طبق روایت صحیح مسلم ، کسی که نوحه خوانی کند ، خداوند در قیامت شلواری از آتش بر تن او می کند و طبق روایت ابن سعد در طبقات کبری که ابن حجر آن را تصحیح نموده ، عایشه بعد از این که ابوبکر از دنیا رفت ، زن های مهاجر و انصار را در خانه خود جمع کرده و برای ابوبکر نوحه خوانده و سینه زدند
پاسخ وهابی ها و مخالفین عزاداری در باره این روایات چیست ؟

برنامه : چالش ویژه ایام محرم (۶)

تاریخ : ۱۷ / ۰۷ / ۹۵

مجری :

السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین (علیهم السلام)

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت دارم . هفتمین برنامه چالش ویژه محرم را با کارشناسی استاد ارجمند ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی تقدیم حضور شما خواهیم کرد . امیدوارم که تا پایان برنامه ما را همراهی کنید .

استاد یزدانی :

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . این ایام را تسلیت عرض می کنم و امیدوار هستم که ما را در عزاداری های خود از دعای خیر فراموش نفرمایید .

مجری :

سؤال ثابت برنامه را مطرح بفرمایید تا این که کلیپ ها را با هم ببینیم .

استاد یزدانی :

سؤال دومی که ما در این شب ها از شبکه های وهابی پرسیدیم و آن ها جوابی برای آن نداشتند ، روایتی است که در کتاب الطبقات الکبری ، تألیف ابن سعد ، جلد ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۱۵۶ با سند صحیح نقل شده است .

قال أخبرنا یونس بن یزید عن الزهری عن سعید بن المسیب قال لما توفی أبو بکر أقامت علیه عائشه النوح فبلغ عمر فجاء فنهاهن عن النوح على أبی بکر فأبین أن ینتهین فقال لهشام بن الولید أخرج إلى ابنه أبی قحافه فعلاها بالدره ضربات فتفرق النوائح حین سمعن ذلک وقال تردن أن یعذب أبو بکر ببکائکن إن رسول الله e قال إن المیت یعذب ببکاء أهله علیه .

یونس از ابن وهب از یونس بن یزید از ابن شهاب از سعید بن مسیب نقل می کند که وقتی ابوبکر از دنیا رفت ، عایشه برای او مجلس نوحه برگزار کرد . عمر بن خطاب مقابل درب این مجلس آمد و آن ها را از گریه بر ابابکر نهی کرد . آن ها قبول نکردند و گفتند که ما گریه می کنیم . عمر به هشام بن ولید دستور داد که داخل خانه برو و دختر ابی قحافه ، خواهر ابوبکر را بیاور . وقتی عایشه این دستور را شنید ، به هشام گفت : من به خانه خودم بیشتر از تو نیاز دارم . عمر به هشام گفت : داخل شو من به تو اجازه داخل شدن می دهم و اجازه عایشه لازم نیست . هشام وارد شد و ام فروه خواهر ابوبکر را نزد عمر برد و عمر هم او را با تازیانه به شدت کتک زد . وقتی که نوحه خوان ها خبر کتک خوردن ام فروه را شنیدند ، متفرق شدند .

ابن سعد ، الطبقات الکبری ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۳ ، ص ۱۵۶

از طرف دیگر ما روایت صحیح در صحیح مسلم داریم که هر کس نوحه بخواند ،کافر داریم . صحیح مسلم ، جلد اول ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۸۲ ، کتاب الایمان ، باب ۳۰ باب اسم الکفر علی الطعن فی النسب و النیاحه :

بَاب إِطْلَاقِ اسْمِ الْکُفْرِ على الطَّعْنِ فی النَّسَبِ وَالنِّیَاحَهِ

۶۷ وحدثنا أبو بَکْرِ بن أبی شَیْبَهَ حدثنا أبو مُعَاوِیَهَ ح وحدثنا بن نُمَیْرٍ واللفظ له حدثنا أبی وَمُحَمَّدُ بن عُبَیْدٍ کلهم عن الْأَعْمَشِ عن أبی صَالِحٍ عن أبی هُرَیْرَهَ قال قال رسول اللَّهِ e اثْنَتَانِ فی الناس هُمَا بِهِمْ کُفْرٌ الطَّعْنُ فی النَّسَبِ وَالنِّیَاحَهُ على الْمَیِّتِ .

ابو صالح از ابوهریره نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : دو چیز در مردم وجود دارد که باعث کفر در آن ها می شود . یکی طعن در نسب و نوحه خوانی بر میت .

مسلم نیشابوری ، صحیح مسلم ، چاپ دار الکتب العربیه ، با تحقیق دکتر فؤاد عبد الباقی ، ج ۱ ، ص ۸۲ ، کتاب الایمان

روایت خیلی واضح است که طبق گفته رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نوحه خوان کافر است و طبق روایت صحیحی که ابن سعد و ابن حجر تصحیح کرده ، عایشه بعد از وفات ابوبکر ، مجلس نوحه خوانی برگزار کرده . نظر شبکه های وهابی در مورد این دو روایت چیست ؟ آیا سینه زنی جایز است ؛ پس بیایید و سینه بزنید . اگر جایز نیست ، نظر شما در مورد روایت صحیح مسلم چیست ؟ ما در این باره حکم نمی کنیم و حکم را به شبکه های وهابی واگذار می کنیم .

مجری :

قبل از این که کلیپ اول را ببینیم ، ممکن است در این جا سؤالی مطرح شود که وقتی عمر به آن مجلس نوحه که عایشه برگزار کرده بود ، چطور به عایشه کاری نداشته یعنی همان طور که بقیه زنان را کتک زد ، چرا عمر به عایشه کاری نداشت ؟

استاد یزدانی :

اصل این روایت در صحیح بخاری آمده . بخاری به خاطر حفظ آبروی عایشه و عمر بن خطاب ، روایت را به صورت عجیبی تحریف کرده . صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، جلد ۲ ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، صفحه ۸۵۲ ، کتاب الخصومات ، باب ۴ :

بَاب إِخْرَاجِ أَهْلِ الْمَعَاصِی وَالْخُصُومِ من الْبُیُوتِ بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ وقد أَخْرَجَ عُمَرُ أُخْتَ أبی بَکْرٍ حین نَاحَتْ .

باب خارج کردن اهل گناه و دشمنان از خانه هایشان بعد از این که به آن ها فهماندیم .

در ادامه روایتی را به صورت قطعی نقل می کند :

عمر بن خطاب وقتی خواهر ابوبکر نوحه خواند از خانه اش بیرون کرد .

صحیح بخاری ،‌ چاپ دار ابن کثیر ، ج ۲ ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، ص ۸۵۲ ، باب ۴

این روایت در صحیح بخاری آمده . طبیعی است که روایت را به خاطر مصلحت اندیشی هایی که همیشه دارد ، به صورت کامل نقل نکرده است . باز همین روایت در صحیح بخاری ، جلد ۶ ، صفحه ۲۶۴۰ ، کتاب الاحکام ، باب ۵۲ :

بَاب إِخْرَاجِ أَهْلِ الْمَعَاصِی وَالْخُصُومِ من الْبُیُوتِ بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ وقد أَخْرَجَ عُمَرُ أُخْتَ أبی بَکْرٍ حین نَاحَتْ .

باب خارج کردن اهل گناه و دشمنان از خانه هایشان بعد از این که به آن ها فهماندیم .

عمر بن خطاب وقتی خواهر ابوبکر نوحه خواند از خانه اش بیرون کرد .

صحیح بخاری ،‌ چاپ دار ابن کثیر ، ج ۲ ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، ص ۲۶۴۰ ، کتاب الاحکام ، باب ۵۲

بنابر این در اصل این اتفاق هیچ تردیدی وجود ندارد . اما چرا فقط خواهر ابوبکر را کتک زد . به حدی کتک زد که چادر یکی از نوحه خوان ها از سرش افتاد . چرا عایشه را نزد ، در صورتی که عایشه بانی مجلس و صاحب عزا بود ؟ جواب این مسأله را آقای ابن جوزی در کتاب کشف المشکل من حدیث الصحیحین ، متوفای ۵۹۷ هـ ، با تحقیق دکتر علی حسین البواب ، چاپ دار الوطن عربستان ، جلد اول ، صفحه ۵۹ و ۶۰ ، داده است .

حدثنا محمد بن سعد قال : أخبرنا عثمان بن عمر قال : أخبرنا یونس بن یزید عن الزهری عن سعید بن المسیب قال : لما توفی أبو بکر أقامت عائشه النوح ، فبلغ عمر ، فجاء فنهاهن عن النوح على أبی بکر ، فأبین أن ینتهین ، فقال لهشام بن الولید : اخرج إلى ابنه أبی قحافه ، فعلاها بالدره ضربات ، فتفرق النوائح حین سمعن ذلک ، وقال : تردن أن یعذب أبو بکر ببکائکن ، إن رسول الله e قال : ‘ إن المیت یعذب ببکاء أهله علیه ‘ . قلت : ابنه أبی قحافه هی أم فروه أخت أبی بکر ، فلما لم یمکنه أن یکلم عائشه هیبه لها واحتراما ، أدب هذه .

از سعید بن مسیب نقل می کند که وقتی ابوبکر از دنیا رفت ، عایشه مجلس نوحه برگزار کرد . خبر به عمر رسید . عمر نزد نوحه خوان ها آمد و آن ها را از این کار نهی کرد . عمر به هشام گفت که به زور وارد خانه شد و خواهر ابوبکر را خارج کرد و چندین ضربه به او زد . نوح خوان ها وقتی که کتک خوردن او را دیدند ، متفرق شدند و عمر بن خطاب می گفت : شما می خواهید ابوبکر را با گریه خود عذاب دهید . چون پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : میت با گریه خانواده اش عذاب می شود .

دلش برای ابوبکر سوخته بود ، به همین دلیل خواهر ابوبکر را کتک زد .

ابن جوزی در ادامه میگوید : منظور از دختر ابی قحافه ، ام فروه خواهر ابوبکر است . وقتی عمر نتوانست با عایشه صحبت کند ( یا کتک بزند ) ، به خاطر احترام و هیبت عایشه ، ام فروه را ادب کرد و کتک زد .

ابن جوزی ، کشف المشکل ، چاپ دار الوطن ریاض ، با تحقیق دکتر علی حسین بواب ، ج ۱ ، ص ۵۹ و ۶۰

زورش به عایشه نرسید ، عمه عایشه ، خواهر ابوبکر را کتک زد . این جوابی است که ابن جوزی می دهد و طبیعی است که جواب قانع کننده ای هم باشد . چون کسی که باید کتک می خورد ، کسی بود که مجلس را برگزار کرده بود ؛ اما به جای آن خواهر ابوبکر کتک خورد .

مجری :

این هم سؤالی که با شرح یکی از علمای اهل سنت ، آقای ابن جوزی ، جوابش خیلی واضح شد . کلیپ اول را با هم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

بیننده : حسین از ایران

راوی می گوید : لما توفی ابابکر اقامت علیه عائشه النوح .

خدمتی ، کارشناس وهابی :

خیر ، اینطور نیست ؛ بلکه می گوید : لما توفی رسول الله ، شما اشتباه کردید .

بیننده :

این یک روایت دیگر است .

خدمتی ، کارشناس وهابی :

آن روایت صحیح نیست . روایتی که هست این است که عایشه خودش می گوید : زمانی که سر مبارک رسول الله صلی الله علیه وسلم در سینه و روی بدن من بود و رحلت فرمود ، آن زمان دیدم که همه زنان انصار و مهاجر جمع شدند و به سرو صورت زدم . من هم به سر و صورت زدم و این اشتباه من بود ، کانت من حداثت سنی وسفاهت عقلی ، این را می گوید . حال شما چه را می خواهید برسانید . عایشه به صورت خود زد . یعنی شما حضرت عایشه را الگوی خود قرار می دهید ؟

بیننده :

این روایت ، آن روایت نیست .

خدمتی ، کارشناس وهابی :

حتی اگر روایت دیگری هم باشد ، ده ها روایت دیگر باشد ، عایشه به شما چه ارتباطی دارد ؟ آن روایت منظورش این بوده که اگر شما ها به سر و صورت خود بزنید ، نه عایشه !

بیننده :

چه ربطی دارد ؟ روایت می گوید : هر کس نوحه بخواند .

خدمتی ، کارشناس وهابی :

من عرض می کنم که شما چه ربطی به عایشه دارد و عایشه به شما چه ربطی دارد ؟ آن که مادر شما نیست ، زیرا که شما مؤمن نیستید .

این بیننده می خواستند روایت ام المؤمنین عایشه را بیاورد که به سر و صورت زدند . بعد گفتند : زمان رحلت ابوبکر این کار را کرده . شما بیمار هستید ؛ چون اولا ، شما سایه عایشه را با تیر می زنید . بعد هم حدیثی را برایش می سازید که به نفع خودتان باشد !!!! امت اسلامی این را از شما نمی پذیرد .

این مسأله عزاداری و سیاه پوشی و سینه زنی به قصد عزاداری و اظهار ناراحتی به خاطر شهادت حضرت حسین ، این یک بدعت در دین است .

مجری :

این هم از جواب های عجیب و غریب آقای خدمتی که باز هم سراغ روایت مسند احمد رفتند . بیننده می گفت من روایت دیگری را خواندم و بعد هم در نهایت گفتند : عایشه به شما ربطی ندارد و شما روایت را از خودتان ساختید .

استاد یزدانی :

ما روایت را نشان دادیم . ما اگر این قدر قدرت داشتیم که در کتاب طبقات ابن سعد نفوذ می کردیم ، این ها را اضافه می کردیم . می دانیم که آقای خدمتی روایت را دیده و ترس تمام وجودش را برداشته و نمی خواهد که بیننده این روایت را بخواند . روایت خیلی واضح و روشن است و سند آن کاملا صحیح می باشد و هیچ اشکالی نمی توانند به سند روایت بگیرند . به خاطر همین سراغ روایت قبلی می روند که آن ها در روایت قبلی هم مفتضح شدند ؛ ولی باز هم می خواهند در همان افتضاح باقی بمانند .

عایشه که برای ما حجت نیست . ما این روایت را از باب این که برای ما حجت باشد که نمی گوییم ؛ بلکه از این باب روایت را نقل میکنیم که عایشه و عمل او برای شما حجت است . یا عمل عایشه حجت است و باید سینه بزنید ، یا این که بگویید سینه زنی جایز نیست و عایشه طبق روایت صحیح مسلم ، کافر شده . یکی از این دو را باید بپذیرید و راه فراری وجود ندارد .

مجری :

آقای خدمتی بخش اول روایت را پذیرفتند و گفتند این سینه زنی ها و این اعمال بدعت است و آن روایت صحیح مسلم برای شیعه ها است نه برای عایشه .

استاد یزدانی :

مگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) فقط برای شیعه ها صحبت کرده ؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده که هر کس نوحه بخواند . بنده باز هم روایت را نشان می دهم . مختصر صحیح مسلم ، با ترجمه آقای ترشابی ، صفحه ۹۷ :

عن أبی هُرَیْرَهَ قال قال رسول اللَّهِ e اثْنَتَانِ فی الناس هُمَا بِهِمْ کُفْرٌ الطَّعْنُ فی النَّسَبِ وَالنِّیَاحَهُ على الْمَیِّتِ .

ابوهریره می گوید : دو چیز در میان مردم رواج دارد که در حق آنان کفر به شمار می رود . طعنه زدن در نسب و نوحه خوانی بر میت .

عبد القادر ترشابی ، مختصر صحیح بخاری ، چاپ ایران ، ص ۹۷ ، باب ۳۵

در این جا پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید : دو چیز در میان مردم ! پس شامل همه می شود ، فقط شیعه را مخاطب قرار نداده .

مجری :

کلیپ دوم را می بینیم که یکی دیگر از به اصطلاح کارشناسان وهابی در بحث نوحه خوانی است.

کلیپ ۲ ) :

بیننده :

کسی نمی تواند خارج از چهار چوب عمل کند و به قول معروف سلیقه ای نیست که من بخواهم یک قسمت را به سلیقه خودم انتخاب کنم و بگویم نه این طور نیست . این که از ابتدای محرم شبکه های شما و شبکه های مخالف شما در مورد نوحه خوانی صحبت می کنند که شما می گویید مخالف شریعت است و شبکه های شیعه و شبکه ولایت می گویند که ثواب هم دارد .

در فقه شما فتوایی است که اگر کسی نوحه خوانی کند ، حکمش مشخص است که بنده نمی خواهم بیان کند . ام المؤمنین عایشه این کار را دو مرتبه کرده . یک مرتبه برای حضرت رسول (صلی الله علیه وآله وسلم ) ، یک مرتبه هم برای پدرشان و بعد از آن برای برادرشان عبد الرحمن .

اگر ما نخواهیم که سلیقه ای انتخاب کنیم ، شما به این سه مورد چطور پاسخ می دهید .

احراری ، کارشناس وهابی :

پیامبر خدا به شما دستور داده که نوحه گریی نکنید . سیرت ایشان هم اشاره به این امر دارد . زنی بر سر قبر پسرش که به تازگی از دنیا رفته بود ، گریه و زاری می کرد . پیامبر به آن زن گفت : صبر کن . آن زن حرف پیامبر را گوش نکرد و گفت این که بچه تو نیست . بعد که پیامبر رفت و گفتند که ایشان رسول خدا (صلی الله علیه وسلم ) بود . گفت : یا رسول الله ! من اشتباه کردم . حضرت گفتند : تو باید از همان اول صبر کنی .

در تفکر دینی ، مرگ برای انسان شروع زندگی واقعی است . کسی پرونده اعمالش به خوبی بسته می شود و از این دنیا می رود و می خواهد مورد بخشش قرار بگیرد ، برایش شادمانی و سرور است ؛‌اما کسی که مجرم و گنهکار است ،‌ طبیعتا شرایطش فرق می کند . نگرش اهل ایمان هم نسبت به این موارد بر اساس همانی است که خداوند میگوید .

مجری :

این هم از آقای احراری که پاسخ بیننده را به صورت یک داستان بیان کردند ؛ اما پاسخ درستی به مطالب و استدلالات بیننده ندادند . البته آن برنامه اشکالات فنی و پارازیت هم داشت که اگر پاسخی برای این روایت دارند و فکر می کنند که حق آن ها ضایع شده ، ما حاضر هستیم پاسخ آن ها را پخش کنیم .

اما در هر صورت این نهایت استدلالی بود که ایشان بیان کردند و هیچ ارتباطی به اصل روایت نداشت .

استاد یزدانی :

روایت کاملا واضح است و برای این آقایان بن بستی است که هیچ راه فراری ندارد . یعنی به هر سمتی که فرار کنند ، به نفع ما می شود . یا باید قبول کنند که سینه زنی جایز است و ثواب دارد ، همانطور که عایشه زده . یا این که باید طبق روایت صحیح مسلم بپذیرند که کفر است . متأسفانه بیننده اهل سنت که دیروز تماس گرفته بود ، کفر عایشه را قبول کرد که ما این را نمی پذیریم . ما به آن ها توصیه می کنیم که قبول کنید که سینه زنی جایز است و سینه بزنید ، این کار سختی نیست . ما امیدواریم که همین راه را انتخاب کنند .

مجری :

با توجه به مطالبی که برخی از بینندگانی که تماس می گیرند و مطرح می کنند ، سؤالی ایجاد می شود که آیا همین دوبار بوده که عایشه مجلس سینه زنی و نوحه خوانی بر پا کرده یا این که این کار سیره عایشه بوده ؟

استاد یزدانی :

عایشه بر خلاف عمر و پسرش که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) روایت نقل می کردند که ان المیت لیعذب ببکاء اهله ، تصورش این بود که گریه و عزاداری و نوحه خوانی برای میت هیچ اشکالی ندارد که ما قبلا روایت آن را از صحیح بخاری و صحیح مسلم به صورت مفصل بررسی کردیم که عایشه می گفت : عمر بن خطاب در این قضیه اشتباه کرده و روایت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) چیز دیگری بوده. به همین خاطر عایشه همیشه در عزای نزدیکانش که از دنیا می رفتند ،‌ عزاداری می کرد . بنده روایت آن را از منابع اهل سنت با سند معتبر نشان خواهم داد .

کتاب الطبقات الکبری ، تألیف محمد بن سعد زهری (معروف به ابن سعد) ، جلد ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۲۶۲ به بعد :

یعقوب بن ابراهیم بن سعد از پدرش از صالح بن کیسان از مسلم بن شهاب داستان ضربت خوردن عمر بن خطاب و این که چرا ابولؤلؤ به مدینه آمد را بیان می کند و در صفحه ۲۶۳ ادامه می دهد :

قال فبکى علیه القوم حین سمعوا فقال لا تبکوا علینا من کان باکیا فلیخرج ألم تسمعوا ما قال رسول الله e قال یعذب المیت ببکاء أهله علیه فمن أجل ذلک کان عبد الله بن عمر لا یقر أن یبکى عنده على هالک من ولده ولا غیرهم وکانت عائشه زوج النبی e تقیم النوح على الهالک من أهلها فحدثت بقول عمر عن رسول الله e فقالت یرحم الله عمر وابن عمر فوالله ما کذبا ولکن عمر وهل إنما مر رسول الله e على نوح یبکون على هالک لهم فقال إن هؤلاء یبکون وإن صاحبهم لیعذب وکان قد اجترم ذلک ….

وقتی عمر بن خطاب از دنیا می رفت ، عده ای که در آن جا بودند ، گریه کردند . عمر بن خطاب نهی کرد و گفت : برای من گریه نکنید . هر کس می خواهد گریه کند ، از پیش من بیرون برود . مگر از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نشنیده اید که فرمودند : میت با گریه خانواده اش بر او عذاب می شود و شما می خواهید که من عذاب شوم . به همین خاطر عبد الله بن عمر به هیچ کس اجازه نمی داد که در مقابلش گریه کند . چه فرزندش می میرد یا کسی دیگری می مرد . اما عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر هر کس از خانواده اش از دنیا می رفت ، مجلس نوحه بر پا می کرد . وقتی روایت عمر بن خطاب از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را برای او خواندند ، گفت : خدا عمر و پسرش را رحمت کند . این دو نفر دروغ نگفتند ؛ اما عمر دچار اشتباه و فراموشی شده . از کنار پیامبر (صلی الله علیه وآله)می گذراندند که خانواده اش بر او گریه می کردند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) به آن ها فرمود : این ها برای مرده گریه می کنند و آن مرده عذاب می شود .

اصلا سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این نبود که هر کس بر مرده گریه کند ، او عذاب می شود . طبق روایت صحیح مسلم یا صحیح بخاری ، حضرت آن شخص خاص را گفت که یک فرد یهودی بود که از دنیا رفته بود و خانواده اش گریه می کردند . حضرت فرمودند : آن یهودی عذاب می شود و خانواده اش بر او گریه می کنند . یعنی گریه خانواده اش بر آن مرده سودی ندارد و او در حال عذاب است؛ اما عمر بن خطاب تصور کرده بود که هر کس بمیرد و خانواده اش بر او گریه کنند ، عذاب می شود . قضیه عایشه کاملا بر عکس عمر بود .

همیشه بر هر کسی که از خانواده اش می میرد ، مجلس نوحه تشکیل می داد .

ابن سعد ، طبقات الکبری ، ج ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۲۶۲ به بعد

هیمن روایت را آقای ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق ، چاپ دار الفکر بیروت ، جلد ۴۴ ، صفحه ۴۱۳ با همان سند از یعقوب بن ابراهیم بن سعد ، از پدرش از صالح بن کیسان از ابن شهاب زهری نقل کرده که مفصل است تا صفحه ۴۱۵ می گوید :

قال فبکى علیه القوم حین سمعوا فقال لا تبکوا علینا من کان باکیا فلیخرج ألم تسمعوا ما قال رسول الله e قال یعذب المیت ببکاء أهله علیه فمن أجل ذلک کان عبد الله بن عمر لا یقر أن یبکى عنده على هالک من ولده ولا غیرهم وکانت عائشه زوج النبی e تقیم النوح على الهالک من أهلها

ابن عساکر ، تاریخ مدینه دمشق ، چاپ دار الفکر بیروت ، ج ۴۴ ، ص ۴۱۳ به بعد

مجری :

این هم پاسخ به آن دسته از عزیزانی که می گفتند عایشه فقط یک بار انجام داده و توبه کرد . باز هم انجام داد و دوباره توبه کرد . البته هیچ کدام از توبه ها اثبات ندارند و فقط ادعایی بود که مطرح کردند. اما این سیره عایشه بود که همواره در عزای نزدیکانش مجلس نوحه برگزار می کرد .

کلیپ بعدی تماس بیننده ای است که از کارشناس وهابی در مورد فلسفه عزاداری سؤال می کند.

کلیپ ۳ ) :

بیننده :

مشکل این که ما برای امام حسین (علیه السلام) سینه می زنیم یا زنجیر می زنیم ، چیست ؟

احراری ، کارشناس وهابی :

شما وقتی نسبت به کسی اظهار علاقه می کنید و می خواهید دوستی خود را نشان دهید ،‌ باید به خودت آزار برسانید ؟

بیننده :

منظور بنده سینه زنی و زنجیر زنی است .

احراری ، کارشناس وهابی

خود سینه زنی آزار رساندن به بدن نیست ؟ خود زنجیر زدن آزار رساندن نیست ؟ یعنی شما یک نفر را دوست دارید . آیا بهتر است که از دستورات او اطاعت کنید یا مثلا ادا و اصول یک انسان پریشان و مریض را در بیاورید ؟

بیننده :

به نظر بنده اگر ما خود را هم برای اهل بیت (علیهم السلام) بکشیم هم کار زیادی برای آن عزیزان انجام نداده ایم ، چه برسد به این که برای آن ها سینه یا زنجیر بزنیم .

احراری ، کارشناس وهابی :

من از شما سؤال می کنم که یک فردی تو را دوست دارد . می خواهد به تو ابراز علاقه کند . آیا تو زمانی دوست داشتن او را می پذیری که او ، آن چه را که تو دوست داری یا آن چه را که تو می خواهی عمل کند . یا این که نه آن فرد ، ادا و اصول دوست داشتن را در بیاورد و خود را به زمین و زمان بزند و به خاک بمالد و لباس سیاه بپوشد ؛ اما از دستورات تو پیروی نکند . تو میتوانی بپذیری که او تو را دوست دارد؟

مجری :

این هم پاسخ های آقای احراری در مورد عزاداری بود که اگر شما سینه بزنید ، آزار رساندن به بدن است و اگر شما کسی را دوست داشته باشید ، نباید از این کارها انجام دهید

استاد یزدانی :

ایشان از عایشه بهتر میفهمد . به قول آقای خدمتی و دیگرانشان که گفت عایشه سفاهت عقل داشت . از نظر این ها عایشه متوجه نبود و پیامبر (صلی الله علیه وآله) را اصلا دوست نداشت و با آن حضرت دشمن بود . وقتی آن حضرت از دنیا رفتند ، با دو دست به سر و صورت و سینه خود زد . به حدی که صدای این زدن را دیگران می شنیدند . عایشه به اندازه این ها نمی فهمیدند و فقط این ها می فهمند . بقیه زنان مسلمان که برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و هم چنین برای ابوبکر مجلس نوحه تشکیل دادند و به سر و صورت زدند ، هیچ کدام نمی فهمیدند . فقط و فقط آقای احراری فهمیده که نباید سینه زنی کنیم و باید از سخنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اهل بیت (علیهم السلام) اطاعت کنیم .

مجری :

اما در مورد سیره عایشه که طبق روایات صحیح ، مدام برای عزای نزدیکانش مجلس عزا بر پا می کرد ، آیا غیر از مواردی که در شب های قبل بیان کردید ، موارد دیگری هم هست ؟

استاد یزدانی :

عایشه برای برادرش عبد الرحمن بن ابی بکر ، خودش شعر و نوحه خوانده است که اشعارش هم موجود است و آقای البانی می گوید : سند آن معتبر است . غیر از این گریه های عایشه برای برادرش محمد بن ابی بکر هم هست که اگر فرصت شد نشان خواهم داد . انسان وقتی مصیبت های محمد بن ابی بکر (رضوان الله تعالی علیه ) را می شنود ، حق دارد که هر کسی برای ایشان جزع بزند و گریه کند .

در کتاب البدایه و النهایه ، تألیف ابن کثیر دمشقی ، چاپ دار ابن کثیر ، جلد ۷ ، صفحه ۵۲۸ روایتی را نقل کرده که بسیار ناراحت کننده است .

أن محمد بن أبی بکر نال من معاویه بن خدیج هذا ومن عمرو بن العاص ومن معاویه ومن عثمان بن عفان ایضا فعند ذلک غضب معاویه بن خدیج فقدمه فقتله ثم جعله فی جیفه حمار فأحرقه بالنار فلما بلغ ذلک عائشه جزعت علیه جزعا شدیدا وضمت عیاله إلیها وکان فیهم ابنه القاسم وجعلت تدعو على معاویه وعمرو بن العاص دبر الصلوات .

محمد بن ابی بکر به محمد بن حدیج و عمرو بن عاص و معاویه بن ابی سفیان و عثمان و دیگران فحش می داد و حرف های بدی در مورد آن ها می زد . معاویه بن حدیج از دست او عصبانی شد و او را به شهادت رساند . سپس بدن مبارک محمد بن ابی بکر را در مرده الاغی انداخت و آن را به آتش کشاند . وقتی این خبر به عایشه رسید ، به شدت جزع و گریه کرد و بعد از آن ، همیشه بعد از نماز های خود قنوت می گرفت و معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص را نفرین می کرد .

ابن کثیر دمشقی ، البدایه و النهایه ، چاپ دار ابن کثیر ، ج ۷ ، ص ۵۲۸

این جزع و فزع عایشه بود که برای برادرش محمد بن ابی بکر برگزار کرده . جالب است که این روایت را دیگران طور دیگری نقل کردند که واقعا درد آور و ناراحت کننده است .

در کتاب المنتظم ابن جوزی ، متوفای ۵۹۷ هـ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، با تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا ، صفحه ۱۵۱ ، حوادث سال ۳۸ نحوه کشته شدن محمد بن ابوبکر را نقل می کند :

فقال محمد اسقونی من الماء فقال معاویه لا سقانی الله إن سقیتک قطره أبدا إنکم منعتم عثمان أن یشرب الماء حتى قتلتموه صائما أتدری ما أصنع بک أدخلک فی جوف حمار ثم أحرقه بالنار فلما بلغ الخبر عائشه جزعت علیه جزعا شدیدا وقنتت فی دبر کل صلاه تدعو على معاویه وعمرو …

محمد از معاویه بن حودیج آب خواست تا سیراب شود . اما معاویه بن حودیج از آب دادن خود داری کرد و گفت : من یک قطره آب هم به تو نمی دهم ؛ چون شما عثمان را مظلومانه و در حالی که روزه بود ، کشتید . می دانی من با تو چه کار می کنم ؟ من تو را داخل الاغی خواهم کرد و آن را آتش می زنم . زمانی که خبر به عایشه رسید ، برای برادرش جزع شدیدی زد و بعد از هر نمازی قنوت می گرفت و معاویه و عمرو بن عاص را نفرین می کرد .

در ادامه این داستان را هم نقل می کند :

بعث معاویه بن حدیج بمولى له یقال له سلیم إلى المدینه بشیرا بقتل محمد بن أبی بکر ومعه قمیص محمد بن أبی بکر ودخل به دار عثمان فاجتمع إلیه آل عثمان من رجال ونساء وأظهروا السرور بمقتله وأمرت أم حبیبه بنت أبی سفیان بکبش یشوى وبعثت بذلک إلى عائشه وقالت هکذا شوی أخوک فلم تأکل عائشه شواء حتى لحقت بالله عز وجل …

معاویه بن حودیج غلامی به نام سلیم داشت که به مدینه فرستاد تا خبر کشته شدن محمد بن ابوبکر را به خانواده عثمان بشارت دهد . پیراهن محمد بن ابی بکر را هم برای خانواده عثمان فرستاد . وقتی آن غلام وارد خانه عثمان شد ، خانواده اش از زن و مرد جمع شدند و برای شهادت محمد بن ابی بکر مجلس شادی تشکیل دادند . ام حبیبه ، همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و خواهر ابوسفیان دستور داد که گوسفندی را کباب کردند و نزد عایشه فرستادند و به او گفتند : ما برادرت را این طور کباب کردیم.

انصافا چقدر این ها سنگدل هستند . چه کسی می تواند با یک صاحب عزا چنین کاری انجام دهد؟ جوانشان محمد بن ابی بکر ، پسر خلیفه اول کشته شده ، کبابش کردند و بعد ام حبیبه ، همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) گوسفندی را شبیه محمد بن ابی بکر کباب می کند که ببین ما برادرت را این طور کباب کردیم .

بعد از آن عایشه هیچ وقت کباب نخورد تا این که از دنیا رفت .

ابن جوزی ، المنتظم ، با تحقیق مصطفی عبد القادر عطا و محمد عبد القادر عطا ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۱۵۱ ، حوادث ۳۸

مصیبت واقعا سنگین بوده . طبیعی بوده که عایشه وقتی این خبر را می شنود ، جزع و فزع به راه بیاندازد و برای برادرش ابوبکر گریه کند . برای برادر دیگرش عبد الرحمن هم ایشان نوحه خوانده که در کتاب ارواء الغلیل آقای البانی ، چاپ المکتب الاسلامی ، جلد ۳ ، با تحقیق محمد زهیر شاویش ، صفحه ۲۳۳ به بعد که عایشه قبر برادرش را زیارت می کرد :

” توفی عبد الرحمن بن أبی بکر ب ( حبشی ) [ قال ابن جریج : الحبشی على اثنی عشر میلا من مکه ] قال : فحمل إلى مکه فدفن فلما قدمت عائشه أتت قبر عبد الرحمن بن أبی بکر فقالت : وکنا کندمانی جذیمه حقبه منه الدهر حتى قیل لن نتصدعا فلما تفرقنا کأنی ومالکا لطول اجتاع لم نبت لیله معا …

وقتی عایشه به قبر برادر عبد الرحمن بن ابی بکر رسید ، این شعر را خواند .

البانی ، ارواء الغلیل ، ج ۳ ، چاپ مکتب الاسلامی ، با تحقیق محمد زهیر شاویش ، ص ۲۳۳ به بعد

به هر حال این اشعار نوحه هایی است که عایشه برای برادرش عبد الرحمن بن ابی بکر می خواند . آن هم جزعش برای محمد بن ابی بکر کرد و سخن ابن شهاب زهری که عایشه همیشه برای نزدیکانش که از دنیا می رفتند ، مجلس نوحه تشکیل می داد . سند روایت هم کاملا معتبر است . اگر شبکه ها وهابی راست می گویند به سند روایت اشکال بگیرند تا جواب آن را تقدیم کنیم .

مجری :

این هم سیره عملی عایشه بود که اعتقاد به نوحه خوانی داشت و این را در وفات تک تک نزدیکانش انجام می داد و خودش هم نوحه سرایی می کرد و مجلس نوحه تشکیل می داد .

کلیپ ۴ ) :

بیننده : علی از ایران

با سند صحیح نقل شده که حسینیه در زمان خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وجود داشته . همان حسینیه ای که عایشه همراه زنان صحابه سینه زنی کرد .

کیانی ، کارشناس وهابی :

جناب علی ! ما بارها به این روایت پرداخته ایم و روایت را با هم می بینیم . بینندگان عزیز به این روایت دقت کنید که بنا بر ادعای آقای علی شریفی وجود حسینیه را از کتاب های اهل سنت و جماعت ثابت می کند . قال سمعت عَائِشَهَ تَقُولُ مَاتَ رسول اللَّهِ e بین سحری وَنَحْرِى وفی دولتی لم أَظْلِمْ فیه أحد فَمِنْ سفهی وَحَدَاثَهِ سنی …

جناب شریفی ! در کجای این روایت ثابت شده که حسینیه وجود داشته . روایتی را که شما می گویید وجود حسینیه در زمان رسول خدا صلی الله علیه وسلم را ثابت می کند ، تا به این جا که یک فضل بسیار بزرگ برای مادر مؤمنان را ثابت کرد که شما مدعیان تشیع و پیروان عبد الله بن سبأ ، منکر آن هستید که رسول خدا صلی الله علیه وسلم در آغوش ام المؤمنین عایشه صدیقه وفات کرده اند .

در ادامه می گویید در کتاب های اهل سنت به ام المؤمنین عایشه اهانت شده و اشک تمساح میریزید که مقام و جایگاه و صداقت شما حتی به اندازه تمساح هم نیست ، می گویید آمده : لم أَظْلِمْ فیه أحد فَمِنْ سفهی وَحَدَاثَهِ سنی ان رَسُولَ اللَّهِ e قُبِضَ وهو فی حجری ، عایشه صدیقه می فرماید : از سفاهت یعنی خامی و حداثت سنی و کم سن و سالی من بود که وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم در دامان و آغوش من وفات نمودند ، ثُمَّ وَضَعْتُ رَأْسَهُ على وِسَادَهٍ وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مع النِّسَاءِ واضرب وجهی ، سرشان را بر زمین گذاشتم و بلند شدم با زن ها به صورت خود زدم .

۱ . آیا ام المؤمنین عایشه صدیقه سالگرد گرفت و حسینیه تشکیل داد . شما کجا توانستید حسینیه را ثابت کنید .

۲ . مگر شما پیرو عایشه صدیقه هستید .

۳ . این که خود ام المؤمنین عایشه این را می گویند که به خاطر خامی و ناپختگی و آن شرایط عاطفی که به عنوان همسر جوان رسول الله صلی الله علیه وسلم به آن مصیبت دچار شدند ، این اشتباه را می کنند و بعد این تکرار نمی شود . آیا حسینیه ثابت شد ؟ نه . لذا شما مدعیان تشیع و نمایندگان مراجع تشیع دروغ می گویید . جواب دهید که جواب ندارید .

مجری :

این هم از آقای کیانی که بنده دلم به حال او می سوزد و به نظر می رسد که در این ایام بسیار اذیت شدند و بینندگان عزیز سؤالاتی پرسیدند که نمی توانند پاسخ آن را بدهند و اعصابشان به هم می ریزد . ایشان ادعاهایی را مطرح کردند که همه را جواب دادیم . مثلا به عنوان نمونه ایشان لفظ ” التدم ” را معنا نکردند . همان طوری که آقای خدمتی ترجمه نکردند . بعد هم گفتند : این روایت ثابت نمی کند که حسینیه ای تشکیل داده باشند . آیا ثابت می کند یا نه ؟

استاد یزدانی :

حسینیه نبود ، ابوبکریه بود یا محمدیه بود . به هر حال مجلس نوحه تشکیل داد و فرقی نمی کند که اسم آن را چه بگذارند . در هر صورت اجتماعی در خانه ای ، همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) جمع شده و دو دستی بر سر و صورت و سینه خود زدند و نوحه خواندند . هر چه می خواهید اسم آن را بگذارید ، ما اسم آن را حسینیه یا زینبیه یا حیدریه می گذاریم . اسم مهم نیست ، مهم این است که مجلس نوحه تشکیل شده و نوحه خوانده شده و شما هیچ جوابی برای آن ندارید و نخواهید داشت . به خصوص روایت دوم که بنده از بینندگان عزیز تشکر می کنم که محرم امسال را برای این شبکه ها زهرمار کردند . ما فقط همین برنامه چالش را داریم که تقریبا هر چهار شبکه این ها را فلج کرده . سال های قبل می دیدید که این ها در ماه محرم چه برنامه های مفصلی در باره عزاداری و سینه زنی می گذاشتند ؛ اما امروز تا برنامه می گذارند ، جوان های شیعه و غنچه های ولایت آماده هستند و به این ها زنگ می زنند و آن ها را زمینگیر کرده و آبروی آن ها می رود . ما بسیار خوشحال هستیم که وهابیت امروز به این جا رسیده . همانطور که شبکه نور مدتی به تعطیلات رفته ، دیگر شبکه های آن ها هم بروند و در ماه محرم جرأت هیچ حرفی را نداشته باشند . ماه محرم ،ماه سید الشهدا (علیه السلام) است و این ها نباید جرأت نفس کشیدن داشته باشند . هر سال به حدی شبهه پراکنی می کردند که ما مجبور بودیم در این شبکه ، شبهه جواب دهند ؛ اما امسال برعکس شده و آن ها مجبور هستند که فقط دفاع کنند .

مجری :

ادعای دیگری هم کردند که ما خلاف آن را ثابت کردیم که آقای کیانی گفتند : این کار عایشه تکرار نشد . در صورتی که سیره عایشه این بود که برای هر کس از نزدیکانش که از دنیا می رفت ، مجلس نوحه برگزار می کرد .

کلیپ بعدی از تماس های غنچه های ولایت با آقای عقیل بی عقل است که با هم می بینیم .

کلیپ ۵ ) :

بیننده : کاجی از ایران

شما بگویید چرا عایشه در وفات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سینه زنی و نوحه خوانی و عزاداری می کرد ؟

هاشمی ، کارشناس وهابی :

رسول الله سالگرد عزاداری می گرفت ؟

بیننده :

عایشه در وفات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عزاداری می کرد .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

پس نفرمایید رسول الله ! بلکه بفرمایید عایشه ام المؤمنین این کار را انجام می داد .

بیننده :

همان که شما می گویید .

هاشمی ،‌کارشناس وهابی :

همان که ما می گوییم نیست ! پس شما دین را از حضرت عایشه میگیرید ؟

بیننده :

در کتب شما آمده .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

اعتقادات ما بر این است که اگر یکی از افراد صحابه ، عملی را انجام داد که اشتباه بود ، ما آن را قبول نمی کنیم و نمیگیریم .

بیننده :

پس در این صورت عایشه بدعت گذار بوده و روایت است که هر کس بدعت گذار باشد ، وارد جهنم می شود .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

خانم کاجی ! شما که با لجبازی به بقالی نیامده اید که چانه بزنید تا یک بستنی یا پفک می خواهید بخرید . بحث ،‌بحث علمی است . شما می دانید که علم یعنی چه ؟ ما اعتقاد داریم که قول و عمل صحابی به ذات خودش حجت نیست . شما اگر تا فردا یا تا ده سال دیگر هم لجبازی کنید ، دین نمی شود . شما می دانید که دین یعنی چه ؟

مصادر استدلال را از خود یا از نظر ما را بیان کنید تا ببینیم این از مصادر استدلال می شود یا خیر؟

بیننده :

به نظر شما عایشه بدعت گذار است ؟

هاشمی ، کارشناس وهابی :

مصادر استدلال را بیان کنید تا ببینیم دین از چه چیزی گرفته می شود ؟ سؤال من را می شنوید یا این که اصلا حس شنوایی ندارید ؟

بیننده :

بنده گفتم که فهم و سیرت صحابه .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

یعنی عمل صحابه ، مصادر استدلال می شود ؟

بیننده :

از نظر شما اهل سنت ، عمل صحابه حجت است .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

کجا از نظر اهل سنت عمل صحابی و نه صحابه ؛ چون صحابه جنس صحابه است و صحابی یک فرد صحابه است . کجا گفته شده که عمل صحابی حجت است . این را چه کسی گفته ؟

بیننده :

ابی الوفاء گفته ؟

هاشمی ، کارشناس وهابی :

نویسنده کتاب چه کسی است ؟

بیننده :

ابی الوفاء قریشی ، جواهر المضیه .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

ابی الوفاء نویسنده کتاب چه کسی است ؟ جواهر المضیه که شما می گویید ، اسم کتاب است . اسم نویسنده چه کسی است ؟

بیننده :

ابی الوفاء قریشی .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

چه گفته است ؟

بیننده :

گفته عمل صحابه حجت است .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

عمل صحابه نه ، عمل صحابی که در مورد آن اجماع است .

بیننده :

همان چیزی که شما می گویید .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

شما متن آن را بخوانید که یک فرد صحابه حجت است را چه کسی گفته ؟

بیننده :

محمد عمر سربازی هم این مطلب را در کتاب خود بیان کرده .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

فعلا از محمد عمر سربازی نخوانید . مطلب ابی الوفاء را بخوانید .

بیننده :

آن کتاب در دسترس بنده نیست .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

پس چطور فهمیدید که ابو الوفاء این را گفته ؟

بیننده :

بنده سند آن را داشتم .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

پس چطور فهمیدید که ابو الوفاء این را گفته ؟

بیننده :

از استادم یاد گرفتم .

هاشمی ،‌کارشناس وهابی :

استادتان چه گفتند ؟ گفتند که ابوالوفاء گفته ؟

بیننده :

بله ، همین را گفتند .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

پس از استادتان بپرسید که شما گفتید عمل صحابی حجت است یا عمل صحابه حجت است ؟ جمله عربی آن را هم از استادتان که پدر محترم باشد ، بپرسید .

بیننده :

اجازه دهید که بنده مطلب را بخوانم .

هاشمی ، کارشناس وهابی :

نخیر ، اجازه نمی دهم ؛ چون وقت خیلی محدود است و شما به خاطر ندارید . از استادتان بپرسید و کتاب هم همراهتان باشد یا این که گوشی تلفن را به  استادتان بدهید تا ما با استادتان صحبت کنیم .

الجواهر المضیه ، تألیف محمد بن عبد الوهاب بن سلیمان التمیمی النجدی که ایشان اشتباه خواندند. من عمل الصحابه را جستجو زدم . در این کتاب هر چه کلمه الصحابه است را ارائه می دهد . در این کتاب مجموع کلمات الصحابه ۵ بار در تکرار کرده .

۱ . در پاورقی که الفصل الصحابه ، ۲ . کما وقع لبعض الصحابه ، یعنی هیچ صحبتی از حجیت عمل صحابه نیست . ۳ . او فی قبر بعض الصحابه ، بحث عمل صحابه نیست . ۴ . لذلک بعض الصحابه .. ۵ . ذکر انها نزلت فی الصحابه ، هیچ اشاره ای به عمل صحابه نیست .

مجری :

این هم آقای عقیل هاشمی که در برابر کودکان و نوجوانان شیعه هم نمی توانند پاسخ علمی بدهند و از همان ابتدا مطرح نکردند که حکم عایشه چه میشود و سؤال بیننده در واقع همین بود که پاسخی نگرفت . در آخر هم سراغ قول و عمل صحابه رفت .

استاد یزدانی :

ایشان اصلا کتاب را اشتباه گرفته بود . کتاب الجواهر المضیه ، تألیف عبد القادر ابن ابی الوفاء قرشی ، متوفای ۷۷۵ هـ بود که ایشان سراغ الجواهر المضیه محمد بن عبد الوهاب رفته بود . بنده متوجه نشدم که این غنچه ولایت کدام روایت را از این کتاب خوانده بودند که بنده نشان می دادم .

کتاب الجواهر المضیه فی طبقات الحنفیه ، تألیف ابی الوفاء قرشی ، این کتاب بود ؛ اما آقای هاشمی خود را کاملا به ان راه زد و الان عادت کردند که بیننده یک روایت را می خواند و ایشان روایت دیگری را می خواند . ما این کتاب را نشان می دهیم ، ایشان یک کتاب دیگر را نشان می دهد . واقعا این ها آدم های عجیب و غریبی هستند و باید به حال این افراد بیچاره و بدبخت گریه کرد که از دست غنچه های ولایت آرامش ندارند .

جوابی که ایشان خیلی روی آن مانور می داد این بود که عمل صحابه حجت است نه عمل صحابی! یعنی می خواست اگر مطلبی را تمام صحابه بر آن اجماع داشته باشند ، حجت است . ولی اگر یک صحابه انجام نداده باشد ، حجت نیست و هیچ کس این را نگفته است .

بنده چند شب قبل این مطلب را خواندم . کتاب اعلام الموقعین ابن قیم الجوزیه شاگرد ابن تیمیه حرانی ، چاپ دار ابن جوزی در عربستان ، جلد ۴ ، با تحقیق ابو عمر احمد عبد الله احمد ، صفحه ۱۱ :

القول الصحابه حجه

ابن قیم ،‌ اعلام الموقعین ، چاپ دار ابن جوزی ، ج ۴ ، با تحقیق ابوعمر احمد عبد الله احمد ،‌ص ۱۱

در جلد ۵ ، صفحه ۵۵۴ هم می گوید :

وائمه الاسلام کلهم علی قبول قول الصحابی …

ائمه اسلام همگی اجماع دارند بر این که قول صحابی قبول است .

ابن قیم ،‌ اعلام الموقعین ، چاپ دار ابن جوزی ، ج ۵ ، با تحقیق ابوعمر احمد عبد الله احمد ،‌ص ۵۵۴

در این جا صحابه هم نگفته که آقای هاشمی بخواهد بهانه بگیرد . این که قول صحابه بگوید یا قول صحابی بگوید ، فرقی نمی کند . چون شما هیچ مسأله ای را در تاریخ اسلام پیدا نمی کنید که همه صحابه بلا استثناء بر آن اجماع داشته باشند . خلافت ابوبکر را بگویید ، این همه مخالف داشت . خلافت عمر را بگویید ، باز هم مخالفان زیادی داشت . شما یک مسأله پیدا کنید که همه صحابه بر آن اجماع داشته باشند و اگر بخواهید اینطور بگویید ، این دلیل مردود می شود . شما یک صحابی می خواهید ؟ آقای ابن قیم الجوزیه می گوید : تمام ائمه اسلام اجماع دارند بر این که قول صحابی قبول است . یک نفر صحابی حرفی بزند ، تمام ائمه اهل سنت بر آن اجماع دارند .

تماس بینندگان :

بیننده : زید از آبادان ـ اهل سنت

استاد یزدانی ! اعتقاد ما این طور است که خلفای راشدین و سایر صحابه و امهات مؤمنین و اهل بیت پیامبر و امام علی و فرزندان ایشان ، همه از بزرگان دین و مورد احترام ما هستند و ما دینمان را از آن ها می گیریم . به این معنا که آن ها در زمان پیامبر بودند و شاهد اعمال ایشان بوده و وحی را از خود حضرت می شنیدند . اما دین ما مثل ماشینی است که نمی شود هر چه به آن اضافه و یا از آن کم کرد . اتفاقا خداوند در قرآن کریم می فرماید : یهود به میل خودشان در دین کم و زیاد می کردند . پس ما نباید در دین کار یهود را انجام دهیم . چون دین ، دین خدا است و در قرآن و در سنت صحیح پیامبر هم ثابت شده یعنی فقط احادیث و اعمال پیامبر شرط است و اعمال شخصی دیگران چه خلفای راشدین باشند و چه سایر صحابه ، برای هر انسان عاقلی از اهل سنت حجت نیست .

اهل سنت که ما هستیم ، یعنی تابع سنت پیامبر . شما هم می دانید که سنت یعنی روش یعنی کسی که تابع روش پیامبر است .

استاد یزدانی :

بنده تا همین جا پاسخ دهم . شما می خواهید بگویید که عمل صحابه برای شما حجت نیست . پس سخن ابن قیم الجوزیه چه می شود که می گوید :

 وائمه الاسلام کلهم علی قبول قول الصحابی …

ائمه اسلام همگی اجماع دارند بر این که قول صحابی قبول است .

ابن قیم ،‌ اعلام الموقعین ، چاپ دار ابن جوزی ، ج ۵ ، با تحقیق ابوعمر احمد عبد الله احمد ،‌ص ۵۵۴

به نظر شما آقای ابن قیم الجوزیه به اندازه شما نمی فهمید ؟

بیننده :

ابن قیم ، پیامبر خدا است یا خود خدا ؟

استاد یزدانی :

همه اهل سنت این حرف را زده اند .

أَنَّهُ لم یَخْتَلِفْ الْمُسْلِمُونَ أَنَّهُ لیس قَوْلُ من قَلَّدْتُمُوهُ حُجَّهً وَأَکْثَرُ الْعُلَمَاءِ بَلْ الذی نَصَّ علیه من قَلَّدْتُمُوهُ أَنَّ أَقْوَالَ الصَّحَابَهِ حُجَّهٌ یَجِبُ اتِّبَاعُهَا وَیَحْرُمُ الْخُرُوجُ منها کما سَیَأْتِی حِکَایَهُ أَلْفَاظِ الْأَئِمَّهِ فی ذلک وَأَبْلَغُهُمْ فیه الشَّافِعِیُّ وَنُبَیِّنُ أَنَّهُ لم یَخْتَلِفْ مَذْهَبُهُ أَنَّ قَوْلَ الصَّحَابِیِّ حُجَّهٌ وَنَذْکُرُ نُصُوصَهُ فی الْجَدِیدِ على ذلک إنْ شَاءَ اللَّهُ وَأَنَّ من حَکَى عنه قَوْلَیْنِ فی ذلک فَإِنَّمَا حَکَى ذلک بِلَازِمِ قَوْلِهِ لَا بِصَرِیحِهِ وَإِنْ کان قَوْلُ الصَّحَابِیِّ حُجَّهً فَقَبُولُ قَوْلِهِ حُجَّهٌ وَاجِبٌ مُتَعَیِّنٌ …

کسانی که شما از آن ها تقلید می کنید ، یعنی ابوحنیفه و مالک و احمد بن حنبل و شافعی ، همه تصریح کردند که اقوال صحابه حجت است و پیروی از آن ها واجب است و خروج از قول صحابه حرام است .

ابن قیم ،‌ اعلام الموقعین ، چاپ دار ابن جوزی ، ج ۴ ، با تحقیق ابوعمر احمد عبد الله احمد ،‌ص ۱۱

شما چرا مقداری مطالعه نمی کنید و همین طور بدون مطالعه صحبت می کنید . اهل سنت از شما ناراحت می شود ؛ حتی وهابیت هم از دست شما ناراحت می شوند . اهل سنت همه بر حجیت قول صحابه اتفاق دارند .

بیننده :

به شرط این که قول صحابه مطابق با قرآن و سنت صحیح پیامبر باشد .

استاد یزدانی :

اگر مطابق باشد که به همان قرآن مراجعه می کنند ، چه نیازی به قول صحابه دارند . به شرطی که مخالف قرآن و سنت نباشد . شما این طور صحبت کنید ، بهتر است .

بیننده :

بعد از پیامبر ، برای ما چه کسی حجت است ؟ مگر اولی الامر برای ما حجت نیست ؟

استاد یزدانی :

برای شما قول همه صحابه حجت است .

بیننده :

خداوند در قرآن چه فرموده اند ؟

استاد یزدانی :

قرآن هر چه که گفته باشد ، نظر شما اهل سنت این است که قول صحابه حجت است .

قَوْلُ الصَّحَابِیِّ حُجَّهً فَقَبُولُ قَوْلِهِ حُجَّهٌ وَاجِبٌ مُتَعَیِّنٌ …

ابن قیم ،‌ اعلام الموقعین ، چاپ دار ابن جوزی ، ج ۴ ، با تحقیق ابوعمر احمد عبد الله احمد ،‌ص ۱۱

بیننده :

استاد یزدانی !‌ اطاعت بی چون و چرا فقط از خدا و پیامبرش جایز است .

استاد یزدانی :

پس ابن قیم الجوزیه ، شافعی و مالک و ابوحنیفه همه اشتباه می کردند که این حرف ها را زدند ؟

بیننده :

این ها تاج سر ما هستند ؛ اما اگر حرفشان مطابق با قرآن و سنت باشد ، ما قبول می کنیم و اگر قولی دارند که مخالف با قرآن و سنت باشد ، قبول نمی کنیم .

استاد یزدانی :

پس از نظر شما قول صحابه ، حجت نیست .

بیننده :

اگر مطابق با قرآن نباشد ، حجت نیست .

استاد یزدانی :

اگر مطابق با قرآن باشد که به خود قرآن مراجعه می کنید . صحابی یک حرفی زده یا کاری کرده  که نه در قرآن است و نه در سنت است . آیا این برای شما حجت هست یا نیست ؟ مثلا دست بسته نماز خواندن را از قرآن برای من ثابت کنید .

بیننده :

در سنت پیامبر است .

استاد یزدانی :

یک روایت بیاورید که پیامبر (صلی الله علیه وآله) دست بسته نماز خوانده باشد .

بیننده :

ببخشید بنده اطلاع ندارم .

استاد یزدانی :

هیچ کس اطلاع ندارد . چون هیچ روایتی در این زمینه وجود ندارد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) دست بسته نماز خوانده باشد . پس چرا شما دست بسته نماز می خوانید ؟ به این دلیل است که عمر بن خطاب نماز خوانده است . برای نماز طراویح یک روایت معتبر وجود ندارد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) نماز طراویح خوانده باشد ؛ بلکه آن حضرت نهی کرده اند . چون عمر بن خطاب طراویح می خوانده ، طراویح برای شما حجت است . مثلا نماز خواندن پشت سر فاسق همه اهل سنت بلا استثناء جایز می دانند . چون عبد الله بن عمر پشت سر حجاج بن یوسف نماز خوانده . همه بلا استثناء به این احتجاج کرده اند .

بیننده :

شما این برنامه را درست کرده اید تا ثابت کنید که عزاداری جایز است . بعد می گویید : اگر عزاداری جایز نباشد ، عایشه کافر است . اولا ، به شما ربطی ندارد که عایشه کافر است .

استاد یزدانی :

ما نگفتیم که عایشه کافر است .

مجری :

آیا این پاسخ شما علمی است که می گویید : به شما ربطی ندارد ؟

بیننده :

من الان می گویم که ربطی ندارد . منظور بنده این است که شما بعد از عاشورا برنامه ای درست کنید ، ما در خدمت هستیم . ولی شما الان می خواهید ثابت کنید که عزاداری جایز است یا جایز نیست .

مجری :

ما هم می خواهیم بر مبنای اهل سنت ثابت کنیم .

استاد یزدانی :

ما می خواهیم ثابت کنیم که شما هم یا باید سینه بزنید یا این که معتقد شوید که عایشه طبق روایت صحیح مسلم کافر است . ما می خواهیم شما در این زمینه مثل عایشه شوید و سینه بزنید .

بیننده :

شما دیروز گفتید که آقای گرگیج عزاداری کرده . در صورتی که دیشب کلیپی از آقای گرگیج پخش شد که نباید اهل سنت عزاداری کنند .

مجری :

کلیپ آقای گرگیج موجود است ؛ اما این که موضع دیگری گرفتند ، خودشان باید پاسخگو باشند که بر مبنای رفتار قبلی خود عمل نمی کنند .

استاد یزدانی :

طبق روایت صحیح مسلم هر کس نوحه بخواند ، کافر است . عایشه هم طبق روایت صحیح نوحه خوانده ، نظر شما در این باره چیست ؟

بیننده :

هر کس خلاف سنت پیامبر کاری انجام می دهد ، اشتباه است .

استاد یزدانی :

اشتباه نیست ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید که کفر است ، شما میگویید : اشتباه است .

بیننده :

شما ثابت کنید که عزاداری جایز است .

استاد یزدانی :

عایشه این کار را انجام داده یا نداده ؟

بیننده :

اصلا هر کاری که بخواهد انجام دهد . ما فرض می کنیم که عایشه نماز نمی خوانده . شما باید ثابت کنید که عزاداری جایز است .

استاد یزدانی :

در این جا مسأله نماز خواندن نیست . آیا عایشه سینه زده ، نوحه خوانده یا نخوانده .

بیننده :

این به خود عایشه ربط دارد . شما ثابت کنید که عزاداری جایز است .

استاد یزدانی :

اگر بخواهم برای شیعه ثابت کنم ، برنامه بعدی ، استاد قزوینی و استاد عباسی هستند که به صورت مفصل از منابع شیعه ثابت می کنند که عزاداری جایز است یا جایز نیست . شما به این ها کاری نداشته باشید . بنده می خواهم برای شما که خود را سنی می دانید ، ثابت کنم که عایشه سینه زده . طبق علمای اهل سنت واجب است بر شما که سینه بزنید . علمای اهل سنت گفته اند که قول صحابه حجت است و واجب است که انجام شود . هر کس به قول صحابه عمل نکند ، حرام است . شما باید سینه بزنید ، اگر هم سینه نمی زنید ،‌باید طبق روایت صحیح مسلم بپذیرید که عایشه کافر است .

بیننده :

بر ما اهل سنت واجب این است که خداوند در قرآن فرموده : اگر بر کسی مصیبتی وارد شد ، باید صبر کند و حتی بر صابرین هم صلوات فرستاده . واجب بر ما اطاعت بی چون و چرا از خدا و پیامبر است .

استاد یزدانی :

اصلا حرف عایشه بر شما حجت نیست . آیا عایشه بدعت انجام داده یا نداده ؟

بیننده :

این کار عایشه خلاف قرآن است .

استاد یزدانی :

خلاف قرآن کفر است . پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید : کسی که نوحه بخواند ، کافر است . آیا عایشه طبق نظر شما کافر است یا نیست ؟

بیننده :

شما به وهابی ها می گویید تکفیری !

استاد یزدانی :

ما که این را قبول نداریم ؛ بلکه طبق مبنای شما مطالب را مطرح می کنیم . روایت در صحیح مسلم ، کتاب الایمان ،‌ باب ۳۰ :

بَاب إِطْلَاقِ اسْمِ الْکُفْرِ على الطَّعْنِ فی النَّسَبِ وَالنِّیَاحَهِ

۶۷ وحدثنا أبو بَکْرِ بن أبی شَیْبَهَ حدثنا أبو مُعَاوِیَهَ ح وحدثنا بن نُمَیْرٍ واللفظ له حدثنا أبی وَمُحَمَّدُ بن عُبَیْدٍ کلهم عن الْأَعْمَشِ عن أبی صَالِحٍ عن أبی هُرَیْرَهَ قال قال رسول اللَّهِ e اثْنَتَانِ فی الناس هُمَا بِهِمْ کُفْرٌ الطَّعْنُ فی النَّسَبِ وَالنِّیَاحَهُ على الْمَیِّتِ .

ابو صالح از ابوهریره نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : دو چیز در مردم وجود دارد که باعث کفر در آن ها می شود . یکی طعن در نسب و نوحه خوانی بر میت .

مسلم نیشابوری ، صحیح مسلم ، چاپ دار الکتب العربیه ، با تحقیق دکتر فؤاد عبد الباقی ، ج ۱ ، ص ۸۲ ، کتاب الایمان

این هم ترجمه فارسی مختصر صحیح مسلم ، تألیف عبد القادر ترشابی کارشناس شبکه کلمه که می گوید :

عن أبی هُرَیْرَهَ قال قال رسول اللَّهِ e اثْنَتَانِ فی الناس هُمَا بِهِمْ کُفْرٌ الطَّعْنُ فی النَّسَبِ وَالنِّیَاحَهُ على الْمَیِّتِ .

ابوهریره از پیامبر نقل کرده که  می گوید : دو چیز در میان مردم رواج دارد که در حق آنان کفر به شمار می رود . طعنه زدن در نسب و نوحه خوانی بر میت .

عبد القادر ترشابی ، مختصر صحیح بخاری ، چاپ ایران ، ص ۹۷ ، باب ۳۵

پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید کفر است . شما میگویید یک اشتباه بوده .

بیننده :

عایشه این کار را به عنوان ثواب انجام نداده .

استاد یزدانی :

به هر معنایی که انجام داده ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) به صورت مطلق فرموده اند که هر کس نوحه بخواند ، کافر است . نظر شما چیست ؟

بیننده :

حضرت عایشه هم اگر این کار را قبول داشته باشد ، کافر است . اما ایشان در روایت گفته کار بدی انجام داده .

استاد یزدانی :

اگر قبول نداشت که انجام نمی داد . کجا گفته که کار بدی انجام داده . شما چرا دروغ می گویید.

مجری :

ما امروز روایت را خواندیم و ثابت کردیم که سیره عایشه این بوده . یعنی هر کس از نزدیکانش از دنیا می رفته ، عایشه مجلس نوحه خوانی بر پا کرده .

بیننده :

هر چند باری که انجام داده باشد ، اما ایشان اعتراف کرده که کار بدی انجام داده .

استاد یزدانی :

کجا اعتراف کرده .

بیننده :

همان روایتی که گفته بودند ، از کم سن و سالی من بود که این کار را انجام دادم .

استاد یزدانی :

آن روایت در مورد پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود . روایت خیلی واضح و روشن است . ما هرگز نمی خواهیم عایشه را تکفیر کنیم و تکفیری هم نیستیم . بلکه طبق روایت شما برخورد می کنیم و می خواهیم شما را مجبور کنیم که سینه بزنید . هیچ راه فراری نیست .

بیننده :

خود عایشه گفته من این کار را از روی نادانی انجام دادم .

مجری :

این روایت برای چه زمانی است ؟

بیننده :

همان یک بار که انجام داده ،‌گفته کارش اشتباه بوده .

استاد یزدانی :

برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) اشتباه بود ، پس چرا برای ابوبکر نوحه خواند ؟ و بعدا مدام تکرار کرد و توبه هم نکرد .

بیننده :

این کار خوبی بوده که انجام داده ؟

استاد یزدانی :

اگر بد بود ، چرا باز هم تکرار کرد ؟

بیننده :

باز هم اشتباه کرده .

استد یزدانی :

اشتباه نبوده ، این مسأله یک کار کفر است .

بیننده :

ما هم قبول داریم که کفر است ؛ اما حضرت عایشه نگفته که کار خوبی انجام داده .

استاد یزدانی :

هر کس کفر انجام دهد ، کافر است . یکبار هم انجام نداده ؛ بلکه همیشه سیره اش همین بوده .

بیننده :

گفته که از روی نادانی انجام دادم .

استاد یزدانی :

آن روایت برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود . این روایت برای ابوبکر است .

بیننده :

یعنی برای پیامبر از روی نادانی گریه کرده ؛ اما در زمان پدرش نادانی نبوده ؟

استاد یزدانی :

گریه ایشان برای پیامبر (صلی الله علیه وآله ) به خاطر این بود که سر مبارک رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را روی زمین گذاشت نه برای سینه زنی و نوحه خوانی .

بیننده :

در کجا این طور گفته ؟

استاد یزدانی :

خیلی واضح و روشن است . آن روایتی که می گوید من پشیمان شدم ، برای این بود که سر مبارک رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را از روی زانو بر زمین گذاشته بود . برای گریه و سینه زنی ، به هیچ وجه پشیمان نشده بود . دلیلش هم این است که سایر زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) سنشان کم نبود . سایر زن های پیامبر (صلی الله علیه وآله) که سفیه نبودند . آن ها هم بر سینه و سر و صورت زده بودند .

بیننده :

خلاصه کلام این که عقیده ما اهل سنت این است که خداوند در قرآن فرموده : از قرآن و رسول من اطاعت کنید . از اولی الامر زمانی اطاعت کنید که مطابق با خدا و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) باشد و اگر اختلافی بین شما پیش آمد ، ببینید که عمر کدام یک نزدیک به قرآن و سنت پیامبر است . اگر عمل طرف ، نزدیک به قرآن و سنت بود ، ما قبول می کنیم . اگر هم اشتباه بود ، ما رد می کنیم . خداوند از اشتباهات بزرگان و صحابه و دیگران بگذرد و ما را ببخشاید .

استاد یزدانی :

پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم گفته اند که هر کس نوحه بخواند ، کفر است . عایشه هم که این کار کفر را انجام داده ؟

بیننده :

هم عایشه و هم امام علی و ابوبکر و عمر ، وظیفه شان است که اگر کار اشتباهی انجام دادند ، باید توبه کند .

استاد یزدانی :

این اشتباه نیست ، کفر است . این راه بن بست است و راه فراری نیست . پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفته اند : هر کس نوحه بخواند ، کافر است . زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم نوحه خواندند . نظر شما در این باره چیست ؟

بیننده :

زنان پیامبر هم اشتباه کرده اند .

استاد یزدانی :

اشتباه نبوده ، کفر است . شما لجاجت می کنید . همه بینندگان عزیز فهمیدند که لجاجت می کنید و نمی خواهید حرف حق را قبول کنید .

روایت روشن و واضح است . بپذیرید که سینه زنی جایز است . چرا شما می خواهید همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) را تکفیر کنید . شما فقط به خاطر این که سینه نزنید و به شیعه ایراد بگیرید ، همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) را تکفیر میکنید . کار شما واقعا زشت است و همه بینندگان عزیز متوجه شدند که شما پاسخی ندارید .

بیننده : آقای محمدی از تهران ـ شیعه

بنده با دیدن برنامه های شما بسیاری از مسائلی را که نمی دانستم ، آگاه شدم و یاد گرفتم . حتما همه بینندگان همین طور هستند .

اما در مورد این که چرا ما عزاداری می کنیم ، می توانیم از یک بعد دیگر هم نگاه کنیم و آن مظلومیت خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . ما بر مظلومیت این عزیزان گریه می کنیم و از این که چرا تاریخ مسلمانان را تغییر دادند و آن ها را دچار مصیبت ها و بدبختی های زیادی کردند . خداوند در قرآن کریم در سوره کافرون می فرماید : لکم دینکم ولی دین ، ای پیامبر ! بگو دین شما برای خودتان و دین ما برای خودمان . چیزی که ما می پرستیم ، شما نمی پرستید و چیزی که شما می پرستید ، ما نمی پرستیم .

بنده چند روز قبل یکی از شبکه های وهابی را می دیدیم که مفتی خود را آورده بودند و می گفتند : پشت سر شیعه نماز خواندن ، باطل است ؛ چون این ها وضوی صحیح نمی گیرند . در صورتی که بنده در کردستان زیاد کار کرده ام . بنابر فتوای امام (ره) بنده پشت سر امام جماعت آن ها نماز می خواندم .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و شما بینندگان گرامی به خاطر همراهی ما تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار ونگهدارتان .