عبد الرحمن دمشقیه کارشناس وهابی، مدعی است که عایشه از دیدگاهش در باره این که تنها مادر مردان مؤمن است برگشته و گفته هم مادر مردان هستم و هم مادر زنان . همچنین مدعی شده است که عائشه برای اصلاح جنگ جمل را به راه انداخته است . این دو شبهه در این برنامه به تفصیل پاسخ داده شده است.

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

 


 

برنامه : کلمه طیبه

تاریخ : ۰۶ / ۰۶ / ۹۱

مجری :

تا کسی را به سر کوی تو راهت ندهند

گریه و سوز دل و ناله و آهش ندهند

به غباری که زکویت به رخم مانده قسم

هر که خاک تو نشد ، عزت و جاهش ندهند

با نام و یاد خداوند متعال و با آرزوی سلامتی برای آقا امام زمان (علیه السلام) و عرض سلام خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت و عرض تسلیت به مناسبت سالروز تخریب بارگاه ملکوتی چهار امام معصوم (علیهم السلام) ما که در بقیع و در شهر مدینه منوره مدفون هستند . پنجاه و یکمین برنامه از سری برنامه های کلمه طیبه را با کارشناسی اساتید محترم ،‌استاد یزدانی و استاد ابوالقاسمی ، تقدیم حضور شما عزیزان می کنیم .

استاد یزدانی :

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد والیه یعود والصلاه والسلام علی الشاهد والمشهود لکل موجود محمد المحمود وعلی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب والشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود .

بنده هم خدمت حضرتعالی و دوست عزیزم جناب استاد ابوالقاسمی و همچنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب و احترام دارم . من هم به نوبه خودم این مصیبت عظیم را به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) و تمامی مسلمانان تسلیت عرض می کنم .

استاد ابوالقاسمی :

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین اللهم صل علی محمد المصطفی وعلی المرتضی وفاطمه الزهراء والحسن الرضا والحسین المصفاء وجمیع الاوصیاء والمصابیح الدجی وصل علی من بیمنه رزق الوراء بالوجوده ثبتت الارض والسماء مولانا صاحب العصر والزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) .

خدمت شما جناب آقای یزدانی و بینندگان شبکه جهانی ولایت عرض سلام و وقت به خیر دارم . سالروز تخریب قبور منور ائمه بقیع (علیهم السلام) را خدمت همه شیعیان و حضرت حجت (علیه السلام) تسلیت عرض می کنم . امیدوارم در هر کجا که هستند ، در ذیل توجهات حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف )زندگی با خیر و برکتی داشته باشید .

مجری :

روال برنامه این طور است که کلیپ هایی را از شبکه هایی که وابسته ضاله وهابیت هستند را پخش میکنیم و در خصوص مباحثی که در آن شبکه ها مطرح شده ، نکاتی را عرض می کنیم .

کلیپ اول را پخش میکنیم و بعد از آن ،‌در خدمت استاد یزدانی خواهیم بود .

کلیپ (۱) :

عبد الرحمن دمشقیه ـ کارشناس ناصبی وهابی :

نعم ، ورد فی سنن البیهقی : عن مسروق عن عائشه رضی الله عنها أن امرأه قالت لها یا أمه فقالت أنا أم رجالکم لست بأمک

کیانی ـ کارشناس وهابی :

در سنن بیهقی روایتی به این مضمون آمده که زنی به ام المؤمنین عایشه ، مادر گفت و او را با واژه مادر خطاب قرار داد . عایشه به او گفت : من مادر مردان شما هستم ، مادر تو نیستم .

دمشقیه :

ولکن ذهب اهل العلم الی انها کانت تری ذلک فی بدایه الامر ثم روی عنها خلاف ذلک وهو قولها انا ام رجال منکم ونساء

کیانی :

علما گفتند : بله ، ام المؤمنین عایشه اول چنین برداشت و دیدگاهی داشت . اما از این دیدگاه خود رجوع کرد و همان طور که گفته شده ، فرمود : من مادر شما اعم از زنان و مردان شما هستم .

دمشقیه :

ولذلک السیوطی وقال : وبه قال طائفه یعنی بهذا الترجیح لان فائده الاحترام والتعظیم موجوده فی النساء ایضا ، قاله فی الخصائص الکبری .

کیانی :

گفتند : سیوطی رحمه الله در خصائص الکبری گفته است : عموم اهل علم همین را گفتند که سخن ثابت از عایشه همین هست که مادر بودنش هم شامل زن ها و هم شامل مردها می شود . زیرا فائده احترام و شرافتی که در این مادر بودن است ، همه را در بر می گیرد هم از مردهاو هم از زن ها .

مجری :

استاد یزدانی ! کارشناس وهابی ادعا کرد عایشه از نظر خود در مورد این که تنها مادر مردان مؤمن است برگشته و روایت شده که او گفته : من مادر مردان و زنان شما هستم . در این خصوص توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

ما باز هم این هفته کلیپ هایی از آقای دمشقیه پخش کردیم ، به این دلیل که شاید از بقیه باسواد تر باشد . هر چند بی ادب هست و توهین هایی به حضرت زهرا (سلام الله علیها) کرده بود و ما در جلسات قبل پاسخ آن ها را دادیم .

در برنامه ی ویژه ای که در پاسخ به آقای دمشقیه داشتیم ، درباره معنای ام المؤمنین با روایات صحیح السند از کتاب های اهل سنت ثابت کردیم که خود عایشه اعتقاد داشته که او فقط مادر مردان مؤمن است نه مادر زنان مؤمن . روایت با سند صحیح از کتاب های اهل سنت نشان دادیم . این آقا هم چاره ای نداشت و در مورد آن روایات مجبور به تسلیم شد و بعد ادعای جدیدی مطرح کرد که درست است عایشه این نظر را داشته ؛ اما از نظر خود برگشته .

 

برای یاد آوری بینندگان عزیز باز هم آن روایات را نشان می دهیم . روایت در کتاب طبقات الکبری ، تألیف ابن سعد ، متوفای ۲۳۰ هـ ، جلد ۱۰ ،‌ با تحقیق دکتر علی محمد عمر ، چاپ مکتبه خانچی ، صفحه ۶۴ :

حدثنا هشام ابوولید الطیالسی حدثنا أبو عوانه عن فراس عن عامر عن مسروق أن امرأه قالت لعائشه یا أمه فقالت لست بأمک أنا أم رجالکم …

زنی به عایشه گفت : ای مادر ! عایشه گفت : من مادر تو نیستم ، من مادر مردان شما هستم .

ابن سعد ، طبقات کبری، با تحقیق دکتر علی محمد عمر ، چاپ مکتبه خانجی در قاهره ، ج ۱۰ ، ص ۶۴

سند این روایت هیچ اشکالی ندارد و همه روات آن از بزرگان تاریخ اهل سنت است و آقای دمشقیه هم نتوانست هیچ اشکالی به آن وارد کند . روایت بعدی در صفحه بعد نقل می کند :

أخبرنا الفضل بن دکین حدثنا سفیان عن فراس عن الشعبی عن مسروق قال قالت امرأه لعائشه یا أمه قالت إنی لست بأمک إنما أنا أم رجالکم …

زنی به عایشه گفت :ای مادر ! عایشه گفت : من مادر تو نیستم . من فقط مادر مردان شما هستم .

ابن سعد ، طبقات کبری، با تحقیق دکتر علی محمد عمر ، چاپ مکتبه خوانجی در قاهره ، ج ۱۰ ، ص ۶۷

در این جا با کلمه ” انما ” که از ادات قطعی حصر است می گوید : انما انا ام رجالکم ، من فقط و فقط مادر مرد های شما هستم . روات روایت هم ، همه از روات موثق اهل سنت هستند .

علمای اهل سنت از جمله آقای بغوی در تفسیر خود ،‌جلد ۶ ، صفحه ۳۱۹ ، ذیل آیه النبی اولی بالمؤمنین انفسهم ، این قضیه را نقل کرده :

قال الشافعی تزوج الزبیر أسماء بنت أبی بکر وهی أخت أم المؤمنین ولم یقل هی خاله المؤمنین واختلفوا فی أنهن هل کن أمهات النساء المؤمنات قیل کن أمهات المؤمنین والمؤمنات جمیعا وقیل کن أمهات المؤمنین دون النساء وروى الشعبی عن مسروق أن امرأه قالت لعائشه رضی الله عنها قالت یا أمه فقالت لست لک بأم إنما أنا أم رجالکم  فبان بهذا معنى هذه الأمومه تحریم نکاحهن …

شافعی گفت : زبیر با اسماء دختر ابوبکر و خواهر ام المؤمنین ازدواج کرد و او خاله مؤمنین است . علما اختلاف کردند در این که آیا همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) مادران زنان مؤمن هستند ؟ گفته شده : این ها هم مادر زنان و هم مادر مردان هستند . قول دوم این است که این ها مادر مردان هستند ، مادر زنان نیستند . شعبی از مسروق نقل کرده که زنی به عایشه گفت : ای مادر ! عایشه گفت : من مادر شما نیستم ، مادر مردان شما هستم .

(مؤلف ) با وجود این روایت که راویان آن هم از راویان صحیح بخاری و صحیح مسلم هستند ،‌ معلوم می شود که معنای ازواجه امهاتهم ، این است که نمی توان با این زنان ازدواج کرد و هیچ فایده دیگری هم ندارد .

تفسیر بغوی ، چاپ دار الطیبه ، ج ۶ ، ص ۳۱۹ ‌، تفسیر سوره احزاب

پس ازواج امهاتهم ثابت می کند که کسی حق ندارد با همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) ازدواج کند . طبق روایتی که از عایشه نقل شده ، این نظر بزرگان اهل سنت است .

باز هم در کتاب غایه لرسول فی خصائص الرسول ، تألیف ابن ملقن ، باتحقیق دکتر عبد الله بحر الدین عبد الله ، این قضیه را بیان می کند :

قال أصحابنا فالأمومه ثلاث وأحکامها مختلفه .

أ – أمومه الولاده ویثبت فیها جمیع أحکام الأمومه

ب – وأمومه أزواجه علیه الصلاه والسلام ولا یثبت إلا تحریم النکاح

ج – وأمومه الرضاع متوسطه بینهما .

اصحاب ما گفته اند :ما سه گونه مادری داریم . هر کدام از آن ها هم احکام مختلف دارند : مادری که بچه ای را به دنیا می آورد که تمام احکام مادری بر او است .

بحث شرافت و احترام پدر و مادر ، بحث نسبی و حق والدین و چیز های دیگری که در قرآن و روایات ذکر شده .

۲ . مادر بودن زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) همان چیزی که در آیه قرآن آمده که از آن تحریم نکاح ثابت می شود و غیر از این هیچ حکم دیگری ندارد . ۳ . مادر بودنی که از شیردادن است که شرایط آن در کتب فقهی بیان شده .

این مورد هم همه احکام را شامل نمی شود .

ابن ملقن ،غایه السؤل فی خصائص الرسول صلی الله علیه وسلم ، با تحقیق دکتر عبد الله بحر الدین عبد الله ، چاپ دار البشائر الاسلامیه

یعنی ام المؤمنین خدیجه (علیها السلام) به این معنا است که ما نمی توانیم با او ازدواج کنیم .

هم چنین آقای ابن عربی در احکام القرآن خود ، جلد ۳ ، ذیل همین آیه گفته :

وقد روی أن امرأه قالت لعائشه یا أماه فقالت لست لک بأم إنما أنا أم رجالکم وهو الصحیح

از زنی روایت شده که به عایشه گفتم : ای مادر ! عایشه گفت : من مادر تو نیستم ، من فقط و فقط مادر مردان شما هستم . این نظر ، نظر صحیحی است .

ابن عربی ، احکام القرآن ، ج ۳ ، ذیل تفسیر سوره احزاب

در کتاب های دیگر هم این مطالب به صورت متعدد بیان شده . ما در این باره مقاله مفصلی در سایت خود داریم که در آن ثابت کردیم منظور از ام المؤمنین از دیدگاه اهل سنت ، فقط همین است . ما اصلا در آن جا دیدگاه شیعه را بیان نکردیم .

اما این آقا ادعا کرد که روایت در سنن بیهقی نقل شده . درصورتی که ما از سنن بیهقی نقل نکردیم و از طبقات الکبری ابن سعد نقل کردیم که سال ها قبل از آقای بیهقی زندگی می کرده و از آقای بیهقی مشهورتر هم هست . گفتند :درست است که چنین روایتی در سنن بیهقی آمده ؛ اما علما گفته اند عایشه از نظر خود برگشته و بعد نظرش این شده که هم مادر زن ها است و هم مادر مردها . بعد روایتی را از کتاب الطبقات الکبری خواندند و از کتاب خصائص سیوطی آدرس دادند . بنده همان روایتی را که ایشان خواندند را نشان می دهم .

کتاب الطبقات الکبری ، جلد ۸ ، صفحه ۲۰۰ می گوید :

قال الواقدی فذکرت ذلک لعبد الله بن موسى المخزومی فقال أخبرنی مصعب بن عبد الله بن أبی أمیه عن أم سلمه زوج النبی صلى الله علیه وسلم أنها قالت أنا أم الرجال منکم والنساء .

واقدی می گوید : من از عبد الله بن موسی مخزومی نقل میکند که مصعب بن عبد الله از ابی امیه از ام سلمه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که گفته : من مادر مردان شما و زنان هستم .

ابن سعد ، الطبقات الکبری ، ج ۸ ، ص ۲۰۰

در این جا این آقا یک تحریف واضح را انجام می دهد . روایتی را که از ام السلمه نقل شده ، به عایشه نسبت می دهد . در عصری که این کتاب ها در دست همه مسلمانان هست و هزاران سایت این کتاب ها را دارند ، این آقا واضح و آشکار به مردم دروغ می گوید . این آقای بی آبرو ، این آقایی که به حضرت زهرا (سلام الله علیها) توهین کرده به عایشه نسبت میدهد .

باز همین روایت در خصائص کبری نسائی نقل شده :

وأخرج ابن سعد عن أم سلمه أنها قالت أنا أم الرجال منکم والنساء …

ابن سعد از ام سلمه نقل کرده که فرمودند : من مادر مردها و زن های شما هستم .

سیوطی ، خصاص الکبری ، ص ۴۳۸

این روایت هم از ام السلمه نقل شده ، در صورتی که این کارشناس وهابی می گوید روایت از عایشه نقل شده . ببینید این آقای چقدر دروغ می گوید تا مطلب دروغی را به اثبات برساند و حرفی را که زده ، از آن پاپس نکشد . این روایت از ام السلمه است نه از عایشه . عایشه یک نظر قطعی داشته که تا آخر عمر هم همان نظر را داشته . اما این روایت از ام السلمه نقل شده .

جالب است که همین روایت هم سندش ضعیف است .

قال الواقدی فذکرت ذلک لعبد الله بن موسى المخزومی فقال أخبرنی مصعب بن عبد الله بن أبی أمیه عن أم سلمه زوج النبی صلى الله علیه وسلم أنها قالت أنا أم الرجال منکم والنساء .

واقدی کسی است که همه ی علمای اهل سنت به او در علم حدیث اشکال گرفتند و احادیث او را رد کردند ؛ ولی بعضی ها او را به عنوان مورخ قبول دارند . در صورتی که به عنوان محدث هیچ کس حرف او را قبول ندارد . عبد الله بن موسی مخزومی هم که در سند روایت است ، مجهول است و هیچ توثیقی درباره او وجود ندارد . همین روایتی که ایشان از ام السلمه تدلیس می کند ، سندش ضعیف است و سند صحیح ندارد .

پس اولا ، آن روایتی که از عایشه نقل شده ، سندش صد درصد صحیح است و هیچ اشکالی ندارد . دوما ، این شخص تلبیس می کند و روایتی را که از ام السلمه نقل شده ، به عایشه نسبت می دهد . سوما ، همین روایتی هم که از ام السلمه نشان می دهد ،‌سندش ضعیف است . پس اهل سنت و وهابیت هیچ دلیلی در کتاب های خود ندارند تا ثابت کند ام المؤمنین هم به معنای شرف است و هم به معنای تحریم نکاح است .

جالب است که خود علمای اهل سنت با سند صد در صد صحیح نقل کردند که عایشه حتی خود را مادر مردان مؤمن هم نمی دانست . نه تنها خود را مادر زن های مؤمن نمی داند ؛ بلکه به بعضی از مؤمنین میگوید : من مادر شما نیستم .

قال : جاء عمار ومعه الأشتر یستأذن على عائشه ، قال : أمه ! فقالت : لست لک بأم ! قال : بلى ، وإن کرهت …

روایت از وکیع از سفیان ثوری از اسرائیل از ابی اسحاق از عمرو بن غالب نقل کردند : عمار و مالک اشتر نزد عایشه آمدند و گفتند : ای مادر ! عایشه گفت : من مادر تو نیستم . عمار گفت : تو مادر من هستی اگر چه که از من خوشت نیاید .

مسند احمد بن حنبل ، ج ۶ ، ص ۲۰۵

سند این روایت کاملا صحیح است . اگر علمای وهابی راست می گویند ، به این سند اشکال کنند . در آن صورت ما هفته آینده پاسخ آن ها را خواهیم داد .

پس نه تنها عایشه خود را مادر زن های مؤمن نمی دادند ؛ بلکه برخی از مردانی که ایمانشان صد در صد قطعی هست ، مادر آن ها هم نمی داند . این نظر عایشه است که در کتاب های شما با سند صحیح نقل شده .

این شخص وهابی مطالب دیگری هم گفتند . از جمله این که چرا شما شیعیان با استناد به روایات اهل سنت ، قرآن را به دیوار می کوبید . یعنی قرآن ثابت می کند که همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم مادر مردان مؤمن و هم مادر زنان مؤمن است . چرا شما این را قبول نمی کند و به جای آن به روایات ما استناد می کنید ؟

ما هفته گذشته ثابت کردیم که آیه قرآن هم چنین چیزی را ثابت نمی کند . بلکه آیه قرآن فقط ثابت می کند که همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) مادر مردهای مؤمن است .

نکته بعد این که ما اصلا کاری به عقاید شیعه نداشتیم . بلکه طبق روایاتی که در کتاب های شما بود ، این مطلب را ثابت کردیم . مبنای شیعه این است که همسری پیامبر (صلی الله علیه وآله) و مادر بودن ، شرف بسیار زیادی است و مقامی است که هر کس نمی تواند به آن مقام برسد . یک مقام دست نیافتنی برای همه زن ها است و فقط همان پانزده یا شانزده زنی که در عصر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با آن حضرت ازدواج کردند ، توانستند به این مقام برسند . هر کسی به این مقام نمی رسد . قطعا مقام بسیار والایی است ؛ اما به این معنا نیست که هر کس همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) شد ، قطعا و مستقیم وارد بهشت می شود . عصمت آن ها را هم ثابت نمی کند . به این معنا نیست که اگر آن ها هر گناهی انجام دادند ، عقوبت نشوند . بلکه برعکس آن ها مقام بسیار بالایی دارند ؛ اما از طرف دیگر ، این مقام مسئولیت های آن ها را هم دو برابر می کند . مثل عالم بودن و روحانی بودن که مقام بالایی است ؛ اما مسئولیت روحانی و عالم هم بالاتر است . همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) مقام بسیار بالایی است ؛ اما مسئولیت آن ها هم دو برابر است . نص صریح قرآن همین است . آیه ۳۰ از سوره مبارکه احزاب خداوند می فرماید :

یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفَاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ وَکَانَ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا

ای همسران پیامبر ! شما مثل سایر زن ها نیستید . اگر یکی از شما گناهی آشکار و فاحشی انجام دهد ، عذاب او دو برابر می شود . اگر یکی از همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) گناه بدی انجام دهد ، دو برابر عذاب می شود واگر کار خوبی انجام دهد ، قطعا مقامش بالاتر می رود .  احزاب / ۳۰

چون مقام مهمی دارد ، مسئولیت های مهم و بیشتری دارد .

ما در تاریخ داریم که عایشه تنها در جنگ جمل حداقل بیست هزار مؤمن و مسلمان را کشته و آیه ۹۳ سوره نساء می فرماید :

وَمَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا

هر کس یک مؤمن را بکشد ،‌جزای او جهنمی است که همیشه در آن خواهد ماند . و گرفتار لعنت و غضب خداوند می شود و خداوند در قیامت عذاب بزرگی را برای او آماده کرده . نساء / ۹۳

عایشه بیست هزار نفر را کشته ، طبق آن آیه قرآن کریم ،‌عذابش دو برابر می شود . یعنی در حقیقت عایشه چهل هزار نفر را کشته . اگر کسی یک نفر را بکشد ، برای همیشه در جهنم است ، عایشه هم که چهل هزار نفر را کشته . پس این دلیل نمی شود که اگر کسی مادر مؤمنین شد ، خداوند گناهان او را نادیده بگیرد .

جالب است که استاد روستایی خطاب به آقای دمشقیه گفتند : شما با این حرفی که گفتید عایشه هم مادر مردان مؤمن است و هم مادر زنان مؤمن ، به عایشه توهین کردید ؛ چون نظر عایشه این است که فقط مادر مردان است .

آقایان جواب دادند : این طور نیست . اگر کسی نظر عایشه را رد کند ، به معنای توهین به او نیست . شما کلیپ ۱۲۵ را پخش کنید ، بعد من توضیح کوتاهی می دهم و بعد کلیپ ۱۲۶ را پخش کنید .

کلیپ (۲) :

دمشقیه ـ کارشناس وهابی ناصبی :

فأ قیل اهانه لعائشه رضی الله عنها ، قلنا انّ موافقه‌ القرآن اولی . وانّ هناک من لا شک فی تعظیمه لعائشه مثل عمار بن یاسر . روی البخاری وعنه انه قال : والله انّی لاعلم یعنی لام تأکید ، انها زوجه نبیکم فی الدنیا والاخره ولکن الله فلاکم بها لیعلم ایاه تطیعون ام ایاها تطیعون . فهذا کلام من عمار بن یاسر ، لیس فیه اهانه لعائشه . کم من قول قلنا انّ امر اخطأ فیه …..

کیانی ـ مجری وهابی :

استاد فرمودند : آن چه که به ام المؤمنین عایشه نسبت داده شده و در سنن بیهقی آمده که جلوتر مطرح فرمودند ، این اهانت به عایشه است ،‌این گونه نیست . چون موافقت با قرآن و پذیرش صریح حکم قرآن ، اولی است . در یک نگاه علمی این قضیه کاملا حل شده است و اصلا اهانتی به عایشه نیست .

گفته می شود : مثلا فلان صحابی دچار این اشتباه شد ، این اهانت نیست ؛ بلکه در یک چهار چوب علمی نقد می شود و خطای اجتهادی یا خطای برداشت و نقل آن اشتباه است . باید رویکرد ما این باشد که به سراغ قرآن برویم . لذا با قرآن موافقت می کنیم . چه ضرورتی دارد این طور بازی کردن با آیات قرآن به سراغ چنین روایاتی برویم . البته این تعبیر من است .

استاد یزدانی :

در این کلیپ دیدیم که گفت : ما به عایشه توهین نکردیم ؛ بلکه در انتخاب بین نظر قرآن و نظر عایشه ، قطعا نظر قرآن را بگیریم ، بهتر است .

اگر شما این طور گفته بودید ، توهین به حساب نمی آمد . عایشه که معصوم نبوده ، به هر حال او هم اشتباه می کرده و اگر کسی نظر او را رد می کردند ، توهین به او نبود . اما این آقایان در هفته قبلش به شیعه حمله می کردند که شما قرآن را تحریف میکنید . شما قرآن را بازیچه خود قرار دادید و حرف های عجیب و غریب دیگری که به ما نسبت دادند . غافل از این که نظری که ما بیان کردیم ، نظر خود عایشه است .

اگر ما با قرآن بازی کردیم ، عایشه هم با قرآن بازی کرده . اگر ما قرآن را تحریف کردیم ، عایشه هم قرآن را تحریف کردند. این است که می گوییم : شما به عایشه توهین کردید . اگر کلیپ بعدی را پخش کنید ،‌ توهین های آن ها را به عایشه می بینیم .

کلیپ (۳) :

دمشقیه ـ عالم وهابی ناصبی :

این استدلال که صرفا بحث حرمت ازدواج با زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم را بخواهد مطرح کند ، این به بازی گرفتن احکام الهی و به بازی گرفتن آیات قرآن است . چرا که این حکم به صراحت در یکی از آیات سوره نساء ، اولی بالمؤمنین من انفسهم ،آمده و توجه کنید که چطور با آیات قرآن بازی می شود .

استاد یزدانی :

در این کلیپ که هفته قبلش پخش شد ، دیدیم که این شخص شیعیان را متهم به تحریف قرآن کرده بود . مجری هم ترجمه کرد که شما با آیات قرآن بازی می کنید . در حالی که این نظر عایشه است که فقط مادر مردها است . در این صورت کسی بگوید عایشه قرآن را تحریف کرده . آیا این توهین هست یا نیست ؟ قطعا توهین است . اگر ما گفتیم به عایشه توهین می کنید ، بر اساس حرف خودتان بود که در آن جا گفته بودید .

جالب است که روایتی زیبایی را از صحیح بخاری خواندند :

فاجتمعنا إلیه فسمعت عمارا یقول إن عائشه قد سارت إلى البصره ووالله انها لزوجه نبیکم صلى الله علیه وسلم فی الدنیا والآخره ولکن الله تبارک وتعالى ابتلاکم لیعلم إیاه تطیعون أم هی ؟

عمار یاسر در کوفه سخنرانی می کند و خطاب به مردم کوفه می گوید : الان شما در حال امتحان هستید که از خدا اطاعت کنید یا از عایشه اطاعت کنید ؟

صحیح بخاری ، ج ۸ ، ص ۹۷

این روایت را ایشان از صحیح بخاری خواندند . این روایت برای ما مطالب زیادی را ثابت می کند . یعنی در این روایت عایشه دقیقا در مقابل خدا قرار گرفته . یک طرف خدا قرار دارد و طرف دیگر عایشه . عایشه در حال جنگ با خدا است و در برابر دین اسلام و حکم آن ایستاده . متأسفانه در آن جا عده ای به حمایت از عایشه برخواستند و از او طرفداری کردند و عده ای هم از خداوند حمایت کردند . الان هم همین طور است . آن ها از عایشه حمایت می کنند و ما از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) حمایت می کنیم . این ها دقیقا در مقابل حکم خداوند ایستادند .

مجری :

کلیپ بعدی را با هم می بینیم و سپس در خدمت استاد ابوالقاسمی هستیم .

 

کلیپ (۴) :

دمشقیه ـ عالم وهابی ناصبی :

حاشا لعائشه ان تحارب علیا !!

وسمیت بالجمل لانّ علیا علیه السلام قطع یدی الجلی لیسقط لانّ هؤلاء المجرمون کانوا یرمون عائشه بالنوال حتی صار الهودج صار کالقنفذ کثره النوال التی صدفته فلم فعل علی رضی الله عنه سقط الجمل ….

کیانی :

استاد فرمودند : به تو برادر بزرگوارم خیر دهد و بر هدایت شما بیافزاید . واقعیت امر این است که ما افکار و اندیشه های خودمان را ، از داده های آبکی و بی پایه نگیریم ؛ بلکه به دنبال دلائل قوی باشیم . این گفته می شود که عایشه برای جنگ به پا خواست . قبل از آن گفتند : عایشه برای اصلاح بیرون شد . بعد توضیح میدهند مادر مؤمنان فرمود : به خدا قسم جز این آیه و انگیزه ، دلیل وجود ندارد . آن چه را که مرا بیرون آورده و آمده ام ، قصد و هدف ، اصلاحگری است . چرا که الله متعال می فرماید : لَا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَیْنَ النَّاسِ ، مگر این که در هیچ یک از این رویکرد ها و سخنان این ها ، خیلی و نیکی نیست ، مگر برای کسی که برای اصلاح و صلح و سازش در بین مردم حرکت می کند و در این جهت می کوشد .

واقعیت امر این است که در جریان فتنه ای که پیش آمد ، سبأی ها و پیروان عبد الله بن سبأ سوء استفاده کردند . عده ای از این ها همراه با مجموعه ای بودند که عایشه هرماه بودند و گروه بیشتر دیگری با مجموعه ای بودند که با حضرت علی همراه بودند . زمانی که توافق شد دو گروه علی و عایشه از روشی که خودشان بر آن توافق کرده بودند ، به این موضوع رسیدگی و قاتلین عثمان تحت پیگرد قرار بگیرند و محاکمه شوند و از آن ها قصاص گرفته شود ، این ها که موقعیت خود را در خطر دیدند ، دسیسه کردند . آن هایی که در گروه عایشه بودند ،‌سوء استفاده کرده و به پا خواستند و جنگی را به راه انختند  و این طور وانمود کردند که گروه حضرت علی حمله کردند و آن هایی هم که در گروه حضرت علی بودند ،‌باز هم این فتنه را به راه انداختند و وانمود کردند که گروه عایشه حمله کردند . نتیجه اش هم اتفاقاتی بود که نباید می افتاد و عده اندکی در این بین کشته شدند . بر خلاف دروغی که این ها گفتند . ضمن این که فرمودند : این جنگ ، جنگ نبوده ؛ بلکه فتنه بوده . تعریف جنگ مشخص است به رغم درگیری هایی که به وجود آمد ، لفظ فتنه صحیح تر است .

فتنه به واژه ای می گویند که تشخیص حق از باطل در شرایط پیش آمده ، مشکل است و دو طرف گروه حضرت علی و گروه عایشه با یک توطئه از پیش تعیین شده و سازماندهی شده پیروان عبد الله بن سبأ مواجه شدند .

توضیح دیگری که استاد دادند ، این بود که حضرت علی در دفاع از ام المؤمنین عایشه در احترام ایشان کجاوه ای ساخت تا از بی حرمتی ها و اهانت های دیگران در امان بماند . در واقع در دفاع از آن بزرگوار ، یک حاشیه امنیتی ، ایجاد کرد . زنانی را بر این گماشت تا در خدمت عایشه باشند و با کمال احترام مادر خودشان و مادر مؤمنان را به مدینه برگردانند .

فرمودند : علی و عایشه ، هیچ کینه ای نسبت به هم نداشتند . اگر ما مراجعه ای به قرآن داشته باشیم ، در رابطه با این همه سخنی که گفته می شود . بعضی ها می گویند : علی و عایشه با هم اختلاف نظر و کینه داشتند و چنین و چنان بودند و یک فضای کینه آلود از زندگی آن بزرگواران نشان دهند .

در این قرآن کریم چنین چیزی هست . در صورتی که قرآن چیز دیگری می گوید . الله متعال می فرماید : وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آَمَنُوا ، کسانی که بعد از گروه مهاجرین و انصار و بعد از پیروان راستین آن ها  می آیند ، می گویند : پروردگارا گناهان ما و برادرانمان را که قبل ازما ایمان آورده بودند ، را ببخش و بیامروز و در دل هایمان نسبت به مؤمنان کینه ای نگذار .

مجری :

استاد ابوالقاسمی ! این کارشناس وهابی ادعا کرد عایشه در جنگ جمل برای اصلاح رفته و قصد جنگ با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نداشت . آیا به نظر شما این قضیه صحت دارد یا خیر ؟

استاد ابوالقاسمی :

ما بارها این مطلب را در شبکه پاسخ دادیم . اما چون این بار آقای دمشقیه مطرح و چند مطلب جالب را هم بیان کرد ، بناشد که باز هم پاسخ را مطرح کنیم . نکات جدیدی از تاریخ در مورد جنگ جمل به دست آوردیم که بیان آن خالی از لطف نیست.

قبل از پاسخ دادن به این سؤال ،‌دو نکته را بیان میکنم . نکته اول ، تحریفی است که آقای کیانی تقلبی ، مجری شبکه کلمه ، در ترجمه کلمات آقای دمشقیه صورت داد . آقای دمشقیه خیلی ساده لوح است . ایشان گفت : حضرت علی (علیه السلام) دید خیلی به شتر عایشه تیر می زنند ، پس در این صورت یکی دو نفر تیرانداز نبودند ،‌بلکه گروه زیادی بودند که تیراندازی می کردند . به طوری که شتر عایشه مثل خار پشت شده بود .

از یک طرف می گوید : تعداد اندکی بودند که یک درگیری خیلی محدودی داشتند . اصلا جنگی رخ نداده . از طرف دیگر می گوید : به حدی به شتر  عایشه تیر زدند که مثل خار پشت شده بود .

نکته دوم ، می گوید : حضرت علی (علیه السلام) دید این ها به عایشه تیر می زنند ، گفت : چطور عایشه را نجات بدهیم؟ به همین خاطر پاهای شتر را قطع کرد و شتر افتاد تا به آن تیری نخورد . به این ترتیب جان عایشه حفظ شد .

چرا باید حضرت علی (علیه السلام) این کار را انجام دهد ،‌درصورتی که می توانست مهار شتر را بگیرد و آن را روی زمین بنشاند . اصلا نیازی به قطع پاهای شتر نبود . آقای کیانی اصلا حرفی از این سوتی بزرگ آقای دمشقیه نزد .

ایشان گفت : فتنه بوده ، جنگی در کار نبود . در این بین تعداد محدودی کشته شدند و چهار پنج نفر از مسلمانان زیر دست و پا رفتند ، کشته ای در کار نبوده .

در تاریخ خلیفه بن خیاط آمده :

حدثنی کهمس بن المنهال قال نا سعید عن قتاده قال قتل یوم الجمل عشرون ألفا

از قتاده نقل شده که در روز جمل فقط بیست هزار نفر کشته شده .

خلیفه بن خیاط ، تاریخ خلیفه بن خیاط ، ج ۱ ، ص ۱۸۶

چون تعدادی از سپاه حضرت علی (علیه السلام) زخمی شدند وبعدا به شهادت رسیدند . تعدادی هم از سپاه عایشه زخمی شدند و بعدا کشته شدند . بعضی ها تصریح کردند که این بیست هزار نفر از سپاه عایشه بودند .

مستند دیگری که مجموع کشته ها را مشخص می کند ، ابن ملقن شافعی در البدر المنیر می گوید :

رَوَاهُ ابْن أبی شیبَه ، وَسَعِید بن مَنْصُور وَالْحَاکِم ، وَالْبَیْهَقِیّ . قَالَ الْحَاکِم : هُوَ صَحِیح ، …

کَانَت وقْعَه الْجمل فِی نصف جُمَادَى الْآخِرَه ، وَقیل : کَانَت فِی یَوْم الْخَمِیس لعشر لیالٍ خلت مِنْهُ سنه سِتّ وَثَلَاثِینَ ، أفرجت عَن ثَلَاثَه وَثَلَاثِینَ ألفا .

این مطلب را معروفترین تاریخ نویس اهل سنت ،‌ابن ابی شیبه گفته .

جنگ جمل در روز ۱۵ جمادی الثانی رخ داد و سی و سه هزار نفر کشته های این جنگ بودند .

ابن ملقن ،‌ البدر المنیر ،‌ ج ۸ ، ص ۵۶۸

سی و سه هزار نفر ما حصل کشته های این جنگ بوده ؛ اما این آقا می گوید : جنگی رخ نداده ، فقط چند نفری کشته داده . چرا شما لفظ جنگ را استفاده می کنید ؟

اما آقای دمشقیه و مجری تقلبی شبکه کلمه که اصلا در این جا امانت داری نکرد ، گفتند : عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفته : من فقط به خاطر آیه قرآن خارج شدم . آیه ای است که می فرماید : برای اصلاح خارج شوید .

آیه می فرماید :

لَا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَیْنَ النَّاسِ

این جا صحبت از اصلاح بین مردم است . چه ارتباطی به خروج برای جنگ دارد ؟ به چه دلیل عایشه برای جنگ بیرون آمده ؟ اگر عایشه گفته باشد که من فقط به خاطر یک آیه قرآن خروج کردم … این حرف ها چیست که می زنید . از خود عایشه پرسیدند : آیا در ماجرای خروج برای جنگ ، آیا دلیلی از کتاب خدا دارید ؟ گفت :نه ، من همان قرآنی را که شما داریم ، دارم .

در کتاب المحاسن و المساوی ، تألیف آقای بیهقی ، جلد ۱ ، صفحه ۴۳ آمده :

وعن الحسن البصری ، رحمه الله ، أن الأحنف بن قیس قال لعائشه ، رحمها الله ، یوم الجمل : یا أم المؤمنین هل عهد علیک رسول الله ، e ، هذا المسیر ؟ قالت : اللهم لا . قال : فهل وجدته فی شیء من کتاب الله جل ذکره ؟ قالت : ما نقرأ إلا ما تقرأون . قال : فهل رأیت رسول الله ، e ، استعان بشیء من نسائه إذا کان فی قله والمشرکون فی کثره ؟ قالت : اللهم لا . قال الأحنف : فإذاً ما هو ذنبنا ؟

از حسن بصری از احنف بن قیس نقل می کند که روز جمل به عایشه گفت : آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله ) به تو گفته بود که به جنگ بیایید ؟ گفت : خدا را شاهد می گیرم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به من دستور نداده بود .آیا در قرآن چنین چیزی دیدی یا ندیدی ؟ گفت : همان قرآنی را که شما می خوانید من هم می خوانم . من دلیل خاصی برای خروج ندارم . آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله) با این که نیروهای کمی داشت ، زن ها را با خود برد ؟ گفت : نه ، زن همراه خود نبردند . گفتند : گناه ما چیست که باید برای تو بجنگیم . یک دلیل شرعی برای ما بیاور که این کار را انجام دهیم .

بیهقی ، المحاسن و المساوی ، ج ۸ ، ص ۴۳

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که دستور نداده ، در زمان آن حضرت هم چنین چیزی رخ نداده . در قرآن هم که نیامده.

خود عایشه می گوید : من دلیلی ندارم . اما آقایان می گویند نه ،‌عایشه گفته من دلیلی از قرآن دارم . مقداری حیا داشته باشید ، حداقل به عایشه دروغ نسبت ندهید .

اما می گویند : عایشه برای اصلاح آمده بود ! اصلاح بین چه کسانی انجام می داد ؟ مگر حضرت علی(علیه السلام) قبل از این که عایشه بن جنگ بیاید ،‌با کسی دعوا کرده بودند که عایشه برای اصلاح آمد ؟؟؟ علاوه بر این ، مگر برای اصلاح باید لشکر همراه خود می آورد ؟ این چه اصلاحی بوده ؟

همان طور که شیعه و اهل سنت نقل کردند ،‌امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند :

کنتم جند المرأه، وأتباع البهیمه،

شما سربازان زن و پیروان چهار پا بودید .

زمخشری ، ربیع الابرار ، ج ۱ ،‌ص ۴۶

در صحیح بخاری روایتی است که عایشه فرمانده جنگ جمل بوده . ما بارها این روایت را خواندیم .

حدثنا عُثْمَانُ بن الْهَیْثَمِ حدثنا عَوْفٌ عن الْحَسَنِ عن أبی بَکْرَهَ قال لقد نَفَعَنِی الله بِکَلِمَهٍ سَمِعْتُهَا من رسول اللَّهِ e أَیَّامَ الْجَمَلِ بَعْدَ ما کِدْتُ أَنْ أَلْحَقَ بِأَصْحَابِ الْجَمَلِ فَأُقَاتِلَ مَعَهُمْ قال لَمَّا بَلَغَ رَسُولَ اللَّهِ e أَنَّ أَهْلَ فَارِسَ قد مَلَّکُوا علیهم بِنْتَ کِسْرَى قال لَنْ یُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ امْرَأَهً .

از ابی بکر نقل شده که گفت : پیامبر (صلی الله علیه وآله) به من یک کلمه گفت که به من سود رساند . من در ایام جنگ جمل می خواستم به اهل جمل بپیوندم ؛اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) به من فرموده بود : وقتی اهل فارس دختر کسری را فرمانده خود کردند ، رستگار نخواهد شد .

صحیح بخاری ، ج ۴ ، ص ۱۶۱۰

عایشه فرمانده جنگ بوده . یعنی لشگریان جمل عایشه را فرمانده خود کرده بودند .

باز همان روایتی که آقای دمشقیه خواند که جناب عمار یاسر بالای منبر رفت و گفت : خدا می خواهد بداند که شما از خدا اطاعت می کنید یا از عایشه ؟ این روایت در صحیح بخاری آمده . یک طرف اطاعت از عایشه بوده و یک طرف دیگر اطاعت از خدا بوده که طرفداری از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . حضرت امیر (علیه السلام) با چه کسی دعوا داشته؟ با عایشه دعوا داشته یا با گروه دیگری ؟ هنوز جنگ نشده ؟ می گویند : وقتی خواستند برای جنگ بیایند ،‌ امام حسن (علیه السلام) بالای منبر رفت . عایشه کجا برای اصلاح آمده ؟ این هم که مخالف با نص صحیح بخاری است .

مطلب بعد این که ، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عایشه را از رفتن به جنگ جمل نهی کرده بود . می گویید : قرآن گفته . قرآن را که باید رسول خدا (صلی الله علیه وآله) تفسیر می کرد . آن حضرت هم صریحا به عایشه گفتند که نباید به جنگ بروی .

نکته بعد ، پیش بینی حذیفه است . حذیفه یکی از بزرگان صحابه است که اهل سنت از ایشان در صحیح بخاری روایت دارند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هر اتفاقی را که تا روز قیامت می افتد را به من خبر دادند . آقایانی که می گویند پیامبر (صلی الله علیه وآله) علم غیب نداشته ، در صحیح مسلم است که حذیفه می گوید : هر آن چه اتفاق می افتد را پیامبر (صلی الله علیه وآله) خبر داد ، چه برسد به حضرت امیر (علیه السلام) .

جناب حذیفه در کتاب الفتن آقای مروزی ، جلد ۱ ، صفحه ۸۵ با سند صحیح می گوید :

حدثنا عبد الرزاق عن معمر عن وهب بن عبد الله عن أبی الطفیل سمع حذیفه بن الیمان یقول لو حدثتکم أن أمکم تغزوکم أتصدقونی قالوا أو حق ذلک قال حق  .

مردم ! می خواهم شما را آینده خبر دهم . اگر به شما بگویم که مادرتان برای صلح نمی آید بلکه به جنگ شما می آید ، باور می کنید ؟ گفتند : مگر می شود ؟ گفت : بله ، راست است .

نعیم بن حماد مروزی ، الفتن ، ج ۱ ، ص ۸۵

مصنف عبد الرزاق ، ج ۱۱ ، ص ۵۳

باز هم در این جا می گوید که عایشه برای جنگ می آید نه برای اصلاح . شما از کجا قضیه اصلاح را در آوردید ؟ اگر هم گفته باشد که برای اصلاح آمده ، دروغ بوده . یعنی اگر شما ثابت کنید که در جای دیگری عایشه گفته باشد فقط برای اصلاح آمدم ، ثابت کردید که عایشه یک دروغگو بوده . برای جنگ آمده ؛ اما گفته برای اصلاح آمده .

نکته بعد ، در کتاب تاریخ طبری ، جلد ۳ ، صفحه ۸ ، علت خروج از مکه را بیان می کند :

فاجتمعوا فی بیت عائشه رضی الله عنها فأرادوا الرای فقالوا نسیر إلى علی فنقاتله …

در مکه در خانه عایشه جمع شدند . گفتند : چه کار کنیم ؟ گفتند : به سمت علی بن ابیطالب (علیه السلام) می رویم و با او خواهیم جنگید .

تاریخ طبری ،‌ج ۳ ، ص ۸

بعد از کشته شدن عثمان ، اولین تصمیم گیری که رخ داد این بود که به جنگ امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) برای جنگ بروند . چه کسانی بودند ؟ طلحه و زبیر ، در خانه عایشه جمع شدند تا کار اصلاح خود را با کشتن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) انجام دهند . این اصلاحی است که آقایان مطرح می کنند . در جای دیگر است که عایشه می گفت : باید شورا تشکیل شود .

آقای بلاذری در انساب الاشراف خود  گفته :

وأتی بعائشه على جملها فی هودجها فقالت: صه صه، فخطبت بلسان ذلق وصوت جهوری، فأسکت لها الناس فقالت: إن عثمان خلیفتکم قتل مظلوماً بعد أن تاب إلى ربه وخرج من ذنبه، والله ما بلغ من فعله ما یستحل به دمه، فینبغی فی الحق أن یؤخذ قتلته فیقتلوا به ویجعل الأمر شورى.

عایشه روی شتر نشسته بود که گفت :همه ساکت باشند و هیچ کس صحبت نکند . با لسان فصیح و صدای بلند شروع به صحبت کرد و گفت : مردم ! عثمان را مظلوم کشتند . (با این که خودش قبلا گفته بود که عثمان را بکشید ) عثمان توبه کرده بود و من از توبه او خبر نداشتم . باید قاتلین عثمان را بگیرند و قصاص کنند و کار را به عهده شورا قرار دهند .

بلاذری ، انساب الاشراف ، ج ۱ ، ص ۳۶۹

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را که خلیفه است ، کنار بگذارد !!

جالب این جاست کسانی که می گویند : حضرت زینب (علیها السلام) چطور خطبه خوانده ،در این روایت عایشه هم خطبه خوانده . این مطالب را در جمل و در زمان جنگ گفته .

بنابراین تمام این مستندات می گوید که عایشه برای جنگ آمده بوده .

باز مطلب دیگری را ابن اثیر در الکامل فی التاریخ ، جلد ۳ ، صفحه ۱۲۷ نقل کرده .

وکان الأحنف قد بایع علیا بعد قتل عثمان لأنه کان قد حج وعاد من الحج فبایعه قال الأحنف ولم أبایع علیا حتى لقیت طلحه والزبیر وعائشه بالمدینه وأنا أرید الحج وعثمان محصور فقلت لکل منهم إن الرجل مقتول فمن تأمروننی أبایع فکلهم قال بایع علیا فقلت أترضونه لی فقالوا نعم فلما قضیت حجی ورجعت إلی المدینه رأیت عثمان قد قتل فبایعت علیا ورجعت إلی أهلی ورأیت الأمر قد استقام فبینما أنا کذلک إذ أتانی آت فقال هذه عائشه وطلحه والزبیر بالخریبه یدعونک فقلت ما جاء بهم قال یستنصرونک علی قتال علی فی دم عثمان فأتانی أفظع أمر فقلت إن خذلانی أم المؤمنین وحواری رسول الله لشدید وإن قتال ابن عم رسول الله وقد أمرونی ببیعته أشد .

از احنف بن قیس نقل می کنند که بعد از کشته شدن عثمان ، احنف با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیعت کرد . چرا ؟ چون احنف به حج رفت . در آن جا عایشه و طلحه و زبیر را دید . (زمانی که عثمان در محاصره بود و هنوز کشته نشده بود ) احنف می گوید : به همه آن ها گفتم : این مرد کشته می شود . شما دستور میدهید که با چه کسی بیعت کنیم ؟ تمام آن ها گفتند : با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیعت کن . گفتم : راضی هستید که من با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیعت کنم . گفتند : بله ، راضی هستیم . احنف می گوید : وقتی حج من تمام شد ، عثمان کشته شده بود و وقتی برگشتم با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیعت کردم .

عایشه و طلحه و زبیر امدند . گفت : از تو کمک می خواهند که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بجنگی ؛ چون عثمان را کشته . خودش گفت : از یک طرف عایشه و طلحه و زبیر را رها کنم که سخت است . از طرف دیگر با کسی که خود این ها گفته بودند او را خلیفه قرار دهم ، بجنگم سخت تر است .

ابن اثیر ، الکامل فی التاریخ ، ج ۳ ، ص ۱۲۷

هدف چه بود ؟ هدف جنگ با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده .

این روایت را ابن ابی شیبه نقل کرده و عبارت : یستنصرونک علی قتال علی ، را نیاورده ؛ اما نکته ای دارد که آن را مشخص می کند :

قلت یا أم المؤمنین أنشدک بالله أقلت ما تأمریننی فقلت علی فقلت تأمریننی به وترضینه لی قالت نعم ولکنه بدل …

قلت لا أقاتلکم ومعکم أم المؤمنین وحواری رسول الله e ولا أقاتل بن عم رسول الله e أمرتمونی ببیعته …

می گوید : عایشه مگر نگفتی با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیعت کن و گفتی به او راضی هستم . جواب داد : قبلا گفته بودم که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیعت کن ؛ اما او رویه خود را تغییر داده .

همین نشان می دهد که عایشه برای مقابله با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) رفته بوده

گفتم : به خدا قسم من نه با شما می جنگم و نه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) .

مصنف ابن ابی شیبه ، ج ۶ ، ص ۱۹۷

یعنی این ها دو حزب هستند که میخواهند با هم بجنگند و هیچ کدام برای مصالحه توسط شخص ثالثی نیامده اند . این دروغ ها چیست که به مردم تحویل می دهید . پس تا این جا مشخص شد که عایشه برای جنگ آمده بوده .

باز ابن کثیر در البدایه و النهایه ، جلد ۷ ، صفحه ۲۳۴ نقل می کند :

وقد کتبت عائشه إلى زید بن صوحان تدعوه إلى نصرتها والقیام معها فإن لم یجیء فلیکف یده ولیلزم منزله أی لا یکون علیها ولا لها فقال أنا فی نصرتک ما دمت فی منزلک وأبى أن یطیعها فی ذلک وقال رحم الله أم المؤمنین أمرها الله أن تلزم بیتها وأمرنا أن نقاتل فخرجت من منزلها وأمرتنا بلزوم بیوتنا التی کانت هی أحق بذلک منا …

عایشه به زید بن صوحان نامه نوشت که بیاید ؛ اما نیامد . خدا ام المؤمنین را رحمت کند . خدا به او دستور داده بود که در خانه اش بنشیند ؛ ولی به ما دستور داد که بجنگیم . خودش در منزلش نشسته ؛اما به ما دستور داده که حق کمک کردن به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را ندارید . خودش هم برای جنگ آمده .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج ۷ ، ص ۲۳۴

این مطالب را علمای اهل سنت نقل کردند .

نکته بعد ، عایشه برای اصلاح آمده . کسی که برای اصلاح  آمده ، ساز و برگ جنگی به همراه خود می برد ؟ مگر عایشه ساز و برگ جنگی با خود داشت ؟ بله ، چه چیزی از این بیشتر که همراه عایشه شتری بود که توانایی یک هودج آهنین داشت . می گویند : این شتر را از مکه با چندین هزار سکه خریدند که بسیار عجیب و غریب بود .

وأتی بالجمل فأبرز وعلیه عائشه فی هودجها وقد ألبست درعا، وضربت على هودجها صفائح الحدید. ویقال: إن الهودج ألبس دروعاً. فخطبت عائشه الناس فقالت: إنا کنا نقمنا على عثمان رحمه الله ضرب السیوط…

شتر را آوردند که عایشه بر آن بود . عایشه زره پوشیده بود .

بعضی ها گفتند :به هودج زره بسته بودند .

روی هودج صفحه های آهنی گذاشته بودند . عایشه شروع به سخنرانی کرد که مردم ! عثمان را مظلوم کشتند .

این ها برای اصلاح بوده ، یا برای به راه انداخت یک جنگ بوده ؟

بلاذری ، انساب الاشراف ، ج ۱ ، ص ۳۰۹

دینوری ، اخبار التبار ، ج ۱ ، ص ۲۱۴

بیهقی ، المحاسن و المساوی ، ج ۱ ، ص ۴۳

جالب است که بیهقی در کتاب المحاسن و المساوی داستان بسیار جالبی را بیان میکند و می گوید :

فلما کان حرب الجمل أقبلت فی هودج من حدید وهی تنظر من منظر قد صُیّر لها فی هودجها ، فقالت لرجل من ضبّه وهو آخذ بخطام جملها أو بعیرها : أین ترى علی بن أبی طالب ، رضی الله عنه ؟ قال : ها هوذا واقف رافع یده إلى السماء ، فنظرت فقالت : ما أشبهه بأخیه قال الضبی : ومن أخوه ؟ قالت : رسول الله ، e ، قال : فلا أرانی أقاتل رجلاً هو أخو رسول الله ، e ، فنبذ خطام راحلتها من یده ومال إلیه .

وقتی عایشه برای جنگ رفت ، پنجره کوچکی در هودج برایش درست کرده بودند که از آن به میدان جنگ نگاه می کرد که چ اتفاقاتی رخ می داد . به مردی از ضبه شترش را گرفته بود نگاه کرد و گفت : علی بن ابیطالب (علیه السلام) کجاست ؟ جواب داد : علی بن ابیطالب (علیه السلام) این جاست . ایستاده و دستانش را به آسمان برده . عایشه گفت : چقدر شبیه برادرش است . مرد پرسید : برادرش چه کسی است ؟ گفت : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) .

هم برادری را ثابت می کند و هم شباهت آن دو حضرات را .

مرد تا این مطلب را شنید ، گفت :من با کسی بجنگم که برادر پیامبر (صلی الله علیه وآله) است ؟ کسی که شبیه ترین شخص به پیامبر (صلی الله علیه وآله) است با تو (عایشه ) می جنگد . من هم باید با تو بجنگم . به لشگر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) رفت و با عایشه جنگید .

بیهقی ، المحاسن و المساوی ،‌ج ۱ ، ص ۴۳

یعنی این نبود که این جریان فتنه بوده باشد که عده ای از آن طرف و عده ای از این طرف زدند و مشخص نباشد که چه اتفاقی رخ داده . در کنار عایشه بوده ، شتر او را گرفته ، حق را می بینید و به طرف امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می رود . این آقای وهابی می گوید : فتنه بوده و حق مشخص نبوده . حق بسیار روشن و واضح بود . کسی که شتر عایشه را گرفته بوده ، فهمید که حق کجاست .

جالب این جاست که می گویند : عایشه برای اصلاح آمده بوده ؛ اما عده ای از منافقین در آن بین فتنه به راه انداختند . در صورتی که منافقین نبودند :

وتکلمت أم المؤمنین فحرضت وحثت على القتال فتناور طوائف من أطراف الجیش فتراموا بالحجاره ثم تحاجز الناس …

عایشه سخنرانی کرد و دعوت کرد و گفت باید بجنگید . بعد از سخنرانی عایشه تیراندازی را شروع کردند .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج ۷ ، ص ۲۳۲

بنابراین ، فقط یک تیراندازی نبوده . بعد از سخنرانی عایشه مانور دو گروه شروع شد . هیچ درگیری تا قبل از سخنرانی عایشه رخ نداده بود . آقای دمشقیه چرا شما دروغ تحویل مردم می دهید ؟ می خواهید از حق دفاع کنید یا از کسی که مقابل خدا بود ؟ واقعا کسانی که این آقا را به شبکه خود دعوت میکنند باید از کار خود خجالت بکشند . همه علمای اهل سنت گفتند که این شخص فتنه گر بوده که همه را به جنگ تحریض کرده بوده . اما میگویند برای اصلاح آمده . اگر گفته ، دروغ گفته . علمای اهل سنت گفتند :این شخصی که از مدینه راه می افتد و می گوید : می خواهم به جنگ با علی بن ابیطالب (علیه السلام) بروم . زره بر می دارد ، شتر با آن اوصاف هم آورده بود ، سخنرانی هم می کند و بعد از سخنرانی ، جنگ شروع می شود . فرمانده جنگ هم بوده . بعد این آقایان می گویند : برای اصلاح آمده !!!!!!!!!

اتفاقات جنگ چطور شروع شد ؟

أحدثوا أحداثاً،

نیروی های عایشه وارد بصره شدند و پنجاه نفر از محافظان بیت المال را کشتند . جنایت های دیگری هم انجام دادند . وقتی خبر به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) رسید ، فرمودند : الان باید به جنگ با این ها برویم .

بیهقی ، انساب الاشراف ، ج ۳ ، ص ۹۴

قبل از آن حضرت امیر (علیه السلام) نمی خواستند که جنگ کنند . اصلا ایشان با کسی دعوا نداشت . نیرو آوردند ، وارد بصره شدند ، حضرت می فرماید :من با آن ها کاری ندارم . جنایتی نکردند . اما زمانی که پنجاه نفر از محافظین بیت المال را کشتند ، الان باید با آن ها بجنگیم . آیا این ها برای اصلاح آمده بودند ؟

نکته بعد ، عثمان بن حنیف صحابی را آنقدر شکنجه کردند که حد و حصر ندارد . موهای سر و صورتش را کندند . آقای ترمذی می گوید : عثمان بن حنیف

 انه شهد بدرا وقال الجمهور اول من شهد احد .

احنف بن قیس در بدر بود . همه علما می گویند ایشان از جنگ احد به بعد در همه جنگ ها همراه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شرکت داشته .

چنین شخصیتی که وقتی عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نشده بود ، از حضرت دفاع می کرده ،‌ اینطور شکنجه کردند .

جالب است که ابن کثیر لطیفه ای را در البدایه و النهایه ، جلد ۷ ، صفحه ۲۳۶ را بیان می کند :

فلما انتهى إلى ذی قار أتاه عثمان بن حنیف مهشما ولیس فی وجهه شعره فقال یا أمیر المؤمنین بعثتنی إلى البصره وأنا ذو لحیه وقد جئتک أمردا …

وقتی عثمان بن حنیف را نزد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) برگرداندند مویی در صورتش نمانده بود . به حضرت گفت : وقتی من را به بصره فرستادید ، این همه ریش داشتم . الان که برگشتم ، جوان شدم و حتی یک ریش هم در صورتم نمانده .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج ۷ ، ص ۲۳۶

آقای طبری می گوید :

خود طلحه و زبیر به محل خزانه حمله کردند و اموال را غارت کردند .

آیا برای اصلاح آمده ؟؟ فقط صحابی پیامبر (صلی الله علیه وآله) را کتک می زنند و این کارها را انجام می دهند . حکیم بن جبله را کشتند ،‌بیت المال را بین خود تقسیم کردند . این مطلب را آقای بلاذری در فتوح البلدان ، جلد ۱ ، صحه ۳۶۱ نقل میکند :

قالوا: وکانت جماعه من السیابجه موکلین ببیت مال البصره، یقال إنهم أربعون، ویقال أربع مئه.فلما قدم طلحه بن عبیدالله والزبیر بن العوام البصره، وعلیها من قبل على بن أبى طالب عثمان بن حنیف الانصاری، أبوا أن یسلموا بیت المال إلى قدوم على رضى الله عنه.فأتوهم فی السحر فقتلوهم. 

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) چهل نفر یا چهار صد نفر محافظ برای بیت المال گذاشته بودند . طلحه و زبیر آمدند و گفتند : بیت المال را به ما بده . گفتند : ما به تو تحویل نمی دهیم . وقت سحر ریختند و همه را کشتند .

بلاذری ، فتوح البلدان ، ج ۱ ، ص ۱۶۹

آقای ابن کثیر در البدایه و النهایه ، جلد ۷ ، صفحه ۲۳۳ نقل می کند :

وقسم طلحه والزبیر أموال بیت المال فی الناس وفضلوا أهل الطاعه وأکب علیهم الناس یأخذون أرزاقهم وأخذوا الحرس واستبدوا فی الأمر بالبصره …

طلحه و زبیر اموال را تقسیم کردند و آن هایی را که اطاعت کردند و گفتند ما به جنگ با علی بن ابیطالب (علیه السلام) می آییم ،‌پول بیشتری دادند …. این ها در بصره استبدادگر راه انداختند .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ص ۲۳۳

آخرین نکته این که ، علمای اهل سنت نقل کردند : طرفداران حضرت امیر (علیه السلام) شتر عایشه را ملعون می دانستند . عایشه سخنرانی کرد ، شخصی از طرفداران امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) با صدای بلند گفت :

وقال یا أم المؤمنین والله لقتل عثمان أهون من خروجک من بیتک علی هذا الجمل الملعون عرضه للسلاح إنه قد کان لک من الله ستر وحرمه فهتکت سترک وأبحت حرمتک إنه من رأی قتالک یری قتلک لئن کنت أتیتنا طائعه فارجعی إلی منزلک وإن کنت أتیتنا مکرهه فاستعینی بالناس ….

قسم به خدا ! ما کشته شدن عثمان را از این که تو سوار بر این شتر شدی و از خانه ات بیرون آمدی ، کمتر می دانیم . این هتک حرمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) است . خدا تو را در حرمت قرار داده بود . خودت حرمت خود را خراب کردی .

ابن العبری ، تاریخ مختصر الدول ، ج ۱ ، ص ۵۵

توجه داشته باشید که یاوران امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) چقدر طرفدار حرمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) بودند و طرف مقابل چقدر حرمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) را شکستند .

اما چرا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دستور کشتن شتر را دادند ؟

در کتاب المختصر فی اخبار البشر ابی الفداء نقل شده :

وقطعت على خطام الجمل أید کثیره، وقتل أیضاً بین الفریقین خلق کثیر، ولما کثر القتل على خطام الجمل، قال علی: اعقروا الجمل فضربه رجل فسقط …

برای گرفتن زمام شتر عایشه دست های زیادی قطع شد . فقط برای حفظ کردن شتر عایشه . وقتی کشته های زیاد شد ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : خود شتر را بکشید .

ابی الفداء ، المختصر فی اخبار البشر ، ج ۱ ، ص ۱۲۰

در جای دیگر آمده :

وقطعت على خطام الجمل أید کثیره وقتل بینهم خلق کثیر قیل : عشره آلاف . ولما کثر القتل على خطام الجمل قال علی : اعقروا الجمل ، فضربه رجل فسقط …

حضرت امیر (علیه السلام) فرمودند : شتر را بکشید که اگر شتر کشته شود ،‌ این ها متفرق می شوند .

تاریخ ابن الوردی ، ج ۱ ، ص ۱۴۹

این نبوده که اگر شتر را بکشید ،‌جان عایشه حفظ می شود . بلکه اگر شتر را بکشید ،‌طرفداران عایشه فرار می کنند و متفرق می شوند . این آقایان تاریخی درست کردند که از ابتدا همه دروغ است . بنده در همین یک برنامه برای شما حدود صد مدرک نقل کردم که تعدادی از آن را خواندم . شما چند مدرک ارائه کردید ؟ یک تاریخ از ابتدا دروغ را می سازند که عایشه برای اصلاح آمده و هیچ کاری هم نداشته . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) با خودش دعوا داشته و عایشه آمد تا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را با خودش اصلاح کند .

تماس بینندگان :

بیننده : آقای صادقی از اهواز ـ شیعه

بنده به عنوان یک برادر کوچک شیعه از شما اساتید بزرگوار سؤالاتی داشتم .

اول این که ، افتراق شیعه و سنی از چه زمانی به وجود آمد ؟

دوم این که ، چرا امام صادق علیه السلام) به عنوان رئیس مذهب شیعه است ؟

سوم این که ، آیا واقعا پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و دیگر ائمه (علیهم السلام) برای نماز خواندن از مهر استفاده می کردند ؟ آیا سندی در این باب وجود دارد ؟

استاد یزدانی :

در مورد این که شیعه و سنی از چه زمانی به وجود آمدند ، در کتاب فتح القدیر ، تألیف آقای شوکانی ، جلد ۵ ، صفحه ۶۴۰ آمده :

عن جابر بن عبد الله قال کنا عند النبی صلى الله علیه واله وسلم فأقبل علی فقال النبی صلى الله علیه واله وسلم والذی نفسی بیده إن هذا وشیعته لهم الفائزون یوم القیامه ونزلت ) إن الذین آمنوا وعملوا الصالحات أولئک هم خیر البریه ( فکان أصحاب محمد صلى الله علیه واله وسلم إذا أقبل قالوا قد جاء خیر البریه …

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آمد . من در کنار پیامبر (صلی الله علیه وآله) بودم که حضرت فرمودند : قسم به کسی که جانم در دست او است ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) و شیعیانش در قیامت رستگار هستند . بعد آیه ” إن الذین آمنوا وعملوا الصالحات أولئک هم خیر البریه ” نازل شد .

شوکانی ، فتح القدیر ، ج ۵ ، ص ۶۴۰

در ادامه روایات دیگری را بیان کرده و ثابت می شود که اولین کسی که کلمه شیعه را به کار برده ، خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است بوده . حضرت آیت الله قزوینی هم در یک برنامه گفتند : ما چهل و دو روایت با مضامین مختلف و سند های مختلف در کتاب های اهل سنت داریم که کلمه شیعه از زبان پیامبر (صلی الله علیه وآله) استفاده شده است .

استاد ابوالقاسمی :

در مورد استفاده پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام) از مهر ، بله ، ما در روایت های شیعه داریم . البته مهری که ما شیعیان می گوییم عبارت از سنگ ، خاک ، چیزی که از زمین بروید و خوردنی یا پوشیدنی نباشد . ائمه ما بر این سه چیزی دقیقا دستور داده اند که سجده کنیم . اگر مخصوص شکل قالب مهر است ، این را تابعین انجام دادند .

حدثنا محمد قال کان مسروق إذا خرج یخرج بلبنه یسجد علیها فی السفینه

مسروق غلام عایشه هر زمان که می خواست به سفر برود ، خشتی با خود می برد و بر آن سجده می کرد .

اگر می توانست بر هر چیزی سجده کرد ، روی همان کشتی سجده میکرد . چه لزومی داشته که با خود خشت ببرد.

ابن سعد ، طبقات الکبری ، ج ۶ ، ص ۷۹

در مورد ائمه شیعه داریم که پارچه ای داشتند که داخل آن خاک کربلا می ریختند ، گره زده و کنار می گذاشتند و بر آن سجده می کردند . اما از وقتی که فرهنگ ها تغییر کرد . ما در ایران فرش داریم ، واجب است که روی خاک سجده کنیم . حال چکار کنیم . همین سجاده ای را روی آن خاک بود و خاک آن این طرف و آن طرف می ریخت ، خاکش را به صورت قالب در آوردند.

در مورد سؤال بعدی ایشان که چرا به امام صادق (علیه السلام) رئیس مذهب می گویند ؟

چون در مقابل مذاهب اربعه ای که آن ها ابداع کردند ، در آن زمان ابوحنیفه بود و از او نظر می خواستند . بعد هم نظر امام صادق (علیه السلام) می پرسیدند . حضرت هم می فرمودند : کلام من ، کلام پدرم و کلام پدرم ، کلام جدم است و کلام جدم ، کلام رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است و هیچ فرقی با هم ندارند .

بنابراین مذهب جعفری همان مذهب رسول الله (صلی الله علیه وآله) است . علمای اهل سنت در این زمینه کتاب نوشتند ، به نام فقه الآل . فقه اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) چیست . مؤلف فقه الآل در این کتاب می گوید :من جستجو کردم و فتاوایی که ما اهل سنت در کتبمان از اهل بیت (علیهم السلام) نقل کردیم ، همان است که شیعیان نقل می کنند .

یعنی در واقع شیعیان پیرو اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) هستند . به همین دلیل جالب این جا است که در هفته گذشته مفتی اعظم اهل سنت فرانسه ، در کربلا شیعه شد . بعد گفتند : من متأسف هستم که ۶۸ سال گذشته و چهل سال به دنبال دین بودم و تازه متوجه شدم که حق کجاست . تا به حال از شیعه چیزی نفهمیده بودم .

مفتی اعظم اهل سنت فرانسه می گوید این واقعا درست است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده :

إنی تارک فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا ابدا ، کتاب الله وعترتی أهل بیتی ”

من در میان شما چیزی می گذارم که اگر به آن تمسک کنید ، هرگز گمراه نمی شوید : کتاب خدا و اهل بیتم .

حال شما سراغ هر کس دیگری که می خواهید بروید . ما سراغ اهل بیت (علیهم السلام) رفتیم ، مذهب ما هم مذهب اهل بیت (علیهم السلام) است . اسمش را هم مذهب جعفری می گویند ؛ چون در آن زمان نظر امام صادق (علیه السلام) را می پرسیدند . لذا به اسم مذهب جعفری در آن زمان رایج شده بود .

بیننده : احمد از نیشابور ـ اهل سنت

بنده از اساتید سؤالاتی داشتم .

اول این که ، آیا ما در کتب شیعه و اهل سنت روایتی از خمس دادن صحابه وجود دارد ؟

دوم این که ، اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) می دانست که عایشه بعد از آن حضرت ، با حضرت علی علیه السلام مشکل پیدا می کند ، چرا ایشان را طلاق ندادند ؟

بیننده : آقای حیدری از کردستان ـ اهل سنت

بنده به دنبال حقیقت هستیم و اصلا قصد جنگ و دعوا نداریم . سؤالاتی داشتم که از اساتید تقاضا دارم پاسخ دهند.

سؤال اول ، با توجه به این که امامت و ولایت از ارکان اصول دین است ، چرا خداوند آیه ای را به صراحت در این باره نیاورده . مثلا وقتی گفته اشهد ان محمد رسول الله ، چرا نگفته اشهد ان علیا ولی الله ؟!!

سؤال دوم ، چرا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مانند امام حسین (علیه السلام) با غاصبان خلافت نجنگید و حکومت اسلامی را به قول شیعیان بزرگوار ، به افراد غاصب و مرتد سپردند . آیا این خیانت به اسلام و پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیست ؟

سؤال سوم ، چرا امام حسن علیه السلام خلافت را به معاویه سپرد . مگر امام حسن علیه السلام علم غیب نداشتند که معاویه انسان شرور و جنایتکاری است و با این حال حکومت را به او سپرد که این شخص بعد از خود خلیفه تعیین کند و آن بلا را بر سر امام حسین علیه السلام آورد .

سؤال چهارم ، آیا در نهج البلاغه حدیثی از حضرت علی (علیه السلام) است که صحابه و همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) را مورد لعن و نفرین قرار داده باشند .

سؤال پنجم ، در کدام یک از صحاح سته اهل سنت آمده که روایت حسین مصباح الهدی و سفینه‌ النجاه ، آمده است ؟

سؤال ششم ، استاد یزدانی حدود یک ماه پیش در برنامه ای گفت :اگر هر امتی در زمان خودش ، بر علیه خلیفه وقت قیام کند ، اگر خلیفه کافر باشد و شورشیان مسلمان باشند و در این قیام کشته شوند ،‌ شهید محسوب نمی شوند و به جهنم واصل می شوند . پس چرا امام حسین (علیه السلام) که مسلمان بود ، بر علیه یزید قیام کردند ؟ جایگاه امام حسین (علیه السلام) در آخرت ، بهشت است یا جهنم ؟

استاد یزدانی :

در مورد سؤال آخر ایشان ، ما بر مبنای اهل سنت و طبق روایتی که در صحیح بخاری و صحیح مسلم و کتاب های دیگر اهل سنت است . حتی آقای البانی ، آقای بن باز ، آقای العثیمن و بقیه علمای اهل سنت تا دو سال قبل ، اجماع داشتند که قیام بر علیه حاکم حرام است . هر کس بر علیه حاکم قیام کند ، ولو حاکم کافر باشد و کشته شود ، او اهل جهنم است . یعنی تا دو سال پیش و قبل از قضیه سوریه ، تمام علمای اهل سنت قیام علیه حاکم را حرام میدانستند و هر کس قیام می کرد ، می گفتند: اهل جهنم است . اما جدیدا نظر همه تغییر کرده . البته علیه بشار اسد جایز است . اگر کسی علیه عبد الله قیام کند ، اهل جهنم است . فقط کسی که علیه بشار اسد قیام کند ،‌اهل بهشت است .

در مورد سؤال پنجم که آیا روایت حسین مصباح الهدی و سفینه النجاه در کتب اهل سنت آمده ، این روایت در کتاب های اهل سنت نیامده . از کتاب های شیعه هم در کتاب عیون اخبار الرضا (علیه السلام) آمده . ایشان می خواستند اشاره کنند به کلیپ آقای شریف زاهدی که شیعه بوده و سنی شده . همیشه کلیپ ایشان را پخش می کنند که می گوید : من این روایت را در صحیح بخاری و مسلم دیدم .

ما نمی گوییم که ایشان معصوم است و اصلا اشتباه نمی کند . شاید ایشان اشتباه کرده باشد .اما این که این آقا از علمای اهل سنت بود و شیعه شده ، هیچ شکی در آن نیست .

در مورد این که روایتی در نهج البلاغه هست که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) صحابه را لعن کرده باشند ، ما لعن ندیدیم ؛ اما نظر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در مورد خلفا به صورت مفصل آمده .

در نامه ۵۳ از نهج البلاغه که به مالک اشتر نوشته اند میفرمایند :

فانظر فی ذلک نظراً بلیغاً ، فإن هذا الدین قد کان أسیراً فی أیدی الأشرار ، یعمل فیه بالهوى ، وتطلب به الدنیا .  

مالک اشتر ! به دستوراتی که به تو دادم ، توجه کامل داشته باش . چون این دین قبل از من در دست اشرار اسیر بوده .

نهج البلاغه ، نامه ۵۳

در خطبه ۱۵۱ همین قضیه را می آورد و خلفای قبل از خود را رهروان سنت آل فرعون معرفی می کند . در مورد آن ها می فرماید :

ونقلوا البناء عن رص أساسه ، فبنوه فی غیر موضعه . معادن کل خطیئه ، وأبواب کل ضارب فی غمره . قد ماروا فی الحیره ، وذهلوا فی السکره ، على سنه من آل فرعون ، من منقطع إلی الدنیا راکن ، أو مفارق للدین مباین .

خلفای قبل از من بنیان اسلام را تغییر دادند و جای دیگری قرار دادند . خلفای قبل از من ، کانون هر خطا و هر گناهی بودند . پناهگاه هر فتنه گری بودند که سرانجام در سرگردانی فرو رفتند و در غفلت مستی به روش و آیین فرعونیان در آمدند . یا از همه بریده و دل به دنیا بستند یا پیوند خود را با دین گسستند .

نهج البلاغه ، خ ۱۵۱

این هم نهج البلاغه که به صراحت نظر خود را در مورد خلفاء بیان می کند . در کتاب های اهل سنت هم آمده از جمله صحیح مسلم که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرماید :

فَرَأَیْتُمَاهُ کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ إنه لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّیَ أبو بَکْرٍ وأنا وَلِیُّ رسول اللَّهِ e وَوَلِیُّ أبی بَکْرٍ فَرَأَیْتُمَانِی کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا

آن ها کاذب و آثم و غادر و خائن می داند .

صحیح مسلم ،‌ج ۳ ، ص ۱۳۷۸

در مورد این که چرا امام حسن (علیه السلام) صلح کردند ، ما بارها و بارها مفصل توضیح دادیم و حتی برنامه اختصاصی در این باره داشتیم که اگر امام حسن (علیه السلام) صلح کردند ، فقط برای حفظ جان شیعیان بود . عده ی کمی از شیعیان باقی مانده بودند که اگر امام حسن (علیه السلام) صلح نمی کرد ، این عده هم به شهادت می رسید ، خود امام حسن (علیه السلام) هم به شهادت می رسیدند و همه اهل بیت (علیهم السلام) از بین می رفتند . معاویه این قدر ظلم کرده بود که به کشتن امام حسن (علیه السلام) هم راضی نمی شد .

امام حسن (علیه السلام) با تاکتیک صلح هم خون مسلمانان را حفظ کرد و هم چهره معاویه را نشان داد . مردم بعد از آن صلح بیدار شدند و علیه معاویه و یزید قیام کردند .

استاد ابوالقاسمی :

این سایت خود آقای البانی است . در این سایت توضیح شیخ برای حرمت خروج بر حکام مسلمانان به زعم تکفیر دارد :

فنحن ذکرنا دائما وابدا لو کانوا من المقطوع بکفرهم ، لوکانوا من المقطوع بکفرهم ان الخروج علیهم لیس مشروعا اطلاقا .

بارها گفتیم : خروج بر حاکم ، اگر یقین دارید که کافر است ، اگر یقین دارید که کافر است ، خروج بر آن ها به هیچ وجه جایز نیست .

سایت آقای البانی

در تکمله فرمایشات استاد یزدانی مطلبی را بیان کنم که ما دو پیامبر داریم که این دو پیامبر در برخورد با یک نفر سیره مخالف داشتند . حضرت هارون و حضرت موسی (علیهم السلام) در برخورد با سامری .

حضرت موسی (علیه السلام) به حضرت هارون فرمود :

وَقَالَ مُوسَى لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ . اعراف / ۱۴۲

در قومم خلیفه من باش .

حضرت هارون خلافت را رها کرد . چرا ؟ فرمود :

قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَکَادُوا یَقْتُلُونَنِی … اعراف /۱۵۰

به من هجوم آوردند و می خواستند ما را بکشند .

یعنی وضعیت به جایی رسید که کسی برای هدایت مردم باقی نمی ماند ، به همین دلیل دست به شمشیر نبرد .

این آیه قرآن است . اما حضرت موسی (علیه السلام) برگشت و با سامری و طرفدارانش جنگید و آن ها را شکست دادند.

بنابراین دو پیامبر بودند که در برخورد با یک شخص با این که هر دو حاکم و خلیفه بودند ، اما یکی از آن ها جنگید و دیگری نجنگید . این که بجنگند یا نجنگند ، هر کدام مصلحت زمان خود را می بینند و عمل می کنند .

در مورد این که گفتند امامت و ولایت از ارکان اصول دین است ، چرا در قرآن به صراحت در مورد آن چیزی نیامده . آیا این که امامت جزء اصول دین است ، اسم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم جزء اصول دین است ؟

بله ، ما بارها این مطلب را از اهل سنت مطرح کردیم . در مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مقاله مفصلی در این باره گذاشتیم در مورد این که امامت در کتب اهل سنت هم جزء اصول دین است .

در کتاب منهاج الوصول تصریح میکند و می گوید :

وادعت الشیعه أن النص دل على إمامه علی رضی الله عنه, ولم یتواتر کما لم تتواتر الإقامه والتسمیه ومعجزات الرسول -علیه الصلاه والسلام- قلنا: الأولان من الفروع، ولا کفر ولا بدعه فی مخالفتهما بخلاف الإمامه

شیعیان ادعا دارند که نص بر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دلالت دارد . در صورتی که اصلا متواتر نیست.

در صفحه بعد می گوید :

خیر ما امامت جزء اصول دین است .

منهاج الوصول ، ج ۲ ، ص ۳۷

در حدود سی کتاب از کتاب های اهل سنت داریم که همه آن ها تصریح کردند که امامت جزء اصول دین است . هم شیعه و هم سنی می گوید امامت از اصول دین است . علمایی که به شما می گویند : امامت جزء اصول دین نیست ،‌به شما دروغ می گویند . امامت به معنای اصول دین است ، به این معنا که اگر نباشد ، دین نابود می شود . اما آن اصول دینی که برای شما تفسیر می کنند که اگر کسی منکر شد ، کافر است ،‌ خیر امامت جزء آن اصول دین نیست . یعنی اصول دین چندین تعریف و ترجمه دارد که یکی از آن ها مخالف با آن جزء اصول دین است ، خیر ، ما مخالفت با آن را کفر نمی دانیم ؛ اما از ارکان اساسی دین اسلام است که علمای اهل سنت به آن تصریح کردند .

از علمای اهل سنت سؤال کنید . شما که می گویید امامت جزء اصول دین است ،‌چرا در کتاب های ما نیامده ، در قرآن هم نیامده ؟ چرا از شیعه می پرسید . اگر بپرسید ، آن ها جواب می دهند : خیر ، ما می گوییم امامت جزء اصول هست ، در قرآن هم آمده . خیلی از آیاتی که در مورد مقام امامت انبیاء صحبت کردند . در مورد حضرت ابراهیم می فرماید :

قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا … بقره / ۱۲۴

این امامت چیست که در قرآن آمده ؟ نبوت جزء اصول دین است ، امامت هم جزء اصول دین است . همانطور که نبوت در قرآن آمده ،‌اصل امامت هم در قرآن آمده .

آیا نام صدو بیست و چهار هزار پیامبر در قرآن آمده ؟ آیا نام دوازده امام شیعه در قرآن آمده ؟ نه ، نیامده . اگر بپرسند : آیا نام امامی در قرآن آمده ؟ بله ، در قرآن آمده که حضرت ابراهیم (علیه السلام) امام است . اهل سنت در صحیح مسلم دارند :

ینزل عیسی بن مریم اماما مقسطا وحکما عادلا

وقتی حضرت عیسی علیه السلام می آید ،‌امام خواهد بود .

صحیح مسلم

در کجای قرآن آمده که حضرت عیسی علیه السلام امام است ؟ در صحیح مسلم امامت عیسی علیه السلام آمده . ما هم قبول داریم و می گوییم حضرت عیسی علیه السلام ، امام بوده . امامت به معنای این که حکومت را به دست می گیرد و مأمور اجرای احکام دینی در جامعه می شود .

شما می گویید حضرت عیسی علیه السلام امام است ،‌این در کجای قرآن آمده ؟ این که اسم شخص به عنوان امام بیاید ، با این که امامت جزء اصول دین است ، هیچ ارتباطی با هم ندارند . کسانی که این دو را با هم خلط میکنند ، در واقع می خواهند برای شما مغالطه کنند .

سؤال کردند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) می دانستند عایشه با حضرت علی (علیه السلام) مشکل پیدا می کنند ،‌ چرا عایشه را طلاق ندادند ؟ به همان دلیلی که خدا می دانست شیطان همه انسان ها را گمراه می کند ، اما شیطان را نابود نکرد . مگر هر کسی علم دارد که چه اتفاقی می افتد ، باید مانع آن اتفاق شود ؟ اصلا بنا است که اتفاقاتی بیافتد تا برای مردم امتحاناتی باشند . خدا شیطان را نابود نکرد با این که می دانست . شما به علم غیب پیامبر (صلی الله علیه وآله) شک داشته باشید ، به علم غیب خدا که شک ندارید . چرا خدا شیطان را نابود نکرد ؟

زن لوط و زن نوح ،‌زنان بدی بودند . چرا خدا این ها را خلق کرد ؟ این که دلیل نمی شود هر کس بد بود خداوند بلا فاصله او را نابود کند یا مانعی قرار دهد تا مردم گمراه نشوند . روایتی در این باره در کتب اهل سنت آمده :

لانّ المرأه لا تقتل علی عدّتها فکیف تقتل اذا کانت باغیه …

اگر زن مرتد شود ، حتی بعد از مرتد شدن در اسلام کشته نمی شود .

بنابراین بحث فقط عایشه نیست ،‌بحث واضحی است مانند همسران دیگر پیامبران که آن ها رسما کافر شدند ؛ اما عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) رسما کافر نشده . اما با دستورات صریح پیامبر (صلی الله علیه وآله) مخالفت کرده . شما هر حکمی را که صلاح می دانید ، اجر کنید . ما حکمی برای ایشان صادر نمی کنیم .

پرسیدند : پرداخت خمس در زمان صحابه ، در کتب شیعه و سنی داریم ؟

بله ،در روایات شیعه داریم :

ادفع الیِّ خمسه …

شخصی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) گفت : مال مخلوط به حرام دارم. آن مقداری که به یقین من می دانم حرام است ،کنار میرود . از سایرش خمسش را به من بده و بقیه اش را بردار .

این در مورد خود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است ، مگر این که آن حضرت را جزء صحابه ندانید .

در صحیح بخاری آمده :

حدثنا محمد بن بَشَّارٍ قال حدثنا غُنْدَرٌ قال حدثنا شُعْبَهُ عن أبی جَمْرَهَ قال کنت أُتَرْجِمُ بین بن عَبَّاسٍ وَبَیْنَ الناس فقال إِنَّ وَفْدَ عبد الْقَیْسِ أَتَوْا النبی e فقال من الْوَفْدُ أو من الْقَوْمُ قالوا رَبِیعَهُ فقال مَرْحَبًا بِالْقَوْمِ أو بِالْوَفْدِ غیر خَزَایَا ولا نَدَامَى قالوا إِنَّا نَأْتِیکَ من شُقَّهٍ بَعِیدَهٍ وَبَیْنَنَا وَبَیْنَکَ هذا الْحَیُّ من کُفَّارِ مُضَرَ ولا نَسْتَطِیعُ أَنْ نَأْتِیَکَ إلا فی شَهْرٍ حَرَامٍ فَمُرْنَا بِأَمْرٍ نُخْبِرُ بِهِ من وَرَاءَنَا نَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّهَ فَأَمَرَهُمْ بِأَرْبَعٍ وَنَهَاهُمْ عن أَرْبَعٍ أَمَرَهُمْ بِالْإِیمَانِ بِاللَّهِ عز وجل وَحْدَهُ قال هل تَدْرُونَ ما الْإِیمَانُ بِاللَّهِ وَحْدَهُ قالوا الله وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ قال شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله وَأَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ وَإِقَامُ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءُ الزَّکَاهِ وَصَوْمُ رَمَضَانَ وَتُعْطُوا الْخُمُسَ من الْمَغْنَمِ وَنَهَاهُمْ عن الدُّبَّاءِ وَالْحَنْتَمِ وَالْمُزَفَّتِ قال شُعْبَهُ رُبَّمَا قال النَّقِیرِ وَرُبَّمَا قال الْمُقَیَّرِ قال احْفَظُوهُ وَأَخْبِرُوهُ من وَرَاءَکُمْ .

قبیله ای به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفتند : ما ضعیف هستیم و نمی توانیم به حج برویم . فقط در ماه های حرام که جنگ نیست ، می توانیم بیاییم . کفار سر راه ما هستند . حضرت فرمودند : واجبات شما این است که خمس را از مغنم بدهید .

صحیح بخاری ، ج ۱ ، ص ۴۵

اهل سنت می گویند : خمس فقط مربوط به جنگ است . این ها جهاد ندارند که خمس دهند . در صورتی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می فرماید از هر چه در آمد داشتید ، خمس دهید .آقایان وهابی می گویند : نه فقط باید جنگ باشد ، شما نمی فهیمد . اما ما می گوییم از هر چیزی که در آمد دارید ، خمس دهید . همان طور که در قرآن در مورد بهشت است که خداوند می فرماید : وَعَدَکُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ کَثِیرَهً ، در بهشت غنیمت های زیادی است . نساء / ۹۴

 

 

بیننده : آقای خدا دوست از دهدشت ـ شیعه

بنده از استاد ابوالقاسمی سؤالی داشتم . آیا در روایات شیعه و سنی ، ما روایاتی داریم که انسان با خواندن قرآن ، چهره اش نورانی می شود .

مجری :

تقاضا دارم سؤالات شما بینندگان عزیز در خصوص موضوع برنامه باشد . در این شبکه برنامه های مختلفی ارائه می شود از جمله علوم قرآنی ، احکام … . اما چون این برنامه به موضوع شیعه و اهل سنت و وهابیت می پردازد ، خواهشمندم سؤالات هم در همین زمینه باشد .

استاد ابوالقاسمی :

در روایات شیعه در مورد این که کسی که قرآن بخواند ، در چهره او نور دیده می شود ، ما در مورد کل قرآن و در بعضی روایات برای افراد خاص و برای برخی سوره ها هم مثل سوره الرحمن روایت از امام صادق علیه السلام داریم که می فرمایند :

عن الصادق علیه السلام من أدمن قرائتها بیض الله وجهه

هر کس این سوره را زیاد قرائت کند ،‌خداوند صورتش را نورانی می کند .

روایت دیگری داریم که هر کس توبه کند و قرآن بخواند، به ازای هر آیه ای که می خواند ، نور به صورت او اضافه می شود . این روایت هایی است که در کتب شیعه آمده .

مجری : یوسف از سوئد ـ شیعه

بنده از شما مجری برنامه و همچنین اساتید محترم تشکر می کنم . می خواستم دو نکته بیان کنم . اول این که ، یکی از اساتید محترم در برنامه های گذشته ، در خصوص اصل و نسب ابوبکر صحبت می کردند و این که مادر و پدرش چه کسانی هستند . اگر امکان دارد در این باره توضیحاتی را بیان کنید .

سؤال دوم بنده در مورد عمر بن خطاب است . مصدر این روایت ” کان فیه دا…؟؟؟؟ ” کجا ست ؟

استاد یزدانی :

گفتند :مصدر روایت مرئی یتداوی بماء الرجال؟؟؟ کجاست ؟ ما تا به حال مصدر این روایت را پیدا نکردیم . هر چند که علمای ما از کتاب های متعدد اهل سنت نقل کردند ؛ اما چنین مدرکی در حال حاضر در اختیار ما نیست . وقتی هم مدرکی در اختیار ما نباشد ، ما هم به آن استناد نمی کنیم .

استاد ابوالقاسمی :

البته ظاهرا این مطلب را آقای سیوطی در کتاب الدر النثیر فی شرح کلمات ابن اثیر نقل کرده . ما به چاپ جدید این کتاب نگاه کردیم . وقتی به ماده ؟؟؟ می رسد ، یک سری مطالب را حذف کردند . احتمالا باید به نسخه خطی کتاب مراجعه کنیم که آیا چنین مطلبی وجود دارد یا خیر ؟

استاد یزدانی :

در مورد پدر و مادر ابوبکر قبلا بحث کردیم . در کتاب المعجم الکبیر ، تألیف طبرانی ، جلد اول ، در بحث نسب ابوبکر می گوید :

اسْمُهُ عبد اللَّهِ بن عُثْمَانَ بن عَامِرِ بن عَمْرِو بن کَعْبِ بن سَعْدِ بن تَیْمِ بن مُرَّهَ شَهِدَ بَدْرًا مع رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم وَأُمُّ أبی بَکْرٍ رضی اللَّهُ عنه أُمُّ الْخَیْرِ سَلْمَى بنتُ صَخْرِ بن عَامِرِ بن عَمْرِو بن کَعْبِ بن سَعْدِ ….

اسم پدرش عبد الله بن عثمان بن عامر بن عمرو بن کعب …

مادرش ام الخیر سلمی دختر عامر بن عمرو بن کعب بن سعد است .

طبرانی ، معجم الکبیر ، ج ۱ ، ص ۵۱

وقتی نسب آن ها را بررسی می کنیم ، می بینیم که پدر ابوبکر با دختر برادرش ازدواج کرده و ابوبکر نتیجه این ازدواج است . ازدواج با محارم در هیچ قبیله ای در طول تاریخ جایز نبوده ؛ حتی علمای اهل سنت گفتند که این ازدواج با محارم در عصر جاهلیت هم مرسوم نبوده ؛ اما این قضیه در مورد پدر ابوبکر اتفاق افتاده .

در کتاب مجمع الزوائد ، تألیف نور الدین  هیثمی ، جلد اول ، روایت آقای طبرانی را نقل می کند و می گوید :

قال أبو بکر الصدیق اسمه عبدالله بن عثمان بن عامر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مره بن لؤی شهد بدرا مع رسول الله e وأم أبی بکر أم الخیر سلمى بنت صخر بن عامر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مره بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک وأم أم الخیر دلاف وهی أمیمه بنت عبید بن الناقد الخزاعی وجده أبی بکر أم أبی قحافه أمینه بنت عبدالعزى بن حرثان بن عوف بن عبید بن عویج بن عدی بن کعب رواه الطبرانی وإسناده حسن ,

سند روایت حسن است .

هیثمی ، مجمع الزوائد ، ج اول

باز در کتاب المحبر ، تألیف ابوجعفر محمد بن حبیب ، همین روایت را بیان کرده است :

(أبو بکر) وهو عتیق ابن عثمان بن عامر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مره ابن کعب بن لوى بن غالب.

و (امه) ام الخیر وهى سلمى بنت صخر ابن عامر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مره.

ابوجعفر محمد بن حبیب ، المحبر ، ج ۱ ، ص ۱۲

باز هم نسب به یک شخص می رسد .

در کتاب فتح الباب فی الکنی ، تألیف ابن منده اصفهانی ، این قضیه را نقل میکند :

أبو بکر : ابن أبی قحافه , واسمه : عبد الله بن عثمان بن عامر بن کعب بن سعد ابن تمیم بن مره . وکان یدعى عتیقا , وقیل : إنما سمی بعتیق لعتاقه وجهه . وقیل : إن النبی e قال : إن الله عز وجل أعتقه من النار . ویقال : إن أمه سمته عتیقاً , لأنها دعت أن یعتقه الله من النار . وأمه : أم الخیر سلمى بنت صخر بن عامر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مره بن کعب , وهی ابنه عم أبی بکر الصدیق .

تصریح میکند که مادرش دختر عموی ابوبکر است .

ابن منده اصفهانی ، فتح الباب فی الکنی ، ج ۱ ، ص ۱۰۷

یعنی پدر ابوبکر با دختر برادرش ازدواج کرده و مادر ابوبکر دختر عموی ابوبکر می شود . یک ازدواج کاملا حرام در کل شرایط است . این قضیه در چاپ اول کتاب آمده ؛ اما در چاپ دوم حذف شده .

در کتاب مصباح المضیء ، همین قضیه را نقل کرده است :

أم أبی بکر فقال أم الخیر هذا اسمها وهی ابنه عم أبی بکر

محمد بن علی بن احمد بن حدیده انصاری ، مصباح المضی ء ، ج ۱ ، ص ۳۲

پس عامر دو پسر به نام های عثمان و صخر داشته . صخر دختری به نام ام الخیر داشته که با عموی خود عثمان ازدواج می کند و نتیجه اش آقای ابوبکر می شود .

مجری :

استاد ابوالقاسمی ! اگر امکان دارد در مورد سالروز تخریب قبور مطهر ائمه بقیع که امروز مصادف با آن بود ،‌مطالبی را بیان بفرمایید .

استاد ابوالقاسمی :

این ایام سالگرد یکی از سخت ترین مصائب بر شیعیان وارد شده و آن تخریب حرم ائمه بقیع (علیهم السلام) است . بارگاهی که خود اهل سنت ساخته بود ، شیعه آن را نساخته بود . همان طور که اهل سنت بارگاه های زیاد دیگری ساختند . عجیب است که در همین ایام ، وهابیون به حرم حضرت سکینه (علیها السلام) در سوریه حمله ای کردند و می خواستند آن جا را تخریب کنند که به لطف اهل بیت (علیهم السلام) نتوانستند کاری از پیش ببرند .

ما تعجب می کنیم که آقایان وهابی می گویند : ما دشمن ضریح سازی هستیم . البته ما به وهابی هایی که از واقعیت دور هستند ، کاری نداریم . آن ها اصلا نمی فهمند و می گویند هر چه ضریح دیدید ،‌خراب کنید . فرقی نمی کند که قبر پدر و مادر باشد یا قبر شخص دیگری . ذهن این ها قفل است .

اما آن هایی که مسئول هستند ، همین الان در سوریه در منطقه حمص سوریه حرم خالد بن ولید است . ادعا هم می کنند که این منطقه سنی نشین هستند . چرا این حرم را با این که در دست آن ها بود ، خراب نکردند ؟ حتی یک بار به آن تعرض هم نداشتند . اما حرم مسلم بن الحسین (علیهما السلام) را خراب کردند . پس علت این که به این طرف حمله می کنند ؛ ولی به آن طرف حمله نمی کنند ، چیست ؟

ما سابقه مفصلی از اهل سنت را نشان دادیم که آقایان اهل سنت برای ائمه اربعه اشان حرم دارند . این حرم ابوحنفیه در بغداد است . حرم شافعی در مصر است . احمد بن حنبل در عراق است . همه این ها حرم دارند . برای خود ابن تیمیه سنگ قبر درست کردند .

بنده با جستجویی که در سایت ها داشتم ، حدود پانصد حرم و بارگاه را خود اهل سنت برای انبیاء ، صحابه ، علما و عرفا و تابعین ساختند . این عقیده ثابت اهل سنت بوده که به حرم سازی اشکال نمی گرفتند . در قرآن داریم که در مورد اصحاب کهف  دو گروه شدند :

فَقَالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیَانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِدًا . کهف /۲۱

ساختمانی بسازیم . مسجد را هم مسلمان نماز خوان می سازد .

در این سوره آمده که مسلمانانی که در آن جا حضور داشتند ، گفتند : روی قبر این ها مسجد بسازیم .

اما آقایان می گویند : مسجد ساختن روی قبور اشکال دارد . شما نمی فهیمد که قرآن چه می گوید و با نص صریح قرآن مخالفت می کنید . اگر بگویید آن هایی که روی قبور اصحاب کهف مسجد ساختند ، گمراه شدند در واقع خداوند را تخطئه می کنید . چون خدا می فرماید : ما اصحاب کهف را زنده کردیم و این ماجرا ها را درست کردیم تا مردم هدایت شوند .

وَکَذَلِکَ أَعْثَرْنَا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ  … کهف /۲۱

این که وعده الهی حق است ،‌ اصل معاد در اصول دین است . خدا می فرماید : ما آمدیم تا معاد آن ها را درست کنیم ، اما آن ها به قول آقایان وهابی ، بت خانه درست کردند . آیا خدا اینطور می گوید ؟؟!!!

یا این که از آن ها تجلیل می کند که آن ها را زنده کردم برای این که مردم هدایت شوند . چند نفر هدایت شدند ؟ به قول آقایان وهابی ،هیچ کس هدایت نشد . همه بت پرست شدند .واقعا این ها با نص صریح قرآن مخالفت می کنند .

اگر ساختن ساختمان روی قبر جایز نیست ، چرا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در ساختمان دفن کردند ؟ میگویند : آن زمان گنبد نبوده . می گوییم : آن زمان گنبد سازی نمی دانستند و بعد از قرن دوم گنبد سازی را یاد گرفتند ؛ اما همه می گویند  گنبد سازی یکی از آثار ابنیه اسلامی است . اصلا گنبد را جزء نماد های تاریخ اسلام می دانند . اما آقایان وهابی می گویند : گنبد سازی نماز شرک است .

در آیه دیگری از همین سوره کهف آمده :

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ … کهف / ۱۴

این ماجرا ، یک ماجرای حق و درست است .

هر چه در این سوره صحبت کردیم ، خوبی های اصحاب کهف بود . اما آقایان وهابی می گویند : چون این ها بت پرست بودند ، خدا در موردشان صحبت کرده .

بنده نکاتی را بیان کنم . در زمان تشکیل حکومت دوم وهابیون ، رشید رضا چاپخانه ای را در مصر به راه انداخت ، به نام مطبعه المنار بمصر . این چاپخانه کتاب هایی را چاپ می کرد که زمینه سازی برای وهابیت بود . چون وقتی حکومت اول وهابیت تشکیل شد ، اهل سنت مصر حمله کردند و وهابی ها را از عربستان بیرون کردند . الان بزرگترین مشکل برای تشکیل وهابی ها ، خود مصری ها هستند .

در مصر چاپخانه ای درست کردند و به کارهای فرهنگی شروع کردند . خود آقای رشید رضا در کتاب الوهابیون والحجاز می گوید : بیشترین سؤالی که از من می پرسند این است که اگر وهابی ها بر عربستان حاکم شوند ،‌گنبد پیامبر (صلی الله علیه وآله) را هم خراب می کنند ؟ حاشا و کلا ،وهابی ها به هیچ وجه من الوجوه به رسو لخدا (صلی الله علیه وآله) چنین اهانتی نمی کنند . من وهابیون را می شناسم ، من با افکار آن ها آشنا هستم . آن ها حرمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) را حفظ می کنند.

البته خود آقای رشید رضا وهابی است و همه افکار و عقاید وهابیت را دارد . عربستان را گرفتند ، فتوا به وجوب تخریب گنبد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دادند . میان برنامه ی آن بارها از شبکه پخش شده . از بن باز ، از ابن عثیمن و دیگر مفتی های وهابی هم صدا و هم تصویر است که گفتند : باید گنبد پیامبر (صلی الله علیه وآله) خراب شود .

اول گفتند : ما گنبد پیامبر (صلی الله علیه وآله) را حفظ می کنیم ، تخریب گنبد ، اهانت به آن حضرت است . بعدا گفتند : هر وقت حاکم قدرت پیدا کرد ، باید آن را خراب کند .

مرحله بعد پیشروی کردند و گفتند :اگر گنبد را هم خراب کنیم ، مشکل دیگری است . این که قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مسجد است .

فتاوای لجنه دائمه ، شماره فتوا ۴۱۵۰ :

آیا نماز در مسجدی که در آن قبر است ، جایز می باشد ؟ دقیق جواب دهید ؛ چون بعضی ها می گویند قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مسجد النبی است . حال باید چه کار کنیم ؟

این که قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مسجد است ، این نیست که خانه پیامبر (صلی الله علیه وآله) وارد شده . روایت است که خانه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) جزء مسجد بوده . خانه عایشه را نمی گوییم . اتاقی کهپیامبر (صلی الله علیه وآله) که در آن دفن شده ،اتاق شخصی آن حضرت است و جزء مسجد بوده . همان طور که خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) جزء مسجد بوده .

جواب میدهد : اگر کسی بعد از ساختن مسجد ، در مسجد دفن شد ، باید نبش قبر کرد و جنازه اش را خارج کرد .

فتاوای لجنه دائمه ، ش ۴۱۵۰

یعنی باید پیامبر (صلی الله علیه وآله) را هم نبش قبر کرد و بیرون آورد . همین کاری که در سودان و تونس با جنازه های بزرگان اهل سنت کردند که ما کلیپش را پخش کردیم . جنازه ها را خارج کردند و به جایی بردند که کسی از آن اطلاع ندارد . این ها مرحله به مرحله دشمنی خود را با پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام) پیش می برند و ان شاء الله با بیداری اسلامی به هدف خود نخواهند رسید .

مجری :

از شما اساتید بزرگوار و هم چنین شما بینندگان عزیز تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی

خدا یار ونگهدارتان .