اهل سنت مدعی هستند که رسول خدا صلی الل علیه وآله در خیبر و توسط یک زن یهودی مسموم شده است . این روایت به تفصیل در این برنامه بررسی و تأکید شده است که نمی‌تواند این روایت صحیح باشد . قاتل آن حضرت را باید در جای دیگر جست!

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : ویژه برنامه روز های غریبی

تاریخ : ۰۸ / ۰۹ / ۹۵

برای دانلود اسکن های برنامه روی لینک زیر کلیک کنید :

Download (2)

 

برای دانلود فایل صوتی برنامه روی لینک زیر کلیک کنید :

Download (2)

 

 

مجری :

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

خدمت شما عزیزان عرض ادب و احترام دارم . فرا رسیدن شام شهادت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) و شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) بنا بر نقلی را تسلیت عرض می کنم . امیدوارم در این شب ها که در آستان شهادت امام رضا (علیه السلام) هستیم ، عزاداری هایتان مقبول درگاه احدیت واقع شده باشد .

ما با ویژه برنامه روز های غریبی مهمان منازل شما هستیم تا از غربت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) با محوریت اتفاقاتی که در سال های ابتدایی اسلام در چنین شب هایی رخ داده ، بیشتر بگوییم . ان شاء الله بتوانیم با این برنامه ها سطح معرفت خود را افزایش دهیم و شیعیان و مسلمانان خوبی در جهت عمل به آموزه های دینی باشیم .

امشب افتخار این را داریم که در خدمت استاد عزیز و ارجمند ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی باشیم . به نیابت از شما سلام و عرض ادب دارم .

استاد یزدانی :

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله الذی اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد والیه یعود والصلاه والسلام علی الشاهد والمشهود لکل موجود محمد المحمود وعلی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب والشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود .

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم و سالروز شهادت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله و امام حسن مجتبی (علیه السلام ) و هم چنین شهادت حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) را خدمت همه مسلمانان تسلیت عرض می کنم . امیدوارم که خداوند ما را از شیعیان واقعی آن حضرات قرار دهد .

مجری :

عزیزانی که برنامه گذشته روز های غریبی را دیده اند ، می دانند که ما شب گذشته در خدمت استاد قزوینی بودیم . سؤالاتی در خصوص شهادت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) مطرح شد و از منابع شیعه و منابع اهل سنت پاسخ داده شد . به توجه به مطالبی که در کتب شیعه و اهل سنت وجود دارد ، لفظ شهادت برای نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) بهتر است .

با توجه به استقبالی که شما عزیزان داشتید ، بنده از محضر استاد یزدانی این سؤال را می پرسم که شب گذشته مطالب زیادی از شیعه واهل سنت در خصوص شهادت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) بیان شد که آن حضرت به صورت طبیعی از دنیا نرفتند . اگر مطلب دیگری در منابع شیعه وجود دارد را مطرح کنید .

استاد یزدانی :

شهادت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از دیدگاه شیعه اجماعی است و جستجویی که بنده در این کتب داشتم ، هیچ نظر مخالفی وجود ندارد و تمام شیعیان بر این مسأله که آن حضرت مسموم از دنیا رفتند ، اتفاق دارند . علمای بزرگ شیعه از قدما و از شیخ مفید تا امروز ، همه بلا استثناء وقتی بحث رحلت رسول خدا (صلی الله علیه واله) را مطرح کردند ، گفتند : ومات مسموما بالمدینۀ .

حضرت آیت الله قزوینی (حفظه الله ) دیشب این مستندات را نشان دادند . بنده فقط یک روایت را نشان دهم که خیلی جالب و زیبا است و در کتاب بحار الانوار ، تألیف علامه مجلسی (ره) ، جلد دهم از چاپ های جدید و جلد ۴۴ ، صفحه ۱۵۴ از چاپ قدیم ، کتاب الخرائج والجرائح :

روی عن الصادق ، عن آبائه علیهم السلام أن الحسن علیه السلام قال لأهل بیته : إنی أموت بالسم کما مات رسول الله صلى الله علیه وآله قالوا : ومن یفعل ذلک ؟ قال : امرأتی جعده بنت الأشعث بن قیس ، فان معاویه یدس إلیها ویأمرها بذلک …

از امام صادق (علیه السلام) از پدرانش شده که امام حسن مجتبی (علیه السلام) به اهل بیتش فرمودند : من با سمّ از دنیا خواهم رفت همانطور که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از دنیا رفت .

یعنی نحوه شهادت من به شهادت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شباهت دارد که آن حضرت هم با سمّ به شهادت رسید و من هم به شهادت خواهم رسید .

سؤال کردند چه کسی این کار را انجام می دهد ؟ فرمودند : همسرم جعده دختر اشعث بن قیس که معاویه دسیسه کرده و به این زن دستور انجام این کار را داده و او آن کار را انجام خواهد داد .

علامه مجلسی ، بحار الانوار ، ج ۴۴ ، ص ۱۵۴

این روایت در منابع شیعه نقل شده ؛ البته روایات فراوان است و بنده به عنوان تیمن و تبرک فقط همین یک روایت را خدمت شما خواندم که از امام مجتبی (علیه السلام) نقل شده و شهادت خود را با شهادت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مقایسه می کند که شهادت هر دوی ما به وسیله سمّ است .

مجری :

روزی که گذشت سالروز شهادت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) و هم بنا بر نقلی شهادت آقا امام حسن مجتبی (علیه السلام) بود که در نحوه شهادت این دو عزیز با سمّ صورت گرفته ، در روایات شیعه وارد شده و این مظلومیت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را می رساند . کسی که به نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) در اخلاق و صورت شباهت داشت ، در شهادت هم مانند پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) مسموم و به شهادت رسیدند .

استاد یزدانی ! در بحث شهادت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) در صحیح بخاری و در کتب شیعه گاها اشاره شده که در خیبر گوشت مسمومی به نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) داده شد و شهادت ایشان اثر مسمومیتی بود که در خیبر برایشان اتفاق افتاد . اگر امکان دارد در این باره بیشتر توضیح دهید که این مطالب در کجا آمده و آیا این اقوال قول واحد هستند یا خیر ، همه پذیرفته اند ؟

استاد یزدانی :

روایت در این باره زیاد است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) توسط یک زن یهودی یا توسط یهود به مسموم شده و به شهادت رسیده . از جمله این روایات ، روایت بسیار زیبایی است که در طبقات کبری که با سند صد در صد صحیح نقل شده .

کتاب الطبقات الکبری ، تألیف ابن سعد زهری ، متوفای ۲۳۰ هـ ، با تحقیق دکتر علی محمد عمر ، چاپ مکتبه الخانجی قاهره ، صفحه ۱۷۸ باب ذکر ما سمّ به رسول الله (ص) :

ذکر ما سم به رسول الله (ص)

أخبرنا أبو معاویه الضریر أخبرنا الأعمش عن إبراهیم قال کانوا یقولون إن الیهود سمت رسول الله e وسمت أبا بکر ….

ابومعاویه الضریر که همان ابو خازن و از روات صحیح بخاری و صحیح مسلم است . اعمش ، ابن مهران از روات صحیح بخاری و صحیح مسلم است . ابراهیم نخعی ، ایشان از بزرگان تابعین است که مرسلات ایشان در کنار مرسلات سعید بن مصیب و یک نفر دیگر ، از دیدگاه اهل سنت صحیح به حساب می آید .  ایشان هم از روایت صحیح بخاری و صحیح مسلم می باشد . پس شکی در صحت روایت نیست.

ابراهیم نخعی می گوید : مسلمانان می گفتند که یهود رسول الله (صلی الله علیه وآله)  را مسموم کرد و ابوبکر را هم همین یهود مسموم کردند .

ضمیر در کانوا ، یا به مسلمانان یا به صحابه باشد . چون ایشان که تابعی است از صحابه روایت نقل می کند . امکان هم دارد از بقیه تابعین نقل کرده باشد . در هر صورت از مسلمانان نقل کرده .

ابن سعد ، طبقات کبری ، با تحقیق دکتر علی محمد عمر ، چاپ مکتبه خانجی ، ص ۱۷۸

روایت جالب و قابل تأمل است که یهود پیامبر (صلی الله علیه وآله ) را چگونه و چه زمانی مسموم کرد ؟ چرا قاتلین پیامبر (صلی الله علیه وآله) مشخص نشد ؟ این یکی از مظلومیت های رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که به شهادت رسیدند ؛ اما مشخص نشد که چه کسانی بودند و حتی دستگیر هم نشد. این ها مدعی هستند که ابوبکر به مرگ طبیعی از دنیا رفته ، در صورتی که این روایت صحیح ثابت می کند که ابوبکر را هم یهودی ها مسموم کردند . پس چرا خلفای بعدی و کسانی که قدرت داشتند ، سراغ قاتلین ابوبکر نرفتند ؟ چرا ابوبکر را کشتند ؟ باید قاتلین مشخص شده و قصاص می شدند .

این ها در بحث شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) همیشه از ما سؤال می کنند که چرا زمانی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) به شهادت رسیدند ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) قاتلینش را مشخص نکرد ، چرا آن ها را قصاص نکرد ؟ این جا هم ابوبکر توسط یهود کشته شده ؛ چرا خلیفه بعدی خونبهای ابوبکر را نگرفت و چرا قاتلینش را قصاص نکرد ؟

این روایت با سند صحیح ثابت می کند که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) را به شهادت رسانده اند . روایت دیگری در صحیح بخاری است که بسیار مشهور و معروف است .

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، جلد ۶ ، صفحه ۱۶۱۱ کتاب المغازی ، حدیث ۴۱۶۵ :

وقال یُونُسُ عن الزُّهْرِیِّ قال عُرْوَهُ قالت عَائِشَهُ رضی الله عنها کان النبی e یقول فی مَرَضِهِ الذی مَاتَ فیه یا عَائِشَهُ ما أَزَالُ أَجِدُ أَلَمَ الطَّعَامِ الذی أَکَلْتُ بِخَیْبَرَ فَهَذَا أَوَانُ وَجَدْتُ انْقِطَاعَ أَبْهَرِی من ذلک السُّمِّ.

از عروه نقل می کند که عایشه گفت : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در بیماری که از آن از دنیا رفتند ، همیشه می فرمودند : من همیشه دردی را که از غذایی که در خیبر خوردم را حس می کنم و همراه من است . الان حسن کردم که آن سمی را که در خیبر خوردم ،‌ رگ قلبم را قطع کرد .

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، ج ۶ ، ص ۱۶۱۱ ، حدیث ۴۱۶۵

این روایت ثابت می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به وسیله غذای مسمومی که در خیبر در سال ششم خورده بودند ، پنج سال بعد از آن در اواخر سال سال دهم از دنیا رفتند ، این سم اثر کرد و پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به شهادت رساندند .

این روایت بسیار عجیب است . درست است که حضرت استاد قزوینی همین مطلب را متذکر شدند که نحوه شهادت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) همین بوده ؛‌چون طبق روایات صحیح بخاری و صحیح مسلم آن نظر مشهوری که هست همین را فرمودند . اما بنده سؤالاتی در ذهنم هست در این روایاتی که از صحیح مسلم و صحیح بخاری و صحیح ابی داود در این باره هست ، تناقضات و مطالب گند و مبهم در این روایات است که بنده نمی توانم بپذیرم که قطعا روایت سم دادن پیامبر (صلی الله علیه وآله) در خیبر صحیح باشد و چهار سال بعد این قضیه اثر کرده و آن حضرت را به شهادت رسانده باشد .

مجری :

قضیه خیبر در جستجویی که کردم در سال هفتم قید کرده بودند . البته تفاوت زیادی نمی کند .

استاد یزدانی :

این ها چون مبدأ سال را از ربیع الاول به محرم تغییر دادند ، اختلاف در سال هفتم و ششم به این دلیل است . اما معروف و مشهور همان سال ششم است . این روایتی که در صحیح بخاری نقل شده ،‌به صورت مطلق بود ؛ اما روایات دیگری در صحیح بخاری نقل شده که ثابت می کند این قضیه به هیچ وجه اصلا صحت ندارد و ثابت می کند آن زن یهودی به هیچ وجه نمی تواند پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به شهادت برساند .

روایت اول در همین صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، کتاب الجزیه ، باب ۷ اذا غدر المشرکون بالمسلمین هل یعفی عنهم ، صفحه ۱۱۵۶ ، حدیث ۲۹۹۸ :

عن أبی هریره أنه قال لما فتحت خیبر أهدیت لرسول الله e شاه فیها سم فقال النبی e اجمعوا من کان هاهنا من الیهود فجمعوا له فقال رسول الله e إنی سائلکم عن شیء فهل أنتم صادقی عنه قالوا نعم یا أبا القاسم فقال لهم رسول الله e من أبوکم قالوا أبونا فلان فقال رسول الله e کذبتم أبوکم فلان قالوا صدقت وبررت فقال هل أنتم صادقی عن شیء إن سألتکم قالوا نعم یا أبا القاسم فإن کذبناک عرفت کذبنا کما عرفته فی أبینا فقال لهم رسول الله e من أهل النار فقالوا نکون فیهایسیرا ثم تخلفونا فیها فقال رسول الله e اخسؤوا فیها ولا نخلفکم فیها أبدا ثم قال لهم هل أنتم صادقی عن شیء إن سألتکم عنه قالوا نعم یا أبا القاسم قال لهم هل جعلتم فی هذه الشاه سما قالوا نعم قال وما حملکم على ذلک قالوا أردنا إن کنت کاذبا استرحنا منک وإن کنت نبیا لم یضررک ….

وقتی خیبر فتح شد ، گوسفند مسمومی را به پیامبر (صلی الله علیه وآله) هدیه دادند .

این خود یک سؤال مهم است ، پیامبری که یهود را به خوبی می شناسد ، نیرنگ و خباثت یهود را هم می شناسد و می دانند که آن ها چقدر خبیث بودند . در جنگ بنی قینقاع و بنی نضیر و بنی قریظه به پیامبر (صلی الله علیه وآله) خیانت کردند و همیشه به دنبال مسموم کردن آن حضرت بودند و چندین بار قبل از این پیامبر (صلی الله علیه وآله) را مسموم کرده بودند . چطور آن حضرت با عقل و هوشی که داشتند ، دوباره هدیه یک زن یهودی را می پذیرد . زن یهودی را که پدر و برادر و عمو و شوهرش را خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) کشته بودند . چنین زنی که از پیامبر (صلی الله علیه وآله) کینه دارد و آن حضرت هم او را می شناسد ، با این حال به حضرت هدیه می دهد و پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم می پذیرد . خودشان می خورد و به اصحاب هم دستور می دهند که از آن گوسفند بخورند .

این سؤال بسیار مهمی است و کسانی که مدعی این هستند که سم دادن در خیبر بوده ، باید پاسخ دهند .

گوسفندی که مسموم بود . پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : یهودی هایی که در این جا هستند را جمع کنید . حضرت از آن ها پرسیدند : اگر من سؤالی از شما بپرسم ، راست می گویید ؟ گفتند : بله راست می گوییم . حضرت از آن ها پرسید : پدر شما چه کسی است ؟ گفتند : فلانی است . حضرت فرمودند : شما دروغ گفتید ، پدر شما فلانی است . گفتند : شما درست می گویید .

به هر حال مشخص شد که اگر دروغ بگویند ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) متوجه می شوند .

حضرت پرسیدند : آیا به من راست می گویید اگر از شما در مورد این مسأله سؤال کنم . گفتند : بله یا ابا القاسم . حضرت فرمودند : آیا شما این گوسفند را مسموم کردید ؟ همه گفتند : بله ما مسموم کردیم .

روایت دیگر دارد که آن زن یهودی این کار را انجام داد و بقیه خبر نداشتند .

حضرت گفتند : چه شد که شما این کار را انجام دادید ؟ گفتند : ما می خواستم اگر تو واقعا پیامبر نباشی از دستت راحت شویم و اگر پیامبر باشی ، ضرری به تو نمی زند .

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، باب ۷ ، ص ۱۱۵۶ ، ح ۲۹۹۸

خیلی جالب است که روایت نشان می دهد که این گوسفند مسموم هیچ ضرری به پیامبر (صلی الله علیه وآله) نزده است . پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم در جواب یهودی ها نگفتند که به من ضرر می زند و من چهار سال بعد از دنیا می روم . چنین چیزی در روایت نیامده است .

بنابر این از این روایت استفاده می شود که این گوسفند مسموم ضرری به حال رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نمی زند ؛ اما روایت قبلی که از صحیح بخاری خواندیم ، می گوید : سمی که در این جا به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دادند ، رگ قلب آن حضرت را قطع کرد .

باز همین روایت در جلد ۵ از صحیح بخاری ، کتاب الطب ، باب ۵۴ ، حدیث ۵۴۴۱ با همان الفاظ و کلمات نقل شده است .

عن أبی هریره أنه قال لما فتحت خیبر أهدیت لرسول الله e شاه فیها سم فقال النبی e اجمعوا من کان هاهنا من الیهود فجمعوا له فقال رسول الله e إنی سائلکم عن شیء فهل أنتم صادقی عنه قالوا نعم یا أبا القاسم فقال لهم رسول الله e من أبوکم قالوا أبونا فلان فقال رسول الله e کذبتم أبوکم فلان قالوا صدقت وبررت فقال هل أنتم صادقی عن شیء إن سألتکم قالوا نعم یا أبا القاسم فإن کذبناک عرفت کذبنا کما عرفته فی أبینا فقال لهم رسول الله e من أهل النار فقالوا نکون فیهایسیرا ثم تخلفونا فیها فقال رسول الله e اخسؤوا فیها ولا نخلفکم فیها أبدا ثم قال لهم هل أنتم صادقی عن شیء إن سألتکم عنه قالوا نعم یا أبا القاسم قال لهم هل جعلتم فی هذه الشاه سما قالوا نعم قال وما حملکم على ذلک قالوا أردنا إن کنت کاذبا استرحنا منک وإن کنت نبیا لم یضررک ….

صحیح بخاری ، ج ۵ ، کتاب الطب ، باب ۵۴ ، ص ۲۱۷۸ ، ح ۵۴۴۱

روایت دیگری در صحیح مسلم آمده که بسیار جالب است و مطلب را واضح تر می کند . صحیح مسلم ، چاپ دار احیاء العربیه ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، جلد ۴ ، چاپ دار الحدیث ، صفحه ۱۷۳۱ ، کتاب السلام ، باب ۱۸ ، حدیث ۲۱۹۰ :

حدثنا یحیى بن حَبِیبٍ الْحَارِثِیُّ حدثنا خَالِدُ بن الْحَارِثِ حدثنا شُعْبَهُ عن هِشَامِ بن زَیْدٍ عن أَنَسٍ أَنَّ امْرَأَهً یَهُودِیَّهً أَتَتْ رَسُولَ اللَّهِ e بِشَاهٍ مَسْمُومَهٍ فَأَکَلَ منها فَجِیءَ بها إلى رسول اللَّهِ e فَسَأَلَهَا عن ذلک فقالت أَرَدْتُ لِأَقْتُلَکَ قال ما کان الله لِیُسَلِّطَکِ على ذَاکِ قال أو قال عَلَیَّ قال قالوا ألا نَقْتُلُهَا قال لَا قال فما زِلْتُ أَعْرِفُهَا فی لَهَوَاتِ رسول اللَّهِ e

این روایت با روایات دیگری که از عایشه نقل شده در تعارض است .

از انس نقل شده که زن یهودی گوسفندی را برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) آورد . حضرت از آن خورد

در روایات دیگر آمده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) نخورد و قبل از خوردن آن گوسفند مسموم خبر داد که من مسموم هستم و حضرت از آن نخوردند .

آن زن را نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آوردند که چرا این گوسفند را مسموم کردی ؟ زن گفت : من می خواستم شما را به بکشم . پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : خداوند به تو چنین قدرتی نداده که بتوانی من را بکشی .

صحابه گفتند : آیا این زن را بکشیم یا نکشیم ؟ فرمودند : نه ، این زن را نکشید .

این روایت صریح و واضح و روشن ثابت می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) یا آن سم را نخورده که روایت می گوید خورده . یا این که آن سم نباید هیچ اثری بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) داشته باشد . چون صریح می گوید : خداوند چنین قدرتی به تو نداده که بتونی مرا بکشی . اما روایات دیگر در صحیح بخاری بیان شده بود که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به خاطر سمی که آن زن یهودی داده بود ، به شهادت رسیده .

جالب است که در روایات دیگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) دستور دادند که آن زن را بکشید و آن زن را کشتند . آن روایت هم صحیح است که به شما نشان می دهم .

انس می گوید : من همیشه اثر این سم را در لثه های پیامبر (صلی الله علیه وآله) می دیدم .

صحیح مسلم ، چاپ دار احیاء العربیه ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، ج ۴ ، ص ۱۷۳۱ ، کتاب السلام ، باب ۱۸ ، ح ۲۱۹۰

غیر از این که در روایات مربوطه تعارض وجود دارد ، در همین روایت هم تعارضات زیادی است . در قسمت اول آمده که خداوند قدرت این را به تو نداده که مرا بکشی . اما در این جا انس می گوید : من همیشه اثر سم را در لثه ها یا در گوشتی که در حلق است و هنگام خندیدن معلوم می شود ، مشخص بود. حال آیا آن زن توانست حضرت را مسموم کند یا نتوانست . اگر توانست ، عبارت ” ما کان الله لیسلطک ” در این جا چه معنایی می دهد . اگر نتوانست ، پس آن روایاتی که در صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل شده ، دروغ است .

اما روایات فراوانی در منابع اهل سنت وجود دارد که ثابت می کند این گوسفند مسموم به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خبر داد که من مسموم هستم و زمانی که حضرت فهمیدند از آن گوسفند نخوردند . از جمله آقای ابن کثیر در البدایه والنهایه ، چاپ دار ابن کثیر ، جلد ۶ ، صفحه ۴۲۰ ، کتاب دلائل النبوه ، باب القول فیما اوتی داود علیه السلام :

در این جا معجزات و ویژگی هایی را که خداوند به حضرت داود داده را بیان می کند و مقایسه بین پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) و حضرت داود می نمایند . از جمله این معجزات این بود :

وکلمه ذراع الشاه المسمومه واعلمه بما فیه من السم

ذراع گوسفند مسموم با پیامبر (صلی الله علیه وآله) صحبت کرد و به او خبر داد که من مسموم هستم .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ،‌ چاپ دار ابن کثیر ، ج ۶ ، ص ۴۲۰ ، کتاب النبوه

همچنین ابن حزم اندلسی در کتاب جوامع السیره النبویه ، با تحقیق عبد الکریم سامی الجندی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۱۴ ، در قسمت بیست و چهارمین معجزه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این قضیه را نقل می کند :

واطعم السم ، فمات من اکله معه لحینه وعاش هو ’ بعد ذلک باربع سنین ، وکلمه ذراع الشاه المسمومه بانه مسموم .

پیامبر (صلی الله علیه وآله) سمْ خورد و کسانی که با حضرت بودند و از این سم خوردند ، فورا مردند. اما حضرت چهار سال بعد از آن زنده ماندند و ذراع گوسفند مسموم با حضرت صحبت کرد که من مسموم هستم .

ابن حزم اندلسی ، جوامع سیره النبویه ،‌با تحقیق عبد الکریم سامی الجندی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۱۴

اگر آقای ابن حزم فکر می کرد ، در یک پاراگراف این قدر متناقض صحبت نمی کرد . بلاخره این ذراع با پیامبر (صلی الله علیه وآله) حرف زد یا نزد ؟ خبر داد یا نداد ؟ اگر خبر داد که مسموم هست ، پس چرا حضرت سم را خوردند ؟ اگر از معجزات پیامبر (صلی الله علیه وآله) این است که سم بخورد و اثر نکند ، چرا بعد از چهار سال از دنیا رفتند . این که معجزه نیست . فایده این معجزه چیست ؟

شاید بگویند این گوسفند بعد از این که حضرت گوشت را خوردند ، خبر داد . در آن صورت این خبر دادن چه فایده ای داشت ؟ در روایت دیگر است که حضرت از مزه گوشت متوجه سم درون آن شد و آن شخصی که از خورد و از مزه آن متوجه شد ، به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نگفت و گفت : نمی خواهم پیامبر از غذایی که با لذت می خورد ، محروم شود ولو این که مسموم شود !!!

این روایت را که ابن حزم از معجزات پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده ، ثابت می کند گوسفند خبر داد که من مسموم هستم .

آقای ابوجعفر کتانی در کتاب مختصر الکبیر فی سیره الرسول ، با تحقیق دکتر سامی مکی العانی ، چاپ دار البشیر و مؤسسه الرساله ، صفحه ۷۷ :

وکلمه ذراع الشاه المسمومه بانه مسمومه …

از معجزات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این بود که ذراع گوسفند مسموم خبر داد که من مسموم هستم .

ابوجعفر کتانی ، مختصر الکبیر فی سیره الرسول ، با تحقیق دکتر سامی مکی العانی ، چاپ دار البشیر و مؤسسه الرساله ، ص ۷۷

اگر خبر داده بوده ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) نباید از آن می خورد و اگر خبر داشته و خورده ، این واضح و روشن است که خودکشی است . این قضیه با قضیه امام رضا (علیه السلام) فرق می کند . در آن جا مفصل بحث می کنیم که اگر امام رضا (علیه السلام) نمی خوردند ، با شمشیر کشته می شدند و شیعیان به خطر می افتادند و قیام می کردند و همان تعداد شیعیان کمی که بود ، توسط مأمون به شهادت می رسیدند . اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این جا چنین وضعیتی نداشتند . ایشان می توانستند نخورند ؛ اما با این حال خوردند .

تناقضات دیگر در خصوص سرنوشت این زن است که بالاخره این زن چه شد ؟ آیا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این زن را کشت یا نکشت ؟

بعضی ها مفصل بحث کرده و تصریح نمودند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از این زن گذشت و ایشان را بخشید . از جمله آقای ابن هشام در کتاب سیره النبی ، جلد ۳ ، چاپ دار الصحابه ، روایت ۱۵۶۶ :

فلما اطمأن رسول الله e أهدت له زینب بنت الحارث امراه سلام بن مشکم شاه مصلیه وقد سألت أی عضو من الشاه أحب إلى رسول الله e فقیل لها الذراع فأکثرت فیها من السم ثم سمت سائر الشاه ثم جاءت بها فلما وضعتها بین یدی رسول الله e تناول الذراع فلاک منها مضغه فلم یسغها ومعه بشر بن البراء بن معرور قد اخذ منها کما اخذ رسول الله e فأما بشر فأساغها وأما رسول الله e فلفظها ثم قال إن هذا العظم لیخبرنی أنه مسموم فاعترفت فقال ما حملک على ذلک قالت بلغت من قومی ما لم یخف علیک فقلت إن کان ملکا استرحت منه وإن کان نبیا فسیخبر قال فتجاوز عنها رسول الله e ومات بشر من اکلته التی أکل .

زمانی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آن سم را خوردند ، زن را آوردند و پرسیدند که چرا این کار را انجام دادی ؟ گفت : اگر تو پادشاه باشی از دست تو راحت می شویم و اگر پیامبر باشی ، حتما به تو خبر داده می شود و تو نمی خوری . حضرت از این زن گذشت و قصاص نکرد .

ابن هشام ، سیره النبی ، ج ۳ ، چاپ دار الصحابه ، روایت ۱۵۶۶

آقای ابن حزم اندلسی در کتاب المحلی به صورت مفصل بحث کرده و تمام روایاتی که ثابت می کند پیامبر (صلی الله علیه وآله) قصاص کرد را تضعیف می کند و می گوید : پیامبر (صلی الله علیه وآله) نه از آن زن یهودی دیه گرفت و نه کتک زد ؛ بلکه از او گذشت .

کتاب المحلی ، جلد ۱۱ ، چاپ اداره الطباعه المنیریه قاهره ، صفحه ۲۵ ، مسأله ۲۱۲۱ :

مَسْأَلَهٌ من سَمَّ طَعَامًا لإنسان ثُمَّ دَعَاهُ إلَى أَکْلِهِ فَأَکَلَهُ فَمَاتَ


قَوْمٌ إلَى أَنَّ من سَمَّ طَعَامًا وَقَدَّمَهُ إلَى إنْسَانٍ وقال له کُلْ فَأَکَلَ فإن علیه الْقَوَدَ وهو قَوْلُ مَالِکٍ

وقال آخَرُونَ لیس علیه الْقَوَدُ لَکِنْ على عَاقِلَتِهِ الدِّیَهُ

وقال آخَرُونَ لاَ قَوَدَ فیه وَلاَ دِیَهَ وَلاَ کَفَّارَهَ وَإِنَّمَا علیه ضَمَانُ الطَّعَامِ الذی أَفْسَدَ إنْ کان لِغَیْرِهِ وَالأَدَبُ إِلاَّ أَنْ یوجره إیَّاهُ فَعَلَیْهِ الْقَوَدُ ….

اگر کسی به شخصی غذای دهد و بگوید از این غذا بخورد ، آن شخص بخورد و از دنیا برود ، چه حکمی دارد ؟ آیا قصاص دارد یا ندارد ؟

نظرات مختلفی را بیان می کند :

مالک گفته اگر شخص بخورد ، باید قصاص شود . دیگران گفتند : شخص قصاص نمی شود  ؛ اما کسی که راهنمایی کرده ، باید دیه دهد . عده ای دیگر گفته اند : این شخص اصلا قصاص نمی شود و نه دیه و نه کفاره نباید بدهد و فقط غذایی را که مسموم کرده را اگر برای کسی باشد ، باید ضمانش را بدهد .

چقدر این ها حکم های عجیب و غریب داده اند و چقدر با فقه اسلامی بازی کردند .

و کسی را که اجاره کرده ، باید قصاص کنند . این نظر اصحاب ما است .

ابن حزم اندلسی ، المحلی ، چاپ اداره الطباعه المنیریه قاهره ، ص ۲۵ ، ح ۲۱۲۱

خلاصه این که می خواهد ثابت کند اگر کسی غذایی را مسموم کرد و به شخصی داد و او مسموم شد و از همین سم مرد ، نباید قصاص شود و نباید از او دیه گرفته شود . ایشان مفصل استدلال می کند و روایاتی را می آورد که از طریق خودشان است . تا این که می رسد به این جا :

فَجَاءَتْ هذه الْآثَارُ الصِّحَاحُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ e سَمَّتْ له الْیَهُودِیَّهُ لَعَنَهَا اللَّهُ شَاهً وَأَهْدَتْهَا له مُرِیدَهً بِذَلِکَ قَتْلَهُ فَأَکَلَ منها علیه السلام وَقَوْمٌ من أَصْحَابِهِ فَمَاتُوا من ذلک وَقِیلَ لِرَسُولِ اللَّهِ e أَلاَ تَقْتُلُهَا قال لاَ فَکَانَتْ هذه حُجَّهً قَاطِعَهً وَأَنْ لاَ قَوَدَ على من سَمَّ طَعَامًا لأََحَدٍ مُرِیدًا قَتْلَهُ فَأَطْعَمَهُ إیَّاهُ ( فَمَاتَ منه ) وَلاَ دِیَهَ علیه وَلاَ على عَاقِلَتِهِ وَلاَ شَیْءَ وما کان رسول اللَّهِ e لِیُبْطِلَ دَمَ رَجُلٍ من أَصْحَابِهِ قد وَجَبَ فیه قودا ( ( ( قود ) ) ) وَدِیَهٌ ….

روایات صحیحی نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) توسط یک زن یهودی مسموم شد . لعنت خدا بر آن زن یهودی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را مسموم کرد . آن زن گوسفندی را مسموم کرد و به آن حضرت هدیه کرد و قصد کشتن ایشان را نمود . پیامبر (صلی الله علیه وآله) از این گوشت مسموم خوردند . عده ای از اصحاب هم خوردند و مردند و فقط پیامبر (صلی الله علیه وآله) زنده ماندند . از حضرت پرسیدند که آیا این زن را بکشیم ؟ فرمودند : نه ، او را نکشید . این روایت حجت قاطعی است بر این که اگر کسی غذایی را مسموم کرد ، نباید قصاص شود ؛ حتی اگر هدفش کشتن آن شخص باشد ( قتل عمد هم باشد ) . دیه هم ندارد ؛ حتی اگر کسی راهنمایی کرده هم نباید قصاص شود . دلیلش این است که آن عده از اصحاب از دنیا رفتند و پیامبر (صلی الله علیه وآله) نمی خواست خون آن عده از اصحاب را که در این جا از دنیا رفته بود ، باطل کند .

یا باید قصاص می کرد یا دیه می گرفت . اما این که نه قصاص کرد و نه دیه گرفت ، دلیل بر این است که اگر کسی غذایی را مسموم کرد وبه شخصی داد و مرد ، نباید قصاص شود . واقعا استدلال عجیبی است که فقط به افرادی مثل ابن حزم و پیروان سقیفه می خورد و ارتباطی به مکتب اهل بیت (علیهم السلام) ندارد .

روایت بعدی در صفحه ۲۷ است که ایشان به صورت مفصل روایاتی که نشان می دهد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این زن را قصاص کرده را بیان می کند و می گوید :

فنظرنا فی هذه الروایه فوجدنا ها معلوله ….

همه این روایات معلوله هستند و اشکالی دارند .

ابن حزم اندلسی ، المحلی ، چاپ اداره الطباعه المنیریه قاهره ، ص ۲۷

اما نظر قطعی ایشان این است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آن زن را رها کرده و قصاص نکرد . آقای البانی هم در کتاب مشکاه المصابیح روایتی صحیح نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) این زن را قصاص نکرد .

کتاب مشکاه المصابیح ، تألیف محمد بن عبد الله الخطیب التبریزی ، با تحقیق ناصر الدین البانی ، جلد ۳ ، چاپ مکتب الاسلامی ، صفحه ۱۶۶۷ ، کتاب فضائل و الشمائل ، حدیث ۵۹۳۱ :

وعن جابر ، ۳۰ أنَّ یهودیهً من أَهل خیبرَ سمَّتْ شاهً مَصْلیَّهً ، ثمَّ أهدَتْها لرسولِ اللَّهِ ، فأخذ رسولُ الله الذراعَ ، فأکل منها وأکل رهطٌ من أصحابِهِ معه ، فقال رسول الله : ( ارفعوا أیدیَکم ) وأرسَلَ إِلى الیهودیهِ فدعاها ، فقال : ( سممتِ هذه الشاه ؟ ) . فقالت : مَنْ أخبرَکَ ؟ قال : ( أخبرتنی هذه فی یدی ) للذِّراع . قالت : نعم ، قلت : إِن کان نبیَّاً فلَنْ تَضُرَّهُ ، وإن لم یکنْ نبیَّاً استَرَحنا منه فعفا عنها رسول الله ، ولم یعاقبْها ، وتُوفّی أصحابُه الذین أکلوا من الشاه ، واحتجمَ رسول الله على کاهلِه من أجل الذی أکل من الشاه ، حجمه أبو هند ….

زنی یهودی از اهل خیبر گوسفندی را مسموم کرد و به پیامبر (صلی الله علیه وآله) هدیه داد . حضرت ذراع گوسفند را گرفت و خورد و گروهی از اصحاب هم از آن خوردند . وقتی که آن را خوردند ، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) متوجه شد که مسموم است . حضرت فرمودند : دست بردارید و دیگر از آن نخورید . نزد زن یهودی فرستادند و او را خواستند و به او گفتند : تو این گوسفند را مسموم کردی ؟ گفت : چه کسی به تو خبر داد ؟ فرمود : این ذراعی که در دست من است ، خبر داد که من مسموم هستند .

یعنی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از آن گوسفند خورده و بعد ذراع خبر داده .

زن گفت : من مسموم کردم . اگر تو پیامبر باشی ، به تو ضرری نمی رساند .

بر خلاف روایات صحیح بخاری و مسلم که همه می گویند : پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر اثر همین گوشت مسموم از دنیا رفتند .

اگر هم پیامبر نباشی ، ما از دست تو راحت می شویم . پیامبر (صلی الله علیه وآله) از آن زن گذشت و اصلا او را عقاب نکرد . اصحابی که از آن گوسفند خورده بودند ، از دنیا رفتند .

چرا پیامبر (صلی الله علیه وآله) از دنیا نرفت . این نکته مهمی است که در این روایت بیان شده .

آن حضرت به خاطر این که از آن گوسفند خورده بود ، بین دو کتف خود را حجامت کرد . صحابی به نام ابو هند حضرت را حجامت نمود .

محمد بن عبد الله الخطیب التبریزی ، مشکاه المصابیح ، با تحقیق ناصر الدین البانی ، ج ۳ ، چاپ مکتب الاسلامی بیروت ، ص ۱۶۶۷ ، ح ۵۹۳۱

در روایت دیگر دارد که شخص دیگری پیامبر (صلی الله علیه وآله) حجامت کرد . این هم تناقض دیگری است که در این روایات دیده می شود . این روایت ثابت می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) این زن را قصاص نکرده و مؤید حرف ابن حزم و بقیه علمای اهل سنت است که گفته اند این زن را بخشیده و قصاص نکرده .

اما در این روایت سؤالی مطرح میشود که چرا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به اصحابش یاد نداد که آن ها هم حجامت کنند ؟ اگر واقعا حجامت تا این حد تأثیر گذار است که انسان مسموم را از مرگ نجات می دهد ، باید همه مسلمان ها از این به بعد همین کار را انجام دهند . چون بعد از آن میلیون ها نفر بعد از آن مسموم شدند و از دنیا رفتند . چرا آن ها حجامت نکردند ؟

این یک دسته از روایات که ثابت می کند این زن را نکشت و از او گذشت . روایت دیگر در صحیح بخاری ، جلد ۲ ، صفحه ۹۲۳ ، کتاب الهبه ، روایت ۲۴۷۴ آمده :

حدثنا عبد الله بن عبد الوهاب ، ثنا خالد بن الحارث ، ثنا شعبه ، عن هشام بن زید ، عن أنس بن مالک ‘ أن یهودیه أتت النبی بشاه مسمومه فأکل منها فجیء بها فقیل : ألا تقتلها ؟ قال : لا . فما زلت أعرفها فی لهوات رسول الله ’ .

زن یهودی پیامبر (صلی الله علیه وآله) را مسموم کرد و از دنیا رفت . از پیامبر (صلی الله علیه وآله) پرسیدند : آیا ما این زن را بکشیم یا نکشیم ؟ فرمودند : نه نکشید .

صحیح بخاری ، ج ۲ ، ص ۹۲۳ ، کتاب الهبۀ ، ح ۲۴۷۴

اما روایت دیگر با سند صحیح نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) او را کشت ، در کتاب صحیح سنن ابی داود ، تألیف سلیمان بن اشعث سجستانی ، با تحقیق ناصر الدین البانی ، جلد ۳ ، چاپ مکتبه المعارف ، صفحه ۹۰ ، کتاب الدیات ، باب ۶ ، روایت ۴۵۱۲ :

عن ابی سلمه ولم یذکر ابی هریره قال : کان رسول الله ’ یقبل الهدیه ولایأکل الصدقه ، زاد : فاهدیت له یهودیه بخیبر شاه مصلیه سمتها فأکل رسول الله ’ منها وأکل القوم فقال : ارفعوا ایدیکم فانها اخبرتنی انها مسمومه . فمات بشر بن البراء بن معرور الانصاری ، فارسل الی الیهودیه : ما حملک علی الذی صنعت ؟ قالت : ان کنت نبیا لم یضرک الذی صنعت وان کنت ملکا ارحت الناس منک ! فامر بها رسول الله ’ فقتلت .

از ابوهریره نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه واله) هدیه را قبول می کرد و صدقه را نمیخورد . هدیه زن یهودی را پذیرفت و خورد . بعد از خوردن متوجه مسموم بودن آن شد . بشر بن براء بن معرور انصاری از دنیا رفت . بعد آن زن یهودی را خواست و از او پرسید که چرا این کار را انجام دادی ؟ گفت : اگر تو پیامبر باشی ، به تو ضرری نمی رساند . اگر پادشاه باشی ، از دست تو راحت می شویم . پس رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دستور داد که این زن یهودی کشته شود .

صحیح سنن ابی داود ، با تحقیق ناصر الدین البانی ، ج ۳ ، چاپ مکتبه المعارف ، ص ۹۰ ، ح ۴۵۱۲ ، کتاب الدیات

بر خلاف روایات دیگری که نشان می دهد پیامبر (صلی الله علیه وآله) از آن زن گذشت . اما این روایت می گوید : پیامبر (صلی الله علیه وآله) او را کشت . ما کدام یک از آن ها را بپذیریم . این روایت هم صحیح است ، آن روایت هم صحیح است . این روایت از ابوهریره است و آن روایت از عایشه و انس بن مالک و دیگران است . چرا وقتی این آقایان روایاتی می سازند ، با هم هماهنگ نیستند ؟ نه این که این همه تناقض بین کلامشان باشد . بالاخره این زن کشته شد یا کشته نشد ؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) از آن گوسفند مسموم خورد یا نخورد ؟  آیا آن گوشت مسموم به پیامبر (صلی الله علیه وآله) ضرر رساند یا ضرر نرساند ؟ حضرت با این گوشت مسموم از دنیا رفتند یا از چیز دیگر مسموم شدند ؟

این ها تناقضات زیادی است که در این روایات وجود دارد و اصلا قابل جمع نیست . سؤالاتی هم در این باره وجود دارد که خدمت شما گفتیم . این که چرا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آن گوسفند را از زن یهودی پذیرفت ؟ آیا این با منطق سازگار است ؟ آیا این قضیه با درایتی که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سراغ داریم ، سازگار است که از یک زن یهودی که پدرش ، برادرش ، عمویش و همسرش کشته شده ، هدیه ای قبول کند و توسط همان هدیه به شهادت رسیدند .

این هم از تناقضاتی که در این روایات وجود دارد و اصلا قابل قبول نیست که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در خیبر توسط یک زن یهودی مسموم شده باشند .

مجری :

کلیپی را در مورد شهادت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) آماده کردیم که بسیار تکان دهنده است . فکر نمی کنم کسی تا به حال این صحبت ها را در مورد شهادت ایشان شنیده باشند . تقاضا داریم صحبت ها را با دقت و بدون تعصب گوش دهید و ببینید که حقیقت چه بوده . پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) در بین غیر مسلمان ها مظلوم هست ، حداقل در بین ما مسلمان ها مظلوم نباشند .

کلیپ سخنان آقای فرحان المالکی از مبلغین اهل سنت و از نامداران و باحثینی هستند که در شبکه های متعدد حتی در شبکه های وهابی و در شبکه های شیعه بحث و گفتگو داشتند . چهره ایشان برای خیلی از شما به خصوص اهل سنت شناخته شده است . ایشان سعودی و ساکن عربستان سعودی و از خانواده های نامدار آن سرزمین هستند . ایشان سخنانی گفتند که ما نه آن ها را تأیید و نه رد می کنیم ؛ اما در خواست ما تأمل در مورد آن سخنان است .

کلیپ ۱ ) :

الشیخ حسن فرحان المالکی ، باحث وکاتب الاسلامی

ابن مسعود قسم می خورد که پیامبر مسموم شده است ؛ حتی در آیه قرآن که می فرماید اگر از دنیا برود یا کشته شود ، مسموم شدن بین مرگ طبیعی و قتل است . پس قول برتر این است که پیامبر مسموم شده است . به نظر من طلقاء قریش (تازه مسلمان ها ) نقش مهمی در مسموم کردن ایشان داشته اند که این مسمومیت از طریق برخی امهات المؤمنین بوده است . برخی امهات المؤمنین فریب خوردند و گفتند این غذا سالم است و غذا را به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم دادند تا ایشان از آن بخورد . به خاطر همین کسانی که به دنبال ترور پیامبر صلی الله علیه وآله بودند که ابوسفیان و معاویه نیز در عقبه هم به دنبال ترور ایشان بودند . به خصوص ابوسفیان که چندین بار قصد ترور پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را داشت و در روز حنین نیز نیز با هوازن هم قسم شده بود .

مسأله عجیب این است که مسمومیت امام حسن علیه السلام توسط معاویه را بعید می دانند . با این استدلال که امام حسن علیه السلام تا چهل روز زنده ماندند و عقلانی نیست که بعد از مسمومیت چهل روز زنده بماند . بنابر این عقیده من این است که ابوسفیان در رأس این حزب قرشی بوده است و این حزب قرشی نا امید شدند از طریق ام حبیبه خود را به پیامبر نزدیک کردند و ام المؤمنین را قانع کردند که این غذا سالم است و آن را به پیامبر بدهد .

مجری :

ما این سخنان را نه تأیید و نه رد می کنیم . فقط من باب قولی که استاد یزدانی هم چندین قول را بیان کردند ، این هم یک قول از علمای اهل سنت بود که گفت من در این خصوص تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم .

استاد یزدانی :

جمع بندی مباحث این میشود این که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مسموم از دنیا رفتند ، هم روایت صحیح در منابع اهل سنت داریم . ما در این زمینه سه روایت داریم که دو روایت آن صد در صد صحیح است . یکی روایت عبد الله بن مسعود که البانی و الارنؤوط تصحیح کردند و حضرت آیت الله قزوینی این روایات را شب گذشته خواندند . روایت دیگر از ابراهیم نخعی است که آن هم صد در صد صحیح است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) مسموم از دنیا رفتند ؛ اما این که چه کسی آن حضرت را مسموم کرده ، روایاتی که در صحیح بخاری و مسلم وجود دارد ، تناقض زیادی در آن است .بعضی از آن ها می گویند : پیامبر (صلی الله علیه وآله) در خیبر توسط گوسفند زن یهودی مسموم شد ؛ اما همان روایت صحیح بخاری تناقض دارد که حضرت فرمودند : این زن یهودی هرگز قدرت ندارد که مرا بکشد . آن ذراع به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خبر داد که من مسموم هستم و حضرت از آن گوشت نخورد .

در هر صورت روایات متناقض هستند که نمی توان پذیرفت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در خیبر مسموم شده باشد ، آن هم سمی که چهار سال بعد اثر کند . بشر با این پیشرفتی که داشته نتوانسته چنین سمی تا به حال کشف کند . به هر حال نمی توان پذیرفت که روایت خیبر صحیح باشد ، به خاطر تناقضات زیادی که وجود دارد . اما این که چه کسی آن حضرت را مسموم کرده ، ما نمی دانیم و این از مظلومیت های رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که قاتلشان مشخص نیست .

مجری :

استاد یزدانی ! آیا در مورد شخصیت این زن یهودی مطالبی در تاریخ بیان شده است یا خیر ؟

استاد یزدانی :

در تاریخ نام این زن مشخص است و بعضی از علمای اهل سنت از جمله ابن حجر عسقلانی ، ایشان را جزء صحابیات آورده اند که اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم کلهم عدول وکلهم من اهل الجنۀ هستند .

کتاب الاصابه ، جلد ۷ ، صفحه ۶۷۰ :

زینب بنت الحارث بن سلام الإسرائیلیه ذکر معمر فی جامعه عن الزهری أنها الیهودیه التی کانت دست الشاه المسمومه للنبی e فأسلمت فترکها النبی e انتهى وقال غیره إنه قتلها وقیل إنما قتلها قصاصا لبشر بن البراء لأنه کان أکل معه من الشاه فمات بعد حول

این زن همان زن یهودی بود که گوسفند مسمومی به پیامبر (صلی الله علیه واله) داد و حضرت از آن مسموم شد و از دنیا رفت . چون اسلام آورد ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) این زن را رها کرد .

چون هر کس اسلام بیاورد ، تمام گناهانش بخشیده می شود و حضرت از گناهش گذشت . بر عکس روایتی که آقای البانی و دیگران نقل کردند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آن زن را کشت .

بعضی ها هم گفته اند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) آن زن را کشت تا قاتل بشر بن براء را قصاص کرده باشد .

ابن حجر عسقلانی ، الاصابه ، ج ۷ ، ص ۶۷۰

مجری :

این هم نکته ای قابل تأمل و عجیب است که بخواهیم بگوییم این زن جزء اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) بوده . ما شأن اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) را بسیار بالاتر از این می دانیم که این زن را داخل در آن بدانیم .

تماس بینندگان

بیننده : آقای حاجی از جمهوری آذربایجان ـ شیعه

ما در مورد این که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را به شهادت رساندند ، در صحیح بخاری روایتی آمده که لددت ماهو فی مرضه ، اگر امکان دارد در این باره توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

بنده فقط روایت را نشان می دهم و هیچ قضاوتی در مورد آن نخواهم کرد . خود بینندگان عزیز می توانند بهتر قضاوت کنند . روایت در صحیح بخاری و صحیح مسلم و مسند احمد و تقریبا در تمام صحاح سته و مسانید و کتاب های تاریخی نقل شده است و در صحت روایت هیچ تردیدی وجود ندارد .

صحیح بخاری ، جلد ۵ ، چاپ دار ابن کثیر ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، صفحه  ۲۱۵۹ ، باب اللدود (دوا ریختن به زور در دهان کسی )  :

حدثنا عَلِیُّ بن عبد اللَّهِ حدثنا یحیى بن سَعِیدٍ حدثنا سُفْیَانُ قال حدثنی مُوسَى بن أبی عَائِشَهَ عن عُبَیْدِ اللَّهِ بن عبد اللَّهِ عن بن عَبَّاسٍ وَعَائِشَهَ أَنَّ أَبَا بَکْرٍ رضی الله عنه قَبَّلَ النبی e وهو مَیِّتٌ قال وَقَالَتْ عَائِشَهُ لَدَدْنَاهُ فی مَرَضِهِ فَجَعَلَ یُشِیرُ إِلَیْنَا أَنْ لَا تَلُدُّونِی فَقُلْنَا کَرَاهِیَهُ الْمَرِیضِ لِلدَّوَاءِ فلما أَفَاقَ قال أَلَمْ أَنْهَکُمْ أَنْ تَلُدُّونِی قُلْنَا کَرَاهِیَهَ الْمَرِیضِ لِلدَّوَاءِ فقال لَا یَبْقَى فی الْبَیْتِ أَحَدٌ إلا لُدَّ وأنا أَنْظُرُ إلا الْعَبَّاسَ فإنه لم یَشْهَدْکُمْ .

روایت از ابن عباس و عایشه نقل شده که وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از دنیا رفت گفت : وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بیمار بودند ، ما به زور در دهان آن حضرت دارو می ریختیم . حضرت اشاره می کردند که به زور دارو در دهانم نریزید . ما فکر کردیم به این دلیل است که معمولا انسان های مریض از دارو بدشان می آید .

این ها همه تحلیل دارد که چطور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را با بقیه انسان ها مقایسه کردند.

وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حالشان خوب شد ، فرمودند : آیا من نهی نکردم که به زور دارو در دهانم نریزید . ما گفتیم به خاطر همان قضیه است که فکر می کردیم مریض از دارو بدش می آید. حضرت فرمودند : همه باید از این دارو بخورند ، غیر از عباس عموی پیامبر (صلی الله علیه وآله) ؛ چون ایشان شاهد نبودند .

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، ج ۵ ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، ص ۲۱۵۹ ، باب اللدود

این روایتی است که در صحیح بخاری وجود دارد و ما اصلا به این روایت کاری نداریم . هر کسی می خواهد به شروح صحیح بخاری و صحیح مسلم ببیند و نظرات و تحلیل های زیادی در مورد این روایت وجود دارد که ما از بحث در مورد این روایت معذور هستیم .

بیننده : آقای هاشمی از تهران ـ شیعه

این احادیثی که در برنامه نشان دادید ، اکثرا این بود که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با سم به شهادت رسیدند . سؤال بنده این است که چه کسی و از چه زمانی این را در بین مردم جا انداخته که پیامبر (صلی الله علیه وآله) رحلت کردند . چون ما که در تقویم نگاه می کنیم یا هر جایی که می رویم ، می گویند که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) رحلت کردند . اگر امکان دارد دلیل آن را بیان کنید .

در مورد شهادت امام حسن (علیه السلام) هم می گویند که یکی از پادشاهان قاجار به خاطر تولدش تاریخ شهادت امام حسن (علیه السلام) را تغییر داد .

مجری :

البته توجه داشته باشید بسیاری از افرادی که لفظ رحلت را می آورند ، هدفشان رد شهادت نیست . اما وقتی ما می توانیم از لفظ دقیقتری که امروز در بین شیعه و سنی است ، استفاده کنیم ، بهتر است همان لفظ شهادت را به کار ببریم .

استاد یزدانی :

بحث رحلت و وفات به این معنا نیست که کسی حتما به مرگ طبیعی از دنیا رفته باشد . ما در بحث شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بعضی جاها از کلمه وفات برای آن حضرت استفاده شده بود که به صورت مفصل از منابع شیعه و اهل سنت توضیح دادیم که وفات هرگز به معنای عدم شهادت نیست . وفات یعنی از دنیا رفتن ؛ اما به چه صورت باشد ، نمی توان از کلمه وفات متوجه شد . اگر در مورد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هم رحلت یا وفات استفاده می شود ، قطعا به این دلیل نیست که آن حضرت به شهادت نرسیده اند ؛ اما این که از چه زمانی رحلت به معنای مرگ طبیعی بوده را شایع کردند ، قطعا بعد از وفات آن حضرت است . عده ای از بنی امیه ، همان طور که آقای فرحان مالکی گفتند ، معاویه و ابوسفیان و اعوان و انصارش دوست داشتند که این قضیه را شایع کنند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به مرگ طبیعی از دنیا رفتند . این که بنی امیه چه نقشی در شهادت آنحضرت داشتند و چه کارهایی انجام دادند و چه سودی از این قضیه می بردند ، قابل بررسی و تحلیل است .

اما از همان زمان شایع کردند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) با مرگ طبیعی از دنیا رفتند ، برخلاف روایات صحیحی که در صحیح بخاری و صحیح مسلم و جاهای دیگر از همسر آن حضرت و انس بن مالک و دیگران نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) توسط یک زن یهودی به شهادت رسید . اما احتمالا بنی امیه به خاطر رفت و آمد هایی که با یهود داشت ، دوست داشتند که این روایت را انکار کنند و اصرار داشتند که بگویند پیامبر (صلی الله علیه وآله) با مرگ طبیعی از دنیا رفتند .

بنا بر این شیوع این مسأله از همان زمان بوده ؛ اما شیعیان در مراسمات خود همیشه بحث شهادت را مطرح کردند و از زمان شیخ مفید و شیخ کلینی ، همه علمای ما اجماع دارند که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) با سم به شهادت رسیدند ؛ اما قاتل آن حضرت در روایات و منابع ما مشخص نشده است .

در مورد تاریخ شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) ، یکی از پادشاهان قاجار که سالروز تولدش با هفتم صفر مصادف بود ، به دنبال این بودند که تاریخ شهادت دیگری را پیدا کنند که وقتی مشورت کردند ، گفتند روایت دیگری هم هست که ۲۸ صفر را تأیید می کند . از آن به بعد شد که شهادت گرفتن برای امام حسن مجتبی (علیه السلام) را در هفتم صفر ممنوع کردند و بیشتر بیست وهشت صفر را تبلیغ کردند . اما برای هر دو تاریخ ، روایت نقل شده که شاید این یکی از شبهات های امام حسن مجتبی (علیه السلام) به مادرشان صدیقه شهیده (سلام الله علیها) باشد که ما هم هفتم صفر و هم بیست و هشتم صفر شهادت می گیریم .

بیننده : علی از اصفهان ـ شیعه

بنده فکر می کنم بین غدیر خم و شهادت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ارتباطی است که باعث به شهادت رساندن رحمت للعالمین شده است و به خاطر این که مانع بیان خیلی از حقایق در مورد جانشینی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شوند ،‌ آن حضرت را به شهادت رساندند .

مجری :

این که هدف آن ها چه بوده ، ما می توانیم در جای دیگری بحث کنیم . بحث ما در این برنامه در مورد اصل شهادت بوده و این قضیه می تواند دو روی سکه داشته باشد . یکی این که ، قاتل زن یهودی بوده یا نبوده و بحث دوم ، مظلومیت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) است و تأکید ما در این بحث بیشتر این است که آقا رسول الله (صلی الله علیه وآله) مسموم و مقتول و شهید شده اند و این مرتبه شهادت هم شامل حال نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) شده است و به گفته برخی از مخالفین هم با این شهادت ، مرتبه اکمل را توانسته اند طی کنند .

استاد یزدانی :

البته در مورد بحث غدیر نمی توان خیلی مانور داد . همان طور که بسیاری از علمای شیعه هم تصریح کردند که والله یعصمک من الناس . این ها اساسا دشمن خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بودند و می خواستند خود آن حضرت را به شهادت برسانند . همان طور که گفتیم روایت مسمومیت در خیبر سال ها قبل از غدیر بود و ارتباطی به غدیر ندارد . رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بارها و بارها مسموم شدند ، همان طور که امام حسن مجتبی (علیه السلام) بارها و بارها مسموم شدند . در روایات هم داریم که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : من بارها و بارها مسموم شدم و این بار این سم رگ قلبم را پاره و اثر کرد .

شاید هم دشمنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) که در غدیر بودند ، قصد کشتن آن حضرت را داشتند. همان طور که در عقبه تبوک می خواستند این کار را انجام دهند ؛ اما موفق نشدند . در صورتی که یهودی ها این بار موفق شدند .

بیننده : آقای عبدی از کرمانشاه ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی سؤالی داشتم .  چند شب قبل به شبکه آقای ملازاده زنگ زدم و در مورد حدیث ثقلین از ایشان سؤال کردم و گفتم : آقای البانی این حدیث را تصحیح کردند . اما ایشان گفتند که حدیث ضعیف هستند . از ایشان مدرک خواستم که به بنده چیزی ارائه ندادند .

این آقایان فقط به خاطر این که باطن خود را نشان دهند ،‌ حتی احادیثی مثل حدیث ثقلین را می خواهند ضعیف نشان دهند .

استاد یزدانی :

اتفاقا خیلی سال قبل که ما برنامه ایشان را در شبکه رنگارنگ نگاه می کردیم ، یکی از اشکالات اساسی ایشان به آقای البانی می گفت این بود که چرا البانی این روایت را تصحیح کرده ؟ آقای البانی نمی تواند این جا کاری انجام دهد . روایتی که نه یک سند ؛ بلکه چندین سند دارد . حتی علمای خودشان تصریح کردند که این روایت متواتر است . وقتی روایت متواتر است ، از طرف دیگر با سند های صحیح نه در یک مورد ؛ بلکه در چندین مورد نقل شده ، البانی نمی تواند آن را انکار کند .

سخن البانی در صحیح سنن ترمذی نقل شده . البته اصل روایت در صحیح بخاری آمده ؛ اما بخاری مثل همیشه به حدی در روایت دست برده که مضمون روایت تغییر کرده . اما روایتی که در صحیح سنن ترمذی ، تألیف ناصر الدین البانی ، جلد ۳ ، چاپ مکتبه المعارف عربستان ، صفحه ۵۴۲ ، کتاب المناقب ، باب مناقب اهل بیت النبی ، روایت ۳۷۸۶ :

حدثنا نصر بن عبد الرحمن الکوفی حدثنا زید بن الحسن هو الأنماطی عن جعفر بن محمد عن أبیه عن جابر بن عبد الله قال رأیت رسول الله e فی حجته یوم عرفه وهو على ناقته القصواء یخطب فسمعته یقول یا أیها الناس إنی قد ترکت فیکم ما إن أخذتم به لن تضلوا کتاب الله وعترتی أهل بیتی ….

از جابر بن عبد الله انصاری نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در حج و در روز عرفه دیدم که بر ناقه خود بود و خطبه می خواند . از ایشان شنیدم که می گفتند : ای مردم ! من در میان شما چیزی را گذاشتم که اگر به آن تمسک کنید ، هرگز گمراه نمی شوید . کتاب خدا و نسل من و اهل بیت من است .

ناصر الدین البانی ، صحیح سنن ترمذی ، ج ۳ ، چاپ مکتبه المعارف ، ص ۵۴۲ ، روایت ۳۷۸۶

لفظ عترت که آمده ، شامل زن ها نمی شود . چون زن ها دیگر نمی توانند از نسل پیامبر (صلی الله علیه وآله) و از نوادگان آن حضرت باشند . این هم روایتی که آقای البانی در صحیح سنن ترمذی نقل کرده است . این حدیث در جاهای مختلف نقل شده . ابن حجر عسقلانی در کتاب الصواعق المحرقه خود این موارد را بیان کرده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در چندین جا حدیث ثقلین را متذکر شدند .

الصواعق المحرقه ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، چاپ مکتبه قاهره ، صفحه ۴۵۰ :

اعلم أن لحدیث التمسک بذلک طرقا کثیره وردت عن نیف وعشرین صحابیا ومر له طرق مبسوطه فی حادی عشر الشبه وفی بعض تلک الطرق انه قال ذلک بحجه الوداع بعرقه وفی أخرى أنه قاله بالمدینه فی مرضه وقد امتلأت الحجره بأصحابه وفی أخرى أنه قال ذلک بغدیر خم وفی أخرى أنه قاله لما قام خطیبا بعد انصرافه من الطائف …

این روایت از طرق مختلف از حدود بیست و چند صحابی نقل شده . در حجه الوداع ، در ایام بیماری ایشان و زمانی که صحابی در حجره آن حضرت جمع شده بودند و در غدیر خم و در هنگام بازگشت ایشان از طائف هم برای مردم خواندند .

متذکر شدند که جانشینان من دو تن هستند . یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیت من می باشند و کسی غیر از این ها جانشین من نیستند .

ابن حجر ، الصواعق المحرقه ، چاپ مکتبه قاهره ، ص ۴۵۰

این روایت با لفظ خلیفتین هم نقل شده که آقای البانی و دیگران در کتاب های خود تصحیح کردند. در صحیح جامع الصغیر ، تألیف ناصر الدین البانی ، جلد ۴ ، چاپ المکتب الاسلامی ، صفحه ۴۸۲ :

انی تارک فیکم خلیفتین : کتاب الله حبل ممدود ما بین السماء والارض وعترتی اهل بیتی وانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض . (صحیح )

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : من در میان شما دو خلیفه می گذارم . یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیت من هستند که این دو هرگز از هم جدا نمی شوند .

ناصر الدین البانی ، صحیح جامع الصغیر ، ج ۴ ، چاپ مکتب الاسلامی ، ص ۴۸۲

این روایت واضح و روشن حقانیت مذهب شیعه و بطلان دیگر مذاهب را ثابت می کند . چون در این روایت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده که خلیفه من کتاب خدا و اهل بیت من هستند . حضرت نفرموده که دیگران جانشین من هستند . هر کس پیامبر (صلی الله علیه وآله) را قبول دارند و مؤمن به ایشلن هستند ، باید به این روایت عمل کنند و به جای این که دیگران را خلیفه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بدانند ، اهل بیت (علیهم السلام) را خلیفه آن حضرت قرار دهند .

بیننده : آقای فاضل زاده از قم ـ شیعه

سؤالی از خدمت کارشناس برنامه داشتم . این که ما حقیقت مسمومیت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از جانب همسرانشان ،َ نمی پردازیم ، مظلومیت آن حضرت را نمی رساند .

مجری :

ما اصلا نمی خواهیم به این مباحث ورود پیدا کنیم که قاتل چه کسی بوده . هدف ما فقط بحث شهادت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) است . ما به این روی سکه می پردازیم که ایشان به شهادت رسیده اند . اما این که قاتل یا قاتلین چه کسانی بوده اند ، موضوع بحث ما نیست .

استاد یزدانی :

موضوع برنامه بررسی روایت خیبر بود که اهل سنت آن را علت شهادت می دانند . بنده خودم متعرض شدم که از مظلومیت های پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) این است که قاتل آن حضرت به صورت قطعی مشخص نیست . اگر ما مستندی قطعی در این باره داشتیم ، شک نکنید که می گفتیم . همان طور که برای حضرت امیر (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) را می گوییم و از گفتن آن هیچ ابایی نداریم . گفتیم که از مظلومیت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این است که قاتلشان به صورت قطعی مشخص نیست ؛ چون کسانی که قدرت داشتند ، اصلا به دنبال قاتل آن حضرت نرفتند .

مجری :

از شما بینندگان عزیز که ما را در این برنامه همراهی کردید ، تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان

 

 

 


 

دکتر فرحان مالکی هم که از علمای اهل سنت و از مبلغان سنی مذهب سعودی است، تصریح کرده است که آن حضرت توسط طلقا (ابوسفیان و معاویه) و از طریق بعضی از امهات المؤمنین مسموم شده است ! کلیپ ایشان را می توانید با کلیک بر روی نماد ذیل دانلود کنید:

مسموم شدن رسول خدا صلی الله علیه وآله ، از طریق بعضی از همسرانش