پیروان ابن تیمیه مدعی هستند که رسول خدا صلی الله علیه وآله ، خدا را در خواب دیده است . اگر هم در بیداری بوده با چشم سر ندیده ؛ بلکه با چشم قلب دیده است …

در این برنامه به تفصیل بررسی شده است که معنای دیدن با چشم قلب چیست .

همچنین دیدگاه اهل بیت علیهم السلام در باره دیده شدن خدا در دنیا، از روایات شیعه توضیح داده شده است …

 

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

 

دانلود اسکن ها

دانلود اسکن ها

 


 

برنامه : یهوابیت (۱۴ )

تاریخ : ۰۸ / ۰۳ / ۹۶

مجری :

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

خدمت تک تک شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام داریم . آرزوی قبولی نماز و روزه و طاعات و عبادات شما را در این ماه پرخیر و برکت را از خداوند بزرگ خواستاریم . ان شاء الله ما را هم از دعای خیر خود فراموش نکنید . با یکی دیگر از برنامه های یهوابیت به کارشناسی استاد یزدانی عزیز در خدمت شما عزیزان هستیم .

استاد یزدانی :

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد والیه یعود والصلاه والسلام علی الشاهد والمشهود لکل موجود محمد المحمود وعلی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب والشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود .

بنده هم خدمت حضرتعالی و همچنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب و احترام دارم.امیدوارم طاعات و عبادات شما مورد قبول درگاه الهی قرار گرفته باشد و ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید .

مجری :

ما در این برنامه بعد از مباحث مقدماتی که مطرح شد ، از جمله مبحث تأویل که روی آن تأمل و توقف بیشتری داشتیم ،‌وارد بررسی مصادیق و روایاتی شدیم که ثابت کننده عقاید فاسد وهابیت و سلفیت است و آن موضوع حیاتی و کلیدی توحید و اولین رکن از ارکان دین مبین اسلام بود . اولین مصداق روایت معروف و مشهور ” شاب امرد ” است . همان روایتی که از دید وهابی ها و سلفی ها ، روایت صحیحی است که در آن ادعا شده العیاذ بالله پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در شکل یک جوان بی ریش با موهای فرفری و پرپشت و در یک چمنزار ایستاده . استاد یزدانی در این باره توضیحات فراوانی بیان کردند .

امشب می خواهیم ببینیم امشب هم ادامه آن مباحث را خواهید داشت یا این که مبحث امشب چیز دیگری است که اصلا ربطی به شاب امرد ندارد .

استاد یزدانی :

ما چهار برنامه گذشته که در مورد شاب امرد داشتیم ، ثابت کردیم که روایت شاب امرد از دیدگاه اهل حدیث صحیح است و اهل حدیث و پیروان احمد بن حنبل و پیروان ابن تیمیه و پیروان محمد بن عبد الوهاب ، این روایت را صحیح می دانند و طبق قواعد رجالی که مورد قبول آن ها است ، روایت شاب امرد یا همان جوان بی ریش ، از نظر آن ها صحیح است و راه فراری برایشان وجود ندارد . روات این روایت هم از روات صحیح بخاری و مسلم است . سند هم متصل است . با سندهای متعدد از اصحاب متعدد است که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) نعوذ بالله خدا را در حالتی دیده که جوان بی ریش با موهای فرفری در یک سبزه زاری با کفش های طلایی ایستاده بوده .

اما بعضی از این آقایان به خاطر فرار از این قضیه ، گفتند : رؤیت در این روایت ، رؤیت با چشم سر نیست . احمد بن حنبل هم هیچ گاه روایتی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با چشم سر دیده باشد را تأیید و تصحیح نکرده .

اولا ، حرفشان نادرست است ؛ چون احمد بن حنبل هر دو را هم رؤیت با قلب و هم رؤیت با چشم سر و هم رؤیت در منام را تصحیح و تأیید کرده است که ما از ابن تیمیه هم گفتیم . اما اگر ما بپذیریم که طبق عقیده احمد بن حنبل و پیروانش ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با قلب خود یا در خواب دیده ، به چه معنا است ؟

امشب ان شاء الله روی این قضیه به صورت مفصل بحث خواهیم کرد . قبل از آن دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام) را در مورد این روایت می خوانم . آیا دیدن خداوند امکان دارد ؟ اگر امکان دیدن باشد ، چطور می شود ؟ آیا با همین چشم سر می شود؟

بنده یکی دو روایت از کتاب های شیعه می خوانم . روایت بسیار زیبایی در نهج البلاغه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آمده است .

نهج البلاغه ، با تحقیق دکتر صبحی صالح ، چاپ قاهره ، خطبه ۱۷۹ :

ومن کلام له علیه السلام وقد سأله ذعلب الیمانی ، فقال : هل رأیت ربک یا أمیر المؤمنین ؟

فقال علیه السلام : أفأعبد ما لا أرى ؟ فقال : وکیف تراه ؟ فقال : لا تراه العیون بمشاهده العیان ، ولکن تدرکه القلوب بحقائق الإیمان .

ذعلب یمانی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) سؤال کرد : یا امیرالمؤمنین ! آیا پروردگارت را را دیده ای ؟ حضرت فرمودند :آیا امکان دارد که چیزی را عبادت کنم که آن را ندیده باشم . سؤال کرد : خدا را چگونه دیدید ؟

آیا به قول بعضی ها خدا شاب امرد بود یا طور دیگری بود ؟

حضرت فرمودند : خدا را نمی توان با همین چشم سر دید ؛ ولیکن می توان با حقایق و نور ایمان دید .

نهج البلاغه ، با تحقیق دکتر صبحی صالح ، چاپ قاهره ، خطبه ۱۷۹

هر چه قدرت ایمان انسان بالا باشد ، خدا را بهتر می تواند ببیند . اما نه خدایی که روی نشسته باشد و پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در کنار خود نشانده باشد . خدایی که همه اعضا را به جز ریش و عورت دارد .

این نظر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) است که در کتاب شریف نهج البلاغه آمده که خدا را می توان دید ؛ اما نه با این چشم سر . هر کس به اندازه ایمان و یقینی که داشته باشد ، قطعا خداوند را می تواند درک کند .

روایت دیگری در کتاب کفایه الاثر فی نصوص الائمه الاثنی عشر ، تألیف ابی القاسم علی بن محمد بن علی الخزاز قمی (از بزرگان شیعه در قرن چهارم ) که با سند صحیح اعلایی نقل شده :

حدثنا الحسین بن علی ، قال حدثنا هارون بن موسى ، قال ( ۳ ) محمد بن الحسن ، قال حدثنا محمد بن الحسن الصفار ، عن یعقوب ابن یزید [ عن ( ۴ ) محمد ] بن أبی عمیر ، عن هشام قال : کنت عند الصادق جعفر بن محمد علیهما السلام إذ دخل علیه معاویه بن ( ۵ ) وهب وعبد الملک بن أعین ، فقال له معاویه بن وهب : یا ابن رسول الله ما تقول فی الخبر الذی روى أن رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم رأى ربه على أی صوره رآه ؟ وعن الحدیث الذی رووه أن المؤمنین ( ۶ ) یرون ربهم فی الجنه على أی صوره یرونه . فتبسم علیه السلام ثم قال : یا فلان ما أقبح بالرجل یأتی علیه سبعون سنه أو ثمانون سنه یعیش فی ملک الله ویأکل من نعمه لا یعرف ( ۷ ) الله حق معرفته . ثم قال علیه السلام : یا معاویه إن محمدا صلى الله علیه وآله وسلم لم یر ربه تبارک وتعالى بمشاهده العیان ، وأن الرؤیه على وجهین : رؤیه القلب ورؤیه البصر ، فمن عنى برؤیه القلب فهو مصیب ، ومن عنى برؤیه البصر فقد کفر بالله وبآیاته ، لقول رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم : من شبه الله بخلقه فقد کفر .

ولقد حدثنی أبی عن أبیه عن الحسین ( ۱ ) بن علی علیهم السلام قال : سئل أمیر المؤمنین علیه السلام فقیل له : یا أخا رسول الله هل رأیت ربک ؟ فقال : وکیف أعبد من لم أره ؟ لم یره ( ۲ ) العیون بمشاهده العیان ( ۳ ) ولکن رأته القلوب بحقائق الإیمان …

حسین بن علی از هارون بن موسی از محمد بن حسن از یعقوب بن صفار از یعقوب بن یزید از محمد بن ابی عمیر از هشام نقل می کند که من نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که عبد الملک بن اعین و معاویه بن وهب وارد شدند . معاویه بن وهب از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد : یابن رسول الله ! نظر شما در مورد این روایت که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده است . اگر حضرت دیده ، خدا چگونه بوده ؟ روایت دیگری نقل شده که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) خدا را در بهشت دیده . به چه صورتی خدا را دیده ؟

امام صادق (علیه السلام) تبسمی می کنند و می فرماید : ای معاویه ! چقدر بد است که انسان هفتاد سال ، هشتاد سال عمر کند ، از نعمت های خدا بهره مند شود ، در سرزمین خدا زندگی کند ؛ اما خدا را آن طور که هست ، نشناسد .

سپس فرمودند : ای معاویه ! رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هیچ زمان خدا را با چشم سر ندیده است . دیدن دو گونه است . گاهی رؤیت قلبی است و گاهی هم رؤیت بصری است . اگر کسی منظورش این باشد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) با چشم قلب خدا را دیده ، او حرف درستی زده . اما اگر منظورش این باشد که با چشم سر دیده ، او به خداوند و به آیات او کافر شده . به دلیل این روایت که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل شده که هر کس خدا را به مخلوقاتش تشبیه کند ، او کافر است .

سپس روایتی از پدرانش از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل می کند که از ایشان سؤال شد ، ای برادر رسول خدا ! آیا خدایت را دیده ای ؟ فرمودند : چطور کسی را که ندیده ام عبادت کنم . خدا را نمی توان با چشم سر دید . اما با حقیقت و نور ایمان می توان خدا را دید .

خزار قمی ، کفایه الاثر ، ص ۲۶۰

در مورد حقائق الایمان ، علما به صورت مفصل بحث کرده اند که مقصود از حقیقت ایمان چیست ؟ آیا دلیل قطعی بر وجود خداوند است ؟ آیا نور ایمان است ؟ علامه مجلسی (ره) در کتاب مرآه العقول مفصل بحث کرده ؛ چون این روایت در کتاب شریف کافی هم آمده است .

این نظر امام صادق (علیه السلا) بود که بیان کردیم . در کتاب شریف کافی هم چند روایت در این زمینه آمده . کتاب شریف کافی ،‌ چاپ دار الحدیث ، جلد اول ، صفحه ۲۴۱ همان روایتی که نهج البلاغه هم بود دقیقا در این جا هم بیان شده .

علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن علی بن معبد ، عن عبد الله بن سنان ، عن أبیه قال : حضرت أبا جعفر علیه السلام فدخل علیه رجل من الخوارج فقال له : یا أبا جعفر أی شئ تعبد ؟ قال : الله تعالى ، قال : رأیته ؟ قال : بل لم تره العیون بمشاهده الابصار ( ۳ ) ولکن رأته القلوب بحقائق الایمان .

أبی رحمه الله قال : حدثنا علی بن إبراهیم بن هاشم ، عن أبیه ، عن علی بن معبد ، عن عبد الله بن سنان ، عن أبیه ، قال : حضرت أبا جعفر علیه السلام فدخل علیه رجل من الخوارج فقال له : یا أبا جعفر أی شئ تعبد ؟ قال : الله ، قال :رأیته ؟ قال : لم تره العیون بمشاهده العیان ، ولکن رأته القلوب بحقائق الإیمان .

شیخ کلینی ، چاپ دار الحدیث ، ج ۱ ، ص ۲۴۱

دو روایت در کتاب شریف کافی است و سه روایت در کتاب شیخ صدوق (علیه السلام) است .

توحید ، تألیف شیخ صدوق (ره) ، چاپ دار المعرفه ، صفحه ۱۰۸ :

أبی رحمه الله قال : حدثنا علی بن إبراهیم بن هاشم ، عن أبیه ، عن علی بن معبد ، عن عبد الله بن سنان ، عن أبیه ، قال : حضرت أبا جعفر علیه السلام فدخل علیه رجل من الخوارج فقال له : یا أبا جعفر أی شئ تعبد ؟ قال : الله ، قال :رأیته ؟ قال : لم تره العیون بمشاهده العیان ، ولکن رأته القلوب بحقائق الإیمان .

ابی رحمه الله قال : حدثنا سعد بن عبد الله قال : حدثنا احمد بن محمد بن ابی نصر عن ابی الحسن الموصلی ،عن أبی عبد الله علیه السلام قال : جاء حبر إلى أمیر المؤمنین علیه السلام فقال : یا أمیر المؤمنین هل رأیت ربک حین عبدته ؟ فقال : ویلک ما کنت أعبد ربا لم أره ، قال : وکیف رأیته ؟ قال : ویلک لا تدرکه العیون فی مشاهده الأبصار ولکن رأته القلوب بحقائق الإیمان .

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که حبری از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) پرسید :آیا تا به حال خدا را زمانی که عبادت می کنی ، دیده ای ؟ حضرت فرمودند : چطور خدایی را که تا به حال ندیده ام عبادت کنم . پرسید : چگونه دیده ای ؟ خدا را با چشم ظاهر نمی توان دید ؛ ولیکن با حقیقت و نور ایمان می توان خدا را درک کرد .

سند روایت کاملا صحیح است .

شیخ صدوق ، توحید ، چاپ دار المعرفۀ ، ص ۱۰۸

این وجه مشترک تمام روایات در این زمینه است . روایت ذعلب هم در این جا آمده . روایت بسیار طولانی است که در کتاب اهل سنت هم با سند صحیح نقل شده :

عن سعد الکنانی ، عن الأصبغ بن نباته ، قال : لما جلس علی علیه السلام فی الخلافه وبایعه الناس خرج إلى المسجد متعمما بعمامه رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم لابسا برده رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم ،متنعلا نعل رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم ، متقلدا سیف رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فصعد المنبر فجلس علیه السلام علیه متمکنا ، ثم شبک بین أصابعه فوضعها أسفل بطنه ، ثم قال : یا معشر الناس سلونی قبل أن تفقدونی ، هذا سفط العلم ، هذا لعاب رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم ، هذا ما زقنی ….

فقام إلیه رجل یقال له : ذعلب وکان ذرب اللسان ، بلیغا فی الخطب ، شجاع القلب فقال : لقد ارتقى ابن أبی طالب مرقاه صعبه لأخجلنه الیوم لکم فی مسألتی إیاه ، فقال : یا أمیر المؤمنین هل رأیت ربک ؟ قال : ویلک یا ذعلب لم أکن بالذی أعبد رباه لم أره ، قال : فکیف رأیته ؟ صفه لنا ؟ قال : ویلک لم تره العیون بمشاهده الأبصار ، ولکن رأته القلوب بحقائق الإیمان …

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در اولین روز روی منبر می نشیند و می فرماید :از من سؤال کنید . علم اولین و آخرین نزد من است ….

ذعلب که شخص بلیغ و زبان رسا داشت ، پرسید : آیا خدا را دیده ای ؟  حضرت فرمودند :آیا امکان دارد که چیزی را عبادت کنم که آن را ندیده باشم . سؤال کرد : خدا را چگونه دیدید ؟ حضرت فرمودند : خدا را نمی توان با همین چشم سر دید ؛ ولیکن می توان با حقایق و نور ایمان دید ….

شیخ صدوق ، توحید ، چاپ دار المعرفۀ ، ص ۳۰۵

روایت بسیار زیبایی است و تقریبا همه سند ها صحیح هستند و بعضی از آن ها مرسل است ؛ اما یکدیگر را جبران می کنند و در کل با سند صحیح است که نمی توان خدا را با چشم سر دید . البته روایت غیر از این ها بسیار زیاد است . بحث این که اصلا امکان دیدن خداوند وجود دارد یا ندارد را در آینده خواهیم داشت .

خلاصه مطلب این که از دیدگاه شیعه به هیچ وجه خداوند با چشم سر دیده نمی شود و هر کس چنین اعتقادی داشته باشد ، کافر به خداوند و به آیات خداوند است . اما خدا را با حقیقت ایمان و چشم قلب می توان دید . البته نه آن چشم قلبی که وهابی ها و سلفی ها می گویند . چشم قلب یعنی حقیقت ایمان و یقین به خداوند که می توان از این طریق خداوند را درک کرد .

این هم معنای رؤیت قلب در منابع شیعه بود . منابع اهل سنت را هم بررسی می کنیم که آن ها معنای رؤیت قلب و رؤیت در منام را چه گرفته اند ؟

مجری :

تااین جا دیدیم که از دید مکتب اهل بیت (علیهم السلام) رؤیت قلب به چه معنا است و در کلام اهل بیت (علیهم السلام) هم وارد شده و تفسیر و توضیح آن هم آمده که استاد یزدانی به خوبی به آن اشاره داشتند . ان شاء الله وارد دیدگاه مخالفین شیعه به خصوص سلفی ها و وهابی ها هم خواهیم شد . اما قبل از آن کلیپ هایی از علمای وهابی و یک عالم سرشناس اهل سنت در مورد همین روایت شاب امرد داریم . اولین کلیپ از یک عالم وهابی است با هم ببینیم نظر ایشان در مورد این روایت چیست ؟

کلیپ (۱) :

عائض الدوسری ـ استاد عقیده دانشگاه ملک سعود :

ابن تیمیه نگفته است که پیامبر خدایش را در بیداری دیده است و بسیاری از علماء از جمله ابن تیمیه تا زمانی که حدیث در نزد آن ها ثابت باشد آن را صحیح می دانند . ابن تیمیه در نسخه ی خطی از کتاب تلبیس بیان الجهمیه گفته است که الفاظ این حدیث صراحت دارد که این رؤیت در خواب بوده است و این مطلبی است که می توان به آن اعتماد کرد و یقین داشت و ابن تیمیه در نسخه ی خطی از بیان تلبیس الجهمیه لوح شماره ی ۱۵۷ گفته است که حق آن است که این رؤیت در خواب بوده است واضح است ؟ بسیار خب !

سؤال : آیا ابن تیمیه زمانی که گفت پیامبر خدایش را در خواب دیده است با عقیده ی مسلمانان مخالفت کرده است . در حالی که بسیاری از اشاعره تصریح کرده اند که دیدن خدا در خواب جایز است .

مجری :

یکی از علمای سرشناس وهابی که استاد عقیده در دانشگاه ملک سعود بود ،گفتند : اگر ابن تیمیه این مطلب را در کتابش گفته ، منظورش رؤیت منام است که بسیاری از اشاعره هم قبول دارند .

استاد یزدانی شما در جلسات قبل اشاره هایی شده ؛ اما این توجیهی که آقایان وهابی می آورند ، بهترین پاسخ به آن چیست ؟

استاد یزدانی :

ما از زبان ابن تیمیه خواندیم که هر سه نقل را دارند ، هم رؤیت با چشم سر را که روایت عکرمه از ابن عباس بود و آن را تصحیح کرده بود و هم رؤیت قلب و هم رؤیت منام را . خود ابن تیمیه هم مردد بود که کدام مورد را بپذیرد . به هر حال هر کدام که باشد ، در ماهیت خدای ابن تیمیه تفاوتی نمی کند . هر طور که باشد ، پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) یک جوان زیبای بی ریش را دیده که موهای فرفری پرپشت داشته و با کفش های طلایی در یک چمنزار ایستاده بوده .

این عالم وهابی میگوید : با چشم سر نباشد . در صورتی که ما در کتاب ابن تیمیه خواندیم که رؤیت قلب قوی تر از رؤیت بصر است . حتی به این آیه قرآن کریم استدلال کرده بود که مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ، اگر قلب چیزی را ببیند ، هرگز در آن دروغی نیست و قطعی است و دقیقا همان چیزی را که دیده ، گزارش میکند .

فرض را بر این می گذاریم که رؤیت قلب یا رؤیت در منام بوده . ما از آقای ابن حجر عسقلانی شروع می کنیم . ایشان این روایت را ، سخنان ابن تیمیه و ابن خزیمه و ابی یعلی و روایت ابن عباس را دیده و یک توجیه جالب را بیان می کند .

ابن حجر عسقلانی

در کتاب فتح الباری شرح صحیح بخاری ، ابن حجر عسقلانی ، چاپ دار الطیبه ، جلد ۱۰ ، با تحقیق عبد الرحمن بن ناصر البراک (از مفتیان بزرگ عربستان و از دشمنان شیعه ) ، صفحه ۶۳۷ به بعد :

عن مسروق قال قلت لعائشه رضی الله عنها یا أمتاه هل رأى محمد صلى الله علیه وسلم ربه فقالت لقد قف شعری مما قلت أین أنت من ثلاث من حدثکهن فقد کذب من حدثک ان محمدا صلى الله علیه وسلم رأى ربه فقد کذب

از مسروق نقل شده که از عایشه پرسیدم : آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده یا ندیده ؟ ایشان گفت : این حرف را که زدی ، مو بر تن من سیخ شد . هر کسی ادعا کند پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده ، او دروغگو است .

این روایت تضاد واضح با روایت ابن عباس دارد که سندها در آن روایت هم صحیح است . ایشان توضیح می دهد که من روایت ابن عباس و کعب الاحبار را خواندم . ادله عایشه و ادله ابن عباس را می آورد و در آخر نظر نهای ایشان این می شود :

وقد اختلف السلف فی رؤیه النبی e ربه فذهبت عائشه وبن مسعود إلى إنکارها واختلف عن أبی ذر وذهب جماعه إلى إثباتها وحکى عبد الرزاق عن معمر عن الحسن أنه حلف أن محمدا رأى ربه وأخرج بن خزیمه عن عروه بن الزبیر إثباتها وکان یشتد علیه إذا ذکر له إنکار عائشه وبه قال سائر أصحاب بن عباس وجزم به کعب الأحبار والزهری وصاحبه معمر وآخرون وهو قول الأشعری وغالب أتباعه …

فمن ذلک ما أخرجه النسائی بإسناد صحیح وصححه الحاکم أیضا من طریق عکرمه عن بن عباس قال أتعجبون أن تکون الخله لإبراهیم والکلام لموسى والرؤیه لمحمد …

حرف ابن عباس درست است و نظر قوی تری دارند .

در ادامه کسانی را که روایت را تصحیح کردند ، نام می برد :

حاکم تصحیح کرده . نسائی با سند صحیح از عکرمه نقل کرده که آیا تعجب می کنی کلام برای موسی و رؤیت برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) باشد ؟

ما چون به صورت مفصل روایت را بحث می کنیم ، به این مطالب نمی پردازم . تا این که نتیجه می گیرد و می گوید :

وعلى هذا فیمکن الجمع بین إثبات بن عباس ونفی عائشه بأن یحمل نفیها على رؤیه البصر وإثباته على رؤیه القلب ثم المراد برؤیه الفؤاد رؤیه القلب لا مجرد حصول العلم لأنه e کان عالما بالله على الدوام بل مراد من أثبت له أنه رآه بقلبه أن الرؤیه التی حصلت له خلقت فی قلبه کما یخلق الرؤیه بالعین لغیره …

ما میخواهیم بین روایت عایشه و روایت ابن عباس جمع کنیم . اگر عایشه نفی کرده ، رؤیت بشر را نفی نموده . ابن عباس اگر اثبات کرده ، رؤیت قلب را اثبات نموده . مقصود از رؤیت قلب و دیدن خدا به وسیله قلب به این معنا نیست که به خداوند علم پیدا کرده و به وجود خدا یقین پیدا کرده . چون پیامبر (صلی الله علیه وآله) همیشه خدا را می شناخته .

هیچ وقت نبوده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به وجود خداوند شک کند و یقین نداشته باشد .

بلکه منظور این است که خداوند در قلب خداوند چیزی خلق کرده که خدا را با آن می بیند مثل انسان هایی که با چشم سر خدا را می بینند .

، ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری شرح صحیح بخاری ،چاپ دار الطیبه ، ج ۱۰ ، با تحقیق عبد الرحمن بن ناصر البراک، ص ۶۳۷ به بعد

یعنی پیامبر (صلی الله علیه وآله) سه چشم داشته . دو چشم در سر و یک چشم در قلب که با آن خدا را می دیده . فرق فقط همین است و تفاوت خاصی ندارد . این هم توجیه آقای عسقلانی که بسیار مضحک بود .

محیی السنه بغوی

عالم دیگر اهل سنت آقای امام محیی السنۀ ابی محمد حسین بن مسعود بغوی ، متوفای ۵۱۶ هـ است که در تفسیر بغوی ، جلد ۷ ، چاپ دار الطیبه ، بحث می کند که مقصود از رؤیت چیست ؟

واختلفوا فی الذی رآه فقال قوم : رأی جبرئیل وهو قول ابن مسعود وعائشه …

وقال الآخرون : هو الله عزوجل لم یختلفوا فی معنی الرؤیه فقال بعضهم : جعل بصره فی فؤاده فرآه بفؤاده وهو قول ابن عباس .

وذهب جماعه الی انه رآه بعینه ، وهو قول انس والحسن وعکرمه .

در این جا اختلاف شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) جبرئیل را دیده یا خدا را دیده ؟ اگر بگویند خدا را دیده ، طرفدارانی دارد . اگر جبرئیل را هم دیده باشد ، طرفدار ابن مسعود و همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) هستند .

چیزی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در معراج دیده ، خدای عزوجل بوده . در معنای رؤیت اختلاف کردند . بعضی از آن ها گفتند :خدا در قلب پیامبر (صلی الله علیه وآله) چشمی خلق کرده که با آن چشم خدا را دیده . این قول ابن عباس است .

بعضی ها هم گفتند : با چشم سر دیده که این قول ،قول انس بن مالک و حسن بصری و عکرمه است .

امام محیی السنۀ ابی محمد حسین بن مسعود بغوی ، متوفای ۵۱۶ هـ ، تفسیر بغوی ، جلد ۷ ، چاپ دار الطیبه

خلاصه نظر ایشان این است که خدا برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) سه چشم خلق کرده . دو چشم در سر و یک چشم در قلب . پس در اصل مسأله هیچ تفاوتی نمیکند .

ابومظفر سمعانی

آقای ابو مظفر سمعانی ، مفسر بزرگ اهل سنت در تفسیر قرآن خود ،‌ چاپ دار الوطن ، جلد ۵ ، با تحقیق ابی بلال غنیم بن عباس بن غنیم ، صفحه ۲۸۸ می گوید :

ویقال : ما کذب الفؤاد العین أی : لم توهمه أنه علم شیئا ولم یعلمه . وقد ثبت عن ابن عباس رضی الله عنه أنه قال : رأى محمد ربه بفؤاده مرتین . فإن قال قائل : المؤمنون یرونه بفؤادهم ، ولیس ذلک إلا العلم به ، فما معنى تخصیص النبی ؟

والجواب : انهم قالوا : ان الله تعالی خلق رؤیه لفؤاده ، فرأی بفؤاده مثل ما یری الانسان بعینه .

پیامبر (صلی الله علیه وآله) دو بار خدا را با قلب خود دیده . اگر کسی گفت : این مزیت خاصی نیست . مؤمنین هم می توانند خدا را با قلب خود ببینند . پس این دیدن علم و یقین به خداوند است . این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده به چه معنا است ؟

اگر ویژگی دیدن با قلب است ، که ما هم این ویژگی را داریم و می توانیم با قلب خود خدا را ببینیم و به خدا علم داریم .همه مؤمنین تا علم به خدا نداشته باشند که مؤمن نمی شوند .

جواب :خدا در قلب پیامبر (صلی الله علیه وآله) چشمی خلق کرده ، مثل همان چشمی که انسان روی سر دارد و با آن چشم خدا را می بیند .

ابو مظفر سمعانی ، تفسیر سمعانی ،‌ چاپ دار الوطن ، ج ۵ ، با تحقیق ابی بلال غنیم بن عباس بن غنیم ، ص ۲۸۸

این هم نظر آقای سمعانی که در تفسیر خود بیان کرده بود .

قرطبی

آقای قرطبی ، مفسر اهل سنت در کتاب المفهم ، جلد اول ، چاپ دار ابن کثیر ، صفحه ۴۰۷ :

عن ابن عباس ‹ ما کذب الفؤاد ما رأى › قال رآه بفؤاده مرتین

از ابن عباس است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با چشم قلب خود دو بار دیده .

ایشان توضیح می دهد که به چه معنا است ؟

وقول ابن عباس : انه علیه الصلاه والسلام (رآه بفؤاده مرتین ) الفؤاد : القلب ولا یرید بالرؤیه هنا : العلم ، فانه علیه الصلاه والسلام کان عالما بالله علی الدوام وانما اراد : ان الرؤیه التی تخلق فی العین خلقت للنبی صلی الله علیه وسلم فی القلب ، وهذا علی ما یقوله ائمتنا : ان الرؤیه لا یشترط لها محل مخصوص عقلاء بل یجوز ان یخلق فی ای محل کان …

مقصود از رؤیت در این جا علم نیست . چون پیامبر (صلی الله علیه وآله) همیشه خدا را می دید . همان رؤیتی که خدا در چشم دیگران خلق کرده ، برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) در قلبش خلق کرده بوده .

یعنی پیامبر (صلی الله علیه وآله) سه چشم داشته .

ائمه ما این را گفتند لازم نیست که رؤیت حتما با چشم سر باشد .

خیلی از حیوانات چشمشان در سر نیست ؛ اما باز هم می بینند . برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) علاوه بر دو چشمی که در سر بوده ،‌ یک چشم در قلبش بوده .

خداوند هر جا که دوست داشته باشد ،‌می تواند چشم خلق کند .

قرطبی ، المفهم ، ج اول ، چاپ دار ابن کثیر ، ص ۴۰۷

مثلا برای بعضی ها را پشت سر قرار دهید یا بعضی ها را روی سینه یا در کف دست آن ها چشمی خلق کند . در این جا هم می گوید : خداوند برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) مثل همین چشمی که ما داریم ، در قلب آن حضرت خلق کرده که خداوند را با آن چشم می دید .

این مطلب هم از آقای قرطبی که خیلی واضح تر از بقیه بیان کرده . ایشان باز در کتاب تفسیر خود ، الجامع الاحکام القرآن ، جلد ۲۰ ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۲۱ آیه را نقل می کند و می گوید :

› قوله تعالى : ( ما کذب الفؤاد ما رأى ) أی لم یکذب قلب محمد ( ص ) لیله المعراج وذلک أن الله تعالى جعل بصره فی فؤاده حتى رأى ربه تعالى وجعل الله تلک رؤیه وقیل : کانت رؤیه حقیقه بالبصر ….

قلب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در شب معراج دروغ نگفت . خداوند چشم پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در قلب او قرار داده بود تا خدا را با آن وضعیت ببیند و خدا این رؤیت را قرار داده . بعضی ها هم گفتند: واقعا با همین چشم سر دیده .

قرطبی ، الجامع الاحکام القرآن ، ج ۲۰ ، چاپ مؤسسه الرساله ، ص ۲۱

این هم سخن آقای قرطبی که در دو کتابش تصریح کرده بود .

ملا علی هروی

آقای ملا علی هروی ،‌عالم بزرگ حنفی است که افتخار مردم هرات می باشد . در کتاب مرقاه المفاتیح ، جلد ۱۰ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۳۲۶ بحث می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با چشم سر دیده یا با چشم قلب خود؟

وقیل : المرئی هو الله سبحانه رآه بعین رأسه ، وقیل بقلبه …

قال الإمام أبو الحسن الواحدی ، قال المفسرون رحمهم الله : هذا إخبار عن رؤیه النبی – صلى الله تعالى علیه وسلم – ربه عز وجل لیله المعراج . قال ابن عباس وأبو ذر وإبراهیم التمیمی : رآه بقلبه ، وعلى هذا رأى بقلبه ربه رؤیه صحیحه ، وهو أن الله تعالى جعل بصره فی فؤاده ، أو خلق لفؤاده بصرا حتى رأى ربه رؤیه صحیحه کما یرى بالعین . قلت : هذا قول حسن ، ووجه مستحسن یمکن به الجمع بین متفرقات الأقوال ، والله تعالى أعلم بالحال .

بعضی ها گفتند : با چشم سر دیده و بعضی های دیگر گفتند : با چشم قلب دیده . در ادامه از آقای ابو الحسن واحدی نقل می کند که مفسرون گفتند :پیامبر (صلی الله علیه وآله) در شب معراج خدا را دیده . این سخن ابن عباس و ابوذر و ابراهیم تیمی بوده . بنابراین اگر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خداوند را با چشم قلب دیده باشد ، یک رؤیت صحیح است . خداوند چشم پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در قلب او قرار داده ، که با آن چشم خدا را صحیح و واضح می دیده ، همان طوری که با چشم سر می بینید . این دیدگاه خیلی خوبی است که می توان بین اقوال مختلف جمع کرد .

ملا علی هروی ، مرقاه المفاتیح ، ج ۱۰ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۳۲۶

بعضی ها گفتند :پیامبر (صلی الله علیه وآله) با چشم سر و بعضی ها گفتند با چشم قلب خدا را دیده . این که با چشم قلب دیده یعنی خداوند همان چشم سر پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در قلبش قرار داده که با همان خدا را ببیند !!

چقد این ها بدبخت و گمراه هستند که راه حق را گم کرده و در این منجلاب افتاده اند .

نووی

ایشان هم بسیار مفصل وارد این بحث شده . چون روایت هم در صحیح بخاری و هم در صحیح مسلم هست که پیامبر (صلی الله علیه وآله) هرگز خدا ندیده ؛ بلکه با قلب بوده .

صحیح مسلم با شرح نووی ، چاپ مؤسسه قرطبه ، جلد ۳ ، کتاب الایمان :

باب معنی قول الله عزوجل ولقد رآه نزله اخری

وهل رأی النبی صلی الله علیه وسلم ربه لیله الاسراء ؟

قال القاضی عیاض رحمه الله : اختلف السلف والخلف هل رأی نبیا صلی الله علیه وسلم ….

آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در شب معراج دیده یا نه ؟

سخن قاضی عیاض را بیان میکند که چون مورد بحث ما نیست ، آن را نمی خوانیم . در ادامه نتیجه گیری می کند و میگوید :

فالحاصل ان الراجع عند اکثر العلماء ان رسول الله صلی الله علیه وسلم رأی ربه بعینی رأسه لیله الاسراء .لحدیث ابن عباس وغیرهما مما تقدم واثبات هذا لا یأخذونه الا بالسماع من رسول الله صلی الله علیه وسلم هذا مما لا ینبغی ان ….

توجه داشته باشید که این نظر نهایی آقای نووی ، بزرگترین عالم شافعی در تمام قرون و صاحب مفصل ترین کتاب فقهی شافعی ها و بهترین شرح بر صحیح مسلم است

نتیجه این که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با همین چشم سر خود خداوند را در شب معراج دیده است .

این مطلب از دیدگاه شیعه ، این سخن بسیار ناپسندی است . دلائلی هم در بر این مطلب بیان کرده که ما به آن کاری نداریم . در صفحه ۸ مقصود رؤیت با قلب را بیان می کند :

وذهب الجمهور من المفسرین الی ان المراد انه رأی ربه سبحانه وتعالی ، ثم اختلف هؤلاء فذهب جماعه الی انه صلی الله علیه وسلم رأی ربه بفؤاده دون عینه وذهب جماعه الی انه رآه بعینه ، قال الامام ابوالحسن الواحدی : قال المفسرون : هذا اخبار عن رؤیه النبی صلی الله علیه وسلم ربه عزوجل لیله المعراج قال ابن عباس وابوذر وابراهیم التیمی :رآه بقلبه .قال : وعلی هذا رأی بقلبه ربه رؤیه ربه رؤیه صحیحه وهو ان الله تعالی جعل بصره فی فؤاده او خلق لفؤاده بصرا حتی رأی ربه رؤیه صحیحه کما یری العین …

جمهور مفسرین گفتند پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده است . اما اختلاف شده که با چشم سر دیده یا با قلب خود دیده . گروهی گفته اند که با قلب خود دیده و گروه دیگر گفتند : با چشم خود دیده . امام ابوالحسن واحدی گفته : مفسرین گفتند :این روایات ثابت می کنند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در شب معراج دیده . ابن عباس و ابوذر و ابراهیم تیمی گفتند : با قلب خود دیده . بنابراین رؤیت با قلب صحیح است . خداوند چشم بصر را در قلبش قرار داده یا این که چشمی در قلب پیامبر (صلی الله علیه وآله) خلق کرده تا پروردگارش را ببیند همان طوری که با چشم سر می بیند .

این سخن واقعا حرف عجیبی است که ایشان گفته .

صحیح مسلم با شرح نووی ، چاپ مؤسسه قرطبه ، ج ۳ ، کتاب الایمان

بنده سخن آقای واحدی را هم در تفسیرش پیدا کردم . کتاب الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز ، تألیف ابی الحسن علی بن احمد واحدی ، جلد اول ، چاپ دار الثامیه ، صفحه ۱۰۳۹ این سخن را می گویند ؛ اما نه به صورتی که آن ها بیان کردند . بنده عین آن مطلب را در این کتاب پیدا نکردم .

“ما کذب الفؤاد ما رأی ” ای : لم یکذب قلب محمد علیه السلام فیما رأی لیله المعراج ،وذلک ان الله جعل بصره فی فؤاده حتی رآه وحقق الله تعالی تلک الرؤیه وقال : انها کانت رؤیه حقیقه ولم تکن کذبا .

خدا چشم پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در قلبش قرار داده تا پروردگارش را ببیند . این رؤیت حقیقی است .

ابی الحسن علی بن احمد واحدی ، الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز ،ج اول ، چاپ دار الثامیه ، ص ۱۰۳۹

آقایان وهابی ! درد شما با این توجیهات درمان نمی شود . این که خدا را با قلب خود دیده نه با چشم سر ، این مشکل شما را حل نمی کند . چه با چشم سر و چه با چشم قلب خود دیده باشد ، رؤیت ، رؤیت حقیقی است و در اصل وجود خدای شما که یک شاب امرد است ، تفاوتی ایجاد نمی کند و کاملا واضح و مشخص است که آقایان وهابی در گمراهی سختی قرار گرفته اند .

مجری :

تا این جا دیدیم که رؤیت قلب که یکی از ادعاهای اصلی آقایان وهابی در شبکه ها و سایت ها و کتاب هایشان در مورد پاسخگویی به روایت شاب امرد است و این هیچ کاری را به نفع آن ها پیش نمی برد . بلکه آن استدلال ما به این روایت را بیشتر تقویت می کند . چون رؤیت فؤاد این معنا را دارد و در اقوال علمای مخالفین شیعه هم وارد شده و توضیحات مفصلی در مورد آن ها بیان کردند . پس نه تنها این رؤیت قلب به نفع آن ها نیست ؛ بلکه به ضررشان است .

اما ببینیم یکی از علمای اهل سنت در مورد روایت شاب امرد چه توضیحی دادند .

کلیپ (۲) :

حسن السقاف ـ عالم اهل سنت :

عقیده ی ابن تیمیه در مورد ذات الهی در این خلاصه می شود که خداوند به شکل انسان است و الان من یک حدیث صریح از جلد سوم از نسخه ی خطی ابن تیمیه التاسیس فی الرد علی اساس التقدیس برای شما نقل می کنم که خداوند به شکل انسان است . من این نسخه ی خطی را از دانشگاه محمد بن سعود آورده ام . در جلد سوم صفحه ۲۴۱ ابن تیمیه می گوید : همان طوری که در حدیث صحیح مرفوع از قتاده از عکرمه از ابن عباس نقل می کند که پیامبر فرمودند : پروردگارم را در شکل یک فرد بدون ریش دیدم موهای پرپشت و فرفری داشت و در یک سبزه زار بود . ابن تیمیه می گوید همان طوری که در حدیث صحیح مرفوع .

این نص بسیار صریح است مبنی بر این که ابن تیمیه در مورد ذات الهی به عنوان یک مسأله ی عقیدتی معتقد است که خداوند به شکل یک جوان موفرفری است و سپس برای او اعضایی را ذکر می کند .

مجری :

ایشان آقای سقاف از علمای بزرگ اهل سنت بودند که حقیقتا در مباحث عقیدتی اهل سنت و اشاعره و سلفی گری و وهابیت ، فرد بسیار قوی هستند . این کلیپ که با هم دیدیم بخشی از دوازده شب مناظره ای بود که در شبکه المستقله بین حسن السقاف به عنوان نماینده اهل سنت اشعری در مقابل وهابی ها و سلفی ها که طرف مقابل ایشان عدنان عرعور بود و افرادی هم از آقایان وهابی به صورت تلفنی تماس می گرفتند . یعنی چند نفر وهابی در مقابل یک نفر عالم سنی مذهب اشعری بودند . دوازده شب مناظره که هر شب حدود دو ساعت طول می کشید و در مورد عقاید ابن تیمیه و آن چیزی که در کتب های خود نقل کرده . بخشی هم در مورد عقاید توحیدی ابن تیمیه بود که بحث به روایت شاب امرد هم کشیده شد .

آقای حسن السقاف هم به این روایت اشاره داشتند و دیدیم که خیلی هم صریح و واضح روایت را خواندند و گفتند : این عقیده ابن تیمیه است . این مناظرات واقعا جالب هستند که اگر بینندگان عزیز عربی را متوجه می شوند ، مراجعه کنند و آن را مشاهده کنند . وهابی ها هم جواب های قانع کننده ای هم ندارند و خیلی جاها مجبور به اعتراف بودند . در کلیپ بعدی هم بخش دیگری از آن را می بینیم .

استاد یزدانی ! شما رؤیت با قلب را توضیح دادید . در مورد رؤیت در منام و این که ادعا میکنند اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده ، در خواب بوده . چه جوابی به این مطلب دهیم تا دیگر نتوانند توجیهی برای آن بیاورند .

استاد یزدانی :

قبل از این که به مطلب شما پاسخ دهم ، روایتی که آقای سقاف خواندند را بار دیگر نشان دهم . با این که چندین بار این روایت را نشان دادیم ،‌ باز هم نشان می دهم .

کتاب بیان تلبیس الجهمیه ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، چاپ عربستان سعودی ،‌جلد ۷ ، با تحقیق دکتر محمد البریدی ، صفحه ۲۹۰ :

وهذا یدل على أنه رآه وأخبر أنه رآه فی صوره شاب دونه ستر وقدمیه فی خضره وأن هذه الرؤیه هی المعارضه بالآیه والمجاب عنها بما تقدم فیقتضی أنها رؤیه عین کما فی الحدیث الصحیح المرفوع عن قتاده عن عکرمه عن ابن عباس قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم رأیت ربی فی صوره شاب أمرد له وفره جعد قطط فی روضه خضراء .

این روایت دلالت می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده . او خدایی را دیده که جوان است و پاهایش در سبزه زار است . این رؤیتی که می می گویم با این آیه در تضاد است که جواب داده شد .

این که اگر با نور خود تجلی کند ، نمی توان با چشم دید ؛ اما اگر با نور خود تجلی نکند ،‌می توان دید .

این روایت اقتضا می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با چشم سر دیده ، همان طور که در حدیث صحیح مرفوع از قتاده از عکرمه از عبد الله بن عباس نقل شده که گفت : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود : خدا را دیدم ، در حالی که جوانی بدون ریش با موهای فرفری و پرپشت است که در باغی سرسبز ایستاده .

ابن تیمیه ، بیان تلبیس الجهمیه ، متوفای ۷۲۸ هـ ، چاپ عربستان ، ج ۷ ، با تحقیق محمد البریری ، ص ۲۹۰

اولا ، جواب وهابی هایی می گویند رؤیت نوم بوده ، این است که شما دروغ می گویید . چون ابن تیمیه روایتی را که تصحیح کرده ، به صراحت گفته با چشم سر دیده نه با چشم قلب یا رؤیت در منام . دوما ، سند صحیح و مرفوع است . مرفوع به این معنا که از خود پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل شده که فرموده : من خدا را در حالی دیدم که جوانی بی ریش بود . البته ” شاب ” در بعضی از نسخه ها هست و در برخی نسخه ها نیست . حق این است که چون در مصدر اصلی ” شاب ” وجود داشته . جوانی بی ریش با موهایی فرفری و پرپشت که در باغ سرسبزی ایستاده بود .

اما اگر رؤیت در منام باشد . این بحث زیاد است که گفتند : برای انبیاء رؤیت در منام و رؤیت با چشم سر فرقی ندارد ؛ وحی برای آن ها است . همان طور که نص صریح قرآن کریم است که حضرت ابراهیم (علیه السلام) خدا را در خواب دید و در خواب به آن حضرت وحی شد که اسماعیل علیه السلام را قربانی کند و حضرت هم به این وحی و این دستور خداوند عمل کردند.

پس رؤیت در نوم و رؤیت در بیداری فرقی نمی کند ، چون وحی الهی است . امکان دارد که چشم دچار خطا شود ؛ اما خواب خطا نمی کند و این وحی و عین حقیقت است .

آقای تویجری از بزرگان وهابی کتابی به نام عقیده اهل الایمان فی خلق آدم علی صوره الرحمن دارد . بنده با این کتاب مفصل کار دارم . تک تک مباحثی که در این کتاب مطرح کرده ،‌مباحث ارزشمندی برای اثبات انحراف آقایان سلفی و وهابی است که ثابت می کنند خدا واقعا مانند انسان است . روایات متعدد را به صورت مفصل می آورد و شبهات را جواب می دهد تا ثابت کند خدا مثل چهره ما است . این کتاب چاپ دار اللواء عربستان ، صفحه ۴۶ توضیح می دهد :

واذا علم هذا فقد روی ابن ابی حاتم عن ابن عباس رضی الله عنهما قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : رؤیا الانبیاء فی المنام وحی . وروی ابن جریر فی تفسیره وابن عاصم فی کتاب السنه عن ابن عباس رضی الله عنهما قال : کانت رؤیا الانبیاء وحیا . وروی البخاری فی صحیحه عن عبید بن عمیر قال : ان رؤیا الانبیاء وحی . ثم قرأ ” انی اری فی المنام انی اذبحک ” وروی الامام احمد فی مسنده وابن ابی عاصم فی کتاب السنه باسانید صحیحه عن معاذ بن جبل رضی الله عنه موقوفا ” ان رسول الله صلی الله علیه وسلم کان ما رأی فی یقظه او نومه فهو حق ” .

اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در خواب دیده باشد ، ارزش دارد یا ندارد ؟ روایتی نقل میکند :

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : این که پیامبری چیزی را در خواب ببیند ، وحی است و تفاوتی با دیدن ندارد و قطعا یقینی است . روایتی دیگری از طبری و ابن ابی عاصم در السنه از ابن عباس نقل می کند که رؤیای پیامبران وحی است . بخاری هم در صحیحش از عبید بن عمیر نقل می کند که گفت : رؤیای پیامبران وحی است .

در ادامه آیه ای از قرآن کریم نقل می کند و می گوید :

امام احمد در مسند و ابن ابی عاصم در السنه خود با سندهای صحیح از معاذ بن جبل نقل کرده که پیامبر چه در بیداری و چه در خواب چیزی را ببیند ، عین حق و حقیقت است .

حمود بن عبد الله بن حمود التویجری ، عقیده اهل الایمان ، چاپ دار اللواء عربستان ،‌ ص ۴۶

بنابراین پیامبر (صلی الله علیه وآله) چه در خواب و چه در بیداری ببینند ، حق و حقیقت است . آیه هم که نقل کرده ، آیه ۱۰۲ از سوره صافات است که داستان حضرت ابراهیم علیه السلام) را نقل می کند .

پس از دیدگاه آقایان وهابی و سلفی و اهل حدیث و پیروان احمد بن حنبل  ، فرقی نمی کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در خواب دیده باشد یا در بیداری دیده باشد . در بیداری با چشم سر دیده باشد یا با چشم قلب دیده باشد ، فرقی نمی کند و حقیقت را دیده و خدای این ها شاب امرد است .

آقای حرب الکرمانی از حنبلی های خیلی تند است که شرحی بر صحیح بخاری دارد و واقعا خیلی عجیب است که مطالب بسیار تندی بر علیه ابو حنیفه دارد . با این که ایشان از بزرگان اهل حدیث و حنبلی مذهب است ؛ اما به شدت با آقای ابوحنیفه مخالف است .

کتاب مسائل حرب ، با تألیف امام ابی محمد حرب بن اسماعیل بن خلف الکرمانی ، متوفای ۲۸۰ ، با تحقیق فایز بن احمد بن حامد حابس ، جلد اول ، چاپ عربستان ،صفحه ۹۶۷ :

قال ابوالقاسم : حدثنا ابو محمد حرب بن اسماعیل قال : هذا مذهب أئمه العلم ، واصحاب الاثر واهل السنه ، المعروفین فیها ، المقتدى بهم فیها ،(من لدن اصحاب النبی صلی الله علیه وسلم الی یومنا هذا ) وأدرکت من أدرکت من علماء العراق والحجاز والشام علیها ، فمن خالف شیئا من هذه المذاهب ، أو طعن فیها ، أو عاب قائلها ، فهو مبتدع خارج عن الجماعه ، زائل عن منهج السنه وسبیل الحق . وهو مذهب احمد …

آقای حرب کرمانی می گوید : این مذهب ائمه ما ‌، اصحاب اثر ، اهل سنت … است . هم چنین مذهب احمد بن حنبل است .

در صفحات بعد می گوید :

والرؤیا من الله وهی حق إذا رأى صاحبها شیئا فی منامه مما لیس هو ضغث فقصها على عالم وصدق فیها وأولها العالم على أصل تأویلها الصحیح ولم یحرف فالرؤیا وتأویلها حینئذ حق ، وقد کانت الرؤیا من النبیین وحیا فأی جاهل بأجهل ممن یطعن فی الرؤیا ، ویزعم أنها لیست بشیء …

هر کس خدا را در خواب ببیند ، او حق را دیده . فرقی نمی کند که پیامبر باشد یا پیامبر نباشد ….

رؤیای پیامبران وحی است . چه کسی جاهل تر است از این که در رؤیای انبیاء طعن وارد می کنید و آن را قبول ندارید .

امام ابی محمد حرب بن اسماعیل بن خلف الکرمانی ، مسائل حرب ، متوفای ۲۸۰ ، با تحقیق فایز بن احمد بن حامد حابس ، ج اول ، چاپ عربستان ،ص ۹۶۷

آقایان وهابی ! آیا از شما هم جاهل تر هست . این حرف ها از شما دردی درمان نمی شود . در هر صورت که باشد ، خدا از نظر شما یک جوان بی ریش با موهای فرفری با کفش های طلایی است . شما باید از این خدای خود دفاع کنید . چرا فرار می کنید . بنده هفته های آینده دلیل فرار آقایان وهابی را از روایت شاب امرد ، از زبان احمد بن حنبل نقل می کنم .

خلاصه بحث این که ، از نظر آقایان سلفی و اهل حدیث و وهابی ، خدا یک شاب امرد است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در همین دنیا در خواب دیده . این که خدا در روی زمین بوده یا در معراج بوده . تفاوتی نمی کند ؛ چون روایت مختلف است . با چشم سر دیده یا با چشم قلب دیده ، باز هم فرقی نمی کند ؛‌ چون از نظر این ها خداوند در قلب پیامبر (صلی الله علیه وآله) چشمی خلق کرده که با آن خدا را دیده و قوی تر از چشم سر است . در خواب هم اگر دیده باشد ، رؤیای انبیاء وحی است و تفاوتی نمی کند و حق است . در هر حال خدای شما شاب امرد است که هیچ راه فراری از آن ندارید .

مجری :

کلیپ بعدی بخشی از همان مناظره آقای حسن سقاف است که روایت شاب امرد را در آن خواندند . ببینیم پاسخ آقای عرعور در برابر این روایت چیست ؟

کلیپ (۴) :

عدنان العرعور ـ کارشناس وهابی :

اما در مورد مسأله ی شاب امرد و من ان شاء الله فقط شناخت حق برایم مهم است . در مورد این حدیث نکاتی وجود دارد. ما به حقیقت اعتراف می کنیم .این حدیث صحیح است یا ضیعف ؟ جمهور علماء این حدیث را ضعیف می دانند و نه صحیح و ابن تیمیه در این زمینه با جمهور علماء موافق نبوده است . او معتقد به صحت این روایت بوده و یک عالم است و اجتهاد کرده است . این یک مسأله .

اما نکته دوم ، تمام علمای اهل سنت گفته اند که این رؤیت منام است و در خواب بوده است .

مجری :

این برای ما خیلی مهم بود که آقای عرعور مجبور شد اعتراف کنند که ابن تیمیه این روایت را صحیح دانسته ؛ اما موافق جمهور نیست که استاد یزدانی در برنامه های گذشته به صورت مفصل توضیح دادند که چه کسانی این روایت را تصحیح کردند و گفتند :اگر کسی این روایت را قبول نکند ، معتزلی و خارج از اهل سنت است . یعنی این ادعای آقای عرعور هم علمی نیست و صحیح نیست که می گویند : جمهور تضعیف کردند .

تماس بینندگان

بیننده : موسی از مشهد مقدس ـ شیعه

من با آقای قزوینی صحبت کردم . من شیعه اثنی عشری هستم و از بچگی با مسیحیت آشنا شده بودم که برای حوائج خود به حضرت عیسی علیه السلام متوسل می شدم . اما بزرگتر که شدم ، به من تهمت زدند که تو وهابی ها هستی ، تو اعدامی هستی ، تو داعشی هستی . به خاطر عقیده به من خیلی ظلم و ستم کردند . شیخ ما می گفت : توسل به حضرت عیسی شرک است . تو باید به امام رضا علیه السلام متوسل شوی . من گفتم : اگر توسل به امام رضا شرک نیست ،‌ توسل به حضرت عیسی هم شرک نیست . من بارها به حضرت عیسی متوسل شدم و جواب گرفتم .حتی یک بار بیماری من را شفا داد . به من گفتند :مسیح علیه السلام نبوده که حاجت تو را می داده ؛ بلکه شیطان بوده .

مجری :

اگر نظر علمی صحیح را بخواهید ، توسل به هر کدام از انبیاء الهی و صالحین هیچ اشکالی ندارد . اگر این مطلبی که می فرمایید دقیق باشد ، شما سراغ کسی رفتید که اطلاعات کاملی نداشته . وگرنه توسل به حضرت عیسی هیچ اشکالی ندارد .

بیننده :

به من گفتند : حضرت عیسی که تو را شفا داده ،‌شیطان بوده .

استاد یزدانی :

حضرت عیسی علیه السلام و امام رضا (علیه السلام) و ائمه معصومین (علیهم السلام) واسطه هستند و این خدا است که شفا دهنده هستند . تفاوتی هم ندارد که واسطه هر کدام از صالحین و انبیاء الهی باشند . اگر شما دقیق بگویید ، شاید آن شخص عالم و مطلع نبوده .

شما در برنامه دیگری هم تماس گرفته بودید و ما پاسخ آن را دادیم .

بیننده : علی از مشهد مقدس ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی سؤالی داشتم . چند وقتی است که با شبکه های وهابی تماس می گیرم تا نام ابن تیمیه را می برم ، تماس را قطع می کنند . با شبکه نور که تماس گرفتم ، روایت شاب امرد را از کتاب بیان تلبیس الجهمیه خواندم . گفتند : منظور ابن تیمیه این بوده که هر کس این روایت را قبول داشته باشد ،‌جهمی است . گفتم : نه ، گفتند : هر کس به این روایت اعتقاد نداشته باشد ، فهو زندیق ، او زندیق است . قبول نکردند و تماس را قطع کردند .

با آقای میم الف تماس گرفتم ،‌ایشان گفتند :این حدیث شاب امرد ، اگر در بیداری باشد ،‌ابن تیمیه هم کافر است هم زندیق است و هم منافق است . حال بنده می خواهم بگویم آقای میم الف ! این روایت هم رؤیت قلبی بوده ، هم در منام بوده که گفتیم : درست است . به گفته خود شما ، ابن تیمیه هم کافر و هم زندیق است . اگر امکان دارد توضیحی در مورد این روایت شاب امرد بدهید .

استاد یزدانی :

اگر بحث صحت سند باشد ، که گفتیم خود ابن تیمیه صریح و واضح در کتاب بیان تلبیس الجهمیه خود گفته : خدا را میتوان با همین چشم سر دید . روایتی که صحیح و مرفوع است .

کتاب بیان تلبیس الجهمیه ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، چاپ عربستان سعودی ،‌جلد ۷ ، با تحقیق دکتر محمد البریدی ، صفحه ۲۹۰ :

وهذا یدل على أنه رآه وأخبر أنه رآه فی صوره شاب دونه ستر وقدمیه فی خضره وأن هذه الرؤیه هی المعارضه بالآیه والمجاب عنها بما تقدم فیقتضی أنها رؤیه عین کما فی الحدیث الصحیح المرفوع عن قتاده عن عکرمه عن ابن عباس قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم رأیت ربی فی صوره شاب أمرد له وفره جعد قطط فی روضه خضراء .

این روایت دلالت می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده . او خدایی را دیده که جوان است و پاهایش در سبزه زار است . این رؤیتی که می می گویم با این آیه در تضاد است که جواب داده شد .

این که اگر با نور خود تجلی کند ، نمی توان با چشم دید ؛ اما اگر با نور خود تجلی نکند ،‌می توان دید .

این روایت اقتضا می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با چشم سر دیده ، همان طور که در حدیث صحیح مرفوع از قتاده از عکرمه از عبد الله بن عباس نقل شده که گفت : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود : خدا را دیدم ، در حالی که جوانی بدون ریش با موهای فرفری و پرپشت است که در باغی سرسبز ایستاده .

ابن تیمیه ، بیان تلبیس الجهمیه ، متوفای ۷۲۸ هـ ، چاپ عربستان ، ج ۷ ، با تحقیق محمد البریری ، ص ۲۹۰

بر فرض اگر کسی گفت : این رؤیت ، رؤیت چشم نبوده ؛ بلکه در خواب بوده . از زبان خود علمای وهابی خواندیم که تصریح کرده بودند که روایت صحیح بخاری را خوانده بودند که رؤیای انبیاء وحی است و هیچ تفاوتی در این که در خواب باشد یا در بیداری باشد ، حق و حقیقت است .

اگر رؤیت قلبی بوده ، از زبان بزرگان اهل سنت ثابت کردیم که مقصود از رؤیای قلبی این است که خداوند برای پیامبر (صلی الله علیه وآْله) سه چشم قرار داده بوده . دو چشم در سر و یکی در قلب که پیامبر (صلی الله علیه وآله) علاوه بر دو چشم سر ، یک چشم اضافی در قلب خود دارد و با همان چشم قلبی خدا را دیده ،‌همان طوری که ما با چشم ظاهر خود می بینیم .

بنابر این برای آقایان وهابی هیچ راه فراری وجود ندارد . هیچ دفاعی هم نمی توانند از این خدای شاب امرد داشته باشند. بعضی ها ادعای مناظره کردند ؛ اما ما یقین داریم که شما حرفی برای مناظره هم ندارید . ما مدت ها است که اعلام آمادگی کردیم . نامه دادیم ،‌ جواب نامه آن ها را فرستادیم ؛ اما مرد مناظره نیستند . ما همیشه در این زمینه آماده مناظره هستیم . ولی آقایان وهابی هیچ گاه نمی توانند از خدای شاب امرد خود دفاع کنند .

بیننده : علی از خوزستان ـ شیعه

بنده می خواهم به آقای میم الف بگویم که این برنامه را ببینند و جواب دهند که این خدای شاب امرد چگونه خدایی است ؟ دو سؤال هم از استاد یزدانی داشتم . در کتاب سنه خلال آمده که حضرت علی علیه السلام می فرماید : من تقسیم کننده بهشت و جهنم هستم . ابن خلال این مطلب را در جلد ۳ ، صفحه ۵۱۰ آورده . در پاورقی هم اسناد آن را آورده که سند روایت صحیح است .

اما آقای حسینی در شبکه نور می گفت : این روایت جعلی و موضوع است . بنده می خواستم در مورد این روایت توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

ایشان می خواستند روایت قسیم النار و الجنه‌ را از کتاب السنه خلال ببینند . کتاب السنه ابی بکر خلال ، متوفای ۳۱۱ هـ ،‌با تحقیق دکتر عطیه زهرانی ، چاپ دار الرایۀ عربستان ، صفحه ۴۱۹ :

وأخبرنی محمد بن علی ، قال : ثنا مهنى ، قال : سألت أحمد ، قلت : حدثنی خالد بن خداش ، قال : قال سلام : وأخبرنی محمد بن علی ، قال : ثنا یحیى ، قال : سمعت خالد بن خداش ، قال : جاء سلام بن أبی مطیع إلى أبی عوانه ، فقال : هات هذه البدع التی قد جئتنا بها من الکوفه ، قال : فأخرج إلیه أبو عوانه کتبه ، فألقاها فی التنور ، فسألت خالدا ما کان فیها ؟ قال : حدیث الأعمش ، عن سالم بن أبی الجعد ، عن ثوبان ، قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : « $ ۱۶۷ $ استقیموا لقریش » ، وأشباهه ، قلت لخالد : وأیش ؟ قال : حدیث علی : « أنا قسیم النار » ، قلت لخالد : حدثکم به أبو عوانه ، عن الأعمش ؟ قال : نعم .

بحث در این است که آیا این روایت صحیح است یا خیر ؟ من به خالد گفتم : آیا واقعا ابوعوانه این روایت را از اعمش نقل کرده ؟ گفت : بله ، حتما این روایت را نقل کرده و سند روایت کاملا درست است .

محقق هم می گوید :

اسناده صحیح

سند روایت صحیح است .

السنه ابی بکر خلال ، متوفای ۳۱۱ هـ ،‌با تحقیق دکتر عطیه زهرانی ، چاپ دار الرایۀ عربستان ، ص ۴۱۹

سند کاملا صحیح است و امیرالؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) قسیم النار و الجنه هستند . البته سند های زیادی دارد . احمد بن حنبل و دیگران در باره سند توضیح دادند و هیچ اشکالی در سند آن نیست .

مجری :

از شما استاد یزدانی و هم چنین شما بینندگان ارجمند شبکه جهانی ولایت تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .