علی بن الجعد: به خدا قسم معاویه کافر از دنیا رفت .

عبید الله بن موسی: لعنت خدا بر معاویه و لعنت خدا بر کسانی که او را لعن نمی کنند .

عبد الرزاق صنعانی: مجلس ما را با یاد پسر ابی سفیان آلوده نکن .

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش

تاریخ : ۱۱ / ۰۲ / ۹۵

مجری :

سلام و درود خداوند بر شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت . با برنامه ای دیگر از سری برنامه های چالش در خدمت شما عزیزان هستیم . ان شاء الله که برنامه ما را تا پایان تماشا بفرمایید . این برنامه با کارشناسی استاد ارجمند ، حضرت حجت الاسلام والمسلمین یزدانی عزیز خواهد بود .

استاد یزدانی :

بنده خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت همه بینندگان شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب دارم .

مجری :

امشب هم یکی دیگر از کارشناسان شبکه های وهابی را به چالش می کشانیم و کلیپ های خوبی در این زمینه آماده کردیم .

کلیپ ۱ ) :

سؤال آقای رضایی از اصفهان این است که می فرمایند : در مورد افضلیت صحابه درست است ؛ اما در مورد منافقین نه .

برادر بزرگوار ! بین اصحاب رسول الله (ص) تفاضلی است و بین آن ها افضلیت و ارجحیتی است ؛ اما شما می گویید ما این را می پذیریم ؛ اما در مورد منافقین نه . منافقین گروهی هستند که در مورد آن ها آیاتی نازل شده . در مذمت منافقین و کفار و مشرکین آیاتی نازل شده . شما می خواهید این را برسانید که معاویه منافق است !! نه معاویه منافق نیست .

توجه بفرمایید ! این تعصب شما است . یک آیه ای از قرآن کریم ذکر کنید که در مورد معاویه و تعداد زیادی از صحابه را مستثنی می کنند . از اعلام رضایتی که الله عزوجل در مورد اصحاب فرموده . الله می گوید : من از همه اصحاب راضی شدم .

بنده و همه مسلمانان و بینندگان عزیز و محترم به این معتقدیم که با توجه به آیه کریمه قرآن کریم الله از عموم اصحاب راضی شده . الان شما می گویید : نه ،‌معاویه از جمله منافقین است . دلیلی برای ما از قرآن کریم ذکر کنید که آیه ای با کلمه استثناء آمده که : من از همه اصحاب راضی شدم الا تعدادی .

که بگوییم در رأس این تعداد ، معاویه است . پس استثنایی نیست . برادر بزرگوار ! تعصب را کنار بگذار . الله واحد عزوجل از عموم اصحاب اعلام رضایت فرموده و در این مورد هیچ گونه استثنایی نیست .

و باز هم حربک حربی ” و این روایات مکذوبی که شما به آن ها استناد می کنید !!!!

مجری :

این کلیپ دو بخش داشت که در بخش اول از شخصیت معاویه و این که خداوند از تمام صحابه مطابق قرآن ،‌ راضی شد . در نتیجه معاویه هم مرضی خداوند متعال است و خداوند هم از معاویه راضی شد. هم چنین گفتند : آیه ای بیاورید که خلاف این ثابت کند و نشان دهد که خداوند از معاویه راضی نشده و معاویه منافق است .

در بخش دوم هم به این اشاره داشتند که روایت و حدیثی که اشاره دارد بر محاربه اهل بیت (علیهم السلام) و محاربه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) محاربه با پیامبر (صلی الله علیه وآله) است ،‌ حدیث مکذوب و دروغ است و صحت ندارد .

استاد یزدانی :

این آقای کشتکار مدعی شد در قرآن آیه ای است که خداوند از همه اصحاب راضی شده . البته هیچ اشاره ای هم به آن آیه نکردند و شاید مقصود ایشان جلد دوم قرآن بوده ؛‌ و گرنه در این جلد از قرآن کریم که همه مسلمانان از زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بر صحت این قرآن اتفاق نظر دارند ، چنین آیه ای که خداوند از تمام صحابه راضی شده باشد، وجود ندارد . اصلا محال است ، اگر چنین چیزی باشد ، با ده ها آیه دیگر که بسیاری از صحابه را مذمت می کند ، در تضاد است . خداوند به صراحت می فرماید که بعضی از صحابه منافق هستند . بعضی‌ها که در کنار پیامبر (صلی الله علیه وآله) و در شهر مدینه بودند ، ‌منافق هستند و خداوند آن ها را می شناسد ؛‌ اما پیامبر (صلی الله علیه وآله ) آن ها را نمی شناسد . پس چطور خداوند به صورت مطلق از تمام صحابه اعلام رضایت کند ؟!!!!

خداوندی که در همین قرآن به صراحت فرموده : یکی از اصحاب فاسق است و او ولید بن عتبۀ بن ابی معیط است که تمام مفسران شیعه و سنی به صراحت اجماع دارند بر این که مقصود از فاسق در ” إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا … حجرات / ۶ ، ولید بن عتبۀ بن ابی معیط است . قرآنی که صراحتا بنیانگذاران مسجد ضرار را تکفیر می کند و آن ها را منافق می داند و در بین همین بناکنندگان مسجد ضرار ، یکی از اصحاب بدر است . خداوند می تواند از او راضی شده باشد ؟!!!

آیا خداوند می تواند اعلام کند که من از بنا کنندگان مسجد ضرار راضی هستم ؟ از اصحاب بدر است چه کنیم ؟

آیا خداوند از قاتلین عثمان راضی بود ؟ اگر خداوند از همه صحابه راضی شده ، از عمرو بن حمق خزاعی که روی سینه عثمان می نشیند و نه ضربه به عثمان وارد می کند که می گوید : سه ضربه را به خاطر خدا زدم و شش ضربه دیگر را به خاطر هوای نفس و کینه هایی که از عثمان داشتم ، زدم . آیا خداوند از او راضی است ؟ اگر خداوند از او راضی است ؛ چرا شما از ایشان ناراضی هستید ؟ چرا شما می گویید : کلهم فساق ملعونون ؟

از این صحبت هایی که ابن حزم و ابن تیمیه در مورد قاتلین عثمان می زنند .

محمد بن ابی بکر  از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و قاتل عثمان است که به خانه عثمان حمله کرد . اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که در مدینه بودند ، به بقیه اصحاب که در شهرهای دیگر بودند ، نامه نوشتند و عثمان را هم کشتند . آیا خداوند از آن ها راضی است ؟ اگر خداوند راضی است ، شما هم راضی باشید .

مسطح بن اثاثۀ ، حسان بن ثابت ، این ها از اصحاب بدر هستند . کسانی که جزء ” السابقون الاولین من المهاجرین والانصار ”  و ” رضی الله عنه و رضوا عنه ” هستند . آیا خداوند از این ها راضی هستند ؟ این هایی که به همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ، طبق قول شما اتهام فحشا زدند که ما هیچ کدام از آن ها را قبول نداریم و همه آن سخنان ساختگی است ، آیا این اصحاب راست گفتند یا دروغ گفتند ؟ اگر راست گفتند که این تکذیب قرآن است . اگر دروغ گفتند ، عدالت آن ها کجا است ؟ آیا خداوند از کسانی که همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) تهمت فحشا زدند ، راضی است ؟ آیا شما آقایان وهابی و آقایان اهل سنت ، شما از این اصحاب راضی هستید ؟

این ها سؤالاتی است که هیچ کس جوابی برای آن ها ندارد . واضح و روشن است که خداوند نمی تواند از همه اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) راضی باشد . این چطور ممکن است؟

من تحدی می کنم که هیچ آیه ای در قرآن کریم وجود ندارد که ثابت کند خداوند از تمام اصحاب راضی است . اگر آیه بیعت رضوان را می گویید که این آیه مخصوص مؤمنان بیعت کننده در بیعت رضوان است ، نه همه آن ها که حدود ۱۴۰۰ نفر بیشتر نبودند . شامل همه آن ها نمی شود ؛ چون عبد الله بن ابی هم جزء همین بیعت کننده ها است . آیا خداوند از عبد الله بن ابی راضی است ؟ نه ، خداوند از مؤمنینی که در بیعت رضوان با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بیعت کردند ، راضی است . ما هم راضی هستیم و خیلی هم دوستشان داریم . بسیاری از همین بیعت کنندگان در حدیبیه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در جنگ صفین و جنگ جمل حضور داشتند و به شهادت رسیدند . ما از آن ها راضی هستیم . شما هم راضی هستید و خداوند هم از آن ها راضی است ؛ اما نه از همه بیعت کنندگان در صلح حدیبیه .

یا در مورد ” السابقون الاولون ” آیه ای که مخصوص السابقون الاولون است و هیچ ربطی به همه صحابه ندارد . شما از این آیه چه چیزی را می خواهید ثابت کنید ؟ آیا امکان دارد که خداوند از این ها به صورت مطلق و همیشه راضی باشد؟ . عبد الرحمن بن عدیس که جزء اصحاب رضوان است . آیا خداوند از او راضی است ؟ کسی که قاتل عثمان و فرمانده مصری ها بود و همه را از سراسر کشورهای اسلامی برای کشتن عثمان جمع کرد ، خدا از او راضی است ؟ اگر در بیعت رضوان خداوند از همه صحابه راضی شد ؛ پس از عبد الرحمن بن عدیس هم راضی است.

و صدها نقصی که می توان بر این مسأله وارد کرد و روشن است که خداوند از همه راضی نیست .

در مورد بحث معاویه که ایشان مطرح کرد و حرفی که این کارشناس زد ، واقعا قابل قبول نیست . علمای بزرگ اهل سنت ، صریح و واضح و روشن علیه معاویه حرف زده و او را تکفیر کردند که در ادامه نشان خواهیم داد .

مجری :

در همین را راستا در خصوص نظر علمای اهل سنت در مورد معاویه کلیپ هایی آماده کردیم که یکی از آن ها را با هم می بینیم .

کلیپ ۲ ) :

دکتر عدنان ابراهیم ،‌از علمای اهل سنت :

این کتاب امام احمد بن حنبل است . کسانی که خودشان را سلفی می نامند ، خیلی به این کتاب توجه دارند . کتاب مسائل امام احمد از امام اسحاق بن ابراهیم بن هانی . مسائل ابن هانی از احمد بن حنبل ، کتاب معرفی است . چاپ مکتب الاسلامی با تحقیق زهیر الشاویش از بزرگان سلفیت و دوست و شاگرد البانی ، جلد دوم کتاب مسائل الامام احمد ، جلد دوم چاپ المکتب الاسلامی صفحه ۱۵۴ ، مسأله شماره ۱۸۶۶ می گوید : از احمد بن حنبل که دلویه به او می گفت : از علی بن جعد ( امام اهل سنت است از بزرگان ائمه اربعه ) شنیدم که می گفت : به خدا قسم معاویه بر اسلام (کفر ) از دنیا رفت .

او (علی بن جعد ) از ائمه ما است . او قسم می خورد که معاویه مسلمان نبود و بر غیر اسلام (کفر) از دنیا رفت . در این مورد در چند جلسه صحبت خواهیم کرد . آیا معاویه منافق بود ؟ آیا این شخص واقعا مسلمان است ؟ داستان او چیست ؟ آیا بر اسلام از دنیا رفت ؟ علی بن جعد قسم می خورد ، احمد بن حنبل ! سلفی ! چه کنیم ؟                                          

عزیزم ! کتاب هایت را بخوان ! یاد بگیر ! علم به تقلید نیست !

مجری :

آقای عدنان ابراهیم بود که با استناد به قولی از یکی از کتاب های مهم اهل سنت ، کتابی که سلفی ها هم آن را خیلی قبول دارند ، کتابی که مروی سخنان احمد بن حنبل ،‌امام اهل سنت است ، از علی بن جعد نقل می کند که معاویه بر کفر از دنیا رفت .

این نظر یک عالم شیعه نیست ، نظر یک عالم اهل سنت است .

استاد یزدانی :

دیدگاه علی بن الجعد در باره معاویه

بنده ابتدا شرح حال علی بن جعد را از کتاب سیر اعلام النبلاء ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۵۹ نشان دهم .

علی بن الجعد خ د

ابن عبید الإمام الحافظ الحجه مسند بغداد أبو الحسن البغدادی ….

حدث عنه البخاری وأبو داود ویحیى بن معین وخلف بن سالم وأحمد بن حنبل…..

علی بن جعد از روات بخاری و ابی داوود سجستانی است . علی بن جعد بن عبید امام ، حجت و حافظ است .

آقای عدنان ابراهیم که گفتند : ایشان از ائمه ما هستند ، درست گفتند . ایشان انسان کوچکی نیست. حجت است یعنی سیصد هزار حدیث از احادیث اهل سنت را حفظ است . الامام هم کسی که این واژه در مورد او به کار برده شود یعنی نیازی به توثیق ندارد . بعد از امام ، درجه بعدی حافظ است که صدهزار حدیث و بعد از آن ، درجه حجت است که سیصد هزار حدیث را حفظ هستند .

ایشان مسند بغداد بوده یعنی در بغداد هر کسی می خواست روایتی نقل کند ، نزد ایشان می رفت و پیشوای مردم بغداد بوده .

ایشان استاد آقای بخاری ،‌ ابوداود ، یحیی بن معین و خلف بن صالح و احمد بن حنبل است .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۱۰ ، ص ۴۵۹

همین مطلبی که آقای عدنان ابراهیم نشان دادند را از کتاب مسائل الامام احمد بن حنبل ، روایت اسحاق بن ابراهیم بن هانی نیشابوری ، با تحقیق زهیر الشاویش ، چاپ المکتب الاسلامی ، جلد ۲ ، صفحه ۱۵۴ ، حدیث ۱۸۶۶ :

وسمعت ابا عبد الله وقال له دلویه : سمعت علی بن الجعد یقول : مات والله معاویه على غیر الاسلام

شنیدم احمد بن حنبل می گفت که دلویه گفته از علی بن جعد شنیدم که می گفت : به خدا قسم معاویه کافر از دنیا رفت .

مسائل احمد بن حنبل ، با تحقیق زهیر شاویش ، چاپ المکتب الاسلامی ، ج ۲ ، ص۱۵۴ ، ح ۱۸۶۶

این مطلب را کسی گفته که امام هست ، حافظ هست ، حجت هست ، استاد بخاری ، ابو داود ، احمد بن حنبل و یحیی بن معین است . چنین شخصیتی با این مقام علمی ، گفته : معاویه بر غیر اسلام مرده . حال آقای کشتکار کجا و آقای علی بن جعد کجا ؟ ایشان در این جا به صراحت قسم می خورد که معاویه کافر از دنیا رفته .

این مطلبی نیست که یک شیعه گفته باشد ، این مطلب را یکی از علمای اهل سنت گفته است .

دیدگاه عبید الله بن موسی در باره معاویه:

یکی دیگر از بزرگان اهل سنت ، عبید الله بن موسی است که تمام صحاح سته از ایشان روایت نقل کرده است . اما ایشان چه کسی است ؟

در سیر اعلام النبلاء ، تألیف شمس الدین ذهبی ، چاپ مؤسسه الرسالۀ ، جلد ۹ ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، صفحه ۵۵۳ ، شرح حال ۲۱۵ :

– ۲۱۵ عبید الله بن موسى ع

ابن أبی المختار باذام الأمام الحافظ العابد أبو محمد ….

وکان من حفاظ الحدیث مجودا للقرآن تلا على حمزه الزیات وعیسى بن عمر الهمدانی وعلی بن صالح بن حی وتصدر للإقراء والتحدیث …..

وحدث عنه أحمد بن حنبل قلیلا کان یکرهه لبدعه ما فیه وإسحاق وابن معین ومحمد بن عبد الله بن نمیر وعبد بن حمید …. وروى عنه البخاری فی صحیحه ….

وثقه ابن معین وجماعه وحدیثه فی الکتب السته ….

وقال أحمد بن عبد الله العجلی ثقه رأس فی القرأن عالم به ما رأیته رافعا رأسه وما رئی ضاحکا قط ….

قلت کان صاحب عباده ولیل صحب حمزه وتخلق بآدابه إلا فی التشیع المشئووم

ابن ابی المختار ، مشهور به باذام ، امام و حافظ ( صدهزار حدیث حفظ بوده ) ، عابد بوده …..

ایشان از حفاظ حدیث ، قاریان بسیار خوب بوده که از حمزه الزیات یاد گرفته بوده ….

احمد بن حنبل از او روایات کمی نقل می کرده ؛ به خاطر بدعتی که در او بوده

بدعت ایشان را نقل می کنیم . همان بدعتی بوده که آقای کشتکار هم به آن اشاره کرد .

آقای اسحاق بن راهویه از ائمه اهل سنت و صاحب مذهب ، یحیی بن معین ، محمد بن عبد الله بن نمیر و عبد بن حمید ، بخاری در صحیحش و دیگر بزرگان اهل سنت از ایشان روایت نقل کردند .

ابن معین و جماعتی گفتند ایشان ثقه است و روایاتش در کتب سته اهل سنت موجود است .

احمد بن عبد الله بن عجلی گفته : ایشان ثقه است و در علم قرآن برای خودش سرامدی بوده . هم چنین عالم به قرآن هم بوده . هیچ وقت سرش را بالا نمی آورد و هیچ زمانی خندان دیده نشد .

ذهبی می گوید : ایشان شب و روز در حال عبادت بود و از دوستان حمزه الزیات بود . آداب عبادت را خوب می دانست ؛ اما یک تشیع خیلی بد در او بود .

حال این که تشیع بد چیست به شما نشان خواهم داد . در صفحه بعد می گوید :

وروایه عبید الله مثل هذا دال على تقدیمه للشیخین ولکنه کان ینال من خصوم علی . قال ابن منده کان أحمد بن حنبل یدل الناس على عبید الله وکان معروفا بالرفض لم یدع أحدا اسمه معاویه یدخل داره فقیل دخل علیه معاویه بن صالح الأشعری فقال ما اسمک قال معاویه قال والله لاحدثتک ولا حدثت قوما أنت فیهم .           

روایاتی از عبید الله نقل شده که او ابوبکر و عمر را از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بیشتر دوست داشت و آن ها را بر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مقدم می کرد . اما در او تشیع زشتی در او بود . تشیع او ، ‌این بود که از دشمنان علی بن ابیطالب (علیه السلام) بدگویی می کرد و از آن ها بیزار بود .

یعنی دشمنی با دشمنان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، تشیع مشئوم است و سبب ضعف راوی می شود . با این که حافظ و امام است ؛ اما چون از دشمنان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیزار بود ، انسان بدی می شود .

احمد بن حنبل مردم را راهنمایی می کرد که نزد عبید الله بروید ، ‌در حالی که ایشان رافضی بود ؛ چون اجازه نمی داد کسی که نامش معاویه بود ‌، داخل خانه اش شود .

نه فقط از اسم معاویه متنفر بود ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؛ بلکه از کسی نامش معاویه بود هم متنفر بود و اجازه نمی داد که وارد خانه اش شود .

معاویه بن صالح اشعری بر او وارد شد . به او گفت : اسمت چیست ؟ گفت : معاویه . گفت : به خدا قسم با تو صحبت نمی کنم ؛ حتی با قومی که تو در آن هستی هم صحبت نمی کنم .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۹ ، چاپ مؤسسه الرساله ، با تحقیق شعیب الارنؤوط ، ص ۵۵۳

این ها  علمای اهل سنت هستند . این ها ستون های حدیث اهل سنت می باشند و به این صورت از معاویه بن ابی سفیان صحبت می کنند . اما آقای کشتکار از این قضیه ناراحت است که معاویه را منافق بدانند .

مجری :

کلیپ بعدی هم از نظرات علما و محققین اهل سنت در مورد معاویه است که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ ) :

مجری :

آیا معاویه حجر بن عدی را به دلیل عدم برائت جستن از علی کشته است ؟

حاتم العونی ، عالم اهل سنت :

کشتن حجر بن عدی به وسیله معاویه به دلیل تشیعش و محبتش نسبت به علی یک امر ثابت است و این از خطاهایی است که نمی توانیم بر آن بهانه و عذری بیاوریم . پس این یک عمل خطا است . مانند خطایی که از سوی معاویه در جنگ وی با علی رخ داد . مانند خطایی که در والی و خلیفه قرار دادن یزید از وی سر زد . این ها بعضی از خطاهایی است که به آن اقرار می کنیم و به آن اعتراف می کنیم و آن ها را خطاهایی ثابت شده می دانیم .

مجری :

این هم گوشه ای از جنایات معاویه بود که افرادی مثل حجر بن عدی را فقط به خاطر این که تشیع داشتند و محب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) بودند ، به آن صورت فجیع که در تاریخ ذکر شده ،‌به شهادت رساندند .

استاد یزدانی :

بحث عبید الله بن موسی ناتمام ماند که بنده یک مستند دیگر هم از کتاب احمد بن حنبل نشان دهم . کتاب السنۀ احمد بن حنبل ،‌ با روایت احمد بن محمد بن هارون بن یزید خلال ، متوفای ۳۱۱ هـ ، چاپ دار الرایۀ بیروت ، با تحقیق عطیه بن عتیق الزهرانی ،‌جلد ۳ ، صفحه ۵۰۴ ،‌روایت ۸۰۷ :

سألت أحمد عن عبیدالله بن موسى العبسی فقال کوفی فقلت فکیف هو قال کما شاء الله قلت کیف هو یا أبا عبدالله قال لا یعجبنی أن أحدث عنه قلت لم قال یحدث بأحادیث فیها تنقص لأصحاب رسول الله ص

 از احمد بن حنبل در مورد عبید الله بن موسی عبسی سؤال کردم . گفت : اهل کوفه بود . پرسیدم : چه طور انسانی بود ؟ گفت : همان طور که خدا می خواست همان طور بود . پرسیدم : یعنی چه ؟ خدا چطور خواسته بود ؟ او چه طور انسانی بود . گفت : من اصلا خوشم نمی آید که در مورد او صحبت کنم . گفتم : چرا ؟ گفت : او احادیثی نقل میکرد که در آن اشکالاتی به اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بود .

این که چه اشکالاتی بود ، در صفحه بعد می گوید :

سمعت محمد بن عبیدالله بن یزید المنادی یقول کنا بمکه فی سنه تسع وکان معنا عبیدالله بن موسى فحدث فی الطریق فمر حدیث لمعاویه فلعن معاوی ولعن من لا یلعنه قال ابن المنادی فأخبرت أحمد بن حنبل فقال متعدی یا أبا جعفر فأخبرنی محمد بن أبی هارون أن حبیش بن سندی حدثهم أن أبا عبدالله ذکر له حدیث عبیدالله بن موسى فقال ما أحسب هو بأهل أن یحدث عنه وضع الطعن على أصحاب رسول الله ص ولقد حدثنی منذ أیام رجل من أصحابنا أرجو أن یکون صدوقا أنه کان معه فی طریق مکه فحدث بحدیث لعن فیه معاویه فقال نعم لعنه الله ولعن من لا یلعنه فهذا أهل یحدث عنه علی الإنکار من أبی عبدالله أی إنه لیس بأهل یحدث عنه ,

از محمد بن عبید الله بن یزید منادی شنیدم که می گفت : ما در سال نهم همراه عبید الله بن موسی در مکه بودیم . در راهی که می رفتیم ، صحبت از معاویه شد . هم معاویه را لعنت کرد و هم کسانی که معاویه را لعنت نمی کنند را لعنت کرد .

احمد بن حنبل روایت بعدی را نقل می کند :

یکی از اصحاب ما که امیدوارم راستگو باشد ، برای من نقل می کرد که ما با عبید الله بن موسی در راه مکه بودیم . صحبت لعن معاویه پیش آمد که گفت : لعنت خدا بر معاویه و لعنت خدا بر کسانی که او را لعن نمی کنند .

السنۀ احمد بن حنبل ،‌ با روایت احمد بن محمد بن هارون بن یزید خلال ، متوفای ۳۱۱ هـ ، چاپ دار الرایۀ بیروت ، تحقیق عطیه بن عتیق الزهرانی ، ‌ج ۳ ، ص ۵۰۴ ، ح‌ ۸۰۷

این ها همه از بزرگان اهل سنت هستند ،‌ نظر شیعه نیست . روایت شیعه و کتاب شیعه نیست . کتاب امام احمد بن حنبل با روایت امام ابی بکر خلال است .

دیدگاه عبد الرزاق صنعانی در باره معاویه:

عبد الرزاق صنعانی ، استاد احمد بن حنبل و روای کتاب صحیح بخاری و صاحب مصنف می باشد . در کتاب سیر اعلام النبلاء ، چاپ مؤسسه الرسالۀ بیروت ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، جلد ۹ ، صفحه ۵۶۳ :

عبد الرزاق بن همام * (ع)

ابن نافع ، الحافظ الکبیر عالم الیمن ابوبکر الحمیری مولاهم الصنعانی الثقه الشیعی .

حافظ بزرگ ،‌عالم یمن ابوبکر حمیری که ثقه و شیعه است .

این چطور شیعه ای بوده که کتاب می نویسد و یکی از مصنفات شما می شود . شیعه هم که می گوید ، به این دلیل است که معاویه را دوست نداشته است .

حدث عنه : شیخه سفیان بن عیینه و معتمر بن سلیمان وابو اسامه وطائفه من اقرانه واحمد بن حنبل وابن راهویه ویحیی بن معین و علی بن المدینی ….

سفیان بن عیینه که استاد عبد الرزاق بود ، معتمر بن سلیمان و ابو اسامه و طائفه ای از کسانی که با او همزمان بودند . احمد بن حنبل ، ابن راهویه ، یحیی بن معین و علی بن المدینی …. همه از تاریخ سازان اهل سنت هستند که از عبدالرزاق بن همام روایت نقل کردند .

در صفحات بعد هم تعریف و تمجید های زیادی از ایشان شده که فرصت بیان آن نیست . تا این که در صفحه ۵۷۳  مطلبی را از یحیی بن معین نقل می کند :

فلقیت بها یحیی بن معین فقلت له : یا زکریا ما نزل بنا من شیء بلغنا عنکم فی عبد الرزاق ؟ قلنا : بلغنا انکم ترکتم حدیثه ورغبتم عنه قال : یا ابا صالح لو ارتد عبد الرزاق عن الاسلام ما ترکنا حدیثه .

شنیدم که بعضی ها گفته بودند یحیی بن معین ،‌ روایات عبد الرزاق صنعانی را ترک کرده و احمد بن حنبل هم از او روایتی نقل نمی کند . آن ها روایتش را دوست ندارند . گفت : ناراحت شدم که این چطور امکان دارد ؟ وقت حج نزد یحیی بن معین رفتم و او را ملاقات کردم . به او گفت : ای ابا زکریا ! این چه خبری است که از عبد الرزاق به ما رسیده ؟ گفت : چه اتفاقی افتاده ؟ گفتم : به ما خبر رسیده که شما روایت عبد الرزاق را رد می کنید و از او روایتی نقل نمی کنید . گفت : ای ابا صالح !‌ اگر عبد الرزاق مرتد هم شود ، ‌ما روایتش را ترک نمی کنیم .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، چاپ مؤسسه الرسالۀ بیروت ، تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، ج ۹ ، ص ۵۶۳ به بعد

ببینید که عبد الرزاق صنعانی چه جایگاهی نزد یحیی بن معین دارد . یحیی بن معین که اگر راوی را توثیق کند ، تضعیف تمام علمای اهل سنت در مقابل او نمی تواند مقاومت کند . این دیدگاه بزرگان اهل سنت است . حال عبد الرزاق چه گفته است ؟

عبد الرزاق در همین کتاب و همین جلد ، صفحه ۵۷۳ در باره معاویه می گوید :

قال ابوجعفر العقیلی حدثنا احمد بن بکیر الحضرمی حدثنا محمد بن اسحاق بن یزید البصری سمعت مخلدا الشعیری یقول کنت عند عبد الرزاق فذکر رجل معاویه فقال : لاتقذر مجلسنا بذکر ولد ابی سفیان .

از مخلد شعیری شنیدم که می گفت : من نزد  عبد الرزاق صنعانی بودم که شخصی آمد و داستانی از معاویه نقل کرد . عبد الرزاق صنعانی گفت : مجلس ما را با یاد پسر ابی سفیان آلوده نکنید .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، چاپ مؤسسه الرسالۀ بیروت ، تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، ج ۹ ، ص ۵۷۳

توجه کنید که چقدر عبد الرزاق صنعانی از معاویه متنفر بوده . این ها بزرگان اهل سنت هستند . کتاب هم از کتاب های اهل سنت است . عبد الرزاق صنعانی ،‌ استاد احمد بن حنبل ، یحیی بن معین ، استاد اسحاق بن راهویه ، استاد سفیان بن عیینه است ؛ اما نظرش در مورد معاویه این است که می گوید : مجلس ما را با ذکر نام پسر ابی سفیان آلوده نکن .

روایاتی را از منابع اهل سنت نقل می کنیم که علمای اهل سنت گفتند : معاویه کافر از دنیا رفته را نشان خواهیم داد .

مجری :

کلیپ دیگری را در مورد نظر علمای اهل سنت در باره شخصیت معاویه می بینیم .

کلیپ ۴ ) :

عدنان ابراهیم ،‌ مبلغ اهل سنت فلسطینی :

یک حاکم که الان موجود باشد برای من بیاورید که موجب قتل هفتاد هزار نفر از صحابه و تابعین شده باشد . چنین چیزی وجود ندارد و هرگز هم یافت نخواهد شد . کشتن صحابه و تابعین !!!

به خاطر همین یکی از علمای اهل سنت گفته است که احدی به بدی معاویه پیدا نخواهد شد ! چرا؟ گفته به خاطر این که کسی به مقام علی پیدا نخواهد شد . کسی با این مقام و جایگاه علی پیدا نمی شود که تو با او همان طور که معاویه دشمنی کرده ، دشمنی کنی .

معاویه موجب قتل هفتاد هزار نفر شد . فقط به خاطر ریاست و مقام و نه چیز دیگر و این را صریحا می گویم .

مجری :

این هم دنیا طلبی و ریاست طلبی معاویه که موجب قتل این تعداد عظیمی از صحابه شد و شدت دشمنی معاویه با آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در کلام یکی از علمای اهل سنت بود .

استاد یزدانی :

اما روایاتی که در منابع اهل سنت است و ثابت می کند که معاویه بر غیر ملت اسلام از دنیا رفته . روایتی که امام احمد بن یحیی بن جابر بلاذری ، متوفای ۲۷۹ هـ ، در کتاب انساب الاشراف ، با تحقیق استاد سهیل ذکار و دکتر ریاض الزرکلی ،‌ چاپ مکتب البحوث والدراسات ، جلد ۵ ، صفحه ۱۳۴ :

المدائنی عن أبی أیوب عن هشام بن حسان عن ابن سیرین أن النبی ص بعث إلى معاویه لیکتب له شیئاً فقال الرسول: هو یأکل ثم أعاده فقال: هو یأکل، فقال: لا أشبع الله بطنه.

وحدثنی إسحاق وبکر بن الهیثم قالا حدثنا عبد الرزاق بن همام انبأنا معمر عن ابن طاوس عن أبیه عن عبد الله بن عمرو بن العاص قال: کنت عند النبی ص فقال: یطلع علیکم من هذا الفج رجل یموت على غیر ملتی، قال: وکنت ترکت أبی قد وضع له وضوء، فکنت کحابس البول مخافه أن یجیء، قال: فطلع معاویه فقال النبی ص : هو هذا.

وحدثنی عبد الله بن صالح حدثنی یحیى بن آدم عن شریک عن لیث عن طاووس عن عبد الله بن عمرو قال: کنت جالساً عند النبی ص فقال: یطلع علیکم من هذا الفج رجل یموت یوم یموت على غیر ملتی، قال: وکنت ترکت أبی یلبس ثیابه فخشیت أن یطلع، فطلع معاویه.

این روایت همان دعا و نفرین معروف پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که در مورد معاویه فرمودند :

خداوند هیچ وقت شکم او را سیر نکند .

وشکم او هیچ وقت سیر نشد . به قول امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام) که بین آشپزخانه و توالت همیشه سرگردان بود .

روایت بعدی از عبد الله بن عمر است که سند آن ضعیف می باشد :

نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) نشسته بودیم که فرمودند : شخصی از اهل بهشت وارد می شود که در همان لحظه معاویه وارد می شود .

روایت بعدی از عبد الله بن عمرو بن عاص است که گفت :

نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) بودیم که فرمودند : از این دره کسی بیرون می آید که وقتی می میرد ، مسلمان نیست . پدر من هم برای وضو خارج شده بود . خیال کردم و ترسیدم که پدرم وارد شود و مقصود پیامبر (صلی الله علیه وآله) پدر من باشد . در صورتی که معاویه وارد شد و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : آن شخصی که من گفتم وقتی از دنیا می رود ، مسلمان نیست ، معاویه بن ابی سفیان است .

روایت چهارم هم از عبد الله بن عمرو بن عاص که می گوید :

نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) نشسته بودم که فرمودند : الان شخصی می آید که وقتی می میرد ، بر غیر ملت من است .

امام احمد بن یحیی بن جابر بلاذری ، انساب الاشراف ، تحقیق استاد سهیل ذکار و دکتر ریاض الزرکلی ،‌ چاپ مکتب البحوث والدراسات ، ج ۵ ، ص ۱۳۴

روایت بعدی در تاریخ طبری ، جلد ۱۰ ، با تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم ، چاپ دار المعارف مصر ، صفحه ۵۸ ، روایاتی را نقل می کند که همه آن ها از امیرالمؤمنین اهل سنت ، مأمون است .

ومنه أن رسول الله ص قال یطلع من هذا الفج رجل من أمتی یحشر على غیر ملتی فطلع معاویه ….

پیامبر (صلی الله علیه واله) می فرماید : از این سوراخ کوه شخصی بیرون می آید که در روز قیامت وقتی محشور می شود ، بر غیر ملت من است . در همان زمان معاویه خارج شد .

تاریخ طبری ، ج ۱۰ ، با تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم ، چاپ دار المعارف مصر ، ص ۵۸

این روایتی است که با سند های متعدد در منابع دیگر اهل سنت نقل شده که ما به همین چند روایت اکتفا می کنیم .

حال ببینیم این آقایانی که طرفدار معاویه بودند ، چه بلایی سر این روایت آورده اند . در کتاب معجم الکبیر ، تألیف آقای طبرانی ،‌ جلد ۳ ، صفحه ۴۸۵ ، روایت ۱۴۳۵۵ :

حدثنا محمد بن اسحاق بن راهویه ثنا ابی ابنا عبد الرزاق ابن معمر عن ابن طاووس عن ابیه قال سمعت رجلا یحدث ابن عباس عن عبد الله بن عمرو قال قال رسول الله ص یطلع علیکم رجل من هذا الفج من أهل النار وکنت ترکت أبی یتوضأ فخشیت أن یکون هو فاطلع غیره فقال رسول الله ص هو هذا .

حدثنا محمد بن اسحاق بن راهویه ثنا ابی ابنا عبد الرزاق ابن معمر عن ابن طاووس عن ابیه قال سمعت رجلا یحدث ابن عباس عن عبد الله بن عمرو قال : قال رسول الله ص لیطلعن علیکم رجل یبعث یوم القیامه على غیر سنتی أو على غیر ملتی وکنت ترکت أبی فی المنزل فخفت أن یکون هو فاطلع رجل غیره فقال رسول الله ص هو هذا رواه الطبرانی فی الکبیر ورجاله رجال الصحیح إلا أن فیه رجلا لم یسم وعنه قال قال رسول الله ص یطلع علیکم رجل من هذا الفج من أهل النار وکنت ترکت أبی یتوضأ فخشیت أن یکون هو فاطلع غیره فقال رسول الله ص هو هذا .

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : از این جا شخصی بیرون می آید که اهل جهنم است . من پدرم را رها کرده بودم تا وضو بگیرد . من ترسیدم که منظور پیامبر (صلی الله علیه وآله) پدرم باشد . اما شخص دیگری بیرون آمد و رسول (صلی الله علیه وآله) فرمودند : همین شخص است .

این شخص دیگر چه کسی بود ؟ راوی عبد الله بن عمرو بن عاص که می داند چه کسی است و در جای دیگر روایت به وضوح بیان کرده ؛ ‌اما در این جا فراموش کرد !!!!

آقای کشتکار می گوید : تعصب نداشته باشید . این ها تعصب است که روایت صحیح و صریح را تغییر بدهیم . روایت بعدی هم همین طور است :

پیامبر (صلی الله علیه واله) می فرماید : از این سوراخ کوه شخصی بیرون می آید که در روز قیامت وقتی محشور می شود ، بر غیر سنت من یا بر غیر ملت من است . پدرم نیامد و شخص دیگری آمد .

طبرانی ، معجم کبیر ، ج ۳ ، ص۴۸۵ ، ح ۱۴۳۵۵

در مجمع الزوائد هم همین روایت با همان سند آمده و اسمی از معاویه نیاوردند . در تاریخ اصبهان ، تألیف ابو نعیم اصبهانی ، جلد ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۷۷ :

عبد الرحمن بن أحمد الجرواءانی حدثنا أحمد بن إسحاق ثنا عبد الرحمن بن محمد الجرواءانی ثنا أبان بن شهاب ثنا محمد بن حمید ثنا جریر عن لیث عن طاوس عن عبد الله بن عمرو أن النبی قال یطلع علیکم رجل من یثرب على غیر ملتی فظننت أنه أبی وکنت ترکته یتهیأ فاطلع فلان .

ابو نعیم اصبهانی ،‌ تاریخ اصبهان ، ج ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۷۷

در این جا ” فاطلع فلان ، فلانی خارج شد ” آمده . شاید مقصود از فلانی ابوجهل بوده که متأسفانه در آن زمان زنده نبود تا حرف این آقایان درست می شد . پس چه کسی بوده ؟؟؟!!!!!

شما اگر به دنبال متعصب هستید ، متعصب شما هستید که ادعا می کنید در قرآن کریم آیه ای آمده که ثابت می کند خداوند از همه صحابه راضی شده . اگر هست به ما نشان دهید که در کدام قرآن آمده ؟ آیا در قرآن امروزی مسلمانان آمده یا در آن قرآنی که بزی آمد و خورد و چیزی از آن باقی نماند .

مجری :

کلیپ آخر هم باز نظر علمای اهل سنت در مورد معاویه است که با هم می بینیم .

کلیپ ۵ ) :

شیخ احمد کبیسی :

به خدا قسم مصیبت این امت از معاویه است و اگر روایات را بخوانید می بینید که ابو هریره می گوید : اگر از مرگ نمی ترسیدم اسم منافقین را می گفتم و معاویه به عبد الله بن عمر در هنگام جان دادن گفت : ای معاویه می توانم توبه کنم . عبد الله گفت : هیهات ای معاویه ! محال است . معاویه گفت : خدایا این مرد مرا از رحمتت ناامید می کند و عملی ندارم غیر از  این که به تو شرک نورزیدم .

هر مصیبتی که الان بر ما وارد می شود از معاویه است . این ها به معاویه می گویند : سیدنا و گذشتگان بزرگتر از تو گفتند : سیدنا . این ها مسئول هستند در روز قیامت از این حرف . شما می توانید با علی باشید یا با معاویه . یک طرف را انتخاب کن . خدایا مرا با علی محشور کن و تو ان شاء الله با معاویه محشور بشوی …

مجری :

این هم نظر آقای کبیسی بود که یا باید با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود و یا با معاویه . نمی توان هر دو را هم زمان دوست داشت و حب آن ها را در دلمان داشته باشیم .

بررسی روایت «حرب لمن حاربکم»

استاد یزدانی ! در مورد بخش دوم ادعای آقای کشتکار که روایت ” حرب لمن حاربکم … ” را کلا تکذیب کردند .

استاد یزدانی :

ایشان روایت ” حرب لمن حاربکم ” را در منابع اهل سنت گفتند که این روایت دروغ هستند . بنده فقط یک مستند از آقای البانی نشان می دهم . صحیح جامع الصغیر یعنی تمام روایاتی که در این کتاب امده از نظر آقای البانی صحیح و حجت بوده .

در جلد اول از این کتاب ، حدیث ۱۴۶۲ :

نظر رسول الله الی علی وفاطمه و الحسن والحسین فقال : انا حرب لمن حاربتم وسلم لمن سالمتم .(حسن )

 رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) نگاه کردند و فرمودند : من در حال جنگ هستم با کسی که با شما بجنگد . در حال صلح هستم با کسی که با شما در صلح باشد .

آقای البانی هم می گوید : سند روایت حسن است .

البانی ،‌صحیح جامع الصغیر ، ج ۱ ، ح ۱۴۶۲

نظرشان واقعا درست و سند روایت حسن است . هر کس با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بجنگد ، با پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) جنگیده . این نظر آقای البانی است که آقای کشتکار آن را تکذیب کرد .

تماس بینندگان

بیننده : آقای نوربخش از سیرجان

بنده چند سؤال داشتم . اول این که ،‌ جایگاه علمی و اجتماعی آیت الله کمال حیدری و میزان مقبولیت ایشان در حوزه و دانشگاه و میزان درستی و نادرستی نظرات ایشان چیست ؟

دوم این که ،‌چرا شبکه های مخالف معتقد هستند که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در سرداب سامراء سکونت دارد و حتی یک روایت صحیح در مورد زنده بودن ایشان در منابع شیعه وجود ندارد.

سوم این که ، اگر حضرت علی (علیه السلام) امروز بودند ، کدام یک از این دو جمله را تأیید می کرد . این که حاجت های خود را مستقیما از خداوند بخواهید یا این که حاجات خود را با واسطه رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) از خداوند بخواهید .

استاد یزدانی :

در مورد سکونت امام زمان (علیه السلام) در سرداب سامراء ، چون سندی وجود ندارد ، نمی خواهند چیزی ارائه کنند . سرداب سامراء ، یک شبهه بسیار قدیمی است که ما در بحث دروغ های ابن تیمیه ، یکی از مباحثمان همین است که ایشان می گوید : شیعیان تصور می کنند امام زمان (علیه السلام) در سرداب مخفی شدند و هر روز نماز عصرشان را تا نزدیک غروب به تأخیر می اندازند و دم در سرداب می ایستند که  اخرج یا مهدی ! یا امام زمان خروج کن . بعد از این که ناامید می شوند ، نمازشان را سریع می خوانند که قضا نشود .

این ها دروغ هایی است که در هیچ کتابی از کتاب های شیعه چنین مطلبی وجود ندارد و دروغ محض است . بزرگان ما مثل علامه امینی (ره) و بقیه پاسخ داده اند که یک مدرک به ما نشان دهید که گفته باشیم امام زمان ما در سرداب است یا از سرداب ظهور می کند یا در سرداب ساکن است .

درست است که زمانی از دست خلفای پلید عباسی که شما آن ها را امام می دانید ،‌مجبور بودند در سرداب خانه مخفی شوند و در آن جا عبادت خداوند را کنند . اما این که در آن جا غایب شده باشند یا در آن جا زندگی کنند یا از آن جا ظهور کنند ، دروغ محض است و در هیچ یک از کتاب های شیعه نیامده است .

در مورد این که شیعه یک روایت صحیح در مورد حیات امام زمان (علیه السلام) ندارد ، اگر بینندگان عزیز در سایت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) قسمت پرسش و پاسخ ، کلمه مهدویت را جستجو بزنند ، تمام روایات مهدویت که حدود چهل روایت صحیح است را آوردیم . در صورتی که این آقایان در مورد خلفایشان یک روایت صحیح ندارند . یک روایت صحیح بیاورند که ابوبکر از مادر خودش به دنیا آمده .

کسی که به دنیا آمده و زنده است و همه بر زنده بودنش اتفاق نظر دارند ، می گویند : معلوم نیست که از مادرش به دنیا آمده باشد . بزرگان اهل سنت با امام زمان (علیه السلام) دیدار کردند و با آن حضرت صحبت کردند و پشت سر امام زمان (علیه السلام) نماز خواندند . این را خود علمای اهل سنت گفته اند . این که راست گفتند یا دروغ گفتند ، برای ما فرق نمی کند .

این ها شبهات پوسیده ای است که حتی ارزش فکر کردن ندارد .

در مورد سؤال آخرشان ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) زمانی که زنده بودند هم به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) متوسل می شدند . این ها روایاتی است که در منابع شما آمده .

کتاب التعازی والراثی ، تألیف ابی العباس محمد بن یزید معروف به مبرد ، متوفای ۲۸۶ هـ ‌،‌ با تحقیق خلیل منصور ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ،‌صفحه ۶ :

ویروى عن علی بن أبی طالب رحمه الله علیه من وجوهٍ ، سمعنا ذلک وبعضها یزید على بعض ، أنه قال : لما توفی رسول الله ص تولى غسله العباس ، وعلی ، والفضل ، فقال علی : لم أره یعتاد فاه فی الموت ما کنت أراه فی أفواه الموتى . ثم لما فرغ علی من غسله وأدرجه فی أکفانه ، کشف الإزار عن وجهه ، ثم قال : بأبی أنت وأمی ، طبت حیاً ، وطبت میتاً ، انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت أحد ممن سواک من النبوه والإنباء ، خصصت حتى صرت مسلیاً عمن سواک ، وعممت حتى صارت المصیبه فیک سواء . ولولا أنک أمرت بالصبر ونهیت عن الجزع لأنفدنا علیک الشؤون ، ولکن ما لا یدفع کمدٌ وإدبارٌ محالفان وهما داء الأجل ، وقلا لک . بأبی أنت وأمی . أذکرنا عند ربک .

از علی بن ابیطالب (علیه السلام) با سند های متعدد نقل شده که در هنگام دفن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که غسل دادند و نماز خواند ، گفتند : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله ! ما را نزد خدایت یاد کن .

مبرد ،‌ التعازی و المراثی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۶

این استغاثه صریح است که از مرده طلب حاجت کردن است . توسل و طلب شفاعت می باشد که با سند های متعدد نقل شده است .

هم چنین در کتاب غذاء الباب شرح منظومه الآداب ، تألیف سفارینی حنبلی ، با تحقیق محمد عبد العزیز خالدی ، جلد ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۳۳ :

رَوَى ابْنُ السُّنِّیِّ فِی عَمَلِ الْیَوْمِ وَاللَّیْلَهِ مِنْ حَدِیثِ دَاوُد بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ عِکْرِمَهَ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَنَّهُ قَالَ : إذَا کُنْت بِوَادٍ تَخَافُ فِیهِ السَّبْعَ فَقُلْ : أَعُوذُ بِدَانْیَالَ وَبِالْجُبِّ مِنْ شَرِّ الْأَسَدِ ….

روایت از ابن سنی در عمل الیوم واللیلۀ نقل می کند از ابن عباس از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که می فرمودند : وقتی در بیابانی بودی و از درندگان می ترسیدی ، بگو : پناه می برم به دانیال …

سفارینی حنبلی ، غذاء اللباب ، با تحقیق محمد عبد العزیز خالدی ، ج ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۳۳

در منابع اهل سنت چنین روایاتی آمده . اگر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) امروز بود ، می فرمودند که به پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) توسل کنید . توسل جایز و مشروع است و تمام مسلمانان از صدر اسلام تا امروز بر آن اتفاق نظر دارند ، جز فرقه شاذه وهابیت که از مسلمانان محسوب نمی شوند .

بیننده : آقای بهرامی از گنبد کاووس ـ شیعه

بنده از این برادران اهل سنت می پرسم که با دیدن این روایاتی که شما امشب نشان دادید ، آیا باز هم می توانند از معاویه دفاع کنند ؟ چون خیلی از برادران اهل سنت ما می گویند حضرت معاویه رضی الله عنه !!!! با وجود این روایات دیگر رضی الله عنه باقی نمی ماند .

دوم این که ، از برادران اهل سنتی که به شبکه های وهابی زنگ می زنند و متأسفانه خیلی راحت به آن ها می گویند که شما مشرک هستید ؛ چون همه اهل سنت از مذاهب اربعه تقلید می کنند . اما با این وجود از آن شبکه ها تعریف و تمجید می کنند .

نکته سوم این که افتخار می کنیم که شیعه هستیم و به تمامی سؤالات اهل سنت و وهابیت ، با مستنداتی متقن و محکم پاسخ می دهیم . در صورتی که اهل سنت ، برای سؤالات شیعه هیچ پاسخی ندارند .

بیننده : علی از خوزستان ـ شیعه

در مورد سخنان آقای کشتکار هم باید بگویم که اگر امروز خود معاویه بود ،‌ نمی توانست دفاعی را که کشتکار از او می کند ، خودش دفاع کند . یعنی بنده تعجب می کنم که با وجود این همه روایات با سند صحیح در کتاب های خودشان ، توقع دارد که فردای قیامت معاویه او را شفاعت کند . واقعا برادران اهل سنت هم از این همه دفاع ایشان از معاویه تعجب کردند .

مگر امکان دارد دو صحابی یکدیگر را لعن کنند . با این حال هر دوی آن ها رضی الله عنه باشند . چند روز قبل آقای ترشابی هم در مورد حضرت حمزه سید الشهدا (علیه السلام) ، عبارت رضی الله عنه را به کار می برد و هم در مورد وحشی قاتل آن حضرت ،‌عبارت رضی الله  عنه را به کار می برد .

چند روز قبل آقای کشتکار گفتند که عمر با ام کلثوم دختر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ازدواج کردند . بنده گفتم : سلمنا . اما آقای نووی می گوید : ام کلثوم ، دختر ابوبکر بوده . ایشان گفتند : این روایت ضعیف است . اگر امکان دارد پاسخی به این آقای وهابی دهید .

استاد یزدانی :

در بحث ازدواج ام کلثوم کشتکار گفته سخن آقای نووی ضعیف است ، در کتاب تهذیب الاسماء واللغات ، تألیف آقای نووی ، جلد ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۳۶۹ ، این روایت نیست ؛ بلکه نظر خود آقای نووی است که می گوید :

وهاتان الاختان هما اسماء بنت ابی بکر وام کلثوم وهی التی کانت حملا وقد تقدم هناک ایضاح القصه وام کلثوم هذه تزوجها عمر بن الخطاب .

نووی ، تهذیب الاسماء واللغات ، ج ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۳۶۹

جالب است که در بحث توسل ابن حبان به امام رضا (علیه السلام) بود که می گفت : من هر زمان گرفتاری داشتم به امام رضا (علیه السلام) متوسل می شدم .

ایشان از بزرگان تاریخ رجال و حدیث اهل سنت و شافعی مذهب است . یکی از کارشناسان شبکه های وهابی می گفت : این قضیه سندش ضعیف است . خود آقای ابن حبان در کتابش نوشته که من به امام رضا (علیه السلام) متوسل میشدم ، اما این کارشناس می گفت سندش ضعیف است . در کجا ابن حبان این کار را انجام داده ؟؟؟!!!!

در این مورد هم آقای کشتکار ! مقدار باسواد باش و تدبر و تفکر داشته باش که آقای نووی خودش می گوید : این ام کلثوم که خواهر عایشه بود ، با عمر بن خطاب ازدواج کرد .

ما دوست داریم این ازدواج درست باشد و اتفاق افتاده باشد ؛ اما چه چیزی را ثابت می کند ؟ چیزی را که این روایت ثابت می کند ، خیلی به نفع شیعه است ؛‌اما جرأت این را ندارد که در این باره با شیعه بحث کنند . قرار بود آقای آقای حیدری با استاد ما آیت الله قزوینی در این مورد مناظره کنند . خودش هم اعلام آمادگی کرد . زمانی که موضوع بحث مشخص شد که درباره ازدواج ام کلثوم باشد ، عقب نشینی کرد و تا به حال هم جرأت ندارند که سر این قضیه مناظره کنند . هر کدام از علمای وهابی شبکه های وهابی و علمای اهل سنت که می خواهد در این باره مناظره کنند ، ما حاضر و آماده هستیم . دوست داریم که این قضیه ثابت شود که در آن صورت خیلی به ضرر شما تمام می شود .

بیننده : آقای بختیاری از لرستان ـ شیعه

همین آقای کشتکار وهابی در برنامه ای که داشتند ، می گفتند که بین معاویه و امام حسن (علیه السلام ) هیچ مشکلی نبوده و حتی در گرفتن خلافت با معاویه تعارف می کردند .

در صورتی که معاویه سرداران امام حسن مجتبی (علیه السلام) را خرید ، آن همه از مسلمانان را کشت و در آخر امام (علیه السلام) را مسموم کردند .

سؤال دوم این که ، شخصی به نام آیت الله کمال حیدری را در این شبکه های وهابی ، به عنوان مرجع تقلید شیعه نشان می دهند که می گفت : علامه مجلسی سی و دو روایت در مورد تولد امام زمان (علیه السلام) دارد که بیست و پنج روایت از آن مجهول است .ایشان چطور مرجع تقلیدی است که تولد امام زمان (علیه السلام) را قبول ندارند ؟

استاد یزدانی :

در مورد رابطه امام حسن مجتبی (علی السلام ) و معاویه که یک رابطه دوستانه بود ، باید بگویم که فقط صد هزار نفر کشته شد . صد هزار نفر که چیزی نیست . این ها با هم رابطه خوبی داشتند و همیشه در صدد کشتن یکدیگر بودند . این نهایت محبتی بود که با هم داشتند .

این ها حرف هایی است که عقل هیچ انسانی آن را قبول نمی کند ؛ جز عقل آقایان وهابی !!!

آقای کمال حیدری ، درس خارج دارند . کسانی که درس خارج را شرکت کرده باشند ، می دانند که قضیه چیست ؟ در یک درس خارج ممکن است که شبهه را سه هفته ، ده روز یا یک ماه پشت سر هم طرح کنند و نظرات مخالف را کاملا تبیین کنند و در روز آخر در رد این نظرات مطالبی را بیان کنند . این روش درس خارج شیعه است .

شما اگر به درس های خارج تشریف ببرید ، مراجع ما همین طور هستند ،‌تا جایی که راه دارند نظرات مخالف را تقویت می کنند و در روز آخر پنبه همه آن ها را می زنند و همه آن ها را رد می کنند .

کلیپی هم که این شبکه های وهابی از آقای حیدری در بحث امام زمان (علیه السلام) مطرح می کنند ، نقد دیدگاه شیخ عاصف محسنی و دیگران است در برخورد با روایات امام زمان (علیه السلام) است . ایشان می گوید : این بر خورد درست نیست که اگر ما بخواهیم طبق نظر عاصف قندهاری ، روایات را بررسی کنیم ، این می شود و از سی و هشت روایت ، دو روایت صحیح می ماند . در حالی که مشخص و واضح است که روایات ولادت امام زمان (علیه السلام) ، حداقل هشت روایت صحیح اعلایی است که همه این ها را در سایت تحقیقاتی مؤسسه حضرت ولی عصر (علیه السلام) موجود است .

یک عده مثل آقای محسنی هستند که نظرشان این است و نباید از آن ها گله ای داشت و طبیعی است که این طور برخورد کنند . آقای حیدری مبنای آن ها را نقد می کند ؛‌اما متأسفانه شبکه های وهابی نقل قول مخالف را می آورند ،‌اما قسمتی که قول مخالف را رد می کند را تقطیع می کنند و این خیانتی است که شبکه های وهابی می کنند . همان کاری که در بحث خمس و امامت و حضرت زهرا (سلام الله علیها) می کنند . البته بنده با نحوه حرف زدن ایشان خیلی موافق نیستم . گاهی اوقات نظر مخالف را بیش از اندازه مطرح می کند و اگر بنده جای ایشان بودم ، گاهی وسط نقل قول مخالف ،‌نظرش را رد می کردم ، اما ایشان به صورت مفصل نظرات را بیان می کنند .

ان شاء الله خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند ،‌مخصوصا آقایان شبکه های وهابی را . اگر قابل هدایت هستند . اگر هم قابل هدایت نیستند ، ان شاء الله خداوند عالم را هر چه زودتر از لوث وجود وهابیت پاک کند .

مجری :

شب خوبی داشته باشید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .