مروان بن حکم ، داماد و پسر عموی عثمان ، یکی از کسانی است که در کشته شدن عثمان نقش اساسی داشت . او با جعل نامه عثمان به فرماندار مصر و کارهای تحریک آمیز علیه اصحابی که خانه عثمان را محاصره کرده بودند، باعث شد که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله عثمان بن عفان را بکشند و همین مسأله سرآغاز جنگ جمل و … شد …

 

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

دانلود اسکن ها

دانلود اسکن ها

 

 

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

 

برنامه : چالش

تاریخ : ۰۱ / ۰۸ / ۹۵

مجری :

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . با برنامه چالش به کارشناسی استاد یزدانی ، مهمان خانه های شما عزیزان هستیم .

استاد یزدانی :

بنده هم به نوبه خودم خدمت حضرت عالی و هم چنین خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . امیدوارم عزاداری همه شیعیان در این ایام مورد قبول اهل بیت (علیهم السلام) قرار گرفته باشد و نام همه در زمره عزاداران آن حضرت ثبت و ضبط شده باشد.

مجری :

کلیپ اولی که امشب خواهیم دید یک تفاوت اساسی با دیگر کلیپ ها دارد که بعد از دیدن آن بیان خواهیم کرد .

کلیپ ۱) :

کلهر ، کارشناس وهابی :

مروان یکی از کسانی بود که حضرت عثمان را به قتل داد . کسی هم از او کمتر انتقاد می کند . مهرش را جعل کرد و به نامه زد . دراین جا بحث بسیار زیاد است که انجام دهیم .

مجری :

ایشان آقای کلهر بودند و به مطلبی اشاره داشتند . اساتید شبکه همیشه کلیپ ها که پخش می شد ، به نقد و بررسی و رد آن می پرداختند . اما استاد یزدانی عزیز ما این ادعا را می خواهیم رد کنیم یا برای تأیید این کلیپ را پخش کردیم ؟

استاد یزدانی :

همان طور که شما فرمودید این کلیپ با کلیپ هایی که در برنامه چالش پخش می کردیم تفاوت دارد . ما معمولا در چالش های قبلی نقد می کردیم ؛ اما در این جا قصد داریم حرف های آقای کلهر را تأیید کنیم که در خیلی از موارد کم کم با ما هم نظر می شود .

بحث جنگ جمل یکی از مباحث بسیار مهم تاریخی است که باید به آن پرداخته شود و اهمیت داده شود . چون با این جنگ ، مسیر تاریخ را تغییر دادند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام) با آرامش و امنیت حکومت می کردند . عدالت اجرا شده بود و اجرا می شد . عده ای بر نتافتند و جنگ جمل را به راه انداختند و مسیر را کاملا تغییر دادند . چیزی که علت به راه افتادن جنگ جمل شد ، کشته شدن عثمان بن عفان بود و این که چه کسانی در کشته شدن عثمان نقش داشتند ، این هم بحث بسیار مهمی بود .

بلا استثناء کسانی که بر علیه عثمان قیام کردند ، از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هستند. محمد بن ابی بکر در کشته شدن عثمان شرکت داشت و دیگران را تحریک میکرد و خودش هم وارد خانه عثمان شد و ریش عثمان را گرفت و او را زد .

عبد الرحمن بن عدیس از اصحاب بزرگ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که فرمانده لشکری است که از مصر برای جنگ با عثمان آمده بود . بقیه صحابه هم از جمله طلحه و زبیر و عایشه و معاویه و عمرو بن عاص بودند که نقش هر کدام را باید به صورت مفصل در برنامه هایی جداگانه باید توضیح داده شود . به خصوص نقش معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص که در اصل فتنه بود ؛ اما آن زمانی که عثمان کشته می شود ،‌خود را از مدینه خارج و به فلسطین می رود .

اما کسی که نقش زیادی در کشته شدن عثمان داشت و به احتمال زیاد این ها همه نقشه معاویه بود و با اشاره معاویه این کارها را انجام می داد ، مروان بن حکم است که پسر عموی عثمان و همه کاره عثمان بود و همان کسی است که به گفته آقای کلهر ، نامه عثمان را بدون اطلاع عثمان جعل کرد و مهر او را به نامه زد و فرستاد که در بین راه گیر افتاد .

قضیه از این قرار بود که مردم مصر جمع شده بودند و از عثمان حق خواهی می کردند . این ها با میانجی گری امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) به مصر برگشتند . اما در بین راه غلام عثمان را دیدند . به او مشکوک شدند و زمانی که او را تفتیش می کردند ،‌از داخل مشکش نامه ای را پیدا کردند که از طرف عثمان نامه ای نوشته شده و به فرماندار خود در مصر دستور داده بود که به محض رسیدن این افراد به مصر ، همه آن ها را بکشید .

آن ها هم از بین راه برگشتند و نزد عثمان رسیدند . دعواها و جنجال ها طول کشید . چهل روز عثمان در خانه اش حبس بود تا این که توسط اصحاب با وفای رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) کشته شد. تعدادی از علمای اهل سنت تصریح و اعتراف کردند که یکی از مسببان کشته شدن عثمان ، مروان بن الحکم بود .

از جمله در کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه ، تألیف ابن حجر عسقلانی ،‌ با تحقیق دکتر محسن الترکی ، جلد ۱۰ ، چاپ قاهره ، صفحه ۳۸۸ :

مروان بن الحکم بن أبی العاص بن أمیه بن عبد شمس بن عبد مناف القرشی الأموی أبو عبد الملک وهو بن عم عثمان وکاتبه فی خلافته یقال ولد بعد الهجره بسنتین وقیل بأربع وقال بن شاهین مات النبی e وهو بن ثمان سنین فیکون مولده بعد الهجره بسنتین قال وسمعت بنن داود یقول ولد عام أحد یعنی سنه ثلاث وقال بن أبی داود وقد کان فی الفتح ممیزا وفی حجه الوداع ولکن لا یدرى أسمع من النبی e شیئاا أم لا وقال بن طاهر ولد هو والمسور بن مخرمه بعد الهجره بسنتین لا خلاف فی ذلک کذا قال وهو مردود والخلاف ثابت …

وکان مع أبیه بالطائف إلى أن اذن عثمان للحکم فی الرجوع إلى المدینه فرجع مع أبیه ثم کان من أسباب قتل عثمان ثم شهد الجمل مع عائشه ثم صفین مع معاویه ثم ولی إمره المدینه لمعاویه ثم لم یزل بها إلى أن أخرجهم بن الزبیر ….

مروان بن حکم بن ابی العاص بن امیه بن عبد شمس بن عبد مناف القرشی الاموی ابو عبد الملک ، پسر عموی عثمان و کاتب در خلافتش بود .

دو سال بعد از هجرت به دنیا آمده و بعضی ها هم گفته اند : چهار سال بعد از هجرت به دنیا آمده . بعضی ها هم گفتند : وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از دنیا رفتند ، هشت ساله بوده .

ابن داود می گوید : مروان در فتح مکه و حجه الوداع ، ممیز بوده . اما در این که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را دیده یا ندیده ، بحث دارد . در آخر هم می پذیرد که حضرت را دیده .

تا این که در صفحه بعد ادامه می دهد :

چون رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پدر مروان را از مدینه تبعید کرده بود ، عثمان به عمویش حکم اجازه داد که به مدینه برگردد .

بر خلاف سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از دستور ایشان سرپیچی کرد و حکم را به مدینه بر گرداند .

مروان با پدرش برگشت . بعد از این قضیه مروان از کسانی است که باعث شد عثمان کشته شود . سپس در جنگ جمل همراه با عایشه بود . در جنگ صفین با معاویه بود . در زمان معاویه ، امارت مدینه را گرفت و ابن زبیر را اخراج کرد .

ابن حجر عسقلانی ،‌الاصابه فی تمییز الصحابه ، ج ۱۰ ، با تحقیق دکتر عبد الله المحسن الترکی ، چاپ قاهره ، ص ۳۸۸ و ۳۸۹

به هر حال این تصریح آقای ابن حجر عسقلانی است که مروان از کسانی بود که عثمان کشته شود. چرا شما آقایان فریاد می زنید که از قاتلین عثمان انتقام بگیرید ؟ یکی از قاتلین عثمان ، مروان بود . مروانی که خودش در لشکر عثمان برای خونخواهی آمده ،‌از قاتلین است و اصلا او فتنه را به پا کرد . او کسی بود که نامه نوشت و مهر عثمان را هم زد و فرستاد و سبب این فتنه شد .

یکی دیگر از علمایی که بر این قضیه تصریح دارند ، آقای شمس الدین ذهبی ، یکی دیگر از ستون های اصلی علم حدیث و علم رجال و تاریخ اهل سنت ، هستند که ایشان در کتاب سیر اعلام النبلاء ، جلد ۳ ، با تحقیق شعیب الارنؤوط ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۴۷۶ در بحث کبار التابعین ، اولین شخص مروان بن حکم است :

مروان بن الحکم بن أبی العاص بن أمیه بن عبد شمس بن عبد مناف الملک القرشی الاموی …

مولده بمکه وهو اصغر من ابن الزبیر باربعه اشهر وقیل له رؤیه وذلک محتمل .

مروان بن حکم بن ابی العاص بن امیه بن عبد شمس بن عبد مناف القرشی الاموی است که در مکه به دنیا آمده . از عبد الله بن زبیر چهار ماه کوچک تر بود . بعضی ها گفتند : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را دیده که احتمال دارد درست باشد .

قطعی است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را دیده ، چون در حجه الوداع و در فتح مکه حضور داشته و امکان ندارد که آن حضرت را ندیده باشند .

در صفحه بعد می گوید :

وکان کاتب ابن عمه عثمان وإلیه الخاتم فخانه وأجلبوا بسببه على عثمان ثم نجا هو وسار مع طلحه والزبیر للطلب بدم عثمان فقتل طلحه یوم الجمل ونجا لا نجی ثم ولی المدینه غیر مره لمعاویه . وکان أبوه قد طرده النبی e إلى الطائف ثم أقدمه عثمان إلى المدینه لأنه عمه …

ایشان کاتب پسر عمویش عثمان بود و مهر عثمان در دستش بود ؛ اما به او خیانت کرد . مردم به خاطر این خیانت مروان به عثمان ،‌از چهار طرف به عثمان حمله کرده و او را محاصره کردند . سپس عثمان از این مهلکه نجات پیدا کرد . طلحه و زبیر برای طلب خون عثمان خارج شدند .

داستانی که خودش دزد است و همراه مردم می دود و می گوید : دزد را بگیرید . در صورتی که خودش دزد است .

مروان طلحه را در روز جمل کشت .

به خاطر این که طلحه در قتل عثمان نقش داشت . قاتل ها همه یکدیگر را می شناختند و یکدیگر را می کشتند . خیلی جالب است که تنها کسی که در کشته شدن عثمان نقش نداشت ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) و اصحابش بود که آن آمده بودند تا از آن حضرت و اصحابش انتقام بگیرند .

از جنگ جمل هم نجات پیدا کرد . سپس چندین بار از طرف معاویه ، والی مدینه شد . حکم ، پدرش را رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به طائف تبعید کرده بود . سپس عثمان او را برخلاف دستور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به مدینه باز گرداند . چون حکم عمویش بود .

خیلی واضح است . این آقای ذهبی و همفکرانشان بی دقت هستند . همین یک مطلب برای عثمان کافی است که بر خلاف سنت و دستور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عمل کند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) حکم را تبعید می کند . اما عثمان به خاطر این که عمویش است ،‌او را بر می گرداند و این مخالفت صریح با آن حضرت است .

در پایین صفحه مطالب دردناک دیگری می گوید :

وروى ابن عون عن عمیر بن إسحاق قال کان مروان أمیرا علینا فکان یسب رجلا کل جمعه ثم عزل بسعید بن العاص وکان سعید لا یسبه ثم أعید مروان فکان یسب فقیل للحسن ألا تسمع ما یقول فجعل لا یرد شیئا وساق حکایه .

قال عطاء بن السائب عن أبی یحیى قال کنت بین الحسن والحسین ومروان والحسین یساب مروان فنهاه الحسن فقال مروان أنتم أهل بیت ملعونون فقال الحسن ویلک قلت هذا والله لقد لعن الله اباک على لسان نبیه وأنت فی صلبه یعنی قبل أن یسلم .

عمیر بن اسحاق می گوید : مروان امیر ما در مدینه بود . هر جمعه شخصی را لعن می کرد و ناسزا می گفت . سعید بن العاص جانشین او شد ؛ اما سعید بن عاص او را سب و لعن نمی کرد . باز هم مروان برگشت و باز هم سب و لعن می کرد .

در نماز جمعه و در خطبه نماز ، در مدینه النبی (صلی الله علیه و آله) روی منبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می نشست و به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ناسزا و لعن می کرد . واقعا چقدر فاجعه چقدر بزرگ است . اگر انسان فقط همین را درک کند که این خلفا با اسلام و دین چه کرده اند که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که پرچمدار رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در همه جنگ ها است ، شخصی خلیفه همان پیامبر می شود که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در هر جمعه و در خطبه نماز ، سب و لعن می کند .

به امام حسن مجتبی (علیه السلام) گفتند : مگر نمی شنویی که مروان چه می گوید ؟ چرا جوابش را نمی دهید ؟ که حضرت اصلا اهمیتی به آن نمی دهد .

عطاء بن سائب می گوید از ابی یحیی که گفت : من بین امام حسن مجتبی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و مروان (لعنه الله علیه و علی آبائه واجداده ) بودم . سید الشهدا (علیه السلام) مروان را سب و ناسزا گفت . امام حسن (علیه السلام) حضرت را نهی کردند . مروان (لعنه الله علیه ) گفت : شما اهل بیتی هستید که نعوذ بالله مورد لعن قرار گرفته اید . امام حسن (علیه السلام) فرمودند : وای به حال تو ! تو این حرف را می زنی . به خدا قسم ! خدا تو را از زبان رسولش (صلی الله علیه وآله) آن زمانی که در پشت پدرت بودی ، لعن کرد . یعنی قبل از این که مسلمان شوی .

این ها روایات دردآوری است که در شرح حال مروان نقل می کند . تا این که در صفحه ۴۷۹ از زبان ابن سعد نقل می کند :

اصلا صحابه برای چه جمع شده بودند ؟ مروان که هم داماد عثمان بود و هم کاتب عثمان ، کارهایی در بیت المال انجام می داد و تصرفاتی داشت و اموال بیت المال را بین خود و بنی امیه تقسیم می کرد که داد و فریاد مردم بلند شد . به خصوص در آفریقا که هر چه غنیمت در جنگ ها نصیب مسلمانان می شد ، مروان می گرفت . حال این ها می گویند که عثمان جایزه داد . اما غنیمت یک شهر را به مروان بدهد ، چه معنایی دارد ؟

قال ابن سعد کانوا ینقمون على عثمان تقریب مروان وتصرفه ….

مردم از عثمان ناراحت بودند ؛ چون مروان را به خود خیلی نزدیک کرده بود و تصرفات زیادی که مروان در بیت المال کرده بود .

شمس الدین ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۳ ، چاپ مؤسسه الرساله ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، ص ۴۷۶ به بعد

مجری :

در این جا سؤالی هم مطرح می شود که بعد از دیدن کلیپ آن را بیان خواهم کرد . این کلیپ از آقای عدنان ابراهیم مبلغ معروف اهل سنت است که در مورد شخصیت مروان صحبت می کند .

کلیپ ۲ ) :

عدنان ابراهیم ، مبلغ اهل سنت :

مروان فحش می داد . طبیعتا او دائما از علی بن ابیطالب (علیه السلام) بدگویی می کرد . او دقیقا قصدش این بود که از خود علی بدگویی کند . می خواست حسن و حسین و پدرشان فحش بدهد و حسن مانع می شد که حسین مروان را سب کند .

مروان گفت : شما اهل بیت ملعون هستید . لعنت خدا بر مروان ، لعنت خدا بر تو ای مروان ! اگر واقعا این را گفته ای که گفته است و در روایتی آمده که مروان گفته شما اهل بیت ملعون هستید ، لعنت خدا بر مروان ! ملعون پسر ملعون . اصلا خود او است که او ملعون پسر ملعون است همان طور که عایشه گفته است . عایشه به او گفت که ای مروان شهادت می دهم که تو قطعه و تکه ای از لعنت خداوند هستی. خداوند مروان را لعن کرده است ، در حالی که او در صلب پدرش بود .

یا این که عایشه گفته است : خداوند پدر مروان را لعن کرده ، در حالی که مروان در صلب پدرش بوده است . عایشه به او گفت : تکه و قطعه ای از لعنت خدا است پدرت ملعون است . او اهل بیت پیامبر را لعن می کند . اصلا قابل باور نیست . می دانید این عبارت که شما اهل بیت ملعون هستید ، چه کسی را شامل می شود ؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) !

لعنت خدا بر مروان هزار دلیل وجود دارد که موجب لعن این خبیث می شود . همین شخص موجب قتل عثمان شد . این شخص کسی است که موجب فتنه شد و او همان قاتل طلحه است .

مجری :

این هم آقای عدنان ابراهیم که هم دیدگاه مروان خبیث نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) را و هم مطلبی که ما امشب بیان می کنیم را نقل کردند .

استاد یزدانی :

یکی دیگر از کسانی که بر این قضیه تصریح کرده ، ابن کثیر شاگرد ابن تیمیه است . در کتاب البدایه و النهایه ، چاپ دار ابن کثیر ، جلد ۸ ، با تحقیق دکتر عبد القادر الارنؤوط و دکتر بشار عواد معروف ، صفحه ۳۶۴ در ترجمه مروان بن حکم :

وقد کان أبوه الحکم من أکبر أعداء النبى ص وإنما أسلم یوم الفتح وقدم الحکم المدینه ثم طرده النبى ص إلى الطائف ومات بها ومروان کان أکبر الأسباب فى حصار عثمان لأنه زور على لسانه کتابا إلى مصر بقتل أولئک الوفد ولما کان متولیا على المدینه لمعاویه کان یسب علیا کل جمعه على المنبر وقال له الحسن بن على لقد لعن الله أباک الحکم وأنت فى صلبه على لسان نبیه فقال لعن الله الحکم وما ولد والله أعلم .

پدر مروان ، حکم بن ابی العاص ، از بزرگترین دشمنان رسول خدا (صلی الله علیه واله) بود . در جنگ فتح مکه تسلیم شد .

نه این که مسلمان شده باشد . هیچ کدام از آن ها تا آخر عمرشان مسلمان نشدند .

حکم به مدینه آمد ؛ اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) او را به طائف تبعید کرد و در همان جا به جهنم واصل شد و مرد . مروان بزرگترین دلیل و سبب در حصر عثمان بود . چون او تزویر کرد و از زبان عثمان به والی مصر نامه نوشت که این گروهی که به عثمان اعتراض کرده بودند را بکشید .

این گروه نزد عثمان آمده بودند تا بر کارهای مروان اعتراض کنند . به همین دلیل مروان نامه ای نوشت و به دست عثمان فرستاد تا این گروه کشته شوند که در بین راه نامه گرفته شد .

وقتی مروان از جانب معاویه بن ابی سفیان والی مدینه بود ، هر جمعه روی منبر پیامبر(صلی الله علیه وآله) امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را سب و لعن می کرد . حسین بن علی بن ابیطالب (علیهم السلام) فرمود : خدا از زبان پیامبر (صلی الله علیه وآله) پدرت حکم را لعنت کرده ، در حالی تو در صلب پدرت بودی . پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده : لعنت خدا بر حکم و همه نسل او .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج ۸ ، چاپ ابن کثیر ، با تحقیق عبد القادر الارنؤوط و دکتر بشار عواد معروف ، صفحه ۳۶۴

البته این کروشه ها که آمده ، نشان می دهد که دست های امانت دار ، این قسمت ها را حذف کرده اند . اما این محقق آن مطالب را بیان کرده است .

مجری :

در این جا سؤالی در نقش معاویه بن ابی سفیان در قتل عثمان مطرح می شود .

استاد یزدانی :

ما امشب نمیتوانیم نقش معاویه بن ابی سفیان را به صورت مفصل بپردازیم . باید به این قضیه چند برنامه مستقل را می خواهد تا این بحث را ثابت کند .

بنده فقط یک روایت را از کتاب اخبار المدینه ، تألیف ابن شبه نمیری ، مجلد ۶ از جلد ۴ ، چاپ دار العیان ، با تحقیق عبد العزیز بن احمد المشیقح ، صفحه ۱۴۷ نقل می کنم :

– حدثنا محمد بن منصور قال حدثنا جعفر بن سلیمان الضبعی قال حدثنا جویریه قال أرسل عثمان رضی الله عنه إلى معاویه رضی الله عنه یستمده فبعث معاویه رضی الله عنه یزید بن أسد جد خالد القسری وقال له إذا أتیت ذا خشب فأقم بها ولا تتجاوزها ولا تقل الشاهد یرى ما لا یرى الغائب قال أنا الشاهد وأنت الغائب فأقام بذی خشب حتى قتل عثمان رضی الله عنه فقلت لجویریه لم صنع هذا قال صنعه عمدا لیقتل عثمان رضی الله عنه فیدعو إلى نفسه .

محمد بن منصور از جعفر بن سلیمان ضبعی از جویریه نقل کرده که عثمان شخصی را نزد معاویه فرستاد تا از او کمک بگیرد . یزید بن اسد ، جد خالد قسری را فرستاد و به او گفت : به منطقه ذا خشب که رسیدید ، همان جا بمانید و از آن جا عبور نکنید . با خودت هم نگو که حتما باید به مدینه بروی و شاهد کشته شدن عثمان باشی . معاویه گفت : اگر تو غائب هستی ، من از داستان و اتفاقات خبر دارم . یزید بن اسد در همان منطقه ذا خشب ماند تا این که عثمان کشته شد .

لشکری از شام آورده بود تا به عثمان کمک کند ؛ اما کمک نکرد و در منطقه ای خارج از مدینه ماند تا این که عثمان کشته شد .

به جویریه گفتم : چرا این کار را انجام داد ؟ گفت : معاویه این کار را عمدا انجام داد تا عثمان کشته شود و مردم را به سمت خود دعوت کند و خودش ادعای حکومت داشته باشد .

روایت بعدی هم جالب است که می گوید :

حدثنا محمد بن یحیى قال حدثنی غسان بن عبد الحمید قال قدم المسور بن مخرمه على معاویه رضی الله عنه فدخل علیه وعنده أهل الشام فقال معاویه رضی الله عنه یا أهل الشام هذا من قتله عثمان فقال المسور إنی والله ما قتلت عثمان ولکن قتله سیره أبی بکر وعمر رضی الله عنهما وکتب یستمدک بالجند فحبستهم عنه حتى قتل وهم بالزرقاء .

مسور بن مخرمه بر معاویه وارد شد ، مردم شام نزد معاویه بودند . معاویه به مسور بن مخرمه اشاره کرد و گفت : ای مردم شام ! این از قاتلان عثمان است . مسوره گفت : به خدا قسم من عثمان را نکشتم ؛ اما سیره ابوبکر و عمر او را کشت . عثمان از تو ای معاویه کمک و لشکر خواست ؛ اما تو لشکر را نفرستادی و از او منع کردی تا این که کشته شد و لشکر تو در منطقه زرقاء بود .

ابن شبه نمیری ، اخبار المدینه ، مجلد ۶ از جلد ۴ ، چاپ دار العیان ، با تحقیق عبد العزیز بن احمد المشیقح ، ص ۱۴۷

این هم دو روایت که ثابت می کند معاویه خودش در قتل عثمان نقش داشته است . سؤالات زیادی است که طرفداران معاویه باید به آن پاسخ دهد . این که لباس خونین عثمان چطور به دست معاویه رسیده است ؟ انگشت نائله همسر عثمان در دفاع از او قطع شد . چطور در آن فتنه و جنگی که به راه افتاده بود ، آن انگشت به دست معاویه رسید که یک سال آن پیراهن و انگشت را در کنار منبر خود آویزان کرده بود تا مردم را علیه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تحریک کند ؟

همه این ها ثابت می کند که از قبل نقشه داشتند . عمرو بن عاص از کسانی بود که مردم را علیه عثمان تحریک می کرد و با عثمان در مجلسی درگیری لفظی پیدا کرد و نقشه کشیدند که عثمان کشته شود تا معاویه به حکومت برسد .

معاویه در جنگ جمل هم نقش اساسی دارد که در فرصت دیگری باید بحث شود . معاویه نامه ای به طلحه می نویسد که من با تو بیعت می کنم . از طرف دیگر نامه به زبیر می نویسد که من با تو بیعت می کنم . این دو را هم بر علیه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تحریک می کند تا این که جنگ جمل را به راه می اندازد . در جنگ جمل هم عمرو بن عاص همه کاره است و در آن جا نقش بازی می کند . تمام تلاشش بر این است که عایشه در این جنگ کشته شود تا بتواند از کشته عایشه بر علیه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) استفاده کند که در یک فرصت جداگانه به صورت مفصل خواهم گفت .

مجری :

کلیپ بعدی هم از آقای عدنان ابراهیم است که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ ) :

عدنان ابراهیم ، مبلغ اهل سنت :

یکی از اصلی ترین دلائل بدبختی کسانی که علیه عثمان شورش کردند ، معاویه است و عثمان این را به معاویه گفت . عثمان به معاویه گفت . عثمان گفت : خدا با تو چنان و چنین کند . هفته ی آینده در این مورد صحبت خواهیم کرد . عثمان به معاویه گفت : من به خاطر تو دارم کشته می شوم و جز تو مؤخذه نمی شوم . یعنی عثمان گفت : من می دانم که اکثر مردم از من بدشان می آید به خاطر معاویه. باشد که معاویه را بشناسی . معاویه از زمان عثمان مورد کراهت مردم واقع شده بود . مردم به خاطر معاویه و کارهای او از عثمان بدشان می آمد و عثمان این را به معاویه گفت و او را نفرین کرد . چرا که معاویه عثمان را خوار ساخت .

مجری :

این هم تصریح آقای عدنان ابراهیم بر اساس اقوال تاریخی و اخباری که در تاریخ نقل شده که خود عثمان از معاویه شاکی شد که تو را مرا کمک نکرده و خوار کردی . خیلی واضح است که عاملین قتل عثمان چه کسانی بودند واین ها از قبل نقشه داشتند .

تماس بینندگان

بیننده : امیر از تهران ـ شیعه

بنده می خواستم مطلبی را بیان کنم . حقانیت شیعه که مشخص است و همه می دانند و چیزی نیست که کسی بخواهد آن را انکار کند . اما تلاشی که می خواهید اهل سنت را متقاعد کنید ، به نظر بنده ۱۴۰۰ سال است که گذشته و اگر می خواستند بفهمند ، حتما متوجه می شدند .

پیشنهادی هم داشتم مبنی بر این که الان جوان های ما فریاد کوروش کبیر را سر می دهند و به حدی رسیده اند که حتی بر سر قبر کوروش سجده می کنند . بنده تقاضا داشتم برنامه هایی در این خصوص هم داشته باشید .

استاد یزدانی :

این طور نیست که اهل سنت اصلا حرف های ما را قبول نکنند . وظیفه ما تبلیغ و ابلاغ است ؛ اما این که کسی قبول کرد یا قبول نکرده ، به عهده ما نیست . همان طور که حضرت نوح (علیه السلام) ۹۵۰ سال مردم را تبلیغ کرد و طبق نص صریح قرآن جز عده ای کم به آن حضرت ایمان نیاوردند . پیامبران گذشته و پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) این همه زحمت کشیدند ؛ اما الان چند درصد مسلمان هستند و چند در صد از این مسلمان ها در راهی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفته ، هستند ؟

به هر حال وظیفه ما گفتن حق است . این ها حق را می بینند و به آن یقین دارند ؛ اما وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا … نمل / ۱۴ .

بیننده : علی از آمریکا ـ شیعه

بنده از برادران و خواهران اهل سنت سؤالی داشتم که یا برای این سؤال جوابی آماده کنند یا این که با خودشان مقداری اتمام حجت کنند که در روز قیامت ما مسئول نباشیم . در مورد این که خدایی و پیامبری که قبول دارند ، آیا این خدا به پیامبرش علم کافی نداشته که طبق احادیث خودشان ، اگر پیامبر انتخاب نمی شد ، عمر انتخاب می شد . چرا خداوند این پیامبر را انتخاب می کند که خودکشی کرده ، آیات قرآن را فراموش می کند ، طلسم بر او کار می کند . شیطان بر او مسلط می شود و به او آیه می دهد.

با خود فکر کنند که چرا پیامبر عظیم الشأن ما باید چنین مورد مظلومیت قرار بگیرند ؟ چرا دشمنان اسلام به همین راحتی بتوانند به آن حضرت توهین و جسارت کنند ؟ حتی علم صحابه این ها که مشغول بت پرستی بودند و به برکت وجود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مسلمان شدند ، بیشتر از علم خداوند است . حتی با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مشاجره می کنند و آن حضرت را امر و نهی می نمایند که این کار را انجام بده و آن کار را انجام نده .خدا آیه نازل می کند که از این ها دفاع کند . حتی روایتی است که خداوند به پیامبر (صلی الله علیه واله) می گوید چون ابوبکر به آن شخص جواب مثبت داده بود ، من طرف ابوبکر را می گیرم .

بنده از شما خواهش می کنم این احادیث را یا محکوم کنند یا رد کنند و وجود آن اسوه حسنه را از این تهمت ها پاک کنند . در ضمن این سؤال اصلی است که عمر ابوبکر را انتخاب کرد . اما اگر عمر می دانست که شیطان بر ابوبکر مسلط می شود و شیطان از خودش از فاصله های دور فرار می کند ، آیا این ظلم بر امت اسلامی نبوده که شخصی را انتخاب کرده که شیطان بر او مسلط می شده . با این وجود خودش هم مسئولیت این خلافت را بر عهده نگرفته ؟

چرا خود ابوبکر با این که می گویند انسان صادق و عادلی بوده ، نگفت که من ضعیف هستم و شیطان بر من مسلط می شود . اما شیطان از تو فرار می کند و بهتر است در خلافت مسلمین کسی را قرار دهیم که از شیطان به دور باشد .

استاد یزدانی :

در مورد روایاتی که شأن بعضی از صحابه را از پیامبر (صلی الله علیه وآله) بالاتر می برند ، چند روز قبل کلیپی از این وهابی ها دیدم که در جمع بزرگی سخنرانی می کردند و بیست و یک مورد را می شمرد که پیامبر (صلی الله علیه و آله) یک حرف می زد و عمر بن خطاب یک حرف دیگر زده . آیه قرآن نازل شده که تأیید کننده حرف عمر بن خطاب و در کنف کردن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود . واضح است که این توهین به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و پایین آوردن شأن آن حضرت است .

ما بارها گفته ایم که چون این ها خلفای خود را به مقام پیامبر (صلی الله علیه وآله) برسانند و باید بین رسول خدا (صلی الله علیه وآله) تناسبی باشد . نمی توانند به مقام آن حضرت برسانند ، جز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که نفس رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است و همه فضائل آن حضرت را دارا می باشند . این ها از یک طرف مقام رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را پایین می آورند. پیامبری که نعوذ بالله ایستاده ادرار می کند ، پیامبری که از ساده ترین کارها را نمی تواند انجام دهد . از طرف دیگر عمر بن خطاب علم غیب داشته ، از مدینه نهاوند را می دیده ، به زمین دستور سکوت می داده و موافقات و دروغ هایی که نقل کردند . تمام این ۲۱ مورد موافقات ، دروغ محض است و فقط فضیلت تراشی در برابر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است .

در مورد تناقضاتی که بیان کردند که از یک طرف در بخاری آمده که شیطان از عمر بن خطاب فرار می کرد و در کوچه ای که عمر بن خطاب بود ، شیطان اصلا وارد نمی شد . از طرف دیگر ابن تیمیه نقل می کند که شیطان خود را به شکل عمر و ابوبکر در می آورده . این ها خیلی قابل قبول نیست که در فرصت خودش توضیحات بیشتری بیان خواهم کرد .

بیننده : آقای موسوی از کرج ـ شیعه

سؤال اول در مورد این است که شیعه از چه زمانی بوده ؟ بعضی ها می گویند از قدیم بوده و بعضی ها می گویند از زمان امام جعفر صادق (علیه السلام) بوده ؟

سؤال دوم ، مدتی بود که شبکه های وهابی می گفتند : امام حسین (علیه السلام) پیشوای ما است ، چه ارتباطی به شما دارد و چه ارتباطی به آخوندهای ایران دارند . روایت می آورند که امام حسین (علیه السلام) در کجا گفته من امام سوم هستم ؟ امام حسین (علیه السلام) گفته برای من گریه و زاری نکنید . پس چرا شیعیان گریه و عزاداری می کنند ؟ امام حسین (علیه السلام) در کجا گفته که صیغه حلال است؟

استاد یزدانی :

ابن خلدون ، عالم اهل سنت ، در تاریخ خود ، جلد ۳ ، صفحه ۲۱۴ اعتراف بسیار جالبی دارد :

مبدأ دوله الشیعه

أعلم أن مبدأ هذه الدوله أن أهل البیت لما توفی رسول الله کانوا یرون أنهم أحق بالأمر وأن الخلافه لرجالهم دون من سواهم من قریش …

بدانید که سرآغاز دولت شیعه این بود که اهل بیت (علیهم السلام) بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خود را مستحق می دانستند و خلافت را هم سزاوار خود می دانستند و سایر قریش از حکومت حقی ندارند .

ابن خلدون ، تاریخ ابن خلدون ، ج ۳ ، ص ۲۱۴

پس سرآغاز شیعه از همان زمان بود . یعنی خود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بودند که دولت شیعه را پایه گذاری کرده و تا قیام قیامت این حکومت ادامه خواهند داشت و تا ظهور حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تنها دولتی که در سراسر عالم حکومت می کند ، دولت حقه شیعه و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) هستند .

اما در مورد ارتباط شیعه با امام حسین (علیه السلام) ، آن حضرت به شما چه ارتباطی دارند ؟ شما باید ارتباط خود را با آن حضرت ثابت کنید . نظر امام حسین (علیه السلام) در مورد خلفاء مشخص و واضح است ، همان نظر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که در صحیح بخاری و مسلم و نهج البلاغه با سند صحیح آمده ، است . با سند صحیح نقل شده که امام حسین (علیه السلام) در نوجوانی عمر بن خطاب را از روی منبر به پایین کشید و می فرماید : انزل عن منبر ابی ، از منبر پدرم پایین بیا .

شما اگر طرفدار امام حسین (علیه السلام) هستید ، مثل او باید با خلفاء مخالف باشید . مثل او با معاویه مخالف باشید . حضرت در نامه ای که به معاویه می نویسد می فرماید : من شری از این بالاتر نمی بینیم که تو حاکم مسلمانان باشی .

شما ۱۸۰ درجه با امام حسین (علیه السلام) تفاوت دارید .

در مورد گریه و عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) ، در ایام محرم به صورت مفصل توضیح دادیم که خود آن حضرت می فرمایند : اگر کسی یک قطره اشک برای ما اهل بیت (علیهم السلام) بریزد ، خداوند او را به بهشت می برد .

کتاب فضائل الصحابه ، تألیف احمد بن حنبل ، جلد اول ، چاپ دار ابن جوزی ، با تحقیق وصی الله بن محمد عباس ، صفحه ۸۴۰ ، حدیث ۱۱۵۴ :

حدثنا أحمد بن إسرائیل قال رأیت فی کتاب أحمد بن محمد بن حنبل رحمه الله بخط یده نا اسود بن عامر أبو عبد الرحمن قثنا الربیع بن منذر عن أبیه قال کان حسین بن علی یقول من دمعتا عیناه فینا دمعه أو قطرت عیناه فینا قطره اثواه الله عز وجل الجنه .

در کتاب احمد بن حنبل دیدم که با خط خود نوشته بود که حسین بن علی (علیهم السلام) می فرمود : هر کس یک قطره اشک برای ما اهل بیت بریزد ، خداوند جایگاه او را در بهشت قرار خواهد داد .

احمد بن حنبل ، فضائل الصحابه ، ج ۱ ، چاپ دار ابن جوزی ، با تحقیق وصی الله بن محمد عباس ، ص ۸۴۰ ، ح ۱۱۵۴

آیا وهابی دیده ای که در عمرش یک قطره اشک بریزد ؟ این نظر سید الشهدا (علیه السلام) است و آن هم نظر شما وهابی ها که می گویید : گریه بر میت ، شرک و کفر است .

در مورد امامت ائمه (علیهم السلام) در سایت حضرت ولی عصر (علیه السلام) مقاله ای است که نظر آن حضرت با نظر پدر بزرگوارشان هیچ تفاوتی ندارد . ما روایت صحیح از تک تک اهل بیت (علیهم السلام) در سایت شبکه داریم مثل بحث متعه که نص صریح قرآن کریم در مورد متعه است که جایز می باشد . پیامبر (صلی الله علیه وآله) و صحابه هم انجام دادند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم انجام داده ؛ اما این ها می گویند از نظر امام حسین (علیه السلام) روایتی در این زمینه بیاورید . این چه درخواست نامعقولی است ؟ مگر آن حضرت بر خلاف قرآن نظری می دهند ؟ مگر آن حضرت خلاف نظر پدرشان نظر می دهند که با سند صحیح نقل شده که اگر عمر بن خطاب متعه را منع نمی کرد ، جز شقی و بدبخت کسی زنا نمی کرد .

روایت در منابع اهل سنت از جمله در تاریخ طبری ، جلد ۵ ، صفحه ۱۳ نقل شده :

قال علی رضی الله عنه لولا أن عمر رضی الله عنه نهى عن المتعه ما زنى إلا شقى

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : اگر عمر بن خطاب از ازدواج موقت نهی نمی کرد ، جز بدبخت شخص دیگری زنا نمی کرد .

تاریخ طبری ، ج ۵ ، ص ۱۳

این روایت در کتاب معانی الآثار ، تفسیر سمرقندی ، تفسیر ماوردی و دیگر کتب اهل سنت نقل شده که مسبب نهی متعه کسی غیر از متعه نبوده .

بیننده : آقای کیا صادقی از اصفهان ـ شیعه

من از برادران اهل سنت این سؤال را داشتم که وقتی به تاریخ اسلام مراجعه کنید ، متوجه می شوید که خداوند یازده بار چراغ هدایت را روشن کردند و چه کسانی بر صدد بر آمدند که این چراغ ها را خاموش کنند و خاموش کردند . پروردگار عظیم هم یک چراغ را برای ما ذخیره کرد . اگر برادری شیعه ای با الفاظ تند صحبت می کند ، به او حق می دهم ؛ چون در طول تاریخ اسلام تشییع با چه خفقانی به دست ما رسید . نود سال احادیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) مخدوش بود و اجازه ندادند که علمای اسلام کتاب های خود را بنویسند . من تقاضا دارم که برادران اهل سنت مقداری تفکر کنند تا به حقانیت شیعه پی ببرند و به این مذهب عظیم تشیع پی ببرند .

بیننده : شهرام از تهران ـ شیعه

بعضی افراد به شبکه های وهابی تماس می گیرند و خود را اهل سنت می دانند . با این شبکه هم تماس می گیرند . اما با این وجود می گویند این شبکه به یزید و خلفای ما توهین می کنند . مقام معظم رهبری هم توصیه کردند که به مقدسات هیچ دینی توهین نکنید ، در صورتی که این ها به شبکه های وهابی زنگ می زنند و می گویند : به ما دستور دهید که کجا را بمب گذاری کنیم .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان محترم تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان