بر اساس روایاتی که اهل حدیث نقل کرده‌اند، خداوند سه چیز را با دست خود لمس کرده است، آدم، بهشت و تورات حضرت موسی علیه السلام …

 

 

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فیلم برنامه

 

دانلود فیلم برنامه

دانلود فایل صوتی

 

دانلود فیلم برنامه

اسکن های برنامه

 

 

 


 

 

برنامه :یهوابیت (۳۶ )

تاریخ : ۲۷ /۰۹ /۹۶

مجری :

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب و احترام دارم. با برنامه یهوابیت مهمان منازل شما عزیزان هستیم. ان شاء الله ما را تا پایان برنامه همراهی بفرمایید. در این برنامه به توحید وهابیت و سلفیت و اهل حدیث می پردازیم. نام برنامه هم برگرفته از همین موضوع است ، خدای وهابیت که کلمه ی وهابیت در آن است و از آن گرفته شده و هم چنین خدای یهود، یهوه .ان شاء الله بتوانیم مطالب خوبی را که در خور شأن شما بینندگان اهل علم و محقق شبکه جهانی ولایت هست ، با کارشناسی استاد یزدانی عزیز تقدیم حضور شما کنیم.

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و همچنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت، سلام و عرض ادب و احترام دارم. امیدوارم هستم که امشب هم برنامه ای مفید تقدیم حضور بینندگان عزیز کنیم.

مجری :

ما تا این جا مسیری را طی کردیم و خیلی هم باقی مانده تا به انتهای آن برسیم و کم کم آن شکل و شمایل خدای وهابیت و سلفی ها و اهل حدیث تکمیل می شود و صفات متعددی که آن ها برای خدای خودشان متصور هستند و هر آن چه که خداوند حقیقتا در قرآن و روایات حقیقی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) و صحابه از خود نفی کرده، آن ها به عنوان صفات خداوند برای او ثابت می کنند و مدعی توحید هم هستند. یعنی در کنار این روایات و اخباری که به آن برای اثبات صفات مثلا دست یا پا یا صورت و هر آن چه که در کتاب هایشان آمده ،استدلال می کنند و مدعی موحد بودن را هم دارند که ما در گذشته هم عرض کردیم که وهابی ها هر جا زیاد ادعا می کنند، ما شاهد یکی از نقطه ضعف های اساسی آن ها را مشاهده میکنیم. مثل همین بحث توحید و به خصوص صفات خداوند و صفاتی که آن ها مدعی هستند و ثابت می کنند، ما در مورد آن ها صحبت کردیم. از جمله موضوعات اخیری که به آن پرداختیم ، انگشتان و دستان خداوند بود. ان شاء الله در برنامه ی امشب هم در مورد مطلبی که آن ها برای صفات خدای خودشان ثابت می کنند و به روایاتی هم استدلال و ظاهر آن روایات را قبول می کنند و میگویند: همین صفات خداوند است و حق تأویل هم ندارید.

استاد یزدانی :

ما در بحث دست مباحث متعددی را مطرح کردیم که خدا چند دست دارد. نهایتا جمعبندی کردیم که خداوند باید سه دست داشته باشد،دو دست سمت راست و یک دست سمت چپ که دست چپ هم همیشه خالی است. فقط خدا با دست راست خود با زمین و آسمان بازی می کند.

هم چنین گفتیم که گاهی خداوند با دست خود به روی بندگان خود آب می پاشد و با آن ها شوخی می کند. در مورد این که خدا دست چپ دارد یا ندارد هم اختلاف داشتند که مطرح کردیم.

بحث دیگری که به آن اشاره کردیم، این است که آیا خدا با دست خود چیزی را نوشته یا ننوشته؟ روایات متعددی در منابع اهل حدیث موجود است که گاهی خداوند با دست خود نوشته، مخصوصا تورات را که میگویند: خداوند تورات را با دست خود نوشته و بعد به صورت یک کتاب برای بنی اسرائیل و حضرت موسی علیه السلام فرستاده.

یعنی این ها کاتب وحی هم نداشتند که زحمت نوشتن و قلم و کاغذ و پوست و استخوان و مسائلی مسلمانان در صدر اسلام داشتند را داشته باشند. خداوند به صخره ای تکیه داد و با دست خود تورات را به صورت یک کتاب نوشت و برای حضرت موسی علیه السلام فرستاد.

این خیلی واضح و روشن است که سر منشأ این افکار ، یهود است و آن ها می خواستند ثابت کنند که قرآن شما به توسط خداوند به لوح محفوظ و بعد جبرئیل از لوح محفوظ گرفته و بعد پیامبر (صلی الله علیه وآله) از جبرئیل گرفته . صحابه از زبان پیامبر (صلی الله علیه وآله) نوشتند و بعضی ها از آن کم و زیاد کردند. در نهایت می خواستند ثابت کنند که قرآن شما با واسطه های متعدد به دست شما رسیده؛ اما توراتی را که خداوند برای حضرت موسی علیه السلام فرستاده ، نه این که با چند واسطه برساند، بلکه به صورت مستقیم خودش بر صخره ای تکیه زده و با دست خود آن را نوشته و به صورت کتاب برای مردم فرستاده.

این مطلب در منابع دست اول اهل حدیث آمده . از جمله احمد بن حنبل خودش به این قضیه تصریح کرده . در صحیح بخاری و صحیح مسلم و ابن تیمیه در تمام کتاب های خود در بحث صفات ، آورده و تصریح کرده این روایت صحیح است و کسی حق ندارد به تأویل ببرد. دست هم که به معنای دست حقیقی است که ان شاء الله آن ها را نشان خواهم داد.

ابن خزیمه متوفای ۳۱۱ هـ

ایشان نسبت به دیگران متقدم هستند که در کتاب التوحید واثبات صفات الرب عزوجل ، با تحقیق دکتر عبد العزیز بن ابراهیم السهوان ، جلد اول ، چاپ دار الرشد ، صفحه ۱۲۶ ،باب ۱۲۰ می گوید:

باب ذکر قصه ثابته فی اثبات ید الله جل ثناؤه :

بسنه صحیحه عن النبی صلی الله علیه وسلم بیانا ان الله خط التوراه بیده لکلیمه موسی وان زعمت انوف الجهمیه .

با سنت صحیح ثابت شده و قطعی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل شده که خداوند تورات را با دست خود برای حضرت موسی علیه السلام نوشت . هر چقدر هم شما جهمیه از آن ناراحت و عصبانی باشید.

در ادامه روایات را نقل می کند. اولین روایت از ابوهریره است که ما بارها گفتیم ابوهریره روایات را از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نشنیده؛ بلکه مدت ها شاگردی کعب الاحبار را کرده و روایاتی را که از او می شنید، به نام پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل میکرد و مردم هم تصور می کردند که نعوذ بالله پیامبر (صلی الله علیه وآله) این سخن را گفته.

اخبرنا طاووس قال : سمعت ابا هریره یذکر عن النبی صلی الله علیه وسلم انه قال :احتج آدم وموسى ، فقال موسى : أنت آدم أبونا خیبتنا وأخرجتنا من الجنه ، فقال له آدم : یا موسى أنت موسى الذی اصطفاک الله عز وجل بکلامه وخط لک التوراه بیده تلوم علی امر قد قدره الله علی قبل ان یخلقنی باربعین سنه. قال : « فحج آدم موسى علیهما السلام.

حضرت موسی و حضرت آدم با هم جر و بحث می کنند . حضرت موسی به حضرت آدم می گوید: تو پدر ما بودی ؛اما آبروی همه ما را بردی. با آن کاری که انجام دادی، ما را از بهشت بیرون کردی . حضرت آدم گفت : ای موسی ! تو را خدا انتخاب کرده تا با تو حرف بزند و خدا تورات را با خط خود نوشت. مرا بر چیزی ملامت می کنی که خداوند چهل سال قبل از این، آن را مقدر کرده بود.

خدا چهل سال قبل از من مقدر کرده بود که حضرت آدمی آفریده می شود و به بهشت می رود و در بهشت کارهایی انجام می دهد که خلاف دستور خداوند است. شیطان او را فریب می دهد و نعوذ بالله گناه می کند و خدا به خاطر آن از بهشت بیرونش می کند . همه ی این ها قضا و قدر الهی بوده .

ان شاء الله در بحث قضا و قدر خواهیم رسید که ابن تیمیه چقدر به این روایت اشکال می گیرد، در عین این که صحت روایت را می پذیرد و می گوید : روایت در صحیحین است، می گوید: اگر این طور باشد، فرعون هم باید بگوید خدا قبل از این که مرا خلق کند، فرعون خلق کرده بود. شیطان هم همین را می توانست بگوید.

این جا بود که حضرت آدم بر حضرت موسی پیروز شد .

روایت دوم :

حدثنا الحسن بن محمد الزعفرانی قال ثنا سفیان بن عیینه عن عمرو وهو ابن دینار عن طاووس أنه سمع أبا هریره یقول قال رسول الله بمثله وقال وخط لک التوراه بیده ولم یذکر فحج آدم موسى .

از طاووس از ابوهریره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نعوذ بالله همان حرف را زده باشند و گفته : خدا تورات را برای تو به دست خودش نوشت. در این جا ” فحج آدم موسی ” را ذکر نکرده .

روایت سوم:

حدثنا عمرو بن علی قال ثنا سفیان عن عمرو بن دینار عن طاووس أنه سمع أبا هریره رضی الله عنه قال قال رسول الله( . . . بمثل حدیث عبد الجبار وقال وخط لک التوراه بیده وقال أتلومنی )

در این روایت هم ابوهریره از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل کرده و در آخر گفته : خدا تورارت را برای تو با دست خود نوشته ….

ابن خزیمه ، التوحید، ج ۱، چاپ دار الرشد، با تحقیق دکتر عبد العزیز بن ابراهیم السهوان ، ص ۱۲۶ و ۱۲۷

این هم روایت آقای ابن خزیمه که روایت بسیار عجیب و غریب و درد آور برای ما است .

عبد الله بن احمد بن حنبل

یکی دیگر از کسانی که این روایت را نقل کردند، عبد الله بن احمد بن حنبل است. در کتاب السنه ، تألیف عبد الله بن احمد بن حنبل که از پدرش احمد بن حنبل نقل کرده، با تحقیق ابوهاجر محمد سعید ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت، صفحه ۷۶ سه روایت در این زمینه بیان می کند:

قرأت على أبی رحمه الله نا إسحاق بن سلیمان ، نا أبو الجنید شیخ ، کان عندنا عن جعفر بن أبی المغیره ، عن سعید بن جبیر ، أنهم یقولون : ” إن الألواح من یاقوته لا أدری قال حمراء أو لا ، وأنا أقول سعید بن جبیر ، یقول : إنها کانت من زمرده وکتابتها الذهب ، وکتبها الرحمن عز وجل بیده ویسمع أهل السماوات صریر القلم “

از سعید بن جبر نقل شده که آن ها گفتند: الواح از یاقوت است که من نمی دانم سرخ هست یا سرخ نیست. سعید بن جبیر گفته :از زمرد است و آن را با طلا نوشتند. خداوند الواح را با دست خود نوشته که اهل آسمان ها صدای حرکت قلم را می‌شنیدند.

روایت دوم :

حدثنی أبی رحمه الله ، نا یزید بن هارون ، أنا الجریری ، عن أبی عطاف ، قال : ” کتب الله التوراه لموسى علیه السلام بیده وهو مسند ، ظهره إلى الصخره فی ألواح من در فسمع صریف القلم لیس بینه وبینه إلا الحجاب “

از ابی عطاف نقل شده که خدا تورات را برای حضرت موسی با دست خود نوشت ، در حالی که خدا پشت خود را به صخره زده و تورات را در الواحی از درّ نوشت به صورتی که صدای قلم شنیده می شد و بین او و خداوند یک حجاب بود.

واقعا این حرف ها درد است که چطور یک مسلمان می تواند تصور کند که خدا پشت به صخره بزند و پرده ای هم بین خود و حضرت موسی بزند و مشغول نوشتن تورات باشد!!

واضح است که این ها را یهود درست کرده و قصدشان هم این بوده که تورات آن ها بالاتر از همه ی کتاب های آسمانی است .

روایت سوم:

حدثنی أبی رحمه الله ، نا عبد الرزاق ، أنا معمر ، ، عن قتاده ، قال : قال کعب ، : ” کتب الله عز وجل التوراه بیده  وقرأت على أبی ، حدثنا ابن نمیر ، نا إسماعیل یعنی ابن أبی خالد ، عن حکیم بن جابر ، قال : ” أخبرت أن الله عز وجل خلق آدم بیده وکتب التوراه بیده لموسى علیه السلام “.

حکیم بن جابر نقل می کند خدا آدم را با دست خود خلق کرده و تورات را هم با دست خود نوشت.

عبد الله بن احمد بن حنبل، السنه ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، با تحقیق ابو هاجر محمد سعید، ص ۷۶

این هم روایات آقای عبد الله بن احمد که به صراحت مشخص است همه ی آن ها ساختگی است .

مجری :

دیدیم که یکی دیگر از صفات خدای سلفی ها و اهل حدیث این است که با دست خودش،‌همان دستی که ما در مورد آن صحبت کردیم که انگشتانی هم دارد. تعداد دستان هم طبق اعتقاد خیلی از آن ها باید قبول کنند که سه دست است که دو دست سمت راست و یک دست سمت چپ که خدا با همان دستی که انگشتانی دارد، تورات را نوشته با این وصفیاتی که می گویند: از یاقوت بود، از زمرد بود و از طلا نوشته شده یا با هر چیز دیگری .

هر کسی در این روایات خوب تأمل و تفکر کند و نام روات را ببیند، مشخص است که این ها را یهود و کسانی که علاقمند به آیین یهود تحریف شده در آن زمان بودند، جعل کردند تا ادعای خود را اثبات کنند که آیین یهود و تورات برتر از آیین اسلام و قرآن است. محتوای روایت واقعا این مطلب را ثابت می کند که همه در مورد یهود و تورات است تا برتری آن را نسبت به اسلام ثابت کنند و از این جهت این روایات نقل شده و نام روات هم همین را مشخص می کند که ما مفصلا قبلا در مورد آن بحث کردیم و کلیپ هایی هم از علما و متفکرین اهل سنت مثل آقای عدنان ابراهیم پخش کردیم که گفته بودند:افرادی مثل ابوهریره این اسرائیلیات را زیاد نقل میکردند و غالبا هم منشأ آن کعب الاحبار یهودی است که ادعای اسلام می کرد و بعد هم توثیق شد؛ اما اخبارش به گونه ای نقل شده که چیزی از توثیق هم بالاتر است و او را فوق توثیق دانسته اند.

کلیپی را از علمای سلفی با هم می بینیم که در آن به روایتی استدلال میکنند که هم دست را برای خدا ثابت می کنند و می گویند:شما باید به معنای حقیقی قبول کنید و هم چنین بر مبنای آن روایت نوشتن خدا را ثابت می کنند. یعنی یک روایت دو کاربرده برای اهل حدیث و سلفی ها و وهابی ها است .

کلیپ (۱) :

زید البحری ـ عالم وهابی :

سؤال کننده :از ابوهریره نقل شده است که میگوید : پیامبر فرمودند : پروردگارتان با دستش بر خودش قبل از این که مخلوقات را بیافریند ، نوشته است رحمتم بر غضبم سبقت گرفته است و این حدیثی حسن و صحیح است .

زید البحری : از این حدیث اثبات صفت دست برای خداوند ثابت می گردد و این ردی بر معطله است که گفته اند منظور از دست نعمت است . چگونه خداوند نعمت را می نویسد ؟ خداوند با دستش بر خودش نوشته است . پس تحریف این صفت به این شکل که منظور از آن نعمت و قدرت است ، سخنی باطل است .

مجری :

آقای زید البحری عالم سلفی و وهابی مشهور بود که تخصص ایشان در زمینه ی توحید و به خصوص صفات خداوند است. دیدیم روایتی خواندند که لفظ ” کتب” و ” ید “در آن بود . این را به خاطر داشته باشید. ایشان گفتند: بر مبنای روایات دست،‌ یکی از صفاتی است که برای خدا ثابت می شود. حق هم ندارید بگویید منظور از دست، قدرت یا نعمت یا هر چیزی دیگری که به آن تأویل کنید. پس خدا تا این جا بر مبنای همین روایت، دست دارد.

ان شاء الله در ادامه خواهیم دید که همین شخص از این روایت، چه صفتی برای خداوند سلفی ها و وهابی ها و اهل حدیث ثابت می کند.

استاد یزدانی :

دارمی

یکی از کسان دیگری که این روایت را به تفصیل نقل کرده ، آقا دارمی است . گفتیم که آقای دارمی هم از کسانی است پایه گذار مذهب تجسیم و تشبیه و حشویه و اهل حدیث است . ایشان کتابی به نام نقض عثمان بن سعید دارد. با تحقیق منصور بن عبد العزیز السماری، چاپ اضواء السلف، صفحه ۹۸ روایات متعددی را نقل می کند :

حدثنا موسى بن إسماعیل ثنا عبد الواحد بن زیاد ثنا عبید بن مهران وهو المکتب ثنا مجاهد قال قال عبد الله بن عمر خلق الله أربعه أشیاء بیده العرش والقلم وعدن وآدم ثم قال لسائر الخلق کن فکان

عبد الله بن عمر گفته : خداوند چهار چیز را با دشت خود خلق کرده؛ عرش و قلم و عدن و آدم و سپس به سایر خلایق گفته : کن فکان.

روایت دوم :

حدثنا موسى بن إسماعیل ثنا أبو عوانه عن عطاء بن السائب عن میسره قال إن الله لم یمس شیئا من خلقه غیر ثلاث خلق آدم بیده وکتب التوراه بیده وغرس جنه عدن بیده .

از ابو عوانه از عطاء بن سائب از میسره نقل شده که خداوند چیزی از خلایق را لمس نکرده مگر سه چیز ؛ یکی حضرت آدم را با دستش خلق کرده و دومی ، تورات را با دست خود نوشته و سومی ، بهشت است.

ببینید که چقدر واضح یهود می خواهد تورات را در کنار خلقت آدم و بهشت قرار دهد. خدا اصلا به قرآن و پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اهل بیت (علیهم السلام) دست نزده و فقط به حضرت آدم ، تورات و بهشت دست زده و آن ها را خلق کرده. در این جا صفت لمس است که نمی توان آن را کاری کرد. نه می شود بگوییم که لمس خداوند مانند لمس ما نیست. واقعا چطور می توانند صفت لمس را توجیه کنند. کسی چیزی را لمس کند، باید حتما جسم باشد و راهی توجیهی ندارد که بگوییم این لمس با لمس ما نبوده. لمس نمی تواند معنای دیگری داشته باشد. ” کتب التوراه بیده” یعنی مباشره با همان دست حقیقی خود تورات را لمس کرده و این عین تجسیم است و واقعا هیچ راهی برای توجیه ندارد.

روایت سوم :

حدثنا محمد بن المنهال ثنا یزید بن زریع ثنا سعید بن أبی عروبه عن قتاده عن أنس عن کعب قال لم یخلق الله غیر ثلاث خلق آدم بیده وکتب التوراه بیده وغرس جنه عدن بیده ثم قال لها تکلمی قالت قد أفلح المؤمنون .

از قتاده از انس از کعب الاحبار نقل شده که خداوند هیچ چیزی را با دست خودش خلق نکرده مگر سه چیز را ؛ حضرت آدم علیه السلام را خلق کرده، تورات را با دست خود نوشته و درخت های بهشت را با دست خود کاشته …

مشخص می شود که منشأ این روایت چه کسی بوده؟ کعب الاحبار یهودی، استاد ابوهریره و انس بن مالک و عبد الله بن عمرو بن عاص و تعداد زیادی از صحابه که روایت را از او می شنیدند و به پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت می دادند.

در صفحه بعد تأکید میکند:

اگر آقای مریسی معانی این احادیث را انکار کند، کفر به خدا است.

تصریح می کند که باید این روایات را قبول کند و اگر قبول نکنیم، کافر شدیم.

دارمی ، نقض عثمان بن سعید، چاپ اضواء السلف، با تحقیق منصور بن عبد العزیز السماری ،ص ۹۸

ابی اسماعیل هروی

در کتاب اربعین فی دلائل التوحید، تألیف ابی اسماعیل هروی ، با تحقیق علی بن محمد بن ناصر الفقیهی، صفحه ۷۳ ، باب ۲۴ می خواهد ثابت کند که خدا هم دست خط دارد.

( ۲۴ ) باب اثبات الخط لله عز وجل )

أخبرنا أحمد بن محمد الدادی وأحمد بن حمدان قالا ثنا الشارکی ثنا أبو یعلى الموصلی ثنا عمرو بن محمد الناقد ثنا ابن عیینه عن عمرو بن دینار ثنا طاووس قال سمعت أبا هریره رضی الله عنه یحدث النبی صلى الله علیه وسلم قال احتج موسى وآدم علیهما الصلاه والسلام فقال موسى أنت أبونا خیبتنا وأخرجتنا من الجنه قال فقال آدم یا موسى اصطفاک الله عز وجل بکلامه وخط لک التوراه بیده تلومنی على أمر قد قدره الله علی قبل أن یخلقنی بأربعین سنه قال فحج آدم موسى ثلاثا .

از ابوهریره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که حضرت آدم و حضرت موسی با هم جر و بحث کردند. حضرت موسی ناراحت شد و گفت : این چه کاری بود که انجام دادی؟ آبروی همه ی ما را بردی و ما را از بهشت راندی. حضرت آدم گفت : یا موسی ! خدا تو را برای صحبت کردن با خودش انتخاب کرده. تورات را با دست خودش نوشته. برای چه مرا ملامت می کنی بر چیزی که خدا چهل سال قبل از خلقت من، آن را مقدر کرده بود.

ابو اسماعیل هروی ، اربعین فی دلائل التوحید، با تحقیق علی بن محمد بن ناصر الفقیهی، ص ۷۳ ، باب ۲۴

بخاری

متأسفانه این روایت را در صحیح بخاری و مسلم هم می بینیم.

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر مصطفی دیبا البغاء ، جلد ۶ ، چاپ دار ابن کثیر و یمامه ، صفحه ۲۴۳۹ ، کتاب القدر، حدیث ۶۲۴۰ :

حدثنا علی بن عبد الله حدثنا سفیان قال حفظناه من عمرو عن طاوس سمعت أبا هریره عن النبی صلى الله علیه وسلم قال احتج آدم وموسى فقال له موسى یا آدم أنت أبونا خیبتنا وأخرجتنا من الجنه قال له آدم یا موسى اصطفاک الله بکلامه وخط لک بیده أتلومنی على امر قدر الله علی قبل أن یخلقنی بأربعین سنه فحج آدم موسى ثلاثا

ای موسی ! خدا تو را برای صحبت کردن با خودش انتخاب کرده و برای تو با دست خودش نوشته .

این جا مشخص نکرده که چه چیزی نوشته . اما در روایات دیگر مشخص کرده که تورات را نوشته .

من را به خاطر چیزی ملامت می کنی که خداوند چهل سال قبل خلقت من مقدر کرده بود. بالاخره دلائل آدم بهتر بود و بر موسی پیروز شد.

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر مصطفی دیبا البغاء ، ج ۶ ، چاپ دار ابن کثیر و یمامه ، ص ۲۴۳۹ ، کتاب القدر، ح ۶۲۴۰

این که تو حق نداری مرا ملامت کنی. این قضا و قدر الهی بوده که از قبل معین شده و من باید آن لحظه می رفتم و آن میوه ی ممنوعه را می خوردم. هیچ گناهی نباید برای من نوشته شود و هیچ کس حق ملامت ندارد.

در این صورت فرعون هم می تواند چنین حرفی را بزند. شیطان هم می تواند این حرف را بگوید. اگر خوردن آن میوه ی ممنوعه برای حضرت آدم مقدر الهی بوده، سجده نکردن شیطان مقدر الهی بوده یا نبوده؟ نمی شود قدر را در جایی بپذیریم و در جای دیگر نپذیریم. گناهانی که مردم انجام میدهند، آیا خداوند از قبل مقدر کرده یا نکرده؟ قطعا مقدر کرده .

واضح است که روایت ، روایت اسرائیلی است. روایتی که ابوهریره از کعب الاحبار شنیده و به پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت داده. اصلا نمی شود این روایت را پذیرفت که آدم در این دنیا گناه بکند و با قدر الهی بتواند آن گناه را توجیه کند که کسی حق ندارد به من چیزی بگوید. کسی هم که شراب می خورد، می تواند این حرف را بزند که خدایا مگر تو مقدر نکرده بودی؟ آیا خدا میتواند بگوید: من مقدر نکرده بودم؟

مسلم نیشابوری

در صحیح مسلم، با تحقیق محمد فؤاد الباقی ،چاپ دار الحدیث قاهره ، جلد ۴ ،کتاب القدر، حدیث ۲۶۵۲ :

( حدثنی ) محمد بن حاتم وإبراهیم بن دینار وابن أبی عمر المکی وأحمد بن عبده الضبی جمیعا عن ابن عیینه ( واللفظ لابن حاتم وابن دینار ) قالا حدثنا سفیان بن عیینه عن عمرو عن طاوس قال سمعت أبا هریره یقول قال رسول الله صلى الله علیه وسلم احتج آدم وموسى فقال موسى یا آدم أنت أبونا خیبتنا وأخرجتنا من الجنه فقال له آدم أنت موسى اصطفاک الله بکلامه وخط لک بیده أتلومنی على امر قدره الله على قبل ان یخلقنی بأربعین سنه فقال النبی صلى الله علیه وسلم فحج آدم موسى فحج آدم موسى وفى حدیث ابن أبی عمر وابن عبده قال أحدهما خط وقال الآخر کتب لک التوراه بیده .

از ابوهریره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که حضرت آدم و حضرت موسی با هم جر و بحث کردند. حضرت موسی ناراحت شد و گفت : این چه کاری بود که انجام دادی؟ آبروی همه ی ما را بردی و ما را از بهشت راندی. حضرت آدم گفت : یا موسی ! خدا تو را برای صحبت کردن با خودش انتخاب کرده. تورات را با دست خودش نوشته. برای چه مرا ملامت می کنی بر چیزی که خدا چهل سال قبل از خلقت من، آن را مقدر کرده بود و حضرت آدم پیروز می شود. در حدیث ابن عمر و ابن عبده آمده که خدا با دست خط تورات را نوشت .

صحیح مسلم، با تحقیق محمد فؤاد الباقی ،چاپ دار الحدیث قاهره ، ج ۴ ،کتاب القدر، ح ۲۶۵۲

این هم از صحیح مسلم و روایتی که مشکل دار است و ثابت می کند که انسان همه ی کارها را می تواند با قضا و قدر الهی توجیه کند و هیچ کس هم حق ندارد بر انسان خرده بگیرد.

 ابی داود

همین روایت در کتاب صحیح سنن ابی داود آمده. سنن ابی داود از صحاح اهل سنت است که آقای البانی روایات صحیح و ضعیف آن را جدا کرده و در کتابی به نام صحیح سنن ابی داود جمع آوری کرده. تألیف ناصر الدین البانی ، متوفای ۴۲۱ هـ ، چاپ مکتبه المعارف عربستان ، جلد ۳ ، صفحه ۱۴۸ ، حدیث ۴۷۰۱ :

عن ابی هریره عن النبی صلی الله علیه وسلم قال : احتج آدم وموسى فقال موسى یا آدم أنت أبونا خیبتنا وأخرجتنا من الجنه فقال له آدم أنت موسى اصطفاک الله بکلامه وخط لک التوراه بیده أتلومنی على امر قدره الله على قبل ان یخلقنی بأربعین سنه فقال النبی صلى الله علیه وسلم فحج آدم موسى .

صحیح : ابن ماجه .

از ابوهریره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که حضرت آدم و حضرت موسی با هم جر و بحث کردند. حضرت موسی ناراحت شد و گفت : این چه کاری بود که انجام دادی؟ آبروی همه ی ما را بردی و ما را از بهشت راندی. حضرت آدم گفت : یا موسی ! خدا تو را برای صحبت کردن با خودش انتخاب کرده. تورات را با دست خودش نوشته. برای چه مرا ملامت می کنی بر چیزی که خدا چهل سال قبل از خلقت من، آن را مقدر کرده بود و حضرت آدم پیروز می شود. در حدیث ابن عمر و ابن عبده آمده که خدا با دست خط تورات را نوشت .

سند روایت هم صحیح است .

این روایت مشکلات صحیح مسلم و بخاری را هم ندارد و دقیقا تصریح کرده ” وخط لک التوراه بیده” . همین روایت در صحیح سنن ابن ماجه ، صحیح ظلال الجنه و جاهای آمده و آقای البانی این روایت را تصحیح کرده .

پس این روایت ، روایتی است که در کتاب های اهل حدیث ریشه دارد و اگر بخواهیم همه ی روایت را بررسی کنیم، به چند نفر بر می گردد ، یا ابوهریره است یا کعب الاحبار است یا عبد الله بن عمر و یکی دو نفر از تابعینی است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) را درک نکردند ؛ اما این روایت را نقل کردند و این ها هم متأسفانه این روایت را پذیرفتند.

مجری :

کلیپ بعدی هم از آقای زید البحری است که همان روایت را می خوانند، منتهی نتیجه ای که می گیرند علاوه بر اثبات ید که در کلیپ اول بود، نوشتن را هم برای خدای خود اثبات می کنند.

کلیپ (۲) :

زید البحری ـ عالم وهابی :

این حدیث که خداوند هنگامی که مخلوقات را آفرید در کتابی نوشت که رحمتم بر غضبم غلبه کرده است و این نوشته بالای عرش اوست چه کسی نوشته است؟ خداوند و این فعلی است و فعل صفتی از صفات خداوند از ابوهریره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که حضرت آدم و حضرت موسی با هم جر و بحث کردند. حضرت موسی ناراحت شد و گفت : این چه کاری بود که انجام دادی؟ آبروی همه ی ما را بردی و ما را از بهشت راندی. حضرت آدم گفت : یا موسی ! خدا تو را برای صحبت کردن با خودش انتخاب کرده. تورات را با دست خودش نوشته. برای چه مرا ملامت می کنی بر چیزی که خدا چهل سال قبل از خلقت من، آن را مقدر کرده بود و حضرت آدم پیروز می شود. در حدیث ابن عمر و ابن عبده آمده که خدا با دست خط تورات را نوشته است و در سنن ترمذی آمده است که خداوند با دستش بر خودش نوشت . در صحیحین آمده است زمانی که خداوند مخلوقات را آفرید . در صحیح بخاری آمده است خداوند قبل از این مخلوقات را بیافریند، نوشت و در سنن ترمذی آمده است زمانی که خداوند مخلوقات را آفرید.

پس نوشتن از سوی خداوند از صفات اوست؛ چرا که این فعل اوست . پس اگر بگوید: نوشتن ، مخلوق خداوند است. چنین کسی کلامی از روی ناآگاهی گفته است .

مجری:

دیدیم که ایشان همان روایت را خواندند که در کلیپ اول هم بود، منتهی این بار صفت دیگری را نتیجه گرفت و آن صفت نوشتن است. گفتند: خود خدا نوشته و کسی هم حق ندارد این طور توجیه کند که این هم که خدا نوشته، آن نوشته و آن مکتوب هم مخلوق به حساب می آید. نه این طور نیست؛ بلکه این صفت خداوند است ؛ چون فعل خدا است و بر مبنای این روایت و مشابه این روایت نتیجه می گیرند که خدا این صفات را دارد، دست دارد ، انگشت دارد، صورت دارد، گوش دارد ، پا دارد ، می نویسد. خدایی شبیه انسان می شود و همانطور که فخر رازی گفته بود: اگر این خدای وهابی ها و سلفی ها و اهل حدیث مثل یک غلامی در بازار برده فروش ها باشد، هیچ کس رغبت نمی کند به طرف او برود.

استاد یزدانی :

شخص بعدی که این روایت را نقل کرده ، آقای احمد بن حنبل است. اگرچه ایشان کتابی از خودش در این زمینه نیست؛ اما همه ی اعتقادات احمد بن حنبل را بقیه نقل کرده‌اند. از جمله آقای ابویعلی فراء حنبلی . ایشان نظر آقای احمد بن حنبل را در کتاب طبقات الحنابله ، با تحقیق دکتر عبد الرحمن بن سلیمان العثیمن ، جلد اول ، چاپ عربستان سعودی، صفحه ۵۵ نقل می کند:

حدثنا ابوالعباس احمد بن جعفر بن یعقوب بن عبد الله الفارسی الاصطخری قال : قال ابو عبد الله احمد بن حنبل : هذا مذاهب اهل العلم واصحاب الاثر واهل السنه المتمسکین بعروقها

ابوالعباس احمد بن جعفر بن یعقوب بن عبد الله فارسی اصطخری گفت : ابو عبد الله احمد بن حنبل گفته : این مذهب اهل علم و اصحاب اثر و اهل سنت هستند.

اصحاب اثر قبل از اصحاب حدیث بودند و اصحاب حدیث نشأت گرفته از اهل اثر است و اصحاب اثر بازمانده عثمانیه است که در فرصتی بحث فرقه شناسی آن را انجام می دهیم. اهل سنت هم پیروان احمد بن حنبل هستند. این ها سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیست،بلکه سنت احمد بن حنبل است.

تا صفحه ۶۱ مطالب متعددی را بیان میکند تا به بحث خدا می رسد که می گوید:

ولله عز وجل عرش وللعرش حمله یحملونه والله عز وجل على عرشه لیس له حد والله أعلم بحده والله عز وجل سمیع لأی شک بصیر لا یرتاب علیم لا یجهل جواد لا یبخل حلیم لا یعجل حفیظ لا ینسى یقظان لا یسهو قریب لا یغفل یتحرک ویتکلم وینظر ….

بنده با دیدن ” یتحرک” بسیار تعجب کردم. خدایی که حرکت می کند یعنی چه؟ اگر خدا بخواهد حرکت کند، باید جسم باشد. اصلا حرکت کردن و رفتن از جایی به جای دیگر عین جسم است و محصور در مکان می باشد. یعنی خدا در یک جا هست و در جای دیگر نیست. این یعنی ترکیب. خدایی که از جای به جای دیگر برود، عین جسم است و کسی نمی تواند توجیه کند که این حرکت مثل حرکت ما نیست و حرکت به معنای دیگری است.

در صفحه ۶۲ آیه را می خواند:

وکلم الله موسى تکلیما من فیه وناوله التوراه من یده إلى ید …

خداوند با حضرت موسی سخن گفت . خداوند با دهانش حرف زد.

یعنی خدا باید دهان داشته باشد. کسی که با دهان صحبت می کند، باید لب داشته باشد. باید دندان هایش سالم باشد تا بتواند درست حرف بزند. باید زبان داشته باشد، باید حنجره داشته باشد و هر عضویی که برای سخن گفتن لازم است را باید خدا داشته باشد. وگرنه از دهان حرف زدن که قابل توجیه نیست. وقتی دهان می گویند یعنی مرکب از لب و دندان و زبان و کام و حلق است . تا این ها نباشد که دهان گفته نمی شود.

تورات را هم با دست خودش به دست حضرت موسی داد.

ابویعلی ، طبقات الحنابله ، با تحقیق دکتر عبد الرحمن بن سلیمان العثیمن ، ج اول ، چاپ عربستان سعودی، ص ۵۵ به بعد

در این جا نوشتن را نیاورده که طبق آن روایت دیگر خدا به صخره ای تکیه داد که پرده ای هم آویزان بود. تورات را با دست خود نوشت و بعد با دست خود به دست حضرت موسی داد.

این هم سخن احمد بن حنبل بود که واقعا عجیب و غریب است . وقتی انسان راه اهل بیت (علیهم السلام) را گم کند، طبیعی است که در این منجلاب ها بیافتد و خدایی داشته باشد که این قدر حقیر و ضعیف است.

ابن قیم الجوزیه

ایشان در کتاب حادی الارواح الی بلاد الافراح ، تألیف ابن قیم جوزیه ، متوفای ۷۵۱ هـ ، جلد اول ، چاپ دار عالم الفوائد ، با تحقیق زائد بن احمد النشیری و بکر بن عبد الله ابوزید ، صفحه ۲۱۴ می گوید:

وقد ذکر الدارمی والنجار وغیرها من حدیث أبی معشر نجیح بن عبد الرحمن متکلم فیه عن عون بن عبد الله بن الحارث ابن نوفل عن أخیه عبد الله بن أبیه عبد الله بن الحارث قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : ” خلق الله ثلاثه أشیاء بیده خلق آدم بیده وکتب التوراه بیده وغرس الفردوس بیده ثم قال وعزتی وجلالی لا یدخلها مدمن خمر ولا الدیوث ” قالوا یا رسول الله صلى الله علیه وسلم قد عرفنا مدمن الخمر فما الدیوث قال : ” الذی یقر السوء فی أهله .

” قلت المحفوظ أنه موقوف .

از عبد الله بن حارث نقل میکند که نعوذ بالله رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده باشند: خدا سه چیز را با دست خود خلق کرد ؛ آدم را با دستش خلق کرد و تورات را با دست خود نوشت و درختان بهشت را هم با دست خود کاشته.

روایت هم موقوف است .

روایت عبد الله بن عمر را هم نقل می کند :

قال الدارمی حدثنا موسى بن إسماعیل حدثنا عبد الواحد بن زیاد حدثنا عبید بن مهران حدثنا مجاهد قال قال عبد الله بن عمر : ” خلق الله أربعه أشیاء بیده العرش والقلم وعدن وآدم علیه السلام ، ثم قال لسائر الخلق کن فکان “

روایت سوم :

وحدثنا موسى بن إسماعیل حدثنا أبو عوانه عن عطاء بن السائب عن میسره قال : ” إن الله لم یمس شیئا من خلقه غیر ثلاث خلق آدم بیده وکتب التوراه بیده وغرس جنه عدن بیده ”

از میسره نقل کرده که خداوند از خلایقش مس نکرده مگر سه چیز را ؛ حضرت آدم را با دست خود خلق کرد. تورات را با دستش نوشت و درختان بهشت را با دست خود کاشته .

روایت چهارم :

حدثنا محمد بن المنهال حدثنا یزید بن زریع حدثنا سعید بن أبی عروبه عن قتاده عن أنس عن کعب قال : ” لم یخلق الله بیده غیر ثلاث خلق آدم بیده وکتب التوراه بیده وغرس جنه عدن بیده ” ثم قال لها تکلمی قالت : { قد أفلح المؤمنون } .

از قتاده از انس از کعب الاحبار نقل شده که خدا خلق نکرده با دستش غیر از سه چیز ؛ یکی ، حضرت آدم و دومی تورات را با دست خود نوشته و سوم، درختان بهشت را با دست خود کاشته. سپس آیه ” قد افلح المؤمنون” را خواندند.

ابن قیم جوزیه ، حادی الارواح الی بلاد الافراح ،متوفای ۷۵۱ هـ ، ج اول ، چاپ دار عالم الفوائد ، با تحقیق زائد بن احمد النشیری و بکر بن عبد الله ابوزید ، ص ۲۱۴

در جاهای دیگر دیدیم که روایت را انس از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل می کرد. اما در این مشخص می شود که انس این روایت را از کعب الاحبار شنیده نه از پیامبر (صلی الله علیه وآله). نمی شود که یک روایت را هم پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفته باشد و هم کعب الاحبار و بعد صحابه به جای این که روایت را از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کنند، از کعب الاحبار نقل کنند. مشخص است که گوینده ی این سخن اول و آخر ،کعب الاحبار یهودی است که انس بن مالک و ابوهریره …. از شاگردانش بودند .

این هم مشخص است که دست یهود بوده و تورات را خدای یهود نوشته نه خدای حقیقی و واقعی.

مجری :

تا این جا ما می توانیم تصور کنیم که خدای سلفی ها و وهابی ها و اهل حدیث ، خدایی است که به مکانی تکیه زد و پرده ای آویزان بوده که آن طرف حضرت موسی حضور داشته و بعد با دستان خود تورات را نوشته. توراتی که از یاقوت و زمرد یا طلا هست و بعد که تورات را نوشت، با دست خود به حضرت موسی داد و با دهان خود با حضرت موسی صحبت کرد. یعنی خدای وهابی ها و سلفی ها حقیقتا دهان دارد . شاید وهابی ها بتوانند از این خدایی که تا این حد دم می زنند و تبلیغ می کنند، این روایات را به صورت نمایشنامه ای بنویسند و از آن یک فیلم یا سریالی بسازند و نام آن را خدای وهابی بگذارند و همین صحنه ها را در آن پیاده کنند.

استاد یزدانی :

در مورد روایتی که این عالم وهابی در کلیپ به آن استدلال میکرد، یکی دو مستند در مورد آن نشان دهم. باز هم مصدر اصلی این روایت آقای ابن خزیمه است که در کتاب التوحید ، چاپ ریاض عربستان ، جلد اول ، صفحه ۱۳۴ نقل کرده :

حدثنا یحیى بن حبیب الحارثی ، قال : حدثنا خالد یعنی ابن الحارث ، عن محمد بن عجلان ، وحدثنا محمد بن العلاء أبو کریب ، قال : حدثنا أبو خالد ، عن ابن عجلان ، عن أبیه ، عن أبی هریره ، قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : « لما خلق الله الخلق کتب بیده على نفسه أن رحمتی تغلب غضبی »

حدثنا محمد بن بشار قال : ثنا یحیی قال : ثنا ابن عجلان بهذا الاسناد ، قال :لما خلق الله آدم کتب بیده علی نفسه : ان رحمتی تغلب غضبی .

از ابوهریره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل شده که نعوذ بالله فرموده باشند:زمانی که خداوند خلایق را خلق کرد، با دست خودش نوشت که رحمت من بر غضب من غلبه می کند.

روایت دوم :

از ابن عجلان با این سند نقل شده که زمانی که خدا خلایق را خلق کرد با دستش نوشت : رحمت من بر غضبم غلبه دارد.

ابن خزیمه ، التوحید، چاپ عربستان سعودی ، ج ۱ ، ص ۱۳۴

با دست خودش این مطلب را نوشت. این وهابی استناد می کرد که اگر بگوییم که مقصود نعمت باشد که نمی توان نعمت را نوشت. واقعا این استدلال، یک استدلال پیش پا افتاده و بچه گانه ای است. مثلا وقتی می گویند: فلانی با دست خط خود نوشت، به چه معنا است ؟ یعنی ضمانت قطعی کرد. خدا قطعا ضمانت کرد که رحمتم باید این طور باشد.من رحمتم بر غضبم غلبه دارد. اما این وهابی می گوید: نه ،این که خدا گفته خودش بر نفس خودش نوشت ، اگر بخواهیم به معنای حقیقی بگیریم یعنی خدا در کجای خود نوشت؟ روی دست یا روی پیشانی یا روی پای خود نوشت!!

اما اگر بگوید خدا برای خودش ضمانت کرد و خودش قطعا این را قبول و یقینی کرد که رحمتش بر غضبش غلبه دارد ، مشکلی ندارد. اما می گوید:خودش بر نفس خودش نوشت. نفس خودش شاید روی سینه یا قلب یا صورت خود نوشته باشد. به هر حال به این روایت خیلی استدلال می کنند که خدا حتما دست دارد.

همین روایت را ابن قیم الجوزیه در کتاب الصواعق المرسله ، جلد ۳ ، چاپ دار العاصمه ، صفحه ۵۹۷ را نقل کرده :

أو خلق آدم بیدیه أو غرس جنه عدن بیده أو کتب التوراه بیده أو یقبض سمواته السبع بیده والأرضین السبع بیده أو کتب بیده کتابا فهو عنده موضوع على العرش إن رحمته سبقت غضبه

خدا آدم را با دست خودش خلق کرد ، خدا با دست خود درخت های بهشت را کاشت. خدا با دست خود تورات را نوشت. خدا با دست خود آسمان ها و زمین های هفتگانه را گرفت. کتابی هم با دست خود نوشت که آن را در کنار خود در عرش گذاشت و در آن نوشته بود که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است.

ابن قیم الجوزیه، الصواعق المرسله ، ج ۳ ، چاپ دار العاصمه ، ص ۵۹۷

این خیلی عجیب است که خدا با دست خودش نامه ای نوشت و بعد آن را روی عرش در کنار خودش گذاشت. این مطلب یعنی چه ؟ یعنی خدا از عرش بزرگتر است یا کوچک تر است؟ قطعا باید خدا از عرش کوچک تر باشد . اگر آن را روی شکم یا سر خود گذاشته بود،می گفتیم :شاید خدا از عرش بزرگتر بوده . اما وقتی می گوید:این نامه را در کنار خود گذاشته یعنی عرش از خدا بزرگتر باشد تا بتواند آن نامه یا کتاب را در کنار خود بگذارد و باید دست حقیقی و واقعی داشته باشد تا چنین چیزی را بنویسد.

این هم از ابن قیم الجوزیه که بسیار عجیب است که چنین روایاتی را در کتاب خود بیان کرده .

یک مستند دیگر در مورد این که دست خدا، دست حقیقی است از آقای ابن فوزان نشان دهم که ایشان در کتاب شرح المنظومه الحائیه ، تألیف ابی داود سجستانی ، با شرح دکتر صالح بن فوزان بن عبد الله بن فوزان ، چاپ دار العاصمه ، صفحه ۹۲ نقل کرده :

وفی الحدیث :ید الله ملأی سحاء اللیل والنهار . غیر ذلک من الاحادیث الصحیحه التی فیها اثبات الیدین والید لله عزوجل علی معناهما المعروف فی اللغه. فهما یدان حقیقیتان .لکن لیستا کیدی المخلوقین بل هما یدان تلیقان بجلال الله وعظمته …

خدا شب و روز دستش برای عطا باز است و همیشه در دستش چیزی دارد که انسان هر زمان بخواهد به او می دهد. غیر از این هم روایات صحیح دیگری هم هست که دست را برای خدا ثابت می کند و دست برای خدا به همان معنای معروفش در لغت است . پس دست های خدا، دست های حقیقی و واقعی است.

یعنی اگر کسی بخواهد دست را معنا کند، می گوید: دست مرکب از گوشت و استخوان و انگشت و … است.

اما دست خدا مثل دستان مخلوقین نیست؛ بلکه دستان خدا،‌دستانی است که لایق خدا می باشد.

ابی داود سجستانی ، شرح المنظومه الحائیه ، با شرح دکتر صالح بن فوزان ،چاپ دار العاصمه ، ص ۹۲

وقتی معنای دست ، به معنای لغوی است و وقتی مثل دستان ما نیست، یعنی چه چیز دست خدا مثل ما نیست؟ مثلا انگشتان خدا مثل انگشتان خدا نیست که بعضی ها چهار تایی و بعضی ها پنج تایی و بعضی ها شش تایی می گفتند. یا این که دست خدا خیلی بزرگ است ؟ وقتی به معنای حقیقی و لغوی است یعنی همین دست ما است که هر انسانی معنای آن را می داند.

اما ابن تیمیه ، ایشان بحث دست خدا را در کتاب های متعدد خود بیان کرده که خدا با دست خود تورات را نوشته.از جمله در کتاب منهاج السنه، جلد ۳ ، صفحه ۷۸ می گوید:

ومن هذا الباب حدیث احتجاج آدم وموسى علیهما السلام ، قد أخرجاه فی الصحیحین وغیرهما عن أبی هریره رضی الله عنه ، وروی بإسناد جید عن عمر رضی الله عنه عن النبی صلى الله علیه وسلم قال : ” « احتج آدم وموسى » ” وفی لفظ « أن موسى قال : ” یا رب أرنی آدم الذی أخرجنا من الجنه بخطیئته ، فقال موسى : یا آدم أنت أبو البشر خلقک الله بیده ونفخ فیک من روحه ، وأسجد لک ملائکته ، لماذا أخرجتنا ونفسک من الجنه ؟ فقال له آدم : أنت موسى الذی اصطفاک الله بکلامه ، وکتب لک التوراه بیده

این حدیث در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده و از ابوهریره و عمر نقل شده که حضرت آدم با حضرت موسی جر و بحث کردند. در لفظی از موسی نقل شده که ای خدا ! آدمی را که با گناه خودش باعث شد از بهشت رانده شود، به من نشان بده.

حتما خدا هم نشان داده که در این صورت اثبات رجعت هم می شود. چون آدم که بدنش پوسیده و استخوان هایش خاکستر شده و از بین رفته ، چطور خدا او را زنده کرده و به حضرت موسی نشان داده ؟بعد از این که خدا آدم را به موسی نشان داد، موسی گفت :

ای آدم! تو پدر بشر بودی و خدا تو را با دست خودش خلق کرد و از روح خودش در تو دمید و ملائکه بر تو سجده کردند، چرا کاری کردی که از بهشت رانده شدی ؟ آدم گفت : ای موسی! خدا تو را برای صحبت با خودش انتخاب کرد و برای تو با دست خودش تورات را نوشت …

در صفحه بعد هم توضیح میدهد که حضرت آدم به قدر احتجاج نکرده .

ابن تیمیه ، منهاج السنه، ج ۳ ، ص۷۸

باز در کتاب مجموع فتاوای خود در جاهای متعدد بیان کرده . مجموع فتاوی ابن تیمیه ، جلد ۱۲ ، چاپ عربستان سعودی، صفحه ۵۲۰ :

قد ثبت بالنقل الصحیح ان الله کتب لموسی التوراه بیده وانزلها مکتوبه …

با سند صحیح نقل شده که خدا تورات را با دست خودش برای موسی نوشت و آن را نوشته شده بر موسی نازل کرد.

در روایت دیگر داشتیم که دست به دست کرد و از پشت پرده تورات را به موسی داد ؛ اما این روایت می گوید: تورات را نوشته شده فرستاد.

باز در صفحه ۵۳۲ از همین جلد می گوید:

وَسُئِلَ أَیْضاً – رَحِمَهُ اللَّهُ – :

عَمَّنْ قَالَ : کَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَکْلِیماً وَسَمِعَتْهُ أُذُنَاهُ وَوَعَاهُ قَلْبُهُ وَإِنَّ اللَّهَ کَتَبَ التَّوْرَاهَ بِیَدِهِ وَنَاوَلَهُ إیَّاهُ مِنْ یَدِهِ إلَى یَدِهِ وَقَالَ آخَرُ : لَمْ یُکَلِّمْهُ إلَّا بِوَاسِطَهِ .

از ابن تیمیه سؤال شد که نظر شما در مورد این روایت چیست که وقتی خدا با موسی حرف زد، او با دو گوش خود شنید و خدا تورات را با دست خودش نوشت و آن را از دستش به دست حضرت موسی داد …

ایشان جواب می دهد:این که حضرت موسی با خدا صحبت کرده که در قرآن آمده ….

اما این که این صحبت مستقیم است یا غیر مستقیم است را مطرح میکند که چون موضوع بحث ما نیست به آن نمی پردازیم. در صفحه ۵۳۳ ادامه می دهد :

وَسَلَفُ الْأُمَّهِ وَأَئِمَّتُهَا کَفَّرُوا الْجَهْمِیَّه الَّذِینَ قَالُوا : إنَّ اللَّهَ خَلَقَ کَلَاماً فِی بَعْضِ الْأَجْسَامِ سَمِعَهُ مُوسَى وَفَسَّرَ التَّکْلِیمَ بِذَلِکَ .وَأَمَّا قَوْلُهُ : { إنَّ اللَّهَ کَتَبَ التَّوْرَاهَ بِیَدِهِ } فَهَذَا قَدْ رُوِیَ فِی الصَّحِیحَیْنِ فَمَنْ أَنْکَرَ ذَلِکَ فَهُوَ – مُخْطِئٌ ضَالٌّ وَإِذَا أَنْکَرَهُ بَعْدَ مَعْرِفَهِ الْحَدِیثِ الصَّحِیحِ یَسْتَحِقُّ الْعُقُوبَهَ .وَأَمَّا قَوْلُهُ ” نَاوَلَهَا بِیَدِهِ إلَى یَدِهِ ” فَهَذَا مَأْثُورٌ عَنْ طَائِفَهٍ مِن التَّابِعِینَ وَهُوَ هَکَذَا عِنْدَ أَهْلِ الْکِتَابِ …

سلف امت و ائمه ، جهمیه را تکفیر کردند؛ آن هایی را که گفتند: خداوند کلام را در بعضی از اجسام خلق کرده …

اما این که خدا با دست خودش تورات را نوشت، در صحیحین آمده و هر کس این روایت را انکار کند، خطاکار و گمراه است و اشتباه کرده. اگر این را کسی انکار کرد، باید عقوبت شود. اما این که تورات را با دست خودش به دست حضرت موسی علیه السلام داد را عده ای از تابعین نقل کردند. عین همین روایت در نزد اهل کتاب هم وجود دارد.

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۱۲ ، ص ۵۳۲ و ۵۳۳

یعنی این روایت را تابعین از اهل کتاب شنیدند و به پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت دادند. ما روایت را قبلا خواندیم که روایت را از اهل کتاب نوشته بودند و به عنوان عقیده ی مسلمین در بین آن ها پخش می کردند و مسلمانان این ها را می شنیدند و تصور می کردند خدای ما با حضرت موسی همین طور بوده .

باز در مجموع فتاوی ، جلد ۶ ، صفحه ۳۷۲ همین را نقل می کند:

وَفِی الصَّحِیحِ : { أَنَّهُ لَمَّا تَحَاجَّ آدَمَ وَمُوسَى قَالَ آدَمَ : یَا مُوسَى اصْطَفَاک اللَّهُ بِکَلَامِهِ وَخَطَّ لَک التَّوْرَاهَ بِیَدِهِ ؛ وَقَدْ قَالَ لَهُ مُوسَى : أَنْتَ آدَمَ الَّذِی خَلَقَک اللَّهُ بِیَدِهِ وَنَفَخَ فِیک مِنْ رُوحِهِ .

} وَفِی حَدِیثٍ آخَرَ أَنَّهُ { قَالَ سُبْحَانَهُ : وَعِزَّتِی وَجَلَالِی ؛ لَا أَجْعَلُ صَالِحَ ذَرِّیَّهِ مَنْ خَلَقْت بِیَدَیَّ کَمَنْ قُلْت لَهُ : کُنْ فَکَانَ } وَفِی حَدِیثٍ آخَرَ فِی السُّنَنِ : { لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ وَمَسَحَ ظَهْرَهُ بِیَمِینِهِ فَاسْتَخْرَجَ مِنْهُ ذُرِّیَّتَهُ

وقتی که حضرت آدم با حضرت موسی جر و بحث کردند، حضرت آدم گفت : ای موسی! خدا تو را برای صحبت کردن با خودش انتخاب کرد و تورات را برای تو با دست خودش نوشت …

در روایت دیگری در سنن آمده که وقتی خدا آدم را خلق کرد، دستی به پشت حضرت آدم زد و ذریه اش را از او خارج کرد.

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۶ ، ص ۳۷۲

باز در جلد ۸ از مجموع فتاوی ، صفحه ۱۰۸ دقیقا همین روایت را نقل می کند:

وَالْحَدِیثُ الَّذِی فِی الصَّحِیحَیْنِ فِی احْتِجَاجِ آدَمَ وَمُوسَى عَلَیْهِمَا السَّلَامُ لَمَّا قَالَ لَهُ مُوسَى .{ أَنْتَ آدَمَ أَبُو الْبَشَرِ خَلَقَک اللَّهُ بِیَدِهِ وَنَفَخَ فِیک مِنْ رُوحِهِ وَعَلَّمَک أَسْمَاءَ کُلِّ شَیْءٍ لِمَاذَا أَخْرَجْتنَا وَنَفْسَک مِن الجَنَّهِ ؟ فَقَالَ لَهُ آدَمَ : أَنْتَ مُوسَى الَّذِی اصْطَفَاک اللَّهُ بِرِسَالَتِهِ وَبِکَلَامِهِ وَخَطَّ لَک التَّوْرَاهَ بِیَدِهِ فَبِکَمْ وَجَدْت مَکْتُوباً عَلَیَّ قَبْلَ أَنْ أُخْلَقَ { وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى } قَالَ : بِکَذَا وَکَذَا سَنَهً قَالَ فَحَجَّ آدَمَ مُوسَى } …

حدیث که در صحیحین آمده در احتجاج حضرت آدم با حضرت موسی است که می گوید: خدا تورات را با دست خود برای حضرت موسی نوشته است.

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۸ ، ص ۱۰۸

از این ها مهمتر در کتاب بیان تلبیس الجهمیه خود یک سری روایت نقل کرده . بیان تلبیس الجهمیه ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، جلد ۳ ، با تحقیق دکتر معاذ حقی ، چاپ مکتبه ملک فهد ،صفحه ۲۱۹ :

قال الرازی لو کان مرکبا من الجوارح والأعضاء لاحتاج فی الإبصار إلى العین وفی الفعل إلى الید وفی المشی إلى الرجل وذلک ینافی کونه صمدا مطلقا .

فخر الدین رازی گفته: اگر خدا مرکب از جوارح و اعضا باشد، برای دیدن به چشم و برای کار کردن به دست و برای راه رتفن به پا احتیاج دارد و این از خداوند صمد مطلقا نفی می شود.

این را عقل هر انسانی می گوید: که هر مرکبی برای این که ذاتش تشکیل شود، به اعضای خود نیازمند است. این یک قاعده ی عقلی است که هر کسی متوجه می شود. اما ابن تیمیه می گوید: این حرف درست نیست. دلائلی هم می آورد از جمله این که :

والکلام على هذا من وجوه أحدها أن ثبوت ما أثبته الدلیل من هذه الصفات لم یوجب حاجه الرب إلیها فإن الله سبحانه قادر أن یخلق ما یخلقه بیدیه وقادر أن یخلق ما یخلقه بغیر یدیه وقد وردت الأثاره من العلم بأنه خلق بعض الأشیاء بیدیه وخلق بعض الأشیاء بغیر یدیه قال عثمان بن سعید الدارمی ثنا عبد الله بن صالح

ما در این باره روایت داریم و این صفات را ثابت می کنیم . از جمله روایت آقای عثمان بن سعید دارم که از عبد الله بن صالح از عطاء بن سائب از میسره نقل کرده که خدا چیزی از خلائقش را لمس نکرده ، مگر سه چیزی را ؛ آدم را با دست خودش خلق کرد. تورات را با دستش نوشت و درختان بهشت را با دست خود کاشت.

میسره چه کسی است؟ آیا صحابه بود؟ جبرئیل بود؟ پیامبر بود؟ خدا بود؟ چه کسی بود؟ میسره از طبقه ی سوم است که در جنگ نهروان در رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده.

در صفه ۲۳۱ روایت کعب الاحبار را بیان می کند:

عن کعب قال لم یخلق الله غیر ثلاث خلق آدم بیده وکتب التوراه بیده وغرس جنه عدن بیده ثم قال لها تکلمی قالت قد أفلح المؤمنون .

از کعب الاحبار نقل شده که خداوند هیچ چیزی را با دست خودش خلق نکرده مگر سه چیز را ؛ حضرت آدم علیه السلام را خلق کرده، تورات را با دست خود نوشته و درخت های بهشت را با دست خود کاشته …

در صفحه ۲۳۳ می گوید:

وقد ثبت فی الصحیحین عن النبی صلى الله علیه وسلم فی حدیث الشفاعه أن موسى یقال له أنت موسى اصطفاک الله بکلامه وخط لک الألواح بیده وفی لفظ وکتب لک التوراه بیده وثبت فی صحیح مسلم عن النبی صلى الله علیه وسلم أنه قال وغرس کرامه أولیائه فی جنه عدن بیده ….

در صحیحین نقل شده که پیامبر در حدیث شفاعت نقل کرده که به موسی می گفت :ای موسی !خداوند تو را برای صحبت کردن با خودش انتخاب کرد و الواح را با دست خودش نوشت و تورات را با دست خودش برای تو نوشت.

ابن تیمیه حرانی ،بیان تلبیس الجهمیه ، ج ۳ ، با تحقیق دکتر معاذ حقی ، چاپ مکتبه ملک فهد ،ص ۲۱۹ تا ۲۳۳

این روایت هم در صحیحین آمده. در صفحه ۶۶ و ۶۷ هم از این دست روایات نقل شده که خدا دست دارد و با دست خودش الواح و تورات را نوشته .

آقای ابن تیمیه بخشی از این روایت را در این جا می پذیرد؛ اما در جای دیگر این روایت را مفصل می زند و استدلال می کند که نمی تواند این روایت درست باشد.

مجموع فتاوی ابن تیمیه ، جلد ۸ ، چاپ عربستان سعودی ، صفحه ۱۷۹ :

فَإِنَّ آدَمَ احْتَجَّ بِالْقَدَرِ وَلَیْسَ لِأَحَدِ أَنْ یَحْتَجَّ بِالْقَدَرِ عَلَى الذَّنْبِ بِاتِّفَاقِ الْمُسْلِمِینَ وَسَائِرِ أَهْلِ الْمِلَلِ وَسَائِرِ الْعُقَلَاءِ ؛ فَإِنَّ هَذَا لَوْ کَانَ مَقْبُولاً لَأَمْکَنَ کُلَّ أَحَدٍ أَنْ یَفْعَلَ مَا یَخْطُرُ لَهُ مِنْ قَتْلِ النُّفُوسِ وَأَخْذِ الْأَمْوَالِ وَسَائِرِ أَنْوَاعِ الْفَسَادِ فِی الْأَرْضِ وَیَحْتَجَّ بِالْقَدَرِ .

آدم با قدر احتجاج کرد.

یعنی وقتی حضرت موسی به او اعتراض کرد که این چه کاری بود که آبروی ما را بردی و باعث شدی ما از بهشت رانده شویم ، حضرت آدم گفت : این چهل سال قبل از خلقت من مقدر شده بود. خدا تقدیر کرده بود و من نمی توانم از تقدیر خدا فرار کنم. خدا خواسته بود که من گناه کنم و از بهشت رانده شوم.

به اتفاق مسلمانان احدی حق ندارد به قدر احتجاج کند برای این که گناه کرده. حتی سایر ملل و عقلاء هم این را قبول ندارند که برای توجیه گناه خود به قدر احتجاج کند. اگر قبول باشد که این درست باشد، بقیه هم می توانند این کار را انجام دهند که قتل کند یا اموال را بگیرد و یا سایرفساد را انجام دهد و بگوید خدا از قبل این را مقدر کرده بوده. این قابل قبول نیست.

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج۸ ، ص ۱۷۹

در حالی که روایت در صحیح بخاری است و نمی توان آن را رد کرد. خودش هم گفته بود که هر کس این روایت را انکار کند، خطاکار و گمراه است .

در همین کتاب صفحه ۲۶۲ از ابن تیمیه سؤال می کنند:

سُئِلَ شَیْخُ الْإِسْلَامِ مُفْتِی الْأَنَامِ بَقِیَّهُ السَّلَفِ أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَد ابْنُ تَیْمِیَّه – رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى – :

عَنْ أَقْوَامٍ یَحْتَجُّونَ بِسَابِقِ الْقَدَرِ ، وَیَقُولُونَ : إنَّهُ قَدْ مَضَى الْأَمْرُ وَالشَّقِیُّ شَقِیٌّ ، وَالسَّعِیدُ سَعِیدٌ مُحْتَجِّینَ بِقَوْلِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ : { إنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ } قَائِلِینَ بِأَنَّ اللَّهَ قَدَّرَ الْخَیْرَ وَالشَّرَّ وَالزِّنَا مَکْتُوبٌ عَلَیْنَا ، وَمَا لَنَا فِی الْأَفْعَالِ قُدْرَهٌ وَإِنَّمَا الْقُدْرَهُ لِلَّهِ وَنَحْنُ نَتَوَقَّى مَا کُتِبَ لَنَا وَأَنَّ آدَمَ مَا عَصَى وَأَنَّ مَنْ قَالَ : لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ دَخَلَ الْجَنَّهَ مُحْتَجِّینَ بِقَوْلِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ { مَنْ قَالَ : لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ دَخَلَ الْجَنَّهَ .وَإِنْ زَنَى وَإِنْ سَرَقَ } فَبَیِّنُوا لَنَا فَسَادَ قَوْلِ هَذِهِ الطَّائِفَهِ بِالْبَرَاهِینِ الْقَاطِعَهِ ؟ .

فَأَجَابَ – رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى – :

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ، هَؤُلَاءِ الْقَوْمُ إذَا أَصَرُّوا عَلَى هَذَا الِاعْتِقَادِ کَانُوا أَکْفَرَ مِن الیَهُودِ وَالنَّصَارَى ؛

بعضی از اقوام به قدر احتجاج می کنند …

ایشان جواب می دهد و می گوید: اگر این ها بر این عقیده خود اصرار کردند، از یهود و نصاری کافر تر هستند.

روایت در صحیح بخاری آمده که یک پیامبر بر حضرت موسی که پیامبر اولوالعزم است احتجاج کرده و بر او پیروز هم شده، بعد آقای ابن تیمیه می گوید: اگر کسی بر این عقیده خود اصرار کرد از یهود و نصاری کافر تر است!!

در صفحه بعد تعدادی از آیات را می آورد و می گوید:

کَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى : { إنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَیَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً } { أُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقّاً وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَاباً مُهِیناً } { وَالَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولَئِکَ سَوْفَ یُؤْتِیهِمْ أُجُورَهُمْ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً } .

فَإِذَا کَانَ مَنْ آمَنَ بِبَعْضٍ وَکَفَرَ بِبَعْضٍ فَهُوَ کَافِرٌ …

این شخص کافر تر از کسی است که به بعضی از آیات ایمان دارد و به بعضی از آیات کافر است.

جواب دومی که می دهد این است که :

الْوَجْهُ الثَّانِی : إنَّ هَذَا یَلْزَمُ مِنْهُ أَنْ یَکُونَ إبْلِیسُ وَفِرْعَوْنُ وَقَوْمُ نُوحٍ وَعَادٍ وَکُلُّ مَنْ أَهْلَکَهُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِ مَعْذُوراً وَهَذَا مِن الکُفْرِ الَّذِی اتَّفَقَ عَلَیْهِ أَرْبَابُ الْمِلَلِ .

اگر قرار باشد که ما قدر الهی را قبول کنیم که چون خدا مقدر کرده و ما مجبور به انجام آن بودیم، فرعون و قوم نوح و قوم عاد هم می گویند: ما این گناهان را انجام دادیم ؛ چون خودت  این را مقدر کردی و ما هم معذور هستیم. چنین شخصی به اتفاق نظر همه ی ملت ها ، کافر است.

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۸ ، ص ۲۶۲ و ۲۶۳

روایت صحیح بخاری را چه کار کنیم؟ آیا می توان آن روایت را توجیه کرد؟ البته این طور توجیه می کنند که حضرت آدم خروج از بهشت را مقدر می دانست نه گناه کردن خودش را . اگر خروج از بهشت مقدر بوده، پس این خروج هم به واسطه ی گناه حضرت آدم بوده. حضرت موسی هم به خاطر عملی که انجام داده بود، ملامت کرد. حضرت آدم هم گناه خود را توجیه می کند، خروج از بهشت را که توجیه نمی کند؛ چون دست خودش نبوده.

ابن تیمیه هم می گوید: این کفر است . کفری است که همه ی ملت ها آن را قبول دارند. در این صورت حضرت آدم کافر تر از یهود و نصاری است.

ایشان در این باره مفصل صحبت کرده تا در صفحه ۲۶۶ پنج دلیل می آورد که این توجیه قابل قبول نمی باشد.

به هر حال روایت در صحیح بخاری و صحیح مسلم است و در تمام صحاح سته ی شما نقل شده . ابن تیمیه هم بارها این روایت را نقل کرده و آن را صحیح دانسته و گفته اگر کسی این روایت را که در صحیحین آمده ، انکار کند ، خطاکار و گمراه است. اما در این جا آمده و گفته : ما نمی توانیم این روایت را قبول کنیم و هر کس بر این روایت اصرار کند، کافر تر از یهود و نصاری است و نعوذ بالله حضرت آدم کافر تر از یهود و نصاری است و ظاهرا حضرت موسی که در احتجاج با حضرت آدم شکست خورده ، این قضیه را پذیرفته و شامل این حکم می شود.

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان محترم تشکر می کنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان.