ابو عیسی ترمذی متوفاى ۲۷۹هـ نویسنده کتاب «سنن الترمذی» که یکی از صحاح سته اهل سنت به شمار می‌رود، از طرفداران تأویل آیات صفات خداوند است . به همین جهت او روایت مجاهد که ثابت می‌کند «در قیامت خداوند پیامبرش را در کنار خواهد نشاند» را رد کرده است . این مسأله به مذاق اهل حدیث خوش نیامده و او را با عناوینی همچون : بدعت‌گذار، خبیث ، بت پرست و … یاد کرده‌اند ….

در این برنامه این مسأله بررسی شده است.

 

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

 

دانلود فایل اسکنها

دانلود فایل اسکن‌ها

 

برنامه : یهوابیت (۴)

تاریخ : ۱۸ / ۱۱ / ۹۵

مجری :

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، عرض سلام و ادب و احترام داریم . با برنامه چهارم یهوابیت در خدمت شما هستیم . نام برنامه را هم بارها توضیح دادیم که از سه کلمه یهود ،‌ یهوه و وهابیت است . ان شاء الله به بیان ادامه مطالبی که در بحث تأویل بود ، به کارشناسی استاد یزدانی عزیز ، خواهیم پرداخت .

استاد یزدانی :

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد والیه یعود والصلاه والسلام علی الشاهد والمشهود لکل موجود محمد المحمود وعلی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب والشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود .

بنده هم خدمت حضرتعالی و همچنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب و احترام دارم .

مجری :

سومین جلسه ای است که به بحث تأویل پرداختیم . گفتیم که بحث تأویل یکی از مباحث مبنایی در توحید است و اصل اختلاف بین مسلمانان شیعه و اهل سنت با وهابیت و اهل الحدیث این است که در موضوع تأویل است که آن ها معتقد به عدم تأویل هستند و هر نوع تأویلی را شکر و کفر می دانند . استاد یزدانی هم در این باره به صورت مفصل توضیح دادند و ان شاء الله به دیدگاه شیعه هم خواهیم رسید .

استاد یزدانی :

ما در دو جلسه قبل که از تأویل صحبت کردیم ، به دیدگاه سلفی ها و پیروان ابن تیمیه پرداختیم که تأویل را کفر می دانستند . به خصوص آقای فوزان که صریح و واضح و روشن مدعی شده بود اشاعره ای که صفات را تأویل می برند ،همان مشرکین قریش و از کفار هستند . از غنیمان یکی از وهابی های معاصر خواندیم که گفته بود : اکثریت اهل سنت اشاعره هستند که آیات را به تأویل می برند . ما باید تبلیغ کنیم که این ها دست از تأویل بردارند . اگر تبلیغ کارگر افتاد که افتاد ، اگر هم کارگر نیافتاد ، باید شمشیر برعلیه آن ها بکشیم . در صورتی که خود همین شخص در ابتدای صحبتش گفته بود که بیشتر اهل سنت ، اشاعره هستند .

در مقابل این دیدگاه ، دیدگاه علمای اهل سنت را خواندیم از جمله آقای ابوحنیفه که به صراحت تأویل کرده بود . از محمد بن احمد بن حنبل را خواندیم که ایشان هم یک آیه را صریح و آشکار تأویل کرده بود و هم چنین امام شافعی که آیاتی را تأویل برده بود . غیر از این ها آقای بخاری که در صحیحش تعدادی از آیات را به تأویل برده بود .

گفتیم اگر قرار باشد تأویل کفر و شرک باشد ، همه این ها باید کافر باشند . ابوحنیفه و شافعی و احمد بن حنبل و بخاری هم کافر هستند . اگر این ها کافر باشند ، این هایی که سران اهل سنت هستند . شما دینتان را از چه کسی می گیرید ؟

هم چنین از تعدادی از علمای وهابی خواندیم که ابن حجر عسقلانی و محی الدین نبوی ، ابن حجر هیثمی و ابن جوزی حنبلی و عده ای دیگر از علما ، چون طرفدار تأویل هستند ،‌در این بخش سنی نیستند. یعنی نصف بدنشان سنی هستند و نصف دیگر بدنشان اشعری هستند که آن ها هم اشعری ها را مسلمان نمی دانستند ؛ چون آیات را به تأویل می بردند . از این فتاوی زیاد هستند که اگر فرصت شد ، آن ها را می خوانیم .

بنده یکی دو مستند از این وهابی ها نشان می دهم که باز هم تأویل را شرک و کفر دانستند و حرف های تندی علیه تأویل زدند . همان طور که شما گفتید بحث تأویل یکی از مباحث مهم در توحید است که همه مسلمانان از شیعه و اهل سنت و جماعت ، قبول دارند ؛ اما از طرف دیگر کسانی هستند که تأویل را قبول ندارند و آن ها اهل حدیث و پیروان احمد بن حنبل می باشند ؛ البته خود احمد بن حنبل تأویل را قبول دارد و این ها خود را احمد بن حنبل نسبت می دهند . عده ای مثل آقای خلال به شدت به احمد بن حنبل دروغ بستند که این ها اهل تأویل نبودند و تأویل جایز نیست .

آقای عبد الرحمن بن حسن محمد بن عبدالوهاب ، متوفای ۲۸۵ هـ در کتاب فتح المجید شرح کتاب التوحید ، با تحقیق عبد القادر الارنؤوط ، چاپ مکتبه البیان ، صفحه ۴۸۰ می گوید :

سبب نزول هذه الآیه معلوم مذکور فی کتب التفسیر وغیرها وهو ان مشرکی قریش جحدوا اسم ” الرحمن “، عنادا ، وقال الله تعالى : { قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أیا ما تدعوا فله الأسماء الحسنى } الاسراء : ۱۱۰ . فالرحمن : اسمه وصفته ، ودل هذا الاسم على أن الرحمه وصفه القائم به سبحانه ، وهی من صفات الکمال . فاذا کان المشرکون جحدوا معنی اسما من اسمائه تعالی . وهو من الاسماء التی دلت علی کماله سبحانه وبحمده فجحود معنی هذا الاسم ونحوه من الاسماء یکون کذلک . فان جهم بن صفوان ومن تبعه یزعمون انها لا تدل علی صفه قائمه بالله تعالی . وتبعهم علی ذلک طوائف من المعتزله والاشاعره وغیرهم ، فلهذا کفرهم کثیرون من اهل السنه .

در این بحث آیات را می آورند که کفار این آیات را که اسماء و صفات الهی هستند را انکار کردند .

مشرکین که اسمی از اسماء الهی را جحد کردند و به این دلیل مشرک شدند ، آن هایی هم که این اسماء را جحد می کنند هم این گونه هستند . جهم بن صفوان و پیروان آن ها هم همین گمان را کرده اند. در مورد جحد صفات الهی طائفه ای از معتزله و اشاعره (شامل همه معتزله و اشاعره می شود) از جهم بن صفوان پیروی کردند . به همین خاطر بسیاری از اهل سنت این ها را تکفیر کردند .

عبد الرحمن بن حسن محمد بن عبدالوهاب ، فتح المجید شرح کتاب التوحید ، با تحقیق عبد القادر الارنؤوط ، چاپ مکتبه البیان ، ص ۴۸۰

در این جا می گوید : جماعتی از اشاعره و معتزله ؛ اما این ها معتقد هستند که کل اشاعره و معتزله را بر این اعتقاد هستند . چون این ها ظاهر صفات الهی را قبول ندارند و آن ها را تأویل می برند ، به جحد صفات الهی تعبیر میکنند . به همین دلیل بسیاری از اهل سنت ،‌اشاعره را تکفیر کردند . در حالی که ۹۰ درصد از اهل سنت امروز یا اشاعره هستند یا ماتریدی که شعبه ای از اشاعره هستند .

این هم صریح و واضح و روشن که از دیدگاه اهل سنت و به تعبیر دیگر اهل حدیث و پیروان ابن تیمیه ،‌بسیاری از این معتزله و اشاعره کافر هستند . این هم نواده محمد بن عبد الوهاب که تکفیر کرده بود.

غیر از این ها ، کتابی به نام فتاوی الائمه النجدیه است که فتاوای علمای وهابی را از زمان محمد بن عبد الوهاب تا زمان بن باز را جمع کرده اند . با جمع آوری ابو یوسف مدحت بن الحسن آل فراج ، با مقدمه بن جبرین ، چاپ مکتبه الرشد ، جلد اول ، صفحه ۵۱۴ :

المعطله :

وهؤلاء نفوا عن الله ما وصف به نفسه أو وصفه به رسوله من صفات الکمال ، زاعمین أن إثباتها یقتضی التشبیه والتجسیم ؛ فهم على طرفی نقیض مع المشبهه .

ومذهب التعطیل مأخوذ من تلامذه الیهود والمشرکین وضلال الصابئین .

وأول من حفظ عنه مقاله التعطیل فی الإسلام هو الجعد بن درهم فی أوائل المئه الثانیه ، وأخذ هذا المذهب الخبیث عنه الجهم بن صفوان وأظهره ، وإلیه نسبت الجهمیه ، ثم انتقل هذا المذهب إلى المعتزله والأشاعره ، وهذه أسانید مذهبهم ، ترجع إلى الیهود والصابئین والمشرکین والفلاسفه ، وهم فی هذا التعطیل متفاوتون .

معطله آن هایی هستند که صفاتی را که خداوند برای خودش ثابت دانسته یا صفاتی را که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) برای خدا از صفات کمال ثابت دانسته ، نفی می کنند .

مثلا خدا دست ، پا ، چشم ، کمر دارد . این صفات را انکار کردند .

مذهب تعطیل از شاگردان یهود و مشرکین و گمراهان صائبین گرفته شده است . اولین کسی که این حرف را زد ، جعد بن درهم بود که در اوایل قرن دوم گفت . این مذهب به جهم بن صفوان رسید .

مؤسس معطله ، یهود و مشرکین و گمراهان صابئین بودند . اولین شخص هم جعد بن درهم اظهار کرد که بعد از او هم جهم بن صفوان بود .

که جهمیه به آن ها نسبت داده شده . سپس این مذهب به معتزله و اشاعره منتقل شد .

چقدر واضح و روشن اشاعره را تکفیر می کند و می گوید : اشاعره ای که ۹۰ در صد از اهل سنت را تشکیل می دهند ، دین خود را از یهود و مشرکین و صابئین گمراه گرفتند نه از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) . در حقیقت این خود تکفیر اشاعره است .

در ادامه هم معتزله و اشاعره را توضیح می دهد که چه کسانی هستند .

فتاوی الائمه النجدیه ، با جمع آوری ابو یوسف مدحت بن الحسن آل فراج ، با مقدمه بن جبرین ، چاپ مکتبه الرشد ، ج اول ، ص  ۵۱۴

آن چه که واضح و روشن است این است که مؤسس اشاعره امروز را ابوجهل و ابولهب و علمای یهود و صابئین هستند .

مجری :

اسم از فوزان و بن جبرین برده شد که اتفاقا کلیپ های امشب هم از همین اشخاص هستند . کلیپ اول را با هم می بینیم و بعد از آن در خدمت شما هستیم .

کلیپ ۱ ) :

فوزان بن فوزان از علمای وهابی :

سؤال : آیا اشاعره و ماتریدیه از اهل سنت و جماعت هستند ؟

جواب : نه ، از اهل سنت نیستند . هیچ کس به هیچ وجه آن ها را از اهل سنت و جماعت نمی دانند ؛ اما آن ها خودشان را اهل سنت می دانند . در حالی که از اهل سنت نیستند .

سؤال : ما یک استادی داریم که می گوید : اشاعره ،‌از اهل سنت و جماعت هستند و تأویلات آن ها در صفات الهی باعث نمی شود تا از دایره ی اهل سنت و جماعت خارج شوند . آیا این کلام صحیح است؟

جواب : این دروغ است ! این دروغ است ! اشاعره از اهل سنت و جماعت نیستند . چنین فردی یا دروغگو است یا جاهل است و نمی داند . اشاعره صفات الهی را نفی می کنند . چگونه از اهل سنت و جماعت باشند این کسانی که از تمام نصوص وارد شده که صفات و اسماء خداوند را ثابت می کنند ، فقط یا چهارده مورد را ثابت می کنند و بعد هم می گویند از اهل سنت و جماعت هستند ! این دروغ است .

سؤال : برخی اشاعره را اهل بدعت نمی دانند و می گویند آن ها اهل بدعت نیستند ؛ اما دچار خطا شده اند .

جواب : در بین سلف هیچ کس که اشعری باشد وجود ندارد . در بین سلف کسی که اشعری باشد ، نیست . اشاعره از سلف نیستند و آن ها در اسماء و صفات به دلیل تأویل خطا کردند و گمراه شدند و این بدعت است ، شکی نیست که قول اشاعره بدعت آمیز است و از دین نیست .

سؤال : آیا جایز است که فتاوای فقهی را از برخی از اشاعره که عقیده ی تفویض را به سلف نسبت می دهند و معتقدند عقیده ی اشاعره همان عقیده صحیح است دریافت کنیم ؟

جواب : نه ، از مثل چنین شخصی ضال مضل (گمراه و گمراه کننده ) چرا که به نزدیکی با اهل ضلال وگمراهی دعوت و به عقیده ی خودش یعنی تأویل صفات دعوت می کند و از چنین شخصی جایز نیست که علم و فتوا دریافت شود .

مجری :

فکر نمی کنم صریح تر و واضح تر از این کسی اهل سنت را تکفیر کند که آقای صالح الفوزان تکفیر کرد . هر کس بگوید اشعری ها از اهل سنت هستند ، یا جاهل است یا کذاب است . یعنی هیچ کدام از اشعری ها جزء اهل سنت نیستند . در حالی که اکثریت اهل سنت ، اشعری هستند . کسی که معتقد به این قضیه باشد ، نباید از او فتوا گرفت ؛ چون این ها ضال و مضل هستند . این است دیدگاه وهابیت !!!

استاد یزدانی :

البته لجنه دائمی افتاء ، فتوا داده که حق ندارید پشت سر آن ها نماز بخوانید که ان شاء الله در هفته آینده آن را نشان می دهم . تا این جا تأویل کردن ابوحنیفه ، احمد بن حنبل و شافعی و بخاری را خواندیم . امشب می خواهیم به آقای ترمذی بپردازیم .

آقای ترمذی نویسنده یکی از صحاح سته اهل سنت است که در نزد آن ها اعتبار زیادی دارند و خیلی ها تمام روایات آن را صحیح می دانند . در هر صورت شخص بسیار محترمی در نزد اهل سنت می باشد . اما متأسفانه اهل حدیث بر علیه ایشان به شدت موضع گرفتند و ایشان را جهمی دانسته و گفتند کافر است و نباید در مقابر مسلمین دفن می شد .

بنده عرض کردم که بحث تأویل فقط بین وهابیت و مسلمانان نیست ؛ بلکه بحث اختلافی بین تمام اهل حدیث و تمام اشاعره و معتزله است . یکی از این هایی که روی این قضیه مانور داده ، آقای خلال است . وقتی به بحث استوا رسیدیم ، مفصل تر بیان خواهیم کرد و الان خلاصه صحبت های ایشان را که از علمای اهل حدیث در مورد آقای ترمذی گفته ، بیان میکنم .

کتاب السنه ، تألیف ابی بکر احمد بن محمد بن هارون بن یزید خلال ، متوفای ۳۱۱ هـ ، جلد اول تا سوم ، با تحقیق دکتر عطی الزهرانی ، چاپ دار رایه ، صفحه ۲۳۲ به بعد روایاتی را از تعدادی علمای حدیث نقل می کند :

وقال أبو بکر بن إسحاق الصاغانی : لا أعلم أحدا من أهل العلم ممن تقدم ، ولا فی عصرنا هذا إلا وهو منکر لما أحدث الترمذی من رد حدیث محمد بن فضیل ، عن لیث ، عن مجاهد فی قوله { عسى أن یبعثک ربک مقاما محمودا } [ الإسراء : ۷۹ ] قال : « یقعده على العرش » ، فهو عندنا جهمی ، یهجر ونحذر عنه .

 فقد حدثنا به هارون بن معروف ، قال – [ ۲۳۳ ] – : حدثنا محمد بن فضیل ، عن لیث ، عن مجاهد فی قوله { عسى أن یبعثک ربک مقاما محمودا } [ الإسراء : ۷۹ ] قال : « $ ۱۶۷ $ یقعده على العرش » وقد روی عن عبد الله بن سلام ، قال : « یقعده على کرسی الرب جل وعز » ، فقیل للجریری : إذا کان على کرسی الرب فهو معه ، قال : ویحکم ، هذا أقر لعینی فی الدنیا ، وقد أتى علی نیف وثمانون سنه ما علمت أن أحدا رد حدیث مجاهد إلا جهمی ….

وقال أبو بکر یحیى بن أبی طالب : « لا أعرف هذا الجهمی العجمی ، لا نعرفه عند محدث ، ولا عند أحد من إخواننا …

وأنا فیما أرى أنی أعقل منذ سبعین سنه ، والله ما أعرف أحدا رده ، ولا یرده إلا کل جهمی مبتدع خبیث ، یدعو إلى خلاف ما کان علیه أشیاخنا وأئمتنا ، عجل الله له العقوبه ، وأخرجه من جوارنا ، فإنه بلیه على من ابتلی به ، فالحمد لله الذی عدل عنا ما ابتلاه به والذی عندنا ….

وقد کان کتب إلی هذا العجمی الترمذی کتابا بخطه ، ودفعته إلى أبی بکر المروذی ، وفیه : أن من قال بحدیث مجاهد فهو جهمی ثنوی ، وکذب الکذاب المخالف للإسلام ، فحذروا عنه ، وأخبروا عنی أنه من قال بخلاف ما کتبت به فهو جهمی ، فلو أمکننی لأقمته للناس ، ونادیت علیه حتى أشهره لیحذر الناس ما قد أحدث فی الإسلام ، فهذا دینی الذی أدین لله عز وجل به ، أسأل الله أن یمیتنا ویحیینا علیه ….

قال علی بن داود القنطری : ” أما بعد : فعلیکم بالتمسک بهدی أبی عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل رضی الله عنه ، فإنه إمام المتقین لمن بعده ، وطعن لمن خالفه ، وأن هذا الترمذی الذی طعن على مجاهد برده فضیله النبی صلى الله علیه وسلم مبتدع ، ولا یرد حدیث محمد بن فضیل ، عن لیث عن مجاهد { عسى أن یبعثک ربک مقاما محمودا } [ الإسراء : ۷۹ ] قال : یقعده معه على العرش « إلا جهمی یهجر ، ولا یکلم ویحذر عنه ، وعن کل من رد هذه الفضیله وأنا أشهد على هذا الترمذی أنه جهمی خبیث ، لقد أتى على أربع وثمانون سنه ، ما رأیت أحدا رد هذه الفضیله إلا جهمی …

وأنه من قال بحدیث مجاهد ، فهو جهمی ثنوی ، لا یدفن فی مقابر المسلمین ، وکذب عدو الله وکل من قال بقوله ، فهو عندنا جهمی یهجر ولا یکلم ، ویحذر عنه ….

وقال إبراهیم الحربی : الذی نعرف ونقول به ونذهب إلیه : أن ما سبیل من طعن على مجاهد وخطأه إلا الأدب والحبس ،

۲۶۸ – حدثنا هارون بن معروف ، عن ابن فضیل ، عن لیث ، عن مجاهد { $ ۱۶۷ $ عسى أن یبعثک ربک مقاما محمودا } [ الإسراء : ۷۹ ] قال : یقعده على العرش ” وإنی لأرجو أن تکون منزلته عند الله تبارک وتعالى أکثر من هذا ، ومن رد على مجاهد ما قاله من قعود محمد صلى الله علیه وسلم على العرش وغیره ، فقد کذب ، ولا أعلم أنی رأیت هذا الترمذی الذی ینکر حدیث مجاهد قط فی حدیث ولا غیر حدیث .

ابوبکر بن اسحاق صاغانی (در حقیقت محمد بن اسحاق بن جعفر است ) من کسی از اهل علم را از کسانی که رفتند و از کسانی که در عصر ما هستند ، ندیدم مگر این که منکر سخن جدیدی که ترمذی گفته ، باشد . ترمذی روایت مجاهد را که در مورد این آیه قرآن بیان می کند را رد کرده . این که در آیه فرموده : خداوند تو را به مقام محمودش خواهد رساند . مجاهد گفته : مقام محمود به این معنا است که خداوند پیامبرش را در کنار خودش در عرش می نشاند .

به بحث عرش که رسیدیم ، باطل بودن این روایت را ثابت می کنیم و دروغ بودن و کذب بودن این عقیده را از دیدگاه اهل بیت ( علیهم السلام‌) و از دیدگاه اهل سنت ثابت خواهیم کرد .

این آقای ترمذی به این دلیل جهمی است و باید مردم را از او دور کنیم و باید او را مهجور نماییم.

در ادامه روایت دیگری را نقل می کند :

من هشتاد و چند سال عمر کردم ، ندیدم کسی روایت مجاهد را رد کرده باشد . مگر این که از جهمیه باشد .

بنده در بحث عرش خواهم گفت که در تفسیر مجاهدی که امروز هست ، دقیقا خلاف این مطلب است و چنین تفسیری در تفسیر مجاهد نیست . در صحیح بخاری هم روایت را به صورت دیگری تأویل برده شده . یعنی بخاری هم منکر این تأویل آقای مجاهد است .

از یحیی بن ابی طالب نقل شده که من این جهمی عجمی را نمی شناسم .

علت این که جهمی عجمی می گوید این است که تمام نویسند های صحاح اهل سنت هیچ کدام عرب نبودند . همه این ها اعجم و از ایران هستند .

من محدثی را ندیدم و کسی از بردارانم را نمی شناسم که حدیث مجاهد را رد کرده باشد ،‌جز همین آقای جهمی عجمی ….

من هفتاد سال است که عاقل هستم و کسی را ندیدم که این روایت را رد کرده باشد . مگر این که جهمی ، مبتدع و خبیث است . این شخص مردم را به سوی اعتقادی دعوت می کند که بزرگان و ائمه ما (اهل حدیث ) آن اعتقاد را ندارند .

وگرنه بقیه بزرگان اهل سنت خلافش را اعتقاد دارد و همه گفتند : اجماعی است که مقام محمودی که خداوند به پیامبر (صلی الله علیه وآله)داده ، مقام شفاعت عظمی است . اما ایشان می گوید : این خلاف نظر ما است .

خداوند به زودی آقای ترمذی را عقوبت کند و از جوار ما ببرد .

این عجمی ترمذی نامه ای به من نوشته و به ابوبکر مروذی (شاگرد و رفیق احمد بن حنبل) داده بود که در آن نامه روایت مجاهد را رد کرده . چون چنین نامه ای نوشته ، جهمی و بت پرست است .

آقای ترمذی به این دلیل که یک روایت از روایات مجاهد را رد کرده ،‌ جهمی و بت پرست است .

ایشان دروغگو و مخالف با اسلام است که باید از او دوری کنند . ترمذی در آن نامه نوشت بوده که هر کس مخالف این نظر را داشته باشد ، جهمی است . من اگر قدرت داشتم حتما او را در بین مردم مشهور می کردم که ترمذی چنین شخصی است . مبادا با او رفت و آمد داشته باشید و مردم را از او دور می کردم ….

از علی بن داود قنطری نقل شده که ایشان می گفت : مردم به چیزی تمسک کنند که احمد بن حنبل به آن هدایت کرده . برای این که او امام متقین است !!!!! آقای ترمذی که به مجاهد طعنه زده و روایتش را رد کرده که به نحویی (نعوذ بالله) برای رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فضیلت باشد ، به این دلیل ترمذی اهل بدعت است و هیچ کس روایت مجاهد را رد نکرده ،‌مگر این که جهمی است که باید تهجیر شود ، با او صحبت نشود و مردم از او دور شوند . هر کس این فضیلت را رد کند ، من شهادت می دهم که ترمذی جهمی و خبیث است . من هشتاد و چهار سال دارم که در این مدت کسی را ندیدم کسی این روایت را رد نکرده مگر این که جهمی باشد .

کسی که روایت مجاهد را رد کند ، جهمی و بت پرست است و نباید در مقابر مسلمین دفن شود . این دروغ گفته و هر کس این حرف را بگوید هم دروغ است . این شخص در نزد ما جهمی است و نباید با او صحبت کرد و باید مردم را از او دور کرد .

از ابراهیم حربی نقل شده که هر کس به مجاهد طعن بزند و این روایت را رد کند ، تنها راهی که برای ادب کردن او می شناسم این است که او را زندانی کنیم . هر کس روایت مجاهد را رد کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نعوذ بالله کنار خداوند مینشیند ، این شخص دروغگو است و من کسی غیر از ترمذی را نمی شناسم که این روایت را رد کرده باشد .

ابی بکر احمد بن محمد بن هارون بن یزید خلال ، السنه ، متوفای ۳۱۱ هـ ، جلد اول تا سوم ، با تحقیق دکتر عطی الزهرانی ، چاپ دار رایه ، ص ۲۳۲ به بعد

باز هم حرف های دیگر علیه ترمذی دارد که فرصت خواندن همه آن ها نیست . آقای مجاهد حرفی زده که مورد قبول هیچ کس نیست . البته اگر انتساب این سخن به آقای مجاهد درست باشد که بعید است. آقای مجاهد حرفی زدند که برای هیچ کس حجت نیست . آقای ترمذی یک محقق ، یک عالم و یک مجتهد است و گفته : من روایت مجاهد را قبول ندارم . چون این کار را کرده ، می گویند : ایشان جهمی ، بدعت گذار ، خبیت و بت پرست است .

مجری :

این هم از وضعیت آقای ترمذی که ایشان یکی از محدیثین بنام اهل سنت هستند که کتاب ایشان هم در نزد اهل سنت بسیار مهم است . اما دیدیم که با این شخص به خاطر تأویل برخورد کردند . نمونه های امروزی آقای صالح الفوزان بود که استاد یزدانی در هفته های گذشته به آن اشاره داشتند که گفته بودند : نهایتا کار به شمشیر و کشت و کشتار می رسد تا ما این ها را کنار بزنیم ؛ چون حق ندارند صفات الهی را تأویل ببرند .

کلیپ اولی هم که دیدیم گفته بودند : هر کس بگوید من سنی هستم و صفات را به تأویل ببرد ، یا کذاب است یا جاهل است . کلیپ دوم از آقای بن جبرین از علمای ناصبی وهابی هستند که عناد خاصی با شیعه دارند و شیعه را به صراحت تکفیر کردند . او کسی است که بر یزید ترحم وترضی کرده و او را صاحب فضیلت می دانست . حال ببینیم که ایشان در مورد تأویل و اشاعره چه بیانی دارد .

کلیپ ۲ ) :

بن جبرین ، عالم ناصبی وهابی :

شکی نیست که تأویل اشاعره یک تأویل عام است یعنی در بحث صفات و افعال است . اشاعره دایره تأویل را وسیع کرده اند و همه ی چیز های ظاهر و آشکار را هم تأویل کرده اند و آن را تحریف نمودند .

مجری :

این هم از آقای بن جبرین ، شخصی بسیار متعصب و متشدد که گفتند : اشاعره دایره تأویل را خیلی گسترش دادند ، به صورتی که به تحریف صفات الهی منجر شده .

استاد یزدانی :

بحث تأویل مقام محمود را که بیان کردیم ، مطلبی بسیار جالبی است که در یکی از سال ها بین اهل حدیث و اهل سنت ، در بغداد سر این قضیه جنگ شدیدی درگرفت و کشت و کشتار عجیبی اتفاق افتاد که بسیاری از مورخین اهل سنت آن را نقل کردند . از جمله آقای ابن اثیر در کتاب الکامل و آقای شمس الدین ذهبی در تاریخ الاسلام خود بیان کرده است که از یک طرف حنابله می گفتند : مقصود از عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا ، این است که خداوند ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در کنار خود می نشاند . این که خداوند در جایی بنشیند و پیامبر (صلی الله علیه وآله) را هم در کنار خود قرار دهد و با هم صحبت کند . این کفر آشکاری است که این ها می گویند . اما از طرف دیگر ، اهل سنت می گفتند : نه این طور نیست ، منظور از این آیه این است که خداوند به پیامبرش مقام شفاعت کبری را خواهد داد که در قیامت هر کس را خواست شفاعت کند . این قضیه باعث درگیری بین آن ها شد و جنگ بزرگی رخ داد و کشت و کشتار عظیمی به راه افتاد .

کتاب الکامل فی التاریخ ، تألیف ابن اثیر جزری ، متوفای ۶۳۰ هـ ، جلد ۷ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، با تحقیق یوسف الدقاق ، صفحه ۵۷ ، حوادث سال ۳۱۷ :

وفیها وقعت فتنه عظیمه ببغداد بین أصحاب أبی بکر المروزی الحنبلی وبین غیرهم من العامه ودخل کثیر من الجند فیها وسبب ذلک أن أصحاب المروزی قالوا فی تفسیر قوله تعالى : ( عسى أن یبعثک ربک مقاما محمودا ) هو أن الله سبحانه یقعد النبیّ صلّى الله علیه وسلّم معه على العرش وقالت الطائفه الأخرى إنما هو الشفاعه فوقعت الفتنه واقتتلوا فقتل بینهم قتلى کثیره .

در این سال فتنه عظیمی در بغداد بین طرفداران ابوبکر مروزی حنبلی و دیگران از عامه (اهل سنت) اتفاق افتاد و لشگر زیادی وارد بغداد شد . دلیلش هم این بود که طرفداران مروزی در تفسیر این آیه می گفتند : آیه به این معنا است که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) در کنار خداوند می نشیند ؛ اما طائفه دیگر می گفتند : مقصود از آیه شفاعت کبری است . این قضیه اتفاق افتاد و تعداد زیادی کشته شدند.

ابن اثیر جزری ،الکامل فی التاریخ ، متوفای ۶۳۰ هـ ، ج ۷ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، با تحقیق یوسف الدقاق ، ص ۵۷ ، حوادث سال ۳۱۷

همین مطلب را آقای ذهبی در تاریخ الاسلام ، جلد ۲۳ ، چاپ دار الکتاب العربی ، صفحه ۳۴۸ نقل می کند :

 

وهاجت ببغداد فتنه کبرى بسبب قوله : عسى أن یبعثک ربک مقاماً محموداً ، فقالت الحنابله : معناه یقعده الله على عرشه کما فسره مجاهد .

وقال غیرهم من العلماء : بل هی الشفاعه العظمى کما صح فی الحدیث . ودام الخصام والشتم واقتتلوا ، حتى قتل جماعه کبیره .

فتنه ای در بغداد بر سر این آیه اتفاق افتاد که حنابله می گفتند : معنای آن این است که خداوند پیامبرش را در کنارش در عرش می نشاند . همان طور که مجاهد نقل کرده . اما دیگران می گفتند : مقصود از آیه ، شفاعت عظمی است . همان طور که حدیث صحیح در این باره وجود دارد . دشمنی ادامه یافت ، به هم فحش می دادند که جنگی به راه افتاد و جماعت بسیار بزرگی بر سری این قضیه اتفاق افتاد.

ذهبی ، تاریخ الاسلام ، جلد ۲۳ ، چاپ دار الکتاب العربی ، ص ۳۴۸

دقیقا این جا باید همدیگر را کافر می دانستند ، اگر کافر نمی دانستند کشت و کشتار بین دو مسلمان معنا نداشت . بنده روایت صحیح در این باره در صحیح بخاری ، جلد ۴ ، صفحه ۱۷۴۸ آمده که مقام محمود را به مقام شفاعت معنا کردند :

إسماعیل بن ابان حدثنا أبو الأحوص عن آدم بن علی قال سمعت بن عمر رضی الله عنهما یقول إن الناس یصیرون یوم القیامه جثا کل أمه تتبع نبیها یقولون یا فلان اشفع حتى تنتهی الشفاعه إلى النبی صلى الله علیه وسلم فذلک یوم یبعثه الله المقام المحمودا .

از ابن عمر نقل میکند که این آیه را می خواند و می گوید : مقصود این است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شفاعت عظمی را انجام می دهد . مردم پیش فلانی می رود که شفاعت کند تا این که نوبت به پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) می رسد . خداوند در آن روز پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به مقام محمود می رساند که قطعا همان مقام شفاعت عظمی است .

صحیح بخاری ، ج ۴ ، ص  ۱۷۴۸

البته روایت بسیار طولانی هم در این باره در بخاری هست که ابتدا مردم نزد حضرت آدم می روند که پدر جان ! ما را شفاعت کن . حضرت می فرمایند : شما به یاد ندارید که من چه گناهی انجام دادم ، من نمی توانم شفاعت کنم . مردم نزد نوح (علیه السلام) می روند ، ایشان هم می فرمایند : من هم گناه کردم. نزد حضرت ابراهیم (علیه السلام) ،‌حضرت موسی (علیه السلام) و حضرت عیسی (علیه السلام) می روند ، آن ها شفاعت نمی کنند تا این که به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می رسد که آن حضرت همه را شفاعت می کنند که مقام شفاعت عظمی از نظر این ها است . البته ما این مقام را قبول نداریم .

تفسیر مجاهدی که در روایت آمده بود ، بنده تفسیر مجاهد امروزی را نشان می دهم که روایت سند به خود مجاهد می رسد :

اخبرنا عبد الرحمن قال نا ابراهیم قال نا آدم قال نا ورقاء عن ابن نجیح عن مجاهد عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا قال المقام المحمود شفاعه محمد ’

مجاهد مقاما محمودا در این آیه را مقام شفاعت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) معنا کردند .

تفسیر مجاهد ، ج ۱ ، ص ۳۶۹

البته تفسیری که آقای خلال نقل می کرد ، در تفسیر مجاهد امروزی وجود ندارد و من نتوانستم آن را پیدا کنم . البته آن روایت را در مصنف ابن ابی شیبه نقل کردند ؛ اما در تفسیر خود مجاهد چنین روایتی وجود ندارد که فضیل از لیث از مجاهد نقل کرده :

حدثنا بن فضیل عن لیث عن مجاهد (عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا ) قال یقعده علی العرش .

منظور از این آیه این است که خداوند پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در کنار خود می نشاند .

مصنف ابن ابی شیبه ، حدیث ۳۱۶۵۲

این روایت قطعا مخالف روایت صحیح بخاری است . ده ها روایت دیگر هم هست که وقتی به بحث عرش رسیدیم آن را نشان خواهم داد .

مجری :

ان شاء الله به این روایت و احادیث مشابه آن می پردازیم که اهل الحدیث معتقد هستند که خداوند پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در عرش کنار خود می نشاند . مباحثی که صراحتا از آن تجسیم برداشت می شود . همان طور که در برنامه اول ما کلیپی از آقای عدنان ابراهیم پخش کردیم که دقیقا به این حدیث اشاره داشتند و گفتند : برخی از حنابله همین تفسیر را قبول کردند ؛ اما دلالتش چیزی جز تجسیم و این که خدا را جسم بدانیم ، نخواهد بود .

کلیپ بعدی از محمد عمر سربازی است که ما وعده کردیم تا در هر برنامه یهوابیت پخش کنیم تا تفاوت بین اهل سنت از اشاعره و ماتریدی ها با اهل الحدیث و سلفی ها و وهابی هایی که مدعی هستند موحد می باشند و آن را در کتاب های خود می آورند و در شبکه های خود نشر می دهند . حال ببینیم از دید یک عالم اهل سنت ، آیا عقاید توحیدی آن ها صحیح است یا باطل است و دیدگاه وهابیت نسبت به علمای مذاهب اربعه اهل سنت چیست ؟

کلیپ ۳ ) :

مولوی محمد عمر سربازی :

علامه زینوی علامه بدر ، امثال البانی را به شدت محکوم کردند . آقا ( کسی که سربازی این جملات را از او نقل می کند ) می نویسد : این ها هیچ علاقه ای به سلف ندارند و به کلی ارتباطی با سلف ندارند . این ها عقیده تجسیم دارند و مجسمه هستند .مجسمه گروهی است در دنیا که برای خدا جسم قائلند . این ها قائلند که خدا نعوذ بالله مانند انسانی بالای عرش نشسته . عرش مانند نشستگاه و کرسی قدمگاه خدا است . پاهای خدا روی صندلی گذاشته شده مثل انسانی که دارای جسم است . کلا نظر استاد این است . آن آقا درباره آن ها خیلی تردید داشت . سلفی برای این اسمش را سلفی گذاشته تا مردم را فریب دهند که ما عقیده سلف صالح داریم . این جمله ، جمله فریب است . جمله سیاسی است . جمله فریب است که آن را استفاده می کنند . والا عقاید آن ها پر است از عقاید مجسمه . برای خدا تجسیم قائلند ‌،دست و پا قائلند . درباره الله تعالی می گویند : طوری بر سر عرش نشسته است که انسان روی کرسی نشسته است العیاذ بالله ! و آن ها این فکر را تبلیغ می کنند . استاد صراحتا نوشته است که این ها تمام مذاهب اربعه را مشرک می دانند . حتی نوشته است هر چند به زبان نمی آورد ؛ ولی در دلشان ابوحنیفه را مشرک می دانند . اسم شافعی را مشرک می دانند . امام احمد را مشرک می دانند و مالک را مشرک می دانند و پیروان آن ها همینطور .

آقا مستقیم و با دلیل این ها را نوشته است که زینوی اینطور گفته : پدر این را گفته است . این کلمات همان ها است که من برای شما نقل کردم . خیلی خوب نوشته است . نوشته است که آن ها (سلفی ها ) تمام علمای ما را مشرک گفته اند . حتی افرادی مانند ابن کثیر از همین علما است . ابن حجر عسقلانی از همین مردم است . ملا علی قاری از همین افراد هستند تمام علما را گفته اند . درباره همین آیات با آن ها بحث شده است . این یک مذهب سیاسی خیلی فاسد است .

جهت جلب نظر مردم تلاش می کنند با اسم سلف که این مکر و فریب است . وقتی آدم بد بیاد بد با بد مناسبت دارد . بعضی گروه ها با این ها در بعضی موارد دوست می شوند . به جز دیوبندی های ما که دروغ نمی گویند . بقیه گروه ها با آن ها موافقاتی دارد . خلاصه عقیده من به آن ها رسیده است . من بارها در حرمین شریفین با آن ها مناظره داشتیم ، درباره استقرار خدا بر عرش .

اهل سنت و جماعت تأویل نزد آن ها را نمی پذیرند . آن ها می گویند ما تفویض می کنیم ولی دروغ می گویند برای تفویض سندی ندارند . آن ها تأویل را به کلی رد می کنند از امامان اربعه و بالاتر از آن صحابه ابن عباس و دیگران تأویل وارد شده است . آن ها تأویل را کلا رد می کنند و به همه آن ها مشرک می گویند ماتریدی و اشعری ها همه مشرک هستند . چون آن ها اهل تأویلند و اهل تأویل مشرکند . خلاصه این ها عقیده اهل سنت نیست .

ثم استوی علی العرش معنیش این نیست که خداوند جسم است و بر سر تخت نشسته و پاهایش بر سر کرسی است نعوذ بالله . ثم استوی علی العرش بعد از این که کائنات را آفرید ، قدرتش و تصرف و تسلطش را برای انتظام امور بر قرار کرد و تسلط خود را بر عرش جاری کرد . الله تعالی مرکز اصدار احکام است . مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ أَفَلَا تَتَذَکَّرُونَ (۴) یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ (۵)

یدبر یعنی انتظام می کند . یعنی الله تعالی مدبر است . تدبر کنند نظام عالم و آدم است . البته فرشته ها مأمور انتظام امور هستند و به دستور خدا انتظام امور را انجام می دهند .

مجری :

این هم عقاید توحیدی اهل سنت و سلفیت و اهل الحدیث در بیان محمد عمر سربازی بود .

استاد یزدانی :

دقیقا همین مطالب در کتاب پرسش و پاسخ های ارزشمند برای جوانان ارجمند ، تألیف محمد عمر سربازی ، چاپ انتشارات محمد عمر سربازی ، صفحه ۲۷ :

پرسش : آیا این سلفی های امروزه که در حجاز و نجد و دیگر مناطق وجود دارند از متبعین همان سلف صالحین اند یا نه ؟

پاسخ : تا حدودی که بررسی اهل تحقیق امروزه است ایشان به همه تن از متبعین آن ها نیستند . چرا که عقاید آن ها از دعوای تجسم و تشبه و اعتزال مبرا بود و عمل آن ها با عمل خلفاء راشدین و صحابه و ائمه دین موافق بود و مدعیان امروز اکثرشان در عقاید مثل استوای عرش و غیره قائل به شبیه تجسیم اند و در بعضی عقایدشان توافق اعتزال دیده می شود و عمل شان در بعض مواضع خلاف خلفاء راشدین و صحابه و ائمه دین است .

در صفحه ۳۱ ادامه می دهد :

پرسش : گروهی از سلفیه معتقدند که خداوند کریم بر سر عرش مستقر است مثل استقرار شخص بر تخت آیا این عقیده از سلف صالح در روایتی هست ؟

پاسخ : هرگز از سلف صالح چنین روایتی نیست آری مشبه و گروه مجسمه از اهل بدعات واهواء دارای چنین عقاید بودند . اهل سنت معتقدند که الله تعالی فوق العرش است . بدون شک اما نه مستقر بر عرش است و نه متمکن بر سطح آن امام بدون کم و کیف .

محمد عمر سربازی ، پرسش و پاسخ های ارزشمند برای جوانان ارجمند ، چاپ انتشارات محمد عمر سربازی ، ص ۲۷ به بعد

این هم واضح و روشن نظر آقای محمد عمر سربازی بود که بیان کردیم .

مجری :

این هم بیان دیگری از آقای محمد عمر سربازی بود که در کتاب ها و تألیفات مکتوبشان آمده .

تماس بینندگان :

بیننده : طوسی از اهواز ـ اهل سنت

استاد یزدانی ! دیدگاه کدام یک از مذاهب اربعه اهل سنت به دیدگاه اهل بیت هستند ؟

استاد یزدانی :

هر کدام در بخشی با اهل بیت (علیهم السلام) موافق هستند و در بخش های دیگر مخالف هستند. این طور نیستند که بگوییم کدام یک نزدیک تر هستند . اما وهابیت و سلفی ها دورترین گروه به اسلام هستند . انصافا نمی توانیم قضاوت کنیم که شافعی ها نزدیک تر هستند یا حنفی ها نزدیک تر هستند. نمی توان به صورت مطلق حرفی بزنیم . بعضی ها گفتند شافعی ها نزدیک تر هستند ؛‌ ولی این طور نیست. در برخی از موارد حنفی ها با ما هم نظر هستند و در خیلی موارد هم شافعی ها . اما در بسیار از مسائل فقهی هم با ما مخالف هستند .

بیننده :

از این شافعی ها و حنفی ها ، خلفای اربعه را هم قبول دارند ؟

استاد یزدانی :

همه مذاهب اربعه اهل سنت در بحث خلفا با هم هم نظر هستند .

بیننده :

کدام یک از این چهار مذهب به اهل بیت نزدیک تر هستند ؟

استاد یزدانی :

شما چرا به خود اهل بیت (علیهم السلام) مراجعه نمی کنید ؟

بیننده :

من که اهل سنت هستم .

استاد یزدانی :

فرقی نمی کند که شما شیعه باشید یا سنی باشد . این دستور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که از اهل بیت (علیهم السلام) پیروی کنید . بعد از قرآن کریم ، اهل بیت (علیهم السلام) خلیفه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هستند . شما چرا به دستور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گوش نمی دهید و مستقیم سراغ اهل بیت (علیهم السلام) نمی روید ؟

بیننده :

الان که این طور شده و ما اهل سنت هستیم .

استاد یزدانی :

شما هر زمانی که بخواهید می توانید راه خود را از راه آن ها جدا کنید .

بیننده :

بنده نظر شما را می خواهم بدانم که کدام یک از این مذاهب حتی ده درصد هم شده به اهل بیت نزدیک تر است ؟

استاد یزدان :

گاها آقای قرائتی بیان می کنند که اگر به شما نقشه ای بدهند و بگویند : اگر وارد فلان جزیره شدی ، صد قدم جلو ، صد قدم سمت چپ ، صد قدم سمت راست برو . یعنی چنین نقشه دقیقی به شما بدهند . حال اگر کسی به جای صد قدم ، نود قدم برود یا هشتاد قدم برود . قطعا به آن گنج نمی رسد . شما هم اگر می خواهید به راه مستقیم الهی و راه اهل بیت (علیهم السلام) را بروید ، باید از خود اهل بیت (علیهم السلام) پیروی کنید . دقیقا همان روایتی که بنده نشان می دهم .

روایت در کتاب صحیح جامع الصغیر ، تألیف ناصر الدین البانی ، جلد ۴ ، چاپ مکتب الاسلامی ، صفحه ۴۸۲ :

انی تارک فیکم خلیفتین : کتاب الله حبل ممدود ما بین السماء والارض وعترتی اهل بیتی وانهما لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض . (صحیح)

رسول الله (صلی الله علیه وآله) فرمودند : من در میان شما دو خلیفه قرار می دهم ، یکی کتاب خدا است که ریسمانی از آسمان تا زمین است . دومی عترت و اهل بیتم است که این دو از هم جدا نمی شود تا این که در حوض کوثر بر من وارد شوند .

سند روایت هم کاملا صحیح است .

ناصر الدین البانی ،جامع الصغیر ، ج ۴ ، چاپ مکتب الاسلامی ، ص ۴۸۲

شما چرا به این حرف رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گوش نمی دهید و به دنبال اشخاص دیگری هستید ؟ می گویید شافعی باشد یا حنفی باشد . چرا خود اهل بیت (علیهم السلام) را به عنوان جانشین رسول خدا (صلی الله علیه وآله) قبول نمی کنید ؟

بیننده :

چرا پیامبر این حرف را داخل قرآن نگفته اند ؟

استاد یزدانی :

اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بگویند ، شما قبول نمی کنید و می گویید حتما باید در قرآن می آمد؟

بیننده :

اگر در قرآن می فرمودند ، خیلی راحت تر مردم قبول می کردند .

استاد یزدانی :

اگر این طور باشد که باید همه چیز در قرآن می بود و اصلا نباید سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حجت می بود . برای ما علاوه بر قرآن کریم ، سنت آن حضرت هم حجت است .مگر شما اهل سنت نیستید ، سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) مانند خود قرآن حجت است . در قرآن به این صراحت نیامده ، اما این حرف را رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بیان کردند ، چرا شما به حرف ایشان گوش نمی دهید ؟

بیننده :

حرف شما درست است ؛ اما شما می گویید به عقل خود مراجعه کنید .

استاد یزدانی :

عقل در این جا یک بحث دیگری است . این امر یک مسأله ساده نیست و دست و پا زدن در این جا فایده ای ندارد . خیلی واضح و مشخص است . اگر شما بخواهید این طور دست و پا بزنید ، روز قیامت با شما این گونه معامله نمی کنند . الان دنیا است و راه انتخاب برای شما باز است . به جای این که سراغ این مذهب و آن مذهب بروید ، به سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گوش کنید و به راه راست هدایت شوید .

بیننده :

استاد یزدانی ! در هر مذهب الگوهای خوبی دارند . الان من می بینم در داخل ایران بعضی ها به اهل سنت توهین می کنند .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! هر کس توهین کند ، از نظر عقل و شرع محکوم است . این که از یک شاخه به شاخه دیگر می پرید ،‌فایده ای ندارد . ما در این جا خیلی واضح  با هم روایت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خواندیم . شما دنبال این بودید که نزدیک ترین مذهب به اهل بیت (علیهم السلام) را پیدا کنید . پیامبر (صلی الله علیه واله) می فرمایند نزدیک ترین نه ، از خود اهل بیت (علیهم السلام) پیروی کنید . چرا حرف ایشان را گوش نمی دهید ؟

بیننده :

مگر خدا و پیامبر از ما بهتر نمی فهمیدند . چرا این سخن را در قرآن نگفتند ؟

استاد یزدانی :

پیامبر (صلی الله علیه وآله) از شما بهتر می فهمید . همان پیامبری که صاحب قرآن است ، فرموده . ایشان از خودش گفته یا از طرف خداوند گفته ؟

بیننده :

چرا داخل همان کتاب الله این سخن را نگفته ؟

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! چه فرقی می کند که این سخن را خداوند بگوید یا پیامبر (صلی الله علیه وآله) بگویند؟ مگر پیامبر خدا نیست ؟

بیننده :

بله ، پیامبر خدا است .

استاد یزدانی :

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هم از جانب خداوند صحبت می کنند . چه در قرآن بیاید و چه خود آن حضرت بگویند ، تفاوتی ندارد . وقتی روایت صحیح است ، فرقی نمی کند . دست و پا زدن شما هم فایده ای ندارد .

بیننده :

یعنی به نظر شما مذهب آقای دانشمند به اهل بیت (علیهم السلام) نزدیک تر است .

مجری :

برادر عزیز ! ما در مورد افراد صحبت نمی کنیم . ما در این جا سخن از افکار و مکاتب عقیدتی صحبت می کنیم . مگر خداوند در قرآن نفرموده : از دستورات پیامبرش پیروی کنید ؟ این را همه مسلمانان قبول دارند . مگر در قرآن نیامده وما ینطق عن الهوی ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) هر حرفی بیان کنند ، حجت است . این روایت هم در حقیقت دقیقا همان آیه قرآن است .

استاد یزدانی :

آقای دانشمند هم از سخنانی که بیان کردند ،‌پشیمان شدند و علیه همان حرف های خود صحبت کردند و هشت سال ممنوع المنبر بودند . باز هم شما سخن آقای دانشمند را مطرح می کنید . ما هم سخن ایشان را قبول نداریم ، شما هم قبول ندارید ، خودشان هم قبول ندارند . اما این سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) راه فراری ندارد . شما فرض کنید صحرای قیامت است . پیامبر (صلی الله علیه وآله) از شما سؤال می کنند که چرا به حرف من عمل نکردید ؟ شما هم میگویید : چون آقای دانشمند این حرف را زده بود . آیا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این سخن را از شما می پذیرند ؟

بیننده : آقای مرادی از قصر شیرین ـ شیعه

در یکی از شبکه ضد انقلاب مطلبی بیان کردند مبنی بر این که روحانیون کاری کرده اند که هر کس وارد مشهد و قم می شود ، بوی خوشی استشمام می کنند . واقعا این ها چقدر نادان هستند که نمی دانند اگر بوی خوشی به کسی استشمام می کند به خاطر وجود مطهر امام رضا (علیه السلام) در مشهد و حضرت معصومه (سلام الله علیها) در قم است .

چه علتی وجود دارد که چهره علمای تشیع نورانی و زیبا است . اما علمای وهابی این قدر چهره های کریه و زشت دارند ؟

استاد یزدانی :

این سؤالی است که بنده پاسخ آن را ندارم .

مجری :

البته طبق بسیاری از روایات عبادات هم بر چهره مؤمن تأثیر گذار است .

استاد یزدانی :

بعضی ها می گفتند که عربستان تا امروز هر چه مفتی اعظم داشته ، بلا استثناء چشمانشان کور بوده . کور بودن و زشت و کریه بودند از صفات بارز مفتیان اعظم عربستان سعودی است .

بیننده : حسین از خوزستان ـ اهل سنت

بنده از شما دو سؤال در خصوص دو آیه قرآن داشتم .بنده به همه ادیان احترام میگذارم ، اما این سؤال را دارم که وقتی در نماز میگوییم : ایاک نعبد وایاک نستعین ، خدایا فقط تو را می پرستم و فقط از تو کمک میگیرم . آیه دیگری هم در قرآن آمده : کسانی که از مردگان کمک می خواهند ، صدای شما را نمی شنوند . اگر هم بشنوند ، قدرت پاسخ دادن به شما را ندارند .

اگر امکان دارد در این باره توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

اتفاقا یک بیننده روز شنبه همین سؤال را کردند و ما مفصل توضیح دادیم که منظور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیست و منظور بت ها هستند . ایاک نعبد و ایاک نستعین هم خیلی مشخص است که مطلق کمک گرفتن منظور نیست . مثلا الان شما از پدر ، برادر ، همسر خود کمک می گیرید ؛ چون هر کاری را نمی توانید به تنهایی انجام دهید . ایاک نعبد و ایاک نستعین ، شامل هر کمکی نمی شود ؛ بلکه مقصود این است که شما برای کسی در کنار قدرت خداوند قرار دهید و برای او یک قدرت مستقل قائل باشید . اتفاقا ما هفته قبل از آقای محمد عمر سربازی خواندیم که اگر کسی قدرتی مستقل در کنار قدرت خداوند قائل باشد ، مثلا بگوییم پیامبر (صلی الله علیه وآله) با قدرت خودش به ما حاجت می دهد ، به محض گفتن این حرف ، کافر می شود . اما اگر استقلال مدنظرش نباشد ، با این اعتقاد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) یا هر کس دیگری کمک بگیرد ، با این اعتقاد که خداوند به او قدرت داده که می تواند به ما کمک کند ، اشکالی ندارد . من از این جا بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) سلام می فرستم با این اعتقاد که آن حضرت بعد از وفات هم صدای من را می شنود و پاسخ سلام مرا می دهد ، اشکالی ندارد .

در این جا بحث استقلال و غیر استقلال است ، ایاک نعبد و ایاک نستعین ، فقط تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جویم . چون غیر از تو کسی این قدرت را ندارد . هر کسی هر قدرتی که دارد از خداوند است . با این معنا است ، نه به آن معنایی که آقایان وهابی می گویند که فقط کمک از خدا !

اگر این طور باشد ، همه شما باید به بیابانی بروید و از هیچ کس کمک نگیرید و اصلا از جامعه بشری خارج شوید ؛ چون جامعه بشری بر اساس کمک کردن از یکدیگر ساخته شده . اگر بگویم این آیه شامل مطلق کمک گرفتن می شود ، باید جامعه بشری از هم بپاشد .

بیننده :

استاد یزدانی ! شما گفتید از پدر و مادر و همسر کمک می گیرید . اما اگر پدر و مادر من در قید حیات نباشند ، چه کمکی می تواند به من بکند ؟

استاد یزدانی :

مشکل شما این است که مرده های خود را با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و اولیای الهی مقایسه می کنید .

بیننده :

شما این مثال را زدید که اگر از پدر و مادرتان کمک بخواهید ، آن ها کمک می کنند .

استاد یزدانی :

پس ایاک نعبد و ایاک نستعین شامل کمک خواستن از پدر و مادرتان نمی شود . چرا شما از آن ها کمک میگیرید .

بیننده :

چون گاهی نیاز می شود .

استاد یزدانی :

شما که از آن ها کمک می گیرید ، معتقد هستید که او خدا است که از او کمک می گیرید ؟

بیننده :

نه ، چنین اعتقادی نداریم .

استاد یزدانی :

شما اعتقاد دارید که خداوند به آن شخص قدرتی داده که میتواند به شما کمک کند . پس این عین ایمان است و کفر نیست . در آیه قرآن کریم داریم که صراحتا گفته : نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بروید تا ایشان برای شما طلب استغفار کند . این خیلی واضح است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) با مرده های ما فرق دارد . همه مسلمانان در نماز های خود به آن حضرت سلام می دهند ، اگر جواب سلام را ندهند ، این لغو می شود . پس حایت برزخی پیامبر (صلی الله علیه وآله) با حیات برزخی ما فرق می کند .

بیننده :

این که ما در همه نماز ها سلام می دهیم ، این سنت نیست که ما باید به همه آن ها عمل کنیم ؟

استاد یزدانی :

پس کار لغو نیست . این سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که حضرت صدای ما را می شنود و پاسخ می دهد . کار لغو هم در نماز ، باعث بطلان آن می شود . همه مسلمانان بالاستثناء به آن حضرت سلام می دهند و پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم جواب سلام را می دهند . حضرت باید سلام ما را بشنوند ، اگر نشوند که کار لغو است . پس حیات برزخی ما با حیات برزخی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرق دارد . البته حیات برزخی هر کسی با حیات دنیوی او فرق می کند . هر کس از نظر معنوی مقام بالاتری داشته باشد ، حیات برزخی قوی تری را دارد . شهدا زنده هستند و حیات برزخی این ها با بقیه اموات فرق می کند . هر چه انسان از نظر معنوی در جایگاه بالاتری قرار داشته باشد ، خداوند قدرت بیشتری به او می دهد و حیات برزخی قوی تری دارد . خود خداوند به ما دستور داده که وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا . نساء / ۶۴

بیننده :

اگر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می تواند پاسخ سلام ما بدهد ، پس می توانیم در کارهای خود از ایشان کمک بگیریم .

استاد یزدانی :

بله ، اشکالی ندارد . همان طور که ده ها نفر از علمای اهل سنت مدعی شدند که نزد قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) رفتیم در حالی که گرسنه بودیم . به ایشان توسل کردیم که آن حضرت توسط یکی از اشخاص برای ما غذا فرستاده . یا دستی از ضریح بیرون آمده و به ما پول داده . یا روایت دیگری از عایشه که بارها آن را خواندیم که به صحابه دستور دادند که به قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) متوسل شوید تا باران ببارید . صحابه همان کار را انجام دادند و باران بارید .

بیننده :

آیا در قرآن کریم نیامده که ای پیامبر ! زنان تو از اهل بیت هستند . آیا در قرآن کریم ام المؤمنین عایشه به صراحت نیامده که ایشان از اهل بیت پیامبر است ؟

استاد یزدانی :

این مطلب در کجای قرآن بیان شده ؟ آیا همه همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) جزء اهل بیت ایشان هستند ؟ قتیله یکی از همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که بعد از آن حضرت مرتد شد و با شخصی ازدواج کرد . آیا ایشان از اهل بیت هستند ؟

بیننده :

مگر نمی شود خداوند در قرآن بگوید یکی دو نفر از همسران پیامبر جزء اهل بیت هستند ؟

استاد یزدانی :

اصلا چنین آیه در قرآن وجود ندارد که گفته باشد همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) جزء اهل بیت (علیهم السلام) هستند . شما چنین آیه ای را از کجا می آورید ؟ اگر قرار باشد همه همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) جزء اهل بیت (علیهم السلام) باشد ،‌ پس یک زن مرتد همه مسلمانان معتقد هستند قتیله همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بوده و بعد از آن حضرت مرتد شده و با عکرمه بن ابی جهل که او هم مسلمان بوده ،‌ازدواج کرده . در حالی که نص صریح قرآن داریم که زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله ) نمی توانند ازدواج کنند . اگر ایشان هم جزء اهل بیت (علیهم السلام) باشد ، که وضع خراب می شود .

بیننده :

اهل بیت به معنای اهل خانه است که شامل همسر هم می شود .

استاد یزدانی :

بله ،‌ اهل بیت از نظر لغوی یعنی اهل خانه . اما از این اهل خانه ، گاهی هم از این اهل خانه استثناء می شود . مثل پسر نوح ، زن لوط و زن نوح (علیه السلام) را قرآن استثناء کرده .

بیننده :

من هم می خواستم همین آیه را بخوانم که خداوند می توانست پسر نوح و همسر نوح را در آیه قرآن بیاورد ؛ آیا خداوند نمی توانست اسم بعضی از همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) مثل عایشه را جدا می کردند و ایشان را جزء اهل بیت محسوب می کرد و بعضی از همسران آن حضرت مثل قتیله را که مرتد شده بود را جدا کند .

استاد یزدانی :

اصلا آیه ای در قرآن وجود ندارد همسران پیامبر (صلی الله علیه واله) جزء اهل بیت هستند ، چه برسد به این که آن ها را استثناء کنند .

بیننده :

آیه ای هم نیست که آن ها را جزء اهل بیت ندانند .

استاد یزدانی :

خود زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) صریح و واضح و روشن گفتند : اهل بیت آیه تطهیر فقط پنج نفر هستند . شما بهتر می فهمید یا عایشه ؟

بیننده :

ام المؤمنین عایشه بهتر می فهمند .

استاد یزدانی :

خود عایشه در روایتی گفته : اهل بیت ، پنج نفر هستند . در کتاب اربعین ابن عساکر ، چاپ دار الفکر بیروت ، صفحه ۱۰۵ روایتی از ابوسعید خدری نقل می کند :

   عن ابی سعید خدری عن ام سلمه رضی الله عنها قالت : عن أم سلمه زوج النبی صلى الله علیه وآله : ان هذه الآیه نزلت فی بیتها : إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا ، قلت : یا رسول الله ألست من أهل البیت ، فقال : انک إلى خیر ، انک من أزواج رسول الله قالت واهل البیت : رسول الله ’ وعلی وفاطمه والحسن والحسین رضی الله عنهم اجمعین . هذا حدیث صحیح .

از ابی سعید خدری از ام سلمه (رضوان الله علیها) نقل شده که این آیه در خانه من نازل شد . من گفتم : من از اهل بیت هستم یا نیستم . حضرت فرمودند : تو انسان خوبی هستی ، اما زنان رسول الله هستی . اهل بیت ، رسول خدا (صلی الله علیه واله) ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) هستند . این روایت هم صحیح است .

ابن عساکر ، الاربعین ، چاپ دار الفکر بیروت ، ص ۱۰۵

همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خودش می گوید من جزء اهل بیت نیستم و اهل بیت (علیهم السلام) پنج نفر هستند .

هم چنین در تفسیر ماوردی ، جلد ۴ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۴۰۱ روایتی را نقل می کند :

وفی قوله تعالى { أهل البیت } – ثلاثه أقاویل : أحدها : أنه عنى علیا وفاطمه والحسن والحسین رضی الله عنهم , قاله أبو سعید الخدری وأنس بن مالک وعائشه وأم سلمه رضی الله عنهم . الثانی : أنه عنى أزواج النبی صلى الله علیه وسلم خاصه , قاله ابن عباس وعکرمه . الثالث : أنها فی الأهل والأزواج , قاله الضحاک .

مقصود از اهل بیت ، سه نظر وجود دارد . نظر اول این که ، مقصود از اهل بیت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) هستند . این مطلب را ابوسعید خدری و انس بن مالک و عایشه و ام السلمه گفتند .

نظر دوم این است که مقصود از اهل بیت ، همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) هستند که این نظر را ابن عباس و عکرمه گفتند .

نظر سوم ، اهل و همسران پیامبر هستند که ضحاک بن مزاحم گفته که دو سال بعد از پدرش به دنیا آمده .

تفسیر ماوردی ، ج ۴ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۴۰۱

پس ابو سعید خدری ،‌انس بن مالک و دو تن از همسران رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفتند : اهل بیت در آیه تطهیر ، پنج تن آل عبا هستند . به نظر شما همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فهمند یا شما ؟

بیننده :

صد در صد همسران پیامبر می فهمند . بنده عذر خواهی می کنم که شاخه به شاخه پریدم . آن کتاب هایی که مورد نظر بنده است ، در دسترس ندارم . اما تأکید من بر آیه ۱۴۴ سوره آل عمران است که خداوند به پیامبر فرمودند : تو دین خود را ادا کردی و همه حرف های خود را به مردم زدی . اگر کسی بخواهد از این راه برگردد ، ما به او کاری نداریم . اما کسی که می خواهد به راه مستقیم برود ، ما با آغوش باز از او استقبال می کنیم .

استاد یزدانی :

این آیه چه ارتباطی به اهل بیت دارد . شما مدعی بودی که مقصود از اهل بیت (علیهم السلام) همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) هستند . من روایت صحیح خواندم که زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفتند : مقصود از اهل بیت ، پنج تن آل عبا هستند . شما چرا حرف آن ها را قبول نمی کنید؟

شما هر آیه ای از قرآن بخوانید ، حضرت ام السلمه و ابوسعید خدری و انس بن مالک آن را خواندند. البته این آیه ای را که شما خواندید ، اصلا ارتباطی به بحث ما نداشت .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان ارجمند تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .