بسم الله الرحمن الرحیم

وهابی‌ها توسل و استغاثه به اموات را شرک و کفر می‌دانند؛ اما مستنداتی در کتاب اهل سنت وجود دارد که امام ابوحنیفه امام اعظم اهل سنت قائل بوده که اگر کسی کفش خود را قربه الی الله بپرستد اشکالی ندارد . همچنین امام شافعی توسل به اهل بیت علیهم السلام را شعار خود قرار داده بوده و حتی به ابوحنیفه نیز توسل کرده است

برنامه راه و بیراه

تاریخ : ۲۶/۰۸ /۹۳

مجری :

تسلیت عرض می کنیم ۲۳ محرم الحرام ، سالروز تخریب حرم امامین عسکریین (علیهم السلام) به دست وهابیت خبیث را به قلب نازنین حضرت بقیه الاعظم (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء ) و به شیعیان و محبین اهل بیت عصمت و طهارت ( علیهم السلام) تسلیت عرض می کنیم .

شما بیننده برنامه راه و بیراه هستید ، برنامه ای که در جهت رسوا کردن وهابیت ، نشان دهنده تاریخچه وهابیت و هم چنین نشان دادن تعارض و تناقض هایی که بین تفکر سایر مذاهب اسلامی و این فرقه ضاله وجود دارد . طبق روال هفته های گذشته در خدمت استاد عزیز و ارجمند ، حجه الاسلام والمسلمین یزدانی هستیم .

چندین جلسه است که در برنامه راه و بیراه ، بعد از نشان دادن تاریخچه وهابیت و ارتباطی که با استعمار داشتند و هم چنین نشان دادن بنیانگذاران فکری و سیاسی ، به تعارضاتی که بین این مذهب و اهل سنت وجود دارد ، پرداختیم . موضوع توسل و استغاثه و اختلاف نظری که بین مسلمان ها از شیعه و سنی با وهابیت وجود دارد در مورد توسل و استغاثه به صورت کاملا مفصل پرداخته اند .

در جلسه گذشته نظر بعضی از علما بیان شد ، بنده از استاد یزدانی خواهش می کنم که خلاصه ای از مطالب را بیان کنند .

استاد یزدانی :

ما در هفته های گذشته نظر امام مالک در مورد جواز توسل را به طور مفصل خواندیم و صحت روایت را اثبات کردیم . هم چنین در جلسه قبل ، دیدگاه امام احمد بن حنبل را بیان کردیم که ایشان صراحتا توسل را جایز دانسته بود ، نظر ایشان را از کتاب های ابن تیمیه اثبات کردیم . ابن تیمیه در کتاب های متعدد خود ، دیدگاه احمد بن حنبل را بیان کرده بود و خود او هم تصریح کرد که امام احمد بن حنبل ، توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) را جایز می دانند و خود آقای ابن تیمیه هم در مورد جواز توسل به دعای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و طلب شفاعت از ایشان را به صورت اجماعی ، جایز می دانستند .

این دو مطلب را در هفته گذشته خواندیم و ثابت کردیم دو تن از ائمه اربعه اهل سنت قائل به توسل بودند و ان شاء الله در این جلسه ، امام حنیفه و امام شافعی را بررسی خواهیم کرد .

مجری :

قبل از این که در رابطه با بحث ، طرح سؤال کنیم ، در هفته گذشته بعد از اتمام برنامه ، بلافاصله در شبکه های داعشی ـ وهابی یک بیننده که ظاهرا از کسانی بود که همفکر با آن ها بود ، در رابطه با پاسخی که شما به بیننده در خصوص توسل عایشه ، سؤالی پرسید .

کلیپ ۱ : دیدگاه کارشناس وهابی در باره روایت توسل عائشه

بیننده :

شبکه ولایت روایتی را نشان داد که در آن روایت عایشه به مسلمانان دستور دادند که به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) توسل کنند . آیا این داستان درست است یا نه ؟

کارشناس وهابی :

اگر شیطان سخن راست بگوید ، این ها هم سخن راست خواهند گفت . همان گونه که بارها گفته ایم آخوندهای افراطی ایران حکایت خر مگسانان هستند و هیچ وقت با طبیعت زیبا کنار نمی آیند . یا باید دروغ بگویند یا باید تهمت بزنند یا فحش یا قیچی یا لعن یا تحریف یا سانسور . فکر نکنم که وقتی پیش آمده باشد که از روی ناچاری این ها سخن راستی را بگویند .

مجری :

پاسخ وهابی گونه این داعشی را دیدید که با چه کیفیتی بیان کردند .

استاد یزدانی :

طبیعی است زمانی که کار شناسان وهابی نمی توانند این روایت را تضعیف کنند ، شروع می کنند به بر چسب زدن به شیعیان و کسانی که به این روایت استدلال کرده اند . ما عین صفحه کتاب های اهل سنت و استدلال علمای اهل سنت به این روایت را نشان می دهیم و مانند وهابی ها نیستیم که هر عبارتی را در هر جا دیدند، می خوانند و می گویند در نهج البلاغه آمده ، بدون دادن آدرس و سند ؛ چون دروغ می گویند ؛ اما ما عین صفحه کتاب را نشان می دهیم و به همه می گوییم اگر به اندازه سر سوزنی فرق داشت ، حاضر هستیم که در همین اعلام کنیم که اشتباه کرده ایم و عذر خواهی می کنیم و آن مطلب را هرگز نشان نمی دهیم .

کتاب مسند الدارمی معروف به سنن الدارمی ،تألیف ابو محمد عبد الله بن عبد الرحمن بن فضل بن بهرام الدارمی ، با تحقیق حسین سلیم اسد الدارانی ، جلد اول ، چاپ دار المغنی ، صفحه ۲۲۷ :

باب ما اکرم الله تعالی نبیه صلی الله علیه و آله بعد موته

حدثنا ابو نعمان ، حدثنا سعید بن زید ، حدثنا عمرو بن مالک النکری ، حدثنا ابو الجوزاء اوس بن عبد الله قال : قحط اهل المدینه قحطا شدیدا ، فشکوا إلی عایشه فقالت     : انظروا قبر النبی صلی الله علیه و آله فاجعلوا کوا إلی السماء حتی لایکون بینه وبین السماء سقفا . قال : ففعلوا ، فمطرنا مطرا حتی نبت العشب ، وسمنت الابل حتی تفتقت من الشحم ، فسمی عام الفتق .

رجاله ثقات ، وهو موقوف علی عایشه .

مردم مدینه ، دچار قحطی شدیدی شدند . نزد عایشه شکایت کردند ، عایشه به آن ها گفت : توجه کنید به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) (سراغ قبر بروید ) و پنجره ای بین قبر شریف و آسمان باز کنید تا مانعی بین قبر و بین آسمان نباشد . که مردم همین کار را انجام دادند ، باران فراوانی آمد به حدی که همه بیابان ها سر سبز شد و شترها از این علف ها به اندازه ای خوردند که ترکیدند ؛ به همین دلیل آن سال را سال ترکیدن شتر ها نام نهادند .

محقق در پاورقی می گوید :

روات این روایت ثقه است و از عایشه نقل شده است .

الدارمی ، ابو محمد عبد الله بن عبد الرحمن بن فضل بن بهرام ، باتحقیق حسین سلیم اسد الدارانی ، ج ۱ ، چاپ دار المغنی ، ص ۲۲۷

باز هم در کتاب الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه ، تألیف سید احمد بن سید زینی دحلان همین روایت را بیان می کند .

در کتاب دفع شبه من شبّه وتمرد ، تألیف تقی الدین ابی بکر حصنی دمشقی ، با تحقیق عبد الواحد مصطفی ، همین روایت نقل شده و محقق آن در پاورقی در خصوص این روایت گفته :

حدیث صحیح اخرجه الدارمی فی سننه … وهذا صریح فی أن السیده عائشه قد استغاثت بالنبی (صلی الله علیه و آله) بعد موته وکذا جمع الصحابه الذین کانوا هناک وافقوها وفعلوا ما ارشدتهم إلیه .

این حدیث صحیح است که دارمی در سنن خود آن را نقل کرده است ….

این روایت صریح است که عایشه بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به ایشان ، استغاثه کرده بود و همچنین صحابه هم موافقت و به دستور عایشه عمل کرده اند و به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) استغاثه نموده اند .

حصنی دمشقی ، تقی الدین ابی بکر ، دفع شبه من شبّه و تمرد ، با تحقیق عبد الواحد مصطفی

این روایت ، مشت محکمی است بر دهان وهابی ها که علمای اهل سنت آن را تصحیح کرده اند و ما عین مطلب را نشان می دهیم . اگر دروغ یا تهمت یا فحش یا هر چیز دیگر است در کتاب های شما است و ارتباطی با ما ندارد .

مجری :

در این روایت عایشه دیدید که نه دروغ بود و نه تهمت و افتراء . اگر کسی به دنبال حقیقت باشد تفاوت بین پاسخ های ما و پاسخ های شبکه های وهابی ـ داعشی است .

در جلسات گذشته توسل امام مالک و امام احمد بن حنبل و اتباع این مذاهب فقهی هم ثابت شد که معتقد به جواز توسل بودند . خود آقای ابو حنیفه ، نعمان بن ثابت و خود آقای شافعی ، محمد بن ادریس ، در باره توسل چه مطلبی گفته اند .

توسل ابوحنیفه نعمان بن ثابت

استاد یزدانی :

در مورد ابو حنیفه ، امام اعظم اهل سنت ، مطالب زیادی است که نه تنها توسل را قبول داشته ؛ بلکه خیلی بالاتر از توسل را قبول داشته ؛ البته طبق روایات اهل سنت که بنده نه تأیید می کنم و نه تکذیب . علمای اهل سنت ، سند آن را صحیح دانسته اند و به این دلیل که علمای اهل سنت به آن استناد کرده اند ، بیان می کنم و چنین مطلبی در کتاب های شیعه موجود نیست .

کتاب المعرفه و التاریخ ، تألیف ابی یوسف یعقوب بن سفیان بسوی ( از بزرگان تاریخ اهل سنت ) ، جلد ۲ ، چاپ مکتبه الدار مدینه منوره ، با تحقیق دکتر اکرم ضیاء العمری ، صفحه ۷۸۴ :

            حدثنی علی بن عثمان بن نفیل حدثنا ابو مسهر حدثنا یحیی بن حمزه وسعید یسمع أن ابا حنیفه قال : لو ان رجلا عبد هذه النعل یتقرب بها إلی الله لم ار بذلک بأسا . فقال سعید : هذا الکفر صراحا .

ابو حنیفه گفت : اگر شخصی کفش خود را ، قربت الی الله بپرستد ، در آن اشکالی نیست . سعید هم که این حرف را شنید ، گفت : این کفر صریح است . (سعید در این روایت ، همان سعید بن عبد العزیز از علمای اهل سنت است ) .

بسوی ، ابی یوسف یعقوب بن سفیان ، المعرفه والتاریخ ، چاپ مکتبه الدار مدینه منوره ، با تحقیق دکتر اکرم ضیاء العمری ، ج ۲ ، ص ۷۸۴

باز همین روایت را خطیب بغدادی در کتاب تاریخ مدینه السلام ، تألیف ابی بکر احمد بن علی بن ثابت الخطیب البغدادی ، جلد ۱۵ ، با تحقیق دکتر بشار عواد معروف ، چاپ دار الغرب الاسلامی ، صفحه ۵۰۹ :

… حدثنا یحیی بن حمزه وسعید یسمع : أن ابا حنیفه قال : لو ان رجلا عبد هذه النعل یتقرب بها إلی الله لم ار بذلک بأسا . فقال سعید : هذا الکفر صراحا .

اسناده صحیح لکن هذا القول لایمکن أن یصدر عن عامی ، فضلا عن ابی حنیفه ،

… یحیی بن حمزه نقل می کرد و سعید می شنید : ابا حنیفه گفت : اگر شخصی کفش خود را قربت الی الله بپرستد ، در آن اشکالی نیست . سعید که این سخن را شنید ، گفت : این کفر آشکار است .

محقق در پاورقی می گوید :

سند روایت صحیح است ؛ اما امکان ندارد که این سخن را ابو حنیفه گفته باشد ؛ زیرا یک انسان عادی هم چنین سخنی را بیان نمی کند ؛ چه برسد که ابو حنیفه گفته باشد .

خطیب بغدادی ، ابی بکر احمد بن علی بن ثابت ، تاریخ مدینه السلام ، با تحقیق دکتر بشار عواد معروف ، چاپ دار الغرب الاسلامی ، ص ۵۰۹

این روایت به ما هیچ ارتباطی ندارد . یا این سخن را ابوحنیفه گفته و چنین اعتقادی داشته است یا این که در مورد رجال اهل سنت باید تجدید نظر داشته باشند و هر کس را که دیدند ، توثیق نکنند . رجال این ها هیچ قید و بندی ندارند و هر روایتی که باشد را می توان تصحیح کرد یا این که تضعیف کرد ، روایت بخاری باشد یا مسلم باشد ؛ چون قاعده و قانونی خاصی نداشتند .

به هر حال این سند روایت از دیدگاه اهل سنت ، صحیح است یا صحیح این ها ، واقعا صحیح نیست یا این که ابو حنیفه این سخن را گفته است . اگر هم نگفته باشد ، این توهین بزرگی به ابو حنیفه است ؛ چون علمای بزرگی مثل خطیب بغدادی و ابو یوسف بسوی ، این مطلب را در کتاب های خود نقل کرده اند .

در بعضی از کتاب ها به جای کفش ، قاطر است ، مثلا اگر کسی به جای این که رو به قبله نماز بخواند ، رو به آخور قاطر خود نماز بخواند یا روی کفش خود سجده کند و واقعا آن را بپرستد ، اشکالی ندارد .

حال این از توسل بالاتر است یا نه ؟ آیا مسلمان ها چنین اعتقادی دارند ؟ نه ، هیچ مسلمانی چنین اعتقادی ندارند . ما معتقدیم اگر کسی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به عنوان عبادت استغاثه و توسل کند ، صد در صد کافر است ؛ اما به عنوان این که قدرت را خداوند به او داده و خداوند او را وسیله قرار داده و خداوند حاجت می دهد ، هیچ اشکالی ندارد ؛ ولی اگر کسی اعتقاد داشته باشد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قدرتی مستقل در کنار قدرت خداوند باشد ، مشرک و کافر است .

همین یک مورد از آقای ابو حنیفه کفایت می کند ؛ البته ما از پیروان ابو حنیفه و بزرگان تاریخ اهل سنت ، مطالب زیادی را در آینده نقل خواهیم کرد .

مجری :

از مصاحبه اختصاصی شبکه ولایت با مولوی پارسا ، امام جمعه سرخس که حنفی مذهب هم هستند ، کلیپی آماده کرده ایم که با هم می بینیم .

کلیپ ۲ : دیدگاه مولوی پارسا ، امام جمعه اهل سنت سرخس در باره توسل

موضوع : توسل

بر وسیله قرار دادن بزرگان اولیاء الله ، یک امر شرعی و دینی است که انسان وقتی توسل می کند به اولیاء الله ، به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به بزرگان به حضور پروردگار ، این یک امر شرعی است و از نظر فقه حنفی هم هیچ اشکالی ندارد .

مجری :

این عقیده یک عالم حنفی مذهب بود که از نظر فقه احناف ، توسل هیچ ایراد و اشکالی ندارد و یک مسأله شرعی ، برای آن ها محسوب می شود .

استاد یزدانی :

ایشان یک امام جمعه بود ، انسان کوچکی نبود و در حال حاضر هم مردم سرخس در نماز جمعه ها پشت سر ایشان نماز می خوانند و مردم می توانند از ایشان مستقیما در این رابطه سؤال کنند . این عقیده دقیقا مخالف نظر وهابیت است ؛ زیرا وهابیت توسل را شرک می دانند و این عالم اهل سنت می گوید : از دیدگاه فقه حنفی توسل ، هیچ اشکالی ندارد و جایز می باشد .

توسل محمد ادریس شافعی

یک روایتی که بسیار معروف و مشهور است ، شعری است که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) است که اهل بیت (علیهم السلام) را شفیع خود قرار می دهد .

دیوان امام الشافعی ، با جمع آوری عبد الرحمن المصطاوی ، چاپ دار المعرفه بیروت ، صفحه ۳۸ :

آل النبی ذریعتی

آل النبی ذریعتی وهم إلیه وسیلتی

ارجو بأن اعطی غدا بیدی الیمین صحیفتی

در چاپ دیگری از این دیوان شافعی با جمع آوری دکتر عمر فاروق الطباع ، صفحه ۵۰ ، شعر ۲۴ :

آل النبی ذریعتی وهم إلیه وسیلتی

ارجو بأن اعطی غدا بیدی الیمین صحیفتی

در شرح آن دکتر عمر فاروق می گوید :

ورد فی کتاب «نور الابصار » للشبلنجی قول الشافعی یذکر توسله بآل بیت النبی …

آل پیامبر (صلی الله علیه و آله) سپر من هستند و وسیله من در روز قیامت هستند و من به آن ها پناه خواهم برد .

امید دارم که خداوند در روز قیامت با توسل به اهل بیت (صلی الله علیه و آله) ، کتاب و صحیفه مرا به دست راستم بدهند .

دکتر عمر فاروق می گوید : در کتاب نور الابصار آقای شبلنجی این مطلب بیان شده و گفته اند که مقصود ، توسل به اهل بیت عصمت (علیهم السلام) است .

دیوان شافعی ، با جمع آوری دکتر عمر فاروق الطباع ، ص ۵۰

مطلب بعدی که بزرگان اهل سنت از امام شافعی نقل شده ، بحث توسل امام شافعی به قبر ابوحنیفه است . کتاب های متعددی این مطلب را نقل کرده است که بنده چند مورد از این کتاب ها و تصحیح علما را نقل خواهم کرد.

کتاب رد المختار علی در المختار یا حاشیه ابن عابدین علی الدر المختار شرح تنویر الابصار ، تألیف محمد امین بن عمر عابدین ( از علمای بزرگ احناف و کسی که کتاب او در مدارس علمیه اهل سنت تدریس می شود و این کتاب از بهترین کتب فقهی احناف به شمار می آید ) ، جلد اول ، چاپ دار عالم الکتب ریاض ، ص ۱۴۹ :

ومما روی من تأدبه معه أنه قال : إنی لاتبرک بابی حنیفه واجیء إلی قبره ، فإذا عرضت لی حاجه صلیت رکعتین وسألت الله تعالی عند قبره فتقضی سریعا .

روایتی که نقل شده از ادب کردن امام شافعی در برابر امام ابو حنیفه که او می گفت : من به ابو حنیفه تبرک می کنم و سراغ قبر ابو حنیفه می آیم . هر وقت حاجتی دارم ، کنار قبر او دو رکعت نماز می خوانم و خداوند فورا اجابت می کند .

مجری :

پس تا این جا هم امام شافعی و هم ابو حنیفه ، قائل توسل به قبر بوده است ؛ چون اگر ابو حنیفه توسل را قبول نداشت ، امام شافعی سراغ قبر او نمی رفت .

استاد یزدانی :

بله ، شما درست می گویید . اگر امام شافعی می دانست که ابو حنیفه توسل را ندارد ، سراغ قبر او نمی رفت . شاهد در این قضیه ، پاراگراف بعدی در این صفحه است :

وذکر بعض من کتب علی المنهاج أن الشافعی صلی الصبح عند قبره فلم یقنت ، فقیل له : لم ؟ قال : تأدبا مع صاحب هذا القبر وزاد غیره أنه لم یجهر بالبسمله .

در کتاب منهاج آمده امام شافعی که نماز صبح را در کنار قبر ابو حنیفه می خواند ، قنوت نمی گرفت . علت آن را پرسیدند . گفت : می خواهم ادب را در کنار صاحب این قبر ، رعایت کنم .

ابن عابدین ، محمد امین ، رد المختار علی الدر المختار شرح تنویر الابصار ، ج ۱ ، چاپ دار علم الکتب ، ص ۱۴۹

زیرا ابو حنیفه در نماز قنوت نمی گرفت و آن را واجب نمی دانست . این در صورتی بود که عقیده خودش مخالف به آن بود . بنابراین اگر امام ابو حنیفه ، توسل را قبول نداشت ، امام شافعی سراغ قبر او نمی رفت .

نقل بعدی در کتاب اخبار ابی حنیفه ، تألیف ابی عبد الله حسین بن علی الصیمری ، متوفای ۴۳۶ هـ چاپ دار عالم الکتب عربستان ، صفحه ۹۴ :

اخبرنا عمر بن ابراهیم قال ثنا مکرم قال ثنا عمر بن اسحاق بن ابراهیم قال ثنا علی بن میمون قال سمعت الشافعی یقول : إنی لاتبرک بأبی حنیفه واجی ء إلی قبره فی کل یوم ـ ای زائرا ـ فإذا عرضت لی حاجه صلیت رکعتین وجئت إلی قبره وسألت الله الحاجه فما تبعد عنی حتی تقضی .

شنیدم از شافعی که می گفت : من تبرک می کنم به قبر ابو حنیفه و هر روز سراغ قبر او می روم . اگر حاجتی داشتم ، دو رکعت نماز می خواندم و پیش قبر او می رفتم و از خداوند حاجت خود را می خواستم و بسیار سریع جواب می گرفتم .

الصیمری ، ابی عبد الله حسین بن علی ، اخبار ابی حنیفه ، متوفای ۴۳۶ هـ ، چاپ دار عالم الکتب ، ص ۹۴

هم چنین خطیب بغدادی در کتاب تاریخ مدینه السلام یا تاریخ بغداد ، تألیف ابی بکر احمد بن علی بن ثابت خطیب بغدادی ، جلد ۱ ، با تحقیق دکتر بشار عواد معروف ، چاپ دار الغرب بیروت ، صفحه ۴۴۵ :

اخبرنا قاضی ابو عبد الله حسین بن علی بن محمد الصیمری قال اخبرنا عمر بن ابراهیم المقریء قال : حدثنا عمر بن اسحاق بن ابراهیم قال حدثنا علی بن میمون قال : سمعت الشافعی یقول : إنی لأتبرک بأبی حنیفه وأجیء إلی قبره فی کل یوم ـ یعنی زائرا ـ فإذا عرضت لی حاجه صلیت رکعتین وجئت إلی قبره وسألت الله الحاجه فما تبعد عنی حتی تقضی .

همان مطلب که امام شافعی همیشه سراغ قبر ابو حنیفه می آمد و حاجت خود را از خداوند در کنار قبر ابو حنیفه و با توسل به او می گرفت .

راست و دروغ بودن مطلب ، هیچ ارتباطی به ما ندارد .

نفر بعدی که این مطلب را نقل کرده است ، ابن حجر هیثمی می باشد .

در کتاب خیرات الحسان فی مناقب امام الاعظم ابی حنیفه النعمان ، تألیف شهاب الدین احمد بن حجر هیثمی شافعی ، چاپ مکتبه الحقانیه پاکستان ، با تعلیقه محمد عاشق الهی ، صفحه ۱۲۹ ، فصل ۳۵ :

فی تأدب الائمه معه فی مماته کما هو فی حیاته وأن قبره یزار لقضاء الحوائج

اعلم أنه لم یزل العلماء وذوو الحاجات یزورون قبره ویتوسلون عنده فی قضاء حوائجهم ویرون نجح بذلک ، منهم الشافعی لما کان ببغداد فی جاء عنه قال إنی لأتبرک بأبی حنیفه وأجیء إلی قبره ، فإذا عرضت لی حاجه صلیت رکعتین وجئت إلی قبره وسألت الله عنده فتقضی سریعا .

در پاورقی می گوید :

رجال هذا السند کلهم موثقون عند الخطیب …

در مورد احترام گذاشتن ائمه به ابو حنیفه در زندگی و بعد از آن و زیارت کردن قبر او برای برآورده شدن حوائج خود .

بدان (ای وهابی ها ) که همیشه علما و کسانی که حاجتی داشتند ، قبر ابو حنیفه را زیارت می کردند و به او توسل می کردند و این کارشان را با یقین انجام می دادند ؛ چون فکر می کردند ، کارشان درست است . از جمله امام شافعی که در بغداد بود . از ایشان نقل شده که می گفت : من تبرک می کردم به ابو حنیفه و سراغ قبر او می آمدم . هر زمان حاجتی داشتم ، دو رکعت نماز می خواندم و سراغ قبر او می رفتم و از خداوند حاجت خود را می خواستم و فورا برآورده می شد .

در پاورقی می گوید :

رجال این سند همگی از دیدگاه خطیب بغدادی ، ثقه هستند .

هیثمی شافعی ، شهاب الدین احمد بن حجر ، خیرات الحسان فی مناقب امام الاعظم ابی حنیفه النعمان ، با تعلیقه محمد عاشق الهی ، چاپ مکتبه الحقانیه پاکستان ، ص ۱۲۹

این مطلبی است که یکی دیگر از علمای اهل سنت بیان کرده . از همه این ها مهمتر این است که این مطلب در کتاب فتاوی منبع العلوم کوه ون ، تألیف محمد عمر سربازی ، ج۱ ، صفحه ۱۶۸ :

توسل امام شافعی

ابوبکر بن خطیب بن علی از میمون روایت می کند که از امام شافعی شنیدم که فرمود من تحصیل مرادات و آرزوهای خود را به توسل امام ابوحنیفه می خواهم و تکمیل می شوند . ﴿ من هر زمان حاجتی داشتم با توسل به امام ابو حنیفه از خداوند می خواستم و حاجتم را می گرفتم ﴾

سربازی ، محمد عمر ، فتاوی منبع العلوم کوه ون ، ج ۱ ، ص ۱۶۸

بنابراین علمای اهل سنت تصریح کرده اند که امام شافعی به قبر امام حنیفه توسل می کرد . آیا امام شافعی مشرک و کافر بوده ؟ اگر بگویید کافر بوده ، ما هم قبول می کنیم و بین اهل سنت و وهابیت تفاوت قائل می شویم . وهابیت می گویند : امام شافعی مشرک است ؛ اما شافعی ها او را امام خود می دانند و روایات زیادی در فضائل او نقل شده است .

مجری :

ملاحظه کردید که بنیانگذاران چهار مذهب فقهی ، قائل به توسل هستند و وهابی ها نمی توانند در این رابطه سخنی بیان کنند .

اما چندی پیش کنفرانسی در الازهر مصر برگزار شد و علمای اهل سنت در آن ، سخنرانی کرده اند ؛ از جمله آقای علی جمعه که مفتی الازهر مصر که نظر خود را در رابطه با شیعه بیان می کنند .

کلیپ ۳ : دیدگاه دکتر علی جمعه ، مفتی مصر در باره مذهب شیعه

مذهب شیعه ، اصول و فروعی دارد و در اصول دین و اصول فقه و در فروعاتش کم و بیش با اهل سنت اختلاف دارند . امام اشعری میزان دقیقی برای مسلمان بودن قرار داده است وآن اهل قبله بودن است .

پس هر کسی کعبه را قبله خود قرار دهد ، او از امت اسلام است و قبله تشییع نیز کعبه است و به قرآن و پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایمان دارند و نماز های پنجگانه را به پا می دارد و این اساسی است که باعث می شود فرد جزء مسلمین به حساب آید . همان گونه که تشییع حرام خدا را ، حرامی می داند و واجبات را انجام می دهد و به تفصیل این مسائل را دارند .

اما مذهب اهل سنت ، بیش را ۸۰ مجتهد در طول تاریخ دارد ؛ اما آن مذاهبی که به طور متواتر و حفظ شده رسیده ، چهار مذهب است ؛ مذهب ابو حنیفه ، مالک ، شافعی و احمد بن حنبل و این بر اساس ترتیب زمان وفاتشان است .

اگر ما اهل سنت بخواهیم مذهب دیگری را نیز ضمیمه کنیم به چهار مذهب ، آن مذهب جعفری است که همان شیعیان هستند ؛ پس تشییع ، مذهبی از مذاهب اسلامی است .

مجری :

باز هم تصریح دیگری از علمای اهل سنت بعد از فتاوای تاریخی که در الازهر داده شد ، در خصوص مذهب تشییع بر خلاف وهابیت که شیعه را خارج از دایره اسلام می دانند .

استاد یزدانی ! در درباره علمای اربعه اهل سنت ، مطالبی را بیان کردید و مشخص که این افراد شخصا هم معتقد به جواز توسل بودند ؛ اما شاید برخی بگویند این ها علمای اهل سنت بودند و ما سلفی هستیم و می خواهیم به سلف صالح که همان صحابه و تابعین و اتباع تابعین می دانند ،رجوع کنیم .

باز هم از صحابه به جزء روایتی که از عایشه خواندید ، آیا عبارتی است که برای سلفی بخوانید ؟

استاد یزدانی :

ما مطالب زیادی را در این رابطه خواندیم از جمله روایت عثمان بن حنیف ، عبد الله بن عمر ، روایت از خود عمر بن خطاب ، روایت بلال بن حارث ، بلال بن رباح … خوانده ایم . علاوه بر این موارد ، روایتی دیگر از یکی از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که به قبر مبارک ایشان توسل کرده و حاجت خود را هم گرفته ؛ هر چند که علمای اهل سنت این روایت را نقل کرده ، ما آن را قبول نداریم ؛ چون این صحابی از نواصب بوده است .

توسل عقبه بن عامر صحابی به قبر رسول خدا

در کتاب تهذیب الاسماء و اللغات ، تألیف ابی زکریا محیی الدین بن شرف نووی (مفتی الامه ) ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۲۳۶ باب العین و القاف :

عقبه بن عامر …. وهو کان البرید إلی عمر بن الخطاب به فتح دمشق و وصل المدینه فی سبعه ایام و رجع منها إلی الشام فی یومین ونصف بدعاء عند قبر النبی (صلی الله علیه و آله) وتشفعه به فی تقریب طریقه .

ایشان از کسانی بود که صدای خوبی داشت و قرآن را با خوب می خواند ، در فتح شام حضور داشته . ایشان نامه رسان عمر بن خطاب در فتح دمشق بود . زمانی که از دمشق به مدینه آمد ، هفت روز طول کشید ؛ اما زمانی که می خواست از مدینه به دمشق برگردد ، دو روز و نصف طول کشید ، به خاطر دعایی که در کنار قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) کرد و از ایشان خواست که راه کوتاه تر شود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم پاسخ او را داد .

نووی ، ابی زکریا محیی الدین بن شرف ، تهذیب الاسماء واللغات ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۲۳۶

در جنگ صفین علیه امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شمشیر زده و همان طور که آقای ذهبی گفته بود کسانی که در جنگ صفین علیه امیر المؤمنین (علیه السلام) شمشیر زده بودند ، ناصبی هستند

این مطلبی است در مورد یکی از صحابه و در کتاب مفتی الامه و یکی از علمای بزرگ اهل سنت آن را نقل کرده است . بنابر این ، این روایت ثابت می کند که صحابه همیشه به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) توسل می کردند . علاوه براین ، عقبه بن حارث از صحابه ای است که وهابی ها او را بسیار قبول دارند ؛ زیرا در جنگ صفین بر علیه امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شمشیر زده است .

شخص بعدی که این روایت را نقل کرده ، آقای عینی است در کتاب عمده القاری شرح صحیح بخاری ، تألیف بدر الدین ابی محمد محمود بن احمد عینی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۱۱ ، با تحقیق عبد الله محمود محمد عمر ، صفحه ۲۲۷ :

… وهو کان البرید إلی عمر بفتح دمشق ووصل المدینه فی سبعه ایام و رجع منها إلی الشام فی یومین و نصف بدعائه عند قبر النبی (صلی الله علیه و آله) فی قریب طریقه .

عقبه بن عامر ، نامه رسان عمر بن خطاب در فتح دمشق بود . در رسیدن به مدینه از شام هفت روز طول کشید و در برگشتن به شام دو روز و نصف به خاطر دعایی که در کنار قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کرد که راه نزدیک شود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم حاجت او را داد .

عینی ، بدر الدین ابی محمد محمود بن احمد ، عمده القاری شرح صحیح بخاری ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۱۱ ، با تحقیق عبد الله محمود محمد عمر ، ص ۲۲۷

باز در همین عمده القاری فی شرح صحیح بخاری ، ج ۲۰ ، صفحه ۲۰۹ ، همین مطلب را بیان کرد :

عقبه بن عامر ، نامه رسان عمر در فتح دمشق بود ، در رسیدن به مدینه هفت روز طول کشید و در برگشتن به شام دو روز و نصف طول کشید ، به خاطر این که در کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوسل شد که راه نزدیک شود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم حاجت او را داد .

عینی ، بدر الدین ابی محمد محمود بن احمد ، عمده القاری فی شرح صحیح بخاری ، ج ۲۰ ، ص ۲۰۹

پس یک صحابه کافر از دیدگاه وهابیت در بین مسلمانانی که با توسل کردن کافر شده بودند ، مشخص شد .

مشروعیت توسل از دیدگاه علامه ابن عابدین حنفی

شخصیت دیگری که در کتاب خود به مشروعیت توسل تصریح کرده است ، آقای ابن عابدین است .

در کتاب رد المختار علی الدر المختار یا حاشیه ابن عابدین ، تألیف محمد امین بن عمر عابدین ، جلد ۱ ، چاپ دار عالم الکتب ریاض ، صفحه ۷۱ :

وإنی اسأله تعالی متوسلا إلیه بنیه المکرم (صلی الله علیه و آله) وبأهل طاعته من کل ذی مقام علی معظم . وبقدوتنا الامام الاعظم …

 من حاجتم را از خداوند می خواهم و رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) را وسیله قرار می دهم . و به هر کسی که اهل طاعت باشد و مقامی نزد خداوند داشته باشد و به امام اعظم هم توسل می کنم .

ابن عابدین ، محمد امین ، رد المختار علی الدر المختار یا حاشیه ابن عابدین ، ج ۱ ، چاپ دار عالم الکتب ، ص ۷۱

همان طور که شافعی توسل می کرد و ابن عابدین آن را نقل می کرد

ایشان هم که از بزرگان تاریخ احناف بود ، به امام اعظم ابو حنیفه توسل می کرد .

شخص بعدی که به توسل تصریح کرده اند ، ابن صلاح از بزرگان تاریخ اهل سنت است .

در کتاب فتاوی و المسائل ابن صلاح فی التفسیر و الحدیث و الاصول و الفقه ، با تحقیق دکتر عبد المعطی امین قلجی ، جلد اول ، چاپ دار المعرفه لبنان ، صفحه ۲۱۰ :

… فإنها لیست محصوره علی ما وجد منها فی عصره (صلی الله علیه و آله) بل لم تزل تتجدد بعده علی تعاقب العصور ، وذلک أن کرامات الاولیاء من امته ، واجابات المتوسلین به فی حوائجهم ومغوثاتهم عقیب توسلهم به فی شدائدهم براهین له (صلی الله علیه و آله) قواطع و معجزات له سواطع .

امکان جمع آوری و شمارش معجزات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیست و معجزات آن فقط مخصوص زمان حیات ایشان نیست ؛ بلکه بعد از حیات ایشان هم معجزات آن حضرت تکرار می شود و دوباره نشان داده می شود . کرامات اولیایی که از امت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و حاجاتی که توسط رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با توسل و استغاثه مردم به آن ها در سختی ها می دهند ، این ها برهان های قاطعی است برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) که ایشان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستند .

فتاوی والمسائل ابن صلاح فی التفسیر والحدیث والاصول و الفقه ، با تحقیق دکتر عبد المعطی امین قلجی ، چاپ دار المعرفه بیروت ، ج ۱ ، ص ۲۱۰

پس از نظر ایشان ، کسی که به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) توسل می کند و حاجت خود را می گیرد ، این برهان قاطعی است برای آن شخص که به پیامبر ایمان بیاورد . این روایت علاوه بر این که توسل را از نظر ابن صلاح ثابت می کند ، می گوید رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باید حاجات مردم را بدهد ؛ چون مردم برای اثبات نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیاز به برهان و معجزه دارند.

مجری :

تفاوت وهابیت و اهل سنت از همین جا مشخص می شود که وهابیت توسل را ادله ای برای مشرک بودن امت پیامبر (صلی الله علیه و آله) می دانند و اهل سنت و مسلمین توسل را ادله ای برای اثبات نبوت پیامبرشان می دانند .

تماس بینندگان

بیننده : ابو الفضل از بوکان ـ اهل سنت

یک سؤال از استاد یزدانی داشتم که مختصر پاسخ دهند . بنده در قرآن بسیار زیاد مطالعه کرده ام و بیشتر به آیاتی برخوردم که مردگان نمی توانند بشنود و ما نمی توانیم چیزی به مردگان برسانیم . در این باره توضیحاتی را بیان کنید که آیا در قرآن آیاتی وجود دارد که ثابت کند ما می توانیم به مردگان توسل کنیم ؟

استاد یزدانی :

ما در هفته های گذشته هم مفصل توضیح دادیم که علمای اهل سنت صراحتا به آیات قرآن برای جواز توسل استناد می کنند .

بیننده : مهدی از چابهار ـ اهل سنت

شما در برنامه های قبل گفتید که کتاب مولانا محمد عمر سربازی بعد از وفات هم چاپ شده ، اگر امکان دارد ، کتاب را نشان دهید و هم چنین گفتگویی را که با ایشان داشتید را هم پخش کنید .

بیننده : آقای عمرانی از بندر دیر ـ شیعه

از استاد یزدانی سؤالاتی داشتم مبنی بر این که آقای ابو حنیفه در جایی گفته بود که لولا سنتان لهلک النعمان : اگر آن دو سال نبود ، نعمان هلاک می شد . ایشان با چه اطمینانی می گوید که نجات پیدا کرده است . سؤال بنده این است که امام صادق (علیه السلام) چه تعداد شاگرد داشته اند و آیا در بین شاگردان مهم و نزدیک و مورد اعتماد امام ، کسی بوده که همین تفکر ابو حنیفه را داشته باشند ؛ ولی خود را از پیروان امام صادق (علیه السلام) بدانند و اگر ابو حنیفه غیر از راه امام (علیه السلام) را رفته ، چگونه فکر کرده که نجات یافته ؟

استاد یزدانی :

این مطلب در کتاب تحفه اثنی عشری بیان شده که متأسفانه آن را پیدا نکردم ؛ اما در اینترنت که جستجو کردم ، در فایل ورد این کتاب نوشته شده بود که این جمله از ابو حنیفه مشهور است . در حالی که این کتاب ضد شیعه است، این مطلب را بیان کرده اند .

بیننده: محمد از مریوان ـ اهل سنت

شما کتاب های زیادی از علمای اهل سنت نشان دادید ؛ ولی متأسفانه آیه ای از قرآن نشان ندادید که توسل را اثبات کند . اگر امکان دارد آیه از قرآن بیان کنید که توسل را اثبات می کند . آن چه که شما ارائه دادید همه روایاتی بود که از امام شافعی یا امام ابو حنیفه نقل شده بود . این افراد که معصوم نبودند ، شاید اشتباه کرده باشند . اگر روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در این مورد هم وجود دارد را بیان کنید .

استاد یزدانی :

شما اگر می گویید که این ها معصوم نبودند ، مشرک هم که نیستند . از نظر وهابیت توسل شرک است در این صورت این چهار امام از ائمه اهل سنت ، مشرک می شوند . اگر مشرک نیستند ، همین افراد توسل کرده اند .

در کتاب الاذکار من کلام سید الابرار ، تألیف محیی الدین ابی زکریا یحیی بن شرف نووی شافعی ، جلد اول ، چاپ مکتبه نزار مصطفی الباز ، صفحه ۲۳۲ به بعد :

وعن العتبی قال : کنت جالسا عند قبر النبی (صلی الله علیه و آله) فجاء اعرابی فقال : السلام علیک یا رسول الله سمعت الله تعالی یقول : « ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفرواالله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » سوره نساء / ۶۴ وقد جئتک مستغفرا من ذنبی مستشفعا بک إلی ربی …

نووی ، محیی الدین ابی زکریا یحیی بن شرف ، الاذکار من کلام الابرار ، چاپ مکتبه نزار مصطفی الباز ، ج ۱ ، ص ۲۳۲ به بعد

….. این عالم اهل سنت به این آیه از قرآن استدلال می کند که اگر کسی ظلمی به خود کرد ،نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیاید و استغفار کند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم برای او طلب استغفار کند ، خداوند توبه او را می پذیرد . و نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) بگویند من استغفار می کنم و شما ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را شفیع خود قرار می دهم .

مطلب بعد در کتاب تفسیر قرآن العظیم ، تألیف ابی الفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر دمشقی ( از شاگردان ابن تیمیه ) چاپ دار ابن حزم ، صفحه ۵۰۳ :

وقوله : « ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » یرشد تعالی العصاه و المذنبین إذ وقع منهم الخطأ والعصیان أن یأتوا إلی الرسول (صلی الله علیه و آله) فیستغفروا الله عنده ، ویسألوه أن یستغفر لهم فإنهم إذا فعلوا ذلک تاب الله علیهم و رحمهم و غفر لهم ولهذا قال : «لوجدوا الله توابا رحیما » ….

خداوند گناهکاران را راهنمایی کرده که هر زمان گناهی انجام دادند ، نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیایند و استغفار کنند و از ایشان هم بخواهند که برای آن ها طلب استغفار کند . زمانی که این کار را انجام دادند ، خداوند توبه آن ها را می پذیرد . در ادامه هم حکایتی را نقل می کند که اعرابی نزد قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و آیه را خواند و بعد گفت : ای رسول خدا ! من نزد شما آمده ام تا از گناهان تو استغفار کنم و شما را شفیع نزد خداوند قرار دهم.

ابن کثیر دمشقی ، ابی الفداء اسماعیل بن عمر ، تفسیر قرآن العظیم ، چاپ دار ابن حزم ، ص ۵۰۳

بیننده :

بنده توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول دارم ، در باره توسل به صالحین آیه قرآن بیاورید .

استاد یزدانی :

اگر توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ثابت شود ، توسل به بقیه هم ثابت می شود . به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) توسل می کنیم ؛ زیرا در بارگاه الهی آبرو دارد . از همان قیاس مناط قطعی ، می توانیم استنباط کنیم که توسل به بقیه هم ثابت می شود . بنده از کتاب های اهل سنت توسل خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) را نشان می دهم .

در کتاب در السحابه فی مناقب القرابه والصحابه ، تألیف محمد بن علی شوکانی ، با تحقیق دکتر حسین بن عبدالله العمری ، صفحه ۵۳۹ ، باب مناقب فاطمه بنت اسد مادر امیر المؤمنین علی بن ابیطالب ( علیهم السلام) :

اخرج الطبرانی فی الکبیر والاوسط و رجال إسناده ثقات غیر روح بن صلاح وقد وثقه ابن حبان و الحاکم عن انس قال : لما توفیت فاطمه بنت اسد بن هاشم …. الله الذی یحیی ویمیت وهو حی لایموت اللهم اغفر لامی فاطمه بنت اسد ولقنها حجتها ووسع علیها مدخلها بحق نبیک والانبیاء الذین من قبلی فإنک ارحم الراحمین .

طبرانی در کتاب اوسط و کبیر خود روایتی را بیان کرده که رجال سند آن روایت ثقه هستند غیر از روح بن صلاح که ابن حبان و حاکم او را توثیق کرده اند . از انس نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) زمانی که فاطمه بنت اسد وفات کردند ، در هنگام دفن این مطالب را می خواند …

خدایا به فاطمه بنت اسد ،مادرم رحم کن ، حجتش را بر او تلقین کن ، قبرش را وسیع کن به حق پیامبرت و به پیامبران قبل از من .

شوکانی ، محمد بن علی ، در السحابه فی مناقب القرابه و الصحابه ، با تحقیق دکتر حسین بن عبد الله العمری ، ص ۵۳۹

در مورد استغاثه هم روایتی را بیان می کنم که در کتب اهل سنت آمده که صحابه مستقیما از پیامبر (صلی الله علیه و آله) حاجت می خواستند . این روایت را بخاری در کتاب ادب المفرد خود بیان کرده .

کتاب عمل الیوم واللیله ، تألیف ابی بکر احمد بن محمد دینوری معروف به ابن سنی :

… عن ابی شعبه قال : کنت امشی مع ابن عمر فخدرت رجله ، فجلس فقال له رجل : اذکر احب الناس إلیک فقال : یا محمدا فقال فمشی .

از ابی شعبه نقل می کند : با عبد الله بن عمر راه می رفتیم که پای عبد الله بن عمر دچار گرفتگی شد و نشست . شخصی به او گفت : محبوب ترین شخص در نزد خود را یاد کن و او گفت : یا محمدا و بعد از آن فورا خوب شد و راه رفت .

دینوری (معروف به ابن سنی ) ، ابی بکر احمد بن محمد ، عمل الیوم واللیله

در این جا به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) استغاثه کرد و ایشان هم پاسخ داد .

بیننده : آقای طاهری از کرج ـ شیعه

بنده دو سؤال از استاد یزدانی داشتم . یکی این که ما می توانیم مستقیما از ائمه (علیهم السلام) کمک بخواهیم و توسل کنیم ؟ در مورد حضرت معصومه (سلام الله علیها ) روایتی هست که ایشان هم چنین قدرتی را دارا هستند ؟

استاد یزدانی :

بله ، اشکالی ندارد . اگر اعتقاد داشته باشید که خداوند این قدرت را به آن ها داده ، هیچ اشکالی ندارد ؛ اما اگر معتقد باشید که خودشان مستقلا قدرت دارند ، این شرک و کفر است که هیچ شیعه ای این را قبول ندارد .

هر صالحی نزد خداوند ، آبرو دارند و خداوند به صالحین این قدرت را عطا کرده است . البته در مورد حضرت معصومه (سلام الله علیها) هم روایات زیادی وجود دارد .

بیننده : احمد از چابهار ـ اهل سنت

منظور از یدعو در آیه ۵ سوره احقاف چیست ؟ که وهابی ها به این آیه استناد می کنند و همه را تکفیر می کنند .

استاد یزدانی :

امام قرطبی در کتاب جامع الاحکام القرآن ، تألیف ابی عبد الله محمد بن احمد بن ابی بکر قرطبی ، جلد ۱۷ ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۱۸۱ :

قوله تعالی :« ومن اضل ممن یدعوا من دون الله من لا یستجیب له إلی یوم القیامه وهم عن دعائهم غافلون »

قوله تعالی : «ومن اضل » ای : لا احد اضل واجهل « ممن یدعوا من دون الله من لایستجیب له إلی یوم القیامه » وهی الاوثان . «وهم عن دعائهم غافلون » یعنی لایسمعون ولایفهمون …

خداوند فرمود : هیچ کس گمراه تر و نادان تر از کسی نیست که غیر خدا را می خوانند . منظور در این این آیه بت ها هستند که عبادت می کردند . مقصود از این آیه پیامبر و صالحین نیستند . یدعوا هم در این آیه به معنای خواندن نیست ؛ بلکه به معنای عبادت است . بت پرستانی که بت ها را می پرستند ، آن ها جواب نخواهند داد ؛ بلکه از آن ها شکایت خواهند کرد .

قرطبی ، ابی عبد الله محمد بن احمد بن ابی بکر ، ج ۱۷ ، چاپ مؤسسه الرساله ، ص ۱۸۱

مجری :

از شما استاد یزدانی و بینندگان عزیز و ارجمند تشکر می کنم که تا این لحظه ما را همراهی کردید . امیدوارم که استفاده لازم را از این برنامه برده باشید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

التماس دعا

خدایار ونگهدارتان .