برنامه «یهوابیت؛ خدای یهود و وهابیت» که از این به بعد هر دوشنبه شب، به صورت زنده از شبکه جهانی ولایت و به جای برنامه «راه و بیراه» پخش می شود. کلمه «یهوابیت» در حقیقت ترکیبی از سه کلمه «یهود» ، «یهوه» و «وهابیت» است که در این برنامه به بررسی دیدگاه وهابیت در باره خداوند و مقارنه و تشابه آن با خدای یهودیان (یهوه) می‌پردازد . در این برنامه ثابت خواهیم کرد که تمام اعتقادات وهابیت در مبحث توحید برگرفته از افکار و عقائد افرادی همچون کعب الأحبار و … است که افکار یهودیان را در میان مسلمانان ترویج می‌کردند …

 

 

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

 دانلود اسکن ها

دانلود اسکن ها

 

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

برنامه : یهوابیت (۱)

تاریخ : ۲۷ /۱۰ / ۹۵

مجری :

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم . به برنامه جدید با نام و موضوعی جدید با کارشناسی استاد عزیز یزدانی در خدمت شما عزیزان هستیم . ان شاء الله به مباحث جالبی خواهیم پرداخت . امشب هم به مباحث مقدماتی می پردازیم .

استاد یزدانی :

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد والیه یعود والصلاه والسلام علی الشاهد والمشهود لکل موجود محمد المحمود وعلی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب والشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود .

بنده هم خدمت حضرتعالی و همچنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب و احترام دارم . خدا را شاکر هستیم تا باز هم با یک برنامه دیگر در خدمت بینندگان عزیز هستیم و امیدواریم که خداوند این تلاش ها و کوشش ها را از ما بپذیرد و ان شاء الله بتوانیم برنامه ای در خور شأن بینندگان شبکه جهانی ولایت داشته باشیم .

مجری :

بنده به عمد نام برنامه را نبردم تا در این مورد از استاد یزدانی عزیز بپرسیم که چرا یهوابیت ؟ اصلا یهوابیت به چه معنا است ؟

استاد یزدانی :

یکی از مباحث اصلی و اساسی و تفاوت اساسی ما مسلمانان با وهابیت در بحث توحید است . به خصوص دیدگاه با دیدگاه وهابیت زمین تا آسمان تفاوت دارد . خدایی که ما به آن معتقدیم با خدایی که وهابیت به آن معتقد هستند ، به هیچ وجه از یک سنخ نیست و کاملا متفاوت است . همین طور خدایی که قاطبه اهل سنت مثل اشاعره و ماتریدیه و معتزله قائل هستند ،‌ با خدایی که اهل حدیث و پیروانشان و ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب و پیروانشان قائل هستند ، زمین تا آسمان تفاوت دارد .

خدایی که ما قائل هستیم ، همان خدایی است که در سوره مبارکه اخلاص می فرماید :

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (۱) اللَّهُ الصَّمَدُ (۲) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (۳) وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ (۴) است .

اما خدایی که آن ها معتقد هستند ، همان خدایی است که ما از آن به یهوه تعبیر می کنیم . خدایی که یهود معتقد است . خدایی که از سمت یهود آمد . اسرائیلیاتی که از سمت یهود به جامعه اسلامی تزریق شد . افکاری که از سمت وهب بن منبه ، عبد الله بن سلام ،‌زید بن ثابت ، کعب الاهبار و ابوهریره وارد اسلام شد . عده ای از صحابه کتاب های یهود را خواندند وعقاید او را گرفتند و وارد دین اسلام کردند . متأسفانه آن خدای محرفی که یهود قائل بود ، نه خدایی که حضرت موسی (علیه السلام) قائل باشد ، خدایی که یهود در طول تاریخ تحریف کرده و کاملا جسم و شبیه مخلوقات تصور می شد را وارد جامعه اسلامی و افکار و اعتقادات مسلمانان شد و وهابیت آن را تکمیل کرد . ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب و پیروانشان ، به خصوص افرادی مثل ابن عثیمن ، بن باز و بقیه ، چیزی هایی به این خدا اضافه کردند که بدتر و عجیب و غریب تر از خدای یهود شد .

ما این نام را انتخاب کردیم ، یهوابیت یعنی خدای یهود و خدای وهابیت . یا یهود و وهابیت و یهوه که یهوابیت هر سه کلمه را در خود دارد ، هم وهابیت ، هم یهود را در خود دارد که ان شاء الله در طول برنامه که پیش بینی کرده ایم حدود صد برنامه شود ، خدای یهود و وهابیت را به صورت کامل بررسی و نقد خواهیم کرد و با قرآن و سنت صحیح رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و همین طور دیدگاه علمای اهل سنت ، کسانی که اهل عقل و شعور هستند ، خواهیم سنجید و خواهیم دید که این خدای وهابیت ، هیچ ارتباطی به خداوند متعال ندارد ؛ بلکه یک خدای جدید است که فقط و فقط از این افراد میتوان انتظار داشت .

مجری :

این هم وجه تسمیه یهوابیت ، یهود ، یهوه و وهابیت که ترکیبی از این سه کلمه ، آن چیزی است که اسم این برنامه را رقم زده . ان شاء الله این اسم را در ذهن داشته باشید . برنامه ای که دوشنبه شب ها به جای برنامه راه وبی راه که به اتمام رسید ، پخش خواهد شد .

استاد یزدانی ! چرا به بحث توحید می پردازید ، چرا به عقاید دیگر وهابیت نمی پردازید ؟

استاد یزدانی :

همان طور که همه ما مسلمانان می دانیم ، اولین اصل از اصول دین ما ، توحید است . همه مسلمانان بلا استثناء یقین دارند که اولین اصل از اصول دین ما توحید است . همه ۱۲۴ هزار پیامبر برای یک موضوع که آن چیزی جز توحید نیست . این که مردم باید خدا پرست باشند و غیر از خدا چیزی دیگری نپرستند و در حقیقت آن خدای واقعی را بپرسند نه آن خدایی که در ذهن خود ساخته اند و آن را در سنگ یا خرمایی مجسم کردند .

هدف انبیاء و ائمه ما و الان علمای ما همین بوده و هست . اولین اصل از اصول دین ما است . بنده روایتی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در بحث اهمیت توحید ، در اولین خطبه نهج البلاغه که منتخبی از سخنان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که سید رضی (ره) آن را جمع آوری کرده ، با تحقیق دکتر صبحی صالح از علمای اهل سنت و استاد دانشگاه لبنان ، خطبه اول :

الحمد لله الذی لا یبلغ مدحته القائلون ، ولا یحصی نعماءه العادون ، ولا یؤدی حقه المجتهدون ، الذی لا یدرکه بعد الهمم ، ولا یناله غوص الفطن . الذی لیس لصفته حد محدود ، ولا نعت موجود ، ولا وقت معدود . ولا أجل ممدود ، فطر الخلائق بقدرته ، ونشر الریاح برحمته ، ووتد بالصخور میدان أرضه .

أول الدین معرفته ، وکمال معرفته التصدیق به ، وکمال التصدیق به توحیده ، وکمال توحیده الإخلاص له ، وکمال الإخلاص له نفی الصفات عنه ؛ لشهاده کل صفهٍ أنها غیر الموصوف ، وشهاده کل موصوفٍ أنه غیر الصفه …    

. فمن وصف الله سبحانه وتعالى فقد قرنه ، ومن قرنه فقد ثناه ، ومن ثناه فقد جزاه ، ومن جزاه فقد جهله ، ومن جهله فقد أشار إلیه ، ومن أشار إلیه فقد حده ، ومن حده فقد عده ، ومن قال : فیم ، فقد ضمنه ، ومن قال : علام ، فقد أخلى منه .

این ها مطالبی است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرموده و تفسیر آن اصلا کار ما نیست و فهم این مسائل و کلمات کار اساتیدی است که عمری در نهج البلاغه کار کرده اند .

حضرت می فرماید :

اولین مسأله در دین ، شناخت خداوند است . کمال معرفت خداوند ، تصدیق و است و کمال تصدیق خداوند ، توحید و اعتقاد به یگانگی او است و کمال توحید ، اخلاص به او است و کمال اخلاص ، نفی هر صفتی است که خارج از ذات خداوند می باشد .

این جا صفات ذات را نمی گوید ، بلکه صفات خارج از ذات است که اگر کسی صفات خارج از ذات را قبول داشته باشد ، ما او را موحد نمی دانیم . اما صفاتی که عین ذات خداوند است ، مثل علم و حیات و قدرت …. شامل سخن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نمی شود .

برای این که هر صفتی غیر از موصوف خود است .

صفت و موصوف قطعا دو چیز است . صفت غیر از موصوف و صفت غیر از موصوف است .

نهج البلاغه ، با تحقیق دکتر صبحی صالح ، خطبه اول

این ها سخنانی هستند که هر شیعه به آن افتخار می کند . بقیه از خودشان ، بزرگانشان ، ابن تیمیه ، محمد بن عبد الوهاب ، معاویه اشان سخنی بیاورند که خداوند را توصیف کرده باشند که خداوند یعنی چه؟ حال سخن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را ببینید که چقدر فصاحت و بلاغت و معارفی را به همراه دارد که فقط در همین یک خطبه نیست . من شرح حضرت علامه جعفری را ذیل این خطبه می خواندم که حدود سی چهل صفحه را فقط به همین پاراگراف اختصاص داده بود که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) چه می خواهند بیان کنند . امیرالمؤمنین ما کجا و دیگران کجا که حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند !!!!

این خلاصه ای از نظر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود که توحید اصلی ترین از اصول دین ما است . همان طور که این روایت در منابع اهل سنت هم هست که لا اله الا الله تمام دین است و کسی که این عبارت را بیان کند ، همه چیز برایش تمام است .

در صحیح بخاری ، جلد ۳ از ابوهریره نقل شده :

حدثنا أبو الْیَمَانِ أخبرنا شُعَیْبٌ عن الزُّهْرِیِّ حدثنا سَعِیدُ بن الْمُسَیَّبِ أَنَّ أَبَا هُرَیْرَهَ رضی الله عنه قال قال رسول اللَّهِ e أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ الناس حتى یَقُولُوا لَا إِلَهَ إلا الله فَمَنْ قال لَا إِلَهَ إلا الله فَقَدْ عَصَمَ مِنِّی نَفْسَهُ وَمَالَهُ إلا بِحَقِّهِ وَحِسَابُهُ على اللَّهِ رَوَاهُ عُمَرُ وبن عُمَرَ عن النبی e

کسی که توحید را داشته باشد ، جان و مال محفوظ است و کسی حق تعرض به او را ندارد .

صحیح بخاری ، ج ۳ ، ص ۱۰۷۷

اصل و اساس اسلام ، لا اله الا الله و توحید است و کسی که توحید ندارد ، هیچ چیز از او پذیرفته نمیشود . کسی که توحید را داشته باشد ، جان و مال محفوظ است و کسی حق تعرض به او را ندارد . همان طوری که در صدر اسلام وقتی به جنگ می رفتند ، به محض این که کسی لا اله الا الله می گفت ، او را نمی کشتند . گاها بعضی ها مثل خالد و دیگران بر خلاف این عمل کردند و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از آن ها اظهار برائت می کردند .

این هم روایتی که در صحیح بخاری بود که لا اله الا الله ، اولین اصل از اصول ما است . به همین خاطر ما هم سراغ توحید رفتیم تا ثابت کنیم که توحید ما با توحید وهابیت کاملا متفاوت است . توحیدی که اهل سنت به آن معتقد هستند ،‌ کاملا با توحید وهابیت و اهل حدیث متفاوت است . این ها را ان شاء الله به تفصیل نشان خواهیم داد .

دیدگاه شیعه نسبت به خداوند

در مورد این که شیعه چه ویژگی هایی برای شیعه قائل است ، مطلبی از کتاب اعتقادات شیخ صدوق (ره) نقل میکنم که ایشان خداوند را چطور توصیف می کند ؟

قال الشیخ أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسى بن بابویه – الفقیه المصنف لهذا الکتاب إعلم أن اعتقادنا فی التوحید أن الله تعالى واحد أحد ،لیس کمثله شی قدیم ( ۱ ) لم یزال سمیع بصیر علیم حکیم حی قیوم عزیز قدوس قادر غنی .لا یوصف بجوهر ولا جسم ( ۲ ) ولا صوره ولا عرض ولا خط ( ۳ ) ولا سطح ولا ثقل ( ۴ ) ولا خفه ولا سکون ولا حرکه ولا مکان ولا زمان . وأنه تعالى متعال عن جمیع صفات خلقه خارج من الحدین حد الإبطال وحد التشبیه .

وأنه تعالى شی لا کالأشیاء أحد صمد لم یلد فیورث ولم یولد فیشارک ولم یکن له کف أحد ( ۵ ) ولا ند ( ۶ ) ولا ضد ( ۷ ) ولا شبه ولا صاحبه ولا مثل ولا نظیر ولا شریک لا تدرکه الأبصار والأوهام وهو یدرکها لا تأخذه سنه ولا نوم . وهو اللطیف الخیر ( ۸ ) خالق کل شئ لا إله إلا هو له الخلق والأمر تبارک الله رب العالمین .ومن قال بالتشبیه فهو مشرک ومن نسب إلى الإمامیه غیر ما وصف فی التوحید فهو کاذب.

بدان که اعتقاد شیعه در توحید این است که واحد و احد است . هیچ چیزی مثل خداوند نیست . قدیم است ، سمیع و بصیر و علیم و حکیم و حی و قیوم و عزیز و قدوس و قادر و غنی است .

فقط همین صفات نیستند ، بلکه ایشان همین چند صفت را بیان کردند . در این جا کاملا و واضح نظر شیعه را در مورد خداوند بیان می کند :

خداوند نه جوهر و نه جسم است و نه صورت و عرض و خط دارد . سطح نیست و وزن ندارد . خفیف نیست . سکون و حرکت و مکان و زمان ندارد .

چون خالق همه این ها خداوند است .

خداوند از تمام صفاتی که برای مخلوقین است ، متعال و منزه است . خداوند حد ابطال و حد تشبیه را ندارد . خداوند شیء نیست (موجود نیست ) موجود هست ؛ اما نه مانند دیگر موجودات …

هر کس قائل به تشبیه باشد و خداوند را شبیه کسی بداند ، او مشرک است . هر کس به امامیه و شیعیان دوازده امامی ، صفتی غیر از این ها را نسبت دهد ، او دروغگو است .

شیخ صدوق ، الاعتقادات  ، ص ۲۲

مثلا بگوید : شیعه معتقد به تجسیم است . یا این که بگوید : شیعه برای خدا حد قائل است . اسرائیلیاتی که در کتاب های ما هم وارد شده . محدثین ما هم که معصوم نبودند . گاها در بین محدثین ، محدثین ضعیف هم بودند که مطالبی را در این باره نقل کردند . هر کس این مسائل را برای شیعه قائل باشد ، کذاب و دروغگو است .

این مطلبی که در کتاب شیخ صدوق (ره) آمده ،‌در حقیقت نظر کل شیعه است و هیچ شیعه ای خلاف این را نگفته و غیر از این را قبول ندارد .

بنده مطلبی از معاصرین هم بیان کنم . از مرحوم مظفر (ره) که در کتاب عقاید الامامیه نقل شده . یکی از بهترین کتاب های شیعه در زمینه عقاید است که مختصر و مفید است و کاملا نظر شیعه را بیان کرده . عقاید الامامیه ،‌ تألیف شیخ محمد رضا مظفر ، فصل اول ، صفحه ۲۲ :

نعتقد إن الله تعالى واحد أحد لیس کمثله شئ ، قدیم لم یزل ولا یزال ، هو الأول والآخر ، علیم حکیم عادل حی قادر غنی سمیع بصیر . ولا یوصف بما توصف به المخلوقات ، فلیس هو بجسم ولا صوره ، ولیس جوهرا ولا عرضا ، ولیس له ثقل أو خفه ، ولا حرکه أو سکون ، ولا مکان ولا زمان ، ولا یشار إلیه . کما لا ند له ، ولا شبه ، ولا ضد ، ولا صاحبه له ولا ولد ، ولا شریک ، ولم کین له کفوا أحد . لا تدرکه الأبصار وهو یدرک الأبصار .

ومن قال بالتشبیه فی خلقه بأن صور له وجها ویدا وعینا ، أو أنه ینزل إلى السماء الدنیا ، أو أنه یظهر إلى أهل الجنه کالقمر ، ( أو نحو ذلک ) فإنه بمنزله الکافر به جاهل بحقیقه الخالق المنزه عن النقص …

این خلاصه نظر شیعه در مورد خداوند است که در این جا بعضی از صفات را بیان کرده .

کسی که قائل به تشبیه برای خداوند باشد که مثلا صورت دارد یا دست و چشم دارد یا این که به سوی آسمان می رود ، به منزله کافر است و به حقیقت خداوند جاهل است .

در صفحه بعد ادامه می دهد که عقیده شیعه در مورد توحید چیست ؟

عقیدتنا فی التوحید

ونعتقد بأنه یجب توحید الله تعالى من جمیع الجهات ، فکما یجب توحیده فی الذات ونعتقد بأنه واحد فی ذاته ووجوب وجوده ، کذلک یجب – ثانیا – توحیده فی الصفات ، وذلک بالاعتقاد بأن صفاته عین ذاته کما سیأتی بیان ذلک ، وبالاعتقاد بأنه لا شبه له فی صفاته الذاتیه ،فهو فی العلم والقدره لا نظیر له وفی الخلق والرزق لا شریک له وفی کل کمال لا ند له .

وکذلک یجب – ثالثا – توحیده فی العباده فلا تجوز عباده غیره بوجه من الوجوه ، وکذا إشراکه فی العباده فی أی نوع من أنواع العباده ، واجبه أو غیر واجبه ، فی الصلاه وغیرها من العبادات . ومن أشرک فی العباده غیره فهو مشرک کمن یرائی فی عبادته ویتقرب إلى غیر الله تعالى ، وحکمه حکم من یعبد الأصنام والأوثان ، لا فرق بینهما .

ما معتقدیم توحید از همه جهات واجب است .

ما سه نوع یا چهار نوع توحید داریم که باید در همه این ها یکتا پرست باشیم . اگر خللی در توحید باشید ، توحید انسان مشکل دار می شود .

همان طور که واجب است توحید در ذات داشته باشیم . این که معتقد باشیم خدا یکی است و واجب الوجود است .

واجب الوجود هست خیلی بحث دارد که قائم بالذات است ، به کسی احتیاج ندارد . همه به او محتاج است و او به کسی محتاج نیست .

همان طور که واجب است معتقد باشیم خداوند توحید در صفات دارد .

یعنی صفات خدا عین ذات خداوند است و خارج از ذاتش صفتی ندارد . اگر بخواهیم توحید در ذات و صفت و عبادت و فعل را توضیح دهیم ، مثال می زنیم به این که آب ، یک ماهیت و ذاتی دارد که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن تشکیل شده که ذات آب هستند . صفاتی هم دارد که سرد است یا گرم است . یک سری افعالی هم آب انجام می دهد . مثلا حرکت می کند . خداوند هم همین طور است . ذاتی دارد که واجب الوجود و واحد و یگانه است و به هیچ چیزی وابسته نیست و همه چیز به او وابسته است . توحید در صفات دارد ، به این معنا که صفات خداوند عین ذات خداوند است که وقتی به بحث صفا اولوهیت رسیدیم ، هم دیدگاه شیعه و هم دیدگاه وهابیت را به تفصیل می آوریم که کاملا با هم متفاوت هستند .

هم چنین معتقد هستیم خداوند شبیهی در صفات و ذاتش ندارد . مثلا هیچ کس در علم و قدرت شبیه خداوند نیست .

ما مثلا مخلوقی را تصور کنیم که علم و قدرتش مانند خداوند باشد . این شرک است . یا حیاتش مانند حیات خداوند باشد . یا هر صفت ذاتی خداوند ، اگر ما کسی را در این صفات نظیر خداوند بدانیم ، توحید نیست ؛ بلکه شرک است .

در خلق و رزق هم کسی شبیه خداوند نیست و هر کمالی مخلوق خداوند و عین ذات او است و دیگران هم آن صفات را هرگز ندارند .

توحید در عبادت هم واجب است که اگر کسی در این باره هم مشکل داشته باشد ، توحیدش دچار خلل می شود و هیچ کس غیر از خداوند را نمی توان عبادت کرد .

فرقی نمی کند که انبیاء باشد یا ملائکه یا بت یا سنگ یا مسجد یا هر چیزی که باشد ، نمی توان عبادت کرد و عبادت فقط و فقط مخصوص خداوند است و حق نداریم غیر از خداوند را عبادت کنیم .

کسی که غیر خداوند را در عبادت شریک کند ، مشرک است . مثلا کسانی که بت ها و اوثان را شریک قرار می دادند .

شیخ محمد رضا مظفر ،عقاید الامامیه ،‌ فصل اول ، ص ۲۲

توحید بعدی هم که ما به آن معتقد هستیم ،‌توحید به افعال است . به این معنا که در این دنیا غیر از خداوند ، هیچ مؤثری نیست . فقط خداوند است که در این عالم مؤثر است . اگر ما معتقد باشیم که مثلا من می توانم با قدرت استقلالی خود ، می توانم این کتاب را بردارم و در جای دیگری بگذارم ، این شرک است . یعنی قدرت خداوند را در این کار مؤثر ندانم و فقط به قدرت استقلالی خودم معتقد باشم . یا این که معتقد باشیم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با قدرت خودش ، در این عالم مؤثر است . این شرک می باشد . یا باران ، خورشید ، ماه ،‌ کواکب را مؤثر در این عالم بدانیم . همان طور که در زمان مشرکین کسانی بودند که خورشید و ستارگان را می پرستیدند ؛ چون معتقد بودند آن ها در این عالم تأثیر گذار هستند و از خودشان قدرت دارند . قطعا ما آن ها را مشرک می دانیم و معتقدیم خداوند هم در ذات ، هم در عبادت ، هم در صفات و هم در افعال ، کاملا یگانه است و شریک قرار دادن در این مسائل موجب شرک می شود .

این خلاصه نظر شیعه در مورد توحید در کتاب مرحوم مظفر بود

شمه ای از دیدگاه وهابیت در مورد خداوند

در کتاب عقیده اهل الاثر ، تألیف علامه ابی الطیب صدیق بن حسن القنوجی (ایشان از سلفی های بسیار تندرو هستند که خود را وهابی نمی دانند ) چاپ مکتبه الصنعاء ، با تحقیق شیخ ابوعمرو عبد الکریم بن احمد الحجوری العمری ، صفحه ۷۷ :

من صفاته سبحانه : الید والیمین ، والکف والاصبع والشمال والقدم والرجل والوجه والنفس والعین والنزول والمجیء والکلام والقول ، والساق والحقو والجنب .والفوق والاستواء والقوه والقرب والبعد والضحک والتعجب ….

از صفات خداوند این است که دست راست ، کف دست ، انگشت ، دست چپ ، پا ، صورت ، نفس ، چشم دارد ، پایین و بالا می رود ، کلام و حرف ، ساق و کمربند و پهلو دارد . فوق و استوا ، قوت و نزدیکی و دوری ، خنده و تعجب …. دارد .

کلام را هم ما قبول داریم ؛ اما نه به آن معنایی که این ها قبول دارند . قوت را هم همه قبول دارند.

علامه ابی الطیب صدیق بن حسن القنوجی ، عقیده اهل الاثر ، چاپ مکتبه الصنعاء ، با تحقیق شیخ ابوعمرو عبد الکریم بن احمد الحجوری العمری ، ص ۷۷

این خلاصه نظر وهابیت است که بنده مفصل تر آن را در آینده بیان خواهم کرد . اما علمای اهل سنت صریح گفتند : ما در بحث خداوند با وهابیت تفاوت داریم . از این جهت هم در هر برنامه توضیح خواهم داد که چرا علیه آن ها تا این حد موضعگیری می کنند و چرا وهابیت را قبول ندارند . من یکی دو مورد را از آقای سربازی نشان میدهم که در کتاب های متعدد خود بحث تجسیم وهابیت را مطرح کرده است .

فتاوی منبع العلوم کوه ون ، تألیف قطب الاقطاب محمد عمر سربازی ، جلد ۲ ، صفحه ۱۸۹ ، بحث استوا را مطرح می کند به این معنا که خداوند یک جایی در عرش نشسته . وهابیت روایات عجیب و غریبی دارد که خدای وهابیت ، خدایی است که روی کرسی نشسته و باسن بسیار بزرگی دارد که نصف باسنش از این طرف و نصف دیگر از طرف دیگر افتاده . عرش را هم توضیح داده که به اندازه زمین و آسمان است که تفصیل آن را در آینده خواهیم داشت .

توضیحی در مورد استوا علی العرش و تحقیق حدیث ” ولو انکم دلیتم رجلا بحبل الی الارض السفلی لهبط علی الله . (در جواب سؤالی که شفاهی نوشته شد )

روایت عجیبی است که ایشان در مورد آن توضیح می دهد تا در صفحه ۱۹۱ بحث سلفی ها را مطرح می کند و می گوید :

سلفی های خلفی ذات او را مستقر بر سر عرش قرار می دهند . این عقیدشان ، عقیده ی مشبهه و مجسمه و شعبه ای از توحید وجودی است . در صورتی که خود قرآن گواه است که ” و هو معکم اینما کنتم ” و ” ونحن اقرب الیه من حبل الورید ” و ” و نحن اقرب الیه منکم ولکن لا تبصرون ” .

نزد مؤلین مراد از این ها ، احاطه ی آثار علم و قدرت است یعنی او به علم و قدرت و سمع و بصر هرجا ست و با هر کس و بر تمام کائنات ، محیط است نه به ذات مقدس ، فتدبر .

محمد عمر سربازی

۵ ربیع الثانی ۱۴۲۶ ه ق

محمد عمر سربازی ، فتاوی منبع العلوم کوه ون ، جلد ۲ ، ص ۱۸۹ و ۱۹۱

در این جا به صورت مفصل توضیح داده که نظر اهل سنت این است که ما این ها را تأویل می کنیم . این که خدا بر عرش نشسته ، تأویل دارد . به این معنا که خداوند با علم و قدرت احاطه دارد ؛ اما سلفی های خلفی می گویند : خداوند بر عرش نشسته . این عقیده ، عقیده مشبهه و مجسمه است .

در کتاب پرسش و پاسخ های ارزشمند برای جوانان ارجمند ، تألیف محمد عمر سربازی ، چاپ نشر علامه سربازی ، صفحه ۲۷ :

پرسش : این سلفی های امروزه که در حجاز و نجد و دیگر مناطق وجود دارند از متبعین همان سلف صالحین اند یا نه ؟

پاسخ : تا حدودی که بررسی اهل تحقیق امروزه است ، ایشان به همه تن از متبعین آن ها نیستند . چرا که عقاید آن ها از دعوای تجسم و تشبه و اعتزال مبرا بود و عمل آن ها با عمل خلفاء راشدین و صحابه و ائمه دین رحمهم الله موافق بود و مدعیان امروز اکثرشان در عقاید مثل استوای عرش و غیره قائل شبیه تجسم اند و در بعضی عقایدشان توافق اعتزال دیده می شود و عمل شان در بعضی مواضع خلاف خلفاء راشدین و صحابه و ائمه دین است .

محمد عمر سربازی ، پرسش و پاسخ های ارزشمند برای جوانان ارجمند ، چاپ نشر علامه سربازی ، ص ۲۷

در صفحه ۳۱ از همین کتاب می گوید :

پرسش : گروهی از سلفیه معتقدند که خداوند کریم بر سر عرش مستقر است . مثل استقرار شخص بر تخت . آیا این عقیده از سلف صالح در روایتی است ؟

پاسخ : هرگز از سلف صالح چنین روایتی نیست . آری ، مشبه و گروه مجسمه از اهل بدعیات واهواء دارای چنین عقاید بودند . اهل سنت معتقدند که الله تعالی فوق العرش است بدون شک ، اما نه مستقر بر عرش است و نه متمکن بر سطح آن ؛‌ اما بدون کم و کیف .

محمد عمر سربازی ، پرسش و پاسخ های ارزشمند برای جوانان ارجمند ، چاپ نشر علامه سربازی ، ص ۳۱

این بر عکس نظر کامل سلفی ها ی امروز که می گویند خداوند بر عرش نشسته و هر کس این را انکار کند ، باید چنین و چنان شود که احکام آن را به صورت مفصل خواهیم خواند .

این نظر محمد عمر سربازی بود که در یک جا گفته بودند وهابیت و سلفی های امروزی ، مشبه هستند . به همین دلیل کسی که مشبه باشد و خدا را جسم بداند و مجسمه و مشبه باشد یا خدا را به کسی تشبیه کند ، از نظر همه مسلمانان کافر هستند .

مطلب دیگری از آقای عبد الرحمن سربازی نشان دهم که در کتاب المهند علی المفند ، تألیف عبد الرحمن سربازی ( امام جمعه فعلی چابهار ) آمده . ایشان المهند علی المفند خلیل احمد سهارنبوری را ترجمه کرده که همه اهل سنت ایشان را می شناسند و به جایگاه او آگاهی دارند و دیوبندیه به ایشان ارادت خاصی دارند .

در صفحه ۵۲ از این کتاب می گوید :

ما به یقین می دانیم که خداوند سبحانه و تعالی از اوصاف مخلوق منزه و از نشانه ها و علامات نقص و حدوث ، مبرا است ؛ چنان که عقیده متقدمین ما می باشد .اما آنچه ائمه متأخر ما درباره این آیات گفته اند و آن ها را برای آن که آدم های کند ذهن نیز بفهمند ، با تأویلاتی که از روی لغت و شرع ، عمل صحیح و درست دارند ، تأویل فرموده اند .

منظور از آدم های کند ذهن ، پیروان ابن تیمیه است . در مورد تأویل هم آقایان سلفی ، تأویل را کفر می دانند . آقای عبد الرحمن سربازی در پاورقی کتاب توضیح می دهد :

پس این تفسیر علامه ابن تیمیه که می گوید : استوا معلوم است ، یعنی معنای آن مشخص و به مفهوم حقیقی خود است ، نزد اهل سنت درست نیست . چون باز منجر به تشبیه و تجسیم می گردد .

عبد الرحمن سربازی ، ترجمه المهند علی المفند ، ص ۵۲

ایشان به صورت دقیق توضیح میدهند . الان هم زنده هستند و دوستان می توانند از خودشان در این باره بپرسند . پس یک طرف اهل سنت هستند که همه این صفات را قبول دارند ، ما هم این صفات را قبول داریم ؛ اما بنابر محمل های صحیح شرعی که برای آن داریم ، همه قائل به تأویل هستیم . اما وهابیت و سلفی ها و ابن تیمیه و پیروانشان و کلا اهل حدیث ، تأویل را قبول ندارند و کفر می دانند . به همین دلیل است که اشاعره و ماتریدیه و احناف را تکفیر کرده اند و می گویند : استواء خداوند یعنی همین نشستنی که ما می بینیم و معتقد به آن هستیم . پس خداوند واقعا در جایی نشسته است .

در صورتی که این به معنای تشبیه و تجسیم است که کفر است . خدایی که در جایی نشسته ، نیاز به جا و مکان دارد . خدایی که این جا نشسته ، آن جا ننشسته و نقص دارد . خدایی که در جایی می نشیند ، نیاز به اجزاء دارد و مرکب است . مرکب هم به اجزای خودش نیاز دارد . پس این خدا محتاج است . مثل انسان ها . اشکالات دیگری هم وجود دارد که در جای خود توضیح خواهیم داد .

بنابراین از نظر علمای اهل سنت ، سلفی ها مجسمه و اهل تجسیم هستند . ما این برنامه را پخش می کنیم تا این مسأله را به صورت کامل ثابت کنیم که این ها اهل تجسیم و اهل سنت ، اهل تأویل می باشند .

مجری :

کلیپی در این مورد از جناب سربازی آماده است که با هم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

مولوی محمد عمر سربازی :

سلفی برای این اسمش را سلفی گذاشته تا مردم را فریب دهند که ما عقیده سلف صالح داریم . این جمله ، جمله ی فریب است . جمله سیاسی است ؛ جمله فریب است که آن را استفاده می کنند ! والا عقاید آن ها پر است از عقاید مجسمه . برای خدا تجسیم قائلند ، دست و پا قائلند . در باره الله تعالی می گویند : طوری بر سر عرش نشسته است که انسان روی کرسی نشسته است العیاذ بالله !

مجری :

این هم عقاید سلفی ها بود که به صورت کلیپ صوتی پخش شد . همان چیزی هایی که علمای اهل سنت ایران در کتاب هایشان هم نقل کرده اند که سلفی ها معتقد به تجسیم هستند و عقایدشان منجر به تشبیه و تجسیم می شوند که از دید همه مسلمانان ، شرک است .

استاد یزدانی :

من همانطور که مسیر برنامه را مشخص کردم که ما از کجا شروع می کنیم و به کجا خواهیم می رسید و قطعا از این ، تخلف نخواهیم کرد ، مگر این که اتفاق خاصی پیش بیاید . بنده مسیر برنامه را توضیح خواهم داد که ما از این جا شروع می کنیم و به کجا خواهیم رسید . از روی پاورپونت نشان می دهم .

یهوابیت

بررسی تفاوت های مسلمانان با وهابیت در موضوع توحید

اولین بحثی که به آن خواهیم پرداخت :

۱ . اهمیت و جایگاه توحید از دیدگاه مسلمانان .

۲ . دیدگاه مسلمانان درباره جواز تأویل و عدم آن .

این بحث یکی از مباحث خیلی مهم است که وضعیت کل برنامه را تعیین می کند و در حقیقت یک بحث مبنایی و اصلی است که تمام مسلمانان  تمام صفاتی که برای خداوند در قرآن آمده را قبول دارند ؛ اما همه این ها قابل تأویل است که تمام مسلمانان آن را تأویل می کنند ؛ اما اهل حدیث ، تأویل را کفر می دانند و تکفیر کرده اند که قبلا نشان داده ایم و در برنامه بعد اگر فرصت بود ، نشان خواهیم داد .

۳ .نقد و بررسی تقسیم بندی توحید به الوهیت و ربوبیت

این هم یک بحث اساسی است . ابن تیمیه مؤسس این تقسیم بندی است . قبل از ابن تیمیه احدی را در تاریخ اسلام پیدا نمی کنید که خداوند دو نوع توحید دارد ، توحید الوهیت و توحید ربوبیت . این ها می گویند تمام مشرکین حتی ابوجهل و دیگر مشرکین در توحید ربوبیت ، هیچ اشکالی نداشتند و موحد بودند ؛ حتی موحد تر از امروزی ها . فقط در توحید الوهیت مشکل داشتند که ما آن را بررسی می کنیم که اصل این تقسیم بندی اشتباه است . این تقسیم بندی در عصر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و صحابه نبوده و در هیچ روایتی نیست . حتی مروان و بنی امیه و معاویه و کعب الاهبار هم چنین تقسیم بندی برای صفات خداوند قائل نبودند . اما ابن تیمیه مؤسس همین تقسیم بندی است و بر اساس همین تقسیم بندی مسلمانان را تکفیر می کند .

۴ . بررسی نقش خاخام های یهودی در تأسیس فکر تجسیم .

در این بحث خیلی از حقایق را نمی توانیم بیان کنیم . بحث افرادی مثل کعب الاهبار یهودی است که خود علمای اهل سنت تصریح کردند این ها در ورود اسرائیلیات به اسلام نقش زیادی داشتند . بسیاری از صفات که برای خدا در کتاب ها آمده ، علمای اهل سنت تقریظ زده اند که این افکار ، افکار اسلامی نیست و با خدا و قرآن ما در تضاد است و در حقیقت این ها افکار یهود هستند ؛ حتی افرادی مثل ابن کثیر.

افرادی مثل عبد الله بن عمرو بن عاص که دو خرجین از کتاب های نصاری به دستش رسید و تمام مطالبی که در آن کتاب ها آمده بود را به عنوان قال رسول الله ، نقل می کرد . حتی در این باره تصریح ابن تیمیه و ابن کثیر و بقیه را داریم که عبد الله بن عمرو بن عاص ، پسر عمرو بن عاص ، از دو خورجین روایات زیادی وارد اسلام کرده . وهب بن منبه ، زید بن ثابتی که زبان عبری را در ۱۵ روز یاد گرفت و این طور می خواهد بگویند که قبلا یهودی نبوده .

۵ . بررسی سیر فکر تجسیم و معرفی اجمالی عالمان طرفدار تجسیم در تاریخ

از ابویعلی فراء ، ابن خزیمه ، این تیمیه و ابن قیم و ابن عبد الوهاب و ابن باز ، این سیر فکر تجسیم را بررسی می کنیم که چه کسانی در تاریخ پیرو این فکر بودند و ابن تیمیه میراث خور چه کسی است ؟ حرف هایی که می زند یک روزه پیدا نشده ؛ بلکه همان حرف هایی است که ابن خزیمه و ابویعلی گفته است .

۶ . بررسی دیدگاه سلفی ها در مورد خداوند و تطبیق آن با دیدگاه سایر مسلمانان

این مفصل ترین بحثی است که به آن می پردازیم . ما همه مباحثی را که داریم ، تطبیقی کار خواهیم کرد . دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام) ، دیدگاه اهل سنت با مذاهب متعددشان و دیدگاه سلفی ها و پیروان اهل حدیث و دیدگاه ائمه اشان را به صورت مفصل بررسی می کنیم .

ارکان فکر تجسیمی در منابع سلفی ها

۱       . خدایی که حد دارد .

* دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام) درباره حد خداوند . روایتی که از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) خواندیم که صراحتا گفته بودند : خداوند حد ندارد .

* طرفداران حد داشتن خداوند

* منکران حد در میان علمای اهل سنت

یکی از مباحث اصلی ما بحث حد است که این ها خداوند را قائل به حد و اندازه می دانند .

۲ . خدایی که بعد ، حجم و جهت دارد .

* خدایی که در آسمان نشسته ، در زمین نشسته ، در عرش نشسته ، بالای ابر ها نشسته .

* دیدگاه سلفی ها در باره حجم و جهت خدا ، در مورد سنگینی و وزن خداوند ، مکان خداوند .

* مکان خداوند از دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام)

۳       . خدایی که صورت دارد .

* بررسی روایت ” خلق الله آدم علی صورته ” در منابع شیعه و اهل سنت .

* فهم علمای شیعه و علمای اهل سنت از روایت صورت .

* بررسی ادله ابن تیمیه در تفسیر این حدیث .

* بررسی روایت شاب امرد از دیدگاه سلفی ها . که از شیرین ترین مباحث ما است که مفصلا به آن می پردازیم .

* روایت شاب امرد در منابع شیعه

۴ . دیدن خدا در دنیا و آخرت

* دیده شدن خداوند در دنیا . پیامبر اکرم (صلی الله علهی وآله) خداوند را دیده و بعضی های دیگر هم خداوند را در همین دنیا دیدند .

* دیده شدن خداوند در آخرت .

* شناخته شدن خداوند توسط بندگان . قطعا بنده هایی که خداوند را در این دنیا دیدند ، خداوند را از ساق پایش می شناسند .

۵ . خدایی که دارای اعضاء است .

* دیدگاه صریح ابن تیمیه درباره جسم داشتن خداوند

* تاریخ تجسیم از دیدگاه ابن تیمیه

* موضع گیری های ابن تیمیه درباره فرقه های مجسمه

* سه دست خدا . خدایی که سه دست دارد ، یک دست در سمت چپ و دو دست در سمت راست .

* پای خدا .

* قدم برداشتن خداوند و از این طرف به آن طرف می رود .

* خدایی که کف دست دارد . حتی مشخص کردند که کف دست خدا سرد است یا گرم است .

*خدایی که پنج یا شش انگشت دارد .

* خدایی که صورت درخشان ، همچون ماه شب چهارده می درخشد .

* خدایی که خودش را از عرق اسب خلق کرده است . این دیگر از شاهکارهای سلفی ها است که می گویند : خداوند ابتدا اسب را خلق کرد . بعد اسب را آنقدر دواند که عرق کرد و از آن عرق اسب ، خود را خلق کرد .

* خدایی که نفس نفس می زند و خسته می شود .

* خدایی که چند چشم دارد .

* خدایی که به زمین نزول می کند . این هم از مباحث مهم روایی است که به صورت مفصل به آن می پردازیم .

* خدایی که هروله می کند .

* خدایی که بو می کشد .

* خدایی که سخن می گوید .

* خدایی که ساق دارد . این هم از روایات بسیار جالبی است که به آن خواهیم پرداخت .

* خدایی که کمربند و شلوار دارد .

* خدایی که می نشیند .

* خدایی که قرب و بعد دارد .

* خدایی که تعجب می کند .

* خدایی که می خندد .

* خدایی که فوق و تحت دارد .

* خدایی سوار پشه می شود .

* خدایی که سوار الاغ می شود .

*‌ خدایی که سوار شتر می شود .

* خدایی که سوار بر بز کوهی می شود .

* خدایی که کفش های کتانی زرد دارد .

* خدایی که قبای سبز دارد .

* خدایی با باسن خیلی بزرگ

* خدایی با دستان سرد .

* خدایی که خودکشی می کند .

* خدایی که سنگی خلق می کند که خودش نمی تواند بلند کند .

* خدایی که پا روی پا می اندازد و تکیه می دهد .

* خدایی که همه اعضا را دارد ، جز عورت و ریش .

* خدایی که قابل لمس است . مثلا می توان دست وصورت خدا را لمس کرد .

* خدایی که دندان دارد .

* خدایی که خسته می شود .

* خدایی که با دست می نویسد و تورات را با دست خودش نوشته .

* خدایی با کفش ها و تاج طلایی .

این ها صفاتی است که سلفی ها برای خداوند قائل هستند . اما خلاصه نظر شیعه ، شعری است که ما در بچگی از پدربزرگم یاد گرفتم .

عالم و قادر و حی است و مرید و مدرک               هم قدیم و ازلی دان متکلم صادق

این ها صفات جمالیه خداوند بود . اما صفات جلالیه :

نه مرکب بود و نه جسم و نه مرئی نه محل          لا شریک است و معانی تو غنی دان خالق

هر کدام از این صفات ، بحث های مفصلی دارد . این صفات ، بخشی از صفات خداوند بود که ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب و پیروانشان گفتند ، غیر از این ها هم هست که در زمان خودش بیان خواهیم کرد .

نتیجه گیری نهایی خود را بعد از اتمام برنامه بیان می کنیم که خدای وهابیت چه است ؟ امیدوارم انیمیشنی هم در این زمینه با کمک دوستان بتوانیم بسازیم .

مجری :

این هم نقشه راه برنامه یهوابیت بود که گفتیم . ان شاء الله ما در مقابل هر کدام از این عبارات توقف خواهیم کرد و صحبت می کنیم و اقوال و احادیثی که در این زمینه وارد شده را هم بیان می نماییم. هم چنین نظر اهل بیت (علیهم السلام) را هم در این باره خواهیم دید که چگونه این اقوال باطل و کفرآمیز را نفی کرده اند . برنامه ، یک برنامه مبانی و کلیدی است که این برنامه ، به مباحث مقدماتی پرداختیم.

تماس بینندگان

بیننده : علی از مشهد مقدس ـ شیعه

استاد یزدانی ! چند شب قبل آقای دهقان گفتند : هر کسی که به محمد بن عبد الوهاب و ابن تیمیه توهین کند ، نعوذ بالله مثل این است که به اهل بیت (علیهم السلام) اهانت کرده است .

بنده می خواهم به این شخص بگویم : شما ابتدا ببنید که اصلا اهل سنت ، وهابیت را قبول دارند ؟ و ببینید که چه حرف هایی علیه وهابیت گفته اند . بعد این حرف را بزنید . اهل سنت اصلا شما را قبول ندارند ، چه برسد به اهل بیت (علیهم السلام) .

مطلب دیگری در مورد خدای وهابیت و یهودی ها بیان کنم که در کتاب عهد عتیق ؟؟ آمده که می گوید : وقتی شیطان به صورت مار دور پای طاووس پیچید و به بهشت رفت تا آدم و حوا را فریب دهد . خدا در وسط باغ راه می رفت که پارچه ای سبز دورش و کفشی طلایی به پا داشت . من می خواهم بگویم که در این جا اشاره دارد که خدای وهابیت از یهود گرفته شده ؟

استاد یزدانی :

بله ، ما این مطلب را به تفصیل بخواهیم کرد . یکی از مباحث اصلی ما همین است که دیدگاه این آقایان را با دیدگاه یهود تطبیق دهیم . همان کفش های طلایی و کمر بند که در تورات است ، در خدای وهابیت هم هست . همه صفاتی که یهود قائل هستند ، وهابیت هم قائل هستند . مثل صفت صورت . حتی خود ابن تیمیه در بعضی از کتاب های خود اعتراف کرده بعضی از روایات ما شبیه روایاتی است که در تورات است .

کتاب الجواب الصحیح لمن بدل دین المسیح ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، چاپ دار العاصمه ،‌جلد ۳ ، صفحه ۴۴۴ :

ولفظ التوراه فیه سنخلق بشرا على صورتنا یشبهنا لم یقل على مثالنا وهو کقول النبی e فی الحدیث الصحیح . لا یقولن أحدکم قبح الله وجهک ووجه من أشبه وجهک فإن الله تعالى خلق آدم على صورته …

در تورات آمده که ما بشری را خلق خواهیم کرد که چهره اش شبیه ما است . اما خدا نگفت که مثل ما نیست . بلکه شبیه ما است . این روایت را نباید گفت مثل قول رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که نعوذ بالله گفته باشند : خدا زشت با چهره تو و چهره کسی که شبیه تو است . چون خدا ، آدم را شبیه خودش خلق کرده .

علمای اهل سنت این روایت را بیان کردند ؛ اما تأویل بردند. در صورتی که ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب تأویل نمی کنند و جالب است که خودشان در پاورقی توضیح دادند که آن جمله ی ابن تیمیه کجا است :

فی سفر (التکوین ) الاصحاح الاول (۲۹ ـ وقال الله نعمل الانسان علی صورتنا کشبهنا )

اما ابن تیمیه با ” یشبهنا ” نقل کرده .

ابن تیمیه ، الجواب الصحیح ، چاپ دار العاصمه ، ج ۳ ، ص ۴۴۴

خود ابن تیمیه اعتراف کرده که برخی از روایات ما شبیه اش در تورات هم هست . ما عین این ها را از ابن تیمیه نشان خواهیم داد که تمام اعتقاداتی که سلفی ها در مورد توحید دارند ، تحفه ای از جانب کعب الاهبار و بقیه یهودیان است . یعنی این ها میراث خوارج و یهود هستند .

مجری :

جالب است که برخی از علمای مخالفین به تصریح خودشان مثل ابن تیمیه و بخاری گفته اند تورات و انجیل مصون از تحریف لفظی هستند و فقط تحریف معنوی شدند . یعنی یکی از عللی است که این موارد را بدون ترس و واهمه ای ، از تورات و انجیل قبول کنند .

بیننده : آقای اعظمیان از اصفهان ـ‌ شیعه

امروز ما خدای وهابیت را مقداری شناختیم . بنده به خدای آقای هاشمی شک داشتم ، در صورتی که امشب متوجه شدم خدای وهابیت این طور است . این ها با این وضعیتی که در توحید دارند ، به مسلمانان با چشم تنگ نظرانه ای نگاه می کنند .

بنده از شبکه ولایت تقاضا دارم که خدای وهابیت را پیگیری کنند و به بینندگان عزیز معرفی نمایند. این هایی که خودشان در مسأله توحید مشکل دارند ، چرا به دیگر مسلمانان در این زمینه اشکال میگیرند . امیدوارم مبلغانشان در این باره فکری بکنند .

امیدوارم مناظره استاد ابوالقاسمی با یکی از کارشناسان وهابی در زمینه توحید باشد تا ما به صورت دقیق متوجه شویم که خدای وهابیت چه کاره است تا تکلیف ما با با این خدا مشخص شود . هر چند که خدای ما و خدای اهل بیت (علیهم السلام) معلوم و واضح است .

نکته دیگر این که ما همه متوفق القول هستیم که باید در زمینه توحید بیشتر کار کنیم و در این مرام اهل بیت (علیهم السلام) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مصداق بارز آیات قرآن کریم و مصداق بارز توحید است . امیدواریم که از پیروان واقعی اهل بیت (علیهم السلام) باشیم و بتوانیم سر منشأ فکری خودمان را از آن ها پیدا کنیم تا یک انسان کامل باشیم .

استاد یزدانی :

در مورد مناظره ، واقعا مرد شیعه آقای ابوالقاسمی با بزرگ وهابیت ، آقای عرعور ، بسیار خوب و جالب بود . بینندگان عزیز خودشان این مناظره را ببینند و قضاوت کنند . این مناظره در شبکه الولایه همیشه پخش می کنند و قول دادند که در شبکه ولایت هم با زیر نویس فارسی پخش کنند . امیدواریم هستیم  آقای عبد القدوس دهقان هم مانند آقای عرعور نترسند و برای مناظره بیایند و همان حرف های عرعور را در مورد توحید بزنند . البته آقای عرعور قول دادند که این چهارشنبه هم بیایند و باز هم مناظره می کنند . آقای دهقان ! شما هم نترسید و برای مناظره بیایید . ما هنوز بر سر مسأله مناظره در موضوع توحید هستیم . شما از خدای ما بگویید و ما هم از خدای شما می گوییم .

بیننده : آقای فرهمند از شیراز ـ شیعه

خدایی که وهابیت برای خود قائل شدند که سوار بر الاغ و شتر سوار می شود ، چطور توسل به صالحین و انبیاء را جایز نمی دانند و می گویند فقط باید از خدا کمک و استعانت خواست . آن هم خدایی که این ویژگی ها را دارد .

استاد یزدانی :

بحث توسل و استغاثه ، مسأله ای نیست که ما بخواهیم آن را شرک بدانیم . در طول تاریخ همه مسلمانان توسل و استغاثه را انجام دادند . واقعا عجیب است که آقایان وهابی با این خدایی که معتقد به آن هستند ، می آیند و به توحید دیگر مسلمانان اشکال می کنند و به خاطر توسل و استغاثه مسلمانان را تکفیر می کنند .

بیننده : آقای نجفی از تهران ـ شیعه

بنده هر شبی که شبکه های وهابی را تماشا می کنم ، نمی دانم چه حکمتی است که نمی توانم برای نماز صبح بیدار شوم . نکته دوم این که به آقای هاشمی و دیگر کارشناسانشان می گویم که کریسمس مبارک ! تعطیلات خوش گذشت آقایان مسیحی ! فکر نکنید کسی خبر ندارد . اما باز هم انکار می کنید که کریسمس نبود و مشکلات شبکه بود . همانطور که سلام دادن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دست دادن می دانید ، فردا روز هم آن تعطیلات را اعمال حج می نامید و مردم ساده لوح وهابی هم به جای این که تبریک عید کریسمس بگویند ، زیارت قبول می گویند .

نکته سوم ، پیشنهادی به آقای میم الف داشتم که آقای اوباما در سخنرانی که داشتند ، عقوق خاصی برای افرادی مثل شما در نظر گرفتند . از زمانی هم که آن صحبت ها را از آقای ملازاده در مورد شما شنیدم ، پیشنهاد می کنم شما هم به آمریکا بروید جناب اضرت !!!

نکته بعد این که ، در یکی از شبکه های وهابی می گفتند : مردم عصر جاهلیت خیلی عاقل بودند . چون بت ها را شبیه پیامبران گذشته می ساختند ، اما آن ها را نمی پرستیدند ؛ بلکه آن ها را شبیه خود در مقابل پروردگار قرار می دادند و یکتا پرست بودند . از جمله این افراد ابوسفیان بود .

چند سؤال هم داشتم که آیا خدای شما برای الاغ خود جفتی هم آفریده ؟ اگر این کار را نکرده باشد ، ظلم کرده و ظالم است .

نکته دیگر این که ما در روایات خود داریم که دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ، فرزند نامشروع هستند . پس توصیه می کنم که دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) به حقیقت خود پی ببرند و بفهمند که چرا همه آن ها یک شکل دارند مانند پدربزرگشان که در تاریخ اسلام خیانت کرد . من باور کرده ام که ابن تیمیه و پیروانشان در عصر جاهلیت هستند و به اسلام خیانت می کنند . البته شاید هم از طرف یهود تقویت می شوند .

بیننده : آقای محمدی از کرج ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد خدای وهابیت ، نکته دیگری را اضافه کنم که استاد یزدانی فراموش کردند . این که خدای وهابیت ، بی رحم و فاسق است . یعنی این خدا قائل است که هر کس وهابی نباشد ، باید کشته شود فرقی هم نمی کند که زن باشد یا بچه ، مرد باشد یا کوچک و بزرگ ؟

چند روز قبل یک بیننده اهل سنت با شبکه کلمه تماس گرفت و گفت : درست است که ما ابوبکر و عمر و عثمان را قبول داریم ؛ اما فضائل حضرت علی (علیه السلام) بالاتر از این سه نفر است . آقای سجودی در پاسخ گفتند : این طور نیست و ما سه خلیفه اول را بالاتر از حضرت علی می دانیم و چند روایت از خود بیان کرد .

واقعا این ها چه مشکلی با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دارند که هر جا نام آن حضرت می آید ، می خواهند خلاف ایشان حرف بزنند و عمل کنند .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان ارجمند تشکر و قدردانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد