ابن تیمیه مدعی است که عثمان در هر رکعت از نمازش، کل قرآن را ختم می‌کرد!!!!!؛ اما امیرمؤمنان علیه السلام کل قرآن را حفظ باشد، قطعی نیست … در این برنامه این مسأله را بررسی کرده‌ایم .

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش

تاریخ : ۲۲ / ۰۳ / ۹۵

مجری :

عرض سلام و ادب خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت دارم . از خداوند متعال قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان را آرزومندم . ان شاء الله ما را هم از دعای خودتان فراموش نکنید . با برنامه ای دیگر از برنامه های چالش با کارشناس حجت الاسلام و المسلمین استاد یزدانی عزیز در خدمت شما هستیم .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم. امیدوارم طاعات و عبادات همه بینندگان عزیز مورد قبول درگاه باری تعالی قرار گیرد و ما را هم از دعای خیرشان فراموش نکنند .

مجری :

کلیپ اول برنامه ، در مورد ادعای یکی از کارشناسان وهابی است که با هم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

کارشناس این کلیپ : عبد الله کشتکار :

این جاست که همسرش در آن جا چنین می گوید : چگونه شخصی را به قتل می رسانید که در نماز هایش در دل شب در یک رکعت قرآن کریم را ختم می کرد و باز هم این همسر وفادار و صحابی بزرگوار ، به جهت دفاع از همسرش خود را روی عثمان ذی النورین می اندازد . اما باز هم این آشوبگران به او توهین می کنند و از ضرب و شتم و ناسزاگویی و غیره باز هم در امان نمی ماند .

مجری :

این کارشناس وهابی ادعایی در باب فضائل عثمان که ایشان در یک رکعت ، قرآن را ختم می کردند . استاد یزدانی ! آیا چنین چیزی امکان دارد ؟ آیا روایت ثابتی است و آیا با عقل هم خوانی دارد یا خیر ؟

استاد یزدانی :

یکی از مباحث مهم ، خصوصا در این شب ها که شب های عبادت است و شیعیان و مسلمانان علاقه دارند که در این شب ها عبادت کنند ، همین مباحثی است که برای صحابه و تابعین نقل شده که می گویند : این ها گاهی در یک نمازشان کل قرآن را ختم می کردند . شاید بتوان گفت که امکان دارد و خیلی عجیب نیست .

از این بالاتر ، بعضی ها گفتند : دو قرآن ختم می کردند ، بعضی ها سه تا قرآن و بعضی ها چهار قرآن و حتی بعضی تا هشت قرآن در یک شبانه روز نقل کردند . حتی بعضی ها گفتند : بین مغرب تا عشاء یک ختم قرآن ، بین ظهر و عصر یک ختم قرآن انجام می دادند !!!

واقعا این ها چطور قرآن می خواندند ، بنده که خیلی تعجب می کنم !! این آقایانی که فضیلتی نداشتند ، از این قبیل دروغ ها را زیاد در موردشان نقل شده تا شاید از این طریق مردم را تشویق به خواندن قرآن کنند . از آن طرف وقتی به بحث اهل بیت (علیهم السلام) می رسند ، متأسفانه فضائلی که با سند های صحیح نقل شده و کاملا عاقلانه است و از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و بقیه ائمه (علیهم السلام) بعید نیست ، انکار می کنند و می گویند : چنین چیزی محال است .

مثل این که در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و امام سجاد (علیه السلام) هست که گاهی در یک شبانه روز هزار رکعت یعنی ۵۰۰ دو رکعتی ، نماز می خواندند . این کار خیلی سخت و بعیدی هم نیست . الان هم مردم می توانند امتحان کنند ، شاید نصف روز وقت بگیرد و اگر کسی با تهجد بخواند ،‌ شاید شانزده ساعت طول بکشد . مثل همان شانزده ساعتی که ما کار می کنیم ، کسی همان شانزده ساعت را نماز بخواند ، هیچ مانعی ندارد .

همان طور که علامه امینی (ره) در محضر علمای اهل سنت این کار را انجام داده و کتابی هم با عنوان صلاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) دارند که حدود ۱۶ صفحه هست و بینندگان عزیز می توانند این کتاب را در اینترنت مشاهده کرده و دانلود کنند . این بحثی بود که آقایان مطرح کردند که ما به صورت مفصل به آن خواهیم پرداخت .

مجری :

این ادعا را شخص دیگر هم در مورد عثمان ادعا کرده که عثمان در یک رکعت یا دو رکعت ، یک ختم قرآن انجام می دادند . اما وقتی به فضائل اهل بیت (علیهم السلام) می رسد ، به شدت انکار می کند ، در صورتی که این کار را برای عثمان ثابت و صحیح می دانند .

کلیپ ۲ ) :

کارشناس وهابی :

سلیمان بن یسار می گوید : باری عثمان بن عفان بعد از عشاء به نماز ایستاد و تمام قرآن را در یک رکعت نماز خواند و دو رکعت نمازش را کامل کرد و دیگر بعد از آن نمازی نخواند .

 یعنی نمازش به حدی طولانی شد که تمام قرآن را در آن خواند . از حضرت عثمان مکرر ثابت است !!!!

مجری :

گفتند: چنین چیزی که در یک رکعت قرآن را ختم کرده ، برای ایشان مکرر ثابت است.

استاد یزدانی :

در کتاب های اهل سنت این قضیه آمده . بنده از آن هایی که از هشت ختم قرآن گفته ، شروع به نشان دادن می کنم .

التبیان فی آداب حمله القرآن ، تألیف ابو زکریا یحیی بن شرف نووی (از علمای مشهور اهل سنت ) متوفای ۶۷۶ هـ ، با تحقیق محمد الحجاز ، چاپ دار ابن حزم ، صفحه ۵۹ و ۶۰ :

موقف السلف منه

ینبغی أن یحافظ على تلاوته ویکثر منها وکان السلف رضی الله عنهم لهم عادات مختلفه فی قدر ما یختمون فیه فروى ابن أبی داود عن بعض السلف رضی الله عنهم أنهم کانوا یختمون فی کل شهرین ختمه واحده وعن بعضهم فی کل شهر ختمه وعن بعضهم فی کل عشر لیال ختمه وعن بعضهم فی کل ثمان لیال وعن الأکثرین فی کل سبع لیال وعن بعضهم فی کل ست وعن بعضهم فی کل خمس وعن بعضهم فی کل أربع وعن کثیرین فی کل ثلاث وعن بعضهم فی کل لیلتین وختم بعضهم فی کل یوم ولیله ختمه ومنهم من کان یختم فی کل یوم ولیله ختمتین ومنهم من کان یختم ثلاثا وختم بعضهم ثمان ختمات أربعا باللیل وأربعا بالنهار فمن الذین کانوا یختمون ختمه فی اللیل والیوم عثمان بن عفان رضی الله عنه وتمیم الداری وسعید بن جبیر ومجاهد والشافعی وآخرون

موقف سلف نسبت به قرآن

ایشان فصلی را باز می کند :

ما باید قرآن را زیاد بخوانیم و بر تلاوت آن حفاظت کنیم . سلف در این مورد عادت های مختلفی در مورد ختم قرآن داشتند . بعضی ها ماهی یک ختم قرآن داشتند .

این یک کار طبیعی است که همه مسلمان ها هم می توانند آن را انجام دهند .

بعضی ها هر ده روز یک ختم قرآن داشتند . بعضی ها هر هشت روز ختم قرآن داشتند ، بعضی ها هر هفت روز و بعضی ها هر شش روز و بعضی ها هر پنج روز و بعضی ها هر چهار روز و بعضی ها هر سه روز و بعضی ها هم هر دو شب و بعضی ها هم یک شبانه روز یک ختم قرآن داشتند .

این هم سخت نیست و برای انسان امکان دارد که در یک شبانه روز یک ختم قرآن انجام دهد .

بعضی ها هم گفتند : یک شبانه روز ، دو ختم انجام می دادند . بعضی ها سه ختم و بعضی ها هشت ختم که چهار ختم در روز و چهار ختم در شب انجام می دادند .

 از کسانی که در یک شبانه روز یک ختم قرآن انجام می دادند ، عثمان بن عفان ،‌ تمیم داری ، سعید بن جبیر ، مجاهد و شافعی و دیگران بودند .

در صفحه بعد مطالب دیگری را نقل می کند :

وروى أبو بکر بن أبی داود أنه کان یختم فی اللیله أربع ختمات وروى أبو عمر الکندی فی کتابه فی قضاه مصر أنه کان یختم فی اللیله أربع ختمات قال الشیخ الصالح أبو عبدالرحمن السلمی رضی الله عنه سمعت الشیخ أبا عثمان المغربی یقول کان ابن الکاتب رضی الله عنه یختم بالنهار أربع ختمات وباللیل أربع ختمات وهذا أکثر ما بلغنا من الیوم واللیله وروى السید الجلیل أحمد الدورقی بإسناده عن منصور بن زادان من عباد التابعین رضی الله عنه أنه کان یختم القرآن فیما بین الظهر والعصر ویختمه أیضا فیما بین المغرب والعشاء فی رمضان ختمتین وسیأتی وکانوا یؤخرون العشاء فی رمضان إلى أن یمضی ربع اللیل وروى أبو داود بإسناده الصحیح أن مجاهدا کان یختم القرآن فیما بین المغرب والعشاء وعن منصور قال کان علی الأزدی یختم فیما بین المغرب والعشاء کل لیله من رمضان وعن إبراهیم بن سعد قال کان أبی یحتبی فما یحل حبوته حتى یختم القرآن وأما الذی یختم فی رکعه فلا یحصون لکثرتهم فمن المتقدمین عثمان بن عفان وتمیم الداری وسعید بن جبیر رضی الله عنهم ختمه فی کل رکعه فی الکعبه

ابوبکر بن ابی داود و ابو عمرو کندی ، در یک شبانه روز چهار ختم قرآن انجام می دادند …

ابن کاتب چهار ختم قرآن در روز و چهار ختم قرآن در شب داشت .

یعنی ایشان روزی هشت بار ختم قرآن داشتند . انسان تعجب می کند که ایشان چطور قرآن می خوانده . شاید بعضی ها مثل طی الارض ، طی اللسان داشته باشند که بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین ….. من الجنۀ والناس !!!

از سید جلیل احمد دورقی با سندش از منصور بن زادان از عباد تابعی نقل می کند که بین نماز ظهر و عصر قرآن را ختم می کرد .

یعنی چند ساعت می تواند بین نماز ظهر و عصر فاصله باشد ؟ این ها نماز عصرشان را آخر وقت می اندازند و به قول روایت صحیح مسلم است که میگوید : آن هایی که نمازشان را به تأخیر می اندازند ، نماز منافق است . شاید هم نماز عصرشان را اصلا نمی خواندند و قضای آن را بعدا به جا می آوردند .

ابو داود با سند صحیح نقل کرده که مجاهد بین نماز مغرب و عشاء ، یک قرآن ختم می کرد ….

کسانی که در یک رکعت قرآن ختم می کردند ، بسیار زیاد بودند . از متقدمین عثمان بن عفان ، تمیم داری ، سعید بن جبیر که در هر رکعت نماز که در کعبه می خواند ، یک ختم قرآن انجام می داد .

یحیی بن شرف نووی ، التبیان ، چاپ دار ابن حزم ،‌ ص ۵۹ و ۶۰

این ها از دیدگاه آقایان اهل سنت ، غلو نیست و خیلی طبیعی است . اما برای اهل بیت (علیهم السلام ) غلو است . ابن تیمیه در منهاج السنه ، جلد ۴ ، صفحه ۳۱ با کمال بی ادبی بحث هزار رکعت نماز خواندن حضرت امیر (علیه السلام) را بیان می کند :

لو کان ذلک ممکنا فکیف وصلاه ألف رکعه فی الیوم واللیله مع القیام بسائر الواجبات غیر ممکن فإنه لا بد له من أکل ونوم وقضاء حق أهل وقضاء حقوق الرعیه وغیر ذلک من الأمور التی تستوعب من الزمان إما النصف أو أقل أو أکثر والساعه الواحده لا تتسع لثمانین رکعه وما یقارب ذلک إلا أن یکون نقرا کنقر الغراب وعلى أجل من أن یصلی صلاه المنافقین کما ثبت فی الصحیحین عن النبی ص أنه قال تلک صلاه تلک تلک صلاه المنافق یرقب الشمس حتى إذا کانت بین قرنى شیطان قام فنقر أربعا لا یذکر الله فیها إلا قلیلا وقدنهى عن نقر کنقر الغراب فنقل مثل هذا عن علی یجل على جهل ناقله ثم إن إحیاء اللیل بالتهجد وقراءه القران فی رکعه هو ثابت عن عثمان رضی الله عنه ….

هزار رکعت نماز خواندن اصلا جایز نیست و این توهین به اهل بیت است . انسان نمی تواند روزی هزار رکعت نماز بخواند ، مگر این که مثل کلاغ بر زمین نوک بزند و سریع نماز بخواند . علی بن ابیطالب مقامش بالاتر از این است که نماز منافقین را به جا بیاورد .

ببینید که چقدر این شخص بی ادب است !!! می گوید : مقام علی بن ابیطالب (علیه السلام) مقامش بالاتر از این است که نماز منافقین را بخواند .

همان طور که در صحیحین از پیامبر (صلی الله علیه وآله) ثابت است که این نماز ، این نماز ، این نماز ، نماز منافق است که کسی آنقدر نمازش را به تأخیر بیاندازد که خورشید بین دو شاخ شیطان قرار بگیرد .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۴ ، ص ۳۱

می گوید : این روایت در صحیحین است . اولا ، در صحیحین چنین روایتی وجود ندارد . فقط در صحیح مسلم است و آن هم یک بحث خاص است . پیامبر (صلی الله علیه وآله) این مطلب را برای چه کسانی گفته اند ؟ دوما ، روایت از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیست و از انس بن مالک است که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که واضح است انس بن مالک در این جا ،‌ تدلیس هایی انجام می دهد . بنده روایت صحیح مسلم را هم نشان می دهم .

صحیح مسلم ، جلد اول ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، روایت ۱۹۵ (۶۲۵ از صحیح مسلم ) :

وحدثنا یحیى بن أَیُّوبَ وَمُحَمَّدُ بن الصَّبَّاحِ وَقُتَیْبَهُ وبن حُجْرٍ قالوا حدثنا إسماعیل بن جَعْفَرٍ عن الْعَلَاءِ بن عبد الرحمن أَنَّهُ دخل على أَنَسِ بن مَالِکٍ فی دَارِهِ بِالْبَصْرَهِ حین انْصَرَفَ من الظُّهْرِ وَدَارُهُ بِجَنْبِ الْمَسْجِدِ فلما دَخَلْنَا علیه قال أَصَلَّیْتُمْ الْعَصْرَ فَقُلْنَا له إنما انْصَرَفْنَا السَّاعَهَ من الظُّهْرِ قال فَصَلُّوا الْعَصْرَ فَقُمْنَا فَصَلَّیْنَا فلما انْصَرَفْنَا قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ ص یقول تِلْکَ صَلَاهُ الْمُنَافِقِ یَجْلِسُ یَرْقُبُ الشَّمْسَ حتى إذا کانت بین قَرْنَیْ الشَّیْطَانِ قام فَنَقَرَهَا أَرْبَعًا لَا یَذْکُرُ اللَّهَ فیها إلا قَلِیلًا ….

علاء بن عبد الرحمن می گوید : بر انس بن مالک در خانه ای که در بصره داشت ، وارد شدم . انس از مسجد آمد در حالی که خانه اش در کنار مسجد بود . ما بر او داخل شدیم که به ما گفت : نماز عصر را خواندید . گفتیم : ما تازه از نماز ظهر فارغ شدیم . گفت : فوری نماز عصر را بخوانید .

این روایت تقدیم به کسانی که نماز عصرشان را به تأخیر می اندازند و بین این دو نماز جمع نمی کنند . انس بن مالک هم که صحابی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است و می گوید : وقتی نماز ظهر را خواندید ، فورا نماز عصر را هم بخوانید . چون سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) این گونه بوده .

ما هم سخن او گوش دادیم و نماز عصر را خواندیم . وقتی نماز عصر تمام شد ، انس این روایت را به ما گفت که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) شنیدم که فرموده باشند : این نماز منافق است که نماز عصر را به حدی تأخیر بیاندازید که خورشید مابین دو شاخ شیطان قرار گیرد .

بنده این روایت را به اهل سنت امروزی تطبیق نمی دهم ، انس با این روایت تطبیق می دهد .

و نماز را سریع بخوانند و خدا را هم کم یاد کنند .

صحیح مسلم ، ج ۱ ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ،‌ روایت ۱۹۵

این نماز منافق است که انس ، صحابی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ، به مردم توصیه می کند نماز عصر را فورا بعد از نماز ظهر بخوانید و نماز عصر را به حدی تأخیر نیاندازید که خورشید بین دو شاخ شیطان قرار گیرد .

ابن تیمیه ، این روایت را نقل می کند و آن را به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تطبیق می دهد . می خواهد از این روایت چنین استفاده کند : ساعتی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هزار رکعت نماز خوانده ، مطابق با این زمان شده . یعنی نمازش را زمانی خوانده که اگر انسان در آن ساعت نماز بخواند ، نمازش نماز منافق است . در حالی که اصلا روایت در این رابطه نیست . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نماز مستحبی می خوانده ، ما که هزار رکعت نماز واجب نداریم. نماز مستحبی را هر زمان می توان خواند . طبق روایت صحیح مسلم ، آن نمازی که نماز منافق است ، نماز ابن تیمیه است که نماز عصرش را به تأخیر می اندازد و با نماز ظهر جمع نمی کند . نه نماز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که هر زمان می خواست می توانست نماز مستحبی بخواند .

ابن تیمیه به خاطر نفاقی که دارد و بخاطر بغضی که از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دارد ، روایتی که اصلا ربطی ندارد ، به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تطبیق می دهد و می گوید : اگر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) خواسته باشد این نماز را بخواند ، نماز منافق است و این نشان دهنده نصب واضح و آشکار ابن تیمیه است .

ابن تیمیه در ادامه روایت در صفحه بعد به بحث نماز عثمان می رسد و می گوید :

عثمان در یک رکعت از نماز خودش ، تمام قرآن را می خواند .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۴ ، ص ۳۱

این برای عثمان اشکالی ندارد ؛ اما اگر بخواهد روزی هزار رکعت نماز مستحب بخواند که خیلی سخت نیست و هر کس می تواند انجام دهد ، می گوید : این هزار رکعت نماز خواندن ممکن نیست . ولی برای عثمان ختم یک قرآن در یک رکعت امکان دارد !!!!!!!!

بینندگان عزیز ! خودشان می توانند قضاوت کنند که چطور انسان می تواند کل قرآن را در یک رکعت از نماز بخواند . آن هایی که حافظ قرآن هستند ، گاها برای این که حفظ خود را تثبیت کنند ، مجبور هستند یک ختم قرآن داشته باشند ، اما یک ختم برای آن ها چند ساعت طول می کشد ؟ حداقل گفتند ده ساعت طول می کشد .

آقای شعیب الارنؤوط وهابی در کتاب سیر اعلام النبلاء ، تألیف شمس الدین ذهبی ، با تحقیق شعیب الارنوؤط ، جلد ۱۳ ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، صفحه ۴۲۵ ، در شرح حال بکر بن سهل می گوید :

ابن اسماعیل بن نافع : الامام ، المحدث : ابو محمد الهاشمی مولاهم الدمیاطی ، المفسر ، المقریء . قال ابوبکر القباب : سعمت ابا الحسن بن شنبوذ سمعت بکر بن سهل الدمیاطی یقول : هجرت ـ ای بکرت ـ یوم الجمعه فقرأت الی العصر ثمان ختمات حکاه یحیی بن منده فی تاریخه .

اسماعیل بن نافع ، امام ، محدث ، مفسر و قاری قرآن بوده .

در صفحه بعد روایتی را نقل می کند :

از بکر بن شنبوذ دمیاطی شنیدم که می گفت روز جمعه از صبح زود تا عصر ، هشت بار قرآن را ختم کردم .

آقای شعیب الارنؤوط وهابی در پاورقی شماره یک می گوید :

هذا غیر معقول ولا هو داخل فی نطاق الجائز فان الحافظ مهما کان یتیسر له ان یختم القرآن مره واحده باقل من عشر ساعات کما هو معلوم او مشاهد فکیف یقرأ فی هذه الفتره ثمان ختمات ؟!!

این عاقلانه نیست و از حرف هایی است که نباید گفته شود . آن کسی که حافظ قرآن است و حفظ قوی و محکمی دارد ، نمی تواند قرآن را کمتر از ده ساعت ختم کند . همان طور که مشخص است و همه می توانیم ببینیم . چطور می تواند در این مدت کم ، هشت بار قرآن را ختم کند ؟؟!!!!

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۱۳ ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، ص ۴۲۵

اما اگر از فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود ، آقای ذهبی می گفت : قلب انسان شهادت می دهد که این باطل است . ایشان با فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) این طور برخورد می کند .

ابن تیمیه هم در منهاج السنۀ ، جلد ۸ ، صفحه ۲۲۹ :

وعثمان جمع القرآن کله بلا ریب وکان أحیانا یقرؤه فی رکعه وعلی قد اختلف فیه هل حفظ القرآن کله أم لا ؟

عثمان همه قرآن را حفظ کرد که شکی در آن نیست . بعضی اوقات در یک رکعت از نماز ، همه قرآن را می خواند ؛ اما در این که علی بن ابیطالب حافظ قرآن بود یا نبود ، اختلاف است .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ،‌ ج ۸ ، ص ۲۲۹

این حرف ها ناصبی بودن ابن تیمیه را ثابت می کند . همین ها است که ثابت می کند چقدر نسبت به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بغض داشتند .

باز در همین منهاج السنۀ ،‌ جلد ۴ ، صفحه ۳۲ می گوید :

ثم إن إحیاء اللیل بالتهجد وقراءه القران فی رکعه هو ثابت عن عثمان رضی الله عنه ….

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نمی توانست هزار رکعت نماز در یک روز بخواند ؛ اما عثمان می توانست در یک رکعت ، یک قرآن را ختم می کرد .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۴ ، ص ۳۲

طبق نظر آقای شعیب الارنؤوط ، یک ختم قرآن ده ساعت طول می کشد . عثمان چه زمانی این نماز را خوانده که نماز بعدیش قضا نشده ؟ هر زمانی که خوانده باشد ، باز هم مشکل پیدا می کند .

از طرف دیگر ، عثمانی که ما می شناسیم ، این طور قرآن خواندن از او بعید است .

مجری :

تا این جا دو کلیپ دیدیم که چنین ادعایی کرده بودند . البته مشابه این کلیپ زیاد است چه از همین شبکه های وهابی فارسی زبان و چه از سایرین که این را به عنوان یک فضیلت ثابت برای عثمان نقل می کنند ؛ اما آقای خدمتی از این مطلب غافل است و حتی خبر ندارد که شیخ الاسلام و امامشان گفتند : این مسأله برای عثمان ثابت است .

ایشان ادعای دیگری کرده که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ ) :

خدمتی :

سؤال دوم شما این بود ، آیا درست است که عثمان در یک رکعت قرآن را ختم می کرد ؟ شما بگویید ، آیا با عقل جور در می آید . قرآن سی جزء است . یک سری چیزها با عقل جور در نمی آید و این غلو در افراد است . زیاده روی در افراد است . یک شب چند ساعت است ؟ از شش شب تا شش صبح حداکثر در شب ها زمستانی . در شهرهای اسکاندی ناویی که نبودید که مثلا بعضی وقت ها شب ها ۱۸ ساعت یا ۱۹ ساعت باشد . وانگهی در آن جا هم باشد ، نمی شود .

یا یک شبانه روز بیشتر از ۲۴ ساعت نیست . نمی شود که یک شبانه روز را ۳۰ ساعت یا ۴۰ ساعت کند . هر شبانه روز ۲۴ ساعت است . شما این ۳۰ جزء را بر ۲۴ ساعت تقسیم کنید . حال ببینید که چند ساعت می خواهد که انسان بتواند یک قرآن را ختم کند . آیا با عقل هم خوانی دارد ؟ چیزی که با عقل همخوانی ندارد ، بدانید که ساخته شده و جعلی است .

مجری :

این هم توضیحات آقای خدمتی بود که گفت : این ها ساخته شده و با عقل جور در نمی آید . استاد یزدانی ! فکر می کنم این آقایان خبر ندارند که شیخ الاسلامشان در این باره چه گفته ؟

استاد یزدانی :

بنده به دوستان عزیزی که این آقایان را در سه هفته اخیر فلج کردند ،‌ به آقای خدمتی زنگ بزنند و بگویید : این چه قضیه ای است که شما می گویید با عقل جور در نمی آید ؛ اما ابن تیمیه برای عثمان چنین سخنی گفته . شما دروغ می گویید یا ابن تیمیه دروغ می گوید ؟ شما تفریط می کنید یا این که ابن تیمیه افراط می کند ؟ از این دو حالت خارج نیست . یا ابن تیمیه برای عثمان فضیلت تراشی می کند یا این که آقای خدمتی دشمن عثمان است . یعنی چه که این کار عثمان با عقل جور در نمی آید ؟ ابن تیمیه می گوید : عثمان این کار را انجام می داد ؛ اما شما می گویید این کار با عقل جور در نمی آید . شما این کار را با عقل خودتان می سنجید ؟

مجری :

البته هم کذاب بودن آقای خدمتی با آن دروغ هایی که به نهج البلاغه نسبت دادند و هم چنین سایر دروغ هایشان، ثابت است و هم کذاب بودن ابن تیمیه ثابت است . ما به دنبال این هستیم که آیا کذب جدیدی هم با این محتوا که خدمت شما عرض شد ، به دروغ های دیگرشان اضافه می شود یا خیر؟

کلیپ بعدی هم ادعای یکی از شبکه های وهابی است که با هم می بینیم .

کلیپ ۴ ) :

دهقان ، کارشناس وهابی :

اگر ثابت باشد که ایشان در شبانه روز هزار رکعت نماز خوانده باشند ، یعنی هر رکعتی را یک دقیقه حساب کنیم که سر بر زمین بگذارند و بلند شوند ، رسول الله صلی الله علیه وسلم این نماز را ، نماز منافقان توصیف کرده که نماز منافق این گونه است که نماز را تأخیر می کنند و بلند می شوند کنقرء دیک ، می خوانند . مثل این که خروسی بر زمین نوک زده و دانه بر می دارد ، این هم به این صورت نماز می خواند . این نماز از دیدگاه شرعی نه تنها جای تعریفی ندارد و جزء مناقب نیست ؛ بلکه جزء مواردی است که خلاف شرعیت اسلامی محسوب می شود .

مجری :

مشاهده کردید که این کارشناس وهابی هم دقیقا به همان استدلال ابن تیمیه استناد می کند .

استاد یزدانی :

این شخص هم همان حرفی را زد که ابن تیمیه گفته بود . در حالی که روایت نقل شده از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در صحیح مسلم در مورد کسانی است که نمازشان را به تأخیر می اندازند نه کسی که زیاد نماز می خواند . در مورد کسانی است که نمازشان را به حدی تأخیر می اندازند که خورشید به قرنی الشیطان برسد . نماز این شخص نماز منافق است . نماز ظهر و عصر را پشت سر هم نمی خواند و عصر را به تأخیر می اندازد . روایت در صحیح مسلم است و انس بن مالک دقیقا با اهل سنت تطبیق می دهند . گرچه ما به دنبال تطبیق نیستیم ؛ اما برادران اهل سنت این روایت را در صحیح مسلم می بینند و باز هم نمازشان را به تأخیر می اندازند .

اما این آقای وهابی ناصبی ، روایت را به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تطبیق می دهد و همین دلیل بر ناصبی بودنش است .

گرچه همین استدلال آقای وهابی را می توان بر عثمان هم تطبیق داد ؛ چون کسی که در یک رکعت یک ختم قرآن کند ، طبیعتا باید سریع نماز بخواند تا از وقت خارج نشود . هر زمان که بخواهد بخواند ، همین طور است .

بنده جوابی از یکی از علمای امروزی اهل سنت در مورد سلفی هایی که این ها را منکر می شوند ، بخوانم . قبل از آن عذر خواهی می کنم . این مطلب در منابع اهل سنت و از علمای امروزی است و اگر حرف زشتی است ، به بنده ارتباطی ندارد .

کتاب دعوت جوانان به سوی حق ، تألیف مولانا امین صفدر (از بزرگان تاریخ سیستان و بلوچستان ) مترجم مولانا محمد حسین ملازهی ، ویرایش عبد العزیز دهقان :

مولانا محمد یوسف حسین پور بر این کتاب تقریظ زده و گفته : این کتاب ، یکی از بهترین کتاب هایی است که توصیه می کنیم قشر نوجوان و جوان حتما این کتاب را بخوانند .

این کتاب ، واقعا کتاب بسیار جالب است که مطالعه آن را به عموم به ویژه قشر نوجوان و جوان توصیه می شود . زیرا مولانا صفدر یکی از آن افرادی است که در آغاز روش مخالفت ائمه ی اربعه و تقلید از ایشان را داشته است و از عمق هر دو گروه اطلاع دارد .

لذا در این زمان اهل حدیث کسانی هستند که در احادیث اختلافی به آن احادیثی عمل می کنند که مخالف با کتاب الله و سنت رسول الله (ص) باشند . مثال دوم در مورد سنت متواتره ـ خوردن سحری است که کلیه مسلمانان آن را سنت می دانند و ذکرش هم در حدیث آمده است . هم چنین بوسه گرفتن از همسر در حالت روزه از صحیح بخاری و صحیح مسلم بلکه از همه ی کتب صحاح سته ثابت است لیکن سنت نیست . حالا فرق اهل سنت و اهل حدیث این است که اهل سنت با گرفتن روزه به عبادت های دیگر مثل تلاوت قرآن ، نوافل تراویح و ذکر مشغول می شوند ؛ ولی اهل حدیث ..

همین سلفی ها و وهابی هایی که خودشان را پیرو احمد بن حنبل می دانند .

پس از خوردن سحری به جای عبادات مذکور شروع به لیسیدن همسر خود می کنند ؛ چون در صحیح بخاری آمده است تا موقع افطار آن را می لیسند تا ثابت نمایند که اهل حدیث هستند . این عمل نیز هم چنانکه گفته شد مخالف فقه نیست ؛ بلکه مخالف سنت آن حضرت می باشد . زیرا به احادیثی عمل می نمایند که مخالف کتاب الله و سنت رسول الله باشد .

مولانا صفدر ، دعوت جوانان به سوی حق

مولوی دهقان که هزار رکعت نماز خواندن را بعید می داند ، به این دلیل است که خودش مشغول این کار ها می شود .

علمای اهل سنت دقیقا علت انکار ، همین قضیه هزار رکعت نماز خواندن را جواب می دهند . از کسانی که هزار رکعت نماز می خواندند ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و امام زین العابدین (علیه السلام) است .

در کتاب المقراض لدفع الاعتراض ـ پاسخی به شبهات غیر مقلدین ـ تألیف عبد الله امیری :

مولانا عبد الرحمن سربازی بر این کتاب تقریظ زده و گفته : این کتاب ، کتاب بسیار خوبی است . هم چنین مولانا محمد عیسی امیری هم بر این کتاب تقریظ زده است .در صفحه۲۲۳ از این کتاب می گوید :

از جمله آن ها صاحب حیاء و عرفان ، عثمان بن عفان رضی الله عنه ، بعد از ذکر سند ، رهیمه گفت : حضرت عثمان رضی الله عنه تمام عمر روزه می گرفت و شب ها قیام می کرد .

این را آقایان وهابی انکار می کند و می گویند : مگر این کار امکان دارد ؟؟؟!!!!!!!!!!

حضرت عثمان بن عفان رضی الله عنه است ؛‌پس ایشان مشغول نماز شده از سوره ی فاتحه شروع کرد تا این که کل قرآن را ختم کرد و بعد رکوع و سجده کرد (نماز خواند ) کفش هایش را بر داشت و رفت. نمی دانم قبل از این نمازی دیگری ادا کرده بود یا نه .

فضائل عثمان را یک به یک نام می برد . از ترمذی هم نقل می کند :

در ابواب دعا از مسلمه بن عمرو تخریج کرده که عمیر بن هانی رحمۀ الله علیه هر روز هزار رکعت نماز ادا می کرد و صد هزار تسبیح می خواند …..

بعد از ذکر سند ، عامر بن عبد الله رحمۀ الله از افضل عابدان بود و در هر روز هزار رکعت نماز می خواند .

در صفحه بعد از ابن کثیر نقل می کند :

مسروق حج کرد و نخوابید مگر به حالت سجده بر صورتش تا این که برگشت و بقدری نماز می خواند که پاهایش ورم کردند و همسرش گفته از طول نماز دو ساق پاهایش باد کرده بودند ….

امام ذهبی و امام یافعی گفته اند که اسود بن یزید نخعی در شبانه روزی هفتصد رکعت نماز می خواند ….

امام ذهبی در کتاب مذکور خود فرموده که امام زین العابدین رضی الله تعالی عنه در شبانه روزی هزار رکعت می خواند تا این که از دنیا رحلت کرد و به علت عبادت گزاریش ملقب به زین العابدین بودند .

در صفحه بعد از بقیه نقل می کند :

علی بن عبد الله روزانه هزار سجده می کرد .

امام اوزاعی و غیره فرموده اند : علی بن عبد الله روزانه هزار سجده می کرد .

شمس الائمه کردری گفته از امام حنیفه منقول است که ایشان سی سال و اندی و به روایتی تا چهل سال نماز صبح را با وضوء عشاء ادا کرده اند و در هر شبانه روزی یک بار قرآن را ختم کرده اند و در ماه رمضان روزانه دوبار ختم کرده اند . یک بار در شب و یک بار در روز .

همه این فضائل را یک به یک نقل کرده و سند همه آن ها را بیان می کند .

شعبه فرموده اند : سعد بن ابراهیم تمام عمر روزه می گرفت و روزانه ختمی می خواند .

در صفحه بعد می گوید :

آیا به فکر شما مخاطب این ها در تصانیف خود دروغ درج کرده اند و یا به نقل آن چه که از دروغ گویان منقول است اعتماد کرده اند . هرگز چنین نیست به خدا سوگند نامبردگان ائمه محتاط اند و آنچه که می نویسند که در آن مناقشه کرده نمی شوند و اگر در این مورد شک داری پس به طبقات مراجعه کن آن موقع احوال راستی آن ها به تو منکشف می گردد .

اگر مثل این چنین شک پذیرفته شود اطمینان و اعتماد از کتب تاریخ و اسماء الرجال برداشته می شود ؛ زیرا اغلبا تراجم علماء را به غیر سند مسلسل بلکه بالاختصار والارسال می نویسند و اگر کسی در این باره شک کند یقینا و قطعنا متعصب شمرده می شود و از دایره خطاب و گفتگو خارج شده و به جز از زجر و تنبیه چیزی دیگر لایق و شایسته آن نیست ….

اگر گویی بعضی از مجاهدات مانند هشت ختم در یک شبانه روز و اداء هزار رکعت در یک شب و امثال آن در باور عقل نمی آید ؟ گویم : وقوع چنین کار گرچه از عوام بعید است اما از کسانی که اهل الله اند بعید نیست ؛ زیرا که آن ها از طرف رب خود قوه ملکیی عطا شده اند که به این چنین صفات نائل شده اند و این را انکار نمی کند مگر کسی که منکر کرامات و کارهای خارق العاده باشد .

غیر مقلدین اکثرا طبق ذهن و عقل نارس خود عبادت بزرگان از صحابه و تابعین و تبع تابعین را بر حال خود قیاس می کنند و می بینند . چون خود نمی توانند چند رکعت نقل ادا کنند و یا به شبانه روزی چند پاره از قرآن تلاوت کنند . گمان می کنند که بزرگان صحابه و تابعین و تبع تابعین از فقهاء و محدثین هم نتوانسته اند که در شبانه روزی این اعمال را به جای بیاورند از این جهت روایات منقوله صحیح را در این مورد کما این که به تفصیل ذکر شدند ، انکار می کنند و می گویند این ممکن نیست که در یک شبانه روز دو بار ختم شود و یا هزار رکعت نفل خوانده شود . چرا که چون ما غیر مقلدان نمی توانیم دیگران چطور می توانند .

خدمتی می گوید : من که نمی توانم چهار رکعت نماز نافله بخوانم ؛ چطور امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) روزی هزار رکعت نماز بخواند . این که امکان ندارد .

در ادامه می گوید :

و بطلان آن از روی عقل این است که بنا ساختن چنین عقل و منطق و چنین صغری و کبری که هر کاری من غیر مقلد نمی توانم انجام دهم . دیگران هم نمی توانند آن را انجام دهند به جز یک سفسطه خنده آور چیزی دیگر نیست …..

اما بر عکس روح معترض غیر مقلد و همفکرانش چون در کسالت و دور از جهد فی العبادت بوده از این جهت روحیه سلف صالحین را مثل خود مقایسه می کنند . گاهی غیر مقلدین برای انکار عمل سلف در باب جهد فی العبادت سفسطه و وسوسه ای دیگر در ذهن مردم انداخته اند و آن این که می گویند مگر شبی چه طور ممکن است که هزار رکعت نفل خوانده شود . زیرا که دقایق ساعات یک شب را بشماریم یا ادای هزار رکعت وفق نمی خورد و اصلا درست نمی آید ؟

در جواب باید گفت که این استبعادشان ممکن است ناشی از انکار کرامت اولیا است چرا که اگر کرامت اولیاء را قبول دارند پذیرفتن این چنین روایات متصل السند و مسلسل مستعبد نیست و اگر کرامت را قبول ندارند ، پس دلیل ندارند . اگر غیر مقلدین ذره ای به سوی قرآن متوجه شوند ، این چنین امور خارق العاده را مستعبد نمی دانند مگر در قرآن کرامت فردی از امت حضرت سلیمان علیه السلام را ندیده اند که تخت ملکه سبا را از سبا یمن تا شام که مسافت چند هزار کیلومتر است در مدت یک چشم به هم زدن آورد .

می گوید : وقتی آصف بن برخیا ، تخت ملکه بالقیس را از سبا نزد سلیمان آورد ، چرا عثمان نتواند یک ختم قرآن در یک رکعت بخواند یا هزار رکعت نماز بخواند .

در هر حال به این صورت می خواهد پاسخ آقایان سلفی را بدهد . در صفحات بعد هم مطالب دیگری بیان کرده و تصریح کرده که چنین چیز هایی ممکن است ، که به علت کمبود وقت نمی توانیم همه آن ها را بیان کنیم .

البته همان طور که گفتم ما این مسائل را فقط در مورد اهل بیت (علیهم السلام) قبول داریم و در مورد بقیه اصلا نمی پذیریم و همه آن ها را دروغ و تهمت و افتراء می دانیم و فضیلت تراشی برای آن افراد است . اما برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و امام زین العابدین (علیه السلام) ، در منابع اهل سنت و هم در منابع شیعه ثابت شده است که آن ها روزی هزار رکعت نماز می توانستند بخوانند و امکان پذیر است . اما این که در یک رکعت ، یک ختم قرآن کنند ، به عقل آقایان وهابی جور در نمی آید.

مجری :

از چند منبع فارسی زبان هم دیدیم که چه مطالبی را ذکر کرده بودند که بعضی از آن ها بر همان آقای پارچه فروش منافق و خود فروش منطبق است . شاید در ماه مبارک رمضان برنامه ندارند ،‌ مشغول همان کار ها باشند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای ربانی از سقز ـ اهل سنت

ما اهل سنت واقعا نمی دانیم که ابن تیمیه از کجا در آمد . ما چند سالی است که ایشان را شناختیم. واقعا نمی دانیم که ایشان چه بغضی با حضرت علی (علیه السلام) دارد که در جایی از کتابش خیلی شیفته معاویه است . در صورتی که حضرت علی (علیه السلام) کجا و معاویه کجا ؟ اصلا قابل مقایسه نیستند .

چند سؤال داشتم . این که چطور امکان دارد که حضرت علی (علیه السلام) با ازدواج عمر و دخترشان ام کلثوم موافقت کردند . بنده فکر می کنم هیچ کس در میان صحابه از نظر ایمان ، به پای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) نمی رسد . گرچه ابوبکر به خاطر این که یار غار حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) بودند ، قابل احترام است .

استاد یزدانی :

آیا شما دختر هفت ساله دارید ؟ یا این که بزرگتر از هفت سال است .

بیننده :

بزرگ تر از هفت سال است .

استاد یزدانی :

اگر هفت ساله بودند ،‌شما حاضر بودید که دخترتان را به ازدواج یک پیرمرد پنجاه ساله در آورید ؟

بیننده :

اصلا و ابدا چنین کاری را نمی کردم . به همین دلیل است که برای بنده سؤال شده که چطور امیرالمؤمنین (علیه السلام) چنین کاری را کرده باشند .

استاد یزدانی :

چطور شما این کار را برای خودتان نمی پسندید ؛ اما برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می پسندید ؟

بیننده :

روایاتی می آورند که نشان می دهد این ازدواج انجام شده . اصلا جناب عمر چطور جرأت کرده به خواستگاری یک دختر هفت ساله رفته ؟

استاد یزدانی :

برای ما هم خیلی عجیب است . این مسأله از همان دروغ های شاخ داری است که قابل قبول نیست . بعد از آن دروغ های دیگری ساختند که عرق شرم از انسان جاری می شود و اصلا نمی تواند آن مطالب را در منابع اهل سنت بخواند . مثلا نقل کردند که نعوذ بالله امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دختر هفت ساله خودش را آرایش کرد و نزد خلیفه فرستاد تا خلیفه او را ببیند و خوشش بیاید . نعوذ بالله خلیفه هم دامن او را بالا زد ، دست زد و او را بوسید .

آیا شما حاضر هستید که دختر هفت ساله خود را نزد یک پیرمرد پنجاه ساله بفرستی و او به دخترتان دست درازی کند ؟

بیننده :

من این سؤال را از آقایان وهابی می پرسم که اگر این روش صحابه بوده ، چه روشی بوده ؟

استاد یزدانی :

این مطلب را علمای اهل سنت در منابع اهل سنت با سند صحیح نقل کردند . از جمله ابن حجر . آیا شما چنین چیزی را برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) یا برای خلیفه دوم می پذیرید ؟

بیننده :

نه بنده برای هیچ کس نمی پسندم .

استاد یزدانی :

پس این ها از دروغ هایی است که ساخته اند . اگر هم درست باشد و بر فرض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مجبور شده باشد که دخترش را به خلیفه دوم داده باشد ، همان طور که در قرآن کریم داریم که حضرت لوط (علیه السلام) به قوم لواط کارش می فرمودند : اگر شما واقعا مرد ازدواج هستید ، این ها دختران من هستند . با آن ها ازدواج کنید .

آیا بین حضرت لوط (علیه السلام) و قوم بدکار آن ها ، رابطه خوبی بود ؟

بیننده :

نه ، رابطه خوبی با هم نداشتند .

استاد یزدانی :

پس چرا آن حضرت می خواستند دختران خودش را به آن ها بدهد ؟ برای این که از یک فساد بزرگتری جلوگیری کند . بر فرض اگر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به حضرت لوط اقتدا کرده باشند و به خاطر یک فساد بزرگ تری این کار را انجام داده باشند ، اشکالی ندارد .

بنده به هیچ عنوان قبول ندارم ، چون این ازدواج هم به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) توهین است و هم به خلیفه دوم .

بیننده :

سؤال دوم این که ، آیا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) همسرانشان با هم بودند یا این که یکی بعد از دیگری بودند ؟

استاد یزدانی :

تا زمانی که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) در قید حیات بودند ، همسر دیگری نداشتند ، نه کنیز و نه همسر . بعد از آن حضرت ازدواج کردند . گاهی سه همسر ، گاهی چهار همسر را با هم داشتند ، این مسأله در آن زمان مشکلی نداشت .

خلاصه بحث امشب فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود که قطعی و ثابت است و شک و شبهه ای در آن نیست . شیعه و سنی آن را نقل کرده . روایات شیعه به قدری زیاد است که به حد استفاضه می رسد . اما آقایان سلفی و وهابی و ابن تیمیه و پیروانش ،‌این فضائل را در حق امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) انکار می کنند و شاگردانشان و خودشان همین فضائل را برای عثمان می پذیرند که این خود یک تناقض بزرگ است که این فضائل را در حق امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) قبول ندارند ؛ اما برای عثمان و بقیه صراحتا این مسأله را تکرار می کنند .

مجری :

از شما استاد عزیز و هم چنین شما بینندگان ارجمند تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان