بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش ویژه دهه ولایت (۹)

تاریخ : ۰۵ / ۰۷ / ۹۵

مجری :

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت دارم . با نهمین برنامه چالش ویژه دهه غدیر با کارشناسی در خدمت شما عزیزان هستیم .

استاد یزدانی :

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم .

مجری :

در هشت شبی که در خدمت شما بزرگواران بودیم ، دو سؤال ثابت را مطرح کردیم . سؤال اول که در مورد قول ابن تیمیه بود و بعد هم در مورد معنای ولی و روایاتی که در صحیح بخاری و سایر کتب وارد شده بود . امشب هم از استاد یزدانی تقاضا داریم که یک سؤال جدید را مطرح کنند که بیننده های عزیز هم آن را از شبکه های وهابی زیاد پرسیدند و آن هم در مورد جیش یمن است .

استاد یزدانی :

سؤالی که ما امشب به آن خواهیم پرداخت و بیننده های عزیز هم حتما آن را از شبکه های وهابی پرسیدند و باید بپرسند ،‌این است که شما همیشه مدعی هستید که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) به خاطر شکایت عده ای از صحابه از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که با آن حضرت در جیش یمن بودند ، مردم را در غدیرخم جمع کرد و گفت : از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دیگر شکایت نکنید . هر کس من دوست او هستم ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم دوست او است .

این حرف همیشگی شما است و شکایت جیش یمن را در این قضیه همیشه مطرح می کنید و مدعی هستید که انگیزه پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) از غدیر خم ، شکایت انگشت شماری از صحابه از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده . ما تحدی کردیم و غنچه های ولایت هم این تحدی را انجام دادند که یک روایت بیاورید که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم از قضیه جیش یمن صحبت کردند و در حدیث غدیر خم یا در خطبه شان ، اشاره کرده باشند که مردم ! دیگر از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شکایت نکنید . آن هایی که در یمن بودند و شکایت کردند ، حق شکایت ندارد . هر کس من دوست او هستم ،‌ علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم دوست او است .

یک روایت از هر کتابی که خواستید بیاورید که سند آن معتبر باشد .

مجری :

این همه از جیش یمن که در خواست ما از شبکه های وهابی این است که فقط یک روایت با سند معتبر بیاورید که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم به این قضیه اشاره کرده و گفته باشند که من به این دلیل می گویم : من کنت مولاه فهذا علی مولاه .

اما این که پاسخ شبکه های وهابی در مقابل این سؤال چه بوده ،که هم اعترافات و هم عجز و ناتوانی این شبکه ها خیلی جالب است که با هم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

بیننده :

روایتی را برای از شما می خواهم که پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله ) در روز غدیر خم و در خطبه ای که خواندند ، قید کرده باشند که اختلاف بر سر جیش یمن با حضرت علی (علیه السلام) بوده که مردم را در غدیر خم جمع کرده تا دوستی حضرت علی (علیه السلام ) را ثابت کند .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

این مطلب را از کتب شیعه ارائه دهم یا یا از کتب اهل سنت ؟

بیننده :

بنده می خواهم وهابی شوم ، پس از کتاب های خودتان بیاورید .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

چشم ، از کتب خودمان که روایات بی شماری وجود دارد . بنده فکر می کردم حضرتعالی کتب شیعی را انتخاب می فرمایید . در این باره روایات متعدد آمده :

عن بریده قال غزوت مع علی إلى الیمن فرأیت منه جفوه فلما قدمت على رسول الله e ذکرت علیا فتنقصته فرأیت وجه رسول الله e یتغیر فقال یا بریده ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم قلت بلى یا رسول الله فقال من کنت مولاه فعلی مولاه .

از بریده نقل شده که با حضرت علی به یمن غزوه کردیم . من در آن جا از حضرت علی ناراحتی دیدم . زمانی که به حضرت علی رسیدم ، قضیه را به رسول خدا گفتم . رسول الله چهره اش ناراحت و عصبانی شد و فرمود : ای بریده ! آیا من بر مؤمنین اولی نیستم ؟ گفتم : بله ، ای رسول خدا . فرمود : هر کس من مولای او هستم ، پس علی هم مولای او است .

بیننده :

اولا ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مورد گفته بریده که شما فرمودید ، به خود بریده گفته بودند که حضرت علی (علیه السلام) کمترین حقش را برده و این حق خود حضرت علی (علیه السلام) است . این موضوع در مورد آن روایت است . بنده روایتی می خواهم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در خطبه غدیر خم در مورد جیش یمن صحبت کرده باشند .

کارشناس وهابی :

برادر عزیز ! اولا بریده غزوت مع علی ، غزوت غزوه غزا یغزی همان جیش یا همان لشکر یا همان جنگ به آن گفته می شود . حال من نمی دانم اگر شما غزوت را متوجه نمی شوید ، بسیار سخت است .

بیننده :

خطبه ای که پیامبر (صلی الله علیه وآله)  در غدیر خم خواندند …

کارشناس وهابی :

پس ” من کنت مولاه فعلی مولاه ” در کجا خوانده شد ؟

بیننده :

بله ، من می گویم در همین خطبه فرموده باشند .

کارشناس وهابی :

همان خطبه است که بریده به رسول خدا عرض کرد و رسول الله صلی الله علیه وسلم این مطلب را بیان کردند .

بیننده :

به من نشان دهید که از جیش یمن گفته باشند ….

کارشناس وهابی :

متشکرم .

مجری :

استاد یزدانی ! ظاهرا روایتی پیدا شد . شما باید جایزه را به آقای هاشمی بدهید .

استاد یزدانی :

خیلی واضح بود . حرف ما این است که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) وقتی خطبه می خواند ، از قضیه جیش یمن صحبت کرده باشد . در حالی که روایتی که این کارشناس وهابی نشان داد ، برای سال هشتم هجری است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) با بریده و خالد بن ولید برای فتح یمن رفته بودند و در آن جا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) برای خودشان کنیزی را انتخاب کرده بودند که این ها ناراحت شدند و شخصی را زودتر نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرستادند تا از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شکایت کند . صریح دارد که ما وارد مسجد شدیم و پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مسجد بودند .

روایت واضح و روشن است که برای دو سال قبل است . یعنی پیامبر (صلی الله علیه وآله) به این مسأله رسیدگی نکرده ، دو سال آن را فراموش کرده و بعد از دو سال در سال دهم تازه به یاد آن حضرت آمده که در مورد جیش یمن صحبت کند .

بنده روایت بریده را که با سند صحیح نقل شده را نشان می دهم .

کتاب صحیح سنن ترمذی ، تألیف ناصر الدین البانی ، چاپ دار المعارف عربستان سعودی ، جلد ۳ ، صفحه ۵۲۱ ، باب مناقب علی بن ابیطالب (رضی الله عنه ) :

بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ جَیْشًا وَاسْتَعْمَلَ عَلَیْهِمْ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ فَمَضَى فِی السَّرِیَّهِ فَأَصَابَ جَارِیَهً فَأَنْکَرُوا عَلَیْهِ وَتَعَاقَدَ أَرْبَعَهٌ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالُوا إِذَا لَقِینَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَخْبَرْنَاهُ بِمَا صَنَعَ عَلِیٌّ وَکَانَ الْمُسْلِمُونَ إِذَا رَجَعُوا مِنْ السَّفَرِ بَدَءُوا بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَسَلَّمُوا عَلَیْهِ ثُمَّ انْصَرَفُوا إِلَى رِحَالِهِمْ فَلَمَّا قَدِمَتْ السَّرِیَّهُ سَلَّمُوا عَلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَامَ أَحَدُ الْأَرْبَعَهِ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَلَمْ تَرَ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَنَعَ کَذَا وَکَذَا فَأَعْرَضَ عَنْهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ثُمَّ قَامَ الثَّانِی فَقَالَ مِثْلَ مَقَالَتِهِ فَأَعْرَضَ عَنْهُ ثُمَّ قَامَ الثَّالِثُ فَقَالَ مِثْلَ مَقَالَتِهِ فَأَعْرَضَ عَنْهُ ثُمَّ قَامَ الرَّابِعُ فَقَالَ مِثْلَ مَا قَالُوا فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَالْغَضَبُ یُعْرَفُ فِی وَجْهِهِ فَقَالَ مَا تُرِیدُونَ مِنْ عَلِیٍّ مَا تُرِیدُونَ مِنْ عَلِیٍّ مَا تُرِیدُونَ مِنْ عَلِیٍّ إِنَّ عَلِیًّا مِنِّی وَأَنَا مِنْهُ وَهُوَ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی

پیامبر (صلی الله علیه وآله) جیشی فرستاد که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمانده آن جیش بود . به جنگ رفتند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کنیزی را برای خود برداشتند که آن ها ناراحت شدند . چهار نفر از صحابه با هم قرار گذاشتند که اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) را دیدم بگوییم که علی بن ابیطالب (علیه السلام) چه کار کردند . وقتی مسلمانان از سفر برگشتند . یکراست نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) رفتند و سلام کردند . سپس به سمت خانه هایشان برگشتند . این چهار نفر نزد به پیامبر (صلی الله علیه وآله) سلام کردند و گفتند : که ای پیامبر ! ندیدید که علی بن ابیطالب (علیه السلام) چنین و چنان کرد ؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) از آن ها رو برگرداندند

که طبق قرآن کریم : فاعرض عن المشرکین ، فاعرض عن الجاهلین است . ما نمی دانیم که آن ها چه کسانی بودند .

نفر دوم و سوم و چهارم همین حرف را زدند . تا این که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) جلو آمدند ، در حالی که خشم و غضب در صورت ایشان نمایان بود ، فرمودند : از علی بن ابیطالب چه میخواهید ؟ از علی بن ابیطالب چه می خواهید ؟ چه می خواهید از علی بن ابیطالب ؟ سه بار این حرف را تکرار کردند . من از علی بن ابیطالب (علیه السلام) هستم و علی بن ابیطالب (علیه السلام) از من است و او ولی هر مؤمنی بعد از من است .

البانی ، صحیح سنن ترمذی ، ج ۳ ، چاپ دار المعارف عربستان ، ص ۵۲۱ ، باب مناقب علی بن ابیطالب (علیه السلام)

الان که علی بن ابیطالب (علیه السلام) با شما دشمن هستند . وقتی من از دنیا رفتم ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) دوست شما می شود !!!

هیچ عقلی این مطلب را نمی پذیرید ، جز عقل یک وهابی ! واقعا نمی دانیم خداوند به این ها عقل داده یا نداده . اگر داده که منظور روایت بسیار واضح است . آقای البانی هم میگوید : سند روایت صحیح است . شک و شبهه ای در صحت روایت وجود ندارد .

آقای عقیلی بی عقل ! آیا این داستان در غدیر خم صورت گرفته ؟ بیننده چند بار سؤال خود را تکرار کرد که به ما نشان دهید که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در خطبه غدیر خم ، قصه جیش یمن را پیش کشیده و گفته باشند : ای مردم ! این خطبه ای را که می خوانم به این دلیل است و شما حق ندارید که از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شکایت کنید .

آقای البانی این روایت را در تعلیقات الحسان علی صحیح ابن حبان ، چاپ دار باویز عربستان ، جلد ۱۰ ، صفحه ۶۸ نقل کرده . هم چنین در سلسله الاحادیث الصحیحه ، جلد ۵ ، صفحه ۲۶۱ به بعد آورده . خیلی واضح و روشن است که قضیه در مدینه اتفاق افتاده و اصلا ارتباطی به بحث غدیر ندارد .

مجری :

جالب است که بدانید خود همین وهابی ها در شبکه های تروریستی خودشان اعتراف کردند که حتی یک روایت هم در این زمینه وجود ندارد . روایتی که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) در روز غدیر و در خطبه غدیر به بحث جیش یمن اشاره کرده باشند . کلیپ بعدی یکی از این اعترافات است که با هم می بینیم .

کلیپ ۲ ) :

بیننده : احمد از اهواز

دو سؤال از محضر شما دارم . الان شما می گویید : پیامبر (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم ، قضیه کدورت صحابه از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را مطرح کرده و خواستند که این قضیه را تمام کنند . به همین خاطر گفتند : علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست داشته باشید . مشکلی نبوده ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) دوست من است ، دوست شما هم هست . شما هم با ایشان دوست باشید .

بنده به عنوان سؤال اول از شما می خواهم که یک روایت نشان دهید که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم ، اشاره ای به قضیه یمن کرده باشد .

سجودی ، کارشناس وهابی :

در جواب سؤال اول شما ،‌ حضرت پیامبر در روزی که بلند شدند ، اشاره ای به جیش یمن نکردند ؛ بلکه مسأله یمن بود ؛ اما در خود خطبه مطرح نکردند . ابن شهید ، همان کسی که به حضرت پیامبر اعتراض کرد و در مورد حضرت علی شکایت کرد ، به آن دلیل یک حدیث دیگر است که گفته : تو در مورد علی بد نگو . کاری که علی کرد ، درست بود . بس کن ابن شهید !

ابن شهید بعد از آن می گوید : در دلم گفتم : ابن شهید ! پدرت به عزایت بنشیند تو چی گفتی ؟ دیگر از علی بد نمی گویم . دیگران گفتند و حضرت پیامبر فهمید که بر علیه علی توطئه می کنند ، بلند شد و این صحبت را انجام دادند .

مجری :

این هم از آقای سجودی بود که بالاخره در مورد سؤال اول اعتراف کردند و قول ابن تیمیه را که قبول نداشتند و تکشیک میکردند ، قبول کردند و اعتراف کردند که بعضی از صحابه دشمن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علی السلام) بودند و حتی مصداق هم برای آن آوردند . در مورد این مسأله هم خیلی زود اعتراف کردند که حتی یک روایت هم در این زمینه وجود ندارد . چون می دانستند اگر اعتراف نکنند ،‌ بیننده مدام سؤال خود را تکرار می کند . حال شما با رفتار خود وهابی ها مقایسه کنید که در کوچکترین جزئیات از شیعه ، سند و روایت می خواهند . اما قرن ها است که گفته اند ماجرای غدیر به جیش یمن مرتبط است و حتی یک روایت هم به اعتراف خودشان و آن چیز هایی که در کتاب هایشان است ، در این باره ندارند .

استاد یزدانی :

روایت دیگری در مسند احمد بن حنبل آمده که دقیقا مشخص می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مسجد بوده و این شک و شبهه ای نیست که مقصود مسجد النبی (صلی الله علیه وآله) است .

کتاب مسند امام احمد بن حنبل ، جلد ۱۲ ، با تحقیق دکتر احمد الزین ، چاپ دار الحدیث قاهره ، صفحه ۳۹۲ :

در این روایت صریح و واضح و روشن است که شکایت در مسجد النبی (صلی الله علیه وآله) بوده . در این جا آمده که :

قال خَرَجْتُ مع علی إلى الْیَمَنِ فجفانی فی سفری ذلک حتى وَجَدْتُ فی نفسی علیه فلما قَدِمْتُ أَظْهَرْتُ شِکَایَتَهُ فی الْمَسْجِدِ حتى بَلَغَ ذلک رَسُولَ اللَّهِ e فَدَخَلْتُ الْمَسْجِدَ ذَاتَ غدوه وَرَسُولُ اللَّهِ e فی نَاسٍ من أَصْحَابِهِ فلما رآنی أبدنی عَیْنَیْهِ یقول حَدَّدَ إلی النَّظَرَ حتى إذا جَلَسْتُ قال یا عَمْرُو والله لقد آذیتنی قلت أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أوذیک یا رَسُولَ اللَّهِ قال بَلَى من آذَى عَلِیًّا فَقَدْ آذانی .

اسناده حسن …

ای عمرو ! به خدا تو مرا اذیت کردی . گفتم : پناه می برم به خدا اگر بخواهم شما را اذیت کنم . فرمودند : کسی که علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بیازارد ، مرا آزرده است .

سند روایت هم حسن است . حاکم و ذهبی این روایت را تصحیح کرده اند . هیثمی هم گفته که احمد و طبرانی روایت را مختصر نقل کردند . بزار هم از آن ها مختصر تر نقل کرده و تمام راویانش ثقه هستند .

مسند احمد ، ج ۱۲ ، با تحقیق دکتر احمد الزین ، چاپ دار الحدیث قاهره ، ص ۳۹۲

پس صریح و واضح و روشن است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مسجد بودند که آن ها از حضرت علی (علیه السلام) شکایت کردند و این قضیه در سال هشتم اتفاق افتاده است .

مجری :

کلیپ بعدی هم نمونه دیگری از این اعترافات است مبنی بر این که یک روایت هم وجود ندارد که پیامبر (صلی الله علیه واله) در روز غدیر اشاره به جیش یمن کرده باشند .

کلیپ ۳ ) :

بیننده :

شما می فرمایید که در غدیر خم ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) بحث دوستی حضرت علی (علیه السلام) را مطرح کردند ؛‌ چون قضیه ای در جیش یمن با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به وجود آمده و باعث ناراحتی شده بود . پیامبر (صلی الله علیه وآله ) هم این مطلب را به خاطر از بین بردن این کدورت وناراحتی بیان کردند . شما یک روایت نشان دهید که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم ، اشاره ای به جیش یمن کرده باشند .

مجری وهابی :

این که چرا پیامبر (صلی الله علیه وسلم ) در آن جا در مورد جیش یمن صحبتی نکرده ، این را رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) صحبت نکردند . ما که نمی توانیم از زبان مبارک رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) صحبت کنیم . روایتی هایی که نقل شده ما آن ها را نقل می کنیم . در روایت وقتی می آید که آن قضیه بین شان رخ داده و برای این که این اتفاق بزرگ نشود ، این قضیه بعد از حجه الوداع رخ می دهد . یعنی وقتی بوده که به سمت مدینه می آیند . آن تعدادی که با حضرت علی رضی الله عنه ، اختلاف داشته را جمع می کند و مختصرا عنوان می کند و این مشکل کاملا حل می شود . دیگر نیازی نیست که رسول الله صلی الله علیه وسلم توضیح دهد که در جیش یمن چنین و چنان شده .

مجری :

این هم اعترافی دیگر که روایتی وجود ندارد . ما نمی دانیم این داستان سرایی های بعد چه دلیلی داشت . بعد هم می گوید : نیازی نیست که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این باره توضیح دهند . خودتان مقایسه کنید که اگر شیعه تماس بگیرد و بگوید در فلان مسأله ای که شما طلب روایت می کنید ، نقل روایت نیاز نیست ، خود این ها چه برخوردی می کنند .

استاد یزدانی :

این آقا ! مقداری منصف تر از آقای عقیل بی عقل ! بودند و می دانند که قضیه چیست و صریح اعتراف می کنند که لازم نبود پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این باره اشاره ای داشته باشند .

به نظر شما چرا پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمده بودند و این خطبه طولانی را در آنجا خواند و این همه مردم را که حدود صد و بیست هزار نفر بودند ، را جمع کرد . در جایی که اصلا منزلگاه نداشت ،‌ هوا گرم بود و هیچ اشاره ای هم در این باره نکرد . شما تصور کنید که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) مطلبی را بیان کند و اصلا هیچ دلیلی برای گفتن آن نداشته باشد . مردم از کجا فهمیدند ؟ بیننده هم دیشب از ما پرسیدند که اگر قرار بود همه مردم باخبر باشند ، چرا در مکه و در روز عرفه بیان نکردند . حضرت این قضیه را نگه داشت تا در بیابانی رسیدند و در آن جا همه اصحاب را جمع کردند . چرا همان چند نفر که از حضرت علی (علیه السلام ) شکایت داشت را جمع می کردند و می گفتند : دیگر حق شکایت ندارد .

آقای زینی دحلان ، مفتی اعظم شافعی ها در بین دو دوره وهابیت دوم و سوم ، در کتاب السیره النبویه ،‌ جلد ۲ ، صفحه ۳۷۱ ،‌ همین داستان فرستادن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به قبیله همدان را نقل کرده و میگوید :

انما کان سنه عشر بعثه الی بنی مذحج واما بعثه الی همدان فکان سنه ثمان بعد فتح مکه …

قضیه شکایت تعدادی از صحابه از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که به مسجد آمده و شکایت خود را بیان کردند ، در سال هشتم بعد از فتح مکه بوده .

زینی دحلان ، السیره النبویه ، ج ۲ ، ص ۳۷۱

ما حق را می گوییم ، وهابیت پذیرفتن یا نپذیرفتن به پای خودشان است .

مجری :

ما تا این جا دو واکنش و اعتراف را از کارشناسان وهابی دیدیم . آقای عقیل بی عقل ! روایتی بیان کرد که اصلا هیچ ارتباطی به این بحث نداشت . دو نفر دیگر از کارشناسانشان هم اعتراف کردند چنین روایتی وجود ندارد . اما کلیپ بعدی از این چند کلیپ جالب تر است که با هم می بینیم .

کلیپ ۴ ) :

بیننده :

فقط بزرگواری کنید و به بنده بگویید : با توجه به این که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) حتی در یک روایت جعلی هم حرفی از جیش یمن و کدورت صحابه از حضرت علی (علیه السلام) نزده اند ، چرا شما بزرگواران اصرار دارید که غدیر خم ، بحث یمن و کدورت صحابه بوده . وقتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) نگفته ، چرا شما این حرف را می زنید .

حیدری ، کارشناس وهابی :

آقای احمد ! چون شما یک نکته گفتید ، بنده هم یک نکته می گویم . شما در اهواز هستید ؟

بیننده :

بله ، در اهواز هستم .

کارشناس وهابی :

شما شیر و ماست را که می شناسید ؟ در منطقه شما وجود دارد ؟

بیننده :

بله ، هست .

کارشناس وهابی :

تا به حال گاوداری یا فروشنده ای که شیر یا ماست می فروشد را دیده اید که در مورد سفید بودن ماست یا شیر برای شما توضیح دهد ؟

بیننده :

این که واضح است ؛ اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) که در غدیر هیچ صحبتی در مورد جیش یمن نکرده اند .

کارشناس وهابی :

موفق باشید . هر وقت گاو داری های ایران ، فروشنده های ایران و فروشگاه های ایران تابلو زدند و اعلام کردند برای اثبات این که ماست و شیر سفید است ، سخنرانی می کند . هر وقت چنین موضوعی مطرح شد ، ما هم در باره این که موضوع غدیر در باره یمن بوده ، مجبور خواهیم شد که باید استدلال کنیم .

مجری :

به نظر بنده این کلیپ از کلیپ های قبلی قضیه را واضح تر کرد و آن اعترافات در این کلیپ خیلی بهتر بود و این نشانه عجز و ناتوانی آقایان وهابی است که نمی توانند یک روایت بیاورند و این طور پاسخ می دهند .

استاد یزدانی :

هیچ کس ، در طول تاریخ روایتی را پیدا نکرده که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) در این زمینه باشد . اما با این حال می گوید : واضح و روشن است . اگر واضح و روشن است ، یک روایت بیاورید که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم ، نامی از جیش یمن برده باشد . اگر هست ، نشان دهید . ماست شما به حدی سفید است که هیچ کس نمی بیند .

تماس بینندگان

بیننده : خانم شعبانی از قروه ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد روز مباهله در کتب اهل سنت مطالبی را بیان کنم . در سوره مبارکه آل عمران ، آیه ۴۱ آمده که خداوند می فرماید :

فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَهَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ . آل عمران / ۴۱

بگو بیایید . ما پسرانمان را فرا خوانیم و شما پسرانتان را . ما زنانتان را و شما زنانتان را ، ما خودمان را و شما خودتان را . آن گاه دعا کنیم و لعنت خدا را بر آن گروهی که در دعوت خود دروغ گویند ، قرار دهیم .

این آیه فضیلت و برتری اهل بیت (علیهم السلام ) بر سایر بستگان پیامبر (صلی الله علیه وآله) دارد . معانی مختلف مباهله عبارت است از :

۱ . باهل یعنی ماده شتری که پستانش را برای نوزادش آزاد گذاشته که شیر بنوشد .

۲ . به معنای لعنت کردن نیز آمده است .

۳ . به معنای نفرین کردن دو یا چند نفر یا دو گروه با یکدیگر که در باره مسأله مهم دینی و مذهبی با هم اختلاف دارند و در یک جا جمع شوند و به درگاه الهی تضرع کنند و از خداوند بخواهند که فرد دروغگو و ظالم را رسوا سازد یا برای او بلایی نازل کند .

هیئتی از مسیحیان منطقه نجران خدمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) رسیدند و گفتند : آیا فرزندی که بدون پدر به دنیا آمده باشد مانند عیسی ، دیده ای ؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : حضرت عیسی هم مانند حضرت آدم است که بدون پدر و مادر به وجود آمده است . وقتی که هیئت مسیحیان بر جهل و ادعای خود اصرار ورزیدند ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) به دستور خداوند ، آن ها را به مباهله دعوت کرد . روحانی بزرگ مسیحی ها به هیئت خود گفت : فردا به آن ها نگاه کنید که اگر محمد (صلی الله علیه وآله) با فرزندان و اهل بیت خود آمد ،‌ از مباهله با او بترسید و اگر با اصحاب خود آمد ،‌در این صورت چیزی در بساط ندارد . فردای آن روز پیامبر (صلی الله علیه وآله) به همراه حضرت علی (علیه السلام) که دستش در دست او بود و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) در مقابل آن ها حرکت می کردند و حضرت زهرا (سلام الله علیها) پشت سر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حرکت می نمودند .

هیئت نجرانی هم که اسقف آن ها در مقابلشان حرکت می کرد ، وقتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اهل بیتش را دیدند ، از مباهله خود داری کردند و به پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفتند : ما مباهله نمی کنیم و جزیه می پردازیم . اسقف مسیحی ها به هیئت خودشان گفتند : من صورت هایی می بینم که اگر از خداوند تقاضا کنند ، کوه ها را از جا بر میکنند . هرگز با آن ها مباهله نکنید که تا روز قیامت یک مسیحی باقی نمی ماند . اگر با آن ها مباهله می کردند ، تا روز قیامت وادی آتش بر آن ها می بارید .

منابعی که این آیه را تأیید کرده اند ، از علما و کتاب های اهل سنت است . از جمله صحیح مسلم نیشابوری ، جامع صحیح سنن ترمذی ، تفسیر قرآن العظیم ابن ابی حاتم ، تفسیر فخر رازی ، مسند احمد .

نکته بعد ، نظر اهل سنت در مورد کلمه ” مولی یا ولی ” را بیان کنم .

امام ابو حامد غزالی می گوید : فقال عمر : بخ بخ یا ابا الحسن ! این سخن عمر در حقیقت تسلیم و رضایت در برابر امر بوده ؛ اما بعد از این که هوا و هوس ریاست بر او غلبه کرد و او عمود خلافت را به دوش گرفت و به همین دلیل بود که مردم به همان اختلافات در روز اول بازگشتند و پیمان خود را پشت سر افکندند و آن را به قیمتی اندک فروختند . این روایت در کتاب سر العالمین ، تألیف ابوحامد غزالی ، صفحه ۴۸۳ آمده است .

محمد بن طلحه شافعی می گوید : فانه اولی بالمؤمنین وناصر المؤمنین و سید المؤمنین ، به درستی که علی بن ابیطالب (علیه السلام) بر مؤمنین اولی و سرور و ناصر مؤمنین است و هر معنایی که امکان داشته باشد از لفظ مولا و ولی ، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) اثبات کنیم ، همانا برای حضرت علی (علیه السلام) می توان اثبات کرد . این مطالب السعود ، صفحه ۴۴ و ۴۵ آمده است .

استاد یزدانی :

در مورد مباهله دوستان ما در برنامه قبل توضیحات مفصلی را بیان کردند که لازم به تکرار آن نیست . خیلی واضح و روشن است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نفس پیامبر (صلی الله علیه وآله) است و نفس پیامبر هم قطعا از همه برتر است و اولویت بر همه دارد .

بیننده : ابراهیم از بیرجند ـ شیعه

بنده می خواستم خطاب به آقای محمد از نقده که در برنامه قبل تماس گرفته بودند ، بگویم : اگر نام مبارک حضرت علی (علیه السلام) صدیق اکبر و فاروق اعظم ، در قرآن می آمد باز هم شما می گفتید که ثابت کنید منظور همان حضرت علی (علیه السلام) است .

بیننده : آقای رشیدی از سنندج ـ شیعه

بنده می خواستم چالشی در باره اهل سنت عزیز مطرح کنم . وقتی اهل سنت عزیز به امامت و ولایت حضرت علی (علیه السلام ) می رسند ، همه عقل ها و استدلال های آن ها کار می کند ؛‌اما در مورد اصول دیگر دین این طور نیستند . مثلا در مورد اثبات نبوت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) . شما انصافا بگویید که سوره علق چطور دلالت بر نبوت حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) می کند ؟ فقط فرمودند : بخوان به نام پرودگاری که تو را آفریده است . این چه ارتباطی به رسالت دارد؟ چه کسی شاهد بود که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) باشد ؟ چه کسی یقین حاصل کرد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پیامبر شده است ؟ چه کسی دست پیامبر (صلی الله علیه وآله) را بالا برد ؟ همه اعتقاد ها در مورد رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) صرفا بنابر یک اصل بود که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) را راستگو می دانستند که اگر الان هم راستگو ترین فرد دنیا در دادگاه هر کشوری برود ، شکایت کند بینه می خواهد. اما تا به مسأله ولایت حضرت علی (علیه السلام) برسند ، دلیل و برهان می خواهند . اگر دلیل بخواهید ، رسالت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را هم نمی توانید اثبات کنید . ما اثبات رسالت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را بر اصل صداقتش گذاشتیم و الا یک ادعا بود و متکی به قرائن دیگر نبود . اما ولایت حضرت علی (علیه السلام) را کس دیگری آن را تأیید کرد . فقط در مورد جانشینی و نیابت است که دست شخص را بالا می برند . چه کسی به عنوان دوستی دست کسی را بالا می برد . شاهدش هم این بود که اگر تمام دوستان اهل سنت ما بتوانند با همان دلائلی که برای نفی امامت حضرت علی (علیه السلام) ایراد می کنند ، با همان دلائل هم بر اثبات رسالت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) جلو بیایند و ثابت کنند ، هر چه خواستند بنده در خدمتشان هستم .

استاد یزدانی :

این بیننده عزیز به نکته زیبایی بیان کردند که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم دست امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بلند کرد و فرمود : فهذا علی مولاه ، این علی مولای شما است . اگر این طور که این ها ادعا می کنند که مردم از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شکایت داشتند و از دست ایشان ناراحت بودند ، نیاز نبود که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) دست امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بالا ببرد و بگویند : این علی !!

این که اشاره می کنند که این علی است و دست مبارکشان را بالا می برند تا همه ببینند ، نشانه این است که این داستان ها نبوده ، اگر بود که همه می شناختند . مردم دیگر از علی بن ابیطالب (علیه السلام ) شکایت نکنید . دیگر نمی پرسیدند کدام علی ؟؟ وقتی دست مبارکشان را بالا می برد و به همه مردم معرفی می کند که این حرف هایی که من می زنم ، درباره این علی است ، نشانگر آن است که این داستان ها دروغ است و دست بالا بردن مشخص است که برای چه است . چرا دست مبارک را بالا بردند ؟ چون می خواستند مشخص کنند که این علی بن ابیطالب (علیه السلام) جانشین بعد از من بر همه شما است .

این نکته بسیار جالبی است که بیننده عزیزمان مطرح کردند .

بیننده : آقای گوهری از اردبیل ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد ضرورت و حق بودن ولایت حضرت علی (علیه السلام) مثالی بزنم . ما شرکت توزیع مصالح داریم که اگر بخواهیم به مسافرت برویم ، صد در صد نمی توانیم آن شرکت را بدون سرپرست رها کنیم . از فردی که مورد اعتماد ما است را قرار می دهیم تا مصالحی که تولید می شود را نظارت کنند . یا اگر برای کسی مشکلی پیش آمد ، از نماینده ای که قرار دادیم ، راهنمایی بطلبد .

ما که آفریده خداوند متعال هستیم ، عقلمان می رسد که نماینده ای تعیین کنیم که بعد از ما شرکت به مشکل بر نخورد . چطور امکان دارد که خداوند برای بعد از پیامبرش ، جانشینی تعیین نکرده بود تا مردم بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) گمراه نشوند . این اسلامی که بر روی عقل و منطق بنا شده ، چطور می تواند این مسأله را حل کند . البته این مثال برای اهل سنت است نه برای وهابی ها . وهابی هایی که حرامخور هستند و حرام خدا را حلال می کنند و ادعای پیروی از قرآن می کنند و شرابی را که خداوند حرام کرده ، علنا با سران کشورهای اروپایی شراب میخورند .

ما شیعه امام علی (علیه السلام) هستیم و راه خود را از آن حضرت گرفته ایم . خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : ولی و سرپرست شما خدا و پیامبر و کسانی است که در حال رکوع زکات می دهند ، است . این آیه در حالی نازل شد که حضرت علی (علیه السلام) در حال نماز زکات و صدقه دادند . آیا شخص دیگری در آن زمان بوده که این کار را کرده باشد ؟

بیننده : خانم بیژنی از فسا ـ شیعه

بنده در مورد مبحثی که امشب داشتید ، مطالبی را بیان کنم . ما که شیعه هستیم چه شناسنامه ای و چه تحقیقی . اما در یک قضیه مشترک هستیم و روی کلام پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) اما و اگر نمی آوریم . اما این مدعیان دروغین با دلائل کودکانه ، دوست دارند که اوامر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را که به قول قرآن کریم همان فرامین الهی است و حرفی از روی هوی و هوس نمیگویند را به چالش بکشند .

بنده از قضیه جیش یمن تنها چیزی که فهمیدم این بود که صحابه بعد از مدت زمانی چه طولانی و چه کوتاه از این قضیه به پیامبر (صلی الله علیه وآله ) شکایت کردند ،‌جوابی که از آن حضرت گرفتند ، به چه معنا است ؟ این جواب یعنی هیچ کس حق ندارد در مورد حضرت علی (علیه السلام) ذره ای شک و کدورت و عداوت به دلش راه دهد .

نصیحتی هم به صاحبان این نظریه ها و عقاید دارم . صحابه برایشان درس عبرت نشد ،‌لا اقل شما از تاریخ درس عبرت بگیرید و اشتباه آن ها را تکرار نکنید ؛ چون علی مع الحق و الحق مع علی و دشمنی با آن حضرت ، دشمنی با پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است . چون اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) به منزله شهر علم باشد ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) درب ان شهر است و شما نمی توانید مثل دزد ها و متجاوزین از دیوار بالا بروید و باید خیلی مؤدبانه و مثل متمدنین از درب آن شهر وارد شوید.

بیننده : آقای منصوری از بناب ـ شیعه

بنده می خواستم بپرسم کسانی که مدعی این هستند که اولاد شان و خودشان فدای اهل بیت (علیهم السلام ) می شوند چرا زمانی که ما از اهل بیت (علیهم السلام) تقاضایی داریم و آن ها را واسطه قرار می دهیم ، می گویند : این ها از دنیا رفتند و مردند . آیا این دو با هم تناقض ندارند ؟ از یک طرف خود را فدای آن ها می کنند و از طرف دیگر می گویند : آن ها از دنیا رفتند و کاری نمی توانند انجام دهند.

سؤال دوم این که ، این ها می گویند پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به خاطر اختلافی که صحابه در جیش یمن با حضرت علی (علیه السلام) داشتند ، سخنی را گفتند که خودش تأییدی برای ولایت آن حضرت است . رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده بودند که حضرت علی (علیه السلام) سرپرست آینده شما است و شما حق دخالت در کار حضرت را ندارید .

استاد یزدانی :

ایشان هم به مورد جالبی اشاره کردند که از خود همان روایتی است که آقای البانی هم تصحیح می کند و ما این را توضیح دادیم .

کتاب صحیح سنن ترمذی ، تألیف ناصر الدین البانی ، جلد ۳ ، صفحه ۵۲۱ :

فقال : ما تریدون من علی ؟ ما تریدون من علی ؟ ما تریدون من علی ؟ ان علیا منی وانا منه وهو ولی کل مؤمن بعدی .

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می فرمایند : امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولی هر مؤمنی بعد از من است .

ناصر الدین البانی ، صحیح سنن ترمذی ، ج ۳ ، ص ۵۲۱

کلمه ” بعدی ” همه فکر و خیال این ها را پنبه می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) میفرماید : او ولی هر مؤمنی بعد از من است . اگر بخواهد به معنای دوست باشد ، همه چیز خراب می شود و این طور معنا می شود که همه مؤمنین با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) دشمن بودند . مگر می شود ؟؟ صریح و واضح در صحیح مسلم آمده که لایحبنی الا مؤمن و لا یبغضنی الا منافق ، این که با هم سازگاری ندارد . آن هایی که از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شکایت کردند و بغض آن حضرت را در دل داشتند ، اگر مؤمن بودند که شکایت نمی کردند و بغض آن حضرت را در دل  نداشتند . معلوم است که آن ها مؤمن نبودند و پیامبر (صلی الله علیه وآله) همان جا جوابشان را داد و فرمود : علی بن ابیطالب (علیه السلام ) ولی هر مؤمنی بعد از من است . معنای کلمه ” ولی ” است و کلمه ” بعدی ” معین کرده که بعد از من یعنی جانشین من است . سند روایت هم صحیح می باشد .

مجری :

یعنی حتی به این معنا است که اگر کسی جانشینی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را قبول نکند ، اصلا مؤمن نیست .

استاد یزدانی :

بله ، همین طور است که اگر کسی جانشینی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را قبول نکند ، مؤمن نیست . هر کس خود را مؤمن می داند ، باید ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) را بپذیرد .برادران اهل سنت ! حجت بر همه شما تمام است و یقین داشته باشید که خداوند در روز قیامت از شما نمی پرسد که شیر سفید بود یا سیاه بود ؟ خداوند در آن جا این بهانه ها را نمی پذیرد و کسانی را که حق را شنیدند و نپذیرفتند را مستقیم به جهنم وارد می کند . به هر حال حقیقت واضح و روشن است که قضیه جیش یمن اصلا حقیقت ندارد و شکایت آن ها که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) بخواهد مردم را این قدر اذیت کند و این مسأله را مطرح کند و بگوید علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست داشته باشید .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و شما بینندگان بزرگوار تشکر و سپاسگذاری می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار ونگهدارتان .