یکی از شبکه‌های وهابی مدعی شده است که اهل بیت علیهم السلام و همچنین اهل سنت در بحث استغاثه به اموات همفکر و همنظر هستند . در این برنامه این ادعا بررسی و ثابت شده است که تمام مسلمانان در موضوع استغاثه با وهابیت تفاوت دارند .

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

 

دانلود اسکن برنامه

دانلود اسکن برنامه


 

 

برنامه : چالش

تاریخ : ۱۶ / ۱۱ / ۹۵

مجری :

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب دارم . با برنامه ای دیگر از سری برنامه های چالش با موضوعی جدید و به کارشناسی استاد یزدانی عزیز در خدمت شما عزیزان هستیم .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب دارم .

مجری :

قبل از این که وارد موضوع اصلی برنامه شویم که بررسی و نقد دیدگاه وهابیت نسبت به استغاثه و همچنین بررسی دیدگاه مسلمین علمای شیعه و نظرات اهل بیت (علیهم السلام) و علمای اهل سنت بپردازیم ، مروری می کنیم بر دروغ های آقای عبد القدوس دهقان که قبلا هم در مورد آن مفصل صحبت کردیم . در دو کلیپی که با هم میبینیم ، ایشان دچار تناقض شدند و در مورد توسل به جاه در عقیده اهل سنت که با هم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

عبد القدوس دهقان :

در دیدگاه اهل سنت ، توسل به جاه رسول الله صلی الله علیه وسلم ، این که به خاطر جاه رسول الله من را ببخش ، نوع دعا ، دعای نامشروع است و درست نمی باشد . اما این که به جاه و مقام رسول الله ، دعا کنند . به آبروی رسول الله ، به حیثیتی که رسول الله پیش خداوند دارند ، این توسل ، توسل نا جایز است و فقهای احناف و غیر احناف در کتاب هایشان کاملا بیان کردند .

مجری :

گفتند توسل به جاه ، به صورت مطلق ناجایز است . اما در جای دیگری ایشان در مورد علمای اهل سنت و این که چه نظری نسبت به توسل جاه دارند را ظاهرا فراموش کردند که قبلا چه گفتند و دچار تناقض شدند .

کلیپ ۲ ) :

عبد القدوس دهقان :

بنابر این توسل کردن به جاه رسول الله و حق رسول الله ، یک توسل نا مشروع است و از صحابه رسول الله صلی الله علیه وسلم و از علمای اربعه اهل سنت نقل نشده ، گرچه علمای اهل سنت معتقد به این هستند که جایز است . اما برای چنین مواردی که یک نوع عبادت و تقرب به الله متعال است ، باید دلیل شرعی از قرآن و احادیث باشد که در این زمینه حدیثی از رسول الله وجود ندارد .

مجری :

آقای عبد القدوس دهقان در کلیپ اول گفتند فقهای احناف و غیر احناف یعنی همه اهل سنت بالاتفاق گفتند توسل به جاه ،‌ناجایز و نا مشروع است و شما حق ندارید حتی به جاه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) توسل کنید . اما در کلیپ دوم گفتند : بسیاری از علمای اهل سنت توسل به جاه را جایز می دانند ، هر چند که ما یعنی وهابی ها ،‌آن را جایز نمی دانیم و بدعت می دانیم . قبلا هم از آقای میم الف کلیپ دیگری پخش کردیم که گفتند : هر چیزی که در قرآن و سنت اصل نداشته باشد ،‌شرک است . اما همین دو کلیپ که دروغ و تناقض ایشان را ثابت می کند ، برای ما کافی است .

اما وارد موضوع اصلی برنامه می شویم که در مورد نقد و بررسی دیدگاه وهابیت در خصوص استغاثه است و تفاوت آن با دیدگاه سایر مسلمانان .

کلیپ ۳ ) :

عبد القدوس دهقان ، کارشناس وهابی :

بعد از این ، بنا بر عادتی که ایشان دارند در هر باب ، ابتدا آیاتی از قرآن را می آورند و بعد از آن تعدادی از احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم را که مرتبط با موضوع باشد را به عنوا ن استدلال مطرح می کند . روایتی را در این جا آورده : وروی الطبرانی باسناده انه کان فی زمن النبی ص منافق یؤدی المؤمنین فقال بعضهم قوموا بنا نستغیث برسول الله ص من هذا المنافق فقال النبی ص سبحان الله انه لا یستغاث بی وانما یستغاث بالله . در این مطلب و این روایت آمده : در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم یکی از منافقین همیشه مسلمانان را مورد اذیت و آزار قرار می داد . برخی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : بلند شوید و به رسول الله صلی الله علیه وسلم استغاثه کنیم در مقابل این منافق تا شر این منافق را از سر ما کوتاه کند . وقتی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتند و لفظ استغاثه را به کار بردند ، رسو الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : سبحان الله ، الله متعال پاک است . از من طلب اغاثه و کمک نمی شود و درست نیست که از من طلب کمک کنید . بلک شما باید از خداوند طلب کمک کنید .

این روایت از نظر سندی خالی از اشکال نیست . یکی از راویانش که ابن لحیه است که انسان مختلف فیه است و بسیاری از علما این روایت را ضعیف قرار دادند ؛ اما چون این روایت صریح تر است و لفظ استغاثه در آن به کار برده شده است ، بدین خاطر شیخ محمد بن عبد الوهاب این روایت را بر روایات دیگر که موضوع هستند ، آورده و ترجیح داده شده .

من قبلا از کتاب های شیعه و سنی روایت هایی را عرض کردم . مانند روایت حضرت عبد الله بن مسعود که در ترمذی آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم به عبد الله بن مسعود فرمودند : واذا سعنت فالستعن بالله ، که این روایت هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت و جماعت است و بقیه روایات و آیاتی که در این باره وجود دارد . حتی اگر ما این روایت را از کتاب التوحید محمد بن عبد الوهاب حذف کنیم ، همان روایاتی که شیخ آوردند ، کفایت می کند و هیچ لطمه ای به اصل موضوع و مطلب وارد نمی شود .

پس بنابر این اولا ، این روایت از نظر سندی اشکال دارد ؛ اما چون این را به خاطر تأیید آورده نه به خاطر استدلال مستقیم از این روایت ، یعنی عمده در این باب این روایت نیست ؛ بلکه خود آیاتی هستند که در این زمینه وجود دارند و روایات دیگری که به غیر از لفظ استغاثه از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل شده .

این نکته اول بود . نکته دیگر این که در این روایت رسول الله علیه وسلم از آن جایی که اصحاب خود را آموزش دهند که در تمامی موارد از الله متعال استغاثه کنند و از استغاثه به بندگان نهی می کردند ، ولو این که استغاثه به رسول الله صلی الله علیه وسلم ، از موارد جایز است ، یا هر انسانی که در حال زنده و حیات باشد ، هیچ گونه اشکال شرعی ندارد . مانند آن شخص در بنی اسرائیل که به حضرت موسی استغاثه کرد . هیچ گونه اشکالی وجود ندارد ؛ اما باز هم رسول الله صلی الله علیه وسلم به خاطر این که صحابه را بیشتر تربیت کنند و بیشتر از الله متعال بخواهند در این روایت فرمودند : انه لا یستغاث بی و انما یستغاث بالله . در صورتی که در جاهایی که انسان توانایی کمک کردن داشته باشد ،‌هیچ گونه اشکالی نیست و انسان می تواند از انسانی هم طلب استغاثه و کمک کند . می تواند انسان زنده باشد و توانایی کمک کردن داشته باشد .

مجری :

به روایتی استدلال کردند که خودشان هم گفتند روایت ضعیف است و می خواستند طوری توجیه کنند که چرا محمد بن عبد الوهاب به روایت ضعیف استدلال کرده و گفتند : آیات در این مورد کفایت می کند . ما کاری به این توجیهات نداریم ؛ اما فراموش نمی کنیم خود آقای عبد القدوس دهقان در همان بحث مصنف ابن ابی شیبه به روایتی از قول امام زین العابدین (علیه السلام) استدلال کردند که خود روایت ضعیف بود و محمد بن عبدالوهاب به ان روایت استدلال کرده بود . ما در آن جا مفصل توضیح دادیم که در آن جا به ابن ابی شیبه دروغ بستند . فردی که کنار ایشان نشسته بود ، خواستند دفاع کنند ؛ اما باز هم پاسخ درستی ندادند . ما منتظر هستیم خود آقای عبد القدوس در مورد علت این همه دروغ هایشان توضیح دهند از جمله قول دروغی که به خود ابن ابی شیبه نسبت دادند و هیچ اشاره ای هم به محقق نکردند .

استاد یزدانی عزیز ! در این جا هم به روایت ضعیفی استدلال کردند و خواستند توجیه کنند . آیا خود این روایت معارضی هم دارد و دلالتی دارد ؟

استاد یزدانی :

ایشان یکی دو جلسه است که به بحث استغاثه پرداخته . واقعا انسان وقتی به مباحث این ها نگاه می کند ، به خالی بودن دست این آقایان پی می برد . یکی از دوستان اشاره کردند که هر بحثی که این ها خیلی روی آن مانور می دهند و سر و صدا می کنند ، بدانید که در آن بحث دستشان بیشتر از همه خالی است . مثل بحث توحید . در این بحث واقعا دست این ها خالی است . نه می توانند خدایشان را ثابت کنند و نه صفات خدایشان را . در مورد استغاثه و توسل هم که بحث می کنند هم نمی توانند آن را ثابت کنند . نمونه اش کتاب محمد بن عبد الوهاب ، امام این ها است که چند آیه را کنار هم قرار داده و استفاده کرده که استغاثه به غیر خدا ، شرک و حرام است . در حالی که هیچ یک از این آیات اصلا هیچ ارتباطی به این آیات ندارد ؛ بلکه بحث ، بحث این است که عبادت غیر خدا شرک است و اصلا ارتباطی به استغاثه به غیر خدا ندارد . اگر خواستند ما آماده ایم که سر این آیات از دیدگاه علمای خودشان بحث کنیم .

بعد ایشان به روایتی استدلال کرد که از دید خودشان ضعفش واضح و آشکار بود و همیشه آن را تضعیف می کنند . چون در سند روایت ابن لحیه است که نمی توانند او را قبول ندارند . خیلی از وهابی ها هم گفتند که سند روایت ضعیف است . البته ما منتظر بودیم که ایشان بحث تجسیم را مطرح کنند و قرار بود ایشان سراغ خدای امرد بی ریش موفرفری خوشگلشان برود و از او دفاع کنند تا بلاخره ما متوجه شویم خدای این ها چطور است . اما باز هم مثل همیشه جرأت نکردند و سراغ بحثی رفتند که ما سال ها است پنبه اش را زدیم . ما به حدی این بحث استغاثه را مطرح کرده و جواب دادیم که همه بینندگان عزیز حفظ هستند و بنده می ترسم باز هم مطرح کنم بینندگان محترم ناراحت شوند که چرا این قدر مباحث تکراری بیان میکنیم .

بنده روایتی که از کتاب التوحید نقل کرد را نشان دهم . کتاب التوحید ، تألیف محمد بن عبد الوهاب ، چاپ مکتبه عباد الرحمن ، با تحقیق احمد الریاشی ، باب ۱۴ که در چاپ ایشان باب ۱۳ بود :

اصلا این آیات ربطی به استغاثه ندارد و همه در مورد عبادت غیر خدا است . چون اصلا ارزش این را ندارد که به آن بپردازم ، به این بحث نمی پردازم . اگر خواستند بحث خود را در مورد همین آیات قرار می دهیم که اگر آماده باشند ،‌ما هم آماده هستیم .

روایتی را نقل می کند که بسیار جالب است :

 رواه الطبرانی بإسناده أنه « کان فی زمن النبی صلى الله علیه وسلم منافق یؤذی المؤمنین ، فقال بعضهم : قوموا بنا نستغیث برسول الله صلى الله علیه وسلم من هذا المنافق ، فقال النبی صلى الله علیه وسلم : إنه لا یستغاث بی إنما یستغاث بالله .

طبرانی روایتی را نقل کرده که در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) منافقی بود که مؤمنین را اذیت می کرد . بعضی ها گفتند : برویم نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از دست این منافق کمک بگیریم . پیامب (صلی الله علیه وآله ) فرمودند : استغاثه به من جایز نیست و نباید کسی به من استغاثه کند . بلکه باید فقط به خداوند استغاثه کنید .

محقق میگوید :

هذا حدیث ضعیف .رواه الطبرانی فی الکبیر کما فی الرد علی البکری لابن تیمیه …

قلت : لا بل الصحیح من اقوال اهل العلم انه ضعیف لانه اختلط ولکونه مدلس ایضا ، وقد ضعف    الحدیث شیخنا ابوعبد الرحمن الوادعی ورواه احمد (ج ۵ ص ۳۱۷ ) بلفظ : خرج علینا رسول الله ’ فقال ابوبکر : قوموا نستغیث برسول الله ’ من هذا المنافق …

سند روایت ضعیف است . طبرانی هم در کبیر نقل کرده و گفته سندش ضعیف است . من هم می گویم که سندش ضعیف است . عبد الرحمن وادعی هم سند را ضعیف می داند . احمد هم این روایت را با لفظ دیگری نقل کرده : شخصی که گفت برویم و به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) استغاثه کنیم ، مشخص است .

اما تحلیل روایت ، اولا ، سند روایت ضعیف است . اگر محمد بن عبد الوهاب علم حدیث می دانست و بر بحث روایت احاطه داشت ،‌ حتما می توانست یک روایت صحیح پیدا کند ؛ اما نتوانسته پیدا کند که یا دلیل بر ضعف علمی محمد بن عبدالوهاب است که احتمال آن خیلی زیاد است . چون نتایجی که می گیرید ، خیلی مسخره است . یا این که واقعا هیچ روایت صحیحی با کلمه استغاثه وجود ندارد. اگر داشت این آقا می آورد . این آقا هم نتوانست هیچ روایتی صحیحی که با لفظ استغاثه باشد ، بیاورد .

این بحث سندی بود . ثانیا ، این روایت به قول شما هم استغاثه به زنده را و هم استغاثه به مرده را شرک می دانید . چون پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این روایت گفته به من استغاثه نکنید . گفتند : پیامبر زنده است ، برویم نزد ایشان فریاد خواهی کنیم ، اما رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفتند : فقط از خدا کمک بگیرید . اگر این روایت به مقصود و هدف محمد بن عبد الوهاب دلالت دارد ، باید استغاثه به زنده هم باید شرک باشد . کسی هم که نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمده تا استغاثه کند ، باید مشرک باشد . در صورتی که همه آن ها صحابه بودند که نزد آن حضرت رفتند که حضرت فرمود : فقط به خدا استغاثه کنید . اگر شرک اکبر است که همین جا محمد بن عبد الوهاب استفاده کرد که استغاثه ، شرک اکبر است ، پس آن ها هم مشرک بودند . پس استغاثه به زنده هم شرک اکبر است .

توجیه این آقا این بود که پیامبر (صلی الله علیه وآله) را می خواست تربیت کند که به غیر خدا استغاثه نکنند . چرا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفت به من استغاثه نکنید ؛ چرا آن ها را به صورت مطلق نهی کرد ؟ این که اشکالی نداشت . پیامبر (صلی الله علیه وآله) باید می گفتند : وقتی من از دنیا رفتم ، به من استغاثه نکنید . الان که زنده هستم ، اشکالی ندارد . تا در این صورت نظر آقایان وهابی ثابت شود . اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : فقط به خدا استغاثه کنید ، چه من زنده باشم و چه از دنیا بروم ، فقط استغاثه به خداوند جایز است و این روایت نه تنها نظر این ها را ثابت نمی کند ، بلکه کاملا بر خلاف نظر همه وهابی ها و محمد بن عبد الوهاب است . نه تنها به درد آن ها نمی خورد ، بلکه مخالف نص صریح قرآن کریم است . ما در قرآن آیات فراوانی داریم که مردم پیش زنده ها رفتند و طلب یاری کردند ، همان آیه ای که خود ایشان خواند .

وَدَخَلَ الْمَدِینَهَ عَلَى حِینِ غَفْلَهٍ مِنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِیهَا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلَانِ هَذَا مِنْ شِیعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَى الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَیْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِینٌ . قصص / ۱۵

این آیه خیلی صریح است که استغاثه به زنده جایز است و این روایتی که محمد بن عبد الوهاب بی سواد به آن استدلال کرده ،‌هم سندش ضعیف است و هم مخالف نص صریح قرآن کریم است . البته این ها مدعی بودند روایت نباشد ، آیه نباشد ، کلام علما هم نباشد .

جالب است در کلیپی که بنده فراموش کردم آن را بیاورم ، این آقایی که رو به روی آقای دهقان بودند ، می گفتند : در تمام کتاب التوحید محمد بن عبد الوهاب را بگردیم ، یک کلام از خودش پیدا نمی کنیم . یا آیه است ، یا روایت است یا سخن علما است . یعنی آن ادعای سابق خودشان را کاملا باطل کردند . از طرف دیگر می گفتند : شما از کتاب محمد بن عبد الوهاب یک کلام پیدا کنید که بر خلاف قرآن باشد . در صورتی که امروز می گوید هیچ کلامی از خودش نیست . پس در این صورت ادعای اولشان دروغ بوده . محمد بن عبد الوهاب حرف های چرندی از خودش گفت که کاملا مخالف قرآن است .

جالب است که فقط همین طور عدد اضافه کرده .

فیه مسائل : الأولى : أن عطف الدعاء على الاستغاثه من عطف العامّ على الخاص . الثانیه : تفسیر قوله ) ولا تدع من دون الله ما لا ینفعک ولا یضرک ( . الثالثه : أن هذا هو الشرک الأکبر . الرابعه : أن أصلح الناس لو یفعله إرضاء لغیره صار من الظالمین . الخامسه : تفسیر الآیه التی بعدها . السادسه : کون ذلک لا ینفع فی الدنیا ، مع کونه کفراً . السابعه : تفسیر الآیه الثالثه . الثامنه : أن طلبَ الرزق لا ینبغی إلا من الله ، کما أن الجنه لا تُطلب إلا منه . التاسعه : تفسیر الآیه الرابعه .

نکته دوم ، تفسیر این آیه . (این تفسیر در کجا آمده ؟)

نکته سوم ، این شرک اکبر است ….

نکته پنجم ، تفسیر آیه بعدش است . (تفسیر آیه کجا ست ؟ )

نکته ششم ، نفعی در دنیا نباشد ، اگر باشد کافر می شود . نکته هفتم ، تفسیر آیه سوم است !!!

محمد بن عبد الوهاب ، کتاب التوحید ، ص ۴۵

فقط شماره اضافه کرده و می خواسته طوری نشان دهد که پیرامون این مطلب چه نکاتی پیدا کردم. من این نکات را دیدم واقعا به علامه بودن و درایت ایشان پی بردم !!!!

بنده مطلب دیگری از آقای محمد بن عبد الوهاب بخوانم که حتی طلب حاجت از ملائکه را هم شرک می داند . ایشان در کتاب های متعدد می گوید : طلب حاجت از ملائکه ، شرک است . آن هم شرکی که بدتر از شرک زمان کفار است .

کتاب مجموع مؤلفات شیخ محمد بن عبد الوهاب ، کتاب رسائل الشخصیه ، صفحه ۳۹ :

واعلم أن المشرکین فی زماننا قد زادوا على الکفار فی زمن النبی e بأنهم یدعون الأولیاء والصالحین فی الرخاء والشده ویطلبون منهم تفریج الکربات وقضاء الحاجات مع کونهم یدعون الملائکه والصالحین ….

بدانید ای مسلمانان (وهابی ها ) ! که مشرکین زمان ما بیشتر از مشرکین زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) است . آن ها در سختی ها خود اولیاء و صالحین را می خوانند و از ملائکه و صالحین طلب حاجت می کنند .

محمد بن عبد الوهاب ، مجموع مؤلفات ، رسائل الشخصیه ، ص ۳۹

مثلا می گویند : یا جبرائیل ! یا عزائیل ! این شرک است و نباید این حرف را زد .

بنده چند روایت از منابع اهل سنت می خوانم که استغاثه شرک است یا شرک نیست ؟

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، صفحه ۸۳۰ ، کتاب احادیث الانبیاء ، حدیث ۳۳۶۵ ، داستان حضرت هاجر و استغاثه او به حضرت جبرئیل (علیه السلام) را بیان می کند :

حدثنا عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ حدثنا أبو عَامِرٍ عبد الْمَلِکِ بن عَمْرٍو قال حدثنا إِبْرَاهِیمُ بن نَافِعٍ عن کَثِیرِ بن کَثِیرٍ عن سَعِیدِ بن جُبَیْرٍ عن بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما قال لَمَّا کان بین إبراهیم وَبَیْنَ أَهْلِهِ ما کان خَرَجَ بِإِسْمَاعِیلَ وَأُمِّ إِسْمَاعِیلَ وَمَعَهُمْ شَنَّهٌ فیها مَاءٌ فَجَعَلَتْ أُمُّ إِسْمَاعِیلَ تَشْرَبُ من الشَّنَّهِ فَیَدِرُّ لَبَنُهَا على صَبِیِّهَا حتى قَدِمَ مَکَّهَ فَوَضَعَهَا تَحْتَ دَوْحَهٍ ثُمَّ رَجَعَ إِبْرَاهِیمُ إلى أَهْلِهِ فَاتَّبَعَتْهُ أُمُّ إِسْمَاعِیلَ حتى لَمَّا بَلَغُوا کَدَاءً نَادَتْهُ من وَرَائِهِ یا إِبْرَاهِیمُ إلى من تَتْرُکُنَا قال إلى اللَّهِ قالت رَضِیتُ بِاللَّهِ قال فَرَجَعَتْ فَجَعَلَتْ تَشْرَبُ من الشَّنَّهِ وَیَدِرُّ لَبَنُهَا على صَبِیِّهَا حتى لَمَّا فَنِیَ الْمَاءُ قالت لو ذَهَبْتُ فَنَظَرْتُ لَعَلِّی أُحِسُّ أَحَدًا قال فَذَهَبَتْ فَصَعِدَتْ الصَّفَا فَنَظَرَتْ وَنَظَرَتْ هل تُحِسُّ أَحَدًا فلم تُحِسَّ أَحَدًا فلما بَلَغَتْ الْوَادِیَ سَعَتْ وَأَتَتْ الْمَرْوَهَ فَفَعَلَتْ ذلک أَشْوَاطًا ثُمَّ قالت لو ذَهَبْتُ فَنَظَرْتُ ما فَعَلَ تَعْنِی الصَّبِیَّ فَذَهَبَتْ فَنَظَرَتْ فإذا هو على حَالِهِ کَأَنَّهُ یَنْشَغُ لِلْمَوْتِ فلم تُقِرَّهَا نَفْسُهَا فقالت لو ذَهَبْتُ فَنَظَرْتُ لَعَلِّی أُحِسُّ أَحَدًا فَذَهَبَتْ فَصَعِدَتْ الصَّفَا فَنَظَرَتْ وَنَظَرَتْ فلم تُحِسَّ أَحَدًا حتى أَتَمَّتْ سَبْعًا ثُمَّ قالت لو ذَهَبْتُ فَنَظَرْتُ ما فَعَلَ فإذا هِیَ بِصَوْتٍ فقالت أَغِثْ إن کان عِنْدَکَ خَیْرٌ فإذا جِبْرِیلُ قال فقال بِعَقِبِهِ هَکَذَا وَغَمَزَ عَقِبَهُ على الأرض ….

حضرت ابراهیم (علیه السلام) به دستور خدا ، فرزندشان حضرت اسماعیل (علیه السلام) را به همراه حضرت هاجر (علیه السلام) را در بیابان بی آب و لم یزرع رها می کند و می رود . مدتی که می گذرد فرزندشان تشنه می شود که حضرت هاجر برای پیدا کردن آب هفت بار بین کوه صفا و مروه حرکت می کند . تا این که در دفعه هفتم ، صدایی می شنود . بعد می فرماید : به فریادم برس اگر در تو خیری هست. کسی که به او استغاثه کردند ،‌ حضرت جبرئیل بود . بعد هم حضرت اسماعیل پای خود را به زمین زدند تا این که آب از زیر پایشان خارج شد .

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، ص ۸۳۰ ، کتاب احادیث الانبیاء ، ح ۳۳۶۵

حضرت هاجر مسلمان بود یا کافر بود ؟ قطعا مسلمان و مؤمن بود . اما چرا به جبرئیل استغاثه کرد ؟ یعنی ایشان به اندازه محمد بن عبد الوهاب و آقایان وهابی نمی فهمید که استغاثه به ملائکه شرک است ؟

روایت بعدی از احمد بن حنبل است که با سند صحیح نقل شده که ایشان به ملائکه استغاثه می کردند . مسائل امام احمد بن حنبل با روایت ابنه عبد الله بن احمد ، با تحقیق زهیر شاویش ، چاپ مکتب الاسلامی بیروت ، صفحه ۲۴۵ ، حدیث ۹۱۲ :

۹۱۲ حدثنا قال سمعت أبی یقول حججت خمس حجج منها ثنتین راکبا وثلاثه ماشیا أو ثنتین ماشیا وثلاثه راکبا فضللت الطریق فی حجه وکنت ماشیا فجعلت اقول یا عباد الله دلونا على الطریق فلم ازل اقول ذلک حتى وقعت الطریق أو کما قال ابی .

از پدرم شنیدم که می گفت : من پنج بار به حج رفتم که دو بار سواره و سه باره پیاده یا سه بار سواره و دوبار پیاده بود . در یکی از این سفرها راه را گم کردم . گفتم : ای بندگان خدا ! راه را به من نشان دهید . لحظاتی نگذشته بود که راه را پیدا کردم .

به اجنه استغاثه کرده یا به ملائکه ؟ چرا در این جا یا الله نگفته ؟ قطعا از دید آقایان وهابی ایشان مشرک است .

مسائل امام احمد بن حنبل با روایت ابنه عبد الله بن احمد ، با تحقیق زهیر شاویش ، چاپ مکتب الاسلامی بیروت ، ص ۲۴۵ ، ح ۹۱۲

جالب است که این روایت را در کتاب سلسله الاحادیث الضعیفه و الموضوعه خود می آورد ؛ اما می گوید : سند این روایت معتبر و صحیح است . در جلد دوم ، همین روایت را می آورد .

فقال ابنه عبد الله فی ” المسائل ” ( ۲۱۷ ) : ” سمعت أبی یقول : حججت خمس حجج منها ثنتین [ راکبا ] وثلاثه ماشیا ، أو ثنتین ماشیا وثلاثه راکبا ، فضللت الطریق فی حجه وکنت ماشیا ، فجعلت أقول : ( یا عباد الله دلونا على الطریق ! ) فلم أزل أقول ذلک حتى وقعت على الطریق .

أو کما قال أبی ، ورواه البیهقی فی ” الشعب ” ( ۲ / ۴۵۵ / ۲ ) وابن عساکر ( ۳ / ۷۲ / ۱ ) من طریق عبد الله بسند صحیح .

از پدرم شنیدم که می گفت : من پنج بار به حج رفتم که دو بار سواره و سه باره پیاده یا سه بار سواره و دوبار پیاده بود . در یکی از این سفرها راه را گم کردم . گفتم : ای بندگان خدا ! راه را به من نشان دهید . لحظاتی نگذشته بود که راه را پیدا کردم . این روایت را عبد الله با سند صحیح نقل کرده .

سند روایت کاملا صحیح است . استغاثه به ملائکه هم شرک است . پس احمد بن حنبل مشرک است . روایتی قبل از این هم جالب است :

أخرجه البزار عن ابن عباس بلفظ :

” إن لله تعالى ملائکه فی الأرض سوى الحفظه یکتبون ما یسقط من ورق الشجر ، فإذا أصابت أحدکم عرجه بأرض فلاه فلیناد : یا عباد الله أعینونی ” .

قال الحافظ کما فی ” شرح ابن علان ” ( ۵ / ۱۵۱ ) : ” هذا حدیث حسن الإسناد غریب جدا ، أخرجه البزار وقال : لا نعلم یروى عن النبی صلى الله علیه وسلم بهذا اللفظ إلا من هذا الوجه بهذا الإسناد ” .

وحسنه السخاوی أیضا فی ” الابتهاج ” وقال الهیثمی : ” رجاله ثقات ” …

أن المراد بقوله فی الحدیث الأول ” یا عباد الله ” إنما هم الملائکه ….

بزار از ابن عباس نقل می کند که خداوند در روی زمین ملائکه ای قرار داده که همه چیز را می نویسند ؛ حتی اگر برگی از درخت به زمین بیافتد . اگر یکی از شما در بیابانی بودید و پایتان لنگ شد ، بگویید ای بندگان خدا ! به من کمک کنید .

عبد الله بن عباس ، صحابی جلیل القدر ، راوی صحیح بخاری و مسلم به مردم یاد می دهد که شما شرک انجام دهید . جالب است که البانی می گوید :

منظور از عباد الله ، ملائکه است .

البانی ،‌ سلسله الاحادیث الضعیفه و الموضوعه ، ج ۲ ، چاپ مکتب المعارف

پس ابن عباس به ملائکه استغاثه کرده و کافر شده .

مجری :

این هم در مورد استغاثه به ملائکه بود که محمد بن عبد الوهاب گفته بود از شرک کفار و مشرکین زمان جاهلیت هم بیشتر بوده . در صورتی که ما در این باره از اهل سنت روایاتی نقل کردیم که گفته بودند ، منظور از استغاثه به ملائکه بوده . اما در مورد ادعایی که این آقایان در مورد کتاب التوحید محمد بن عبد الوهاب مطرح کردند . کتاب التوحید را روی میز می گذاشتند و می گفتند : قولی از محمد بن عبد الوهاب نقل کنید که حدیث نباشد ،‌فتوا و اجتهاد علما نباشد ، آیه قرآن هم نباشد . از قول خود محمد بن عبد الوهاب باشد . حتی اگر محمد بن عبد الوهاب به روایتی استدلال کرده بود هم شما نباید آن را بیاورید . فقط باید از قول خودش و در کتاب التوحید و مخالف نظر اهل بیت (علیهم السلام) باشد .

جالب است که خود آقایان وهابی در شبکه های خود گفتند : محمد بن عبد الوهاب در کتاب التوحید غیر از آیات قرآن و روایاتی که از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده ، چیز دیگر نیاورده . در این صورت تحدی خود را باطل کردند و ظاهرا فراموش کردند که در آن برنامه ها چه گفته اند و بارها آن را تکرار کردند .

کلیپ بعدی ، استدلال آقای دهقان به یکی از کتب شیعه است که با هم می بینیم .

کلیپ ۴ ) :

عبد القدوس دهقان ، کارشناس وهابی :

در کتاب التوحید شیخ صدوق ، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی ، متوفای ۳۸۱ هـ است . در این جا روایتی را که روایت هشتم این باب است را آورده که در این روایت کلمه الغیاث را جزء نام های الله متعال ذکر کرده . یعنی قیاس و فریاد رس آن گونه که در تعبیر محمد عمر سربازی بود ، آن کسی که به فریاد می رسد ، آن کسی که حاجت روا و مشکل گشا است ، یکی از نام های الله متعال است . این مطلب در روایت هشتم ،‌صفحه ۱۹۴ است : عن أبیه علی بن الحسین عن أبیه الحسین بن علی عن أبیه علی بن أبی طالب علیهم السلام قال قال رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم ان الله تبارک وتعالى تسعه وتسعین اسما مئه الا واحد ، این روایت در نزد اهل سنت هم وجود دارد ؛ البته منهای اسمائی که اضافه کردند . اصل روایت ، روایت اهل سنت والجماعت است که الله متعال ، ۹۹ نام دارد . خاصیت این نود و نه نام این است که من احصاه دخل الجنۀ ، کسی که بر شماره آن را حفظ و بر مقتضای آن عمل کند ، وارد بهشت می شود . در ادامه هم اسم هایی را آورده . گرچه این اسم ها اضافه کرده شیعه است و از دیدگاه اهل سنت و الجماعت نیست . اما برای شیعه باید حجت باشد .

یکی از نام های الله متعال ، الغیاث است . یعنی کسی که فریاد است یا کسی که غوث و کمک می کند که یکی از نام های الله متعال است و این را توضیح داده که چرا الغیاث یکی از نام های الله متعال است و در صفحه ۲۰۹ وقتی این نام را توضیح می دهد ، می گوید : الغیاث معناها المغیث ، الغیاث که بر وزن صیغه مصدر آمده در واقع معنایش مغیث است یعنی کسی که دادرس و به کمک رسانده است . سمّی به توسعا لانه مصدر ، این به صورت غیاث نام الله متعال قرار داده شده تا این که بر کثرث اغاثه دلالت کند این که خداوند متعال بسیار زیاد به داد انسان ها می رسد و اگر قرار باشد الله متعال فقط به داد دوازده نفر برسد ، الغیاث نیست ؛ زیرا که فقط به دوازده نفر کمک کرده . وقتی که ما می گوییم الغیاث ، دلالت بر کثرت می کند یعنی به تعداد بندگان الله متعال هر کسی طلب حاجت کند و در حالت های اضطراری دعا کند ، الله متعال غیاث مستغیثین است و حتما الله متعال اجابت می کند .

مجری :

به روایتی از کتب شیعه استدلال کردند . هرچند که بسیاری از بینندگان عزیزی که اهل تحقیق و مطالعه روایات و کتب شیعی باشند ، به محض دیدن سند تشخیص دادند که استدلال آقای عبد القدوس دهقان استدلال علمی هست یا نیست .

استاد یزدانی :

بنده خیلی تعجب و تأسف خوردم که ایشان چطور به روایتی استدلال کردند که هیچ ارتباطی به بحث استغاثه ندارد . روایت شماره هشت از کتاب توحید شیخ صدوق (ره) صفحه ۱۹۴ از باب الدلیل علی انه تعالی لیس فی مکانه . خیلی جالب است که هم کتاب و هم باب این کتاب ، بر علیه وهابیت است . چون این ها می گویند : خدا مکان دارد و در یک جای مشخص می نشیند ، خدا وزن دارد ، سنگین است . وقتی تکان می خورد ، صدای عرش را همه می شنوند . در مباحث مکان خداوند ان شاء الله این روایت را به صورت مفصل می خوانم .

روایتی می خواند که سند آن کاملا ضعیف است . اولا ، سند روایت از نظر روات سنی است و هیچ کدام شیعه نیستند .

حدثنا أحمد بن الحسن القطان قال حدثنا أحمد بن یحیى بن زکریا القطان قال حدثنا بکر بن عبد الله بن حبیب قال حدثنا تمیم بن بهلول عن أبیه عن أبی الحسن العبدی عن سلیمان بن مهران عن الصادق جعفر بن محمد عن ( أبیه – توحید )محمد بن علی عن أبیه علی بن الحسین عن أبیه الحسین بن علی عن أبیه علی بن أبی طالب علیهم السلام قال قال رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم ان الله تبارک وتعالى تسعه وتسعین اسما مئه الا واحده من أحصاها دخل الجنه وهی الله الا له الواحد الأحد الصمد الأول الاخر السمیع البصیر القدیر القاهر العلى الأعلى الباقی البدیع البارئ الأکرم الظاهر الباطن الحی الحکیم العلیم الحلیم الحفیظ الحق الحسیب الحمید الحفى الرب الرحمن الرحیم الذارئ الرزاق الرقیب الرؤف ( الرائی – توحید )

السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر السید السبوح الشهید الصادق الصانع الطاهر العدل العفو الغفور الغنى الغیاث …

شیخ صدوق (ره) ، توحید ، ص ۱۹۴

کلمه الغیاث را می آورد و می گوید : چون نام خداوند ” الغیاث ” است ؛ پس استغاثه هم جایز نیست!!!

واقعا چقدر استدلال این ها سخیف است و چقدر دست این ها خالی است و چقدر بدبخت وبیچاره هستند که به چنین روایتی استدلال می کنند . در همین روایت داریم که خداوند ” القوی ” است . پس از این به بعد نباید کسی حرفی از قدرت بزند .

اگر شما بخواهید روایت از کتاب های شیعه بیاورید که روایات زیادی با سند های صحیح داریم که در برنامه راه و بی راه خواندیم .

علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن أحمد بن محمد بن أبی نصر ، عن معاویه بن عمار عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) قال : شعارنا ( یا محمد یا محمد ) وشعارنا یوم بدر ( یا نصر الله اقترب اقترب )وشعار المسلمین یوم أحد ( یا نصر الله اقترب ) ویوم بنی النضیر ( یا روح القدس ارح ) ویوم بنی قینقاع ( یا ربنا لا یغلبنک ) ویوم الطائف ( یا رضوان ) وشعار یوم حنین ( یا بنی عبد الله [ یا بنی عبد الله ] ) ویوم الأحزاب ( حم لا یبصرون ) ویوم بنی قریظه ( یا سلام أسلمهم ) ویوم المریسیع ( ۱ ) وهو یوم بنی المصطلق ( ألا إلى الله الأمر ) ) ویوم الحدیبیه ( ألا لعنه الله على الظالمین ) ویوم خیبر یوم القموص ( یا علی آتهم من عل ) ( ۲ ) ویوم الفتح ( نحن عباد الله حقا حقا ) ویوم تبوک ( یا أحد یا صمد ) ویوم بنی الملوح ( أمت أمت )ویوم صفین ( یا نصر الله ) وشعار الحسین ( علیه السلام ) ( یا محمد ) وشعارنا ( یا محمد )

سند روایت از نظر شیعه کاملا معتبر است .

شعار ما یا محمد یا محمد و شعار ما در روز بدر یا نصر الله و شعار روز احد یا نصر الله اقترب بود …. شعار اهل بیت (علهیم السلام) هم یا محمد (صلی الله علیه وآله) است .

کلینی ، کافی ، ج ۵ ، ص ۴۷

صریح تر از این روایت برای استغاثه چه می خواهید ؟ اگر شما مرد هستید و می خواهید ثابت کنید استغاثه جایز نیست ، این روایت را نقد کنید . روایت از کتب اهل سنت خواندم که احمد بن حنبل به ملائکه استغاثه می کند و مشرک است . عبد الله بن عباس ، صحابی جلیل القدر ، به ملائکه استغاثه می کند و دستور به استغاثه می دهد ، پس او هم مشرک است . این هم روایت شیعه بود که خواندم . آن روایتی را هم که این کارشناس وهابی خواند که هم ضعیف بود و هم دور از موضوع بود که چون نام خدا الغیاث است ؛ پس استغاثه جایز نیست . واقعا که این از نوع استدلال های محمد بن عبد الوهابی است . آن هم از خود محمد بن عبد الوهاب که آیات و روایات را می آورد و می گوید : می خواهم ده نکته بگوید. نکته اول ، تفسیر آیه بعد ، نکته دوم ، تفسیر آیه دوم ، نکته سوم تفسیر آیه چهارم ، نکته چهارم ، تفسیر آیه پنجم ….

شما به این آقا می گویید علامه ، شیخ الاسلام‌ و امام . این قدر باید انسان بی سواد باشد که این مطالب را آورده . سراسر کتابش همین نکته ها و مطالب مسخره و غیر علمی است . واقعا انسان به حال وهابیت تأسف می خورد که پیرو چنین انسانی شده .

مجری :

این هم توضیحات استاد یزدانی در مورد روایتی که از کتب شیعه به آن استدلال شد . الحمد الله که بضاعت این ها در همین حد است . این همه در کتاب های شیعه گشتند و روایتی می آورند که اصلا ارتباطی به بحث ندارد .

تماس بینندگان

بیننده : مصطفی از آذربایجان ـ اهل سنت

بنده می خواستم در مورد آیه ۵ سوره احقاف توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

در خصوص این آیه خود علمای اهل سنت پاسخ دادند . در کتاب الجامع الاحکام القرآن ، تألیف قرطبی ، با تحقیق عبد الله بن عبد المحسن الترکی ، چاپ مؤسسه الرساله ، جلد ۱۹ ، صفحه ۱۸۱ :

قوله تعالى : ) ومن أضل ( أی لا أحد أضل وأجهل ) ممن یدعوا من دون الله من لا یستجیب له إلى یوم القیامه ( وهی الأوثان ) وهم عن دعائهم غافلون ( یعنی لا یسمعون ولا یفهمون فأخرجها وهی جماد مخرج ذکور بنی آدم إذ قد مثلتها عبدتها بالملوک والأمراء التی تخدم

منظور از در این آیه بت ها هستند .

قرطبی ،الجامع الاحکام القرآن ، با تحقیق عبد الله بن عبد المحسن الترکی ، چاپ مؤسسه الرساله ، ج ۱۹ ، ص ۱۸۱

خیلی واضح و روشن است آیاتی که خداوند در قرآن کریم در مورد مشرکین بت پرست ارسال کرده ، می گوید : این ها بت هایشان را عبادت می کنند ، آن هم بت هایی که قدرت انجام هیچ کاری ندارند . تا قیامت هم که بت ها را عبادت کنند ، هیچ کاری نمی توانند انجام دهند . همه ” دعا ” ها در این آیات به معنای عبادت است . هیچ کدام به معنای فریاد خواهی نیست . چون آن ها بت ها را عبادت می کردند و آن ها را بین خود و خدا ، واسطه قرار می دهند . این آیات در مورد بت ها نازل شده و هیچ ارتباطی به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) به صالحین و ائمه (علیهم السلام) ندارد . پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام) در قبر هایشان زنده هستند و صدای ما را می شنوند و جواب ما را می دهند . همانطور که همه صحابه بعد از وفات آن حضرت ، به ایشان توسل می کردند . آن ها به دستور عایشه به قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) توسل کنید . آیا همه آن صحابه کافر بودند ؟ سند روایت هم معتبر بود . ما در برنامه راه و بی راه به صورت مفصل سند روایت را بررسی و ثابت کردیم که روایت صحیح است و اشکالاتی که البانی گرفته بود ، وارد نبود . همان طور که علمای اهل سنت گفتند و استدلال کردند این روایت استغاثه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) به قبر آن حضرت و استغاثه صحابه به دستور ایشان را ثابت می کند .

این آیات همه در مورد بت ها است . شما پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) و بت ها و مؤمنین و مشرکین را در کنار هم قرار می دهید تا به هدف پلید خود برسید که بگویید استغاثه جایز نیست . اگر استغاثه شرک باشد ، صحابه ، علمای اهل سنت ، ائمه اربعه اهل سنت همه مشرک می شوند . آقای شافعی به قبر ابوحنیفه استغاثه میکند . ابوحنیفه خودش استغاثه می کند . احمد بن حنبل استغاثه می کند . مالک به قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) استغاثه می کند . اگر این طور باشد ، همه علمای اهل سنت در طول تاریخ مشرک هستند . ما ۱۱۴ عالم از علمای اهل سنت را نام بردیم و مستنداتش را نشان دادیم که همه آن ها استغاثه کرده بودند . اگر این طور باشد ، فقط محمد بن عبد الوهاب و پیروانش باقی می مانند . حتی خود ابن تیمیه در جاهایی استغاثه کرده ،‌روایاتی که استغاثه را ثابت میکند را تصحیح کرده . ما این ها را قبلا نشان دادیم از جمله همین روایت استغاثه عایشه به قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را که در کتاب اقتضاء صراط المستقیم خود آورده و به آن استدلال کرده .

بیننده : آقای صمدی از تهران ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد این کلیپ حرف بزنم که اگر قرار باشد استغاثه جایز نباشد که همه چیز به هم می خورد . بنده جنگ های حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) را خواندم ،‌در همه آن ها اصحاب به حضرت استغاثه می کردند . اگر این طور باشد ما حتی نباید بگوییم لا اله الا الله محمد رسول الله !

نکته دوم ، آقای انصاری برنامه ای در باب ازدواج گذاشته بود و می گفتند : دختران دوست دارند که همسرانشان مثل خلیفه اول و دوم شجاع و دلیر باشند . من که جنگ های رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را خواندم ؛ اما در هیچ کدام نخواندم که خلیفه اول و دوم حتی یک نفر را مشرکین را کشته باشند . اگر در این باره توضیحی وجود دارد آن را بیان نمایید .

بیننده :  علی از اهواز ـ شیعه

آقای ابو علی خلال ، یکی از ائمه حنابله ، که در تاریخ بغداد ، جلد اول ، صفحه ۱۳۳ ، با تحقیق مصطفی عبد القادر عطا ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت می گوید : من هر زمان که مشکلی برایم پیش می آمد ،‌به حرم امام موسی بن جعفر (علیه السلام) می رفتم و به ایشان متوسل می شدم و بعد از آن مشکلم حل می شد .

در شبکه وصال ، آقای عثمان الخمیس می گفت : نوه حضرت اباصلت ، همسر نوه یزید بوده . آیا این درست است ؟

استاد یزدانی :

اگر چنین چیزی باشد و روایتش صحت داشته باشد ، حضرت آسیه هم همسر فرعون بود . هر علتی این داشت ، آن هم دارد .

در مورد سؤال اول ، این مطلب در کتاب تاریخ مدینه السلام ، تألیف خطیب بغدادی ، جلد اول ، صفحه ۴۲۲ :

 باب ما ذکر فی مقابر بغداد المخصوصه بالعلماء والزهاد بالجانب الغربی فی أعلا المدینه مقابر قریش دفن بها موسى بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب وجماعه من الأفاضل معه أخبرنا القاضی أبو محمد الحسن بن الحسین بن محمد بن رامین الإستراباذی قال أنبأنا أحمد بن جعفر بن حمدان القطیعی قال سمعت الحسن بن إبراهیم أبا علی الخلال یقول ما همنی أمر فقصدت قبر موسى بن جعفر فتوسلت به الا سهل الله تعالى لی ما أحب .

از ابا علی خلال (از علمای اهل سنت ) نقل می کند که می گفت : هیچ وقت مشکلی برای من پیش نمی آمد و چیزی را نمی خواست مگر این که سراغ قبر امام موسی بن جعفر (علیه السلام) می رفتم و به ایشان توسل می کردم وخداوند آن چیزی را که دوست داشتم به من می داد و سهل و آسان می کرد.

تاریخ مدینه السلام ، تألیف خطیب بغدادی ، ج اول ، ص ۴۲۲

همین مطلب را آقای ابن جوزی در المنتظم ، با تحقیق مصطفی عبد القادر عطا و محمد عبد القادر عطا ، جلد ۹ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۸۹ :

قال أخبرنا أحمد بن جعفر بن حمدان القطیعی قال سمعت الحسن بن إبراهیم الخلال یقول ما أهمنی أمر فقصدت قبر موسى بن جعفر فتوسلت به إلا سهل الله لی ما أحب .

ابن جوزی ، المنتظم ، با تحقیق مصطفی عبد القادر عطا و محمد عبد القادر عطا ، ج ۹ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۸۹

اگر توسل به قبر آقا موسی بن جعفر (علیه السلام) شرک بود ، آقای ابن جوزی عالم بزرگ اهل سنت ، این مطلب را در کتابش نقل نمی کرد . اگر هم نقل می کرد ، حداقل یک توضیح کوچک می داد که این کاری که انجام داده ، شرک بوده و شما نباید آن را انجام دهید . مشخص است که این ها هم شرک را از این روایات نفهمیده اند . فقط محمد بن عبد الوهاب است که از آیات ، شرک را فهمیده .

بیننده : آقای موسویان از قم ـ شیعه

بنده می خواستم سند روایتی که انگشتان دست همسر عثمان را برای معاویه بردند را نشان دهید .

استاد یزدانی :

بنده فقط روایت را نشان می دهم و اصلا قصد ورود به این مبحث را ندارم ؛ چون امکان دارد که بعضی ها ناراحت شوند و هزار مطلب علیه بنده بگویند .

کتاب البدایه و النهایه ، تألیف ابن کثیر ، چاپ ابن کثیر ، جلد ۷ ، صفحه ۳۴۰ ، حوادث سال ۳۵ آمده است . باز همین روایت در تاریخ طبری ، جلد ۴ ، صفحه ۳۹۱ ، حوادث سال ۳۵ و هم چنین در صحیح تاریخ طبری ، جلد ۳ ، صفحه ۳۴۶ و آقای ابن حجر در کتاب المطالب العالیه ، جلد ۱۸ ، صفحه ۴۷ آورده و گفته رجال روایت ثقه هستند .

مجری :

این روایات از کتب اهل سنت نقل شد و ما بارها گفتیم : قصد اهانت به مقدسات اسلامی و غیر اسلامی هیچ مذهبی را نداریم و فقط از باب تبیین حقیقت به اقوال علمای اهل سنت استدلال می کنیم . اگر توضیح و شرحی هم در این باره است ،‌خود علمای اهل سنت شرح و توضیح آن را بیان کنند .

استاد یزدانی :

یکی از چیزهایی که آقای عبد القدوس به آن استدلال کردند ، مطالبی از آقای محمد عمر سربازی بود که برای بنده خیلی عجیب بود .

آقای محمد عمر سربازی در کتاب آیا بیماری ها مسری هستند ؟ توسل و ندای غیر الله ، توضیح داده که چه نوع استغاثه ای شرک است و چه نوع استغاثه ای شرک نیست ؟

تحقیقی در مورد توسل و ندای غیر الله ، به انضمام رساله آیا بیماری ها مسری هستند ؟ ، تألیف محمد عمر سربازی ، چاپ ایرانشهر ، صفحه ۲۳ :

مسأله اول :

اگر به قصد استعانت و استغاثه و استمداد با اعتقاد به این که آن غیر الله عالم و سامع و مشکل گشا است استقلالا ، پس نداء و صدا کردن هر مخلوقی با این عقیده شوک و کفر صریح است .

دقیقا همان چیزی که ما می گوییم . دو نوع استغاثه داریم ، یکبار انسان به زنده ای استغاثه میکند یا به یک مرده ای با این اعتقاد که خداوند به این غیر الله قدرت داده . من به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) استغاثه می کنم ؛ چون پیامبر خدا و ولی خدا و اشرف مخلوقات است و خداوند به او قدرت داده که بعد از مرگش صدای همه بنده های او را بشنود و جواب دهد . یک نوع دیگر استغاثه این است که شخصی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) استغاثه می کند با این عقیده که آن حضرت استقلالا و مستقل از قدرت خداوند ، می تواند صدای ما را بشنوند و پاسخ دهد ؛ البته به صورت استقلالی و مستقل از خداوند !

واضح است که همه این نوع از استغاثه را شرک می دانند . اگر محمد عمر سربازی هم گفته شرک است ، ناظر به این مسأله است . در صفحات بعد ادامه می دهد و می گوید :

نداء غیر الله تعالی از دور در صورتی و در زمانی شرک حقیقی به شمار می رود که آن غیر الله را عالم و سامع مستقلا اعتقاد کند و در غیر این صورت نداء لغیر الله شرک نیست .

محمد عمر سربازی ،توسل و ندای غیر الله ، چاپ ایرانشهر ، ص ۲۳ به بعد

یعنی اعتقاد داشته باشد که پیامبر (صلی الله علیه واله) خودش و با قدرت وتوانایی خودش می تواند حاجات ما را بدهد . در غیر این صورت نداء غیر الله شرک نیست . این مشت محکمی بر دهان کسانی است که مطالب محمد عمر سربازی را بیان می کند و می گفت : استغاثه شرک است .

بنده هم میگویم استغاثه شرک است ؛ اما استغاثه ای که معتقد به مستقل بودن غیر الله داشته باشد.

آقای محمد عمر سربازی در کتاب گنجینه دعا واوراد خود ، به پیامبر (صلی الله علیه وآله) استغاثه کرده ؛ حتی در این کتاب به اجنه هم استغاثه شده .

گنجینه دعا و اوراد ، تألیف محمد عمر سربازی ، صفحه ۱۰۳ :

بعد از هر صد بار بگوید : یا رسول الله ! انی استجیر بک من ظلم فلان بن فلان فخذلی حقی منی ، ان شاء الله ظالم زود معزول می گردد .

محمد عمر سربازی ،گنجینه دعا و اوراد ، ص ۱۰۳

این جا واضح و صریح است که محمد عمر سربازی یاد داده که چطور به رسول الله صلی الله علیه وآله) استغاثه کنیم . اگر استغاثه در همین جا هم با این اعتقاد باشد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با قدرت خود صدای ما را می شنود و پاسخ می دهد ، مشرک است ؛ اما در غیر این صورت چون رسول خدا و اشرف مخلوقات خداوند است ، هیچ اشکالی ندارد .

مطلب دیگری هم از آقای محمد عمر سربازی است که عکس گرفتن و نگاه کردن به تلویزیون را شرک دانسته . در کتاب شمشیر برهنه حیدری بر گردن هر دری ، تألیف محمد عمر سربازی ، صفحه ۳۱ :

احکام تلویزیون و ویدئو

با نگاه عبرت بنگر . این چیزی است که از منظر شرعی : ۱ . ساخت و تولید آن حرام است .

۲ . خرید و فروش آن حرام است .

۳ . به اجازه دادن و به اجاره گرفتن حرام است .

۴ . هبه و هدیه کردن و قبول آن حرام است .

۵ . در خانه نهادن و دیدن تصاویر پخش شده اش حرام است .

۶ . رفتن به اختیار خود در خانه ای که این آله در آن روشن می شود ، حرام است .

۷ . قبول هدیه و دعوت صاحب چنین آله ای که کسب او از خرید و فروش این وسائل باشد ، حرام است .

۸ . معامله با کسانی که منبع در آمدشان از این راه باشد ، حرام است .

۹ . اشتغال در کارهای مربوط به آن حرام است .

۱۰ . گرفتن مزد در آن کارها و از چنین مؤسساتی حرام است .

۱۱ . نگاه کردن به مناظر جهاد و حج و استماع اذان و تلاوت قرآن کریم و حمد و نعمت و سایر کارهای دینی از این آلات حرام است .

۱۲ . اعتقاد داشتن به این که این کارهای دینی در آن خوب و جایز است ، خطر کفر دارد .

۱۳ . مرتکب این کارها فاسق است و اذان و اقامت و امامت او و اقتدای دیگران پشت سرش برای نماز های فرض و وتر و تراویح همه مکروه تحریمه می باشد .

۱۴ . نابود کردن این دستگاه شوم واجب است .

محمد عمر سربازی ، شمشیر برهنه حیدری ، ص ۳۱

آقایان اهل سنت ! نابود کردن این شبکه های وهابی بر شما واجب است .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین بینندگان ارجمند تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .