بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : چالش ویژه برنامه دهه ولایت (۱۰)

تاریخ : ۰۶ / ۰۷ /۹۵

مجری :

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت دارم . برنامه دهم چالش ویژه ایام غدیر است که در حقیقت برنامه پایانی و جمع بندی و نتیجه گیری و طرح سؤال پایانی است . ان شاء الله ما را همراهی بفرمایید .

استاد یزدانی :

الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه مولانا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام واولاده المعصومین سلام الله علیهم اجمعین .

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض احترام دارم .

مجری :

استاد یزدانی عزیز ! قطعا بینندگان عزیز برنامه ها را دنبال کرده اند و در جریان هستند . ما سؤالاتی را مطرح کردیم و بی پاسخ مانده و بی پاسخ خواهد ماند . ما به آقایان تا روز قیامت فرصت دارند که در مورد این سؤال ها فکر کنند و با هم جلساتی بگذارند و به یک جواب واحدی برسند ، نه این که این تناقضات را داشته باشند . اما برای امشب قول داده بودیم که سؤال جدیدی طرح خواهیم کرد ، روایتی که بسیار جالب هم هست .

استاد یزدانی :

ما تقریبا در این ده جلسه ای که با برنامه چالش در خدمت بینندگان عزیز بودیم ، دو سؤال را تا به حال مطرح کردیم . سؤال سوم را هم امشب می خواهیم مطرح کنیم . سؤال اول این بود که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) در غدیر ، طبق نظر شما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به عنوان دوست انتخاب کرد . پس چرا صحابه طبق گفته ابن تیمیه ، به همین دوستی هم عمل نکردند که بسیاری از صحابه کانوا یبغضونه و یسبّونه ویقاتلونه ، با حضرت بغض داشتند و به ایشان فحش می دادند و می جنگیدند . این مطلب در منهاج السنه نقل شده و هیچ شکی در آن نیست . یا ابن تیمیه دروغ گفته و به صحابه تهمت زده ، پس زندیق است یا این که واقعا صحابه بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند ، پس منافق هستند ؛ چون طبق روایت صحیح مسلم ، جز منافق کسی بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل ندارد .

این سؤالی بود که همه شبکه ها را به هم ریخت و هیچ جوابی برای این سؤال نداشتند و ندارد و اگر تا قیامت هم زور بزنند ، جوابی ندارند ؛ جز این که حقیقت را بپذیرند .

سؤال دومی که دکور بعضی از این شبکه ها را پایین آورد ، روایتی است که در صحیح بخاری و صحیح مسلم از زبان ابوبکر و عمر بن خطاب نقل شده که ابوبکر می گفت : انا ولی رسول الله ، و عمر بن خطاب می گفت : انا ولی ولی رسول الله ، من ولی ولی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هستم .

این ” ولی ” را همه آن هایی که صحیح بخاری و مسلم را ترجمه کردند ، تصریح نمودند که این ” ولی ” به معنای کسی است که جانشین و خلیفه پیامبر (صلی الله علیه وآله) است ، می باشد . ما سؤال کردیم که چرا شما همین معنا را برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام نمی زنید . وقتی پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) می فرماید : علی ولیکم من بعدی ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولی شما بعد از من است ، چرا شما می گویید : ” ولی ” در این جا به معنای دوست است ؟ چرا در این جا به معنای سرپرستی و اولی بالتصرف نمی گیرید ؟ همان طور که در مورد ابوبکر و عمر می گیرید ، این جا هم همان معنا را بگیرید .

این سؤال سنگینی بود که بینندگان عزیز همت کردند و تمام این شبکه ها را اذیت و ناراحت کردند و امروز طوری که شنیدم ، یکی از شبکه ها گفته ما فعلا برنامه زنده نداریم و تغییر دکور خواهیم داد .

سؤال جدیدی که امروز مطرح خواهیم کرد و بینندگان عزیز ما آن را از شبکه های وهابی پرسیدند ، روایتی است که در صحیح مسلم ، چاپ دار الطیبه سعودی ، جلد اول ، صفحه۸۸۴ ، کتاب الاماره ، باب استخلافه و ترکه ، البته روایت بالایی این روایت هم روایت خوبی است که از عمر بن خطاب می پرسند :

نمی خواهید برای خود جانشین انتخاب کنید ؟ می گوید : اگر خلیفه انتخاب نکنم که مثل پیامبر (صلی الله علیه وآله) که بهتر از من بوده و انتخاب نکرده ، به پیامبر (صلی الله علیه وآله) انتخاب کردم . اگر انتخاب کنم ، به ابوبکر اقتدا کردم که من را انتخاب کردم .

حدثنا إسحاق بن إبراهیم وبن أبی عُمَرَ وَمُحَمَّدُ بن رَافِعٍ وَعَبْدُ بن حُمَیْدٍ وَأَلْفَاظُهُمْ مُتَقَارِبَهٌ قال إسحاق وَعَبْدٌ أخبرنا وقال الْآخَرَانِ حدثنا عبد الرَّزَّاقِ أخبرنا مَعْمَرٌ عن الزُّهْرِیِّ أخبرنی سَالِمٌ عن بن عُمَرَ قال دَخَلْتُ على حَفْصَهَ فقالت أَعَلِمْتَ أَنَّ أَبَاکَ غَیْرُ مُسْتَخْلِفٍ قال قلت ما کان لِیَفْعَلَ قالت إنه فَاعِلٌ قال فَحَلَفْتُ أَنِّی أُکَلِّمُهُ فی ذلک فَسَکَتُّ حتى غَدَوْتُ ولم أُکَلِّمْهُ قال فَکُنْتُ کَأَنَّمَا أَحْمِلُ بِیَمِینِی جَبَلًا حتى رَجَعْتُ فَدَخَلْتُ علیه فَسَأَلَنِی عن حَالِ الناس وأنا أُخْبِرُهُ قال ثُمَّ قلت له إنی سمعت الناس یَقُولُونَ مَقَالَهً فَآلَیْتُ أَنْ أَقُولَهَا لک زَعَمُوا أَنَّکَ غَیْرُ مُسْتَخْلِفٍ وَإِنَّهُ لو کان لک رَاعِی إِبِلٍ أو رَاعِی غَنَمٍ ثُمَّ جَاءَکَ وَتَرَکَهَا رَأَیْتَ أَنْ قد ضَیَّعَ فَرِعَایَهُ الناس أَشَدُّ …

عبد الله بن عمر می گوید : بر حفصه وارد شدیم و گفتم : آیا می دانی که پدرت برای خود جانشین انتخاب نکرده .

به هر حال خواهر و برادر با هم صحبت می کنند تا این که حفصه توسط برادرش پیامی به پدرش می فرستد که وقتی رفتی به پدر بگو :

مردم تصور می کنند که تو برای خود جانشین انتخاب نخواهی کرد . اگر تو گله شتر یا گله گوسفندی داشتی که برای آن ها چوپانی انتخاب می کردی ، این چوپان گله را در بیابان رها کند و نزد تو بیاید ، چه اتفاقی می افتد ؟ تو می بینی که این گوسفندان و شترها هر کدام یک طرف می روند و همه این گله از بین می رود . وضعیت مردم از این بدتر از آن ها است .

به نحوی می خواهد بگوید که اختلاف و تشطط در بین مردم بیشتر است .

چرا می خواهی امت اسلامی را بدون چوپان رها می کنی ؟

صحیح مسلم ، ج ۱ ، چاپ دار الطیبه ، ص ۸۸۲ ، کتاب الاماره ، باب استخلفه وترکه

این روایت خیلی عجیب است و بینندگان عزیز تماس گرفتند که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) امتش را بدون چوپان رها کرد . البته تعبیر از این ها است و بنده نمی خواهم این تعبیر را به کار ببرم ؛ اما تعبیری است که حفصه ، همسر پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) به کار برده . پیامبر (صلی الله علیه وآله) امت را بدون چوپان رها کرد ؛ اما حفصه می گوید : نباید امت این گونه رها شود .

حال حفصه عاقل تر بود یا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ؟ عقل کل چه کسی است ؟ آیا حفصه عقل کل است و مصلحت اسلام و مسلمانان را بهتر می فهمد یا پیامبر (صلی الله علیه وآله) بهتر می فهمیدند ؟ پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) برای ما الگو است و طبق نص صریح قرآن کریم ، لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ … احزاب / ۲۱ پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) برای شما الگوی نیکویی است . اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله ) انتخاب نکرده ، شما حق ندارید که انتخاب کنید . اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) صلاح دیده که امت اسلامی ، مثل گله ای بدون چوپان رها شود ، شما هم باید همین کار را انجام دهید . شما که عاقل از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیستید ؟ عاقل تر هستید ؟؟!!! اگر این را بگویید که وضعیت شما خیلی خراب می شود ؟ پیامبری که به اندازه حفصه نفهمد که دیگر پیامبر نیست .

این بن بستی است که هیچ راه فراری ندارد . یا نعوذ بالله پیامبر (صلی الله علیه واله) از حفصه کمتر می فهیمده یا بیشتر می فهمیده . اگر کمتر می فهیمده که آن پیامبر به دردی نمی خورد . اگر بهتر می فهمیده ، چرا حفصه این پیام را به خلیفه می دهد . حفصه این قضیه را عامل نابودی امت می داند و می گوید : قد ضیغ ، اگر گله گوسفند را بدون چوپان رها کنی ،‌ ضایع می شوند . امت اسلامی هم بدون چوپان واقعا ضایع شدند . در این هزار و چهار صد سال که بر امت اسلامی گذشته ، مقصر این هم جنگ ، این همه کشتار ، این همه غارت ، این همه زن های بیوه و بچه های یتیم در طول تاریخ که مسلمان ها با هم جنگیدند ،‌ چه کسی است ؟ آیا مقصر پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که وضعیت مردم را معین نکرد و به مردم نگفت که بعد از او چه کار کنند ؟ یا نه ، مقصر مردم هستند که به حرف پیامبر (صلی الله علیه وآله) گوش نکرده و انتخاب آن حضرت را قبول نکردند ؟ آن زمان بود که خودشان تازه با هوش و عاقل شده بودند که امت اسلامی نباید بدون چوپان رها شوند .

مجری :

این هم سؤال دیگری بود و روایت بسیار زیبایی که تصریح دارد : عدم تعیین خلیفه ، عامل نابودی امت است . این از دید همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) است . بینندگان عزیز این سؤال را از شبکه های وهابی پرسیده اند ، ببینیم که وهابی ها پاسخی داشته اند یا خیر ؟

کلیپ ۱ ) :

بیننده : مصطفی از ایران

بنده می خواستم روایتی از صحیح مسلم بخوانم که حفصه از طریق برادرش به پدرش پیام می دهد که چرا امت اسلامی را بدون چوپان رها می کنی ؟ باید برای خودت جانشینی انتخاب کنی .

آقای کیانی ! آیا به نظر شما حفصه بیشتر از پیامبر (صلی الله علیه وآله) متوجه می شد ؟

کیانی ، کارشناس وهابی :

روایت را کامل بخوانید و حقیقت و واقعیت تاریخی که اتفاق افتاد را ذکر کنید .

بیننده :

روایت این طور می گوید . کتاب صحیح مسلم ، جلد ۳ ، صفحه ۱۴۵۵ ، حدیث ۱۸۲۳ :

یَقُولُونَ مَقَالَهً فَآلَیْتُ أَنْ أَقُولَهَا لک زَعَمُوا أَنَّکَ غَیْرُ مُسْتَخْلِفٍ وَإِنَّهُ لو کان لک رَاعِی إِبِلٍ أو رَاعِی غَنَمٍ ثُمَّ جَاءَکَ وَتَرَکَهَا رَأَیْتَ أَنْ قد ضَیَّعَ فَرِعَایَهُ الناس أَشَدُّ …

مردم خیال می کنند که تو برای خود جانشین انتخاب نمی کنی ….

کارشناس وهابی :

نتیجه چیست ؟ برداشت شما از این روایت چیست ؟

بیننده :

برداشت بنده این است که شما می گویید پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) مردم را همین طور رها کردند و جانشینی انتخاب نکردند و باید مردم انتخاب کنند . غیر از این است ؟؟!!!

کارشناس وهابی :

اشکالی ندارد . سؤالی که مطرح کردید را به دامان خودتان می اندازیم و طور دیگری مطرح می کنیم . البته به همراه توضیحاتی که در ادامه برنامه ، پیرامون سؤال شما ارائه خواهم داد . لطف کنید و با ما همراه باشید . امیدوارم که پاسخ این سؤال را با حق گرایی و حق جویی ، دریافت بکنید .

ایشان به روایتی از ام المؤمنین حفصه اشاره کرد که به پدرشان عمر بن خطاب عرض کردند : آیا امت را بعد از خودت بدون چوپان و راعی و سرپرست رها می کنی ؟ بعد پرسیدند که آیا حفصه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بیشتر می فهمید ؟

نه خیر ، آقا مصطفی ! شکی نیست که این روایت هیچ ربطی به امامت الهی ندارد !!!!

مجری :

البته ما نمی دانیم این پاسخی که آقای کیانی دادند ، چه ربطی به پاسخ سؤال داشت . اصلا بحث بیننده در مورد امامت الهی یا امامت در قرآن یا امامت الهی در سنت نبود ؛ بلکه بحث تعیین خلیفه بود که حفصه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) این قول را دارد و شما معتقد هستید که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خلیفه ای تعیین نکرد . چه کسی در این جا درست گفته . یا این که حفصه از پیامبر (صلی الله علیه وآله) اعقل و عاقل تر بود یا خیر ؟

دیدید که آقای کیانی مثل این که این سؤال اصلا مطرح نشده ، برخورد کردند .

استاد یزدانی :

این سؤال در طول سال می تواند مطرح شود و بینندگان عزیز هر زمان که به شبکه های وهابی زنگ زدند ، بپرسند که حفصه عاقل بود یا پیامبر (صلی الله علیه وآله) عاقل بود ؟ آن ها مجبور هستند بگویند که روایت را بخوانید . شما هم روایت را بخوانید و مطمئن شوید که هیچ وقت ، هیچ جوابی برای این سؤال نخواهد داشت .

مجری :

ضمن این که متن روایت نشان می دهد که خود مردم انتظار تعیین خلیفه داشتند و این که گله بدون چوپان نباید رها شود .

کلیپ بعدی مربوط به سؤالات دیگری است که ما مطرح کرده بودیم .

کلیپ ۲ ) :

بیننده :

نظر بنده هم همین است . چون شما هم فرمودید ، من هم می گویم که منظور دوستی است که وقتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : حضرت علی (علیه السلام) را دوست داشته باشید ، چرا صحابه به همان دوستی عمل نکردند ، آن طور که ابن تیمیه میگویند ؟

ملازاده ، کارشناس وهابی :

چطور می گویید که عمل نشده . یعنی هنوز که هنوز است تا الان مسلمان ها به علی و همه آل بیت درود می فرستند ، با این حال میگویید که به دوستی عمل نشده ؟؟

بیننده :

نه ، منظور من همان زمان است . چون ابن تیمیه می گوید : بسیاری از صحابه به حضرت علی (علیه السلام) فحش می دادند ، بغضش را داشتند .

کارشناس وهابی :

نه ، شما انسان خبیثی هستید !!! شما خودت انسان خبیثی هستید !!! شما می گویید : دوستی که معنایش این است که صحابه به حضرت علی فحش می دادند . کدام صحابه به حضرت علی فحش می داده ؟ فعلا ابن تیمیه را رها کن . یک صحابی را پیدا کن که به حضرت علی فحش داده باشد .

بیننده :

معاویه ،‌ آیا ایشان صحابه هستند یا نیستند ؟

کارشناس وهابی :

معاویه به حضرت علی فحش نداده ، این ها از دروغ ها و اکاذیب شیعه است . وقت بنده را تلف نکن !!!! برو پی کارت !! خباثت های خود را در جای دیگر ببر . معاویه یک بار هم به علی فحش نداده !!!

مجری :

یک فرد هتاک و بی شعوری مثل آقای ملازاده ، باید از یک ناصبی مثل معاویه که از دشمن ترین دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) بودند ، دفاع کنند . این نحوه برخورد وهابیت است ، کسی که عالم جلیل القدر جهان وهابیت و استاد تمامی این شبکه ها ، این طور با بیننده برخورد میکند . بیننده ای که در کمال ادب و احترام صحبت میکند و قصد دارد که مصادر علمی را بیاورد که آقای ملازاده اصلا اجازه نمی دهد . ما از وهابیت جز این انتظاری نداریم که از شخصی مثل معاویه دفاع کند .

استاد یزدانی :

اگر روزی پیش بیاید که شخصی مثل آقای ملازاده در مناظره قرار گیرد ، چه می شود ؟ چون هیچ کدام از این ها را نمی داند و در همان وادی سابق خودش هست .

مجری :

البته بنده فکر می کنم که ایشان این مطالب را دیده و عامدانه انکار می کند .

استاد یزدانی :

در مناظره رو در رو که نمی تواند عامدانه انکار کند ، با همان کتاب ابن تیمیه به صورتش می زند تا از خواب بیدار شود . روایتی که ایشان می گفت نه ، در کجا معاویه به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) فحش داده ؟؟!!

روایت در صحیح مسلم هست ؛ اما خدای شما ، ابن تیمیه ، بهتر آن را بیان کرده . منهاج السنه ، جلد ۵ ، صفحه ۴۲ :

وأما حدیث سعد لما أمره معاویه بالسبّ فأبى، فقال: ما منعک أن تسبّ علیّ بن أبی طالب؟ فقال: ثلاث قالهن رسول الله صلى الله علیه وسلم فلن أسبّه، لأن یکون لی واحده منهن أحب إلیَّ من حمر النعم.. الحدیث. فهذا صحیح رواه مسلم فی صحیحه …

معاویه نه تنها خودش فحش می داد ؛ بلکه به همه صحابه دستور می داد که فحش دهند . فقط سعد بن ابی وقاص بود که فحش نمی داد .

اما حدیث سعد بن ابی وقاص ، زمانی که معاویه دستور داد که فحش بده و او فحش نداد ، این است که معاویه پرسید : چه چیزی باعث شده که تو به علی بن ابیطالب (علیه السلام) فحش ندهی ؟

البته در صحیح مسلم به جای ” علی بن ابی طالب ” ، ” ابا تراب ” است .

گفت : سه ویژگی را رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیان کردند که مانع سب کردن آن حضرت می شود ….

این روایت صحیح ،‌ در صحیح مسلم نقل شده است .

ابن تیمیه ،‌منهاج السنه ، ج ۵ ، ص ۴۲

واضح است که معاویه به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فحش می داد . سند های صحیحی غیر از این هم وجود دارد و این که ابن تیمیه گفته : بسیاری از صحابه فحش میداده که شما به بیننده اجازه ندادی که بیان کند ، در همین منهاج السنه ، جلد ۷ ، صفحه ۱۳۷ آورده :

فان کثیرا من الصحابه والتابعین کانوا یبغضونه ویسبونه ویقاتلونه ….

بسیاری از صحابه و تابعین بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند و فحش می دادند و با ایشان می جنگیدند .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ۷ ، ص ۱۳۷ و ۱۳۸

این مطلب در منهاج السنه آمده و هیچ راه فراری نیست . ایشان بی خبر بود و شبکه های دیگر را ندیده بود . تماس هم برای روز قبل بود و چون بی خبر بود ، به بیننده ها گفتیم تماس بگیرند که برخورد و ادب علمای این ها را دیدیم .

مجری :

کلیپ بعدی تماس بیننده عزیز دیگری با یکی از کارشناسان وهابی در مورد بغض صحابه و قول ابن تیمیه است که با هم می بینیم .

کلیپ ۲ ) :

بیننده :

با توجه به این که کثیری از صحابه با حضرت علی (علیه السلام) دشمنی داشتند و فحش می دادند و با ایشان می جنگیدند . شما هم که میگویید : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در روز غدیر خم ، دوستی حضرت علی (علیه السلام) را بیان کردند . آیا این کثیری از صحابه مصداق آیه ولم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون ، می شوند .

کارشناس وهابی :

برادرم ! خوارج هم در مورد علی رضی الله عنه می گویند : بلا نسبت ، استغفر الله که حضرت علی کافر است ؛ چون در قضیه حکمیت خلاف حکم خدا کرد ، ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون است . عزیزم ! صحابه چطور دشمن حضرت علی بودند . اولا ، این خلاف قرآن است . چون قرآن می گوید : رحماء بینهم بودند .

بیننده :

این مطلبی است که ابن تیمیه در کتابش آروده .

کارشناس وهابی :

اشتباه است . ابن تیمیه چه کسی است ؟؟؟!!! ابن تیمیه ، یک دانشمند بود که حرف های درست دارد ، حرف های اشتباه هم دارد .

بیننده :

پس شما قبول دارید که ابن تیمیه زندیق است ؟

کارشناس وهابی :

نخیر ، هر کس باید یا مساوی با حضرت محمد باشد یا زندیق است .

بیننده :

ابن تیمیه در این مطلب به صحابه توهین می کند و می گوید : کثیری از صحابه دشمن حضرت علی (علیه السلام) بودند . در صورتی که کلام پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) این است که ….

کارشناس وهابی :

اگر ابن تیمیه این حرف را زده ، اشتباه کرده !!!

مجری :

این هم یک جواب از آقای کلهر که گفتند : ابن تیمیه اشتباه کردند ؛ اما حاضر نشدند که قبول کنند ابن تیمیه زندیق است . هر چند که اگر بگوید ابن تیمیه اشتباه کرده ، باید قبول کند که ابن تیمیه ، زندیق است .

استاد یزدانی :

این مطلب را ما بارها به بینندگان عزیز نشان دادیم . در کتاب تهذیب الکمال ، تألیف مزی ، جلد ۱۸ ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۹۶ :

سمعت ابا زرعه یقول : اذا رأیت الرجل تنقص احدا من اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم فاعلم انه زندیق .

از ابا زرعه نقل شده که اگر دیدی شخصی به یکی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) تنقیصی وارد می کند ، بدان که او زندیق است .

مزی ، تهذیب الکمال ، ج ۱۸ ، چاپ مؤسسه الرساله ، ص ۹۶

ابن تیمیه یک اشتباه ساده نکرد ؛ بلکه به بسیاری از صحابه و تابعین اتهام نفاق زده و گفته آن ها منافق هستند ؛ چون بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نشانه نفاق است . کسی که به یکی از اصحاب  چنین تهمتی بزند ،‌ زندیق است . یا بپذیرید که ابن تیمیه زندیق است و به صحابه تهمت نفاق زده یا بگویید واقعا صحابه بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را در دل داشتند که در آن صورت ثابت می شود که صحابه منافق بودند . راهی غیر از این وجود ندارد . این هم جواب ایشان بود ؛ البته می گفت : خداوند گفته این ها رحماء بینهم بودند .

ما این را بارها جواب دادیم که خداوند در آن آیه باید های صحابه را می شمارد و می فرماید : اگر صحابه می خواهد صحابه باشد ، باید رحماء بینهم باشند ، رکعا سجدا باشند ، بر مشرکین سختگیر و بر مسلمانان مهربان باشند . این ویژگی ها را باید داشته باشند نه این که این ها را دارند . خداوند در این آیه داشته های صحابه را تعریف نمی کند ؛ بلکه باید های صحابه را تعریف می کند ؛ اما این وهابی ها این چیز ها را که نمی فهمند و فقط حرف می زنند و ادعا می کنند و بس .

مجری :

کلیپ بعدی در مورد سؤالی است که در بحث معنای ” ولی ” مطرح شد که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ ) :

بیننده :

من از شما یک سؤال دارم . این سؤال را آقای یزدانی ، کارشناس شبکه ولایت ، به من یاد دادند و گفتند از شما بپرسند . شما هم اگر دوست داشتید ، جواب دهید و اگر دوست نداشتید ، جواب ندهید . بینندگان عزیز هم متوجه می شوند که شما جوابی برای این سؤال ندارید .

آقای موحد و آقای حسینی ! سؤال این است که چرا شما وقتی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، کلمه ” ولی ” به کار می رود ، می گویید : به معنای دوستی است . پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید : علی ولیکم من بعدی ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) دوست شما است . حضرت علی (علیه السلام) می گویند : من ولی رسول الله هستم ….

مجری وهابی :

اما در مورد ابوبکر بعد از پیامبر می گوید : من ولی پیامبر هستم . این سؤال شما است . هزار بار این سؤال تکرار شده و هزار و یک بار پاسخ داده شده .

کارشناس وهابی :

اشهد ان علیا ولی الله یعنی چه ؟

بیننده :

یعنی حضرت علی (علیه السلام) ولی خدا است .

کارشناس وهابی :

ولی خدا یعنی چه ؟ یعنی جانشین خدا ،‌ سرپرست و حاکم خدا است ؟

بیننده :

نخیر به آن معنایی که شما می گویید ، نیست .

کارشناس وهابی :

آقای حیدری ! ولی به معنای حاکم یا جانشین است . یعنی شما روزانه فریاد می زنید که علی حاکم خدا است .

مجری وهابی :

به آقای یزدانی که این سؤال را به شما یاد داده ، بپرسید و بعد از آن برگردید و جواب دهید !!!!

مجری :

اجازه ندادند که بیننده جواب دهد در همین شبکه ای که دکورشان پایین آمده . جالب است که بیننده بعدی تماس گرفت و ادامه همین سؤال را مطرح کرد و یک پاسخ نقضی داد ؛ اما این آقای یزیدی پاسخ داد یا بیشتر گاف داد را با هم می بینیم .

کلیپ ۴ ) :

بیننده :

می خواستم ببینم که رسول الله یعنی چه ؟ به معنای فرستاده خدا است یا به معنای از طرف خدا است ؟

کارشناس وهابی :

بیت الله یعنی چه ؟

اصلا بحث رسول الله خیلی مشخص است . وقتی می گویید : ناقۀ الله ، بیت الله ، رسول الله ، رسول خدا کجا تا ولی الله ؟ هیچ کس به ” رسول ” معنای حاکمیت را نداده . اما شما می گویید : ولی به معنای حاکم است . خواهش می کنم قبل از این که تماس بگیرید ،‌خودتان را مسخره نکنید .

مجری :

خیلی جالب است که خودشان ، جوابشان را دادند. بیت الله یعنی خدا خانه دارد . ناقه الله یعنی خدا شتر دارد که مثلا سوارش شود . جدای از خدای وهابیت که این کار را می کند .

استاد یزدانی :

این واضح است که ” علی ولی الله ” به این معنا نیست که ” علی ولی علی الله ” بلکه به این معنا است که ” علی ولی من الله ” است . علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولی از جانب خداوند است . مثل رسول الله که بیننده زنگ زد که رسول من الله ، فرستاده ای از جانب خداوند است نه فرستاده بر خداوند باشد . ” علی ولی من الله ” است که در این جا ” من ” را در تقدیر دارد ؛ اما آقایان خودشان را به جهالت می زنند . اگر همان بیننده را شما اجازه می دادید ، جوابتان را می داد . چون دیشب که ما این سؤال را طرح کردیم و یاد دادیم ، این جواب را هم یاد دادیم ؛ اما شما این قدر مرد نیستید که اجازه دهید یک بیننده جوابش را کامل کند ، بعد شما پاسخ دهید .

اولا ، همه جا ” ولی ” به معنای حاکم نیست ؛ بلکه گاهی به معنای اولی بالتصرف ،گاهی به معنای سرپرست ، گاهی به معنای خلیفه و گاهی هم به معنای حاکم است . باید جمله و قرینه را دید و معنا کرد . علی ولیکم من بعدی ، ان هذا ولیکم من بعدی ، علی ولی کل مؤمن من بعدی . این ها هر کدام معنای خاص خود را دارد . ” انا ولی ولی رسول الله ” یعنی چه ؟ طبق معنای شما یعنی دوست دوست ، ناصر ناصر ، پسر عموی پسر عمو ، حاکم حاکم !! در این جا برای عمر بن خطاب به معنای جانشین جانشین است ؛ اما به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که می رسند ، فقط به معنای دوست است و هیچ معنای دیگری نمی دهد . علی ولیکم من بعدی ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولی شما بعد از من است . کلمه ” من بعدی ” قرینه خیلی واضحی است که مقصود از ولی نمی تواند دوست باشد . اگر به معنای دوست باشد ، یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نعوذ بالله وجود پیامبر (صلی الله علیه وآله) باعث می شود که با همه دشمن باشد و همه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) دشمن باشند. پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) که از دنیا می رود ، با مردم دوست می شنوند و مردم هم با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دوست می شوند . این معنای غلطی است که متأسفانه وهابی ها درک نمی کنند و فقط حرف می زنند .

مجری :

بحث دکور را هم شاید بعضی از شما بینندگان عزیز در جریان نباشید ،‌خودشان اعلام کردند که مدتی شبکه های وهابی برنامه زنده ندارند و می خواهند تغییر دکور بدهند . ما قضاوتی نمی کنیم ؛ اما قطعا این سؤالات باعث شده که دکور آقایان پایین بیایند .

کلیپ بعدی ، باز همین سؤال از یکی دیگر از کارشناسان وهابی سؤال شده که با هم می بینیم .

کلیپ۵ )

بیننده : جعفری از ایران

سؤال اولم ، با سؤال بیننده قبلی یکی در آمد که ایشان هم همین سؤال را داشتند .

کیانی ، کارشناس وهابی :

پس از فرصت استفاده می کنیم و سؤال دوم شما را آقای جعفری ، علاقمند به کشف حقیقت می شنویم .

بیننده :

سؤال اولم این است که آیا حفصه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) ….

کارشناس وهابی :

این سؤال قبلا مطرح شده . سؤال دوم خود را بیان کنید .

بیننده :

سؤال دوم این است که روایتی در صحیح مسلم ، جلد ۳ ، صفحه ۱۳۷۸ آمده : فلما توفی رسول الله قال ابوبکر انا ولی رسول الله ، وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از دنیا رفتند ، ابوبکر گفت : من ولی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هستم . بنده میخواهم بدانم کلمه ” ولی ” در این جا به چه معنا است ؟

کارشناس وهابی :

سؤال شما واضح و روشن است .

بیننده :

این شما می گویید : ” ولی ” در حدیث غدیر به معنای دوست است ، این دو با هم چه تفاوتی دارد؟

کارشناس وهابی :

شمایی که به روایت مورد ادعایتان از کتاب های اهل سنت استناد می کنید که فلما توفی رسول الله صلی الله علیه وسلم قال ابوبکر انا ولی رسول الله ، هیچ ربطی به قرائت و ادعای شیعه از غدیر خم ندارد . چرا که اهل سنت و جماعت ، آن چه را که در این روایت از زبان ابوبکر آمده در ادامه همان معنا و مفهومی می دانند که ماجرای غدیر و بخشی از آن در قالب روایت را در بحث ولی ، به همان معنایی می دانند که این روایت است .

آقای جعفری بر فرض روایتی که شما میگویید ابوبکر گفت : انا ولی رسول الله ، به معنای امامت الهی است . این چه چیزی را برای شما ثابت می کند و چه دستاوردی برای شما دارد ؟ غدیر تمام شد و رفت . ابوبکر دو سال و چند ماه خلافت کردند و تمام امور را به دست داشتند ، گذشت و رفت . عمر هم همچنین کرد . عثمان هم همچنین ، علی مرتضی هم همچنین . قضیه تمام شد و رفت !!!!!!!!!!!

مجری :

این هم پاسخ آقای کیانی بود که قضیه تمام شد و رفت ، کاری نداشته باشید . اگر روایتی هم در این باره هست ، هم باشد . یعنی هیچ توضیحی در مورد این روایت ندارند .

استاد یزدانی :

روایت ” انا ولی ولی رسول الله ” چه دستاوردی برای شما دارد ؟ دستاوردش برای ما این است که شما انسان های دروغگویی هستید . دستاوردش برای ما این است که ” ولی ” به معنای جانشین هم می آید . اما شما این را نمی پذیرید . درباره ابوبکر همیشه به معنای جانشین ، سر پرست و حاکم است ؛ اما به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می رسید ، به خاطر آن بغض و خباثتی که در دل شما است ، می گویید : نه به معنای دوست است .

برای ما این دستاورد را دارد و این که گذشت و تمام شد ، قابل قبول نیست . خداوند داستان خیلی از انسان ها را نقل می کند ، با این که آن ها گذشتند و دفن شدند و پوسیدند و نابود شدند ؛ اما خداوند داستان های آن ها را برای عبرت گرفتن نقل می کند . ما این روایت ها را برای عبرت گرفتن میخوانیم که راه را پیدا کنیم . همان طور که خداوند قصه های قرآنی را می گوید که راه را پیدا کنیم ، ما هم این ها را می گوییم تا شما راه را پیدا کنید .

تماس بینندگان

بیننده : عبد الله از تاجیکستان ـ اهل سنت

بنده می خواستم قول ابن تیمیه که مطرح کردید ، نظر خود را بگویم . شما روایت ” من کنت مولاه فهذا علی مولاه ” می خوانید و وجوب محبت حضرت علی را بر تمام صحابه نشان می دهد .

استاد یزدانی :

طبق نظر شما این طور است .

بیننده :

نظر اهل سنت همین است که محبت حضرت علی که جزء صحابه است ، از واجبات می باشد . من مسأله ای را ذکر کنم که نه سنی و نه شیعه ، با انجام گناه کبیره ، کافر نمی شود .

استاد یزدانی :

البته بستگی دارد به این که شخص گناه کبیره را با علم به این که کبیره است و خداوند نهی کرده که انجام ندهد ، در عین حال اشتباه می کند و مرتکب می شود ، این طبیعی است که سبب کفر نمی شود ؛ اما زمانی بیاید و بگوید : چون خداوند گفته این کار را انجام نده ، من انجام میدهم ، این صریح و واضح کفر است یعنی بخواهد در مقابل حکم خدا جهد کند و عامدانه بایستد ، کفر است ؛ اما بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) قضیه اش با بقیه گناهان کبیره فرق می کند . طبق گفته رسول خدا (صلی الله علیه وآله) کوچکترین بغض در قلب کسی ، نشانه نفاق است .

بیننده :

اگر کسی بگوید : شراب حلال است ، او کافر می شود .

استاد یزدانی :

اگر کسی بداند که خدا گفته حرام است و آن را حلال بداند ، قطعا کافر است و این اجماع همه مسلمانان است .

بیننده :

اما اگر کسی شراب بنوشد ، نه سنی و نه شیعه او را کافر نمی داند .

استاد یزدانی :

این خوارج است که همه آن ها را کافر می دانند .

بیننده :

دوم این که ، حتی اگر صحابه بغض حضرت علی را در دل داشته باشند ، ممکن است که گناه کبیره کرده باشند ، منجر به کفر نمیشود .

استاد یزدانی :

اگر صحابه در غدیر نبودند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفته بودند : امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست داشته باشید ، حرف شما درست است . اما همه صحابه بلا استثناء ، در غدیر بودند و همه شنیدند که پیامبر (صلی الله علیه وآله)‌فرمودند : امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست داشته باشید . اما در عین حال عامدانه بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل داشتند ، قطعا کافر می شوند .

مجری :

ضمن این که حدیث غدیر ،‌حدیث متواتر است و در همه طبقات متواتر بوده یعنی همه خبر داشتند. یعنی حتی کسانی که در آن جا نبودند ، قطعا خبر داشتند ؛ چون خبر متواتر است و خبر واحد نیست .

بیننده :

نکته بعدی که من در برنامه های قبلی گفتم ، این است که به نظر من بغض و جنگی که در بین صحابه پیدا شده بود ، یک بغض و جنگ اجتهادی بود . البته به نظر خیلی از علمای اهل سنت هم همین طور بوده .

استاد یزدانی :

اجتهاد که در برابر نص قابل قبول نیست .

مجری :

آیا این حدیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) که در صحیح مسلم آمده را قبول دارید که می فرماید : بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نشانه نفاق است .

بیننده :

من قبول دارم . اصل بغض امیرالمؤمنین که نفاق باشد ، از جایی پیدا شد که طبق قول خداوند که می فرماید : و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون ، فاولئک هم الفاسقون ، فاولئک هم الظالمون ،‌ به حکم خداوند و نص صریح قرآن کریم عمل نشد . اجتهاد همین بود که حضرت علی به نص صریح قرآن کریم عمل نکردند .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! این که بهانه بود .

مجری :

شما که قول خوارج را بیان می کنید . خوارج می گفتند که آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به قرآن عمل نکرد ، به همین خاطر با آن حضرت جنگیدند . این قول خوارج است .

بیننده :

این بهانه نبود . جنگ با معاویه بعد از چند ماه که با امیرالمؤمنین بیعت کرده بودند و حکم اجرا نشد ، صورت گرفت . گرچه که نظر ما اهل سنت بر این است که امیرالمؤمنین حضرت علی رضی الله عنه ، بر حق بود . باید اول فتنه از بین می رفت و بعد از آن  حکم اجرا می شد . اما وقتی ارتباطات تلفنی و اینترنتی وجود نداشت ، این مفهوم اجتهادات تغییر کرد .

استاد یزدانی :

سؤال شما واضح است . اگر کسی دزدی کند ، بعد خودش فریاد بزند که دزد را بگیرید ، گناهش بخشیده می شود .

بیننده :

قاتلین عثمان چه کسانی بودند ؟

استاد یزدانی :

من آن شب به شما توضیح دادم که طبق روایت صحیح صحیح که ابن حجر عسقلانی تصحیح می کند ، قاتل عثمان بن عفان ، طلحه بود . خود طلحه و عایشه قاتل عثمان بود و این فتنه ها را به پا کرد و خودش دنبال قاتل می گشت . بنده هم از نهج البلاغه ، نظر شیعه را خواندم و هم از نظر اهل سنت سند صحیح خواندم که خود طلحه قاتل است ، بعد خودش هم به دنبال قاتل بگردد . این اجتهاد را چه کسی می پذیرد ؟ آیا این اجتهاد است ؟

بیننده :

بر فرض محال که ما این را از شما قبول کنیم .

استاد یزدانی :

سند روایت صحیح است و انکار روایت صحیح خودش کفر است .

بیننده :

اگر بر فرض محال بگیریم که طلحه و زبیر خودشان قاتل عثمان بودند ، باید از طرف امیرالمؤمنین قصاص می شد .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! از نظر شرعی چه کسی را قصاص می کنند ؟ قاتل مباشر قصاص می شود یا همه ؟

 بیننده :

قاتل مباشر

استاد یزدانی :

قاتل مباشر عثمان چه کسی بود ؟ کسی که عثمان را با شمشیر کشت چه کسی بود ؟

بیننده :

من نمی دانم .

استاد یزدانی :

وقتی نمی دانید ، چرا بدون تحقیق حرف می زنید ؟ طبق روایات اهل سنت ، قاتل مباشر عثمان سودان بن حمران بود که همان جا کشته شد . پس در این صورت چه کسی را باید قصاص می کردند . آن هایی فتنه به پا کرده بودند ، هنوز حکومت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) پا برجا نشده بود که به مکه فرار کردند و از آن جا به بصره حمله کردند و مردم را کشتند . چهل نفر را در یک جا و سیصد نفر را در جای دیگر کشتند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) چه کسی را قصاص می کرد ؟ خود این ها قاتل بودند . خود معاویه در کشتن عثمان نقش دارد .

بیننده :

حرف شما قبول است . اما جنگی که بین صحابه اتفاق افتاد ، یک جنگ و بغض اجتهادی بود .

مجری :

برادر عزیز ! همه حرف های شما تکراری است و ما در جریان آن هستیم . آن شب هم مطرح کردید .

استاد یزدانی :

پیامبر (صلی الله علیه وآله) نعوذ بالله به اندازه شما متوجه نبود که این جنگ ها اجتهادی است ؟ شما بهتر می فهمید یا پیامبر (صلی الله علیه وآله) ؟

بیننده :

مشخص است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) بهتر می فهمید .

استاد یزدانی :

پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دستور دادند که با ناکثین که طلحه و زبیر و عایشه هستند ، بجنگ . روایتش هم معتبر است و در منابع شما بیان شده است . حداقل شش سند تا صحابه دارد . پس پیامبر (صلی الله علیه وآله) به اندازه شما می فهمید . من روایتش را خدمت شما نشان می دهم .

در مجمع الزوائد ، تألیف نورالدین هیثمی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۷ ، صفحه ۳۴۲ :

وعن علی قال : عهد الی رسول الله ’ فی قتال الناکثین والقاسطین والمارقین .

از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از من تعهد گرفت که با عایشه و طلحه و زبیر و با قاسطین و مارقین بجنگم .

هیثمی ، مجمع الزوائد ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ،‌ج ۷ ، ص ۳۴۲

وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بهتر از شما می فهمد و متوجه است ،‌ چرا به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دستور دادند که با این ها بجنگند ؟

بیننده :

در کجای این روایت نام طلحه و زبیر و عایشه آمده ؟

استاد یزدانی :

عالم و آدم می دانند که ناکثین و مارقین و قاسطین چه کسانی هستند ؟

بیننده :

شما در این جا تأویل کردید .

استاد یزدانی :

تأویل نیست ، ناکثین مشخص است .

مجری :

برادر عزیز ! شما آن شب هم که تماس گرفتید ،‌ گفتید که برخی از صحابه بیعت شکنی کردند و اسم هم بردید مثل طلحه و زبیر . ناکث به چه معنا است ؟

بیننده :

من عربی بلد نیستم .

استاد یزدانی :

ناکث یعنی کسی که بیعت خود را بشکند . این که شما بخواهید از این قضیه که من معنای ناکثین را نمی فهمم ، بهانه است . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله با چه کسانی جنگیده ؟

بیننده :

در صفین و نهروان و جمل جنگیده .

استاد یزدانی :

غیر از این ها با چه کسانی جنگیده ؟ امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فقط سه جنگ داشتند ، با اهل صفین و اهل نهروان و اهل جمل . غیر از این جنگ دیگری نداشتند . این ها هم همان ناکثین و قاسطین و مارقین هستند .

بیننده :

نویسنده کتاب مجمع الزوائد چه کسی است ؟

استاد یزدانی :

نویسنده حافظ نور الدین علی بن ابی بکر بن سلیمان هیثمی مصری ، متوفای ۷۰۸ هجری است . این یک روایت نیست ؛ بلکه حداقل تا صحابه شش سند دارد و شش نفر از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) آن را نقل کردند . ایشان در جلد ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۳۴۲ ، این روایت را نقل کرده که سند آن معتبر است .

بیننده :

در بین علمای ما علمای هرزه هم هستند که این حرف ها را می زنند .

استاد یزدانی :

شما که معنای ناکثین را نمی دانید ، به عالمی مثل هیثمی اشکال می گیرید . حق برای بیننده های ما کاملا مشخص است . برای شما هم حق روشن است . بنده دلم برای شما می سوزد که خدا نخواسته نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) برسید و همین سؤالات را از شما بپرسند و هیچ جوابی نداشته باشید و راهی جز جهنم برای شما نباشد . حق واضح و روشن و مشخص است . قبل از این که ملک الموت جان شما را بگیرد ، در همین دنیا تکلیف خود را مشخص کنید و به راه حق بیایید ، همان راهی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هستند و هیچ راه دیگری راه حق نیست .

در مورد معنای ناکثین دهها کتاب از کتاب های اهل سنت توضیح دادند . از جمله کتاب البدء والتاریخ ، تألیف مطهر بن طاهر مقدسی ،‌جلد ۵ ، صفحه ۲۲۴ :

وکان یقول امرنی رسول الله ’ بقتال الناکثین والقاسطین والمارقین فالناکثین الجمل والقاسطون اصحاب الصفین والمارقون الخوارج …

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) همیشه می فرمودند : که رسول الله (صلی الله علیه وآله) دستور داد به من که با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگ . ناکثین اصحاب جمل هستند ، قاسطون اصحاب صفین هستند و مارقین هم خوارج هستند .

مطهر بن طاهر مقدسی ، البدء والتاریخ ، ج ۵ ، ص ۲۲۴

غیر از این کتاب در تاریخ طبری هم همین آمده :

الناکثین یوم الجمل والمارقین یوم النهر

تاریخ طبری ، ج ۳ ، ص ۱۸۰

در انساب الاشراف ، جلد ۱ ، صفحه ۲۸۶ هم می گوید :

امرت بقتال الناکثین والقاسطین والمارقین وحدثت ان ابانعیم قال لنا : الناکثون : اهل الجمل والقاسطون اصحاب الصفین والمارقون اصحاب النهر .

بلاذری ، انساب الاشراف ، ج ۱ ، ص ۲۸۶

خیلی مشخص است و این بیننده خود را به تجاهل می زد . کسی از مسلمان ها نیست که معنای ناکثین را نداند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) که دستور به جنگ با ناکثین و قاسطین و مارقین داده ، قطعا می دانسته که این ها چه کسانی هستند و از حوادث با خبر بوده . چه کس عثمان را می کشد و چه کسانی به دنبال قاتلین عثمان می گردند ؟ همان هایی که عثمان را کشتند ، همان ها دنبال قاتلین عثمان میگشتند .

یک زمانی باید مفصل توضیح دهیم که نقش عثمان در کشتن عثمان چه بود ؟ معاویه به طلحه نامه نوشت که من می خواهم با تو بیعت کنم . از طرف دیگر به زبیر نامه می نویسد که می خواهم با تو بیعت کنم . این ها را به جان عثمان می اندازند تا این که عثمان کشته شود . حتی خود معاویه برای عثمان نیرو فرستاد . عثمان چهل روز منتظر معاویه بود که به کمکش بیایند . در صورتی که لشگری که معاویه فرستاده بود ، در همان نزدیکی اتراق کرده و منتظر کشته شدن عثمان بودند و جلو نیامدند . ما همه این ها را در زمان خودش بحث خواهیم کرد . خود معاویه به دنبال قاتلین عثمان بود . انگشتان زن عثمان در همان جا بریده شده و سریع به دست معاویه رسید . این انگشت ها چطور به دست معاویه رسیدند و چه کسی این کار را کرد ؟ پیراهنی که تن عثمان بود و امرد بن حمد می گوید من نه ضربه زدم ، چطور به دست معاویه رسید ؟

همه این ها نشان دهنده این بود که نقشه ای از قبل برای این کار بود و عثمان خودش در این نقشه گرفتار و توسط همین افراد کشته شد . وقتی همین افراد دیدند که حکومت به دست امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) رسید و چیزی به آن ها نرسید ، دنبال قاتلین عثمان گشتند و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به عنوان قاتل عثمان معرفی کردند .

اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) همه این ها را می دانستند و دستور دادند که با آن ها بجنگ . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم به دستور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عمل کردند و با آن ها جنگید .

ابن حجر ، ابن تیمیه در منهاج السنه و ابن کثیر همین مطالب را توضیح داده اند . بنده جمل والناکثین را جستجو زدم که ۳۴ نفر توضیح دادند که منظور از ناکثین چه کسانی هستند . مثلا شرح المقاصد ، تلخیص الحبیر ابن حجر می گوید :

قَوْلُهُ ثَبَتَ أَنَّ أَهْلَ الْجَمَلِ وَصِفِّینَ وَالنَّهْرَوَانِ بُغَاهٌ هو کما قال وَیَدُلُّ علیه حَدِیثُ عَلِیٍّ أُمِرْت بِقِتَالِ النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ رَوَاهُ النَّسَائِیُّ فی الْخَصَائِصِ وَالْبَزَّارُ وَالطَّبَرَانِیُّ وَالنَّاکِثِینَ أَهْلُ الْجَمَلِ لِأَنَّهُمْ نَکَثُوا بَیْعَتَهُ وَالْقَاسِطِینَ أَهْلُ الشَّامِ لِأَنَّهُمْ جَارُوا عن الْحَقِّ فی عَدَمِ مُبَایَعَتِهِ وَالْمَارِقِینَ أَهْلُ النَّهْرَوَانِ لِثُبُوتِ الْخَبَرِ الصَّحِیحِ فِیهِمْ أَنَّهُمْ یَمْرُقُونَ من الدِّینِ کما یَمْرُقُ السَّهْمُ من الرَّمِیَّهِ …

ابن حجر ، تلخیص الحبیر ، ج ۴ ، ص ۴۴

سخن ابن حجر عسقلانی بسیار واضح و مشخص است که در تلخیص الحبیر آمده است .

بیننده : آقای عالی زاده از بوشهر ـ شیعه

ای سید عزیز و ای مجری محترم ! شما از کتاب های خودشان مدارک معتبر می آورید ؛ اما باز هم قبول نمی کنند . این ها کسانی هستند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) پدرانشان را کشته . این ها هنوز دست از کفرشان برنداشتند . واقعا نمی دانم این ها تا چه زمانی میخواهند در جهالت و گمراهی بمانند ؟

شما با طمأنینه و آرامش مدارک معتبر از کتاب هایشان می آورید ؛ اما به خاطر بغض و عداوتی که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دارند ، قبول نمی کنند . توقع دارید که این ها دست بردارند. این ها که اهل سنت نیستند ؛‌ّ بلکه وهابی هایی هستند که حتی کینه اهل سنت را هم در دل دارند . این ها را باید به حال خودشان رها کرد تا در قیامت خودشان باشند و جوابی که باید به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بدهند .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز تشکر می کنیم که ده شب ویژه ایام غدیر در خدمت شما بودیم و از محضر شما استفاده کردیم . قطعا مورد قبول بینندگان عزیز هم قرار گرفته است .

استاد یزدانی :

توفیقی از جانب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود که در این ده شب از حق غصب شده آن حضرت دفاع کنیم . امیدواریم که سال های بعد هم در خدمت شما عزیزان باشیم .

مجری :

از شما بینندگان عزیز هم تشکر می کنیم که ما را همراهی کردید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .