وهابی ها می گویند : رسول خدا صلی الله علیه وآله در غدیر خم فرمود که امیرمؤمنان علیه السلام را دوست داشته باشید؛ اما به راستی آیا صحابه به فرمایش آن حضرت عمل کردند؟


بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش ویژه برنامه دهه ولایت (۳ )

تاریخ : ۲۷ / ۰۶ /۹۵

مجری :

سلام و درود خداوند بر شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت باد . با برنامه چالش ، ویژه دهه غدیر در خدمت شما هستیم .

استاد یزدانی :

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه مولانا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) واولاده المعصومین سلام الله علیهم اجمعین .

مجری :

ما در این برنامه سؤال ثابتی را هر شب مطرح میکنیم و قطعا شما در حال و هوای برنامه قرار دارید. اما باز هم از استاد یزدانی عزیز تقاضا داریم سؤال ثابت برنامه را که شبکه های وهابی را عاجز کرده و نمی توانند برای آن پاسخی پیدا کنند را دوباره طرح کنند و به آن اشاره داشته باشند .

استاد یزدانی :

این ها را فقط عاجز نکرده ؛ بلکه فکر می کنم این سؤال کل شبکه هایشان را به هم ریخته ، به حدی که مجبور می شوند تماس ها را قطع کنند . سؤال خیلی واضح است ، شما مدعی هستید که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم فرمودند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست داشته باشید . سؤال ما هم این است چرا صحابه به همین دوستی هم عمل نکردند ؛ بلکه به آن حضرت فحش می دادند و بغض آن حضرت را در دل داشتند و با ایشان جنگیدند . این مطلب را آقای ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه ،‌ جلد ۷ ، صفحه ۱۳۷ بیان میکند :

فان کثیرا من الصحابه والتابعین کانوا یبغضونه ویسبونه ویقاتلونه

بسیاری از صحابه و تابعین بغض حضرت علی (علیه السلام) را در دل داشتند و به ایشان فحش می دادند و با آن حضرت می جنگیدند .

ابن تیمیه ،‌منهاج السنه ،‌ ج ۷ ، ص ۱۳۷

یعنی صحابه عمدا و عامدا با حکم خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) مخالفت کردند و صراحتا خلاف نظر پیامبر (صلی الله علیه وآله) عمل نمودند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده بودند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست داشته باشید و او را یاری کنید ؛‌ اما متأسفانه صحابه به جای این که آن حضرت را دوست داشته باشند ، با او دشمنی کرده ، بغض آن حضرت را در دل داشتند و این مخالفت با حکم خداوند است و طبق روایت صحیح مسلم ، بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نشانه نفاق است و طبق آیات قرآن کریم ، ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون ، ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون ، ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون .

سؤال واضح و روشن است ؛‌ اما جوابی برای آن پیدا نکرده اند . تا قیامت هم که زحمت بکشند ، نمی توانند پاسخی برای آن پیدا کنند . یا باید بگویند : ابن تیمیه به صحابه تهمت زدند و زندیق بوده یا این که بپذیرند صحابه بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند که این هم نشانه نفاق است و ثابت می کند که صحابه منافق بودند . این را هم بپذیرند ، باید مذهبشان را رها کنند یعنی عدالت صحابه برای همیشه نابود می شود و باید مثل شیعیان صحابه خوب و بد را از هم جدا کنند . از خوب آن ها پیروی کنند و بدها را رها کنند که این هم همان مذهب شیعه می شود .

مجری :

همان طور که استاد یزدانی اشاره کردند ، این سؤال فقط آن ها را عاجز نکرده ؛ بلکه برنامه های این شبکه ها را به هم ریخته . بنده به شخصه برنامه ای را دیدم که شماره ای برای تماس گذاشته بودند و بعد از این که دو بیننده شیعه تماس گرفتند ، بقیه تماس ها را وصل نکردند ، با این که شاید بیشتر از نیم ساعت وقت برنامه بود .

کلیپ اول را با هم می بینیم و بعد از آن در خدمت شما عزیزان هستیم .

کلیپ ۱ ) :

معرفی کارشناس این کلیپ : منصور حسینی ( یزیدی)

*وی همانند سایر کارشناسان وهابی در ابتدایی ترین علوم دینی از جمله صرف و نحو ، بسیار ضعیف بوده و اشتباهات فاحشی در این زمینه دارد .

*وی مدافع بی چون و چرای بنی امیه است و حتی به خاطر دفاع از آن ها یزید را امیرالمؤمنین و امام حسین (علیه السلام) را شورشی می خواند .

*وی حضرت علی (علیه السلام) را عامل اصلی جنگ جمل و صفین دانسته و ایشان را در این دو جنگ به عنوان جناح باطل معرفی می کند .

مجری وهابی :

ما هر شب برنامه داریم ، اگر سؤال شما در مورد غدیر بوده ، بنده یادم نمی آید که دیشب چه سؤالی فرمودید .

بیننده : حمید

بله ، سؤال بنده در مورد غدیر بود که چون آخر برنامه بود ، وصل نشد و به سؤال من نرسیدند .

حسینی ،کارشناس وهابی :

آقا حمید ! شما عربی بلد هستید و می توانید عربی را بخوانید ؟

بیننده :

نه خیلی زیاد نمی دانم ،‌ اما مقدار کمی می دانم .

حسینی ، کارشناس وهابی :

اگر واقعا بر ابن تیمیه نقدی دارید ، زحمت بکشید مثل کسی که قرآن را مورد نقد قرار می دهد ، بعد می گوید : شما می توانید قرآن را بخوانید ؟ می گوید : نه ، نمی توانم قرآن بخوانم . پس چطور قرآن را نقد می کنید و چطور می گویید که قرآن تناقض دارد .

اگر شما سخن ابن تیمیه را خوانده بودید ، شش هفت صفحه است که صحبت می کند و به شبهه ابن مطهر حلی مطرح کرده ، پاسخ می دهد . شبهه در مورد این بود که ادعا کرده کسانی که با حضرت علی بیعت کردند ،‌ موافق و مخالف  همه معتقد بودند که علی نزاهت و پاکی دارد . بر خلاف سه خلیفه گذشته که حتی کسانی که با آن ها عهد و پیمان بستند ، در مورد آن ها نقد و انتقاد هایی دارند .

این را مورد بحث و بررسی قرار می دهد . شما بروید و بخوانید . خدا شاهد است که ابن تیمیه در این جا خیلی منطقی صحبت کرده . خلاصه آن مطالب این است که ابن تیمیه می گوید : اگر دفاع ابن تیمیه از حضرت علی نبود ، هیچ وقت شیعه نمی توانست در برابر مخالفان حضرت علی از حضرت علی دفاع کند.

وقتی عربی نمی دانی ، چطور می آیید شبکه ای یا فردی شبهه ای مطرح می کند . شما در روز قیامت باز خواست خواهید شد .

بیننده :

من همه مطالب شما را گوش کردم . به بنده اجازه دهید …

مجری وهابی :

نه ،‌ من به شما اجازه نمی دهم . لطفا به سؤال من پاسخ دهید . شما خودتان همان مطلبی را که از منهاج السنه سؤال دارید را خواندید ؟

بیننده :

بله ،‌ من این مطلب را خواندم و کتاب را به صورت پی دی اف دانلود کردم .

مجری وهابی :

یعنی شما این سه چهار صفحه را از کتاب منهاج السنه خواندید و این شبهه برای شما پیش آمده ؟ بله یا نه ؟

بیننده :

بله ، بله ، خواندم .

مجری وهابی :

والله که دروغ می گویید . شما می گویید که من عربی بلد نیستم . اگر عرب ، ادبیات بلد نباشد ، نمی تواند آن را بخواند ،‌ متوجه نمی شود . شما که عربی نمی توانید بخوانید ، از کجا فهمیدید . شما در روز روشن دروغ میگویید ، در روی ما دروغ میگویید ، بیننده ها هم فهمیدند که شما دروغ می گویید !!!!!

مجری :

این نحوه برخورد با بیننده است با مجری که بیشتر به درد مراسماتی مثل سیرک و کنسرت و کمدی می خورد ؛ اما ایشان را در یک برنامه دینی به عنوان مجری گذاشتند .

ایشان گفتند : والله دروغ می گویی !! به بیننده دروغ بست ، در صورتی که بیننده گفت : من عربی را به اندازه ای که بتوانم این متن را بفهمم ، می دانم . اما مجری گفت : شما گفتید که اصلا عربی نمی دانم . به همین راحتی به بیننده دروغ بستند و اصلا اجازه ندادند که سؤال را مطرح کند ؛ چون پاسخی برای این سؤال ندارند .

استاد یزدانی ! این آقای یزیدی که خودش اشتباهات فاحشی دارد و ادعای دانستن ادبیات عرب را می کند ، گفت : باید شش هفت صفحه قبل را می خواندید . در صورتی که قول ابن تیمیه کاملا واضح و روشن است . اگر امکان دارد یک بار دیگر قول ابن تیمیه را نشان دهید .

استاد یزدانی :

من این مطلب با کل صفحه بعد و قبل آن بارها نشان دادم . یعنی اگر ده صفحه قبل و ده صفحه بعد یا صد صفحه قبل و صد صفحه بعد را بخوانید ، باز هیچ تغییری در عقیده ابن تیمیه حاصل نمی شود ؛ چون ابن تیمیه صریح و واضح و روشن در استدلال چهارمش در رد مرحوم علامه حلی (ره) است که این آیه نمی تواند در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شده باشد .

الرابع : ان الله قد اخبر انه سیجعل للذین آمنوا وعملوا الصالحات ودا . وهذا وعد منه صادق ومعلوم ان الله قد جعل للصحابه موده فی قلب کل مسلم لا سیما الخلفاء رضی الله عنهم لا سیما ابوبکر وعمر فان عامه الصحابه والتابعین کانوا یودونهما …

ولم یکن کذلک علی فان کثیرا من الصحابه والتابعین کانوا یبغضونه ویسبونه ویقاتلونه وابوبکر و عمر قد ابغضهما وسبهما الرافضه والنصیریه والغالیه والاسماعیلیه لکن معلوم ان الذین احبوا ذینک افضل واکثر ….

این آیه در حق امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل نشده . چون خداوند مودت ابوبکر و عمر را در قلب صحابه قرار داده و عامه صحابه ابوبکر و عمر را دوست داشتند ؛ اما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست نداشتند . چون بسیاری از صحابه و تابعین بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند و به او فحش می دادند و با ایشان جنگیدند . اما بغض ابوبکر و عمر را رافضه و نصیریه و و غالیه و اسماعیلیه در دل دارند . آن هایی که ابوبکر و عمر را دوست داشتند ، افضل و اکثر هستند ….

ابن تیمیه ، منهاج السنه ،‌ ج ۷  ، ص ۱۳۷ و ۱۳۸

حرف هایی که هیچ ارتباطی به این بحث ندارد را در قبل و بعد مطلب بیان کرده . یعنی اگر این ها صد صفحه قبل و صد صفحه بعد را بخوانند ، تغییری در حرف ابن تیمیه ایجاد نمی شود . ابن تیمیه واضح و روشن گفته : ابوبکر و عمر را عامه صحابه دوست داشتند ؛ اما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست نداشتند ؛ بلکه بغض آن حضرت را در دل داشتند . این جا می خواهد ثابت کند که ابوبکر بهتر بود ؛ چون همه صحابه او را دوست داشتند . اما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بهتر نبود ؛ چون او را دوست نداشتند و بلکه بغض او را در دل داشتند .

البته ما این استدلال را جواب دادیم که استدلال غلطی است . آن هایی که بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند ، طبق روایت صحیح مسلم منافق بودند . منافق چه کسی را تأیید کند و چه علیه کسی حرف بزند و او را رد کند ، حرفش حجیت ندارد . این منافقین چه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را تأیید کنند و چه تأیید نکنند ، هیچ خللی در مشروعیت خلافت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) وارد نمی شود و چه ابوبکر و عمر را تأیید کنند و چه تأیید نکنند ، این تأیید دلیلی بر مشروعیت خلافت آن ها نمی شود .

حرف ابن تیمیه خیلی واضح است . بیننده چه عربی بلد باشد و چه عربی بلد نباشد ، من این استدلال را به آن ها یاد دادم و این درخواست من از آن ها است که از این شبکه ها بپرسید . عربی بلد باشد یا نباشد ، فرقی به حال شما نمی کند . این مطلب را همه بیننده ها بلد هستند و شما وظیفه دارید که جواب بدهید ؛ اما جوابی برای آن ندارید .

دشمنی های زبیر با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) و خانواده اش

مستند دیگری را در این باره نشان می دهد که با سند معتبر در منابع اهل سنت بیان شده است .

در تاریخ طبری ، تألیف محمد بن جریر طبری ، چاپ دار المعارف مصر ، جلد ۴ ، با تحقیق ابوالفضل محمد ابراهیم ،‌ صفحه ۴۵۲ ، حوادث سال ۳۶ هجری :

حدثنی أحمد بن زهیر قال حدثنا أبی قال حدثنا وهب بن جریر بن حازم قال سمعت أبی قال سمعت یونس بن یزید الأیلی عن الزهری قال ثم ظهرا یعنی طلحه والزبیر إلى مکه بعد قتل عثمان رضی الله عنه بأربعه أشهر وابن عامر بها یجر الدنیا وقدم یعلى بن أمیه معه بمال کثیر وزیاده على أربعمائه بعیر فاجتمعوا فی بیت عائشه رضی الله عنها فأرادوا الرای فقالوا نسیر إلى علی فنقاتله فقال بعضهم لیس لکم طاقه بأهل المدینه ولکنا نسیر حتى ندخل البصره والکوفه ولطلحه بالکوفه شیعه وهوى وللزبیر بالبصره هوى ومعونه فاجتمع رأیهم على أن یسیروا إلى البصره وإلى الکوفه فأعطاهم عبد الله بن عامر مالا کثیرا وإبلا فخرجوا فی سبعمائه رجل من أهل المدینه ومکه ولحقهم الناس حتى کانوا ثلاثه آلاف رجل فبلغ علیا مسیرهم فأمر على المدینه سهل بن حنیف الأنصاری وخرج فسار حتى نزل ذاقار وکان مسیره إلیها ثمان لیال ومعه جماعه من أهل المدینه .

احمد بن زهیر از زهیر بن حرب از وهب بن جریر بن حازم از جریر بن حازم از یونس بن یزید ایلی از زهری نقل می کند :

همه از روات صحیح بخاری و صحیح مسلم هستند .

طلحه و زبیر چهار ماه بعد از کشته شدن عثمان به سمت مکه رفتند . ابن عامر و یعلی بن امیه برای آن ها مال زیادی آورد . از جمله چهار صد شتر . این ها در خانه عایشه دور هم جمع شدند و با هم مشورت کردند و رأی دادند که ما به سمت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می رویم تا با او بجنگیم . بعضی ها گفتند که ما نمی توانیم با مردم مدینه بجنگیم . (خود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در آن جا بود ) . پس به سمت بصره برویم که طلحه در کوفه هوادارانی دارد ، زبیر هم در بصره هوادارنی دارد . این ها با هم تصمیم گرفتند و به سمت بصره و کوفه رفتند . عبد الله بن عامر و یعلی بن امیه اموال زیادی به آن ها داد .

ابن جریر طبری ، تاریخ طبری ، ج ۴ ، چاپ دار المعارف مصر ، ص ۴۵۲ ، حوادث سال ۳۶ هـ

البته یعلی بن امیه در بین جنگ جمل روایتی شنید که بر اساس آن روایت ، برگشت و به سمت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) رفت . اما این ها از پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) شنیده بودند که من کنت مولاه فعلی مولاه ، طبق نظر شما ترجمه می کنیم . هر کس من دوست او هستم ،‌ علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم دوست او است .

چرا حرف پیامبر (صلی الله علیه وآله) را فراموش کردند و چرا به سمت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) رفتند تا با ایشان بجنگند ؟ آیا دوستی و جنگ ، قابل جمع هستند ؟ طبق گفته ابن حیان اندلسی که ابن حجر و شوکانی آن را نقل کرده اند . ابن حیان اندلسی روایت معروف صحیح مسلم را می خواند که هر کس بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را داشته باشد ، منافق است . بعد از ابن جماعه سؤال کرد : آن هایی که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگیدند ، واقعا ایشان را دوست داشتند ؟ طلحه و زبیری که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگید ، آیا آن حضرت را دوست داشتند ؟ امکان ندارد که دوستی و جنگ با هم جمع شود . اما متأسفانه آن هایی که عقلشان تعطیل شده و فکر نمی کنند و تعصب چشمانشان را کور و عقلشان را بسته ، می گویند : این ها با هم دوست بودند که می جنگیدند و از روز دوستی با هم جنگیدند .

سند روایت هم معتبر است که صریح و واضح و روشن ثابت می کند که طلحه و زبیر به دستور پیامبر (صلی الله علیه وآله) عمل نکردند و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست نداشتند و بر خلاف سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عمل کردند .

مجری :

این هم نمونه ای دیگر از مصادری که در شب های گذشته ارائه شد . شب اول از معاویه شروع کردیم تا نمونه های بعدی که ان شاء الله این بررسی مصادیق ادامه خواهد داشت که صحابه و تابعین این دوستی را هم رعایت نکردند .

کلیپ بعدی را هم می بینیم و بعد از آن در خدمت شما عزیزان هستیم .

کلیپ ۲ ) :

بیننده :

ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون ، ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون ، ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون .

صحابه بر خلاف دستور قرآن و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عمل کردند . شما می گویید : پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم صحابه حضرت علی (علیه السلام) را دوست داشته باشند ؛ ولی صحابه حتی به همین دستور هم عمل نکردند .

مجری وهابی :

دلیل خودتان را از ابن تیمیه بیان کنید .

بیننده :

ابن تیمیه هم در منهاج السنه ، جلد ۷ ، صفحه ۱۳۷ گفته : فان کثیرا من الصحابه والتابعین کانوا یبغضونه ویسبونه ویقاتلونه ،

مجری وهابی :

فهمیدید آقا حمید ! گفتم : زن زنگ می زند ، دختر زنگ می زند ، بچه زنگ می زند ، کوچک زنگ می زند ، بزرگ زنگ می زند و این سؤال شما را می پرسد . خواهر آمنه ! شما خودتان منهاج السنه را خواندید و این مطلب را متوجه شدید ؟

بیننده :

شما چه کار به این موضوع دارید ؟ شما فقط جواب بنده را بدهید .

مجری وهابی :

جواب من را بدهید ، شما منهاج السنه را خواندید و این سؤال پیش آمده ؟

کارشناس وهابی :

شما موضوع را کاملا خواندید ؟ از کجا شروع شده ، ابتدای مطلب را برای بنده بخوانید . مثلا شما صحبتی بکنید و من از وسط صحبت شما بگیرم و بگویم : آمنه خانم ! در این جا مرتکب کفر شد ، مرتکب فسق شد ، مرتکب فلان شد . یا این که دروغ گفت . شما نقل قولی کردید که فلانی دروغ گفته . من هم بگویم : آمنه خانم ، دروغ گفت . شما ابتدای سخن را بگویید ؛ چون هر سخنی یک ابتدا و یک انتها دارد.

مجری وهابی :

همین را جواب دهید که ابتدای مطلب ابن تیمیه از منهاج السنه از کجا شروع می شود ؟ شما برای من بخوانید و من تا آخر برنامه سکوت می کنم و تریبون شبکه کلمه را در اختیار شما می گذارم .

اگر شما منهاج السنه را خواندید یا ابتدای مطلب را بخوان که در آن صورت من تا آخر برنامه اجازه می دهم که خودت تنها صحبت کنی و هر چه دوست داری ، بگو . صحابه را لعن کن ، ما را فحش بده ،‌ هر کاری دوست داری انجام بده . یا این که ابتدای مطلب را نمی خوانی و معلوم می شود که دروغگو هستی . بگو ابن تیمیه در مورد چه چیزی صحبت می کند که به این جا می رسد ؟ یا بگو یا این که دروغگو هستی .

بیننده :

اجازه بدهید که من هم صحبت کنم . در این جا حضرت علی (علیه السلام) را با عمر و عثمان و ابوبکر مقایسه کرده و در آخر هم می گوید : صحابه بغض حضرت علی (علیه السلام) را داشتند .

مجری وهابی :

به هیچ عنوان این طور نیست .

کارشناس وهابی :

ابن مطهر حلی ، یکی از علمای شما هست ، مسأله ای را مطرح کرده و ابن تیمیه آن را نقد و بعد نقضش می کند . شما ابتدای سخن ابن مطهر حلی را بیاور که ابن مطهر حلی چه گفته و بعد ببینید که ابن تیمیه چقدر منصفانه از حضرت علی دفاع می کند و می گوید : اگر دفاع اهل سنت نبود ، هیچ گاه شیعه نمی توانست در برابر مخالفان حضرت علی بیاستند و رد کنند .

مجری وهابی :

آمنه خانم !‌ خیلی متشکرم . خواهر من ! شما دروغ گفتید و ضایع شدید .

کارشناس وهابی :

اگر شما خواهرمون آمنه و آقا حمید ، این همه به دنبال اشتباهات ابن تیمیه و فلان و فلان می گشتید ، قرآن را خوانده بودید ، قرآنی که خدا آن را کتاب هدایت قرار داده ،‌هدایت می شدید . شما قرآن را می خوانید که خیلی واضح است . هیچ وقت سخن بشر مثل سخن خدا نیست . حتی ممکن است که سخن ابن تیمیه برای شما گنگ باشد ، لازم است که سخن ایشان را کامل بخوانید تا کجا برسید . اما چقدر سخن خدا شیرین است !!!

مجری :

می گویند : سخن ابن تیمیه را کامل رها کنید و قرآن را بخوانید که خیلی شیرین است . ما هم منکر این نیستیم ؛ اما چرا شما در مورد قول ابن تیمیه توضیح نمی دهید . مجری که بیشتر به درد سیرک و برنامه های طنز می خورد ، اجازه ندادند که بیننده سؤال را مطرح کنند و به ایشان دروغ بستند و دوباره قسم خورد که شما دروغ می گویید و ابن تیمیه چنین چیزی را نگفته . ما واقعا نمی دانیم که می خواهند به چه نتیجه ای می رسند . آقایان باید با هم هماهنگی داشته باشند و یک پاسخ را برای این سؤال آماده کنند و همان پاسخ را به بیننده ها بدهند تا بین جواب هایشان تناقض به وجود نیاید .

استاد یزدانی :

بیننده از اول از آخر از وسط منهاج السنه بخواند ، هیچ فایده ای به حال شما ندارد . اگر فایده ندارد ، بگویید که چه فایده ای به حال شما دارد ؟ آیا این ثابت می کند که ابن تیمیه نگفته صحابه بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند . آیا این را می تواند ثابت کند ؟ فقط می گویند : در جواب علامه حلی این را گفته . ایشان می تواند در جواب علامه حلی هر غلطی را انجام دهد؟؟

ایشان در جواب علامه حلی می گوید که صحابه بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند . دقیقا همان حرفی که این بیننده آمنه خانم صریح و واضح گفت : ابن تیمیه بین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و عمر و ابوبکر و عثمان مقایسه می کند و می گوید : عامه صحابه و تابعین عمر و ابوبکر را دوست داشتند ؛ اما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را کثیری از صحابه و تابعین دوست نداشتند ؛ بلک بغض ایشان را در دل داشتند و با او جنگیدند و به ایشان فحش می دادند .

مطلب خیلی واضح است . شما هر چقدر خود را بالا و پایین بیاندازید ، باز هم جوابی ندارید و جز بی ادبی و اهانت پاسخی ندارید . یک خانم محترم با شما تماس گرفته ، حداقل با یک خانم محترم ، محترمانه رفتار کنید و این قدر بی ادب نباشید . متأسفانه ما از وهابی ها بیشتر از این انتظاری نداریم .

شب گذشته بیننده ای که تماس گرفته بود ، بحث طلحه و زبیر را مطرح کردند . بنده فقط یک روایت از نهج البلاغه در بحث جنگ جمل بخوانم . روایت بسیار جالبی است که حقیقت محضی است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید . در منابع اهل سنت هم سند صحیح دارد که ما دیشب سند صحیح آن را خواندیم .

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، امیر کلام ، در نهج البلاغه با تحقیق دکتر صبحی صالح (استاد اسلامیات در دانشکده آداب جامعه لبنانیه است ) ، چاپ دار الکتاب المصری و دار الکتاب اللبنانی ، خطبه ۱۷۲ :

۱۷۲ ومن خطبه له ع

حمد الله الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِی لَا تُوَارِی عَنْه سَمَاءٌ سَمَاءً – ولَا أَرْضٌ أَرْضاً

لاستنصار على قریش

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَعْدِیکَ عَلَى قُرَیْشٍ ومَنْ أَعَانَهُمْ – فَإِنَّهُمْ قَطَعُوا رَحِمِی وصَغَّرُوا عَظِیمَ مَنْزِلَتِیَ – وأَجْمَعُوا عَلَى مُنَازَعَتِی أَمْراً هُوَ لِی – ثُمَّ قَالُوا أَلَا إِنَّ فِی الْحَقِّ أَنْ تَأْخُذَه وفِی الْحَقِّ أَنْ تَتْرُکَه

خدایا من پیش تو شکایت می کنم و از تو یاری می طلبم بر قریش و کسانی که آن ها را یاری کردند . آن ها رحم مرا قطع کردند

یعنی حق خویشاوندی مرا رعایت نکردند .

آن ها منزلت بزرگ مرا ، کوچک شمردند و دست به دست هم دادند و با من نزاع کردند بر سر حکومتی که مال من بود .

پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) طبق نظر شما ، دستور داده بودند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست داشته باشید . اما آن ها ، اجمعوا علی منازعتی امرا هو لی ، علیه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) همه دست به دست هم دادند .

بعد گفتند : اگر می توانی بیا و از ما این حق را بگیر .

در صفحه بعد حضرت بحث جنگ جمل را مطرح می کند .

منها فی ذکر أصحاب الجمل

فَخَرَجُوا یَجُرُّونَ حُرْمَهَ رَسُولِ اللَّه ( ص ) – کَمَا تُجَرُّ الأَمَهُ عِنْدَ شِرَائِهَا – مُتَوَجِّهِینَ بِهَا إِلَى الْبَصْرَهِ – فَحَبَسَا نِسَاءَهُمَا فِی بُیُوتِهِمَا – وأَبْرَزَا حَبِیسَ رَسُولِ اللَّه ( ص ) لَهُمَا ولِغَیْرِهِمَا – فِی جَیْشٍ مَا مِنْهُمْ رَجُلٌ إِلَّا وقَدْ أَعْطَانِی الطَّاعَهَ وسَمَحَ لِی بِالْبَیْعَهِ طَائِعاً غَیْرَ مُکْرَه – فَقَدِمُوا عَلَى عَامِلِی بِهَا – وخُزَّانِ بَیْتِ مَالِ الْمُسْلِمِینَ وغَیْرِهِمْ مِنْ أَهْلِهَا – فَقَتَلُوا طَائِفَهً صَبْراً وطَائِفَهً غَدْراً – فَوَاللَّه لَوْ لَمْ یُصِیبُوا مِنَ الْمُسْلِمِینَ – إِلَّا رَجُلًا وَاحِداً مُعْتَمِدِینَ لِقَتْلِه – بِلَا جُرْمٍ جَرَّه لَحَلَّ لِی قَتْلُ ذَلِکَ الْجَیْشِ کُلِّه – إِذْ حَضَرُوه فَلَمْ یُنْکِرُوا – ولَمْ یَدْفَعُوا عَنْه بِلِسَانٍ ولَا بِیَدٍ – دَعْ مَا أَنَّهُمْ قَدْ قَتَلُوا مِنَ الْمُسْلِمِینَ – مِثْلَ الْعِدَّهِ الَّتِی دَخَلُوا بِهَا عَلَیْهِمْ

این ها همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را کشیدند ، همان طور که کنیز ها را در بازار ها می کشند و می خواهند بفروشند ، سوار شتر کردند و از این شهر به آن شهر و از این بازار به آن بازار گرداندند تا به بصره رساندند . زن های خود را در خانه حبس کردند ؛ اما همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) که باید در خانه می ماند را در بازار ها کشاندند و در لشگری بردند که همه مردانی که در آن بودند ، با من از روی اطاعت بیعت کرده بودند نه از روی اجبار .

این ها به خزانه و عامل بصره حمله کردند و خزانه بیت المال مسلمانان را در بصره غارت کردند و طائفه ای را با شمشیر کشتند و طائفه ای را با حیله و نیرنگ کشتند . به خدا قسم ! اگر این ها یک نفر را بدون جرم کشته بودند ، برای من حلال بود که تمام این جیش را بکشم . چون همه حاضر بودند و هیچ کس انکار نکرد و هیچ کس از مظلوم نه زبانا و نه عملا دفاع نکرد .

نهج البلاغه ، با تحقیق دکتر صبحی صالح ، چاپ دار الکتاب المصری ، خطبه ۱۷۲

وقتی این ها وارد بصره شوند و قبل از این که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) خبردار شوند ، به بصره حمله کردند و عامل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در بصره ،‌ عثمان بن حنیف را دستگیر کردند و تمام موی سر و صورت او را کندند و بعد به بیت المال بصره حمله کردند و چهل نفر از یاران امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را که محافظ بیت المال بود را کشتند و فردای آن روز حمله علنی کردند و سیصد نفر در میدان جنگ کشتند تا این که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) رسیدند و چون بدون جرمی قتل و غارت کرده بودند ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) با آن ها جنگیدند و طبق کمترین آمار ، بیست هزار نفر از آن ها را حضرت کشتند و به درک واصل کردند ، از جمله طلحه و زبیر .

این واقعیت جنگ جمل است که این ها به جای این که دوستی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را رعایت کنند و به دستور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عمل کنند ، بر عکس با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگیدند و به قصد جنگ با حضرت از مکه خارج شدند ، اموال زیادی را جمع و همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) را سوار بر هودج آهنی کردند . اگر شما به قصد جنگ نیامده بودی ، چرا یعلی بن امیه این هودج آهنی را ساخت ؟

به قصد جنگ وارد بصره شدند و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) هم به قصد کشتن آن ها وارد بصره شدند و این کار را به سرانجام رسانیدند .

مجری :

این هم توضیحاتی در مورد جنگ جمل و فتنه انگیزی هایی که صورت گرفت . خودتان قضاوت کنید که این اقدامات دوستی با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است یا چیز دیگری است ؟

کلیپ بعدی را با هم می بینیم و بعد از آن در خدمت شما هستیم .

کلیپ ۳ ) :

بیننده :

عرض سلام و وقت به خیر آقای حسینی ! بنده عصر با شما تماس گرفتم ؛ اما شما نه تنها به بنده اجازه حرف زدن ندادید ؛‌ بلکه به من تهمت دروغگویی زدید . شما گفتید : قبل و بعد مطلب ابن تیمیه را بخوانم .

کارشناس وهابی :

دقت کنید که من به شما تهمت دروغگویی نزدم .

بیننده :

آقای حسینی شما خودتان گفتید .

کارشناس وهابی :

ببخشید من به شما تهمت نزدم ؛ بلکه آقای موحد مجری بودند و از شما خواستند ، شما پاسخی ندادید ، گفتند : در این صورت شما دروغ می گویید . اما من از شما خواستم که سخن را از ابتدا تا انتها بیاورید و بخوانید ، شما حاضر نشدید . این درگیری را شما با آقای موحد در این قضیه داشتید . اگر من گفته باشم ، در مقابل همه بینندگان عذر خواهی می کنم و بنده را ببخشید .

مجری وهابی :

بحث ما الان در مورد غدیر خم و روایت غدیر خم می باشد . اگر در این باره اظهار نظری دارید ، بفرمایید .

بیننده :

آقای حسینی ! من سؤالی عصر خود را تکرار می کنم . شما می گویید که در غدیر خم نظر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دوستی با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده یعنی حضرت ، دوستی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را اعلام کردند . اما صحابه به همین دوستی هم عمل نکردند.

مجری وهابی :

نه ، اینطور نیست . خواهر آمنه ! این که شما می فرمایید صحابه به دوستی علی بن ابیطالب رضی الله عنه عمل نکردند ،‌ یک اشتباه بزرگ است !!! تمامی اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم در طول تاریخ صحیح اسلام همه دوشادوش هم حرکت میکردند و نسبت به فضل یکدیگر اقرار میکردند و مقر بودند که ما برادر هستیم . لهذا هیچ نوع بغضی نسبت به هم نداشتند !!!!!!!!

مجری :

استاد یزدانی عزیز ! این مجری ادعا کردند هیچ گونه بغضی بین صحابه نبود و همه با هم برادر بودند و هر کس بگوید اکثر صحابه بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند ، اشتباه بزرگی است .

استاد یزدانی :

ایشان واقعا حرف جالبی زدند . این حرف حداقل ، حرف اهل سنت است ، وگرنه وهابیت که حرف ابن تیمیه را معتبر می دانند . اگر این هست ، ابن تیمیه دروغ گفته و به کثیری از صحابه و تابعین تهمت نفاق زده و حرف ابوزرعه رازی پیش می آید که می گوید : هر کس به یکی از صحابه طعنی وارد کند ، فاعلم انه زندیق ، بدانید که او زندیق است . همان طور که آقای حصنی دمشقی صریح و واضح و روشن به آقای ابن تیمیه می گوید : او زندیق حران است ،‌ پس بیایید بپذیرید که ابن تیمیه به صحابه توهین کرده و توهین به صحابه یعنی زندیق . شما اگر در این ده روز برنامه ما ، همین مطلب را بپذیرید ، برای ما کفایت می کند .

از خانم آمنه که از غنچه های ولایت است هم تشکر می کنیم که در این روزها بسیار فعال بوده . از بقیه غنچه های ولایت و بقیه برادرانی که تماس گرفتند که واقعا شبکه های وهابی را خسته کردند و با ترس و لرز تماس ها را وصل می کنند . تا تماس ها وصل می شود ، خانم آمنه ، آقا حمید از کرمان ، محمد از قم است . همه تماس می گیرند و تا اسم ابن تیمیه را می برند ، حالشان بد می شود .

ما از این بابت که این شبکه ها کم کم از ابن تیمیه متنفر می شوند ، بسیار خوشحال هستیم و این دستاورد بسیار بزرگی است .

تماس بینندگان

بیننده : حمید از سیستان و بلوچستان ـ اهل سنت

بنده از کارشناس برنامه سؤالی داشتم . آیا خود حضرت علی دستور داده بودند که اشهد ان علیا ولی الله را در اذان بگویید .

در مورد سؤال برنامه هم بنده نظری ندارم .

استاد یزدانی :

بحث شهادت ثالثه ، یکی از مباحث قدیمی است که علمای شیعه ، به صورت مفصل بحث کردند . این که شهادت ثالثه در اذان ، جزء واجبات اذان است یا جزء اذان نیست ، خیلی روشن است . تمام علمای شیعه در طول تاریخ ، تصریح کردند که این جمله جزء اذان نیست ؛ جز یک نفر که گفته : جزء اذان است. مثل صلواتی که بعد از شهادت به رسالت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می فرستیم و جزء اذان نیست ،‌ شهادت ثالثه هم جزء اذان نیست . ما اصرار نداریم که این جزء اذان باشد . وقتی جزء اذان نباشد ، اصلا نیازی به دلیل از سنت نیست و نیازی نیست که ثابت کنیم پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفته یا نگفته ؟ یا این که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) گفته یا نگفته ؟ ما به عنوان رجاء و به عنوان این که خداوند در قرآن کریم در کنار ولایت خودش و ولایت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شهادت داده ، ما هم می خواهیم در اذان شهادت دهیم .

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آَمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ . مائده / ۵۵

این آیه در قرآن کریم و در سوره مبارکه مائده ، آیه ۵۵ آمده و طبق روایات منابع اهل سنت با سند صحیح خداوند به صورت صریح شهادت داده که ولی شما خدا و پیامبر خدا و آن کسی که در حال رکوع زکات می دهد . و آن کسی نیست ، جز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) . چون خدا در قرآن شهادت داده ، ما هم به عنوان رجاء ثواب ، در اذان به ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شهادت می دهیم و کسی نمی تواند از این جهت به ما اشکال بگیرد ؛ چون خودشان جملات متعددی در اذانشان اضافه می کردند . مثلا السلام علیک ایها الامیر ! معاویه بن ابی سفیان اولین کسی است که این جمله را در اذان اضافه  کرد . در زمان بنی امیه ، همیشه این جمله را در هر جایی از اذان می گفتند . مثلا اگر کسی بالای مناره اذان می گفت ، به محض این که امیر را می دید که به سمت مسجد می آید ،‌ از همان بالای مناره می گفت : السلام علیک ایها الامیر را می گفت .

در آینده مستندات  این ها را به صورت مفصل نشان خواهم داد . یا این که ” الصلاه خیر من النوم” که هیچ روایتی در منابع اهل سنت وجود ندارد که این جمله جزء اذان باشد ؛ بلکه بسیاری از صحابه و حتی پسر عمر بن خطاب ، عبد الله ،‌ صراحتا آن را بدعت می دانست و اصلا اجازه نمی داد که کسی این جمله را در اذان بگوید. از آن طرف شما “حی علی خیر العمل “را در اذان حذف می کردید .

بنده مطلبی را که آقای ابن تیمیه در کتاب شرح العمده ، جلد ۲ ، چاپ دار العاصمه ، کتاب الصلاه ، با تحقیق خالد بن علی بن محمد بن مشیقح ، صفحه ۱۳۱ آورده :

فصل

ولا یصح الأذان إلا مرتبا متوالیا على ما جاءت به السنه لأنه ذکر مجموع فوجب إن یؤتى به على وجهه کقراءه الفاتحه ولأنه بدون ذلک یختل المقصود به من الإعلام والدعاء فإن نکسه لم یصح بحال

وإن فرق بین کلماته بسکوت یسیر أو کلام یسیر مباح لم یقطعه لکنه إن کان لغیر حاجه کره وهو فی الإقامه أشد کراهه من الأذان .

وإن کان لحاجه مثل إن یرد على من سلم علیه أو یأمر بعض أهله بحاجه أو یأمر بمعروف أو ینهى عن منکر بکلام قلیل لم یکره لما ذکره الإمام أحمد عن سلیمان بن صرد وکانت له صحبه أنه کان یأمر غلامه بالحاجه وهو یؤذن وأمر ابن عباس مؤذنه إن یقول فی یوم مطیر بعد قوله حی على الفلاح إلا صلوا فی الرحال متفق علیه ولأن ذلک لا یخل بمقصود الأذان وبه إلیه حاجه فأشبه العمل الیسیر فی الصلاه .

اذان صحیح نیست مگر این که متوالی و پشت سر هم باشد و همان جملاتی که در سنت آمده را بگوید . چون یک ذکر مجموعه است مثل خواندن سوره فاتحه که در بین آن حرفی نزند و مکثی نکند . اگر کسی این کار را انجام دهد ، مکروه است و جایز نیست . اما اگر بین کلماتش یک سکوت کوتاه کند یا کلامی کوتاه بگوید ، مباح است و اذان را قطع نمی کند ؛ اما اگر برای غیر حاجت و ضرورت نباشد ، مکروه است .

شبکه های وهابی به خاطر این جمله ” اشهد ان علیا ولی الله ” شیعه را تکفیر می کند ؛‌اما آقای ابن تیمیه می گوید : اگر به خاطر حاجت نباشد ، حداکثر مکروه است و اگر در اقامه باشد ، کراهتش بیشتر است .

اگر به خاطر حاجتی باشد ، مثلا بخواهد جواب سلام کسی را بدهد یا به خانواده اش دستور دهد که کاری انجام دهند یا امر به معروف یا نهی از منکر کند ، با کلامی کوتاه ، مکروه هم نیست . برای این که امام احمد از سلیمان بن صرد که از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود ، نقل کرده که به غلامش دستور می داد فلان کار را انجام بده .

مثلا در حال اذان گفتن است یا این که اذان نمازش را می خواند که به غلامش می گوید : گوسفند ها را بدوش یا هر کار دیگری باشد ، اشکالی ندارد . اگر این اشکال ندارد و اگر سلیمان بن صرد صحابی سخنش برای شما حجت است و در میان اذان به غلامش دستور می داد که کاری انجام دهد ،‌ این کار سلیمان بن صرد مهم است و مکروه نیست . پس چرا شهادت به ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) شهادت داده ، من کنت ولیه فعلی ولیه ، ما چرا شهادت ندهیم ؟ چرا اگر ما انجام دهیم و آن را به عنوان جزئی از اذان ندانیم و به قصد رجاء بگوییم ، تکفیر می شویم ؛ اما صحابه وسط اذان به غلامش دستور می داد که فلان کار را بکن ، اشکالی ندارد !!!

یا عبد الله بن عباس در روز هایی که باران بود ، در وسط اذان دستور می داد که بعد از ” حی علی الفلاح ” بروید و در خانه هایتان نماز بخوانید . علت جواز این کار ها این است که اختلالی در اذان ایجاد نمی کند و اگر نیازی باشد به گفتن جمله ای ، مثل عمل یسیر وکوچک در نماز است .

ابن تیمیه ، شرح العمده ، ج ۴ ، چاپ دار العاصمه ، ص ۱۳۱

مثل عمل کوچکی که ما در نماز انجام می دهیم ، می توانیم یک کلام کوتاه در وسط اذان هم اضافه کنیم . مثلا در حال اذان گفتن هستیم که می بینیم بچه ای با سیم برق بازی می کند ، می توانیم بگویم که مواظب باش . این که اشکالی ندارد . خیلی واضح و روشن است .

ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، ولایتی که همه انبیاء به آن شهادت داده اند ، خدا و پیامبرش شهادت داده ، همه ائمه معصومین (علیهم السلام) شهادت داده ، گفتنش در وسط اذان چه اشکالی دارد ؟ حرام است ؟ پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله شهادت داده . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) خودشان تصریح کرده که من ولی خدا هستم . ما هم همان چیزی را که خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) به آن شهادت داده ، در وسط اذان نه به عنوان جزئی از اذان ؛ بلکه به عنوان رجاء اضافه می کنیم و هیچ اشکالی هم ندارد . همان طور که شما ” الصلاه خیر من النوم ” و ” السلام علیک ایها الامیر” را معاویه اضافه کرده . اگر شیعه کافر است ،‌ معاویه هم کافر است .

این مطلب خیلی واضح و روشن است که اضافه کردن شهادت ثالثه هیچ اشکالی ندارد ؛ چون ما آن را جزء اذان نمی دانیم ؛ بلکه به عنوان رجا می خوانیم و قطعا ثواب هم خواهیم برد .

بیننده : آقای عرب از کرمان ـ شیعه

بنده در مورد این آقای موحد مطلبی را می خواستم بگویم . بنده در خاطر دارم که ایشان در روز عاشورا تک پوش قرمزی به تن کرده و در آن شبکه وهابی حاضر شده بود . ایشان گفتند که شما عمرو عاص را لعن می کنید ، در صورتی که اولین شخصی که در خانه خدا بت ها را شکست ، عمرو عاص بود و شروع به تعریف و تمجید از عمرو عاص کرد. در صورتی که در کتاب های خودشان آمده که عمرو عاص کسی بود که در حبشه و در مقابل جعفر بن ابیطالب (علیه السلام) می خواست کاری کند که آن ها را با قفل و زنجیر برگرداند . خود عمرو عاص اعتراف کرده که هیچ وقت به دین اسلام نگروید .

این شبکه های وهابی که پاسخی برای سؤالات ما ندارند و تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که بیننده را اینقدر سؤال پیچ کند تا از سؤال اصلی خود را فراموش کند .

در مورد سؤال برنامه هم می خواستم این را بگویم که اگر منظور از ولی دوستی باشد ، که در واقع این نیست ، چرا هنوز چند روز از شهادت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نگذشته بود که پهلوی دختر آن حضرت را شکستند ؟ چرا بعد از چند سال از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سر فرزند ایشان ، امام حسین (علیه السلام) را در کربلا از تن جدا کردند .

مزد رسالت را دوستی اهل بیت (علیهم السلام) قرار دادند ؛ اما این ها حتی مزد رسالت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را ندادند . از هر طرفی که از این ها بپرسید ، پاسخی ندارند .

بیننده : غلامعلی از ورامین ـ شیعه

استاد یزدانی ! این که علمای اهل سنت در کتاب های خود به ولایت حضرت علی (علیه السلام) اعتراف کردند و امامت را الهی دانستند ، آیا واقعا اعتقاد قلبی به این مسأله داشتند یا نداشتند ؟ اگر داشتند چرا اهل سنت عصر حاضر به آن معتقد نیستند و اگر اعتقاد نداشتند که واقعا برای آن ها خیلی بد است که به آن اعتراف کردند ؛ اما اعتقادی به آن نداشتند .

استاد یزدانی :

می توانیم این علما را تفکیک کنیم که بعضی از این علما ، اعتقاد هم داشتند و بر این اعتقاد هم باقی ماندند و شیعه شدند . مثل قاضی نعمان مغربی که البته ایشان اسماعیلی است و شیعه دوازده امامی نیست . در طول تاریخ از این علما زیاد بودند که این مسأله را پذیرفتند ، مثل سبط بن جوزی . کسی که کتاب تذکره الخواص را بخواند ‌،‌ محال است که یقین نکند ایشان شیعه شده . ایشان از علمای بزرگ حنبلی بوده ، بعد حنفی شده . مذاهب مختلف را جستجو کرده و کتاب تذکره الخواص را نوشته که در آن صراحتا هم غدیر را می پذیرد و هم هجوم را . بنده فکر می کنم یقینا شیعه شده و این شیعه شدنش به ضرر ما نیست ؛ بلکه برای ما چوب دو سر طلا است . از یک طرف اگر بگویند این حرف ها را یک شیعه زده ،‌ می گوییم : یک عالم بزرگ شما شیعه شده . اگر بگوییم سنی بوده و این حرف ها را زده ، باز هم به نفع ما است و نمی توانند اشکال کنند .

پس می توانیم این علمای را تفکیک کنیم که بعضی از آن ها به این مسأله اعتراف کردند و پذیرفتند و بعضی از آن ها ، معجزه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . من بارها گفتم که خیلی از روایاتی که در صحیح بخاری و صحیح مسلم و دیگر کتاب های این ها آمده ،‌ معجزه خود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . محال است که مسلم نیشابوری در حالت عادی اجازه بدهند که روایت ” کاذبا آثما غادرا خائنا ” را در صحیح مسلم خود وارد کند . این معجزه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که این ها خودشان را به دست خودشان مفتضح کردند و این گونه روایات را وارد کتاب های خود کرده اند و ما هم از این ها برای هدایت کسانی که گرفتار شیطان هایی مثل شبکه های وهابی شدند ، استفاده می کنیم .

مجری :

از استاد یزدانی عزیز و شما بینندگان ارجمندی که ما را در این برنامه هم همراهی کردند ،‌تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار ونگهدارتان