آل الشیخ، مفتی اعظم عربستان مدعی است که یزید امیرمؤمنان و حکومتش مشروع بود… و مدعی است با این که پیامبر صلی الله علیه واله معاویه را امام اهل نار و پیشوای گروه باغی نامیده، او امام عادل و از اصحاب است….

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش

تاریخ : ۱۲ / ۰۴ / ۹۵

مجری :

سلام و درود به شما بینندگان شبکه جهانی ولایت . با برنامه ای دیگر از برنامه های چالش در خدمت شما خواهیم بود . شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان است که بسیاری از علما و بزرگان ما احیاء می گرفتند و احیا می گیرند . آن عزیزانی که امشب را به مراسم احیاء تشریف می برند ، ما را از دعای خود فراموش نکنند .

امشب افتخار داریم که در خدمت استاد و کارشناس عزیز ، استاد یزدانی باشیم .

استاد یزدانی :

بنده هم به نوبه خودم خدمت حضرتعالی و بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . هم چنین امشب را خدمت همه شیعیان تبریک عرض می کنم از این جهت که طبق گفته مورخین ، امشب شب به درک واصل شدن ابن ملجم مرادی است . امیدواریم که خداوند بر عذاب این شخص بیافزاید و هم چنین بر عذاب کسانی که از ابن ملجم طرفداری می کنند .

ان شاء الله خداوند ما را از شیعیان واقعی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) قرار دهد و دوستداران امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ما را از دعای خود فراموش نکنند .

مجری :

کلیپ امشب برنامه چالش با سایر برنامه ها تفاوت دارد . تفاوتش این است که کلیپ امشب از شخصیت تراز اول عالم وهابیت امروز است ، یعنی مفتی اعظم عربستان سعودی .

ببینیم این شخصیت اول عالم وهابیت در مقابل یک بیننده شیعه ای که شاید تخصصی در مسائل دینی ندارد ، چطور عاجز و ناتوان از پاسخ مانده است .

کلیپ ۱ ) :

مفتی آل الشیخ : بفرما

بیننده : من از شیخ جواب می خواهم و لطفا خودت را به بی خبری نزن . هر دفعه سؤال پرسیده ام ، خودت را به بی خبری زده ای و شیخ جواب نداده است .

مجری : چون سؤالات مغرضانه است و واقعی نیست . ای حسن یا عمر یا عابد .

بیننده : برادر عزیز الان سؤال من این است . دیدگاه و نظر شما در مورد خلیفه اموی یزید و کاری که در کربلا انجام داد ، چیست ؟

مفتی آل الشیخ : یزید بن معاویه امیرالمؤمنین است . مسلمانان بعد از وفات پدرش با وی بیعت شرعی کردند . مسلمانان بر بیعتش اتفاق نظر کردند و او خلیفه و امام مسلمانان است و شکی در آن نیست.

بیننده : الان ای شیخ ! نظر شما در مورد قولی که در مسند احمد و صحیح بخاری و همه آن ها کتاب ها آمده است که حکومت بعد از پیامبر سی سال است و بعد از آن پادشاهی شوم و سخت است و می گوید : حکومت برای طلقاء و فرزندان طلقاء جایز نیست ، چیست ؟

مجری : سؤالت واضح نیست ؟

بیننده : حدیثی از پیامبر (ص) است که می گوید حکومتی برای طلقاء و فرزندان طلقاء جایز نیست.

آل الشیخ : حدیث اصلی ندارد و صحیح نیست . معاویه صحابی جلیل و امام و اولین پادشاه اسلام است و پدرش ابوسفیان ، از بهترین صحابه است . همه این ها از بهترین صحابه هستند .

بیننده : احسنت ، پس آخرین سؤال من در این تماس ، آیا پیامبر (ص) نفرموده اند که گروه سرکش و باغی عمار را می کشند ؟ آیا معاوی باغی نیست ؟

آل الشیخ : نه ، معاویه امامی عادل است ، یاغی نیست .

بیننده : یعنی پیامبر (ص) دروغ می گوید ؟

آل الشیخ : معاویه امام عادل است ، اولین پادشاه اسلام است . کاتب وحی و خال المؤمنین است . درست نیست که در دلت بغض دشمنی معاویه و پسرش باشد . واجب است که او را دوست داشته باشیم ؛ چرا که او صحابی جلیل القدر است و با دارا بودن دیانت و امانت هم نشین پیامبر بوده است .

بیننده : یعنی پیامبر (ص) دروغ می گوید ؟

آل الشیخ : هرگز !

بیننده : چه طور یعنی ؟ عمار را معاویه کشت ،‌ معاویه باغی است .

آل الشیخ : هرگز !

بیننده : عمار را چه کسی کشت ؟ سؤال من این است ..

آل الشیخ : معاویه یک صحابی جلیل القدر است . هر کس معاویه را سب کند ، خطای بزرگی کرده است .

بیننده : سؤال من این است که عمار را چه کسی کشت ؟

آل الشیخ : ای برادرم ! تو معاویه را سب می کنی که او یک صحابی جلیل القدر است .

بیننده : چه کسی عمار را کشت ؟

آل الشیخ : این بحث را رها کن ، معاویه یک امام جلیل القدر است .

بیننده : فرار نکن ! چه کسی عمار را کشت ؟

مجری : ای دروغگوی حقیر برو گمشو !!!! جناب شیخ را به مقداری که تو لیاقتش را نداری به تو داد . چه طور می گویی او از جواب دادن به تو فرار کرد ؟ تو لیاقت تماس گرفتن و صحبت کردن و گوش دادن به صحبت های شیخ را نداری . با این تماس اقرار کردی که هر وقت به تو فرصت داده شده ، دهان کثیف و متعفنت را باز می کنی و چهره زشتت را نشان می دهی ، همان طور که شما روافض همیشه در فسق و کفرتان چنین هستید . مگر کسی که خدا به او رحم کند .

مجری :

عجز و درماندگی مفتی اعظم وهابیت را دیدید که نتوانست به یک بیننده ساده بزرگواری که با شبکه های دیگر هم تماس می گیرد ، جواب دهد و همه این شبکه وهابی عرب زبان از دست این بیننده عزیز ، به ستوه آمدند و نمی توانند به سؤال های این عزیز پاسخ دهند .

استاد یزدانی عزیز ! سؤالات این بیننده عزیز سه محور اصلی داشت . اولی ، در مورد یزید بود که آل الشیخ به حق ناصبی است و گفت : یزید ، امیرالمؤمنین است و بیعتش هم یک بیعت شرعی می باشد . در کلیپ های دیگری است که قبلا پخش شده و گفته : این امام حسین (علیه السلام) بود که خطا کرد و ان شاء الله خدا از گناه امام حسین (علیه السلام) بگذرد .

دومی ، در مورد خلافت طلقاء و فرزندان طلقاء بود که ان شاء الله توضیح خواهید داد و آل الشیخ گفت : معاویه صحابی جلیل القدر است و حق ندارید که این طور درباره او صحبت کنید .

محور سوم ،‌ در مورد حدیث فئه باغیه بود که در صحیح بخاری و کتاب های دیگر با سند معتبر و صحیح نقل شده و گفت : کاری به این حدیث نداشته باش ، معاویه صحابی است و حتی گفت : شما نباید بغض یزید را هم داشته باشید . یعنی این آل الشیخ است که نتوانست پاسخ دهد و فرار کرد .

این هم عجز و ناتوانی مفتی اعظم عربستان را نشان می داد و شما از این شبکه های وهابی فارسی زبان که خود را شاگردان امثال آل الشیخ می دانند ، نباید انتظاری داشت .

استاد یزدانی :

همان طور که شما فرمودید ، امروز آل الشیخ بزرگترین عالم جهان وهابیت است یعنی ایشان در بین تمام علمای حال حاضر عربستان سعودی از همه برتر است و مفتی اعظم عربستان سعودی به شمار می آید . حال تصور کنید که در مذهب شیعه مثلا در دوره ای مرجع تقلیدی که تک باشد . در زمان سید ابوالحسن اصفهانی یا آقای خوئی یا آیت الله بروجردی ، مراجع زیادی هست ؛ اما مثلا مرجع عام در آن زمان این اشخاص بودند .

آل الشیخ هم چنین شخصیتی هست . برنامه زنده دارد و تلفن ها را باز می گذارد و یک بیننده معمولی ، چنان آل الشیخ ، مفتی اعظم وهابیت را زمینگیر می کند که مجری مجبور می شود رکیک ترین فحش ها را بدهد و تماسش را قطع می کند .

گفتگوی ایشان سه محور داشت . بحث اول ایشان ، یزید بود که یزید امیرالمؤمنین است و ما حتی حق نداریم بغض یزید را در دل داشته باشیم . کسی که ناموس پیامبر (صلی الله علیه وآله) را اسیر کرده ، ناموس پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در کوفه و شام ، کوچه به کوچه و سر برهنه گردانده . ما نباید بغض این شخص را در دل داشته باشیم ؟؟؟!!!!

کسی که فرزند و نواده پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به شهادت رسانده ، ما نباید بغضش را در دل داشته باشیم ؟؟!!!

نعوذ بالله او امیرالمؤمنین است و پدرش برای او بیعت گرفته !!!

بنده نمی خواهم زیاد روی این موضوع مانور دهم ، فقط نظر دو تن از علمای اهل سنت را در مورد یزید بیان می کنم . آقای آلوسی که سلفی مذهب و متعصب است ؛ اما در کتابش انصاف را در این باره رعایت کرده .

در کتاب روح المعانی فی تفسیر قرآن العظیم ، تألیف آلوسی ، چاپ دار احیاء التراث العربی ،‌ جلد ۲۶ ، صفحه ۷۳ ، ابتدا نظر ابن جوزی را بیان می کند و می گوید :

من الأعتقادات العامه التی غلبت على جماعه منتسبین إلى السنه أن یقولوا : إن یزید کان على الصواب وأن الحسین رضی الله تعالى عنه أخطأ فی الخروج علیه ….

وأنا أقول : الذی یغلب على ظنی أن الخبیث لم یکن مصدقا برساله النبی صلى الله تعالى علیه وسلم وأن مجموع ما فعل مع أهل حرم الله تعالى وأهل نبیه علیه الصلاه والسلام وعترته الطیبین الطاهرین فی الحیاه وبعد الممات وما صدر منه من المخازی لیس بأضعف دلاله على عدم تصدیقه من إلقاء ورقه من المصحف الشریف فی قذر ….

وأنا أذهب إلى جواز لعن مثله على التعیین ….

فلعنه الله عز وجل علیهم أجمعین وعلى أنصارهم وأعوانهم وشیعتهم ومن مال إلیهم إلى یوم الدین …

عده ای از عوام که خود را سنی می دانند این طور گفتند : حق با یزید بود و امام حسین (علیه السلام) اشتباه کرد و نباید خروج می کرد .

همان حرفی که آل الشیخ دارد و کلیپ آن موجود است . همان حرفی که ابن تیمیه ، ابن کثیر ، ابوبکر بن عربی بغدادی ناصبی زده .

آقای آلوسی این مطلب را بیان می کند و بعد نظر خود را می گوید :

 نظر من این است که این خبیث (یزید ) اصلا مسلمان نبود . کارهایی که با اهل بیت و حرم پیامبر (صلی الله علیه وآله) انجام داده ،‌ بخش کوچکی از کار های او است .

نظر من این است که می شود یزید را به نام و مشخصا لعن کرد .

ما هم حرف آلوسی را گوش می دهیم و می گوییم : لعنت خدا بر یزید و آن هایی که از یزید طرفداری می کنند .

 پس لعنت خدا بر ابن سعد و ابن زیاد و انصار و عوان و پیروان یزید و لعنت خدا بر تمام کسانی که طرفدار یزید هستند تا روز قیامت .

آلوسی ، روح المعانی ، چاپ دار احیاء التراث العربی ، ج ۲۶ ، ص ۷۳

یعنی لعنت خدا بر آل الشیخ و تمام وهابیتی که از یزید پیروی می کنند . این نظر آقای آلوسی یکی از علمای بزرگ اهل سنت است که یا آل الشیخ را لعنت می کنید یا این که حرف آل الشیخ را می پذیرید.

اما نظر آقای ذهبی که در کتاب سیر اعلام النبلاء ، جلد ۴ ، صفحه ۳۷ به بعد :

وکان ناصبیا فظا غلیظا جلفا یتناول المسکر ویفعل المنکر افتتح دولته بمقتل الشهید الحسین واختتمها بواقعه الحره فمقته الناس ولم یبارک فی عمره …

یزید ، انسان ناصبی بود . او یک انسان تند خو و بد اخلاق و جلف بود ، شراب می خورد و کار های زشت انجام می داد . دولت خود را با شهادت امام حسین (علیه السلام) تأسیس کرد و آن را با قضیه حره و حمله به خانه خدا و حرم پیامبر (صلی الله علیه وآله) پایان داد . خداوند عمر او را مبارک نکرد .

در پاورقی ناصبی را معنا می کند :

من الناصبیه وهم المنافقون المتدینون ببغضه علی رضی الله عنه سموا بذلک لانهم تصبوا له وعادوا .

ناصبی کسی است که منافق است و بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دین خود قرار داده .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۴ ، ص ۳۷ به بعد

این نظر آقای ذهبی است که بیان کردیم . نظر آل الشیخ را هم شنیدیم که می گفت : یزید ، امیرالمؤمنین بود و ما نباید بغض او را داشته باشیم . به قول آقای آلوسی لعنت خدا بر یزید و همه پیروان یزید تا روز قیامت .

محور دوم ، بحث روایت فئه باغیه که در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده و حدیثی متفق علیه است و بالاترین درجه حدیث در نزد اهل سنت را دارد و هیچ راه فراری از این قضیه وجود ندارد .

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، چاپ دار ابن کثیر ، جلد اول ، صفحه ۱۷۲ ، روایت ۴۳۶ :

روایت بسیار زیبا از ساختن مسجد پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مدینه است که صحابه با پیامبر (صلی الله علیه وآله) کمک می کردند .

حدثنا مُسَدَّدٌ قال حدثنا عبد الْعَزِیزِ بن مُخْتَارٍ قال حدثنا خَالِدٌ الْحَذَّاءُ عن عِکْرِمَهَ قال لی بن عَبَّاسٍ وَلِابْنِهِ عَلِیٍّ انْطَلِقَا إلى أبی سَعِیدٍ فَاسْمَعَا من حَدِیثِهِ فَانْطَلَقْنَا فإذا هو فی حَائِطٍ یُصْلِحُهُ فَأَخَذَ رِدَاءَهُ فَاحْتَبَى ثُمَّ أَنْشَأَ یُحَدِّثُنَا حتى أتى ذِکْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ فقال کنا نَحْمِلُ لَبِنَهً لَبِنَهً وَعَمَّارٌ لَبِنَتَیْنِ لَبِنَتَیْنِ فَرَآهُ النبی ص فَیَنْفُضُ التُّرَابَ عنه وَیَقُولُ وَیْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَهُ الْبَاغِیَهُ یَدْعُوهُمْ إلى الْجَنَّهِ وَیَدْعُونَهُ إلى النَّارِ قال یقول عَمَّارٌ أَعُوذُ بِاللَّهِ من الْفِتَنِ ….

نقل شده که هر کدام از ما صحابه ، یک خشت برای ساختن مسجد می بردیم و بنا آن ها را روی هم قرار می داد ؛ اما عمار دو تا دو تا خشت می برد . پیامبر (صلی الله علیه وآله) دید و خاک را از چهره مبارک عمار یاسر زدود و فرمودند : ای وای عمار ! (ویح ، برای اهل بهشت گفته می شود و ویل ، برای اهل جهنم گفته می شود ) او را گروه باغی به شهادت می رساند . گروهی که عمار آن ها را به سوی بهشت می خواند ؛‌ آن گروه باغی ، عمار را به سوی جهنم می خوانند .

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، ج ۱ ، ص ۱۷۲ ، ح ۴۳۶

تفسیر روایت چیست ؟ واضح و روشن است که یک طرف ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به همراه لشکریانش است که همه را به سوی بهشت دعوت می کند . طرف دیگر معاویه و لشکر معاویه است و آن ها کسانی هستند که مردم را به سوی جهنم می خوانند . واضح است که در این جا حق کیست . اما آقای آل الشیخ میگوید : در باره این روایت بحث کنید . چرا ؟ چون برای این روایت جوابی نداریم . روایت صحیح ، واضح و روشنی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید : معاویه ، امام اهل النار است . شما همین را در قرآن کریم جستجو بزنید .

وَلَا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَلَأَمَهٌ مُؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَهٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَلَا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتَّى یُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکٍ وَلَوْ أَعْجَبَکُمْ أُولَئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ یَدْعُو إِلَى الْجَنَّهِ وَالْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِ وَیُبَیِّنُ آَیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . بقره/۲۲۱

در این آیه مشرکین یک طرف و مؤمنین در طرف دیگر مشخص شده .

اگر شما بین زن مشرک که وضعیت خوبی از جهت ثروت و زیبایی صورت دارد و کنیزی که مؤمن است . یا مردی که وضعیت خوبی از جهت اجتماعی و ثروت دارد با غلامی که فقط ایمان دارد ، آن کنیز مؤمنه و آن غلام مؤمن برای شما بهتر است . چون مشرکین شما را به سوی جهنم دعوت می کند ؛ ولی خداوند شما را به سوی بهشت دعوت می کند .

آیه بعدی در مورد فرعون است که می فرماید :

وَاسْتَکْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنَا لَا یُرْجَعُونَ (۳۹) فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الظَّالِمِینَ (۴۰) وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ لَا یُنْصَرُونَ . قصص / ۳۹ تا ۴۱

فرعون و فرعونیان کسانی هستند که مردم را به سوی جهنم می خوانند و فرعون امام دعوت کنندگان به سوی جهنم است . در این روایت هم رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) می فرماید : معاویه امام اهل نار است . طبق این روایت معاویه ، فرعون زمان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است .

در همین صحیح بخاری ، جلد ۳ ،ِ صفحه ۱۰۳۵ همان روایت را بیان میکند .

حدثنا إِبْرَاهِیمُ بن مُوسَى أخبرنا عبد الْوَهَّابِ حدثنا خَالِدٌ عن عِکْرِمَهَ أَنَّ بن عَبَّاسٍ قال له وَلِعَلِیِّ بن عبد اللَّهِ ائْتِیَا أَبَا سَعِیدٍ فَاسْمَعَا من حَدِیثِهِ فَأَتَیْنَاهُ وهو وَأَخُوهُ فی حَائِطٍ لَهُمَا یَسْقِیَانِهِ فلما رَآنَا جاء فَاحْتَبَى وَجَلَسَ فقال کنا نَنْقُلُ لَبِنَ الْمَسْجِدِ لَبِنَهً لَبِنَهً وکان عَمَّارٌ یَنْقُلُ لَبِنَتَیْنِ لَبِنَتَیْنِ فَمَرَّ بِهِ النبی ص وَمَسَحَ عن رَأْسِهِ الْغُبَارَ وقال وَیْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَهُ الْبَاغِیَهُ عَمَّارٌ یَدْعُوهُمْ إلى اللَّهِ وَیَدْعُونَهُ إلى النَّارِ .

نقل شده که هر کدام از ما صحابه ، یک خشت برای ساختن مسجد می بردیم و بنا آن ها را روی هم قرار می داد ؛ اما عمار دو تا دو تا خشت می برد . پیامبر (صلی الله علیه وآله) دید و خاک را از چهره مبارک عمار یاسر زدود و فرمودند : ای وای عمار ! (ویح ، برای اهل بهشت گفته می شود و ویل ، برای اهل جهنم گفته می شود ) او را گروه باغی به شهادت می رساند . گروهی که عمار آن ها را به سوی بهشت می خواند ؛‌ آن گروه باغی ، عمار را به سوی جهنم می خوانند .

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، ج ۳ ، ص ۱۰۳۵

در این روایت ” یدعوهم الی الله ” دارد که فرقی نمی کند و هر دو به یک معنا است . عمار طبق آیه قرآن ، آن ها را به سوی خدا می خواند ؛ اما آن ها خدا را قبول ندارند و معاویه به سوی جهنم دعوت می کند. خیلی واضح است که آل الشیخ در این باره جوابی ندارد و مجری هم رکیک ترین فحش ها را می دهد که ما در این جا معنای تحت اللفظی کردیم و در حقیقت خیلی زشت تر از این ترجمه بود .

جالب است که از عایشه روایتی در مورد حکومت طلقاء نقل شده که دقیقا معاویه بن ابی سفیان را با فرعون مقایسه می کند .

در کتاب سیر اعلام النبلاء ،‌ تألیف شمس الدین ذهبی ، جلد ۳ ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، صفحه ۱۴۳ :

أیوب بن جابر عن أبی إسحاق عن الأسود قلت لعائشه ألا تعجبین لرجل من الطلقاء ینازع أصحاب محمد فی الخلافه قالت وما یعجب هو سلطان الله یؤتیه البر والفاجر وقد ملک فرعون مصر أربع مئه سنه .

ایوب انصاری از ابی اسحاق نقل می کند که به عایشه گفتم : آیا تعجب نمی کنی که مردی از طلقاء که با اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) درباره خلافت نزاع میکنند ؟!!!

طلقاء ، کسانی بودند که در جنگ فتح مکه ، آن ها را رها کرد . آن ها ایمان نیاورند ؛ اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) به آن ها گفت : ” انتم الطلقاء ” بروید ، شما آزاد شدگان ما هستید .

در حالی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) باید آن ها را به عنوان غلام زرخرید خودشان در بازار برده فروش ها می فروخت . همین معاویه و ابوسفیان و هند جگر خوار بودند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) آن ها را طلقاء نامید .

عایشه گفت : چرا باید تعجب کنم . حکومت قدرت الهی است که به نیک و بد خواهد داد . همان طور که فرعون چهار صد سال حکومت کرد .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۳ ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، ص ۱۴۳

همان خدا هم به فرعون زمان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) قدرت داد که چهل سال حکومت کند . این هم نظر عایشه است .

آقایان سلفی و وهابی علیه این روایت فئه باغیه ، موضع گرفته و جواب های عجیب و غریبی داده اند .

مجری :

تا این جا مشخص شد که روایت فئه باغیه که یک روایت صحیح از زبان پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل شده و جایی برای شک ندارد . به همین دلیل هم آل الشیخ فرار کرد و جوابی بر آن نداشت . صریحا هم به بیننده می گوید : موضوع معاویه را رها کن !!!

استاد یزدانی :

ابن تیمیه می گوید : بعضی از علما گفته اند این روایت از نظر سندی ضعیف است و مشکل دارد .

در کتاب منهاج السنۀ ، جلد ۴ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، صفحه ۴۰۵ :

وأما الحدیث الذی روى عن النبی ص أنه قال لعمار تقتلک الفئه الباغیه فبعضهم ضعفه وبعضهم تأوله فقال بعضهم معناه الطالبه لدم عثمان رضی الله عنه کما قالوا نبغی ابن عفان بأطراف الأسل وبعضهم قال ما یروى عن معاویه رضی الله عنه أنه قال لما ذکر له هذا الحدیث أو نحن قتلناه إنما قتله علی وأصحابه حیث ألقوه بین أسیافنا .

وروى عن علی رضی الله عنه أنه ذکر له هذا التأویل فقال فرسول الله ص وأصحابه یکونون حینئذ قد قتلوا حمزه وأصحابه یوم أحد لأنه قاتل معهم المشرکین .

روایتی که از پیامبر (صلی الله علیه وآله) که عمار را گروه باغیه می کشند ، بعضی از علما گفته اند که سند روایت ضعیف است . بعضی ها هم تأویل کرده اند و گفته اند : منظور روایت ، کسانی است که طالب خون عثمان هستند .

طالب خون عثمان ، خیلی جالب است . چون در روایت کسانی که باغی و طالب خون عثمان بودند ، مردم را به سوی جهنم دعوت می کنند . پس کسانی که عثمان را کشتند ، انسان های خوبی بودند و کار خوبی انجام دادند و خون خواهان عثمان کسانی هستند که مردم را به سوی جهنم دعوت می کنند .

بعضی ها هم گفته اند : خود معاویه به این روایت جواب داده است . وقتی به معاویه خبر دادند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این روایت را گفتند ، گفت : مگر ما کشته ایم ؟ قاتل عمار امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و یارانش است که عمار را در مقابل شمشیرهای ما انداختند .

در ادامه هم روایتی را از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل می کند که در جواب معاویه گفتند :

پس قاتل حمزه سید الشهدا (علیه السلام) و هفتاد نفر از مسلمانانی که در جنگ احد به شهادت رسیدند ، باید پیامبر (صلی الله علیه وآله) باشد که آن ها را به جنگ مشرکین آورده .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، ج ۴ ، ص ۴۰۵

این هم پاسخ محکم وکوبنده از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود . بنده در جواب آقای ابن تیمیه که گفته بود : سند روایت ضعیف است ، اولا روایت در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده . دوما بسیاری از علمای اهل سنت گفته اند که روایت متواتر است . از جمله :

تهذیب الکمال ، تألیف آقای مزی ، جلد ۲۱ ، صفحه ۲۲۴ تصریح می کند :

وتواترت الروایات عن رسول الله ص أنه قال لعمار : “تقتلک الفئه الباغیه “روی ذلک عن عمار بن یاسر ، وعثمان بن عفان ، وعبد الله بن مسعود ، وحذیفه بن الیمان ، وعبد الله بن عباس فی آخرین.

به صورت متواتر از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل شده که تو را گروه باغی به شهادت می رساند . این روایت از خود عمار یاسر ، از عثمان بن عفان ، از عبد الله بن مسعود ، از حدیفه بن یمان و از عبد الله بن عباس و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) و دیگران نقل شده است .

مزی ، تهذیب الکمال ، ج ۲۱ ، ص ۲۲۴

آقای ابن حجر عسقلانی ، در کتاب تهذیب التهذیب ، جلد ۳ ، صفحه ۲۰۶ هم میگوید :

وتواترت الروایات عن النبی ص أنه قال لعمار تقتلک الفئه الباغیه روى ذلک عن عمار وعثمان وابن مسعود وحذیفه وابن عباس فی آخرین ….

ابن حجر عسقلانی ، تهذیب التهذیب ، ج ۳ ، ص ۲۰۶

آقای شمس الدین ذهبی بزرگترین عالم رجالی اهل سنت در سیر اعلام النبلاء ، جلد اول ، صفحه ۴۲۱ بعد از نقل روایت می گوید :

واخرج أبو عوانه من طریق حماد بن سلمه عن أبی التیاح عن عبد الله ابن أبی الهذیل عن عمار قال لی رسول الله ص ( تقتلک الفئه الباغیه ) وفی الباب عن عده من الصحابه فهو متواتر .

این روایت از عده ای از صحابه نقل شده که سند روایت متواتر است .

محقق هم در پاورقی آدرس هایی می دهد :

….. ونظم المتناثر فی الحدیث المتواتر ، ص ۱۲۶ ، حیث ذکره عن واحد وثلاثین صحابیا وانظر فتح الباری ۱ / ۵۴۳

این روایت در کتاب نظم المتناثر فی حدیث المتواتر در صفحه ۱۲۶ آمده که از سی و یک نفر از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل شده است .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۱ ، ص ۴۲۱

پس این روایت در صحیح بخاری و مسلم نقل شده ، سی و یک نفر از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کردند و سند روایت متواتر است ، با این حال آقای ابن تیمیه مجبور است که در جواب بگوید : بعضی ها این روایت را تضعیف کرده اند . معاویه مجتهد بود و پیامبر (صلی الله علیه وآله) اشتباه کرد که فرمود : یَدْعُوهُمْ إلى الجنّۀ وَیَدْعُونَهُ إلى النَّارِ . عمار آن ها را به سوی بهشت می خواند و آن ها به سوی جهنم می خواند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) صریحا می گویند : این ها مجتهد نیستند و واقعا مردم را به سوی جهنم می خواندند . ولی آقایان وهابی هیچ جوابی برای این روایت ندارند و دستشان کاملا خالی است و ثابت می کند تمام اصحابی که در رکاب معاویه بودند ، اهل جهنم هستند . بر خلاف نظر کل اهل سنت که می گویند این ها همه اهل بهشت هستند .

مجری :

خدا را شکر که دشمنان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از این جنس هستند و این فضائل را دارند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای زهرایی از یزد ـ شیعه

بنده از همه شیعیان جهان تقاضا می کنم به خاطر جسارتی که این وهابی ناصبی کردند ، دستانشان را به دعا بردارند و خداوند را به پهلوی شکسته زهرای اطهر (سلام الله علیها ) و فرق شکافته آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) قسم می دهم که همین امشب ریشه این ها را از زمین بکند و ان شاء الله فردا صبح خبر به هلاکت رسیدن آل الشیخ را بشنویم .

دوما ، تقاضا دارم از این خانواده های شهدای مدافعان حرم که تشریف می آوردند ،‌ برای ما هم دعا کنند . ان شاء الله خداوند به ما هم توفیق دهد که ما هم در این راه قدم برداریم .

بیننده : آقای افخمی از نسیم شهر ـ شیعه

من با دیدن این کلیپ و کلیپ های دیگری که از این ناصبی دیده بودم ، مقداری تحت تأثیر قرار گرفتم که در این قرن بیست و یکم کسانی پیدا می شوند که در فضیلت یزید صبحت می کند ،کسی که در سه سال حکومتش سه فاجعه بزرگ رقم زد . اول ، شهادت امام حسین (علیه السلام) ، دوم ، واقعه حره که هنوز هم مسلمانان از شرمی که در آن سال رقم زده شد ، سر بلند کنند . سومین واقعه ، کعبه را به آتش کشاند .

در مورد مورد محور دومی که در این کلیپ صحبت شد که معاویه عمار را به شهادت رساند ، از استاد یزدانی تقاضا دارم که به این هم اشاره کنند که معاویه خود را قاتل العمار مفتخر می کرد .

این اعترافاتی که آقایان وهابی مثل آل الشیخ و بن باز و دیگران می کنند ، نشان دهنده کفر و شکر این ها است . من تعجب می کنم که بعضی افراد در شبکه های وهابی و منافق صحبت هایی می کنند که چطور مردم تا به حال آگاه نشدند .

یک تقاضا هم داشتم که اگر امکان دارد برنامه های در خصوص تفسیر قرآن هم داشته باشید تا مردم در این زمینه هم آگاهی پیدا کنند .

استاد یزدانی :

در مورد ابو الغادیه ، قاتل عمار ، فخر فروشی را بنده جایی ندیدم ؛ اما خودش از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) روایت نقل می کند :

هشام بن عمار حدثنا سعید بن یحیى حدثنا الحسن بن دینار عن کلثوم بن جبر عن أبی الغادیه سمعت رسول الله ص یقول قاتل عمار فی النار .

وهذا شیء عجیب فإن عمارا قتله أبو الغادیه ….

 از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) شنیدم که فرمودند : قاتل عمار در آتش جهنم است . آقای ذهبی می گوید : عجیب چیزی گفته ، در صورتی که عمار را خود ابو الغادیه کشته و خودش هم از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این روایت را از پیامبر نقل کرده .

ذهبی ، میزان الاعتدال ، ج ۲ ، ص ۲۳۶

این ها دلیل بر این است که ابوالغادیه و معاویه می دانستند که قضیه چیست و عامدا این کار را انجام دادند .

ابن اثیر جزری در کتاب اسد الغابه ، جلد دوم ،‌صفحه ۲۲۰ در شرح آقای ذوالکلاع می گوید :

 إن ذا الکلاع خرج إلى الشام وأقام به ، فلما کانت الفتنه کان هو القَیِّم بأمر صفین ، وقتل فیها . قیل : إن معاویه سَرَّه قتلُه . وذلک أنه بلغه أن النبی قال لعمار بن یاسر : ( تقتله الفئه الباغیه ) . فقال لمعاویه وعمرو : ما هذا ؟ وکیف نقاتل علیاً وعماراً . فقالوا : إنه یعود إلینا ویقتل معنا . فلما قتل ذو الکلاع وقُتِل عمار ، قال معاویه : لو کان ذو الکلاع حیاً لمال بنصف الناس إلى علیّ .

ایشان فرمانده معاویه در جنگ صفین بود که در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) ایمان آورد و از اصحاب ایشان بود . ذی الکلاع بعد از این قضیه به شام رفت و در آن جا ساکن شد . وقتی قضیه فتنه رخ داد ،‌او قیم معاویه (فرمانده لشکر صفین بود ) بود و در آن جا کشته شد . معاویه از کشته شدن او خیلی خوشحال شد . چون معاویه از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیده بود که عمار را گروه باغی می کشند . ذوکلاع از معاویه پرسید : قضیه این روایت چیست ؟ ما چطور باید با عمار و علی بن ابیطالب (علیه السلام) بجنگیم در صورتی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) چنین سخنی فرموده اند . معاویه گفت : عمار به ما می پیوندد و در رکاب ما کشته خواهد شد . وقتی ذوکلاع و عمار کشته شد ، معاویه گفت : اگر الان که عمار به شهادت رسیده ، ذوکلاغ زنده بود ، نصف لشکر صفین را به لشکر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می برد .

ابن اثیر جزری ، اسد الغابه ، ج ۲ ، ص ۲۲۰

این نشان دهنده این است معاویه قبل از کشته شدن عمار می دانست که قضیه چیست و می خواست به نحوی این روایت را توجیه کند و آن را از مردم مخفی کند و کسانی را که این روایت را شنیده بودند ،‌ به طریقی قانع می کرد که ما آن گروه باغیه نیستیم .

در همین کتاب است که صحابه عمار را رها نمی کردند . اسد الغابه ، جلد ۴ ، ص ۱۴۴ :

فرأَیت عمار بن یاسر لا یأْخذ فی ناحیه ولا واد من أَودیه صفین إِلا رأَیت أَصحاب النبی یتبعونه ، کأَنه علم لهم قال : وسمعته یومئذ یقول لهاشم بن عتبه بن أَبی وقاص : یا هاشم ، تفر من الجنه الجنه تحت الهارقه …

می دیدم که هر جا عمار می رفت ، عده ای از صحابه به دنبال او می رفتند . می دانستند که عمار کجا خواهد رفت و در کجا به شهادت خواهد رسید .

ابن اثیر ، اسد الغابه ، ج ۴ ، ص ۱۴۴

از جمله خزیمه بن ثابت که بعد از شهادت عمار یقین کرد ، معاویه همان فئه باغیه هستند و در رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به شهادت رسید .

بیننده : آقای میرزایی از کرج ـ مستبصر

ما بار ها دیده ایم که کارشناسان این شبکه از جمله آیت الله قزوینی درخواست مناظره داده اند . این آل الشیخ ، مفتی اعظم وهابی ها بود که نتوانست جواب یک بیننده را بدهد . واقعا این آقایان چه طور می خواهند با آیت الله قزوینی مناظره کنند .

بنده از برادران اهل سنت تعجب می کنم که تمام احادیث از کتاب های خودشان نقل می شود . با این حال تماس می گیرند که کارشناسان شبکه به اهل سنت توهین می کنند . شما خودتان به کتاب هایتان مراجعه کنید . اگر اشتباه بود ، از کارشناس توضیح بخواهید . چرا بی جهت دیگران را متهم می کنید . اگر توهینی است ،‌از طرف خودتان است . اول شما باید کتاب های خود را اصلاح کنید نه که از شیعه ایراد بگیرید .

بنده خیلی دیر آگاه شدم . بنده شش سال است که این شبکه را می بینم . ابتدا هم از طریق کتاب المراجعات آگاه شدم . بعد از آن به روایاتی که شما می خوانید ، مراجعه می کردم و می دیدم که واقعا حقیقت دارد . آن زمان بود که متوجه شدم راهی که می روم راه اشتباهی است و از آن راه برگشتم . الان هم خدا را شکر می کنم که راه حقیقت را پیدا کردم .

بیننده : آقای کرمی از کرمانشاه ـ شیعه

بنده می خواستم بدانم وقتی ابن ملجم بر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ضربت زدند ، بعد از چند روز و توسط چه کسی به درک واصل شد ؟

سؤال دوم این که ، این فیلمی که در مورد خلیفه دوم در شبکه های وهابی پخش می شود و نشان می دهد که خلیفه دوم بسیاری از کشور ها را فتح کرده ، مورد تأیید علمای شیعه است ؟

استاد یزدانی :

طبق روایات ،‌ روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان ، روز کشته شدن ابن ملجم به دست امام حسن مجتبی (علیه السلام) بوده .

در مورد سریال عمر بن خطاب ، بیشتر مقصود فتوحات عمر بن خطاب است که ما در همین شبکه ولایت ، اساتید ما به صورت مفصل این سریال را نقد کردند . هیچ کدام از این فتوحات مورد تأیید ما نیست ؛‌ چون امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در این فتوحات نبوده . امیرالمؤمنین (علیه السلام) که در تمام جنگ های زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) پرچمدار بود ،‌ در این جنگ ها شمشیر خود را از غلاف خارج نکرد . یا نعوذ بالله امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شجاعت خود را از دست داده بودند و جهاد را انکار می کردند یا این که این جنگ ها را جهاد نمی دانستند . هیچ راه سومی وجود ندارد .

قطعا همین طور است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) این جنگ ها را جهاد نمی دانستند و این ها فقط فتوحات بودند .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان محترم و ارجمند تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .