بزرگان اهل سنت تصریح کرده اند که محمد بن عبد الوهاب از نسل شیطان و از نظر ذهنی عقب مانده بوده است .

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

برنامه ” راه و بیراه ” قسمت دهم

تاریخ : ۱۵/ ۰۲/ ۹۳

دیدگاه بزرگان اهل سنت در باره محمد بن عبد الوهاب

دانلود فیلم برنامه راه و بیراه قسمت دهم

مجری :

این دهمین برنامه از سلسله برنامه های راه و بیراه است که ما در آن بررسی اعتقادات وهابیت ، ریشه های وهابیت و این که از کجا به وجود آمده اند را شروع کرده ایم . در جلسه اول و دوم استاد یزدانیدر مورد حکومت سیاسی آن ها بیاناتی را فرمودند و در جلسات گذشته هم توضیحاتی داده شد .

آن چه به شما بینندگان عزیز قول دادیم ، قرار است که ما به شخصیت‌های وهابی بیشتر بپردازیم . در این جلسه بیشتر روی شخص محمد بن عبد الوهاب تمرکز داریم و آن چه که علما و بزرگان اهل سنت در باره این شخصیت تأثیر گذار بر وهابیت، گفته اند را ان شاء الله استاد یزدانی خواهند فرمود همراه با کلیپ هایی که پخش خواهیم کرد .

استاد یزدانی :

دیدگاه علمای اهل سنت در مورد محمد بن عبدالوهاب

همان طور که شما گفتید موضوع برنامه ی این هفته ما دیدگاه علمای اهل سنت در مورد شخص محمد بن عبد الوهاب است و کتاب هایی که در باره محمد بن عبد الوهاب و افکار و مذهب وهابیت نوشته اند .

ما بارها گفتیم که علمای اهل سنت چندین برابر علمای شیعه علیه محمد بن عبد الوهاب و اعتقادات او کتاب نوشته اند و امشب این مطالب را عملی هم ثابت خواهیم کرد؛ هر چند که علمای شیعه نیز تلاش های زیادی کرده و کتاب های خیلی خوبی هم نوشته اند .

برای این که ما نمی توانیم همه این کتاب ها را بخوانیم و دیدگاه همه علما را بیان کنیم ، من فهرست این کتاب ها را از زبان یکی از بزرگان وهابیت امروز و معاصر که ایشان در کتاب خود همه این ها را جمع آوری کرده ، به شما و بیننده های عزیز نشان خواهیم داد .

ایشان در ۲۴ صفحه ای که من توانستم ذخیره کنم، دشمنی های علمای اهل سنت را با محمد بن عبد الوهاب در این کتابش جمع کرده و این که علمای اهل سنت چقدر با محمد بن عبد الوهاب دشمن بوده و او را تکفیر کردند و کتاب هایی که علیه او نوشته اند ؛ البته چند کتاب از شیعیان را هم نام برده است .

نقل دشمنی های علمای اهل سنت در کتاب دعاوی المناوئین

یکی از این کتابها «دعاوی المناوئین لدعوه الشیخ محمد بن عبد الوهاب عرض و نقض» تألیف عبد العزیز بن محمد بن علی العبد اللطیف است که در دار الطیبه عربستان سعودی چاپ شده است . ان شاء الله خود نویسنده را از سایت خودش معرفی خواهیم کرد .

نویسنده وهابی در این کتاب دشمنی های علمای اهل سنت با محمد بن عبد الوهاب را جمع آوری کرده و کسانی که کتاب علیه او نوشته را به صورت یک لیست آورده است :

وی می نویسد:

فممن عارض دعوه الشیخ الإمام وناصبها العداء فی بلاد النجد اثناء ظهور الدعوه ، عبد الله بن أحمد بن سحیم …

از کسانی که با دعوت محمد بن عبد الوهاب مبارزه کرد و با او در زمان محمد بن عبد الوهاب در شهرهای نجد دشمنی کرد عبد الله بن احمد بن سحیم ( متوفای ۱۱۷۵ هـ ) از قبیله آل سحیم بود .

از اولین کسانی بود که علیه محمد بن عبد الوهاب کتاب نوشته و تقریبا ۲۰ سال بعد از ظهور وهابیت و بیعت محمد بن عبد الوهاب با محمد بن سعود ، از دنیا رفته است.

نفر بعدی عبد الله بن عیسی است:

ومن أشد خصوم هذه الدعوه وأکثرهم عنادا ومناهضه عبدالله بن عیسی المویس ( ت ۱۱۷۵ هـ ) …

از شدیدترین دشمنان این دعوت و کسی که بیشتر از همه با محمد بن عبد الوهاب و دعوت او دشمنی کرد و علیه او قیام نمود ، عبد الله بن عیسی المویس ( متوفی ۱۱۷۵ هـ ) است .

نویسنده کتاب این اشخاص را دقیقا به ترتیب سال نام می برد که همزمان با محمد بن عبد الوهاب بودند .

و در ادامه می نویسد:

وقد جاهر عبد العزیز بن عبد الرحمن بن عدوان ( ت ۱۱۷۹ هـ ) بالعداوه للشیخ …

ویبدو أن هذه الرساله فی الوقف ، وکان مربد بن أحمد بن الوهیبی التمیمی من أهل حریملاء من أعداء الدعوه …

آقای عبد العزیز بن عبد الرحمن بن عدوان با شیخ محمد بن عبد الوهاب علنی دشمنی می کردو رساله ای ۸۰ ورقه ای نوشت که قطع آن کوچک بود و مطالبی علیه محمد بن عبد الوهاب در آن نوشته بود .

آقای مربد بن أحمد بن الوهیبی التمیمی که اهل حریملاء و از همان منطقه ای بود که محمد بن عبد الوهاب به دنیا آمد بود . از مهم ترین دشمنان محمد بن عبد الوهاب بود.

ومن أشد هؤلاء الخصوم عداوه وکیدا وأعظمهم إفکا و تضلیلا ، سلیمان بن سحیم ( ت ۱۱۸۱ هـ ) ، فإن عداوته ظاهره وواضحه …

از سرسخت ترین دشمنان محمد بن عبد الوهاب که خیلی دشمنی و حیله کرد و خیلی از همراهانش را گمراه نمود ، سلیمان بن سحیم ( متوفای۱۱۸۱هـ) بود . دشمنی او بسیار آشکار و واضح بود.

محمد بن عبد الوهاب در کتاب رسائل شخصیه خود نیز به این مطلب اشاره کرده است . البته در پاورقی همه این افراد را معرفی شده .

در صفحه بعد می نویسد :

ومن المناوئین لهذه الدعوه سیف بن أحمد العتیقی (ت ۱۱۸۹ هـ ) ویتجلی عدائه بأنه جمع الردود التی رد بها علی الشیخ محمد بن عبد الوهاب فکانت سفرا ضخما …

یکی دیگر از کسانی که با محمد بن عبد الوهاب دشمنی کرده است ، سیف بن أحمد العتیقی است .

او کتابی تألیف کرد که تمام ردیه های علماء علیه محمد بن عبد الوهابرا جمع آوری کرده بود و به صورتیک کتاب بسیار قطور شده بود .

البته این کتاب الان متأسفانه موجود نیست و از بین برده اند .

وسعی سلیمان بن عبد الوهاب (ت ۱۲۰۸هـ ) شقیق الشیخ الإمام فی معاداه الدعوه وتعددت أسالیب خصومته ومناوئته … فقد ألف رساله سماها « فصل الخطاب فی الرد علی محمد بن عبد الوهاب» کان من آثارها نکوص أهل حریملاء عن إتباع الدعوه ، ولم یقف الأمر عند هذا الحد ، بل تجاوزت آثار الکتاب العیینه…

برادر محمد بن عبد الوهاب ، سلیمان بن عبد الوهاب تلاش زیادی در دشمنی با او و دعوتی که داشت کرد و این دشمنی را با روش های متفاوتی انجام می داد.

سلیمان بن عبد الوهاب کتابی به نام فصل الخطاب فی الرد علی محمد بن عبد الوهاب تألیف کرده است .

یکی از کارهایی که انجام داد این بود که مردم حریملاء را علیه این دعوت شوراند و به این قضیه هم متوقف نشد ؛ بلکه آثار کتاب او به عیینه هم رسید و مردم به شکافتادند و علیه محمد بن عبد الوهاب موضع گرفتند .

این اعتراف یک شیعه یا یک سنی نیست ، این حرف را یک از بزرگان وهابی معاصر و استاد دانشگاه محمد بن سعود عربستان سعودی گفته است .

بعد مطلبی از عثیمین بیان می کند که سلیمان بن عبد الوهاب تلاشش را فقط به حریملاء متوقف نکرد :

وإنما بذل جهدا لإقناع أهل العیینه بالخروج علی الدعوه ودولتها

وکانت وسیلته فی ذلک أن أرسل إلیهم کتابا ضمنه آراء المتناقض، آراء أخیه محمد فی مسائل العقیده …

بلکه به عیینه رفت تا مردم را علیه دولت وهابیت خروج کنند . وسیله این کارش کتابی بود که تناقض گویی های برادرش را در مسائل اعتقادی جمع کرده بود و این ها را به مردم نشان می داد و مردم آن ها را باور می کردند و کم کم از وهابیت زده می شدند .

نفر بعدی که نام می برد :

وناهض محمد بن فیروز (ت ۱۲۱۶هـ) دعوه الشیخ الإمام أشنع مناهضه وأشدها وکاد لها بمختلف أنواع الکید والمکر ومن جمله کیده أنه ألف کتابا فی الرد علی هذه الدعوه بعنوان «الرساله المرضیه فی الرد علی الوهابیه» .

محمد بن فیروز (متوفای ۱۲۱۶ هـ) که از همه بدتر و شدید تر دشمنی می کرد و از انواع مکر و حیله در دشمنی خود استفاده می کرد . از جمله این مکر و حیله ها کتابی بود که در رد محمد بن عبد الوهاب نوشت به نام الرساله المرضیه فی الرد علی الوهابیه .

این کتاب ها متأسفانه در دسترس ما نیست و اگر کسی نسخه های خطی این کتاب ها را چاپ کند ، بزرگ ترین خدمت را به مسلمین کرده است . مطلب جالبی در مورد محمد بن فیروز است که بعد از پخش کلیپ آن را بیان می کنم .

اما در مورد شهر إحساء :

وأما عن بلاد الإحساء فقد ألف عبد الله بن محمد بن عبد اللطیف وهو أحد الشیوخ الإمام محمد بن عبد الوهاب فی الإحساء رساله بعنوان «سیف الجهاد لمدعی الإجتهاد » .

یکی از اساتید محمد بن عبد الوهاب شخصی به نام عبد الله بن محمد بن عبد اللطیف از شهر احساء بود . کتابی علیه محمد بن عبد الوهاب نوشت به نام سیف الجهاد لمدعی الإجتهاد .

انصافا عنوان این کتاب شمشیری برنده بر گردن وهابی ها است .

مجری :

استاد یزدانی آن تألیفی که برادرشان داشتند همان تألیف صواعق الإلهیه است با یک عنوان دیگر؟

استاد یزدانی :

در پاورقی توضیح داده بود که این کتاب با عنوان های مختلف چاپ شده است . الصواعق الإلهیه فی الرد علی الوهابیه ، الفصل الخطاب فی الرد علی الوهابیه این دو عنوان ، یک کتاب هستند که با نام های مختلف چاپ شده است .

در ادامه می گوید :

کما ألف محمد بن عبد الرحمن بن عفالق (ت ۱۱۶۴هـ) رساله وجهها إلی الشیخ محمد بن عبد الوهاب وکان عنوانها «التهکم المقلدین فی مدعی تجدید الدین» وقد تضمنت هذه الرساله أسئله تعجیزیه تهکمیه وبأسلوب یحمل طابع التحددی والغرور ، وقد قصد بها ابن عفالق الطعن والتوهین فی محمد بن عبد الوهاب …

محمد بن عبد الرحمن بن عفالق (متوفای ۱۱۶۴ هـ) نامه ای به محمد بن عبد الوهاب نوشت با عنوان التهکم المقلدین فی مدعی تجدید الدین .

در این نامه سؤال هایی را آورده بود که هممحمد بن عبد الوهاب از پاسخ دادن به آن عاجز شده بود و هم حالت طنز گونه داشت . حتی تحدی هم کرده بود که اگر مرد هستی ، جواب این سؤالات را بده .

هدف این نویسنده سنی مسخره کردن و توهین به محمد بن عبد الوهاب بوده است .

تهکم به معنای مسخره کردن است؛ یعنی مقلدین کسانی را که مدعی تجدید دین هستند، به استهزاء گرفته‌اند .

اما در شهر مدینه :

وفی المدینه کتب محمد بن سلیمان الکردی (ت ۱۱۹۴ هـ ) أسئله وأجوبه ضد الدعوه السلفیه …

کما کتب الکردی تقریظ لرساله سلیمان بن عبد الوهاب ، مؤیدا فی ذلک…

در شهر مدینه محمد بن سلیمان کردی (متوفای ۱۱۶۴ هـ)استاد محمد بن عبد الوهاب کتابی علیه دعوت سلفی ها نوشت .

همان‌طوری که این آقای کردی تقریظی بر کتاب سلیمان بن عبد الوهاب نوشته و او را در این قضیه تأیید کرده است .

این کتاب یکی از مهم ترین کتاب ها ست که علیه محمد بن عبد الوهاب نوشته شده است .

این ها همه از بزرگان اهل سنت و از اساتید محمد بن عبد الوهاب هستند و حتی برادرش هم علیه او کتاب نوشته است.

نکته جالب این است که مطلب آقای سلیمان الکردی را که ما قبلا خوانده بودیم هم این وهابی بیان کرده که :

یا ابن عبد الوهاب سلام علی من اتبع الهوی فإنی أنصحک الله تعالی أن تکف لسانک عن المسلمین

ای پسر عبد الوهاب سلام بر کسی که پیرو هدایت است (یعنی تو شایسته سلام هم نیستی) من تو را نصیحت می کنم که زبانت را از مسلمان ها برداری و مسلمان ها را تکفیر نکنی .

ادامه آن را نیاورده است که ما قبلا آن را خواندیم که گفته بود ای پسر عبد الوهاب !تو و پیروانت بسیار اندک هستید و حق نداری که سواد اعظم را تکفیر کنی .

اما در عراق :

وفی العراق کتب أحمد بن علی البصری الشهیر بالقبانی (کان حیا سنه ۱۱۵۷ هـ) مجلدا ضخما سمی ب « فصل الخطاب فی رد ضلالات ابن عبد الوهاب» …

در عراق أحمد بن علی البصری الشهیر بالقبانی که در سال ۱۱۵۷ هـزنده بوده، کتاب قطوری نوشت به اسم فصل الخطاب فی رد ضلالات ابن عبد الوهاب .

وألف عبد الله بن داوود الزبیری (ت ۱۲۲۵ هـ) کتابا فی مناهضه هذه الدعوه سماه «الصواعق والرعود فی الرد علی ابن سعود» .

آقای عبد الله بن داوود الزبیری متوفای ۱۲۲۵ هـ کتابی در دشمنی با محمد بن عبد الوهاب نوشت به نام الصواعق و الرعود فی الرد علی ابن سعود .

این کتاب هم یکی از مهم ترین کتاب های اهل سنت است بر رد وهابیت و جالب است که خودش هم در ادامه همین مطلب را متذکر می شود :

ومن خلال الإطلاع علی بعض کتب الخصوم ، یظهر أن کتاب الصواعق والرعود له أهمیه وعنایه عند الخصوم ویحظی مؤلفه بالمدح والتقدیر لدیهم .

وقتی کتاب های دشمنان وهابیت را خواندم برای من آشکار شد که کتاب الصواعق و الرعود اهمیت زیادی در نزد دشمنان محمد بن عبد الوهاب داشته است و تعدادی هم بر این کتاب تقریظ زده اند و آن را توصیف کرده اند

مثلا محمد بن محمد قادری در باره این کتاب این مطالب را گفته :

وهو کتاب مخزون بالعجائب ومشحون بالغرائب ، عظیم النفع ، جلیل الشأن ، واضح البرهان …

ومدح حسن بن عمر الشطی الصواعق ومؤلفها فقال :

وقد ألف العلامه المحقق والفهامه المدقق الشیخ عبد الله بن داوود کتابا مشهورا مسمی ب «الصواعق والرعود فی الرد علی ابن سعود» …

این کتاب سرشار از عجایب و غرائب ، بسیار پر منفعت، پر ارزش و با برهان‌های روشن است

آقای حسن بن عمر الشطی هم توضیح داده که نویسنده این کتاب کیست : او علامه، تیزهوش و تیز بینی بود. شیخ عبد الله بن داود کتابی مشهوری با عنوان الصواعق والرعود فی علی ابن سعود تألیف کرده است.

و توضیح و توصیف هایی که از این نویسنده کرده است .

در صفحه بعد هم می گوید : آقای علوی الحداد هم کتابی نوشته درباره این کتابالصواعقو آن را تعریف و تمجید کرده است .

اما در یمن :

وفی الیمن کتب عبد الله بن عیسی الکوکبانی ( ت ۱۲۲۴ هـ ) کتابا فیالطعن علی دعوه الشیخ سماه «السیف الهندی فی إبانه طریق الشیخ النجدی»

در یمن عبد الله بن عیسی الکوکبانی ( متوفای ۱۲۲۴ هـ ) کتابی در مورد دعوت محمد بن عبد الوهاب نوشته به نام سیف الهندی فی إبانه طریق الشیخ النجدی .

وفی حضرموت ألف علوی بن أحمد الحداد (ت ۱۲۳۲ هـ ) کتابا فی مناهضه الشیخ ودعوته فنصف کتاب بعنوان « السیف الباتر لعنق المنکر علی الأکابر، ثم تبعه الآخر عنوانه « مصباح الأنام وجلاء الظلام فی رد شبه البدعی النجدی التی أضل بها العوام » .

در حضرموت آقای علوی بن احمد الحداد ( متوفای ۱۲۳۲ هـ ) دو کتاب در دشمنی با محمد بن عبد الوهاب و دعوت او نوشت با عنوان «السیف الباتر لعنق المنکر علی الأکابر» و کتاب دیگری با عنوان «مصباح الأنام و جلاء الظلام فی رد الشبه البدعی النجدی التی أضل بها العوام»

چراغی برای مردم و نوری که ظلمت را روشنایی می دهد در رد شبهه های شخص بدعت گذاری که از نجد بوده و مردم عوام را فقط می تواند گمراه کند.

وکتب المدعو محمد بن محمد القادری رساله قصیره فی الطعن علی الشیخ والإمام عبدالعزیز بن محمد بن سعود (ت ۱۲۱۸ هـ ) …

آقای محمد بن محمد قادری کتابی خلاصه‌ای نوشت در طعن به محمد بن عبد الوهاب و عبد العزیز بن محمد بن سعود ( متوفای ۱۲۲۸ هـ ) .

وألف عمر المجوب ( ت ۱۲۲۲ هـ ) من علماء تونس رساله فی الرد علی الوهابیه …

آقای عمر المجوب ( متوفی ۱۲۲۲ هـ ) از علمای تونس که کتابی در رد وهابیت نوشت .

اما از سرزمین های مغرب :

من بلاد المغرب کتب محمد بن عبد المجید بن عبد السلام بن کیران الفاسی ( ت ۱۲۲۷ هـ ) أحد علماء فاس بالمغرب ، رساله بعنوان «الرد علی بعض المبتدعین من طائفه الوهابیه» …

از بلاد مغرب آقای محمد بن عبد المجید بن عبد السلام بن کیران الفاسی ( متوفی ۱۲۲۷ هـ) که از علمای فاس مغرب بود و کتابی با عنوان « الرد علی بعض المبتدعین من طائفه الوهابیه » نوشت.

همه این‌ها از علمای معاصر اهل سنت از شهر ها و کشور های مختلف بوده کهدر رد محمد بن عبد الوهاب کتاب نوشتند .

و در ادامه می‌نویسد :

ومنهم عثمان بن سند البصری (ت ۱۲۵۰ هـ) وعداوته ظاهره فی کتابه المسمی « مطالع السعود بطیب أخبار الوالی داود » وقد إختصره أمین بن حسن الحلوانی المدنی ….

آقای عثمان بن سند البصری ( متوفای ۱۲۵۰ هـ ) کتابی علیه وهابی ها نوشت با عنوان « مطالع السعود بطیب أخبار الوالی داود » و آقای أمین بن حسن الحلوانی المدنی آن را مختصر کرده است .

در صفحه بعد می نویسد :

ومن أشد الخصوم ـ فی بلاد النجد آنذاک ـ عداوه وکیدا لهذه الدعوه السلفیه وأنصارها عثمان بن منصور ( ت ۱۲۲۸هـ) …. …

فی کتب عثمان بن منصور بخطوطه أمورا تتضمن الطعن علی المسلمین وتضلیل أمامهم الشیخ محمد بن عبد الوهاب فیما دعا إلیه من التوحید وإظهار ما یعتقده فی أهل هذه الدعوه من أنهم خوارج تنزل الأحادیث التی وردت فی الخوارج علیهم .

… وأما کتبه التی ألفها ضد هذه الدعوه ومجددها فهی : جلاء الغمه عن تکفیر هذه الامه … وله کتاب رابع بعنوان « منهج المعارج فی الأخبار الخوارج » …

یکی از سر سخت ترین دشمنان وهابیت در شهرهای نجد در آن زمان، آقای عثمان بن منصور (متوفای ۱۲۲۸ هـ) بود که کتابی بر رد وهابیت نوشت .

کتاب عثمان بن منصور اموری را در بر دارد که شامل طعن بر وهابی ها و گمراهی محمد بن عبد الوهاب می شود و تصریح دارد که وهابیت همان خوارج آخر الزمان هستند و روایاتی که از پیامبر (ص) وارد شده در مورد خوارج آخر الزمان ، بر وهابیت تطبیق داده است .

آقای عثمان بن منصور کتاب های متعددی نوشته از جمله کتاب «جلاء الغمه عن تکفیر هذه الأمه» و کتاب چهارمی دارد با عنوان «منهج المعارج فی الأخبار الخوارج» .

در این کتاب ها ثابت کرده است که وهابی ها خوارج آخر الزمان هستند .

از کسانی که در آن زمان کتاب نوشتند :

وممن کتب ضد الدعوه السلفیه ـ آنذاک ـ محمد بن عبد الله بن حمید ( ت ۱۲۹۵ هـ ) وتمثلت هذه الکتابه فی إعراضه فی کتابه « السحب الوابله علی ضرائح الحنابله » … وقد شنع ابن حمید فی تراجم الخصوم علی أهل الحق بالباطل …

آقای محمد بن عبد الله بن حمید ( متوفای ۱۲۹۵ هـ ) کتابی با عنوان السحب الوابله علی ضرائح الحنابله نوشته است .

این کتاب را ان شاء الله نشان خواهیم داد .

در این کتاب مطالب زیادی علیه وهابیت بیان کرده است .

اما در حجاز :

وفی الحجاز تولی أحمد بن زینی دحلان ( ت ۱۳۰۴ هـ ) وکان مفتی الشافعیه فی المکه بث الأکاذیب والمفتریات ضد الدعوه السلفیه ومجددها …

فمن کتبه التی ألفها ضد الدعوه السلفیه ، رسالته السماه « الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه » وقد طبعت عده المرات وهی موجوده ضمن کتابه « خلاصه الکلام فی امراء البلد الحرام » کما أنه موجوده ضمن کتابه « الفتوحات الإسلامیه » .

در حجاز آقای احمد بن زینی دحلان ( متوفای ۱۳۰۴ هـ) که مفتی شافعی ها بوده علیه سلفی ها و بنیانگذار آن محمد بن عبد الوهاب بسیار دروغ گفته است و کتابی نوشته است با عنوان « الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه » .

این مطالب علیه وهابیت که نوشته در کتاب « خلاصه الکلام فی امراء البلد الحرام » و کتاب « الفتوحات الإسلامیه » خود هم بیان کرده است .

همچنین می گوید :زمانی که محمد علی پاشا حاکم مصر بود ،بین حکومت اول و دوم وهابیت ، سرزمین حجاز و حرمین شرفین که زمانی مرکز روحی و دینی وهابی ها بودند ،مرکز دشمنی با محمد بن عبد الوهاب شده بود .

باز هم از علمای یمن :

وفی الیمن کتب محسن بن عبد الکریم بن إسحاق الحسنی من صنعاء ( ت ۱۲۶۶ هـ ) کتابا ضد الدعوه وانصارها ، سماه « لفحات الوجد من فعلات أهل النجد » …

وهو ینقل کثیرا عن أسلافه ممن عادی الدعوه السلفیه الوهابیه ، فقد تلقف کثیرا مما کتبه الکوکبانی صاحب « السیف الهندی فی إبانه طریق الشیخ النجدی » … من وصف الوهابیین بالخوارج .

در یمن آقای محسن بن عبد الکریم بن إسحاق الحسنی که از شهر صنعاء و متوفای ۱۲۶۶ هـ است . کتابی با عنوان « لفحات الوجد من فعلات أهل النجد » بر علیه وهابی ها نوشت و مطالبی که بزرگان اهل سنت علیه وهابیت داشتند ، در این کتاب جمع آوری کرده است .

آقای کوکبانی نویسنده کتاب السیف الهندی فی إبانه طریق الشیخ النجدی بر این کتاب تقریظ زده است و گفته که وهابی ها همان خوارج زمان هستند .

در حضرموت :

وکتب عبد الله بن حسین بلفقیه العلوی ( ت ۱۲۲۶ هـ ) من حضرموت رساله فی الرد علی الوهابیه …

آقای عبد الله بن حسین بلفقیه العلوی (متوفای ۱۲۲۶ هـ ) از حضرموت کتابی بر علیه وهابی ها نوشته است .

اما از شام حسن بن عمر الشطی :

وعرف حسن بن عمر الشطی (ت ۱۲۷۴ هـ ) من الشام بعدائه وبغضه السلفیه ، کما هو تصریح کتابته التی سطرها تذییلا علی رسالتی « اثبات الصفات » ورساله « مشاجره بین أهل مکه و أهل نجد ، فقد رمی صاحب الدعوه بادعاء النبوه …

آقای حسن بن عمر الشطی ( متوفای ۱۲۷۴ هـ ) از شام است و بغض و دشمنی خود را بر علیه سلفی هانشان داده و کتابی با عنوان « اثبات الصفات » نوشته است .

همچنین رساله دیگری با عنوان « مشاجره بین اهل مکه و اهل نجد » نوشته و در این رساله حسن بنعمر الشطی تصریح دارد بر این که محمد بن عبد الوهاب ادعای نبوت داشته است .

یک سنی این اتهام را به این وهابی زده است راست بودن یا دروغ بودن آن ارتباطی به ما ندارد . ما این موارد را به مرور ثابت خواهیم کرد .

در شهرهای عراق دشمن زیاد داشت :

وفی البلاد العراق وجد الکثیر من الخصوم ممن ناهض هذه الدعوه وکتب المؤلفات ضدها ، نذکر منها : علی نقی اللکنوی (ت ۱۲۸۹ هـ ) حیث ألف رساله سماها « کشف النقاب عن عقائد ابن عبد الوهاب » …

در شهر های عراق وهابیت دشمنان زیادی داشت . از جمله آقای علی نقی لکنوی ( متوفای ۱۲۸۹ هـ ) کتابی با عنوان « کشف النقاب عن عقائد ابن عبد الوهاب » نوشته است .

ومن هؤلاء الخصوم داود بن سلیمان بن جرجیس البغدادی (ت۱۲۹۹ هـ ) وکانت خصومته شدیده جدا وعداوته ظاهره مستفحله وحیث أن المذکور قدم نجدا ، وتلقی شیئا من العلوم الشرعیه عن طریق بعض المشایخ ، ثم ما لبث أن أظهر العداوه وطعن فی رسائل ائمه الدعوه …

وتظهر عداوته فی کتابه المسمی « صلحم الإخوان من أهل الإیمان وبیان الدین فی تبرئه ابن تیمیه وابن القیم » …

وله کتابا آخر سماه « المنحه الوهبیه فی رد الوهابیه » …

از دشمنان دیگر وهابی ها آقای داوود بن سلیمان بن جرجیس البغدادی ( متوفای۱۲۹۹ هـ ) که در ابتدا در نجد درس خواند و بعد از برگشتن کتابی علیه وهابی ها نوشت با عنوان « صلح الإخوان من اهل الإیمان و بیان الدین فی تبرئه ابن تیمیه و ابن القیم » و همچنین کتاب دیگری با عنوان « المنحه الوهبیه فی الرد الوهابیه » نوشت.

وألف محمد بن عبد الوهاب بن داود الهمدانی ( ت ۱۳۰۳ هـ ) کتابا سماها : «ازهاق الباطل فی رد شبه الفرق الوهابیه» ولایزال مخطوطا ـ ولله الحمد ـ …

آقای محمد بن عبد الوهاب بن داوود الهمدانی ( متوفای ۱۳۰۳ هـ ) کتابی با عنوان « ازهاق الباطل فی رد شبه الفرق الوهابیه » نوشته است ؛ البته این کتاب هم چاپ نشده و به صورت دست نوشته باقی مانده است .

که این شخص وهابی در این جا خدا را شکر می کند که این کتاب چاپ نشده است .

وکتب جعفر النجفی (ت ۱۳۰۳ هـ) مؤلفا بعنوان « منهج الرشاد لمن أراد السداد » …

آقای جعفر النجفی ( متوفی ۱۳۰۳ هـ ) کتابی با عنوان « منهج الرشاد لمن أراد السداد » نوشته است .

اما از علمای تونس :

وفی تونس صنف المدعو أبو الفداء اسماعیل التمیمی (ت ۱۲۴۸ ه ) مجلدا سماه « المنح الإلهیه فی طمس الضلاله الوهابیه » …

آقای البوفداء اسماعیل التمیمی ( متوفای ۱۲۴۸ هـ ) کتابی با نام « المنح الإلهیه فی طمس الضلاله الوهابیه » نوشته است .

آقای جمیل صدقی الزهاوی ، آقای محمد عطاء الکسم ، آقای یوسف الدجوی که این افراد کتاب هایشان موجود است . همین طور نام این علما را می برد که ما اگر بخواهیم همه آن ها را نام ببریم وقت گرفته می شود و به مباحث دیگر نمی رسیم ؛ البته در این کتاب نام چند عالم شیعه را هم نام می برد از جمله :

اما محسن الأمین العاملی أحد شیعه العراق (ت ۱۳۷۱ هـ ) فله کتابا بعنوان « کشف الإرتیاب فی أتباع محمد بن عبد الوهاب »

آقای محسن الأمین العاملی که رحمت خدا بر ایشان باد ، متوفای۱۳۷۱هـ ، صاحب اعیان الشیعه از بزرگان شیعیان ، کتابی با عنوان « کشف الإرتیاب فی أتباع محمد بن عبد الوهاب» نوشت.

کما أن لأحمد بن داود بن جرجیس (ت۱۳۶۷ هـ) من العراق ، رساله بعنوان « المواهب الرحمانیه فی الرد علی الوهابیه » .

أحمد بن داوود بن جرجیس از عراق متوفای ۱۳۶۷ هـکتاب « المواهب الرحمانیه فی الرد علی الوهابیه » نوشت .

البته این شخص شیعه نیست .

به همین ترتیب ادامه می دهد و این علما را نام می برد .

لیس المراد من إیراد تلک المؤلفات المناوئه هو الحصر، إنما قصدت من ذلک التوضیح وبیان هذه الحمله الشرسه ضد الدعوه السلفیه …

می گوید : من نمی خواهم بگویم کتاب هایی که علیه وهابیت نوشته شده ، همین ها هستند ، این ها مشت نمونه خوار است .

کتاب الدعاوی المناوئین ، نویسنده عبد العزیز بن محمد بن علی عبد اللطیف ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی ، از ص ۳۸ تا ص ۵۸

متأسفانه این کتاب ها را جمع آوری و تجدید چاپ نکردند ، بااین که خیلیاز این کتاب ها چاپ شده ؛ در عین حال باید علمای اهل سنت همتی کنند و این کتاب ها را دوباره چاپ کنند .

جالب است که مؤلف می گوید : علمای وهابی با این که جهاد می کردند ، قضاوت داشتند ، فتوی و درس می دادند ، با این حال کتاب نوشتند . از اولین کسانی که کتاب نوشتند :

کان الشیخ الإمام من أوائل الذین کتبوا الردود ضد تلک المؤلفات المناوئه، فقد کتب جوابا مفصلا شافیا فی الرد علی رساله أخیه سلیمان ….

محمد بن عبد الوهاب کتابی مفصل و شافی در رد رساله برادرش سلیمان بن عبد الوهاب نوشت .

سلیمان بن عبد الوهاب بر رد محمد بن عبد الوهاب کتاب نوشت و محمد بن عبد الوهاب در رد سلیمان بن عبد الوهاب کتاب دیگری نوشت .

البته این کتاب هایی را که نام بردیم و آن کتاب هایی کهموجود هستند را در آینده نشان خواهیم داد .

زندگی نامه نویسنده این کتاب الدعاوی المناوئین آقای عبد العزیز بن محمد بن عبد اللطیف از سایت شخصی ایشان بیان کنم :

در ریاض به دنیا آمده ، در دانشگاه محمد بن سعود با تخصص اصول دین و فوق تخصص عقیده و مذاهب معاصر درس خوانده است و ماجسترش را در سال ۱۴۰۷ هـ گرفته و دکترای خود را در سال ۱۴۱۴ هـ دریافت کرده است و کتاب ها و رساله های مختلف نوشته است . به هر حال یک وهابی است و الان هم از اساتید دانشگاه محمد بن سعود است .

سایت عبد العزیز بن محمد بن عبد اللطیف

مجری :

بینندگان عزیز می دانید که در برنامه راه و بیراه روال بر این است که بعد از فرمایشات استاد ، مؤیدی را از کلام علمای اهل سنت خواهیم آورد . کلیپ اول از عالم سرشناس اهل سنت آقای احمد بدر الدین حسون است که سخنان بسیار جالبی در مورد وهابیت بیان می کند .

کلیپ ۱ :

دیدگاه احمد بدر الدین حسون در باره وهابیت:

چه کسی علی علیه السلام را کشت ؟ کسانی که اگر در جلوی ما نماز بخوانند ، از نماز خواندن خویش خجالت می کشیم واگر روزه بگیرند ، ما از روزه گرفتن خویش خجالت می کشیم ؛ اما همان طور که تیر از کمان بیرون می رود ، آن ها از دین خارج می شوند.

این ها همان کسانی هستند که تظاهر به تمسک به دین می کنند ؛ ولی همه مسلمان ها را تکفیر می کنند . همان کسانی که ریش های آن ها بسیار بلند است و لباس های آن ها کوتاه و مسواک های چوبی در دست های آن هاست . در دنیا هیچ اسلامی جز خودشان را نمی بینند و بقیه کافر هستند و بسیار متأسفم که بگویم این ها دوباره باز گشته اند .

در این حج جوانان بوسنیایی را دیدم که در یک کشور عربی اسلامی درس خوانده بودند ، از کنار ما عبور می کردند ؛ ولی به ما سلام نمی کردند . ازآن ها پرسیدم برای چه ؟ چرا سلام نمی کنید ؟ چرا نمی گویید السلام علیکم ؟

گفت چون لباس تو بلند است و ریش تو بلند نیست ؛ به همین دلیل نباید به تو سلام کرد . همین ها هستند که سرور ما علی (ع ) را کشتند . همین کسانی که جدیدا به وجود آمده اند . آن ها خطری هستند که خطری خطرناک تر از آن ها نیست . بعضی از فرزندان شما به آن ها ملحق شده اند و شما بی خبرید . همین ها سرور ما علی (ع ) را کشتند .

مجری :

ملاحظه فرمودید که این عالم اهل سنت چگونه در برابر وهابیت موضعگیری می کند . خاطره ای که تعریف می کند و می گوید به صرف این که ظاهرشان شبیه وهابی ها نیست ، حتی به او سلام هم نمی کنند . به هر حال این دردی است در جامعه که وهابیت با مسلمان ها این گونه برخورد می کنند و برخی وهابی زده ها هم این کار را انجام می دهند .

ما انتظار نداریم با روحانی شیعه درست رفتار کنند ؛ هر چند که کلیپ های آن را دیدیم در عربستان و به خصوص در مدینه که با روحانیون شیعه چطور برخورد می کنند ؛ اما با علمای اهل سنت هم این ها همین طور برخورد می کنند .

استاد فرمودید که در مورد محمد بن فیروز مطلب جالبی دارید و ردیه ای که بر محمد بن عبد الوهاب داشته است .

استاد یزدانی :

در همین کتاب دعاوی المناوئین که استاد دانشگاه عربستان سعودی آن را نوشته، آمده است:

مع شده الخصومه وضراوتها وشناعه هذا العناد واستمراره إلا أن الشیخ قد کان حریصا علی هدایه اولئک الخصوم ، فیبذل الأسباب والوسائل لتحقیق ما یؤدی إلی إستقامتهم وإلتزامهم بمتابعه الحق المؤید بالدلیل ، ویظهر اللبن بالتلطف معهم ، کما واضح فی رسالته لشیخه عبد الله بن محمد بن عبد اللطیف أحد علماء إحساء حیث یخاطبه :

با این که با محمد بن عبد الوهاب خیلی دشمنی کردند و این دشمنی ها بسیار بد بود ؛ با این حال محمد بن عبد الوهاب بر هدایت این دشمنان خود بسیار حریص بود و کارهای زیادی کرد که آن ها را به وهابیت ملتزم کند و هدایت شوند .از جمله این که نامه ای برای استادش عبد الله بن محمد بن عبد اللطیف که یکیاز علمای إحساء بود ، نوشت :

فإنی أحبک وقد دعوتک فی صلاتی وأتمنی من قبل هذه المکاتیب أن یهدیک الله لدینه القیم …

وهذا الشیخ المخاطب قد ألف رساله فی الرد علی الشیخ الإمام ،« سماه سیف الجهاد لمدعی الإجتهاد » .

من خیلی تو را دوست دارم و در نمازهایم تو را دعا می کنم . من آرزو دارم که تو هدایت شوی و خداوند تو را به این دین قیم هدایت کند.

( معلوم نیست که دعوتک را در این جا به چه معنا گرفته دعا یا نفرین )

اما این استاد کتابیبه نام «سیف الجهاد لمدعی الاجتهاد» نوشت بر رد محمد بن عبد الوهاب .

نویسنده می گوید : اصلا این ها قدرشناس نبودند . محمد بن عبد الوهاب این همه آن ها رادوست داشت و برایشان دعا می کرد ؛ ولی این علمای اهل سنت با او دشمنی می کردند .

ویخاطب الشیخ عبد الوهاب بن عبد الله بن عیسی فیقول : ( فإن کان إنی أدعو لک فی سجودی ، أنت وابوک أجل الناس إلی وأحبهم عندی …) ومع ذلک فقد عانی الشیخ الإمام من الشیخ عبد الوهاب وأبیه معاناه الشدیده ، وإصابه منها هم وغم کما هو مذکور فی بعض الرساله .

مثلا به عبد الوهاب بن عبدالله بن عیسی نامه ای نوشت و به او گفت که من در سجده های خود تو را دعا می کنم و تو و پدرت نزد من خیلی گرامی بودید و من شما ها را دوست دارم ؛ در عین حال این فرد با محمد بن عبد الوهاب شدیدا دشمنی می کرد و باعث غم و غصه زیادی برای ایشان شد .

محمد بن عبد الوهاب ، محمد بن فیروز را بسیار توصیف می کرد و مکرر به او نامه می نوشت و می گفت :

ولکن تعرف إبن فیروز أنه أقربهم إلی الإسلام وهو رجل من الحنابله وینتحل کلام الشیخ « ابن تیمیه » وإبن قیم خاصه …

ولکن هذه الخصم ـ محمد بن فیروز ـ قد بلغت محاربته ومناهضه لهذه الدعوه حدا لایوصف ، لذا مدحه أحد خصوم هذه الدعوه وهو الحداد حیث قال مادحا لإبن فیروز : (ولله در الشیخ محمد بن عبد الله بن فیروز الحنبلی لما قام مجتهدا ابتغاء مرضات فی إطفاء بدعه هذا الخبیث …

من معتقدم که ابن فیروز از همه مردم به اسلام نزدیک تر است و او مردی از حنابله می باشد و از طرفداران ابن تیمیه و به خصوص ابن قیم می باشد .

اما ابن فیروز با او بسیار دشمنی می کرد و حرف های بدی درباره محمد بن عبد الوهاب می زد و دشمنی را به حدی رساند که قابل توصیف نیست .

یکی از دشمنان این دعوت به نام حداد ابن فیروز را مدح و ستایش نموده و گفته که او مجتهد بوده و در راه خدا با این خبیث ( محمد بن عبد الوهاب) دشمنی کرده است .

طعن محمد بن فیروز در نسب محمد بن عبد الوهاب :

در ادامه نویسنده مطلبی را نقل می‌کند که واقعا جای تعجب دارد. ابن فیروز می‌گفت:

… بل لعل الشیخ – عبد الوهاب – غفل عن مواقعه أمه – یعنی محمد بن عبد الوهاب – فسبقه الشیطان إلیها فکان أبا لهذا المارد … إلخ إنا لله وإنا إلیه راجعون

قبل از این که پدر محمد بن عبد الوهاب با مادرش کاری انجام دهد، شیطان کارهایش را انجام می داد و این محمد بن عبد الوهاب از نسل شیطان است نه از نسل انسان .

کتاب دعاوی المناوئین ، نویسنده عبد العزیز بن محمد عبد اللطیف ، ص ۳۵ و ۳۶

این نظر استاد محمد بن عبد الوهاب است در مورد محمد بن عبد الوهاب.

یعنی پدر محمد بن عبد الوهاب ، عبد الوهاب نبوده ؛ بلکه شیطان بوده است.

این مطلب را شیعه نگفته و هیچ وقت یک شیعه این حرف ها را علیه دشمنان خود نمی گوید ، این کلام یک عالم اهل سنت و از اساتید و دوستان محمد بن عبد الوهاب است . کاری به درست بودن یا نبودن آن نداریم ما فقط آن را نقل می کنیم .

مجری :

مطالبی که بر علیه محمد بن عبد الوهاب و ابن تیمیه وجود دارد ، فراوان می باشد و آن چه ما به شما نشان می دهیم فقط گوشه ای از آن چیزی است که علمای اهل سنت در باره آن تألیف کرده و گفته اند . کلیپ دیگری آماده شده در استناد به این مطالبی که بیان شد.

کلیپ ۲ :

صادق سلایمیه از علمای الجزائر : وهابی ها مردم الجزائر را کشتند

کتاب الصواعق الإلهیه فی الرد علی الوهابیه را چه کسی نوشته است ؟ برادر محمد بن عبد الوهاب این کتاب را نوشت، پدر محمد بن عبد الوهاب از او بیزار بود، چه کسی ابن تیمیه را زندانی کرد ؟

شیعیان ؟ نه ؛ بلکه علمای اهل سنت او را وارد زندان کردند ؛ چون گفت که زیارت قبر پیامبر (ص) بدعت است ، او را زندان کردند . ابن حجر هیثمی این عالم سنی به ابن تیمیه می گوید: دشمن خدا .

ابن تیمیه به شافعی ها که نیت نماز را بر زبان جاری می کنند ، می گوید : باید توبه کنند یا کشته شوند ، این را در کتاب مجموع الفتاوی از او سؤال کردند .

شما وهابی ها باید در مقابل مردم الجزائر جواب بدهید . مردم را کشتید و سر بردیدید و مساجد را منفجر کردید . یک شیعه ذکر کنید که خود را منفجر کرده باشد ، شیعه قائل به کفر توست ؛ ولی تو را نمی کشد .

استاد یزدانی :

یکی دیگر از کسانی که علیه محمد بن عبد الوهاب کتاب نوشته ، محمد انور کشمیری الدیوبندی است .

دیدگاه محمد انور کشمیری الدیوبندی در باره محمد بن عبد الوهاب:

ایشان در سال ۱۳۵۲ هـ از دنیا رفت و کتابی به نام فیض الباری علی صحیح البخاری ، که شرحی بر صحیح بخاری می باشدرا تألیف کرده است. این کتاب چاپ دار الکتب العلمیه لبنان می باشد .در این کتاب مطلبی را در مورد محمد بن عبد الوهاب بیان می کند :

… أما محمد بن عبد الوهاب النجدی فإنه کان رجلا بلیدا قلیل العلم ، فکان یتسارع إلی الحکم بالکفر ، ولا ینبغی أن یقتحم فی هذه الوادی إلا من یکون متیقظا متقنا عارفا بوجوه الکفر وأسبابه .

محمد بن عبد الوهاب مردی کند ذهن و بی سوادبود که در حکم به کافر بودن مردم عجله می کرد و سزاوار نیست که هر کسی وارد این میدان شود مگر کسی که بیدار و عارف و متقی باشد و وجوه کفر و اسباب آن را بشناسد .

کتاب فیض الباری ، نویسنده محمد انور کشمیری الدیوبندی ، چاپ دار الکتب العلمیه لبنانج ۱ ، ص ۲۵۲.

دیدگاه ابراهیم بن عثمان السمنودی در باره محمد بن عبد الوهاب:

کتاب سعاده الدارین فی الرد علی الفرقتین الوهابیه والمقلده الظاهریه تألیف آقای ابراهیم بن عثمان السمنودی از دیگر ردیه هایی است که بر علیه محمد بن عبد الوهاب نوشته شده است . نویسنده در این کتاب در جلد اول و در باب اول فی الکلام علی أصل الوهابیه و تاریخهم می گوید :

أصل الوهابیه قوم من جهله الأعراب، وغیرهم ظهروا بجهه نجد شرقی المدینه الشریفه فی القرن الثانی عشر من الهجره المنیفه، ینسبون علی رئیسهم محمد بن عبد الوهاب النجدی المبتدع الخارجی الضال المضل

وإنما نسبوا إلیه لأنهم تبعوا علی عقائده الباطله الشنیعه وأفعاله السیئه الفظیعه …

ولازم الشیخ محمد سلیمان الکربی السابق ذکره ، والشیخ محمد حیاه السندی الحنفی مده وکان الشیخان المذکوران وغیرهما من أشیاخه یتفرسون فیه الإلحاد والشلال ، لما یشاهدونه من أفعاله وأقواله ونزغاته فی کثیر من المسائل …

وکان والده عبد الوهاب من العلماء الصالحین فکان أیضا یتفرس فیه الإلحاد ویذمه کثیرا ویحذر الناس منه وکان أخوه الشیخ سلیمان بن عبد الوهاب المذکور ذلک …

وهابی ها گروهی از جاهلان عرب بودند. از نجد که در شرق مدینه قرار داشت، در قرن دوازدهم ظهور کردند و به رئیسشان محمد بن عبد الوهاب نجدی که یک شخص بدعت گذار ، خارج از دین ، گمراه و گمراه کننده بود ، منتسب بودند ؛ زیرا پیرو عقائد کسی هستند که آن عقائد باطل و زشت بود و کارهای بدی انجام می دادند .

باز هم مطالب دیگری می گوید از جمله این که :

اساتید محمد بن عبد الوهاب آقای محمد سلیمان الکردی و محمد حیاه السندی الحنفی علیه او کتاب نوشتند و با آن ذکاوتی که داشتند، از حرف ها و کارهای محمد بن عبد الوهاب پیش بینی کردند که او ملحد می شود .

پدر محمد بن عبد الوهاب هم که از علمای صالح بود، پیش بینی می کرد که او ملحد شود . او را زیاد مذمت می کرد و مردم را از او بر حذر می داشت .

هم چنین برادرش سلیمان بن عبد الوهاب کارها و عقائد گمراه کننده او را به شدت انکار می کرد .

کتاب سعاده الدارین فی الرد علی الفرقتین الوهابیه و مقلده الظاهریه ، نویسنده ابراهیم بن عثمان السمنودی ، چاپ قاهره ،ج ۱ ، ص ۴۷

این کتاب انصافا یک کتاب بسیار خواندنی و مفید است و استدلال های قوی علیه وهابیت دارد و بنده به بیننده های عزیز توصیه می کنم که این کتاب را بخوانند .

مجری :

امیدوارم این مطالب برای بینندگان عزیز به خصوص اهل سنت مفید بوده باشد و باید بدانند که علمای آن ها چقدر بر محمد بن عبد الوهاب ردیه دارند . کلیپی آماده کردیم از جنایاتگروه وهابی جیش الحر می باشد . از شعاری که در این کلیپ می دهند ، نشان می دهد که این گروه جیش الحر هستند .

کلیپ ۰۳ :

ترور شهروندان سوریه توسط وهابیت (گروه جیش الحر )

دیدگاه حافظ احمد بن محمد بن الصدیق الغماری در باره محمد بن عبد الوهاب:

شخص بعدی که علیه محمد بن عبد الوهاب کتاب نوشته و حرف های تندی علیه او زده آقای حافظ احمد بن محمد بن الصدیق الغماری متوفای سال ۱۳۸۰ هـ است که کتابی به نام «الجواب المفید للسائل المستفید» تألیف کرده است . این کتاب شامل نامه هایی است که آقای غماری به یکی از شاگردان خود می نویسد .

در این کتاب نویسنده به شاگردش می گوید :

وکتب ابن قیم کلها نافعه مبارکه علیها نور، وفیها إفاده وهدایه بخلاف کتب شیخه ابن تیمیه … بل ما ضل من ضل عن صراط المستقیم إلا بکتبه ویکفیک أن قرن الشیطان النجدی وأتباعه، ومذهبه الفاسد ولید أفکار ابن تیمیه وأقواله .

کتاب های ابن قیم مفید و بابرکت است بر خلاف کتاب های استادش ابن تیمیه … بلکه کسی گمراه نشده از راه مستقیم ؛ مگر با کتاب های ابن تیمیه و در مذمت ابن تیمیه کفایت می کند که بگویم شاخ شیطان نجدی و پیروانش و مذهب فاسد وهابیت زاییده افکار و سخنان ابن تیمیه است .

کتاب جواب المفید للسائل المستفید، نویسنده حافظ احمد بن محمد بن صدیق الغماری، با تحقیق ابوالفضل بدر العمرانی، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت، ص ۱۱

در این جا آقای غماری صراحتا اعلام می کند که محمد بن عبد الوهاب شاخ شیطان است و زاییده افکار باطل ابن تیمیه می‌باشد .

دیدگه شیخ محمد بن عبد الله ابن حمید النجدی الحنبلی در باره محمد بن عبد الوهاب:

آقای امام علامه شیخ محمد بن عبد الله ابن حمید النجدی الحنبلی مفتی حنابله در مکه مکرمه ، متوفای سال ۱۲۹۵هـ،از کسانی است که علیه محمد بن عبد الوهاب کتاب نوشته . کتابی با عنوان السحب الوابله علی ضرائح الحنابله تألیف کرده است.

در این کتاب قسمت شرح حال عبد الوهاب بن سلیمان بن علی بن مشرف ، پدر محمد بن عبد الوهاب آورده که :

… وهو والد محمد صاحب الدعوه التی انتشر شررها فی الآفاق لکن بینهما تباین مع أن محمدا لم یتظاهر بالدعوه إلا بعد موت والده وأخبرنی بعض من لقیته عن بعض أهل العلم عن من عاصر الشیخ عبد الوهاب هذا أنه کان غضبانا عن ولده محمد لکونه لم یرض أن یشتغل بالفقه کأسلافه وأهل جهته ویفترس فیه أن یحدث منه أمر فکان یقول للناس یاما لاترون من محمد ( من الشر ) …

او پدر محمد صاحب دعوتی که شعله های آتش آن تمام عالم فرا گرفت ؛ ولیکن او با پسرش فرق داشت و تا او زنده بود ، محمد بن عبد الوهاب جرأت نداشت که دعوت خود را آشکار کند . بعضی از اهل علم که معاصر با شیخ عبد الوهاب بودند به من خبر دادند که او از پسرش محمد خشمگین بود ؛ چون محمد دوست نداشت که مثل گذشتگانش به فقه بپردازد .

پدرش پیش بینی می کرد که پسرش ناخلف است و مردم را از او برحذر می داشت و به مردم می گفت که چه شری ازاین پسرم برخواهد خواست …

وجالب است که نویسنده می گوید :

… وسلم الله من شره ومکره ، مع تلک الصوله الهائله التی أرعبت الأباعد فإنه کان إذا باینه أحدا ورد علیه ولم یقدر علی قتله مجاهره یرسل إلیه من بغتاله فی فراشه أو فی السوق لیلا لقوله بتکفیر من خالفه واستحلاله قتله …

ویدخل علی أخیه الشیخ سلیمان …

… خدا ما را از شر و مکر او سالم نگه دارد . اگر کسی را نمی توانست علنی بکشد ، شخصی را می فرستاد تا او را در رختخوابش یا در بازار شبانه ترور کند. حتی برادرش سلیمان را می خواست بکشد و کسی را فرستاد ؛ ولی سلیمان آن شخص را قانع کرد و نتوانست برادرش را ترور کند .

السحب الوابله علی ضرائح الحنابله ، تألیف علامه محمد بن عبد الله بن حمید النجدی الحنبلی ، چاپ مکتبه امام احمد

مجری :

استاد یزدانی جالب است که در کتاب السحب الوابله علی ضرائح الحنابله با توجه به این که نام علمای حنبلی را لیست کرده ، هیچ اسمی از محمد بن عبد الوهاب به عنوان یک عالم و یک حنبلی مذهب نبرده است .

کلیپ دیگری از جنایات وهابی ها آماده کرده ایم که از بینندگان عزیز به خاطر پخش این تصاویر عذر خواهی می کنیم . تصاویری از ترور دو خانم در سوریهکه به طور فجیعی توسط وهابیت کشته می شوند .

کلیپ۰۴ :

تصاویری از کشتن دو خانم توسط وهابی ها ودر نهایت انداختن آن ها در یک گودال .

مجری :

گویی جنایات وهابیت تمامی ندارد ، جنایاتی که بر سر مسلمین می آورند. حداقل از حجاب آن دو خانم مشخص بود که مسلمان هستند ؛ البته ما آرشیو کاملی از این جنایات داریم با قرائنی که ثابت می شود از کدام گروه های تکفیری هستند و ان شاء الله از جنایات این ها تا جایی که امکان داشته باشد در برنامه راه و بیراه پخش می کنیم و آن ها را رسوا می کنیم .

بینندگان:

بیننده : آقای احمدی از ملایر – شیعه

با عرض سلام از کارشناس برنامه سؤالی داشتم . این که در کتاب کافی ، جلد ۱ ، صفحه ۵۰۳ روایتی است که امام زمان (عج) هنوز متولد نشده اند . من متن عربی آن را ندارم .

استاد یزدانی :

این مدرکی که شما می گویید خیلی واضح و روشن است . همان مطلبی که می گوید بعد از شهادت امام حسن عسکری (ع) کنیزان را بازرسی کردیم ، دیدیم که هیچ کدام از آن ها باردار نبودند . همین روایت را می فرمایید ؟ روایتی که وهابی ها در این روزها زیاد می خوانند .

بیننده :

بله ، همین روایت اصول کافی ، جلد ۱ ، صفحه ۵۰۳

استاد یزدانی :

اگر یک مقدار تفکر می کردید، خودتان جواب را پیدا می کردید . این روایت بیان می کند که ما بعد از شهادت امام حسن عسکری (ع) دیدیم که هیچ کدام از کنیزان باردار نیستند. نظر شیعه چیست این که امام زمان (عج) قبل از پدر بزرگوارشان متولد شده اند یا بعد از ایشان ؟

بیننده :

بعد از امام حسن عسگری (ع) به دنیا آمدند .

استاد یزدانی :

آقای احمدی بنده شک دارم که شما شیعه باشید . امام زمان (عج) متولد سال ۲۵۵ هـ است و امام حسن عسگری (ع) متوفای سال ۲۶۰ هـ است یعنی ۵ سال پیش از شهادت پدر بزرگوارشان متولد شده اند و در زمان شهادت ایشان ، امام زمان (عج) ۵ ساله بودند .

اگر مقداری دقت می کردید ، جواب سؤال را متوجه می شدید .

بیننده :

یک روایت دیگر هم در کتاب کشف الغمه ، جلد ۲ ، صفحه ۳۶۰ که امام باقر (ع) فرمودند : هر کس به ابوبکر صدیق نگوید ، سخنش در آخرت پذیرفته نمی شود.

مجری :

آن روایت را از کتب اهل سنت نقل می کند و جواب هم داده شده است . شما مقدمه کتاب کشف الغمه را دیده اید و می دانید که موضوع این کتاب چیست ؟

بیننده :

متأسفانه موضوع کتاب را نمی دانم .

استاد یزدانی :

مؤلف در مقدمه کتاب می گوید : من دیدم که اهل سنت به ائمه ما ارادت ندارند، به این دلیل روایاتی را از کتاب های آن ها در این کتاب آوردم تا مقدار ارادت آن ها نسبت به ائمه ما بیشتر شود . موضوع کتاب روایاتی است از کتاب های اهل سنت در باره ائمه ما و اصلا ارتباطی به روایات شیعه ندارد .

بیننده :

یعنی شما در این برنامه از کتاب کشف الغمه دلیلی نمی آورید؟

استاد یزدانی :

ما به هیچ عنوان از کتاب کشف الغمه دلیلی نمی آوریم .

مجری :

مرحوم اربلی در کتاب کشف الغمه ، جلد ۲ ، صفحه ۳۶۰ : عبارت را بیان می کند و کارشناسان ما به آن جواب دادند که شمشیری را تزیین کرده بودند وگفتند که به آن الصدیق می گویید . فرمودند :

نعم الصدیق، نعم الصدیق

بعد ایشان از کتب اهل سنت نقل می کند به خاطر دشمنی هایی که آن زمان با اهل بیت (ع) وجود داشت و بعد هم آن را رد می کند .

استاد یزدانی :

اگر چنین سؤال هایی به ذهن شما رسید ، به سایت حضرت ولی عصر (عج) مراجعه کنید و کلمه ادله را جستجو بزنید . در قسمت مقالات: مقالهادله خلافت ابوبکر.

بیننده :

سؤال دیگری هم داشتم . آن شبی که پیامبر اسلام (ص) به غار رفت ، ابوبکر به خانه ایشان رفته و حضرت علی (ع) ابوبکر را به دنبال پیامبر (ص) فرستاد . اگر ابوبکر کافر بوده ، حضرت علی (ع) چرا محل دقیق رسول خدا (ص) را به او دادند ؟

استاد یزدانی :

این روایت در مسند احمد با سند صحیح موجود است . زمانی که رسول خدا (ص) از مکه خارج شده بودند ، ابوبکر وارد منزل ایشان شدند و چون پیامبر (ص) را ندیدند، از امیر المؤمنین (ع) پرسیدند و امیر المؤمنین (ع) هم آدرس غار را به ابوبکر دادند .

دلیل آن بسیار واضح است . زمانی که دشمنان اسلام نزدیک منزل رسول خدا (ص) بودند ، اگر امیر المؤمنین (ع) محل اختفای رسول خدا (ص) را نمی داد ، ابوبکر سر و صدا و جستجو می کرد که پیامبر (ص) کجاست ، آن ها متوجه می شدند . برای این که جان پیامبر اسلام (ص) را نجات دهند ، محل اختفای ایشان را به ابوبکر دادند و دلیل دیگری هم نداشته است .

اگر در همان سایت حضرت ولی عصر (عج) در قسمت مقالات این مطالب را به طور مفصل بیان کرده ایم .

بیننده : آقای الله دادی از تهران – شیعه

سؤالی از استاد یزدانی داشتم که وهابی ها حضرت علی (ع) را به عنوان خلیفه چهارم می دانند و معاویه را هم به عنوان امیر معاویه نام می برند . مگر امکان دارد که هم معاویه بر حق باشد و هم حضرت علی (ع) و جنگ صفین به وجود آید ؟

ما به عنوان شیعه امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) را بر حق می دانیم و اهل سنت هم همین اعتقاد را دارند . آیا جمع بین معاویه و حضرت علی (ع) امکان دارد؟

استاد یزدانی :

جواب سؤال را خودتان دادید . علاوه بر شیعیان بسیاری از علمای اهل سنت هستند که معاویه و همه کسانی را که علیه امیر المؤمنین (ع) موضعگیری کردند و در جنگ صفین شرکت داشتند را ناصبی می دانند . از جمله در کتاب سیر اعلام النبلاء تألیف شمس الدین ذهبی آمده است که :

وکان الناس فی الصدر الأول بعد وقعه صفین علی أقسام : أهل السنه وهم اولو العلم وهم محبون للصحابه کافون عن الخوض فیما شجر بینهم کسعد وابن عمر ومحمد بن مسلمه وأمم، ثم شیعه یتوالون وینالون ممن حاربوا علیا ویقولون : إنهم مسلمون بغاه ظلمه ، ثم النواصب وهم الذین حاربوا علیا یوم صفین ویقرون بإسلام علی وسابقته …

مردم بعد از جنگ صفین چند دسته بودند : اهل سنت ، کسانی که اهل علم و دوستداران صحابه بودند مثل سعد بن ابی وقاص ، عبد الله بن عمر ، محمد بن مسلمه ودسته دوم : شیعیان و طرفداران امیر المؤمنین (ع) که ولایت آن حضرت را قبول داشتند و از دشمنان آن حضرت بیزاری می‌جستتند.

دسته سوم : نواصب. همان کسانی که با حضرت علی (ع) در روز جنگ صفین جنگیدند و به اسلام وسابقه ی ایشان اقرار داشتند

سیر اعلام النبلاء ، نویسنده شمس الدین ذهبی ، با تحقیق شعیب الأرنؤوط، چاپ مؤسسه الرساله ، ج ۵ ، ص ۳۷۴

و معاویه بن ابوسفیان سر کرده نواصب در جنگ صفین بوده است .

یک بحث عقلی صریح و روشن است و یک طرف امیرالمؤمنین (ع) و یک طرف معاویه . رسول خدا (ص) به امیر المؤمنین (ع) دستور دادند که با معاویه بجنگند .

بیننده :

یک سؤال دیگر هم دارم . چرا وهابی ها به دو شخصیت مهم اسلام ، مالک اشتر و مختار ثقفی که کارهایی انجام داده اند که در طول تاریخ بی بدیل بوده اند ، اهانت و لعنمی کنند؟

استاد یزدانی :

مختار که قطعا از صحابه گران قدر رسول خدا (ص) بوده اند و ما در سایت مؤسسه حضرت ولی عصر (عج) مقاله ای در مورد مختار داریم که ایشان از صحابه بوده اند و رسول خدا (ص) را در حجه الوداع دیده اند . وهابی ها با این حال با مختار دشمنی و اهانت می کنند ؛ چون با پسران زبیر جنگید . با مالک اشتر دشمنی می کنند ؛ چون مالک در کشتن عثمان دست داشت و در جنگ صفین و جمل در رکاب امیر المؤمنین (ع) بودند . هر کس از دوستان امیر المؤمنین (ع) باشد ، وهابی ها با او دشمن هستند .

ابو طفیل عامر بن واصله که صد در صد صحابه هستند ، بخاری از او روایت نقل نمی کند ؛ به این دلیل که او از شیعیان است .

بیننده :

چطور امکان دارد که گنبد و بارگاه ساختن برای فرزندان رسول خدا (ص) حرام باشد و باید آن را خراب کرد ؛ ولی ساختن گنبد برای خالد بن ولید کسی که ناموس مردی را به اسیری برد و آن مرد را کشت ، حرام نیست .

بیننده : محمد ادریس از زاهدان – اهل سنت

در مورد کلیپ هایی که شما پخش کردید ، صحبت داشتم و هم چنین در مورد کلیپی که در شبکه های وهابی نشان دادند در مورد این که فردی را زنده به گور می کردند و می گفتند که بگو لا اله الا بشار اسد . مثل این که نعوذ بالله خدا وجود ندارد. از شما در خواست دارم که این کلیپ ها را هم در شبکه نشان دهید .

مجری :

از شما سؤالی داشتم . این کلیپ بسیار قدیمی است . بنده قصد دفاع از هیچ جناحی را ندارم ولی از شما سؤال دارم که آیا شما باور می کنید طرفداران یک جناح خاص فردی را زنده به گور کنند و بعد بگویند که فلان مطلب را بگو و از این کارشان فیلم بگیرند و بعد منتشر کنند ؟

بیننده :

درست است ولی مگر این امکان برای طرف مقابل هم وجود ندارد ؟

مجری :

ما منکر این مطلب نیستیم ؛ ولی این وهابی ها در شهر هایی که در دستشان است و با پرچم های خود ، مسلمان ها را می کشند و جنایت های مختلفی انجام می دهندو کلیپ های آن را در کمپین های خودشان به عنوان نماد افتخار ، به نمایش می گذارند .

بیننده :

بنده پیشنهادی داشتم . شبکه ولایتبه عنوان نماینده تشیع است . ما اهل سنت هم با برادران شیعه خود هیچ مشکلی نداریم و خواستار زندگی مسالمت آمیز با آن ها هستیم و از شما می خواهم که قرآن را هر روز در شبکه خوانده و ترجمه شود تا برادران ما از آن استفاده کنند تا حقیقت برای همه روشن شود .

در مورد ولادت حضرت مهدی (عج) که بیننده محترم سؤال کردند باید بگویم که امام مهدی با نام و لقب رسول خدا (ص) یعنی محمد بن عبد الله (ع)ظهور خواهند کرد و دنیا را پر از عدل و داد می کند .

مجری :

اگر به دنبال برنامه های قرآنی در شبکه ولایت هستید برنامه نگاهی دوباره به قرآن ، پنجشنبه از ساعت ۱۹ الی ۲۰ و ۳۰با کارشناسی استاد ملکی پخش می شود .

استاد یزدانی :

در پاسخ به مطلب بیننده ای که از زاهدان گفتند امام مهدی با نام محمد بن عبد الله ظهور خواهند کرد . اگر در قسمت پرسش و پاسخ سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) ، موضوع مهدویت را انتخاب کنید ، در مقاله شماره ۱۰ آمده که آیا نام پدر بزرگوار حضرت مهدی (عج) عبدالله بوده است ؟ کلیک کنید .

در پاسخ به این سؤال، همه روایاتی که ابن تیمیه وسائرین آورده اند : «إسم أبیه ، إسم أبی » را به طور مفصل بررسی سندی کردیم که اسم ایشان ، هم نام رسول خدا (ص) است ؛ ولی « إسم أبیه ، إسم أبی » سندش ضعیف است .

هم چنین مقاله روایات صحیح السند مربوط به مهدویت از طریق اهل بیت علیهم السلام را همه می توانید مشاهده کنید . ما نزدیک ۴۰ روایت صحیح را بیان کردیم که علمای اهل سنت و علمای وهابی آن روایات را به عنوان روایت متواتر قبول دارند و بعد ۴۰ روایت صحیح مهدویت از طریق اهل بیت (ع) را نقل کرده ایم و نیز ۸روایت مربوط به این که حضرت مهدی (عج)فرزند امام حسن عسگری (ع) هستند .

بیننده : حسام از اهواز – شیعه

بنده صحبتی دارم در مورد این که چرا برادران روحانی ما که در مناطقی مثل اهواز می آیند ، اطلاعاتی را که شما دارید را ندارند و این یکی از معضلات جامعه ما است . کسی که از مذهب تشییع می خواهد دفاع کند ، باید اطلاعات بالایی داشته باشد .

در مورد وهابی هایی که در مناطق ما هستند ، راهکاری از استاد یزدانی می خواستم . یک گروه از این وهابی ها واقعا معاند هستند و هیچ حرفی را قبول ندارند و یک گروه از این ها به خاطر مشکلات اقتصادی و ناراحتی هایی که از برادران شیعه دیده اند ، به سمت وهابیت کشیده شده اند . ما نمی دانیم که با این گروه چطور برخورد کنیم . چون مقداری تمایل به شیعه دارند و ما چگونه می توانیم از مذهب تشییع دفاع کنیم و آن ها را به تشییع برگردانیم ؟

بیننده : آقای عابد زاده از خمینی شهر – شیعه

می خواستم سؤال کنم که محمد بن عبد الوهاب در کتاب های خود از فضائل امیر المؤمنین علی (ع) هم مطلبی را بیان کرده اند ؟ چون در کتاب های ایشان تناقضات زیادی وجود دارد .

بیننده : آقای قاسمی از رشت – شیعه

بنده از با دیدن کلیپ هایی که امشب در برنامه نمایش داده شد و در شأن شبکه جهانی ولایت نبود ، سؤالی برای من مطرح شد که آیا درست است که با هر وسیله ای ما حقانیت خود را ثابت کنیم ؟

و بنده به عنوان یک شیعه چه موضعی در قبال خلفا یعنی عمر ، ابوبکر و عثمان داشته باشم مثلا اگر در یک جمعی توهین به آن ها شد ، آیا من می توانم در آن جمع امر به معروف کنم که به فلان خلیفه توهین نکن با وجود کاری که انجام داده است ؟

موضع یک شیعه در مواجه با این قضایا چه باید باشد؟

مجری :

در مورد ساختن گنبد و بارگاه برای ائمه معصومین (ع) سؤال کردند که وهابی ها آن را حرام می دانند ؛ ولی برای فردی مثل خالد بن ولید را حرام نمی دانند و به شدت از آن محافظت می کنند .

استاد یزدانی :

شکی نیست که هدف این وهابی ها فقط دشمنی با اهل بیت (ع) است . احمد بن حنبل ، امام شافعی ، ابوحنیفه و سایرین که در مناطق وهابی نشین گنبد دارند و هیچ کس هم متعرض آن ها نمی شود ؛ ولی زمانی که به گنبد حضرت زینب و ام کلثوم (ع) و امامینعسگریین می رسند ، تخریب می کنند . ما تا به حال ندیدیم که یکی از وهابی ها به خودش بمب ببندد و گنبد ابوحنیفه را تخریب کنند .

این ها نشانه این است که اگر می گویند گنبد سازی حرام است و در مسجدی که گنبد باشد نماز خواندن جایز نیست ، فقط و فقط شعار است و هدفی غیر از دشمنی با اهل بیت (ع) ندارند . برخورد دو گانه آن ها این مسأله را برای ما ثابت می کند . اگر واقعا گنبد سازی حرام است باید گنبد خالد بن ولید را خراب کنند .

در مورد سؤالی که آقا حسام پرسیدند برای برگرداندن بعضی وهابی هایی که گرایش به شیعه دارند و به خاطر مشکلات اقتصادی به سمت وهابیت رفته اند ، باید بگویم که اخیرا سازمان تبلیغات و مجمع جهانی اهل بیت ، تلاش می کنند روحانیونی که به این مباحث تسلط دارند را به مناطق سنی نشین بفرستند .

متأسفانه قبلا این طور نبود ؛ اما اخیرا متوجه این قضیه شدند و به همین دلیل روحانیونی را که به این مباحث مسلط هستند را به این مناطق می فرستند . ا

ما در مورد بحث های مالی راه کاری نداریم و اصلا موافق با این راه کار نیستیم که کسی را با دادن پول در مذهب تشییع یا در مذهب سنینگه داریم ؛ چون در آن صورت توقعشان بالا می رود .

ما بحث تبلیغی خود را انجام می دهیم و واقعیت را می گوییم و امیدواریم که آن ها هم به دنبال حقیقت باشند .

در مورد این که در کتب محمد بن عبد الوهاب فضائلی از حضرت علی (ع) هم وجود دارد ، باید بگویم ممکن است پیدا شود ؛ ولی بنده در این رابطه تحقیق نکردم . کتابی اختصاصی در مورد فضائل اهل بیت (ع) و صحابه هم ندارند .

اما تناقضات در وهابیت و در کتاب هایشان بسیار زیاد هست و ان شاء الله به این تناقضات که رسیدیم آن ها رامفصل بیان خواهیم کرد .

در باره موضعگیری شیعه در جایی که به خلفا توهین می کنند، چه باشد ؟

باید عرض کنم که من در جایگاه مجتهد نیستم که وظیفه شیعیان را مشخص کنم و باید هر کسی به نظر مرجع تقلید خودش مراجعه کند . نظر مراجع ما در این باره بسیار مشخص است و تا جایی که اطلاع دارم نظر همه مراجع ما این است که اهانت و فحش به هیچ کس جایز نیست ؛ اما بحث لعن متفاوت است و اگر در این باره مطالب بیشتری را می خواهند بدانند به حضرت آیت الله قزوینی ، استاد ما مراجعه کنند .

مجری :

در مورد صحبتی که بیننده عزیز ما فرمودند که بعضی از تصاویر زیبنده شبکه ما نیست ، باید بگوییم ما هم این مطلب را می دانیم . اولا چیزی که ما از جنایات این وهابی ها نشان می دهیم ، در صد خیلی کمی از جنایات آن ها است ؛ ولی ما مجبور هستیم برای نشان دادن به آن عزیز اهل سنت و شیعه ای که شاید این جنایات را ندیده باشد ، این تصاویر را نمایش دهیم و اصولا هدف ما نشان دادن وهابیت ، افکار و عملکرد آن ها به همه مسلمین است .

از این که ما را تا این ساعت همراهی کردید ، تشکر می کنیم .

 

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست ، خدایا به سلامت دارش

یاعلی مدد

خدا یار و نگهدار شما .