کارشناس وهابی مدعی است که امیرمؤمنان علیه السلام علم غیب نداشت، اگر داشت، در شب شهادتش به مسجد نمی‌رفت ….

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش

تاریخ : ۰۵ / ۰۴ / ۹۵

مجری :

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، سلام عرض می کنیم . هم چنین ایام شهادت آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را خدمت همه شیعیان تسلیت عرض می نماییم . ان شاء الله در مراسم عزاداری که شرکت می کنید ، ما را از دعای خیرتان فراموش نفرمایید .

امشب هم با برنامه چالش به کارشناس استاد یزدانی عزیز در خدمت شما هستیم .

استاد یزدانی :

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض اداب دارم . بنده هم سالروز شهادت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را خدمت حضرت حجه بن الحسن المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) و هم چنین خدمت همه بینندگان عزیز تسلیت عرض می کنم . امیدوار هستم خداوند نام همه ما را در زمره عزاداران و شیعیان واقعی آن حضرت ثبت و ضبط فرماید و ما را در قیامت با آن حضرت محشور کند .

مجری :

کلیپ امشب برنامه چالش مرتبط به این ایام است که با هم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

کارشناسان وهابی :

حضرت علی علم غیب نداشت !!

اگر حضرت علی غیب می دانست ، قطعا مبادرت به ترک مدینه نمی کرد . بنابراین این ها دال بر این است که حضرت علی غیب نمی دانست . اگر غیب می دانست ، لااقل چهار نفر را همراه خود می برد در آن روزی که حضرت علی از طرف عبد الرحمن بن ملجم مرادی در روز رمضان در نماز صبح ضربه خورد و قبل از این که وارد مسجد شود . ابن ملجم در پشت در قایم شده بود ، نمی فهمید علی که چه کسی پشت در قایم شده که آن خنجر یا آن شمشیر زهر آلود به سر مبارک می زند و ایشان را به شهادت می رساند .

مجری :

کسانی که نام کارشناس را در این شبکه های وهابی ، بر روی خود انتخاب کرده اند ، ادعایی را در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و علم غیب ایشان مطرح کردند .

استاد یزدانی :

در حرف های این کارشناس وهابی نکته های مختلفی بود . از جمله این که ، وقتی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به شهادت رسید ، در محراب نبودند . که ما این مطلب را از منابع اهل سنت به صورت مفصل ثابت کردیم که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در محراب به شهادت رسیده و چه علمای قدیم اهل سنت و چه علمای امروزی اهل سنت مثل مولوی عبد الحمید ، امام جمعه یکی از مساجد زاهدان و رئیس دار العلوم زاهدان این قضیه را در جاهای مختلف در سخنرانی های خود گفته اند .

اما در بحث علم غیب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، این آقایان در مورد علم غیب مغالطه ای می کنند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) علم غیب دارد یا ندارد ؟

وقتی می گویند امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) علم غیب ندارد ، مقصودشان علم غیب استقلالی است که همه مسلمان ها این را به یقین می دانند که هیچ کس غیر از خداوند متعال ، علم غیب ندارد ، شکی در این مطلب نیست . آیات فراوانی در قرآن کریم داریم که علم غیب فقط از آن خداوند است و هیچ بنده ای حتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) علم غیب ندارد . اما چه علم غیبی ؟ علم غیب استقلالی که از خودش بداند در آینده چه اتفاقاتی رخ می دهد . یا در گذشته چه اتفاقاتی افتاده یا در حال حاضر در یک شهر دیگر مثلا خودش در مدینه روی منبر نشسته و در فسا و جاهای دیگر چه اتفاقاتی می افتد که بگوید : یا ساریه الجبل !!!؟

این علم غیب استقلالی را هیچ کس قبول ندارد و همه آن را نفی می کنند . اما علم غیبی که ما معتقدیم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و سایر ائمه و پیامبران (علیهم السلام) و هم چنین اولیای الهی به اندازه ظرفیت خودش داشته ، علم غیبی است که خداوند به برخی از بندگان خودش از طریق پیامبران یا ملائکه یا الهام یا هر راه دیگری عطا کرده و آن ها چیز هایی می دانند که بندگان عادی نمی دانند . اگر بخواهیم این مطلب را اثبات کنیم ، ساعت های فراوانی مطلب داریم .

شکی در این نیست که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) علم غیب داشته ؛‌ اما علم غیبی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به او خبر داده بوده. این که شما چه زمانی ، توسط چه کسی و چگونه به شهادت می رسد را می دانست ؛ چون پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) به او گفته بودند .

بنده این مطلب را از منابع اهل سنت که با سند های صحیح نقل شده ، نشان می دهم . از جمله در کتاب المستدرک علی الصحیحین آقای حاکم نیشابوری ، جلد ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۱۵۴ :

باب ذکر مقتل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) باصح الاسانید علی سبیل الاختصار:

حدثنی أبو الطیب محمد بن أحمد الذهلی ثنا جعفر بن أحمد بن نصر الحافظ ثنا إسماعیل بن موسى السدی ثنا شریک عن عثمان عن أبی زرعه عن زید بن وهب قال قدم على علی وفد من أهل البصره وفیهم رجل من الخوارج یقال له الجعد بن نعجه فحمد الله وأثنى علیه وصلى على النبی ص ثم قال اتق الله یا علی فإنک میت فقال علی لا ولکنی مقتول ضربه على هذا تخضب هذه قال وأشار علی إلى رأسه ولحیته بیده قضاء مقضی وعهد معهود ….

روایاتی در باب مقتل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) با صحیح ترین سندهای ممکن به صورت مختصر

روایتی بیان می کند که قطعا صحیح ترین سند را دارد :

شخصی از خوارج ، جعد بن نعجه ، نزد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آمد و بعد از حمد و ثنای الهی و صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) ، خطاب به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جسارت کرد و گفت : یا علی ! از خدا بترس که تو از دنیا خواهی رفت . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : من با مرگ طبیعی از دنیا نمی روم . من با ضربه ای که بر سرم می خورد و ریش من با خون سرم خضاب می شود .

پس امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می دانسته که به شهادت می رسد ، چگونه به شهادت می رسد و شمشیر به کجای سرش می خورد و خون ریش آن حضرت را خضاب می کند .

در صفحه قبل روایت دیگری را نقل می کند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) این علم غیب را از کجا داشته ؟

عن حیان الأسدی سمعت علیا یقول قال لی رسول الله ص إن الأمه ستغدر بک بعدی وأنت تعیش على ملتی وتقتل على سنتی من أحبک أحبنی ومن أبغضک أبغضنی وإن هذه ستخضب من هذا یعنی لحیته من رأسه .

صحیح .

چقدر این روایت دردناک است و چقدر مظلومیت رسول الله (صلی الله علیه وآله) و مظلومیت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به وضوح نشان می دهد .

از حیان اسدی نقل شده که از علی بن ابیطالب (علیه السلام) شنیدم که گفت : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به من فرمودند : امت بعد از من در باره تو حیله خواهند کرد .

پیامبر (صلی الله علیه وآله) همه این مطالب را می داند ؛ اما نمی تواند با آن امتی که حیله گر هستند ، نمی توانند برخورد کنند .

اما تو از اهل ملت من هستی ( نعوذ بالله مرتد نمی شویی و راه کج را نمی روی ) و تو در راه سنت من به شهادت می رسی . هر کس تو را دوست دارد ، مرا دوست دارد و هر کس با تو دشمنی کند ،‌ با من دشمنی کرده .

آن هایی که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگیدند ، در حقیقت با پیامبر (صلی الله علیه وآله) و خداوند متعال جنگیدند .

پیامبر (صلی الله علیه وآله) به ریش آن حضرت اشاره می کنند و می فرمایند : محاسن و ریش مبارک شما با خون سرتان خضاب خواهند شد .

این علم غیبی است که خداوند به پیامبرش داده و پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) این نکته را فرمودند .

 آقای حاکم نیشابوری گفتند که سند روایت صحیح است.

آقای ذهبی هم در پاورقی می گوید :

صحیح

سند روایت صحیح است .

حاکم نیشابوری ، المستدرک ، ج ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۱۵۳ و ۱۵۴

این دو بزرگ از بزرگان اهل سنت این روایت را تصحیح می کنند . پس امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می دانستند که در کجا به شهادت می رسند و باید شهید شوند . اگر به این صورت به شهادت نرسند ، نعوذ بالله تکذیب پیامبر (صلی الله علیه وآله) است و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم خلاف امر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عمل نمی کنند و به همان صورت به شهادت رسیدند .

جالب است که حتی وهابی ها هم این روایت را تصحیح کرده اند . در کتاب سلسله الاحادیث الصحیحه ، تألیف ناصر الدین البانی ، جلد ۴ ، چاپ مکتبه المعارف ریاض ، صفحه ۳۲۴ ، روایت ۱۷۴۳ :

۱۷۴۳ . یا ابا تراب ! ألا أحدثکما بأشقى الناس رجلین قلنا بلى یا رسول الله قال أحیمر ثمود الذی عقر الناقه والذی یضر بک یا علی على هذه یعنی قرنه حتى تبتل هذه من الدم یعنی لحیته

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) نقل می کنند که فرمودند : ای ابوتراب ! آیا می خواهی از بین دو مرد شقی ، شقی ترین آن دو را به تو معرفی کنم . گفتم : بله یارسول الله ! فرمودند : اولین آن ها ، شخصی از قوم ثمود بود که ناقه حضرت صالح (علیه السلام) را پی کرد و او را کشت .

ناقه حضرت صالح ،‌ یکی از معجزات خدا بود که تمام مردم با چشم خود دیده بودند که از میان کوه خارج شد و معجزاتی از او سر زد که در قرآن بیان شده . با این حال شخصی از قوم ثمود ، که خود قرآن هم او را شقی ترین فرد از میان قوم ثمود معرفی کرده .

إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا (۱۲) فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَهَ اللَّهِ وَسُقْیَاهَا . شمس / ۱۲ و ۱۳

در این جا خداوند به صراحت کشنده ناقه حضرت صالح را ، شقی ترین فرد از قوم ثمود نام می برد . پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم در این روایت بین کشنده ناقه حضرت صالح و قاتل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مقایسه می کند و می فرماید :

کسی که بر فرق تو ضربه می زند و ریشت را با خون فرقت خضاب می کند .

البانی ، سلسله الاحادیث الصحیحه ، ج ۴ ، چاپ ریاض ، ص ۳۲۴ ، ح ۱۷۴۳

یعنی کسی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به شهادت رسانده ، از کسی که ناقه صالح را پی کرد و معجزه بزرگ خداوند را از بین برد ، شقی تر و بدبخت تر است . در این جا پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) خبر می دهد که شقی ترین اشقیاء به این صورت که با شمشیر بر فرق آن حضرت می زند و از خون فرقش ، محاسن مبارکش خضاب شده .

آقای البانی این روایت را در کتابش تصحیح کرده و تک تک کسانی را که این روایت را هم تصحیح کرده اند را در پاورقی بیان میکند .

در روایت دیگری می گوید :

اشقی الاولین عاقر الناقه ، واشقی الآخرین الذی یطعنک یا علی واشار الی حیث یطعن .

 اشقی ترین اولین ،‌کسی بود که ناقه حضرت صالح را پی کرد و شقی ترین قوم آخرین ، کسی است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به شهادت می رساند و پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم به چگونگی شهادت ایشان ، اشاره می کند .

البانی ،‌سلسله الاحادیث ، ج ۳ ، ح ۱۰۸۸

پس بنابر این ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) می دانست که شهید می شود . این ها روایاتی بود که در منابع اهل سنت وجود داشت . در منابع شیعه هم روایات فراوانی داریم به خصوص در کتاب خصائص الائمه ، تألیف سید رضی (ره) ، نقل شده :

فقال : أنی مقتول لو قد أصبحت فجاء مؤذنه بالصلاه فمشى قلیلا فقالت ابنته زینب یا أمیر المؤمنین مر جعده ( ۱ )یصلی بالناس فقال : لا مفر من الأجل ثم خرج ( ۲ ) .

وفی حدیث آخر قال :

جعل علیه السلام یعاود مضجعه فلا ینام ، ثم یعاود النظر فی السماء ، ویقول : والله ما کذبت ولا کذبت ، وإنها للیله التی وعدت . فلما طلع الفجر شد إزاره وهو یقول :

اشدد حیازیمک للموت * فإن الموت لاقیکا

ولا تجزع من الموت * وإن حل بوادیک وخرج علیه السلام . فلما ضربه ابن ملجم – لعنه الله – قال : فزت ورب الکعبه . . . وکان من أمره ما کان صلوات الله علیه ( ۳ )

در شبی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می خواست وارد مسجد شود ،‌می دانست که به شهادت می رسد و در آن شب خودشان خبر می دادند که من امشب به شهادت می رسم .

در روایت دیگر است که می فرماید :

آن شب که به شهادت رسید ، از رختخواب بیرون می آمد و به طرف آسمان نگاه می کرد و می فرمودند : امشب ، همان شبی است که به من وعده داده شده . تا طلوع فجر که کمربندش را بست و شعری را زمزمه می فرمودند . از خانه خارج شدند و به مسجد آمدند و با ضربه ابن ملجم (لعنه الله علیه ) گفتند : فزت و رب الکعبه …

سید رضی (ره) ، خصائص الائمه ، ص ۶۳

پس در کتاب های شیعه و سنی آمده که حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از شهادت خود خبر داشت و می دانست که به دست چه کسی به شهادت می رسد و حتی آن شخص را بیدار کرد .

مجری :

تا این جا ، مطلبی را که وهابیت به عنوان شبهه بیان می کنند ، طبق کتب اهل سنت و طبق روایاتی که خود وهابیت هم قبول دارند ، مثل البانی وهابی تصحیح کرده اند ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از شهادت خودشان و حتی کیفیت آن خبر داشتند و وجود نازنین پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) به ایشان خبر داده بودند . در این صورت جایی برای اشکال باقی نمی ماند و اگر بخواهند اشکال بگیرند ، طبیعتا باید خودشان پاسخگوی این شبهه و اشکال باشند .

استاد یزدانی :

اما این که آیا این کار امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که می دانست به شهادت می رسند و با این حال به مسجد رفت ، خودکشی است یا نیست . ما از این موارد روایات با سند صحیح داریم که ائمه ما می دانستند چه زمانی و به دست چه کسی به شهادت می رسند . به خصوص برای امام رضا(علیه السلام) با سند صحیح داریم که فرمودند : انی مقتول .

اما رفتن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به سوی مسجد ، آیا خود کشی بود یا نبود ؟ طبق روایاتی که در منابع شیعه و سنی داریم ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) به آن حضرت خبر داده بودند که تو شهید می شوی و آن حضرت به استقبال شهادت رفتند ، نه این که نعوذ بالله خود کشی باشد .

ما از این نمونه ها بسیار زیاد داریم که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به بعضی از اصحابش بشارت شهادت می دادند و بعضی از آن ها به استقبال شهادت می رفتند نه این که فرار کنند و بگویند اگر شما گفتید به شهادت می رسید و من بیایم ، خودکشی باشد . نه اینطور نبود . این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به آن ها بشارت می دادند که تو شهید می شویی ، خیلی هم خوشحال می شدند و در آن جنگ حتما شرکت می کردند .

نمونه این افراد عمرو بن جموح از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) در جنگ بدر و در عقبه بوده و از انصار است . به خاطر این که پایش لنگ بود ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) به او فرمودند : در این جنگ شرکت نکن ، ضرورتی ندارد که بیایی . عمرو جواب جالبی داد که فکر می کنم همین یک روایت برای اثبات این که به استقبال شهادت رفتن ، با خودکشی تفاوت اساسی دارد ، کفایت می کند .

کتاب الاستیعاب فی اسماء الاصحاب ، تألیف ابن عبد البر ، جلد ۲ ، چاپ دارالفکر ، صفحه ۸۹ در شرح حال عمرو بن الجموح :

عمرو بن الجموح بن زید بن حرام بن کعب بن غنم بن کعب بن سلمه الأنصارى السلمى من بنى جشم بن الخزرج شهد العقبه ثم شهد بدرا وقتل یوم أحد شهیدا ودفن هو وعبد الله بن عمرو بن حرام فى قبر واحد وکانا صهرین وکان عمرو بن الجموح أعرج فقیل له یوم أحد والله ما علیک من حرج لأنک أعرج فأخذ سلاحه وولى وقال والله إنى لأرجو أن أطأ بعرجتى هذه فى الجنه فلما ولى أقبل على القبله وقال اللهم ارزقنى الشهاده ولا تردنى إلى أهلى خائبا …

عمرو بن جموح بن زید بن حرام از اصحاب بدر بوده و در روز احد به شهادت رسیده و او و عمرو بن حرام ، پسر برادرش در یک قبر دفن شدند . هر دو داماد یک نفر بودند . عمرو لنگ بود و پایش درد می کرد . به او گفته شد که ضرورتی ندارد به جهاد بیایی و لازم نیست که به جنگ بیایی . سلاح خود را برداشت و به آن ها پشت کرد و گفت : به خدا قسم ، من دوست دارم که با پای لنگ وارد بهشت شوم و در آن جا قدم بزنم . سپس رو به قبله کرد و گفت : خدایا شهادت را روزی من کن و من را نزد خانواده ام سرافکنده نکن .

در روایات دیگر داریم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به او خبر داد که عمرو بن جموح کار نداشته باشید . عمرو عاشق شهادت است و به شهادت عشق می ورزد . ایشان از شهادت خود در جنگ احد خبر داشت . به نظر وهابی جماعت و کسانی که عقل ندارند و دشمن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هستند ، باید عمرو بن جموح نعوذ بالله ، خودکشی کرده باشد . در حالی که این گونه نیست و او از شهادت استقبال کرد . اشخاصی هستند که در راه خدا جان می دهند ، جان دادن در راه خدا با خود کشی تفاوت اساسی دارد . کسی جان خود را در راه خدا بدهد ، می داند که کشته می شود و کشته شود ، نه تنها اجرش کم نمی شود ؛ بلکه بیشتر می شود . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) همین طور بود ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) به ایشان گفته بود که شهید می شویی و آن حضرت هم طبق سخنی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به او گفته بود ، قضا و قدر الهی را پذیرفت .

جالب است که در همان روایتی که علمای شیعه نقل کردند :

فقال : أنی مقتول لو قد أصبحت فجاء مؤذنه بالصلاه فمشى قلیلا فقالت ابنته زینب یا أمیر المؤمنین مر جعده یصلی بالناس فقال : لا مفر من الأجل ثم خرج .

 حضرت زینب (سلام الله علیها) نزد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آمدند و فرمودند : امروز به جعد بگو که برای مردم نماز بخواند و شما نروید . حضرت فرمودند : من از اجل نمی توانم فرار کنم . سپس از خانه خارج شدند .

سید رضی (ره) ، خصائص الائمه ، ص ۶۳

قضا و قدر الهی قبلا محقق شده و پیامبر (صلی الله علیه وآله ) خبر داده و این علم غیب من که می دانم به شهادت می رسم ، نمی توانم قضا و قدر الهی را تغییر دهم و به این صورت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به استقبال شهادت رفتند و جان خود را در محراب در راه خدا دادند .

مجری :

می تواند ناظر به همان سخنی است که از خود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده که ” لایمکن الفرار من حکومتک ” . تأسف بار این است که نام عده ای تروریست را وهابی ها شهید می نامند و این عمل متناقض آن است .

تماس بینندگان

بیننده : آقای قلخانی از ورامین ـ شیعه

سؤال بنده در مورد جنگ خیبر است . زمانی که مولا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) درب خیبر را از جا می کند ، فرمانده یهودی هایی که در آن جا بود ، گفت : اصلا امکان ندارد که کسی بتواند در قلعه را از جا بکند .

طبق گفته پیشینیانشان و کتاب یهودی ها ، فقط یک شخص به نام دیدا است که می تواند چنین کاری انجام دهد . وقتی تحقیق می کنند ، می بینند که دیدا همان حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . بنده می خواستم بدانم این مطلب تا چه اندازه صحت دارد ؟

نکته بعد ، در مورد علم لدنی و پیش گویی های آن حضرت در مورد افراد مختلف است که خواهش می کنم در این زمینه صحبت کنید تا روشنگری شود .

نکته سوم این که ، آیا کسی بعد از حضرت بوده که فضائل و شجاعت ایشان را داشته باشد ؟

استاد یزدانی :

بنده تا به حال چنین روایتی را ندیدم و روی آن کار نکردم . الان هم که جستجو زدم ، چنین مطلبی را پیدا نکردم . یهود پیش بینی کرده باشد یا نکرده باشد ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آن درب را از جا کند .

در مورد علم لدنی ، ما در منابع اهل سنت ، روایاتی با سند صحیح داریم که علم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را نشان می دهد .

در کتاب مسند احمد بن حنبل ، با تحقیق محمد احمد شاکر ، جلد ۲ ، صفحه ۳۴۴ :

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا وَکِیعٌ عن شَرِیکٍ عن أبی إِسْحَاقَ عن هُبَیْرَهَ خَطَبَنَا الْحَسَنُ بن عَلِىٍّ رضی الله عنه فقال لقد فرقکم رَجُلٌ بِالأَمْسِ لم یَسْبِقْهُ الأَوَّلُونَ بِعَلْمٍ وَلاَ یُدْرِکُهُ الآخِرُونَ کان رسول اللَّهِ ص یَبْعَثُهُ بِالرَّایَهِ جِبْرِیلُ عن یَمِینِهِ وَمِیکَائِیلُ عن شِمَالِهِ لاَ یَنْصَرِفُ حتى یُفْتَحَ له

امام حسن (علیه السلام) روز بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرماید : دیشب مردی از میان شما رفت که هیچ کس در گذشته به علم او نمی رسد .

این مطلب شامل همه ، جز پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) می شود که آن حضرت تخصصا خارج است . تمام خلایق تا قبل از این به علم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نمی رسد .

آن هایی هم که در آینده می آیند ، به علم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نمی رسند. وقتی پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) او را به جنگ می فرستاد ،‌ جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ ، خادمان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بودند .

بحث “سلونی قبل ان تفقدونی” که غیر از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و ائمه معصومین ما ، هیچ کس نتوانسته ادعا کند . البته اشخاصی مثل شافعی ادعا کردند که همان جا جوابشان را گرفته اند .

در مورد این که کسی همتراز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آمده ، همین روایت می تواند پاسخش باشد که همتراز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هرگز نخواهد آمد .

بیننده : محمد از زاهدان ـ اهل سنت

شما می گویید که حضرت علی (علیه السلام) می دانسته که شهید می شود . مگر ایشان علم غیب داشته ؟

مجری :

موضوع برنامه در همین مورد است و استاد یزدانی ، در این خصوص توضیحات مفصلی را بیان کردند .

بیننده :

بنده توضیحات ایشان را نشنیدم ؛‌ اما من این قضیه را اصلا قبول ندارم . علم غیب مخصوص خداوند است ، مخصوص انسان ها نیست .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! این همه علم غیبی که در قرآن کریم برای غیر خداوند آمده ، چه می کنید ؟

بیننده :

برای چه کسی آمده ؟

استاد یزدانی :

آصف بن برخیا ، به نص صریح قرآن کریم با یک چشم به هم زدن ، تخت ب       لقیس را از صبا به فلسطین آورد . حال ایشان از چه طریقی این کار را کرد ؟ به نظر شما این داستان در قرآن هست یا نیست؟

بیننده :

من با قرآن آشنا نیستم .

استاد یزدانی :

شما اگر یک دور قرآن را بخوانی ، با آن آشنا می شویی و صد ها آیه پیدا می کنید که پیامبران علم غیب داشتند . آیه ۴۹ از سوره آل عمران است که حضرت عیسی (علیه السلام) صراحتا می فرماید :

وَأُنَبِّئُکُمْ بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآَیَهً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِین . آل عمران /۴۹

من از خانه های شما خبر می دهم .

حضرت عیسی (علیه السلام) چطور خبر داشتند که چه می خورند ؟ به نظر شما این علم غیب است یا چیز دیگری ؟

بیننده :

این وحی است .

استاد یزدانی :

ما هم همین را می گوییم که علم غیب برای خدا است و خداوند این علم را به هر کسی که دوست داشت به اندازه ظرفیتش می دهد . به حضرت عیسی داد . به عاصف بن برخیا ، پسر خاله حضرت سلیمان که یک انسان عادی و جانشین حضرت سلیمان است ، هم داد . در زمان حضرت سلیمان خداوند قدرتی به ایشان می دهد که می گوید :

قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ أَنَا آَتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ … نمل / ۴۰

قبل از این که پلک بزنی ،‌ من تخت بالقیس را می آورم .

این نص صریح قرآن کریم می باشد . همه این ها نیاز به علم غیب و قدرت الهی دارد . فقط کار خداوند است که چنین کاری انجام دهد ؛ اما خداوند این قدرت را به بندگان خاص خود داده .

بیننده : مهدی از بروجرد ـ شیعه

ایام غمبار شهادت ابر مرد تاریخ را به همه شیعیان تسلیت عرض می کنم .

خدمت همه عزیزانی که در مورد علم لدنی سؤال دارند ، باید بگویم که علم لدنی در انسان های عادی و بزرگانی که در عصر خودمان بودند ، مثل حضرت آیت الله بهجت (ره) ، آیت الله بروجردی (ره) ، حضرت امام خمینی (ره) وجود دارد که برکت هایی از جانب خداوند عالم داشتند .

اما به نظر من علم لدنی اهل بیت (علیهم السلام) بالاتر از این مسائل و حرف ها بوده . منتهی در لحظه شهادت ، از علم لدنی که داشتند ، استفاده نمی کردند ؛ چون اگر تا آن لحظه آخر علم لدنی را داشتند ، موظف می شدند که از کشتن خودشان جلوگیری کنند . البته قضیه امام حسین (علیه السلام) در کربلا و هم چنین امام رضا (علیه السلام) فرق می کند ؛ چون جز آن ها نمی توانستند کاری انجام دهد . ولی در مورد بقیه ائمه (علیهم السلام) این طور نیست ؛ چون آن ها در لحظه آخر شهادت ، از علم لدنی خود استفاده نمی کردند .

اما سؤالی که بنده از خدمت حضرت استاد داشتم ، این است که در جنگ صفین بعد از قضیه حکمیت که به الاجبار بر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تحمیل شد ، آیا باز هم قراردادی داشتند که حکومت اسلامی را تقسیم کردند . حضرت علی (علیه السلام) کوفه را اداره کردند و معاویه شام را .

سؤال دوم در مورد خلافت است که بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) دوازده خلیفه می آیند و وصی ایشان می شود . این دوازده خلیفه حاکی از همین دوازده امام ما است ؛ اما بنده می خواهم بدانم که مقام امامتی که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و سایر ائمه (علیهم السلام) داده اند ، در کجا آمده و اگر امکان دارد سند آن را بیان نمایید .

استاد یزدانی :

در خصوص نکته اول ایشان ، این که آن حضرات از علم غیب در مسائل شخصی استفاده نمی کنند را قبول داریم ، اما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می دانست که در آن لحظه به شهادت می رسند و از طرف دیگر می دانستند که خداوند تقدیر را همین قرار داده . وقتی می داند تقدیر همین است ،‌ نمی توانند از قضا و قدر الهی فرار کنند و باید طبق قضا و قدر الهی عمل کنند . به نحویی هم حرف بیننده عزیز درست است که از علم غیب خود نمی توانست در آن جا استفاده کند که چون من می دانم ، نباید بروم . نه ، اتفاقا می دانست که باید حتما برود ؛ چون قضا و قدر الهی از قبل نوشته شده بود ، همین روایتی که از سید رضی (ره) خواندم .

در مورد سؤال دوم ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) اصلا حکمیت را نپذیرفت و آن جا شرط کرد ، اگر حکم بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله ) باشد ، من می پذیرم . اگر غیر از این باشد ، نمی پذیرم و اصلا هم حکمیت را نپذیرفت . حکومت معاویه ، حکومت غاصبانه بود که امام حسن (علیه السلام) با او جنگید ؛ اما به خاطر این که خون مردم حفظ شود ، صلح کردند .

در خصوص این که چطور باید ثابت کنیم که ائمه معصومین (علیهم السلام) مقام امامت را دارند ، وقتی امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) ثابت شود ، به راحتی امامت ، امامان بعدی هم ثابت می شود . ما روایت از خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دارند که نام ائمه را می شمارد . روایت از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) داریم که نام ائمه بعد از خود را بیان می کنند و این که به امام حسن (علیه السلام) وصیت کردند و امام حسن (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) وصیت کردند و امام حسین (علیه السلام) به فرزندانشان توصیه کردند .

ما در سایت مقاله ای با عنوان چهل حدیث پیرامون امامت که در آن جا به صورت مفصل این روایات را آورده ایم .

بیننده : محمد از بوشهر ـ شیعه

بنده پیرو فرمایشاتی که حضرت استاد بیان فرمودند ، چند نکته به ذهنم متواتر شد که از استاد یزدانی تقاضا دارم اگر ایرادی در بین سخنانم بود ،‌اصلاح بفرمایید .

نکته اول ، استاد یزدانی در مورد ناقه حضرت صالح (علیه السلام) و این که پی کننده آن ناقه از اشقیاء هستند ، صحبت کردند . در آیات دیگر است که وقتی این شتر پی شد ، به مردم سه روز مهلت داد و بعد از سه روز عذاب الهی بر آن ها نازل شد . اگر ما بخواهیم میان این قضیه و قضیه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ارتباطی بر قرار کنیم ، یکی از آیات است که آن حضرت را به صالح المؤمنین ، تشبیه شدند و می توان این طور گفت که وقتی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از ابن ملجم شقی ضربت خوردند و در بستر شهادت قرار گرفتند ، نفرینی کردند که شخصی مانند حجاج بن یوسف بر مردم حاکم شد و بلایی بدتر از عذابی بود که بر قوم ثمود نازل شد .

به نظر شما استاد یزدانی می توان به این صورت میان این دو قضیه ارتباط بر قرار کرد ؟

استاد یزدانی :

می تواند مصداق عذاب مردم کوفه ، حجاج باشد . اما مردم کوفه آن هایی که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگیدند تا به امروز ، روی خوش زندگی را ندیده اند . چون خود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نفرین کردند که این مردم را گرفتار بدتر از من کند .

البته این را هم بگویم که حضرت صالح (علیه السلام ) با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) قابل مقایسه نیستند ، هر چند که پیامبر خدا است ؛ اما مقام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بالاتر از مقام حضرت صالح و موسی و ابراهیم … است و می توانیم این قضیه را ثابت کنیم .

بیننده : محمد از کرمانشاه ـ اهل سنت

بنده می خواستم چند نکته را بیان کنم . اول این که ، همان طور که رهبر انقلاب فرمودند : هیچ کس حق ندارد که به مقدسات اهل سنت توهین کند . این را بنده جهت یاد آوری خدمت شما عرض می کنم ؛ حتی همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند ، توهین به زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) توهین به خود پیامبر (صلی الله علیه وآله) است . اما با این وجود ، خیلی وقت ها شنیده می شود که در شبکه ولایت به حضرت عایشه توهین می شود .

مجری :

امکان دارد که بفرمایید ما در کجا توهین کرده ایم ؟ یک نمونه از آن را بیان کنید . شما اگر بخواهید کلی تهمت بزنید ، ما اجازه صحبت به شما را نمی دهیم ؛‌اما اگر بگویید فلان برنامه در فلان ساعت فلان مطلب را علیه عایشه بیان کرده ، ما پاسخ می دهیم .

بیننده :

شما برنامه های زیادی پخش می کنید ، بنده آن مطلب را یادداشت نکردم .

مجری :

اگر نام برنامه را در خاطر ندارید ، موردی را که ما توهین کردیم ، بیان کنید .

بیننده :

بنده برنامه های شما را دنبال می کنم که خود حضرتعالی ، وقتی خصوصیات خلفای راشدین مطرح می شود ، اصلا فضائل این ها را بیان نمی کنید و حاشیه می روید .

استاد یزدانی :

شما حرف را تغییر دادید ، ما شبکه ولایت را برای بیان فضائل ابوبکر و عمر و عایشه ، تأسیس نکردیم . شما گفتید توهین کردید . اگر امکان دارد ، مصداق توهین را برای ما بیان کنید . قرار نیست که ما از پول شیعیان و پول امام زمان (علیه السلام) شبکه تأسیس کنیم و فضائل ابوبکر و عمر را بگوییم . مقام معظم رهبری هم نفرمودند که فضیلت این ها را بگویید . گفتند : اهانت نکنید .

بارها استاد ما گفته اند که توهین به مقدسات اهل سنت ، گناهی نابخشودنی است . این شعار شبکه ولایت است . شما یک مورد پیدا کنید یا این که یک فضیلت صحیح از این آقایان بگویید که ما در شبکه بیان کنیم .

مجری :

در ضمن شما ابتدا فرمودند توهین به همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) کردید و بعد از آن به سراغ فضائل خلفا رفتید . اول بحث همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) حل و فصل شود و بعد از آن به سراغ فضائل هم می رویم .

حال شما ادعا کردید که به همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) اهانت شده ، یک مورد را بیان کنید.

بیننده :

وقتی شما می گویید که عایشه با حضرت علی جنگیده و هر کس که با حضرت علی جنگیده ، اهل بهشت نیستند ، این خود توهین نیست ؟!! در صورتی که این اختلافی بوده که اتفاق افتاده .

استاد یزدانی :

تمام اهل سنت بر این قضیه اجماع دارند که در این جنگ حق با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : حرب لمن حاربکم . بنده سند صحیح به شما نشان می دهم که ” هر کس با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بجنگد ، با پیامبر (صلی الله علیه وآله) جنگیده . هم چنین سند صحیح داریم که عایشه برای جنگ با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) رفته بود .

این که اهانت نیست ، بیان حقایق است . این توصیه همه مراجع ما است که حقایق را مؤدبانه بیان کنید ؛ اما توهین نکنید . کجای این قضیه توهین است ؟

شما یا قبول کنید که ما توهین کردیم یا این که یک مصداق توهین بیان کنید . وگرنه نکته بعد را در خدمت شما نیستیم .

بیننده :

بنده با گوش های خودم شنیدم . این طور نبوده که مستقیم فحش دهید ، همین که احادیث ضعیفی را بیان می کنید ، کفایت می کند .

استاد یزدانی :

ما هر شب برنامه داریم . مورد توهین را بگویید که در فلان برنامه ، فلان مطلب را گفتید . ما پاسخگوی شما هستیم . اما این که عایشه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگیده که بنده مقصر نیستم . در این شکی نیست که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : جنگ با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگ با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است . حتی خود علمای اهل سنت هم تصریح کرده اند که در این جنگ ، حق با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است .

مجری :

خیلی عجیب است که این بیننده عزیز ادعا کردند که اهانت های متعدد به همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله ) شده ؛‌ اما حتی یک نمونه نتوانستند بیان کنند .

استاد یزدانی :

روایت پیامبر (صلی الله علیه وآله) در کتاب صحیح جامع الصغیر ، تألیف ناصر الدین البانی ، جلد اول ، روایت ۱۴۶۲ :

انا حرب لمن حاربتم وسلم لمن سالمتم (حسن )

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خطاب به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیه وآله) می فرمایند : هر کس با شما بجنگد ، من با آن ها می جنگم ….

این روایتی است که وهابی ها تصحیح کردند . در این صورت آقای البانی هم توهین کرده .

در مورد این که علمای اهل سنت در قضیه جنگ جمل حق را به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دادند ، یکی دو مورد نشان دهم .

از جمله آقای نووی در شرح صحیح مسلم ، جلد ۱۸ ، صفحه ۱۶ می گوید :

وکان علی رضی الله عنه هو المحق المصیب فی تلک الحروب ، هذا مذهب اهل السنه …

این عالم شیعه نیست ،‌ آقای نووی بزرگترین فقیه تاریخ شافعی ها است . کتاب المجموع هم بهترین و مفصل ترین کتاب فقهی شافعی ها است که می گوید :

 در این جنگ ها حق با علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده ، این مذهب اهل سنت است .

نووی ، شرح صحیح مسلم ، ج ۱۸ ، ص ۱۶

بنده نظر آقای نووی را در این جا بخوانم ، توهین محسوب می شود !!!! این ها تعصبات شما آقایان است . توهین نیست ؛ بلکه بیان حقائق برای روشن شدن راه است و برای همه ما لازم و واجب می باشد . هیچ کس توهین نمی داند ، جز آقایانی که جوابی در مقابل این مطالب ندارند .

مجری :

از شما استاد یزدانی و شما بینندگان عزیز و ارجمند تشکر و قدر دانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .