بر اساس مستندات اهل سنت، پیشوایان چهارگانه آن‌ها، شاگرد حضرت امام صادق علیه السلام بوده‌اند . با این حال چرا اهل سنت به جای استاد، از شاگردانی پیروی می‌کنند که خود آنان اعتراف به اعلمیت صادق آل محمد علیهم السلام کرده‌اند؟

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش(۱۷)

تاریخ : ۰۹ / ۰۵ / ۹۵

مجری :

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و بزرگوار شبکه ولایت داریم . سالروز شهادت آقا امام جعفر صادق (علیه السلام) ، رئیس مذهب ، را خدمت شما عزیزان تسلیت عرض می کنیم. امشب با برنامه ای دیگر از برنامه های چالش با کارشناس استاد یزدانی در خدمت شما هستیم .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . من هم سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) را خدمت همه مسلمین تسلیت عرض می کنم . امیدوارم که خداوند از پیروان و دوستداران واقعی آن حضرت قرار داده و در قیامت جزء شیعیان آن حضرت محشور شویم .

مجری :

برنامه امشب ما مرتبط است با شخصیت والا و گرانقدر حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) است و به شخصیت این حضرت بر مبنای اقوال و مصادر اهل سنت می پردازیم . هم چنین به تناقضات شبکه های وهابی خواهیم پرداخت .

کلیپ اول ، در مورد ادعای یکی از کارشناسان وهابی است که با هم می بینیم .

 

کلیپ ۱ ) :

معرفی کارشناس این کلیپ : عبد الفتاح خدمتی

شغل سابق او :

آقای ملازاده : آقای شیخ عبد الفتاح ، اول سانسور چی برنامه بنده در تلویزیون شارجه بود ، اول سانسور چی بود ، بعد خود برنامه را برد .

هدف وی از اجرای برنامه :

هدف در راه است ، هدف چیست ؟ هدف این که ما یک جو کاذبی را به وجود بیاوریم و با این جو کاذب سال ها روی گرده مردم سوار شویم .

عقیده عبد الفتاح خدمتی :

وهابیت یعنی تمسک به کتاب الله فقط !!!!!!!!!!

حسبنا کتاب الله !!! وهابیت یعنی عمر !!! این خلاصه وهابیت است .

و یکی از مقدسات او :

آن چیزی که علیه یزید شایع شده که انسان شرابخوار و بدی بود ، غلط است و صحیح نیست !!!

از بزرگترین اکتشافات خدمتی :

اسم آتنا برای دختر ، ظاهرا اشکالی ندارد ؛ بلکه به معنای دعا است . در قرآن آمده : ربنا آتنا فی الدنیا حسنۀ !!!!!!!!!!

فرمودید : ائمه اهل سنت ، آیا شاگردان حضرت صادق بودند ؟ خیر ، چه کسی این را گفته است .

مجری وهابی :

گاه شنیده می شود که می گویند : امام ابوحنیفه افتخار شاگردی امام جعفر صادق را داشته ؟

خدمتی :

این ثابت نشده که استاد ایشان حضرت جعفر صادق باشد .

مجری :

ادعای آقای خدمتی بود که با هم دیدیم . بسیار از ما شنیده و شاید خوانده باشیم که آقا امام جعفر صادق (علیه السلام) شاگردان بسیاری داشتند که خیلی از ائمه اهل سنت هم در شمار شاگردان ایشان بودند . از جمله ابوحنیفه .

اما استاد یزدانی عزیز ! آقای خدمتی همه تلاش خود را کرد تا این قضیه را انکار کند . آیا این مسأله ثابت هست یا خیر ؟

استاد یزدانی :

یکی از تفاوت های وهابیت تکفیری و اهل سنت در همین است که اهل سنت حتی آن هایی که تند رو هستند ، تصریح کردند امام صادق (علیه السلام) استاد ابوحینفه و مالک و این دو نفر استاد شافعی و احمد بن حنبل بودند . یعنی هر چهار مذهب در حقیقت شاگرد امام صادق (علیه السلام) بودند و از آن حضرت حدیث و علم فقه و علم دین یاد گرفتند ؛ اما این که به دستورات امام صادق (علیه السلام) عمل نکردند و بعدا منحرف شدند و مسیر را تغییر دادند ،‌ خواهیم پرداخت .

بنده از چند نفر از علمای معاصر و هم چنین قدیمی تر اهل سنت نشان دهم که تصریح کردند شاگرد امام صادق (علیه السلام) بودند . استاد قزوینی به صورت مفصل بحث کردند و ما هم در ادامه چند مستند نشان خواهیم داد .

۱ . آقای دهلوی

ایشان یکی از متعصب ترین علمای اهل سنتی است که علیه شیعه کتاب نوشته و یکی از تند ترین کتاب های ایشان ، کتاب التحفۀ الاثنی العشریۀ است . این کتاب به زبان فارسی می باشد . آن زمان تمام شبه قاره هند ، فارسی زبان بودند ، هم کتاب ها به زبان فارسی بود تا این که استکبار بریتانیا آمدند و زبان اردو را جایگزین زبان فارسی کردند .

اصل این کتاب به زبان  فارسی است ؛ اما آقای سید شکری محمود آلوسی ، یک سلفی مشهور و معروف ، آن را مختصر کرده . البته به این کتاب جواب های زیادی داده شده و نکته ای که وجود دارد این است که این کتاب برای ما خیر شد ؛ چون باعث شد کتاب های بسیار مهمی در تاریخ مذهب شیعه نوشته شود .

مختصر تحفۀ الاثنی العشریۀ ، تألیف شاه عبد العزیز دهلوی فرزند شاه ولی الله دهلوی ( پدر و پسر از دشمنان سرسخت شیعه هستند ) ، توسط شیخ غلام محمد بن محیی الدین بن عمر الاسلمی به عربی ترجمه شد و آقای شکری محمود آلوسی آن را مختصر کرده ، با تحقیق محب الدین الخطیب (همه اسامی که در این جا نام برده شد ، از بزرگان اهل سنت محسوب می شوند )، چاپ مکتبه السلفیه قاهره ، صفحه ۹ ، آمده :

وهذا ابوحنیفه رضی الله تعالی عنه وهو هو بین اهل السنه ویقول بافصح لسان : لولا السنتان لهلک النعمان ، یرید السنتین اللتین صحب فیهما لاخذ العلم الامام جعفر الصادق رضی الله تعالی عنه . وقد قال غیر واحد انه اخذ العلم والطریقه من هذا ومن ابیه الامام محمد الباقر ومن عمه زید بن علی بن الحسین رضی الله تعالی عنهم ….

این ابوحنیفه است که بین اهل سنت مشهور و معروف است و همه او را می شناسند . او همیشه افتخار می کرد و همیشه با فصیح ترین زبان می گفت : اگر آن دو سال نبود ، نعمان بن ابوحنیفه هلاک می شد . مقصود ابوحنیفه از دو سال ، همان دو سالی بود که شاگردی و ملازمت با امام صادق (علیه السلام) کرده و نزد آن حضرت علم آموخته . چندین نفر از علما گفته اند : ابوحنیفه علم و طریقت (یعنی دین را ) از امام صادق و امام باقر (علیهم السلام) و از عموی آن حضرت ، زید بن علی بن الحسین (علیهم السلام) آموخته .

شاه عبد العزیز دهلوی ، با ترجمه عمر الاسلمی ، با مختصر آلوسی ، با تحقیق محب الدین الخطیب ، چاپ مکتبه السلفیه ، ص ۹

این هم نظر شاه ولی الله دهلوی ، پسر شاه ولی الله دهلوی ، با ترجمه آقای اسلمی ، با مختصر آلوسی و با تحقیق محب الدین الخطیب ، علمای اهل سنت بود و هیچ نکته ای بر خلاف آن نگفته اند . این علما نگفته اند که آقای دهلوی ، شخص دروغگو وکذاب بوده و به ابوحنیفه این مطالب را نسبت داده .

۲ . دکتر دخیل الله

در کتاب الصواعق المرسله علی الجهمیه والمعطله ، تألیف ابن قیم الجوزیه ، با تحقیق دکتر علی بن محمد الدخیل الله ، استاد یار دانشگاه اصول الدین در عربستان سعودی ، چاپ دار العاصمۀ ، جلد اول ، صفحه ۶۱۶ :

الوجه التاسع : ان فقهاء الامامیه من اولهم الی آخرهم ینقلون عن اهل البیت انه لا یقع الطلاق المحلوف به ، وهذا متواتر عندهم عن جعفر بن محمد وغیره من اهل البیت .

محقق در پاورقی می گوید :

 هو جعفر بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین السبط الهاشمی القرشی الملقب بالصادق ولد سنه ۸۰ بالمدینه وهو سادس الائمه الاثنی عشریه عند الامامیه من اجلاء التابعین ، اخذ عنه جماعه منهم الامامان مالک وابو حنیفه وتوفی فی المدینه سنه ۱۴۸ .

ایشان جعفر بن محمد الباقر فرزند علی زین العابدین فرزند امام حسین (علیهم السلام) ملقب به صادق است که در سال ۸۰ هجری در مدینه متولد شد و ششمین ائمه دوازده امامی ها و از بزرگان تابعین است . جماعتی از مردم از امام صادق (علیه السلام) علم آموختند ، از جمله امام مالک و امام ابوحنیفه .

ابن قیم الجوزی ، الصواعق المرسلۀ ، با تحقیق دکتر دخیل الله ، چاپ دار العاصمه ، ج ۱ ، ص ۶۱۶

این هم دومین شخص از علمای معاصر وهابی ،‌استاد یار در دانشکده اصول دین در عربستان سعودی بود .

۳ . آقای عبد الحلیم الجندی

از علما و متفکرین معاصر مصری است . ایشان در مورد همه ائمه اهل سنت کتاب نوشتند . کتابی که در مورد امام صادق (علیه السلام) نوشتند . الامام الصادق ، تإلیف عبد الحلیم الجندی ، چاپ دار المعارف مصر ، صفحه ۳ و در مقدمه کتاب ، بحث امام صادق (علیه السلام) را می آورد و می گوید :

فلقد تتلمذ ابوحنیفه ومالک للامام الصادق وتأثرا کثیرا به ، سواء فی الفقه او فی الطریقه ومالک شیخ الشافعی . والشافعی یدل الی ابناء النبی ’ باسباب من العلم والدم . وقد تتلمذ له احمد بن حنبل سنوات عشره . فهؤلاء ائمه اهل السنه الاربعه . تلامیذ مباشرون او غیر مباشرین للامام الصادق .

ابوحنیفه و مالک شاگردی امام صادق (علیه السلام) را کردند و از او تأثیر زیادی چه در فقه و چه در طریقت پذیرفتند و مالک استاد شافعی بوده و شافعی همیشه مردم را به سوی فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) راهنمایی می کرد . به خاطر این که آن ها اهل علم و از خون رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بودند .

آقای شافعی مردم را به سوی اهل بیت (علیهم السلام) و فرزندان آن ها راهنمایی می کردند . پس چرا امروز شافعی ها این کار را انجام نمی دهند ؟ چرا مخالف اهل بیت (علیهم السلام) مسیرشان را تغییر داده اند . به جای این که از شافعی پیروی کرده و به سمت اهل بیت (علیهم السلام) بروند ، بر عکس خلاف می روند .

آن ها ائمه چهار گانه اهل سنت هستند که همه آن ها یا شاگرد مستقیم امام صادق (علیه السلام) بودند یا شاگرد شاگرد امام صادق (علیه السلام ) بودند .

عبد الحلیم الجندی ، الامام الصادق ، چاپ دار المعارف مصر ، ص ۳

۴ . آقای شرقاوی

ایشان یکی از علمایی است که به صورت مفصل به این قضیه پرداخته است . عبد الرحمن الشرقاوی در کتاب ائمه الفقه التسعه دارد . ایشان از علمای مشهور مصر می باشد که کتاب های متعددی از جمله همین کتاب ائمه الفقه التسعه را نوشته .شرح حال و زندگی نه ائمه فقهی را در این کتاب بررسی کرده ، از جمله امام صادق (علیه السلام) و هم چنین رابطه این ائمه با آن حضرت را در این کتاب بیان نموده . چاپ دار الشروق مصر ، صفحه ۳۷ ، امام صادق (علیه السلام ) را به زیبایی معرفی کرده :

یجمع الناس علی حب احد فی ذلک العصر کما اجمعوا علی حب الامام جعفر بن محمد الذی اشتهر باسم جعفر الصادق .

ذلک انه کان صافی النفس ، واسع الافق ، مرهف الحس ، متوقد الذهن ، کبیر القلب ، یلتمس فی غضبه الاعذار للآخرین ، حاد البصیره ، ضاحک السن ، مضی ء القسمات ، عذب الحدیث حلو المعشر ، سباقا الی الخیر ، برا طاهرا . وکان صادق الوعد وکان تقیا .

بر حب و دوستی آن زمان ، مردم اتفاق و اجماع نداشتند . همان طور که امام صادق (علیه السلام) را دوست داشتند . همانی که مشهور به جعفر صادق (علیه السلام) است . چون ایشان نفس پاک ،‌افق بلند ، ذهنی جوال ، قلبی بزرگ داشت ؛ حتی اگر از کسی عصبانی بود ، سعی می کرد برای او عذری بپذیرد و نمی خواست او را محکوم کند . بسیار نافذ البصیره و همیشه خندان و خوش سخن و خوش مشرب بود و همیشه به طرف خیر سبقت می گرفت . پاک و پاکیزه بود و همیشه به وعده هایی که می داد ، عمل می کرد و انسان پرهیزگاری بود .

عبد الرحمن شرقاوی ، ائمه الفقه التسعۀ ، چاپ دار الشروق مصر ، ص ۳۷

این معرفی امام صادق (علیه السلام ) از زبان یک عالم اهل سنت بود . ایشان در صفحه ۴۹ می گوید :

وطرب ابوحنیفه وقال عن الامام جعفر انه اعلم الناس فهو اعلمهم باختلاف الفقهاء وصحبه ابوحنیفه النعمان بعد ذلک مده سنتین یتلقی عنه العلم .

ابو حنیفه همیشه با خوشحالی می گفت : امام صادق (علیه السلام) اعلم همه مردم است ؛ چون با اختلاف تمام فقها از همه دانا تر است .

در جلسه قبل روایتی از تهذیب الکمال آقای مزی خواندیم که منصور دوانقی ابوحنیفه را تحریک کرد که با امام صادق (علیه السلام) صحبت کند و سخت ترین سؤالات ممکن را از امام بپرسند . ابوحنیفه هم که همیشه طرفدار این حکومت ها بود ، حرف منصور را گوش کرد و از امام صادق (علیه السلام) چهل سؤال سخت ، به زعم خودش ، پرسید . امام صادق (علیه السلام) هم در جواب هم نظر خود ابو حنیفه و هم نظر اهل مدینه و نظر سفیان ثوری و دیگران و نظر اهل بیت (علیهم السلام) را می گفتند . در آخر همان روایت ابوحنیفه اعتراف می کند که از نظر ما اعلم مردم کسی است که به اختلاف همه علما و مذاهب مختلف باشد ، اعلم امت است .

ابوحنیفه بعد از این که در آن مجلس نتوانست امام صادق (علیه السلام ) را عاجز کند و خودش کنف شد ، دو سال شاگردی امام صادق (علیه السلام) را کرد .

عبد الرحمن شرقاوی ، ائمه الفقه التسعۀ ، چاپ دار الشروق مصر ، ص ۴۶

در صفحه ۵۱ ، در آخرین سطر های شرح حال امام صادق (علیه السلام) باز هم می گوید :

توفی الامام جعفر الصادق الذی درس علیه الامام مالک وروی عن ابوحنیفه النعمان وتعلم منه و صحبه سنتین کاملتین قال عهما ابوحنیفه النعمان : لولا السنتان لهلک النعمان .

امام صادق (علیه السلام ) از دنیا رفت . همان امامی که مالک نزد ایشان درس می خواند . ابوحنیفه از ایشان روایت نقل می کرد و علم یاد می گرفت . دو سال کامل شاگرد امام صادق (علیه السلام) بود که خودش ابوحنیفه از  آن دو سال این طور تعبیر می کند : اگر آن دو سال نبود ، نعمان بن ثابت (ابوحنیفه ) هلاک می شد .

عبد الرحمن شرقاوی ، ائمه الفقه التسعۀ ، چاپ دار الشروق مصر ، ص ۵۱

باز در صفحه ۵۶ می گوید :

وقد تمکن حب آل البیت من قلبه عندما تعرف علی ائمتهم وتلقی عنهم وعندما عاین اشکال الاضطهاد التی یکابدونها فی کل نهار ولیل ! حتی لقد شاهد الامام الصادق واقفا یستمع الیه وهو یفتی فی المدینه فوقف قائلا : یابن رسول الله ، لا یرانی الله جالسا وانت واقف .

ابوحنیفه عشق اهل بیت (علیهم السلام) را داشت . وقتی امام صادق (علیه السلام) درس می داد ، ابوحنیفه می ایستاد و حرف آن حضرت را می شنید .

عبد الرحمن شرقاوی ، ائمه الفقه التسعۀ ، چاپ دار الشروق مصر ، ص ۵۶

باز در صفحه ۶۰ در شرح حال ابوحنیفه می گوید :

وکان یقاوم کما قاوم استاذه وصدیقه الامام جعفر الصادق …

ابو حنیفه مانند استاد و دوستش امام جعفر صادق (علیه السلام) در مقابل سیاستمداران مقاومت می کرد .

عبد الرحمن شرقاوی ، ائمه الفقه التسعۀ ، چاپ دار الشروق مصر ، ص ۶۰

ما فقط می خواهیم ثابت کنیم که ابوحنیفه شاگرد امام صادق (علیه السلام) بوده ؛ اما این که رفیق و دست بوده یا نبوده بحث ما نیست . در صفحه ۸۷ مطالب جالب دیگری بیان می کند :

افاد الامام مالک من صحبه الامام جعفر واخذ عنه کثیرا من طرق استنباط الحکم ووجوه الرأی واخذ عنه بعض الاحکام فی المعاملات واخذ الاعتماد علی شاهد دون شاهدین اذا حلف المدعی الیمین وکما اخذ من الامام الصادق جعفر بن محمد اخذ من ابیه الامام محمد الباقر بن علی بن زین العابدین بن الحسین بن علی بن ابی طالب …

لزم مالک مجلس الامام محمد الباقر والامام جعفر وتعلم منهما علی الرغم من ان رأیه فی الامام علی بن ابی طالب کرم الله وجهه لا یرضی آل البیت وشیعتهم . فقد فضل علیه ابابکر الصدیق وعمر بن الخطاب وعثمان بن عفان رضی الله عنهم وجعل الامام علیا کرم الله وجهه ورضی الله عنه کسائر الصحابه …

ولئن اغضب هذا الرأی آل البیت والشیعه جمیعا ، انه لیرضی الخلفاء الامویین الذین انکروا حق علی ونازعوه الخلافه واغتصبوها منه ، وذبحوا الحسین وآله فی کربلاء وذبحوا کل من ثارمن آل البیت ….

امام مالک از همنشینی امام صادق (علیه السلام) استفاده می کرد و چیزهای زیادی از روش های استنباط و بعضی احکام معاملات و اعتماد بر یک شاهد را از آن حضرت یاد گرفت . همان طور که امام مالک شاگرد امام صادق (علیه السلام) بود ، شاگرد امام باقر (علیه السلام) هم بود .

مالک همیشه در مجلس امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) شرکت می کرد ، با این که نظر مالک با نظر اهل بیت (علیهم السلام) در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مخالف بود و اهل بیت (علیهم السلام) از این نظر خوششان نمی آمد .

نظر اهل بیت (علیهم السلام) این بود که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از همه برتر است ؛ اما نظر مالک این بود :

این سه نفر از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بالاتر است و نظر اهل بیت (علیهم السلام) کاملا بر خلاف این نظر بود . اهل بیت (علیهم السلام) هم به شدت از این نظر عصبانی بودند . اما دلیل این که مالک این نظر را داشت ، به این خاطر بود که می خواست خلفای امویین را از خود راضی نگه دارد . خلفای امویی که حق اهل بیت (علیهم السلام) را خوردند و غصب کردند و در بحث خلافت با اهل بیت (علیهم السلام ) نزاع کردند و امام حسین (علیه السلام) و خانواده اش را در کربلا سر بریدند …

عبد الرحمن شرقاوی ، ائمه الفقه التسعۀ ، چاپ دار الشروق مصر ، ص ۸۷

به هر حال امام مالک می خواست این طیف را راضی کند . اموی هایی که امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت آن حضرت را در کربلا سر بریدند ، مالک می خواست آن ها راضی کند . به همین دلیل این نظر را پذیرفته بود که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از ابوبکر و عمر و عثمان پایین تر هستند . در این جا خیلی از حقایق آشکار می شود . آن هایی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را از این سه نفر پایین تر می دانند ، این فکر را از اموی ها و یزیدی ها به ارث برده اند . وگرنه حق آن است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از آن ها بالاتر است .

این هم نظر آقای شرقاوی از علمای بزرگ و معاصر مصر در باره شاگردی دو امام مالک و امام ابوحنیفه برای امام صادق (علیه السلام) بود . ابوحنیفه دو سال شاگرد امام صادق (علیه السلام) بود و همیشه می گفت : لولا السنتان لهلک النعمان !!!

مجری :

مطالب بسیار واضح بود و هم چنین برای ما باعث افتخار است که خودمان را حداقل در ادعا ، پیرو مکتب امام صادق (علیه السلام) بدانیم . قضاوت با شما بینندگان عزیز که چه کسی احق به پیروی کردن و چه کسی به امامت و مرجعیت علمی و حتی سیاسی در خلافت است . کسی که همه اعتراف کردند که اعلم زمان خودش بوده و کسانی که در طرف مقابل بودند و حتی با اهل بیت (علیهم السلام) در بسیار از موراد مخالفت می کردند .

کلیپ اول انکار آقای خدمتی از شاگردی ائمه اهل سنت به شاگردی امام صادق (علیه السلام) بود . کلیپ بعدی از یکی از شبکه های وهابی است . تناقضات این شبکه و اعتراف آن ها به حقیقت را با هم ببینیم .

کلیپ ۲ ) :

کارشناس وهابی :

امامان اربعه اهل سنت والجماعۀ از این ائمه اهل بیت مانند امام باقر و امام جعفر صادق کسب فیض کردند .

آنچه مسلم است ، امام ابوحنیفه از معاصرین امام جعفر صادق (رحمه الله ) بودند و در کتب مختلف وارد شده که امام ابوحنیفه روایاتی از امام جعفر صادق داشتند و نقل هایی از ایشان کردند و این تقریبا به صحت رسیده ؛ اما دو سؤال همیشه این جا مطرح می شود . سؤال اول این است که چرا امام ابوحنیفه جعفری نشد ؟ اگر قرار بود شاگرد امام جعفر صادق باشد ، چرا جعفری نشد ؟

ما می گوییم این خود دلیل بزرگی است بر این که امام جعفر صادق در واقع یکی از ائمه اهل سنت و بر منهج و راه و روش اهل سنت بودند و در مسائل اعتقادی و فکری هیچ اختلافی با امام جعفر صادق (رحمه الله ) نداشتند . در نتیجه شاگرد و استاد در یک مسلک بودند .

همزمان با ائمه بزرگوار و چهارگانه اهل سنت و دیگران ، منظور ما از ائمه چهار گانه فقط در امام ابوحنیفه و امام مالک و امام شافعی و امام احمد خلاصه نمی شود . این ها صدر همه شان بودند ، والا ما سفیان بن عیینه ، سفیان ثوری ، ابو ثور و دیگران بودند که هر کدام برای خود مذهب خاص و مستقلی داشتند . از جمله این ها ائمه ای بودند که فقه شان را از فقه اهل بیت ، فقه امام جعفر صادق و بقیه می گرفتند و جزء کسانی بودند که برای خود سند و روایت داشتند و اهل سنت هم از آن ها نقول داشته و روایات آن ها شاهد و حاضر هستند . این کسان اصلا در اصول کلی دین هیچ گونه اختلافی با اهل سنت ندارند .

حضرت امام صادق رضی الله تعالی عنه یکی از بزرگان اهل سنت و الجماعۀ‌ هست ؛ حتی بنابر روایاتی اصلا استاد امام ابوحنیفه بوده که حضرت امام ابوحنیفه از ایشان استفاده کردند و در زمینه علمی شاگرد امام جعفر صادق هستند .

مجری :

این هم اعترافات و تصریحات خود شبکه های وهابی بود که از یک طرف فردی مثل آقای خدمتی می آید و همه تلاشش را به کار می بندد تا این قضیه را انکار کند . از طرف دیگر چندین کارشناس دیگر می آیند و به این قضیه اعتراف می کنند .

کلیپی بعدی شبهه یکی از کارشناسان وهابی است که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ )

بیننده :

با عرض سلام آقای سجودی ! خسته نباشید . ما که شیعه هستیم ، فقه مان را از امام جعفر صادق (علیه السلام) گرفتیم . شما هم که از ابوحنیفه گرفتید . ابو حنیفه هم که شاگرد امام ما بوده . شما فقه تان را از استاد می گیرید یا از شاگرد ؟ این را برای ما توضیح دهید .

سجودی ،کارشناس وهابی :

البته فرضتان همه غلط در غلط است . همه ما دین خود را از دین و سنت پیامبر می گیریم . علما برای ما بعضی قواعد را گذاشته و آن را تسهیل کردند و هرگز امام ابوحنیفه شاگرد امام جعفر صادق (رحمه الله ) نبوده و هیچ اختلافی هم با هم نداشتند . چون تقریبا همسن بودند !!!

یکی در کوفه و دیگری در مدینه بود . چطور این شاگرد آن بوده . ابوحنیفه در کوفه بود و صادق در مدینه بود . سوما ، اگر بر استدلال شما ، فرض کنیم که این شاگرد او بوده ، پس معلوم است که شما اشتباه می کنید !!!!!!!!!!!

این ها می گویند ، چهار امام اهل سنت شاگردانش بودند که این ها دروغ است . امام احمد حنبل که بعدها به دنیا آمده ، امام ابوحنیفه که از ایشان بزرگتر بوده و در کوفه بوده و ایشان در مدینه بود. فقط ما در مورد امام انس مالک بگوییم که ده سال از ایشان کوچکتر و در مدینه بوده و از ایشان درس گرفته باشد ، بعید نیست . چیزی یا چیزکی از ایشان یاد گرفته باشد . منتهی قضیه در این است که شما می گویید مالک بن انس ، از امامان اهل سنت است ، شاگرد ایشان بوده . شاگرد از استادش چه یاد می گیرد ،‌همان را به مردم می گوید . پس مذهب امام صادق ، به یک معنی مذهب شاگردش است . شاگرد مشهورش که امام مالک باشد ، یکی از ائمه اهل سنت است !

مجری :

این هم استدلال سخیف و سست آقای سجودی بود که ابتدا انکار کردند . بعد از انکار شاگردی ائمه اهل سنت نسبت به امام صادق (علیه السلام) را گفتند : امام صادق ( علیه السلام) در مدینه بود و ابوحنیفه در کوفه بود . این ها اصلا یکدیگر را نمی دیدند که بخواهد شاگرد امام صادق (علیه السلام ) باشد . در ادامه گفت : اگر مالک بن انس را بخواهیم قبول کنیم ، هم مذهب بودند و از امام صادق (علیه السلام) گرفتند .

استاد یزدانی :

ما نمی دانیم که آقای سجودی چه چیزی مصرف کرده بودند که این قدر حرف های مختلف می زدند و گاهی مالک بن انس و گاهی انس بن مالک می گفتند . واقعا از کسی که می گوید شیعه بوده و کذاب و دروغگویی که خود را شیعه می داند و نمی داند که امام صادق (علیه السلام) در مدینه بوده یا کوفه بوده . ما می دانیم که امام صادق (علیه السلام) مدتی در مدینه بوده ؛ اما دو سال تمام در کوفه بودند و محل اصلی تدریسشان ، در کوفه بود و بسیاری از شاگردان امام (علیه السلام) مثل زراره و دیگران در کوفه از امام صادق (علیه السلام) درس آموختند . چطور این قدر جاهل است کسی که خود را شیعه می داند و تا این حد از تاریخ اهل بیت (علیهم السلام ) بی خبر است ؟ همین جهل و نادانی شما باعث شد که اگر شیعه بودی که ما می دانیم دروغ است ، از مذهب شیعه دست برداری .

درست است که مالک همیشه شاگرد امام صادق (علیه السلام) بود و همیشه از ایشان درس می گرفت . اما بعد از این که امام صادق (علیه السلام) مدت دو سال ساکن کوفه شدند ، در آن دو سال ابوحنیفه شاگرد امام (علیه السلام) شد و آن دو سال را از امام صادق (علیه السلام) استفاده کرد .

اما این که چرا بین نظر امام صادق (علیه السلام) و نظر ابوحنیفه و مالک و شافعی و احمد بن حنبل تفاوت است ، دلیلش این است که همه این ها به دنبال ریاست بودند . قرار نبود که هر چه امام صادق (علیه السلام ) فرمودند آن ها گوش کنند . امام صادق (علیه السلام ) حرف خود را می زد . همان طور که پیامبران و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) علم را به مردم یاد می دادند . به مردم می گفتند : این طور وضو بگیرید و این طور نماز بخوانید . اگر آب بود ، با آب وضو بگیرید و اگر نبود ، تیمم کنید . نص صریح قرآن کریم است که خداوند یاد داده به بعضی ها که اگر آب نبود ، تیمم کنید . اما همین ها خلیفه می شوند ، مدت زیادی از خلافتشان می گذرد ، یک نفر از آن ها می پرسد که من آب پیدا نکردم ، وظیفه ام چیست ؟ می گوید : نماز نخوان !!!

این روایت صحیح مسلم است . بنده نمی خواهم اسم ببرم ، همه می شناسند . قرآن به صراحت می گوید : تیمم کنید . پیامبر (صلی الله علیه وآله) به خودش یاد داده . از پیامبر (صلی الله علیه وآله ) پرسید . عمار بن یاسر (رحمۀ الله علیه ) و فلانی بودند . آب نداشتند ، عمار کاری شبیه تیمم کرد ؛‌ اما او اصلا نماز نخواند . در صورتی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفته بودند حتما باید نماز بخوانید . مدت ها بعد از آن ، باز وقتی سؤال می شود ، می گوید : نماز نخوانید .

الان بچه نه ساله یا ده ساله شیعه می داند ، اگر آب نبود ، باید تیمم کند . ولی ایشان نمی دانستند. آیا در این قضیه پیامبر (صلی الله علیه وآله) مقصر است ؟ و صد ها مسأله دیگر که با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و با نص صریح قرآن ، به صراحت مخالفت کرده . پیامبر (صلی الله علیه وآله ) با این ها چه کار کند ؟

بعضی از این ها اعتراض کردند که حتما امام صادق (علیه السلام) به ابوحنیفه خوب یاد نداده . در صورتی که امام صادق (علیه السلام) تمام تلاش خود را کردند و در همان مجلس چهل مسأله به او یاد داد ، او باید ظرفیتش را داشته باشد . او خوب یاد نگرفت . اگر هم خوب یاد گرفت ، به خاطر تحریکاتی که منصور دوانقی و خلفای پلید بنی العباس داشتند ، تلاش می کرد خود را از امام صادق (علیه السلام) جدا کند و مذهب جدیدی بنا کند . مذهب جدیدی هم بنا کرد و به جای این که راه اهل بیت (علیهم السلام) را بروند ، همه آن ها راه خلاف اهل بیت (علیهم السلام) را می روند .

معلم یاد می دهد ؛ اما قرار نیست در این کلاس همه شاگردان یاد بگیرند . در یک کلاس ممکن است بیست نفر باشد ، دو یا سه نفر باشند که با استاد عمدا مخالفت کنند یا کند ذهن باشند و یاد نگیرند . یا خیلی باهوش باشند ، همان طور که می گویند در کودکی باهوش بوده و مقاتل بن سلیمان را کنف کرد ؛ اما با این وجود نخواست یاد بگیرد . در این جا مقصر امام صادق ( علیه السلام) نیست .

مجری :

این هم از ادعای آقای سجودی که اصلا اساس علمی نداشت و در کتب تاریخ و کتب روایی خلاف آن ثابت است . آقای سجودی هم یاد بگیرند که امام صادق (علیه السلام) دو سال را در کوفه بودند و آن جا بسیاری از ایشان آموختند و علم را اخذ کردند .

کلیپ بعدی ، ادعای یکی از وهابیون سرشناس ،‌ آقای عثمان الخمیس ، است . یکی از سؤالاتی که بالطبع در این جا مطرح می شود این است که چرا محمد بن اسماعیل بخاری در صحیح خود ، از فردی با این درجه علمی و فقهی مثل امام صادق (علیه السلام) روایتی را نقل نکرده ؟

کلیپ ۴ ) :

عثمان الخمیس ، از علمای وهابی :

چرا بخاری در صحیحش از امام جعفر صادق روایت نکرده است ؟ ما سؤال می کنیم کدام یک برترند ؟ جعفر الصادق یا علی بن ابیطالب ؟ بسیار خب ، علی بن ابی طالب . پس منظور جعفر بن محمد نیست ؛ اما قضیه این است که بخاری از افرادی که زیاد حدیث نقل می کنند ، روایت می کند . بخاری از شافعی روایت نقل نکرده است و از ابوحنیفه هم روایت نقل نکرده است . حتی از احمد بن حنبل هم روایت نقل نکرده است و از عمر بن عبد العزیز هم فقط دو حدیث نقل کرده است . مسلم هم همین طور از ابوحنیفه روایت نقل نکرده است و از شافعی هم روایت نقل نکرده است و از احمد بن حنبل فقط دو روایت نقل کرده است . با این وجود بخاری و مسلم شاگرد احمد بن حنبل هستند و شافعی امام بزرگ و جلیل القدر است و جعفر بن محمد امام جلیل القدر است . پس نقل روایت یک چیز است و جایگاه شخص چیز دیگر .

پس این بخاری و مسلم از جعفر بن محمد روایت نقل نکرده اند . می گوییم از شافعی هم نقل نکرده اند ، از ابوحنیفه هم نقل نکرده اند ، از احمد بن حنبل هم روایت نقل نکرده اند . مسلم فقط دو حدیث از احمد بن حنبل نقل کرده است و این تنقیص جعفر بن محمد نیست .

مجری :

این پاسخ عثمان الخمیس به این سؤال و شبهه بود . البته ایشان پاسخ حلی ندادند . فقط ادعا کردند بخاری و مسلم از شافعی هم روایت نقل نکرده . مسلم فقط دو حدیث از احمد نقل کرده با این که استادش بوده . در حقیقت این طور می خواست بگوید که اگر از امام صادق (علیه السلام) در بخاری و مسلم روایتی نقل نشده ، دلیل بر این نیست که آن ها نظر سوئی به امام صادق (علیه السلام) داشته .

استاد یزدانی :

البته نظر این وهابی خبیث با نظر امام الخبائث ابن تیمیه خیلی فرق دارد . ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه به صورت واضح و روشن می گوید که چرا بخاری از امام صادق (علیه السلام ) حدیث نقل نکرده .

کتاب منهاج السنۀ ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، با تحقیق رشاد سالم ، جلد ۷ ، صفحه ۵۰۳ :

وقد استراب البخاری فی بعض حدیثه لما بلغه عن یحیی بن سعید القطان فلم یخرج له .

دلیل این که بخاری از امام صادق (علیه السلام) حدیث نقل نکرده و چرا به شک افتاده و روایت امام صادق (علیه السلام) را رد کرده ، این است که :

از یحیی بن سعید خبری به او رسید که یحیی بن سعید در مورد امام صادق (علیه السلام) نظراتی دارد . چون از یحیی بن سعید قطان چنین مطلبی شنید ، روایتی از امام صادق (علیه السلام) در کتابش نیاورد .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، با تحقیق رشاد سالم ، ج ۷ ، ص ۵۰۳

یعنی آقای بخاری امام صادق (علیه السلام) را ثقه نمی دانست و ضعیف می دانست . چون یحیی بن قطان از امام صادق (علیه السلام) حرفی زده بوده ، از امام صادق (علیه السلام) روایت نقل نکرد . این نظر با نظر این عالم وهابی مشهور کاملا در تضاد است .

البته لیاقت می خواهد . باید آقای بخاری از زید بن ثابت و عکرمه و ابوهریره و کعب بن اهبار و عریض بن عثمان و از این نواصب روایت نقل کند که به دلش بچسبد . از سلاله پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم نمی تواند روایتی نقل کند . آن بغض و کینه ای که نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) دارد را باید در جایی اظهار کند . همان طور که از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فقط بیست و هشت روایت نقل کرده ، از حسنین (علیهم السلام) یکی دو روایت نقل کرده که آن ها هم به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می رسد . از امام زین العابدین (علیه السلام) ، از امام باقر (علیه السلام) هیچ روایتی نقل نکرده . از امام حسن عسکری و از امام هادی (علیهم السلام) که هم عصر با این ها بوده ، هیچ روایتی نقل نکرده .

حال ایشان می گوید : بخاری از ابوحنیفه هم روایت نقل نکرده . چرا از ابوحنیفه روایتی نقل نکرده؟ سؤال جالبی است که باید به آن جواب داده شود . خیلی جالب است که نظر بخاری در مورد ابوحنیفه هم این بود که ابوحنیفه مسلمان نبود و کافر بود . آن هم دوبار کافر شده بود . همان طور که علمای امروزی وهابی ابوحنیفه را ضعیف می دانند . البانی در کتاب های متعدد خود ابوحنیفه را تضعیف کرده . ما کاری به بقیه نداریم ، فقط به آقای بخاری می پردازیم .

در تحفۀ الاقویاء فی تحقیق کتاب الضعفاء ، تألیف بخاری ، با تحقیق حافظ زبیر علی نرئی ، چاپ مکتبۀ الاسلامیه پیشاور پاکستان ، صفحه ۱۱۳ ( این کتاب در حقیقت همان کتاب الضعفای آقای بخاری است ) :

النعمان بن ثابت ، ابوحنیفه الکوفی ، مات سنه خمسین ومائه حدثنا نعیم بن حماد : ثنا یحیی بن سعید ومعاذ بن معاذ : سمعنا الثوری یقول : اسنتیب ابوحنیفه من الکفر مرتین .

نعمان بن ثابت ابوحنیفه در سال صد و پنجاه از دنیا رفت . نعیم  بن حماد از یحیی بن سعید از معاذ بن معاذ نقل می کند که از سفیان ثوری شنیدم که می گفت : ابوحنیفه دو بار کافر شد و دو بار توبه داده شد .

بخاری ، تحفۀ الاقویاء ، با تحقیق حافظ زبیر علی نرئی ، چاپ مکتبه الاسلامیه پیشاور ، ص ۱۱۳

کسی که دو بار مرتد شود ، دیگر اسلامش پذیرفته نمی شود و باید کشته شود . از یک کافر هم کسی روایت نقل نمی کند . به این دلیل است که آقای بخاری از ابوحنیفه هیچ روایتی نقل نکرده است .

جالب است که در کتاب الانتقاء فی فضائل الائمه الثلاثۀ الفقهاء (شرح حال سه نفر از ائمه اهل سنت ) ، تألیف ابن عبد البر اندلسی ، صفحه ۲۷۸ در مورد ابوحنیفه آمده :

فممن طعن علیه وجرحه : ابوعبد الله محمد بن اسماعیل البخاری

از کسانی که به ابوحنیفه اشکال می گرفت ، آقای بخاری بود .

ابن عبد البر ، الانتقاء فی فضائل الائمه الثلاثۀ الفقهاء ، ص ۲۷۸

در پاورقی هم به صورت مفصل توضیح داده که متأسفانه ما فرصت بیان آن ها را نداریم . در صفحه ۲۸۱ همین قضیه را دوباره نقل می کند :

استتیب ابوحنیفه من الکفر مرتین …

کان یهدم الاسلام عروه عروه وما ولد فی الاسلام مولود اشر منه ، هذا ما ذکره البخاری .

ابوحنیفه دو بار مرتد شد و دو بار از کفر خود توبه داده شد …

بخاری گفته : ابوحنیفه اسلام را از بین برد و تکه تکه کرد . فرزندی شرورتر از ابوحنیفه در اسلام به دنیا نیامد .

ابن عبد البر ، الانتقاء فی فضائل الائمه الثلاثۀ الفقهاء ، ص ۲۸۱

این مطلب را یک شیعه نگفته ؛ بلکه این حرف آقای بخاری است . پس طبیعی است که از ایشان روایت نقل نکند . همان طور که از امام صادق (علیه السلام ) روایت نقل نکرده . درباره شافعی و مالک و احمد بن حنبل که استاد مستقیمش بوده ، چرا هیچ روایتی از آن ها در صحیحش نیاورده ؟ این عجیب نیست ؟ خود احمد بن حنبل می گوید : من از بین یک میلیون روایت ، این سی هزار روایت را جمع کردم . این همه زحمت کشیده و این همه به بخاری درس داده ؛ پس چرا بخاری هیچ روایتی از ایشان نقل نکرده ؟ دلیلش واضح و مشخص است که بخاری هیچ کدام از ائمه اربعه را مسلمان نمی دانست .

مجری :

پس پاسخ نقضی که آقای عثمان الخمیس داد ، به ضرر خودشان تمام شد . به ویژه در مورد امام صادق (علیه السلام) که خیلی واضح بود که چرا بخاری روایتی از ایشان نقل نکرده .

کلیپ بعدی از یکی دیگر از علمای اهل سنت است که همان داستان بسیار زیبا را در مورد ابوحنیفه و امام صادق (علیه السلام) را نقل می کند که چگونه به چهل مسأله فقهی پاسخ دادند .

کلیپ ۵ ) :

طاروق السویدان ـ عالم اهل سنت

صاحب مذهب حنفی یعنی ابوحنیفه در مورد جعفر الصادق ، هنگامی که از او در مورد ایشان سؤال شد ، می گوید : احدی را فقیه تر از جعفر بن محمد ندیدم و فقها حیره ایشان را بسیار اکرام کردند . ابوجعفر منصور کسی را به نزد ابوحنیفه فرستاد و گفت : مردم به واسطه ی جعفر بن محمد دچار فتنه شده اند . پس سخت ترین مسائل و سؤالاتی که داری برایم آماده کن . سخت ترین مسائل فقهی .

سپس به نزد ابوجعفر منصور آمدم و وی می خواست میزان علم جعفر بن محمد را ببیند . می گوید : جعفر در سمت راست وی نشسته بود . هنگامی که هر دوی آنان را دیدم ، ابو حنیفه می گوید : هیبتی از جعفر بن محمد در وجودم ایجاد شد که از ابوجعفر منصور در وجودم ایجاد نشده بود . هیبت و شکوه ایشان از هیبت خلیفه عظیم تر بود . سلام کردم و به من اذن ورود داد و نشستم . ابو جعفر منصور رو به جعفر الصادق کرد و گفت : این شخص را می شناسی ؟ جعفر بن محمد گفت : بله ، این ابوحنیفه است . ابوجعفر گفت : این ابوحنیفه سؤالاتت را بیاور . ابوحنیفه می گوید : شروع به پرسیدن کردم .

جعفر بن محمد در هر مسأله ای می گفت : شما حنفی ها در این مسأله چنین و چنان می گویید و اهل مدینه در این مسأله چنین و چنان می گویند و ما چنین و چنان می گوییم و گاهی با ما موافقت می گرد و از ما تبعیت می کرد و گاهی از اهل مدینه تبعیت می کرد . و چه بسا گاهی با همه ما مخالفت می کرد تا این که چهل مسأله را آوردم و حتی یک مسأله بی پاسخ و ناقص نماند و جعفر بن محمد به همه آن ها پاسخ داد .

ابوحنیفه می گفت : آیا برای ما روایت نشده است که اعلم مردم اعلم آنان را به اختلافاتشان است ؟ اعلم کسی نیست که علم در نزد اوست ؛ بلکه کسی است که هم صاحب علم است و هم علم دیگران در نزد اوست . سخن جعفر صادق پایانی ندارد . همین برای وی کفایت می کند که استاد ابوحنیفه و بسیاری از ائمه ی مسلمانان از فریقین است و او در نزد همه بزرگوار است . راز بزرگی او چیست ؟

راز بزرگی اش این خانواده ی بزرگی است که در آن رسد و نمو یافته است و آن اهل بیت بزرگوار هستند .

مجری :

این هم طارق السویدان ، یکی از علمای مشهور و معاصر اهل سنت که این داستان را خیلی زیبا بیان کردند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای میرزایی از کرمانشاه ـ اهل سنت

اگر امام ابوحنیفه ، شاگرد امام صادق (علیه السلام) بودند ، چرا یک مذهب جعفری داریم و یک مذهب حنیفی ؟

استاد یزدانی :

من در برنامه توضیح دادم که بعضی ها ده سال شاگرد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بودند ؛ اما تیمم شان را یاد نگرفتند . این دلیل نمی شود که مشکل از امام صادق (علیه السلام ) باشد . مشکل از کسی بود که از امام صادق (علیه السلام) درس می گرفت ؛ اما نظر خود را بر نظر امام صادق (علیه السلام) اعمال می کرد و خیلی از نظرات حکام را هم قبول می نمود . پس مشکل از امام صادق (علیه السلام) نبود ، بلکه مشکل از خودشان بود .

بیننده :

پس چرا امام صادق (علیه السلام) به ابوحنیفه چیزی نمی گفتند ؟ مگر چیزی یاد نمی گرفتند ؟

استاد یزدانی :

مثلا چه چیزی به ایشان می گفت ؟ یاد میگرفتند ؛ اما نظر خود را هم اعمال می کردند .

بیننده :

پس چرا مذهب جعفری را قبول نکردند ؟

استاد یزدانی :

قبول نکردند ، بنده گفتم که بعضی ها ده سال شاگرد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بودند ؛ اما هنوز تیمم را یاد نگرفته بودند . این مشکل پیامبر (صلی الله علیه وآله) نبود ؛ بلکه مشکل خود آن ها بود . بنده توضیحات بیشتر را در برنامه دادم .

مجری :

برادر عزیز ! بار ها در این برنامه اشاره شده ، در صحیح مسلم هم روایت نقل شده که برخی از صحابه بودند که بعضی از احکام فقهی را با این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به آن ها یاد داده بود ، یاد نگرفتند و حتی برخلافش عمل کردند . یعنی بر مبنای اجتهاد خودش عمل می کرد .

بیننده : مهرداد از کرمانشاه ـ شیعه

استاد یزدانی ! شبکه های معاند شیعه خیلی بر مسأله متعه و صیغه مانور می دهند و شبهه پراکنی می کنند . بنده جدیدا بنده متوجه شدم که در مذهبشان عقد هایی مانند صیغه وجود دارد . آیا این مسأله درست است یا خیر ؟

استاد یزدانی :

وهابی ها علاوه بر جهاد النکاح ، نکاح مسیار ، نکاح مسیاف ، نکاح به نیت طلاق که کل اهل سنت تقریبا طرفدار آن است . نکاح صداقتی دارند ؛ حتی دفاتر مخصوصی برای این ازدواج ها دارند که زمانی لازم است به صورت مفصل از کتاب های وهابی ها بحث شود . مقالات زیادی در دفاع از ازدواج مسیار و مسیاف و ازدواج صداقتی نوشتند . چهار پنج ازدواج از خود ساخته اند ، به خصوص ازدواج صداقتی یا همان دوست دختر یا ازدواج توافقی که مثلا در یک کلاس درس می خوانند ، عقدی را با شرایطی خاص می خوانند .

بیننده :

استاد یزدانی ! اگر می شود برنامه مفصلی در این باره داشته باشید تا مردم بدانند که چه جوابی به این وهابی ها بدهند .

استاد یزدانی :

ما در این باره کلیپ هایی هم دفتر دار آن جمع کردیم که مراجعین می آیند و از آن ها پرسیده می شود که با چه کسی می خواهید ازدواج کنید ، چه سنی ، چه قیافه ای داشته باشد . حتی آلبومی داشت که نشان می دهد . ما همه این ها را به صورت مفصل نشان خواهیم داد .

بیننده : ابوطالب از بهبهان ـ شیعه

بنده چند نکته داشتم که می خواستم ببینم استاد یزدانی می توانند روایتی در این مورد ارائه دهند .

یکی این که ، ابوحنیفه با این که شاگرد امام صادق (علیه السلام) بوده ؛ ولی در جایی دیدم که خود را با شاگردان امام صادق (علیه السلام) می کرده تا در مجلس امام (علیه السلام) شرکت داشته باشد . بنده میخواستم در خصوص این گونه وارد شدن به مجلس چیزی در تاریخ است ؟

استاد یزدانی :

مجلس امام صادق (علیه السلام) عمومی بوده و همه می توانستند وارد شوند . بنده در این خصوص مطلبی که شما فرمودید ، چیزی نشنیدم .

بیننده :

نکته بعد این که ، ایشان جارو کش قبر امام صادق (علیه السلام ) بوده و این که بعد از شهادت امام صادق (علیه السلام) به قبر آن حضرت توسل کردند . نکته آخر این که ، اگر کسی به زیارت قبل امام صادق (علیه السلام) می آمد ، به او هدیه می داد . آیا مطلبی در خصوص این مطالب در تاریخ بیان شده ؟

استاد یزدانی :

در مورد این که ابوحنیفه جارو کش قبر امام صادق (علیه السلام) بودند ، یکی از علمای اهل سنت این مطلب را در کتابش آورده .

کتاب رد وهابی یا حجه الاسلام که یکی از علمای اهل سنت ، مفتی محمود فرزند مفتی عبد الغفور نوشته . در صفحه ۳۴ همین مطلب را بیان می کند :

و همچنین استاد المحدثین مایه افتخار سید المرسلین علیه الصلوۀ من رب العالمین اعنی امام اعظم از قبر بعضی از ائمه هدی استعانت نموده اند . چنانچه حضرت مولوی علی محمد ختن و تلمیذ حضرت مولوی یار محمد ملتانی محدث و مدرس لا ثانی در رساله خود می نویسد : در فتاوی عقائد المقتدی فی مسائل الهندی در فصل تعظیم علویه آورده :

روی عن محمد بن الحسن الشیبانی وعن ابی یوسف وعن وکیع رحمهم الله تعالی ان ابا حنیفه رضی الله عنه کان یزور ابدا قبر الامام محمد الجعفر الصادق رضی الله عنه ویکنس علی بابه ویعطی لمجاورین فتوحا ویطلب الاستعانه منه فی الامور آه .

روایت شده از محمد بن حسن شیبانی و از ابی یوسف و از وکیع که ابوحنیفه همیشه قبر امام صادق (علیه السلام) را زیارت می کرد و جلوی درب حرم امام صادق (علیه السلام) را جارو می کرد و به همسایه ها و مجاوری حرم پول می داد و در مشکلات و گرفتاری های خود از امام صادق (علیه السلام) و قبر آن حضرت کمک می گرفت .

مفتی محمود ، رد وهابی یا حجه الاسلام ، ص ۳۴

این نظر یک عالم سنی هست . ایشان شیعه نیست ،‌ کتاب هم در رد وهابیت نوشته شده است . راست گفته یا دروغ گفته ، به ما ارتباطی ندارد ، ما فقط نقل کردیم .

بیننده : آقای رشیدی از سنندج ـ شیعه

بنده سؤالی در مورد استاد و شاگرد بودن امام صادق (علیه السلام) و ابوحنیفه داشتم . این که اگر ابوحنیفه نزد امام صادق (علیه السلام) رفته ؛ پس امام (علیه السلام) به عنوان یک معلم عمل کرده نه به عنوان یک شارع . امام صادق (علیه السلام) فقط معلم یک فقه بوده که آن فقه هم فقه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بوده .

سؤال بعدی ، در این دروه تلمذ ، برای بنده مستندی بیاورید که امام صادق (علیه السلام) علاوه بر فقه ، مسأله امامت و خلافت استناد کرده و خود را امام و شارع مستقل می دانستند .

استاد یزدانی :

ما از امام مالک نشان دادیم که نظرشان در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مخالف نظر امام صادق (علیه السلام) بود .

امام صادق (علیه السلام) فقط فقه تدریس نمی کردند ، به خصوص زمانی که دستشان آزاد بود . آن زمانی که هنوز بنی العباس نیامده و بنی امیه ضعیف شده بودند ، امام صادق (علیه السلام) همه مباحث را مطرح می کردند و در همه مباحث شاگرد داشتند . به خصوص در بحث امامت ، مناظرات حضرت مؤمن الطاق (رضوان الله تعالی علیه ) را با ابوحنیفه ببینید . در آن جا مشخص می شود که تا چه امام صادق (علیه السلام) به ابوحنیفه درباره امامت گفته یا نگفته ؟ ما این مناظرات را در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) قرار دادیم . امام صادق (علیه السلام) به صورت مفصل این مسائل را می گفتند و همیشه مناظره داشتند . بنده هر مطلبی گفتم از کتاب های اهل سنت بود . نظر ما این نیست که هر چه امام صادق (علیه السلام) می گفتند را گوش می داده . ابوحنیفه در مجلس درس امام (علیه السلام ) شرکت می کرد ؛ اما مخالفت هایی هم داشت . به خصوص در بحث قیاس .

ما سند صحیح داریم که امام صادق (علیه السلام) صراحتا ابوحنیفه را از قیاس منع می کند . روایت در کتاب شریف کافی ، جلد اول ، صفحه ۵۸ :

علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن أحمد بن عبد الله العقیلی ، عن عیسى بن عبد الله القرشی قال : دخل أبو حنیفه على أبی عبد الله علیه السلام فقال له : یا أبا حنیفه ! بلغنی أنک تقیس ؟ قال : نعم قال : لا تقس فإن أول من قاس إبلیس حین قال : خلقتنی من نار وخلقته من طین ، فقاس ما بین النار والطین ، ولو قاس نوریه آدم بنوریه النار عرف فضل ما بین النورین ، وصفاء أحدهما على الآخر .

ابوحنیفه بر امام صادق (علیه السلام) وارد شد . امام (علیه السلام) فرمودند : به من خبر رسیده که تو قیاس می کنی ؟ گفتم : بله ، امام فرمودند : قیاس نکن که اولین کسی که قیاس کرد ، ابلیس بود .

کلینی ، کافی ، ج ۱ ، ص ۵۸

به هر حال ابوحنیفه دست از قیاس نکشید و همیشه قیاس می کرد . باز هم در کتاب شریف کافی ، جلد ۳ ، صفحه ۱۰۵ :

علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن الحسن بن راشد قال : قلت لأبی عبد الله ( علیه السلام ) الحائض تقضی الصوم ؟ قال : نعم ، قلت : تقضی الصلاه ؟ قال : لا ، قلت : من أین جاء هذا ؟ قال : أول من قاس إبلیس .

کلینی ، کافی ، ج ۳ ، ص ۱۰۵

سند روایت هم معتبر است . اگر می خواهید بحث امامت را بین امام صادق (علیه السلام) و ابوحنیفه می خواهید ببینید ، مناظرات مؤمن الطاق (رضوان الله تعالی علیه ) با ابوحنیفه را بخوانید .

بنده در آخر توصیه ای دارم که بیایید از کسی پیروی کنید که امام شما به علم او اعتراف کرده . امام شما طبق روایاتی که در کتاب های خودتان نقل شده ، تصریح کرده : اعلم امت پیامبر (صلی الله علیه وآله) در زمان ابوحنیفه ، امام صادق (علیه السلام) بوده نه خودش . چهل سؤال از امام پرسید و پاسخ همه آن ها را دریافت کرد به صورتی که خودش هم متحیر مانده بود .

به جای پیروی از شاگرد ، آن هم شاگردی که حرف استاد و معلم خود را نپذیرفته ، از خود استاد ، استادی که از سلاله پاک پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) است و در علم و دین و تقوای او هیچ کس نمی تواند تردید کند ، پیروی کنید . ان شاء الله خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند و ما را در قیامت از پیروان آن حضرت محشور کند .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان ارجمند تشکر و قدر دانی می کنم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .