کارشناس وهابی میگوید: ابوحنیفه  تابع سنت رسول الله (ص)بوده است هرکس بگوید ابوحنیفه از سنت دور بوده کم عقل و جاهل و نادان است اما دیگر علمای وهابی مطالب دیگری را از زبان علمای اهل سنت نقل کرده‌اند….

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش

تاریخ : ۰۶ / ۰۶ / ۹۵

مجری :

عرض سلام و درود و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز شبکه ولایت دارم . به برنامه چالش خوش آمدید . ان شاء الله امشب هم با برنامه ای جدید و موضوعاتی جدید با کارشناسی استاد یزدانی میهمان منازل شما خواهیم بود .

اگر در خاطر شما باشد در برنامه ای که در خدمت استاد یزدانی بودیم ، به موضوعی پرداختیم از کتاب تفسیر عثمانی در مورد توسل آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)  به وجود مقدس آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله) بود که یکی از به اصطلاح کارشناسان وهابی که آقای ملازاده ایشان را دزد پارچه فروش لقب دادند ، به این قضیه پاسخ دادند و در این پاسخ مرتکب دروغ های عدیده ای شدند که با هم کلیپ آن را ببینیم تا استاد یزدانی عزیز پاسخ ایشان را بدهند .

کلیپ ۱) :

میم الف ـ کارشناس وهابی :

شما به من دروغ بستید و گفتید که من تحدی کردم که از کتاب معارف القرآن . در صورتی که من چون موضوع بحثی که با احمد آقا داشتیم گفتم از ذیل آیه ” وابتغوا الیه الوسیله ” در تفسیر معارف القرآن یک روایت از سیدنا علی بیاور که گفته باشد : به من متوسل شوید .

مجری :

شما این کلیپ را در ذهن خود داشته باشید که این آقای خود فروخته ادعا کرد که فقط تحدی اشان این بوده که ذیل آیه ” وابتغوا الیه الوسیله ” روایت بیاورید که آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) متوسل شده باشد . یعنی ادعا کردند که تحدی اشان فقط همین بوده .

استاد یزدانی :

موضوع بحث کلی ایشان در آن برنامه با بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، توسل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) بود و بینندگانی که به این برنامه زنگ زده بودند از جمله آقا احمد و دوستان عزیز دیگری که به این شبکه ها زنگ می زنند ، موضوع بحثشان اثبات توسل از زبان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از کتاب مولوی یا مفتی محمد شفیع عثمانی بود .

مفتی محمد شفیع عثمانی ، شخصیت کوچکی نیست . ایشان یک شخصیت بسیار معروف و مشهور و از بنیانگذاران فکر دیوبندی در پاکستان است . دو پسر به نام های محمد رفیع عثمانی و محمد تقی عثمانی دارد که محمد تقی عثمانی ، مفتی اعظم پاکستان و رئیس دار العلوم کراچی پاکستان و شخصیت بسیار معروف و مشهور و بزرگ است . همان طور که خودشان در شرح حال خود گفته این است که ایشان در پنج سالگی شروع به حفظ قرآن کرد و در آخر مفتی شد و تفسیر معروف ایشان ، کتاب معارف القرآن است که طرفداران بسیار زیادی در پاکستان ، هندوستان و شرق ایران دارد و به فارسی ترجمه شده و در اختیار همگان است . شما کمتر تفسیری از تفاسیر مسلمین را می بینید که اهل سنت ایران آن را به فارسی ترجمه کرده باشد . تفاسیر طبری و ابن کثیر و دیگر کتاب های تفسیری معروفی هستند اما هیچ کدام از این ها به فارسی ترجمه و چاپ نشده ؛ اما تفسیر معارف القرآن محمد شفیع عثمانی ، پدر محمد تقی عثمانی ، به فارسی ترجمه شده که مطالب بسیار ناب و مهمی در این تفسیر است .

این آقای دزد پارچه فروش یا به قول آقای ملازاده تن فروش ، مدعی بود که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) توسل نکرده و نگفته به من متوسل شوید . اما بیننده عزیز تماس گرفتند که در کتاب مولوی محمد شفیع عثمانی چنین مطلبی وجود دارد . مطلب را هم خواند ؛ اما این شخص گفت : در این کتاب چنین جیزی وجود ندارد . بعد که دید مطلب در کتاب وجود دارد ، گفت : روایت نباید ذیل این آیه باشد ؛ بلکه باید ذیل آن آیه باشد .

روایتی که محمد شفیع عثمانی در کتاب خودش می آورد و می گوید : امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) یاد داد که بعد از این که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از دنیا رفتند ، چطور به ایشان متوسل شویم . بعد این آقا میگوید : این روایت باید در ذیل آن آیه باشد !!!

این انسان مسخره ای است !! چه فرقی می کند ؟ اگر توسل کفر است ، اگر توسل شرک است و اگر به قول ایشان توسل قبر پرستی و پیر پرستی و این مسائل است ، روایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در ذیل این آیه باشد یا در ذیل آن آیه باشد ، چه فرقی به حال شما می کند ؟ کفر ، کفر است . چه در این صفحه گفته باشد و چه در چند صفحه بالاتر گفته باشد . در عین حال که واقعا اول ادعا و تحدی ایشان در کل کتاب بود که کلیپ آن هم موجود است و ما آن روز پخش نکردیم . گفتیم شاید ایشان اینقدر شعور داشته باشد که فرقی بین این آیه و آن آیه نگذارد .

مجری :

به قول آقای ملازاده این آقای خود فروش در دام استاد یزدانی و شبکه جهانی ولایت افتاده است . جدای از این استدلال سخیف که چه ذیل این آیه باشد و چه ذیل آن آیه باشد ، هیچ فرقی ندارد . شرک ، شرک است و کفر ، کفر است . کلیپ بعدی را با هم ببینیم که آیا ایشان غیر از این ادعا ،‌ادعای دیگری هم مطرح کرده اند یا خیر ؟

کلیپ ۲ ) :

میم الف ، کارشناس وهابی :

احمد جان که می خواستند توسل را از کتاب معارف القرآن مفتی تقی عثمانی ثابت کنند . من یقین دارم که صد در صد این مطلب در کتاب معارف القرآن نیامده ، منتهی ایشان میخواست یمین و یسار بپرد ، من خواستم حماقت این ها را ثابت کنند که میخواهند توسل را از کتب اهل سنت با برداشت نادرستشان برای خودشان ثابت کنند و تویی که شیعه هستی یک دلیل از کتاب های خودت برای این عملی که انجام می دهید و تو را با کله به جهنم می اندازد ، نباید داشته باشی و عملی را که انجام می دهد ، مخالف فرموده سیدنا علی رضی الله عنه است .

مجری :

ایشان گفتند : این مطلب اصلا در این کتاب نیامده ، نه فقط در ذیل یک آیه خاص . ما از روی عمد ادامه مطالب ایشان را که تماس بیننده بود را هم پخش کردیم که کسی ادعا نکند تقطیع یا برشی صورت گرفته . عین کلام این آقای خود فروش است که ادعا کرده در این کتاب اصلا چنین مطلبی نیامده است .

استاد یزدانی :

آن شب هم این طور نبود که بنده اصلا متوجه نباشم که ذیل این آیه است یا آن آیه . ما عمدا این را گفتیم که یکی دو هفته بحث ما با این وهابی خبیث و پلید ادامه داشته باشد .

باز هم بنده این را خدمت ایشان نشان دهم که در ذیل این آیه باشد یا در ذیل آن آیه ، هیچ فرقی نمی کند . ادعای شما هم این بود که توسل کفر و شرک و قبر پرستی است و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در این باره حرفی نزده اند و شما نمی توانید از کتاب معارف القرآن چنین چیزی را ثابت کنید .

تفسیر معارف القرآن ، تألیف حضرت علامه مفتی محمد شفیع عثمانی دیوبندی ( از بنیانگذاران فرقه دیوبندیه در پاکستان ) ، با ترجمه مولانا محمد یوسف حسین پور (از بزرگان و بنیانگذاران دار العلوم زاهدان ) ، جلد ۴ ، صفحه ۳۷ در ذیل آیه ۶۴ سوره نساء :

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا .

ایشان در ذیل این آیه توضیح می دهد اگر بخواهیم توبه ما قبول شود ، شرطش این است که نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) برویم . در صفحه ۴۳ می گوید :

در این جا شرط قبول حضور در خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است و سپس دعای مغفرت ایشان غالبا به این خاطر است که آنان بر مقام نبوت آن حضرت حمله کردند و قضاوت ایشان را از نظر دور داشتند و به آن جناب ایذاء رساندند ، بنابر این برای توبه از جرم ایشان حضور در خدمت آن حضرت و استغفار او شرط کرده شد .

این کارشناس وهابی تا این جای مطلب را می خواند و بعد از آن را نمی خواند :

اگر چه این آیه در خصوص واقعه منافقین نازل شده است ؛ اما از الفاظ آن یک ضابطه عمومی پدید می آید که هر کسی در خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حاضر باشد و آن حضرت در حق او دعای مغفرت نماید ، حتما او آمرزیده خواهد شد و حضور در خدمت آن حضرت همانطور که در زمان حیات بود ، هم چنین امروز حضور بر روضه اقدس هم در همین حکم هست .

آقای به اصطلاح کارشناس ! چرا این مطلب را نخواندید . این خیلی واضح است که یکی مفتی بزرگ اهل سنت می گوید : این آیه هم شامل زمان وفات و هم زمان حیات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را شامل می شود . هم شامل منافقین و هم شامل مسلمانان می شود . درست است که شأن نزول اولیه آیه در مورد منافقین است ؛ اما شامل همه مسلمانان و همه گنهکاران می شود . هر گنهکاری که گناه کرد باید نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بیاید و از آن حضرت طلب استغفار کند که این یک استغاثه محض است و در کنار پیامبر (صلی الله علیه وآله) بخواهند که این توسل است ، توسل به جاه ومقام و شأن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است .

پس هم استغاثه و هم توسل است و هم سفر برای زیارت است و هم طلب شفاعت از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است . یعنی چهار ادعایی که وهابیت دارد و به وسیله این چهار ادعا مسلمانان را تکفیر می کند ، همین یک آیه ثابت می کند . چون جاؤوک ، شامل من هم می شود که من تا مدینه بروم و در محضر آن حضرت بروم که این سفر برای زیارت است . خداوند هم دستور به آمدن نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) داده است . طلب شفاعت از پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که این طلب شفاعت نوعی استغاثه است و استغایه از مرده را کفر می دانند . در کنار پیامبر (صلی الله علیه وآله) از خداوند طلب استغفار می کند که این نوعی توسل است . آیه همه این ها را با هم ثابت می کند .

این عالم اهل سنت هم می گوید :

حضور در خدمت آن حضرت همان طور که در زمان حیات بود ، هم چنین امروز حضور بر روضه اقدس هم در این همین حکم است .

حضرت علی (کرم الله وجهه ) فرموده : که وقتی ما رسول الله را دفن کرده فارغ شدیم ، بعد از سه روز یک روستایی آمد و بر مقبره گرامی آن حضرت افتاد و زار زار گریست . لذا حضرت علی آیه فوق را به وی معرفی کرد

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به این اعرابی یاد داد که به این آیه استناد کن و چه آیه ای را در محضر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بخوان تا خداوند توبه تو را بپذیرد .

و گفت که الله تعالی در این آیه وعده فرموده که اگر گنهکاری در خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حاضر باشد و رسول برای او دعای مغفرت کند ، گناهان  او آمرزیده می شوند . بنابر این او گفت : من در خدمت شما حاضر شده ام که شما در حق من دعای مغفرت بفرمایید .

این جا با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) صحبت می کند . شمایی که می گویید : مرده ها نمی شنوند و پیامبر (صلی الله علیه وآله) نمی شنود ؛ همان طور که سنگ و چوب نمی شنود و عصای شما آقایان وهابی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بالاتر است . این عالم اهل سنت می گوید : اعرابی در محضر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و طبق راهنمایی آن حضرت ، با پیامبر (صلی الله علیه وآله) صحبت می کند .

کسانی که در آن وقت حاضر بودند ، بیان می فرمایند که در جواب آن از روضه اقدس این صدا بر آمد که قد غفر لک یعنی مغفرت شدی .

علامه محمد شفیع عثمانی ، تفسیر معارف القرآن ، با ترجمه مولانا محمد یوسف حسین پور (از بزرگان و بنیانگذاران دار العلوم زاهدان ) ، جلد ۴ ، صفحه ۳۷ در ذیل آیه ۶۴ سوره نساء تا ص ۴۳

آقای خود فروش تن فروش ! این روایت را آقای محمد شفیع عثمانی در ذیل این آیه آورده . فرقی هم نمی کند که این روایت در این جلد یا جلد دیگری یا در ذیل این آیه یا آیه دیگری از قرآن آورده باشد ، از دیدگاه شما کفر و شرک محض است .

اگر واقعا شرک محض باشد ،‌نعوذ بالله امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به این اعرابی شرک یاد داده . آن اعرابی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) بوده و مشرک است . آقای محمد شفیع عثمانی که این مطلب را نقل کرده ، مشرک و کافر است و تمام پیروان ایشان از دیوبندیه و دیگران همه مشرک هستند ، تمام پاکستان و تمام هندوستان و تمام شرق و شمال ایران که محمد تقی عثمانی و محمد شفیع و محمد رفیع عثمانی را قبول دارند ، همه مشرک هستند . حتی شما هم مشرک هستید که ایشان را قبول دارید . این ها شخصیت های کوچکی نیستند .

به هر حال تفاوتی در این نمی کند که در چه صفحه ای باشد و اگر مرد هستید ، باز هم این مطلب را بخوانید .

مجری :

کلیپ بعدی تماسی است که بیننده عزیزی با این آقای منافق گرفته که فرقی نمی کند روایت در ذیل کدام آیه آمده باشد . بالاخره هر دو آیه قرآن هستند و در استدلال این عالم است . با هم پاسخ این کارشناس خود فروش را با هم ببینیم .

کلیپ ۳ ) :

میم الف ـ کارشناس وهابی :

ایشان یک دروغی گفت و تحدی مرا پخش کرد و دروغی گفت . اصلا در ذیل آیه ” وابتغوا الیه الوسیله ” هیچ روایتی در مورد توسل حضرت علی وجود ندارد . من تحدی میکنم ایشان یک دروغی را گفت  و شما هم از آن جا گرفته اید . ده پانزده دقیقه صبر کنید من ان شاء الله این دروغی که یزدانی گفت را به صورت مفصل نشان می دهم .

بیننده :

مرد باش ، غیرت داشته باش و کلیپ استاد یزدانی را پخش کن و جواب بده . ثابت کنید که مثل ابن تیمیه دروغگو نیستید . اگر مثل ابن تیمیه دروغگو و ناصبی و هتاک هستید که حرفی نیست .

کارشناس وهابی :

من این کتاب معارف القرآن را برای همین آوردم که امشب دروغ یزدانی را به همه بینندگان نشان دهم . الان حتی شما نمی دانید که در کدام صفحه و در کجا این مطلب آمده . من تحدی می کنم به قزوینی و یزدانی و ابوالقاسمی و همه بیست کارشناس شبکه ولایت بگویید که اگر در ذیل آیه وابتغوا الیه الوسیله ” روایت از حضرت علی آوردند ، هر چه شما بگویید قبول است و من این شبکه را می بندم و می روم . دروغ می گویند .

بیننده :

یعنی آیه ۶۴ سوره نساء ، آیه قرآن نیست ، کلام خدا نیست . اگر حضرت علی (علیه السلام) به آیه ۶۴ استناد کند ، آیه ۶۴ سوره نساء کلام خدا نیست که حضرت علی در مورد وسیله در نزد خدا معرفی کرده . کلام خدا با کلام خدا چه فرقی می کند .

کارشناس وهابی :

دوست عزیز ! بنده بنای دعوای با شما را ندارم . در ذیل آیه ” وابتغوا الیه الوسیله ” این روایتی که شما می خوانید ، نیست . در آیه دیگری است . آدم خوب ، پسر خوب ! یاد بگیر و گوش کن . وقتی که شبکه ولایت را نگاه می کنی و کلیپ بنده را پخش می کنند ، دقت بکن . آن بی شعورا !!!! همین قدر عقل نداشتند که آن قسمت را حذف کنند که من میگویم ذیل آیه ” وابتغوا الیه الوسیله ”

در ذیل آیه ” وابتغوا الیه الوسیله ” این روایتی که شما می خوانید ، نیست . در صفحه ۴۴ تفسیر معارف القرآن ، در ذیل آیه ۶۴ سوره نساء در قضیه استغفار است . در قضیه توسل ،‌ذیل آیه توسل نیست .

بیننده :

آقای انصاری ! شما چرا از کلام خدا فرار می کنید ؟ کلام خدا با کلام خدا چه فرقی می کند .

کارشناس وهابی :

الان ثابت شد که در ذیل آیه ” وابتغوا الیه الوسیله ” این مطلب وجود ندارید .

مجری :

دیدید که بیننده هم همین استدلال را آورد و ایشان پاسخی نداشتند . روایت در هر کجا آمده باشد ، شرک ، شرک است و فرقی نمی کند . هر چند که ما در کلیپ دوم هم که نشان دادیم ، ادعای ایشان این بود که اصلا چنین روایت در این کتاب وجود ندارد ، یعنی جدای از این که ادعا کردند در ذیل آیه وابتغوا الیه الوسیله ” نیست ، ادعا کردند کلا در این کتاب وجود ندارد  که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به وجود نازنین رسول الله (صلی الله علیه وآله) و این که به یک اعرابی آموزش دادند .

استاد یزدانی :

پس تا این جا روشن شد که طبق نظر مفتی محمد شفیع عثمانی ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به اعرابی توسل به پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) را یاد داده و از نظرش روایت معتبر بوده که به آن روایت استدلال کرده ؛ وگرنه استدلال به روایت ضعیف از یک مفتی بعید است .

مجری :

اما موضوع جدیدی که ما در این برنامه مطرح می کنیم ، در کلیپ بعدی توسط همین کارشناس مطرح می شود .

کلیپ ۴ ) :

میم الف ـ کارشناس وهابی :

همه علمای اسلام و ائمه مذاهب اربعه ، دعوت به قرآن و سنت دارند . اگر یک انسان جاهل و احمقی امروز می گوید : امام ابوحنیفه از سنت دور بوده یا امام شافعی این طور بوده یا امام مالک فلان کار را کرده یا امام احمد آن طور بوده ، این از حماقت و جهالتش است و اشخاصی که این حرف ها را می زنند ، جوان های کم عقل و جاهل و نادانی هستند که چهار کلمه در مدرسه ای یا کنار استادی یاد گرفتند و امروز به کوه هایی از علم و کوه هایی از تقوا و کوه هایی از عظمت مانند امام ابوحنیفه و امام شافعی و امام مالک و امام احمد توهین و اهانت می کنند . این ها تابع قرآن و سنت نیستند . اگر تابع قرآن و سنت بودند ، این کار را نمی کردند . مگر امام ابوحنیفه به قرآن و سنت دعوت نمی کرد ؟ به چه دعوت می کرد ؟ امام شافعی به چه چیزی دعوت می کرد ؟ امام مالک به چه چیزی دعوت می کرد ؟ امام احمد به چه چیز دعوت می کرد؟ دعوت همه مذاهب اربعه اهل سنت و بعضی از شخصیت های دیگری که شاید امروز مذهبی به اسم آن ها نباشد ، اما همه این ها دعوتشان ، دعوت به سوی قرآن و سنت بود . امام اعظم ، امام ابوحنیفه به اندازه تابع سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند که اگر حدیث ضعیفی هم به ایشان می رسید ، اجتهاد نمی کردند .

مجری :

ایشان گفتند : کسانی در مورد ائمه اربعه مطالبی گفتند و جز انسان جاهل و احمق کسی چنین چیزی را نمی گوید . یعنی هر کس به ائمه اربعه طعنی وارد کرده باشد ، به خصوص ایشان روی ابوحنیفه تأکید داشتند که هر کس طعنی وارد کرده و گفته باشد ابوحنیفه با سنت مخالفت کرده باشد یا خیلی موافق با سنت رفتار نمی کرده یا موافق احادیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) رفتار نمی کرده ،‌این شخص ، شخصی جاهل و احمق است . افرادی مثل ابوحنیفه کوه هایی از علم و تقوا بودند و کسی که تابع قرآن و سنت باشد ، چنین کلامی از او در مورد ابوحنیفه گفته نمی شود .

می خواهیم بدانیم به قول آقای میم الف خود فروش ، این انسان های جاهل و احمق و کسانی که تابع سنت و قرآن نبودند ، چه کسانی هستند ؟

استاد یزدانی :

ما بارها در باره ابوحنیفه گفتیم که او اصلا حدیث و سنت بلد نبود و کلا ۱۳۰ حدیث می دانست که در ۱۲۰ حدیث از آن  ، با حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) مخالفت کرده و روایت را تغییر و تبدیل کرده و اشتباه کرده است که آن ها را نشان خواهم داد .

اما قبل از آن دیدگاه امام بخاری و امام مسلم و امام احمد بن حنبل و امام مالک ، سفیان ثوری ، سفیان بن عیینه ، مالک بن انس ، کسانی که همه ابوحنیفه را تکفیر کرده اند .

دیدگاه علمای اهل سنت در مورد ابو حنیفه

۱ . دیدگاه بخاری

کتاب تحفه الاقویاء فی تحقیق کتاب الضعفاء ، تألیف حافظ زبیر علی زئی در مورد کتاب الضعفای امام بخاری تحقیق کرده . چاپ مکتبه الاسلامیه لاهور پاکستان ، صفحه ۱۱۳ باب النون ، شرح حال ۳۸۲ نعمان بن ثابت :

النعمان بن ثابت ابوحنیفه الکوفی مات سنه خمسین ومائه حدثنا نعیم بن حماد : ثنا یحیی بن سعید ومعاذ بن معاذ : سمعنا الثوری یقول : استتیب ابوحنیفه من الکفر مرتین .

نعمان بن ثابت ابوحنیفه کوفی در سال ۱۵۰ هجری از دنیا رفته . نعیم بن حماد از یحیی بن سعید و معاذ بن معاذ نقل کردند که از سفیان ثوری (عالم بزرگ اهل سنت و محدث بزرگ اهل سنت و راوی صحیح بخاری و صحیح مسلم که خودش هم صاحب مذهب بوده ، همیشه می گفت : ابوحنیفه دو بار کافر شده و دو بار توبه کرد .

تحفه الاقویاء فی تحقیق کتاب الضعفای بخاری ، تألیف زبیر علی زئی ، چاپ مکتبه الاسلامیه لاهور ، ص ۱۱۳

این حرف را آقای بخاری در کتاب الضعفای خود به نقل از سفیان ثوری بیان کرده است که ابوحنفیه دو بار کافر شد و دوبار توبه داده شد . این که نمی شود هر طور حساب کنیم ، نه مرتد ملی و نه چیز دیگر قابل قبول نیست .

پس از دیدگاه آقای بخاری ، ابوحنیفه دوبار کافر و دو بار مرتد شده است .

۲ . دیدگاه احمد بن حنبل

نظر آقای احمد بن حنبل را در مورد ابوحنیفه ببینیم که چقدر ائمه اربعه اهل سنت با هم خوب بودند و نظر خوبی نسبت به هم داشتند .

در کتاب موسوعه اقوال امام احمد بن حنبل ، جمع و ترتیب سید ابوالمعاطی و احمد عبد الرزاق عید و محمود محمد خلیل ، جلد ۴ ، چاپ عالم الکتب ، صفحه ۲۰ :

قال عبد الله بن احمد بن حنبل : حدثنا مهنی بن یحیی قال : سمعت احمد بن حنبل یقول : ما قول ابی حنیفه والبعر عندی الا سواء .

عبد الله بن احمد بن حنبل از مهنی بن یحیی ( که شخص ثقه ای بود ) نقل می کند که از احمد بن حنبل شنیدم که همیشه می گفت : سخن ابوحنیفه و پشکل شتر از نظر من یک اندازه ارزش دارد .

موسوعه اقوال امام احمد بن حنبل ، جمع و ترتیب سید ابوالمعاطی و احمد عبد الرزاق عید و محمد محمد خلیل ، ج ، چاپ عالم الکتب ، ص ۲۰

بنده از بینندگان عزیز به خاطر این سخن احمد بن حنبل عذر خواهی می کنم . در هر صورت سخنی است که احمد بن حنبل در مورد ابوحنیفه گفته و سندش هم معتبر است .

باز همین مطلب را در کتاب نشر الصحیفه فی ذکر تصحیح من اقوال ائمه الجرح و التعدیل فی ابی حنیفه نقل شده . در این کتاب سخنانی که در مورد ابوحنیفه با سند صحیح نقل شده را  مفتی اعظم وهابی یمن ابی عبد الرحمن مقبل بن هادی الوادعی ، متوفای ۱۴۲۲ هـ جمع آوری کرده . چاپ دار الحرمین قاهره ، صفحه ۳۱۹ :

قال عبد الله حدثنی مهنا بن یحیی الشامی سمعت احمد بن حنبل یقول : ما قول ابی حنیفه والبعر عندی الا سواء .

عبد الله بن احمد بن حنبل از مهنی بن یحیی ( که شخص ثقه ای بود ) نقل می کند که از احمد بن حنبل شنیدم که همیشه می گفت : سخن ابوحنیفه و پشکل شتر از نظر من یک اندازه ارزش دارد .

در متن روایت اشکالاتی است که خود نویسنده در صفحه بعد توضیح می دهد :

قال ابوعبد الرحمن الوادعی : الظاهر انه ما قول ابی حنیفه عندی والبعر الا سواء . اهـ

والاثر صحیح ولا یلتفت الی قول الازدی فی مهنا انه منکر الحدیث اذ قد وثقه الدار قطنی واما الازدی فهو محمد بن الحسین ضعیف ترجمته فی میزان الاعتدال .

من ابو عبد الرحمن وادعی می گویم : ظاهر این است که سخن ابوحنیفه و پشکل شتر از نظر من یک اندازه ارزش دارد . مهم نیست و الان هر دو یک معنا را دارد .

سند صحیح است و این که آقای ازدی در مورد مهنا گفته : منکر الحدیث است ، توجه نمی شود ؛ چون دار قطنی ایشان را توثیق کرده و خود آقای ازدی ضعیف است . این شخصی که مهنا را تضعیف کرده خودش ضعیف است همان طور که در میزان الاعتدال ذهبی و در شرح حال آقای ازدی آمده است .

ابی عبد الرحمن مقبل بن هادی الوادعی ، نشر الصحیفه فی ذکر تصحیح من اقوال ائمه ، چاپ دار الحرمین قاهره ، ص ۳۱۹ و ۳۲۰

همین مطلب در تاریخ بغداد یا تاریخ مدینه السلام ، تألیف خطیب بغدادی ، با تحقیق دکتر بشار عواد معروف ، چاپ دار الغرب الاسلامی ، جلد ۱۵ ، صفحه ۵۶۹ :

اخبرنی ابن رزق قال حدثنا احمد بن سلمان الفقیه المعروف بالنجاد قال : حدثنا عبد الله بن احمد بن حنبل قال : حدثنا مهنی بن یحیی قال : سمعت احمد بن حنبل یقول : ما قول ابی حنیفه والبعر عندی الا سواء .

از ابن رزق از احمد بن سلمان معروف به نجاد ، از عبد الله بن احمد بن حنبل از مهنی بن یحیی نقل شده که از احمد بن حنبل شنیدم که می گفت : سخن ابو حنیفه و پشکل شتر نزد من یک اندازه ارزش دارد .

محقق در پاورقی می گوید :

اسناد الی مهنی صحیح ، ومهنی ثقه شدید فی السنه ….

سند تا مهنی صحیح است و مهنی ثقه است و در سنت و حدیث انسان سختگیری بوده .

خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد ، با تحقیق دکتر بشار عواد معروف ، چاپ دار الغرب الاسلامی ، ج ۱۵ ، ص ۵۶۹

جالب است که در کتاب السنه عبد الله بن احمد بن حنبل آمده ؛‌اما تحریف کردند . السنه ، تألیف عبد الله بن احمد بن حنبل ، جلد اول ، چاپ دار ابن قیم در ریاض ، صفحه ۱۸۱ ، روایت ۱۳۰ :

حدثنی مهنا بن یحیی الشامی سمعت احمد بن حنبل رضی الله عنه یقول : ما قول ابوحنیفه وعندی والبعد الاسواء .

از مهنا بن یحیی شامی از احمد بن حنیل نقل می کند که می گفت : سخن ابو حنیفه از نظر من البعد الاسواء !!!

البعد الاسواء چه معنایی می دهد ، ما نمی دانیم . باید از ناشر و محقق کتاب سؤال کرد که چرا این قدر خیانتکار هستید ؟

جالب است که در پاورقی می گوید :

مهنا بن یحیی الشامی : صاحب الامام احمد . قال الازدی : منکر الحدیث . وقال الدار قطنی ثقه نبیل . وذکره ابن حبان فی الثقات وقال : کان من خیار الناس .

سند معتبر است . فقط ازدی در مورد مهنا گفته : منکر الحدیث است ؛ اما دار قطنی گفته : ایشان ثقه است . ابن حبان هم در الثقات خود گفته : ایشان از بهترین مردم زمان خودش بود .

منکر الحدیث بودن هم که جرح مفسر نیست و ارزشی ندارد .

عبد الله بن احمد ، السنه ، ج ۱ ، چاپ دار ابن قیم ، ص ۱۸۱ ، ح ۱۳۱

به هر حال مشخص است اگر سند روایت مشکل داشت ، نیاز به تحریف نبود . چرا تحریف کرده اید؟  این هم نظر آقای احمد بن حنبل در مورد ابوحنیفه بود که بیان شد .

ما قبلا نظر امام مالک ، نظر سفیان ثوری ، سفیان بن عیینه و اوزاعی را گفتیم . بنده نظر اوزاعی را به صورت خلاصه می خوانم . در کتاب السنه ،‌ تألیف عبد الله بن احمد بن حنبل ، جلد اول ، چاپ دار ابن قیم ، صفحه ۱۸۷ :

حدثنی محمد بن هارون ابونشیط ثنا ابوصالح القراء سمعت الفزاری یعنی ابا اسحاق قال : قال لی الاوزاعی انا لننقم علی ابی حنیفه انه کان یجیء الحدیث عن النبی ’ فیخالفه الی غیره .

از محمد بن هارون از ابوصالح القراء از ابا اسحاق نقل شده که اوزاعی به ما گفت : ما از ابوحنیفه اصلا خوشمان نمی آید . چون حدیث از پیامبر (صلی الله علیه وآله) می آورد و او حرف پیامبر (صلی الله علیه وآله) را گوش نمی کرد و سراغ سخن بقیه می رفت .

عبد الله بن احمد بن عبد الله ، السنه ، ج ۱ ، چاپ دار ابن قیم ، ص ۱۸۷

مجری :

اگر این سخن را در کنار حرف این شخص خود فروش و تن فروش قرار دهیم که گفتند : هر کس بگوید با احادیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) مخالفت می کرد ، جاهل و احمق است .

استاد یزدانی :

آقای اوزاعی جاهل و احمق بوده ، ما نمی دانیم . شاید بوده . ما که خبر نداریم . این هم سخن ایشان بود . باز در کتاب دفاع عن السنه ، صفحه ۲۲۰ دقیقا همین مطلب را بیان می کند :

وکان الاوزاعی یقول : انا لا ننقم علی ابی حنیفه انه رأی کلنا رأی ؟! ولکنا ننقم علیه انه یجیئه الحدیث عن النبی ’ فیخالفه الی غیره .

ابو حنیفه با سخن پیامبر (صلی الله علیه وآله) مخالفت می کرد .

دفاع عن السنه ، ص ۲۲۰

در کتاب موسوعه مواقف السلف فی العقیده والمنهج و التربیه ، تألیف محمد بن عبد الرحمن المفراوی ، جلد ۲ ، صفحه ۳۵۹ دقیقا همین مطلب را می آورد :

وجاء فیه عنه قال : ما نقمنا علی ابی حنیفه انه یری کلنا یری ولکن نقمنا علیه انه یجیئه الحدیث عن النبی ’ فیخالفه الی غیره .

محمد بن عبد الرحمن المفراوی ، موسوعه مواقف السلف فی العقیده والمنهج و التربیه ، ج ۲ ، ص ۳۵۹

تماس بینندگان

بیننده : آقای مهدوی از بوکان ـ شیعه

بنده از استاد سؤالی داشتم . در یکی از برنامه های شبکه وهابی کلمه ، آقای عقیل هاشمی چند روایت را که حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) در مورد حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)  گفتند را تقریبا قبول می کردند ؛ اما گفت که این که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : من شهر علم هستم و علی باب آن ، چنین روایتی نیست و سند صحیحی ندارد .

استاد یزدانی :

این روایت که حضرت فرمودند : من شهر علم هستم . را علمای اهل سنت گفته اند که سندش صحیح است . در کتاب تهذیب الآثار ، تألیف ابی جعفر طبری ، مسند علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، با تحقیق محمود محمد شاکر ، صفحه ۱۰۴ :

حدثنی اسماعیل بن موسی السدی قال اخبرنی محمد بن عمر الرومی عن شریک عن سلمه بن کهیل ، عن سوید بن غفله ، عن الصنابحی ، عن علی : ان النبی ’ قال : انا دار الحکمه وعلی بابها .

از سلمه بن کهیل از سوید بن غفله از صنابحی از علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : من شهر حکمت و علم هستم و علی بن ابیطالب (علیه السلام) دوازده این شهر است .

در ادامه هم می گوید :

وهذا خبر صحیح سنده وقد یجب ان یکون علی مذهب الآخرین سقیما غیر صحیح لعلتین : احداهما : انه خبر لا یعرف له مخرج عن علی عن النبی ’ الا من هذا الوجه .

سند روایت صحیح است .

اما بعضی ها بر این روایت دو اشکال گرفته اند که هر دو اشکال را جواب می دهند .

بعضی ها ممکن است روایت را به این دو دلیل صحیح ندانند . یکی این که خبر مشهور نیست و از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فقط از همین طریق نقل شده . اشکال دوم هم این است که سلمه بن کهیل ثقه نیست .

ابی جعفر طبری ، تهذیب الآثار ، مسند علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، با تحقیق محمود محمد شاکر ، ص ۱۰۴

همین مطلب در لسان المیزان ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، جلد ۲ :

وهذا الحدیث له طرق کثیره فی مستدرک الحاکم اقل احوالها ان یکون للحدیث اصل فلا ینبغی ان یطلق القول علیه بالوضع .

این روایت طرق مختلفی در مستدرک حاکم دارد که حداقل احوال روایت این است که سند اصل و ریشه دارد . اصلا شایسته نیست که بگوییم این روایت جعلی است .

ابن حجر عسقلانی ، لسان المیزان ، ج ۲

در کتاب های دیگر هم آمده از جمله جامع الاحادیث ، تألیف آقای سیوطی ، جلد ۴ ، صفحه ۲۵۹ به صورت تمام تصحیحات روایت را به صورت مفصل نقل کرده است :

از حاکم نیشابوری نقل کرده که سند صحیح است . از یحیی بن معین نقل کرده که سند روایت صحیح است . ابن حجر گفته : ما نمی توانیم بگوییم این روایت قطعا ضعیف است .

در ادامه هم سیوطی نظر خود را بیان می کند :

ان وقفت علی تصحیح ابن جریر لحدیث علی فی تهذیب الآثار مع تصحیح لحدیث ابن عباس فاستخرت الله وجزمت بارتقاء الحدیث من مرتبه الحسن الی مرتبه الصحه .

نظر من این بود که سند این روایت حسن است ….

سیوطی ، جامع الاحادیث ، ج ۴ ، ص ۲۵۹

بیننده :

امشب که کلیپ آقای میم الف را پخش کردید ، اهانتی به استاد یزدانی کردند که ان شاء الله آن اهانت به خودش و نسل های بعد از خودش بر گردد .

بیننده : آقای معزز از خرم آباد ـ شیعه

بنده از شبکه جهانی ولایت تشکر می کنم که در این چهار پنج سال تا حدود ۹۹ درصد مردم را آگاه کرده ؛ اما شبکه های وهابی  و کسانی که برنامه های این شبکه ها را نگاه می کنند ، اگر می خواستند از کتاب های خودشان درس بگیرند یا آموزش ببینند ، شاید کتاب های خود را یاد گرفته و به راه راست هدایت می شدند . من و کلیه مردم لرستان از استاد قزوینی و تمام اساتیدی که این شبکه را راه اندازی کرده اید ، تشکر می کنیم . خداوند به حق امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) به شما پاداش عظیم عنایت کند .

سید عزیز ! همین برنامه شما باعث شده که بسیاری از دوستان اهل سنت من که در لرستان هستند و از مذهب خودشان آگاهی نداشتند ، به مذهب حقه تشیع وارد شوند . بنده از این بابت خیلی خوشحال هستم که پیرو امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و اولاد ایشان هستم .

بیننده : آقای خزاعی از عسلویه ـ شیعه

ما در این جا برای کار آمده ایم . وقتی نماز می خوانیم ، برادران اهل سنت به ما اشکال می گیرند که شما پاهای خود را نمی شویید . در صورتی که در قرآن ثابت شده که بزرگان عرب پاهای خود را می شستند . شما که پای خود را نمی شویید ، نمازتان قبول نمی شود .

اگر امکان دارد برای ما از قرآن کریم ثابت کنید که حق با ما است .

استاد یزدانی :

شما به این برادران اهل سنت بگویید که در ذیل آیه وضو ، آیه ۶ سوره مائده       در تفسیر فخر رازی مشهور به تفسیر کبیر یا مفاتیح الغیب ، جلد ۱۱ ، چاپ دار الفکر بیروت ، صفحه ۱۶۴ :

اختلف الناس فی مسح الرجلین وفی غسلهما ، فنقل الفقال فی تفسیره عن ابن عباس وأنس بن مالک وعکرمه والشعبی وأبی جعفر محمد بن علی الباقر : أن الواجب فیهما المسح ، وهو مذهب الإمامیه من الشیعه.

مردم اختلاف کردند که پا را بشویند یا مسح کنند . قفال در تفسیرش از ابن عباس و انس بن مالک و عکرمه و شعبی و ابی جعفر محمد بن علی الباقر (علیه السلام) نقل کردند که واجب است ما پای خود را مسح کنیم و این همان مذهب امامیه در شیعه است .

تفسیر کبیر ، فخر الدین رازی ، ج ۱۱ ، چاپ دار الفکر بیروت ، ص ۱۶۴

پس واجب است که پای خود را مسح کنیم ؛ چون امام باقر (علیه السلام ) گفتند . چون شعبی و عکرمه و شعبی و ابن عباس و انس بن مالک گفته اند و این ها به قرآن کریم استدلال کردند .

آقای فخر رازی در ادامه توضیح می دهد و تصریح می کند که این آیه فقط و فقط بر شستن دلالت دارد و به هیچ وجه نمی توانند مطلبی را پیدا کنند که در قرآن شستن پا را آورده باشد . حتی خود علمای اهل سنت گفته اند که آیه مسح را ثابت می کنند .

اما علمایی که این مطلب را گفته اند ، از جمله انس بن مالک که گفته :

حدثنا بن سهل قال ثنا مؤمل قال ثنا حماد ثنا عاصم الاحوال عن انس قال : نزل القرآن بالمسح والسنه الغسل …

قرآن بر مسح نازل شده ؛ اما سنت اهل سنت بر خلاف قرآن ، دلالت بر شستن پا می کند .

تفسیر طبری ، ج ۶ ، ص ۱۶۶

در کتاب الاوسط ، شرح معانی الآثار و ۲۴ کتاب از کتاب های اهل سنت این مطلب را نقل کرده اند که قرآن دلالت بر مسح می کنند ؛ اما اهل سنت پای خود را می شویند . سنت اهل سنت بر خلاف قرآن دلالت بر شستن می کند ؛ اما قرآن کریم که خداوند دستور به پیروی از آن را داده ، دلالت بر مسح می کند .

در المحلی ابن حزم دقیقا همین مطلب را آورده اند .

جاء عن ابن عباس نزل القرآن بالمسح یعنی فی الرجلین فی الوضوء .وقد قال بالمسح علی الرجلین من السلف منهم علی بن ابی طالب وابن عباس والحسن وعکرمه والشعبی وجماعه وغیرهم وهو قول الطبری.

از ابن عباس ، صحابی جلیل القدر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفته : قرآن نازل شده تا مسح را ثابت کند یعنی در وضو و در پاها . جماعتی از سلف پای خود را مسح می کردند ، از جمله امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و عبد الله ابن عباس و حسن بصری و عکرمه و جماعتی غیر از این ها و همچنین قول آقای طبری همین مسح پا است .

ابن حزم ، المحلی ، ج ۲ ، ص ۵۶

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، امام باقر (علیه السلام) ، ابن عباس و انس بن مالک و دیگران می گویند که قرآن دستور به مسح داده ؛ اما این ها می گویند سنت گفتند باید بشویید . آقایان تا به حال یک روایت صحیح از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پیدا نکردند که پای خود را شسته باشند . هر چه روایت داریم مخالف است و همه سند ها مشکل دارند . آن روایتی هم که سند صحیح دارد و طبق سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است و در صحیح بخاری آمده این است که صحابه پای خود را مسح می کردند .

بیننده : امید از کرج ـ شیعه

بنده یک کرد هستم ؛ اما شیعه هستم . خیلی از همکارانم از من خرده می گیرند ؛ اما من از شما یاد می گیرم و آن ها را با خونسردی کامل قانع می کنم و می گویم شما کجا یک شیعه را دیده اید که بی ادبی و بی احترامی کند . اگر این آقایان که ادعا می کنند علامه هستند ، بیایند و ما را قانع کنند ، شاید ما اشتباه می کنیم .

شاید باورتان نشود که در محل کارم حتی مهرم را هم بر می دارند . الان هم که به اربعین نزدیک می شویم ، من را خرد می کنند و بارها شده که من در محل کارم گریه کردم ؛ اما باز هم خدا را شکر می کنم که شیعه هستم و دوستانی مثل شما پشت ما هستند و ما را ارشاد می کنند و با آن ها مبارزه می کنند.

استاد یزدانی :

برادر عزیزمان توقع دارند که علمای این ها بیایند و افرادی مثل ایشان را قانع کنند . همین پنج دقیقه قبل از برنامه ما ، یکی از غنچه های شبکه ولایت به آقای کیانی زنگ زده بود و می خواست صحبت کند . به محض این که گفت : من سؤالی از دیگر کارشناسان وهابی پرسیدم و جوابی نگرفتم و می خواهم از شما این سؤال را بپرسم ، صداشون را قطع کردند .

غنچه نه ساله ما که از قزوین هفته قبل با آقای هاشمی تماس گرفته بود ، اصلا اجازه صحبت نمی داد . اگر فرصت شد ما کلیپ های آن را پخش می کنیم .

بنده در ادامه اقوال علمای اهل سنت ، سخن آقای البانی است که برای بنده خیلی مهم بود که تقریبا جامع حرف علمای اهل سنت است . خود آقای البانی هم مدعی است هیچ کس به اندازه من ائمه را در مورد ابوحنیفه جمع نکرده .

کتاب السنه ابن ابی عاصم ، با تحقیق آقای البانی ، چاپ المکتب الاسلامی ، صفحه ۷۶ ، روایتی را نقل می کند که در سندش ابوحنیفه وجود دارد :

ثنا خلیفه بن خیاط العصفری ثنا عبدالله بن یزید ثنا أبو حنیفه عن عبد العزیز بن رفیع عم مصعب بن سعد عن النبی e قال ما من نفس إلا وقد کتب الله تعالى مدخلها ومخرجها وما هی لاقیه فقال رجل من الأنصار ففیم العمل یا رسول الله قال من کان من أهل الجنه یسر لعمل أهل ومن کان من أهل النار یسر لعمل أهل النار فقال الأنصاری الآن حق العمل .

روایت از خلیفه بن خیاط از عبد الله بن یزید  از ابوحنیفه نقل شده .

اسناده ضعیف رجاله ثقات رجال البخاری غیر ابی حنیفه فانه علی جلالته فی الفقه ضعفه الائمه لسوء حفظه وقد خرجت اسماء هؤلاء الائمه فی الاحادیث الضعیفه (۵ / ۷۶ ) بما لا تراه فی کتاب آخر ولدینا مزید .

سند ضعیف است و تمام راویانش از راویان بخاری و ثقه هستند ، غیر از ابوحنیفه . درست است که در فقه قوی بوده ؛

آیا عاقلانه است که کسی در فقه قوی باشد و در احادیث ضعیف باشد !!! مگر فقه را از کجا استخراج میکند ؟ از احادیث خارج میکند ؟ ایشان که در احادیث ضعیف است . در قرآن هم که این قدر آیه فقهی نداریم که بخواهد از قرآن احکام فقهی را بگیرد . مجبور است که سراغ حدیث برود . وقتی در حدیث ضعیف است چطور احکام فقهی را استنباط کرده ؟!!!

من اسماء این ائمه را در کتاب احادیث الضعیفه خودم جلد ۵ ، صفحه ۷۶ جمع آوری کردم و هیچ کس مثل من این کار را انجام نداده . بیش از این هم هست !!!!

السنه ابن ابی عاصم ، با تحقیق ناصر الدین البانی ، چاپ مکتب الاسلامی ، ص ۷۶

البته جلد و صفحه را اشتباه می کند و در جلد اول آمده .

کتاب سلسله الاحادیث الضعیفه والموضوعه ، تألیف ناصر الدین البانی ، چاپ مکتبه المعارف عربستان ، جلد اول ، صفحه ۶۶۱ روایت مفصلی را بیان می کند و در ادامه می گوید :

اخبرنا ابوحنیفه عن الهیثم مرفوعا . قلت : وهذا معضل فان الهیثم هذا هو ابن حبیب الصیرفی الکوفی وهو من اتباع التابعین ….

وابوحنیفه ضعفوا حدیثه کما سبق بیانه عند الحدیث (۳۹۷ ) و توضیحا لذلک اقول : ذکرت هناک ان الامام رحمه الله : قد ضعفه من جهه حفظه : البخاری ، ومسلم ، والنسائی وابن عدی وغیرهم من ائمه الحدیث .

ابوحنیفه این روایت را از هیثم مستقیم از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده . این روایت معضل است و دو اشکال دارد . اول این که در سند روایت هیثم است . اشکال دوم در ابو حنیفه است که حدیثش تضعیف شده همان طور که در حدیث ۳۹۷ من توضیح دادم .

توضیح ضعف ابوحنیفه این طور است که علما در مورد ایشان گفتند که حفظ او ضعیف بوده از جمله بخاری ، مسلم ، نسائی و ابن عدی و دیگران از ائمه حدیث .

در صفحه بعد توضیحات را بیان می کند :

قال البخاری فی التاریخ الکبیر ( ۴ / ۲ / ۸۱ ) : سکتوا عنه .

وقال المسلم فی الکنی والاسماء (ق ۳۱ / ۱ ) : مضطرب الحدیث لیس له کبیر حدیث صحیح .

وقال النسائی فی آخر الکتاب الضعفاء والمتروکین (ص ۵۷ ) : لیس بالقوی فی الحدیث وهو کثیر الغلط علی قله روایته .

وقال ابن عدی فی الکامل (۴۰۳ / ۲ ) :له احادیث صالحه وعامه ما یرویه غلط …

قال ابن سعد فی الطبقات (۶ / ۲۵۶ ) : کان ضعیفا فی الحدیث .

وقال العقیلی فی الضعفاء (ص ۴۳۲ ) : حدثنا عبد الله بن احمد قال : سمعت ابی یقول : حدیث ابی حنیفه ضعیف .

قال ابن ابی حاتم فی الجرح والتعدیل (۴ / ۱ / ۴۵۰ ) : ثنا حجاج بن حمزه قال : سمعت ابن المبارک یقول : کان ابوحنیفه مسکینا فی الحدیث .  

وقال ابوحفص بن شاهین : وابوحنیفه فقد کان من الفقه ما لا یدفع من علمه فیه ولم یکن فی الحدیث بالمرضی لان للاسانید نقادا فاذا لم یعرف الاسناد ما یکتب وما کذب نسب الی الضعف .

قال ابن حبان : وکان رجلا جدلا ظاهر الورع لم یکن الحدیث صناعته حدث مائه وثلاثین حدیثا مسانید ما له حدیث فی الدنیا غیرها اخطأ منها فی مائه وعشرین حدیثا اما ان یکون اقلب اسناده او غیر متنه من حیث یعلم .

بخاری در تاریخ کبیر ج ۴ ص ۲ و ۸۱ گفته : علما در مورد ایشان ساکت شدند و او را توثیق نکردند.

مسلم در کتاب الکنی والاسماء گفته : ایشان مضطرب الحدیث بوده .

نسائی در آخر کتاب ضعفاء والمتروکین صفحه ۵۷ ،گفته : او در حدیث قوی نبوده و زیاد اشتباه می کرد با این که روایت کم نقل کرده .

ابن عدی هم در کتاب الکامل گفته : احادیث خوبی هم دارد ؛ اما عموم روایاتی که ابوحنیفه نقل کرده غلط است .

ابن سعد در طبقات خود گفته : ایشان در حدیث ضعیف بوده .

عقیلی در ضعفا گفته : حدیث ابوحنیفه ضعیف است .

ابن ابی حاتم در کتاب جرح و تعدیل گفته : ابو حنیفه در حدیث مسکین و بدبخت بود .

ابو حفص هم همین را گفته …

ابو حاتم گفته : مرد جدلی بود ، ظاهرا اهل تقوا بود . حدیث نمی دانست . حدود ۱۳۰ روایت به صورت مسند نقل کرده . که در ۱۲۰ حدیث از آن ۱۳۰ حدیث اشتباه کرده یا این که سند را تغییر داده یا متنش را تغییر داده .

این چه امامی است ؟ این امام چطور می تواند از احادیث ، فقه را استنباط می کند ؟

در ادامه هم نظر دار قطنی ، حاکم نیشابوری ، عبد الحق اشبیلی نقل می کند که گفته :

ولا یحتج بابی حنیفه لضعفه فی الحدیث .

واورده ابن الجوزی فی کتابه الضعفاء والمتروکین (۳ / ۱۶۳ ) ونقل تضعیف النسائی وغیره ممن تقدم ذکره وعن الثوری انه قال : لیس بثقه وعن النضر ابن شمیل : متروک الحدیث .

قال الذهبی فی دیوان الضعفاء (ق ۲۱۵ / ۱ ـ ۲ ) : النعمان الامام رحمه الله قال ابن عدی : عامه ما یرویه غلط وتصحیف وزیادات وله احادیث صالحه وقال النسائی : لیس بالقوی فی الحدیث کثیر الغلط والخطأ علی قله روایته وقال ابن معین : لا یکتب حدیثه .

اصلا به ابوحنیفه نمی توان احتجاج کرد ؛‌به خاطر این که حدیثش ضعیف است .

ابن جوزی هم در ضعفاء والمتروکین گفته : ایشان ثقه نیست .

لیس بثقه ، همه چیز را نابود می کند . آقایان طرفدار ابوحنیفه ! امام اعظم شما ثقه نبوده . من این را نمی گویم ، علمای شما این مطلب را گفته اند . از سفیان ثوری گفته : امام اعظم شما ثقه نبوده !!!

ابن شمیل گفته : متروک الحدیث بوده .

آقای ذهبی هم در کتاب دیوان الضعفای خود ، نام امام شما را به عنوان یک راوی ضعیف آورده .

آقای ذهبی در دیوان الضعفا از ابن عدی نقل کرده که تمام روایاتی که ابوحنیفه نقل کرده ،‌غلط و تصحیف و زیاده است ؛ اما احادیث خوبی هم دارد . نسائی هم گفته : در روایاتش غلط و اشتباه زیادی داشته . ابن معین هم گفته : اصلا نمی توان حدیث ابو حنیفه را نوشت .

ناصر الدین البانی ، سلسله الاحادیث الضعیفه والموضوعه ، چاپ مکتبه المعارف عربستان ، جلد اول ، صفحه ۶۶۱ تا ۶۶۴

از این تضعیف پایین تر وجود ندارد که ائمه اهل سنت کرده باشند . این آقای به اصطلاح کارشناس ادعا کرد که هر کس چنین ادعایی کند ، از کتاب و سنت تبعیت نمی کنند و جاهل و احمق هستند . پس در این صورت همه ائمه شما جاهل و احمق هستند . یا ابوحنیفه این مشکلات را در حدیث داشته و طبق نظر عبد الله بن احمد و اوزاعی و دیگران مخالفت می کرده یا این که همه ائمه شما از جمله بخاری و مسلم و دیگران جاهل و احمق هستند . یا این که این شخص تن فروش خود فروش ایشان است که غلط می کند .

مجری :

از استاد یزدانی عزیز و شما بینندگان بزرگوار تشکر می کنیم . ان شاء الله که ایام خوبی داشته باشید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان