مقایسه روایت کتاب شریف کافی با روایت صحیح بخاری . در کتاب شریف کافی حضرت ابراهیم علیه السلام نماد غیرت معرفی می‌شود؛ اما طبق روایت صحیح بخاری، ابراهیم ، همسرش ساره را برای زنا می‌فرستد تا جانش را نجات دهد.

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش

تاریخ : ۲۵ / ۰۲ /۹۵

مجری :

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت دارم . با برنامه ای دیگر از سری برنامه های چالش به رسم روز های زوج در خدمت شما عزیزان هستیم . ان شاء الله که برنامه امشب چالش هم مورد توجه شما قرار بگیرد و برای شما مفید واقع شود . از شما تقاضا داریم که تا پایان برنامه ما را همراهی بفرمایید .

کارشناسی این برنامه به عهده استاد یزدانی عزیز است که خدمت ایشان هم سلام عرض می کنیم.

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام دارم و امیدوار هستم که امشب هم برنامه ای خوب و در خور شأن بینندگان عزیز تقدیم کنیم و بتوانیم به سؤالات آن عزیزان پاسخ های قانع کننده دهیم .

مجری :

کلیپ اول برنامه امشب هم از همان فرد منافق ده رنگ خود فروش رقاص است که همه این القاب اهدایی آقای ملازاده به ایشان است . برنامه چالش قبل مورد توجه شما عزیزان قرار گرفت ، به خصوص همان کلیپی که از این منافق ده رنگ پخش شد . این کلیپ را هم با هم مشاهده می کنیم .

کلیپ ۱ ) :

بیننده گرامی ! وقتی ما در هفته گذشته کلیپش را پخش کردیم ، وقتی از صحیح بخاری مطلبی مطرح می کند و می گوید : ابراهیم همسرش را به خاطر زنا ، نزد پادشاه فرستاد و این مطلب در صحیح بخاری وجود ندارد . در صحیح بخاری این است که پادشاه کسی را فرستاد تا زن این طرف را نزد من بیاور ؛ چون پادشاه ظالم و ستمگری بود . وقتی خبردار می شد که هر زن زیبارویی در شهر آمده ، به زور غصب می کرد .

مجری :

کلیپ اول را از همین شبکه منافقی که به قول ملازاده ایشان هم مزدوری بیش نیست ، ادعایی را در مورد روایتی که قبلا هم به آن پرداخته بودیم ،‌ مطرح کردند و گفت که این روایت دروغ است و این طور نیست که ما ادعا کردیم .

استاد یزدانی :

یکی از روایاتی که حقانیت مذهب شیعه و حقانیت اهل بیت (علیهم السلام) را ثابت می کند ، همین روایتی است که در چند جا از صحیح بخاری و هم چنین در کتاب شریف کافی نقل شده است . این دو روایت واقعا جالب و خواندنی است . زمانی که این دو روایت را کنار هم قرار می دهیم و با هم مقایسه می کنیم ،‌متوجه می شویم که چرا باید روایت را از طریق اهل بیت (علیهم السلام) بشنویم و چرا باید آب را از جایی نوش جان کنیم که از یک مسیر پاک و از یک سرچشمه زلال به ما می رسد نه از راهی که این ها با هزاران لجن آغشته کردند .

ایشان منکر شدند که اصلا چنین روایتی در صحیح بخاری وجود ندارد . روایتی که ثابت می کند در صحیح بخاری آمده که نعوذ بالله حضرت ابراهیم (علیه السلام) ، پیامبر اوالعزم ، همسر خود ،‌ حضرت ساره را نزد ظالم فرستاد تا به او زنا دهد . این روایت در کتاب شریف کافی هم آمده که ان شاءالله آن روایت را هم به صورت مفصل نشان خواهم داد تا متوجه شویم که بین این دو کتاب چقدر فاصله است .

روایت در صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر بیروت ،‌ کتاب الاکراه ، صفحه ۱۷۲۰ ، باب ۶ ، روایت ۶۹۴۹ :

۶ بَاب إذا اسْتُکْرِهَتْ الْمَرْأَهُ على الزِّنَا فلا حَدَّ علیها لقوله تَعَالَى :

وَمَنْ یُکْرِهُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِیمٌ

حدثنا أبو الْیَمَانِ حدثنا شُعَیْبٌ حدثنا أبو الزِّنَادِ عن الْأَعْرَجِ عن أبی هُرَیْرَهَ قال قال رسول اللَّهِ ص هَاجَرَ إِبْرَاهِیمُ بِسَارَهَ دخل بها قَرْیَهً فیها مَلِکٌ من الْمُلُوکِ أو جَبَّارٌ من الْجَبَابِرَهِ فَأَرْسَلَ إلیه أَنْ أَرْسِلْ إلی بها فَقَامَ إِلَیْهَا فَقَامَتْ تتوضأ وَتُصَلِّی فقالت اللهم إن کنت آمَنْتُ بِکَ وَبِرَسُولِکَ فلا تُسَلِّطْ عَلَیَّ الْکَافِرَ فَغُطَّ حتى رَکَضَ بِرِجْلِهِ (انظر الحدیث : ۲۲۱۷ ، ۲۶۳۵ ، ۳۳۵۷ ، ۳۳۵۸ ، ۵۰۸۴ )

باب: زمانی که زنی را مجبور به زنا کند و او زنا دهد ، حد بر او جاری نمی شود .

این عنوان بابی است که آقای بخاری استنباط کرده و مشخص است که از این روایت چه چیزی فهمیده .

از ابوهریره نقل شده که نعوذ بالله رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده باشند : حضرت ابراهیم (علیه السلام) همراه ساره مهاجرت کرد و وارد روستایی شد که زورگویی از زورگویان در آن جا بود . آن پادشاه زورگو شخصی را نزد حضرت ابراهیم (علیه السلام) فرستاد که همسرت را پیش من بفرست

حضرت ابراهیم هم همسرش را فرستاد و درخواست آن پادشاه را قبول کرد. پادشاه بلند شد که نعوذ بالله با ساره ،‌ همسر گرامی پیامبر بزرگ خدا زنا کند …..

این روایت را به صورت خلاصه نقل کردند که محقق هم گفته است که این روایت در روایت ۲۲۱۷ و ۲۶۳۵ , ۳۳۵۷ , ۳۳۵۸ , ۵۰۸۴ تکرار شده است .

صحیح بخاری ،‌ چاپ دار ابن کثیر بیروت ، کتاب الاکراه ،‌ باب ۶ ،‌ ح ۶۹۴۹ ،‌ ص ۱۷۲۰

این روایت واضح و روشن است و نشانگر این است که شما آقای دزد پارچه فروش ! از روایاتی که در صحیح بخاری است ، ‌بی خبر هستید . این روایت هم مشخص است که در باب اکراه آمده و آن پادشاه می خواست به زور در حق همسر حضرت ابراهیم کار بدی انجام دهد که طبق این روایت نعوذ بالله بدون هیچ همسرش را فرستاد و به آن پادشاه زورگو تعارف کرد .

این هم پاسخ خلاصه ای بود به این کارشناسی که اصلا دوست ندارم نام ایشان را ببرم .

مجری :

باز هم سری به شبکه این آقای میم الف منافق ده رنگ خود فروش ، می زنیم تا ببینیم که باز ایشان چه ادعایی کرده است ؟ ادعای اولشان را دیدیم که گفته بود چنین روایتی در صحیح بخاری نیست . شما روایت را ملاحظه فرمودید ، دلالت و منظور روایت هم کاملا واضح بود و خود آقای بخاری هم همین برداشت را کرده بود که یک معنای بسیار زشت دارد و تهمت بسیار زشتی به حضرت ابراهیم (علیه السلام) است .

این کارشناس وهابی ،‌ بعد از این مقداری از ادعای خود نزول کردند و ادعای جدیدی بیان نمود .

کلیپ ۲ ) :

پخش کلیپ شبکه ولایت توسط شبکه وهابی:

استاد ابوالقاسمی :

طبق روایت صحیح بخاری است که حضرت ابراهیم (علیه السلام) برای این که جانش را نجات ده ،‌ ناموسش را برای زنا فرستاد .

بیننده :

دلیلش را برای من می آوردید ؟

استاد ابوالقاسمی :

عن أبی هُرَیْرَهَ رضی الله عنه قال لم یَکْذِبْ إِبْرَاهِیمُ علیه السَّلَام إلا ثَلَاثَ کَذَبَاتٍ ثِنْتَیْنِ مِنْهُنَّ فی ذَاتِ اللَّهِ عز وجل قَوْلُهُ ) إنی سَقِیمٌ ( وَقَوْلُهُ ) بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هذا ( وقال بَیْنَا هو ذَاتَ یَوْمٍ وَسَارَهُ إِذْ أتى على جَبَّارٍ من الْجَبَابِرَهِ فَقِیلَ له إِنَّ هَا هُنَا رَجُلًا معه امْرَأَهٌ من أَحْسَنِ الناس فَأَرْسَلَ إلیه فَسَأَلَهُ عنها فقال من هذه قال أُخْتِی فَأَتَى سَارَهَ فقال یا سَارَهُ لیس على وَجْهِ الأرض مُؤْمِنٌ غَیْرِی وَغَیْرَکِ وَإِنَّ هذا سَأَلَنِی فَأَخْبَرْتُهُ أَنَّکِ أُخْتِی فلا تُکَذِّبِینِی فَأَرْسَلَ إِلَیْهَا فلما دَخَلَتْ علیه ذَهَبَ یَتَنَاوَلُهَا بیده ….

در صحیح بخاری آمده که ابراهیم (علیه السلام) جز سه دروغ نگفت که دو دروغ او برای خدا بود . سومین دروغ برای حفظ جان خودش بود . روزی با ساره نشسته بودند . به یکی از سرکشان گفته شد که در این جا مردی است که همراه او زن زیبایی هست . شخصی را نزد ابراهیم فرستاد . به او گفت : تو چنین زنی داری ؟ این زن چه کسی است ؟ ابراهیم (علیه السلام) گفت : خواهرم است . ابراهیم به ساره گفت : ای ساره ! در زمین جز من و تو مؤمنی نیست . این شخص از تو پرسید ، من گفتم تو خواهر من هستی . مرا تکذیب نکن . ( اگر تکذیب کنی ، مرا می کشند ) ساره را نزد آن ستمگر فرستاد تا جانش حفظ شود .

حال این شخص پیامبر اولو العزم برای شما شده است . شما از ما اشکال بگیرید .

بیننده :

از کجای این روایت مشخص می شود که حضرت ابراهیم (علیه السلام) ساره را برای زنا فرستاده باشد .

استاد ابوالقاسمی :

زن خود را نزد یکی از ستمگران فرستاده و به آن ستمگر هم گفته این زن خواهر من است . آن شخص هم دست دراز کرده .

بیننده :

من باید این روایت را کاملا بررسی کنم که واقعا در این باره هست یا نیست ؟  

استاد یزدانی :

این روایت در چهار قسمت از صحیح بخاری آمده است .

بیننده :

کجای این روایت ثابت می کند که برای زنا فرستاده بوده ؟

استاد یزدانی :

آن جبار به همسر حضرت ابراهیم چه کار داشته ؟ 

گوینده شبکه وهابی :

جناب حجت الاسلام ! کسی که خانه اش از شیشه است ، به سوی خانه مردم سنگ پرتاپ نمی کند . آیا خزعبلات و توهین هایی که نسبت به انبیاء و ائمه (علهیم السلام) در صحیح ترین کتاب هایتان است را فراموش کرده اید ؟؟

اولا ، همانند این روایت در صحیح ترین کتابتان موجود است .

کلینی در (الکافی ۸ /۷۷۵ ـ ۷۷۷ شماره روایت ۱۲۵۲۸ ) و مجلسی در ( بحار الانوار ۱۲ / ۴۵ ـ ۴۷ ) از ابو عبد الله جعفر صادق (علیه السلام) قصه هجرت ابراهیم (علیه السلام ) با ساره را روایت می کند و سفر آنان به مصر و احضار ایشان نزد پادشاه مصر را بیان کرده و می گوید :

فلما رأى ساره لم یملک حلمه سفهه أن مد یده إلیها فأعرض إبراهیم ( علیه السلام ) بوجهه عنها وعنه غیره منه …

هنگامی که نگاه پادشاه به ساره افتاد حماقتش بر حلمش غالب شد  دست خود را به سوی ساره دراز کرد . پس ابراهیم (علیه السلام) از روی غیرت روی خود را از همسر خویش و از پادشاه برگردانید .

ثانیا ، ابراهیم (علیه السلام) یک پیامبر اولو العزم بود و هر کار ایشان طبق دستور و وحی الهی بود و خالی از حکمت نبوده . ابراهیم (علیه السلام) با این کار خود برای پادشاه و مردم مصر ثابت نمود که او و همسرش افراد عادی نیستند ؛ بلکه ایشان فرستاده الله متعال است که با معجزات الهی تأیید شده است . و در ادامه روایت بخاری و هم چنین کافی به معجزه ای که در این ماجرا اتفاق افتاده اشاره می گردد که پادشاه بعد از این که چندین بار به حالت خفه گی افتاد و دستش فلج شد و به اشتباه خود پی برد و از ابراهیم (علیه السلام)و همسرش معذرت خواهی کرد و هاجر (علیها السلام) را که کنیزی بود به ساره هدیه داد . اگر این اتفاق صورت نمی گرفت ، خبری از هاجر و پسرش اسماعیل (علیه السلام) نبود که از نسل ایشان ، پیامبر بزرگوار اسلام محمد (صلی الله علیه وآله) متولد گردد .

حال جناب حجت الاسلام ! آیا این روایتی که شیعه و سنی بر صحت آن اتفاق نظر دارند ، اینگونه پیامبر بزرگوار الله متعال را با بی ادبی مورد خطاب قرار دادن توهین نمودن به ابراهیم (علیه السلام) نیست؟ و آیا این گونه تعبیرات و خطاب ها را نسبت به خانواده خود می پذیرید که به این گستاخی اهل بیت ابراهیم (علیه السلام ) را خطاب می کنید ؟ و اگر بگوید روایت بخاری دروغ است ،‌ جواب روایت کافی را چه می دهید ؟ و اگر بگوید هر دو روایت دروغ است ، پس چرا به روایتی دروغین استناد می کنید ؟؟

بینندگان عزیز ! این آخوند برای اثبات عقاید باطل خویش حاضر است به پیامبران الهی هم اهانت کند و مانند استاد دروغگویش تلبیس نموده و قسمتی از روایت کتاب صحیح بخاری که در کتاب کافی نیز ذکر شده است را بیان می کند . اما قسمت آخر حدیث که در آن ذکر نجات ساره و ظاهر شدن معجزه الهی است را بیان نمی دارد .

مجری :

دیدیم که در این کلیپ مقداری تنزل کردند و کوتاه آمدند که در کتب شما هم این روایت وجود دارد . اگر در صحیح بخاری آمده ، همین روایت در کتاب کافی هم آمده .

استاد یزدانی :

در کلیپ قبلی گفتند که اصلا چنین چیزی اتفاق نیافتاده و حضرت ابراهیم (علیه السلام) همسرش را برای زنا نفرستاده بود . در این کلیپ گفتند : این روایت فقط در صحیح بخاری نیست ؛ بلکه در کتاب کافی هم هست و به نحویی پذیرفتند که چنین روایتی وجود دارد . گفتند : چرا ادامه روایت را نخواندید . در حالی که ما در همان برنامه روایت را از ابتدا به صورت مفصل خوانده بودیم ؛ اما بیننده ای که آمد ، ‌فرصت نشد که دوباره روایت را تا آخر بخوانیم . نه یک بار بلکه در ایام شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) چندین بار آن روایت را خوانده بودیم .

بنده روایت را از صحیح بخاری نشان می دهم و در ادامه به مقایسه این روایت با روایتی که در کتاب شریف کافی آمده ، می کنیم .

صحیح بخاری ، روایت ۳۳۵۸ :

حدثنا سَعِیدُ بن تَلِیدٍ الرُّعَیْنِیُّ أخبرنا بن وَهْبٍ قال أخبرنی جَرِیرُ بن حَازِمٍ عن أَیُّوبَ عن مُحَمَّدٍ عن أبی هُرَیْرَهَ رضی الله عنه قال قال رسول اللَّهِ ص لم یَکْذِبْ إِبْرَاهِیمُ إلا ثَلَاثًا حدثنا محمد بن مَحْبُوبٍ حدثنا حَمَّادُ بن زَیْدٍ عن أَیُّوبَ عن مُحَمَّدٍ عن أبی هُرَیْرَهَ رضی الله عنه قال لم یَکْذِبْ إِبْرَاهِیمُ علیه السَّلَام إلا ثَلَاثَ کَذَبَاتٍ ثِنْتَیْنِ مِنْهُنَّ فی ذَاتِ اللَّهِ عز وجل قَوْلُهُ ) إنی سَقِیمٌ ( وَقَوْلُهُ ) بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هذا ( وقال بَیْنَا هو ذَاتَ یَوْمٍ وَسَارَهُ إِذْ أتى على جَبَّارٍ من الْجَبَابِرَهِ فَقِیلَ له إِنَّ هَا هُنَا رَجُلًا معه امْرَأَهٌ من أَحْسَنِ الناس فَأَرْسَلَ إلیه فَسَأَلَهُ عنها فقال من هذه قال أُخْتِی فَأَتَى سَارَهَ فقال یا سَارَهُ لیس على وَجْهِ الأرض مُؤْمِنٌ غَیْرِی وَغَیْرَکِ وَإِنَّ هذا سَأَلَنِی فَأَخْبَرْتُهُ أَنَّکِ أُخْتِی فلا تُکَذِّبِینِی فَأَرْسَلَ إِلَیْهَا فلما دَخَلَتْ علیه ذَهَبَ یَتَنَاوَلُهَا بیده فَأُخِذَ فقال ادْعِی اللَّهَ ولا أَضُرُّکِ فَدَعَتْ اللَّهَ فَأُطْلِقَ ثُمَّ تَنَاوَلَهَا الثَّانِیَهَ فَأُخِذَ مِثْلَهَا أو أَشَدَّ فقال ادْعِی اللَّهَ لی ولا أَضُرُّکِ فَدَعَتْ فَأُطْلِقَ فَدَعَا بَعْضَ حَجَبَتِهِ فقال إِنَّکُمْ لم تَأْتُونِی بِإِنْسَانٍ إنما أَتَیْتُمُونِی بِشَیْطَانٍ فَأَخْدَمَهَا هَاجَرَ فَأَتَتْهُ وهو یُصَلِّی فَأَوْمَأَ بیده مَهْیَا قالت رَدَّ الله کَیْدَ الْکَافِرِ أو الْفَاجِرِ فی نَحْرِهِ وَأَخْدَمَ هَاجَرَ قال أبو هُرَیْرَهَ تِلْکَ أُمُّکُمْ یا بَنِی مَاءِ السَّمَاءِ .

از ابوهریره نقل شده که حضرت ابراهیم سه بار دروغ گفته . دو دروغ در راه خدا بود .

در حالی که این ها دروغ نبود ؛ بلکه توریه بود و حضرت ابراهیم قصد هدایت آن ها را داشت و آن ها می دانستند چیزی که حضرت ابراهیم (علیه السلام) می گوید دروغ نیست و فقط برای هدایت آن ها بیان می کنند .

روزی حضرت ابراهیم و ساره بر جباری از جبابره وارد شدند . به آن پادشاه گفتند : در این جا مردی است که زن بسیار زیبایی دارد . آن پادشاه شخصی را نزد حضرت ابراهیم فرستاد و آن زن را از او خواست. از حضرت ابراهیم خواست که این زن چه کسی هست ؟ حضرت گفتند : ایشان خواهر من است .

تا جایی که حضرت ابراهیم به ساره گفت : مؤمنی غیر از من و تو روی زمین نیست .

در حالی که این واضح است که دروغ می باشد . چون حضرت لوط همراه آن ها بود که در روایت کتاب شریف کافی خواهیم خواند که حضرت ابراهیم و ساره و حضرت لوط و همسرش هستند که همسران آن ها با هم خواهر بودند .

اگر درباره من از تو سؤال کردند ، بگو این مرد برادرم است و مرا تکذیب نکن . وقتی ساره بر آن پادشاه وارد شد ، آن پادشاه حمله کرد و دست انداخت تا کار زشتی انجام دهد .

در این جا روایت را به صورتی بیان می کند که تا آن پادشاه شخصی را به سوی ابراهیم فرستاد ، حضرت ابراهیم ساره را نزد آن پادشاه فرستاد .

گفتند که ادامه روایت را نخواندید . ادامه روایت هم مشخص است . آن ها می گفتند که این معجزه حضرت ابراهیم است . در حالی که معجزه آن حضرت نیست ؛ بلکه معجزه خود ساره است . در این بین حضرت ساره پیامبر بود یا حضرت ابراهیم بود؟ . در این جا باید مشخص شود .

در روایت کافی داریم که حضرت ابراهیم خودشان دعا کردند و نجاتشان معجزه حضرت ابراهیم بود. اما در این جا دارد که ساره دعا کرد . حضرت ابراهیم در این بین کجا بود؟ . یعنی نعوذ بالله حضرت ابراهیم اینقدر غیرت نداشت که نزد خداوند دعا کند که خدایا این زن من است ، تو او را نجات بده .

روایت صحیح بخاری دارد که تا شخص آمد ، حضرت ابراهیم بدون هیچ معطلی ساره را فرستاد و خیالش هم راحت بود که ساره می گوید : خواهر ابراهیم است و به این صورت جان خود را نجات داد .

خود ساره دعا می کرد و دست آن پادشاه خشک می شد . این قضیه سه بار رخ داد که در بار سوم ، پادشاه دست کشید و حضرت هاجر را به عنوان هدیه خدمت ساره تقدیم کرد . در آخر هم می گوید : این روایت ، در سه جای دیگر هم تکرار شده است .

صحیح بخاری ، ح ۳۳۵۸

پس تا این جا مشخص و واضح شد که در روایت صحیح بخاری ، نعوذ بالله حضرت ابراهیم (علیه السلام) همسرش را نزد پادشاه فرستاد . قصد پادشاه چه بود و چه می خواست ؟ واضح است که عمل نامشروع زنا را می خواست .

شاید ما این روایت را نمی فهمیم . ببینیم که علمای اهل سنت و شراح صحیح بخاری در این باره چه گفته اند ؟ در این جا واضح می شود که منظور روایت چیست ؟

فتح الباری شرح صحیح بخاری ،‌ با تحقیق علامه عبد العزیز بن عبد الله بن باز ، ناصر البراک ( دو تن از مفتی های بزرگ وهابیت ) ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی ، جلد ۷ ، صفحه ۶۵۰ ، کتاب احادیث الانبیاء ، حدیث ۳۳۴۹ تا ۳۳۶۰ :

فقیل کان من دین ذلک الملک أن لا یتعرض الا لذوات الأزواج کذا قیل ویحتاج إلى تتمه وهو أن إبراهیم أراد دفع أعظم الضررین بارتکاب أخفهما وذلک أن اغتصاب الملک إیاها واقع لا محاله لکن إن علم أن لها زوجا فی الحیاه حملته الغیره على قتله واعدامه أو حبسه واضراره بخلاف ما إذا علم أن لها أخا فإن الغیره حینئذ تکون من قبل الأخ خاصه لا من قبل الملک فلا یبالی به .

داستان را خودش نقل می کند و می گوید :

روش آن پادشاه این بود که به زن شوهر دار تجاوز نمی کرد و کاری با او نداشت . اگر می فهمید که زن شوهر داشت ، ابتدا شوهر زن را می کشت و بعد با همسر آن زن زنا می کرد .

ابن حجر می گوید : این سخن نیاز به یک تتمه نیاز دارد . این که حضرت ابراهیم می خواست بین دو ضرر گرفتار شده بود . یک ضرر بزرگ که ممکن بود جانش را از دست دهد . یک ضرر کوچک که آن جبار با همسرش زنا کند .

حال از نظر آقای بخاری ، ابوهریره و ابن حجر عسقلانی کدام یک از این ضرر ها ، بزرگتر است ؟

بلاخره این پادشاه همسر حضرت ابراهیم را تصاحب می کرد . اما اگر آن پادشاه متوجه می شد که این زن ،‌ شوهر دارد ، ابتدا همسرش را می کشت یا اعدام می کرد یا ضرر دیگری به او می زد ؛ اما اگر می دانست برادر دارد ،‌ این غیرتی که آن پادشاه داشت ، به برادرش کاری نداشت .

حضرت ابراهیم هم به ساره گفت : بگو من برادر شما هستم . نگو که من همسرت هستم . در این صورت جان حضرت ابراهیم نجات پیدا کرد . اما چه اتفاقی افتاد ؟ زن گرفتار پادشاه شد .

ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری شرح صحیح بخاری ،‌ با تحقیق علامه عبد العزیز بن عبد الله بن باز ، ناصر البراک ( دو تن از مفتی های بزرگ وهابیت ) ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی ، ج ۷ ، ص ۶۵۰ ، کتاب احادیث الانبیاء ، ح ۳۳۴۹ تا ۳۳۶۰

اگر در این جا حضرت ابراهیم کشته می شد بهتر از این نبود که همسرش به دست یک جبار بیافتد و نعوذ بالله آن اتفاق بد نیافتد ؟؟؟

نظر آقایان این است که اخف الضررین را بگیرند ، بهتر است . حتی اگر جانت در خطر بود و خواستند با همسرت زنا کنند ، جانت را نجات بده . چه اشکالی دارد؟ !!!! این منطق آقایان اهل سقیفه است . نظر امام صادق (علیه السلام) را هم می بینیم که چقدر زیبا نظر خود را بیان می کنند .

به هر حال از کل روایت صحیح بخاری این قضیه استنباط می شود که جبار ظالمی بود و به زن هایی که شوهر داشتند ، تجاوز نمی کرد . ابتدا شوهر زن را می کشت و بعد از آن به زن تجاوز می کرد . حضرت ابراهیم از این قضیه خبر داشت . به ساره گفت : تو بگو من برادرت هستم و نزد پادشاه برو تا هر کاری خواست انجام دهد . اما ساره معجزه داشت و ابراهیم نداشت . ساره دعا کرد و خداوند او را نجات داد و از طریق معجزه ساره ،‌ هاجر به دست آمد و حضرت اسماعیل و نسل رسول خدا (صلی الله علیه وآله) …

اصولا طبق روایت صحیح بخاری نبوت و تمام این مسائل ، همه معجزه حضرت ساره است .

اما روایتی که آقایان اصرار می کردند که در کتاب شریف کافی است را بخوانم تا ببنیم که چقدر زیبا است .

کتاب شریف کافی ، جلد ۸ ،‌صفحه ۳۷۰ به بعد ، روایت ۵۶۰ :

فقضى على إبراهیم ( علیه السلام ) أن یسلم إلیهم جمیع ما أصاب فی بلادهم وقضى على أصحاب نمرود أن یردوا على إبراهیم ( علیه السلام ) ما ذهب من عمره فی بلادهم فأخبر بذلک نمرود فأمرهم أن یخلوا سبیله وسبیل ماشیته وما له وأن یخرجوه وقال : إنه إن بقی فی بلادکم أفسد دینکم وأضر بآلهتکم فأخرجوا إبراهیم ولوطا معه ( صلى الله علیهما ) من بلادهم إلى الشام فخرج إبراهیم ومعه لوط لا یفارقه وساره وقال لهم : ” إنی ذاهب إلى ربی سیهدین ” یعنی بیت المقدس .

فتحمل إبراهیم ( علیه السلام ) بماشیته وماله وعمل تابوتا وجعل فیه ساره وشد علیها الاغلاق غیره منه علیها ومضى حتى خرج من سلطان نمرود وصار إلى سلطان رجل من القبط یقال له : عراره فمر بعاشر له ( ۲ ) فاعترضه العاشر لیعشر ما معه فلما انتهى إلى العاشر ومعه التابوت ، قال العاشر لإبراهیم ( علیه السلام ) : افتح هذا التابوت حتى نعشر ما فیه ، فقال له إبراهیم ( علیه السلام ) : قل ما شئت فیه من ذهب أو فضه حتى نعطی عشره ولا نفتحه ، قال : فأبى العاشر إلا فتحه ، قال : وغضب إبراهیم ( علیه السلام ) على فتحه فلما بدت له ساره وکانت موصوفه بالحسن والجمال ، قال له العاشر : ما هذه المرأه منک ؟ قال إبراهیم ( علیه السلام ) : هی حرمتی وابنه خالتی ، فقال له العاشر : فما دعاک إلى أن خبیتها ( ۳ ) فی هذا التابوت ؟ فقال إبراهیم ( علیه السلام ) : الغیره علیها أن یراها أحد ، فقال له العاشر : لست أدعک تبرح حتى اعلم الملک حالها وحالک ، قال : فبعث رسولا إلى الملک فأعلمه فبعث الملک رسولا من قبله لیأتوه بالتابوت فأتوا لیذهبوا به فقال لهم إبراهیم ( علیه السلام ) : إنی لست أفارق التابوت حتى تفارق روحی جسدی ، فأخبروا الملک بذلک فأرسل الملک أن احملوه والتابوت معه ، فحملوا إبراهیم ( علیه السلام ) والتابوت وجمیع ما کان معه حتى أدخل على الملک فقاله له الملک : افتح التابوت ، فقال إبراهیم ( علیه السلام ) : أیها الملک إن فیه حرمتی وابنه خالتی وأنا مفتد فتحه بجمیع ما معی قال : فغضب الملک ( ۱ )إبراهیم ( علیه السلام ) على فتحه ، فلما رأى ساره لم یملک حلمه سفهه أن مد یده إلیها فأعرض إبراهیم ( علیه السلام ) بوجهه عنها وعنه غیره منه وقال : اللهم احبس یده عن حرمتی وابنه خالتی ، فلم تصل یده إلیها ولم ترجع إلیه ، فقال له الملک : إن إلهک الذی فعل بی هذا ؟ فقال  له : نعم إن إلهی غیور یکره الحرام وهو الذی حال بینک وبین ما أردت من الحرام فقال له الملک : فادع إلهک یرد علی یدی فإن أجابک فلم أعرض لها ، فقال : إبراهیم ( علیه السلام ) : إلهی رد علیه یده لیکف عن حرمتی : قال : فرد الله عز وجل علیه یده فأقبل الملک نحوها ببصره ثم أعاد بیده نحوها فأعرض إبراهیم ( علیه السلام ) عنه بوجهه غیره منه و قال : اللهم احبس یده عنها ، قال : فیبست یده ولم تصل إلیها ، فقال الملک لإبراهیم ( علیه السلام ) : إن إلهک لغیور وإنک لغیور فادع إلهک یرد علی یدی فإنه إن فعل لم أعد ، فقال له إبراهیم ( علیه السلام ) : أسأله ذلک على أنک إن عدت لم تسألنی أن أسأله ، فقال الملک : نعم ، فقال إبراهیم ( علیه السلام ) : اللهم إن کان صادقا فرد علیه یده ، فرجعت إلیه یده فلما رأى ذلک الملک من الغیره ما رأى ورأی الآیه فی یده عظم إبراهیم ( علیه السلام ) وهابه وأکرمه واتقاه وقال له : قد أمنت من أن أعرض لها أو لشئ مما معک فانطلق حیث شئت ولکن لی إلیک حاجه ، فقال إبراهیم ( علیه السلام ) : ما هی ؟

علی بن ابراهیم از پدرش و عده ای از اصحاب ما از سهل بن زیاد از حسن بن محبوب از ابراهیم بن ابی زیاد نقل می کند

سند روایت کاملا صحیح است . علی بن ابراهیم از پدرش از حسن بن محبوب . اگر کسی به سهل بن زیاد اشکال کند ،‌ مهم نیست ؛ چون در این طبقه ، علی بن ابراهیم از پدرش است و عده من اصحابنا سهل بن زیاد ، سند دیگری است . حسن بن محبوب از اصحاب اجماع است . از ابراهیم بن ابی زیاد کرخی که سند کاملا صحیح است .

بحث روایت ابراهیم و نمرود را می آورد که چرا نمرود حضرت ابراهیم را از سرزمینش اخراج کرد و ایشان را تبعید کرد . تا آن جایی که :

حضرت ابراهیم با اموال خود از منطقه نمرود خارج شد . حضرت ابراهیم هودج و  تابوت یا صندوقی درست کرد .

تابوتی که برای بنی اسرائیل است ،‌ برای مرده نبوده ؛ بلکه صندوقی بود که از هر چهار طرف محفوظ بوده و آن را بر روی اسب یا قاطر قرار می دادند و زن داخل آن قرار می گرفت .

 ساره را داخل آن هودج قرار داد و آن را محکم کرد ؛ چون نسبت به همسرش بسیار غیرت داشت . از سر زمین نمرود بیرون رفتند تا این که به سرزمینی رسیدند که شخص قبطی به نام عراره در آن حکومت می کرد . وقتی به منطقه عراره رسیدند ، مسئول مالیات و خراج آن منطقه از حضرت ابراهیم (علیه السلام) خراج و مالیات یا همان حق گمرک درخواست کرد . آن شخص که تابوت را دید ، به  حضرت ابراهیم گفت : تابوت را باز کن تا ما خراجمان را برداریم . حضرت ابراهیم گفتند : تو تصور کن که این تابوت پر از طلا و نقره است ، خراجت را بگیر و من عشر و خراجت را بدون این که تابوت را باز کنی از مالم می دهم و اجازه باز کردن تابوت را نمی دهم .

توجه کنید که در این جا چقدر غیرت حضرت ابراهیم نمایان می شود . حضرت می فرماید : حاضر هستم تصور کنی که این هودج یا تابوت پر از طلا و نقره است و من عشر آن را از مال خودم بدهم ؛ اما اجازه نمی دهم که در تابوت یا هودج را باز شود . این روایت اهل بیت (علهیم السلام) است و آن روایت سقیفه است !!!

به هر حال آن عاشر و خراجگیر هودج را باز کرد و حضرت ابراهیم به شدت ناراحت شد . وقتی ساره که زن بسیار زیبایی بود را دید ، از حضرت پرسید که این زن کیست ؟ فرمودند : ایشان همسر و دختر خاله من است . خراجگیر پرسید : چرا همسرت را داخل این تابوت قرار دادید ؟ فرمودند : به خاطر غیرتی که نسبت به همسرم دارم و دوست ندارم که یک نفر همسرم را ببیند .

عاشر یا خراجگیر گفت : من نمی توانم تو را رها کنم و باید به پادشاه خبر دهم . شخصی را به سوی پادشاه فرستاد و پادشاه دستور داد که آن تابوت یا هودج را نزد او ببرند . وقتی که می خواستند تابوت را نزد پادشاه ببرند ، حضرت ابراهیم (علیه السلام) فرمودند : من هرگز از این تابوت و صندوق جدا نمی شوم ، تا این که روح از جانم جدا شود .

حال روایت صحیح بخاری چه بود ؟ در آن جا آمده بود که تا شخصی به دنبال ساره آمد ، حضرت ابراهیم بدون معطلی ساره را فرستاد . اما در این روایت می گوید : من هرگز از این تابوت جدا نمی شوم ؛ مگر این که جانم را بگیرید .

وقتی به پادشاه خبر دادند که چنین شخصی است و اصلا تابوت را رها نمی کند ، گفت : هم ابراهیم و هم تابوت را بیاورید . پادشاه به حضرت گفت : تابوت را باز کن . حضرت ابراهیم گفت : ای پادشاه ! در این تابوت همسر و دختر خاله من است . حاضر هستم تمام چیز هایی را که دارم به تو بدهم ؛ اما در این تابوت را باز نکنم . پادشاه عصبانی شد و تابوت را به زور باز کرد . وقتی ساره را دید ، حماقتش بر حلمش غلبه کرد و قصد دست درازی کند . اما حضرت ابراهیم به خاطر غیرتی که داشت ، از قدرت الهی و مستجاب الدعوه بودن خود استفاده کرد و فرمود : خدایا دست او را از همسر و دختر خاله من کوتاه کن .

دست آن پادشاه به همسر حضرت ابراهیم نرسید . سه بار این قضیه اتفاق افتاد و هر سه بار حضرت دعا کرد و هر سه بار دست پادشاه کوتاه می شد .

تا جایی که پادشاه گفت : ای ابراهیم ! هم خودت و هم خدای تو غیور هستید . برای من دعا کن که حضرت برای او دعا کرد و در آخر روایت آن پادشاه توسط حضرت ابراهیم (علیه السلام) مسلمان شد ….

کلینی ، کافی ، ج ۸ ، ص ۳۷۰ به بعد

این روایت کجا و روایت صحیح بخاری کجا ؟ روایتی که حقیقت داستان را نقل می کند و سند آن هم معتبر است . تصویری که امام صادق (علیه السلام) از حضرت ابراهیم می سازد ، یک انسانی است که نماد غیرت الهی است و لحظه ای اجازه نمی دهد که کسی به همسرش دست بزند و چون آن پادشاه زور گو بود و حضرت نمی توانست کاری انجام دهد ، فورا دست به دعا بر می دارد و فورا با معجزه ای که داشت ،‌ همسرش را نجات داد .

اما روایت صحیح بخاری نقل شده و از مسیر ناپاک به ما رسیده می گوید : تا گفتند ای ابراهیم همسر زیباییت را نزد پادشاه بفرست ، بدون معطلی فرستاد و کاری هم برای همسرش انجام نداد و هیچ نگرانی و ناراحتی هم نسبت به این قضیه نداشت . خود ساره معجزه داشت . در آن روایت مثل این است که ابراهیم پیامبر نیست ؛ بلکه ساره پیامبر است و معجزه دارد .

این ها تفاوت دیدگاه شیعه با دیدگاه آقایان است و این حقانیت مذهب شیعه را ثابت می کند . آن ها می گفتند : کسی که در خانه شیشه ای نشسته به طرف دیگران سنگ نمی اندازد . این ها نمی دانند که خانه ، خانه فولادی است و ما هر چه با سنگ به شما بزنیم ، جرأت نمی کنید سرتان را بلند کنید .

شما فقط می توانید دروغ بگویید . ادعا هم می کنید که این روایت متفق علیه در میان شیعه و سنی است . چیزی که ما بر آن اتفاق نظر داریم ، غیرت الله بودن حضرت ابراهیم است و این که یک لحظه اجازه تعرض به همسرش را نداد ؛ اما چیزی که شما در اصح الکتب بعد کتاب الله تان ، آمده این است حضرت ابراهیم همسرش را برای زنا فرستاد . بابی که آقای بخاری زده ، باب بسیار زننده و زشت است . بابی که زن برای زنا مجبور شود .

این واضح و روشن است ؛‌ اما روایتی که در کتاب شریف کافی است ، کاملا با روایت صحیح بخاری متفاوت است .

مجری :

شما بینندگان عزیز بین این دو روایت از دیدگاه مکتب اهل بیت (علیهم السلام) و دیدگاهی که صحیح بخاری دارد را مقایسه کنید . این را در کنار دروغ ها و تدلیس های شبکه ده رنگ منافق بگذارید . البته فقط این شبکه نبوده ،‌ کلیپ هایی خنده داری است که خود را به در و دیوار زدند تا این روایت را به گونه ای توجیه کنند ؛‌اما نتوانستند . کلیپ بعدی را ببینیم که باز چه توجیهاتی را مطرح کردند ؟

کلیپ ۳ ) :

کارشناس وهابی :

بیشتر از این توضیحی ندادید . آن چیزی که ما گفتیم یا دوستمان آقای کیانی فرمود ، این بود که شما جمله را قطع کردید و از این چیزی که می گویید ، برداشت بدی می شود که حضرت ابراهیم همسرش را به یک انسان جبار بسپارد . بلکه باید ادامه حدیث را هم مطرح می کردید و آن این که وقتی همسر حضرت ابراهیم نزد آن جبار رفت ، جبار دچار مشکل شد و وقتی دستش را به طرف ساره دراز می کرد ، خشک و فلج می شد و نمی توانست به او حمله کند .

مجری وهابی :

آقا امین ! کاش کتب شیعه را هم مطالعه می کردید که عین همین قضیه در کتب شیعه آمده . بنده مختصر بیان می کنم . تفسیر الاصفا از مصادر تفسیر شیعه در مورد حضرت ابراهیم همین را ذکر کرده که می گوید : ابراهیم گفت : انی سقیم بل فعله کبیرهم . وهی اختی ….تا آخر این روایت .

اگر شما کتب شیعه را مطالعه می کردید ، دیگر به این اشکال بزرگ واقع نمی شدید .

مجری :

خیلی جالب است که در بخش اول کلیپ ، آقای ترشابی ادعایی را مطرح کرد که شما ادامه روایت را نمی خوانید . بخش دوم کلیپ آقای عقیل بی عقل ! کشف جدیدی کردند و اسم جدیدی برای یکی از کتب شیعه پیدا کردند ، تفسیر الاصفا !!! به نظر من آقای ملازاده به حق گفت که ایشان عقیل بی عقل است .

استاد یزدانی :

می گوید : ادامه روایت را هم بخوانید . آقایان پیرو صحیح بخاری ! ادامه روایت چه دردی از شما درمان می کند ؟ ادامه روایت در کتاب صحیح بخاری این است که حضرت ساره معجزه داشت و با معجزه خود را نجات داد . حضرت ابراهیم کجا بود ؟ مگر حضرت ابراهیم (علیه السلام) پیامبر نبود و او معجزه نداشت ؟ او نمی توانست همسرش را نجات دهد ؟ نمی توانست برای نجات او دعا کند ؟ آیا طبق روایت صحیح بخاری ، ثابت نمی کند که حضرت ابراهیم (علیه السلام) نعوذ بالله بی غیرت است ؟؟؟

آیا ادامه روایت صحیح بخاری ، بی غیرتی حضرت ابراهیم را دفع می کند و جواب می دهد ؟ روایت خیلی واضح و روشن است . اما ادامه روایت در کتاب شریف کافی چه چیزی را ثابت می کند ؟ غیرت الله بودن حضرت ابراهیم را ثابت می کند ، به طوری که آن پادشاه اعتراف می کند که خدای تو غیور است و تو ای ابراهیم ! تو هم غیور هستی . به خاطر همین غیرت حضرت ابراهیم نسبت به همسرش ، در ادامه روایت است که آن پادشاه ، آن ها را آزاد می کند و حضرت هاجر را هم به آن ها هدیه می دهد .

حتی آن زمانی که وحی نازل می شود که شما به این پادشاه به عنوان این که پادشاه است ، ‌احترام بگذار و جلوتر از پادشاه راه نرو و پشت سر او راه برو . وقتی این قضیه را حضرت ابراهیم برای پادشاه نقل می کند ،‌ پادشاه می گوید : چه خدای خوبی داری !

به همین خاطر به خداوند ایمان می آورد و مؤمن می شود . این روایت کجا و روایت صحیح بخاری کجا ؟؟؟

پس ادامه روایت صحیح بخاری ، دردی از شما درمان نمی کند و ثابت نمی کند که نعوذ بالله حضرت ابراهیم با غیرت بوده .

آقای عقیل بی عقل هم کشف جدیدی کرد و نام کتاب را الاصفا نامگذاری کردند . ایشان از این نمونه ها زیاد دارند . همین مطلبی که آقای بی عقل مطرح کردند ، چه ارتباطی با هم دارد ؟ چقدر بین این دو جمله تفاوت دارد ؟

مرحوم فیض کاشانی در تفسیر الاصفی خود می گوید :

وحمل الخطیئه على کلماته الثلاث : ( إنی سقیم ) ( ۳ ) ، ( بل فعله کبیرهم ) ( ۴ ) ، و ( هی أختی ) ( ۵ ) لا وجه له ، لأنها معاریض ولیست بخطایا .

این ما کلماتی را که در قرآن آمده و حضرت ابراهیم فرمود : انی سقیم ، من بیمار هستم . یا این که فرمودند : بل فعله کبیرهم ، این بت ها را بت بزرگ شکسته یا این که گفته باشند : او خواهرم است . محقق در پاورقی از تفسیر ابن کثیر آدرس می دهد نه از تفاسیر شیعه و این که ابن کثیر هم از صحیح بخاری نقل کرده . پس ” هی اختی ” در کتاب های شیعه نیست .

این ها خطا محسوب نمی شود . بلکه این سخنان حضرت ابراهیم (علیه السلام) ، مقابله به مثل بود و می خواستند از طریقی آن ها را آگاه کنند . آن ها گفته بودند : تو این کار را انجام دادی ؟ گفت : نه ، بزرگشان این کار را کرده . من مریض هستم .

فیض کاشانی ، تفسیر اصفی ، ج ۲ ، ص ۸۸۶

این ها گناه به حساب نمی آید و هیچ شیعه ای آن را گناه نمی داند . حتی ترک اولی هم نیست . این ها توریه است و ابزاری است که یک مسلمان می تواند با آن ، مردم را هدایت کند . یا مثل آن جایی که روز اول گفت : خورشید خدای من است . روز دوم گفت : ماه خدای من است . این ها هیچ کدام گناه نیست ؛ بلکه توریه است و ابزاری است که یک مسلمان می تواند مردم را هدایت کند . نه خدا و نه پیامبر خدا و نه عقل گناه نمی داند .

اما آقای بخاری و آقای ابوهریره می گفت : ابراهیم (علیه السلام) فقط سه بار دروغ گفت .

پیامبری که سه بار دروغ بگوید ، از کجا معلوم که دفعات بعد دروغ نگوید ؟ از کجا معلوم که نبوتش دروغ نباشد ؟

آقای عقیل بی عقل ! مطلبی را از کتاب شیعه نقل می کند که کاملا بر خلافشان است .

مجری :

کلیپ دیگری از آقای خدمتی است که ببینیم عکس العمل ایشان در مورد این روایت چیست ؟

کلیپ ۴ ) :

بیننده :

آقای خدمتی ! از شما سؤالی داشتم . شما در این چند سال به قول خودتان پربها ، که در این شبکه گذشته ،‌ تکلیف چند روایت در صحیح بخاری را مشخص نکردید . یکی از آن روایات ، این است که حضرت ابراهیم ‌همسرش را برای زنا نزد حاکم فرستاده .

خدمتی :

خیر ، این نیست و این تهمتی به حضرت ابراهیم است و از این که شما تهمت بزنید ، ید طولایی دارید . در صحیح بخاری چنین حدیثی نیست . این حدیث ساخته شما صفوی ها است . اگر دارید همین الان بخوانید .

بیننده :

متأسفانه الان کتاب را در اختیار ندارم .

خدمتی :

متأسفانه شما دروغ می گویید

بیننده :

اگر بنده فردا روایت را برایتان آوردم ، چه کار می کنید ؟

خدمتی :

بیاورید . شما از کجا می آورید . شما حدیث را ندارید و شما به حضرت ابراهیم تهمت می زنید . زمانی که شما به حضرت ابراهیم تهمت می زنید ، نسبت به بقیه خیلی راحت تهمت می زنید . خدا شما را هدایت کند . در این ماه مبارک رمضان ما از خدا می خواهیم که شما هدایت شوید .

بیننده :

آقای خدمتی ! طفره نروید . من این روایت را در کتاب صحیح بخاری شما دیدم .

خدمتی :

شما دروغ می گویید . بنده با دهانی پر می گویم که دروغ می گویید . جوابتان چیست ؟

بیننده :

شما دروغ می گویید .

خدمتی :

شما ادعا می کنید . همه بینندگان شاهد هستند که شما دروغ می گویید تا این که حرفتان را ثابت کنید . اگر روایت را دارید ، بخوانید . ثابت کنید .

بیننده :

بنده فردا روایت را برایتان می آورم .

خدمتی :

شما ثابت نکردید که سخنتان درست است . شما می خواهید حدیث بخاری و مسلم را رد کنید . در بخاری و مسلم این را پیدا کردید . در بخاری و مسلم فضیلت ابوبکر را ذکر نمی کنید ؟ چرا برای مردم کتمان می کنید ؟ چرا فضیلت حضرت عمر و حضرت عثمان را برای مردم کتمام می کنید ؟ این را در بخاری و مسلم پیدا کردید ؟ پس بنابراین نقد از دشمنان بخاری مقبول نیست . نقد بخاری از دشمنان بخاری پذیرفته نمی شود .

اگر چه که در مورد شخصیت والایی مثل بزرگان دین باشد . شما پیامبر ابراهیم را متهم می کنید . العیاذ بالله . بعد برای توجیه حرفتان می گویید : بخاری گفته . مثل همان آقایی که به ام المؤمنین عایشه توهین می کند و می گوید : در حدیث خودتان آمده است . آیا در احادیث اهل سنت ، توهین به آل بیت پیامبران است .یا شما توهین می کنید یا برداشت غلط شما چنین است . خداوند شما را اصلاح کند .

مجری :

خیلی جالب است جای متهم و شاکی تغییر کرد . گفتند : این تهمتی است که شما به یک پیامبر الهی می زنید . این تهمت بسیار زشتی است که باعث می شود تهمت های بیشتری هم به راحتی بزنید . در ادامه هم گفت : چرا شما فقط این را از بخاری و مسلم می خوانید . این همه فضائل هم در مورد ابوبکر و عمر هم هست . شما دشمن بخاری هستید ؛ پس نقد شما قابل قبول نیست .

استاد یزدانی :

دقیقا همانطور که شما گفتید جای متهم و شاکی عوض شده . می گوید : شما به حضرت ابراهیم تهمت می زنید . ما به حضرت ابراهیم تهمت نمی زنیم . این روایت صحیح بخاری است . بنده عبارت عربی آن را خواندم ، الان ترجمه فارسی آن را از آقای احراری می خوانم .

صحیح بخاری ، تألیف محمد بن اسماعیل بخاری ، مترجم عبد العلی نور احراری ، جلد ۷ ، چاپ شیخ الاسلام احمد جام ،‌صفحه ۳۰۶ ، باب ۶ :

۶ بَاب إذا اسْتُکْرِهَتْ الْمَرْأَهُ على الزِّنَا فلا حَدَّ علیها لقوله تَعَالَى :

وَمَنْ یُکْرِهُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِیمٌ

اگر زنی را مجبور به زنا کنند ، بر وی حدی نیست .

در ذیل این باب آقای بخاری روایت را بیان کرده است . روایت در صفحه بعد ،‌شماره ۶۹۵۰ نقل شده است .

حدثنا أبو الْیَمَانِ حدثنا شُعَیْبٌ حدثنا أبو الزِّنَادِ عن الْأَعْرَجِ عن أبی هُرَیْرَهَ قال قال رسول اللَّهِ ص هَاجَرَ إِبْرَاهِیمُ بِسَارَهَ دخل بها قَرْیَهً فیها مَلِکٌ من الْمُلُوکِ أو جَبَّارٌ من الْجَبَابِرَهِ فَأَرْسَلَ إلیه أَنْ أَرْسِلْ إلی بها فَقَامَ إِلَیْهَا فَقَامَتْ تتوضأ وَتُصَلِّی فقالت اللهم إن کنت آمَنْتُ بِکَ وَبِرَسُولِکَ فلا تُسَلِّطْ عَلَیَّ الْکَافِرَ فَغُطَّ حتى رَکَضَ بِرِجْلِهِ .

از ابوزناد از اعرج روایت است که ابوهریره گفت : رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) فرمود : ابراهیم با زن خود ساره مهاجرت کرد و به شهری رسید که در آن پادشاهی از پادشاهان یا ستمگری از ستمگران حکم می راند . وی قاصدی نزد ابراهیم فرستاد که زن همراهت را نزد من بفرست . ابراهیم ، ساره را نزد وی فرستاد .

خودش نرفت و به غیرتش اصلا بر نخورد که پادشاه با زن من چه کار دارد ؟ این روایت را در بابی قرار داده که زن را مجبور به زنا می کنند .

 آن پادشاه به سوی ساره به پا خاست .ساره ایستاد و وضو کرد و نماز گزارد و سپس گفت : بار الها ، اگر من به تو و به رسول تو ایمان آورده ام ، پس این کافر را بر من چیره مگردان …..

صحیح بخاری ، با ترجمه عبد العلی نور احراری ، ج ۷ ، ص ۳۰۶ ، ح ۶۹۵۰

این معجزه حضرت ساره است .

مجری :

از طرف دیگر روایت است که من قتل دون اهله ، فهو شهید . حتی طبق روایت ، حضرت ابراهیم حاضر نشد دفاع کند و جان خود را دهد .

استاد یزدانی :

به هر حال در این جا چه کسی به حضرت ابراهیم تهمت می زند؟ . ما تهمت می زنیم یا شما تهمت می زنید؟ . می گوید : در صحیح بخاری روایات دیگری هم هست . کل بخاری صحیح است یا همان جایی که فضائل ابوبکر و عمر و عثمان را بیان می کند ، صحیح است . اگر شما معتقد هستید که فقط همان قسمت ها صحیح است ، بقیه صحیح بخاری را پاک کنید . یا این که صحیح بخاری ننویسید ، غلط صحیح بخاری بنویسید که ما بفهمیم کدام صحیح است و کدام صحیح نیست .

جالب است که ما تحدی کردیم که شما یک روایت صحیح به ما نشان دهید که از نظر شما اشکال سندی نداشته باشد و فضیلت محسوب شود . از همین صحیح بخاری نشان دهید تا ما طبق مبنای خودتان هم حجیت صحیح بخاری را بزنیم و هم حجیت آن روایات را و هم آن فضیلت را که فضیلت نیست و در حقیقت مذمت است .

تماس بینندگان

بیننده : آقای صمدی از تهران ـ شیعه

بنده یک سؤال داشتم . کلیپی بود که آقای حسینی با آقای احراری در مورد ابن ملجم صحبت می کرد . آن ها می گفتند ابن ملجم اجتهاد کرده و بر اساس اجتهادش حضرت امیر (علیه السلام) را به شهادت رساندند . پس بنابر این جای ابن ملجم در قیامت بهشت است .

اگر امکان دارد این کلیپ را نشان دهید . کلیپ دیگری هم در مورد عقیل بی عقل که می گفت : متواتر ضعیف داریم . آن را هم نشان دهید .

بنده یک مستأجر اهل سنت دارم که همیشه سؤالی می پرسد که چطور پاسخ آن را بدهم . ایشان می گوید : این که شما این همه نسبت به حضرت ابوالفضل ارادت دارید ، چرا ایشان را به عنوان امام چهارم انتخاب نکردید ؟

استاد یزدانی :

در مورد ابن ملجم هم بعضی ها مدعی هستند که ایشان صحابی بوده . اما در مورد مجتهد بودن او ،‌ابن تیمیه به صورت مفصل بحث کرده . غیر از ابن تیمیه ،‌بقیه بزرگان اهل سنت هم متأسفانه این قضیه را گفته اند . مثلا در کتاب البدر المنیر از ابن حزم نقل می کند :

وقال ابن حزم : لا خلاف بین أحد من الأئمه فی أن ابن ملجم قتل علیًّا متأولا ( مجتهدًا )

هیچ اختلافی بین ائمه اهل سنت نیست در این که ابن ملجم حضرت علی (علیه السلام) را به شهادت رساند در حالی که متأول و مجتهد بود . در ادامه هم شعری را بیان می کند .

ابن ملقن ،‌بدر المنیر ،‌ ج ۸ ، ص ۵۵۵

اصل این داستان در کتاب المحلی ابن حزم آمده :

ولا خلاف بین احد من الامه فی ان عبد الرحمن بن ملجم لم یقتل علیا رضی الله عنه الا متأولا مجتهدا مقدرا انه علی الصواب وفی ذلک یقول عمران بن حطان شاعر الصفریه ….

ابن حزم ، المحلی ، ج ۱۰ ، ص ۴۸۴

ابن تیمیه و بقیه هم این مطلب را گفته اند که آقایان در کتاب های خود بیان کردند . مشخص است که این ها برای ابن ملجم احترام قائل هستند ؛‌چون امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به شهادت رسانده ،‌برای معاویه احترام قائل هستند ؛‌ چون با آن حضرت جنگیده .

ما به خیلی ها ارادت داریم . قرار نیست که ما به هر کس ارادت داشتیم ،‌ به مقام امامت برسد . امام بر اساس ارادت انسان ها به شخص به امامت نمی رسد . از دیدگاه شیعه ، امامت امری الهی است که خداوند انتخاب می کند . حتی پیامبر خدا هم اجازه ندارد که خودش انتخاب کند . همان طور که در قرآن کریم داریم که حضرت موسی می گوید : خدایا تو وزیرم را انتخاب کن .

این دلیل بر آن است که حضرت موسی (علیه السلام) حق انتخاب نداشته ، مردم هم حق انتخاب کردن ندارند . ما چه کاره هستیم که بگوییم حضرت اباالفضل (علیه السلام) باشد یا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) امام باشد . امام را خداوند انتخاب می کند ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) معرفی می کند و هر امامی ، امام بعد از خود را معرفی می کند .

ما در منابع شیعه ، روایت صحیح داریم که امام حق ندارد ، امامت را غیر از کسی که خداوند انتخاب کرده ، شخص دیگری را معرفی کند . دربرنامه زلال جاری در همین هفته ، به صورت مفصل به این قضیه پرداخته شد و کارشناسان ما   روایاتی را از منابع اهل سنت و شیعه خواندند که انتخاب امام به دست خداوند است و غیر از خداوند کسی حق انتخاب امام را ندارد .

بنابر این اگر حضرت ابوالفضل (علیه السلام) امام نیست ،‌دست ما نیست و خداوند ایشان را انتخاب نکرده است .

بیننده : محمد از تهران ـ شیعه

علت این که شبکه های مخالف از هر گونه گفتگوی علمی با شما فرار می کنند و به جای آن فقط و فقط ادعای حقانیت می کند ، این است که : اولا این عمل و گفتارشان در چه تنیده است ؟

دوم این که ، چرا فقط تمایل دارند که با عوام دست و پنجه نرم کنند ؟

سوم این که ،‌چرا خود را در عقاید ، اعمال و گفتارشان به حق عرضه نمی کنند ؟

بیننده : عارف از خوزستان ـ شیعه

استاد یزدانی ! آیا درست است که یکی از زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) بعد از وفات آن حضرت ، ازدواج کرد ؟

استاد یزدانی :

طبق مبانی اهل سنت است که گفتند : قتیله یکی از همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) بوده که ازدواج کرده .

بیننده :

امکان دارد سند آن را نشان دهید ؟

استاد یزدانی :

مصادر زیادی این مطلب را بیان کرده ،‌از جمله در الطبقات الکبری ،‌تألیف ابن سعد ،‌ جلد ۸ ،‌ صفحه ۱۴۷ روایتی را نقل کرده :

أخبرنا المعلى بن أسد عن وهیب عن داود بن أبی هند أن النبی ص توفی وقد ملک امرأه من کنده یقال لها قتیله فارتدت مع قومها فتزوجها بعد ذلک عکرمه بن أبی جهل …

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) همسری از قبیله کنده به نام قتیله داشت که خواهر اشعث بن قیس کندی منافق و دشمن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود . بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) به همراه قوم خود مرتد شد و با عکرمه پسر ابوجهل ازدواج کرد .

اشعث بن قیس شوهر خواهر ابوبکر بود که وقتی مرتد هم شد ،‌ابوبکر او را نکشت .

البته ابوبکر ناراحت شد ؛ اما عمر گفت : اشکالی ندارد ؛ چون قتیله از همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) است و پیامبر (صلی الله علیه وآله) او را میان بهشت و جهنم مخیر نکرده و حجاب به او نداده .

ابن سعد ، طبقات الکبری ، ج ۸ ، ص ۱۴۷

به هر حال پیامبر (صلی الله علیه وآله) با او ازدواج کرده . عقد خوانده یا نخوانده ؟ ایشان همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بوده و متأسفانه بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) مرتد شد .

در تاریخ ابوزرعه دمشقیه ، شرح مشکل الآثار طحاوی و کتاب های دیگر همین مطلب را به صورت مفصل بیان کرده است که ام المؤمنین قتیله ، همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) ،‌ مرتد شد و با شخص دیگری ازدواج کردند .

مجری :

شب خوبی داشته باشید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .