در این برنامه استدلال بزرگانی همچون ابو البرکات نسفی ؛ موصلی حنفی ؛ شرنبلالی حنفی ؛ ابوالبقاء حنفی ؛ شیخ نظام الدین برهانبوری و محمد عمر سربازی ملازهی به آیات قرآن کریم برای اثبات مشروعیت  توسل به رسول خدا صلی الله علیه وآله بعد از وفات آن حضرت آورده شده است

به نام خداوند بخشنده مهربان

برنامه راه و بیراه قسمت بیست و هفتم:

تاریخ : ۰۷/۰۷/۹۳

موضوع: استدلال علمای حنفی به آیات قرآن کریم برای اثبات جواز توسل

 

Download (2)

مجری :

با سلام و صلوات بر پیامبر رحمت ، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) ، امیدوارم هر کجای این کره خاکی که هستید در ظل توجهات حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله فرجه ) زندگی خوبی داشته باشید . باز هم مهمان منازل شما هستیم با برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های راه و بیراه ، برنامه ای که هدف آن جدا کردن خط وهابیت از سایر مسلمین بزرگترین هدف این برنامه است که هم مسلمانان بدانند وهابیت تافته جدا بافته از اسلام ناب محمدی است و هم احیانا غیر مسلمان هایی که می خواهند با اسلام بیشتر آشنا شوند ، بدانند راهی را که اسلام در پیش دارد و هدفی که مسلمانان دارند ، کاملا با راه وهابیت متفاوت است .

طبق روال هفته های گذشته در خدمت استاد عزیز و ارجمند ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم . استاد یزدانی در سه جلسه در هفته های قبل ، استناد و استدلال علمای شافعی مذهب به آیات قرآن برای اثبات جواز توسل را مطرح کردند و دیدید که چگونه علمای شافعی مذهب به آیات قرآن استدلال کرده و بحث توسل را اثبات کرده بودند و متوجه شدیم که تا چه اندازه به نظرات شیعه نزدیک است .

بنده از استاد یزدانی خواهش می کنم خلاصه ای از آنچه در هفته های گذشته مطرح شده را بیان کنند .

استاد یزدانی :

rahobirah2

 

در سه جلسه قبل استدلال علمای اهل سنت به آیات قرآن کریم را مطرح و دیدگاه فقهای شافعی را نقل کردیم و مدارک آن را از کتاب های خودشان نشان دادیم که به آیات قرآن کریم برای جواز توسل استدلال کرده بودند . حدود پانزده نفر از علمای شافعی مذهب را نام بردیم که در کتاب های فقهی و تفسیری و یا کتاب های روایی خود به روایتی استدلال کرده بودند که آیه مبارکه ۶۴ سوره نساء در آن بود و به این آیه برای جواز توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از وفات آن حضرت را استدلال کرده بودند . از جمله این علما ابن کثیر دمشقی ، نووی ، سیوطی ، ماوردی ، محمد بن عمر نووی ، سمهودی ، لالکائی ، دمیاطی شافعی ، بیهقی ، سلیمان بن عمر الجمل ، صفوری شافعی ، زینی دحلان ، ثعلبی ، حصنی دمشقی و صالحی شامی ، این علما شافعی از کسانی بودند که به توسل اعتقاد داشتند و آن را از آیات قرآن کریم استدلال می کردند .

مجری :

از این سه جلسه متوجه شدیم که علمای شافعی همواره در طول تاریخ توسل را قبول داشته و برای این موضوع به آیات قرآن استناد می کردند .

استاد یزدانی ! از آن جایی که بخش عظیمی از اهل سنت را احناف تشکیل می دهند ، شاید برای آن ها هم این سؤال مطرح شود که آیا علما و بزرگان احناف برای اثبات جواز توسل از آیات قرآن استفاده کرده اند ؟

استدلال علمای حنفی به آیات قرآن کریم برای اثبات جواز توسل به رسول خدا (ص)

استاد یزدانی :

همان طور که علمای شافعی گفته بودند ، علمای احناف هم همین اعتقاد را داشتند . بنده چند نفر از علمای احناف را در این برنامه معرفی می کنم . شخصیت اولی که از نظر ما مهم است :

۱ . ابو البرکات نسفی

در کتاب التفسیر النسفی یا مدارک التنزیل وحقائق التأویل ، تألیف ابی البرکات عبد الله بن احمد بن محمود النسفی ، متوفای ۷۱۰ هـ ، با تحقیق یوسف علی بدیوی و محیی الدین دیب مستو ، جلد اول ، چاپ دار الکلم الطیب بیروت ، ( این کتاب از مهم ترین کتاب های تفسیری اهل سنت است که برای ما هم اهمیت دارد ؛ زیرا این تفسیر مورد قبول همه می باشد ) صفحه ۳۷۰ در ذیل تفسیر آیه ۶۴ سوره نساء:

«ولو انهم إذ ظلموا انفسهم » بالتحکم إلی الطاغوت « جاؤوک » تائبین من النفاق معتذرین عما ارتکبوا من الشقاق «فاستغفروا الله »من النفاق والشقاق «واستغفر لهم الرسول » بالشفاعه لهم . والعامل فی « إذ ظلموا » خبر أنّ وهو « جاؤوک » والمعنی : ولو وقع مجیئهم فی وقت ظلمهم مع استغفار هم واستغفار الرسول . « لوجدوا الله توابا » … قیل : جاء اعرابی بعد دفنه (صلی الله علیه و آله ) فرمی بنفسه علی قبره ، وحثا من ترابه علی رأسه ، وقال : یا رسول الله ! قلت فسمعنا ، وکان فیما انزل علیک « ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » الآیه وقد ظلمت نفسی وجئتک استغفر الله من ذنبی ، فاستغفر لی من ربی فنودی من قبره : قد غفر لک .

… مقصود از این آیه این است که اگر افرادی که به خودشان ظلم کرده اند ، همزمان با استغفارش از خداوند ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم برای آن ها طلب استغفار کند ، خداوند توبه آن ها را می پذیرد .

یعنی برای این که توبه گنهکار مورد قبول خداوند قرار بگیرد ، باید در ابتدا خود فرد از انجام گناه پیشیمان شود و از خداوند طلب استغفار کند . بعد از آن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم برای او طلب استغفار کند ، خداوند توبه او را می پذیرد ؛ یعنی بدون استغفار آن حضرت ، خداوند توبه آن ها را نمی پذیرد . این مطلب را آقای نسفی بسیار واضح و روشن بیان کرده است . داستان اعرابی را هم بیان می کند :

اعرابی بعد از دفن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و خود را روی قبر آن حضرت انداخت و خاک قبر ایشان را روی سرش می ریخت و می گفت : یا رسول الله ! شما گفتی و ما شنیدیم . از جمله چیز هایی که خداوند نازل کرده این آیه ۶۴ سوره نساء است . من به خودم ظلم کرده ام و نزد شما آمده ام که استغفار کنم و شما هم برای من طلب استغفار کنید . سپس از قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صدایی آمد که ای اعرابی خداوند تو را بخشید .

نسفی ، ابی البرکات عبد الله بن احمد بن محمود ، تفسیر نسفی (مدارک التنزیل وحقائق التأویل ) ، با تحقیق یوسف علی بدیوی و محیی الدین دیب مستو ، چاپ دار الکلم الطیب ، ج اول ، ص ۳۷۰

این عالم بزرگ حنفی مذهب به آیه قرآن کریم استدلال می کند و این آیه را هم زمان حیات و هم زمان ممات آن حضرت را شامل می شود و شاهد آن داستان اعرابی است که در ادامه تفسیر آیه آن را بیان می کند .

 شرح حال نسفی

در مقدمه همین کتاب شرح حال مؤلف را بیان می کند :

هو عبد الله بن احمد بن محمود النسفی ، ابو البرکات . لقّب حافظ الدین ونسب مدینه نسف … کان مشهورا بالزهد والصلاح والتقوی … قال اللکنوی : کان اماما کاملا ، عدیم النظر فی زمانه ، رأسا فی الفقه والاصول بارعا فی الحدیث ومعانیه . ونعته ابن حجر العسقلانی ب «علامه الدنی » وعلی هذا نری أن النسفی ذو مکانه مرموقه بین فقهاء عصره ومتکلمیه … وقال : وبه اختتم الاجتهاد ولم یوجد بعده مجتهد فی المذاهب »

ایشان عبد الله بن احمد بن محمود نسفی ، ابو البرکات ، لقب او ، حافظ الدین (ولی از دیدگاه وهابیت مشرک است ) … مشهور بود به این که از دنیا دوری می کرد و اهل صلاح و تقوا بود …

آقای لکنوی در باره ایشان می گوید : ایشان امام کامل و در زمان خودش بی نظیر بوده و در فقه و اصول سرآمد زمان خودش بود و در حدیث و معانی تخصص داشت . ابن حجر عسقلانی درباره نسفی می گوید که ایشان علامه دنیا بوده .

مؤلف در ادامه می گوید :…

اجتهاد در زمان آقای نسفی تمام شد و بعد از ایشان دیگر مجتهدی در مذاهب که بتوان به مجتهد نامید و در حد آقای نسفی بود ، پیدا نشد .

نسفی ، ابو البرکات عبد الله بن احمد بن محمود ، تفسیر نسفی ( مدارک التنزیل و حقائق التأویل ) ، با تحقیق یوسف علی بدیوی و محیی الدین دیب مستو ، چاپ دار الکلم الطیب ، ج اول ، مقدمه کتاب

چنین شخصیتی به آیه قرآن کریم برای جواز توسل استدلال کرده است . هم چنین شرح حال ایشان را در کتاب دیگری با نام طبقات المفسرین نیز بیان شده است :

طبقات المفسرین ، تألیف احمد بن محمد الادنه وی ، چاپ مکتبه العلوم والحکم مدینه منوره ، صفحه ۲۶۳:

عبد الله بن احمد بن محمود النسفی ، حافظ الدین ابو البرکات : کان اماما فی جمیع العلوم ومصنفاته فی الفقه والاصول اکثر من أن تحصی وصنف المدارک فی التفسیر .

عبد الله بن احمد بن محمود نسفی ، حافظ الدین ابو البرکات ، ایشان در همه علوم امام و پیشوا است و کتاب هایی در فقه و اصول و تفسیر تصنیف کرده است .

الادنه وی ، احمد بن محمد ، طبقات التفسیر ، چاپ مکتبه العلوم والحکم مدینه منوره ، ص ۲۶۳

همچنین شرح حال آقای نسفی در کتاب الدرر الکامنه فی اعیان المائه الثامنه ، تألیف شهاب الدین احمد بن علی بن محمد بن محمد بن علی بن احمد الشهیر بابن حجر العسقلانی ، جلد دوم ، متوفای ۸۵۲ هـ ، صفحه ۲۴۷ :

عبد الله بن احمد بن محمود النسفی علامه الدنیا ….

 عبد الله بن احمد بن محمود نسفی علامه دنیا است ….

ابن حجرعسقلانی ، شهاب الدین احمد بن علی بن محمد بن محمد بن علی بن احمد ، الدرر الکامنه ، ج ۲ ، متوفای ۸۵۲ هـ ، ص ۲۴۷

عبارتی که در باره ایشان به کار رفته بسیار جالب است و این شخصیت به آیه قرآن برای جواز توسل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بعد از وفاتش استدلال کرده است. و همچنین تصریح کرده که اگر انسان گنهکار فقط از خداوند طلب استغفار کند ، فایده ندارد ؛ بلکه علاوه بر این که از خداوند طلب استغفار می کند ، باید پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای او طلب استغفار کند . اگر این کار را انجام ندهد ، گناهش بخشیده نمی شود و خداوند توبه او را نمی پذیرد . این کلام نص صریح قرآن کریم است و همچنین استدلال این عالم حنبلی به این آیه قرآن می باشد .

اگر آقایون وهابی راست می گویند ؛ پس آقای نسفی کافر بوده و اگر بخواهند این علما را تکفیر کنند ، چگونه می خواهند مذهب و دین خود را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) برسانند . شیعیان که کافرند ، تمام علمای اهل سنت هم کافرند ؛ چون همه این علما به آیات قرآن برای جواز توسل استدلال می کنند و توسل هم از دیدگاه این وهابی ها ، شرک است . در این صورت این ها چگونه دینشان را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می رسانند ؟

دست به دامن هر کدام از این علما شوند ، این ها به آیات قرآن برای جواز توسل استدلال کرده و توسل را قبول دارند و شرک آن ها از دیدگاه وهابیت ثابت می شود ؛ حتی بخاری. و در این بین فقط وهابیت می ماند و دوازده قرن فاصله بین آن ها و پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) که نمی توانند این فاصله را پر کنند و دینشان را به آن حضرت برسانند و همین مطلب ثابت می کند که وهابیت هیچ ارتباطی به اسلام ندارد و کاملا از اسلام جدا هستند .

هدف ما از بیان این مطالب اتمام حجت است که اگر در روز قیامت خداوند از ما سؤال کرد که چرا این مطالب را به بندگان من یاد ندادید ، ما پاسخی داشته باشیم که ما این مطالب را بیان کرده ایم ؛ اما اگر این ها گوش نکرده اند ، مسئولیتی بر ما نیست ، وظیفه ما اتمام حجت است .

۲ . موصلی حنفی

در کتاب الاختیار لتعلیل المختار ، تألیف عبد الله بن محمود بن مودود الموصلی الحنفی ، (یکی از کتب فقهی مهم احناف است ) با تحقیق شیخ محمود ابو دقیقه (ایشان از بزرگان حنفی و از اساتید دانشگاه اصول دین است ) جلد اول ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۱۷۶ :

بعد از اتمام کتاب الحج می گوید : که به زیارت قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بروید و نحوه سلام کردن به آن حضرت را بیان می کند :

السلام علیک یا رسول الله ، السلام علیک یا نبی الله ، السلام علیک یا صفی الله ، السلام علیک یا حبیب الله ، السلام علیک یا نبی الرحمه ، السلام علیک یا شفیع الامه ….

السلام علیک وعلی اهل بیتک الطیبین الطاهرین الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا ….

…. یا رسول الله نحن وفدک و زوار قبرک ، جئناک من بلاد شاسعه ونواح بعیده ، قاصدین قضاء حقک والنظر إلی مآثرک والتیامین بزیارتک والستشفاع بک إلی ربنا ، فإن الخطایا قد قصمت ظهورنا ، والاوزار قد اثقلت کواهلنا ، وانت الشافع المشفع والموعود بالشفاعه والمقام المحمود وقد قال الله تعالی : « ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله والستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » وقد جئناک ظالمین لانفسنا ، مستغفرین لذنوبنا فاشفع لنا إلی ربک …

ای پیامبر ! ما زوار قبر شما هستیم ، از راه ها و سر زمین های دور برای ادا حق و دیدن آثار شما آمده ایم و می خواهیم با زیارت کردن شما متبرک شویم و از شما طلب شفاعت کنیم…

خداوند در قرآن کریم می فرماید : اگر به خودتان ظلم کردید نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بروید و از خداوند طلب مغفرت کنید و پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم برای شما از خداوند طلب استغفار کند در این صورت خداوند توبه شما را می پذیرد . نساء / ۶۴ .

ما نزد شما آمده ایم در حالی که به خودمان ظلم کرده ایم و از گناهان خود استغفار می کنیم ؛ پس شما هم نزد خداوند شفاعت کن .

موصلی حنفی ، عبد الله بن محمود بن مودود ، الاختیار لتعلیل المختار ، با تحقیق شیخ محمود ابو دقیقه ، ج ۱ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۱۷۶

بسیار صریح و واضح استدلال می کند ، بدون این که روایتی را مطرح کند که وهابی ها بگویند این روایت ضعیف است یا اشکالات دیگری وارد کند . خود آقای موصلی حنفی استدلال می کند که چنین استنباطی را از این آیه قرآن داشته است .

شرح حال موصلی حنفی

در کتاب تاریخ الاسلام ووفیات المشاهیر والاعلام ، تألیف شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان الذهبی ، متوفای ۷۴۸ هـ ، جلد ۵۱ ، چاپ دار الکتاب العربی بیروت ، صفحه ۱۴۵ :

عبد الله بن محمود بن مودود بن بلدجی

مجد الدین ابوالفضل الموصلی الحنفی الفقیه الامام عالم مصنف له اصحاب وحلقه اشغال

ایشان مجد الدین ابو الفضل موصلی که حنفی ، فقیه ، امامعالم و مصنف بوده است .

پیشوای زمان خودش بوده ؛ یعنی اگر در مذهب شیعه مقایسه کنیم ، کسی که مرجع تقلید عام است مثلا در زمان آیت الله العظمی بروجردی (ره) ایشان مرجع عام و یکه تاز دوران خودشان بود.

در صفحه بعد :

قال ابن الفوطی : … وکان عالما بالفقه والخلاف والاصول … ثم فوّض إلیه تدریس مشهد الامام ابی حنیفه فکان علی ذلک إلی أن توفی .

ابن فوطی می گوید که ایشان در علم فقه مقارن و علم اصول ، عالم بوده … وتا زمانی که زنده بود در حرم ابو حنیفه تدریس می کرد .

ذهبی ، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، متوفای ۷۴۸ هـ ، ج ۵۱ ، چاپ دار الکتاب العربی بیروت ، ص ۱۴۵ به بعد

باز هم در باره آقای موصلی در کتاب الجواهر المضیّه فی طبقات الحنفیه مطالبی را بیان کرده اند .

کتاب جواهر المضیّه فی طبقات الحنفیه ، تألیف محیی الدین ابی محمد عبد القادر بن محمد بن محمد بن نصر الله ابن سالم بن ابی الوفاء القرشی الحنفی ، متوفای ۷۷۵ هـ ، با تحقیق دکتر عبد الفتاح محمد الحلو ، جلد ۲ ، چاپ دار الهجر ، صفحه ۳۴۹ ، شرح حال ۷۳۸ درباره آقای موصلی مطالبی را بیان می کند که در صفحه بعد می گوید :

قال ابوالعلاء : کان شیخا فقها ، عالما ، فاضلا ، مدرسا ، عارفا بالمذهب

ابو العلاء در باره ایشان گفته : آقای موصلی استاد ، فقیه ، عالم ، فاضل ، مدرس بوده و از مذهب حنفی هم کاملا شناخت کافی را داشته است . و در حرم ابو حنیفه تدریس می کرد و صاحب کتاب الاختیار لتعلیل المختار بود .

ابی الوفاء قرشی حنفی ، محیی الدین ابی محمد عبد القادر بن محمد بن محمد بن نصر الله ابن سالم ، جواهر المضیّه فی طبقات الحنفیه ، متوفای ۷۷۵ هـ ، با تحقیق دکتر عبد الفتاح محمد الحلو ، ج ۲ ، چاپ دار الهجر ، ص ۳۴۹و ۳۵۰

چنین شخصی با این مقام و رتبه ، صراحتا به آیات قرآن کریم برای اثبات جواز توسل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) استدلال کرده ، آن هم توسل بعد از وفات آن حضرت و از دیدگاه وهابی ها این شخص با این رتبه و مقام ، کافر و مشرک می باشد .

۳ . شُرنبُلالی حنفی

در کتاب مراقی الفلاح بامداد الفتاح شرح نور الایضاح و نجاه الارواح ، تألیف شیخ حسن بن عمار بن علی الشرنبلالی الحنفی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۲۰۴ کتاب الصلاه :

ولاشک (ولاینبغی ذلک ) ای الاجتماع لاستسقاء بالمسجد النبوی وهذا امر جلی إذ لایستغاث وتستنزل الرحمه فی مدینه المنوره بغیر حضرته ومشاهدته فی حادثه للمسلمین « وما ارسلنا إلا رحمه للعالمین » وهو المشفع فی المذنبین فیتوسل إلیه بصاحبیه ویتوسل بالجمیع إلی الله تعالی …

شایسته است که مردم مدینه برای استسقاء به مسجد نبوی بروند ؛ زیرا استغاثه به غیر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این زمان جایز نیست . در حیات آن حضرت ، زمانی که به ایشان استغاثه می شد ، باران می بارید . بعد از وفات هم باید چنین باشد و به این آیه استدلال می کند که « وما ارسلناک رحمه للعالمین » . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شفیع گنهکاران است و برای توسل به آن حضرت باید به ابو بکر و عمر توسل کرد و سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را شفیع خود بین خود و خدا قرار دهیم .

در ادامه مباحث در صفحه ۲۷۳ مطلب دیگر را مطرح می کنند زمانی که به مدینه می رویم به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چگونه سلام کنیم . (مطلب ایشان دقیقا شبیه مطلب آقای موصلی حنفی می باشد ) :

وقد جئناک من بلاد شاسعه وامکنه البعیده نقطع السهل والوعر بقصد زیارتک لنفور بشفاعتک والنظر إلی مآثرک ومعاهدک والقیام بقضاء بعض حقک والاستشفاع بک إلی ربنا فإن الخطایا قد قصمت ظهورنا والاوزار قد اثقلت کواهلنا وانت الشافع المشفع الموعود بالشفاعه العظمی والمقام المحمود الوسیله وقد قال الله تعالی « ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » وقد جئناک ظالمین لانفسنا مستغفرین لذنوبنا فاشفع لنا إلی ربک واسأله أن یمیتنا علی سنتک وان یحشرنا فی زمرتک …

در صفحه بعد ادامه می دهد :

… کما یتوسل بکما إلی رسول الله (صلی الله علیه و آله) لیشفع لنا ….

… وقد جئناک سامعین قولک طائعین امرک مستشفعین بنبیک إلیک

ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ! ما از راه دوری آمده ایم و بسیاری را چیز ها را رها کرده ایم تا به زیارت و شفاعت شما برسیم و به آثار شما را ببینیم و از شما بخواهیم که برای ما از خداوند طلب شفاعت کنی ( ای احناف به قبر رسول خدا (ص ) توسل کنید ) ….

در ادامه به آیه قرآن استدلال کرده و می گوید :

من نزد شما آمده ام در حالی که به خودم ظلم کرده ام و از گناهان خود طلب استغفار می کنم ؛ پس ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نزد خداوند شفاعت کن و از خدا بخواه که مرا به سنت تو بمیراند و قیامت در زمره امت تو محشور کند ….

…. که نزد آن دو خلیفه هم بروید و به آن ها سلام کنید و آنها را واسطه بین خود و پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهید ( طبق سخن آقای شرنبلالی یک واسطه بین بندگان و پیامبر است و یک واسطه هم بین بندگان و خداوند ) تا پیامبر (صلی الله علیه و آله) به سخن بندگان گوش دهد و بعد از توسل به آن ها ، دوباره نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برگردید و همین آیه ۶۴ سوره نساء را بخوانید و بگویید : خدایا ما آمده ایم و سخن تو را شنیدیم و از دستور تو اطاعت می کنیم و پیامبر (صلی الله علیه و آله) را شفیع بین خود و تو قرار می دهیم .

شرنبلالی حنفی ، شیخ حسن بن عمار بن علی ، مراقی الفلاح بامداد الفتاح شرح نور الایضاح و نجات الارواح ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۲۰۴ و ۲۷۳

این هم استدلال آقای شرنبلالی به آیه قرآن کریم برای اثبات جواز توسل و این که به احناف آموزش داد که چگونه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را زیارت کنند و تصریح دارد به این که توسل به آن حضرت فقط مختص به زمان حیات نیست ؛ بلکه بعد از وفات ایشان را هم در بر می گیرد .

شرح حال آقای شرنبلالی

در کتاب خلاصه الاثر فی اعیان القرن الحادی عشر ، تألیف آقای محبی ، جلد ۲ ، صفحه ۳۸ :

(الشیخ حسن ) بن عمار بن علی ابو الاخلاص المصری الشرنبلالی الفقیه الحنفی الوفائی ، کان من اعیان الفقها وفضلاء عصره ، … هو احسن المتأخرین ملکه فی الفقه واعرفهم بنصوصه وقواعده ….

شیخ حسن بن عمار بن علی ابو الاخلاص مصری شرنبلالی فقیه حنفی وفائی از علمای بزرگ زمان خودش بوده ، ایشان در بین علمای متأخر حنفی ملکه اجتهاد را از همه بهتر داشته و در نصوص و قواعد هم از همه آنها برتر و آشنا تر به احادیث و علم اصول بوده است .

آقای محبی ، خلاصه الاثر فی اعیات القرن الحادی عشر ، ج ۲ ، ص ۳۸

این شخص هم با این درجه از علم باز هم به آیات قرآن برای اثبات جواز توسل استدلال کرده است. در این جا دیگر حکایت عتبی را نقل نمی کند که بگویند روایت این حکایت ضعیف است ؛ بلکه خودش به احناف یاد می دهد : کسانی که مذهب حنفی دارید ، زمانی که نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می روید ، آن حضرت را این گونه زیارت و به ایشان توسل کنید و هیچ یک از علمای حنفی هم پیدا نشده که بگوید علمای حنفی گذشته ما ، کافر بوده اند ؛ اما وهابی ها همه را کافر می دانند جزء خودشان .

مجری :

کلیپی در همین رابطه از یکی از بزرگان اهل سنت ، آقای بوطی آماده کردیم که چگونه منطقی و مستدل بحث توسل را مطرح می کنند که قبل از ابن تیمیه به چه صورتی بوده و بعد از آن چگونه شده . فکر نمی کنم از اهل سنت کسی باشد که از جایگاه علمی آقای بوطی بی خبر باشد .

کلیپ دکتر رمضان البوطی در باره توسل

مجری برنامه :

می خواهیم بدانیم نظر امام ابو الحسن اشعری در مورد جایگاه پیامبر و توسل به او بعد از وفات ایشان چیست ؟

شیخ بوطی ، از علمای سابق سوریه :

ابتدا من می خواهم به نظر صحابه و تابعین وافراد بعد از ایشان در مورد توسل و حکم آن را بگویم . هیچ کس از آن ها به صورت سلبی و ایجابی در مورد توسل سخن نگفته اند یعنی از صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و در بین تابعین هیچ کس را نمی بینید که بگوید به پیامبر (صلی الله علیه و آله)‌ توسل نکنید . سکوت این افراد در این خصوص به این معنی است که این قضیه مورد اشکال نبود . این موضوع اصلا تا زمان ابن تیمیه مطرح نشده بود .

حال آیا کسی را می شود یافت که به صورت عملی توسل کرده باشد ؟ هیچ کس تا زمان ابن تیمیه سخنی راجع به حلال یا حرام بودن آن نداشته است . اما آیا عملا متوسل شده اند ؟ بله متوسل شده اند .

روایت صحیح از پیامبر (صلی الله علیه و آله) داریم که هنگام خروج از منزل به مسجد می رفت ، می فرماید :

اللهم انی اسئلک بحق السائلین علیک واسئلک بحق ممشای هذا فانی لم اخرج اشرا ولا بطرا ولاریاء ولاسمعه.

می فرماید : اللهم انی اسئلک بحق السائلین علیک ، این توسل است .

پیامبر (صلی الله علیه و آله) هنگامی که وفات کردند در زمان خلیفه دوم و در سال رماده ، در روایت آمده است : بلال بن حارث گوسفندی را ذبح کرد و در گوسفند فقط استخوان بود . از لاغری او تعجب کرد و به سمت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفت . بر او درود فرستاد و عرض کرد : از پروردگارت بخواه به داد امتت برسد ؛ یعنی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) خواسته است که از خداوند بخواهد . همان شب پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در خواب دید و فرمود : به فریاد تان خواهد رسید ، نزد عمر برو و بگو بخشندگی کن .

پس صبح بلال بن حارث نزد عمر آمد که این قضیه را به او بگوید . عمر مردم را خواست و گفت این شخص این کار (توسل ) را کرده است و پیامبر (صلی الله علیه و آله) را دیده است و فرموده که به عمر بگو الکیس الکیس منظور پیامبر (صلی الله علیه و آله) چیست ؟

گفتند : پیامبر (صلی الله علیه و آله) از تو می خواهد نماز استسقاء بخوانی ؛ پس عمر خارج شد و نماز باران خواند و گفت : خدایا ما به پیامبرت متوسل می شدیم و امروز به عموی پیامبرت عباس متوسل می شویم که باران بفرستی .

شاهد این است که این صحابی به سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفت و از پیامبر (صلی الله علیه و آله) خواست که از خدا برای آن ها باران بخواهد و عمر این کار را انجام داد .

اگر کسی بگوید که فقط به زنده توسل می کردند و عباس زنده بود ، یک مثل عربی داریم که می گوید از بد ، به بد تر پناه برد . اگر بگوییم که توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حال حیاتش جایز است ؛ ولی در وفاتش جایز نیست یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از وفات ، حیاتش قطع شده و رابطه اش با ما قطع شده است . خداوند می فرماید : به شهدا مرده نگویید . کدامیک مقامشان بیشتر است ؟ پیامبر یا شهدا ؟ معلوم است که مقام پیامبر (صلی الله علیه و آله) از همه بیشتر است .

مجری :

ملاحظه فرمودید که یک عالم اهل سنت چقدر زیبا بحث توسل را باز کرده و طبق گفته ایشان تا قبل از ابن تیمیه کسی از صحابه و تابعین در مورد توسل بحث ایجابی و سلبی نداشته اند و در عمل هم توسل را در کارهای آن ها می بینیم . تا این که در زمان ابن تیمیه ایشان اشکالاتی را به این موضوع وارد کردند و در این زمینه با سنت صحابه مخالفت کردند .

 ۳. ابو البقاء حنفی

در کتاب تاریخ مکه المشرفه و المسجد الحرام والمدینه الشریفه و القبر الشریف ، تألیف ابی البقاء محمد بن احمد بن محمد ابن الضیاء المکی الحنفی ، متوفای ۸۵۴ هـ ، با تحقیق اعلاء ابراهیم الازهری، چاپ دار الکتب العلمیه لبنان ، صفحه ۳۴۳ :

کیفیه السلام علیه (صلی الله علیه و آله) حال الزیاره والسلام علی ضجیعیه

لیقل بخضوع القلب وغض طرف وخفض صوت وسکون جوارح : السلام علیک یا رسول الله ، السلام علیک یا نبی الله ، السلام علیک یا خیره الله من خلقه ، السلام علیک یا حبیب الله ، السلام علیک یا صفوه الله … نقصد بذلک قضاء حقک علینا والنظر إلی مآثرک ، والتیمن بالزیاره والتبرک بالسلام علیک و الاستشفاع بک إلی ربنا عزوجل وفإن الخطایانا قد قصمت ظهورنا وأوزارنا قد اثقلت کواهلنا وانت الشافع المشفع وقد قال الله تعالی : « ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » وقد جئناک یا رسول الله ظالمین لأنفسنا مستغفرین لذنوبنا ، فاشفع لنا إلی ربنا ….

وأنه نهایه ما ینبغی أن یسأله السائلون وخصه بالمقام المحمود والوسیله والفضیله والدرجه العالیه وبغایه ما ینبغی أن یأمله الآملون …

ونحن نتوسل بکما إلی رسول الله (صلی الله علیه و آله) لیشفع لنا …

یقول ما حکاه العلماء عن العتبی مستحسنین قال : کنت جالسا عند قبر النبی (صلی الله علیه و آله) فجاء اعرابی فقال : السلام علیک یا رسول الله سمعت الله یقول : « ولو انهم إذ ظلموا انفسهم ….

وقد جئتک مستغفرا من ذنبی ، مستشفعا بک إلی ربی ، ثم انشأ یقول :

یا خیر من دفنت بالقاع اعظمه فطاب من طیبهنّ القاع والاکم

نفسی الفداء لقبر انت ساکنه فیه العفاف وفیه الجود و الکرم

… قال بعض العلماء یقول الزائر بعد السلام والصلاه علیه (صلی الله علیه و آله) : اللهم إنک قلت وقولک الحق : «ولو انهم إذ ظلموا انفسهم …. » اللهم إنا سمعنا قولک واطعنا امرک …

ولله درّ هذا اعرابی حیث استنبط من الآیه الکریمه المجیء إلی زیارته (صلی الله علیه و آله) بعد موته مستغفرا فإن ذلک أظهر فی قصد التعظیم وصدق الایمان واستغفار الرسول (صلی الله علیه و آله) بعد موته حاصل ، لأنه الشفیع الاکبر یوم القیامه والوسیله العظمی فی طلب الغفران ورفع الدرجات من بین سائر ولد آدم ، والمجیء إلیه بعد موته تجدید لتأکید التوسل به إلی الله تعالی وقت الحاجه .

چگونگی سلام دادن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حال زیارت آن حضرت و ابو بکر و عمر

این که خضوع قلب داشته باشد ….. السلام علیک یا رسول الله السلام علیک یا نبی الله السلام علیک یا خیره الله من خلقه السلام علیک یا حبیب الله … منظور من از این سلام دادن این است : حقی که از شما بر گردنم است را ادا کنم و آثار شما را ببینم و با زیارت شما و سلام دادن به شما متبرک شوم و از شما طلب شفاعت کنم . گناهانمان بر پشت ما سنگینی می کند و شما کسی هستید که شفاعت می کنید .

در ادامه به آیه قرآن استدلال کرده و می گوید :

یا رسول الله نزد شما آمدیم در حالی که به خود ظلم کرده و از گناهانمان استغفار می کنیم ؛ پس ما را نزد خداوند شفاعت کن .

در صفحه بعد هم بیان می کند که برای توسل به رسول خد ا(صلی الله علیه و آله) ابتدا باید به ابوبکر و عمر متوسل شد .

علما حکایت عتبی را نقل و آن را تحسین کرده اند و می گوید : کنار قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودم ، اعرابی آمد و گفت : السلام علیک یا رسول الله ، شنیدم که خداوند فرمود : ولو انهم إذ ظلموا انفسهم …. من نزد شما آمدم در حالی که از گناهان خود استغفار کردم و شما شفیع من نزد خداوند باشید . شعری را هم که گفته بود را خواند ….

بعضی از علما زیارت نامه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را این گونه نقل کرده اند که بعد از سلام به آن حضرت این گونه بگو : خدایا سخن تو را شنیدم و اطاعت کردیم ….

این اعرابی که از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است ، از این آیه استفاده کرده که بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می توان نزد قبر آن حضرت رفت و طلب استغفار کرد (بر خلاف وهابی ها ) واستغفار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بعد از وفات آن حضرت حاصل می شود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) زنده و مرده ندارد و همیشه می تواند برای امت خود طلب استغفار کند ؛ زیرا ایشان شفیع اکبر در روز قیامت است و بزرگ ترین وسیله عظما در طلب غفران و بخشش از خداوند است و بسیار تأکید شده که بعد از وفات آن حضرت ، برای طلب حاجت ، باز هم باید به ایشان توسل کنیم و آن حضرت را واسطه بین خود و خداوند قرار دهیم .

ابی البقاء محمد بن احمد بن محمد ابن الضیاء المکی الحنفی ، تاریخ مکه مشرفه و مسجد الحرام و المدینه الشریفه و القبر الشریف ، متوفای ۸۵۴ هـ ، با تحقیق علاء ابراهیم الازهری ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۳۴۳ به بعد

ما با بیان این مطالب خط وهابی ها را از اهل سنت جدا می کنیم که یکی از علمای حنفی برای اثبات جواز توسل به آیه قرآن استدلال می کند ؛ اما وهابی ها زمانی که به این آیه از قرآن می رسند ، می گویند : کسی حق سلام کردن و صحبت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و طلب حاجت را از ایشان ندارد و اگر کسی چنین کاری انجام دهد ، کافر و مشرک می شود .

مجری :

بسیار جالب است که علمای اهل سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را وسیله قرار می دهند ، در صورتی که وهابی ها وسیله را فقط جهاد کردن ، آن هم جهاد با مسلمانان می دانند . این تفاوت بین دیدگاه وهابیت و علمای اهل سنت می باشد .

شرح حال ابو البقاء

در مقدمه همین کتاب ایشان را معرفی می کند :

هو بهاالدین ابو البقاء محمد بن احمد بن محمد بن محمد بن سعید بن محمد بن محمد بن عمر بن یوسف بن علی بن اسماعیل معروف به ابن الضیاء کأبیه ، القرشی العمری المکی الحنفی …

ثناء علماء علیه : یقول السخاوی : … وکان اماما علامه متقدما فی الفقه والاصلین والعربیه مشارکا فی الفنون …

وقال ابن ابی عذیبه : قاضی مکه المشرفه وعالم تلک البلاد ومفتیها علی مذهبه

آقای ابو البقاء در زمان خود امام ، علامه در علم فقه و در زبان عربی و صرف و نحو و علوم دیگر ، تخصص داشته و قاضی مکه و عالم و مفتی احناف در زمان خودش بوده است .

در سلسله اسماء اجداد ایشان ۵ محمد است و در ادامه زندگینامه ابو البقاء را بیان می کند . در صفحه بعد ثناء علما را در مورد ایشان نقل می کند که سخاوی در باره ایشان گفته است که امام ، علامه در علم فقه و صرف و نحو و سایر علوم تخصص داشته و قاضی مکه و مفتی و عالم احناف در زمان خودش بوده است .

مقدمه کتاب تاریخ مکه مشرفه و مسجد الحرام و مدینه مشرفه و قبر شریف

چنین شخصیتی با این ویژگی ها که علمای اهل سنت برای او نقل می کند ، به این آیه برای اثبات جواز توسل استدلال کرده است .

مجری :

یکی از بخش هایی که در برنامه راه و بیراه پخش می شود ، کلیپ هایی است که در خصوص رابطه وهابیت با استعمار می باشد و توضیحات مختصری که در این کلیپ ها داده می شود . این هفته در مورد دو تن از فرماندهان داعش است که از کجا آمده اند و چگونه از فرماندهان داعش شده است .

کلیپ ۱ (لانه زنبور ۱۰ ) :

راوی فیلم :

داعش یا گروه تروریستی موسوم به دولت اسلامی شام و عراق ، که پس از مقاومت ارتش سوریه و هم چنین تقابل جدی با مخالفان داخلی بشار اسد ، مجبور به عقب نشینی شد ، این بار فعالیت های خود را در عراق آغاز کرد . در جایی دیگر باید به فرد دیگری مانند عزت الدوری اشاره کرد که پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ به طرز شگفت آوری از دست آمریکایی ها ، جان سالم به در برد . عزت الدوری از اعضای بلند پایه حزب بعث است که این روز ها در عراق از بالاترین فرماندهان داعش محسوب می شود .

فراری شدن وی از دست آمریکایی ها ، برای بسیاری از تحلیلگران ، باعث شگفتی و تردید به صداقت سیاستمداران کاخ سفید در مورد داعش شد ، ضمن این که حضور هزار چچنی در صف داعش که در زمان جنگ شوروی و افغانستان هم با شوروی جنگیدند و یا وجود افراد مشهوری مثل باتیش بیری ، در فرماندهی داعش ارتباط این گروه با واشنگتن را جدی تر می کند . هر چند که داعشی ها نام جدید الشیشانی را برای او انتخاب کردند ؛ اما او عرب نیست . در همین باره گاردین به این اشاره کرده که حتی لباس های داعشی ها ، متعلق به داعشی ها ست .

داعشی ها برا ی نبرد هایشان از تفنگ های بسیار پیشرفته ام آی سیکس و مسلسل های ام آی توئنی استفاده می کنند که همه این ها، تنها در اختیار ارتش آمریکا ست .

مجری :

ملاحظه فرمودید که دو فرمانده داعش را تا حدودی معرفی کردند که یکی از آن ها عزت الدوری و دیگری شیشانی بود .

استاد یزدانی :

۴ . شیخ نظام الدین

یکی از کتاب های مشهور و معروف احناف به نام فتاوی الهندیه معروف به فتاوی العالمکیریه است (که ابن عابدین در بسیاری از ابواب فقه به این کتاب استدلال می کند ) تألیف شیخ نظام و عده ای از علمای احناف ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد اول ، باتحقیق عبد اللطیف حسن عبد الرحمن ، صفحه ۲۹۳ :

چگونگی سلام دادن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را بیان می کند . بعد از آن سراغ قبر خلیفه اول بروید و به او هم سلام کنید . سپس نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برگردید و در مقابل ایشان بایستید و بگویید :

اللهم إنک قلت وقولک الحق « لو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک … » (نساء / ۶۴) وقد جئناک سامعین قولک طائعین امرک مستشفعین بنبیک إلیک «ربنا اغفرلنا ولإخواننا الذین سبقونا بالایمان » (حشر /۱۰ ) « ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الاخره حسنه » (بقره /۲۰۱ )….

خدایا تو این سخن را فرموده ای و کلام تو حق است که « ولو انهم إذ ظلموا انفسهم ….. من سخن تو را گوش کردم و اطاعت نمودم که پیامبرت را شفیع خود نزد تو قرار دهم …

شیخ نظام الدین (و عده ای از علمای احناف ) فتاوی الهندیه معروف به فتاوی العالمکریه ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۱ ، با تحقیق عبد اللطیف حسن عبد الرحمن ، ص ۲۹۳

این مطلب نظر یک شیعه نیست و این مطلب را قبول ندارم ؛ بلکه نظر یک عالم اهل سنت است که اولا نزد خلیفه اول و دوم برویم تا آن ها نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) شفاعت کنند تا این که آن حضرت به صحبت های مردم گوش کرده و پاسخ آن ها را بدهد و حضرت شفاعت مردم را نزد خداوند کند.

این مطلب هم در یکی از مهم ترین کتاب های اهل سنت بیان شده ؛ یعنی از دیدگاه وهابی ها همه این علما کافر هستند ؟

شرح حال آقای شیخ نظام الدین برهانبوری

کتاب الإعلام بمن فی تاریخ الهند من الأعلام المسمی بـ (نزهه الخواطر وبهجه المسامع والنواظر)، نوشته عبد الحی بن فخر الدین بن عبد العلی الحسنی الطالبی، متوفای ۱۳۴۱هـ ، ناشر: دار ابن حزم ـ بیروت، الطبعه الأولی، ۱۴۲۰هـ ۱۹۹۰م، ج۵، ص۶۵۶:

مولانا نظام الدین البرهانبوری : الشیخ العالم الفقیه نظام الدین الحنفی البرهانبوری ، أحد أکابر الفقهاء الحنفیه وعلمائهم المشهورین ممن تبحر فی العلوم وحرر المسائل ونقل الأحکام وجدد مآثر الفتوى ، وهو ممن تخرج على القاضی نصیر الدین المحدث البرهانبوری ، استخدمه عالمکیر بن شاهجهان الدهلوی حین کان والیا فی بلاد الدکن من قبل والده وجعله من ندمائه ، وولاه تدوین الفتاوی الهندیه وترتیبها باستخدام الفقهاء الحنفیه.

وولی أربعه رجال منهم تحت أمره ، فقسم أرباعها على أربعتهم : أحدهم القاضی محمد حسین الجونبوری المحتسب ، وثانیهم السید علی أکبر أسعد الله خانی ، وثالثهم الشیخ حامد الجونبوری ، ورابعهم المفتی محمد أکرم اللاهوری.

فبذل جهده فی تلک الخدمه الجلیله حتى رتبها فی سنتین ، فأضاف فی منصبه عالمکیر واستثناه عن التکلیفات والتسلیمات المعتاده فی حضره السلطان التی یقال لها کورنش ، وکان عالمکیر یذاکره فی إحیاء العلوم والفتاوی العالمکیریه وبعض کتب السلوک ثلاثه أیام فی کل أسبوع ، فخدمه نظام الدین أربعین سنه وجاوزت سنه ثمانین حولا ، وولده عبد الله أخذ عن أبیه ونال الفضیله فی أیامه ، کما فی مرآه العالم .

مولانا نظام الدین برهانپوری ، استاد، دانشمند و فقیه بود . او یکی از بزرگان علم فقه در مذهب احناف و از دانشمندان مشهور آن‌ها به شمار می‌رود. وی از کسانی است که در این علوم تخصص داشت و مسائل و احکام را نقل و تحلیل می‌کرد و فتوا می‌داد.

عالمگیر شاه جهان دهلوی در زمانی که والی سرزمین هند بود، او را از ندیمان خود قرار داد و به او سرپرست تدوین کتاب الفتاوی الهندیه کرد که فقهای هند را برای این کار استخدام کند: از جمله:

اول : آقای قاضی محمد حسین الجنبوری المحتسب

دوم : شیخ علی اکبر حسینی اسعد الله خانی

سوم : شیخ حامد بن ابی حامد الجنبوری

چهارم : مفتی محمد اکرم لاهوری که در مراه العالم آمده که نویسنده این کتاب است و دیگرانی که حدود بیست نفر هستند و از آن ها به عنوان نویسنده نام برد ه اند . شیخ نظام الدین برهانبوری ، قاضی محمد حسین جنبوری ، شیخ علی اکبر حسینی ، شیخ حامد بن ابی حامد جنبوری ، مفتی محمد اکرم اللاهوری …. که تعدادی از علمای حنفی هند هستند که این کتاب فقهی را به دستور سلطان اورنگ زیب عالمگیر التیموری ، پادشاه هند نوشته اند .

این علمای احناف به آیه قرآن کریم برای اثبات جواز توسل ، استدلال کرده اند .

۵ . محمد عمر سربازی

ایشان از کسانی هستند که مردم چه شیعه و چه سنی ، او را می شناسند . ایشان در کتاب فتاوی منبع العلوم کوه ون ، تألیف محمد عمر سربازی ملازهی ، مرکز پخش ایرانشهر سر باز کوه ون ، جلد اول صفحه ۱۶۱ به بعد :

حکم توسل به کتاب الله یا اشخاص

الاستفتاء (۱۰۴ ) : وسیله گرفتن به شخص یا کتاب الله درست است یا نه ؟

الجواب : اولا حقیقت توسل و وسیله را باید فهمید ، حقیقت توسل این است که هر بنده کاملی را به نزد خداوند متعال به مقدار مرتبه و جاه او ، رحمت خداوند متوجه و شامل او می باشد و غرض توسل این است که توسل کننده می گوید : ای الله به مقدار توجه رحمت و قرب خود که فلان را نزد تو هست به برکت همان رحمت ، مرا فلان چیز را عطا بفرما و همین است هم معنی توسل به قرآن واعمال صالح وانبیا و اولیاء . حاصلش این است : ای الله فلان بنده یا قرآن یا عمل مورد رحمت توست و محبت و اعتقاد با مورد رحمت ، جالب رحمت است و ما به آن محبت و اعتقاد داریم ؛ پس به ما رحمت فرما .

ثانیا : حکم وسیله این است که نزد جمهور اهل سنت و جماعت توسل به قرآن و انبیاء و صلحا جایز ؛ بلکه موجب مقبولیت دعا و مستحسن است . علامه ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب همراه معتقدین خود ، خلاف جمهور رفته اند . مستدل جمهور در مورد این گونه توسل ، تصریحات و اشارات قرآن و حدیث اند .

در ادامه عنوان می زند : ثبوت توسل از قرآن کریم

«وکانوا من قبل یسفتحون علی الذین کفروا » (بقره / ۸۹ )

بودند که قبلا فتح می خواستند بر کفار . یکی از معانی استفتاح ، طلب کردن مدد است . علامه شوکانی که مرجع غیر مقلدین و اهل حدیث است در تفسیر « فتح القدیر » می نویسد : « الاستفتاح الاستنصار » .

بر علیه وهابیت ، از علمای خودشان استدلال می کنند.

 سید محمود آلوسی بغدادی در روح المعانی می نویسد : « این آیه شریفه در موضوع بنی قریظه و بنی نضیر نازل شده است که آنان در زمان اول علیه اوس و خزرج ، با توسل به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) دعای فتح می کردند . همین است قول حضرت ابن عباس و قتاده می گویند که آنان دعا می کردند : « اللهم إنا نسئلک بحق نبیک الذی وعدتنا إن تبعثه فی آخر الزمان إن تنصرنا الیوم علی عدونا فینصرون » : خداوندا همانا ما با توسل به پیامبری که مژده ی بعثت او در آخر زمان به ما داده ای . از تو سؤال می کنیم که امروز ما را بر دشمنانمان پیروزی عنایت کن و آنان پیروز می شدند .

سربازی ملازهی ، محمد عمر ، فتاوا منبع العلوم کوه ون . پخش از ایرانشهر سرباز کوه ون ، ج ۱ ، ص ۱۶۱به بعد

این مطلب استدلال آقای محمد عمر سربازی است که داستانی را نقل می کند که مردم مدینه و یهودیان بنی قریظه در حال جنگیدن بودند که با توسل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همیشه پیروز می شدند ؛ ولی زمانی که با پیامبر (صلی الله علیه و آله) ملاقات کردند ، به آن حضرت ایمان نیاوردند و کافر شدند . خداوند همین داستان را در آیه ۸۹ ، بقره ، طبق دیدگاه اهل سنت و علمای احناف ، نقل کرده است.

آیا محمد عمر سربازی هم کافر است ؟ البته این ها صراحتا در شبکه های خود گفتندکه محمد عمر سربازی مشرک و کافر است . به هر حال ما حرف وهابی ها را قبول می کنیم ، وهابی ها نظرشان همین است که همه غیر از خودشان کافر هستند ؛ ولی اهل سنت دیدگاه ، اعتقاد و راه و مسلک آن ها با وهابیت کاملا متفاوت است . از دیدگاه اهل سنت توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه قبل از تولد و چه در زمان حیات و چه بعد از وفات آن حضرت ، جایز است . این هم استدلال علمای اهل سنت و علمای احناف ، چه از زمان قدیم و چه معاصرشان ، به آیات قرآن کریم برای جواز توسل است .

مجری :

مطالب بسیار واضح و روشن بود ، مخصوصا مورد آخر که هم شخصیت ایشان برای همه شناخته شده بود و هم مطالب مورد نظر به زبان فارسی بیان شد .

کلیپ دیگری آماده شده که مصاحبه با یکی از فقط یا الله گویان است که از کارهایی که انجام داده ، صحبت می کند .

خاطرات، یک داعشی بازگشته از جهاد …

وهابی :

می شود به من آب دهید ؟

سؤال کننده :

الان برایت می آورم . می خواهی چیزی بگویی ؟ کسانی را که سر بریدی را برایم بشمار ؟

وهابی :

ده نفر را سر بریدم در منطقه لطیفیه ، من چهار نفر از آن ها را سر بریدم و پنج نفر را ربودم و سر بریدم . سه نفر از سرباز های محلی سنی را نیز سر بریدم و یک نفر از اهل مسیب که آمده بود به اقوامش سر بزند را گرفتم و سر بریدم .

سؤال کننده :

چند خانوار را آواره کردی ؟

وهابی :

کسی را آواره نکردم ، فقط تهدید کردیم و خودشان خانه هایشان را ترک کردند . به آن ها گفتیم که سه روز فرصت دارید ، اگر خانه را خالی نکنید ، شما را می کشیم .

سؤال کننده :

چرا این کار را کردید ؟

وهابی :

چون که نمی گذاشتند که ما کار کنیم .

سؤال کننده :

در ازای سر بریدن یک شیعه به شما چقدر پول می دهند ؟

وهابی :

برای سر بریدن هر شیعه ، ۳۰۰ دلار می گرفتیم .

سؤال کننده :

کسی از قربانی ها برای زنده مانده التماس نمی کرد ؟ چه می گفت ؟

وهابی :

بله ، التماس می کرد . می گفت : من خانواده و بچه دارم . تو رو خدا سر من را نبر و من را نکش ؛ ولی رئیس ما می گفت که سرش را قطع کن .

سؤال کننده :

دلت به رحم نیامد ؟

وهابی :

چرا دلم به رحم آمد .

سؤال کننده :

چرا سرش را قطع کردی ؟ شب خوابت برد ؟ فکر نکردی این بدبختی را که کشتی زن و بچه دارد ، چرا از شیعیان بدت می آید؟

وهابی :

خوابم نبرد ، رهبران ما به ما دستور می دهند .

سؤال کننده :

تو از رهبرانت سؤال نمی کنی که شیعه چه مشکلی دارد ؟

وهابی :

ما نمی خواهیم شیعیان در این مناطق مسئولیتی داشته باشند ، فقط سنی ها مسئولیت داشته باشند .

سؤال کننده :

مگر شیعیان چه کار می کنند ؟

وهابی :

شیعیان مشرک و صفوی هستند .

سؤال کننده :

چرا مشرک هستند ؟

وهابی :

نمی دانم ، آن ها مثل ما هستند .

سؤال کننده :

پس چرا سرشان را قطع می کنی ؟

وهابی :

مجبور بودم .

سؤال کننده :

اولی را به اجبار کشتی ، بقیه را چی ؟ تو هفت نفر را کشتی و چهار نفر را سر برید ی و سه نفر را به تفنگ کشتی .

چه کسی به شما فتوای نکاح و همجنس بازی داد ؟

وهابی :

ابو یاسر فتوا داد ، گفت همجنس بازی حلال است . گفت اگر نگذارید با شما همجنس بازی کنم ، شما را می کشم . گروهی سراغ ابو علاء رفتند و سؤال کردند که همجنس بازی حلال است ؟ جواب داد که اگر مسئول شما راضی باشد ، حلال است .

سؤال کننده :

مسئول شما راضی بود ؟ به همه شما تجاوز جنسی کرد ؟ شما چند نفر بودید ؟  

وهابی :

بله ، ما ده نفر بودیم و به همه ما تجاوز جنسی کرد .

سؤال کننده :

شما هم به او تجاوز کردید؟

وهابی :

نه ، او امیر ماست و ما نمی توانیم به امیر خود تجاوز جنسی کنیم .

سؤال کننده :

چرا حلال نیست ؟

وهابی :

حلال است ؛ اما نمی توانیم .

سؤال کننده :

امیر شما چه شکلی بود ؟

وهابی :

ریش بلندی داشت و لاغر بود و ریشش را با حنا رنگ کرده بود . چهار شانه و سبزه بود و گاهی هم سرمه می کرد . گاهی لباس های نظامی می پوشید .

سؤال کننده :

          به ما بگو چگونه به تو تجاوز جنسی کردند ؟

وهابی :

اول دست های من را می بستند ، بعد من را می خواباندند و ابو یاسر آمد و به من تجاوز جنسی کرد …

سؤال کننده :

مگر تو مجاهد نیستی ؟ تو مجاهدی یا همجنس بازی ؟

وهابی :

من مجاهدم ؛ ولی مجبورم .

سؤال کننده :

خواهرانت کجا هستند ؟

وهابی :

به خواهرم نیز تجاوز کردند .

سؤال کننده :

سرت را بلند کن ، خجالت می کشی ؟

وهابی :

نه

سؤال کننده :

این کار برای تو عادی شده است ؟ مگر تو مرد نیستی ، تو ازدواج کردی ؟ برادرت ازدواج کرده است ؟

وهابی :

بله

سؤال کننده :

برادرت با شما در یک خانه زندگی می کند ؟

وهابی :

برادر بزرگترم جای دیگری زندگی می کند و فقط برادر دومی با ما در یک خانه است .

سؤال کننده :

زن برادرت که به او تجاوز می کنند ، اسمش چیست ؟

وهابی :

اسمش سرور است .

سؤال کننده :

برادرت چه کاره است .

وهابی :

در دانشگاه امام اعظم ابو حنیفه مشغول کار است .

سؤال کننده :

برادرت می داند که به همسرش تجاوز می شود ؟

وهابی :

بله ، می داند .

سؤال کننده :

اسم برادرت چیست ؟

وهابی :

امین سخی ابراهیم

سؤال کننده :

برادر دومی چی ؟

وهابی :

ابو الحسین عماد در شهرک عسگری مسیب زندگی می کند .

سؤال کننده:

به همسر او هم تجاوز می کنند ؟

وهابی :

نه ، چون همسرش خوش قیافه نیست ، به سراغش نمی روند .

سؤال کننده :

یعنی او را دیدند و از قیافه اش خوششان نیامده ؟

وهابی :

بله .

مجری :

ملاحظه فرمودید مجاهدین وهابی هستند که به نام دین چنین کار هایی را انجام می دهند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای احمدی از فارس ـ شیعه

بنده سه سؤال از برادران اهل سنت و وهابی ها داشتم . سؤال اول بنده این است که برادران اهل سنت و آقایون وهابی ، خطبه غدیر را قبول دارند ؛ ولی می گویند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند که هر که من دوست او هستم ، علی هم دوست اوست .

ما هم فرض می کنیم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چنین کلامی را بیان کرده باشند . سؤال بنده این است که آیا دوست داشتن به این معنا است که همسرش را کتک بزنید ؟ و یا این که دستان مبارک ایشان را ببندید و در کوچه بکشانید ؟ دوست داشتن به این معناست که فرزندش را سقط کنید ؟

سؤال دوم هم این است که قبر حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) کجاست ؟ اکثرا می گویند : ما نمی دانیم . چرا نمی دانید ؟ چرا حضرت نخواستند که بعضی ها از جای قبر شان مطلع شوند ؟ علت آن چیست ؟ آیا حضرت فاطمه (علیها السلام) از بعضی ها ناراحت بوده اند ؟

سؤال سوم این است که امام حسین (علیه السلام) را چه کسانی و به دستور چه کسی به شهادت رساندند ؟ آیا به دستور بنی امیه به شهادت نرساندند ؟ شما می گویید که شیعیان امام حسین (علیه السلام) را کشته اند و الان برای آن حضرت عزاداری می کنند ؟ عمر سعد کیست ؟ یزید فرزند چه کسی بود ؟ ابن زیاد و شمر بن ذی الجوشن چه کسانی هستند ؟ یعنی حبیب بن مظاهر حضرت را کشته اند ؟ یزید بن معاویه که امروز شما به او رضی الله عنه می گویید ، سنی بوده یا شیعه ؟

استاد یزدانی :

در مورد این که شیعیان در شهادت امام حسین (علیه السلام) نقش داشته اند ، ما در سال های گذشته در ایام شهادت حضرت به صورت مفصل بحث کردیم . کسانی که امام را به کربلا دعوت کردند ، از اولین کسی که نامه نوشت و کسانی که جزء فرماندهان سپاه ابن زیاد بودند ، همه از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند : اسماء بن خارجه ، سلیمان بن صرد خزاعی ، شبث بن ربعی ، عبد الرحمن بن حصن ، محمد بن اشعث و ازره بن قیس ، کثیر بن شهاب ، حجار بن ابجز ما این افراد را از کتاب های اهل سنت ثابت کردیم که از صحابه بودند .

مثلا اسماء ابن خارجه را از کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، ج اول ، صفحه ۳۷۹ ) :

اسماء ابن خارجه بن حصن بن حذیفه از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است .

ابن حجر عسقلانی ، الاصابه فی تمییز الصحابه ، ج ۱ ، ص ۳۷۹

اما این که در کربلا حضور داشته را از کتاب انساب الاشراف ، تألیف احمد بن یحیی بن جابر بلاذری ، جلد ۳ ، صفحه ۳۸۷ :

از کسانی که در کربلا حضور داشته و جزء اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز است ، نام برده .

بلاذری ، احمد بن یحیی بن جابر ، انساب الاشراف ، ج ۳ ، ص ۳۸۷

بقیه افراد را هم در ایام محرم ان شاء الله بیان خواهیم کرد که همه کسانی که به امام حسین (علیه السلام ) نامه نوشتند و از فرماندهان سپاه ابن زیاد بودند ، همه از صحابه بود و اگر شیعه ای هم بوده ، در سپاه امام بوده اند .

بیننده : احمد از اراک ـ شیعه

جا دارد که بنده در این برنامه از این شبکه های وهابی تشکر کنم ، به دلیل این که بعد از دیدن کارها و شنیدن سخنان آن ها ، متوجه شده ایم که دین اسلام ، بهترین و مذهب شیعیان ، بهترین مذهبی است که ما در اختیار داریم .

در خصوص بحث توسل هم باید به این هایی که توسل را قبول ندارند بگویم که انسان اگر بخواهد یک مقام عالی رتبه را ملاقات کند ، مستقیما که به او اجازه ملاقات نمی دهند ؛ بلکه باید رئیس دفتر آن شخصیت ، این اجازه را صادر کند که در چه زمان و در چه تاریخی به ملاقات برود و همیشه باید یک واسطه در بین باشد که این کار انجام شود . شیعه هم تا زنده است می گوید : لا اله الا الله ، محمد رسول الله و علی ولی الله .

سؤالی هم از استاد عزیز داشتم که در مورد لعن امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که زبانم لال ، توسط معاویه انجام شده در کتب اهل سنت هم بیان شده است و در پایان هم به کوری چشم وهابیت می گویم : اللهم عجل لولیک الفرج

استاد یزدانی :

در مورد سب امیر المؤمنین علی (علیه السلام) توسط معاویه را از کتاب ابن تیمیه می خوانم . کتاب منهاج السنه النبویه فی نقض کلام الشیعه القدریه ، تألیف تقی الدین احمد بن عبد الحلیم ابن تیمیه حرانی ، جلد ۵ ، با تحقیق دکتر محمد رشاد سالم ، صفحه ۴۲ که ایشان صراحتا نقل می کند :

واما حدیث سعد لما امره معاویه بالسب فأبی ، فقال : ما منعک أن تسب علی بن ابیطالب (علیه السلام) ؟ فقال : ثلاث قالهن رسول الله صلی الله علیه وآله …

اما حدیث سعد که معاویه به سعد بن ابی وقاص دستور داد که امیر المؤمنین (علیه السلام ) را سب کند و فحش دهد . اما او این کار را انجام نداد . از او سؤال کردند که چرا به علی بن ابیطالب (علیه السلام) فحش نمی دهی ؟ گفت : به خاطر این که علی بن ابیطالب (علیه السلام) سه ویژگی دارد که من هیچ گاه او را سب نمی کنم . اگر من یکی از آن ویژگی ها را داشتم ، برای من بهتر ازشتران سرخ مو بود . این روایت در صحیح مسلم نقل شده است .

ابن تیمیه حرانی ، تقی الدین احمد بن عبد الحلیم ، منهاج السنه النبویه فی نقض کلام الشیعه القدریه ، با تحقیق دکتر محمد رشاد سالم ، ص ۴۲

ما از همین سخن ابن تیمیه خواندیم که معاویه بن ابی سفیان دستور به سب امیر المؤمنین علی (علیه السلام ) می داده .

بیننده : رضا از بهبهان ـ شیعه

بنده چند سؤال در مورد توسل داشتم . اول این که آیا روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در کتب شیعه و اهل سنت با سند صحیح موجود هست که ایشان طریقه توسل به خودشان را نقل کرده باشند ؟

استاد یزدانی :

در کتاب الروض الدانی إلی معجم الصغیر للطبرانی ، تألیف آقای طبرانی ، با تحقیق محمد شکور محمود الحاج امریر ، ج اول ، چاپ مکتب الاسلامی بیروت ، صفحه ۳۰۶ :

که خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به اصحاب آموزش داده که برای توسل به ایشان چه کارهایی انجام دهیم . این که اول وضو بگیرد ؛ سپس در مسجد دو رکعت نماز بخواند و بگوید :

اللهم انی اسئلک وات وجه إلیک بنبینا محمد صلی الله علیه وآله وسلم نبی الرحمه یا محمد إنی اتوجه بک إلی ربک جل وعز . فیضی لی حاجتی .

همان توسلی را که ما شیعیان انجام می دهیم در کتاب های اهل سنت بیان شده است . در صفحه بعد آقای طبرانی می گوید :

… والحدیث صحیح …

طبرانی ، الروض الدانی إلی معجم الصغیر للطبرانی ، با تحقیق محمد شکور محمود الحاج امریر ، ج ۱ ، چاپ مکتب الاسلامی بیروت ، ص ۳۰۶

معمولا آقای طبرانی چنین چیزی که روایت را تصحیح کند را انجام نمی دهند ؛ اما در این جا گفته اند که سند روایت صحیح است .

در کتب شیعه هم روایت از امام صادق (علیه السلام) را خواندیم که به شما نشان می دهم . در کتاب شریف کافی ، جلد ۴ ، صفحه ۵۵۴ ، روایت با سند صحیح از امام صادق (علیه السلام) نقل شده :

امام صادق (علیه السلام) به ما یاد می دهد زمانی که به زیارت قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رفتید ، چگونه توسل کنید و چه کلماتی را بگویید . به آیه قرآن کریم استدلال می کند و می فرماید که این جملات را بگویید :

وإنی اتیت نبیک مستغفرا تائبا من ذنوبی وانی اتوجه بک إلی الله ربی و ربک لیغفر لی ذنوبی ….

شیخ کلینی ، کافی ، ج ۴ ، ص ۵۵۴

این کلام امام صادق (علیه السلام ) است که با کلام رسول خدا(صلی الله علیه السلام) و کلام خداوند هیچ فرقی نمی کند . زمانی که ثابت شد که کلام ، کلام امام صادق (علیه السلام ) است ، با کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امیر المؤمنین (علیه السلام) و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه ) است و هیچ تفاوتی بین این عزیزان نیست وکلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، کلام خداوند است .

بیننده :

حدیث مقطوع و مرسل چه حدیثی است ؟

استاد یزدانی :

از دیدگاه شیعه ، حدیث مقطوع حدیثی است که در سلسله روات آن ، یک نفر افتاده باشد . حدیث مقطوع و مرسل ازدیدگاه ما یکی است و با هم فرقی ندارد . ما برای سخن صحابه و تابعین تعابیر مختلفی نداریم . از دیدگاه اهل سنت حدیث مقطوعی ، حدیثی است که روات روایت به صحابه رسیده و به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نرسیده باشد ؛ اما حدیث مرسل ، حدیثی است که تابعی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بدون واسطه صحابی نقل کند و ما مرسل را به سندی می گوییم که یک افتادگی داشته باشد .

بیننده : آقای کشاورز از تهران ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی یک سؤال داشتم و می خواستم یک مسئله ای را مطرح کنم .

سؤال این است که آیا در مورد شهادت دادن به عصمت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) در اذان و اقامه به نیت رجاء ، روایتی هم موجود است یا نه ؟

استاد یزدانی :

شما به نیت رجاء می توانی هر چیزی را بگویی ؛ اما در این مورد روایتی نیست . در مورد شهادت دادن به ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) در کتاب های اهل سنت روایت است که آن ها در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) به ولایت امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شهادت می دادند ؛ اما در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها ) به قصد رجاء اشکالی ندارد ؛ ولی حق ندارد که به عنوان جزئی از اذان گفته شود .

مجری :

از شما استاد گرامی و عزیز و هم چنین بینندگان ارجمند به خاطر همراهی با ما ، تشکر می کنیم .

یا علی مدد

اللهم عجل لولیک الفرج

خدایار و نگهدارتان .