محمد بن إسحاق مشهور به ابن خزیمه که ذهبی از ابو با عنوان شیخ الإسلام و إمام الأئمه یاد کرده است، مدعی است که خدا را می‌شود در همین دنیا و با چشم سر دید. همچنین شمس الدین ذهبی، ابن حجر عسقلانی ، محی الدین نووی و … اعتراف کرده‌اند که بسیاری از اصحاب و اکثر اهل سنت قائل به دیده شدن خدای جوان و مو فرفری،‌ در همین دنیا هستند.

 

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

 

دانلود اسکن ها

دانلود اسکن ها

 


 

برنامه : یهوابیت (۱۶ )

تاریخ : ۲۲ / ۰۳ / ۹۶

مجری :

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

خدمت تک تک شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام داریم . آرزوی قبولی نماز و روزه و طاعات و عبادات شما را در این ماه پرخیر و برکت را از خداوند بزرگ خواستاریم .

استاد یزدانی :

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد والیه یعود والصلاه والسلام علی الشاهد والمشهود لکل موجود محمد المحمود وعلی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب والشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود .

بنده هم خدمت حضرتعالی و همچنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب و احترام دارم.امیدوارم طاعات و عبادات شما مورد قبول درگاه الهی قرار گرفته باشد و ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید .

پیشاپیش ایام شهادت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را خدمت همه مسلمانان تسلیت عرض میکنم و امیدوارم آن حضرت از همه ما راضی باشند و ما را از شیعیان خود در این دنیا و در آخرت ثبت فرمایند .

مجری :

در جلسات قبل بحث در مورد روایت  ” شاب امرد ” ، معروف به خدای بی ریش موفرفری که وهابیت به آن معتقد هستند ، شدیم . این روایت یک سری زیر بحث هایی داشت که آن ها را هم بررسی کردیم . از جمله رؤیت با قلب و رؤیت در منام و توجیهاتی که آقایان وهابی در مورد سند و متن روایت آوردند . این بحث با یک سری زیر شاخه های دیگر که مربوط به اصل روایت است ، ادامه پیدا می کند .

استاد یزدانی :

همان طور که شما فرموید موضوع بحث ما روایت ” شاب امرد ” یا همان خدای جوان بی ریش و موفرفری سلفی ها و اهل حدیث از احمد بن حنبل تا امروز که معتقدند پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) خدا را در همین دنیا با چشم سر دیده است . اختلاف کردند که روی زمین بوده یا در معراج صورت گرفته . اکثرا گفتند : این رؤیت در معراج بوده . در هر صورت معتقد هستند که خدا را در همین دنیا دیده که صورت بسیار زیبایی داشته ، بدون ریش با موهایی فرفری که کفش های طلایی بر پا کرده و در یک چمنزار ایستاده و با پیامبرش صحبت کرده . در برخی از روایات است که پیامبر (صلی الله علیه واله) را در کنار خود روی عرش نشاند و دستش را روی شانه اش گذاشت . خداوند خیلی چاق بود که وقتی روی کرسی نشسته و از طرف بدنش آویزان شده بود .

بزرگان اهل سنت از جمله آقای ابن خزیمه ، ابوزرعه رازی ، احمد بن حنبل ، ابن تیمیه ، ابن کثیر ، البانی و تعداد زیادی از بزرگان اهل سنت به اعتراف خودشان روایت “رأیت ربی ” که از عکرمه از ابن عباس را تصحیح کردند و گفتند : ما به این روایت معتقد هستیم و حتی گفته اند : هر کس به این روایت معتقد نباشد ، معتزلی ، جهمی ، کافر و مرتد است و نباید به عیادت او رفت و مسائل دیگری که در هفته های گذشته به صورت مفصل خواندیم و باز هم خواهیم خواند .

گفتیم که بعضی از این ها گفته بودند : ما رؤیت را قبول داریم و روایت آن صحیح است ؛ اما این رؤیت ، رؤیت منام است . که ما توضیح دادیم رؤیت منام هم برای رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وحی و حقیقت است و سر سوزنی با حقیقت تفاوتی ندارد و مثل رؤیت بصر ؛ بلکه بالاتر از آن است . بعضی ها هم گفته بودند : رؤیت قلب است که ما رؤیت قلب را از دیدگاه شیعه و دیدگاه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و دیدگاه امام صادق (علیه السلام) معنا کردیم که آن ها گفته بودند : ما خدا را در همین دنیا می بینیم ؛ اما نه با چشم سر ؛ بلکه با قلب خود خدا را می بینیم و رؤیت قلبی را به حقیقت ایمان به خداوند معنا کرده بودند و ما با حقیقت ایمان خداوند را در این دنیا می بینیم .

علمای اهل سنت هم رؤیت قلب را به این معنا گرفته بودند که خداوند در قلب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) یک چشم خلق کرده ، مثل همان دو چشمی که ما در سر داریم ، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هم علاوه بر این دو چشم یک چشم دیگر در قلب داشته که با آن خدا را دیده .

این توجیهی بود که آن ها داشتند از جمله ابن حجر ، نووی ، بغوی و … معتقد بودند که معنای رؤیت قلبی همین است و فرقی با رؤِیت چشم ندارد ؛ بلکه رؤیت قلبی مرحله ای بالاتر و قوی تر از رؤیت با چشم است . این هفته به بعضی دیگر از بزرگان سلفی می پردازیم که این عقیده را داشتند . از جمله آقای ابوبکر ابن خزیمه معروف که آقای ذهبی در جاهای مختلف از او به عنوان امام الائمه یاد می کند . ایشان کتابی به نام توحید دارد که انصافا صراحتا می توان گفت که سر تاسر کتاب ، کتاب التجسیم است و این که ثابت کند خدا دست و پا و چشم و گوش و بینی … دارد . همه این ها را به صورت باب باب روایت های متعدد دارد و این که خدا در این دنیا دیده می شود و پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این دنیا خدا را دیده .

بنده ابتدا آقای ابن خزیمه را معرفی کنم که چه شخصیتی دارد . آقای ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء ، جلد ۱۴ ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۳۶۵ ، شرح حال ۲۱۴  :

ابن خزیمه

محمد بن اسحاق بن خزیمه بن المغیره بن صالح بن بکر ، الحافظ الحجه الفقیه شیخ الاسلام ، امام الائمه …

ولد سنه ثلاث وعشرین و مئتین …

حدث عنه : البخاری ومسلم فی غیره الصحیحین ….

ثم قال ابوعثمان : ان الله لیدفع البلاء عن اهل هذه المدینه لمکان ابی بکر محمد بن اسحاق …

تعریف و تمجید های خیلی عجیبی که هر کدام معنای خاصی دارد .

حجت کسی است که سیصد هزار حدیث را از حفظ دارد .

خودش هم می آورد که در همه ابواب فقه احادیث را همان طور حفظ بود که مردم سوره های قرآن را حفظ بودند .

فقیه بود ، شیخ الاسلام زمان خودش و امام الائمه بوده .

ایشان در سال ۲۲۳ به دنیا آمده و افرادی مثل بخاری و مسلم از او روایت نقل کردند . شاگردان زیادی داشتند و حتی گفتند : خداوند به وسیله او بلا را از مردم شهر دفع می کرد .

ببینید که ابن خزیمه از نظر اینها چه جایگاهی داشته . البته ما می دانیم که همه این ها دروغ و غلو است و اگر شیعه ای بگوید : خداوند به خاطر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از مردم مدینه بلا را دفع کرده ،‌ صدای همه این ها در می آید که شما غالی و مشرک هستید و باید گردن همه شما را باید زد . اما آقای ابو عثمان سعید بن اسماعیل حیری در مورد ابوبکر محمد بن اسحاق خزیمه مجسم و اهل تجسیم ، این حرف را زده است .

باز در صفحه ۳۷۲ می گوید :

قال الحافظ ابو علی نیسابوری : لم أر احدا مثل ابن خزیمه . قلت : یقول مثل هذا وقد رأی النسائی .

قال ابوالحسن الدار قطنی : کان ابن خزیمه اماما ثبتا ، معدوم النظیر .

ابو علی نیسابوری گفته : من کسی مثل ابن خزیمه ندیدم . ذهبی می گوید : ابو علی نیسابوری این حرف را می زند ، در صورتی که آقای نسائی را هم دیده و این حرف را می گوید .

یعنی ابن خزیمه از نظر این ها از نسائی صاحب کتاب سنن نسائی که از صحاح سته است ، بالاتر می دانند .

دار قطنی میگوید :ابن خزیمه عادل و ثبت (از الفاظ قطعی توثیق ) وقابل اعتماد و در زمان خودش بی نظیر بود .

در صفحه بعد از حاکم نقل می کند :

قال الحاکم : سمعت محمد بن صالح بن هانی ، سمعت ابن خزیمه یقول : من لم یقر بأن الله علی عرشه قد استوی فوق سبع سماواته فهو کافر حلال الدم وکان ماله فیئا .

محمد بن صالح بن هانی شنیدم که ابن خزیمه می گفت : اگر کسی اعتقاد نداشته باشد که خداوند روی عرش خود بالای هفت آسمان نشسته ، کافر است و خون و مالش حلال است .

واقعا خیلی عجیب است که وقتی به بحث عرش رسیدیم ، از علمای اهل سنت می خوانیم که بر عکس این حرف را می زنند که هر کس این اعتقاد را داشته باشد خدا روی هفت آسمان روی کرسی نشسته ، خودش کافر است . این فکر یهود و نصارا است .

باز از حاکم نقل می کند :

قال الحاکم : فضائل امام الائمه ابن خزیمه عندی مجموعه فی اوراق کثیره …

من فضائل امام الائمه ابن خزیمه را در اوراق زیادی نوشته بودم .

ذهبی ،سیر اعلام النبلاء ، ج ۱۴ ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، چاپ مؤسسه الرساله ، ص ۳۶۵ به بعد ، شرح حال ۲۱۴

در این باره مطالب زیادی است . به هر حال ابن خزیمه از دیدگاه علمای اهل سنت به خصوص اهل حدیث ، جایگاه بسیار خوبی دارد و کتاب التوحید ایشان هم نزد آن ها بسیار معتبر است . در صورتی که این کتاب سرشار از روایات تجسیم است و ثابت می کند که ایشان از مجسمه هستند .

کتاب التوحید واثبات صفات الرب عزوجل ، تألیف امام الائمه محمد بن اسحاق بن خزیمه ، متوفای ۳۱۱ هـ ، با تحقیق دکتر عبدالعزیز بن ابراهیم السهوان ، چاپ دار الرشد عربستان ، جلد اول ، صفحه ۴۷۷ ، باب ۴۷ :

باب : ذکر الاخبار المأثوره

فی إثبات رؤیه النبی خالقه العزیز العلیم المحتجب عن أبصار بریته قبل الیوم الذى تجزى فیه کل نفس بما کسبت یوم الحسره والندامه .

وذکر اختصاص الله نبیه محمدا بالرؤیه کما خص نبیه إبراهیم بالخله من بین جمیع الرسل وخص الله کل واحد منه بفضیله وبدرجه سنیه کرما منه وجودا .

باب ذکر روایاتی که به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) منتسب است .

مطلب اولی که می خواهیم در این باب ثابت کنیم این است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خالق علیم خود را دیده . خالق عزیز علیمی که از چشم دیگر مخلوقات مخفی است . این دیدن قبل از قیامت صورت گرفته .

یعنی بقیه مخلوقات نمی توانند خدا را ببینند ؛ اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) دیده .

ما در این باب می خواهیم  ثابت کنیم که خداوند یک ویژگی به پیامبر خود داده و یک ویژگی به حضرت ابراهیم (علیه السلام) داده . ویژگی حضرت ابراهیم خلیل بودن است . ویژگی که به پیامبر ما از میان همه پیامبران داده این است که خداوند به آن حضرت اجازه داده که در همین دنیا خدا را با چشم خود ببیند .

در ادامه روایات را تک تک نقل می کند :

حدثنا محمد بن عیسى قال ثنا سلمه بن الفضل قال حدثنی محمد بن إسحاق عن عبد الرحمن بن الحرث بن عبد الله بن عیاش بن أبی ربیعه عن عبد الله بن أبی سلمه أن عبد الله بن عمر بن الخطاب بعث إلى عبد الله بن العباس یسأله هل رأى محمد ربه ؟

عبد الله بن عمر شخصی را نزد عبد الله بن عباس می فرستد و می پرسد : آیا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خدای خود را دیده یا ندیده ؟ عبد الله بن عباس شخصی را می فرستد و پیغام می دهد که بله ، حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده . عبد الله بن عمر باز شخصی را می فرستد تا سؤال کند : چطور خدا را دیده ؟ عبد الله بن عباس هم پاسخ میدهد که خدا را در حالی دیده که در چمنزاری بود که مقابلش فرشی از طلا انداخته و روی کرسی ای از طلا نشسته و چهار ملک آن را حمل می کرد .

شما فرعون را در فیلم حضرت یوسف علیه السلام تصور کنید که این طرف و آن طرف می رفت و غلامان سیاه پوستی او را حمل می کردند . یعنی اوصاف خدای ابن خزیمه همان اوصاف فرعون مصر را دارد .

روایت بعدی هم از ابن عباس نقل می کند :

حدثنا أبو بکر محمد بن سلیمان الواسطی بالفسطاط قال ثنا محمد بن الصباح قال ثنا إسماعیل یعنی ابن زکریا عن عاصم عن عکرمه عن ابن عباس قال إن الله اصطفى إبراهیم بالخله واصطفى موسى بالکلام ومحمدا بالرؤیه .

خدا از میان همه انبیاء یک ویژگی به حضرت ابراهیم علیه السلام داد که او خلیل خدا بود و یک ویژگی به حضرت موسی علیه السلام داد که او کلیم الله بود و یک ویژگی هم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) داد که خدا را در همین دنیا دیده است .

روایت بعدی را هم با همین مضمون بیان میکند و در ادامه نتیجه گیری می کند و می گوید :

فأما خبر قتاده والحکم بن أبان عن عکرمه عن ابن عباس رضی الله عنهما وخبر عبد الله بن أبی سلمه عن ابن عباس رضی الله عنهما فبین واضح أن ابن عباس کان یثبت أن النبی قد رأى ربه .

این روایتی که با سه طریق از ابن عباس نقل شده ، ثابت می کند که ابن عباس به صورت واضح و روشن معتقد بوده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در همین دنیا خدا را دیده است .

روایت بعدی را از کعب الاحبار ملعون یهودی نقل می کند که تمام فتنه ها زیر سر او است . نشان خواهیم داد که بقیه هم این سخن را میگویند .

حدثنا هرون بن إسحاق قال ثنا عبده عن إسماعیل بن أبی خالد عن الشعبی عن عبد الله بن الحرث بن نوفل عن کعب قال إن الله قسم رؤیته وکلامه بین موسى ومحمد صلوات الله علیهما فرآه محمد مرتین وکلم موسى مرتین

خداوند بین دو تن از پیامبرانش ، دو ویژگی را تقسیم کرده ؛ به حضرت موسی علیه السلام) کلامش را داده و به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) رؤیتش را داده . رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دو بار خدا را دیده و حضرت موسی علیه السلام هم دوبار با خداوند هم صحبت شده .

امام الائمه محمد بن اسحاق بن خزیمه ،التوحید ،با تحقیق دکتر عبدالعزیز بن ابراهیم السهوان ، چاپ دار الرشد عربستان ، ج اول ، ص ۴۷۷ به بعد ، باب ۴۷

این ها روایاتی است که ابن خزیمه در کتابش نقل می کند . اما شاید برداشت ما از حرف های ابن خزیمه اشتباه باشد و منظور ایشان چیز های دیگر باشد . به همین دلیل برداشت آقای ابن تیمیه از سخنان ابن خزیمه میخوانیم .

کتاب بیان تلبیس الجهمیه ، تألیف ابن تیمیه حرانی ،‌جلد ۷ ، چاپ عربستان سعودی ، با تحقیق محمد البریدی ، صفحه ۲۹۱ :

الوجه الخامس أنه ذکر أن الله اصطفى محمدا بالرؤیه کما اصطفى موسى بالتکلیم ومن المعلوم أن رؤیه القلب مشترکه لا تختص ب‍ محمد کما أن الإیحاء لا یختص ب‍ موسى ولا بد أن یثبت لمحمد من الرؤیه على حدیث ابن عباس مالم یثبت لغیره کما ثبت لموسى من التکلیم کذلک وعلى الروایات الثلاث اعتمد ابن خزیمه فی تثبیت الرؤیه حیث قال .

باب ذکر الأخبار المأثوره فی إثبات رؤیه النبی صلى الله علیه وسلم خالقه العزیز العلیم المحتجب عن أبصار بریته قبل الیوم الذی یجزی الله کل نفس ما کسبت وذکر اختصاص الله نبیه محمدا صلى الله علیه وسلم بالرؤیه کما خص إبراهیم علیه السلام بالخله من بین جمیع الرسل والأنبیاء جمیعا وکما خص نبیه موسى بالکلام خصوصیه خصه الله بها من بین جمیع الرسل

خداوند از میان بندگانش رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را برگزیده تا خدا را ببیند . همان طوری که حضرت موسی علیه السلام را انتخاب کرد تا با او صحبت کند . بعضی ها می گویند : این رؤیت قلبی است . در صورتی که رؤیت قلبی بین همه پیامبران مشترک است و حداقل همه پیامبران به بالاترین درجه ایمان رسیدند و خداوند را با قلب خود درک کردند . اما این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) یک ویژگی خاص دارد ، باید غیر از چیز هایی باشد که انبیای دیگر داشتند . همان طوری که وحی به حضرت موسی علیه السلام اختصاص نداشت . وحی به حضرت موسی علیه السلام یک وحی خاص بود . این که خداوند مستقیما با حضرت موسی علیه السلام صحبت کرد . این ویژگی خاص حضرت موسی علیه السلام که هیچ پیامبر نداشته .

البته این حرف ابن تیمیه است . شاید پیامبران دیگر هم داشته . اما در قرآن آمده که خداوند به صورت مستقیم با حضرت موسی علیه السلام صحبت کرد . ویژگی پیامبر ما هم باید چیزی باشد که دیگر انبیاء نداشته باشند و آن رؤیت با چشم است .

ابن خزیمه سه روایت نقل کرده که با اعتماد به این سه روایت ثابت کرده که خدا دیده می شود . همان حرف هایی که از ابن خزیمه خواندیم .

در ادامه روایاتی که ابن خزیمه نقل کرده بود و روایت ابن عباس را هم بیان می کند :

والکلام لموسى والرؤیه لمحمد صلى الله علیهم وسلم أجمعین وذکر حدیث الحکم عن عکرمه الذی فیه صوره شاب وذکر احتجاج بعض أصحابه بما روی عن أبی ذر وابن عباس فی تفسیر قوله فی سوره النجم واحتجاج بعضهم بقول ابن عباس فی قوله وما جعلنا الرؤیا التی أریناک إلا فتنه للناس [ الإسراء ۶۰ ] أنها رؤیا عین أریها رسول الله صلى الله علیه وسلم ….

احتجاجات و استدلال هایی که ابن خزیمه به این روایت ها و آیات داشته ، ثابت می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) با چشم بصر خود ، خداوند را دیده .

در صفحه بعد استدلال ابن خزیمه را می آورد :

تعقیب المؤلف علی استدلال ابن خزیمه علی اثبات الرؤیه بالعین .

فأما خبر قتاده والحکم بن أبان عن عکرمه عن ابن عباس وخبر عبد الله بن أبی سلمه عن ابن عباس فبین واضح أن ابن عباس رضی الله عنهما کان یثبت أن النبی صلى الله علیه وسلم رأى ربه وهذا من کلامه یقتضی أنه اعتمد هذه الطرق وأنها تفید رؤیه العین لله التی ینزل علیها قوله تعالى وما جعلنا الرؤیا التی أریناک إلا فتنه للناس [ الإسراء ۶۰ ] ویدل على ذلک حدیث حماد ابن سلمه عن قتاده عن عکرمه عن ابن عباس مرفوع إلى النبی صلى الله علیه وسلم قال رأیت ربی ….

وعلى هذا فیکون خبر عکرمه عن ابن عباس ونحوه رویه عین کما یذهب إلى ذلک طوائف من أهل الحدیث …

این نتیجه گیری ابن تیمیه از سخنان ابن خزیمه است .

ابن خزیمه از این روایاتی که نقل کرده و به آن اعتماد داشته ، استفاده می کند و ثابت می شود که این رؤیت ، رؤیت عین بوده . دلیلش هم روایت حماد بن سلمه از قتاده از عکرمه از ابن عباس نقل کرده و منسوب به  پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که فرموده باشند : من پروردگارم را دیدم .

بنابراین از روایت عکرمه از ابن عباس این فهمیده می شود که پیامبر (صلی الله علیه وآله) با همین چشم و در همین دنیا خدا را دیده . طائفه هایی از اهل حدیث هم طرفدار این قضیه شده اند و آن را پذیرفتند .

ابن تیمیه حرانی ،بیان تلبیس الجهمیه ،‌ج ۷ ، چاپ عربستان سعودی ، با تحقیق محمد البریدی ، ص ۲۹۱

این هم سخن ابن خزیمه اهل حدیث و از کسانی که شدیدا طرفدار رؤیت خدا در این دنیا توسط پیامبر (صلی الله علیه وآله) هستند . استدلال می کند و روایاتی می آورد که همه به عکرمه یهودی ختم می شود و عکرمه به ابن عباس نسبت می دهد که گفتیم :قطعا ابن عباس چنین سخنی نگفته و عکرمه یک انسان کذاب است که روایات کعب الاحبار را به ابن عباس نسبت می داد . اما ابن خزیمه این روایات را قبول کرده و اعتقاد داشته که خداوند در همین دنیا با چشم ظاهر دیده می شود . این اعتقاد را کسی دارد که در زمان خودش امام الائمه ، حجت و حافظ بوده و گفتند که مثل او کسی دیده نشده و خداوند به وسیله او بلا را از مردم شهر دفع می کرده .

مجری :

این هم دیدگاه اهل حدیث و سلفی ها در مورد رؤیت خداوند بود که استاد یزدانی بیان کردند . ما کلیپ هایی را در این زمینه آماده کردیم . کلیپ اول از یک عالم سلفی وهابی سرشناس و یکی از کارشناسان شبکه های وهابی و از اساتید دانشگاه های عربستان سعودی هستند . ببینیم نظر ایشان در این باره چیست ؟

کلیپ (۱) :

سعد الحمید ـ عالم سلفی :

از مجموعه ی احادیثی که در این زمینه وارد شده است ، بعضی از آن ها بر این مسأله دلالت دارد که پیامبر خداوند را دیده است و بعضی از آن ها دیدن خدا را نفی می کند مانند روایتی که از عایشه نقل شده است و بعضی از این احادیث حد وسط است . همانطور که در حدیث ابن عباس آمده است که پیامبر خداوند را در خواب دید و او را با چشم ندیده است .

مجری :

این ابتدای نظرات ایشان در مورد روایت شاب امرد و رؤیت خداوند بود . ایشان گفتند : در این باره چند نظر وجود دارد که یکی از آن ها حد وسط است . یک عده منکر رؤیت شدند ، مثل حدیث عایشه . یک عده طرفدار رؤیت با عین بودند و یک عده طرفدار رؤیت منام بودند که خداوند در خواب دیده شده . البته شما بارها پاسخ داده اید .

استاد یزدانی :

درست است که سه نظر وجود دارد ؛ اما سلفی ها همه طرفدار دیدگاه ابن خزیمه و ابویعلی هستند که خداوند در این دنیا با همین چشم ظاهر دیده شده . البته از زبان ابن حجر به صورت مفصل نشان خواهیم داد که رؤیای منام هم بوده ؛ ولی دلیل بر این نیست که در بیداری هم ندیده باشد . رؤیت قلبی هم بوده ؛ اما دلیل بر این نبوده که رؤیت با چشم سر نبوده . یعنی هیچ کدام از این ها با هم منافاتی ندارد . این ها حرف هایی است که ابن حجر در کتاب الغنیه فی مسأله الرؤیۀ بیان کرده . این کتاب یک کتاب تخصصی در مورد این است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده یا ندیده .

الغنیه فی مسأله الرؤیۀ رؤیۀ النبی (ص) ربه سبحانه و تعالی فی لیلۀ الاسراء و من اثبت ذلک ومن نفاه ، تألیف شهاب الدین ابوالفضل احمد بن علی بن حجر عسقلانی ، با تحقیق ابی بلال العدنی ، چاپ دار الآثار در قاهره ، در مقدمه کتاب می گوید :

فقد سأل سائل عن ما اختلف فیه الصحابه من رؤیه النبی ربه فی لیله الاسراء ومن اثبت ذلک ، ومن نفاه ، ومن توسط فی المسأله فاثبت الرؤیه بالفؤاد ، ونفی ان یکون بالعین ، ومن قال من المتأخرین کانت رؤیا العین فی المنام ورؤیه الفؤاد فی الیقظه .

سؤال کننده ای از من در مورد اختلاف صحابه در خصوص رؤیت خدا توسط پیامبر (صلی الله علیه وآله) در شب معراج پرسید و کسانی که این را اثبات و کسانی که نفی کردند و کسانی که حد وسط را قائل شدند . این که گفتند : رؤیت فقط قلبی بوده و با چشم نبوده . و سخن کسانی از متأخرین که گفتند : این رؤیت با چشم در خواب و رؤیت قلب در بیداری بوده .

در صفحه ۱۵ می گوید :

ذهب ابن عباس فی المشهور عنه وانس بن مالک وابوهریره الی ان النبی رأی ربه فی لیله الاسراء بعین رأسه . وقالت طائفه من التابعین منهم : کعب الاحبار والحسن البصری وکان یحلف علیه ، وعطاء وعکرمه وعامه اصحاب ابن عباس وعروه بن الزبیر وهو بن اخت عائشه فقد صح انه کان (المراد هل ثبت) قول عائشه فی نفی الرؤیه یسند علیه ، ومحمد بن شهاب الزهری ومعمر بن راشد رحمهم الله ، وقال به اکثر اهل السنه ممن بعدهم …

بینندگان عزیز توجه داشته باشید که این سخن ابن حجر عسقلانی ، یکی از ستون های اصلی علم رجال و علم تراجم و علم حدیث اهل سنت است .

ابن عباس و انس بن مالک و ابوهریره نظرشان این بوده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در شب معراج با چشم سر دیدند . طائفه ای از تابعین  مثل کعب الاحبار یهودی ،‌حسن بصری معتقد بودند و قسم می خورد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با چشم سر در شب معراج دیده . عطا و عکرمه و تمام شاگردان ابن عباس و عروه بن زبیر خواهر زاده عایشه طرفدار این قضیه بودند . محمد بن شهاب زهری ، معمر بن راشد و اکثر اهل سنت بعد از این افراد طرفدار این قضیه هستند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در همین دنیا با چشم سر دیده .

واقعا این مطلب خیلی عجیب است و جای تأسف دارد . محقق در پاورقی این افراد را نام می برد :

وهی روایه عن الامام احمد بن حنبل …

ابن جریر وبالغ فیه … ابوالحسن اشعری … الشیخ ابوزکریا نووی ….

ابن خزیمه …. وذکر ابن کثیر فی الفصول (۲۶۸ ) : ان جماعه من المتأخرین تبعوا ابن خزیمه علی هذا القول وهو ترجیح ابی یعلی واختیار ابی بکر النجاد .

وقال ابوالقاسم اسماعیل بن محمد اصبهانی المتوفی ۵۳۵ هـ ومن مذهب اهل السنه : ان النبی صلی الله علیه وعلی آله وسلم رأی ربه لیله المعراج وکانت رؤیا یقظه لا رؤیا منام .

احمد بن حنبل ،‌ابن جریر طبری که در این زمینه مبالغه می کرد . ابوالحسن اشعری ، شیخ ابوزکریا نووی ، ابن خزیمۀ این روایت را نقل کردند . ابن کثیر هم در کتاب الفصول خود ذکر کرده که جماعتی از متأخرین در این قول از ابن خزیمه پیروی کردند . ابویعلی فراء حنبلی متوفای ۴۵۸ هـ  و ابی بکر نجاد هم این قول را اختیار کردند .

ابوالقاسم اسماعیل بن محمد اصفهانی متوفای ۵۳۵ هـ  می گوید که مذهب اهل سنت این است که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) خدا را در شب معراج دیده و این رؤیا در بیداری رخ داده نه در خواب .

شاید منظور ایشان از اهل سنت ،‌همان اهل حدیث باشد . چون ما در اهل سنت مخالف زیاد داریم . در صفحه بعد سخن آقای ذهبی و آقای نووی را آورده که بنده نشان خواهم داد . در صفحه ۱۷ می گوید :

وذهب آخرون الی انه رآه مرتین مره بقلبه ، ومره بعینه ، وهی روایه الثالثه عن ابن عباس وهی الجامعه بین الاختلاف علیه .

وذهب عائشه الی انه لم یره فی الدنیا اصلا ، ولم یثبت عنها اثبات ….

عدیه ای دیگر معتقدند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) دو بار خدا را دیده ؛ یک بار با قلبش و یک بار هم با چشم ظاهرش . این روایت سوم از ابن عباس است که دوبار دیده شده و این اختلاف را بین نظرات مختلف جمع می کند .

عده ای معتقدند که با چشم قلب دیده شده ، عده ای معتقدند که با چشم سر دیده شده . جمع این دو نظر این است که یک بار با چشم سر و یک بار با چشم قلب دیده .

واقعا این جمع آقای ابن حجر یک جمع کاملا منطقی است ؛ چون هردو طرف برای دیدگاه خود دلیل و روایت صحیح دارند و جمعش همین می شود که هم رؤیت قلبی و هم رؤیت با چشم سر و هم رؤیت در منام قابل قبول است . در این صورت این سه نظر هیچ تضادی با هم ندارند .

اما نظر عایشه همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این بوده که آن حضرت به هیچ وجه خدا را در این دنیا ندیده .

در ادامه هم روایات ایشان را می آورد و تصحیح می کند . در این زمینه روایات زیادی است از جمله :

وروی ابن مردویه فی تفسیره : عن ابن جریج عن عطاء عن ابن عباس ان النبی رأی ربه بعینه واسناده صحیح .

ابن مردویه در تفسیرش از ابن جریج از عطا از ابن عباس نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با چشمش دیده . سند روایت هم صحیح است .

ابن حجر عسقلانی ، عالم بزرگ اهل سنت ، می گوید : این روایت صحیح است که ابن عباس نقل کرده پیامبر (صلی الله علیه وآله) با چشم سر خدا را دیده .  از این دست روایات زیاد است ، روایت ابن خزیمه ، حسن بصری و حتی روایت کعب الاحبار را می آورد و سند روایت را هم صحیح می داند .

عن کعب هو کعب الاحبار قال : ان الله قسم کلامه ورؤیته بین موسی ، ومحمد وکلم موسی مرتین ورآه محمد مرتین .واسناده صحیح .

ابن حجر تمام سند های این روایات را تصحیح می کند . در صفحات بعد نتیجه گیری می کند و میگوید :

قلت : فیها معنی دلیل علی ان هذه الروایات التی فیها عن ابن عباس انه رأی ربه بفؤاده لم یرد بها نفی الرؤیه بعینه …

روایاتی که از ابن عباس نقل شده دو دسته است ؛ یک دسته روایات فؤاد و قلبی است و دسته دیگر روایات عین است که این دو دسته اصلا با هم تضاد ندارند و قابل جمع هستند .

در ادامه روایات دیگری نقل می کند و می گوید :

وانما اراد الراوی ان ابن عباس قال القول مرتین لصحه الروایه الاولی عنه انه رآه مرتین ، مره ببصره و مره بفؤاده .

هر دو روایت صحیح است ؛ یک بار با چشم سر دیده و یک بار با چشم قلب دیده .

در ادامه انکار عایشه را بیان می کند :

واما انکار عائشه ان النبی رأی ربه بعینه قال …

عایشه می گفت : اصلا امکان ندارد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با چشم دیده باشد .

روایات آن را که در صحیح بخاری و صحیح مسلم و دیگر کتاب ها آمده ،‌نقل میکند که می گفت :

من حدثک ان محمد رأی ربه فقد کذب …

هر کس بگوید پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده ،‌دروغ گفته و افتراء بسته .

بعد تک تک استدلال های همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را می آورد و آن ها را رد می کند .

فهذا جمله قول عائشه واستدلالها علی مذهبها بالآیتین المتقدمتین وهی قوله سبحانه وتعالی : لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وقوله سبحانه وتعالی : وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ .

واما الآیه الاولی فاجیب عنها بجواب مشهور : وهو ان الذی اثبت الرؤیه لم یقل : ان الله سبحانه وتعالی ادرک بصر نبیه بمعنی احاط به والرؤیه لا تقضی الاحاطه .

الجواب الثانی : وهو دون الاول ان رؤیه الله تعالی وان کانت جائزه فهی خاصه بالنبی . وقوله : لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ لا ینفی رؤیه النبی وحده .

استدلال عایشه به دو آیه بوده . این آیات اصلا ضرری نمی زند . آیه اول ، بحث احاطه است .

جواب دوم : خدا گفته لا تدرکه الابصار ، اما رسول خدا (صلی الله علیه وآله) استثناء شده  و از ویژگی های خاص آن حضرت شده که خدا را در همین دنیا ببیند .

در حقیقت می خواهد بگوید : روایاتی که ثابت می کند پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده ،عموم این آیه را تخصیص می زند . در ادامه در صفحه ۳۸ هم تک تک استدلالات را رد می کند و می گوید :

ولم ینقل عنها قط انها قالت : سمعت النبی یقول : لم ار ربی عزوجل ….

وعندی انها لم یبلغها قول ابن عباس ترجمان القرآن فی ذلک ولو بلغها ما قال لما ردته .

هیچ روایتی از عایشه نقل نشده که به پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت داده باشد که گفته باشند من خدا را ندیدم . همه این ها نظر و اجتهاد خود عایشه است که برای ما حجت نمی باشد .

ابن حجر می گوید : روایت ابن عباس به عایشه نرسیده بود . اگر روایت ابن عباس به عایشه می رسید ،‌ هیچ وقت رؤیت خدا در دنیا را انکار نمی کرد .

در صفحه بعد دقیقا همین مطلب را می آورد و می گوید :

ومثل هذا لایقوله ابن عباس عن رأی واجتهاد اذ لا مساغ للرأی فی اثبات شیء لم یقم علیه دلیل ، ولا هو من الاشیاء التی تقبل القیاس .

این اجتهاد شخصی خودش است و اگر سخن ابن عباس را می شنید ، این حرف را نمی زند .

در صفحه ۴۳ باز هم این قضیه را مطرح می کند و می گوید :

واما ما قدمناه عن عائشه لم یبلغها ذلک عن ابن عباس انما بلغها عن غیره ما روی ابن مردویه فی تفسیره .

روایاتی که از عایشه نقل کردیم به این دلیل بود که ایشان سخن ابن عباس را نشنیده بود و حرفهایی غیر از حرف های ابن عباس را شنیده بود .

در نهایت هم می گوید :

قلت : فدل علی انها انما سمعت ذلک من مسروق ان کعبا قاله ، فساغ لها الانکار علی کعب لان عمده کعب الاحبار الاخبار الاسرائیلیات وقد قال النبی : اذا حدثکم اهل الکتاب فلا تصدقوهم ولا تکذبوهم .

وتبادر الی ذهن الصدیقه امتناع ذلک لما ظهر لها من الآیتین المتقدمتین فقدمت علی الانکار علی کعب والا لو بلغها ذلک عن ترجمان القرآن ابن عباس لما انکرت ذلک ان شاء الله تعالی والله مستعان …

چون عایشه این حرف را از کعب الاحبار شنیده بود که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده ،‌انکار کرد . چون عمده حرف های کعب الاحبار از اخبار اسرائیلیات بود و عایشه از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیده بود اگر اهل کتاب برای شما اخباری نقل کرد ، نه تصدیق و نه تکذیب کنید .

واقعا انسان می ماند در مقابل این استدلالات بگوید . اگر عایشه این روایت را از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیده بود که نباید انکار می کرد . یعنی مخالفت صریح با سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ! حضرت فرموده بودند : اگر اهل کتاب برای شما روایتی نقل کردند ، نه تصدیق کنید و نه تکذیب کنید . اما عایشه در این جا تا سخن کعب الاحبار را شنید ، تکذیب کرد . در این جا مخالفت با پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) است که حکم آن در قرآن آمده و مشخص می باشد .

اگر حرف ترجمان قرآن ، ابن عباس ، را شنیده بود ، هرگز انکار نمی کرد .

شهاب الدین ابوالفضل احمد بن علی بن حجر عسقلانی ، الغنیه ، با تحقیق ابی بلال العدنی ، چاپ دار الآثار در قاهره ، از ص ۱۵ به بعد

خلاصه حرف های ابن حجر این است : ابن حجر معتقد است که صحابه دو دسته بودند ؛ عده ای از آن ها مثل ابن عباس و ابوهریره و مالک بن انس و … و از تابعین مجاهد و کعب الاحبار و … معتقد هستند خداوند در همین دنیا با چشم سر دیده شده . روایتی هم که نقل کردند ،‌روایتی مرفوع از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با سند های صحیح است . این ها طرفدار رؤیت عین بودند . از طرف دیگر ، عایشه مخالف رؤیت عین بود و آن را قبول نمی کرد و هر کس این حرف را می زند ،‌تکذیب می نمود . دلیل حرفش هم شنیدن از کعب الاحبار و عدم شنیدن سخن ابن عباس بود . اگر او هم شنیده بود ، باز هم طرفدار این قضیه می شد .

پس سخن اصلی ابن حجر این است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در همین دنیا خدا را با چشم سر دیده است و این از ویژگی های آن حضرت بوده .

مجری :

این هم سخن ابن حجر عسقلانی بود . گرچه طولانی شد ؛ اما چون بحث مهمی بود ، بیان آن لازم بود . کلیپ بعد باز هم از آقای سعد الحمید است که با هم می بینیم .

کلیپ (۲) :

سعد الحمید ـ عالم سلفی :

حدیث شاب امرد یک خوابی است که پیامبر دیده است و خواب دیدن با دیدن چیزی به وسیله ی چشم متفاوت است . بعضی از علما گفته اند که پیامبر خداوند را با چشمش دیده است . ما نمی گوییم این یک مسأله ی اجماعی است که علما همه گفته باشند پیامبر خدا را در خواب دیده است . بعضی از علما گفته اند :پیامبر در شب اسراء خدا را با چشمش دیده است .

حدیث شاب امرد در صحیحین نیامده است و در برخی از کتب وارد شده است و هیچ طریقی که سالم از مشکل و ضعف باشد ، ندارد و در همه ی طرق آن ضعف هایی وجود دارد . اما بعضی از علما این حدیث را تصحیح کرده اند و از جمله ی آن ها ابوزرعه رازی است که از ائمه ی حدیث است .

مجری :

ایشان نظر خود را در مورد روایت شاب امرد گفتند که هیچ طریق سالم و صحیحی ندارد و همه طرق آن مشکل دارد . که استاد یزدانی به صورت مفصل در جلسات گذشته در خصوص سند روایت از دید علمای اهل سنت  و علمای سلفی و وهابی بررسی کردند که گفته بودند : طریق این روایت کاملا صحیح است . در نهایت هم گفتند : بعضی از علما مثل ابوزرعه تصحیح کرده .

استاد یزدانی :

سخن ابن حجر را از کتاب الرؤیه ایشان دیدیم ، از کتاب فتح الباری هم نظر ایشان را به صورت خلاصه نشان می دهم . کتاب فتح الباری شرح صحیح بخاری ، چاپ دار الطیبه ، باتحقیق ناصر البراک ، جلد ۱۶ ، صفحه ۵۲۸ ، روایتی از همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که خدا را نمی توان در این دنیا دید و هر کس بگوید ، دروغگو است . ایشان نتیجه گیری می کند و می گوید :

وفی هذا الحدیث رد علی من یزعم انه یری الله تعالی فی الیقظه تعالی الله عن ذلک ، ولا یرد ذلک رؤیه النبی له لیله الاسراء لان ذلک من خصائصه فاعطاه الله فی الدنیا القوه التی ینعم الله بها علی المؤمنین فی الآخره .

این روایت نظر کسانی را که معتقد بودند پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در این دنیا در بیداری دیده است ؛ اما این را که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در شب معراج ، خدا را دیده باشد . چون از ویژگی های آن حضرت است که خدا را در شب معراج دیده و به او قدرتی داده که در قیامت به مؤمنین خواهد داد که خدا را به صورت واضح و روشن ،‌ببینند .

ابن حجر عسقلانی ،فتح الباری شرح صحیح بخاری ، چاپ دار الطیبه ، باتحقیق ناصر البراک ، ج ۱۶ ، ص ۵۲۸

بعدا به بحث رؤیت در قیامت خواهیم رسید و در آن جا مفصل بحث می کنیم که ثابت می شود در همین دنیا هم مردم خدا را دیده اند . خلاصه سخن ابن حجر در این جا این است که روایت عایشه با این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در معراج دیده ، در تضاد نیست . حداکثر ثابت می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این دنیا و روی زمین خدا را ندیده . اما ثابت نمی کند که در معراج هم ندیده باشد . در معراج دیده ؛ چون از ویژگی های پیامبر (صلی الله علیه وآله) است و خداوند به آن حضرت قدرتی داده که می تواند در این دنیا هم ببیند . همان طوری که به مؤمنین قدرت خواهد داد که خداوند را در قیامت ببینند. این هم سخن آقای ابن حجر عسقلانی در خصوص رؤیت خدا در این دنیا بود که بیان شد .

تعداد دیگری از علمای اهل سنت هستند که معتقدند می توان خدا را در همین دنیا با چشم سر دید ، از جمله آن ها آقای نووی ، شارح صحیح مسلم و بزرگترین عالم تاریخ شافعی ها و صاحب کتاب المجموع است .

ایشان در کتاب صحیح مسلم به شرح نووی ، چاپ مؤسسه قرطبه ، جلد ۳ ، باب معنی قول عزوجل ولقد رآه نزله اخری و هل رأی النبی صلی الله علیه وسلم ربه لیلۀ الاسراء (آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در شب معراج دیده یا ندیده ؟ ) سخن قاضی عیاض را می آورد و می گوید :

  قال القاضی عیاض رحمه الله : اختلف السلف والخلف هل رأی نبینا (ص) ربه لیله الاسراء ، فانکرته عائشه کما وقع هنا فی صحیح مسلم وجاء مثله عن ابی هریره وجماعه وهو المشهور عن ابن مسعود والیه ذهب جماعه من المحدثین والمتکلمین ، و روی ابن عباس انه رآه بعینه ، ومثله عن ابی ذر و کعب والحسن وکان یحلف علی ذلک وحکی مثله عن ابن مسعود و ابی هریره واحمد بن حنبل وحکی اصحاب المقالات عن ابی الحسن الاشعری وجماعه من اصحاب انه رآه …

گذشتگان و متأخرین در مورد این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در شب معراج دیده ، اختلاف دارند . عایشه آن را انکار می کرد . همان طوری که در صحیح مسلم آمده . از ابوهریره و از ابن مسعود و دیگران هم چنین روایتی نقل شده است .اما از ابن عباس روایت نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با چشم سر دیده . مثل همین روایت از ابوذر ،‌ کعب الاحبار و حسن بصری نقل شده که در این قضیه قسم می خورد . همین طور از ابن مسعود و ابوهریره و احمد بن حنبل و ابوالحسن اشعری و جماعتی از اصحاب نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده است .

در صفحه بعد ایشان روایات را نقل می کند که باز هم بررسی سندی است . در آخر هم نتیجه گیری می کند و می گوید :

فالحاصل ان الراجح عند اکثر العلماء ان رسول الله صلی الله علیه وسلم رأی ربه بعینی رأسه لیله الاسراء ، لحدیث ابن عباس وغیره مما تقدم واثبات هذا لا یأخذونه الا بالسماع من رسول الله صلی الله علیه وسلم هذا مما لاینبغی ان یتشکک فیه …

نظری که بیشتر علما آن را ترجیح دادند این است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را با دو چشم سر در شب معراج دیده است . دلیلش هم روایت ابن عباس است که نقل شده و قطعا ابن عباس آن را از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیده و کسی نمی تواند در آن تشکیک کند که ابن عباس دروغ گفته باشد .

صحیح مسلم به شرح نووی ، چاپ مؤسسه قرطبه ، ج ۳ ، باب معنی قول عزوجل ولقد رآه نزله اخری و هل رأی النبی صلی الله علیه وسلم ربه لیلۀ الاسراء

این هم سخن آقای نووی ،‌صاحب کتاب شرح بر صحیح مسلم و کتاب المجموع بهترین کتاب شافعی ها ، که ثابت می کند اکثر علما طرفدار دیده شدن خداوند در همین دنیا بوده اند .

مجری :

نظر دیگر علمای اهل سنت را در مورد رؤیت خداوند در این دنیا شنیدیم که آقای نووی لفظ اکثر علما را به کار برده و گفته بودند که می توان خدا را با چشم سر در همین دنیا دید . خیلی از وهابی ها هم این قضیه را در کتاب های خود قبول می کنند ؛اما در برنامه های تلویزیونی و در پاسخ به سؤال بیننده خود آن را انکار می کنند .

کلیپ بعدی از کلیپ های ثابت برنامه یهوابیت است که هر هفته به صورت چرخشی پخش می شود .

کلیپ (۳) :

رهبر بریلوی ها در بلخ افغانستان :

مولوی صاحب ها چقدر امام ابوحنیفه ، امام ابوحنیفه گفتند ، اما یک قدم آن طرف تر نرفتند . من مجبور هستم که یک قدم به آن طرف بروم . ای مردم ! چند روز پیش در مجلسی گفتم : ای مردم عوام ! شما ناراحت نشوید که اگر من گفتم بین شما دزد وجود دارد ، آدم ربا وجود دارد ، راهزن وجود دارد . فکر نکنید که ملاها مستقیم بهشت  می روند . به خدا شما از دزد ما با خبر ندارید . از راهزن های ما خبر ندارید ، از آدم رباهای ما خبر ندارید . دزد ما ، راهزن ما و آدم رباهای ما کسانی هستند که از مذهب امام ابوحنیفه استفاده کرده و به جامعه وهابیت و سلفیت خدمت می کنند . دزد مال  دردش تمام می شود ، شلاق می زنندو صد و صد و پنجاه پول می گیرند و آزاد می شود ؛ اما از دزد دین چطور می خواهید خلاص شوید ؟ از دزد مذهب چطور می خواهید خلاص شوید ؟ از ربایندگان دین و مذهب چطور می خواهید خلاص شوید ؟ امروز مذهب ابوحنیفه را سوراخ سوراخ کرده اند ؛ اما همه ما خواب هستیم . تا چه زمان شما مدارا می کنید ؟ این مدارا نیست ، سهل انگاری در مقابل دین و مذهب است . در روز قیامت ما به امام ابوحنیفه چه جوابی خواهیم داد ؟ دین را برای ما حاضر و آماده کرد و تحویل داد ؛ اما چند نفر راهزن آمده اند ومی گویند : به خدا قسم ، ما موحد هستیم ، به خدا قسم ما بزرگ هستیم و به جان گذشته ما می زند که فلان عالم این کار را کرد ، فلان عالم این طور کرد . من نشانه های وهابی ها و سلفی ها را به شما بگویم . اولین حرفی که می زنند این است که می گوید : چه کسی برای مرده نذر کرده است ؟ بعد از دعا سنت نخوانید که بدعت است و تراویح را بیست رکعت نخوانید . گرفتن پول برای امامت نماز جماعت بدعت است . گرفتن پول برای ختم قرآن بدعت است . همین طور دین را قیچی قیچی می کنند و می روند .  توسل به بزرگان بدعت است ، توسل به انبیاء بدعت است . در حج به زیارت پیامبر اسلام نمی رود که بدعت است .

این علامت و نشانه وهابی ها است ، شما این را بدانید . علما که خود می دانند . این ها دین را از همین پایین شروع به قیچی می کنند . یک زمانی پیرمرد موسفیدی را دیدم که انسان خوبی بود . ریش بلندی گذاشته بود . گفتم چرا این کار را کردی ؟امام جماعتش گفت  : تازه ازدواج کرده .

این ها ریش را از هر طرف قیچی می کنند و دین را از چهار طرف قیچی کرده و پاره پاره می کنند . آخر هم می گویند : وقتی به سفر رفتید ، ترک سنت ، سنت است . می گوید : سنت را در سفر نخوانید . این علامت وهابی ها است . من قبلا به وهابی ها چیزی نمی گفتم ؛ اما الان کم کم شروع به گفتن کردم . علما می دانند که من در موسم حج می روم و به کمک خدا وهابی های سلفی های سعودی را می کوبم و در همه مباحث آن ها را گیر انداخته ام .

من روایت ها را می شناسم . روایت صحیح است که اگر پیامبر سنت را در سفر ترک کرده ،‌سفر ضرورت و مجبوریت بوده.  اما در سفر امن و امنیت خواندن سنت ، سنت است . خود پیامبر خوانده است . راوی عبد الله بن عمر هم ترک کرده و هم خوانده . زنش مریض بود ، خبر دادند که در حال مردن است ، سریع بیا . فوری رفت و سنت را ترک کرد . سخن من این است که این ها دین شما را از هر طرف قیچی می کنند و از بین می برند .

شما نگویید که چرا این مولوی غیبت می کند ، این غیبت نیست . در مقدمه مسلم خواندیم که اگر علمای دین دزدان دین را معرفی نکنند ، این خیانت به دین است و کسی که معرفی می کند ، دفاع از دین کرده است . من از دین و مذهب دفاع می کنم و این را غیبت زشت نمی دانم .

علامت و نشانه دیگری وهابی ها این است که بزرگان و صوفی ها را کنار می زنند و بساطشان را جمع می کند و می گوید : همه صوفی ها مشرک هستند . از جمله برادر عزیزمان ، مولوی صاحب ، الله مجده که جنت ها نصیبش بگرداند ، رفیق پنجاه ساله من ، مولوی عبد الرئوف است که وقتی در پیشاور بود ، مال خود را به مدرسه هدیه کرد و با پول شخصی خود خانه ای را اجاره کرده و مدرس گرفت و با پول شخصی خود خرج طلاب را می داد . خودش هم درس می داد و به مدرسین هم حقوق می داد . وقتی که از آن جا هم آمد ،‌در این جا هم در خدمت دین است . این جا هم با پول شخصی خود مدرسه را اداره کرد ،اتاق ها را آماده کرد و مدرسین  و طلبه ها را تربیت کرد .

اما پشت سر این شخص حرف می زنند و می گویند : این فرد یک انسان بدعت گذار بود و این کارها را می کرد . حدیث در ترمذی شریف است که ظهور وهابی ها ، علامت قیامت است . علامت قیامت همین است که این امت ، امت گذشته را لعنت و از آن ها بدگویی  می کنند . وهابی ها وقتی از صوفی ها و علما و مجتهدین گذشته بدگویی می کنند و در حقیقت این ها خود را علامت قیامت قرار می دهند . این مردم مولانای روم را به کجا رساندند ؟ در چهار کتاب او را تکفیر کردند . در حالی که ما با افتخار نام دانشگاه را مولانا میگذاریم . در حالی که ما به کتابخانه مولانا افتخار میکنیم . در حالی ما به فرودگاه بین المللی مولانا افتخار می کنیم . در حالی ما به شاهراه مولانا افتخار می کنیم . اما مولانا را به چهار کتاب تکفیر کردند . شما علما چه کار کردید ؟ شما همه مدیون هستید و همه شما مسئول هستید . اگر تند می گویم یا ملایم ، ناراحت نشوید . آیا شما دفاعی از ایشان کردید؟ من هم در این باره با شما شریک شدم .

توصیه من به شما طلبه هایی که فارغ التحصیل شدید این است که از مذهب امام ابوحنیفه دفاع کنید . در هر منطقه ای که رفتید ، این بی دین ها را معرفی کنید ، این غیبت نیست ، دفاع از دین است . وهابی ها و سلفی ها را معرفی کنید . به خدا قسم اگر وهابی ها در منطقه ای جای پا پیدا کردند نه مدرسه ،‌نه خانه و نه دار حفاظ برای تو می ماند ، همه این ها را از تو می گیرند . مگر با قاری بیچاره  این کار را نکردند ؟ شما در این باره چه کار کردید ؟

به هر حال دعا می کنم که خداوند هدایت دینی و استقامت دینی را نصیبتان کند .

مجری :

ایشان یکی از مولوی های بریلوی در بلخ افغانستان بودند که علیه وهابیت با این شور و حرارت صحبت می کنند . استاد یزدانی ! آیا علمای دیگری هم هستند که اعتقادی مثل آقای نووی داشته باشند ؟

استاد یزدانی :

بله ، فراوان هستند کسانی که این حرف را زده اند . یکی از آن ها که برای بنده واقعا عجیب بود ،‌آقای عبد القادر گیلانی است . ایشان در کتاب الغنیه لطالبی طریق الحق عزوجل ، تألیف عبد القادر گیلانی ، متوفای ۵۶۱ هـ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد اول ، با تحقیق عبد الرحمن صلاح بن محمد بن عویضه ، صفحه ۱۴۱ :

ونؤمن بان النبی صلی الله علیه وسلم رأی ربه عزوجل لیله الاسراء بعینی رأسه لا بفؤاده ولا فی المنام .لما روی جابر بن عبد الله رضی الله عنهما انه قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم فی قوله تعالی : وَلَقَدْ رَآَهُ نَزْلَهً أُخْرَى ، نجم / ۱۳ .

وقال ابن عباس رضی الله عنهما فی قوله عزوجل : وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْنَاکَ إِلَّا فِتْنَهً لِلنَّاسِ ، اسراء / ۶۰ هی رؤیا عین اریها النبی صلی الله علیه وسلم لیله اسری به .

ما ایمان داریم به این که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) خدایش را در شب معراج با دو چشم سر خود دیده ، نه با قلب و نه در خواب . به دلیل این آیه که می فرماید : وَلَقَدْ رَآَهُ نَزْلَهً أُخْرَى ، نجم / ۱۳ .

این که ضمیر به خدا بر میگردد یا به جبرئیل بر می گردد ، اصلا کاری ندارند .

از ابن عباس نقل می کند که به دلیل این آیه ، رؤیای چشم بوده و با چشم سر خدا را دیده .

در صفحه بعد باز هم از ابن عباس نقل می کند :

وقال ابن عباس رضی الله عنهما : کانت الخله لابراهیم علیه السلام و الکلام لموسی علیه السلام والرؤیه لمحمد صلی الله علیه وسلم . وقال ابن عباس رضی الله عنهما : رأی محمد صلی الله علیه وسلم ربه عزوجل بعینه مرتین .

ولا یعارض هذا ما روی عن عائشه من انکار ذلک ، لانه نفی وهذا اثبات فقدم عند الاجتماع لان النبی صلی الله علیه وسلم اثبت لنفسه الرؤیه .

ابن عباس گفت : خلیل بودن برای حضرت ابراهیم و هم صحبتی برای حضرت موسی (علیهما السلام) و رؤیت برای رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است . در روایتی دیگر میگوید : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با دو چشم سر ، دو بار خدا را دیده است .

این روایات با روایت انکار عایشه در تعارض نیستند ؛ برای این که روایتی که از عایشه نقل شده ،‌نفی می کند و روایت ابن عباس اثبات می کند و وقتی نفی و اثبات در تعارض جمع شوند ، اثبات مقدم می شود . برای این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خودش گفته که من خدا را دیدم .

عبد القادر گیلانی ، الغنیه ،متوفای ۵۶۱ هـ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج اول ، با تحقیق عبد الرحمن صلاح بن محمد بن عویضه ، ص ۱۴۱

عایشه می گوید : هر کس بگوید پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را دیده ،‌ دروغگو است . در حالی که ابن عباس از آن حضرت نقل کرده که من دو بار خدا را دیدم . طبیعی است که طبق مبنای این ها ، سخن خود پیامبر (صلی الله علیه وآله) مقدم می شود . در صورتی که قطعا این مطلب دروغ و تهمت است و چنین مطلبی نمی تواند درست باشد .

این هم سخن آقای عبد القادر گیلانی ، بزرگ فرقه قادریه و از صوفی هایی که حتی وهابی ها ایشان را کافر می دانند .

ابن کثیر هم در تفسیر قرآن العظیم خود ، چاپ دار الطیبه در ریاض ، با تحقیق سامی بن محمد السلامه ، جلد ۷ ، صفحه ۴۵۱ می گوید :

وقوله : { ولقد رآه نزله أخرى عند سدره المنتهى عندها جنه المأوى } ، هذه هی المره الثانیه التی رأى رسول الله صلى الله علیه وسلم فیها جبریل على صورته التی خلقه الله علیها ، وکانت لیله الإسراء . وقد قدمنا الأحادیث الوارده فی الإسراء بطرقها وألفاظها فی أول سوره ” سبحان ” بما أغنى عن إعادته هاهنا ، وتقدم أن ابن عباس ، رضی الله عنهما ، کان یثبت الرؤیه لیله الإسراء ، ویستشهد بهذه الآیه . وتابعه جماعه من السلف والخلف ، وقد خالفه جماعات من الصحابه ، رضی الله عنهم ، والتابعین وغیرهم .

قول خداوند که می فرماید : ولقد رآه نزله أخرى عند سدره المنتهى عندها جنه المأوى ، این دومین باری بود که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) جبرئیل را دید .

طبق همان روایتی که از عایشه نقل شده .

قبلا روایت ابن عباس که ثابت می کرد پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را در شب معراج دیده ، گذشت و به همین آیه استشهاد می کرد . جماعتی از سلف و خلف این مسأله را قبول داشتند که خدا در این دنیا دیده می شود و پیامبر (صلی الله علیه وآله) در همین دنیا در شب معراج خدا را دیده است . البته جماعتی از صحابه با این سخن مخالف بودند .

ابن کثیر ، تفسیر قرآن العظیم ، چاپ دار الطیبه در ریاض ، با تحقیق سامی بن محمد السلامه ، ج ۷ ، ص ۴۵۱

آقای ذهبی هم در کتاب العرش خود ، چاپ مکتبه اضواء السلف عربستان سعودی ، جلد ۲ ، صفحه ۵۱ می گوید :

وثبت عن ابن عباس فی قوله { ولقد رآه نزله أخرى . عند سدره المنتهى } ۳ . قال : ” دنا ۴ ربه فتدلى فکان قاب قوسین أو أدنى ” . أخرجه البیهقی فی کتاب الأسماء ، والصفات ۵ .وأکثر الصحابه على أنه صلى الله علیه وسلم رأى ( ق ۲۷ / أ ) ربه .

از ابن عباس ثابت شده که در ذیل آیه می گفت : پیامبر (صلی الله علیه وآله) نزدیک خدا نشست . این روایت را بیهقی در کتاب اسماء والصفات نقل کرده و اکثر صحابه طرفدار این بودند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدای خود را دیده .

آقای ذهبی ، العرش  ، چاپ مکتبه اضواء السلف عربستان سعودی ، ج ۲ ، ص ۵۱

این هم نظر آقای ذهبی بود که می گفت : اکثر صحابه طرفدار این بودند که خدا در همین دنیا دیده شده و پیامبر (صلی الله علیه وآله) با چشم سر خدا را دیده . البته ایشان در این قضیه از ابن عباس روایات دیگری هم نقل می کند و تک تک آن ها را قبول می کند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای عمادی از تهران ـ شیعه

اگر امکان دارد نظر ابن تیمیه را که رؤیت خدا را تأیید کرده را نشان دهید تا وهابی های کوردل ببینند .

استاد یزدانی :

این مطلب در کتاب بیان تلبیس الجهمیه ، چاپ عربستان سعودی ، جلد ۷ ، با تحقیق محمد البریدی ، صفحه ۲۹۰ آمده :

وهذا یدل على أنه رآه وأخبر أنه رآه فی صوره شاب دونه ستر وقدمیه فی خضره وأن هذه الرؤیه هی المعارضه بالآیه والمجاب عنها بما تقدم فیقتضی أنها رؤیه عین کما فی الحدیث الصحیح المرفوع عن قتاده عن عکرمه عن ابن عباس قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم رأیت ربی فی صوره شاب أمرد له وفره جعد قطط فی روضه خضراء .

این روایت با آیه معارض است ؛ اما ما قبلا جواب دادیم . این روایت ثابت می کند می توان خدا را با همین چشم دید ، همان طوری که در حدیث صحیح مرفوع از قتاده از عکرمه از ابن عباس از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که فرمودند : من پروردگارم را در حالی که جوانی بی ریش با موهایی فرفری بود و در یک چمنزار ایستاده بود ، دیدم .

ابن تیمیه ، بیان تلبیس الجهمیه ، چاپ عربستان سعودی ، ج ۷ ، با تحقیق محمد البریدی ، ص ۲۹۰

ما از آقای عرعور و آقای حسن سقاف کلیپ پخش کردیم که این مطلب را می پذیرند و می گویند : ابن تیمیه این روایت را تصحیح کرده . این که وهابی ها انکار می کنند ،‌ضرری برای ما نخواهد داشت .

بیننده :

سؤالی دیگری که از شما دارم این است که آیا شرح صحیح بخاری یا شرح صحیح مسلم ، ارزش خود صحیح بخاری یا صحیح مسلم را دارد ؟ چون ما اگر مطلبی از این شروح می خوانیم ، آن ها قبول نمی کنند و می گویند : باید در خود صحیح مسلم یا صحیح بخاری آمده باشد .

استاد یزدانی :

قطعا شرح صحیح بخاری با خود صحیح بخاری فرق دارد . خود صحیح بخاری ، اصح کتب بعد کتاب الله است و شرح آن اگر ابن حجر عسقلانی باشد ،‌بسیار معتبر است و این ها قبول دارند . همین طور کتاب عمده القاری هم کتاب بسیار خوبی است . شرح کرمانی و شرح ابن بطال هم از شروح معتبر است . شرح نووی بر صحیح مسلم هم بسیار معتبر است . درست است که این شروح خود صحیح بخاری و صحیح مسلم نیستند ؛‌اما شروح معتبری هستند و شخصیت های بزرگی این کتاب ها را نوشته و خود وهابی ها این کتب را تحقیق کرده اند . مثلا فتح الباری را هم آقای براک تحقیق کرده و هم بن باز تعلیقه بر آن دارد . این کتاب ها بهترین شروح هستند و خود وهابی ها هم عیال سفره ابن حجر و نووی و عینی و ذهبی هستند .

بیننده :

ضمنا شما قبلا فرمودید که حتما لازم نیست که در این دو کتاب آمده باشد .

استاد یزدانی :

نه ، لازم نیست . در هر جا که باشد سند روایت صحیح باشد ، کفایت می کند .

بیننده : آقای اعظمیان از اصفهان ـ شیعه

طاعات و عبادات شما به درگاه خداوند قبول باشد . خداوندی که مد نظر اهل بیت (علیهم السلام) است . خداوندی که در قرآن کریم قل هو الله احد است . خداوندی که به امر خود به واسطه این برهان ها و دلیل هایی که وجود دارد بهترین راه شناخت را که از وجود سینگال عقلانیت خودمان می گذرد ،‌عبور دهیم و از دریچه عقلانیت به دنبال خدایی باشیم که با این همه برهان و دلیل ، این همه نعمت را در اختیار ما قرار داده . به خصوص نعمت و فرصت ماه مبارک رمضان را . اما دریغ از عقلی که یک ذره این وهابیت ندارند . دریغ از شعوری که این وهابیت ندارند .

چندین جلسه است که شما در این باره صحبت می کنید و بنده نمونه های مشرکانه ،کفر گویی های ابن تیمیه را شمردم که نسبت به خداوند دارد و به بعد ظاهری به آیات نگاه می کنند . بنده می خواستم چند مبحث را در این جا بیان کنم .

نکته مهم این است که ما شیعه و سنی در کنار هم زندگی می کنیم و با هم برادر هستیم و با هم پیمان بستیم و متحد هستیم . درست است از نظر بعضی عقاید مخالف هستیم ؛ اما ما به دنبال حق و حقیقت می گردیم . نباید به دام این تکفیری ها و این  تفکرات انحرافی نیافتیم . باید مراقب خود باشیم ؛ چون این ها خیلی خطرناک شده اند .

نکته بعد این که وهابیت ،انسانیت و شرافت ندارند و زمانی که با آن ها صحبت می کنیم ، به جاده خاکی می زنند و اعصاب انسان را خط خطی میکنند . توهین و اهانت را سرلوحه کار خود قرار دادند . ما باید چقدر صبر و حوصله داشته باشیم . اساتید شبکه میگویند : باید صبر و حوصله داشته باشید . توهین به مقدس ترین مقدسات ما ،‌سرلوحه کار آن ها است . تا چه زمانی باید این توهین ها را گوش کنیم .

استاد یزدانی عزیز ! آیا این توهین ها و ترورها بر مسلمانان تأثیری هم ایجاد کرده ؟

مجری :

فکر میکنم همان توصیه علما عقلانی و منطقی است که ما باید با صبر و زبان علم پیش برویم .

استاد یزدانی :

قطعا تأثیر داشته ؛ اما تأثیری بر عکس داشته .هر چه فحاشی و بی ادبی این ها در شبکه هایشان زیادتر می شود و هر چه وحشی گری و زورگویی و ترور و انتحار این ها بیشتر می شود ،‌ قطعا تأثیر عکس بر مسلمانان می گذارد و همه مسلمانان هوشیار تر شده و علیه وهابیت بسیج تر می شوند . ان شاء الله هم وهابیت را ریشه کن می کنند .

خلاصه مطالب امشب این بود که ما روایات ابن خزیمه خواندیم که ایشان صریح اثبات کرده بود خداوند در همین دنیا و با همین چشم سر دیده شده . کلام ابن حجر هم خواندیم که ایشان یک کتاب تخصصی در این زمینه نوشته و تلاش کرده بود تا روایات ابن عباس که خدا در این دنیا دیده شده را تثبت کند و از روایاتی که از عایشه نقل شده بود ،‌جواب دهد . سخن آقای نووی و تعدادی از علمای اهل سنت را هم خواندیم که گفته بودند می توان خدا را در همین دنیا دید و پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این دنیا خدا را دیده است . ان شاء الله در هفته آینده از تعداد دیگری از علمای اهل سنت خواهیم خواند .

مجری :

از شما استاد یزدانی و هم چنین شما بینندگان عزیز که ما را تا این لحظه از برنامه همراهی کردید ، تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدایار و نگهدارتان .