علمای وهابی میگویند: هر کس بگوید اشاعره از اهل سنت و جماعت هستند .چنین شخصی خوار و خطاکار است.ا شاعره از شدیدترین دشمنان اهل سنت و جماعت بوده اند ….

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش

تاریخ : ۲۴ / ۰۶ / ۹۵

مجری :

اللهم صل علی محمد وآل محمد

عرض سلام و ادب خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت دارم . با برنامه ای دیگر از برنامه های چالش میهمان منازل شما عزیزان خواهیم بود . ایام فرخنده قربان تا غدیر را خدمت شما تبریک عرض می کنیم .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . من هم به نوبه خودم دهه ولایت را خدمت همه شیعیان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم . امیدوارم که خداوند ما را هم در زمره شیعیان واقعی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) قرار دهد و در قیامت با آن حضرت محشور کند .

مجری :

امشب هم به دروغی دیگر از سلسله دروغ های آقای میم الف معلوم الحال می پردازیم . کلیپ اول را با هم می بینیم و بعد از آن در خدمت شما عزیزان هستیم .

کلیپ ۱ ) :

میم الف ـ کارشناس وهابی :

من اتفاقا تصادفی برنامه چند روز قبل یزدانی را در شبکه ولایت نگاه می کردم . بیننده ای زنگ زد که هفته گذشته هم تماس گرفته بود ، گفت : در کتاب محمد بن عبد الوهاب به مذهب حنفی و امام اعظم ، ابوحنیفه توهین شده است . بعد مطلبی را از یک نویسنده معاصر ، شیخ عبد الکریم العقل نشان داد و در آن جا مطلبی در مورد احناف نبود . مطلبی در مورد جماعت تبلیغ بود که ایشان در این کتابش آمده که بعضی از اشتباهات و بعضی از مسائلی که در جماعت تبلیغ وجود دارد را بیان کرده و ربطی به احناف و غیر احناف ندارد . ما تبلیغی شافعی ، تبلیغی حنبلی ، تبلیغی حنفی داریم …

بیننده :

چند شب پیش مجری شبکه ولایت که یک روحانی جوان هست در مورد یهود اهل سنت ، کتابی را نشان داد و روی مانیتور هم صفحه را بزرگ کردند . در صورتی که شما فرمودید : نه ، این کتاب را نگاه کردم ؛ اما این مطلب را ندیدم .

میم الف ـ کارشناس وهابی :

شما اگر همان فیلم را نگاه کنید ، در آن جا احناف نوشته نیست ؛ بلکه گروهی از جماعت تبلیغ است . این برداشت دروغی بود که ایشان کرد و به بیننده ها گفت ؛ چون اکثر بیننده ها نمی توانند نص عربی را بخوانند .

مجری :

این هم از کلیپ اول از آقای میم الف معلوم الحال با آن وصفیاتی که آقای ملا زاده به آن بارها اشاره کردند . ادعای ایشان این بود که استاد یزدانی عزیز دروغ گفتند و این مسأله که در کتابی که در ادامه مشاهده می کنید که اهل سنت به خصوص بخش خاصی و به خصوص بسیاری از احناف یهود هستند ، ایشان ادعا کردند که چنین چیزی در این کتاب وجود ندارد و فقط بخشی از اشتباهات جماعت تبلیغ را مطرح کرده و این که گروهی از اهل سنت به یهود تشبیه کرده باشد ، وجود ندارد و از دروغ های استاد یزدانی است !!!

استاد یزدانی :

اول ایشان به بنده تهمتی زدند که من گفتم در کتاب های محمد بن عبد الوهاب به ابو حنیفه توهین کردند . من یادم نمی آید که چنین مستندی را نشان داده باشم . اگر ایشان کلیپ را پخش کنند ، شاید یادم بیاید که چنین مطلبی در کتاب محمد بن عبد الوهاب باشد که خیلی به کار ما می آید و ما می توانیم استفاده های زیادی بکنیم .

منظور ایشان قطعا همین مستندی است که بار ها و بارها از آقایان وهابی نشان دادیم که تمام مقلدین ، به خصوص احناف ، یهود اهل سنت هستند . این مطلب را گفت که اشاره ای به احناف نکرده . بیننده هم تماس گرفت که شبکه ولایت مطلب را نشان داد و روی مانیتور بزرگ کرد . اما کارشناس گفت : نه چنین چیزی نیست و این از دروغ های این ها است . بنده این مطلب را یک بار دیگر نشان می دهم تا ببینیم که چه کسی دروغ گفته ؟

در کتاب نظره عابره اعتباریه حول الجماعه التبلیغیه ، تألیف استاد سیف الرحمن احمد ، چاپ دار الحدیث عربستان سعودی ، صفحه ۵۸ :

ولقد صدق من قال ان یهود هذه الامه هم الشیعه ، وان یهود اهل السنه هم المقلدون الجامدون وخاصه بعض الاحناف امثال هؤلاء التبلیغیین الذین یناصرون الجهل والتقلید الجامد وعباده الکبراء وتعظیمهم والخضوع لهم . ویروجون البدعه فی المسلمین ویوجبون علی المسلمین مالم یوجبه الله ویشرعون لهم ما لم یشرعه الله ورسوله .

می گویند : یهود اسلام ، شیعه است و یهود اهل سنت ، همان هایی که تقلید می کنند و در تقلیدشان بسیار پافشاری کرده و بسیار محکم و استوار بر عقیده تقلید خود هستند . مخصوصا احناف ، مثل این تبلیغی ها آن هایی که جهل و تقلید جامد را یاری می کنند و عبادت و تعظیم و خضوع برای بزرگان را تبلیغ می کنند و بدعت را در بین مردم ترویج می کنند و چیزهایی را بر مسلمین واجب می کنند که خداوند واجب نکرده و چیز هایی را برای مردم تشریع می کنند که خدا و رسولش تشریع نکرده اند .

سیف الرحمن احمد ، نظره عابره اعتباریه ، چاپ دار الحدیث ، ص ۵۸

بینندگان عزیز می توانند همین الان با گوشی های اندروید این کتاب را در گوگل سرچ کنند و در سایت های اهل سنت و سایت های وهابی از جمله سایت وقفیه و در سایت آرشیو قطعا موجود هست .

ما در این جا ” خاصه بعض الاحناف ” را تفسیر کنیم . همین آقای میم الف حنفی هست ، پسر عموی ایشان آقای مجیب الرحمان ، حنفی است . همین ها جزء جماعت تبلیغ بودند و این جماعت را همین ها راه اندازی کردند .

مجری :

جالب است که فقط جماعت تبلیغ را نمی گویند ؛ بلکه می گوید : بخشی از یهود اهل سنت ، مثل جماعت تبلیغ است .

استاد یزدانی :

بله ، در این جا مثال می زند . آقای میم الف هم گفتند : ” جماعت تبلیغ که فقط حنفی نیستند .” ما هم  همین را می گوییم ، پس در این جا نویسنده کتاب همه اهل سنت را می گوید ، تمام اهل سنتی که تقلید می کنند . چه آن هایی که شافعی هستند و چه آن هایی که مالکی هستند و چه آن هایی که حنفی هستند و چه آن هایی که حنبلی هستند . همه را می گوید که این ها یهود اهل سنت هستند . اهل سنتی که یهود نیستند ، چه کسانی هستند ؟ فقط وهابی هایی که تقلید نمی کنند ، اصل اهل سنت هستند . اما یهود اهل سنت کسانی هستند که تقلید می کنند . این عین صفحه کتاب است و هیچ شک و شبهه ای در آن نیست .

البته یکی دیگر از علمای آن ها دقیقا همین مطلب را در کتاب القول البلیغ فی التحذیر من جماعه التبلیغ ، تألیف حمود بن عبد الله بن حمود التویجری ، متوفای ۱۴۱۳ هـ ، چاپ دار الصمیعی ریاض ، صفحه ۲۰ ، بیان می کند :

 ولقد صدق من قال ان یهود هذه الامه هم الشیعه ، وان یهود اهل السنه هم المقلدون الجامدون وخاصه امثال هؤلاء التبلیغیین الذین یناصرون الجهل والتقلید الجامد وعباده الکبراء وتعظیمهم والخضوع لهم . ویروجون البدعه فی المسلمین ویوجبون علی المسلمین مالم یوجبه الله ویشرعون لهم ما لم یشرعه الله ورسوله .

یهود اهل سنت تمام آن هایی هستند که تقلید می کنند و بر تقلید خود پافشاری می کنند ….

حمود بن عبد الله بن حمود التویجری ، القول البلیغ ، چاپ دار الصمیعی ، ص ۲۰

اما عبارت ” خاصه بعض الاحناف ” را حذف کرده است . مثل همه تدلیس ها و تصحیح ها و تحریفاتی که در کتاب های شما وجود دارد . اکثر کتاب های شما متأسفانه عمدا تحریف شده . در همه کتاب های دنیا ممکن است که تحریف صورت بگیرد ؛ چون چاپ در آن زمان نبوده و ممکن بوده که نسخه نویس ها کار هایی انجام می دادند ؛ اما در کتاب های شما تحریف های عمدی صورت گرفته که تحریف در این کتاب از همان تحریف های عمدی است .

شاید این آقای میم الف همین را می گفت ؛ اما ما هر دو را در آن برنامه نشان دادیم . در صورتی که این وهابی پلید و این دروغگوی خبیث که به قول آقای ملازاده تن فروشی می کرده ، فقط همان مطلب تحریف شده را بیان کردند .

تکفیر اشاعره

بحث بعدی که خیلی مهم است ، تکفیر اشاعره است . اکثر اهل سنت اشعری هستند ؛ همان طور که ما بارها کلیپ پخش کردیم که آقای علی جمعه می گفتند : اکثر اهل سنت یا اشعری هستند یا ماتریدی ” ما تریدی هم شاخه ای از اشعری ها هستند و تفاوتی با هم ندارند .

اما وهابی ها در کتاب های خود فراوان گفته اند که اشاعره از اهل سنت نیستند ؛ بلکه از یهود و مشرکین گرفته شده اند . ما مستندات آن را در شبکه ولایت نشان داده ایم . بحث جالبی است که هر کدام طرف مقابل را اهل سنت نمی داند . اشاعره و ماتریدیه و اهل حدیث در چچن کنفرانس می گیرند که فقط ما اهل سنت هستیم و وهابی ها اهل سنت نیستند . از آن طرف وهابی ها می گویند : ما اهل سنت هستیم و شما اهل سنت نیستید .

در کتاب فتاوی الائمه النجدیه از شیخ عبد الوهاب تا شیخ عبد العزیز عبدالله بن باز ، با مقدمه عبد الله بن عبد الرحمن الجبرین وهابی ، جمع آوری ابویوسف مدحت بن الحسن آل فراج ، چاپ مکتبه الرشد ، جلد اول ، صفحه ۵۱۴ :

المعطله :

وهؤلاء نفوا عن الله ما وصف به نفسه أو وصفه به رسوله من صفات الکمال ، زاعمین أن إثباتها یقتضی التشبیه والتجسیم ؛ فهم على طرفی نقیض مع المشبهه .

ومذهب التعطیل مأخوذ من تلامذه الیهود والمشرکین وضلال الصابئین .

وأول من حفظ عنه مقاله التعطیل فی الإسلام هو الجعد بن درهم فی أوائل المئه الثانیه ، وأخذ هذا المذهب الخبیث عنه الجهم بن صفوان وأظهره ، وإلیه نسبت الجهمیه ، ثم انتقل هذا المذهب إلى المعتزله والأشاعره ، وهذه أسانید مذهبهم ، ترجع إلى الیهود والصابئین والمشرکین والفلاسفه ، وهم فی هذا التعطیل متفاوتون .

آن هایی که از خداوند صفاتی کمال را نفی میکنند ، معطله نیستند ؛ بلک مقصود چیز دیگری است ….

اولین کسی که سخن تعطیل را در اسلام بیان کرد ، جعد بن درهم در اوایل صده دوم هجری بود و این مذهب خبیث جهم بن صفوان از او گرفت و آن را آشکار کرد و جهمیه را به آقای جهم بن صفوان نسبت دادند . این مذهب خبیث به معتزله و اشاعره منتقل شد و این سند های مذهب آن ها است که به یهود و ستاره پرستان و مشرکین و فلاسفه بر می گردد .

فتاوی الائمه النجدیه ، با مقدمه عبد الله بن عبد الرحمن الجبرین ، جمع آوری ابویوسف مدحت بن الحسن آل فراج ، چاپ مکتبه الرشد ، ج ۱ ، ص ۵۱۴

در این جا می خواهد بگوید : ریشه اشاعره و معتزله ، به جعد بن درهم و بعد از آن به جهم بن صفوان بر می گردد . این ها هم از یهود و صابئین و مشرکین گرفته اند . پس اصل اشاعره و معتزله به این سه فرقه بر می گردد . این سخن یک عالم وهابی است که بسیار عجیب می باشد .

در کتاب الآلئ البهیه فی شرح العقیده الواسطیه ابن تیمیه ، تألیف صالح بن عبد العزیز بن محمد بن ابراهیم آل الشیخ از نوادگان آل الشیخ ، با تحقیق عادل بن محمد مرسی رفاعی ، جلد اول ، چاپ دار العاصمه ، صفحه ۸۸ :

وقد غلط من غلط فی معنی اهل السنه والجماعه ، فادخل فی اهل السنه والجماعه بعض الفرق الضاله کالاشاعره والماتریدیه

غلط کردند آن هایی که غلط کردند و اهل سنت و جماعت را این طور معنا کردند . این که بعضی از فرق ضاله مثل اشاعره و ماتریدیه را از اهل سنت هستند .

از طرف دیگر ، اشاعره و ماتریدیه در چچن جمع شده و می گویند : غلط کردند آن های که گفتند : وهابیت از اهل سنت هستند . این که چه کسی غلط کرده ، خودشان بهتر می دانند .

در صفحه بعد هم می گوید :

ومن امثال من غلط من المتقدمین السفارینی فی شرحه ” لوامع الانوار البهیمه ” فقال : اعلم ان اهل السنه والجماعه ثلاث طوائف : اهل الحدیث والاثر والاشاعره والماتریدیه . وعلی هذا الکلام فان الاشعریه والماتریدیه واهل الاثر جمیعا من الجماعه ، وهذا باطل ….

واما الاشاعره والماتریدیه فهم یقولون قولتهم المشهوره :” ان طریقه السلف اسلم وطریقه الخلف اعلم واحکم .” وهذا لا شک ان فیه افتراء وفرقه وخلافا واختلافا عما کانت علیه الجماعه قبل ان یذر مخیم الابتداع فی هذه الامه .

از کسانی که غلط کردند ، آقای سفارینی حنبلی در کتاب شرح لوامع الانوار البهیه است که گفته : بدانید که اهل سنت و جماعت سه طائفه هستند : اهل حدیث و اثر که پیروان احمد بن حنبل هستند . دوم ، اشاعره و ماتریدیه هستند .

بنا براین کلام ، اشعری ها و ماتریدی ها و اهل اثر همه از اهل سنت هستند که این یک سخن باطل است ….

اشاعره و ماتریدی که میگویند : ما از سلف هستیم ، دروغ می گویند ….

صالح بن عبد العزیز بن محمد بن ابراهیم آل الشیخ ، الآلئ البهیه فی شرح العقیده الواسطیه ، با تحقیق عادل بن محمد مرسی رفاعی ، ج ۱ ، چاپ دار العاصمه ، ص ۸۸

در این جا واضح و روشن تصریح می کند که آقایان اشاعره و ماتریدیه ! شما از اهل سنت نیستید . ما در بحث تقلید گفتیم اهل سنتی که در شرق ایران و افغانستان و پاکستان و هندوستان هستند ، واجب است که از ابوحنیفه تقلید کنند ؛ چون می گفتند : در این مناطق عالمی غیر از عالم حنفی پیدا نمی شود و مردم مجبور هستند که فقط از ابوحنیفه تقلید کنند . اما این ها می گویند : اهل سنتی که در این مناطق هستید ، شما از اهل سنت محسوب نمی شود و هر کس شما را از اهل سنت بداند ،‌ غلط کرده .

این هم سخن نواده محمد بن عبد الوهاب بود که قبلا مفتی اعظم عربستان سعودی بوده . ایشان برادر مفتی اعظم فعلی عربستان سعودی می باشد .

ما اصلا هیچ قضاوتی در این باره نمی کنیم و فقط ناقل مطلب هستیم .

مجری :

تا این دیدیم که نظر وهابیت در مورد وهابیت چیست . کلیپ بعدی هم این قضیه را خیلی واضح تر می کند .

کلیپ ۲ ) :

کارشناس وهابی :

حتی اشاعره در مذهبشان پلیدتر از یهود و نصارا هستند . نصارا صفات خداوند را ثابت می کنند و تأویل نمی برند و صوفیه نیز پلیدتر از یهود و نصارا هستند . چون صوفیه خدایان زیادی را عبادت می کنند و این ها بدتر از نصارا هستند که عزیز و مسیح را عبادت می کنند .

دکتر احمد الطیب :

چون الازهر اشعری است و بدانید که مذهب اشاعره مذهب غالب مسلمانان است . در گذشته و حال و اگر خواستید حاضرم آمار دقیق به شما دهم . مذهب امام اشعری که بر سنت پیامبر و صحابه است و به آن مذهب اهل سنت و جماعت می گویند .

یوسف القرضاوی :

الازهر شریف ، اشعری است و نه تنها دانشگاه الازهر ؛ بلکه امت اسلامی اشعری است . الازهر ، زیتونه ، دیوبند ، عده ای از علماء ، مدارس پاکستان و تمام عالم اسلامی اشعری است .

دکتر احمد الطیب :

الان در شبکه های ماهواره ای می گویند که اشعری ها اهل سنت نیستند . اگر اشاعره و ماتریدیه اهل سنت نباشد ، پس چه کسی اهل سنت هستند ؟ اشاعره اهل سنت هستند .

مجری :

این یک نمونه از شبکه وصال عربی که از دوستان و شیوخ آقای میم الف منافق بودند ،‌به همین صراحت مطالب را مطرح می کنند و تصریح می کنند که اشاعره بدتر از یهود و نصارا هستند . در صورتی که بسیاری از علما حتی آقای قضاوی که گرایشات سلفی و وهابی دارد ، تصریح می کنند که اکثر اهل سنت و بلکه تمام جهان اسلام اشعری هستند .

استاد یزدانی :

ما قبلا فتوای صریح آقایان سلفی را مبنی بر تکفیر ابوحنیفه را نشان دادیم . در کتاب سرّ تأخر العرب و المسلمین ، تألیف محمد الغزالی ، چاپ دار الصحبه در قاهره ، صفحه ۵۳ می گوید :

ان زعیم السلفیه الاسبق فی مصر الشیخ حامد الفقی حلف بالله ان ابا حنیفه کافر ….

رهبر سابق سلفی ها در مصر ، شیخ حامد الفقی به خدا قسم می خورد که ابوحنیفه کافر است .

محمد الغزالی ، سرّ من تأخر العرب والمسلمین ، چاپ دار الصحبه در قاهره ، ص ۵۳

این هم دیدگاه آقایان سلفی در مورد آقای ابوحنیفه بود . اما این که اشاعره از اهل سنت نیستند و از اهل بدعت هستند ، به صورت مفصل در برنامه راه و بی راه نشان دادیم و بحث کردیم .

آقای سفر الحوالی ، یکی از وهابی های معاصر که در سایت خود ، این قضیه را می آورد که اشاعره از اهل سنت نیستند . ایشان در سایت خود ، به موضوع فرق بین سلف و اهل سنت و جماعت پرداخته که تصریح میکند : اشاعره به هیچ وجه جزء اهل سنت نیستند .

والعلماء عندما کتبوا کتبا مثلا : اصول اهل السنه والجماعه فهم لا یعنون الا غیر اصول السلف …

فتبین ان الاشاعره لیسوا من اهل السنه والجماعه بل هو من اهل البدعه والضلاله .

علما این حرف را زده اند که اهل سنت و جماعت فقط و فقط ،‌سلفی ها و پیروان احمد بن حنبل و عبد الله بن احمد بن حنبل هستند .

اشاعره و صوفیه و معتزله از اهل سنت نیستند ؛ بلکه از اهل بدعت و ضلالت می باشند .

سایت سفر الحوالی

شما این مطلب را در گوگل جستجو کنید ، می توانید در سایت ایشان مشاهده کنید . از این طرف این ها می گویند اشاعره ،‌اهل بدعت و ضلالت هستند و از طرف دیگر ، اشاعر می گویند که وهابی از اهل بدعت و جماعت هستند . به هر حال یکدیگر را تکفیر می کنند و کار عجیبی نیست .

در کتاب فتح المجید شرح کتاب التوحید ، تألیف عبد الرحمن بن حسن بن محمد بن عبد الوهاب ( از نوادگان محمد بن عبد الوهاب ) متوفای ۱۲۸۵ هـ ، با تحقیق عبد القادر الارنؤوط ، چاپ مکتبه دار البیان ، صفحه ۴۸۰ ، در بحث کسانی که اسماء الهی را قبول ندارند ، می گوید :

فاذا کان المشرکون جحدوا اسما من اسمائه تعالی وهو من الاسماء التی دلت علی کماله سبحانه وبحمده فجحود معنی هذا الاسم ونحوه من الاسماء یکون کذلک . فان جهم بن صفوان ومن تبعه یزعمون انها لا تدل علی صفه قائمه بالله تعالی . وتبعهم علی ذلک طوائف من المعتزله والاشاعره وغیرهم . فلهذا کفرهم کثیرون من اهل السنه …

جهم بن صفوان و پیروانش فکر می کنند که این صفاتی که شمردیم ، صفات ذات نیستند یا این که تأویل و توجیه می کنند . طائفه ای از اشاعره و معتزله از جهم بن صفوان پیروی می کنند . به همین دلیل بسیاری از اهل سنت ، معتزله و اشاعره را تکفیر کرده اند .

عبد الرحمن بن حسن بن محمد بن عبد الوهاب ، فتح المجید ، با تحقیق عبد القادر الارنؤوط ، چاپ مکتبه دار البیان ، ص ۴۸۰

این اهل سنت چه کسانی هستند ؟ اگر معتزله و اشاعره را از اهل سنت جدا کنیم ، چند نفر اهل سنت در دنیا باقی می ماند ؟ فقط همین تروریست ها می مانند که شاید به ده میلیون نفر هم نمی رسند . چون پول عربستان سعودی و قطر است که این ها را تقویت می کنند ؛ وگرنه این ها جمعیت زیادی ندارند. اگر ما فقط از اهل سنت ، اشاعره و ماتریدیه را کم کنیم ، چیزی باقی نمی ماند و فقط وهابی ها می مانند.

این هم مطلبی از نواده محمد بن عبد الوهاب بود که بیان کردیم . این ها از قدیم الایام همین نظر را داشتند که اهل سنت فقط سلفی ها و پیروان محمد بن عبد الوهاب هستند و اشاعره و معتزله از اهل سنت نیستند و اهل بدعت و ضلالت و بلکه کافر هستند . حتی به خدا هم قسم می خورند که ابوحنیفه کافر بوده .

مجری :

این هم دیدگاه سلفی ها و وهابی ها ، چه در مورد مکتب فقهی اهل سنت و چه در مورد فردی مثل ابوحنیفه که رئیس یکی از مکاتب فقهی است و چه در مورد مکتب اعتقادی اهل سنت مثل اشاعره و ماتریدیه ، بود .

کلیپ بعدی ، باز هم موضعگیری علمای وهابی در مورد اشاعره است که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ ) :

صالح الفوزان ـ عالم وهابی :

ما استادی داریم که می گوید : اشاعره از اهل سنت و جماعت هستند و تأویلشان در موضوع صفات الهی آن ها را از دایره اهل سنت خارج نمی کند . آیا قول او صحیح است ؟

این دروغ است ! این دروغ است ! اشاعره از اهل سنت و جماعت نیستند .

فیصل قزار الجاسم ـ عالم وهابی :

اشاعره از اهل سنت و جماعت نیستند . نه در اسماء و صفات و نه در ایمان و نه در مسأله قدر و نه در بحث صحابه و غیر از آن . در هر بحثی مخالف اهل سنت هستند . در اسماء وصفات اهل تحریف و تعطیل هستند . در ایمان مرجئی هستند و در بحث قدر ، جبری هستند . در بحث کرامات مخالف اهل سنت و جماعت هستند و در معجزات همین طور و در غیر این موضوعات هم همین طور .

پس در چه مسأله ای با اهل سنت و جماعت موافقت کرده اند ؟ موافقتی نکرده اند و هر کس مذهب اشاعره را بشناسد این را می داند .

علی الشیل ـ عالم وهابی :

سؤالی وجود دارد که زیاد تکرار می شود ، آیا اشاعره از اهل سنت و جماعت هستند یا نه ؟ پاسخ به این سؤال طولانی است و نیاز به بحث عمیق و قاعده مند و سپس بحث های فرعی آن و نتیجه گیری دارد . خلاصه اش این است که می گوییم اشاعره از اهل سنت نیستند .

محمد بن هادی المدخلی ـ عالم وهابی :

اما اشاعره از اهل سنت نیستند و هر کس این را بگوید یا جهل به خرج داده است و یا دروغ گفته است . به هیچ وجه من الوجوه از اهل سنت نیستند . اشاعره از اهل سنت و جماعت هم نیستند ، چه برسد به این که تنها آنان اهل سنت و جماعت باشند . بلکه آن ها در عصر حاضر و قبل از آن از شدیدترین دشمنان اهل سنت و جماعت بوده اند . تمامی بدعت ها زیر چتر اشاعره در جنگ با اهل سنت جمع شده است . معتزله و جهمیه و صوفیه زیر چتر آنان وارد شده اند و تمام آن ها زیر چتر اشاعره متحد شده اند .

پس هر کس بگوید اشاعره از اهل سنت و جماعت هستند . چنین شخصی خوار و خطاکار است . اشاعره از اهل سنت نیستند ! به هیچ وجه ! اشاعره در برداشتشان از مذهب و اعتقادات مخالف اهل سنت هستند حتی در بحث صفات .

مجری :

چهار نمونه از علمای وهابی بودند که علیه اهل سنت صحبت می کردند . آخرین کسی که صحبت کرد ، یکی از علمای وهابی معروف و مشهور است که تألیفات متعدد ، سخنرانی ها و بحث های زیادی دارند . ایشان خیلی صریح گفتند که این ها اهل بدعت و دشمن اهل سنت هستند یعنی اکثریت اهل سنت را دشمن اهل سنت می داند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای محمدی از کرمانشاه ـ اهل سنت

در مورد مطالبی که مطرح کردید ، درست است که در بین اهل سنت اختلافاتی وجود دارد ؛ اما اختلافات بین چهار مذهب ، جزئی است .

مجری :

قبل از این که در مورد اختلافات مذاهب اربعه اهل سنت صحبتی کنیم و استاد یزدانی پاسخ دهند ، شما دو طرفی که در کلیپ ها صحبت کردند را اهل سنت می دانید ؟ از یک طرف می گویند : اشاعره و ماتریدیه از اهل سنت نیستند و از یک طرف ، علمایی مثل احمد الطیب می گویند : آن ها مسلمان حقیقی و تابع سنت نیستند .

بیننده :

ما کسانی را مسلمان می دانیم که اولا ، تابع قرآن و سنت رسول (صلی الله علیه وآله) باشند .

استاد یزدانی :

شما فرمودید که اهل سنت در اصول با هم اختلاف ندارند ، در صورتی که این خلاف واقع است . حتی همین مذاهب اربعه هم ، در طول تاریخ با هم اختلافات شدیدی داشتند و جنگ های زیادی انجام دادند و یکدیگر را تکفیر کردند . بنده یک نمونه را نشان می دهم که گفته : هر کس حنبلی نباشد ، کافر است و مسلمان نیست .

در کتاب سیر اعلام النبلاء ، تالیف شمس الدین ذهبی ، جلد ۱۷ ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، در شرح حال آقای خاموش از علمای بزرگ حنبلی مذهب :

الامام المحدث الحافظ الواعظ ابو حاتم احمد بن الحسن بن محمد الرازی البزار ابوه الملقب بخاموش له رحله ومعرفه وشهره .

در صفحه بعد ادامه می دهد :

فقال : دعه ویلک ! من لم یکن حنبلیا فلیس بمسلم .

هر کس که حنبلی نباشد ، مسلمان نیست .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۱۷ ، چاپ مؤسسه الرساله شرح حال آقای خاموش

شما که از کرمانشاه هستید ، قطعا شافعی مذهب می باشید . پس طبق نظر این عالم حنبلی مذهب ، شما مسلمان نیستید .

بیننده :

ایشان نظر خود را بیان کرده .

استاد یزدانی :

ما هم همین را می گوییم که نظر آن ها در مورد شما این است . پس نگویید که هیچ اختلافی بین این چهار مذهب وجود ندارد .

بیننده :

ایشان یکی از علمای بوده که متنی نوشته . ما که نمی توانیم بر اساس یک متن بگوییم که بین مذاهب اربعه اختلاف است .

استاد یزدانی :

این مطلب در مورد کسانی گفته شده که حنبلی نباشد . از طرف دیگر ، تکفیر هایی که ابوحنیفه را کردند ، یکی دو تا نیست ؛ بلکه خودشان گفتند که متواتر است . شما می گویید چهار مذهب ،‌از این چهار مذهب کدام فرقه ، ناجیه است ؟

بیننده :

این چهار مذهب همه با هم متفق هستند ، فقط اختلافشان در جزئیات است و این مشکلی ایجاد نمی کند .

استاد یزدانی :

پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید : امت اسلام به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شود که از میان این هفتاد و سه فرقه ، فقط یک فرقه وارد بهشت می شود و بقیه همه اهل جهنم هستند .

به نظر شما این فرقه حنبلی است یا شافعی یا حنفی یا مالکی ؟

بیننده :

آن کسی که به قرآن و سنت نزدیک تر باشد ، این حدیث شامل او می شود .

استاد یزدانی :

از این چهار مذهب اهل سنت ،‌کدام یک به قرآن و سنت نزدیک تر است ؟

بیننده :

گفتم که این چهار مذهب با هم اختلافی ندارند .

استاد یزدانی :

پیامبر (صلی الله علیه وآله) با شما مشکل دارد که می فرمایند از این چهار مذهب فقط یک مذهب ناجیه است .

بیننده :

ما سنت رسول الله (صلی الله علیه وآله) را دوست داریم و به همه صحابه ایشان احترام می گذاریم .

مجری :

شما فرمودید که هیچ مشکلی نیست . پس بگویید آن هایی که اشاعره و ماتریدیه را اهل بدعت و ضلالت می دانند ، آیا جزء این چهار فرقه هستند یا نه ؟

بیننده :

اولا ، این موردی که شما گفتید ، استاد یزدانی مطلبی را خواند ” وقد غلط من غلط فی معنی اهل السنه والجماعه ” که اشتباه ترجمه کردند . در صورتی که معنای آن غلط اندر غلط است ، نه غلط کردند که غلط کردند .

استاد یزدانی :

شما جمله ” وقد غلط من غلط ” را معنا کنید . بنده صفحه کتاب را نشان می دهم .

در کتاب الآلئ البهیه فی شرح العقیده الواسطیه ابن تیمیه ، تألیف صالح بن عبد العزیز بن محمد بن ابراهیم آل الشیخ از نوادگان آل الشیخ ، با تحقیق عادل بن محمد مرسی رفاعی ، جلد اول ، چاپ دار العاصمه ، صفحه ۸۸ :

وقد غلط من غلط فی معنی اهل السنه والجماعه ، فادخل فی اهل السنه والجماعه بعض الفرق الضاله کالاشاعره والماتریدیه

بیننده :

غلط در غلط معنا میدهد .

مجری :

شما تسلط کامل به زبان عربی و فنون ترجمه دارید ؟

بیننده :

بله ، تا حدودی می توانم ترجمه کنم .

مجری :

پس بفرمایید که در این جمله فاعل و فعل کدام است که ببینیم ترجمه در این جا درست می شود یا نمی شود ؟

بیننده :

در این جا آمده که غلط از غلط در معنا است .

مجری :

آقای محمدی ! ما دوست داشتیم پاسخ را به صورت واضح برای ما بیان کنید ؛ اما ظاهرا شما دوست نداشتید که به ما بگویید آن هایی که اشاعره و ماتریدیه را اهل بدعت و ضلالت می دانند ، چه نظری دارید ؟ اما متأسفانه پاسخی ندادید .

استاد یزدانی :

البته پاسخ ندادند . می گویند : چهار مذهب ، همه درست هستند . این طور نمی شود که هر چهار مذهب درست باشد ، در صورتی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمودند : یک فرقه ناجیه است .

این همه شما یکدیگر را تکفیر کردید . ابوحنیفه را تکفیر کردید . از بین چهار مذهب باید یک مذهب درست باشد . آن یک مذهب را به ما نشان دهید و ثابت کنید که مثلا ابوحنیفه بر حق است یا شافعی بر حق است و به کتاب و سنت نزدیک تر است . آن مذهبی که بر حق است ، مذهب اهل بیت (علیهم السلام) است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ، انی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله وعترتی اهل بیتی .

هیچ کدام از این چهار مذهب نیست ، این نظر من به عنوان یک شیعه است و برای اثبات آن هزاران دلیل هم دارم ؛ شما برای این که ثابت کنید شافعی بر حق است ، هیچ دلیلی ندارید . البته با عرض معذرت از برادران عزیز که این قدر صریح حرف می زنم ، چاره ای نیست ما باید حقانیت مذهب شیعه را ثابت کنیم و شما مذهب خود را . اگر ثابت کردید که ما در خدمت شما هستیم .

بیننده : آقای قهرمانی از کرج ـ شیعه

بنده دو نکته مهم را می خواهم بیان کنم .

اول این که ، آقای محمد حسین ریاحی در کتاب فضائل حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، در سیره ابن هشام و در تاریخ یعقوبی و تاریخ طبری و آلوسی بغدادی در تفسیر خود ، جلد ۲۳ ، صفحه ۷۴ در ذیل تفسیر سوره صافات می نویسد :

وقفهم انهم مسئولون ، نگاه دارید که آن ها مسئول هستند .

از اقوال علما در مقصود این آیه می نویسد : نزدیک ترین اقوال این است که در آن روز قیامت از اعمال می پرسند که در رأس همه آن ها لا اله الا الله است . از مهمترین چیز هایی که در قیامت می پرسند و از بندگان امت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) باز خواست می کنند ، از ولایت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است .

این مطالبی که آلوسی بغدادی در کتاب خود آورده و قبول دارد ، چرا کسانی که آلوسی را به عنوان یک عالم قبول دارند ، این مطلب را نمی پذیرند ؟ از این جا معلوم می شود که حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) برترین شخص در اسلام بوده .

استاد یزدانی :

دقیقا همین مطلب در کتاب روح المعانی بیان شده :

عن ابی سعید خدری واولی هذه الاقوال ان السؤال عن العقائد والاعمال ورأس ذلک لا اله الا الله ومن اجله ولایه علی کرم الله وجهه ….

بعد از این که اقوال ابن جبیر و ابن مسعود و دیگران را در این زمینه نقل می کند ، نتیجه گیری می کند و می گوید :

از مهمترین چیزهایی که در قیامت پرسیده می شود ، از ولایت حضرت علی (علیه السلام) است .

آلوسی ، روح المعانی ، ج ۲۳ ،‌ص ۷۴

ما تا همین جای مطلب را می پذیریم و مابقی مطلب که می گوید : وکذا ولایه اخوانه الخلفاء الراشدین ” را قبول نمی کنیم .

بیننده :

نکته دوم ، متقی هندی در کنز العمال ، جلد ۶ ، صفحه ۳۹۳ از ابن عباس نقل میکند که از عمر بن خطاب شنیدم که می گفت : مبادا به علی بن ابیطالب (علیه السلام) اسائه ادب کنید . از پیامبر (صلی الله علیه وآله)  صفاتی را برای علی بن ابیطالب (علیه السلام ) ذکر می کرد که اگر یکی از آن ها در خاندان خطاب باشد ، برای من بهتر از آن است که آفتاب بر آن بتابد .

من و ابوبکر و ابو عبید و چند تن از اصحاب در دیدار رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این روایت را شنیدیم .

این مطلب را هم خلیفه دوم نقل کرده ، پس چطور این آقایان حرف های خلفای خود را نمی پذیرند.

استاد یزدانی :

این مطلب در فضائل الصحابه احمد بن حنبل هم آمده :

حدثنا علی بن طیفور قثنا قتیبه نا یعقوب عن سهیل بن أبی صالح عن أبیه ان عمر بن الخطاب قال لقد أوتی علی بن أبی طالب ثلاثا لأن أکون أوتیتها أحب إلی من إعطاء حمر النعم جوار رسول الله e فی المسجد والرایه یوم خیبر والثالثه نسیها سهیل .

علی بن ابیطالب (علیه السلام) سه ویژگی دارد . یکی همسایگی با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در مسجد و پرچمداری در روز خیبر و سومی را راوی فراموش کرده .

احمد بن حنبل ، فضائل صحابه ، ج ۲ ، ص ۶۵۹

در بعضی از روایات هم سومین ویژگی ، ازدواج با حضرت زهرا (سلام الله علیها ) است .

بیننده : آقای حسین زاده از اردبیل ـ شیعه

این سخن پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) است که می فرمایند : علی ولی کل مؤمن من بعدی ” که بسیاری از علما و متخصصین حدیث اهل سنت تأیید کرده اند ، غیر از ابن تیمیه که آقای البانی می گوید : ایشان به خاطر ضدیت با شیعه این حدیث را رد کرده است .

نکته مهمی که در این جا مطرح است ، این است که ما کلمه ” ولی ” را چه معنا کنیم ؟ صحیح بخاری و صحیح مسلم این روایت را بیان کرده که من عادا ولیا … ، هر کس با ولی خدا بجنگند ، به معنای آن است که با خدا اعلام جنگ کرده .

وقتی ما ولی را بیان می کنیم ، مقصود این معنای ولی است و اطاعت این ولی بر ما واجب شده است ؛ چون اگر اطاعت ولی بر ما واجب نباشد ، ارزشی ندارد که خودمان ولیی را انتخاب کرده و از او اطاعت کنیم . زیرا وجوب از طرف مردم است نه از طرف خداوند . اما این کلمه ” ولی ” که در این حدیث آمده خود خداوند فرمود که اگر کسی با این ولی مخالفت کند ،‌ اعلان جنگ با خدا کرده .

بنده فکر می کنم اگر دوستان اهل سنت این روایت را به دقت بخوانند ، هم معصومیت و هم قدرت ولی در آن است که خداوند می فرماید : کنت سمعه الذی یسمع به وبصر الذی یبصر بها ، من گوش این ولی می شوم که به وسیله آن بشنود . من چشم این ولی می شوم که با آن ببیند .

در این هم معصومیت و هم قدرت ولی است . این ولی است که اگر کسی با او مخالفت کند ،‌اعلان جنگ با خداوند کرده . این ولی را چه کسی انتخاب کرده ؟ اگر در همان حدیث نگاه کنید ، خداوند می فرماید  : فاذا احببته ، یعنی وقتی من او را انتخاب کردم . همه تلاش می کنند به خدا برسند که عده ای می رسند و خداوند آن ها را انتخاب می کند . این ولی را چه کسی می شناسد ؟ خداوند متعال او را می شناسد که باید معرفی کرده باشد تا اگر کسی با او مخالفت کند ، مخالفت با خداوند کرده .

اگر برادران اهل سنت این حدیث را بخوانند و ترجمه کنند ، خیلی از مشکلات حل می شود .

استاد یزدانی :

بحث ” علی ولیکم من بعدی ” در بسیاری از کتاب های اهل سنت با سند های صحیح نقل شده ،‌از جمله کتاب مسند احمد بن حنبل ، با تحقیق حمزه احمد الزین ، جلد ۱۶ ، صفحه۱۹۷ :

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا بن نُمَیْرٍ حدثنی أَجْلَحُ الکندی عن عبد اللَّهِ بن بُرَیْدَهَ عن أبیه بُرَیْدَهَ قال بَعَثَ رسول اللَّهِ e بَعْثَیْنِ إلى الْیَمَنِ على أَحَدِهِمَا علی بن أبی طَالِبٍ وَعَلَى الآخَرِ خَالِدُ بن الْوَلِیدِ فقال إذا الْتَقَیْتُمْ فعلی على الناس وان افْتَرَقْتُمَا فَکُلُّ وَاحِدٍ مِنْکُمَا على جُنْدِهِ قال فَلَقِینَا بَنِى زَیْدٍ من أَهْلِ الْیَمَنِ فَاقْتَتَلْنَا فَظَهَرَ الْمُسْلِمُونَ على الْمُشْرِکِینَ فَقَتَلْنَا الْمُقَاتِلَهَ وَسَبَیْنَا الذُّرِّیَّهَ فَاصْطَفَى علی امْرَأَهً مِنَ السبی لِنَفْسِهِ قال بُرَیْدَهُ فَکَتَبَ معی خَالِدُ بن الْوَلِیدِ إلى رسول اللَّهِ e بخبره بِذَلِکَ فلما أَتَیْتُ النبی e دَفَعْتُ الْکِتَابَ فَقُرِئَ علیه فَرَأَیْتُ الْغَضَبَ فی وَجْهِ رسول اللَّهِ e فقلت یا رَسُولَ اللَّهِ هذا مَکَانُ الْعَائِذِ بعثتنی مع رَجُلٍ وأمرتنی ان أُطِیعَهُ فَفَعَلْتُ ما أُرْسِلْتُ بِهِ فقال رسول اللَّهِ e لاَ تَقَعْ فی علی فإنه مِنِّى وأنا منه وهو وَلِیُّکُمْ بعدی وانه مِنِّى وأنا منه وهو وَلِیُّکُمْ بعدی .

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در سال هشتم هجری برای جنگ با مردم یمن و فتح آن در سال هشتم هجری دو سپاه می فرستد که یکی را امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را فرماندهی می کردند و دیگری را خالد بن ولید فرماندهی کرد . حضرت فرمودند : اگر این دو سپاه از هم جدا شدند ، هر کس فرمانده لشگر خود باشد و اگر با هم یکی شدند ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرماندهی این دو سپاه را داشته باشد . در آن جا اتفاقاتی می افتد و تهمت هایی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می زنند . خالد بن ولید که همیشه بغض حضرت امیر (علیه السلام) را داشتند و به حضرت حسادت می کرد ، نامه ای نوشت و به دست بریده فرستاد و گفت که از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بدگویی کن .

بریده می گوید : وقتی نامه را به دست رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دادم ، خشم و غضب را در چهره آن حضرت دیدم و گفتم : یا رسول الله ! من از این حرف ها به خدا پناه می برم . اما شما خودتان دستور دادید که زیر مجموعه خالد بن ولید باشم و از او اطاعت کنم . شما هر چه دستور دادید ، من اطاعت کردم . پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : هرگز از علی بن ابیطالب (علیه السلام) بدگویی نکن . زیرا او از من است و من از او هستم و او ولی شما بعد از من است . من از او هستم و او از من هستم و علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولی شما بعد از من است .

در این جا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دو بار این جمله را تکرار می کند . اگر ” ولی ” در این جا به معنای دوست باشد ، وضعیت خیلی بد می شود . یعنی تا علی بن ابیطالب (علیه السلام) زنده است و من زنده هستم ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دشمن شما است و بغض شما را در دل دارد و شما هم باید بغض ایشان را در دل داشته باشید .

این خیلی بد است ؛ چون طبق روایت صحیح مسلم ، هر کس بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشته باشد ، منافق است . عشق و دوست داشتن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم نشانه ایمان است . در این جا نمی توانند به معنای دوست یا ناصر بگیرند . چون موضوع ولایت است ، در این جا نمی توانند غیر از کلمه ولایت معنا کنند . حضرت امیر (علیه السلام) هم طبق این روایت از ولایت خود برای گرفتن آن کنیز استفاده کرده اند .

این روایت را حاکم نیشابوری ، احمد بن حنبل در فضائل الصحابه و هیثمی و دیگران نقل کردند که متأسفانه فرصت نداریم آن ها را به بینندگان عزیز نشان دهم . ان شاء الله در ایام غدیر برای صدمین بار نشان خواهد شد ، شاید کسی اهل حق باشد و این حقایق را ببیند و به راه راست هدایت شود .

مجری :

از شما استاد یزدانی بزرگوار و هم چنین شما بینندگان عزیز که ما را همراهی کردید ، تشکر و قدر دارنی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار ونگهدارتان .