ابن تیمیه و پیروان او اعتقاد دارند که خداوند بر روی عرش خود می‌نشیند ،‌ بخشی از تخت را خالی می کند که رسول خدا صلی الله علیه وآله هم در کنار ایشان بنشیند!!!

 

از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام هرکس اعتقاد داشته باشد که خداوند بر روی چیزی می‌نشیند، کافر است . تعدادی از علمای اهل سنت نیز گفته‌اند که نشستن بر عرش، اعتقاد مجسمه است .

در این برنامه دیدگاه اهل بیت علیهم السلام ، برخی از علمای اهل سنت و ابن تیمیه بررسی شده است…

 

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

 

دانلود اسکن ها

دانلود اسکن ها

 


 

برنامه : یهوابیت (۱۹)

تاریخ : ۱۲ / ۰۴ /۹۶

مجری :

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

خدمت تک تک شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام داریم . با برنامه ای دیگر از سری برنامه های یهوابیت با کارشناسی استاد یزدانی عزیز ، در خدمت شما هستیم . برنامه ای که نام آن برگرفته از کلمات وهابیت ، یهوه (همان خدای یهود ) و یهود است . در این برنامه به بررسی و نقد افکار توحیدی اهل حدیث و سلفی ها و وهابی ها و مشابهت های آن با عقاید تحریف شده یهود در تورات ،‌می پردازیم .

استاد یزدانی :

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد والیه یعود والصلاه والسلام علی الشاهد والمشهود لکل موجود محمد المحمود وعلی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب والشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود .

بنده هم خدمت حضرتعالی و همچنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب و احترام دارم. امیدوارم امشب هم برنامه ای در خور شأن بینندگان عزیز داشته باشیم .

مجری :

بعد از این که به صورت مفصل طی چند برنامه به مفهوم رؤیت از دیدگاه سلفی ها و اهل حدیث و مباحث فرعی که این مفهوم رؤیت داشت و همچنین روایت شاب امرد که زیر مجموعه این بحث بود ، پرداختیم . دیدن خداوند در خواب و بیداری را هم بر مبنای روایاتی که اهل حدیث به استناد می کنند ، هم چنین دیدن خداوند در همین دنیا با چشم سر را هم به صورت مفصل بحث و بررسی کردیم .

امشب می خواهیم وارد یک مبحث جدید و یک مفهوم جدید شویم که از استاد یزدانی عزیز تقاضا داریم در این زمینه توضیحات لازم را بیان کنند .

استاد یزدانی :

بعد از این که ما ثابت کردیم که خدای اهل حدیث و وهابی ها ، یک جوان بی ریش موفرفری است ، به این مبحث می پردازیم که این خدا کجا است ؟ آیا می توان به این خدا دسترسی پیدا کرد یا با او صحبت و معانقه کرد ؟ این مبحث را طی چند جلسه بحث خواهیم کرد .

روایت شاب امرد را و این که خداوند دیده می شود یا نمی شود ، حدود هفت جلسه طول کشید و در این هفت جلسه ، هم از نظرات سلفی ها و هم از نظرات اهل سنت و هم روایات اهل بیت (علیهم السلام) را بررسی کردیم . البته مطالب زیادی باقی ماند ؛ ولی همان هفت جلسه هم بسیار سنگین بود . چند جلسه ای هم در مورد عرش و کرسی و محل نشستن خداوند صحبت خواهیم کرد .

بحث این که ”  الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ” ، این آیه ای که در قرآن کریم آمده و منشأ اختلاف بین مسلمانان و اهل حدیث شده ، عموما اهل حدیث معتقد هستند منظور از این آیه این است که خداوند در یک جایگاهی نشسته و دقیقا از کلمه جلوس استفاده کرده . یعنی خداوند عرشی را ساخته یا این که عرشی از روز اول به همراه خدا بوده و خدا از جایی حرکت کرده و روی عرش نشسته . در این زمینه روایات فراوانی نقل کردند . بیشترین روایت از آقای مجاهد ،‌مفسر مشهور تابعی و شاگرد ابن عباس نقل شده . خلال هم حدود هشتاد روایت نقل کرده که خداوند یجلس علی عرشه ، خداوند روی عرش خود می نشیند .

دیدگاه ابن تیمیه و دیگران را هم خواهیم خواند . حتی این ها کار را به جایی رساندند که می گویند : روزی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به معراج رفت ، خداوند آن حضرت را در کنار خود نشاند و این یکی از فضائل پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) است و هر کس این فضیلت را که خدا پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در کنار خود نشانده یا طبق روایت دیگری روز قیامت در کنار خود می نشاند ، را انکار کند ، کافر است و حتی حکم به قتلش را داده اند .

اما از دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام) و از دیدگاه تعداد زیادی از علمای اهل سنت که عقل و منطق را بر هوای نفس و روایات دروغین و جعلی کعب الاحبار و بقیه ، مقدم کردند ، معتقدند منظور از عرش ، معنای ظاهریش نیست . ما برای هر مسأله ای یک معنای ظاهری و یک معنای مجازی و کنایه و استعاره دارد . گاهی کلمه ای به معنای کنایه ای خود استفاده میشود . ”  الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ” ، هم همین طور است . مثلا می گوییم محمد بن سلمان بر تخت پادشاهی نشست . این به چه معنا است ؟ به این معنا که به قدرت رسید و حکومت را به دست گرفت . یا این که می گوییم پایتخت ، به این معنا است که محل قدرت و حکومت رئیس آن کشور . این معنای کنایه ای در زبان های مختلف است که متناسب با آن زبان به کار برده می شود .

بنده قبل از این که وارد دیدگاه ابن تیمیه و دیگران شوم ، چند روایت از کتاب شریف کافی در معنای عرش و استوی می خوانم .

معنای عرش و استوی از دیدگاه شیعه

از نظر شیعه ،عرش کل مخلوقات است . در روایات هم خواهیم خواند که علمای ما هم به آن تصریح کرده اند و اگر ”  الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ” ، عرش را به معنای کل مخلوقات بگیریم ، کاملا معنای آن مشخص می شود .

کتاب شریف کافی ، تألیف کلینی (بزرگترین محدث شیعه که کتابش هم بهترین کتاب در این باب است )، متوفای ۳۲۹ هـ  ، جلد اول ، چاپ دار الحدیث قم ، صفحه ۳۱۶ :

در باره سخن خداوند که می فرماید : الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى

این که چرا کلمه ” الرحمن ” استفاده کرده و ” الرحیم علی العرش استوی ” نگفته یا ” ان الله علی العرش استوی ” نگفته ؟ هم نکته مهمی است که علامه مجلسی (ره) در شرح این روایات به آن اشاره می کنند . روایت اول از نظر سندی صحیح نیست ؛ اما از نظر متن و کلمات تفاوتی ندارد .

عن أبی عبد الله علیه السلام أنه سئل عن قول الله عز وجل : ” الرحمن على العرش استوى ” فقال استوى على کل شئ ، فلیس شئ أقرب إلیه من شئ .

عن سهل ، عن الحسن بن محبوب ، عن محمد بن مارد أن أبا عبد الله علیه السلام سئل عن قول الله عز وجل : ” الرحمن على العرش استوى ” فقال : استوى من کل شئ فلیس شئ أقرب إلیه من شئ .

وعنه ، عن محمد بن یحیى ، عن محمد بن الحسین ، عن صفوان بن یحیى ، عن عبد الرحمن بن الحجاج قال : سألت أبا عبد الله علیه السلام عن قول الله تعالى : ” الرحمن على العرش استوى ” فقال : استوى فی کل شئ فلیس شئ أقرب إلیه من شئ ، لم یبعد منه بعید ، ولم یقرب منه قریب ، استوى فی کل شئ .

خدا بر همه چیز استوی دارد . به این معنای که خدا بر همه چیز قدرت دارد و هیچ چیز از تحت قدرت خداوند خارج نیست. هیچ چیز از خدا دور نیست و بین خدا و شیء ، چیزی فاصله نیست .

این یک معنای کنایه ای است که در مورد آیه به کار رفته . روایت دوم از نظر سندی صحیح است و همان معنا را استفاده کرده . روایت سوم ، از نظر سندی صد در صد صحیح است .

امام صادق (علیه السلام) می فرماید : چیزی نزدیک از خداوند به شیء نیست ، (یعنی خداوند از همه به آن شیء نزدیک تر است ) از جهت این که بر او قدرت دارد ‌، بر او علم دارد و از او دور نیست . نه چیزی از خدا دور است و نه چیزی نسبت به چیزی دورتر از خداوند است .

یعنی خداوند در همه جا است و همه چیز در اختیار و تحت قدرت خداوند است .

خدا نسبت به همه مخلوقاتش به یک سویه است .

یعنی این طور نیست مثلا کوه هیمالیا نسبت به کوه البرز به خداوند نزدیک تر است . یا این که بگوییم زمین نسبت به مریخ به خداوند نزدیک تر است .یا این که سیاره مشتری نسبت به زمین از خداوند دورتر است ، این حرف ، حرف اشتباهی است . همه چیز نسبت به خداوند نزدیک است وهیچ چیز به خدا دور نیست و خداوند نسبت به همه مخلوقاتش به یک اندازه است .

وقتی شرح این روایات را از علامه مجلسی (ره) بخوانیم ، واضح تر می شود . روایت بعدی هم از نظر سندی صحیح است.

وعنه ، عن محمد بن یحیى ، عن أحمد بن محمد بن عیسى ، عن الحسین بن سعید عن النضر بن سوید ، عن عاصم بن حمید ، عن أبی بصیر ، عن أبی عبد الله علیه السلام قال : من زعم أن الله من شئ أو فی شئ أو على شئ فقد کفر ، قلت : فسر لی ؟ قال : أعنی بالحوایه من الشئ له أو بامساک له أو من شئ سبقه .

وفی روایه أخرى : من زعم أن الله من شئ فقد جعله محدثا ، ومن زعم أنه فی شئ فقد جعله محصورا ، ومن زعم أنه على شئ فقد جعله محمولا .

هر کس خیال کند از چیزی ساخته شده ، یا در چیزی است ، یا روی چیزی نشسته ، مثل عرش و کرسی ، کافر است .

این ها معتقدند که خداوند خود را از عرق اسب خود را خلق کرده . در روایت دیگری از شیخ صدوق (ره) است که مشرک است .

روایت پنجم ، از نظر سندی مرسل است ؛ اما همان معنای روایت قبلی را دارد .

هر کسی فکر کند خدا بر چیزی نشسته ،‌او را محمول قرار داده .

یعنی چیزی خدا را حمل می کند .

شیخ کلینی ، کافی ، ج اول ، چاپ دار الحدیث قم ، ص ۳۱۶

شرح این روایات در کلام علامه مجلسی (ره) بسیار واضح تر می شود .

کتاب مرأه العقول ، تألیف علامه مجلسی ، متوفای ۱۱۱۱ هـ ، جلد ۲ ، صفحه ۶۸ :

واعلم أن الاستواء یطلق على معان : ” الأول ” الاستقرار والتمکن على الشیء ” الثانی ” قصد الشیء والإقبال إلیه ” الثالث ” الاستیلاء على الشیء ، قال الشاعر :

قد استوى شبر على العراق * من غیر سیف ودم مهراق

” الرابع ” الاعتدال یقال : سویت الشیء فاستوى ” الخامس ” المساواه فی النسبه .

فأما المعنى الأول فیستحیل على الله تعالى ، لما ثبت بالبراهین العقلیه والنقلیه

من استحاله کونه تعالى مکانیا ، فمن المفسرین من حمل الاستواء فی هذه الآیه على الثانی ، أی أقبل على خلقه وقصد إلى ذلک ، وقد ورد أنه سئل أبو العباس أحمد بن یحیى عن هذه الآیه ، فقال : الاستواء الإقبال على الشیء ، ونحو هذا قال الفراء والزجاج فی قوله عز وجل : « ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ » ( ۱ ) والأکثرون منهم حملوها على الثالث ، أی استولى علیه وملکه ودبره قال الزمخشری : لما کان الاستواء على العرش وهو سریر الملک لا یحصل إلا مع الملک جعلوه کنایه عن الملک ، فقالوا : استوى فلان على السریر یریدون ملکه ، وإن لم یعقد على السریر البته ، وإنما عبروا عن حصول الملک بذلک لأنه أصرح وأقوى فی الدلاله من أن یقال فلان ملک ، ونحوه قولک ید فلان مبسوطه ، وید فلان مغلوله ، بمعنى أنه جواد أو بخیل ، لا فرق بین العبارتین إلا فیما قلت ، حتى أن من لم یبسط یده قط بالنوال ، أو لم یکن له ید رأسا وهو جواد قیل فیه ید مبسوطه ، لأنه لا فرق عندهم بینه وبین قولهم جواد ” انتهى ” .

ویحتمل أن یکون المراد المعنى الرابع بأن یکون کنایه عن نفی النقص عنه تعالى من جمیع الوجوه ، فیکون قوله تعالى : « عَلَى الْعَرْشِ » حالا وسیأتی توجیهه ، ولکنه بعید .

وأما المعنى الخامس فهو الظاهر مما مر من الأخبار .فاعلم أن العرش قد یطلق على الجسم العظیم الذی أحاط بسائر الجسمانیات ، وقد یطلق على جمیع المخلوقات ، وقد یطلق على العلم أیضا کما وردت به الأخبار الکثیره …

استواد معانی متعددی دارد . اول :استقرار و تمکن بر چیزی و نشستن بر چیزی . دوم : قصد کردن و حرکت به سوی چیزی . سوم : استیلاء بر چیزی .

بیشتر علمای اهل سنت این معنا را گرفته اند .

چهارم : به معنای اعتدال مثل این که گفته شده : من همه چیز را یک اندازه درست کردم . پنجم : در نسبت ها مساوی باشند .

مثلا خداوند نسبت به همه مخلوقاتش مساوی است . ایشان در ادامه می گوید :

معنای اول برای خداوند محال است ؛ چون خداوند مکان ندارد . معنای دوم هم اکان ندارد . معنای سوم را زمخشری و دیگران گفته اند . معنای چهارم ،‌کنایه از نفی نقض است که قابل پذیرش است . اما معنایی که در این روایات شیعه استفاده شده ،‌ معنای پنجم است .

منظور این است که اگر عرش را به معنای همه مخلوقات بگیریم ، ” الرحمن علی العرش استوی ” یعنی خداوند نسبت به همه مخلوقاتش به صورت مساوی احاطه و علم دارد و هیچ چیزی از ذیل قدرت و علم خداوند خارج نیست .

ایشان در ادامه توضیح می دهد که چرا خداوند در این جا کلمه ” الرحمن ” را استفاده کرده :

وعلى التقادیر یمکن أن یقال أن النکته فی إیراد الرحمن بیان أن رحمانیته توجب استواء نسبته إیجادا وحفظا وتربیه وعلما إلى الجمیع ، بخلاف الرحیمیه فإنها تقتضی إفاضه الهدایات الخاصه على المؤمنین فقط ، وکذا کثیر من أسمائه الحسنى تخص جماعه کما حققناه فی الکتاب المذکور ….

الحدیث السابع : صحیح .

الحدیث الثامن : صحیح وآخره مرسل .

قوله : بالحوایه من الشیء له ، تفسیر لقوله : فی شیء ، وقوله : أو بإمساک له ، تفسیر لقوله : على شیء ، وقوله : أو من شیء سبقه ، تفسیر لقوله : من شیء

الحدیث التاسع : حسن ،

در این جا خداوند می خواست رحمانیت خود را بیان کند . این که رحمانیت خداوند نسبت به همه مخلوقات چه در ایجاد و حفظ و چه در تربیت و چه در علم به صورت مساوی است .

نسبت به همه مخلوقاتش احاطه و علم دارد . یعنی بین این مخلوق و آن مخلوق تفاوتی ندارد و همه مخلوقات نسبت به خداوند به یک اندازه است .

سند روایت هفتم و هشتم ، صحیح است . روایت نهم که می فرمود : هر کس بگوید خدا روی چیزی نشسته از نظر شیعه کافر است ، هم حسن است .

علامه مجلسی ، مرآه العقول ، ج ۲ ، چاپ دار الحدیث ، ص ۶۸ به بعد

این ها روایات شیعه بود . البته روایات دیگری را هم شیخ صدوق در کتاب معانی الاخبار و الهدایه خود نقل کرده و توضیح داده . شیخ طوسی هم در کتاب های متعدد خود توضیح داده . به هر حال روایت در این زمینه بسیار زیاد است که بنده به همین اندازه اکتفا می کنم .

پس از نظر شیعه ، استوی به معنای این است که خداوند نسبت به همه مخلوقاتش به یک اندازه علم و احاطه و قدرت دارد .

مجری :

تا این جا استاد یزدانی نظر شیعه را در مورد معنای آیه ۵ از سوره مبارکه طاها ” الرحمن علی العرش استوی ” و روایات شیعه را در این زمینه به صورت مختصر بیان کردند .

قبل از این که وارد دیدگاه سلفی ها و اهل حدیث در مورد این آیه شریفه شویم ، کلیپ هایی در این زمینه است که کلیپ اول را با هم می بینیم .

کلیپ (۱) :

عائض القرنی ـ مبلغ وهابی :

مقام محمود همان مقام شفاعت است . همانطوری که پیامبر از آن خبر داده است . خداوند صاحب عرش است و بر آن می نشیند و خدایی جز او نیست و ما جز او را نمی پرستیم .

مجری :

آقای عائض القرنی وهابی سرشناس بودند که وقتی خواستند خدا را وصف کنند ، گفتند : همان خدایی که صاحب عرش است و بر عرش می نشیند . در حالی که در روایات اهل بیت (علیهم السلام) آمده بود که حقیقت چنین عقیده ای که خدا بر چیزی می نشیند یا بر چیزی است ، منجر به کفر می شود نسبت به عقیده اصلی و اصیل اسلامی است که قائل هستند اصلا خدا جا و مکان ندارد ،‌ روی چیزی نمی نشیند ، در چیزی نیست و در چیزی حلول نمی کند . اما ببینیم نظر علمای اهل سنت و علمای اهل حدیث و سلفی ها در این باره چیست ؟

استاد یزدانی :

اگر بخواهیم سراغ ابن تیمیه برویم که ایشان یک کتاب تخصصی در مورد عرش ، رساله فی العرش ، دارد که یک رساله تحریف شده است و تمام مطالبش را نیاورده و بسیاری از آن ها را حذف کرده . اما در کتاب مجموع فتاوی به صورت مفصل آورده و در سایر کتاب هایش هم به مناسبت بعضی از آن ها را نقل خواهیم کرد .

اما مطلبی که از ابن تیمیه بسیار عجیب است این است که ایشان می پذیرد خداوند روی عرش نشسته و پیامبر را هم در عرش و در کنار خود خواهد نشاند . این مطلب در کتاب مجموع فتاوی ، با تحقیق عبد الرحمن بن محمد قاسم ، جلد ۴ ، چاپ عربستان ،‌صفحه ۳۷۴ آمده . ایشان بعد از این که مطالب زیادی را در این باره نقل می کند ، در آخر نتیجه می گیرد و می گوید :

إذا تبین هذا فقد حدث العلماء المرضیون وأولیاؤه المقبولون أن محمدا رسول الله یجلسه ربه على العرش معه .

بر اساس مطالبی که نقل کردم ، روشن می شود که علما واولیایی که نزد خدا و مردم خوب هستند ، معتقدند خداوند رسولش (صلی الله علیه وآله) را در عرش و در کنار خود خواهد نشاند .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، با تحقیق عبد الرحمن بن محمد قاسم ، ج ۴ ، چاپ عربستان ، ص ۳۷۴

این خلاصه کلام ابن تیمیه است . در کتاب العرش خود هم این مطلب را آورده ؛ اما متأسفانه در چاپ های امروزی حذف شده . بسیاری از علمای اهل سنت این مطلب را از ابن تیمیه نقل کردند که امروز آن حذف شده  .بنده چند مورد از مستندات آن را نشان میدهم .

کتاب دفع شبه من شبّه وتمرد ، تألیف حصنی دمشقی (ازدشمنان سر سخت ابن تیمیه است ) ، چاپ دار المصطفی ، با تحقیق عبد الواحد مصطفی ، صفحه ۲۷۹ :

از ادعاهایی که ابن تیمیه در مصر شده داشته این است که گفته : خداوند واقعا روی عرش خود نشسته و با حرف و صوت صحبت می کند . در دمشق ندا دادند که هر کس عقیده ابن تیمیه را در بحث و تکلم داشته باشد ، خون و مالش حلال است .

ابوحیان اندلسی صاحب کتاب بحر المحیط ( که از قوی ترین و معتبر ترین کتاب های تفسیری اهل سنت نوشته و در بخش نحوی ولغوی می تواند بهترین کتاب اهل سنت باشد .)در تفسیر خودش که معروف به النهر است در مورد آیه ” وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ، این مطلب را نقل کرده : من در کتابی که ابن تیمیه به خط خود به اسم العرش نوشته بود  ، این مطلب را خواندم که خداوند روی کرسی خود می نشیند و یک جا را برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) خالی می کند که او هم بنشیند .

آقای ابوحیان اندلسی در تفسیر النهر که خلاصه بحر المحیط است گفته ابن تیمیه چنین مطلبی را در کتاب العرش خود بیان کرده . آقای ابوحیان هم نمی تواند شخص دروغگویی هم باشد و انگیزه ای هم برای دروغ گفتن ندارد .

محقق در  پاورقی می گوید :

هو محمد بن یوسف بن علی بن حیان النفزی الاندلسی ابوحیان یقول عنه تلمیذه القاضی عبد الوهاب السبکی : شیخ النحاه العلم الفرد والبحر الذی لم یعرف الحزر بل المد سیبویه الزمان والمبرد اذا حمی الوطیس بتشاجر الاقران .

ابوحیان اندلسی از شاگردان عبد الوهاب سبکی و شیخ النحاه و علم الفرد و سیبویه زمان و مبرد بوده .

جالب است که در پاورقی میگوید :

ان ابا حیان ظل یلعن ابن تیمیه حتی مات بسبب ذلک …

وله مؤلفات سارت بها الرکبان منها البحر المحیط فی التفسیر وذکر فیه هذه الحادثه عند تفسیر آیه الکرسی ولکن حدث عند طبعه الطبعه الاولی بمطبعه السعاده فی مصر ان المصحح الساذج ان هذه الفقره مدسوسه علی الکتاب من اعداء الدین لشده شناعتها واستعظامه ان المصدر مثلها من مسلم فضلا عمن یصفوفه بشیخ الاسلام فقام بحذفها …

وقد ذکر الامام ابوحیان نفس هذه الفقره فی تفسیره المختصر (النهر الماد ) والذی طبع لاحقا وبحمد لله لم تحذف هذه الفقره منه …

ابوحیان همشیه ابن تیمیه را به خاطر این حرف لعن می کرد .

ابوحیان کتاب های زیادی دارد . از جمله کتاب تفسیر بحر المحیط . این حادثه را در تفسیر بحر المحیط در تفسیر آیت الکرسی هم نقل کرده بود ؛ اما متأسفانه در چاپ اولی که مطبعه السعاده در مصر چاپ کرده و آقای ساذج تصحیح کرده بوده ، این فقره را از کتاب به صورت کامل حذف کرده . چون این مطلب ، مطلب بسیار زشت و شنیعی بود که حتی یک انسان عامی هم این حرف را نمی زند ، چه برسد به شیخ الاسلام . از این جهت آن را حذف کردند .

اما در کتاب دیگر آقای ابوحیان اندلسی به نام النهر الماد ، به حمد الله این مطلب هست و حذف نشده است .

حصنی دمشقی ، دفع شبه من شبّه وتمرد ،چاپ دار المصطفی ، با تحقیق عبد الواحد مصطفی ، ص ۲۷۹

این سخن یک عالم سنی است که از ابن تیمیه نقل کرده . این مطلب را ابن تیمیه در کتاب العرش خود آورده و تصریح کرده که خدا خودش روی عرش می نشیند و مقداری هم حرکت می کند تا جایی برای پیامبرش در کنار خدا باز شود تا بنشیند .

بنده این مطلب را از کتاب نهر الماد نشان می دهم .

نهر الماد من بحر المحیط ، تألیف ابوحیان اندلسی ، با تحقیق بوران الضناوی ، چاپ دار الجنان ، صفحه ۲۵۴ ، تفسیر سوره بقره :

وقد قرأت فی کتاب لأحمد بن تیمیه هذا الذی عاصرناه وهو بخطه سماه کتاب العرش إن الله یجلس على الکرسی وقد أخلى مکانا یقعد معه فیه .

من در کتاب احمد ابن تیمیه  که هم عصر ما است ،به نام العرش که به خط خودش نوشته ،خواندم که گفته بود : خدا روی عرش می نشیند و جایی را خالی می کند تا پیامبر (صلی الله علیه وآله ) هم در کنارش بنشیند .

جالب این است که محقق در پاورقی می گوید :

هذا الموضع حذف من المطبوع .

این قسمت در چاپ های دیگر حذف شده است .

ابوحیان اندلسی ، نهر الماد من بحر المحیط ، با تحقیق بوران الضناوی ، چاپ دار الجنان ، ص ۲۵۴ ، تفسیر سوره بقره

این قسمت حتی در نسخه های خطی هم آمده :

تفسیر قرآن العظیم المسمی بالنهر ،‌ تألیف ابوحیان اندلسی ،‌صفحه ۵۹ این مطلب آمده :

وقد قرأت فی کتاب لأحمد بن تیمیه هذا الذی عاصرناه وهو بخطه سماه کتاب العرش إن الله یجلس على الکرسی وقد أخلى مکانا یقعد معه فیه رسول الله e تحیل علیه التاج …

ابوحیان اندلسی ،‌تفسیر قرآن العظیم المسمی بالنهر ،‌ ص ۵۹

خلاصه مطلب این که نظر ابن تیمیه این است که خداوند روی عرش می نشیند و حتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) را هم در کنار خود جای می دهد تا بنشیند . این عین کفر و ضلالت و گمراهی است و هیچ شک و شبهه ای هم در آن نیست .

مجری :

این هم عقیده کفر آمیز ابن تیمیه بود که طبق تصریح علمای اهل سنت ، مثل ابوحیان اندلسی از مفسرین سرشناس اهل سنت ، ثابت است . البته همه این بخش ها را از کتاب ابوحیان و کتاب العرش ابن تیمیه حذف کردند و در چاپ های جدید چنین چیزی مشاهده نمی شود . به این بهانه که ابن تیمیه امکان ندارد که چنین حرفی زده باشد . در حالی که با عقاید توحیدی ابن تیمیه آشنا باشد ،‌می داند که صدور چنین کلامی از ابن تیمیه خیلی عادی است و اصلا عجیب نیست .

کلیپ دیگری از سلفی های معاصر است که در این زمینه صحبت کرده .

کلیپ (۲) :

از علمای سلفی :

در حدیثی که از محبوب ترین احادیث در نزد من است و ان شاء الله خداوند ایمان قلبی ما و شوق ما را به دیدارش زیاد گرداند . انس این حدیث را نقل کرده است و پیامبر در مورد نعمت اهل بهشت می فرمایند : زمانی که روز جمعه می رسد ، پروردگارمان از علیین بر یک کرسی نزول می کند و دور این کرسی را منابری از نور گرفته است و پیامبران می آیند و بر آن ها می نشینند . پروردگار به گونه ای که لایق ذات و جمال او است می نشیند بر کرسی خودش می نشیند و در اطراف این کرسی منابری از نور را نصب می کند و پیامبران می آیند و بر آن ها می نشینند و اطراف این منابر صندلی هایی از طلا است که صدیقین و شهداء می آیند و بر آن ها می نشینند . سپس اهل بهشت می آیند و بر ریگ ها و شن های سبز رنگ می نشینند و خداوند بر آن ها تجلی می کند . اهل بهشت به صورت خداوند نگاه می کنند . سپس خداوند می فرماید : آیا راضی شدید ؟

مجری :

این هم از نعمت های بهشتی وهابی ها است که گمان می کنند به بهشت خواهند رفت و چنین نعمت هایی را از جانب خداوند دریافت خواهند کرد که خداوند روز های جمعه در بهشت نزول می کند و بر روی کرسی می نشیند . پیامبران هم روی منبرهایی از نور در اطراف خود می نشاند و سایر بهشتیان هم روی شن زارها و ریگ های سبز رنگی می نشینند .

این خدای وهابی ها است یعنی اگر در مورد ابن تیمیه این خدا را از کتاب ها حذف می کنند ، وهابی ها و سلفی ها در شبکه های خود می گویند که این اعتقاد ما است و این یکی از نعمت های خداوند است .

استاد یزدانی عزیز ! اگر در مورد ابن تیمیه می خواهند به دروغ بگویند چیزی از ابن تیمیه صادر نمی شود ،این کارشناس سلفی می گفت : یکی از بهترین احادیثی که تا به حال دیده ام ، همین حدیث است .

استاد یزدانی :

در زمانی که ابن تیمیه این ادعا ها را بیان کرد که خدا روی کرسی می نشیند ، همان طوری که من روی کرسی می نشینم ، مردم حسابی کتک زدند . آقای حصنی دمشقی در کتاب دفع شبه من شبّه وتمرد ، با تحقیق عبد الواحد مصطفی ، چاپ دار المصطفی ،‌صفحه ۲۵۸ می گوید :

فمن ذلک ما أخبر به أبو الحسن على الدمشقی فی صحن الجامع الأموی عن أبیه قال کنا جلوسا فی مجلس إبن تیمیه فذکر ووعظ وتعرض لآیات الإستواء ثم قال واستوى الله على عرشه کإستوائی هذا قال فوثب الناس علیه وثبه واحده وأنزلوه من الکرسی وبادروا إلیه ضربا للکم والنعال …

ابوالحسن علی الدمشقی از پدرش نقل میکند که در صحن مسجد جامع اموی در کلاس درس ابن تیمیه نشسته بودیم که ایشان موعظه می کرد . بحث آیه استوا پیش آمد که گفت : خدا روی عرش خود می نشیند همان طور که من نشسته ام .

البته خدا بزرگتر است و از اطراف صندلی آویزان می شود . آن ها را هم خدمت بینندگان توضیح میدهیم ؛ چون اختلاف است که خدا بزرگتر از کرسی است یا کرسی از خدا بزرگتر است . بعضی ها گفتند : نه ،‌ کرسی دو وجب بزرگتر است . ابن تیمیه عصبانی میشود ، مگر می شود کرسی از خدا بزرگتر باشد ؟ خدا بزرگتر است . به این قضیه به صورت مفصل خواهیم پرداخت .

وقتی ابن تیمیه این حرف را زدند ،‌مردم او را از صندلی پایین آوردند و با هر چیزی که داشتند او را به شدت کتک زدند .

حصنی دمشقی ، دفع شبه من شبّه وتمرد ، با تحقیق عبد الواحد مصطفی ، چاپ دار المصطفی ،‌ص ۲۵۸

به هر حال عین تشبیه است .خدا را به خودش تشبیه می کند و این کفر محض است و مردم عادی هم فهمیده بودند که کفر محض است ، به همین خاطر ابن تیمیه را با کفش و دمپایی بدرقه کردند .

جالب است که بسیاری از علمای اهل سنت می گویند : این حرف ، حرفی است که یهود می زد . بنده در ادامه روایات کعب الاحبار را هم در این باره خواهم خواند که اعتقاد یهود همین است . جالب است که ابن تیمیه برای اثبات این که خدا روی عرش می نشیند ، به آیه ای از انجیل استدلال کرده .

در کتاب شرح حدیث النزول ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، با تحقیق محمد بن عبد الرحمن الخمیس ، چاپ دار العاصمه ، صفحه ۲۱۷ :

وفی الإنجیل الصحیح إن المسیح علیه السلام قال لا تحلفوا بالسماء فإنها کرسی الله تعالى وقال للحواریین إن أنتم غفرتم للناس فإن اباکم الذی فی السماء یغفر لکم کلکم انظروا إلى طیر السماء فإنهن لا یزرعن ولا یحصدن ولا یجمعن فی الأهواء وابوکم الذی فی السماء هو یرزقهن أفلستم أفضل منهن ومثل هذا من الشواهد کثیر یطول به الکتاب …

در انجیل آمده که مسیح علیه السلام فرمود : به آسمان قسم نخورید . چون آسمان کرسی خدا است .

این درصورتی است که خداوند در قرآن کریم به آسمان قسم خورده .

به حواریون می گفت :اگر شما مردم را ببخشید ، خدای شما که در آسمان است ، همه گناهان شما را می بخشد …

مثل این شواهد که خدا در آسمان است یا خدا روی کرسی نشسته ، زیاد است . اگر بخواهم همه این ها را بیاورم ، کتابم طولانی خواهد شد .

ابن تیمیه حرانی ، شرح حدیث النزول ، با تحقیق محمد بن عبد الرحمن الخمیس ، چاپ دار العاصمه ، ص ۲۱۷

این هم استدلال ابن تیمیه به کتاب انجیل برای اثبات عقاید فاسد خودش بود که بیان کردیم . گرچه که خود ابن تیمیه تصریح دارد که انجیل و تورات تحریف نشده . اگر هم تحریف شده باشد ،‌تحریف معنوی شده است .

واضح است که این مطلب کفر صریح است و این سخن از حضرت مسیح علیه السلام بعید و محال است . در صورتی که ابن تیمیه به آن استدلال می کند که خدا در آسمان است و روی کرسی نشسته است .

مجری :

این هم استدلال های ابن تیمیه که وقتی به این عقاید شرک آمیز و کفر آلود می رسد ، به انجیل و تورات هم استدلال می کند و عقیده اش این بوده که تورات و انجیل تحریف معنوی است و طبیعتا هر مسأله اعتقادی که در تورات و انجیل باشد ، برای ابن تیمیه و پیروانش حجت است . به همین دلیل است که برای اثبات چنین عقایدی به تورات و انجیل استدلال می کند، آن هم عقایدی که تعارض صد در صدی با روایات معتبر و آیات شریفه قرآن کریم دارد .

کلیپ بعدی از علمای وهابی در مورد کسانی که آیه ۵ سوره طاها تأویل می برند . است که با هم می بینیم .

کلیپ (۳) :

ولید بن راشد السعیدان ـ مبلغ وهابی :

اهل بدعت در مورد صفت استواء چه گفته اند ؟ اهل بدعت بر انکار این صفت و تحریفش به استیلاء اجماع کرده اند و این گونه با ادله و فهم سلف صالح مخالفت کرده اند .

مجری :

ایشان یکی از مشایخ معروف سلفی بود که از همان اول گفتند : اهل بدعت در مورد استواء چه نظری دارند . آن ها صفتی از صفات خدا را به استیلاء تحریف کردند . یعنی از دیدگاه سلفی ها و اهل حدیث ، هر کس بگوید منظور از این آیه ، این نیست که خداوند روی کرسی نشسته ، اهل بدعت است . آن ها می گویند باید ظاهر را قبول کرد و واقعا کرسی است که خداوند بر آن می نشیند . بعد توجیه می کنند که نشستنی که لایق ذات خداوند است . با چنین قولی تمام اشاعره ، معتزله و به طریق اولی شیعیان اهل بدعت می شود .

استاد یزدانی :

در این بحث ابو یعلی حنبلی در کتاب ابطال التأویلات خود ، مطلب جالبی دارد که می گوید : هر کس این را قبول نکند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) درکنار خداوند در عرش مینشیند ، او کافر است .

کتاب ابطال التأویلات ، تألیف ابویعلی حنبلی ، جلد اول ،‌ با تحقیق آقای نجدی ،‌ صفحه ۴۸۳ ، حدیث ۴۵۳ :

وباسناده عن مجاهد عن ابن عباس فی قوله عزوجل  : { عسى أن یبعثک ربک مقاما محمودا } قال : یقعده على العرش.

وباسناده عن مجاهد فی قوله : { عسى أن یبعثک ربک مقاما محمودا ، قال یجلسه علی العرش وهذه فضیله النبی صلی الله علیه وسلم فهو کافر من ردها .  

مجاهد از ابن عباس نقل میکند که منظور از ” عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا ، خدا پیامبرش را به مقام محمود مبعوث می کند ،‌این است که او را روی عرش خود می نشاند .

از مجاهد نقل میکند که منظور از عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا ، این است که خدا پیامبرش را روی عرش می نشاند . این فضیلتی برای رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که هر کس آن را رد کند ،‌کافر است .

ابویعلی حنبلی ، ابطال التأویلات ، ج اول ،‌ با تحقیق آقای نجدی ،‌ ص ۴۸۳ ، ح ۴۵۳

این هم سخن آقای ابویعلی بود که در مقدمه کتاب خود گفته : هر چه من در این کتاب روایت آورده ام ، سندش معتبر و صحیح است .

محمد عمر سربازی ، عالم نامدار سیستان و بلوچستان ، این قضیه را می آورد و میگوید : هر کس چنین عقیده ای داشته باشد ، از مشبهه است . یعنی تقابل کامل بین علمای اهل حدیث و اهل سنت است .

فتاوای منبع العلوم ، جلد دوم ، صفحه ۳۱ :

پرسش : گروهی از سلفی ها معتقدند که خداوند کریم بر سر مستقر است مثل استقرار بر تخت . آیا این عقیده از سلف صالح در روایتی هست ؟

از ابن تیمیه خواندیم که خداوند مثل این که من روی این تخت نشستم ،‌ روی تخت می نشیند .

پاسخ : هرگز از سلف صالح چنین روایتی نیست . آری از مشبهه و گروهی از مجسمه از اهل بدعات و اهواء دارای چنین عقاید بودند . اهل سنت معتقدند که الله تعالی فوق العرش است . بدون شک اما نه مستقر بر عرش است و نه متمکن بر سطح آن اما بدوم کم و کیف .

محمد عمر سربازی ، فتاوای منبع العلوم ،‌ ج ۲ ، ص ۳۱

این هم خلاصه سخن آقای محمد عمر سربازی بود که هر کس بگوید خداوند روی عرش می نشیند ،‌همان طور که از ابن تیمیه نقل کردیم ، از اهل مجسمه و اهل بدعت و مشبهه است و از اهل سنت نیست . چون اهل سنت می گویند معنای الرحمن علی العرش استوی ، این نیست که خداوند بر عرش مستقر است . این حرف کاملا باطل است .

در ادامه هم مطالبی می آورد تا ابن تیمیه را تطهیر کند ، که ابن تیمیه قابل تطهیر نیست و نظر و عقیده او کاملا واضح و مشخص است که یک مجسمه و یک مشبهه است .

این سخن آقای سربازی و بقیه علمای اهل سنت است که دقیقا همین سخن را گفته اند .

مجری :

کلیپ بعدی از آقای محمد عمر سربازی است که با هم می بینیم .

کلیپ (۴) :

مولوی محمد عمر سربازی :

علامه زینوی علامه بدر ، امثال البانی را به شدت محکوم کردند . آقا ( کسی که سربازی این جملات را از او نقل می کند ) می نویسد : این ها هیچ علاقه ای به سلف ندارند و به کلی ارتباطی با سلف ندارند . این ها عقیده تجسیم دارند و مجسمه هستند .مجسمه گروهی است در دنیا که برای خدا جسم قائلند . این ها قائلند که خدا نعوذ بالله مانند انسانی بالای عرش نشسته . عرش مانند نشستگاه و کرسی قدمگاه خدا است . پاهای خدا روی صندلی گذاشته شده مثل انسانی که دارای جسم است . کلا نظر استاد این است . آن آقا درباره آن ها خیلی تردید داشت . سلفی برای این اسمش را سلفی گذاشته تا مردم را فریب دهند که ما عقیده سلف صالح داریم . این جمله ، جمله فریب است . جمله سیاسی است . جمله فریب است که آن را استفاده می کنند . والا عقاید آن ها پر است از عقاید مجسمه . برای خدا تجسیم قائلند ‌،دست و پا قائلند . درباره الله تعالی می گویند : طوری بر سر عرش نشسته است که انسان روی کرسی نشسته است العیاذ بالله ! و آن ها این فکر را تبلیغ می کنند . استاد صراحتا نوشته است که این ها تمام مذاهب اربعه را مشرک می دانند . حتی نوشته است هر چند به زبان نمی آورد ؛ ولی در دلشان ابوحنیفه را مشرک می دانند . اسم شافعی را مشرک می دانند . امام احمد را مشرک می دانند و مالک را مشرک می دانند و پیروان آن ها همینطور .

آقا مستقیم و با دلیل این ها را نوشته است که زینوی اینطور گفته : پدر این را گفته است . این کلمات همان ها است که من برای شما نقل کردم . خیلی خوب نوشته است . نوشته است که آن ها (سلفی ها ) تمام علمای ما را مشرک گفته اند . حتی افرادی مانند ابن کثیر از همین علما است . ابن حجر عسقلانی از همین مردم است . ملا علی قاری از همین افراد هستند تمام علما را گفته اند . درباره همین آیات با آن ها بحث شده است . این یک مذهب سیاسی خیلی فاسد است .

جهت جلب نظر مردم تلاش می کنند با اسم سلف که این مکر و فریب است . وقتی آدم بد بیاد بد با بد مناسبت دارد . بعضی گروه ها با این ها در بعضی موارد دوست می شوند . به جز دیوبندی های ما که دروغ نمی گویند . بقیه گروه ها با آن ها موافقاتی دارد . خلاصه عقیده من به آن ها رسیده است . من بارها در حرمین شریفین با آن ها مناظره داشتیم ، درباره استقرار خدا بر عرش .

اهل سنت و جماعت تأویل نزد آن ها را نمی پذیرند . آن ها می گویند ما تفویض می کنیم ولی دروغ می گویند برای تفویض سندی ندارند . آن ها تأویل را به کلی رد می کنند از امامان اربعه و بالاتر از آن صحابه ابن عباس و دیگران تأویل وارد شده است . آن ها تأویل را کلا رد می کنند و به همه آن ها مشرک می گویند ماتریدی و اشعری ها همه مشرک هستند . چون آن ها اهل تأویلند و اهل تأویل مشرکند . خلاصه این ها عقیده اهل سنت نیست .

ثم استوی علی العرش معنیش این نیست که خداوند جسم است و بر سر تخت نشسته و پاهایش بر سر کرسی است نعوذ بالله . ثم استوی علی العرش بعد از این که کائنات را آفرید ، قدرتش و تصرف و تسلطش را برای انتظام امور بر قرار کرد و تسلط خود را بر عرش جاری کرد . الله تعالی مرکز اصدار احکام است . مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ أَفَلَا تَتَذَکَّرُونَ (۴) یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ (۵)

یدبر یعنی انتظام می کند . یعنی الله تعالی مدبر است . تدبر کنند نظام عالم و آدم است . البته فرشته ها مأمور انتظام امور هستند و به دستور خدا انتظام امور را انجام می دهند .

مجری :

آقای محمد عمر سربازی در این کلیپ به صورت عمومی و عام صحبت هایی را داشتند . از جمله اشاره هایی در مورد توحید وهابیت که بحث استوای بر عرش هم شامل آن می شد . این چیزی نیست که فقط ما ادعا کنیم ،‌ هم به کتاب ها و هم اقوال علمای اهل سنت و اقوال علمای وهابی و سلفی آمده .

تماس بینندگان

بیننده : علی از تاجیکستان

بنده از استاد یزدانی سؤالی داشتم این که چرا عقیده شما با عقیده شبکه امام حسین (علیه السلام) تفاوت دارد .

مجری :

ما کاری به شبکه خاص یا افراد خاص نداریم . ما این جا روایات چه از کتب شیعه و چه از کتب اهل سنت باشد ،‌ارائه می دهیم . کاری نداریم که یک شبکه خاص یا یک مجموعه خاصی چه می گویند یا چه نمی گویند . ما هر چه در این شبکه ارائه می دهیم ،‌ بر مبنای روایات است . آیا شما اشکالی در منابعی که ما به آن استدلال می کنیم ،‌می بینید ؟

بیننده :

من اطلاع کافی ندارم .

بیننده : ناصر از یزد ـ شیعه

در مورد وهابیت که معتقدند خداوند دست و پا دارد ،‌کفشش از طلا است یا به گفته آقای عقیل می تواند سنگی را خلق کند که خودش هم نتواند آن را تکان دهد ، شعری می گویم :

بشنوید ای صغیر و کبیر از خدایی که دست و پا دارد

آری آری خدای وهابی او که نعلینی از طلا دارد

می کند سنگ سختی خلق کز تکان دادنش ابا دارد

چرا پرسی که او مرد است یا زن ؟ شرح این نکته ماجرا دارد

همه ی آبروش بند تنبان است ، رب وهابیون حیا دارد

ادعا دارد که اهل سنت هم ، هچه ایشان همین خدا دارد

خودش را جا زده از اهل سنت ، اهل سنت کی این خدا دارد

اهل سنت بسی محب علی است ،در دلش عشق مرتضی دارد

محک لعن ابن تیمیه ،مسلمان را ز وهابی جدا دارد

به وهابی بگو لعنت کند که ای به سنی بودنش ادعا دارد

بینندگان عزیزی که با شبکه های وهابی تماس میگیرند ،‌به آقای عقیل هاشمی بگویند :اگر واقعا شما اهل سنت هستید و برای مظلومیت ما اشک خون می ریزید ، مثل اهل سنت و شیعه ،‌ابن تیمیه را لعنت کنید .

زمکرش خون صد ها اهل سنت بر زمین ریزد و رضا دارد

اما ز حقوق اهل سنت اشک خونین به دیده ها دارد

شما را شیخ بن باز است و عرعور ،اوف بر آن کس که شیخ بی حیا دارد

بنازم ماه قزوین را که بر سر نشانه ی نسب از آل مصطفی دارد

بیننده : جواد از کرج ـ شیعه

بنده فکر می کنم مشکل وهابیت در اندازه و ابعاد خدا است . مثلا می گویند خدا دست و پا دارد ؛ اما شبیه دست و پای انسان ها نیست . یا اگر بگویند خداوند شش انگشت دارد ، مشکل این ها حل می شود . من چند روز قبل با برنامه آقای کیانی تماس گرفتم و گفتم شما که می گویید شیعه به خدا شرک می ورزد ، گناهش سنگین تر است یا شما که خدا را به چیزهای دیگر تشبیه می کنید ؟ اما تماس بنده را قطع کردند .

استاد یزدانی :

طبیعی است که این آقایان فراری باشند . مثل روایت شاب امرد . همانطوری که احمد بن حنبل ، امامشان ، توصیه کرده که در بحث شاب امرد ، به هیچ عنوان مناظره و بحث نکنید . در بحث عرش هم چنین توصیه ای از امام مالک دارند که هر کس در مورد استوی و عرش سؤال می کرد ،‌ می گفت : تو بدعت گذار هستی و از مجلس اخراج می کرد .

بنده در جلسات آینده مستندات آن را از زبان خود ابن تیمیه و ابن عثیمن و بقیه نشان خواهم داد .

بیننده : آقای سلطانی از کرج ـ شیعه

امروز سالروز تخریب قبرستان بقیع به دست این وهابی ها و سعودی های از خدا بی خبر و جنایت کار بود که به همه شیعیان و عاشقان اهل بیت (علیهم السلام) تسلیت عرض می کنم .

جلوه ی جنت به چشم خاکیان دارد بقیع

یا صفای خلوت افلاکیان دارد بقیع

گرچه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است

الفتی با مهر و ماه آسمان دارد بقیع

گرچه محصولش یک نیستان ناله است

یک چمن گل هم در آغوش جان دارد بقیع

شب که تاریک است و در بر روی مردم بسته اند

زائری چون مهدی صاحب زمان دارد بقیع

بنده می خواستم بگویم که این کارشناسان وهابی وقتی بیننده ای با آن ها تماس میگیرد که از آگاهی برخوردار هست ، سریع تماس او را قطع می کنند و میگویند : خودش تماس را قطع کرد .

بیننده : حمید از بجنورد ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی سؤالی داشتم بر این که این روزها آقای عقیل بی عقل بر سر مسأله دادن انگشتر توسط امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در رکوع ، مطالبی را بیان می کند . اگر امکان دارد در مورد این قضیه توضیحاتی را بیان کنید.

استاد یزدانی :

در مورد انگشتر دادن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، بحث جالبی است که متأسفانه آقای هاشمی این قضیه را همیشه مسخره می کند . در صحیح بخاری است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) گاهی در نماز خود ، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) را روی شانه های خود قرار میدادند . یا عمامه دختر زینب را روی شانه های خود قرار می دادند .یا این که در همین صحیح بخاری است که وقتی برای رسول خدا (صلی الله علیه وآله) منبر ساختند ، در موقع قیام و رکوع ، روی منبر می ایستاد . در موقع سجده ، عقب عقب از پله های منبر پایین می آمد و سجده را انجام می داد و بعد از سجده باز هم روی منبر میرفت و در آن جا قیام و قعود خود را انجام می داد .

شما چنین نماز هایی برای رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کردید ، اما یک حرکت انگشتر دادن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را اشکال می گیرند . در حالی که در همین صحیح بخاری است که هنگام نماز خواندن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عایشه در می زد . حضرت حرکت می کرد و در را برای عایشه باز می کرد تا وارد شود . یا برای خلفای خود نماز های عجیب و غریب نقل کردند . مثل شپش کشتن در حال نماز ، مار کشتن در حال نماز ، محاسبه مالیات بحرین در حال نماز …

شما چنین نماز هایی برای خلفای خود نقل کردید . پس به حرکت انگشتر دادن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) اشکال نگیرید که اگر بحثش مطرح شود ،‌بیشتر به ضرر شما می شود . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در یک نماز مستحبی این کار را انجام دادند . در نماز مستحبی امکان هر کاری ممکن است ؛ حتی حرکت کردن در حال نماز . انسان می تواند وقتی سوار اسب است ،‌ نماز مستحبی بخواند . الان می توانید سوار هواپیما ،‌قطار یا ماشین نماز مستحبی بخواند ، اصلا نیازی هم به قبله نیست . در همه حالتی می توان نماز مستحبی خواند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم در نماز مستحبی دست مبارک را حرکت داده و آن شخص مسکین انگشت را از دست آن حضرت خارج کرده . این کار چه مخالفتی با خضوع و خشوع دارد ؟

ضمن این که خود خداوند در قرآن کریم از این عمل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تمجید کرده و آن را تأیید نموده .

مطلبی که به بحث امشب مرتبط است ، گفتم بین اهل سنت و اهل حدیث و حنبلی ها تفاوتی است که منظور از مقام محمود چیست ؟

بعضی ها گفتند : مقام محمود ، شفاعت کبری است که اکثر اهل سنت به آن معتقد هستند . بعضی ها هم گفتند : مقصود از مقام محمود همان طور که ابن تیمیه و بقیه گفتند ، این است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در کنار خداوند بر عرش می نشیند .

این مسأله در تاریخ اهل سنت ، باعث جنگ و نزاع بین اهل حدیث و اهل سنت شده است . بنده قبلا این مستند را نشان دادم . امشب هم آن را نشان می دهم .

در کتاب الکامل فی التاریخ ،‌تألیف ابن اثیر جزری ، جلد ۷ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، حوادث سال ۳۱۷ آمده :

وفیها وقعت فتنه عظیمه ببغداد بین أصحاب أبی بکر المروزی الحنبلی وبین غیرهم من العامه ودخل کثیر من الجند فیها وسبب ذلک أن أصحاب المروزی قالوا فی تفسیر قوله تعالى : ( عسى أن یبعثک ربک مقاما محمودا ) هو أن الله سبحانه یقعد النبیّ صلّى الله علیه وسلّم معه على العرش وقالت الطائفه الأخرى إنما هو الشفاعه فوقعت الفتنه واقتتلوا فقتل بینهم قتلى کثیره .

در این سال فتنه عظیمی در بغداد بین اصحاب ابی بکر مروزی حنبلی و بین دیگران از عامه (اهل سنت) اتفاق افتاد و باعث شد که لشگریان هم وارد معرکه شوند . علت آن این بود که اصحاب مروزی در تفسیر ” عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا ” می گفتند : خداوند پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در کنار خود در عرش خواهد نشاند . اما طائفه ای دیگر از اهل سنت بودند ، می گفتند : مقصود از مقام محمود ، شفاعت است . فتنه بزرگی رخ داد و یکدیگر را کشتند و کشته های زیادی از آن ها بر زمین افتاد.

ابن اثیر جزری ، الکامل فی التاریخ ،ج ۷ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، حوادث سال ۳۱۷

همین قضیه را آقای ذهبی در تاریخ الاسلام ، جلد ۲۳ ، چاپ دار الکتاب العربی ، صفحه ۳۸۴ این مطلب را نقل می کند :

وهاجت ببغداد فتنه کبرى بسبب قوله : عسى أن یبعثک ربک مقاماً محموداً ، فقالت الحنابله : معناه یقعده الله على عرشه کما فسره مجاهد .

وقال غیرهم من العلماء : بل هی الشفاعه العظمى کما صح فی الحدیث . ودام الخصام والشتم واقتتلوا ، حتى قتل جماعه کبیره .

فتنه بزرگی در بغداد به خاطر تفسیر آیه عسى أن یبعثک ربک مقاماً محموداً ، اتفاق افتاد . حنابله می گفتند : منظور از این آیه این است که خداوند پیامبرش را در کنار خود در عرش می نشاند ، همانطوری که مجاهد گفته . اما بقیه علما می گفتند : منظور از آیه شفاعت عظمی است که سند صحیح در مورد آن وجود دارد . دشمنی و نزاع در این باره طولانی شد . به صورتی که فحش های رکیک به هم می دادند تا این که جنگ بزرگی بین آن ها اتفاق افتاد و جماعت زیادی هم کشته شد .

ذهبی ، تاریخ الاسلام، چاپ دار الکتاب العربی ، ج ۲۳ ، ص ۳۸۴

بنابراین یک طرف مسلمانان از اهل سنت و شیعه و طرف دیگر اهل حدیث و پیروان احمد بن حنبل هستند که مدعی اند خداوند عرشی دارد که روی آن می نشیند . گاهی هم پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در کنار خود می نشاند .

این عقیده ،عین تشبیه و عین تجسیم و کفر محض است . همانطور که روایت از امام صادق (علیه السلام) داریم که می فرمایند : اگر کسی بگوید خدا روی چیزی می نشیند ، کافر است یا در روایت دیگر داریم که مشرک است . البته در این زمینه مطالب زیادی باقی است . در هفته آینده روایت مجاهد را هم به تفصیل بیان خواهیم کرد .