طبق مدارکی که در کتاب‌های وهابیت وجود دارد ، آن ها تمام مسلمانان را کافر می دانند و جنایات زیادی را در تاریخ به خصوص در احساء و کربلا انجام داده اند

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

برنامه ” راه و بیراه ” قسمت یازدهم

تاریخ : ۲۹/۰۲/۹۳

موضوع : تکفیر مسلمین در کتب محمد بن عبد الوهاب و جنایات آنان در احساء و کربلاء

دانلود فیلم برنامه راه و بیراه قسمت یازدهم

مجری :

باز هم با برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های راه و بیراه در خدمت شما هستیم ، برنامه ای در جهت رسوا کردن وهابیت ، نشان دادن تاریخچه و اعمال آن ها و اختلافات وهابیت با سایر فرق اسلامی به جهانیان تا همه بدانند که وهابیت تافته جدا بافته از شیعه و سنی است و هیچ ارتباطی به اسلام راستین محمدی ندارد .

بعد از بیان مطالبی که در مورد وهابیت در برنامه راه و بیراه توسط استاد یزدانی ارائه شد ، شبکه های وهابی به تکاپو افتادند و خواستندکه از مقدس ترین مقدسات خود یعنی محمد بن عبد الوهاب، دفاعیه ای داشته باشند و سعی کردند که چهره بر باد رفته محمد بن عبد الوهاب را دوباره باز آفرینی کنند و ذهنیت هایی را که در مورد محمد بن عبد الوهاب و جنایات و تفکرات او و همچنین نظرات وهابیت و اهل سنت در باره این شخصیت را تغییر دهند .

طبق روال برنامه های گذشته باز هم در خدمت استاد عزیز ، حجت الاسلام یزدانی هستیم و از ایشان دلیل این تکاپو را می پرسیم .

دفاعیه شبکه های وهابی از محمد بن عبد الوهاب

استاد یزدانی :

ما بعد از برنامه موفق کلمه طیبه ، برنامه جدیدی را با نام راه و بیراه شروع کردیم و گفتیم در این برنامه هدف ما رسوا کردن وهابیت و نشان دادن چهره واقعی وهابیت به همه عالم است و تلاش کردیم که به این هدف برسیم و به حول و قوه الهی تا حدودی هم به این هدف نزدیک شده ایم .

ما در این برنامه اعتقادات وهابیت را به طور ریشه ای وکامل از کتاب های خود آن ها نقل می کنیم و به طور مفصل نقد خواهیم کرد . اولین اعتقاد وهابیت این است که همه مسلمان ها را کافر می دانند ، فرقی نمی کند که شیعه باشد یا سنی همه مسلمان ها را تکفیر می کنند و خون و مالشان را حلال می دانند .

بنده فقط از کتاب های خودشان ۲۵ سند را نشان دادم که وهابی ها گفته بودند که همه مسلمان ها کافر هستند . از جمله این کتاب ها ، کتاب های محمد بن عبد الوهاب هستند که گفته بود :

من تا زمانی که درس نخونده بودم معنای اسلام را نمی دانستم .

اساتید من معنای اسلام و معنای لا اله الا الله را نمی دانستند ، یعنی من و اساتید من و همه مسلمان ها تا به امروز کافر بودند و معنای اسلام را نمی دانستند و من به آن ها اسلام را معرفی کردم و توانستم اسلام را زنده کنم .

بحث بعدی را که شروع کردیم دیدگاه علمای بزرگ اهل سنت را در باره محمد بن عبد الوهاب بود . دیدگاه یکی از اساتید ، برادر ، پدر و بزرگان معاصر با محمد بن عبد الوهاب را بیان کردیم و همچنین دیدگاه کسانی که محمد بن عبد الوهاب از آن ها در کتاب هایش تعریف و تمجید کرده بود ؛ ولی آن شخص تصریح کرده بود که نطفه او ازپدرش نیست ؛ بلکه نطفه او از شیطان است .

طبیعی است که نشان دادن این مطالب به طور کامل مستند و واضح و بدون هیچ گونه تحریف و دست کاری ، این ها را به تکاپ بیاندازد ؛ البته این تکاپو بسیار دیر انجام شده است .

ویژه برنامه هایی را در شبکه های مختلف خود در دفاع از محمد بن عبد الوهاب گذاشته اند و کل این ویژه برنامه ها حول سه موضوع و سه محور می چرخید .

محور اول این بود که محمد بن عبد الوهاب هیچ کس را کافر نمی داند ، اگر راست می گویید از کتاب التوحید او بیاورید که کسی را کافر دانسته است .

سؤال ما این است که چرا از کتاب التوحید ، چرا از کتاب های دیگر او نشان ندهیم . ما از کتاب التوحید او هم نشان خواهیم داد که آن ها اشاعره و شیعه را کافر می دانند .

محور دوم که این وهابی ها آن را مورد بحث قرار داده اند این است که در دوره اول حکومت وهابیت که تا سال ۱۲۳۳ هـ طول کشید ،  هیچ مسلمان و هیچ شیعه ای کشته نشده است. در این دوره خود محمد بن عبد الوهاب و محمد بن سعود زنده بودند و هیچ جنگی رخ نداده و کسی کشته نشده است .

ما إن شاء الله ثابت خواهیم کرد که تمام جنایات بزرگ وهابیت در همان دوره اول رخ داده است .

محور سوم این که از کتاب های محمد بن عبد الوهاب مطلبی را نشان دهید که خلاف قرآن باشد . إن شاء الله اگر فرصت شد ما امشب هر سه محور را بررسی خواهیم کرد . بسیار علاقمند هستیم که بحث ما دو طرفه باشد ، اگر ایشان مطلبی گفته بنده وظیفه دارم به عنوان کسی که خودم را مخالف محمد بن عبد الوهاب می دانم ، به آن پاسخ دهم و این وهابی ها پشنهاد می‌کنم که مردانه مطالبیرا که من بیان می کنم پخش کنند و به آن جواب دهند .

اگر این کار را انجام دهند ، روشن می شود که من راست می گویم یا این وهابی ها . ما در این برنامه اصرار داشتیم که محمد بن عبد الوهاب همه کسانی را که قبل از خودش را تکفیر کرده است.

جالب است که همین افراد در این شبکه ها در همان ویژه برنامه  ، یک فرد وهابی را که ساکن منطقه نجد بود ، آورده بودند و می گفتندکه رئیس یکی از دانشگاه های نجد است . در همان برنامه گفت که محمد بن عبد الوهاب در زمانی ظهور کرد که تمام مسلمان ها غیر خدا را می خواندند ، دقیقا کلمه جمیع الناس را بیان کرد همان مطالبی را که ما در برنامه های خود گفته بودیم .

کلیپ ۱ :

کارشناس وهابی :

دین اسلامی که صحابه آن را قبول داشتند ، از بین رفته و جز شعائر ظاهری آن چیزی باقی نمانده بود. از ارکان دین فقط نماز باقی مانده بود ؛ اما سایر ارکان ایمان ، جدا در میان مردم از بین رفته بود و بلکه عبادت غیر خدا و در خواست کمک از غیر خدا همه گیر شده و خرافات بر عقل های تمام مسلمانان چیره شده بود .

تمام مسلمانان در شرق و غرب عالم به جایی رسیده بودند که تمام اقسام خرافات در زندگی روزانه آن ها رسوخ کرده و چیره شده بود .

این سخنان کارشناس عرب وهابی بود؛ اما ترجمه ای که مجری شبکه وهابی می کند :

ابتدا دکتر سعید به تمامی مسلمانان جهان سلام و عرض احترام کردند و فرمودند شناخت محمد بن عبد الوهاب مستلزم شناخت زمانی است که در آن زمان زندگی می کردند و در آن عصری که متولد شده و ظهور کرده است .

زمانی بود که دین خدا در آن زمان ضعیف شده بود و دینی که حضرت حسین و حضرت حسن و عثمان بن علی و عمر بن علی و دیگر اهل بیت رسول خدا آورده بودند ، دیگر آن دین شناخته نمی شد جز آرمان ها و مناسک و عباداتی که ظاهر بودند و جز عباداتی مانند نماز و غیره . دعای غیر الله و خرافات چنان منتشر شده بود که به عنوان یک آیه اسلامی مبدل شده بود و همه مسلمانان در شرق و غرب زمین این خرافات را به عنوان یک عبادت می دانستند .

استاد یزدانی :

کارشناس وهابی صراحتا می گوید عبادت غیر خدا در زندگی تمام مسلمان ها در شرق و غرب عالم رسوخ پیدا کرده بود ، ما هم همین را می خواهیم .

ما در حدود ۶ برنامه ارائه دادیم که ثابت کنیم وهابی ها همه مسلمان ها را کافر می دانند و خیلی خوشحالیم که این کارشناس وهابی به این مسئله اقرار کرد و جالب است در همین برنامه مجری ( آقای هاشمی ) برنامه متوجه بود که تکفیر همه مسلمان ها چقدر به ضرر وهابیت و شبکه وهابی است ، در همین برنامه باز هم به عنوان شبهه از او سؤال کرد این که مخالفین محمد بن عبد الوهاب می گویند محمد بن عبد الوهاب همه مسلمان ها را کافر می دانسته ، این حرف دروغ است یا نیست ؟

همان کارشناس در همان برنامه گفت نه این دروغ است این افترائی است که دشمنان محمد بن عبد الوهاب ساخته اند و محمد بن عبد الوهاب کسی را تکفیر نکرده است .

در کلیپ دوم این تعارض و تناقض گویی همین کارشناس وهابی در یک برنامه ، در یک برنامه واضح و روشن خواهد شد .

کلیپ ۲ :

کارشناس وهابی :

چگونه گفته می شود که محمد بن عبد الوهاب مخالفینش را کافر می داند ، این ادعا و دروغی است که مغرضین درست کرده اند و متأسفانه در بین مردم شایع شده و بعضی باور کردند ؛ بلکه بیشتر مردم باور کرده است ؛ ولی ما می دانیم که به کشور عربستان حمله شده است و خود عربستان به جایی حمله نکرده است .

پس چگونه می گویند که محمد بن عبد الوهاب تکفیر می کند ، و ما از کتب محمد بن عبد الوهاب می خواهیم که برای ما بیاورند این کتاب توحید در نزد ما هست که به فارسی ترجمه شده است و به هر کدام از دوستان فارسی زبان ما از این کتاب یک کلمه از تکفیر مسلمانان برایمان بیاورید و شکی نیست که چیزی پیدا نمی کنند .

مجری :

این کلیپ را هم ملاحظه فرمودید که صراحتا ادعایی را بیان می کند که با سخنان قبلی او متضاد بود . البته در همین کلیپ گفت که اکثر مسلمان ها باور کردند که محمد بن عبد الوهاب بقیه مسلمان ها را تکفیر می کرد و قطعا منظور ایشان از اکثر مسلمانان شیعه و سنی بود که این اعتقاد را دارند ؛ اما وهابی ها این اعتقاد را ندارد .

ادعایی را مطرح کرد که از یک کتاب محمد بن عبد الوهاب که کتاب التوحید است ، مطلبی را بیاورید که محمد بن عبد الوهاب بقیه مسلمین را تکفیر کرده باشند . استاد یزدانی آیا در همین یک کتاب هم تکفیر است یا خیر ؟

استاد یزدانی :

خیلی عجیب است وقتی یک بیننده به این شبکه زنگ می زند که مطلبی را بخواند ، محدود می کنند که از کتاب التوحید ، از کتاب التوحید که می خوانند ، می گویند روایت نباشد . اگر روایت باشد این اشکال به کل اهل سنت وارد است نه به محمد بن عبد الوهاب .

این نوع مغالطه کردن واقعا عجیب است . مهم این است که از کتاب هابی محمد بن عبد الوهاب باشد؛ کتاب التوحید باشد یا رسائل الشخصیه یا هر کتاب دیگری که محمد بن عبد الوهاب اعتقادات خود را در آن بیان کرده. شما حق محدود کردن بیننده ها را ندارید که فقط از فلان کتاب و فلان مطلب را .

کتاب التوحید کتابی است که آیات قرآن را آورده و در ذیل آن روایتی را به عنوان اعتقاد خود ، برای توضیح آیه قرآن کریم بیان کرده است . حرف زیادی از خود محمد بن عبد الوهاب در آن کتاب نیست که انسان از حرف های خود محمد بن عبد الوهاب اشکال بگیرد . اشکال به آن روایاتی است که خودش به آن روایات اعتقاد داشته و به آن ها استدلال کرده است .

من کتابی می نویسم که یک عقیده از شیعه را ثابت کنم . به یک روایت استدلال می کنم ، آیا استدلال به آن روایت حرف من حساب می شود یا نه ؟

این آقا با بیننده ها لج بازی می کرد که از روایت نباشد ، فقط از خود کتاب محمد بن عبد الوهاب باشد و از جای دیگری نباشد ؛ البته ما دو سال پیش استاد ابوالقاسمی به طور مفصل روی این کتاب کار کرده است و اشکالات این کتاب را گرفته است . بنده فقط فایل آن را نشان می دهم و دو مورد از مواردی که مسلمان ها را  تکفیر کرده است.

اثبات مسأله تکفیر مسلمین در کتب محمد بن عبد الوهاب

در همین کتاب التوحید ، صفحه ۵۰ ، ایشان تصریح می کند که اشاعره همان معطله هستند و همه می دانند که معطله کافر هستند .

العشرون : إثبات الصفات ، خلافا لأشعریه المعطله .

در همین کتاب آمده که می گوید : این آیه ای را که بیان کردیم ، ثابت می کند که خداوند صفاتی را برای خود ثابت کرده است، بر خلاف اشاعره که این ها معطله هستند .

این در حالی است که وهابی ها معطله را تکفیر کرده اند .

کتاب التوحید ، نویسنده محمد بن عبد الوهاب ، ص ۵۰

مطلب بعدی که خیلی صریح تر بیان شده و در همین کتاب، شیعیان را تکفیر کرده اند : یازدهمین چیزی که در مورد آیه استفاده کرده :

الحادی عشره : ذکر فی خطبته قبل موته بخمس : الرد علی الطائفتین اللتین هما شرار أهل البدع ، بل أخرجهم بعض أهل العلم من الثنتین والسبعین فرقه وهم الرافضه والجهمیه . وبسبب الرافضه حدث الشرک وعباده القبور ، وهم أول من بنی علیها المساجد .

پیامبر اسلام (ص) قبل از دنیا رفتن خود این مطلب را بیان کرده است و این مطلب ردی است بر دو طائفه ای که از شرورترین بدعت گذاران هستند ؛ بلکه بعضی از علما این دو طائفه را از آن هفتاد و دو فرقه از مسلمان ها جدا کرده اند ؛ (یعنی اصلا مسلمان نیستند) . آن دو طائفه رافضه و جهمیه هستنند ؛ به دلیل این که رافضه قبر پرست هستند و آن ها اولین کسانی هستند که روی قبرها مسجد ساختند .

کتاب التوحید ، تألیف محمد بن عبد الوهاب ، ص ۶۲

در همین کتاب التوحید ، محمد بن عبد الوهاب مسلمان ها را تکفیر کرده است و تکفیر اهل قبله خلاف نص صریح قرآن کریم است که هر کس به شما سلام کرد نگویید که مؤمن نیستید .

قطعا این وهابی‌ها حتی ترجمه فارسی این کتاب را هم ندیده اند چه برسد به این که دیگر کتب محمد بن عبد الوهاب را مطالعه کرده باشند . در همین کتاب التوحید به صورت صریح و روشن شیعه و جهمیه را از کل مسلمین جدا کرده و تکفیر می کند .

خیلی از بزرگان اهل سنت جزء جهمیه هستند از جمله ابوحنیفه و سایرین که جزء جهمیه بوده اند .

برای ما ضرورتی ندارد که فقط از کتاب التوحید نشان دهیم ، ما قبلا در بحث تکفیر از کتاب محمد بن عبد الوهاب مطلبی را نشان دادیم که تمام مسلمان ها و تمام علمای اهل سنت را مشرک دانسته بود .

ما منشوری را نشان دادیم که علمای مکه و مدینه امضاء کرده بودند و در آن منشور یا تعهد نامه گفته بودند که ما پیش از این مشرک بودیم . تمام مردم مکه، مدینه ، حجاز ، عراق ، یمن و کل بلاد اسلامی را نام برده بودند و گفته بودند که ما کلا قبل از این مشرک بودیم تا این که محمد بن عبد الوهاب آمد و ما را نجات داد .

این منشور را از کتاب های وهابی ها نشان دادیم و جالب است که محمد بن عبد الوهاب در رسائل الشخصیه خود به این مسئله اشاره می کند و می گوید خداوند بر ما منت نهاده و تمام علمایی که سواد اعظم مسلمان ها هستند ، اعتراف کردند که ما مشرک بودیم .

کتاب مؤلفات شیخ محمد بن عبد الوهاب در قسم رسائل الشخصیه که صالح بن فوزان بن عبد الله فوزان ، مفتی مشهور وهابی آن را تصحیح کرده است . در صفحه ۲۷۰ ، نامه ای را می نویسد :

من محمد بن عبد الوهاب إلی من یصل إلیه من الإخوان …

از محمد بن عبد الوهاب به هر کسی که این نامه می رسد از برادران و مؤمنین …

تا این که در صفحه بعد می گوید :

وقد من الله علیکم بإقرار علماء المشرکین بهذا کله سمعتم اقرارهم أن هذا الذی یفعل فی الحرمین والبصره والعراق والیمن أن هذا شرک بالله فأقروا لکم أن هذا الدین الذی ینصرون أهله ویزعمون أنهم السواد الأعظم أقروا لکم أن دینهم هو الشرک وأقروا لکم أیضا أن التوحید الذی یسعون فی إطفائه وفی القتل أهله وحسبهم أنه دین الله ورسوله

خداوند بر شما منت نهاد که علماء مشرکین اقرار کردند به این که این علمای حرمین شریفین ، علمای بصره ، علمای عراق و علمای یمن اقرار کردند که مشرک بودند . علمایی که خیال می کردند سواد اعظم هستند ( سواد اعظم یعنی اکثر مسلمان ها را تشکیل می دهند ) اقرار کردند که دینشان شرک بوده و هم چنین اقرار کرده اند دینی که محمد بن عبد الوهاب آورده ، همان دین خدا و رسول خدا است .

کتاب رسائل الشخصیه ، نویسنده محمد بن عبد الوهاب ، با تحقیق صالح بن فوزان بن عبد الله فوزان ، ص ۲۷۰

از این تکفیر بالاتر چه می خواهید . این وهابی ها به هر جا که رسیدند از علمای بلاد اسلامی اقرار گرفتند که ما قبل از این مشرک بوده ایم و نه تنها ما ؛ بلکه تمام مردم سرزمین های دیگر اسلامی هم مشرک بوده اند . این منشور در کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، مجموعه نامه های و مسائل علمای نجد را در این کتاب جمع آوری کرده است.

این کتاب بسیار معتبر است ؛ به دلیل این که دو نفر از نوادگان محمد بن عبد الوهاب ، بر این کتاب تقریظ زده اند و از این کتاب تعریف و تمجید کرده اند . جلد اول از این کتاب در قسمت کتاب العقائد ، صفحه ۳۱۴ ، این اقرار نامه را بیان کرده اند :

نشهد ـ نحن علماء مکه ، الواضعون خطوطنا ، وأختمنا فی هذا الرقیم ـ أن هذا الدین ، الذی قام به الشیخ محمد بن عبد الوهاب ودعا إلیه إمام المسلمین سعود بن عبد العزیز من توحید الله و نفی الشرک الذی ذکره فی الکتاب ، أنه هو الحق ، الذی لا شک فیه ، ولاریب ، وأن ما وقع فی مکه والمدینه ، سابقا ، والمصر والشام غیرهما ،  من البلاد إلی الان ، من أنواع الشرک ، المذکوره فی هذا الکتاب ، أنه الکفر ، المبیح للدم، والمال والموجب لدخول النار .

ما شهادت می دهیم ـ ما علمای مکه ، کسانی که امضاء کردیم و مهر زدیم زیر این نامه را ـ این دینی که محمد بن عبد الوهاب و سعود بن عبد العزیز آورده اند از توحید خدا و نفی شرکی که در کتاب خدا آمده است ، همه این دین حق است و در این شک و تردیدی نیست . و ما مردم بلاد اسلامی از مکه ، مدینه ، مصر و شام و غیر از این ها ، هم تا الان مشرک بوده ایم و شرکی که باعث کفر و حلال شدن خون و مال و داخل شدن در آتش جهنم می شود .

کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، نویسنده محمد بن عبد الوهاب ، ج ۱ ، الجزء العقائد ، ص ۳۱۴

این منشور را چه کسانی امضاء کرده اند :

آقای عبد الملک بن عبد المنعم القلعی الحنفی مفتی حنابله در مکه .

آقای محمد بن صالح بن ابراهیم مفتی شافعی ها در مکه مکرمه .

آقای محمد بن محمد عربی البنانی مفتی مالکی ها در مکه مکرمه .

آقای محمد بن احمد مالکی ، آقای محمد بن یحیی مفتی حنابله در مکه مکرمه .

آقای عبد الحفیظ بن درویش العجیمی و به همین ترتیب نام می برد ، علمایی که اقرار کرده اند ما قبل از این مشرک بودیم و این دین جدید دین توحیدی است .

کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، نویسنده محمد بن عبد الوهاب ، ج ۱ ، الجزء العقائد

از این تصریح بهتر بر کفر تمام مسلمان ها ، وهابی ها چه می خواهند؛ البته ما نیازی به نشان دادن کتاب نداریم ، خودشان در همین ویژه برنامه اعتراف کردند که مشرک بوده اند .

مجری :

إن شاء الله در برنامه بعد هم بحث تکفیر مسلمان ها توسط محمد بن عبد الوهاب را ادامه خواهیم داد .

ما در رد وهابیت هم از کتب خود وهابی ها و هم از تاریخ نگاران وهابی و همه از علمای اهل سنت استفاده می کنیم . علمای معاصر اهل سنت هم در برابر وهابیت موضعگیری های بسیار مفیدی کرده اند . کلیپ آماده شده هم از جمله ی همین موضعگیری ها است . آقای طلعت تاج الدین از مفتیان بزرگ روسیه که در مورد وهابیت نظرات خود را بیان کرده است .

کلیپ ۴ :

طلعت تاج الدین مفتی روسیه :

خطر عقیده تکفیر قبل از هر چیزی بر خود مسلمانان است نه برای اسلام ؛ چون خداوند در قرآن کریم می فرماید : ما قرآن را فرستادیم و از آن محافظت می کنیم . هر خطری که باشد متوجه ما مسلمانان است ؛ پس باید از این عقیده تکفیر خلاص بشویم اگر با تقوا باشیم ؛ چون همه بشریت به هر دین و مذهبی و کشوری که باشد ، همه بشریت امت محمد (ص) هستند .

مجری :

سخنان این عالم اهل سنت را شنیدید . ما نمی گوییم که با اهل سنت هیچ تفاوتی نداریم ؛ ولی زمانی که در مورد وهابیت موضع می گیریم ، می بینیم که هم شیعه و هم اهل سنت نظر یکسان داریم و خطر وهابیت را درک کرده ایم و بر علیه وهابیت چه از لحاظ علمی و چه از لحاظ تبلیغاتی کار می کنیم .

استاد یزدانی در جلسه گذشته نکته ای بیان فرمودید که همه برای بیننده های عزیز و قطعا برای وهابی ها هم می تواند جالب باشد . همان مطلبی که یکی از اساتید محمد بن عبدالوهاب در باره او گفته بود و محمد بن عبد الوهاب هم مطالبی را در باره این شخص که محمد بن فیروز است ، بیان کرده بود . اگر  امکان دارد این مطلب را  دوباره بیان کنید .

استاد یزدانی :

دیدگاه ابن فیروز در باره محمد بن عبد الوهاب

این مطلب در بحث دیدگاه علمای اهل سنت درباره محمد بن عبد الوهاب بود که از کتاب دعاوی المناوئین مطرح شده بود .

کتاب دعاوی المناوئین ( ادعاهای دشمنان محمد بن عبد الوهاب ) لدعوه الشیخ محمد بن عبد الوهاب عرض و نقض ، نویسنده عبد العزیز بن محمد بن علی العبد اللطیف ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی است .

در این کتاب دشمنی های علمای اهل سنت را علیه محمد بن عبدالوهاب طرح کرده ، کتاب هایی که علمای اهل سنت علیه محمد بن عبد الوهاب نوشتند را لیست کرده است ؛ اما متأسفانه خیلی از این کتاب ها در اختیار ما نیست و از بین رفته اند . ایشان در صفحه ۳۵ می گوید : با این که مردم با محمد بن عبد الوهاب خیلی دشمنی می کردند :

مع شده هذه الخصومه وضراوتها وشناعه هذا العناد وإستمرارها إلا أن الشیخ قد کان حریصا علی هدایه اولئک الخصوم ، فیبذل الأسباب والوسائل …

با این که دشمنی ها با محمد بن عبد الوهاب بسیار شدید و زشت بود ؛ ولی شیخ محمد بن عبد الوهاب بر هدایت آن دشمنان خیلی حریص بود و برای هدایت آن ها از وسائل زیادی استفاده می کرد …

از جمله این که به این افراد نامه می نوشت مثلا به استادش عبدالله بن محمد بن عبد اللطیف نامه ای نوشت و به او گفت که من تو را دوست دارم و در نماز های خود تو را دعا می کنم ؛ ولی این شخص بر علیه محمد بن عبد الوهاب کتاب نوشت. به عبد الوهاب بن عبد الله بن عیسی نامه نوشت و به او گفت که تو را در سجده هایم دعا می کنم و تو و پدرت را دوست دارم ؛ ولی این شخص هم بر علیه او کتاب نوشت .

در ادامه می گوید :

ویصف الشیخ الإمام محمد بن فیروز ـ أثنا رسالته لأحمد بن ابراهیم مطبوع مرات ـ فیقول : ( ولکن تعرف ابن فیروز أنه أقربهم إلی الإسلام وهو رجل من الحنابله وینتحل کلام الشیخ ابن تیمیه وابن القیم خاصه… )

محمد بن عبد الوهاب ، محمد بن فیروز را هم در نامه ای که به احمد بن ابراهیم نوشته بود و چندین بار هم چاپ شده ، بسیار توصیف کرده بود . در این نامه گفته است که احمد بن ابراهیم تو می دانی که  محمد بن فیروز از همه مردم به اسلام نزدیک تر هست و او مردی از حنابله است و کلام ابن تیمیه و به خصوص ابن قیم را می خواند و دوست دارد .

با این همه تعریف و تمجید ابن فیروز در باره محمد بن عبد الوهاب حرف های بدی می زد :

… بل لعل الشیخ ـ یعنی عبد الوهاب ـ غفل عن مواقعه أمه ـ یعنی محمد بن عبد الوهاب ـ فسبقه الشیطان إلیها فکان أبا لهذا المارد …

عبد الوهاب حواسش نبود زمانی که نطفه محمد بن عبد الوهاب را در رحم مادرش می خواست قرار دهد شیطان بر او پیش دستی کرد و قبل از عبد الوهاب این کار را کرد …

کتاب دعاوی المناوئین ، نویسنده عبد العزیز بن محمد بن علی العبد اللطیف ، چاپ دار الطیبه عربستان ، ص ۳۵

این حرفی است که استاد محمد بن عبد الوهاب گفته است ، به ما هم ربطی ندارد .

جالب است که در همین ویژه برنامه بیننده ای از آلمان زنگ زده بود و می گفت که آقای یزدانی این مطالب را از کتاب های نشان می دهد در حالی که محمد بن فیروز دشمن محمد بن عبد الوهاب بوده است و این بیننده به این مطلب اعتراض می کرد .

به هر حال محمد بن عبد الوهاب در باره محمد بن فیروز گفته که أقربهم إلی الإسلام بوده و از حنابله و طرفداران ابن تیمیه و ابن قیم بوده است در عین حال هم ابن فیروز این مطلب را درباره محمد بن عبد الوهاب بیان کرده است . درست بودن یا نبودن آن به ما مربوط نمی شود .

البته ممکن است که بیننده ای از ما سؤال کند که این شخص از کجا این مسئله را فهمیده است ؟ ابن فیروز که با این ها در یک خانه زندگی می کردند ؟ پس از کجا فهمیده که قبل از عبد الوهاب شیطان سبقت گرفته است ؟ ما از همین کتاب دعاوی المناوئین می توانیم ثابت کنیم که ابن فیروز می توانسته خبر داشته باشد .

در همین کتاب دعاوی المناوئین که اعتقادات محمد بن عبد الوهاب را توضیح می دهد ، در نامه ای که به مردم قصیم نوشته ، یکی از این اعتقادات را مطرح می کند . این که علما می توانند مکاشفات داشته باشند :

… وأقر بکرامات الاولیاء وما لهم من مکاشفات …

و اقرار می‌کنم که اولیاء می توانند کرامت و مکاشفه داشته باشند .

کتاب دعاوی المناوئین ، نویسنده عبد العزیز بن محمد بن عبد اللطیف ، نامه محمد بن عبد الوهاب به مردم قصیم

پس این آقای ابن فیروز که به نظر محمد بن عبد الوهاب أقربهم ألی الإسلام و پیرو ابن تیمیه و ابن قیم بوده ، مکاشفه کرده و آن لحظه را دیده …

درست بودن یا نبودن این مطلب به ما ارتباطی ندارد .

مجری :

سؤال دیگری را از استاد یزدانی دارم که در مقدمه آن کلیپی که آماده کرده ایم را با هم ببینیم . در این کلیپ ادعایی مطرح شده که صحت این ادعا را از استاد یزدانی می پرسیم .

کلیپ ۵ :

مجری وهابی از زبان کارشناس وهابی بیان می کند :

وقتی که دعوت محمد بن عبد الوهاب اوج گرفت و منطقه احساء که در شرق عربستان سعودی است ( غالب جمعیت این منطقه شیعه مذهب هستند . قبلا شیعه اسماعیله بودند و جدیدا به شیعه جعفری و یا برخی از این ها به شیعه اثنی عشر وارد شدند !! ) را تصرف کرد ، رهبری شرعی و دینی آن را به عهده گرفت و به عنوان مفتی عام آن منطقه به شمار می رفت . اما به هیچ عنوان حتی یک نفر هم نتوانسته ثابت کند که محمد بن عبد الوهاب یک شیعه را به جرم این که شیعه است ، را به قتل رسانده باشد .

چگونه ممکن است که قدرت و توانایی قتل و کشتار را داشته باشد که مخالفین فکری خود را از بین ببرد و آن را از بین نبرد و امروزه این به عنوان یک اتهام مطرح شود ؟ به هیچ عنوان یک شیعه نتوانسته ثابت کند قتل یک شیعه توسط محمد بن عبد الوهاب انجام شده است .

مجری :

در این کلیپ ادعا کردند که در منطقه احساء که یک منطقه شیعه نشین بوده و در دوره اول حکومت وهابی ها ، زمانی که خود محمد بن عبد الوهاب حضور داشته ، در منطقه إحساء که مردم آن شیعه بودند ، هیچ شیعه ای کشته نشده است .

اگر این ادعا درست است ، چطور شما در جلسه های گذشته نفرمودید که محمد بن عبد الوهاب انسانی کریم بوده و هیچ شیعه ای را  نکشته است .

استاد یزدانی :

البته بین حرف های کارشناس وهابی و حرف های مجری تفاوت زیادی بود . کارشناس وهابی این مطلب را می گفت که در حکومت اول وهابی ها ، زمانی که محمد بن عبد الوهاب بوده و چه قبل از او و چه بعد از او جنایتی اتفاق نیافتاده است و هیچ شیعه ای کشته نشده ، نه در احساء و نه در هیچ جای دیگری .

ولی مجری وهابی فقط در مورد مردم احساء صحبت کرد .

این در صورتی است که کاملا قضیه برعکس است . نه تنها شیعیان در احساء کشته شدند ؛ بلکه تمام جنایات وهابیت در همین دوره اول حکومت آن ها و در حضور محمد بن عبد الوهاب انجام شده است .

من این مدارک را به طور مفصل آورده ام ؛ اما به دلیل کم بود وقت یکی از این ها را به صورت خلاصه نشان می دهم که در واقع یکی از اهداف وهابی ها از حمله به احساء ، از بین بردن شیعیان بوده است . با این هدف به احساء حمله کردند و شمار کشته شدگان آن ها را هم نشان خواهم داد .

اهداف وهابیت از حمله به أحساء

کتاب إمام التوحید الشیخ محمد بن عبد الوهاب الدعوه و الدوله ، با تصحیح عبد العزیز بن عبد الله بن باز ، تألیف احمد القطان و محمد طاهر الزین ، چاپ دار الإیمان اسکندریه .

در صفحه ۵۷ مرحله اول حکومت عربستان سعودی را توضیح می دهد که از سال ۱۱۵۸ هـ شروع شده تا سال ۱۲۳۱ هـ . ولی در این جا ۱۲۲۹ هـ گفته .

تا این که به صفحه ۵۹ می رسد و حمله به احساء را یاد آوری می کند :

وقد حقق الموحدون بالهجوم علی بنی خالد فی الأحساء سنه ۱۲۰۶ هـ ـ ۱۷۹۲م / ۱۲۰۹ هـ ـ ۱۷۹۵ م الأهداف التالیه :

۱ . دافع دینی یهدف علی إلی القضاء علی خصوم الوهابیه ومعارضیها ، ولاسیما الشیعه الذین ینتشرون فی أقلیم الأحساء مع الخوارج الاباضیه .

۲ . دافع الإقتصادی یهدف إلی الإستحواذ علی وحات الاقلیم الخصبه الذی تنتشر فیها المزارع والبساتین وتکثر فیه المیاه تعظم فیه الموالیء التی تستقبل تجاره الهند و الیمن

۳ . دافع سیاسی یهدف إلی التأدیب بعض القبائل النجدیه التی فرت إلی الأحساء حیث لقیت الدعم والتأیید من بنی خالد .

موحدون ( وهابی ها ) از هجوم به بنی خالد در احساء در سال ۱۲۰۶ هـ اهداف زیر را دنبال می کردند :

۱ . انگیزه دینی آن ها از حمله به بنی خالد در احساء ، دشمنی و جنگیدن با دشمنان وهابیت (در صورتی که می گفتند وهابیت اصلا وجود ندارد ) به خصوص شیعیان که در أحساء زندگی می کردند .

۲ . انگیزه اقتصادی آن ها از این حمله ، به خاطر مزارع ، باغ ها و چاه های آبی که در آن سرزمین فراوان یافت می شد و هم چنین در اختیار گرفتن تجارت هند و یمن .

۳ . هدف سیاسی آن ها ، ادب کردن بعضی از قبائل نجدی که به أحساء فرار کرده بودند

اما هدف اصلی آن ها از حمله به أحساء دشمنی و کشتن شیعیان بوده است .

کتاب إمام التوحید محمد بن عبد الوهاب ، با تصحیح عبد العزیز بن عبد الله بن باز ، تألیف احمد القطان و محمد طاهر الزین ، چاپ دار الإیمان اسکندریه ، ص ۵۹

جنگ ها و جنایات وهابیت در دوره اول حکومت آن ها

بنده لیستی از جنایات وهابیت را در کتاب عنوان النجد فی تاریخ نجد ، تألیف شیخ عثمان بن عبد الله بن بشر النجدی الحنلی ، جلد اول نشان می دهم .

در فهرست این کتاب جنگ ها و جنایات وهابیت را در دوره اول حکومت آن ها که از سال ۱۱۵۷ هـ تا سال ۱۲۳۱ هـ شروع شده را بیان می کند . این در صورتی است که محمد بن عبد الوهاب هم در این دوره حضور داشته است .

حوادث سنه ۱۱۵۸ هـ

جنگ با دهام که در آن زمان در ریاض پادشاه بود . که شامل جنگ الشباب و جنگ العبید اتفاق افتاده است .

حوادث سنه ۱۱۶۰ هـ

جنگ دلفه که با عثمان بن معمر انجام شده است .

حوادث سنه ۱۱۶۱ هـ

جنگ البنیه ، جنگ الخریزه و جنگ البطین در این سال اتفاق افتاده  است .

حوادث سنه ۱۱۶۲ هـ

جنگ الحبونیه

حوادث سنه ۱۱۶۳ هـ

در این سال جنگ البطحاء و جنگ الوطیه اتفاق افتاد .

حوادث سنه ۱۱۷۰هـ

جنگ البطحاء در ثرمدا ، جنگ ام العصافیر …

حوادث سنه ۱۱۷۶ هـ

جنگی که در أحساء صورت گرفت .

همین طور جنگ ها و اتفاقات در این سال ها را نام می برد . در همه این دوره و در هر سالی جنگی صورت گرفته است . چندین صفحه فقط جنگ ها را نام برده و غیر از این جنگ ها چیز دیگری در این کتاب نیامده است که خلاصه ای از آن را نشان می دهم .

در همین کتاب عنوان المجد فی تاریخ نجد ، نویسنده ابن بشر ، جلد اول و در صفحه ۵۷ آمده :

حوادث سنه ۱۱۶۱ هـ

جنگ البنیه : از مشاهیر منطقه ، موسی بن عبد القادر کشته شد . از مردم حریملاء ۲۵ نفر ، از مردم ریاض ۶ نفر ، از مردم  عیینه ۱۰ نفر کشته شد .

اما در جنگ بطین : در این جنگ که بسیار جنگ سختی بوده ، در این جنگ فقط ۷۰ نفر از بزرگان آن ها کشته شد .

باز در صفحه ادامه می دهد که :

… فجمع الغنیمه عبد العزیز ، قصد بها الدرعیه عند أبیه و عند الشیخ …

در این جنگ عبد العزیز غنیمت زیادی را جمع کرد و آن را به درعیه نزد پدرش محمد بن سعود و محمد بن عبد الوهاب برد .

باز در همین جنگ ۶ نفر کشته شده است .

حوادث سنه ۱۱۶۲ هـ

در این سال ، در جنگی که با مردم ریاض داشته ،  ۷ نفر کشته شد .

البته قطعا این ها آمار را کم کرده اند .

در جنگ بطحاء : از مردم ریاض ۷ نفر کشته شده است  .

در جنگ وطیه : ۲۵ نفر کشته شده است .

حوادث سنه ۱۱۶۸ هـ

… وقتل منهم ستین رجلا ، لم ینج منهم إلا من أردفته الخیاله …

در این جنگ ۶۰ نفر کشته شده که در پاورقی توضیح می دهد که ۷۰ نفر کشته شدند به جز عده کمی که سوار نظام آن ها را نجات دادند .

در جنگ حریملاء ۱۰۰ نفر کشته شدند .

وقعه الدار :

… وقتل منهم رجالا کثیره نحو سبعین رجلا وأخذ أموالا کثیره …

عبدالعزیز از مردم آن منطقه فقط ۷۰ نفر را کشت و اموال زیادی را از مردم گرفت .

حوادث سنه ۱۱۶۸ هـ

فقتل من قوم مبارک ثمانیه عشر رجلا … فقتل منهم من قتل … فقتل منهم سته رجال

از این قوم مبارک ۱۸ نفر کشته شدند . ۶ نفر از بزرگان آن ها کشته شدند و در آخر که دسته بندی می کند ، تعداد کشته شدگان را ۶۰ نفر حساب می کند .

حوادث سنه ۱۱۸۷ هـ

جنگی که با ریاض داشتند و برای ما بسیار مهم است . این جنگ در زمان حضور محمد بن عبد الوهاب اتفاق افتاده است .

ففر أهل الریاض إلی ساقته الرجال والنساء . هربوا علی وجوههم إلی البر وقصدوا الخروج وهلک منهم خلق کثیر عطشا وجوعا

مردم ریاض همه ، از زن و مرد فرار کردند و رو به بیابان رفتند و قصد خروج داشتند و تعداد زیادی از مردم بر اثر گرسنگی و تشنگی هلاک شدند .

در این جا تحریفاتی صورت گرفته که متأسفانه نسخه اصلی آن نیست که نشان دهیم . آیا مردم ریاض شیعه جعفری بودند ( به قول مجری وهابی ) ؟ مردم ریاض شیعه جعفری نبودند ؛ بلکه همه مردم اهل سنت و حنفی و شافعی بودند .

باز هم در پایین صفحه می گوید :

وذکر فی أن القتلی بینهم فی هذه المده نحو من أربعه آلاف رجل من أهل الریاض ألفان وثلاثمائه ، ومن المسلمین ألف وسبعمائه .

در این مدت جنگی که صورت گرفت ۲۳۰۰ نفر از ۴۰۰۰ نفر مردم ریاض کشته شدند و از مسلمین ( وهابی ها ) ۱۷۰۰ نفر کشته شدند .

یعنی مردم ریاض مسلمان نبودند و وهابی ها فقط مسلمان بودند .

حوادث سنه ۱۱۸۸ هـ

در جنگی که با مردم زلفی داشتند :

… فقاتلهم ، فظفر بهم وقتلهم أجمعین .

در جنگی که با مردم آن منطقه داشتند ، همه مردم زلفی را کشتند .

منظور مجری وهابی همین بود که یک نفر هم کشته نشد ؛ بلکه تمام مردم یک شهر کشته شده است . قطعا هم این جنگ در حضور محمد بن عبد الوهاب انجام شده است .

حوادث  سنه ۱۱۹۸ هـ

در این جنگ که خود سعود فرماندهی جنگ را داشته :

… فقتل منهم فی تلک  الهزیمه أکثر من ثمانین رجلا .

در این جنگ که در منطقه احساء اتفاق افتاده ، ۸۰ نفر کشته شده است .

این در حالی است که کارشناس وهابی می گوید : تا به حال کسی نتوانسته ثابت کند که محمد بن عبد الوهاب یک شیعه را کشته . ما این مطلب را از کتاب خود شما وهابی ها نشان دادیم که  در سال ۱۱۹۸ هـ ، همان سالی که محمد بن عبد الوهاب هم زنده بوده و سعود بن عبد العزیز فرماندهی جنگ را به عهده داشته ، ۸۰ نفر از مردم احساء را کشته است . این عدد کشتار در یکی از جنگ های وهابی ها با مردم احساء است ، در صورتی که وهابی ها چندین جنگ با مردم احساء داشته اند .

این هم یک پاسخ کوبنده به شبکه های وهابی .

اما حوادث سنه ۱۲۰۲ هـ

… وقتل منهم قتلی کثیرا …

که در این سال هم در جنگ ها کشتار زیادی داشتند .

ما به دلیل کمبود وقت نمی توانیم همه آن را بخوانم .

… فقتل منهم قتلی کثیره من آل أبی رمیح …

از آل ابی رمیح تعداد زیادی از آن ها کشته شدند .

باز هم در این سال مردم زیادی کشته شدند .

حوادث ۱۲۰۶ هـ

در جنگ با مردم قطیف که اکثرا شیعه بودند .

در این سال محمد بن عبد الوهاب از دنیا رفت .

در همین سال هم سعود بن عبد العزیز به مردم قطیف حمله کرد .

در این جنگ جنایات بسیار عجیبی رخ داده است .

وأخذوا ما فیها من الاموال وغیر ذلک مما لا یعد ولایحصی وأخذوا عنک عنوه و قتل منهم خمسمائه رجل …

هر چه مال و اموال در قطیف بود را سعود بن عبد العزیز از مردم گرفت ، که اصلا قابل شمارش نبود .

این ها کافر بودند یا مسلمان بودند؟ . اگر بگویید که کافر بودند که حرف خود را نقض کرده اید که هیچ کس را تکفیر نکردید . اگر مسلمان بودند ، به چه علت اموال مسلمان ها را به غارت بردید .

در این جنگ ۵۰۰ نفر کشته شدند . سپس به قدیح رفتند و مردان آن ها را کشتند . منطقه عنک و عوامیه را هم به زور گرفتند و مستغنی شدند .

وحاصروا الفرضه لأن أکثر أهل القطیف هربوا إلیها ، فصالحوا بثلاثه آلاف زر .

حتی مردمی که به جاهای دیگر فرار کردند ، محاصره کردند و ۳۰۰۰ سکه طلا گرفتند و با آن ها مصالحه کردند .

شما وهابی ها برای دین خدا می جنگیدید یا برای سکه های طلا ؟

حوادث ۱۲۰۵ هـ

در این سال هم کشته های زیادی در جنگ ها بود .

حوادث ۱۲۰۶هـ

مقتل عبد المحسن ابن سرداح : در این جنگ فرمانده شخصی به نام زید ، به مردم امان می دهد :

وبذلوا له الصداقه والأمان ، ووعدوه ومنوه ، حتی جاء إلیهم واجتمع بهم فقتلوه فی مجالسهم

فرمانده جنگ، به مردم امان نامه نوشت و به آن ها وعده چیز های خوب را دادند ؛ تا این که مردم آمدند و اجتماع کردند . سپس همه آن مردم را که امان داده بودند کشتند .

حتی یک نفر را هم زنده نگذاشتند . در جنگ گرگان ، خلفا که همه مردم را کشتند ، یک نفر را زنده گذاشتند ؛ ولی در این جنگ حتی یک نفر هم زنده نگذاشتند .

وقصد قطر المعروف بین عمان و بحرین ، فصادف غزوا منهم نحو خمسین مطیه ، فنازلهم وقاتلهم فأنهزموا …

وقتلوهم إلا القلیل وأخذ رکابهم .

جنگ در قطر : در این جنگ هم به قطر که بین عمان و بحرین قرار دارد، حمله کردند و در آن جنگ هم ، همه مردم را کشتند به جز تعداد کمی که باقی گذاشتند و ۵۰ اسب از آن ها را هم به غنیمت بردند .

کتاب تاریخ نجد ، نویسنده عثمان بن عبدالله بن بشر  النجدی الحنبلی ، ج ۱ ، ص ۵۷ به بعد

مجری وهابی شما گفتید که در دوره اول وهابیت هیچ اتفاقی نیافتاد و هیچ شیعه ای هم کشته نشد .

از این ها گذشته ، در جنگ کربلا چند نفر کشته شدند ؟

حمله وهابی ها به کربلا :

کتاب تاریخ نجد ، معروف ترین و معتبر ترین کتاب تاریخی وهابی ها ، جلد اول ، صفحه ۲۵۷ :

حوادث سنه ۱۲۱۶ هـ

وفیها سار سعود بالجیوش المنصوره والخیل العتاق المشهوره من جمیع حاضر نجد وبادیها والجنوب والحجاز وتهامه وغیر ذلک وقصدوا أرض کربلاء ونازل أهل بلاد الحسین . وذلک فی ذی القعده فحشد علیها المسلمون وتسوروا جدرانها ودخلوها عنوه وقتلوا غالب أهلها فی الأسواق والبیوت وهدموا القبه الموضوعه بزعم من اعتقد فیها علی قبر الحسین …

در سال ۱۲۱۶ هـ که دوره اول حکومت وهابی ها بود ، در این سال سعود بن عبد العزیز با یک لشگر قدرتمند و با کبکبه و دبدبه وارد کربلا ، شهر حسین بن علی بن ابیطالب (ع) شدند . این اتفاق در ذی القعده بود ( البته این جریان در ذی الحجه و در روز عید غدیر اتفاق افتاده که ما نشان می دهیم ) . مسلمان ها ( وهابی ها ) از در و  دیوار وارد شهر شدند و اکثر مردم را که در بازارها و خانه ها بودند را کشتند .

روز عید غدیر بود که همه به نجف اشرف رفته بودند و کسی باقی نمانده بود جز عده ای پیرمرد و پیرزن و عده کمی از مردم .

گنبد امام حسین (ع) را خراب کردند و هر آن چه که در گنبد و اطراف آن بود را غارت کردند . ضریح امام را که با زمرد و یاقوت و سایر جواهرات تزئین شده بود را هم غارت کردند و هر چه در شهر از مال ، اموال ، سلاح ، فرش ، طلا ، نقره و کتاب های ارزشمند بود ، همه را وهابی ها بردند .

مجری وهابی شما که گفتید هیچ شیعه ای در این دوره کشته نشده بود ؛ پس این همه کشته و این همه جنایت چیست ؟

از کتاب های شیعه هم که نقل نکردم ، از کتاب های خود شما وهابی ها خواندیم که گفته بودید : ما وارد کربلا شدیم و اکثر مردم را کشتیم . جالب است که گفته اند :

وقتل من أهلها قریب ألفا رجل

از مردم کربلا نزدیک به دو هزار نفر مرد کشته شدند .

کتاب تاریخ نجد ، نویسنده ابن بشر ، ج ۱ ، ص ۲۷۵

جالب است که در کتاب الدرر السنیه همین مطالب را آورده اند و خود سعود بن عبد العزیز در این جا با افتخار می گوید :

إنا أخذنا کربلاء وذبحنا أهلها وأخذنا أموالنا والحمد لله رب العالمین ، ولا نعتذر من ذلک و نقول ( وللکافرین أمثالها ) محمد / ۱۰

ما کربلا را گرفتیم و مردم آن را کشتیم و اموالشان را غارت کردیم و خدا را شکر می کنیم و از آن عذر خواهی هم نمی کنیم ؛ چون آن ها (شیعیان ) کافر هستند. محمد / ۱۰

کتاب الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه ، نویسنده احمد بن زینی دحلان

در کتاب تاریخ البلاد العربیه السعودیه هم این جنگ را به طور مفصل توضیح داده که در کربلا چه جنایاتی را انجام دادند و چه اموالی را از مردم کربلا به غارت بردند .

من این جنایات را به طور خلاصه نشان دادم اگر کسی جلد اول این کتاب تاریخ نجد را بخواند مطمئنا از مطالب بیشتری آگاه می شود .

مجری :

ما باز از این شبکه های وهابی می خواهیم که در دفاع از ناموس خود ، محمد بن عبد الوهاب به این مطالب پاسخ دهند .

کلیپ دیگری از علمای اهل سنت آماده کردیم که در خصوص رد محمد بن عبد الوهاب و فرقه ضاله وهابیت بیان شده است .

کلیپ ۶ :

شیخ صادق جیل از علمای اهل سنت :

این کتاب امراء بلاد الحرام است که نوشته رئیس العلماء و شیخ الخطباء مفتی شافعی مکه مکرمه احمد زینی دحلان است که متوفای ۱۳۰۴ هجری قمری است . این کتاب چاپ دار النشر المتحده در صفحه ۲۹۷ می گوید : ذکر ماجرای اهل طائف و آن چه توسط وهابیت بر آن ها وارد شد .

سپس می گوید : زمانی که وهابیت وارد طائف شدند ، مردم را قتل عام کردند و بزرگ و کوچک و حاکم و مردم عادی و افراد با شرافت و عوام را کشتند و طفل شیر خوار را روی سینه مادر ذبح کردند و از خانه ها بالا می رفتند و افرادی که در آن ها پنهان شده بودند را بیرون می کشیدند و می کشتند .

گروهی که مشغول یاد گیری قرآن بودند را به صورت دسته جمعی کشتند تا این که هر کس در خانه ها بودند را نابود کردند . سپس به سوی مغازه ها و مساجد رفتند و هرکس در آن بود را کشتند و افرادی را که در مساجد مشغول رکوع و سجود بودند را کشتند . تا این که این مخلوقات را نابود کردند ؛ پس وای بر آن ها از خدای جبار آسمان ها .

این تاریخ سیاه وهابیت است و اگر ما بخواهیم جنایت های آن ها را در طول سال ها پیگیری کنیم ، اخبار آن طولانی می شود و چند جلد کتاب نیاز است و برای ما بیشتر روشن می شود که وهابیت نه به بزرگان احترام گذاشته و نه به کوچکتر ها رحم کرده است و نه از خدا حیا می کند و نه از بندگان خدا حیا می کند .

تخریب می کنند و نابود می کنند و همه این منکرات را به نام اسلام انجام می دهند ؛ در حالی که اسلام از آن ها بری است . خدا ما و شما را از فتنه وهابیت حفظ کند و خدا نام آن ها را در شرق و غرب جهان قبیح کند .

مجری :

ملاحظه فرمودید اعتراضی که علمای اهل سنت نسبت به انسان کشی وهابیت دارد ، جنایاتی که هم چنان ادامه دارد و هر روز در اقصی نقاط جهان جنایاتی را انجام می دهد که فقط و فقط اسلام را بد نام می کند . می بینید که در شبکه های ضد دین از این کلیپ ها چگونه سؤ استفاده می کنند .

رسانه هایی که می خواهند اسلام را زیر سؤال ببرند و نمی توانند از خود اسلام دلیلی پیدا کنند ، از جنایات وهابیت استفاده می کنند و چون صدای تکبیر اسلام گونه آن ها را در این کلیپ ها می شنوند ، به اسم اسلام منتشر می کنند و این وظیفه ماست که نشان دهیم خط وهابیت از سایر مسلمین جداست و عقائد وهابیت هیچ ارتباطی به اسلام واقعی و محمدی ندارد .

کلیپ بعدی باز هم از جنایات وهابیت است . بنده به خاطر پخش این کلیپ از شما عذر خواهی می کنم . این کلیپ هم از جبهه النصره است که پخش می شود .

کلیپ ۷ :

کشتن تعدادی از مسلمانان توسط گروهک وهابی جبهه النصره

مجری :

به راستی این تکبیر گفتن های وهابی ها در حین انجام جنایت ، ما را به یاد فقط الله بگویید های این وهابی ها می اندازد . کسانی که در رسانه های خود شعار می دهند که فقط یا الله بگویید و به آیات مربوط به توسل کاری نداشته باشید .

الله گفتن این ها ما را فقط به یاد این جنایت ها می اندازد و مسلمان ها را فقط به خاطر توسل می کشند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای رسولی پور از بیرجند ـ شیعه

در مورد اعتراض یکی از بینندگان که در برنامه استاد قزوینی صحبت کردند ، نکته ای را بگویم . این که آن بیننده می گفت شما به اهل سنت ، وهابی می گویید . بنده باید بگویم که اگر آن ها وهابی نیستند ؛ پس چه نامی را بر این ها می گذارید . این هایی که به راحتی انسان می کشند و چنین جنایاتی را انجام می دهند .

ما تاریخ خوانده ایم جنایت های تیمور و چنگیز را هم مطالعه کردیم ؛ ولی تفاوت آن ها با وهابی ها این است که لااقل آن ها دم از اسلام نمی زدند . آیا این ها اهل سنت هستند ؟

با تشکر از برنامه های مفید و ارزشمند شما که هم برای ما شیعیان مفید بوده و هم برای اهل سنت .

بیننده : آقای نارویی از ایرانشهر ـ اهل سنت

بنده می خواهم در مورد این کلیپی که نشان دادید ، صحبت کنم که این ها اهل سنت نیستند . خط این ها از اهل سنت جدا است و این ها همان خوارج زمان هستند .

بیننده : آقای پهلوان از زاهدان  ـ شیعه

متأسفانه با وجود این همه برنامه مثل راه و بیراه و برنامه سراب وهابیت، باز هم کسانی از اهل سنت زاهدان هستند که بگویند وهابیت وجود ندارد . بنده به عنوان یک شیعه که مقلد مراجع تقلید هستم و در منزل خود یک رساله احکام دارم ، به برادران اهل سنت خود هم توصیه می کنم که حداقل به فتاوای علمای خود مراجعه کنند .

فتاوایی که هر هفته استاد یزدانی زحمت می کشند و ارائه می دهند . ما مدارکی داریم در خود زاهدان و  در مسجد مکی وجود دارد مثلا فتاوایی که از جناب آقای سربازی از علمای بزرگ اهل سنت داده اند در باره وهابیت و رد وهابیت ، این که آن ها اهل گمراهی هستند. هم چنین جناب آقای سربازی در مورد جواز  توسل به مردگان  هم مطالب زیادی بیان و آن را ثابت کرده است و این مسأله توسل چیزی است که وهابیت با آن مشکل دارد ؛ ولی برای خیلی از اهل سنت و علمای آن ها ثابت شده است .

اما در مورد آن عکسی که منسوب به محمد بن عبدالوهاب است ، توضیح دهند ؟

استاد یزدانی :

در زمان محمد بن عبد الوهاب هنوز عکاسی اختراع نشده بود و آن عکس هم ، عکس یک شاعر است .

بیننده : آقای رحیمی از ایلام ـ شیعه

سؤالی از استاد یزدانی داشتم که ما در زیارت عاشورا لعن که می کنیم لعن ما به صورت اولی و دومی و سومی و چهارمی و یزید پنجمی است . منظور از اولی، دومی ، سومی و چهارمی چه کسانی هستند ؟

استاد یزدانی :

اگر لازم بود خود امام در روایت بیان می کرد . زمانی که خود امام در روایتی که با سند صحیح بیان شده ، اسم نبرده اند ، پس ضرورتی ندارد که ما هم نام ببریم .

بیننده : آقای جعفری از شهر کرد ـ شیعه

چند سؤال از این شبکه های وهابی داشتم . این که شما هزینه های شبکه خود را از کجا تأمین می کنید . دوم این که شما می گویید که ما شیعیان به همسر پیامبر توهین می کنیم . این چیزی است که در کتاب های خود شما نوشته شده و از کتاب های شما نقل می شود . شما که این قدر ادعای اسلام می کنید چرا در مورد مجالس لهو و لعب که الان در کشور های عربی مجوز می دهند ، هیچ حرفی نمی زنید ؟

مبحث بعدی این که طبق آیات قرآن هر چه پیامبر (ص ) می گوید وحی است ، چرا در مورد حدیث غدیر و ثقلین برنامه مفصلی ندارید ؟ این احادیث که در کتاب های شما نوشته شده است . حداقل این روایات را از کتاب های خود پاک کنند .

مجری :

آقای نارویی فرمودند که وهابی ها، همان خوارج زمان هستند . ما هم غیر از این از اهل سنت انتظاری نداریم . طبق روایاتی که در صحیح مسلم دارند و استاد یزدانی مفصل توضیح دادند و از علمای آن هم کلیپ پخش کردیم که وهابی ها را خوارج زمان می دانستند و پیش بینی رسول خدا (ص) را به وهابی ها تطبیق می دادند .

استاد یزدانی :

ما از علمای بزرگ اهل سنت از سراسر دنیا پخش کردیم به خصوص از علمای الازهر مصر که اصرار داشتند وهابی ها ، همان خوارج زمان هستند . این آقای نارویی هم دقیقا همان نظر علمای اهل سنت و الازهر مصر را بیان کرد .

مجری :

از شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت تشکر می کنیم که با ما همراه بودید . برنامه را با یک بیت شعر در مورد صاحب العصر و الزمان به پایان می بریم :

آن سفر کرده که صد دل همره اوست

هر کجاهست خدایا تو سلامت دارش

اللهم عجل لولیک الفرج

خدا یار و نگهدارتان .