تا امروز بسیاری از کارشناسان شبکه های وهابی مدعی بودند که روایت «کتاب الله و سنتی» با سند صحیح در منابع اهل سنت نقل شده است و روایت «کتاب الله وعترتی» ضعیف است؛ اما در این برنامه مشخص شد که این مسأله کاملا برعکس است . اعتراف یکی از کارشناسان شبکه‌های مبنی بر ضعف روایت «کتاب الله وسنتی» پس از گفتگو با چند تن از بینندگان این شبکه‌ها.

این مسأله به صورت کامل در برنامه  چالش در تاریخ ۹۵/۰۹/۱۳ همراه با پخش کلیپ به صورت کامل بررسی شده است

 

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

 

دانلود اسکن ها

دانلود اسکن ها

 

 

 

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۱۳ / ۱۰ / ۹۵

مجری :

سلام و درود خداوند بر شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت . به آخرین برنامه راه و بی راه و به عبارتی صدو دهمین برنامه خوش آمدید . ان شاء الله امشب به جمع بندی آنچه از سال ۹۳ تا به الان در این برنامه وزین و پرارزش گذشت ، با کارشناسی استاد یزدانی می پردازیم .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت شما و هم چنین خدمت بینندگان شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . خدا را شاکر هستیم که به بنده حقیر و حضرتعالی توفیق داد که در صد و ده برنامه ، ما توانستیم همه مباحث بین وهابیت و مسلنانان را بررسی کنیم . همان طور که در قسمت اول برنامه عرض کردم ، هدف اصلی برنامه راه و بی راه ، نشان دادن تفاوت های وهابیت و تمام مسلمانان است .

در روز اول پاورپونتی نشان دادیم که حدود بیست موضوع از موضوعات اصلی و اساسی اختلافات مسلمانان با وهابیت را لیست کردیم و آن بیست موضوع را به صورت مفصل در این برنامه بررسی و ثابت کردیم در این بیست موضوع ، تمام مسلمانان یک اعتقاد دارند و در یک سنگر هستند و وهابیت تنها و تنها در سنگر مخالف هستند و این اعتقادات مسلمانان را قبول ندارند .

ان شاء الله این لیست را نشان خواهم داد و بعضی از آن ها را به صورت مختصر توضیح می دهم .

مجری :

ما از یک طرف جمعبندی برنامه های راه و بی راه را خواهیم داشت . از طرف دیگر کلیپ هایی از گلچین برنامه های سال ۹۳ و ۹۴ را خواهیم داشت . موضوعاتی که در سال ۹۵ را احتمالا در ذهن خواهید داشت . نکته بعد در مورد برنامه جایگزین برنامه راه و بی راه است که ان شاء الله استاد یزدانی در این باره توضیحات لازم را بیان خواهند کرد .

استاد یزدانی :

برنامه ای که از هفته آینده با قوت و قدرت شروع خواهیم کرد ، بحث توحید وهابیت است . بحث اساسی که اصل اول از اصول عقاید تمام مسلمانان است را بررسی و به تفصیل به آن خواهیم پرداخت . تفاوت خدای سلفی ها ، نه فقط وهابی ها ، با خدای مسلمانان است که در هفته آینده ابتدای برنامه موضوعات مهم را که در آن برنامه بررسی خواهیم کرد را بیان می کنیم تا چهارچوب برنامه مشخص شود. البته ما تا به حال در مورد نام برنامه به توافق نرسیده ایم .بینندگان عزیز می توانند اگر نام خوبی به نظرشان می رسد ، به شماره شبکه پیامک کنند . قطعا ما خواهیم گفت که این نام را چه کسی پیشنهاد داده .

مجری :

شما بینندگان عزیز می توانید پیشنهاد های خود را در مورد اسم برنامه جایگزین برنامه راه و بی راه که در موضوع توحید با محوریت خدای وهابیت با خدا سایر مسلمانان به شماره پیامکی ۳۰۰۰۱۲۰۳ ، بیان کنید . هم چنین هر پیشنهاد و انتقادی که در این دو سال و اندی که گذشت را برای ما بفرستید تا ما در برنامه های آینده استفاده کنیم .

استاد یزدانی :

ما در روز اول چهار چوب کلی برنامه را مشخص کردیم . اولین مبحثی که به آن مفصل پرداختیم ، تاریخچه وهابیت بود که ثابت کردیم وهابیت امروزی ساخته دست استعمار انگلیس است و مستندات آن را از کتاب های جاسوسان انگلیسی نشان دادیم . از جمله آقای جون فیلبی کتابی به نام بعثۀ الی نجد که به صورت مفصل بعضی از فصول آن را نشان دادیم . به خصوص در مورد عهدنامه ای که بین ملک عبد العزیز ، اولین پادشاه دوره سوم وهابیت ، و سر پرسی کوکس ، نماینده تام الاختیار بریتانیا و جاسوس ارشد آن ها در منطقه خلیج فارس ، توضیح دادیم و ثابت شد عربستان سعودی پدری به نام بریتانیا دارد و نقش یهود در تاریخچه وهابیت را هم مفصل بیان کردیم که آن ها همان یهود منطقه خیبر هستند که مستندات آن در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سایت شبکه جهانی ولایت و سایت شخصی بنده هم موجود هست .

معاهده در کتابی به نام بعثۀ الی النجد ، تألیف سانت جون فیلبی ، با تحقیق عبدالله الصالح العثیمن از اساتید دانشگاه محمد بن سعود ، صفحه ۲۵۵ آمده و بنده ترجمه فارسی آن را هم در سایت قرار دادم . این یک سند قطعی است که عربستان سعودی آن را چاپ کرده ، ثابت می کند همین الان هم عربستان سعودی دست نشانده انگلیس است و هیچ قرار دادی نمی تواند با هیچ کشوری امضاء کند ، مگر با اجازه از بریتانیا .

بعد این قضیه تاریخچه سه حکومت اول و دوم و سوم آن را خیلی خلاصه بحث کردیم . اما بحث اصلی ما ،

 تفاوت ها و شاخص های مسلمانان و وهابیت :

۱ . تفاوت تمام مسلمانان و مخالفان و جواز کشتن آنان .

این مبحث را به صورت مفصل بحث کردیم خود محمد بن عبد الوهاب در کتاب های متعدد خود از مذاهب مختلف و شهرهای مختلف نام می برد و مسلمانان را تکفیر کرده و آن ها را کشته است . مستندات آن را هم نشان دادیم . شب گذشته هم تعدادی از آن سند ها را نشان دادند که محمد بن عبد الوهاب چطور مردم مکه و مدینه را که همه سنی مذهب بودند را تکفیر کرده و آن ها را مشرک خوانده و دستور به کشتن آن ها داده . حتی علمای آن ها را جمع کرده و از آن ها اقرار نامه گرفته که ما مشرک بودیم و تازه سراغ دین جدید محمد بن عبد الوهاب و امیر عبد العزیز آل سعود پیوستیم .

۲ . استغاثه و طلب کمک از غیر خدا شرک است و مستغاث باید کشته شود .

۳ . شرک دانستن توسل به اموات

ما ابتدا دیدگاه آقایان وهابی را نشان دادیم که هر گونه استغاثه به غیر خدا را شرک می دانند . گفتیم که گاهی از آن توسل به ذات و گاهی از آن به استغاثه تعبیر می کند. همین الان هم می گویند : اگر کسی بگویند یا رسول الله ! یا عبد القادر گیلانی ! یا علی ! یا حسین ! مشرک است و خونش حلال میشود . هم این طور محمد بن عبد الوهاب در کتاب های خود توسل را هم شرک اعلام کرده . البته در خیلی از جاها ، تعداد زیادی از علمای آن ها گفتند : توسل به جاه ، بدعت است که تکلیف بدعت گذار هم مشخص است . ولی در برخی از کتاب های محمد بن عبد الوهاب توسل به جاه هم شرک می داند . از جمله در کتاب الرسائل الشخصیه که شب گذشته آیت الله قزوینی اسکن آن را نشان داد .

کتاب الرسائل الشخصیه ، صفحه ۲۷۲ بحث جاه را مطرح می کند :

قول المشرکین الشرک عباده الأصنام ، وأما الصالحون فلا ، وسمعتم قولهم لا نرید إلا من الله

لکن نرید بجاههم وسمعتم ما ذکر الله فی جواب هذا کله ، وقد منَّ الله علیکم بإقرار علماء المشرکین بهذا کله سمعتم إقرارهم أن هذا الذی یفعل فی الحرمین والبصره والعراق والیمن أن هذا شرک بالله …

صالحین می گویند : هدف ما این است که از خدا درخواست کنیم و این خدا است که به ما می دهد . اما می خواهیم به جاه صالحین توسل کنیم .

یعنی از آبرو و جایگاه صالحین نزد خداوند استفاده کنیم و آن ها را وسیله ببریم و بگوییم خدایا تو را به حق پیامبر (صلی الله علیه وآله) یا به مقام پیامبر (صلی الله علیه وآله) یا به آبروی پیامبر (صلی الله علیه وآله) فلان آرزوی مرا برآورده کن یا فلان حاجت مرا برآورده کن . محمد بن عبد الوهاب دقیقا این کار را شرک می داند و تصریح می کند :

خداوند منت گذاشت و علمای مشرکین به این قضیه اقرار کردند .

محمد بن عبد الوهاب ، الرسائل الشخصیه ، ص ۲۷۲

از طرف دیگر چند مستند از منابع اهل سنت نشان دادیم و به تفصیل بیان کردیم . ابتدا استدلال علمای اهل سنت به آیات قرآن را گفتیم که علمای اهل سنت به آیات قرآن برای جواز استغاثه و توسل و جواز طلب شفاعت از اموات در دنیا استدلال کردند . طلب شفاعت از اموات در دنیا همان استغاثه است که این ها برای این که مردم را به راحتی تکفیر کنند ، این ها را جدا می کنند .

استدلال علمای مالکی از جمله ابراهیم بن فرحان مالکی و خود امام مالک به آیه قرآن کریم برای جواز توسل استدلال می کند که در کتاب الشفاء ، تألیف قاضی عیاض ، جلد ۲ ، صفحه ۲۸۸ ، فصل سوم از تعظیم پیامبر (صلی الله علیه وآله) بعد از وفات آن حضرت ، روایتی را نقل می کند که حضرت آدم به پیامبر (صلی الله علیه وآله) توسل کرده و امام مالک به این آیه برای جواز توسل استدلال می کند :

فاستکان لها أبو جعفر ، وقال : یا أبا عبد الله ، أأستقبل القبله وأدعوا أم أستقبل رسول الله e ؟ فقال : ولم تصرف وجهک عنه وهو وسیلتک ووسیله أبیک آدم علیه السلام إلى الله تعالى یوم القیامه ؟ بل استقبله واستشفع به ، فیشفعک الله ، قال الله تعالى : ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما [ سوره النساء – ۴

ابوجعفر منصور دوانقی لعنت الله علیه با مالک به مسجد پیامبر (صلی الله علیه وآله) رفتند . از مالک پرسید من رو به قبله از خدا چیزی بخواهم یا رو به قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) ؟ مالک گفت : چرا روز از قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر می گردانی در حالی که او وسیله تو و وسیله پدرت آدم (علیه السلام) نزد خداوند است . رو به قبر کن و او را شفیع خود قرار بده و از خدا بخواه که او را شفیع تو قرار دهد. چون خداوند فرموده : اگر کسی به خود ظلم کرد ، نزد تو ای پیامبر بیایند و بخواهند که طلب مغفرت کنی برای آن ها و خودشان هم طلب مغفرت کنند ، خداوند توبه آن ها را می پذیرد .

قاضی عیاض ، الشفاء ، ج ۲ ، ص ۲۸۸ ، فصل سوم

در این آیه دو کار را با هم انجام دهد ، هم نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) برو که شد الرحال محسوب می شود . از حضرت بخواهند که خدا ما را ببخشد و خودشان هم طلب استغفار کنند ، خداوند توبه آن ها را قبول می کند . این نظر امام مالک است که با سند صحیح نقل شده است . تمام شبهاتی که شبکه های وهابی نسبت به این روایت داشتند را ما پاسخ دادیم . تصحیح روایت را هم از زبان علمای اهل سنت نشان دادیم .

در ادامه از علمای شافعی مستند آوردیم از جمله ابن کثیر شافعی که یکی از بهترین مستندات ما در ذیل این آیه همین است که خیلی زیبا توضیح داده است .

تفسیر قرآن العظیم ، تألیف ابن کثیر ، چاپ دار ابن حزم ، صفحه ۵۰۳ ، ذیل آیه ۶۴ سوره نساء :

وقوله ) ولو أنهم إذا ظلموا أنفسهم ( الآیه یرشد تعالى العصاه والمذنبین إذا وقع منهم الخطأ والعصیان أن یأتوا إلى الرسول e فیستغفروا الله عنده ویسألوه أن یغفر لهم فإنهم إذا فعلوا ذلک تاب الله علیهم ورحمهم وغفر لهم ولهذا قال ) لوجدوا الله توابا رحیما ( وقد ذکر جماعه منهم الشیخ أبو منصور الصباغ فی کتابه الشامل الحکایه المشهوره عن العتبی قال کنت جالسا عند قبر النبی e فجاء أعرابی فقال السلام علیک یا رسول الله سمعت الله یقول ) ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ( وقد جئتک مستغفرا لذنبی مستشفعا بک إلى ربی ثم أنشأ یقول …

ابن کثیر ،‌تفسیر قرآن العظیم ،‌چاپ دار ابن حزم ، ص ۵۰۳ ، ذیل آیه ۶۴ سوره نساء

از علمای حنبلی از جمله ابن قدامه مقدسی ، ابن جوزی حنبلی ،‌ابن مفلح مقدسی ، سامری ، سیوطی و دیگر علمای حنبلی و علمای حنفی و حتی علمای امروزی علمای اهل سنت مثل آقای محمد عمر سربازی ، مفتی محمد شفعی عثمانی و … نشان دادیم که همه به این آیه برای جواز توسل به پیامبر (صلی الله علیه وآله) استدلال کردند .

هم چنین آیه یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . مائده / ۳۵ را از زبان علمای اهل سنت از جمله علمای حنابله به این آیه برای جواز توسل استدلال کردند . ما همه این ها را به صورت مفصل توضیح دادیم .

در ادامه به روایاتی که در منابع اهل سنت در این زمینه وجود دارد ، پرداختیم که هیچ جوابی ندارد . اگر توسل شرک و کفر باشد و اگر کسی با توسل و استغاثه از قبری مشرک باشد ، اولین کسی که مشرک می شود ، صحابه هستند . روایتی با سند صحیح در منابع اهل سنت وجود دارد که عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) به صحابه دستور می دهد سراغ قبر آن حضرت بروید و از قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) استغاثه کنید . صحابه به قبر آن حضرت استغاثه کردند و حاجت خود را هم گرفتند .

در کتاب سنن دارمی ، جلد اول ، چاپ دار المغنی ، صفحه ۲۲۷ :

حدثنا أبو النُّعْمَانِ ثنا سَعِیدُ بن زَیْدٍ ثنا عَمْرُو بن مَالِکٍ النُّکْرِیُّ حدثنا أبو الْجَوْزَاءِ أَوْسُ بن عبد اللَّهِ قال قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِینَهِ قَحْطًا شَدِیدًا فَشَکَوْا إلى عَائِشَهَ فقالت انْظُرُوا قَبْرَ النبی e فَاجْعَلُوا منه کووا إلى السَّمَاءِ حتى لَا یَکُونَ بَیْنَهُ وَبَیْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ قال فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَرًا حتى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَتْ الْإِبِلُ حتى تَفَتَّقَتْ من الشَّحْمِ فَسُمِّیَ عَامَ الْفَتْقِ .

وقتی به عایشه به خاطر قحطی شکایت می کنند ،‌دستور می دهد به سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بروید و بین آسمان و قبر آن حضرت پنجره ای قرار دهید . آن ها همین کار را انجام دادند و به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) استغاثه کردند . باران شدیدی آمد به حدی که تمام بیابان سرسبز شد و شتر ها چاق شدند و ترکیدند و آن سال را عام الفتق نامیدند .

سنن دارمی ، ج ۱ ، چاپ دار المغنی ، ص ۲۲۷

ما به همه شبهاتی که البانی ذیل این روایت را جواب دادیم . سند روایت کاملا معتبر است .

همچنین روایت عبد الله بن عمر که صراحتا به پیامبر (صلی الله علیه وآله) توسل می کند و یا محمداه می گوید . سند روایت کاملا معتبر است . حتی ابن تیمیه ، امام الوهابیه و خدای وهابیت در کتاب الکلم الطیب من اذکار النبی این مطلب را از عبد الله بن عمر آورده که البانی آن را تضعیف کرده . در صورتی که تضعیف ایشان کاملا غلط است و سند روایت معتبر است .

عن الهیثم بن حنش قال : کنا عند عبد الله بن عمر رضی الله عنهما : فخدرت رجله فقال له رجال : اذکر احب الناس الیک فقال : یا محمداه فکانما نشط من عقال .

روزی پای عبد الله بن عمر دچار گرفتگی می شود . به او گفتند : محبوبترین شخص را نزد خودت بخوان . او هم گفت : یا محمدا (صلی الله علیه وآله) . پای ایشان فورا خوب شد و از جا بلند شد .

ابن تیمیه ، الکلم الطیب ، چاپ دار البیان ، ص ۱۴۱

آقای بخاری این روایت را در ادب المفرد ، آقای ابن سنی در عمل الیوم والسنه آورده که سند کاملا صحیح است . ما تک تک روات را بررسی کردیم . اگر استغاثه شرک باشد ، اولین مشرک ، عبد الله بن عمر است که البته مستند آن را نشان دادیم که ابن تیمیه به صورت مفصل در موارد متعدد عبد الله بن عمر را مشرک خطاب می کند . به خصوص در مورد سفر کردن عبد الله بن عمر از یک جا به جای دیگر که در جایی نماز بخواند که رسول خدا (صلی الله علیه واله) در آن جا نماز خوانده بود . ابن تیمیه این کار عبد الله بن عمر را شرک می دانست .

روایات عثمان بن حنیف ، عمر بن خطاب را که به عباس ، عموی پیامبر(صلی الله علیه وآله) توسل کرده بود . به این علت که عموی پیامبر (صلی الله علیه وآله) است . علمای اهل سنت گفته بودند : این توسل ، توسل در توسل بوده . یعنی دو بار توسل کرده ، یک بار به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و یک بار هم به عموی آن حضرت . حال چرا به دیگر صحابه توسل نکرد . صحابه ای که بسیار جلیل قدر تر و با سابقه تر از عباس بودند . اما به عباس توسل کرد که عموی پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود .

هم چنین روایت حضرت هاجر به جبرئیل (علیه السلام) را که در صحیح بخاری نقل شده . روایت توسل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ، توسل بلال بن حارث به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ، توسل بلال بن رباح به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ، توسل رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به انبیای گذشته ، توسل ابو ایوب انصاری ، توسل احمد بن حنبل و … را نشان دادیم که در حدود ۱۵ برنامه مفصل بررسی کردیم و ثابت شد توسل و استغاثه از دیدگاه همه مسلمانان در همه اعصار ، جایز و بلکه مستحب است ؛ اما آقایان وهابی توسل و استغاثه و طلب شفاعت را شرک می داند و به همین دلیل هم بسیاری از مسلمانان را تکفیر کرده و خودشان را مباح دانستند و عملا هم خون بسیاری از مسلمانان را در بسیاری از کشورها که اکثرا هم سنی مذهب بودند را ریختند . در تاریخچه وهابیت هم گفتیم که تنها شهری که توانستند در آن خون شیعیان را بریزید ، شهر کربلا بود که در سال ۱۲۱۶ به آن شهر حمله کردند و به گفته خودشان حدود دو هزار نفر از شیعیان را کشتند . اما در تمام شهرهای حجاز و مصر که حمله کردند ، همه سنی مذهب بودند . در طائف تمام مردم راکشتند . در مکه به حدی محاصره شهر به طول انجامید که مردم مکه مجبور شدند گوشت سگ خوردند .

مجری :

این هم مروری بر بخشی از موضوعات برنامه های ابتدای راه و بی راه بود . کلیپ اول هم در این رابطه است که در سال ۹۳ بوده .

کلیپ ۱ ) :

فتاوای شرم آور وهابیت

استاد یزدانی :

فتواهایی که علما و بزرگان این ها دادند ،‌فتواهای شرم آور و خجالت آوری است که صراحتا با قرآن و سنت مخالف است که ان شاء الله این ها را خواهیم گفت و مفصل بحث خواهیم کرد . بنده چند مورد از آن ها را به صورت تیتر وار بیان می کنم .

۱ . جواز استمناء برای جوانان

۲ . جواز استفاده از آلات مصنوعی برای زنان

۳ . جواز رضاع کبیر واحیای این فتوا پس از ۱۴۰۰ سال

بعد از ۱۴۰۰ سال این فتوا را دادند که کلیپ های آن موجود است .

۴ . ازدواج های جدیدی ابداع کردند ، مثل ازدواج مسیار ، مسیاف ، صداقتی … از این ازدواج هایی که فراوان شده .

۵ . دستور به سب مسلمانان و مخالفان

۶ . حرمت عکاسی و مشرک دانستن عکاسی . کسی حق عکس گرفتن ندارد و هر کسی این کار را انجام دهد ، مشرک است .

۷ . وجوب نبش قبر مسلمانانی که در مسجد دفن شده اند که انجام دادند و انجام خواهند داد .

۸ . دست زدن زن به میوه هایی مثل خیار ، موز ، هویج … جایز نیست . زن حق خریدن این میوه ها را ندارد . دلیلش را هم خودشان گفته اند .

۹ . شستن گوشت قبل از پختن بدعت است .

۱۰ . خوردن زعفران حرام است .

۱۱ . فوتبال بازی کردن حرام است .

وهابیت و تکفیر مسلمانان

کتاب مجموعه الفتاوی ، تألیف ابن تیمیه ، جلد ۴ ، چاپ عربستان سعودی ، صفحه ۱۰۶ مفصل توضیح می دهد که کسی حق ندارد بگوید : ما شافعی هسیتم یا حنبلی هستیم یا مالکی هستیم یا حنفی هستیم . تا این که نتیجه گیری می کند :

فمن قال أنا شافعی الشرع أشعری الإعتقاد قلنا له هذا من الأضداد لا بل من الارتداد إذ لم یکن الشافعی أشعری الإعتقاد ومن قال أنا حنبلی فی الفروع معتزلی فی الأصول قلنا قد ضللت إذا عن سواء السبیل …

اگر کسی بگوید : من شافعی هستم و از نظر کلامی پیرو ابوالحسن اشعری هستم . ما به او می گوییم : این دو قابل جمع نیست . بلکه این ارتداد است . هر کس بگوید من شافعی هستم یا من حنبلی در فروع و معتزلی در اصول هستم ، ما می گوییم این شخص مرتد است و از صراط مستقیم الهی دور است .

ابن تیمیه ،‌ مجموعه الفتاوی ، ج ۴ ، چاپ عربستان ، ص ۱۰۶

بقیه مذاهب را هم در ادامه توضیح می دهد .

دیدگاه علمای اهل سنت نسبت به وهابیت

شخص دیگری که علیه محمد بن عبد الوهاب کتاب نوشته و سخنان تندی در مورد او گفته ، آقای حافظ محمد بن صدیق الغماری ، در کتاب الجواب المفید للسائل المستفید ( نامه های آقای غماری به شاگردانش )، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، با تحقیق ابی الفضل بدر العمرانی ،صفحه ۱۱ می گوید :

وکتب ابن القیم کلها نافعه مبارکه علیها نور ، وفیها افاده وهدایه بخلاف کتب شیخه ابن تیمیه ، فانها مظلمه بحیث طویه صاحبها ، ویکفیک ان قرن الشیطان النجدی واتباعه ومذهبه الفاسد ولید افکار ابن تیمیه واقواله .

کتاب های ابن قیم را بخوان . کتاب های او نفع دارد و مبارک است ، برخلاف کتاب های ابن تیمیه. افراد زیادی با کتاب های ابن تیمیه گمراه شده است و برای تو کفایت می کند که بدانی شاخ شیطان نجدی و پیروانش و مذهب فاسد او ، همه زاییده افکار و اقوال ابن تیمیه است .

الغماری ، الجواب المفید ، چاپ دار الکتب العلمیه ، با تحقیق ابی الفضل بدر العمرانی ، ص ۱۱

فقط همین قدر در مذمت ابن تیمیه کافی است که شاخ شیطان نجدی و پیروان او و مذهب فاسد وهابیت نتیجه افکار و اقوال ابن تیمیه است . در این جا آقای صدیق الغماری به صراحت ابن تیمیه را شاخ شیطان می داند .

دیدگاه وهابیت در مورد خلافت و حکومت

در کتاب الدرر السنیه که کتاب بسیار مهمی است و ما استفاده های زیادی می کنیم . در جلد ۱۴ از این کتاب ، کتاب النصائح ، صفحه ۳۷۳ به بعد ، مقدمه ای بیان می کند و در صفحه ۳۷۴ می گوید :

همه این ها فرزندان محمد بن عبد الوهاب و سایر فرزندان او به شما مردم نجد سلام می کنند . شما به یاد دارید که محمد بن عبد الوهاب شما را به دین اسلام آشنا کرد . بعد از او هم فرزندان محمد بن عبد الوهاب بودند که شما را به کمک آل سعود در راه اسلام نگه داشتند و حفظ کردند .

تا این که در صفحه ۳۷۵ می گوید :

ولا ینبغی لاحد من الناس العدول عن طریقه آل الشیخ رحمه الله علیهم ، ومخالفه ما استمروا علیه فی اصول الدین فانه الصراط المستقیم ، الذی من حاد عنه فقد سلک طریق اصحاب الجحیم .

جایز نیست که مردم از راه آل الشیخ عدول کنند و باید از آن ها فقط پیروی کنند . مردم حق ندارند که در اصول دین با آن ها مخالفت کنند . برای این که آن ها صراط مستقیم هستند ، هر کس از راه آل الشیخ عدول کنند ، اهل جهنم هستند .

الدرر السنیه ، ج ۱۴ ، کتاب النصائح ، ص ۳۷۳ به بعد

مشروعیت توسل از دیدگاه علمای اهل سنت

عایشه رسما به همه اصحاب دستور می دهد که سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بروید و از قبر آن حضرت طلب حاجت کنید . روایت در کتاب سنن دارمی معروف به مسند دارمی ، تألیف امام حافظ محمد عبد الله بن عبد الرحمن بن افضل بن بهرام الدارمی ، متوفای ۶۵۵ هـ ، با تحقیق حسین سلیم اسد الدارانی ، جلد اول ، چاپ دار المغنی ، صفحه ۲۲۷ ، باب ۱۵ ، باب ما اکرم الله تعالی نبیه بعد موته ، روایت ۹۳ :

حدثنا أبو النُّعْمَانِ ثنا سَعِیدُ بن زَیْدٍ ثنا عَمْرُو بن مَالِکٍ النُّکْرِیُّ حدثنا أبو الْجَوْزَاءِ أَوْسُ بن عبد اللَّهِ قال قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِینَهِ قَحْطًا شَدِیدًا فَشَکَوْا إلى عَائِشَهَ فقالت انْظُرُوا قَبْرَ النبی e فَاجْعَلُوا منه کووا إلى السَّمَاءِ حتى لَا یَکُونَ بَیْنَهُ وَبَیْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ قال فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَرًا حتى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَتْ الْإِبِلُ حتى تَفَتَّقَتْ من الشَّحْمِ فَسُمِّیَ عَامَ الْفَتْقِ .

آقای اوس بن عبد الله دچار قحطی شدند . وقتی به عایشه به خاطر قحطی شکایت می کنند ،‌دستور می دهد به سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بروید و بین آسمان و قبر آن حضرت پنجره ای قرار دهید تا فاصله ای بین قبر و آسمان نباشد . آن ها همین کار را انجام دادند و به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) استغاثه کردند . باران شدیدی آمد به حدی که تمام بیابان ها سرسبز شد و شتر ها چاق شدند و ترکیدند و آن سال را عام الفتق ، سال ترکیدن شترها نامیدند .

سنن دارمی ، ج ۱ ، چاپ دار المغنی ، ص ۲۲۷

مجری :

این هم بخش مهمی از برنامه راه و بی راه در سال ۹۳ بود که موضوعاتی مثل توسل را به صورت مفصل توضیح دادند .

استاد یزدانی :

موضوع بعدی که به تفصیل به آن پرداختیم ، بحث تبرک بود که دیدگاه ابن تیمیه در کتاب زیاره القبور نشان دادیم که تصریح می کند هر نوع تبرک به قبری شرک است .

اما التمسح بالقبر ـ ای قبر کان ـ  وتقبیله وتمریغ الخد علیه وأما التمسح بالقبر أی قبر کان وتقبیله وتمریغ الخد علیه فمنهی عنه باتفاق المسلمین ولو کان ذلک من قبور الأنبیاء ولم یفعل هذا أحد من سلف الأمه وأئمتها بل هذا من الشرک

ابن تیمیه ، زیاره القبور ، چاپ دار الصحابه ، ص ۳۸

جالب است که در پاسخ به خود ابن تیمیه و رفتار پیروان ابن تیمیه ، بحث آب غسل ابن تیمیه را بیان کردیم که یکی از بهترین ادله ما در این بحث بود . جا دارد که بارها و بارها از شبکه جهانی ولایت پخش شود .

در کتاب البدایه و النهایه ، تألیف ابن کثیر ، چاپ دار ابن کثیر ، صفحه ۲۱۰ بحث وفات ابن تیمیه :

وشرب جماعه الماء الذی فضل من غسله واقتسم جماعه بقیه السدر الذی غسل به ودفع فی الخیط الذی کان فیه الزئبق الذی کان فی عنقه بسبب القمل مائه وخمسون درهما وقیل إن الطاقیه التی کانت على رأسه دفع فیها خمسمائه درهما وحصل فی الجنازه ضجیج …..

بعد از تشییع ابن تیمیه ، مردم آمدند و آب غسل او را خوردند . باقیمانده صدرش را بین خود تقسیم کردند . ریسمانی را که به جیوه آغشته کرده بودند تا شپش های ابن تیمیه را دفع کند ، بعد از دفنش به مزایده گذاشتند و شخصی آن را ۱۵۰ درهم خرید . شخصی هم کلاه ابن تیمیه را به ۵۰۰ درهم خرید .

ابن کثیر دمشقی ، البدایه و النهایه ، ج ۱۶ ، ص ۲۱۰ به بعد

ما این قضیه را از کتاب های مختلف که از شاگردان ابن تیمیه بودند ، بیان کردیم . از جمله الاعلام العلیه فی مناقب ابن تیمیه ، تألیف سراج الدین ابی الحفص عمر بن علی بن موسی البزار الحنبلی ، متوفای ۷۴۹ هـ ، با تعلیقه دکتر یحیی مراد ، صفحه ۶۱۷  :

قالوا وازدحم من حضر غسله من الخاصه والعامه على الماء المنفصل عن غسله حتى حصل لکل واحد منهم شیء قلیل .

در مراسم غسل ابن تیمیه عده زیادی از خاصه و عامه حضور داشتند ، بر آبی که با آن آب بدن ابن تیمیه را غسل می دادند ، ازدحام  کردند و از آن آب هر کسی را به مقداری کمی خورد و این ها متبرک شدند .

البزاز الحنبلی ، سراج الدین ، الاعلام العلیه ، با تعلیقه دکتر یحیی مراد ، ص ۶۱۷

از کتاب های دیگر هم نشان دادیم که تمام مستندات آن در سایت شبکه جهانی ولایت و سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (علیه السلام) وجود دارد .

هم چنین تبرک آقای احمد بن حنبل به پیراهن شافعی و تبرک امام شافعی به آب پیراهن زیرین احمد بن حنبل که ما به صورت مفصل نشان دادیم . از جمله کتاب البدایه و النهایه ابن کثیر ، در جلد ۱۱ ، صفحه ۱۷۰ :

فخلع قمیصه الذی یلی جلده فأعطانیه فلما رجعت إلى لشافعی اخبرته فقال إنی لست أفجعک فیه ولکن بله بالماء وأعطینیه حتى اتبرک به .

پیراهن احمد بن حنبل را داخل آب می کند و آبش را یا می خورد و یا آن را به سرو صورت خود می مالید تا تبرک کند .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج ۱۱ ، چاپ دار ابن کثیر ، ص ۱۷۰

هم چنین تبرک احمد بن حنبل به پیراهن شافعی ، تبرک به گاو ، تبرک به اسب ، تبرک به موی الاغ و تبرک به قبور ، تبرک به اشیاء را از کتب اهل سنت و هم چنین فتاوای علمای آن ها را نشان دادیم.

مجری :

کلیپ بعدی گلچینی از برنامه های اواخر سال ۹۳ و ۹۴ است که با هم می بینیم .

کلیپ ۲ ) :

استاد یزدانی :

مشروعیت جشن میلاد پیامبر (صلی الله علیه وآله)

از آقای مولوی عبد الحمید که ایشان هم روز ولادت پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) را جشن می گیرد و جشن گرفته . این عکسی از سایت مولوی عبد الحمید است : این رحمت الله متعال است که ملت مسلمان در هر جایی که هستند ، میلاد پیامبر رحمت و پیامبر صلح و دوستی را با یاد آن حضرت و سنت های ایشان جشن میگیرند .

اثبات وجود ابدال :

آقای محمد عمر سربازی در کتاب مجالس قطب الارشاد ، جلد اول ، چاپ منبع العلوم کوه ون ، صفحه ۲۶۱ ، مجلس ۲۱ :

در دنیا قطب و ابدال وجود دارد .

سؤال ۱۵۰ : آیا این سخن صحت دارد که می گویند : در دنیا چندین قطب و ابدال وجود دارد که دنیا به برکت وجود آنان در گردش است ؟

در این جا می خواهد بگوید اگر عالمی وجود دارد به برکت این افراد است . اگر زمین می چرخد به وجود ابدال است . آیا این سخن صحت دارد که مولانا جواب می دهد :

جواب : این یکی از مسائل مهم تصوف است و در این مسأله اختلافات فراوانی وجود دارد . اهل ظاهر خصوصا مقلدین و سلفی ها به وجود قطب ها و قوس ها و ابدال اعتقادی ندارند و می گویند این ها همه واهمه است و ثبوتی ندارند . اما اهل سنت و جماعت این درجات را از اولیاء و صالحان ثابت می کند.

وجود حجت الهی

ایشان در کتاب احیاء العلوم الدین خود روایت زیبایی نقل می کند که در کتاب های شیعه ، با سند صحیح و در کتاب های اهل سنت هم بیان شده است .

احیاء العلوم الدین ، تألیف محمد غزالی ، چاپ دار ابن حزم ، چاپ اول ، صفحه ۸۵ می گوید :

باید عالم چه کارهایی انجام دهد :

ومنها أن یکون أکثر اهتمامه بعلم الباطن ومراقبه القلب ومعرفه طریق الآخره

  اللهم هکذا یموت العلم إذا مات حاملوه ثم لا تخلو الأرض من قائم لله بحجه إما ظاهر مکشوف وإما خائف مقهور لکیلا تبطل حجج الله تعالى وبیناته …

او باید به علم باطن اهمیت دهد ، مراقب قلب و معرفت خود باشد …

در صفحه بعد روایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را نقل می کند : خدایا زمانی که عالم می میرد ، علم هم با او دفن می شود . اما زمین هیچ وقت از حجت خدا خالی نخواهد شد . لازم نیست که حجت خدا را هم ببینند ، گاهی ظاهر است و گاهی هم از دست مردم خود را مخفی کرده تا حجت های خدا باقی بماند .

محمد غزالی ، احیاء العلوم الدین ، ص ۸۵ ، چاپ دار الحزم

جواز تبرک

کتاب عمده القاری ، تألیف بدر الدین عینی ، متوفای ۸۵۵ هـ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۹ :

وأما تقبیل الأماکن الشریفه على قصد التبرک ، وکذلک تقبیل أیدی الصالحین وأرجلهم فهو حسن محمود باعتبار القصد والنیه ، وقد سأل أبو هریره الحسن ، رضی الله تعالى عنه ، أن یکشف له المکان الذی قبله ، رسول الله e ، وهو سرته ، فقبله تبرکا بآثاره وذریته ، e

بوسیدن مکان های شریف به قصد تبرک و هم چنین بوسیدن دست و پای صالحین به قصد تبرک ، به اعتبار این که دست و پای صالحین را می بوسد ، کار خوبی است . روایتی را از ابوهریره نقل می کند که از امام حسن (علیه السلام) در خواست می کرد که جای بوسیدن پیامبر (صلی الله علیه وآله) را نشان دهد . اما حسن (علیه السلام) آن جا را نشان می داد و ابوهریره هم آن مکان ها را به قصد تبرک به آثار و ذریه پیامبر (صلی الله علیه وآله) می بوسید .

بدر الدین عینی ، عمده القاری ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۹

دعا نویسی و تعویذ

این ها تصریح کردند که تعویذ نویسی جایز است . مولانا محمد عمر سربازی کتابی دارند به نام مجالس قطب الارشاد (مجموعه ای از رهنمودهای دینی و اخلاقی و پاسخ به پرسش های متنوع ) ، تألیف محمد عمر سربازی ، با جمع آوری عبد الجلیل محمدی (مدرس منبع العلوم کوه ون ) ، جلد ۱ ، چاپ اول در سال ۱۳۹۰ (بعد از وفات ایشان چاپ شده) ، صفحه ۷۹ :

سؤالی در باره تعویذ

سؤال ۳۶ ) غیرمقلدان ( وهابیت ) می گویند : تعویذ دادن شرک است . نظریه شما در این باره چیست ؟

جواب : من در این مورد کتابی به نام «التحقیق الوجیز فی مسأله التعویذ » در جواب آنان نوشته ام و بر آنان الزام کرده ام که چنان روایت و حدیثی که تعویذ را شرک قرار داده است ، بیان کنید . برای تفصیل این مسأله به رساله نامبرده مراجعه کنید .

سربازی ، محمد عمر ، مجالس قطب الارشاد ، با جمع آوری عبد الجلیل محمدی ، ج ۱ ، ص ۷۹

مشروعیت تلقین میت

کتاب البدر المنیر ، تألیف سراج الدین ابی جعفر عمر بن علی بن احمد الانصاری الشافعی ملقب به ابن ملقن (از بزرگان اهل سنت ) ، چاپ دار الهجره ، جلد ۵ ، صفحه ۳۳۳ :

قال الرافعی : ویستحب أن یلقن المیت بعد الدفن ، فیقال : یا عبد الله ، ( یا ) ابن أمه الله ، اذکر ما خرجت علیه من الدنیا ، شهاده أن لا إله إلا الله وأن محمدًا رسول الله …

هذا الحدیث رواه الطبرانی فی ( ( معجمه الکبیر ) ) عن أبی عقیل أنس بن [ سلم ] ، ثنا محمد بن إبراهیم بن العلاء الحمصی ، نا إسماعیل بن عیاش ، نا عبد الله بن محمد القرشی ، عن یحیى بن أبی کثیر ، عن سعید بن عبد الله ( الأودی ) قال : شهدت أبا أمامه وهو فی النزع ، فقال : إذا أنا مت فاصنعوا بی کما أمرنا رسول الله ….

إسناده لا أعلم به بأسًا …

از رافعی نقل می کند که مستحب است مرده را بعد از دفن تلقین کنید . بگویید : یا عَبْدَ اللَّهِ یا بن أَمَهِ اللَّهِ اُذْکُرْ ما خَرَجْت علیه من الدُّنْیَا شَهَادَهَ أَنْ لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ وَأَنَّ الْجَنَّهَ حَقٌّ وَأَنَّ النَّارَ حَقٌّ وَأَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ لَا رَیْبَ فیها وَأَنَّ اللَّهَ یبعث من فی الْقُبُورِ وَأَنَّک رَضِیت بِاَللَّهِ رَبًّا وَبِالْإِسْلَامِ دِینًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِیًّا وَبِالْقُرْآنِ إمَامًا وَبِالْکَعْبَهِ قِبْلَهً وَبِالْمُؤْمِنِینَ إخْوَانًا …

می گوید : این روایت را آقای طبرانی در معجم کبیر از ابی عقیل انس از محمد بن ابراهیم بن علاء از اسماعیل بن عیاش از عبد الله بن محمد قرشی از یحیی بن ابی کثیر ، از سعید بن عبد الله اودی نقل می کند که ابی امامه در هنگام مرگش این قضیه را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به ما دستور داد که تلقین کنید ….

در آخر می گوید :من (نویسنده ) اشکالی در این سند نمی بینم .

ابن ملقن ، بدر المنیر ، ج ۵ ، چاپ دار الهجره ، ص ۳۳۳ به بعد

مجری :

این هم بخشی از برنامه های راه و بی راه در سال ۹۳ و ۹۴ بود که تقدیم حضور شما شد .

استاد یزدانی :

بعضی موضوعات مثل تبرک و توسل شاید موضوعاتی تکراری بود . اما یکی از موضوعاتی که کتابی در مورد آن نبود و حتی در شبکه هم بحثی در مورد آن نشده بود ، بحث تخریب خانه های بالاتر از کعبه بود . ما دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام ) را آوردیم که گفته بودند : جایز نیست در مکه خانه ای بالاتر از کعبه ساخته شود . این روایت را با سند صحیح از کتاب شریف کافی خواندیم .همین طور روایاتی با سند معتبر خواندیم که صحابه خانه هایی را که بالاتر از خانه کعبه بودند را تخریب می کردند . در عصر خلفا و بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) ، هر کس از جانب خلفا حاکم می شد ، خانه هایی که بالاتر از خانه کعبه بودند را تخریب میکرد .

جالب است که پیروان محمد بن عبد الوهاب که شهر مکه را تصرف کردند ، هر خانه ای که بالاتر از خانه کعبه ساخته شده بود را خراب کردند . در کتاب عجائب الآثار ، تألیف عبد الرحمن بن حسن جبرتی ، جلد ۳ ، صفحه ۳۹۸ :

وفی یوم الاحد حضر الشریف عبد الله ابن سرور وصحبته بعض أقاربه من شرفاء مکه وأتباعهم نحو ستین نفرا واخبروا انهم خرجوا من مکه مع الحجاج وان عبد العزیز بن مسعود الوهابی دخل إلى مکه من غیر حرب وولى الشریف عبد المعین أمیرا على مکه والشیخ عقیلا قاضیا وأنه هدم قبه زمزم والقباب التی حول الکعبه والابنیه التی اعلى من الکعبه وذلک بعد ان عقد مجلسا بالحرم وباحثهم على ما الناس علیه من البدع والمحرمات المخالفه للکتاب والسنه …

در روز یکشنبه ، ۲۲ صفر ۱۲۱۸ هـ ، آقای شریف عبد الله بن سرور حاضر شد ….

عبد العزیز بن سعود وهابی بدون جنگ وارد مکه شد . کارهایی انجام داد تمام گنبد هایی که در اطراف کعبه بود ، از جمله گنبدی که بر چاه زمزم بود و تمام ساختمان هایی که بالاتر از کعبه بود را خراب کردند . ( این کار را چه زمانی انجام داد ؟ ) مجلسی را در حرم تشکیل داد ، با علما بحث کرد و تمام کار هایی را که مردم انجام می دادند و خلاف کتاب و سنت بود و بدعت محسوب می شد را تصمیم گرفت از بین ببرد .

عبد الرحمن بن حسن جبرتی ، عجائب الآثار ، جلد ۳ . چاپ دار مکتبه المصریه قاهره ، ص ۳۹۸

این یکی از مباحثی بود که از مشترکات بین شیعه و سنی و حتی وهابی بود . یعنی در گذشته وهابی ها هم در این مسأله با مسلمانان هم اعتقاد بودند . اما متأسفانه به مرور زمان و به خاطر پیروی از هوای نفس و حب مال وریاست ، در اطراف خانه کعبه خانه هایی ساختند که شاید صد برابر یا شاید دویست برابر از خانه کعبه بزرگتر است . الان وقتی خانه کعبه را از بالا نگاه می کنیم ، مثل ریگی در میان کوه است .

این یکی از برنامه های به یاد ماندنی بود که هرگز فراموش نمی کنم و از توفیقات الهی بود که به صورت مفصل بحث کردیم .

تماس بینندگان

بیننده : عبد الله از کردستان ـ اهل سنت

بنده از استاد یزدانی می خواستم بپرسم که شرک به چه معنا است ؟

استاد یزدانی :

ما در بحث توحید به صورت مفصل توضیح خواهیم داد . اگر کسی در کنار خداوند ، خدای دیگری قائل باشد . ای یک نوع شرک است . نوع دوم از شرک این است که انسان قائل باشد به این که قدرتی غیر از قدرت الهی به صورت مستقل وجود دارد . یعنی کسی بگوید من کاری می توانم انجام دهم بدون قدرت الهی که این شرک در افعال است . ما باید هم در افعال و هم در ذات و هم در صفات موحد باشیم و در کنار خداوند هیچ قدرتی و هیچ کسی را تأثیر گذار ندانیم . این توحید می شود .

بیننده :

معنای توسل چیست ؟

استاد یزدانی :

توسل یعنی انسان معتقد باشد خداوند به بعضی از بندگانش آبرو داده و اگر ما به آبرو و حق و جایگاه آن بندگان ، خدا را قسم دهیم ، خداوند حاجت ما را برآورده می کند .

بیننده :

مثلا به مشهد می رویم . از امام رضا (علیه السلام) طلبی می کنیم .

استاد یزدانی :

این توسل نیست ، استغاثه است . شما این دو مطلب را با هم خلط کرده اید . استغاثه یعنی خداوند به بعضی از بندگان خود قدرت داده تا حاجات مردم را برآورده کنند . همان طور که خداوند به برادر شما این قدرت را داده که یک لیوان آب به شما بدهد ، به پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) هم قدرت داده که حاجت مردم را بعد از این که از دنیا رفتند ، بدهد . همان طور که خداوند در قرآن به همه مسلمانان دستور داده که سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بروید و از آن حضرت بخواهید که برای شما طلب استغفار کنند .

بیننده :

پیامبران مرده اند . مگر می شود در این دنیا تأثیری داشته باشد ؟

استاد یزدانی :

قرآن می فرماید تأثیر دارد . آیه ۶۴ سوره نساء که بنده در همین برنامه هم خدمت شما نشان دادم.

بیننده :

یعنی در مورد امامان هم همینطور هستند ؟

استاد یزدانی :

فرقی نمی کنند . هر کس به اندازه ای که نزد خداوند آبرو دارد ، خداوند به آن ها قدرت داده اند . ائمه (علیهم السلام) باشند یا صالحین باشند یا پدر و مادر باشند یا شهید باشند . هر کس به اندازه ای که خداوند به او توانایی داده ،‌ می تواند حاجت دهد . این که شرک نیست ، قدرت از خداوند است و این بنده صالح خداوند است .

بیننده :

من بارها در قرآن هم شنیدم که می گوید : أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ  . فقط خدا برای شما کافی است . زمر / ۳۶ .

استاد یزدانی :

این آیه اصلا ربطی به بحث توسل ندارد . ما هم همیشه در نماز می خوانیم که ایاک نعبد و ایاک نستعین . در آن جا ، قدرت مستقل برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) قائل باشد . اگر کسی به این قضیه معتقد باشد ، مشرک است . اگرکسی غیر خدا را عبادت کند ، هر عبادتی که باشد ،‌ شرک است . این ها با هم تعارض ندارد . همان طور که صحابه و پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم همین را فهیمدند . از نظر شما عایشه همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این آیات را نخوانده بود ؟

بیننده :

خوانده بودند .

استاد یزدانی :

پس چرا به صحابه دستور داد که از قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) درخواست حاجت کنند .

بیننده :

نه ، از قبر پیامبر در خواست نکردند . سر قبر آن حضرت رفتند و از خداوند در خواست کردند .

استاد یزدانی :

بنده در همین برنامه روایتش را نشان دادم . از قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) درخواست کردند. روایت در کتاب سنن دارمی ، جلد اول ، صفحه ۲۲۷ :

 حدثنا أبو النُّعْمَانِ ثنا سَعِیدُ بن زَیْدٍ ثنا عَمْرُو بن مَالِکٍ النُّکْرِیُّ حدثنا أبو الْجَوْزَاءِ أَوْسُ بن عبد اللَّهِ قال قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِینَهِ قَحْطًا شَدِیدًا فَشَکَوْا إلى عَائِشَهَ فقالت انْظُرُوا قَبْرَ النبی e فَاجْعَلُوا منه کووا إلى السَّمَاءِ حتى لَا یَکُونَ بَیْنَهُ وَبَیْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ قال فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَرًا حتى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَتْ الْإِبِلُ حتى تَفَتَّقَتْ من الشَّحْمِ فَسُمِّیَ عَامَ الْفَتْقِ .

وقتی به عایشه به خاطر قحطی شکایت می کنند ،‌دستور می دهد به سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بروید و بین آسمان و قبر آن حضرت پنجره ای قرار دهید . آن ها همین کار را انجام دادند و به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) استغاثه کردند . باران شدیدی آمد به حدی که تمام بیابان سرسبز شد و شتر ها چاق شدند و ترکیدند و آن سال را عام الفتق نامیدند .

سنن دارمی ، ج ۱ ، چاپ دار المغنی ، ص ۲۲۷

عایشه در این جا نگفته که سراغ خدا بروید . آیا قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خدا است ؟

مجری :

امکان دارد شما نقش قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در حاجت روا شدن بیان کنید .

بیننده :

من کاری به روایت ندارم .

مجری :

روایت از نظر اهل سنت با قرآن کوچک ترین تعارضی ندارد . حتی خبر واحد هم حجت است . در عقاید هم حجت است . پس این ادعای شما مردود است . حتی برخی تکفیر کرده اند .

بیننده :

من کاری به روایت ندارم .

استاد یزدانی :

این که می گویید کاری به روایت ندارم ، خودش کفر است .

بیننده :

من یک فرد عوام هستم ، نه طلبه و نه عالم هستیم .

استاد یزدانی :

شما اگر عوام هستید ، مستنداتی که به شما نشان می دهم را قبول کنید . اگر شما عوام هستید و قرآن خواندید ، عایشه در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بوده ، این آیات را خوانده و از زبان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هم شنیده . اما در عین حال از قبر آن حضرت حاجت خود را می خواهد . آیا ایشان به اندازه شما نمی فهمیده ؟

بیننده :

من از زبان خود شنیدم که اصلا عایشه را قبول ندارید .

استاد یزدانی :

اگر ما قبول نداریم ، شما که قبول دارید . من نظر امام صادق (علیه السلام) را خواندم که فرموده بودند سراغ قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بروید . شما برای من تعیین تکلیف نکنید . شما که سنی مذهب هستید عایشه را قبول دارید یا نه ؟

بیننده :

قبول دارم .

استاد یزدانی :

قرآن خواندند یا نخواندند ؟ آیا فهمیده یا نفهمیده ؟

بیننده :

خوانده و آن را فهمیده .

استاد یزدانی :

پس چرا سراغ قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) رفته ؟ چرا نگفت سراغ خداوند بروید ؟

بیننده :

سر قبر پیامبر هم که رفته ،‌سراغ خدا رفته .

استاد یزدانی :

قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) که خدا نیست . عایشه گفته : انْظُرُوا قَبْرَ النبی (ص) . سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه واله) بروید . این روایت استغاثه عملی به قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است . اگر سراغ قبر آن حضرت رفتند و از خدا خواستند ، ما هم سراغ قبر امام رضا (علیه السلام) می رویم و از خدا می خواهیم . شما با این قضیه چه مشکلی دارید ؟

بیننده :

مشکل من این است که می گویم پیامبر (صلی الله علیه وآله) از همه بندگان از حضرت علی رضی الله عنه یا هر کس دیگری عزیز تر و بالاتر است . به نظر من اگر بخواهیم به حضرت رسول هم توسل کنیم ، ایاک نعبد که می گوییم فقط خداوند است .

استاد یزدانی :

شما که به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) توسل می کنید ، به این معنا است که آن حضرت را عبادت می کنید ؟

بیننده :

توسل همان است .

استاد یزدانی :

توسل عمل کردن به دستور خداوند است . خداوند در سوره مبارکه نساء دستور داده :

 وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا . نساء/ ۶۴

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ … مائده / ۳۵

این ها آیات قرآن کریم است . شما که عوام هستید ، حداقل نظر عایشه را قبول کن . ایشان همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و از نظر شما ام المؤمنین است . این ها قرآن را خواندند و در عین حال سراغ قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) رفتند.

بیننده :

شما سندی در این باره دارید که بنده خودم آن را بررسی کنم .

استاد یزدانی :

روایت در کتاب سنن دارمی ، جلد اول ، صفحه ۲۲۷ :

 حدثنا أبو النُّعْمَانِ ثنا سَعِیدُ بن زَیْدٍ ثنا عَمْرُو بن مَالِکٍ النُّکْرِیُّ حدثنا أبو الْجَوْزَاءِ أَوْسُ بن عبد اللَّهِ قال قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِینَهِ قَحْطًا شَدِیدًا فَشَکَوْا إلى عَائِشَهَ فقالت انْظُرُوا قَبْرَ النبی e فَاجْعَلُوا منه کووا إلى السَّمَاءِ حتى لَا یَکُونَ بَیْنَهُ وَبَیْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ قال فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَرًا حتى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَتْ الْإِبِلُ حتى تَفَتَّقَتْ من الشَّحْمِ فَسُمِّیَ عَامَ الْفَتْقِ .

وقتی به عایشه به خاطر قحطی شکایت می کنند ،‌دستور می دهد به سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بروید و بین آسمان و قبر آن حضرت پنجره ای قرار دهید . آن ها همین کار را انجام دادند و به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) استغاثه کردند . باران شدیدی آمد به حدی که تمام بیابان سرسبز شد و شتر ها چاق شدند و ترکیدند و آن سال را عام الفتق نامیدند .

سنن دارمی ، ج ۱ ، چاپ دار المغنی ، ص ۲۲۷

محقق سنی مذهب می گوید :

رجاله ثقات وهو موقوف علی عائشه

روات ثقه هستند و از عایشه نقل شده .

بیننده :

این حدیث است ؟

استاد یزدانی :

بله حدیث است و سند کاملا صحیح است .

بیننده :

لطف کنید روایتی از صحیح بخاری و مسلم نشان دهید .

مجری :

طبق مبانی اهل سنت ، هر حدیث صحیح السندی در هر کتابی باشد ، حجت است . پس فرقی نمی کند که در بخاری باشد یا در مسلم یا در هر کتاب دیگری باشد .

استاد یزدانی :

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، صفحه ۸۳۰ ، روایت ۳۳۶۵ ، کتاب احادیث الانبیاء ، داستان حضرت هاجر را بیان می کند .

فقالت : اغث ان کان عندک خیر .

ایشان به حضرت جبرئیل استغاثه می کند و می گوید : به فریادم برس !

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، ص ۸۳۰ ، ح ۳۳۶۵

بیننده :

ایشان که قبل از پیامبر بوده .

استاد یزدانی :

شما گفتید که ایشان مسلمان بودند ، مشرک که نبودند .

بیننده :

خیلی از مسائل در زمان پیامبر بود .

استاد یزدانی :

حضرت ابراهیم هم آمده بوده تا شرک را از بین ببرد و موحد بودند .

مجری :

برادر عزیز ! عقاید که نسخ نمی شود . این مسائل فقهی است که نسخ می شود .

بیننده :

بنده همین گفتگو را ضبط کردم ، تحیقیق می کنم و با شما تماس می گیرم .

استاد یزدانی :

ما هفته آینده منتظر شما هستیم . هر پاسخی که علمایتان داده بودند ، می شنویم . روایت صریح است و در صحیح بخاری آمده . صحابه ای که روایت را نقل کردند ، می گفتند که این کار حضرت هاجر شرک بوده و الان جایز نیست .

بیننده : علی از افغانستان ـ اهل سنت

بنده دو سؤال از شما داشتم . معنای توحید و خدا شناسی چیست ؟

استاد یزدانی :

برنامه بعدی ما اقسام توحید را همراه معنای توحید را توضیح خواهیم داد . توحید در یک کلام یعنی قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (۱) اللَّهُ الصَّمَدُ (۲) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (۳) وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ (۴) این توحید است و تمام مباحث آن را می توان از همین سوره پیدا کرد .

بیننده :

اگر توحید ، خدا شناسی باشد . خدا هم از هر شخصی به ما نزدیک تر است . آیا خدا به ما نزدیک تر است یا امام حسن یا امام حسین ؟

استاد یزدانی :

خدا از همه به ما نزدیک تر است . شکی در آن نیست .

بیننده :

در این صورت ما باید از خدا طلب کنیم یا از حضرت علی ؟

استاد یزدانی :

خدا به اندازه شما این مسأله را می فهمید یا نمی فهمید ؟ چرا خداوند در همین قرآن که گفته نحن اقرب من حبل الورید ، در همین قرآن سوره مبارکه نساء ، آیه ۶۴ می فرماید :

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا . نساء/ ۶۴

آیا خدایی که از رگ گردن به شما نزدیک تر است ، خدایی که گفته : ایاک نعبد وایاک نستعین ، همین خدا به چه علت دستور داده که سراغ پیامبر (صلی الله علیه وآله) بروید و از آن حضرت بخواهید . علمای اهل سنت هم گفته اند که این استغاثه به قبر آن حضرت است .

بیننده :

آن زمان پیامبر خدا زنده بود .

استاد یزدانی :

نه ، صحابه از این آیه فهمیده اند که بعد از وفات آن حضرت سراغ قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) رفتند . این چه حرفی است که می زنید .

بیننده :

من از شما استغاثه نخواستم . بنده از شما توحید و خداشناسی را خواستم .

استاد یزدانی :

شما از بنده معنای توحید و خداشناسی را خواستید و بنده به صورت خلاصه آن را توضیح دادم . بعد شما سراغ استغاثه رفتید و گفتید از خدا بخواهید بهتر است یا از رسول خدا (صلی الله علیه وآله). من گفتم خدا دستور داده که ما سراغ پیامبر (صلی الله علیه وآله) برویم .

بیننده :

پس در این صورت فرق ما با کفار در چیست ؟

استاد یزدانی :

کفار برای بت ها قدرت قائل بودند . برای اجنه و ملائکه قدرت مستقل در برابر خداوند قائل بودند . آن ها کسانی را بین خود و خدا واسطه قرار می دادند که خداوند وساطت آن ها را قبول نداشت . خدا آن را شرک می دانست . بتی که هیچ تأثیری در این عالم ندارد را به عنوان واسطه می بردند . اما پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) را خداوند قدرت داده و در سوره مبارکه نساء به ما دستور داده که سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بروید . فرقش در این است . خداوند وساطت بت ها را قبول نداشت . اما خداوند در قرآن دستور داده که آن حضرت را واسطه قرار دهید .

شما حنفی هستید ؟

بیننده :

بله ، حنفی هستم .

استاد یزدانی :

تا به حال توضیح المسائل فقه حنفی را خوانده اید ؟

بیننده :

نه ، نخوانده ام .

استاد یزدانی :

انسان حنفی باشد و توضیح المسائل حنفی ها را نخوانده باشد ،‌طبیعی است که گرفتار شبهات شود . کتاب توضیح المسائل فقه حنفی ، تألیف مولانا عبد الواحد فقیری هروی (استاد دانشگاه الهیات هرات ) ، جلد اول عبادات ، چاپ شیخ الاسلام جام ، صفحه ۵۰۸ :

بعد برای خود و برای پدر و مادر و کسی که او را به دعا وصیت نموده و برای همه مسلمانان و بعد در برابر سر مبارک برگردد و باین راز و نیاز بپردازد اللهم انک قلت وقولک الحق (که خدایا تو دستور دادی و حرف تو حق است) : وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا . وقد جئناک سامعین قولک وطائعین امرک مستشفعین بنبیک .

خیلی واضح است که این طلب شفاعت از رسول خدا (ٌصلی الله علیه وآله) است .

مولانا عبد الواحد فقیری هروی ، توضیح المسائل فقه حنفی ، ج ۱ ، چاپ شیخ الاسلام جام ، ص ۵۰۸

هم چنین محمد شفیع عثمانی ، مفتی کل شبه قاره در دوران خودش بوده در کتاب تفسیر معارف القرآن ، با ترجمه مولانا محمد یوسف حسین پور ، چاپ ایران ، در تفسیر آیه ۶۴ سوره نساء می گوید :

وحضور در خدمت آن حضرت همان طور که در زمان حیات بود ، هم چنین امروز حضور بر روضه اقدس هم در همین حکم هست .

بر خلاف سخنی که شما بیان کردید .

حضرت علی (علیه السلام) فرموده وقتی ما رسول الله را دفن کرده ، فارغ شدیم . بعد از سه روز یک روستایی آمد و بر مقبره آن حضرت افتاد و زار زار گریست . لذا حضرت علی آیه فوق را به وی معرفی کرد و گفت الله تعالی در این آیه وعده فرموده اگر گنهکاری در خدمت رسول خدا حاضر باشد و رسول برای او دعای مغفرت کند گناهان او آمرزیده می شوند . بنابراین او گفت من در خدمت شما حاضر شده ام که شما در حق من دعای مغفرت بفرمایید . کسانی که در آن وقت حاضر بودند ، بیان می فرمایند که در جواب آن از روضه اقدس این صدا برآمد که قد غفر لک یعنی مغفرت شدی . (بحر المحیط )

محمد شفیع عثمانی ،‌ تفسیر معارف القرآن ، با ترجمه مولانا محمد یوسف حسین پور ، ذیل سوره ۶۴ نساء

این عالم شما و مفتی حنفی ها در پاکستان بوده . ایشان به اندازه شما قطعا قرآن و روایت خوانده بوده و می دانسته که خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است . اما به این آیه برای طلب استغفار از پیامبر (صلی الله علیه وآله) استفاده می کند .

بیننده :

سند را به بنده نشان دهید .

استاد یزدانی :

محمد شفیع عثمانی ، مفتی کل شبه قاره در دوران خودش بوده در کتاب تفسیر معارف القرآن ، با ترجمه مولانا محمد یوسف حسین پور ، چاپ ایران ، در تفسیر آیه ۶۴ سوره نساء . یک مفتی این مطلب را در کتاب خود بیان کرده . ایشان قبول کرده ،‌شما قبول نمی کنید ؟؟!!!!

بیننده :

مفتی ما که پیامبر خدا نیست ؟

استاد یزدانی :

مفتی شما پیامبر نیست ؛ اما روایت از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل می کند .

بیننده :

من می خواهم اسلام و خدا را بشناسم ، این به مفتی چه ارتباطی دارد ؟

استاد یزدانی :

شما از مفتی بهتر می فهمید ، از این آیه به ما جواب دهید .

بیننده :

شأن نزول این آیه چیست ؟

استاد یزدانی :

هر شأن نزولی داشته باشد ، فرقی نمی کند . شرح نزول مخصص نیست . هر کدام از آیات قرآن شأن نزول دارند ؛ اما در همه موارد قابل استفاده است .

بیننده :

اگر این طور باشد که هر کس می تواند هر طور بخواهد از قرآن برداشت کند ، مثل یهود و نصارا می شود .

استاد یزدانی :

محمد شفیع عثمانی از یهود و نصارا است ؟ این عالم سنی هروی که از این آیه برداشت کرده بود ، یهودی بود یا مسلمان بود ؟

تمام اهل سنت افغانستان محمد شفیع عثمانی را می شناسند و قبول دارند . واقعا عجیب است که شما نمی شناسید .

بیننده :

من به ایشان کاری ندارم . شأن نزول آیه در مورد چیست ؟

مجری :

شأن نزول در معنای آیه هیچ تأثیری ندارد . یک قاعده ای است که العبرۀ بعموم اللفظ ولا بخصوص السبب . این یک قاعده در بین مفسرین و اصولیین شیعه و سنی است که شأن نزول در حکم تأثیر ندارد . آیه وارد شده ، اگر شما در مورد آیه و دلالتش بر توسل اشکال دارید ، اشکال خود را بیان کنید.

بیننده :

این طور باشد که هر کس می تواند برداشت خود را از قرآن داشته باشد .

مجری :

ما و علمای اهل سنت از این آیه ، توسل را برداشت کرده ایم . این شما هستید که علمای مسلمین مخالفت کردید . اگر در این زمینه دلیل و اشکالی دارید ، بفرمایید .

بیننده :

در قرآن آمده : لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ . کافرون / ۶ .

استاد یزدانی :

ما همه مسلمانان یک طرف ،‌شما یک طرف . شما نه قرآن را و نه سخن علمای اهل سنت را قبول ندارید و برای حرف خود هم دلیل ندارید .

مجری :

اگر شما قرآن را قبول دارید ، یک اشکال به این آیه وارد کنید . شأن نزول در معنای آیه تأثیری ندارد .

استاد یزدانی :

شما محمد عمر سربازی را می شناسید . ایشان قطب الاقطاب سیستان و بلوچستان است که در تفسیر خود ، تفسیر تبیین القرآن ، جلد ۷ ، صفحه ۲۵۳ به بعد می گوید :

ولو انهم اذ ظلموا … ، می فرماید اگر همین کسان پس از این که در حق خودشان ظلم نمودند ، متوجه خطایشان می شدند و نزد دیگری نمی رفتند و یک راست به سراغ پیامبر می آمدند و از ظلم خودشان پشیمان می شدند و استغفار می کردند ، حتما استغفارشان را قبول می کردیم و رسول خدا (صلی الله علیه وسلم ) نیز در حق آن ها استغفار می کرد .

در صفحه بعد ادامه می دهد :

اعرابی بعد از این بیت خطاب به قصر شریف (علی ساکنها الصلاه و السلام) گفت : خداوند متعال در حق تو فرموده : ولو انهم اذ ظلموا …. تا رحیما ، من هم مجرم هستم و تقاضا دارم برای من هم در بارگاه پروردگار من دعا و استغفار نمایی . حضرت علی علیه السلام می فرماید : وقتی که آن مرد این آیه را خواند از قبر آن حضرت آواز آمد : قد غفر لک وهمه ی ما آن آواز را شنیدیم . لازم به یادآوری است که این روایت به دو طریق نقل شده است . علاوه بر این که صاحب بحر المحیط  علامه ابن کثیر هم این قصه را از علامه عتبی نقل کرده است .

از روای حضرت علی چنین معلوم می گردد که آن حضرت در روضه ی مطهره اش زنده هستند و گاهی جواب زائران را به صورت خرق عادت می دهد .

محمد عمر سربازی ، تفسیر تبیین القرآن ، ج ۷ ، ص ۲۵۳

این سخن را قطب الاقطاب ، محمد عمر سربازی ، گفته اند . محمد شفیع عثمانی ، مفتی کل شبه قاره ، هم یک چیز می گوید .

در آخر برنامه هم از شما و آقای حسینی عزیز که زحمت اجرای برنامه را کشیدید و در بسیاری از کلیپ ها کمک های زیادی کردید ، تشکر می کنم . خدا توفیق داد که راه و بی راه را ۱۱۰ برنامه رفتیم و  ان شاء الله بحث توحید را هم به همین اندازه خواهیم رفت تا ثابت کنیم خدا ما کیست و خدای سلفی ها و وهابی ها کیست ؟

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان عزیز تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .