برخی از کارشناسان وهابی مدعی هستند که روایت «شاب أمرد؛ بچه بی‌ریش» درست نیست و ابن تیمیه هم آن را تصحیح و قبول نکرده است. اما کارشناس مشهور وهابی منصور بن عبد العزیز السماری، تصحیحات بزرگان اهل سنت؛ از جمله ابن تیمیه ، ابن کثیر، ابو زرعه رازی و … را نقل و تأیید کرده است .

 

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

 

دانلود اسکن ها

دانلود اسکن ها

 


 

متن کامل برنامه

برنامه : یهوابیت (۱۲ )

تاریخ : ۲۵ / ۰۲ / ۹۶

مجری :

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

خدمت تک تک شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام داریم . با یکی دیگر از برنامه های یهوابیت به کارشناسی استاد یزدانی عزیز در خدمت شما عزیزان هستیم .

استاد یزدانی :

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد والیه یعود والصلاه والسلام علی الشاهد والمشهود لکل موجود محمد المحمود وعلی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب والشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود .

بنده هم خدمت حضرتعالی و همچنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب و احترام دارم. طبق نقلی امشب میلاد با سعادت حضرت رقیه علیها السلام است که این شب مبارک را خدمت شما تبریک و تهنیت عرض می کنم . ان شاء الله خداوند ما را از شفاعت آن حضرت در قیامت ، برخوردار کند و با آن حضرت و پدر بزرگوارشان حضرت سید الشهدا علیه السلام محشور گرداند .

مجری :

عرض کردم که نام برنامه ، یهوابیت ، ترکیبی از یهود و یهوه و وهابیت است و وجه اشتراکی که این ها به آن دارند ، مورد بحث ما در این برنامه است و این که اگر ما می گوییم عقاید توحیدی وهابیت و یهود ، یک ریشه مشترک دارد ، به چه علت است . استاد یزدانی عزیز مطالب بسیار ناب و جدیدی بیان کرده و آن ها را واکاویی می کنند .

در جلسه گذشته ما بحثی را در مورد روایتی جنجالی و  بحث بر انگیز و البته جذاب برای شیعیان را شروع کردیم . روایت شاب امرد که خدای وهابیت است . امشب برنامه دومی است که به کارشناسی استاد یزدانی عزیز به آن می پردازیم .

استاد یزدانی :

ما در جلسه گذشته وارد بحث شاب امرد شدیم که اگر بخواهیم ترجمه ی دقیقی داشته باشیم ،‌همان نوجوان بی ریش می شود . خدایی که سلفی ها از احمد بن حنبل گرفته تا ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب و علمای امروزیشان ، به آن معتقد هستند خداوند جوانی است که هنوز ریش در نیاورده ،‌ بسیار زیبا است ، موهایی پرپشت و فرفری دارد . به صورتی که موهایش بر روی لاله های گوشش افتاده . کفش های طلایی به پا دارد و در یک سبزه زاری ایستاده و گاها با پیامبرش مصافحه می کند و حتی گاهی پیامبرش را بغل کرده . گاهی هم دستش را بر پشت پیامبر گذاشته و پیامبر سردی دست خدا را از بین سینه خود حس می کند .

روایت را در ادامه به صورت مفصل می خوانیم . روایتی که در آن توهین های و دروغ های زیادی که در مورد خداوند مطرح شده . گفتیم که این فرقی اساسی بین تمام مسلمانان و اهل حدیث است که متأسفانه اهل حدیث بر این مطلب خیلی تأکید دارند . البته از این طرف هم کسانی هستند که ادعا دارند روایت شاب امرد درست است . اما اکثرا قبول ندارند و حتی این روایت را تأویل می برند ، مثل آقای فخر الدین رازی که از زبان ابن تیمیه خواندیم .

در هفته گذشته ما دیدگاه آقای ابن زاغونی را خواندیم که از اهل حدیث های بسیار مشهور است که در زمان خودش امام حنابله بوده . هم چنین نظر آقای ابن تیمیه حرانی را در کتاب بیان تلبیس الجهمیه خواندیم . ایشان این بحث را در جلد هفتم از این کتاب مطرح کرده بود . ابن تیمیه صراحتا روایت شاب امرد را در صفحه ۲۹۰ از این کتاب تصحیح می کند :

وهذا یدل على أنه رآه وأخبر أنه رآه فی صوره شاب دونه ستر وقدمیه فی خضره وأن هذه الرؤیه هی المعارضه بالآیه والمجاب عنها بما تقدم فیقتضی أنها رؤیه عین کما فی الحدیث الصحیح المرفوع عن قتاده عن عکرمه عن ابن عباس قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم رأیت ربی فی صوره شاب أمرد له وفره جعد قطط فی روضه خضراء .

این روایت دلالت می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده . او خدایی را دیده که جوان است و پاهایش در سبزه زار است . این رؤیتی که می می گویم با این آیه در تضاد است که جواب داده شد .

این که اگر با نور خود تجلی کند ، نمی توان با چشم دید ؛ اما اگر با نور خود تجلی نکند ،‌می توان دید .

این روایت اقتضا می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با چشم سر دیده ، همان طور که در حدیث صحیح مرفوع از قتاده از عکرمه از عبد الله بن عباس نقل شده که گفت : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود : خدا را دیدم ، در حالی که جوانی بدون ریش با موهای فرفری و پرپشت است که در باغی سرسبز ایستاده .

ابن تیمیه ، بیان تلبیس الجهمیه ، متوفای ۷۲۸ هـ ، چاپ عربستان ، ج ۷ ، با تحقیق محمد البریری ، ص ۲۹۰

این خدایی است که ابن تیمیه تجسیم می کند و واقعا سرگردان است ؛ چون در یک جا می گوید : پیامبر (صلی الله علیه وآله) با چشم سر و در بیداری خدا را دیده . گاهی هم می گوید : در خواب بوده و رؤیت منام بود . گاهی هم می گوید : این رؤیت ، رؤیت قلب بوده و رؤیت قلب از رؤیت چشم ظاهری بالاتر و قوی تر است . در هر صورت چه در بیداری دیده باشد ، چه در خواب دیده باشد ، چه رؤیت چشم سر باشد ، چه رؤیت چشم قلب باشد ، خدای وهابی ها یک نوجوان بی ریش زیبا است .

ما از آقایان سلفی و وهابی می خواهیم که از این خدای شاب امرد خود دفاع کنند . شمایی که این همه فریاد از توحید می زنید ، همه عالم و همه عقلاء به این خدای جوان بی ریش ، کافر هستند . شما راهی غیر از پذیرفتن این خدای شاب امرد ندارید . البته از علمای اهل سنت فتوای صریح داریم که هر کس به خدای شاب امرد اعتقاد داشته باشد ، کافر است .

مجری :

کلیپ هایی در باره این روایت از شبکه های وهابی داریم . با هم ببینیم که چه توجیهاتی در مورد این روایت می آورند تا بخواهند از محتوای روایت فرار کنند که در حقیقت یک ضربه کاری به عقاید فاسد وهابیت است .

کلیپ (۱ ) :

بیننده :

بنده می خواستم نظر شما را در مورد روایت شاب امرد که جناب ابن تیمیه می آورد و تأکید می کند که این روایت صحیح هم هست ،‌ چیست ؟ اولا ، شما این روایت را صحیح می دانید یا نمی دانید ؟ دوما ، نظر شما در مورد کسی که به این قضیه معتقد باشد ، چیست ؟

خدمتی ، کارشناس وهابی :

در مورد فرمایشات شیخ الاسلام ابن تیمیه فرمودید که بارها عرض کردیم این یک نوع تهمت است و نه تنها شما ؛ بلکه کل اهل بدعت و کل مشرکین و کل غربی ها ، شیخ الاسلام را دوست ندارند . چون این بزرگوار در راستای اثبات نشر توحید و یکتا پرستی کوشید و با شرک و بدعت و خرافات مبارزه کرد . لذا شما که با بدعت و خرافات و شرک ، با هم هستید ، از این شخص بدتان می آید . توصیه می کنم بیشتر در مورد زندگی این بزرگوار بخوانید که چقدر در نشر توحید و علم و اسلام ناب محمدی تلاش کرد .

مجری :

آقای خدمتی بودند که گفتند :این تهمتی است که اهل بدعت به شیخ الاسلام تیمیه می زنند و اصلا ابن تیمیه چنین اعتقادی ندارد و شما به او تهمت می زنید . ایشان اساسا منکر وجود چنین روایتی شد که بخواهد ابن تیمیه به آن معتقد باشد .

استاد یزدانی :

این اعتقاد به حدی قبیح و زشت است که طبیعی است شخصی مثل آقای خدمتی آن را انکار کند . در صورتی که جایی برای انکار نمانده . روایت در کتاب خود ابن تیمیه آمده و خودش هم تصحیح کرده و ده ها صفحه در مورد این روایت صحبت کرده و درصدد این است که بین روایت همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و روایت ابن عباس و روایت ام طفیل جمع کند . پس در این صورت جایی برای انکار باقی نمی ماند . همان طور هم که ما نشان دادیم ، ابن تیمیه ، ابن کثیر ،‌البانی ، ابوزعه و طبرانی این روایت را تصحیح کردند .

بنده از زبان یکی از بزرگان وهابیت ، آقای السماری که ایشان کارشناس شبکه عربی وصال است ، نشان می دهم . ایشان کتابی را با عنوان نقض عثمان بن سعید ، تحقیق کرده . اصل کتاب برای آقای عثمان بن سعید دارمی از علمای اهل سنت ، متوفای ۲۸۰ هـ است که آقای سماری این کتاب را تحقیق کرده . کتاب در دار المیمان عربستان سعودی چاپ شده . صفحه ۳۳۳ به بعد ، ذیل روایت ۳۳۵ :

بنده در مورد این روایت بارها توضیح دادم که این روایت به هیچ عنوان نمی تواند از ابن عباس درست باشد ؛ بلکه روایتی از کعب الاحبار یهودی است که ان شاء الله شاهد آن را نشان خواهم داد . عکرمه خارجی از کعب الاحبار یهودی شنیده و به عبد الله بن عباس نسبت داده .

وروى المعارض عن شاذان عن حماد بن سلمه عن قتاده عن عکرمه عن ابن عباس رضی الله عنهما عن النبی صلى الله علیه وسلم قال ( دخلت على ربی فی جنه عدن شاب جعد فی ثوبین أخضرین .

از ابن عباس از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل شده که نعوذ بالله حضرت فرموده باشند : من بر خدای خود در بهشت وارد شدم که جوان با موهای پرپشت و فرفری بود و دو لباس سبز هم بر تن داشت .

این روایت را چه کسانی نقل کرده اند ؟ آقای سماری در پاورقی نام می برد :

روی احمد فی مسنده (۱ / ۲۸۵ ) ح۲۵۸۰ ، وابن ابی عاصم فی السنه (۱ /۱۹۱ ، ۱۹۲ ) ح ۴۴۰ ، وعبد الله بن احمد فی السنه ( ح۵۶۳ ) والطبرانی فی السنه (کما فی اللآلی المصنوعه ۱ / ۲۹ ) ، والدار القطنی فی الرؤیه (ح ۲۴۶ ، ۲۶۶ ) وابن عدی فی الکامل (۲ /۲۶۰ ) فی ترجمه حماد بن سلمه ، وغلام الخلال فی جزئه فی الصفات (ل ۷ /ب ) ، واللالکائی فی شرح اصول الاعتقاد (ح ۸۹۷ ) وابویعلی الفراء فی ابطال التأویلات (۱ /۱۳۳ ، ۱۳۶ ،۱۴۳ ) ح ۱۲۲ ، ۱۲۳ ، ۱۲۵ ، ۱۲۶ ،۱۲۷ ،۱۲۹ ، ۱۴۳ ، والبیهقی فی الاسماء والصفات ( ۲ / ۳۶۳ ) من طریق عن اسود بن عامر شاذان عن حماد بن سلمه ، عن قتاده ، عن عکرمه ، عن ابن عباس رضی الله عنهما قال قال رسول الله (ص) : رأیت ربی عزوجل فی صوره شاب امرد له وقوله جعد قطط علیه حله خضراء …

احمد در مسند ، ابن ابی عاصم در السنه ، عبد الله بن احمد بن حنبل در السنه ، طبرنی در السنه ، دار قطنی در الرؤیۀ ، ابن عدی در الکامل ، لالکائی در شرح اصول الاعتقاد ، ابویعلی فراء در ابطال التأویلات ، بیهقی در اسماء والصفات …. نقل کردند که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل شده : رأیت ربی عزوجل فی صوره شاب امرد له وقوله جعد قطط علیه حله خضراء .

در ادامه باز هم اشخاصی که این روایت را با تعبیرات مختلف نقل کردند را نام می برد . از جمله این روایت :

قوله : دخلت علی ربی فی جنه عدن .

رواه الترمذی فی سننه (۵ /۳۹۵ ) ح ۳۲۷۹ ، و ابن ابی عاصم فی السنه (۱ /۱۹۰ ) ح۴۳۷ ، وابن خزیمه فی التوحید ( ۱ / ۴۸۱ ، ۴۸۳ ) ح ۲۷۳ ،۲۷۴ ، و ابن ابی داود فی السنه …

وفی المنتخب من العلل للخلال (ص ۲۸۰ ) عقب روایته للحدیث عن المروذی انه قال : وقرأته علیه بطوله ـ یعنی الحدیث بطوله قراءه علی الامام الاحمد ـ فصححه .

این روایت را ترمذی در سنن ، ابن ابی عاصم در السنه ، ابن خزیمه در التوحید ، ابن ابی داود در السنه … نقل کردند .

در ادامه به این بحث میرسد که آیا احمد بن حنبل این روایت را تصحیح کرده یا نکرده :

می گوید : در کتاب علل که برای آقای خلل است ، در صفحه ۲۸۰ بعد از نقل این روایت از مروذی آمده که گفت : من این روایت طولانی را با تمام طول و تفصیلش بر آقای احمد بن حنبل خواندم . احمد بن حنبل هم گفت : روایت صحیح است .

احمد بن حنبل ، امام حنابله ، به صحت این روایت اعتراف کرده است .

در صفحه بعد ادامه می دهد :

قلت : یقولون لم یسمع قتاده من عکرمه ؟ فغضب واخرج کتابه فیه سماع قتاده من عکرمه سته احادیث .

به احمد بن حنبل گفتیم :قتاده از عکرمه روایتی نشنیده ؟ عصبانی شد و شش روایت از کتاب های خود نشان داد که قتاده از عکرمه روایت نقل کرده .

در روایت بعدی می گوید :

قال سمعت شاذان یقول : ارسلت الی ابی عبد الله استأذنه فی ان احدث بحدیث حماد عن قتاده عن عکرمه عن ابن عباس عن النبی : رأیت ربی عزوجل فقال : قل له : قد حدث به العلماء ، حدث به .

شاذان می گوید : من شخصی را نزد احمد بن حنبل فرستادم و از او اجازه خواستم که این روایت حماد از قتاده از عکرمه از ابن عباس را نقل کنم . ایشان گفت : بله ، این روایت را نقل کن . به این دلیل که علما این روایت را نقل کردند .

عن الطبرانی انه قال : حدیث قتاده عن عکرمه عن ابن عباس عن النبی فی الرؤیه صحیح من زعم انی رجعت عن هذا الحدیث بعدما حدثت به فقد کذب … و روی ایضا بسنده عن الطبرانی انه قال : سمعت ابن صدقه الحافظ یقول : من لم یؤمن بحدیث عکرمه فهو زندیق . ثم روی بسنده الی البرذعی قال : سمعت ابوزرعه الرازی یقول : من انکر حدیث قتاده عن عکرمه عن ابن عباس قال : قال : رسول الله : رأیت ربی عزوجل ، فهو معتزلی …

عن السنه الطبرانی انه قال : سمعت ابابکر بن الصدقه یقول : سمعت ابازرعه الرازی یقول : حدیث قتاده عن عکرمه عن ابن عباس فی الرؤیه صحیح … لا ینکره الا معتزلی .

 

از طبرانی نقل می کند که حدیث قتاده از عکرمه از ابن عباس از پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مورد رؤیت ، صحیح است . هر کس خیال کند من از حرفم در مورد نقل این روایت برگشتم ، او دروغگو است .

از طبرانی با سند خودش از ابن صدقه نقل شده که می گفت : هر کس به حدیث عکرمه اعتقاد نداشته باشد ، او زندیق است .

روایت دیگری از ابوزرعه نقل می کند که هر کس حدیث قتاده از عکرمه از ابن عباس از پیامبر (صلی الله علیه وآله) که فرموده باشند : من پرورگارم را دیدم ، انکار کند ، معتزلی است .

از سنه طبرانی نقل می کند که گفت : از ابابکر بن صدقه شنیدم که می گفت از ابوزرعه شنیدم که احمد بن حنبل می گفت : حدیث قتاده از عکرمه از ابن عباس در مورد رؤیت صحیح است و کسی غیر از معتزلی آن را انکار نمی کند .

آقای خدمتی خوب دقت کنید ! شما گفتید : این روایت یک تهمت به ابن تیمیه است و بدعت گذار ها این تهمت را به ابن تیمیه زدند . حال از زبان یک کارشناس وهابی یک شبکه وهابی می خوانیم :

وقال ابن تیمیه ایضا فی (۳ / ل ۲۴۱ / أ ) : کما فی الحدیث الصحیح المرفوع عن قتاده عن عکرمه عن ابن عباس قال : قال رسول الله : رأیت ربی فی صوره امرد له وفره جعد قطط فی روضه خضراء وقال ابن کثیر فی تفسیره (۶ / ۴۴۸ ) : اسناده علی شرط صحیح .

قلت : فالحدیث صحیح ، صححه احمد وابوزرعه الرازی وابن صدقه والخلال وابوالحسن بن بشار وابوطالب العشاری والطبرانی وابویعلی وابن تیمیه وابن کثیر واحمد شاکر والالبانی وغیرهم …

ابن تیمیه گفته : همان طور که در حدیث مرفوع از قتاده از عکرمه از ابن عباس نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده باشند : پروردگارم دیدم در حالی که یک جوان زیبا با موهای پرپشت و فرفری در یک سبزه زار ایستاده بود . ابن کثیر هم در تفسیر خود گفته : سند این روایت شرایط صحیح بخاری را دارد .

آقای سماری در این جا نتیجه گیری می کند و می گوید :

حدیث کاملا صحیح است که احمد بن حنبل ، ابوزرعه رازی ، ابن صدقه ( از علمای اهل حدیث ) ، خلال حنبلی ، ابوالحسن بن بشار ، ابوطالب عشاری ، طبرانی ، ابویعلی و ابن تیمیه و احمد شاکر و البانی و دیگران این روایت را تصحیح کردند .

این مطالب مشت محکمی بر دهان کسانی است که قبول نمی کنند . بنده نمی دانم که آقای خدمتی این مطالب را دیده یا ندیده ؟ فکر می کنم که چون فرصت مطالعه ندارند ، شاید ندیده باشند و اگر انکار می کند ،‌از روی نادانی و عدم اطلاعش است.

در صفحه ۳۳۷ روایت دیگری از ام طفیل نقل می کند . در صفحه ۳۳۹ ادامه می دهد و می گوید :

وفی الاعتقاد الذی رواه عبدوس عن الامام الاحمد بن حنبل انه قال : … ، ومن السنه اللازمه التی من ترک منها خصله لم یقلها ویؤمن بها لم یکن من اهلها …

ومثل احادیث الرؤیه کلها وان نبت عن الاسماع واستوحش منها المستمع فانما علیه الایمان بها وان لا یرد منها حرفا واحدا ولا یناظره … وان النبی قد رأی ربه وانه مأثور عن رسول الله صحیح …

در کتاب الاعتقاد آقای عبدوس از امام احمد نقل کرده که می گفت : از سنت های لازمی که هر کس آن را ترک کند و به آن ایمان نداشته باشد و از اهل ایمان محسوب نمی شود ، ایمان به قدر ، تصدیق به احادیث …. است .

مثل احادیث رؤیت که باید به همه آن ها ایمان داشته باشد . حتی اگر مخاطب با شنیدن آن به وحشت بیافتند ، باید به آن ایمان بیاوریم و یک حرف از آن را هم رد نکنیم . چون این روایات از ثقات نقل شده ….

و این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده و این روایت مأثور از آن حضرت و صحیح است .

پس اصول اعتقادی احمد بن حنبل چند چیز بوده : ایمان به قضا و قدر و تصدیق به احادیث و این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) ،خدا را دیده و این روایت مأثور و صحیح است و همه حنابله باید به این مطلب اعتقاد داشته باشند .

عثمان بن سعید دارمی ،نقض عثمان بن سعید ، با تحقیق آقای سماری ، چاپ دار المیمان عربستان سعودی ، ص ۳۳۳ به بعد ، ذیل ح ۳۳۵

آقایان وهابی ! تکلیف خود را مشخص کنید . آیا خدای شما یک جوان زیبای موفرفری هست یا نیست ؟ اگر هست ، شما را با همان خدا رها می کنیم . اگر هم نیست و دروغ و تهمت به خداوند است ، حرف علمای شما در این زمینه مردود است و طبق بعضی از فتاوا کافر هستند . یا ابن تیمیه و پیروانش کافر هستند یا این اعتقاد درست است و همه شما طبق فتوای علمای اهل سنت کافر هستید .

مجری :

روایتی را که آقای خدمتی انکار کرده بود را دیدیم که هم ابن تیمیه و هم بسیاری از علمای دیگر وهابیون به آن معترف هستند . اگر آقای خدمتی دروغ گفتند ،‌ان شاء الله از این به بعد دیگر در این زمینه دروغ نگویند . اگر هم اطلاع نداشتند ، این ها هم اسناد و مدارک که این ها را نقد و بررسی کنند . راه دیگری در مورد این روایت وجود ندارد که حقیقتا این روایت بلایی بر جان وهابیت است .

اما در شبکه های وهابی عرب زبان ، توجیهاتی در این باره دارند که با هم می بینیم .

کلیپ (۲) :

الشحات ـ عالم وهابی :

ما گفتیم که حدیث صورت ، حدیثی که می گوید : خدا را در بهترین صورت دیدم یا زیاده ی دیگری که می گوید : خدا را به شکل یک جوان بی ریش دیدم . این زیاده ما آن را قبول نکرده ایم و حمل بر این می شود که این در خواب بوده و رؤیت قلبی بوده است .

مجری :

این عالم وهابی ، خیلی نرم تر صحبت کردند و گفتند : اگر این روایت را ما قبول کنیم ، حمل بر این می شود که رؤیت قلب بوده . یعنی پیامبر (صلی الله علیه وآله) با قلب خود خداوند را دیده . یعنی یک قدم عقب نشینی کردند و مثل آقای خدمتی نگفتند : اصلا چنین روایتی نیست . بلکه گفتند : اگر قبول کنیم ، رؤیت قلبی بوده . یعنی روایت در این زمینه وجود دارد .

استاد یزدانی :

بنده فتوای ابن عساکر که از یکی از علمای اهل سنت نقل می کند را بخوانم که هر کس معتقد به شاب امرد باشد ، کافر است . در کتاب مجلس فی نفی التشبیه ، تألیف ابن عساکر دمشقی ، با تحقیق مصطفی عدنان الحمدانی ، چاپ دار الفتح بیروت ، صفحه ۵۷ روایت را با سند خود نقل می کند :

اخبرنا الشیخ ابوالقاسم عبد الملک بن عبد الله بن داود الفقیه ، ابنا ابوعلی الحسن بن احمد المقریء ابنا ابو نعیم احمد بن عبد الله الحافظ قال : سمعت ابا اسحاق ابراهیم بن حمزه بن عماره یقول : اعتقادی ان من شبه الله بشیء من خلقه او اعتقد فی قلبه انه فی صوره شاب امرد فهو عندی کافر .

اعتقاد من به عنوان یک سنی این است که هر کس خدا را به یکی از مخلوقینش تشبیه کند ، یا این که کسی قلبا بپذیرد که خدا یک جوان بی ریش است ، او از نظر من کافر است .

حال آقای ابااسحاق ابراهیم بن حمزه بن عماره چه کسی است ؟

محقق در پاورقی می گوید :

هو ابواسحاق ابراهیم بن حمزه بن عماره الاصبهانی ( ت۳۵۳ هـ) قال ابونعیم : لم یر بعد عبد الله بن مظاهر فی الحفظ مثله ، جمع الشیوخ والسند وقال : عبد الله بن منده الحافظ : لم ار احفظ منه .(ذکر اخبار اصبهان (۱ :۱۹۹ ) ، شذرات الذهب (۳ : ۱۲ )

ابواسحاق ابراهیم بن حمزه بن عماره اصبهانی متوفای ۳۵۳ هـ است . ابونعیم گفته : بعد از عبد الله بن مظاهر در حفظ کسی مثل او نبوده . ایشان از حفاظ بزرگ بوده .

ابن عساکر دمشقی ، مجلس فی نفی التشبیه ، با تحقیق مصطفی عدنان الحمدانی ، چاپ دار الفتح بیروت ، ص۵۷

در این جا صریح و واضح می گوید : هر کس به شاب امرد معتقد باشد ، از دیدگاه این عالم سنی کافر است .

بنابراین یا روایت شاب امرد صحیح است که احمد بن حنبل ، ابوزرعه ، طبرانی ، ابن تیمیه ،‌البانی ، ابن کثیر ، احمد شاکر ، سماری و دیگران تصحیح کردند و خدای شما یک خدای بی ریش است که این خود کفر است . یا این مطلب دروغ است و واقعا درست نیست ؛ پس کسانی که این روایت را قبول و به آن اعتقاد داشتند ،‌ دچار مشکل می شوند .

اما توجیهی که آقای شحات ، عالم وهابی ، کرد که اگر این روایت درست باشد ،‌به معنای رؤیت قلبی است . بنده در مورد رؤیت قلبی یک برنامه را به صورت مفصل خواهم داشت ؛ اما یک مستند در این باره نشان می دهم که معنای رؤیت قلب چیست ؟

آقای نووی در شرح صحیح مسلم ، جلد ۳ ، چاپ مؤسسه قرطبه ، باب هفتم ، صفحه ۴ شروع می شود تا در صفحه ۸ میگوید :

وذهب الجمهور من المفسرین الی ان المراد انه رأی ربه سبحانه وتعالی ، ثم اختلف هؤلاء فذهب جماعه الی انه صلی الله علیه وسلم رأی ربه بفؤاد دون عینیه ، وذهب جماعه الی انه رآه بعینیه ، قال الامام ابوالحسن الواحدی : قال المفسرون : هذا اخبار عن رؤیه النبی صلی الله علیه وسلم ربه عزوجل لیله المعراج قال ابن عباس وابوذر وابراهیم التیمی : رآه بقلبه ، قال : وعلی هذا رأی قلبه ربه رؤیه صحیحه وهو ان الله تعالی جعل بصره فی فؤاده او خلق لفؤاده بصرا حتی رأی ربه رؤیه صحیحه کما یری بالعین ، قال وقد ذهب جماعه من المفسرین الی انه رآه بعینه وهو قول انس وعکرمه والحسن والربیع .

جمهور مفسرین معتقد هستند که منظور این است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده . اما اختلاف شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با قلب خود دیده نه با چشم خود ؟ جماعتی از علمای اهل سنت گفتند : با همین چشم سر خدا را دیدند . امام ابوالحسن واحدی گفته : مفسرین گفتند :این روایت ثابت می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در شب معراج دیده . این سخن را ابن عباس و ابوذر و ابراهیم التیمی گفته . بعضی ها هم گفتند :آن حضرت خدا را با قلب خود دیده . این که خدا را با قلب خود دیدند ، یک رؤیت صحیح است و نمی تواند اشتباه باشد .

در این زمینه آیاتی هم وجود دارد که آن ها را هم می خوانم .

ما اشیاء را با چشم سر می بینیم ؛ اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) با ما فرق دارد . آن حضرت علاوه بر این دو چشم سر که می دیده ، خداوند یک چشم دیگر در قلب او خلق کرده که با آن چشم همه چیز را مانند چشم سر خود می دیده . (یعنی هیچ تفاوتی نیست ؛ بلکه قوی تر هم هست . )

نووی ، شرح صحیح مسلم ، ج ۳ ، چاپ مؤسسه قرطبه ، باب هفتم ، ص ۸

بعضی ها هم استدلال های دیگری داشتند که آن ها را به صورت مفصل خواهیم خواند . در این جا می گوید :مگر عقل گفته که چشم حتما روی صورت باشد . این طور نیست ، خدا می تواند چشم را هر جایی که خواست خلق کند . گاهی روی صورت چشم خلق می کند و گاهی هم در قلب خلق می کند . رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هم در قلب خود چشمی داشته که با آن چشم خدا را می دیده . حال چه خدایی می دیده ؟ خدای جوان و زیبا با موهای فرفری با کفش های طلایی !!!

در هر صورت چه با چشم سر و چه با چشم قلب که همان چشم سر است ، یعنی پیامبر (صلی الله علیه وآله) طبق حرفی که این ها می زنند ، نعوذ بالله دو چشم در صورت و یک چشم در قلب خود داشته که این چشم خیلی قوی تر از چشم سر بوده . چون می توانسته از پشت گوشت و پوست و لباس خدا را می دیده .

ان شاء الله به صورت مفصل دیدگاه دیگر علمای اهل سنت را در این زمینه خواهم خواند .

مجری :

دیدیم که این نوع توجیهات نتیجه را تغییر نمی دهد و نمی توانند از روایت شاب امرد فرار کنند . هر توجیهی بیاورند ، یک نقد جدی و اساسی بر آن وارد است . کلیپ بعدی از آقای دمشقیه وهابی ناصبی است که با هم می بینیم .

کلیپ (۳) :

عبد الرحمن الدمشقیه ـ کارشناس وهابی :

خداوند لعنت کند کسی را که فکر می کند خداوند به شکل یک جوان بی ریش است . خداوند لعنت کسی را که فکر می کند پیامبر خداوند را با دو چشمش به شکل یک جوان بی ریش دیده است . اما این روایت دارای اشکالاتی است و حتی اگر صحیح باشد ، کسی که روایت را تصحیح کرده است ، گفته که این خواب است و خواب مطابق با واقع نیست . مثل زمانی که حضرت یوسف یازده ستاره و ماه و خورشید را دید که برای او سجده می کنند .

مجری :

در ابتدا خیلی جالب بود لعن کرد کسی را که معتقد باشد خدا به این شکل است . لعن کرد کسی را که معتقد باشد  پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در این شکل دیده است ، بر خلاف روایات صحیحی که دیدیم . در نهایت هم گفتند : روایاتی که در این زمینه است ، اصلا درست نیست و مشکلاتی دارند . اگر هم آن روایات را قبول کنیم ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) خداوند را در خواب دیدند .

استاد یزدانی ! آیا این توجیه می تواند راهگشای وهابیت باشد ؟

استاد یزدانی :

اگر این توجیه و این حرف ها راهگشا بود ، ایشان در مناظره با استاد ابوالقاسمی این توجیهات را می آورد . البته در آن جا توجیه کرد که با قلب خود دیده که فورا استاد ابوالقاسمی جواب دادند ابن تیمیه رؤیت قلب را قوی تر از رؤیت چشم می داند . اگر آقای دمشقیه شما مرد بودید و جرأت و حرفی برای گفتن داشتید ، در مناظره با استاد ابوالقاسمی می گفتید و آنقدر ذلیل و خوار نمی شدید تا مجبوری شوید سراغ مباحث دیگری بروید و از بحث اصلی فرار کنید . بینندگان عزیز آن مناظره را دیدند و آبروی چند ساله شما رفته . الان هم هر زمان که شما حاضر باشید ، اساتید شبکه جهانی ولایت آماده هستند .

روایت را با هم دیدید که صحیح صحیح است و آقای سماری از کارشناسانی که آقای دمشقیه در آن است ، گفته : امام احمد ،‌ابوزرعه ، طبرانی ، ابن تیمیه ، ابن کثیر و البانی تصحیح کردند . پس در صحت آن نمی توانید اشکال بگیرید ؛ چون تک تک روات آن از روات صحیح بخاری و صحیح مسلم است و همگی ثقه هستند و اتصال آن ها ثابت است . ابن تیمیه هم به صراحت این روایت را پذیرفته . پس اگر لعن کسی که به این روایات معتقد هستند ،‌درست باشد ،‌همه این ها ملعون هستند .

اما این که خدا را در خواب دیده ، ما مفصل پاسخ می دهیم . خواب پیامبر (صلی الله علیه وآله) با خواب بقیه فرق دارد . اولا ، روایت خواب ، روایت ام طفیل است که خود احمد بن حنبل این روایت را تضعیف می کند ،‌همان طوری که آقای سماری گفت . سماری در همین کتاب تصریح می کند روایت ام طفیل از پیامبر (صلی الله علیه وآله) که کلمه ” منام ” دارد را احمد بن حنبل نپذیرفته و در واقع این روایت ضعیف است .

حتی اگر در منام باشد ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) با چشم قلب خود دیده و روایات صحیح شما است که حضرت فرموده باشند : چشم سر من می خوابد ؛ اما چشم قلبم بیدار است . پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم با آن چشم قلب خود ، حتی در زمان خواب هم خدا را می بیند .

این کارشناس وهابی تشبیه کرد که مثلا حضرت یوسف علیه السلام ماه و ستاره را در خواب دید . یعنی ماه و ستاره واقعی را که ندید ؛ بلکه مثال آن ها را دید . پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم مثال خداوند را دیده . در این جا باز هم ماه و خورشید را به خدا تشبیه کردید . خداوند می تواند خود را به شخصیت کسی تمثیل کند ؟؟!!! این هم کفر واضح است .

البته آقای دمشقیه ! اگر شما حرفی برای گفتن داشتید ، در آن مناظره می گفتید . باز هم ما منتظر شما در شبکه الولایه و در برنامه الیهوابیه استاد ابوالقاسمی هستیم .

مجری :

توجیه آقای دمشقیه را هم دیدیم ، باز هم راهگشا نبود . چه بگویند رؤیت منام است یا این که مثل آقای خدمتی منکر اصل ماجرا باشند و بگویند این تهمتی به ابن تیمیه است و ابن تیمیه این روایت را تصحیح نکرده . هیچ کدام از این توجیهات راه حلی برای وهابیت نیست . باید آقایان وهابی یک توضیح قانع کنند برای این روایت بدهند .

کلیپ بعدی هم از کلیپ های ثابتی است که در هر برنامه یهوابیت به صورت چرخشی پخش می کنیم .

کلیپ (۴) :

عبد الرحمن سربازی :

آن کس که به مولانا محمد عمر ( سربازی ) رحمه الله زبان درازی کرد ، ادب دارد ؟! ادب دارد ؟!

شما در تاریخ بلوچستان … من وقتی می خواهم صحبت کنم ، در آن اغراق و رودر بایستی نیست ! آن چنان که مولانا محمد عمر سربازی ، پرچم توحید را بلند کرده . نه قبل از آن کسی بلند کرده ! آن چنان که علم من مطابقت می کند و نه بعد از آن کسی بلند کرده است !

به غیر مقلد بگو ، به غیر مقلد بگو : بمیر ! بمیر ! تا برهی ! بمیر تا برهی ! که این رنجی است که از مشقت وی تاب مرگ نتوان رست . یا برو اگر پدر داری ، اگر نطفه حلال داری ! برو نظیر زحمات مولانا محمد عمر سربازی را در تمام بلوچستان شرقی و غربی پیدا کن ‍!

غیر مقلد یعنی بدعتی ! غیر مقلد یعنی مبتدع ! فاسق ! پشت سر آن ها نماز خواندن فسق است ! پشت آن ها نماز قابل اعاده است ! کسی که از تعالیم قرآنی و حدیث نمی دانند !

دوستان چند وقت پیش قصه ی جالبی را تعریف کردند . در منطقه لاشار زمین ، چهار پنج ماه قبل ، جماعت تبلیغی رفته بودند . انسان فرومایه ! انسان نااهل ! انسان نا لایق ! غیر از این چیزی ندارد ! او برای خودش چهار پنج مقتدی فرستاده و گفته : شما که چیزی نمی دانید . هر ملایی که بلند شد و یک جمله عربی خواند ، او حدیث می خواند . شما بلند شوید و اعتراض کنید و بگویید : هذا حدیث ضعیف .

این حدیث ضعیف است ، همین جواب برا آنها بس است . چون خدا خواهد کسی رسوا کند . میلش اندر طعنه پاکان برد . جماعت تبلیغی ، همین چند ماه قبل رفته بود محترم آباد .کتیج ، همین دور و بر های لاشار زمین ، دور و بر فتوح .

جماعتی بیچاره ، مغرب بلند شد تا صحبت کند . غیر مقلد آن جا نشسته بود  همین را یاد گرفته بود که جماعتی هر چند خواند ، حدیث است . شما بلند شو و بگو : این حدیث ضعیف است . روسیاهی و بدبختی و بیچارگی غیر مقلد این بود که این مبلغ که تبلیغ می کرد . حدیث نمی خواند ، بلکه آیه قرآن می خواند . به او گفته بودند ، هر چه عربی می خواند ، حتما حدیث است و بگوید این حدیث ضعیف است . تبلیغ جماعتی وقتی شروع کرد . آیات قرآن را خواند ، غیر مقلد بلند شد و گفت : این حدیث ضعیف است . این چنین است که اگر خداوند بخواهد کسی رسوا کند ، میلش اندر طعنه پاکان برد !

در یک راهپیمایی سیاسی در ایران ، امام جمعه شعار خوبی تنظیم کرده بود : قل موتوا بغیظکم ؛ قل موتوا بغیظکم .

مولانا محمد عمر سربازی ۲۵ جلد تفسیر کلام الله نوشته : قل موتوا بغیظکم ! چیزی که غیر مقلد را اصلا نصیب نمی شود . مولانا محمد عمر نزدیک به ۱۰۰ عنوان کتاب ، تک جلدی تا چند جلدی نوشته است : قل موتوا بغیظکم !!

مجری :

صحبت های خیلی جالب آقای عبد الرحمن سربازی را دیدیم که بر علیه سلفیت و غیر مقلدین بود .

استاد یزدانی :

آقای عبد الرحمن سربازی این مباحث را در جواب یکی از شبکه های داعشی گفته بودند که در آن شبکه داعشی مولوی محمد عمر سربازی را تکفیر کرده و گفته بودند ایشان یک بدعت گذار است . ایشان هم عصبانی شدند و گفتند به این غیر مقلدین و این وهابی ها و این سلفی ها بگویید : از عصبانیت بمیرید !! شما که تحمل دیدن محمد عمر سربازی و کتاب های ایشان را ندارید ، از عصبانیت بمیرید . این که شما فاسق هستید ، شما بدعت گذار هستید ….

ما کلیپ آن را قبلا پخش کردیم .این حرف ها را بود که عالم بزرگ و امام جمعه اهل سنت چابهار و رئیس حوزه های علمیه این شهر به شبکه های داعشی گفتند . امیدواریم این شبکه ها مقداری پند و نصیحت گوش کنند و علیه بزرگان اهل سنت حرفی نزنند .

همان طور که شما در ابتدای برنامه توضیح دادید ، موضوع برنامه ما یهود ، وهابیت و یهوه است . همین روایت دیدن خدا هم از یهود سر چشمه گرفته . بنده روایت آن را از منابع اهل سنت نشان می دهم که اولین بار شخصیتی مثل کعب الاحبار این مطلب را مطرح می کند که خدا در همین دنیا دیده می شود و خداوند حضرت موسی علیه السلام را به کلیم الله بودن که با او صحبت می کرده و یک ویژگی هم به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) داده که بتواند خداوند را با چشم سر ببیند .

این اعتقاد ، اعتقادی است که یهود داشته و از کعب الاحبار ها منتقل شده و متأسفانه بعضی از تابعین و بعضی از کسانی که دین نداشتند و دروغگو بودند ، این مطالب را به عبد الله بن عباس و بقیه نسبت می دادند . روایت در سنن ترمذی نقل شده است .

الجامع الکبیر (سنن ترمذی ) ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، جلد ۵ ، چاپ دار الرساله العالمیه ، صفحه ۴۷۷ ، حدیث ۳۵۶۲ :

حدثنا ابن ابی عمر قال : حدثنا سفیان ، عن مجالد عن الشعبی قال : لقی ابن عباس کعبا بعرفه ، فسأله عن شیء فکبر حتی جاویته الجبال ، فقال ابن عباس : انا بنو هاشم ، فقال کعب : ان الله قسم رؤیته وکلامه بین محمد وموسی ، فکلم موسی مرتین ، ورآه محمد مرتین .

قال مسروق : فدخلت علی عائشه فقلت : هل رأی محمد ربه ؟ فقالت : لقد تکلمت بشیء قف له شعری ، قلت : رویدا ، ثم قرأت ” لقد رأی من آیت ربه الکبری ” نجم /۱۸ ، فقالت : این یذهب بک ؟ انما هو جبریل ، من اخبرک ان محمدا رأی ربه ، او کتم شیئا مما امر به ، او یعلم الخمس التی قال الله تعالی : ” ان الله عنده علم الساعه وینزل الغیث ” لقمان /۳۴ ، فقد اعظم الفریه  …

عبد الله بن عباس کعب الاحبار را در عرفه ملاقات کرد . چیزی را از او پرسید . او جواب داد و خیلی خوشحال شد و تکبیر گفت . به حدی تکبیر گفت که کوه ها هم تکبیر می گفتند . ابن عباس گفت : ما فرزندان هاشم هستیم .

البته این قسمت از روایت را تقطیع کردند که ابن بنو هاشم در جای دیگر مفصل تر آمده که در آینده روایت مفصل را توضیح خواهم داد .

کعب الاحبار (آن عالم یهودی ) این مطلب را تلقین کرد که خداوند رؤیت و کلامش را بین دو پیامبر خود تقسیم کرده . کلام را به حضرت موسی علیه السلام داده و دو بار با او صحبت کرده و دیده شدن در این دنیا را به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) داده و پیامبر (صلی الله علیه وآله)  هم دو بار خداوند را دید .

اولین بار این فکر از کعب الاحبار یهودی بین مسلمانان شایع شد .

در ادامه مسروق می گوید بر عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) وارد شدم . به او گفتم : آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدای خود را دیده است ؟ گفت : حرفی زدی که مو بر تنم سیخ شد . گفتم : مگر این آیه را نشنیده ای ؟ ایشان گفت : مقصود در این آیه ، جبرئیل است . هر کس به تو گفت : پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدای خود را دید …. او دروغ بزرگ و تهمت بزرگی به خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت داده . پیامبر (صلی الله علیه وآله) جبرئیل را دو بار با همان صورت واقعی اش دیده . یکبار در سدره المنتهی و بار دیگر ، در آسمان ها دید که پرهایش را باز کرده و تمام افق را بسته بوده .

محقق هم در پاورقی می گوید :

صحیح فان مجالدا وهو ابن سعید وان کان فیه ضعف …

سند روایت صحیح است ؛ با این که مجالد ضعیف است .

چون سند تابع و مؤید دارد ، سند کاملا صحیح می باشد .

الجامع الکبیر (سنن ترمذی ) ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، ج ۵ ، چاپ دار الرساله العالمیه ، ص ۴۷۷ ، ح ۳۵۶۲

این روایت به صورت واضح و روشن ثابت می کند این فکر از کعب الاحبار به میان مسلمانان وارد شده و مسلمانان به هیچ عنوان این فکر را قبول ندارند . جالب است که همین روایت در صحیح بخاری هم آمده . اما متأسفانه آقای بخاری به خاطر امانت داری زیادی که داشته ، ابتدای روایت را حذف کرده تا مردم متوجه نشوند قضیه چه بوده .

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر مصطفی طیب البغاء ، چاپ دار ابن کثیر ، جلد ۴ ، صفحه ۱۴۸۰ همان روایت از مسروق است :

حدثنا یحیى حدثنا وَکِیعٌ عن إِسْمَاعِیلَ بن أبی خَالِدٍ عن عَامِرٍ عن مَسْرُوقٍ قال قلت لِعَائِشَهَ رضی الله عنها یا أُمَّتَاهْ هل رَأَى مُحَمَّدٌ e رَبَّهُ فقالت لقد قَفَّ شَعَرِی مِمَّا قُلْتَ أَیْنَ أنت من ثَلَاثٍ من حَدَّثَکَهُنَّ فَقَدْ کَذَبَ من حَدَّثَکَ أَنَّ مُحَمَّدًا e رَأَى رَبَّهُ فَقَدْ کَذَبَ ثُمَّ قَرَأَتْ ) لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وهو یُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وهو اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ ( ) وما کان لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ الله إلا وَحْیًا أو من وَرَاءِ حِجَابٍ .

من به عایشه گفتم : ای مادر ! آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدایش را دیده ؟ گفت : یک حرفی زدی که مو  بر تنم سیخ شد . هر کس سه چیز را به تو گفت ، قطعا دروغ گفته . یکی از آن ها این است که هر کس به تو گفت که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده ،‌ او دروغگو است . بعد این آیه را خواند که ” لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وهو یُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وهو اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ ” ” وما کان لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ الله إلا وَحْیًا أو من وَرَاءِ حِجَابٍ “. هر کس این را گفت ، دروغگو است .

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر مصطفی طیب البغاء ، چاپ دار ابن کثیر ، ج ۴ ، ص ۱۴۸۰

ابتدای روایت در کتاب سنن ترمذی به صورت مفصل بود که گفتگوی ابن عباس و کعب الاحبار یهودی در عرفه بود که کعب الاحبار یک فکر یهودی را وارد جامعه مسلمانان می کنند و متأسفانه مسلمانان این فکر یهودی را سینه به سینه نقل می کنند و معتقد می شوند که خداوند یک جوان بی ریش است و پیامبر (صلی الله علیه وآله) در همین دنیا خدا را دیده . این کفر واضح است که کسی در این دنیا خدا را با همین چشم دیده باشد . علمای اهل سنت گفتند که هر کس چنین اعتقادی داشته باشد ، کافر است . اما متأسفانه آقای بخاری که اصح کتب بعد کتاب الله است ، ابتدای روایت را حذف می کند تا مردم متوجه نشوند که این فکر از کجا بوده و عایشه چه کسی را تکذیب کرده . همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) به صراحت در این روایت ثابت می کند که کعب الاحبار در این فکر دروغ گفته و یک کذاب است و می خواهد اسرائیلیات را وارد اسلام کند .

همین روایت در جلد ۶ از صحیح بخاری ، صفحه ۲۶۸۷ ، حدیث ۶۹۴۵ آمده :

حدثنا محمد بن یُوسُفَ حدثنا سُفْیَانُ عن إِسْمَاعِیلَ عن الشَّعْبِیِّ عن مَسْرُوقٍ عن عَائِشَهَ رضی الله عنها قالت من حَدَّثَکَ أَنَّ مُحَمَّدًا e رَأَى رَبَّهُ فَقَدْ کَذَبَ وهو یقول ) لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ ( وَمَنْ حَدَّثَکَ أَنَّهُ یَعْلَمُ الْغَیْبَ فَقَدْ کَذَبَ وهو یقول لَا یَعْلَمُ الْغَیْبَ إلا الله .

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، ج ۶ ، ص ۲۶۸۷ ، ح ۶۹۴۵

در این روایت هم از ابتدا و هم از انتها حذف کردند ؛ اما مشخص است که موضوع همان است و داستان همان داستان کعب الاحبار یهودی و عبد الله بن عباس است که متأسفانه آقای بخاری روایت را به صورت کامل نقل نکرده و اگر کامل نقل می کردند ، مردم متوجه می شدند که مقصود چیست ؟ و آیا چنین روایتی درست است یا نیست و این دروغگو چه کسی است ؟ آقای کعب الاحبار یهودی دروغگویی است که افکار یهود را وارد دین اسلام کرد .

در مباحث بعدی ثابت خواهیم کرد که یهوابیت یک حقیقت است . یهود تلاش کرد که افکار یهوه را وارد دین اسلام کند و وهابیت زایده افکار یهود و میراث یهوه است .

مجری :

دیدیم که ریشه این روایت باز هم به یهود و کعب الاحبار یهودی برمی گردد و این که چگونه توانسته چنین روایتی را نقل کند و ابن عباس و پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت دادند . امروز هم این روایت را نقل و به آن رجوع می کنند و عقیده را بر مبنای آن شکل می دهند . این همان مصیبتی است که در برنامه های قبل صحبت کردیم چگونه همین اسرائیلیات در عقاید مسلمین و در عقاید اسلامی تأثیر گذار بوده .

استاد یزدانی :

جمع بندی مطلب این که انکار شبکه های وهابی در مورد روایت شاب امرد فایده ای ندارد . روایت در منابع اهل سنت با سند صحیح نقل شده . بزرگان اهل سنت مثل احمد بن حنبل ، ابوزرعه ، طبرانی ، ابن تیمیه و ابن کثیر و دیگران همه این روایت را تصحیح کردند و ثابت می کند پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در همین دنیا ، با چشم خود دیده . خدایی که جوانی زیبا با موهای فرفری و با کفش های طلایی است که در یک باغ سرسبزی که همان بهشت بوده ، ایستاده . این روایت طبق فتوای علمای اهل سنت ، هر کس به خدای جوان امرد معتقد باشد ، کافر است .

باز هم ثابت کردیم این فکر دیده شدن خداوند در این دنیا توسط پیامبر (صلی الله علیه وآله) یک فکر یهودی است که کعب الاحبار یهودی که به ظاهر مسلمان شده بود ، از کتاب های خودشان وارد دین اسلام کردند و متأسفانه عده ای فریب این ها را خوردند و عده ای این روایت را به دروغ به عبد الله بن عباس نسبت دادند ، در حالی که حرف ، حرف کعب الاحبار یهودی است و می خواهد ثابت کند خداوند کلامش را به حضرت موسی داده و دیدنش را به رسولخدا (صلی الله علیه وآله) داده .

توجیه بعضی ها را هم که گفته بودند ، رؤیت قلبی بوده ، پاسخ دادیم که رؤیت قلبی ، رؤیت قوی تری است . رؤیت قلب به این معنا است که خداوند در قلب پیامبرش چشمی مانند چشم سر خلق کرده و پیامبر (صلی الله علیه وآله) با آن چشم قلبش خدا را دیده در حالی که یک جوان زیبا با موهای فرفری بی ریش است .

در برنامه بعد ، دیدگاه ابویعلی فراء حنبلی و سایر حنابله را خواهیم خواند و ثابت خواهیم کرد که راه فراری برای وهابیت و سلفی ها وجود ندارد . یا به خدای موفرفری و جوان کافر شوید یا این که بپذیرید . هر کدام را که بپذیرید ،طبق فتوای علمای اهل سنت کفر شما ثابت می شود.

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان محترم که ما را در این برنامه هم همراهی کردید ، تشکر و قدردانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .