طبق نقل ابن تیمیه حرانی، احمد بن حنبل توسل به رسول خدا صلی الله علیه وآله را مشروع می‌دانسته است . در این برنامه ، این مطلب به تفصیل بررسی شده است

 

موضوع: مشروعیت توسل از دیدگاه احمد بن حنبل به روایت ابن تیمیه

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه راه و بیراه

تاریخ : ۱۹ /۰۸ /۹۳

مجری :

طبق معمول هفته های گذشته در خدمت استاد عزیز و بزرگوار ، استاد یزدانی هستیم .

در هفته های گذشته به این مبحث پرداختم که آیا علمای اهل سنت در مورد توسل به آیات قرآن استدلال کرده اند یا نه ؟

در مورد علمای شافعی ، حنفی ، حنبلی و مالکی مطالبی را بیان کردیم که بنده از استاد یزدانی خواهش می کنم خلاصه ای از مباحث جلسه قبل را که در مورد علمای مالکی بود ، را ارائه دهند .

استاد یزدانی :

همان طور که شما فرمودید ، ما در حدود ۲۵ جلسه را به بحث توسل اختصاص دادیم که روایات مربوط به آن را خواندیم ، روایاتی که با سند صحیح در کتب اهل سنت نقل شده بود . در ادامه به استدلال علمای اهل سنت به آیات قرآن کریم برای جواز توسل پرداختیم . از فقهای مختلف از مذاهب اربعه نام بردیم و نظرات آن ها را بیان کردیم . در جلسه قبل در مورد علمای مالکی صحبت کردیم که حدود ۶ نفر از این علما را نام بردیم که آن ها صراحتا به آیات قرآن کریم برای جواز توسل ، استدلال کرده بودند .

نظر امام مالک را هم به صورت مفصل بررسی کردیم که ایشان هم توسل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را جایز دانسته بود و جواز توسل به آن حضرت را به آیه ۶۴ سوره نساء مستند کرده و از آن طریق اثبات نموده که توسل جایز است و حتی خودشان هم توسل کرده اند .

مجری :

امشب نظریه احمد بن حنبل که از علمای بزرگ اهل سنت است و هم چنین نظریه ابن تیمیه را در خصوص جواز توسل بیان خواهیم کرد و دقت کنیم که بنیانگذار تفکر وهابیت در جواز توسل چه مطالبی را گفته اند .

 

takfir1 (13)

 

مشروعیت توسل از دیدگاه احمد بن حنبل به روایت ابن تیمیه

استاد یزدانی :

وهابیت خود را حنبلی مذهب می دانند ؛ البته از فرق دیگر اهل سنت هم کسانی هستند که خود را وهابی می دانند . اما خود محمد بن عبد الوهاب و محمد بن سعود و فرزندان آن ها ، همه خود را به احمد بن حنبل منتسب می کنند و سلفی می دانند و معتقدند که سلف صالح از دیدگاه آن ها هر کاری انجام دادند ، درست بوده و برداشت آن ها از قرآن کریم ، صحیح تر هست و هم چنین امام خود را ، احمد بن حنبل می دانند .

امشب ما مطالبی را از زبان ابن تیمیه و علمای حنبلی بیان می کنیم که خود احمد بن حنبل ، به توسل معتقد بوده و توسل را جایز می دانسته . بعد از آن ، عقیده ابن تیمیه در خصوص توسل بیان می کنیم که ایشان هم توسل را در موارد متعددی ، جایز می دانسته ؛ ولی در بعضی موارد هم آن را انکار کرده است که این مورد از بحث هایی است که در آن تناقض گویی ابن تیمیه به وضوح دیده می شود .

بنده چند روایت از احمد بن حنبل را به شما نشان می دهم که بزرگان اهل سنت آن را نقل کرده اند . در کتاب تهذیب الکمال فی اسماء الجلال ، تألیف حافظ متقن جمال الدین ابی الحجاج یوسف المزّی، متوفای ۷۴۲ هـ ( یکی از کسانی که تحت تأثیر ابن تیمیه بوده ) ، با تحقیق دکتر بشار عواد معروف ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، جلد ۱۳ ، صفحه ۱۸۴ به بعد :

صفوان بن سلیم المدنی ابو عبد الله وقیل : ابو حارث ، القرشی ، الزهری ، الفقیه …

در شرح حال این آقا مطالبی را بیان می کند که از چه کسی روایت نقل کرده و در صفحات بعد :

قال ابو عبد الله الاردبیلی : سمعت ابابکر بن ابی الخصیب یقول : ذکر صفوان بن سلیم عن احمد بن حنبل فقال : هذا رجل یستسقی بحدیثه ، وینزل القطر من السماء بذکره .

ابو عبدالله اردبیلی گفت : شنیدم ابابکر بن ابی خصیب می گفت : نزد احمد بن حنبل سخن از صفوان بن سلیم شد که نظر احمد بن حنبل در مورد او را پرسیدند که گفت : ایشان مردی است که به وسیله حدیث او ، انسان از خداوند طلب باران می کند ( یعنی کسی که حدیث صفوان بن سلیم را بخواند و به او متوسل شود ، خداوند به وسیله حدیث او باران نازل می کند ) و کسی که یاد صفوان بن سلیم را کند ، خداوند هم باران را نازل می کند .

المزی ، جلال الدین ابی الحجاج یوسف المزی ، تهذیب الکمال فی اسماء الجلال ، متوفای ۷۴۲ هـ ، با تحقیق دکتر بشار عواد معروف ،چا پ مؤسسه الرساله بیروت ، ج ۱۳ ، ص ۱۸۴ به بعد

همین مطلب را ابن حجر عسقلانی در کتاب تهذیب التهذیب ، جلد ۴ ، صفحه ۳۷۳ :

… ذکر صفوان بن سلیم عند احمد بن حنبل فقال : رجل یستسقی بحدیثه وینزل القطر من السماء بذکره ….

عسقلانی ، ابن حجر ، تهذیب التهذیب ، ج ۴ ، ص ۳۷۳

مطلبی است که آقای ابن حجر آن را مطرح کرده است . این اولین روایتی بود که شاید خیلی مهم نباشد ؛ اما توسل را ثابت می کند .

مطلب دومی که از احمد بن حنبل نقل شده و بسیار جالب است در کتاب الانصاف فی معرفه الراجح من الخلاف علی مذهب امام احمد بن حنبل ، تألیف امام علاء الدین ابی الحسن علی بن سلیمان بن احمد المرداوی السعدی الحنبلی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد دوم ، صفحه ۴۳۰ ، در کتاب الصلاه فوائدی را بیان می کند :

ومنها : یجوز التوسل بالرجل الصالح علی صحیح المذهب . وقیل : یستحب .

قال الامام احمد للمروذی : یتوسل بالنبی صلی الله علیه و آله فی دعائه . وجزم به فی المستوعب وغیره وجعله الشیخ تقی الدین کمسأله الیمین به . قال : والتوسل بالایمان به وطاعته ومحبته والصلاه والسلام علیه : بدعائه وشفاعته ونحوه مما هو من فعله أو افعال العباد المأمور بها فی حقه : مشروع إجماعا . وهو من وسیله المأمور بها فی قوله تعالی : « اتقوا الله وابتغوا إلیه الوسیله » ( مائده / ۳۵ )

توسل به یک مرد صالح ، جایز است و این دید گاه مذهب احمد بن حنبل می باشد . و حتی بعضی ها هم گفته اند که مستحب است که انسان به افراد صالح توسل کند .

در ادامه نظر احمد بن حنبل را نقل می کند ، امام احمد به مروذی گفت : ( کتابی را احمد بن حنبل برای آقای مروذی به نام مناسک نوشته اند) توسل به رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) در دعای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جایز است و می توان به دعای رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) توسل کرد .

مثلا نزد آن حضرت برود و از ایشان بخواهد که برای او دعا کند که خداوند فلان حاجت را به او بدهد .

و شیخ تقی الدین ابن تیمیه این مسأله را مانند مسأله قسم خوردن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قرار داده است .

مثلا من قسم به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بخورم ؛ زیرا وهابیت فقط قسم خوردن به خداوند را جایز می دانند و سوگند خوردن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را جایز نمی داند . یعنی ابن تیمیه می گوید : از دیدگاه احمد بن حنبل هم قسم خوردن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جایز است و هم توسل به آن حضرت .

ابن تیمیه گفت : توسل به ایمان و محبت رسول خدا صلی الله علیه وآله جایز است و هم چنین توسل به دعاء و شفاعت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یعنی طلب شفاعت را از آن حضرت ، مشروع است .

توسل به دعا و شفاعت آن حضرت ، همان چیزی است که خداوند ما را به آن دستور داده است در آیه ۳۵ از سوره مائده که می فرماید : از خداوند بترسید و تقوا پیشه کنید و برای قرب و نزدیکی به خداوند وسیله ای پیدا کنید .

المرداوی السعدی الحنبلی ، علاء الدین ابی الحسن علی بن سلیمان بن احمد ، الانصاف فی معرفه الراجح من الخلاف علی مذهب امام احمد بن حنبل ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۲ ، ص ۴۳۰

این نظریه حنابله است ؛ ولی وهابی ها می گویند در این جا منظور جهاد و عمل صالح است در صورتی که حنابله میگویند : منظور در این جا توسل به ایمان ، محبت ، طاعت ، دعا و طلب شفاعت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می باشد و این نظری اجماعی بین علما می باشد و اختلافی در آن نیست .

این مشت محکمی بر دهان وهابیتی است که سخن احمد بن حنبل را نمی پذیرند . شاید اشکال وارد کنند بر این که این کتاب چاپ بیروت است و چنین مطلبی در این کتاب دروغ است و صحت ندارد .

در پاسخ به این وهابی ها کتاب الانصاف چاپ شده در عربستان و چاپخانه الملک سعود بن عبد العزیز ، جلد ۲ ، صفحه ۴۵۶ دقیقا همان مطالب بیان شده :

…. یتوسل بالنبی صلی الله علیه و آله فی دعائه . وجزم به فی المستوعب وغیره . وجعله الشیخ تقی الدین کمسأله الیمین به . قال : التوسل بالایمان به وطاعته ومحبته والصلاه و السلام علیه وبدعائه وشفاعته ونحوهما هو من فعله او افعال العباد المأمور بها فی حقه : مشروع اجماعا …

حال اگر اشکال بگیرند که شاید آقای مرداوی دروغ گفته باشد ؟ در جواب همین مطلب را از زبان ابن تیمیه نشان می دهیم که ابن تیمیه نیز همین مطلب را بیان کرده ؛ اما در امانت خیانت کرده و همه آن را بیان نکرده است ؛ ولی همان اندازه از مطلب را که در کتابش آورده برای ما کفایت می کند .

در کتاب مجموع الفتاوی شیخ الاسلام احمد بن تیمیه ، با جمع آوری عبد الرحمن بن محمد بن قاسم و پسرش ، به دستور ملک فهد بن عبد العزیز آل سعود چاپ شده ، جلد اول ، صفحه ۱۴۰ :

وسئل شیخ الاسلام : هل یجوز التوسل بالنبی صلی الله علیه و آله أم لا ؟

فأجاب : الحمد لله . أما التوسل بالایمان به ، محبته وطاعته ، والصلاه والسلام علیه وبدعائه وشفاعته ونحوه ذلک ، مما هومن افعاله ، وافعال العباد المأمور به فی حقه . فهو مشروع باتفاق المسلمین … اما قول القائل : اللهم إنی اتوسل إلیک به . فللعماء فیه قولان کما لهم فی الحلف به قولان : وجمهور الائمه کمالک ، شافعی وابی حنیفه علی أنه لایسوغ الحلف بغیره من الانبیاء والملائکه …

وهذا احدی الروایتین عن احمد والروایه الاخری تنعقد الیمین به خاصه دون غیره ، ولذلک قال احمد فی منسکه الذی کتبه للمروذی صاحبه : إنه یتوسل بالنبی صلی الله علیه و آله فی دعائه ، ولکن غیر احمد قال : إن هذا اقسام علی الله به ، ولایقسم علی الله بمخلوق ، و احمد فی إحدی الروایتین قد جوز القسم به ، فلذلک جوز التوسل به .

از ابن تیمیه سؤال شد : آیا توسل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جایز است یا نه ؟

ابن تیمیه جواب داد : توسل به ایمان ، محبت ، طاعت و سلام و صلوات بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و هم چنین توسل به دعا و طلب شفاعت از ایشان ، مشروع است به اتفاق همه مسلمین .

در این سؤال هیچ قید زمانی هم ندارد که بخواهند به آن اشکال وارد کنند .

 صحابه در زمان حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به ایشان ، توسل می کردند و بعد از وفات آن حضرت به عمویش عباس ، متوسل می شدند ؛ همان گونه که به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) توسل می کردند .

اما اگر کسی بگوید : خدایا من پیامبرت را واسطه قرار می دهم . این جایز است یا نه ؟ علما در این مورد دو قول دارند ؛ همان طور که در قسم خوردن دو قول دارند . مالک و شافعی و ابو حنیفه گفته اند قسم خوردن به غیر از انبیاء و ملائکه جایز نیست ( برای این مطلب خود هیچ مدرک و سندی هم ارائه نمی دهد ) اما از احمد در این باره دو روایت است : یک روایت این است که قسم خوردن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اشکالی ندارد . به همین علت در کتاب مناسکی که احمد برای آقای مروذی نوشته است ، گفته توسل به دعای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جایز است .

اما کسان دیگری غیر از احمد گفته اند که جایز نیست . چون احمد قسم خوردن به پیامبر (صلی الله علیه و آله) را جایز می دانسته ، توسل به ایشان را هم جایز می داند .

مجموع فتاوی شیخ احمد بن تیمیه ، با جمع آوری عبد الرحمن بن محمد بن قاسم و پسرش ، با دستور ملک فهد بن عبد العزیز آل سعود ، ج اول ، ص ۱۴۰

از این کتاب چاپ بیروت هم موجود است که دقیقا همین مطلب را در جلد اول و در صفحه ۱۰۷ بیان کرده است .

یک روایت دیگر از ابن تیمیه نقل کنیم که بسیار جالب است و کار را تمام می کند . این روایت در کتاب الإخنائیه أو رد علی الإخنائی ، تألیف تقی الدین ابی العباس احمد بن عبد الحلیم بن تیمیه حرانی ، با تحقیق احمد بن مونس العنزی ، چاپ دار الخراز ، صفحه ۴۰۹ :

ایشان در این صفحه از کتاب ، مطلبی را نقل می کند مبنی بر این که :

زمانی که ما سراغ قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌رویم ، رو به قبر آن حضرت دعا کنیم یا رو به قبله ؟

این بحثی است که همیشه بین مسلمانان بوده ، ما هم در این زمینه روایات زیادی داریم. ایشان نظریات مختلفی را نقل می کند که به نظر احمد بن حنبل می رسد :

وفی منسک المروذی الذی نقله عن احمد أنه قال فی السلام علی النبی (صلی الله علیه و آله) : ولاتستقبل الحائط … وسلم ابو بکر وعمر ، وحول وجهک إلی القبله وسل الله حاجتک متوسلا إلیه بنبیه (صلی الله علیه و آله) تقض من الله عزوجل ….

در کتابی که احمد بن حنبل برای آقای مروذی نوشته اند این گونه از احمد نقل شده : زمانی که خواستید سلام دهید ، رو به دیوار نایستید …. به ابوبکر و عمر سلام دهید ؛ سپس صورت خود را به سمت قبله برگردان و به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) متوسل شو و و ایشان را به عنوان واسطه به درگاه الهی ببرو حاجت خود را از خداوند بخواه و خداوند حاجت تو را خواهد داد .

ابن تیمیه حرانی ، تقی الدین ابی العباس احمد بن عبد الحلیم ، الاخنائیه أو الرد علی الاخنائی ، با تحقیق احمد بن مونس العنزی ، چاپ دار الخراز ، ص ۴۰۷

آقای ابن تیمیه چنین مطلبی را در کتاب خود نقل کرده است یا باید می گفت که احمد بن حنبل ، مشرک است و باید کشته شود یا این که باید از حرمت توسل دست بردارند و آن را قبول کنند ، راه دومی باقی نمی ماند . نویسنده کتاب ابن تیمیه و چاپ عربستان سعودی است که از احمد بن حنبل نقل می کند زمانی که به مدینه رفتید و حاجتی داشتید ، به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) توسل کنید و از آن حضرت طلب حاجت کنید .

این ها نمونه ای از توسلات احمد بن حنبل بود و صراحتا ثابت می کند که امام حنابله توسل را قبول داشته است . إن شاء الله در بحث تبرک ، نمونه های زیادی را از احمد بن حنبل نقل خواهیم کرد .

پس احمد بن حنبل ، به روایت ابن تیمیه ،توسل را قبول داشته است ؛ یا ابن تیمیه دروغگو است یا این که توسل جایز می باشد ؛ البته توسل احمد بن حنبل توسط دیگران هم نقل شده است .

آیا ابن تیمیه توسل را جایز می دانسته یا نه ؟

البته ما برخی از مطالب مربوط به ابن تیمیه را قبلا هم نقل کرده بودیم که ان شاء الله باز هم بیان خواهیم کرد .

مجموع فتاوی شیخ الاسلام احمد بن تیمیه ، با جمع آوری عبد الرحمن بن محمد بن قاسم با کمک پسرش ، چاپ عربستان سعودی به دستور ملک فهد بن عبد العزیز آل سعود ، جلد اول ، صفحه ۲۶۴ :

ابن ابی دنیا روایتی را در کتاب مجابی الدعاء نقل کرده :

قال : حدثنا ابوهاشم سمعت کثیر بن محمد ابن کثیر بن رفاعه یقول : جاء رجل إلی عبد الملک بن سعید بن أبجر فجس بطنه . فقال : بک داء لایبرأ . قال : الدبیله . قال فتحول الرجل فقال : الله الله الله ربی لا اشرک به شیئا . اللهم إنی اتوجه إلیک بنبیک محمد نبی الرحمه صلی الله علیه و آله ، یا محمد إنی اتوجه بک إلی ربک وربی یرحمنی مما بی . قال فجس بطنه . فقال : قد برئت ، ما بک عله .

قلت : فهذا الدعاء ونحوه قد روی أنه دعا به السلف . ونقل عن احمد بن حنبل فی منسک المروذی التوسل بالنبی صلی الله علیه و آله فی الدعاء …

ولیس المجرد کون الدعاء حصل به المقصود …

شخصی نزد عبد الملک بن سعید بن ابجر آمد ، شکمش را معاینه کرد . به او گفت : تو یک بیماری داری که علاج ندارد . شخص گفت : چه بیماری است ؟ عبد الملک گفت : غده ای است که در شکم شما در حال رشد کردن می باشد و قابل درمان هم نیست . شخص صورت خود را برگرداند و گفت : خداوند ، پرودگار من است و هیچ کس را شریک او قرار نمی دهم (توحید ) خدایا من رسول تو را واسطه قرار می دهم . ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) من شما را واسطه نزد خداوند قرار می دهم که خداوند به من رحم کند و بیماری من درمان شود . عبد الملک شکم او را معاینه کرد و گفت : در مان شدی و هیچ بیماری نداری .

در این روایت شخصی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) متوسل می شود و ایشان را واسطه قرار می دهد و بیماری او درمان شده است . در ادامه ابن تیمیه نظر خود را بیان می کند :

این دعا و مثل آن را سلف صالح (صحابه و تابعین و اتباع تابعین ) استفاده و می خواندند . از آقای احمد بن حنبل هم در کتاب مناسکی که برای آقای مروذی نوشته ، گفته توسل به دعای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جایز است .

سلف صالح مشرک بوده یا مسلمان ؟ اگر مسلمان بودند ، چرا توسل کردند ؟ مگر از دیدگاه وهابیت ، مسلمان توسل می کند ؟

مجری :

شاید نمی دانستند که توحید چیست ؟

استاد یزدانی :

در ابتدای روایت گفته که من فقط خدا را می پرستم و کسی را شریک خداوند قرار نمی دهم ؛ اما توسل هیچ تناقضی با توحید ندارد و عین توحید می باشد . این روایت نشان می دهد که توسل عین توحید است و سلف صالح که احمد بن حنبل هم که از سلف شمرده می شود ، توسل به دعای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله ) را جایز می دانسته است .

… در ادامه روایت می گوید: این که کسی دعا کند که خداوند حاجتش را بدهد ، مشکلی را حل نمی کند و دلیل نمی شود که توسل ، جایز باشد . بسیاری از ستاره پرست ها هستند که به ستاره ها متوسل شدند و دعا کرده اند و حاجت خود را گرفته اند …

مجموع فتاوی شیخ الاسلام احمد بن تیمیه ، با جمع آوری عبد الرحمن بن محمد بن قاسم با کمک پسرش ، چاپ عربستان به دستور ملک فهد بن عبد العزیز آل سعود ، ج ۱ ، ص ۲۴۶

مجری :

این سؤال امکان دارد که شبهه بسیاری از افراد باشند ، ما اگر به اهل بیت (علیهم السلام) و پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) متوسل می شویم . همین دعا کردن را بسیاری از کسانی که مشرک هستند ، هم انجام می دهند ؛ مثلا به اشیاء یا حیوانات متوسل می شوند و به ظاهر حاجت خود را هم می گیرند . پس این مسئله باعث نمی شود که توسل را جایز کند .

استاد یزدانی :

این دعایی که بنده در این روایت نقل کردم ، دعایی است که سلف آن را نقل کرده اند و مسلمان ها این دعا را می خوانند . بله امکان دارد که ستاره پرست یا گوساله پرست ها ، توسل کنند و حاجت خود را بگیرند ؛ اما این دعا ، دعای سلف است . اگر بگویند که سلف مشرک هستند ، ما قبول می کنیم و می گوییم سلف مانند ستاره پرست ها هستند . خود آقای ابن تیمیه این مطلب را نقل کرده و گفته که این دعای سلف است و هیچ شباهتی با دعای مشرکین و کفار ندارد .

در چاپ بیروت این کتاب ، جلد اول ، صفحه ۱۸۸ همین مطلب را نقل کرده اند و هیچ تفاوتی با هم ندارند .

مجری :

کلیپی در مورد سخنان یک وهابی در مورد اهل سنت آماده شده که با هم مشاهده می کنیم .

کلیپ ۱ ) :

نظر کارشناس وهابی در مورد ماموستاهای اهل سنت :

امید است که دست به دامن خرافاتی که بعضا اهل سنت هم دارند ، نیفتند ؛ چون بعضی از ماموستاهای آن ها ، در تلویزیون های شرک ، تأیید می کنند که دور قبر بگردند ، متوسل به غیر خداوند شوند . شرک شیعه و سنی ندارد ، هر کسی به این چیز ها معتقد باشند ، مشرک است .

مجری :

استاد یزدانی ! امکان دارد در مورد این مطلب که شرک شیعه و سنی نمی شناسد ، توضیحاتی دهید؟

استاد یزدانی :

هر کس متوسل شود ، سلف باشد یا شیعه و یا سنی باشد ، مشرک است . وهابیت شیعه و سنی و یا سلف و غیر سلف را نمی شناسد ، هر کس توسل کند ، مشرک است .

بنده چند مدرک دیگر از ابن تیمیه ارائه دهم تا وهابیت ببینند که ابن تیمیه هم در مواردی مجبور شده که بگوید توسل جایز است . که یا علما او را قانع کرده اند یا تقیه کرده که این ها تقیه را نفاق می دانند یا این که واقعا توسل را قبول داشته است .

در کتاب البدایه و النهایه ، تألیف ابی الفداء اسماعیل بن کثیر ( از شاگردان ابن تیمیه ) ، چاپ دار ابن کثیر بیروت ، جلد ۱۶ ، صفحه ۶۲ ، حوادث سال ۷۰۷ هـ :

قال البرزالی : وفی الشوال منها شکی الصوفیه بالقاهره علی الشیخ تقی الدین ….

لکنه قال : لایستغاث إلا بالله ، لا یستغاث بالنبی استغاثه بمعنی العباده ، ولکن یتوسل به ویشفع به إلی الله …

برزالی در کتاب خود بیان می کند که صوفیه در قاهره از دست ابن تیمیه و سخنان او در باره ابن عربی ، نزد دولت شکایت کردند . دولت شکایت آن ها را به قاضی شافعی مذهب ارجاع داد . مجلسی بر قرار شد ، ابن عطا ، دادستان مطالبی را گفت که ثابت نشد . ابن تیمیه در آخر گفت : استغاثه به غیر خدا ، جایز نیست . استغاثه به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به این معنا که ایشان را عبادت کنیم ، جایز نیست ( در این جا نظر ابن تیمیه با نظر ما یکی است ) ؛ ولکن توسل کردن و طلب شفاعت کردن از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هیچ اشکالی ندارد .

ابن کثیر ، ابی الفداء اسماعیل ، چاپ دار ابن کثیر ، ج ۱۶ ، ص ۶۲

این یک مطلب از کتاب شاگرد ابن تیمیه که از برزالی نقل می کند ، برزالی هم از شاگردان ابن تیمیه به حساب می آیند .

شخص بعدی که این مطلب را بیان کرده ، ابن رجب حنبلی است .

در کتاب الذیل علی طبقات الحنابله ، تألیف عبد الرحمن بن احمد بن رجب حنبلی ، متوفای ۷۹۵ هـ ، با تحقیق دکتر عبد الرحمن بن سلیمان العثیمین (از اساتید دانشگاه ام القرای مکه و از وهابیون شناخته شده ) ، جلد ۴ ، چاپ مکتبه العبیکان ، صفحه ۵۱۵ :

ثم فی الشوال من السنه المذکوره …

قال : لایستغاث بالنبی (صلی الله علیه و آله) ، استغاثه بمعنی العباده ولکن یتوسل به ….

همان داستان را نقل می کند که مجلس دادرسی برگزار شد ، ابن عطا مطالبی را گفت که مورد قبول واقع شد و ابن تیمیه گفت : استغاثه به پیامبر (صلی الله علیه و آله) در صورتی که به معنای عبادت کردن آن حضرت باشد ، جایز نیست . ولکن توسل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جایز است .

بن رجب حنبلی ، عبد الرحمن بن احمد ، الذیل علی طبقات الحنابله ، متوفای ۷۹۵ هـ ، با تحقیق دکتر عبد الرحمن بن سلیمان العثیمین ، ج ۴ ، چاپ مکتبه العبیکان ، ص ۵۱۵

آقای ابن تیمیه کافر یا مشرک بوده یا این که مسلمان بوده ؟ اگر در این جا نظر دیگری بدهد ، قطعا نفاق او آشکار می شود . پس این هم یک مدرک دیگر برای اثبات این که ابن تیمیه هم توسل را قبول داشته است .

مطلب دیگری که بارها آن را خوانده ایم در کتاب إقتضاء الصراط المستقیم لمخالفه اصحاب الجحیم ، تألیف احمد بن عبد الحلیم بن عبد السلام بن تیمیه ، متوفای ۷۲۸ هـ ، با تحقیق دکتر ناصر بن عبد الکریم العقل ، جلد ۲ ، چاپ مکتبه الرشد ریاض ، صفحه ۷۳۵ :

أن رسول الله صلی الله علیه و آله قال : اللهم لاتجعل قبری وثنا یعبد ، اشتد غضب الله علی قوم اتخذوا قبور انبیائهم مساجد …

ولایدخل فی هذا الباب ….

فهذا کله حق لیس مما نحن فیه ، والامر أجل من ذلک واعظم . وکذلک ایضا ما یروی : « أن رجلا إلی قبر النبی صلی الله علیه و آله ، فشکا إلیه الجدب عام الرماده ، فرآه وهو یأمره أن یأتی عمر ، فیأمره أن یخرج یستسقی بالناس فإن هذا لیس من هذا الباب . ومثل هذا یقع کثیرا لمن هو دون النبی صلی الله علیه و آله …

وکذلک سؤال بعضهم للنبی صلی الله علیه و آله أو لغیره من امته حاجه فتقضی له ، فإن هذا قد وقع کثیرا ، ولیس هو مما نحن فیه . وعلیک أن تعلم أن إجابه النبی صلی الله علیه و آله أو غیره لهؤلاء السائلین لیس مما یدل علی استحباب السؤال …

واکثر هؤلاء السائلین الملحین لما هم فیه من الحال ، لو لم یجابوا لاضطرب إیمانهم ….

ابن تیمیه روایاتی را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که ایشان فرمودند : خدایا قبر مرا بت قرار نده که مردم آن را عبادت کنند . خداوند غضب کرده بر مردمی که قبور پیامبرانشان را مساجد کرده اند .

حال این دعای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مستجاب شده یا نشده ؟ اگر دعای رسول خدا( صلی الله علیه و آله) مستجاب شده باشد ؛ پس هر کاری که مردم در کنار قبر آن حضرت انجام می دهند ، عبادت قبرشان به حساب نمی آید . اگر هم معتقد به عدم استجابت دعا باشیم ، مطلب دیگری است که آقای دکتر علی جمعه معتقد بودند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مستجاب الدعوه بودند و هر کاری که ما انجام می دهیم ، شرک محسوب نمی شود .

در ادامه از این کلیت ، استثنایی را قائل می شود : در این باب داخل نمی شود ، روایتی که مردم از قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و قبور صالحین ، جواب سلام را شنیدند یا این که سعید بن مسیب در قضیه حرّه ، صدای أذان را از قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیده ، اشکالی ندارد . این ها همه حق است و جزء قبر پرستی به حساب نمی آید و هم چنین روایتی که شخصی نزد قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) آمد و از خشکسالی در سال هفده هجری ، شکایت کرد . آن حضرت را در خواب دید و به او دستور دادند که نزد عمر برود و با مردم بروند و از خداوند طلب باران کنند .مثل این قضیه ، نه تنها برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ؛ بلکه برای صالحین و کسانی که مقامشان از ایشان پایین تر است ، اتفاق افتاده است .

یعنی اگر کسی سراغ قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برود و از ایشان چیزی بخواهد ، حضرت حاجت او را خواهد داد و این قبر پرستی نیست .

…. هم چنین کسانی بوده اند که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حاجتی خواسته اند و ایشان حاجت آن ها را داده اند . اما این که از قبر حضرت حاجتی را بخواهند ، جزء قبر پرستی حساب نمی شود . این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) و صالحین حاجت می دهند ، مستحب نیست ؛ بلکه جایز است ….

کسانی که سراغ قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می روند ، به اندازه ای سماجت نشان می دهند که اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جواب آن ها را ندهند ، ایمانشان را از دست می دهند . همان طوری که عده ای در زمان حیات حضرت ، چیز هایی را می خواستند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فورا جواب آن ها را می دادند .

ابن تیمیه ، احمد بن عبد الحلیم بن عبد السلام ، اقتضاء الصراط المستقیم لمخالفه اصحاب الجحیم ، متوفای ۷۲۸ هـ ، با تحقیق دکتر ناصر بن عبد الکریم العقل ، چاپ مکتبه الرشد ریاض ، ج ۲ ، ص ۷۳۵

پس چه در زمان حیات و چه در زمان ممات ، از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چیزی بخواهد ، حضرت حاجت او را بر آورده می کند ؛ زیرا در صورت عدم استجابت ، امکان دارد ایمانشان را از دست برود .

بنابراین بر اساس دیدگاه ابن تیمیه ، در خواست از قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هیچ اشکالی ندارد . مستحب نیست ، جایز است ؛ ولی از دیدگاه احمد بن حنبل ، مستحب است .

مطلب دیگری که آقای ابن تیمیه آن را تصحیح کرده است ، توسل حضرت آدم (علیه السلام) به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است .

در کتاب مجموعه الفتاوی ، تألیف شیخ تقی الدین احمد بن تیمیه حرانی ، چاپ دار الوفاء ، جلد ۲ ، ص ۹۵ :

عن المیسره قال : قلت : یا رسول الله ، متی کنت نبیا ؟ قال : لما خلق الله الارض واستوی إلی السماء …

نظر علی العرش فرأی اسمی فأخبره الله أنه سید ولدک ، فلما غرهما الشیطان تابا واستشفعا بإسمی إلیه .

از میسره نقل شده که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسیدند که چه زمانی پیامبر شدید ؟ ایشان فرمودند : از زمانی که آدم بین روح و جسد بود ، خلق شده بودم و پیامبر شده بودم ….

حضرت آدم (علیه السلام) به آسمان نگاه کرد و نام مرا دید . خداوند به او خبر داد که او سید فرزندانت است . زمانی که شیطان حضرت آدم و حضرت حوا (علیهم السلام) را فریب داد ، آن ها توبه کردند و توبه آن ها با طلب شفاعت از نام من به خداوند ، پذیرفته شد .

این روایتی است که ابن تیمیه آن را نقل می کند و خدای وهابی ها محسوب می شود . روایت بعدی از عمر بن خطاب است .

عن عمر بن الخطاب قال : قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : لما اصاب آدم الخطیئه رفع رأسه . فقال : یا رب ! به حق محمد إلا غفرت لی ، فأوحی إلیه وما محمد ؟ ومن محمد ؟ فقال : یا رب إنک لما اتممت خلقی رفعت رأسی إلی عرشک ، فإذا علیه مکتوب : لا اله الاالله ، محمد رسول الله (علی ولی الله ) فعلمت أنه اکرم خلقک علیک ، إذ قرنت اسمه مع اسمک . فقال : نعم ، قد غفرت لک وهو آخر الانبیاء من ذریتک و لولا ما خلقتک ، فهذا الحدیث یؤید الذی قبله وهما کالتفسیر للأحادیث الصحیحه .

زمانی که حضرت آدم (علیه السلام) گرفتار آن اشتباه شد ، سرش را بلند کرد و گفت : خدایا به حق محمد (صلی الله علیه و آله) قسم می دهم که مرا ببخشی ، به ایشان وحی شد که شما محمد (صلی الله علیه و آله) را از کجا می شناسی ؟ گفت: خدایا زمانی که خلقت من به پایان رسید ، سرم را به سمت آسمان بلند کردم که نوشته شده بود : لا اله الا الله ، محمد رسول الله . پس من فهمیدم که محبوب ترین خلق نزد تو ایشان است ؛ زیرا نام ایشان در کنار نام تو قرار دارد . خداوند فرمود : بله ، من به خاطر او شما را می بخشم . او آخرین پیامبر از فرزندان توست و اگر او نبود ، تو خلق نمی شدی . این روایت ،تأیید کننده روایت قبلی است و این دو حدیث مانند تفسیر با روایات صحیحه است .

ابن تیمیه حرانی ، شیخ تقی الدین احمد ، مجموعه الفتاوی ، چاپ دار الوفاء ، ج ۲ ، ص ۹۵ و ۹۶

آقایان وهابی ! ابن تیمیه مشرک شده یا نه ؟ ابن تیمیه روایتی را نقل می کند که در آن حضرت آدم (علیه السلام) قبل از خلقت جسمی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، به ایشان متوسل شده و به دلیل این توسل ، خداوند او را بخشیده است . حال بگویید که توسل شرک است یا نه ؟ اگر شرک است ، نعوذ بالله حضرت آدم (علیه السلام) مشرک است و ابن تیمیه که این روایت را بیان کرده و هیچ اشکالی به آن وارد نکرده نیز ، مشرک است .

در نتیجه طبق عباراتی که از کتاب های خودشان با چاپ عربستان سعودی نشان دادیم ، از دیدگاه ابن تیمیه و احمد بن حنبل ، توسل و طلب شفاعت از ایشان ، اجماعی است و به قول ابن تیمیه ، توسل به دعای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به اتفاق مسلمان ها ، جایز است . ما نیز همین مطلب را می گوییم؛ مثلا ما به زیارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می رویم و می گوییم یا رسول الله ! برای ما دعا کن که ما عاقبت به خیر شویم یا این که شما از خداوند بخواهید که گناهان ما را ببخشد . این توسل را وهابی های امروز ، شرک و کفر می دانند ؛ اما ابن تیمیه می گوید : این توسل به اتفاق مسلمین جایز است و احمد بن حنبل ، امام حنابله چنین توسلی را مشروع و اجماعی می داند .

احمد بن حنبل هم در کتاب مناسک حج خود صراحتا می گوید : کسی که مدینه می رود ، باید رو به قبله بایستد و دعا کند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را واسطه خود قرار دهد . بنابراین اگر توسل ، شرک باشد ، احمد بن حنبل ، امام حنابله ، هم مشرک است . ابن تیمیه هم که نظر اجماعی مسلمانان را در باره توسل نقل کرده و هم چنین همه مسلمان ها تا قرن هشتم و سلف صالح که شامل صحابه و تابعین و اتباع آن ها می شود ، مشرک هستند .

مجری :

کلیپی را آماده کرده ایم از گزارش یکی از شبکه های خبری که به صورت تصویری ارائه شده از فروش زنان توسط داعش .

کلیپ ۲ :

فروش زنان و دختران توسط داعش در بازار اسرا

مجری تلویزیون :

تصاویری منتشر شده از نظامیان داعش ، تقسیم دختران پنهان شده در بازار فروش اسرا را نشان می دهد .

مرد داعشی :

امروز روز فروش اسرا در بازار است . امروز روز تقسیم زنان است .

راوی مستند :

زنانی برای فروش در بازار اسرا، این یک عنوان سینمایی نیست . این تصاویر مربوط به روزی است که در آن غنیمت ها بین نظامیان داعش تقسیم می شود . غنیمت ها زنان ایزدی و مسیحی هستند که در عراق ربوده شده اند .

داعشی :

امروز بازار اسرا است . بر دختران بر چسب قیمت می زنند و برای فروش می آورند . کی می خواهد یکیش را بگیرد .

این ها روی آورده اند برای فروش .

راوی مستند :

رفتیم ببینیم لیست قیمت ها به چه صورت است که بیانگر از بین رفتن حقوق انسانی است ، لیستی که هیچ یک از حقوق انسانی رعایت نشده که می خواهیم بخشی از آن را روایت کنیم ، روایتی که اصلا حق مطلب را ادا نمی کند .

این مجموعه شامل دخترانی است که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند . دختران و نوجوانانی که آن ها را به انواع جنایات جنسی و جسمی مبتلا کرده اند که بعضا تا حد مرگ می رسد .

واقعه ای که تا کنون در تاریخ رخ نداده است و به استناد صوت و تصویر به دست آمده که از آن ها گویای وقوع این حادثه بین رقه و موصل است . همین مقدار برای بیدار کردن وجدان عالم کافی است ؛ ولی برای بعضی ها فقط بهره سیاسی دارد .

تماس بینندگان

بیننده : آقای خیر خواه از کردستان ـ شیعه

بنده مدت ها ست که این سؤال را دارم که مثلا مرتاض های هندی که ایمانی به خداوند ندارند و مشرک هستند ؛ اما مشکلات خود را به راحتی حل می کنند . یک فرد ناصبی به بنده گفت این که شما به زیارت امام رضا (علیه السلام) یا سید الشهدا (علیه السلام) می روید ، نعوذ بالله این شیطان است که شما را به چنین کاری وا می دارد که به آن ها متوسل شوید .

استاد یزدانی :

بین این حاجت دادن و آن حاجت دادن یک تفاوت عمده وجود دارد و آن این است که مرتاض همان را که تمرین کرده می تواند انجام دهد ؛ مثلا یک مرتاض چندین سال تمرین می کند که فقط می تواند روی میخ بخوابد و بالاتر از این نمی تواند انجام دهد . یا این که سال ها تمرین می کند تا بتواند با یک اشاره قطار را نگهدارد . این قدرت انسان است که با ریاضت کشیدن می تواند قدرت فوق العاده پیدا کند ؛ اما فقط می تواند همان کار را انجام دهد .

در صورتی که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هر چه بخواهید ، به اذن الهی می تواند برآورده کند . حضرت عیسی (علیه السلام) کور مادرزاد را شفاء می داد . آیا یک مرتاض می تواند یک کور مادرزاد یا یک بیماری را شفاء دهد ؟ در طول تاریخ هیچ گاه این اتفاق نیافتاده است . خداوند در قرآن نمرود را مثال می زند که یک زندانی را آزاد می کرد و می گفت : ببینید من یک مرده را زنده کردم .

پس یک مرتاض فقط می تواند همان کاری را که تمرین کرده می تواند انجام دهد ؛ اما از پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) هر چه را که بخواهیم می تواند به قدرت الهی ، انجام می دهد .

بیننده : ابراهیم از مشهد مقدس ـ شیعه

در مورد حدیثی که به تازگی شنیده ام ، سؤالی داشتم . حدیث از امام جعفر صادق (علیه السلام ) است ، که فرمودند : کسی که به جهت ستمی که به ما شده است ، محزون باشد ، نفس کشیدن او تسبیح خداوند است و نگرانی او برای ما ، عبادت است و مخفی داشتن اسرار ما ، جهاد در راه خداست .

سؤال بنده این است که مخفی داشتن اسرار به چه معناست و این اسرار چه هستند که وظیفه شیعیان حفظ آن است ؟

استاد یزدانی :

در خود روایت مشخصا توضیحی در این باره نداده که مقصود چیست ؛ اما در شرح اصول کافی مقصود را این گونه بیان کرده اند :

وهو الاحکام المخالفه لمذهب العامه ونحوها …

منظور از این اسرار ، احکامی است که مخالف مذهب عامه است .

اگر ما آن اسرار را فاش کنیم ، در زمانی که شیعیان از طرف بنی امیه و بنی عباس تحت فشار قرار دارند ، مشکلاتی را برای ائمه معصومین (علیهم السلام) ایجاد می کند . در جای دیگر فرموده اند که مقصود از این اسرار ، امامت است . در زمانی مثل زمان متوکل عباسی که امام صادق (علیه السلام) از دنیا می روند و نمی توانند که جانشین خود را معرفی کند ، مجبور شدند که نام چند نفر را بنویسد ، اگر کسی می آمد و مقصود امام صادق (علیه السلام) را که امام کاظم (علیه السلام) بود ، فاش می کرد ، جان امام کاظم (علیه السلام) به خطر می افتاد . یا امکان دارد مقصود از آن ، اسراری است که خون شیعه را بریزد .

بیننده : محمد از زابل ـ اهل سنت

از استاد یزدانی یک سؤال داشتم مبنی بر این که تمام اهل سنت وهابی هستند یا این که بعضی های آن ها وهابی هستند ؟

استاد یزدانی :

شما اگر برنامه های ما را دیده باشید ، فرق اهل سنت با وهابیت را می دانستید. وهابیت یک سری عقایدی دارند که اهل سنت آن اعتقادات را ندارند . تمام علمای اهل سنت از اول تاریخ گفته اند که ما بر جواز توسل و استغاثه ، اجماع دارند ؛ مانند محمد عمر سربازی که از علمای اهل سنت هستند و توسل ، استغاثه ، تبرک ، زیارت قبور و قسم خوردن به غیر خدا را قبول دارند ؛ ولی وهابیت این ها را قبول ندارند و آن شرک می دانند . یکی از علمای وهابیت که به این شبکه آمده بود ، گفتند بین وهابیت و اهل سنت ۷۰۰ فرق دارند که در این مورد هم کتابی تألیف کرده بود و تفاوت عمده آن ها در همین است که اهل سنت خداوند را جسم نمی دانند ؛ اما وهابیت خداوند را جسم می دانند.

بیننده : آقای طالبی از کرمانشاه ـ اهل سنت

ما اهل سنت توسل را قبول داریم و این شبکه های وهابی ، نماینده اهل سنت نیستند . این ها در واقع سخنگوی تکفیری ها می باشند و کسانی را هم که از این تکفیری ها حمایت می کنند را هم کافر می دانیم .

بیننده : عباس از الیگودرز ـ شیعه

چند روز قبل یکی از کارشناسان وهابی در شبکه خودشان می گفت : مگر امام حسین (علیه السلام) به بهشت نرفته که شیعیان اینقدر به سر و صورت خود می زنند و گریه می کنند .

مجری :

مگر این پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) نمی دانستند که حضرت حمزه سید الشهدا (علیه السلام) بهشتی هستند که به مردم دستور دادند برای ایشان گریه کنید . هر شخصی که در نزد مؤمنین عزیز تر و محبوب تر باشد ، از دست دادن او دردی بالاتر خواهد داشت و عزاداری بهتر را طلب می کنند .

بیننده : آقای باقری از خوزستان ـ شیعه

دو سؤال از کارشناس برنامه داشتم ؛ یکی این که در قرآن آمده که کفار در جهنم خالدین فیها هستند ؛ یعنی امکان ندارد که به اندازه ای که عمر کرده اند ، در جهنم باشند ؟

سؤال دوم بنده در مورد جمع خوانی نماز است که ما شیعه ها نماز های ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با هم می خوانیم در صورتی که اهل سنت بین این نماز ها وقفه ای ایجاد می کنند . علت این جمع خوانی از نظر شیعه چیست ؟

مجری :

بنده در مورد سؤال اول شما یک مثال دنیای بیان می کنم ؛ مثلا اگر ضربه ای در مدت یک ثانیه به چشم شخصی وارد شود ، آن شخص به اندازه یک عمر نابینا می شود . گاهی اقتضای طبیعت است که بابت انجام یک عمل که زمان آن هم بسیار کم بوده ، عاقبتش تیره و تار خواهد بود .

استاد یزدانی :

در ارتباط با جمع خوانی نماز به سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) در قسمت پرسش و پاسخ مراجعه کنند و کلمه نماز را جستجو کنند ، مقاله ای است با عنوان این که چرا شیعیان مانند اهل تسنن نماز های خود را در پنج وقت نمی خوانند ؟ که ما در این مقاله ، روایتی از بخاری و صحیح مسلم نقل کرده ایم که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) همیشه نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء را جدا می خواندند که روایت آن را از صحیح بخاری نشان خواهم داد :

صحیح بخاری ، تألیف ابی عبد الله محمد بن اسماعیل بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، صفحه ۱۴۲ ، کتاب مواقیت الصلاه :

حدثنا ابن مقاتل قال : اخبرنا عبد الله قال : اخبرنا ابوبکر بن عثمان بن سهل بن حنیف قال : سمعت ابا امامه یقول : صلینا مع عمر بن عبد العزیز الظهر ، ثم خرجنا حتی دخلنا علی انس بن مالک فوجدناه یصلی العصر ، فقلت یا عمّ ما هذه الصلاه التی صلیت ؟ قال : العصر وهذه الصلاه رسول الله صلی الله علیه و آله التی کنا نصلی معه .

ابا امامه نقل می کند : با عمر بن عبد العزیز نماز ظهر را خواندیم . بعد خارج شدیم و بر انس بن مالک وارد شدیم که دیدم بلافاصله بعد از نماز ظهر ، نماز عصر را خواند . سؤال کردیم عموجان این چه نمازی بود که خواندید ؟ گفت : نماز عصر است . این نمازی است که با رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) می خواندیم .

بخاری ، ابی عبد الله محمد بن اسماعیل ، چاپ دار ابن کثیر ، ص ۱۴۲

یعنی همیشه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وقتی نماز ظهر را می خواند ، بلافاصله نماز عصر را هم می خواند و نمازی را که امروز من می خوانم ، نمازی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این گونه می خواند و شما نماز ظهر و عصر را جدا کردید ؛ اما آن حضرت همیشه با هم می خواند .

این روایت در صحیح بخاری است ، کتابی که بعد از قرآن ، صحیح ترین کتاب نزد اهل سنت است.

بیننده : یاسر از سراوان ـ اهل سنت

اهل سنت توسل و گریه کردن را قبول دارد ؛ اما من می خواستم بپرسم که یاعلی گفتن و یا محمد گفتن را هم قبول دارند ؟

مجری :

بله ، علمای شما همان طور که توسل را قبول دارند ، استغاثه را هم می پذیرند . در برنامه های گذشته هم به این مباحث پرداخته ایم و در آینده هم به این مباحث مخصوصا استغاثه بیشتر خواهیم پرداخت .

بیننده : عزیزی از کردستان ـ اهل سنت

بنده از شما خواهش می کنم که صریح و واضح نظر شیعه را در مورد خلفای راشدین و عایشه بیان کنید ؟ مسلمان هستند یا این که شما شیعیان آن ها را کافر می دانید ؟

مجری :

به والله نظر ما شیعیان در مورد این افراد همان نظر امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . آن حضرت این افراد را نجس و کافر نمی دانستند و مسلمان می دانستند .

بیننده : حامد از خوی ـ شیعه

شب گذشته در یکی از شبکه های وهابی گفتند که در کتب شیعه روایت متعه حرام شده است . در این باره توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

در رابطه با این سؤال روایتی در کتاب تهذیب الاحکام شیخ طوسی (ره) ، ج ۷ ، صفحه ۲۵۱ :

واما ما رواه محمد بن یحیی عن ابی جعفر عن ابی الجوزا عن الحسین بن علوان عن عمرو بن خالد بن زید بن علی عن آبائه عن علی علیهم السلام قال : حرم رسول الله صلی الله علیه و آله یوم خیبر لحوم الحمر الاهلیه ونکاح المتعه .

فان هذه الروایه وردت مورد التقیه وعلی ما یذهب إلیه مخالفوا الشیعه والعلم حاصل لکل ما سمع الاخبار ان من دین ائمتنا علیهم السلام إباحه المتعه فلایحتاج إلی الاطناب فیه .

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز جنگ خیبر گوشت الاغ اهلی و ازدواج موقت را حرام کرد .

در همین جا بلافاصله جواب می دهد :

این روایت مورد تقیه است و با مذهب شیعه ، سازگاری ندارد و زمانی که اخبار را در کنار هم جمع کنیم ، دین ائمه شیعه متعه را جایز می داند . بنابر این این روایات هیچ ارزشی ندارند .

شیخ طوسی (ره ) ، تهذیب الاحکام ، ج ۷ ، ص ۲۵۱

سند روایت هم ضیعف می باشد ؛ چون هم ابی الجوزا از اهل سنت است و هم حسین بن علوان .

پس سند از نظر ما صحیح و معتبر نیست و ما نمی توانیم این روایت را بپذیریم . بر فرض هم اگر سند روایت صحیح باشد ، با ده ها و صدها روایت دیگر که متعه را جایز می داند ، در تضاد است و ما این روایات را بر این یک روایت مقدم می دانیم .

بیننده : عبد الغنی از گلستان ـ اهل سنت

بنده قصد دارم چند مطلب را بیان کنیم . مطلب اول در مورد توسل به پیامبران و صالحین است .

در قرآن کریم آیات زیادی هست که پیامبران الهی در زمان مصائب و مشکلات ، چه کاری انجام داده اند ؛ مثلا زمانی که ایوب پیامبر به آن مصیبت گرفتار می شوند ، إذ نادی ربه : پرودگارش را صدا می کند و خداوند فورا پاسخ می دهد . در مورد حضرت یونس زمانی که در شکم ماهی بودند ، باز هم خداوند را صدا زدند و به کسی توسل نکردند و چون بلافاصله خداوند را صدا زد ، خداوند هم بلافاصله پاسخ داد ، فاستجبناله ونجیناه من الغم . ما اجابت کردیم و او را از آن مصیبت نجات دادیم .

البته شاید گفته شود که پیامبران مقربان درگاه الهی هستند و نیاز ندارند که توسل کنند . اما در ادامه آیه می فرماید و کذلک ننجی مؤمنین : کسانی که فقط ما را صدا کنند ، ما مؤمنان را نجات می دهیم .

سؤال بنده این است که اگر من فقط از الله بخواهم ، که خداوند به پیامبر می فرماید : تو به هدایت پیامبران گذشته هدایت کن و در خط آن ها باش . اگر من فقط از خداوند بخواهم ، همان طور که به پیامبرت امر کردی : قل لا املک لنفسی نفعا و لاضرا الا ما شاء الله و لو کنت اعلم بک لأستکثرت من الخیر : اگر من غیبی می دانستم یا این که نفع و ضرری در دستم بود ، برای خود کاری انجام می دادم .

اهل بیت (علیهم السلام) روی چشمان ما جای دارند ؛ اما این ها همه وفات کرده اند و نمی توانند به ما کمک کنند . اگر من کار هایی که پیامبران انجام دادند و فقط خداوند را صدا کنم ، کار اشتباهی کرده ام یا این که عین توحید است ؟

استاد یزدانی :

شما پیرو چه مذهب فقهی هستید ؟

بیننده :

بنده حنفی مذهب هستم .

استاد یزدانی :

شما تا به حال آیه ۶۴ سوره نساء را دیده اید که می فرماید : ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما .

اگر کسی به خودش ظلمی کرد و نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و از خداوند طلب استغفار کرد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم برای او طلب استغفار کرد ، خداوند توبه او را می پذیرد .

تمام علمای اهل سنت، مذاهب اسلامی از شیعه ، حنفی ها ، شافعی ها ، حنبلی ها و مالکی ها اجماع دارند که این آیه جواز توسل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را ثابت می کند . در کنار استغفار ما باید استغفار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم باشد تا خداوند توبه ما را بپذیرد .

بیننده :

این آیه ای را که شما خواندید در مورد منافقین است که اگر نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیایند ، توبه آن ها را می پذیرد ؛ البته پیامبر (صلی الله علیه و آله) زنده باشند . اگر آن حضرت وفات می کردند کسی نمی توانست نزد ایشان برود .

استاد یزدانی :

در کجای آیه گفته شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باید زنده باشد ؟

بیننده :

در کجای آیه گفته شده که مرده باشد؟

استاد یزدانی :

آیه مطلق است ، هم شامل مرده می شود و هم شامل زنده . تمام بزرگان مذاهب خمسه گفته اند که این آیه هم شامل زنده می شود و هم شامل مرده .

بیننده :

کسی که توسل می کند ، از شخص مرده می خواهد ..

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! شما توسل و استغاثه را با هم خلط کرده اید . بنده مطلب از علمای شافعی نشان می دهم : آقای نووی شافعی ، مفتی الامه ، در کتاب المجموع (یکی از معتبر ترین کتاب های شافعی ها ) ، جلد ۸ ، صفحه ۲۵۶ :

من احسن ما یقول ما حکاه ….

کنت جالسا عند قبر رسول الله صلی الله علیه و آله فجاء اعرابی فقال : السلام علیک یا رسول الله سمعت الله یقول : ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما . و قد جئتک مستغفرا من ذنبی مستشفعا بک إلی ربی …

ایشان مفتی الامه به این آیه برای جواز توسل استدلال کرده است و زمان بعد را وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) را می گوید . شما بهتر از این عالم اهل سنت می فهمید . بنده ۱۵ نفر از علمای شافعی را لیست کرده ام از جمله ابن کثیر ، نووی شافعی ، سیوطی ، سمهودی … ۶ نفر از علمای حنبلی از جمله ابن جوزی ، سامری حنبلی ، بهوتی …. و ۵ نفر از علمای احناف از جمله محمد عمر سربازی ، موصلی ، نسفی … و علمای مالکی که همه این علما به این آیه برای جواز توسل استدلال کرده اند . حتی یک نفر از علمای اهل سنت در طول تاریخ یافت نشده که گفته باشد این آیه مختص زمان حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باشد.

بیننده :

شأن نزول این آیه در مورد منافقین است .

استاد یزدانی :

شأن نزول که دلیل نمی شود مخصوص فقط همان شخص باشد . تمام قرآن کریم ، شأن نزول دارد ، این گونه باشد ، باید تمام قرآن را کنار بگذاریم ؛ چون آیات شأن نزول دارد .

بیننده :

بنده از شما یک سؤال دارم که آیا روایتی است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) در زمان مصیبت و مشکل ، به غیر از الله به کسی متوسل شده باشند ؟ آن را بیان کنید .

استاد یزدانی :

قبل از امیر المؤمنین و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) که برای این عزیزان هم روایات با سند های صحیح داریم و ما هیچ مشکلی نداریم ، قبل از این ائمه ، از عمر بن خطاب ، از عایشه ، روایت صحیح السند موجود است که به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) متوسل شده اند و دستور به توسل داده اند ، شما قبول می کنید ؟

بیننده :

سؤال بنده این است که کار این پیامبران الهی ، اشتباه بوده که از خداوند خواسته اند ؟

استاد یزدانی :

این پیامبران هم توسل کرده اند . ابن تیمیه حرانی می گوید : حضرت آدم (علیه السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) توسل کرد و خداوند او را بخشید .

بیننده :

من از قرآن می خوانم که توسل نکرده ، من به روایت کاری ندارم .

استاد یزدانی :

قرآن که نفرموده که توسل جایز نیست ، شما یک آیه بیاور که در آن گفته شده باشد که توسل جایز نیست . قرآنی را که شما خواندید را عایشه نخوانده بود ؟ روایت عایشه در کتاب مسند الدارمی معروف به سنن الدارمی ، تألیف ابو محمد عبد الله بن عبد الرحمن بن الفضل بن بهرام الدارمی ، جلد ۱ ، چاپ دار المغنی ریاض ، صفحه ۲۲۷ :

حدثنا ابو الجوزاء اوس بن عبد الله قال : قحط اهل المدینه قحطا شدیدا ، فشکوا إلی عایشه فقالت : انظروا قبر النبی صلی الله علیه و آله فاجعلوا منه کوا إلی السماء حتی لایکون بینه وبین السماء سقف ….

مردم مدینه دچار قحطی شدیدی شدند ، پیش عایشه آمدند و شکایت کردند . عایشه گفت : سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بروید و پنجره ای روی قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) باز کنید تا سقفی بین آسمان و قبر نباشد . مردم این کار را انجام دادند ، آن قدر باران آمد که تمام بیابان ها ، سرسبز شد ، شتر ها به حدی چریدند که ترکیدند .

آن سال را هم عام الفدخ نامگذاری کردند . (سالی که شترها ترکیدند )

علمای اهل سنت در ذیل روایت گفته اند :

رجاله ثقات وهو موقوف علی عایشه .

روات این حدیث ، همه ثقه و مورد اطمینان هستند و مطلبی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در این روایت نیست و همه مطالب از عایشه نقل شده است .

دارمی ، ابو محمد عبد الله بن عبد الرحمن بن فضل بن مهرام ، مسند الدارمی معروف به سنن الدارمی ، چاپ دار المغنی ریاض ، ج ۱ ، ص ۲۲۷

به نظر شما عایشه ایاک نعبد و ایاک نستعین را خوانده بود یا نه ؟ این آیاتی را که شما تلاوت کردید را خوانده بودند یا نه ؟ اگر خوانده بود و توسل می کرد و از دیدگاه شما توسل شرک است ، عایشه مشرک است . در صورتی که این روایت از عمر بن خطاب ، صحابه داریم و حتی خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم توسل می کردند و هم دستور به توسل می دادند .

ما روایت معتبر داریم که خود پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) که قرآن برایشان نازل شده ، توسل می کردند . در کتاب در السحابه فی مناقب القرابه والصحابه ، تألیف محمد بن علی شوکانی ، با تحقیق دکتر حسین بن عبد الله العمری ، چاپ دار الفکر دمشق ، صفحه ۵۳۹ :

اخرج الطبرانی فی الکبیر والاوسط ورجال إسناده ثقات غیر روح بن صلاح وقد وثقه ابن حبان و الحاکم …

الله الذی هو یحیی و یمیت وهو حی لایموت ، اللهم اغفر لامی فاطمه بنت اسد ولقنها حجتها ووسع علیها مدخلها بحق نبیک والانبیاء الذین من قبلهم فإنک ارحم الراحمین .

طبرانی در کتاب کبیر و اوسط خود این روایت را نقل کرده که تمام راویان آن ثقه هستند ؛ غیر از روح بن صلاح که ابن حبان و حاکم او را توثیق کرده است . روایت مربوط به زمانی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هنگام دفن فاطمه بنت اسد ، مادر امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیهم السلام) این مطلب را خواند : خدایا مادرم فاطمه بنت اسد را ببخش و بیامرز ، حجت را به او تلقین کن ، قبر او را برایش وسیع نما . به حق پیامبر خودت و پیامبرانی که قبل از من بودند.

شوکانی ، محمد بن علی ، در السحابه فی مناقب القرابه و الصحابه ، با تحقیق دکتر حسین بن عبد الله ، چاپ دار الفکر دمشق ، ص ۵۳۹

خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در این روایت ، متوسل شده ، روایاتی که علمای اهل سنت آن را معتبر می دانند ؛ یعنی نعوذ بالله آن حضرت به اندازه شما نمی فهمیدند ؟ استدلال شما به آیات قرآن هیچ سودی ندارد ؛ زیرا از یک طرف خداوند فرموده که از من بخواهید و از یک طرف همان خدا دستور داده که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم بخواهید ؛ پس توسل نمی تواند شرک باشد .

مجری :

شما که در پاسخ به توسل شیعیان می گویید این افراد بندگان خدا هستند و این آیه در مورد توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) در زمان حیاتشان است . مگر نعوذ بالله رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در زمان حیات ، فراتر از بنده خداست و الوهیت دارد که توسل به ایشان جایز می شود .

ان شاء الله همه ما به آن چه واقعیت و حقیقت است ، برسیم . از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند تشکر می کنیم که تا این ساعت از برنامه با ما همراه بودید. امیدواریم که استفاده کافی و لازم را از این برنامه برده باشید .

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

یا علی مدد

خدایار و نگهدارتان