کند ، گناه کبیره کرده است .

ما این مطلب را در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (علیه السلام) به صورت مفصل موجود است که شب قدر را فراموش می کند ، آیه قرآن را فراموش می کند . ابن تیمیه هم فتوا داده : هر کس آیه ای از قرآن را حفظ باشد و بعد فراموش کند ، گناه کبیره کرده است .

این جا قضیه اش کاملا با آن قضیه فرق دارد . اهل سنت نمی توانند روایت صحیح بخاری را انکار کند . آن ها تا به حال هم نگفته اند که ما آن روایت را نپذیرفته ایم . اما شیخ صدوق به یک روایت ضعیف استدلال کرده و ما نمی پذیریم . ما که در اعتقادات مقلد شیخ صدوق (ره) نیستیم . ما در اعتقادات باید مجتهد باشیم . من نظر شیخ مفید و نظر تمام علمای شیعه در طول تاریخ را می پسندیم . چون با روایات و آیات قرآن موافق است . اما نظر شیخ صدوق (ره) با روایات و آیات قرآن در تضاد است و ما نمی پذیریم .

بیننده :

در مورد این که علمای اهل سنت ، صحیح بخاری را اصح کتب بعد کتاب الله می دانند ، اگر امکان دارد روایت آن را نشان دهید .

استاد یزدانی :

ما در این زمینه ، مقاله ای در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) داریم که شما می توانید غلو هایی که این ها در مورد صحیح بخاری و صحیح مسلم کردند را مشاهده کنید . این مطلب در ده ها کتاب از کتب اهل سنت آمده . از جمله مقدمه ابن صلاح ، جلد ۱ ، صفحه ۱۸ :

وکتاباهما أصح الکتب بعد کتاب الله العزیز

مقدمه ابن صلاح ، ج ۱ ، ص ۱۸

هم چنین در کتاب التبیان فی آداب حملۀ القرآن :

هو اصح الکتب بعد القرآن

التبیان فی آداب حملۀ القرآن

شرح نووی بر صحیح مسلم :

اتفق العلماء رحمهم الله علی ان اصح الکتب بعد القرآن العزیز

شرح نووی بر صحیح مسلم

در سی و چهار کتاب از کتب اهل سنت این مطلب آمده .

اگر شما با گوشی در گوگل عبارت ” اصح الکتب بعد القرآن ” را جستجو بزنید ، پیدا می شود .

بیننده :

نکته آخر ، در مورد ” فساقا فجارا ” ابن تیمیه در جلد ۱۸ ، صفحه ۲۵ را به یاد دارم ؛‌اما این که هر روایت صحیحی را انکار کند ، کافر می شود را بنده ندیدم .

استاد یزدانی :

این مطلب در مجموع فتاوی ، تألیف بن باز ، جلد ۹ ، صفحه ۱۷۶ :

من جحدها او انکرها او زعم انه یجوز الاعراض عنها والاکتفاء بالقرآن فقط فقد ضل ضلالا بعیدا وکفر کفرا اکبر وارتد عن الاسلام بهذا المقال ….

هر کس روایتی را که یقین دارد صحیح است و آن را قبول نکند یا این که آن را انکار کند یا این که خیال کند جایز است که از روایت روی برگرداند و فقط به قرآن عمل کند ، (یعنی بگوید حسبنا کتاب الله ) در حقیقت در گمراهی شدیدی است و دچار کفر اکبر شده و با این گفتن این کلام ، از اسلام ارتداد پیدا کرده است .

بن باز ، مجموع فتاوی ، ج ۹ ، ص ۱۷۶

این فتاوای آقای بن باز ، مفتی اعظم سابق عربستان سعودی بود که به نظرم کفایت می کند .

مستند دیگری که در این باره است ،‌کتاب مجالس قطب الارشاد ، تألیف محمد سربازی ، جلد اول ، چاپ منبع العلوم کوه ون ، مجلس ششم :

سؤال : منکر حدیث چه حکمی دارد ؟

جواب : منکر حدیث به اجماع امت ، مطلقا کافر و واجب القتل است .

در مجلس یازدهم می گوید :

اهل سنت و جماعت متفق اند کسی که حدیث را انکار کند ، کافر مطلق و واجب القتل است .

محمد سربازی ، مجالس قطب الارشاد ، ج ۱ ، چاپ منبع العلوم کوه ون ، مجلس ششم و مجلس یازدهم

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین عزیزان بیننده تشکر و قدردانی می کنم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدایار و نگهدارتان .