بحث هجوم به خانه صدیقه شهیده سلام الله علیها که مطرح می‌شود، وهابی‌ها همیشه یک شبهه را در چنته خودشان دارند و آن این که چرا امیرمؤمنان علیه السلام از همسرش دفاع نکرد؟ حتی گاهی با تمسخر و بی ادبی‌های زیاد آن را طرح می کنند. با این که خود آن ها عین همین داستان را برای عثمان بن عفان هم نقل کرده و آن را از بزرگترین فضائل و افتخارات او برشمرده‌اند . در این برنامه به مقایسه این دو واقعه و قضاوت متناقض وهابیت در باره آن‌ها پرداخته شده است

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

 

 


 ویژه برنامه اجر رسالت

تاریخ : ۱۱ / ۱۲ / ۹۵

مجری :

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم و ایام جانسوز فاطمیه را به همه شیعیان تسلیت عرض می کنم .

با ویژه برنامه اجر رسالت به کارشناسی استاد یزدانی در خدمت شما هستیم .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم.

مجری :

یکی از خیلی مطرح می شود این است که مگر امکان دارد عده ای به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) حمله کنند و در خانه آن حضرت را آتش بزنند و ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دهند ؛ اما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، حیدر کرار ، خیبر شکن ، کسی که عمرو بن عبدود را آن طور به زمین زد و آن کسی که شجاعت های او در جنگ ها بی نظیر بود ، ساکت بنشیند و دفاع نکند !!! چرا حضرت دفاع نکردند ؟

این سؤال و شبهه ای است که مطرح کرده و روی آن مانور می دهند . کلیپ اول طرح همین شبهه است که از شبکه های وهابی تروریستی و معاند با اهل بیت (علیهم السلام) آماده شده که با هم می بینیم و بعد از آن پاسخ را از استاد یزدانی عزیز خواهیم شنید .

کلیپ ۱ ) :

عقیل هاشمی ، کارشناس وهابی :

هیچ انسان عاقل یا کسی که عقل سالم داشته باشد ،‌ این را نمی پذیرد که حضرت علی نتواند از همسرش دفاع کند یا حضرت رسول به حضرت علی بگوید اگر خواستند او را به قتل برسانند ،‌ تو حق دفاع نداری و فقط نگاه کن . بعد هم که دخترم را کشتند ، دختر همان مقتول را به قاتل بده و بعد ۲۵ سال در خانه بنشین و گریه کن و بعد نام بچه هایت را ابوبکر و عمر و عثمان بگذار . حضرت علی هم بنابر وصیت حضرت رسول این کارها را انجام داد و این یک گزارش بسیار خنده دار می تواند شگفت انگیزترین سناریویی برای کارگردانان هنری باشد که می خواهند شگفت انگیزترین کلیپ در طول تاریخ رسانه بنویسند یا کلیپ تهیه کنند ، می تواند این باشد .

مجری :

خودتان مشاهده کردید کسی که بغض اهل بیت (علیهم السلام) و حضرت صدیقه (سلام الله علیها) را دارد ، چطور و با چه ادبیاتی این شبهه را مطرح کرد .

جناب استاد یزدانی ! این وهابی چند شبهه را با هم در این کلیپ بیان کرد . منتهی ما فعلا در بیان بقیه شبهات نیستیم . این که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به حضرت علی (علیه السلام) گفتند : ساکت باش و دفاع نکن تا همسرت را بزنند . بعد هم دخترت را به کسانی بده که همسرت را زدند و نام فرزندانت را به نام همان ها نامگذاری کن .

این وهابی همه این شبهات را در با یک جمله به ذهن مخاطب وارد کردند .

استاد یزدانی :

این شبهه جدید نیست که تازه این وهابی فهمیده و آن را مطرح کرده باشد . در زمان خود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و ائمه (علیهم السلام) این سؤال مطرح شده و پاسخ هم قاطعانه داده شده ؛ اما متأسفانه این ها هر ساله این شبهه را مطرح می کنند . مشخص است که این ها به دنبال حق و حقیقت نیستند .

برای این شبهه پاسخ های زیادی است هم حلی و هم نقضی . هم در منابع شیعه روایات فراوان داریم که حتی علامه مجلسی تصریح می کند که روایت مستفیض است و حتی به نظر بنده از مستفیض هم بالاتر است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ( علیه السلام) دستور می دهد وجبرئیل (علیه السلام) از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تعهد می گیرد که حق ندارید در این قضیه از خود عکس العملی نشان دهید . وظیفه تو صبر است . پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم همه قضایا را بیان می کنند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)‌ همان جا از شدت غصه و ناراحتی با صورت به زمین می خورند و غش می کنند . بعد از این که به هوش می آیند ، به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) تعهد میدهند که در این قضیه حتی اگر هتک حرمت شوم و حتی اگر کشته شوم ، صبر می کنم .

ما اگر این روایات را برای آقایان وهابی بخوانیم ، همین طور بی ادبانه برخورد می کنند و میگویند انسان عاقل و کسی که عقل سلیم داشته باشد این کار را نمی کند . چطور پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) گفته باشد که وظیفه تو سکوت است و فقط نگاه کن و ۲۵ سال در خانه بنشین و گریه کن . این سناریو شگفت انگیز ترین و خنده دار ترین سناریو است .

بنده سال گذشته گفتم که شبیه این داستان را برای عثمان بن عفان هم داریم . اگر خانه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را آتش زدند ، خانه عثمان را هم آتش زدند . اگر صدیقه شهیده (سلام الله علیها) در مقابل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کتک خوردند ، در مقابل عثمان هم همسرش را کتک زدند . نه تنها کتک زدند ؛ بلکه جسارت و تعرض به او کردند ؛ اما عثمان صبر می کند . دلیلش چیست ؟ می گوید : پیامبر (صلی الله علیه وآله) در آخرین روز حیاتشان برای من وصیت کرد و گفت : این اتفاقات برای تو می افتد و وظیفه ات صبر است . من در این جا به دستور پیامبر (صلی الله علیه وآله) صبر می کنم . عثمان را کشتند ،‌ خانه اش را خراب کردند ،‌به همسرش تعرض نمودند. با این حال عثمان صبر کرد .

اما این قضیه هم خنده دار و هم شگفت انگیز نیست ؛ بلکه بزرگترین فضیلت عثمان است . ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، جلد ۶ ، صفحه ۲۸۶ در این باره می گوید :

ومن المعلوم بالتواتر أن عثمان کان من أکف الناس عن الدماء وأصبر الناس على من نال من عرضه وعلى من سعى فی دمه فحاصروه وسعوا فی قتله وقد عرف إرادتهم لقتله ….

فکان صبر عثمان حتى قتل من أعظم فضائله عند المسلمین ….

متواتر نقل شده که عثمان از کسانی است که از خونریزی دست بر می داشت و هیچ وقت اجازه نمی داد که خون کسی ریخته شود . از همه مردم در برابر آن چیز هایی که با آبرویش در ارتباط بود ‌، صبور تر بود .

در مقابل عثمان به همسرش تعرض کردند و حرف های زشت به او زدند ؛ اما عثمان صبر کرد . متواتر است که عثمان در برابر این اشخاص و کسانی که خانه اش را محاصره کرده بودند و می خواستند خونش را بریزند ، صبر کرد .

در ادامه می گوید :

صبر عثمان تا کشته شد ، از بزرگترین فضائل عثمان در نزد مسلمین است .

ابن تیمیه ،‌منهاج السنه ، ج ۶ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، ص ۲۸۶

چطور در این جا صبر عثمان ، فضیلت شد ، اما در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نعوذ بالله نهایت بی عقلی است و اصلا امکان پذیرش نیست که پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفته باشند که فقط نگاه کن . البته اصلا این طور نیست و این چرندیاتی است که این وهابی خبیث می گوید . اما چرا عثمان صبر کرد و این صبر از بزرگترین فضائلش شد ؛ ولی این قضیه را برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) قبول نمی کنید . این برخورد های دوگانه نشانه چیست که برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نعوذ بالله بی غیرتی است و برای عثمان بزرگترین فضیلتش است .

بنده نشان می دهم که صحابه به خانه عثمان ریختند و آن جا را آتش زدند و روایات زیادی را در مورد صبر او در صحیح ترین کتاب هایشان نقل کرده اند .

صحیح سنن ترمذی ، تألیف ناصر الدین البانی ، جلد ۳ ، چاپ مکتبه المعارف ، صفحه ۵۲۰ ، باب مناقب عثمان :

قال عثمان یوم الدار : ان رسول الله ’ قد عهد الی عهدا ، فانا صابر علیه .

صحیح : ابن ماجه .

عثمان در یوم الدار گفت : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از من تعهد گرفته و به من دستوری داده و من بر آن دستور و آن تعهدی که گرفته صبر می کنم .

یوم الدار روزی است که اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) و کسانی که السابقون الاولون و در بیعت رضوان بودند ، خانه عثمان را محاصره کردند که مشهور به یوم الدار عثمان شد .

سند روایت هم به قول خودشان صحیح است .

ناصر الدین البانی ، صحیح سنن ترمذی ، ج ۳ ، چاپ مکتبه المعارف ، ص ۵۲۰ ، باب مناقب عثمان

روایت قطعا دروغ است و محال است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) چنین دستوری داده باشند. خدمت شما بیان می کنم که نتیجه این صبر چه اتفاقاتی بود که رخ داد .

صحیح سنن ابن ماجه ، تألیف ناصر الدین البانی ، جلد اول ، چاپ مکتبه المعارف ، صفحه ۵۵ :

ان عثمان بن عفان قال یوم الدار : ان رسول الله ’ عهد الی عهدا وانا صائر الیه وقال علی فی حدیثه : وانا صابر علیه .

ناصر الدین البانی ، صحیح سنن ابن ماجه ، ج ۱ ، چاپ مکتبه المعارف ، ص ۵۵

همان روایت را در این جا هم بیان می کند . فقط در این روایت صائر است که با صابر تفاوت زیادی نمی کند . سند روایت هم کاملا صحیح است .

خانه عثمان را آتش زدند که این قضیه را در کتاب های متعدد از جمله کتاب الکامل فی التاریخ ابن اثیر جزری بیان شده . خود ابن اثیر هم در مقدمه کتابش گفته هر چه در این کتاب بیان شده ، معتبر است. در جلد ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ،‌ صفحه ۶۵ ، حوادث سال ۳۵ :

فقام رجل من أسلم یقال له نیار بن عیاض وکان من الصحابه فنادی عثمان فبینا هو یناشده أن یعتزلهم إذ رماه کثیر بن الصلت الکندی بسهم فقتله . فقالوا لعثمان عند ذلک ادفع إلینا قاتله لنقتله به قال لم أکن لأقتل رجلا نصرنی وأنتم تریدون قتلی فلما رأوا ذلک ثاروا إلی الباب فلم یمنعهم أحد منه والباب مغلق لا یقدرون علی الدخول منه فجاؤوا بنار فأحرقوه والسقیفه التی علی الباب وثار أهل الدار وعثمان یصلی قد افتتح طه فما شغله ما سمع ما یخطئ وما یتعتتع حتى أتی علیها فلما فرغ جلس إلی المصحف یقرأ فیه وقرأ ) الذین قال لهم الناس إن الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم إیمانا وقالوا حسبنا الله ونعم الوکیل ( فقال لمن عنده بالدار إن رسول الله قد عهد عهدا فأنا صابر علیه ولم یحرقوا الباب إلا وهم یطلبون ما هو أعظم منه ….

مردی از اسلم که به او نیاره بن عیاض گفته می شد و از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بود ، آمد تا با عثمان صحبت کند که با هم آشتی کنند و نزاع نکنند . در همین حال شخصی به نام کثیر بن صلت کندی تیری انداخت نیار بن عیاض را کشت . مردم ناراحت شدند که ما یک نفر را برای مذاکره به سمت شما فرستاده بودیم ؛ اما شما او را کشتید . به عثمان گفتند : قاتل نیار بن عیاض را به ما بده تا قصاص کنیم . عثمان جواب رد داد که من هر گز این کار را نمی کنم . این شخص برای کمک به ما این کار را انجام داد . وقتی مردم این طور دیدند ، به خانه عثمان حمله کردند . هیچ کس هم مانع نشد . در خانه بسته بود .

اما به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که می رسند ، می گویند : مگر آن زمان خانه ها در داشت ؟ اما در مورد عثمان ، در خانه بسته است .

نمی توانستند داخل خانه شوند . به همین خاطر آتش آوردند و خانه عثمان را آتش زدند .

آن روزی که خانه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را آتش زدند ،‌ عثمان بود و یکی از کسانی بود که آتش آورده بود . اما امروز همان بلا بر سر خودش آمد .

سقف خانه را هم آتش زدند و وارد خانه شدند که عثمان در حال نماز بود و سوره طه را می خواند . طرفداران عثمان گفتند : به ما اجازه بده که کمک کنیم . اما عثمان گفت : پیامبر (صلی الله علیه وآله) به من وصیتی کرده و از من تعهدی گرفته که من هم صبر می کنم .

ابن اثیر ، الکامل فی التاریخ ، ج ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۶۵ ، حوادث سال ۳۵

عقل می پذیرد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) دستور داده باشد : به خانه ات حمله می کنند ، در مقابلت به ناموست تعرض می کنند ، تو قرآن بخوان و صبر کن . اما وقتی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می رسند ، عقل همه آن ها قفل می شود و نمی پذیرد و هیچ راهی برای پذیرش آن وجود ندارد .

ابن خلدون هم در تاریخش ،‌ جلد ۲ ، صفحه ۶۰۱ همین داستان را به صورت مفصل نقل کرده است . از این ها که بگذریم ، عثمان یاوران زیادی داشت . ابن عبد البر در الاستیعاب ، چاپ دار الاعلام ، در شرح حال سلیط تمیمی که از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله ) بود می گوید :

قال فی یوم الدار : نهانا عثمان رضی الله عنه عن قتالهم ولو اذن لنا لضربناهم حتی نخرجهم عن اقطارها .

عثمان در یوم الدار ما را نهی کرد . اگر او به ما اجازه داده بود که با آن ها بجنگیم ، آن ها را از مدینه اخراج می کردیم .

ابن عبد البر ، الاستیعاب ، چاپ دار الاعلام ، شرح حال سلیط تمیمی

اما اجازه نداد . با این که یار داشت ، شمشیر داشت ، قدرت و توانایی داشت ؛ اما صبر کرد . البته ما می دانیم برای چه صبر کرد . برای این که منتظر بود نیرو های معاویه بیایند و حساب این ها را برسند . اما نیروهای معاویه در بیرون شهر ماندند و صبر کردند تا عثمان کشته شد . علاوه بر این ، آن روز معاویه جاسوسانی را داشت . چون وقتی انگشت همسر معاویه قطع شد ، همین انگشت فورا به شام و به دست معاویه رسید . پیراهنی که عثمان به تن داشت و اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با شمشیر به او زده بودند تا کشته شد ، چطور به دست معاویه رسید ؟ انگشت همسر عثمان چطور به دست معاویه رسید ؟ این ها ثابت می کند که همه این مسائل نقشه معاویه بود تا به قدرت برسد . در صورتی که عثمان از نقشه معاویه خبر نداشت و منتظر آمدن نیروهای او بود . همین پیراهن که به دست معاویه رسید ، بهانه ای برای به راه انداختن جنگ جمل شد .

آقای عقیل بی عقل ! چطور این مسائل برای شما قابل باور و از اعظم فضائل عثمان است ؟ اما وقتی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می رسید ، همه شما می گویید : عقل باور نمی کند . این سناریو شگفت انگیزترین و خنده دار ترین سناریو است .

این که به همسر عثمان تعرض کردند را هر سال گفتیم و همه بینندگان روایاتش را حفظ هستند . اما به این آقایان توصیه می کنم قبل از این که این شبهات را مطرح کنید ، مقداری فکر کنند و مقداری هم کتاب هایشان تورق داشته باشند و بعد این شبهات را مطرح کنند .

مجری :

استاد یزدانی ! تا این جا بخش نفی ای قضیه را بیان کردید . اگر شما می گویید این اتفاق قابل باور نیست که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) وصیت کرده باشند که سکوت کن و در خانه بنشین و گریه کن ، در منابع اهل سنت هم داریم که چنین قضیه ای برای خلیفه سوم هم اتفاق افتاده که به قول خودشان روایاتش هم صحیح است .

اما توصیه ها و سفارش های نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به چه صورت بوده ؟ چرا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) سکوت کردند و دفاع نکردند ؟

استاد یزدانی :

بنده در تکمله بحث قبلی گفتم که ممکن نیست پیامبر (صلی الله علیه وآله) به عثمان وصیتی کرده باشد . دلیلش هم این است که ما بین وصیتی که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کردند و وصیتی که این ها مدعی هستند برای عثمان هم بوده . پیامبری که می دانسته برای عثمان چنین اتفاقاتی می افتد که خانه اش را آتش می زنند و به همسرش تعرض می کنند و باید صبر کند ، قطعا از حوادث و نتایج این صبر هم با خبر بوده . اگر تا این حد را می دانسته ، حتما ادامه آن را هم می دانسته . بعد از این که عثمان صبر کرد ، چه اتفاقی افتاد ؟ مردم به خانه عثمان ریختند و او را به صورت فجیعی کشتند . سه روز جنازه اش مانده بود و کسی او را دفن نمی کرد تا این که شبانه عثمان را به قبرستان یهودی ها بردند و او را دفن کردند . این مباحث را ما قبلا بیان کردیم .

بعد از آن مردم با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیعت کردند . عده ای به بهانه این که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) با مهاجمین در کشتن عثمان نقش داشته ، جنگ جمل را به راه انداختند . در جنگ جمل گفته اند تا سی و سه هزار نفر کشته شدند . چرا ؟ چون عده ای می گفتند امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در کشتن عثمان ، نقش داشته . در صورتی که هیچ نقشی هم نداشتند . بعد از جنگ جمل ، جنگ صفین به راه افتاد . آن هم به بهانه پیراهن عثمان بود که آن را پرچم اصلی خود کرده بودند . یک سال تمام پیراهن عثمان و انگشت همسرش در مسجد اموی شام آویزان کرده بودند و به این وسیله احساسات مردم را علیه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تحریک میکردند. در جنگ صفین حداقل هفتاد و پنج هزار نفر کشته شدند . این ها همه نتایج صبر عثمان بود . اگر صبر نکرده بود و به یاوران و طرفدارانش اجازه دفاع داده بود ، قضیه پایان می یافت و آرامش برقرار میشد و حکومت به همان روال قبل بر می گشت و این اتفاقات رخ نمی داد .

چطور ممکن است پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) به عثمان دستور صبر می داد که نتیجه آن صبر کشته شدن بیش از صد هزار نفر ، بیوه شدن هزاران زن و یتیم شدن ده ها هزار بچه بود ؟!! این صبر چه فایده ای به حال عثمان داشت ؟ هیچ فایده ای نداشت .

اما صبری که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کردند ، نتایجش تا به امروز برای ما مشهود و ملموس است . اگر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آن روز صبر نمی کرد و نعوذ بالله  با منافقینی مثل ابوسفیان هم دست می شد و با آن ها می جنگید ، اصل و اساس حکومت اسلامی نابود می شد . منافقین منتظر بودند تا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) حرکتی کنند تا به مدینه بریزند و شهر را بگیرند و اسلام و نسل پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به صورت کامل نابود کنند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : این ها آمده بودند تا نسل رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) را از بین ببرند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم صبر کردند و اسلام باقی ماند . اما برای عثمان دین حفظ شد ؟ نه ، نفعی به حال اسلام نداشت ؛ بلکه ده ها هزار نفر از مردم کشته شدند و هیچ سودی برای اسلام نداشت . بلکه انحراف در دین ایجاد شد و کلا مسیر تاریخ تغییر کرد .

اما تا امروز لذت صبر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را می چشیم و اسلام باقی مانده . اگر آن روز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) صبر نکرده بود ، امروز هیچ کدام از ما مسلمان نبودیم و اسلام کاملا نابود می شد . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) اجازه ندادند افرادی مثل ابوسفیان که لشکرش را آماده حمله در بیرون مدینه کرده بودند ، به مقصد و هدفشان برسند . خون مسلمان ها و دین اسلام حفظ شد که این نتیجه دستور به صبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است . چون حضرت این روز ها را می دید که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دستور صبر داد .

اما در پاسخ به سؤال شما ، بنده یکی دو روایت از منابع شیعه می خوانم .

کتاب شریف اصول کافی ، تألیف مرحوم کلینی (ره) از بزرگان شیعه است . کتاب هم از کتاب های معتبر نزد شیعه می باشد و همه شیعیان آن را قبول دارند و تواتر این کتاب به نویسنده برای همه ثابت است ، بر عکس کتاب های آقایان .

کتاب اصول کافی ، تألیف مرحوم کلینی (ره) ، چاپ دار مرتضی ، صفحه ۲۰۵ ، کتاب الحجه از چاپ های یک جلدی ، روایت طولانی است و از زبان مبارک امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده :

وکَانَ فِیمَا اشْتَرَطَ عَلَیْه النَّبِیُّ بِأَمْرِ جَبْرَئِیلَ ع فِیمَا أَمَرَ اللَّه عَزَّ وجَلَّ أَنْ قَالَ لَه یَا عَلِیُّ تَفِی بِمَا فِیهَا مِنْ مُوَالاهِ مَنْ وَالَى اللَّه ورَسُولَه والْبَرَاءَهِ والْعَدَاوَهِ لِمَنْ عَادَى اللَّه ورَسُولَه والْبَرَاءَهِ مِنْهُمْ عَلَى الصَّبْرِ مِنْکَ وعَلَى کَظْمِ الْغَیْظِ وعَلَى ذَهَابِ حَقِّی وغَصْبِ خُمُسِکَ ( ۱ ) وانْتِهَاکِ حُرْمَتِکَ فَقَالَ نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّه فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع والَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ وبَرَأَ النَّسَمَهَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَبْرَئِیلَ ع یَقُولُ لِلنَّبِیِّ یَا مُحَمَّدُ عَرِّفْه أَنَّه یُنْتَهَکُ الْحُرْمَهُ وهِیَ حُرْمَهُ اللَّه وحُرْمَهُ رَسُولِ اللَّه ص وعَلَى أَنْ تُخْضَبَ لِحْیَتُه مِنْ رَأْسِه بِدَمٍ عَبِیطٍ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَصَعِقْتُ حِینَ فَهِمْتُ الْکَلِمَهَ مِنَ الأَمِینِ جَبْرَئِیلَ حَتَّى سَقَطْتُ عَلَى وَجْهِی وقُلْتُ نَعَمْ قَبِلْتُ ورَضِیتُ وإِنِ انْتَهَکَتِ الْحُرْمَهُ وعُطِّلَتِ السُّنَنُ ومُزِّقَ الْکِتَابُ وهُدِّمَتِ الْکَعْبَهُ وخُضِبَتْ لِحْیَتِی مِنْ رَأْسِی بِدَمٍ عَبِیطٍ صَابِراً مُحْتَسِباً أَبَداً حَتَّى أَقْدَمَ عَلَیْکَ ثُمَّ دَعَا رَسُولُ اللَّه ص – فَاطِمَهَ والْحَسَنَ والْحُسَیْنَ وأَعْلَمَهُمْ مِثْلَ مَا أَعْلَمَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالُوا مِثْلَ قَوْلِه …

از شرایطی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در روز های آخر حیاتشان به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) گفتند ، شرطی بود که به امر خدا و توسط جبرائیل بیان شد که ای پیامبر ! تو به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بگو : یا علی ! وظیفه تو در برابر همه این ها صبر است . حقت را می خورند ، خمست را غصب می کنند و حرمتت را می شکنند . فرمودند : یا رسول الله ! در برابر همه این ها صبر می کنم . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرمایند که من با گوش خودم شنیدم که جبرئیل به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می گفت : ای محمد ! به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب بفهمان که حرمتش را هتک می کنند . حرمتی که حرمت خدا و پیامبر خدا است . و این که به او بفهمان ریش مبارکش به خون سرش رنگین خواهد شد . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : وقتی این را شنیدم با صورت به زمین خوردم

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) غیرت الله است و شجاعتش را همه می دانند . با این که غیرت الله است ، وقتی جبرئیل دستور می دهد وظیفه ات صبر است ، با صورت به زمین خورد .

اما گفتم : قبول می کنم و راضی هستم ؛ حتی اگر حرمتم را شکسته شود ،‌ سنت ها از بین برود ، کتاب پاره شود ، کعبه خراب شود . حتی اگر به شهادت برسم و ریشم از خون سرم خضاب شود ، تا ابد صبر می کنم تا نزد شما بیایم . بعد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و سیدا شباب اهل الجنه را هم دعوت کرد که حرمت شما شکسته می شود ، خانه اتان را آتش می زنند ، مادرتان را کتک می زنند ؛ اما وظیفه شما در برابر همه این مصیبت ها صبر است و همه آن ها مانند امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : ما هم قبول می کنیم و در برابر این مصائب صبر می کنیم .

کلینی ،‌کافی ، چاپ دار المرتضی ، ص ۲۰۵

این روایت در کتاب شریف کافی هست . نه تنها این روایت ؛ بلکه ده ها روایت مانند این وجود دارد که با سند های صحیح نقل شده که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مأمور به صبر است . شیعه هم این روایات را می پذیرند . ما این روایات را نه بی عقلی و نه شگفت انگیز میدانیم . البته شگفت انگیز است ، به خاطر این که برای غیرت الله صبر کردن در این مصیبت بسیار سخت است و کسی غیر از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نمی تواند چنین صبری داشته باشد . اگر به ما چنین دستوری داده شود ،‌ به احتمال ۹۹ درصد نمی توانیم این صبر را داشته باشیم ؛ اما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شجاع و دلاور است و همان طور که خودشان فرمودند : اشجع الناس من غلب الهوی ، شجاع ترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود غلبه کند . هوای نفس می گفت از همسرت در برابر آن ها دفاع کن ، شمشیرت را در بیاور و گردن تک تک آن ها را بزن ؛ اما از آن طرف خداوند دستور داده بود ، پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) و جبرئیل تعهد گرفته بودند که باید صبر کند و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در برابر این مصیبت ها صبر کرد .

مجری :

خود این روایت یک روضه بود . واقعا وقتی انسان فکر می کند شخصی مثل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مرد عرب ، شجاع عرب ، آن یل حیدری و قدرتی که در جنگ ها در صف اول و در کنار رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بود . شخصی که ” لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار ” در مورد ایشان نقل شده بود ،‌ در این قضیه اطاعت امر خدا و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را کرده و صبر می کند و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) هم می پذیرند و این نهایت غربت و مظلومیت است .

بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ! مطمئن باشید که این عزاداری ها و این لباس مشکی ها و این گریه ها بی نتیجه نیست . ما همیشه در این دنیا نیستیم و بالاخره عمرمان در این دنیا به پایان می رسد و به دنیای دیگر می رویم . این آقایان وهابی که در شبکه های خود به دنبال کم رنگ کردن این قضایا هستند ،‌ در روز قیامت چه پاسخی به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می دهند .

برادران عزیز اهل سنت ! مقداری فکر کنید . مگر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سفارش حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نکرده بودند ؟ مگر نفرمودند که فاطمه پاره تن من است . مگر نفرمودند : هر کس فاطمه را غضبناک کند ، مرا غضبناک کرده و هر کس مرا غضبناک کند ، خدا را غضبناک کرده . هر کس فاطمه را آزرده کند ، مرا آزرده کرده و هر کس مرا آزرده کند ، خدا را آزرده .

چرا خانه عزیز کرده پیامبر (صلی الله علیه وآله) را آتش بزنند ؟ چرا باید شبانه و غریبانه دفن شود ؟ چرا باید امروز نام و نشانی از قبر ایشان نیست ؟ واقعا باید به دنبال این سؤال ها و این چراها باشیم . این ها است که به انسان معرفت می دهد و به دنبال حقیقت می کشاند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای حسنی از تهران ـ شیعه

بنده می خواستم یک سؤال از برادران اهل سنت داشته باشم . این که حضرت علی (علیه السلام) نفس رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و بیعتش بیعت پیامبری است . چطور زمانی که کفار قریش سمیه را شکنجه می کردند ،‌رسول خدا (صلی الله علیه وآله) چیزی نمیگفتند و دفاع نمی کردند و سکوت می کردند.

آیه ای در قرآن است که من هر زمان آن را می خوانم ، به یاد مصیبت حضرت زهرا (سلام الله علیها) می افتم . یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِیهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى یُؤْذَنَ لَکُمْ وَإِنْ قِیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکَى لَکُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ . نور / ۲۷ و۲۸

فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآَصَالِ . نور / ۳۶  

در خانه ای که جبرئیل بدون اجازه وارد نمی شد ، چطور ممکن است که یک شخص بدون اجازه وارد شود .

بیننده : آقای عبدی از کرمانشاه ـ شیعه

بنده از برادران اهل سنت سؤالی داشتم و از آن ها می خواهم که یک لحظه فکر کنند .ما فرض می کنیم که احادیثی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) گفتند ، در مورد جانشینی نبوده . برادران اهل سنت به خاطر یک روایت می گویند : ابوبکر پیش نماز شده . در صورتی که در صحیح بخاری هم هست که پیامبر (صلی الله علیه وآله) رسیدند و ایشان مکبر شدند . اما در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) که فرمودند : اذیت فاطمه (سلام الله علیها) اذیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اذیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) اذیت خداوند است .

مقداری فکر کنند که مظلومیت اهل بیت (علیهم السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) به چه صورت بوده و چه نتایجی داشته است ؟

بیننده : خانم کاووسی از لرستان ـ شیعه

بنده می خواستم به آن روایت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) اشاره کنم که فرمودند : هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد ، با مرگ جاهلیت از دنیا رفته .

حال سؤال بنده از اهل سنت این است که امام زمان حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه کسی بود ؟ حضرت علی (علیه السلام) بود یا خلیفه اول ، کسی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) نه تنها با او بیعت نکرد ؛ بلکه تا آخر لحظه عمر خود از او غضبناک بود و حتی وصیت کردند که در تشییع جنازه اشان شرکت نداشته باشند . من از آن ها می خواهم که مقداری روی این مسائل فکر کنند .

در مورد این که چرا حضرت امیر (علیه السلام)‌ دست به شمشیر نبردند ، می خواستم بگویم اگر حضرت علی ( علیه السلام) این کار را انجام می دادند و با آن ها می جنگیدند ، قطعا هم خودشان و هم امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) کشته می شدند . چون حضرت در آن زمان یاری نداشتند و ما الان دوازده امامی نداشتیم . امام حسین (علیه السلام) هم نبود که علیه یزید قیام کند . یا الان حضرت حجت (علیه السلام) نبود که ما منتظر او باشیم تا دنیا را از ظلم و ستم پاک کنند . اگر ما الان دینی داریم و اگر اذانی گفته می شود و نمازی خوانده می شود ، همه این ها مدیون صبر همان امام مظلوم خود هستیم .

بنده از همه بینندگان چه شیعه و چه سنی می خواهم که مقداری فکر کنیم ما برای دین اسلام چه کار کرده ایم . حضرت علی (علیه السلام) همسر عزیزشان را فدا کردند تا ما عاقبت به خیر شویم .

استاد یزدانی :

این روایت متواتر است که هم شیعه و هم اهل سنت با سندهای مختلف نقل کرده اند که هر کس بدون امام بمیرد ، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته . این سؤالی است که سال های قبل هم مطرح کردیم . آیا ابوبکر بوده ؟ این که نمی شود ؛ چون حضرت زهرا (سلام الله علیها) تا آخر عمر از ابوبکر و عمر غضبناک بود . مگر می شود کسی بر امام خودش خشمگین شود . این که اصلا قابل قبول نیست . اگر ابوبکر نبوده ، حق مشخص و واضح است که امام حضرت زهرا (سلام الله علیها) امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده و اصلا مشروعیت امامت ابوبکر ثابت نمی شود .

بیننده : جواد از کرج ـ شیعه

بنده می خواستم از استاد یزدانی تقاضا کنم که مقداری در مورد شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) توضیح دهند و این که وهابی ها می گویند : حضرت زهرا (سلام الله علیها) بر اثر بیماری از دنیا رفتند . سؤال بنده این است که چرا دو سه ماه بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از دنیا رفتند . چرا در طول این هجده سال بیمار نشدند ؟

بیننده : آقای ضیایی از کیش ـ اهل سنت

شما گفتید که حضرت رسول (صلی الله علیه وسلم ) گفتند : حضرت زهرا پاره تن من است . چرا ایشان بر پاره تن خود رحم نکرد و گفت هر چه آزار و اذیت بر او کردند ، صبر کن . حتی آن زمان که سر حضرت زهرا را شکستند ، کاری انجام ندادند .

استاد یزدانی :

آن زمان پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) زنده بودند که این اتفاق در مکه به وجود آمد و همین ها سر مبارک حضرت زهرا (سلام الله علیها) را شکستند . این مطلب در کتاب سیره ابن اسحاق ، متوفای ۱۵۱ هـ از تابعین ، جلد ۴ ، صفحه ۲۱۷ :

یونس عن یونس بن عمرو عن أبیه قال شج غلام من قریش فاطمه بنت رسول الله e وهی غادیه فنادت یآل عبد شمس فخرج أبو سفیان وخرج أبو جهل فقال یا أبا سفیان هذه یدی فرجع

غلامی از قریش سر مطهر فاطمه (سلام الله علیها) دختر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را شکست. حضرت زهرا (سلام الله علیها) فریاد زد : ای آل عبد شمس کجایید که به فریاد من برسید .

آل عبد شمس ، کسانی که مدعی بودند از قریش هستند که همین ها سر ایشان را شکسته بودند .

ابوسفیان و ابوجهل خارج شدند و ابوسفیان گفت : کسی که سرتو را شکسته به دستور من بوده .

سیره ابن اسحاق ، ج ۴ ، ص ۲۱۷

سند روایت هم معتبر است . چرا در این جا پیامبر (صلی الله علیه وآله) سر ابوسفیان و ابوجهل را نشکست ؟ مگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) آن زمان پاره تن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نبود ؟

بیننده :

این ها بحث دعوت رسول خدا (صلی الله علیه وسلم ) بود . اما زمانی که آن واقعه صورت گرفته ، العیاذ بالله که عمر و ابوبکر مشرک نبودند . این ها مسلمان بودند . نکته دوم این که ، پس چرا حضرت ام کلثوم را به عقد عمر در آورد .

استاد یزدانی :

ابتدا این مسأله حل شود ، بعد به مسائل دیگر می پردازیم . استدلال اول شما این بود که حضرت زهرا (سلام الله علیها) پاره تن رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) بود . چطور اجازه دادند سر این پاره تن بشکند و سکوت کرد . چرا آن جا این دستور را داد . ما هم عین استدلال شما را در این جا می آوریم . اگر بحث پاره تن است ، چرا در این قضیه صبر کرد ؟ شما ابتدا این بحث را جواب دهید ، من بقیه سؤالات شما را جواب می دهم .

بیننده :

حتما زمانی که سر مبارک حضرت زهرا را شکستند ، کار ابوجهل بوده . ابوجهل به خود رسول خدا آزار می رساند .

مجری :

در این جا که به خانه حمله کردند ، چه کسانی بودند ؟

بیننده :

این هایی که حمله کردند ، عمر که مشرک نبود ؟

مجری :

بنده اسمی از کسی نبردم . شما بگویید چه کسانی به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) حمله کردند ؟

بیننده :

بنابر روایتی که شما بیان کردید ، در رأس حمله کنندگان عمر بود . اما از نظر اهل سنت حمله نکردند .

استاد یزدانی :

شما پاسخ سؤال بنده را بدهید . آن جایی که سر مبارک را شکستند ، حضرت زهرا (سلام الله علیها) پاره تن حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) بودند یا نبودند ؟

بیننده :

آن جا هم پاره تن حضرت رسول بودند .

استاد یزدانی :

پس در این صورت استدلال اول شما باطل می شود . استدلال شما این بود که اگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) پاره تن پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود ، ممکن نیست دستور داده باشند که وقتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) کتک خوردند ، صبر کنند . بنده روایت نشان دادم که در مقابل رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حضرت زهرا (سلام الله علیها) را در حالی که کودکی بیشتر نبود ، ابوجهل و ابوسفیان عمدا سر مبارک آن حضرت را شکست ؛ اما رسول خدا (صلی الله علیه وآله) صبر کردند .

پس استدلال اول شما باطل است . استدلال دوم شما این بود که اسلام در آن زمان ضعیف بود . بنده در کلاج هایی که با برادران طلبه سنی دارم ، اصلا فارغ از بحث حضرت امیر (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) این بحث را مطرح میکنم که چه اتفاقی افتاد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در مکه صبر می کردند . ابوجهل در مقابل رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با نیزه مادر عمار یاسر را زد و به شهادت رساند . اما حضرت دستور به صبر داد . دخترشان را در مقابلش کتک زدند و سرش را شکستند ؛ اما صبر کردند . علت این صبر چه بود ؟ برای این که اسلام حفظ شود . برای این اگر امروز ابوجهل این کار را انجام داد ، همیشه اسلام این گونه نمی ماند . امروز باید اسلام حفظ شود ؛ حتی اگر سمیه و یاسر به شهادت برسد. حتی اگر ده ها زن و مرد به شهادت برسند . چون حفظ دین اسلام از همه این ها مهم تر است ؛ حتی از جان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) . اگر آن روز هم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آن روز صبر نمی کرد ، خود حضرت و حسنین و زینبین را به شهادت می رساند و نسل رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از بین می رفت . همان طور که پیامبر (صلی الله علیه وآله) آن روز صبر کرد ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم همان طور صبر کردند .

بیننده :

بحث شهادت سمیه را که مطرح کردید ، آن قضیه برای اوایل اسلام بود و مسلمانان ضعیف بودند . اما قضیه حضرت زهرا اوایل اسلام نبود .

مجری :

پس چرا مسلمانان به خانه حضرت حمله کردند ؟

بیننده :

ما این را قبول نداریم .

مجری :

پس چرا ابوبکر از این کار اظهار پشیمانی کردند ؟

استاد یزدانی :

شما قبول ندارید ، علمای شما آن قضیه را با سند معتبر نقل کردند . از جمله در کتاب مسند فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ، تألیف جلال الدین سیوطی ، صفحه ۳۴ ، روایت ۲۸ که از زبان خلیفه اول نقل کرده :

فاما التی فعلتها ووددت انی لم افعلها ووددت انی لم اکن اکشف بیت فاطمه وترکته وانی اغلق علی الحرب

ای کاش من وارد به زور وارد خانه فاطمه نمی شدند و ان را ترک می کردم . حتی اگر برای جنگ بسته شده بود .

آقای سیوطی در ادامه می گوید :

انه حدیث حسن

سند روایت حسن و خوب است .

جلال الدین سیوطی ، مسند فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ، ص ۳۴ ، ح ۲۸

روایتی که با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده . نه یک روایت بلکه چندین روایت نقل شده که این ها هجوم آوردند . حتی همین که تهدید کردند ، برای این مسأله کفایت می کند .

در مورد ازدواج ام کلثوم هم ما بارها جواب دادیم . شما نمی توانید روایتی پیدا کنید که اصل داستان ازدواج را بیان کرده باشد و برای شما عوارض نداشته باشد . ما اصلا این قضیه را قبول نداریم ، همانطور که شما این قضیه را قبول ندارید . شما در قضیه ازدواج ام کلثوم هیچ روایتی نمی توانید پیدا کنید که برای شما عوارض بدتر از هجوم را نداشته باشد . ما نمی خواهیم به این مسأله بپردازیم . بحث ازدواج ام کلثوم برای شما هیچ سودی ندارد ؛ بلکه عکس آن ، به ضرر شما هم هست . ما در برنامه های آینده به صورت مفصل بیان خواهیم کرد .

قضیه هجوم ثابت است . این که چرا حضرت امیر (علیه السلام) به دستور پیامبر (صلی الله علیه وآله) صبر کردند هم ثابت است . همان طور که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) صبر کردند . همان طور که در کربلا صبر کردند . خیلی از دوستان شیعه هم این شبهه به ذهنشان می رسد . چطور وقتی بحث کربلا مطرح می شود ، شما همه را می پذیرید . امام سجاد (علیه السلام) با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرقی ندارند ، نه از نظر غیرت و نه از نظر شجاعت . کلهم نور واحد . چطور در مقابل امام سجاد (علیه السلام) عمه جانشان ، بی بی زینب (سلام الله علیها) ، کتک خوردند و ایشان صبر می کنند و هیچ حرکتی از خود نشان نمی دهند . برای امام (علیه السلام) فرق نمی کند که دستش باز باشد یا بسته باشد ، بیمار باشند یا سالم باشند ، با یک اشاره می تواند تمام عالم را نابود کند . چون خلیفه خداوند است و همه عالم به وجود امام (علیه السلام) بستگی دارد . اما امام زین العابدین (علیه السلام) در آن جا صبر کدرند و همه شیعیان هم می پذیرند ، سنی ها هم نقل کردند و آن را پذیرفتند . اما وقتی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می رسند ؛ چون می دانند طرف مقابل چه کسانی هستند ، متأسفانه نمی پذیرند و این جز لجاجت نمی تواند باشد . حق کاملا واضح و روشن است و بر همه حجت تمام است .

مجری :

از شما استاد یزدانی و هم چنین شما بینندگان عزیز که ما را در این برنامه همراهی کردید ، تشکر و قدردانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .