بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش ویژه برنامه دهه ولایت (۵)

تاریخ : ۲۹ / ۰۶ / ۹۵

مجری :

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

عرض سلام و درود خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت دارم . با برنامه چالش ویژه برنامه غدیر در خدمت شما بزرگواران هستیم . ان شاء الله ما را مثل شب های گذشته ، همراهی کنید .

استاد یزدانی :

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه مولانا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) واولاده المعصومین علیهم السلام .

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب دارم . امیدوارم که امشب هم مشت دیگری بر دهان وهابیت یاوه گو بزنیم و از حق غصب شده اهل بیت (علیهم السلام) بتوانیم دفاع کنیم .

مجری :

این پنجمین چالش غدیری ما است که در خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند هستیم و چهار شبی که در خدمت شما بودیم ، سؤالی را به عنوان سؤال ثابت این برنامه ها طرح کردیم و از استاد یزدانی عزیز می خواهم که امشب هم مجددا این سؤال را طرح کنند و در مورد آن توضیح دهند .

استاد یزدانی :

گفتیم بینندگانی که با شبکه های وهابی تماس میگیرند ، یک سؤال بپرسند . این که شما مدعی هستید که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم ، دوستی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را اعلام کرده و به همه فرموده : علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست داشته باشید . چرا صحابه به همین دستور پیامبر (صلی الله علیه وآله) وحکم الهی عمل نکردند ؟ چرا طبق گفته ابن تیمیه که در کتاب منهاج السنه ، جلد ۷ ، صفحه ۱۳۷ تصریح می کند :

فان کثیرا من الصحابه والتابعین فکانوا یبغضونه ویسبونه ویقاتلونه …

بسیاری از صحابه و تابعین بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند و به آن حضرت فحش می دادند و با ایشان جنگیدند .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ۷ ، ص ۱۳۷

این سؤال را از آن ها بپرسید که چرا عمل نکردند . از طرف دیگر آیه قرآن کریم داریم که ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون ، ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون ، ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون .

یا روایت صحیح مسلم که جز منافق کسی بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را ندارد . این سؤال را از آن ها بپرسید که چه جوابی دارند . تا حالا که کسی از شبکه های وهابی پیدا نشده که بتواند به این سؤال پاسخ دهد .

مجری :

هر کس هر پاسخی دارد ، می تواند با برنامه چالش ویژه ایام غدیر شبکه جهانی ولایت تماس بگیرد و ما هم در خدمت آن عزیزان خواهیم بود و به این بزرگواران زمانی اختصاص می دهیم که در مورد این سؤال توضیح دهند یا این شبکه های وهابی ـ تروریستی به این سؤال پاسخ دهند ؛ البته اگر پاسخی دارند .

کلیپ اول که از تمای شما بینندگان عزیز با شبکه های وهابی است را با هم می بینیم .

کلیپ ۱) :

بیننده :

چیزی که برای من جالب است این است که شما به آقا حمید می گویید که ابن تیمیه دروغ نمی گوید . در جای دیگری می گویید : ابن تیمیه اشتباه کرده . شما می گویید که ابن تیمیه به صحابه تهمت زده ، اگر از نظر شما اشتباه کرده . از طرف دیگر هم می گویید : چون شیعه به صحابه تهمت زده ، کافر است . پس در این صورت تکلیف ابن تیمیه چه میشود ؟ آیا ابن تیمیه هم کافر است ؟

مثلا در مورد معاویه در صحیح مسلم آمده که حضرت علی (علیه السلام) ، خلیفه مسلمین را سب و لعن می کرده . در این صورت حتما صحیح مسلم دروغ گفته . آیا این با عقل انسان سازگار است که همه دروغ گفته باشند و همه جا گل و بلبل بوده .

سجودی ، کارشناس وهابی :

من از شما متشکرم . خلاصه پاسخ شما را می دهم که خودتان می برید و می دوزید . من نگفتم ابن تیمیه اشتباه کرده یا نکرده . گفتم : اگر اشتباه کرده ، می تواند اشتباه کرده باشد . اگر دروغ گفته ، می تواند دروغ گفته باشد ، معصوم نیست . اصلا کل موضوع برای ما مهم نیست یعنی شما ثابت کردید که ابن تیمیه هم کافر است ، برای ما مهم نیست . ما دین خود را از ابن تیمیه نمی گیریم . ولی شما اصرار دارید که فرعون وار بحث را از توحید به جای دیگری ببرید . از این حرف من ناراحت نشوید . هر کس صحابه را بد بگوید ، از نظر ما شیعه است . اگر واقعا از صحابه بد گفته و به صحابه تهمت زده ، علی رضی الله عنه هم یک صحابی است . نمی فهمم که به شما چه بگویم .

مجری :

این هم از پاسخ های آقای سجودی بود . فقط ایشان می تواند این طور پاسخ بدهد که اگر ابن تیمیه این طور گفته و به صحابه توهین کرده ، نزد ما شیعه است . یعنی به زعم آقای سجودی ممکن است که ابن تیمیه شیعه باشد . به بیننده هم که توهین کردند که فرعون وار این سؤالات را می پرسید .

استاد یزدانی :

واضح است که پاسخی ندارند و ما فقط کلیپ های آن ها را پخش می کنیم که بینندگان عزیز متوجه شوند .

دشمنی زبیر و خاندانش با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

زبیر قطعا از کسانی بود که در غدیر خم در محضر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده ؛ اما در اواخر عمرش با اهل بیت (علیهم السلام) دشمن شد و با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگید و نسل و فرزندانش با اهل بیت (علیهم السلام) مشکل دار شدند که ان شاء الله به آن خواهیم پرداخت .

اولین روایت از کتاب مستدرک حاکم نیشابوری ، جلد ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت لبنان ، صفحه ۴۱۳ :

أخبرنی أبو الحسین محمد بن أحمد بن تمیم القنطری ببغداد ثنا أبو قلابه عبد الملک بن محمد الرقاشی ثنا أبو عاصم ثنا عبد الله بن محمد بن عبد الملک الرقاشی عن جده عبد الملک عن أبی حرب بن أبی الأسود الدیلی قال شهدت الزبیر خرج یرید علیا فقال له علی أنشدک الله هل سمعت رسول الله e یقول تقاتله وأنت له ظالم فقال لم أذکر ثم مضى الزبیر منصرفا هذا حدیث صحیح عن أبی حرب بن أبی الأسود فقد روى عنه یزید بن صهیب الفقیر وفضل بن فضاله فی إسناد واحد .

از ابی اسود دیلی نقل شده که گفت : در جنگ جمل شاهد بودم که زیبر نزد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آمد تا با آن حضرت صحبت کند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به او فرمودند : تو را به خداوند سوگند می دهم که آیا از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیدی که فرمودند : تو (زبیر ) با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می جنگی ، در حالی که ظالم هستی .

یعنی با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می جنگی و در آن جنگ تو ظالم هستی .

زبیر گفت : من این قضیه را به یاد ندارم .

واضح است که قطعا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) این مطلب را دروغ نمی گویند ؛ چون آن حضرت حق مطلق است . علی مع الحق و الحق مع علی .

اما خود را از جنگ کنار کشید .

مشخص است که چیزهایی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شنیده بوده و به یادش آمده .

حاکم نیشابوری هم می گوید که این روایت با سند صحیح از ابی حرب بن ابی اسود دیلی نقل شده.

شمس الدین ذهبی هم در پاورقی می گوید :

قال فی التلخیص : صحیح  

سند روایت صحیح است .

حاکم نیشابوری ، المستدرک ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۳ ،‌ص ۴۱۳

یعنی هم حاکم نیشابوری و هم شمس الدین ذهبی گفتند که سند روایت صحیح است و ثابت می کند که زبیر بن عوام ، یکی از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ، به جای این که به دستور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عمل کند و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست داشته باشد ، با او دشمنی کرد و با ایشان جنگید ، در حالی که در آن جنگ ظالم هم بوده و هیچ راه توجیهی هم برایش باقی نمانده . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) را به یادش آورد . او هم از جنگ کنار کشید و در همان جنگ هم کشته شد . حق این بود که وقتی روایت را شنید و حق برایش واضح شده بود ، باید به لشگر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می پیوست و با دشمنان آن حضرت می جنگید . اما این کار را نکرد و در همان جنگ کشته شد .

این هم روایتی که ثابت می کند آقای زبیر با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دشمنی کرده .

مجری :

این هم نمونه ای دیگری از موارد متعدد از نافرمانی های صحابه و تابعین نسبت به دستور پیامبر (صلی الله علیه وآله) که اگر فرض کنیم منظور از حدیث غدیر ، دوستی باشد ، بود که حتی به همین دستور هم عمل نکردند .

کلیپ ۲ ) :

بیننده : محمد مهدی از ایران

بنده از آقای سجودی سؤالی داشتم . از نظر شما پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم دوستی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را اعلام کرد . چرا صحابه به همین دستور هم عمل نکردند ؟ ابن تیمیه در منهاج السنه ، جلد ۷ ، صفحه ۱۳۷ می گوید : فان کثیرا من الصحابه و التابعین کانوا یبغضونه ویسبونه ویقاتلونه ، بسیاری از صحابه و تابعین بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند و به آن حضرت فحش می دادند و با او جنگیدند .

آیا این کار صحابه مخالفت با دستور خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) و مصداق این آیه نیست که خداوند می فرماید : ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون ، ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون ، ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون ,

سجودی ، کارشناس وهابی :

خلاصه جواب شما این است که چون بچه هستی ، من نمی خواهم شما را اذیت کنم ، بگویم که در کدام بخش کتاب نوشته . این ذیل جواب یک رافضی نوشته شده که به دوازده آیه از قرآن برای اثبات حضرت علی استدلال کرده بود . یکی از آن هایی که استدلال کرده بود این است که حضرت علی را همه دوست داشتند ، اما ابوبکر را همه دوست نداشتند . این جواب در ذیل آیه ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّا ، ابن تیمیه گفته : نه این طور نیست . ایشان هم چهار تا مخالف داشته . مخالفان ابوبکر ، رافضی ها بودند و مخالفان حضرت علی کسانی بودند که سرشان به تن شان می ارزید .

کارشناس وهابی :

مخالفان ابوبکر خیلی کمتر از مخالفان حضرت علی بود .

سجودی ، کارشناس وهابی :

من می خواهم علت گفتن ابن تیمیه چیست ؟ تیتر را نمی خوانند . در واقع طرف مقابل را الزام کرده .

مجری :

ظاهرا جواب های آقای سجودی ، آپدیت و به روز می شود . یک زمانی می گویند : اگر ابن تیمیه گفته باشد . در واقع می خواهد این طور الغاء کند که احتمالا به این صورت نگفته . زمانی دیگری می گوید : نه من جواب سؤال را نمی دانم ، یعنی تکلیفش با خودش مشخص نیست . امروز هم جواب جدیدی دادند که کلیپ آن را پخش خواهیم کرد . اما حتی به این کودک شیعه هم دروغ بستند و گفتند که منظور شما این است که همه صحابه کافر هستند . در حالی که بیننده عزیز که از غنچه های ولایت بود ، چنین چیزی نگفتند که صحابه کافر هستند . ایشان فقط مطلب ابن تیمیه را از کتاب منهاج السنه می خواندند .

استاد یزدانی عزیز ! در آخر هم گفت : منظور ابن تیمیه این بود که حضرت علی چهار تا مخالف هم داشته .

استاد یزدانی :

ابن تیمیه نگفته بود که چهار تا مخالف داشته ؛ بلکه گفته : فان کثیرا من الصحابه والتابعین کانوا یبغضونه ویسبونه ویقاتلونه !

به نظر من حرف های ایشان منطقی بود . اول این که ، در جواب علامه حلی بوده . علامه حلی گفته بود : امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را طبق این آیه همه دوست دارند و روایت در منابع اهل سنت آمده که این آیه در حق امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شده است .

اما ایشان می گوید : ابن تیمیه گفته : نه ، این استدلال شما درست نیست . چون بسیاری از صحابه و تابعین بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند . آقای ظهرابی هم تأیید کردند که مخالفان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در میان صحابه ، بیشتر از مخالفان ابوبکر و عمر و عثمان بودند .

ما هم همین را می خواهیم ثابت کنیم و نمی خواهیم چیزی غیر از این مطلب را بگوییم . می خواهیم همین حرف شما و تیتری که شما خواندید را ثابت کنیم . ایشان در جواب علامه حلی در ذیل همان آیه ای که شما خواندید ،‌ می خواهد ثابت کند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در بین صحابه مخالف داشت . مخالفانی که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فحش می دادند ،‌ مخالفانی که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) سبّ می کردند و ناسزا می گفتند و مخالفانی از صحابه و تابعین که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگیدند .

بلاخره جواب های شما به جایی رسید که ما روز اول می خواستیم به این ها بفهمانیم را آرام آرام می فهمند و برای آن ها ثابت می شود که بسیاری از صحابه و تابعین بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را داشتند و بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) حکمش مشخص است که طبق نص صریح روایت صحیح مسلم : لا یحبنی الا مؤمن ولا یبغضنی الا منافق ، هر کس حب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل دارد ، یقین داشته باشد که مؤمن است و هر کس بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل دارد ، یقین داشته باشد که منافق است و طبق گفته ابن تیمیه : فان کثیرا من الصحابه والتابعین کانوا منافقون ، همه آن ها منافق بودند . ما فقط می خواستیم همین نتیجه را بگیریم .

روایتی دیگر از دشمنی های خاندان زبیر به خصوص عبد الله و عروه . عروه که ناصبی است و فعلا کاری با او نداریم . اما عبد الله بن زبیری که قطعا در غدیر خم و حجه الوداع بوده ؛ گرچه که سن کمی داشتند . در کتاب انساب الاشراف ، تألیف بلاذری ، چاپ دار الفکر بیروت ، جلد ۵ ، صفحه ۳۳۳ در بحث امر عمرو بن زبیر بن عوام :

حدثنی محمد بن المنتشر قال: حضرت مکه أیام ابن الزبیر فما رأیت أحداً قط أبخل منه ولا أشد أفناً، أتته الخوارج فضللهم وعاب قولهم فی عثمان حتى فارقه نافع بن الأزرق الحنفی وبنو ماحوز بن بحدج، فانصرفوا عنه وغلبوا على الیمامه ونواحیها الى حضرموت وعامه أرض الیمن، وأظهر سوء الرأی فی بنی هاشم، وترک ذکر النبی e من أجلهم، وقال: إن له أهیل سوءٍ فإن ذکر مدوا أعناقهم لذکره …

روایتی از محمد بن منتشر نقل میکند که گفت : زمانی که عبد الله بن زبیر حاکم مکه بود ، من وارد مکه شدم . من انسانی بخیل تر از عبد الله بن زبیر ندیدم ….

او دیدگاه بدش را نسبت به بنی هاشم اظهار می کرد و آشکارا با بنی هاشم بدی می کرد و یاد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را به خاطر بنی هاشم ترک می کرد یعنی بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) صلوات نمی فرست و می گفت : برای رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) خانواده بسیاری بدی است

در این از کلمه ” اهل ” استفاده نمی کند ؛ بلکه ” اهلیل ” می گوید و می خواهد اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) را تصغیر کند .

اگر نام پیامبر (صلی الله علیه وآله) برده شود ، این ها گردن های خود را بلند کرده و افتخار می کنند .

بلاذری ، انساب الاشراف ، ج ۵ ، چاپ دار الفکر بیروت ، ص ۳۳۳

چون نمی خواهیم این ها گردن های خود را بالا بگیرند و افتخار کنند ، نام پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در خطبه های نماز خود نمی برد و بر آن حضرت صلوات نمی فرستاد .

این شخص ، سخن پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در غدیر خم شنیده که فرمودند : من کنت مولاه فعلی مولاه ، طبق نظر خودشان ، هر کس من دوست او هستم ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم دوست او هست . آقای عبدالله بن زبیر ! آیا شما پیامبر (صلی الله علیه وآله ) را دوست داشتید یا نداشتید ؟ اگر دوست داشتید ، باید اهل بیت آن حضرت را هم دوست می داشتید . به خاطر نظر بدی که نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) داشت ، حتی نام پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در نماز و در خطبه اش نمی برد .

این هم یک مستند که ثابت می کند این ها چقدر انسان های عجیب و غریبی بودند .

باز در همین کتاب ، جلد ۳ ، صفحه ۴۸۲ ، داستان ابن حنفیه و عبد الملک مروان را بیان می کند :

فقال ابن عباس: ذلک والله أبلغ إلى جاعرتیک، بغضی والله ضرک واثمک إذ دعاک إلى ترک الصلاه على النبی e فی خطبک فإذا عوتبت على ذلک قلت إن له أهیل سوء، فإذا صلیت علیه تطاولت أعناقهم وسمت رؤوسهم.

عبد الله بن عباس به عبد الله بن زبیر گفت : بغضی که نسبت به من داری ، به خدا قسم به تو ضرر زده و تو را به گناه انداخته و باعث شده که بر پیامبر (صلی الله علیه وآله ) صلوات نفرستی و بگویی : (نعوذ بالله ) برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) خانواده بدی است . وقتی صلوات می فرستم ، خانواده ایشان گردن هایشان را بالا می گیرند و باعث افتخار می کنند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از خانواده ما بوده .

بلاذری ، انساب الاشراف ، ج ۳ ، چاپ دار الفکر بیروت ، ص ۴۸۲

به خاطر دشمنی که با اهل بیت (علیهم السلام) داشته ؛ حتی بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) صلوات نمی فرستاد . ما هم بغضا لابن زبیر بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اهل بیت (علیهم السلام) صلوات می فرستیم . اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم .

این هم مستندی دیگر که خانواده زبیر با اهل بیت (علیهم السلام) مشکل داشتند . با این که طبق نظر شما ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) دستور داده بود که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست داشته باشید . اما این ها بر عکس عمل کردند و با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دشمنی کردند .

مجری :

این هم نمونه ای دیگر از نقلیات تاریخی که با احادیثی که ما به آن ها اشاره کردیم ، همه ثابت می کنند که بسیاری از صحابه و تابعین به همین دوستی هم عمل نکردند . ما باز هم از همه بینندگان عزیز و هم چنین شبکه های وهابی ـ تروریستی در خواست می کنیم که به این سؤال پاسخ دهند . واقعا چه پاسخی برای این سؤال وجود دارد ؟ اگر وجود ندارد ، تصریح کنند که ما جوابی نداریم ، همان طور که آقای سجودی گفت : من پاسخی برای این سؤال ندارم .

کلیپ بعدی هم از تماس های شما عزیزان با شبکه های وهابی است .

کلیپ ۳ ) :

بیننده :

بنده سؤالی در حد ۳۰ ثانیه دارم که می پرسم و بعد جواب شما را می شنوم . به نظر شما روایت غدیر و اتفاقی که در غدیر خم افتاده ، پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) دوستی حضرت علی (علیه السلام) را بیان کرده و گفته که هر کس من دوست او هستم ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم دوست او است . اما آقای ابن تیمیه در منهاج السنه ،‌ جلد ۷ ، صفحه ۱۳۷ می گوید : فان کثیرا من الصحابه والتابعین کانوا یبغضونه ویسبونه ویقاتلونه .

سؤال بنده این است که آیا ابن تیمیه دروغ گفتند و به صحابه تهمت زدند و کافر شدند یا این که صحابه مصداق آیه ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون ، شدند ؟

مجری وهابی :

تا این شخص را کافر نکردید ، قضیه را رها نمی کنید . یا این که صحابه کافر شدند یا ابن تیمیه کافر شده .

سؤال بیننده دو حالت دارد که رسول الله علیه الصلاه و سلام گفتند که باید حضرت علی را دوست داشته باشید و هر کس مرا دوست دارد ، حضرت علی را هم باید دوست داشته باشد . ابن تیمیه در کتابش و دیگران در کتاب هایشان می آوردند که خیلی از اصحاب با حضرت علی رضی الله عنه مشکل داشتند ،‌ آیا آن ها کافر هستند یا ابن تیمیه ؟

حسینی (یزیدی ) ، کارشناس وهابی :

بحث کفر و ایمان که نیست که هر کس با حضرت علی مخالف شدند و با هم درگیری پیدا کردند ، کافر شوند .

مجری وهابی :

بعد همین ها به بقیه تکفیری می گویند !!! جوابشان چه می شود ؟

کارشناس وهابی :

اولا ، باید در مورد این قضیه توضیحی داد . این که اصل قضیه هم همین بوده که حضرت علی بر اساس این روایت هایی که آن گروه از اهل سنت قبول دارند ، می گویند : بین حضرت علی و یارانش درگیری لفظی و ناراحتی پیش آمده . رسول الله صلی الله علیه وسلم برای این که این ناراحتی را از بین ببرد و محبت علی بار دیگر در قلب هایشان به وجود بیاید ، با استناد به آیات قرآن که والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولیاء بعض ، در راستای این توجیهات قرآنی رسول الله صلی الله علیه وسلم ، فرمودند که هر کس مرا دوست دارد ، علی را هم دوست داشته باشد .

مجری وهابی :

این که هر کس مرا دوست دارد ،‌ حضرت علی را هم دوست داشته باشد ، این جا چطور است؟ آیا می شود کسی از حضرت علی بدش بیاید ؟؟!!!

کارشناس وهابی :

شما دقت کنید ! بایستی زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم این حرف را زدند را مد نظر قرار دهید . نمی شود بدون ملابسات و شرایطی که رسول الله این را فرموده ،‌ شما یک سخنی را بر دارید و بگویید رسول الله این را فرموده ؛ پس هر کس محبت پیامبر ایمان است و بغض پیامبر کفر است . هر کس حضرت علی را دوست داشته باشد ،‌از ایمانش است و هر کس بغضش را داشته باشد ، کافر است .

پیامبر به خاطر این ناراحتی که بین آن ها پیش آمده ، این سخن را فرمودند . می خواستند تند خویی و تندرویی را که به حضرت علی نسبت داده بودند را از ساحت و شخصیت ایشان پاک کنند و کاری که حضرت علی کرده ، درست بوده . اگر من را دوست دارید ، علی را هم دوست داشته باشید .

کشتکار ، کارشناس وهابی :

قبل از این که وارد بحث شوید ، مطلب جزئی را من باب افاده اضافه کنم . اشاره جالبی داشتید . این ها می گویند : بغض علی نفاق است و حب علی ایمان است . مشکلی نیست ، این روایت در صحیح مسلم آمده ؛‌ اما در کنار این روایت دیگری در مورد دیگر صحابه هم داریم . آیه الایمان حب الانصار وآیه النفاق بغض الانصار ، این روایت نزد شیخین آمده . اگر ما این روایت را در مورد سیدنا علی تبلیغ می کنیم ، آن روایت نزد شیخین قوی تر است ؛ چرا باید از آن روایت در مورد اصحاب غافل باشیم . پس اگر در این جا در مورد سیدنا علی ،‌ حبّ و بغض مطرح است ، حبّ وبغض در مورد همه صحابه هم مطرح است .

حسینی (یزیدی ) کارشناس وهابی :

متأسفانه می آیند سخنان ابن تیمیه را همان طور که آیات قرآن را گزینشی هستند و یک آیه را می آوردند که این آیه اکمال دین ،‌ این آیه ابلاغ است . یک آیه را می گیرند و می گویند این را می گوید و اسمی هم روی آن می گذارند . وقتی شما با قرآن این طور برخورد می کنید ، با سخنان ابن تیمیه و دیگران هم همین کار را کردید . اول شما سخن ابن مطهر حلی را بخوانید که گفته : انهم جعله اماما لهم حیث نزهه المخالف والموافق ، در این جا حلی شبهه ای را مطرح و ادعایی می کند که حضرت علی را به عنوان امام انتخاب کردند ، به خاطر نزاهتش از طرف مخالف و موافق . و ترکوا غیره حیث روی من یعتقد امامته من المطاعن ما یطعن فی امامته ، آن هایی هم که معتقد به امامتش بودند ، در مورد امامان خود چیزهایی نقل کردند که طعنی در امامت است .

حالا ابن تیمیه در این جا جواب می دهد و می گوید : هذا کذب بین ، این دروغ آشکار است . فان علیا رضی الله عنه لم ینزهه المخالفون ، کسانی که با علی موافق با علی بودند ،‌ معتقد به نزاهت او نبودند. بلکه کسانی که به حضرت علی اعتراض و انتقاد داشتند ، گروه های متعددی بودند و این ها بهتر از کسانی بودند که در مورد ابوبکر و عمر و عثمان ، انتقاد داشتند .

این ادعایی بوده که ابن مطهر حلی بیان کرده .

کارشناس وهابی :

بقیه مطلب را هم بخوانید تا جواب کامل می شد .

حسینی (یزیدی ) ، کارشناس وهابی :

والقادحون افضل من الغلاه فیه ، کسانی که در حضرت علی اعتراضی کردند ، از کسانی که در مورد ایشان غلو کردند ، بهتر هستند .

کارشناس وهابی :

مشکل در مورد مسائلی که ابن تیمیه به کار بردند ،‌ بیشتر در مورد نقاش و گفتگو با ابن مطهر حلی برای ملزم کردن او ، مسائلی را در منهاج السنه بیان می کند که او را قانع کند . شما که میگویید علی اولی تر است و بایست خلیفه شود ، خود شما می گویید که صحابه علی را تکفیر می کند . خود شما می گویید که صحابه با علی مخالف هستند . پس چنین شخصیتی که صحابه بنا بر ادعای خودتان با علی مخالف هستند ، علی نسبت به ابوبکر وعمر که هیچ مخالفی ندارند ، اولویت خلافت با او نیست .

مجری :

آقایان هر چه توانستند گفتند . یعنی بیننده تماس گرفت ، همین سؤال را با مقدمه ای خوب و کامل مطرح کرد ؛ اما نتوانستند پاسخ دهند . اگر شما پاسخ قانع کننده ای از مجموع گفته های این دو کارشناس دریافت کردید ، ما هم گرفتیم . هم به بیننده دروغ بستند و گفتند : بیننده گفت : صحابه کافر می شوند . در صورتی که بیننده می خواست توضیحاتش را کامل کند ؛ اما تماس را قطع کردند .

استاد یزدانی عزیز ! ادعاهایی را مطرح کردند . از جمله این که ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : بغض انصار هم نفاق است . البته پاسخی به سخن ابن تیمیه ندادند . بعد عبارتی از ابن تیمیه نشان دادند که اصلا قول ابن تیمیه که ما مطرح می کنیم ، نبود و صفحه دیگری را از کتاب منهاج السنه نشان داد . کلام آخر آقای کشتکار هم خیلی عجیب و جالب و در واقع تدلیس ایشان بود که شما می گویید : صحابه بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را داشتند ، در حالی که این قول ابن تیمیه بود .

استاد یزدانی :

اوایل صحبتش هم این روایت را خواند که بغض صحابه هم نشانه نفاق است . خیلی خوب است ، چه کسی انصار را در سقیفه بنی ساعده کتک زد . اتفاقا این هم روایت جالبی است و به نفع ما است . شما چیزی به ضرر ما نگفتید . ما نگفتیم که فقط بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نشانه نفاق است . بغض خیلی ها ممکن است که نشانه نفاق باشد . بغض امام حسین (علیه السلام ) هم نشانه نفاق است ،‌بغض امام حسن (علیه السلام) هم نشانه نفاق است . روایاتی که شما نقل کردید ، بغض انصار هم نشانه نفاق است و بغض انصار را اهل بیت (علیهم السلام) نداشتند ؛ بلکه همان هایی داشتند که در سقیفه بنی ساعده آن ها را زیر دست و پا له کردند و می خواستند آن ها را بکشند . این روایت هم ناظر بر آن ها است . روایت در منابع اهل سنت آمده :

حدثنا عبد الله قال حدثنی أبی قثنا اسود بن عامر قثنا إسرائیل عن الأعمش عن أبی صالح عن أبی سعید الخدری قال إنما کنا نعرف منافقی الأنصار ببغضهم علیا

از ابو سعید خدری نقل شده که در بین بعضی از انصار منافق بوده و آن منافقین را هم با بغض علی بن ابیطالب (علیه السلام ) می شناسند .

فضائل الصحابه ، ج ۲ ، ص ۵۷۹

این هم روایت جالبی است که بغض انصار نفاق است . آقای کشتکار در آخر استدلال جالبی می کرد که شما شیعیان می گویید : صحابه بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند ؛ اما بغض ابوبکر و عمر را در دل نداشتند و با آن ها مخالف نبودند ؛ پس ابوبکر و عمر بر خلافت اولویت دارند .

استدلال بسیار جالبی است ؛ البته ما تنها نیستیم که صحابه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مشکل داشتند ؛ بلکه نظر ابن تیمیه هم همین است . ابن تیمیه هم میگوید : بسیاری از صحابه بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را داشتند . این یک دید به این قضیه است ،‌دید دیگر روایاتی است که در منابع شما آمده . بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) طبق روایت صحیح مسلم نفاق است .

بنده باز هم این روایت را نشان می دهم : صحیح مسلم ، چاپ دار الطیبه عربستان ، کتاب الایمان ، صفحه ۵۱ :

حدثنا أبو بَکْرِ بن أبی شَیْبَهَ حدثنا وَکِیعٌ وأبو مُعَاوِیَهَ عن الْأَعْمَشِ ح وحدثنا یحیى بن یحیى واللفظ له أخبرنا أبو مُعَاوِیَهَ عن الْأَعْمَشِ عن عَدِیِّ بن ثَابِتٍ عن زِرٍّ قال قال عَلِیٌّ وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ وَبَرَأَ النَّسَمَهَ إنه لَعَهْدُ النبی الْأُمِّیِّ e إلی أَنْ لَا یُحِبَّنِی إلا مُؤْمِنٌ ولا یُبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ .

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) می فرماید : کسی جز مؤمن مرا دوست ندارد و کسی جز منافق ، کسی بغض من را در دل ندارد .

صحیح مسلم ، چاپ دار الطیبه ، جلد ۱ ، کتاب الایمان ، ص ۵۱

اگر این حرف درست باشد ، همه کسانی که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مخالف بودند ،‌همه منافق هستند . این منافقین کسی را تأیید کند ، دلالت بر اولویت او برای خلافت نیست . اگر این مطلب درست باشد ، تأیید منافق دلیل بر مشروعیت خلافت هیچ کس نمی تواند باشد . کسی که باید تأیید کند ، مؤمنین هستند و مؤمنین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست داشتند . آن هایی که بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را داشتند ، منافق بودند و تأیید و تکذیب منافقین هیچ تأثیری در مشروعیت حکم خداوند و در مشروعیت حاکم اسلامی ندارد . اگر بخواهیم به کار منافقین استدلال کنیم ؛ پس چون منافقین بعضی ها را دوست داشتند ، اولیت برای خلافت دارند که این استدلال نیست . اگر یک مقدار فکر کنید ، متوجه می شوید که چنین استدلالی زیبنده شما نیست ؛ بلکه به ضرر شما است . ما هم دوست داریم این استدلال ها را هر روز شما تکرار کنید و بیننده های ما هر روز این سؤال را بپرسند و همین جواب ها داده شود تا هر روز شما مفتضح تر و رسواتر شوید و حقانیت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ثابت شود .

مجری :

پس شما بینندگان عزیز این تماس ها را ادامه دهید . تا الان هم نتیجه خوبی داشته . اما کلیپ بعدی مرتبط است به همین کلیپی که چند لحظه پیش دیدیم .

کلیپ ۴ ) :

بیننده : حیدری از ایران

سؤال بنده را بیننده قبلی هم مطرح کردند ؛ اما جوابی که گرفت ، جواب مناسبی نبود . اولا ، مطلبی که ایشان مطرح کردند ، با مطلبی که استاد حسینی نشان دادند ، دو مطلب کاملا مجزا و متفاوت است .

مجری وهابی :

ایشان آدرس را هم گفتند . شما همان آدرس را نشان دادید .

شما فقط مرجع و آدرس را بیان کنید ، ما خودمان آن را نشان می دهیم .

بیننده :

مطلب این است که فان کثیرا من الصحابه والتابعین کانوا یبغضونه ویسبونه ویقاتلونه ، که در منهاج السنه ، جلد ۷ ، صفحه ۱۳۷ نقل شده .

مطالبی که اساتید گفتند ، فکر می کنم کاملا خارج از بحث بود . یکی این که فرمودند : بحث مخالفت بوده . نه ، این طور نیست . بلکه در این جا ابن تیمیه به صراحت می گوید : به حضرت امیر (علیه السلام) فحش می دادند و بغض حضرت را در دل داشتند . شما خودتان به صحیح مسلم اشاره کردید که بغض علی بن ابیطالب (علیه السلام) نشانه نفاق است .

استاد گفتند که ما در صحیحین داریم که بغض اصحاب هم نشانه نفاق است . این برای شما حجت است و وقتی که شما با یک اهل سنت صحبت می کنید ، می توانید این مطالب را بیان کنید . اما من فکر می کنم که نباید وارد آن بحث شد و باید دید که در این جا تکلیف امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در این جا چیست .

مجری وهابی :

یعنی منهاج السنه برای شما ملاک است و صحیح بخاری و مسلم برای شما ملاک نیست ؟

بیننده :

نه ، چون برای شما ملاک است ، بنده عرض می کنم . سؤال مشخص من این است …

مجری وهابی :

عجبا ! شما از منهاج السنه مطلبی می آورید . منهاج السنه که حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم نیست . بلکه ابن تیمیه در مورد مطلبی صحبت می کند و می گوید که من برای شما ملاک می آورم که اصلا حدیث نیست ؛ اما از صحیحین حدیث می آورید و می گویید که ملاک برای شما است .

بیننده :

اگر شما اجازه دهید ، من در این باره هم توضیح می دهم . عرض بنده این است که شما گفتید : این حرف ملاک نیست ، من اگر بخواهم با مسیحی هم بحث کنم از انجیل برای او مدرک می آورم . از قرآن بگویم که او قبول ندارم و او هم نمی تواند بگوید : حال که از انجیل گفتید ، مثلا فرزند بودن و خدا بودن حضرت عیسی را قبول کنم . سؤال بنده این است که طبق نظر شما حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) در روز غدیر دوستی حضرت علی (علیه السلام) را اعلام کردند و فرمودند : دوست حضرت علی (علیه السلام) را دوست داشته باشید . بر اساس آیات قرآن ، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى (۳) إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى و همچنین وَمَا آَتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ، چرا بنابر آن چه ابن تیمیه می گوید : به همین دوستی هم عمل نشد ؟ یعنی هم به حضرت ، فحش دادند و هم بغض داشتند و هم قتال کردند . در این جا ، یا ابن تیمیه اشتباه می کند و طعن به صحابه وارد می کند و به آن ها تهمت می زند ….

مجری وهابی :

سؤال شما دقیقا سؤال بیننده قبلی بود که پاسخ داده می شود .

کارشناس وهابی :

این برداشت شما است !!!!

مجری :

شاید برای شما سؤال مطرح شود که این دو کارشناس وهابی چه پاسخی به این بیننده دادند ؟ خیلی جالب است که در پایان برنامه سؤال بیننده قبل را پاسخ دادند ، سؤال بیننده بعدی را هم پاسخ دادند ؛ اما هیچ اشاره ای به سؤال این بیننده نکردند . اگر شبکه های وهابی خلافش را ادعا می کنند ، کلیپش را پخش کنند که ما به این بیننده این پاسخ را دادیم . یعنی در آن برنامه هیچ پاسخی به این سؤال ندادند و این هست عجز وهابیت که نمی توانند به یک سؤال ساده پاسخ دهند .

استاد یزدانی :

بنده واقعا دلم به حال کارشناسان شبکه های وهابی می سوزد . هر روز یک سؤال تکراری مطرح می شود و هر روز هم آن ها پاسخی برای این یک سؤال ندارند و مجبور هستند عاجزانه از پاسخ فرار کنند و این نشانه این است که چقدر بدبخت و بیچاره هستند و چقدر شیعه سربلند است و چقدر وهابیت سرافکنده هستند که نمی توانند پاسخ یک سؤال ساده را بدهند .

تماس بینندگان

بیننده : عبد الله از تاجیکستان ـ اهل سنت

بنده می خواستم در مورد همین سؤال ، یک سؤال از شما داشته باشم . اول این که ، وقتی دو انسان یا دو رهبر که با هم جنگ می کنند ، امکان ندارد که بغض یکدیگر را نداشته باشند و شکی نیست که جنگ بدون بغض و عداوت نمی شود . اما در این جا یک سؤال مطرح می شود که شما تکرار می کنید که و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون ، لیکن شما فکر کنید که علت این جنگ چه بود ؟

عثمان بن عفان به شهادت رسیدند . پرسش و طلب معاویه و دیگر صحابه این بود که باید حکم خدا که کتب علیکم القصاص فی القتلی که حکم خدا و قرآن است در مورد قاتلین عثمان اجرا شود .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! عثمان را چه کسی کشت ؟ امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کشته بود .

بیننده :

نه ، امیرالمؤمنین نکشته بود . لیکن قاتلان عثمان بن عفان موجود بودند .

استاد یزدانی :

چه کسانی بودند ؟

بیننده :

هر کسی که بود ،‌ قصاص در مورد آن ها اجرا نشده بود . طلب معاویه و بقیه صحابه همین بود که باید حکم قصاص اجرا شود .

استاد یزدانی :

این هایی که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فحش می دادند و بغض آن حضرت را در دل داشتند ، علتش چه چیزی بود ؟

بیننده :

امیرالمؤمنین به عنوان خلیفه مسلمین انتخاب شد و همه با ایشان بیعت کردند . خاصه مسلمانانی که با امیرالمؤمنین مخالفت کردند ، در این بود که باید حکم خدا را اجرا می کردند

استاد یزدانی :

چرا فحش می دادند ؟ یعنی مقصر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود ؟

بیننده :

امیرالمؤمنین باید حکم قصاص را اجرا می کردند .

استاد یزدانی :

خونخواه عثمان باید چه کسی باشد ؟ معاویه و طلحه و زبیر و عایشه چه نسبتی با عثمان داشتند که خونخواه عثمان شدند ؟

بیننده :

خونخواه عثمان ، معاویه پسر عمویش می شود .

استاد یزدانی :

عثمان چند پسر داشت ؟

بیننده :

من عالم نیستم . اما مشکل از همان جا شروع شد که حکم قصاص در مورد قاتلین عثمان اجرا نشد.

مجری :

سؤال شما واضح است ؛ اما در مورد سؤال برنامه چه نظری دارید ؟ کسانی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را سبّ و لعن می کردند و با ایشان جنگیدند ، با توجه به حدیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) چه حکمی دارند ؟ چرا با دستور پیامبر (صلی الله علیه وآله) در غدیر مبنی بر حب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ؛ البته طبق نظر شما ، عمل نکردند ؟

بیننده :

من همین مسأله را می خواستم از استاد بپرسم . وقتی این مشکل ، یک مشکل اجتهادی بود .

مجری :

یعنی در مقابل نص صریح رسول خدا (صلی الله علیه وآله) اجتهاد کردند ؟

بیننده :

نه ، آن ها به آیه قرآن استدلال کردند که حکم قصاص باید اجرا شود .

استاد یزدانی :

بنده توضیح میدهم که قاتلین عثمان چه کسانی بودند . روایتی با سند صحیح در منابع اهل سنت آمده . در انساب الاشراف ، تألیف بلاذری ، جلد ۳ ، صفحه ۹۷۲ :

عن ابن حاطب قال: أقبلت مع علی یوم الجمل إلى الهودج وکأنه شوک قنفذ من النبل، فضرب الهودج؛ ثم قال: إن حمیراء إرم هذه أرادت أن تقتلنی کما قتلت عثمان بن عفان.

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در وسط جنگ جمل فرمودند : حمیرا ستون این لشگر است . او می خواست مرا بکشد ، همان طور که عثمان بن عفان را کشت .

سند روایت کاملا معتبر است و بنده در تقریب التهذیب تک تک روات را بررسی کردم .

بلاذری ، انساب الاشراف ، ج ۳ ، ص ۹۷۲

قاتل بعدی که مروان او را کشت ، در کتاب الاصابه ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، جلد ۵ ، صفحه ۴۲۲ می گوید :

وروی ان عساکر من طرق متعدده ان مروان بن الحکم هو الذی رماه فقتله منها .

واخرجه ابوالقاسم البغوی بسند صحیح عن الجارود بن ابی سیره قال : لما کان یوم الجمل نظر مروان الی طلحه فقال : لا اطلب ثأری بعد الیوم .فنزع له بسهم فقتله .

واخرج یعقوب بن سفیان بسند صحیح عن قیس بن ابی حازم ان مروان بن الحکم رأی طلحه فی الخیل فقال : هذا اعان علی عثمان فرماه بسهم فی رکبته فما زال الدم ینزف حتی مات .

ابن عساکر با طرق متعدد بیان می کند که مروان بن حکم ، کسی است که طلحه را کشت و او را با تیر زد .

از ابوالقاسم بغوی با سند صحیح از جاورد بن ابی سیره نقل می کند که در روز جمل نگاه کرد و گفت : من از این به بعد خونخواهی نخواهم کرد . بعد تیری در آورد و او را کشت .

یعقوب بن سفیان با سند صحیح از قیس بن ابی حازم نقل کرده که مروان طلحه را در لشکر دید و گفت : این کسی بود که مردم را علیه عثمان کمک کرد . بعد با تیر به زانوی طلحه زد . آنقدر از زانوی او خون رفت تا این که مرد .

ابن حجر عسقلانی ، الاصابه ، ج ۵ ،‌ص ۴۲۲

پس قاتل عثمان بن عفان ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نبود ، قاتلین عثمان در لشکر امیرالمؤمنین نبودند ؛ بلکه قاتل عثمان طبق روایاتی که در منابع اهل سنت آمده طلحه و زبیر و عایشه بود . البته قاتل مباشر ، سودان بن حمران ، توسط غلام عثمان کشته شد که دیگر برای او قصاص معنا نداشت . اما کسانی که در کشته شدن عثمان مقصر بودند ، همین هایی بودند که جنگ را علیه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شروع کردند ، همین طلحه ،‌ زبیر ،‌ عایشه و خود مروان از کسانی بود که این فتنه ها را به راه انداخت . پس این بهانه ها که چون امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نعوذ بالله کوتاهی کرده بودند و نمی خواست قاتلین عثمان را قصاص کند ، به همین خاطر بغض آن حضرت را به دل گرفتند ، فحش دادند و با او جنگیدند و یک صد هزار نفر کشته شدند ، قابل قبول نیست . این که بیننده عزیز می گوید : اجتهاد کردند . اجتهاد در برابر نص باطل است . پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرماید : با اهل جمل ، با اهل نهروان و با اهل صفین بجنگ .

خود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) می فرمایند : بغض من نشانه نفاق است . این که من بر خلاف نص صریح پیامبر (صلی الله علیه وآله) اجتهاد کنم ، این باطل است و سودی به حال شما ندارد . برادر عزیز ! شما متوجه شدید که قاتلین عثمان چه کسانی بودند ؟

بیننده :

صحابه اجتهاد نکردند ، آن ها حکم قرآن را خواستند .

استاد یزدانی :

طبق روایت صحیح شما خود طلحه قاتل عثمان بود .

بیننده :

اگر طلحه بعد از عثمان بن عفان به خلافت می رسید ، قابل قبول بود .

استاد یزدانی :

چون به خلافت نرسید ، با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگید .

بیننده :

طلحه و زبیر با امیرالمؤمنین بیعت کرده بودند .

استاد یزدانی :

چرا بیعت خود را با حضرت شکستند ؟

بیننده :

وقتی که در بینشان اجتهاد کردند ،

استاد یزدانی :

اجتهاد در برابر نص باطل است . این اجتهاد باعث می شود که منافق شود .

بیننده :

حضرت علی به آیه قرآن عمل نکرد . چون قصاص نکردند ، این جنگ هم به راه نمی افتاد .

استاد یزدانی :

چه کسی را قصاص می کرد ؟ در صورتی که طبق روایات صحیح منابع اهل سنت ، خود طلحه قاتل عثمان بود . طلحه را قصاص می کرد ؟

بیننده :

قاتل هر کس که بود ، باید قصاص می کرد . حتی اگر طلحه قاتل بود باید طلحه را قصاص می کرد .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! قاتل مباشر را قصاص می کنند . شما با حکم اسلام آشنایی ندارید . قاتل مباشر سودان بن حمران بود که همان جا کشته شد .

مجری :

ظاهرا شما نمی خواهید به سخنان استاد گوش کنید . ما از شما تشکر می کنیم . قاتل مباشر عثمان که کشته شد و قصاص دیگر معنا نداشت . کسانی هم که ادعای خونخواهی کردند ، بسیاری از آن ها بین کسانی بودند که در قتل عثمان کمک کردند . خودتان توجه کنید که چطور این فتنه و نقشه برنامه ریزی شد که همه چیزی بر علیه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شد .

بیننده : آقای کاظمی از اصفهان ـ شیعه

بنده از برنامه های بسیار عالی شما که در این ایام پخش می شود و واقعا وهابیت را به تلاطم انداخته که جدیدا می گویند : اهل سنت هم شیعه شدند و این روز را جشن می گیرند . بنده به آقای سجودی می گویم که دست به دامان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شوید ، شاید خداوند توبه شما را قبول کند . چرا که امشب به من می گوید : معنای کثیر با اکثر فرق دارد !!!! واقعا انسان می ماند که چه جوابی به این آقا بدهد .

استاد یزدانی :

نیاز نیست که چندین نفر باشند ، اگر یک نفر هم باشد ، همان یک نفر عدالت صحابه را زیر سؤال می برد .

بیننده :

ایشان به خاطر این که در جواب دادن عاجز ماندند ، گفتند : اولا ، معنای کثیر با اکثر فرق می کند . هر دو کلمه هم عربی است . گفتم : باید هر دو یک معنا داشته باشد . اگر یکی از آن ها فارسی است که اکثر ، فارسی است و کثیر ، عربی است .

متأسفانه به خاطر عجز و ناتوانی مجبور شد که چرندیاتی را بیان کند . بنده به این آقایان وهابی میگویم که واقعا انسان از شما متوجه دشمنان و دوستان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می شود .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان ارجمند تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .