برنامه ” راه و بیراه ” قسمت شانزدهم ؛ تفاوت دیدگاه وهابیت با سایر مسلمانان در بحث استغاثه به اموات (۳)

به نام خداوند بخشنده مهربان

برنامه ” راه و بیراه ” قسمت شانزدهم

تاریخ : ۱۶ /۰۴ /۹۳

موضوع: تفاوت دیدگاه وهابیت با سایر مسلمانان در بحث استغاثه به اموات (۳)

دانلود فیلم برنامه راه و بیراه قسمت شانزدهم

فهرست مطالب

استغاثه عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص)

اشکالات وهابی ها به روایت استغاثه عبد الله بن عمر:

پاسخ ما از اشکالات وهابی‌ها

فرید الباجی: محمد بن عبد الوهاب، تمام مسلمانان را کافر می‌داند و آن‌ها مرقد سیده منوبیه را آتش زدند:

استغاثه احمد بن حنبل و عبدالله بن عباس به ملائکه

تصحیح روایت استغاثه احمد بن حنبل و عبد الله بن عباس ، توسط البانی

البانی: وهابیت، با تمام فرقه‌های اسلامی در اصل توحید تفاوت دارند و تنها آن‌ها زا آتش جهنم نجات پیدا می‌کنند.

اخبار روز وهابیت:

دفاع تمام قد شبکه کلمه از داعش و جنایات آن‌ها

تماس بینندگان:

 

 

مجری :

فرا رسیدن سالروز وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری (س) خدمت قلب نازنین حضرتبقیه الله الاعظم (عج) و شما مسلمانان عزیز و تمام محبین نبی مکرم اسلام ، پیامبر خاتم (ص) ، تسلیت عرض می کنم . ان شاء الله امشب همبا برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های راه و بیراه در خدمت شما هستیم .

رسالتی که این برنامه دارد ، نشان دادن تفاوت دیدگاه های اساسی و نگرش ها و بنیان های فکری وهابیت با سایر مذاهب اسلامی است . طبق روال برنامه‌های گذشته در خدمت استاد عزیز و گرامی ، حجت الاسلام یزدانی هستیم . از ایشان درخواست می کنم که خلاصه ای از برنامه های گذشته ارائه دهند .

استاد یزدانی :

بنده هم به نوبه خودم سالروز وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری (ع) ، اولین بانوی مسلمان و برترین همسر رسول خدا (ص) و بزرگ ترین مدافع آن حضرت را تسلیت عرض می کنم و امیدوارم که خداوند ما را فرزندان شایسته ای برای آن بانوی بزرگ اسلام قرار دهد .

این سومین جلسه است که در مورد استغاثه صحبت می کنیم . در جلسه اول به طور مفصل دیدگاه اهل بیت (ع) را در مورد استغاثه و توسل بیان کردیم و روایات صحیح السندی را از کتب شیعه و از طریق اهل بیت (ع) نقل کردیم که آن ها فرموده بودند استغاثه جایز است و بلکه برای کسی که می خواهد گناهانش بخشیده شود و حاجت خود را بگیرد ، لازم است که اهل بیت (ع) را نزد خداوند واسطه قرار دهد ؛ زیرا آن ها حجت خداوند در روی زمین هستند و واسطه فیض بین خداوند و بندگان می باشند . این اعتقاد شیعه است و هیچ شک و شبهه ای هم در آن نیست .

هم چنین دیدگاه وهابیت را به صورت مفصل بیان کردیم که گفته بودند هر کس استغاثه و کوچک ترین درخواستی از غیر خدا داشته باشد ، مشرک و کافر است و کشتن او واجب می باشد . دیدگاه محمد بن عبد الوهاب و سایر وهابی ها را هم خواندیم .

از طرف دیگر دیدگاه علمای اهل سنت را خواندیم که آن ها استغاثه را توضیح داده و گفته بودند که استغاثه به این معنا نیست که ما حاجت خود را از آن شخص بخواهیم و آن شخص حاجت ما را بدهد ؛ بلکه این ها واسطه هستند و حاجت دهنده اصلی ، خداوند است و خداوند به برخی از بندگان خود آبرو و قدرت داده که در این زمینه واسطه شوند .

روایاتی را از صحیح ترین کتاب های اهل سنت ، صحیح بخاری نشان دادیم که حضرت هاجر (س) به جبرائیل متوسل می شود و از جبرائیل استغاثه می کند . پیامبر بزرگوار اسلام (ص) این قضیه را نقل می کند و اگر استغاثه شرک بود ، ایشان توضیح می داد . اگر استغاثه شرک و کفر بود ، حضرت هاجر (س) هم که رحمت خدا بر او باد ، مشرک می شدند ، بخاری هم که این روایت را نقل کرده و همه رواتی که در سلسله سند این روایت است ، هم مشرک هستند .

روایتی را از بلال بن حارث ، یکی از صحابی رسول خدا (ص) خواندیم که کنار قبر رسول خدا (ص) رفت و از قبر ایشان ، طلب باران کرد . حضرت دعای او را اجابت نمود و خلیفه دوم هم کار او را تأیید کرد .

از همه این ها مهم تر سخن ابن تیمیه است که گفته بود : چنین مواردی اشکال ندارد . اگر کسی سراغ قبر رسول خدا (ص) برود و طلب حاجت کند ، ایشان حتما حاجت او را بر آورده می کند ؛ زیرا اگر رسول خدا (ص) حاجت او را ندهد ، ایمانش را از دست می دهد . نه تنها رسول خدا (ص) ؛ بلکه اگر مسلمانی سراغ قبر اولیاء و صالحین برود و از آن ها طلب حاجت کند ، حتما برآورده می شود ؛ زیرا ایمان آن مؤمن از دست نرود .

این مطلب را از کتاب ابن تیمیه خواندیم که متن آن در سایت شبکه ولایت موجود است .

هم چنین استغاثه حضرت زینب (س) را در صحنه عاشورا خواندیم که صراحتا به رسول خدا (ص) استغاثه می کنند و ثابت نمودیم که سند آن هم صحیح است و گفتیم که اگر حضرت زینب (س) نعوذ بالله مشرک باشد ، من به عنوان یک شیعه می خواهم که مشرک باشم و هیچ مشکلی ندارد . این قضیه هم در حضور امام زین العابدین (ع) اتفاق افتاده و اعتراضی از طرف ایشان صورت نگرفته ؛ پس مشکلی ندارد .

استغاثه عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص)

امشب هم روایات دیگری از کتب اهل سنت ، با سند های صحیح می خوانیم که تعدادی از صحابه رسول خدا (ص) استغاثه می کردند از جمله : عبد الله بن عمر است که صراحتا از رسول خدا (ص) طلب استغاثه می کند و رسول خدا (ص) هم حاجت او را فورا می دهد .

روایتی که چندین سند صحیح و متأسفانه سند ضعیف هم دارد . زمانی که وهابی ها می خواهند این روایت را نقل کنند ، فقط همان سند ضعیف را بیان می کنند و می گویند که سند این روایت ضعیف است .

همان طور که در برنامه گذشته گفتیم ضعف سند اشکالی وارد نمی کند ؛ چون این روایت را ده ها و بلکه صدهانفر از علمای اهل سنت ،در کتاب های نقل و به آن استدلال کرده اند و از این روایات شرک را هم استنباط نکرده اند .

بنابراین از نظر این علما ، استغاثه کفر نیست و صحت و ضعف سند روایت هیچ نقشی در این زمینه ندارد ؛ زیرا اگر استغاثه کفر بود ، باید این علمابیان می کردند، علاوه بر این که صحت سند را ثابت خواهیم کرد.

کتاب عمل الیوم و اللیله ، تألیف حافظ ابی بکر احمد بن محمد الدینوری، عالم مشهور اهل سنت معروف به ابن سنی ( که ایشان کتاب المجتبی من السنن نسائی را هم نوشته که چون همه روایات از نسائی است ، به سنن نسائی معروف شده است ) چاپ مکتبه دار البیان ، متوفای ۳۶۴ هـ ، در صفحه۸۸ ، روایت ۱۶۸ :

حدثنی محمد بن ابراهیم الأنماطی و عمرو به جنید بن عیسی قالا : ثنا محمد خداش ، ثنا ابوبکر بن عیاش ، ثنا ابو اسحاق السبیعی ، عن ابی شعبه قال : کنت أمشی مع ابن عمر فخدرت رجله ، فجلس فقال له رجل : أذکر أحب الناس إلیک ، فقال : یا محمداه ، فقام فمشی .

ابو شعبه می گوید : من با عبد الله بن عمر راه می رفتم که پای او دچار گرفتگی شد و نتوانست حرکت کند . زمانی که نشست ، شخصی به او گفت: محبوب ترین فردی که در نزد توست را به کمک فریاد کن و می دانست که محبوب ترین فرد در نزد او کیست .

عبدالله بن عمر که از صحابه رسول خدا (ص) هم به شمار می رود ، رسول خدا (ص) را فریاد زد و از ایشان طلب کمک کرد

فورا رسول خدا (ص) حاجت او را داد و او بلند شد و راه رفت .

البته معلوم نیس که این داستان در کجا اتفاق افتاده و زمان آن هم معلوم نیست که قبل از رحلت رسول خدا (ص) بوده یا بعد از رحلت ایشان ؛ ولی به دلیل این که ابو شعبه صحابی نبوده ، احتمالا بعد از رحلت رسول خدا (ص) بوده است.

البته در پاورقی آقای البانی گفته اند که این روایت ضعیف است . به چه علت ضعیف است ؟

قال الألبانی فی تخریج الکلم : ضعیف ، وفیه علتان ، الاولی : الهیثم هذا مجهول …

الثانیه : أنه من روایه أبی اسحاق عنه ، وهو السبیعی وهو مدلس وقد عنعنه ..

البانی گفته که این سند ضعیف است به دو علت : اول این که هیثم در این روایت مجهول است .

اشکال دوم : هم ابو اسحاق سبیعی است که به صورت معنعن نقل کرده …

الدینوری ، حافظ ابی بکر احمد بن محمد، معروف به ابن سنی ،عمل الیومواللیله ،چاپ مکتبه دار البیان ، ص ۸۸ ، روایت ۱۶۸

از اول روایت تا آخر ، نامی از هیثم وجود ندارد . گفتیم که روایت سند های زیادی دارد و نام هیثم در سند دیگری است و وهابی ها این روایت را با سند ضعیف آن نقل می کنند و آن را به همین علت ، رد می کنند .

اشکال به ابو اسحاق سبیعی، مضحک ترین اشکالی است که بیان می کنند . ده ها روایت در صحیح بخاری و مسلم و دیگر کتاب های اهل سنت از ابو اسحاق سبیعی است که با « عن فلان و عن فلان » نقل شده است . اگر معنعن آقای ابو اسحاق سبیعی اشکالی داشت ، روایاتی را که در صحیح بخاری وجود دارد هم کنار بگذارید و از بین ببرید ؛ در حالی که این اشکال قابل قبول نیست و به این اشکال هم به صورت مفصل پاسخ خواهیم داد .

ما تک تک روات این روایت را بررسی سندی خواهیم کرد .

مجری :

استاد یزدانی شاید یک سری ایراداتی به سند یا به مضمون این روایت بگیرند . از آن جایی که می خواهیم کلام مخالفین را هم بشنویم و وهابی ها هم برای بحث و گفتگو حاضر نمی شوند ؛ به همین علت صحبت های آن ها را که ایرادات سندی به این روایت است به صورت یک کلیپ آماده شده را مشاهده کنیم .

اشکالات وهابی ها به روایت استغاثه عبد الله بن عمر:

کلیپ ۱ :

مجری کیانی :

روایت دیگری از سفیان بن ابی اسحاق وجود دارد که یا محمداه گفته است .

عبد القادر ترشابی، کارشناس وهابی :

این روایت در باره سندش قیل و قال زیادی است و صحیح این است که سند این روایت صحیح است و تازه اگر بعضی از علما هم سند روایت را تحسین کرده باشند.

مجری کیانی :

شما گفتید که سند روایت صحیح است ؟

کارشناس وهابی :

سند روایت صحیح نیست ؛ اما اگر بالفرض بعضی ها سند را صحیح بدانند ، با آیات قرآن تناقض دارد و هر چه با آیات قرآن متناقض باشد که گفته فقط خدا را صدا بزنید ، قابل پذیرش نیست .

مجری :

استاد یزدانی ما از شما خواهش می کنیم به ایراداتی که این کارشناس وهابی مطرح کرده از جمله تضعیف سندی را پاسخ دهید .

پاسخ ما از اشکالات وهابی‌ها

اول گفتند صحیح است و بعد گفتند که صحیح نیست . هر دو طرف صحبتش درست بود . این سندی را که بنده می خوانم ، صحیح است و سندی را که آقای البانی تضعیف کرده ، صحیح نیست و بعد از آن اشکال دیگری گرفت که واقعا عجیب است و گفت که اگر سند هم صحیح باشد ، ما کار عبدالله بن عمر را قبول نداریم ؛ زیرا با قرآن در تضاد است .

این کارشناس وهابی این قدر فکر نمی کند که اگر کار عبدالله بن عمر درست نباشد و شرک باشد یعنی پسر خلیفه دوم ، مشرک است . آیا شما می پذیرید که پسر خلیفه دوم شما مشرک باشد ؟ از آن هم که بگذریم ، علمایی که در این مدت این روایت را نقل کرده اند ، از جمله بخاریو هیچ اشکالی به آن وارد نکرده اند هم مشرک می شوند .

بنده تک تک روات این حدیث را از کتاب سیر اعلام النبلاء آقای شمس الدین ذهبی ، بررسی می کنیم . جلسه قبل که سند روایت را بررسی کردیم از دیدگاه ابن حجر عسقلانی بود و این هفته هم روات این حدیث را از دیدگاه شمس الدین ذهبی بررسی می کنیم . این دو از ستون های رجالی اهل سنت هستند .

کتاب سیر اعلام النبلاء ، تألیف شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان الذهبی ، متوفای ۷۴۸ هـ ، چاپ مؤسسه الرساله ، جلد ۱۶ :

اولین راوی که نویسنده کتاب هم بود :

الإمام الحافظ الثقه الرحال ، ابوبکر احمد بن محمد بن اسحاق بن ابراهیم بن أسباط الهاشمی الجعفری مولاهم الدینوری ، المشهور بابن السنی

اولین راوی هم امام هست و هم حافظ ( در حدود صد هزار حدیث حفظ کرده بود ) هم ثقه و هم رحال ( زیاد مسافرت می کرده برای این که احادیث را بشنود )است .

الدینوری ، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۱۶ ، شرح حال ۱۷۸

راوی دوم : الانماطی

الشیخ المسند الصدوق ، ابوبکر محمد بن ابراهیم بن نیروز ، البغدادی الأنماطی

راوی دوم هم شیخ بوده و هم مسند ( همه به او سند می دادند) و هم بسیار راستگو بوده است .

الدینوری ، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۱۵ ، ص ۸

راوی سوم : محمود بن خداش

الإمام الحافظ الثقه ، ابو محمد ، الطالقانی ثم البغدادی

راوی سوم هم امام ، حافظ و ثقه است .

الدینور ی ، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۱۲ ، ص ۱۷۹

راوی چهارم : ابوبکر بن عیاش

ابن سالم الأسدی ، مولاهم الکوفی الحناط ، المقرئ ، الفقیه ، المحدث ، شیخ الاسلام وبقیه الأعلام ، مولی واصل الأحدب

راوی چهارم هم فقیه است و هم محدث و هم شیخ الاسلام .

الدینوری ، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۸ ، ص ۴۹۵

راوی پنجم : ابو اسحاق السبیعی . ع

عمرو بن عبدالله بن ذی یحمد وقیل : عمرو بن عبدالله بن علی الهمدانی الکوفی ، الحافظ شیخ الکوفه وعالمها ومحدثها… وهو ثقه حجه بلا نزاع

راوی پنجم : ابو اسحاق السبیعی که در مورد او اختلاف بود که آیا معنعن او قابل قبول است یا نه ؟

استاد ، عالم و محدث کوفی ها بود .

در صفحه بعد آقای ذهبی اظهار نظر می کند و می گوید :

ابواسحاق السبیعی هم ثقه است و هم حجت بلا منازعه است و هیچ اشکالی نمی توان به او گرفت .(حجت از نظر آقای ذهبی یعنی کسی که سیصد هزار حدیث را حفظ باشد)

الدینوری ، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۵ ،ص ۳۹۱ و ۳۹۲

راوی ششم : ابوشعبه

ابوشعبه ، عن مولاه سوید بن مقرن ، و عنه ابی منکدر ، وثق . م س

ابوشعبه هم توثیق شده است . م یعنی از روات صحیح مسلم است و س یعنی از روات سنن نسائی است .

بنابراین روات این روایت همگی ثقه هستند و شکی از وثاقت هیچ کدام از آن ها نیست .

اما کسانی که این روایت را نقل کرده اند : آقایبخاری در کتاب ادب المفرد که در چاپ های جدید ، این حدیث را تحریف کرده اند و ما مجبور هستیم در نسخه های خطی آن را نشان دهیم . کتاب ادب المفرد للبخاری ، صفحه ۲۲۷ :

عن الحسن عن عنی مثله باب ما یقول إذا خدرت رجله حدثنا البخاری ، حدثنا عثمان بن المبارک حدثنا ابو نعیمحدثنا سفیان عن ابی اسحاق عن عبد الرحمن بن سعد قال : خدرت رجل ابن عمر ، فقال : له رجل اذکر أحب الناس إلیک ، فقال : یا محمد

… سفیان از ابی اسحاق از عبد الرحمن بن سعد روایت می کند : پای عبد الله بن عمر دچار گرفتگی شد . مردی به او گفت : محبوب ترین کسی که نزد توست را صدا کن . او گفت : یا محمد …

بخاری ،محمد بن اسماعیل ، ادب المفرد ، ص ۲۲۷

تمام روات این حدیث از بزرگان اهل سنت است و همه از کسانی هستند که در صحیح بخاری روایت دارند غیر از رحمان بن سعد که توثیق آن را هم داریم .

همین کتاب ، در صفحه ۶۷ ، باز هم این روایت را نقل کرده است .

در کتاب القول البدیع فی الصلاه علی الحبیب الشفیع ، تألیف شمس الدین محمد بن عبد الرحمن السخاوی ، همین روایت را از کتاب ادب المفرد بخاری ، نقل کرده است :

وللبخاری فی«الادب المفرد» من طریق عبد الرحمن بن سعد ، قال : خدرت رجل ابن عمر ، فقال له رجل : اذکر احب الناس إلیک ، فقال : یا محمد (ص) .

السخاوی ، شمس الدین محمد بن عبد الرحمن ، القول البدیع فی الصلاه علی الحبیب الشفیع

که متأسفانه در ادب المفرد امروزی این حدیث را تحریف کرده اند .

علاوه بر آقای بخاری ، این روایت را ابن تیمیه هم نقل کرده است . در کتاب الکلم الطیب من اذکار النبی (ص) ، تألیف ابن تیمیه ، با تحقیق عبد القادر الارنؤوط ، چاپ مکتبه دار البیان

فصل فی الرجل إذا خدرت :

عن الهیثم بن حنش قال : کنا عند عبد الله بن عمر عنهما : فخدرت رجله ، فقال له رجل : اذکر أحب الناس إلیک ، فقال : یا محمد ، فأنما نشط من عقال .

پای عبد الله بن عمر دچار گرفتگی شد ، شخصی به او گفت : که محبوب ترین فرد در نزد خود را به کمک بخوان ، گفت : یا محمد ؛ پس مثل شتری که پایش را بسته اند ، زمانی که پای او را باز کنند ، به یک باره بلند می شود ، عبد الله بن عمر هم تا « یا محمد » گفت ، به یک باره بلند شد .

ابن تیمیه ، الکلم الطیب من اذکار النبی (ص) ، با تحقییق عبد القادر الارنؤوط ، چاپ مکتبه دار البیان

این حدیث همان روایتی است که یکی از روات آن هیثم بن حنش بود و آقای البانی آن را تضعیف کرده بود . این روایت یک نمونه از استغاثه به رسول خدا (ص ) است و بیان این روایت ، دلیل بر آن است که استغاثه از دیدگاه ابن تیمیه و تمام رواتی که این روایت را نقل کرده است ، اشکالی ندارد .

اگر استغاثه کفر و شرک بود ، ابن تیمیه ، بزرگ تئوریسین شما ، این روایت را به عنوان اذکار رسول خدا (ص ) بیان نمی کرد . نام کتاب « الکلم الطیب من اذکار النبی (ص) » ، نویسنده هم ابن تیمیه است .

اگر سند صحیح باشد چه بهتر و اگر سند ضعیف باشد ؛ پس آقای ابن تیمیه به یک روایت که هم ضعیف است و هم در آن شرک بوده ، استدلال کرده است و ضرر این کار برای ابن تیمیه بیشتر از این است که سند صحیح باشد .

اگر سند صحیح باشد که دیگر کاری نمی تواند انجام دهد ، باید بپذیرد ؛ اما اگر سند ضعیف باشد ، کفر ابن تیمیه را دو برابر اثبات می کند ، به علت این که برای اثبات استغاثه به رسول خدا (ص ) به یک روایت ضعیف استدلال کرده است .

البته همین هیثم بن حنش را می توان توثیق کرد ؛ ولی ما یک سند را تصحیح کردیم برای ما کفایت می کند .

سند روایت کاملا صحیح است و ثابت می کند پسر خلیفه دوم استغاثه می کند.اگر پسر خلیفه ، مشرک باشد ، صحابی مشرک است ، صحابی مثل عبد الله بن عمر مشرک باشد ، دیگر تکلیف شما معلوم است . اگر او مشرک نیست ، بقیه اهل سنت هم که استغاثه می کنند ، مشرک نیستند.

مجری :

ملاحظه فرمودید که استغاثه یک صحابه است که فکر نمی کنم بین اهل سنت کسی باشد که عبد الله بن عمر را به عنوان یک شخص موحد و الگو قرار ندهد و نخواهد بداند که او چگونه استغاثه کرده است .

دیدگاه شیعیان در هفته های گذشته مشخص شد و روایات مربوط به استغاثه از کتب شیعه خوانده شد . این روایت هم نمونه ای از استغاثه صحابه بود . کسانی که خود را پیرو سلف می دانند ، چرا از این سلف صالح خود پیروی نمی کنند و یا محمد ، یا حسین را شرک می دانند ؛ در حالی که عبدالله بن عمر به شخص رسول خدا (ص) استغاثه می کند و از ایشان حاجت خود را هم می گیرد .

در برنامه راه و بیراه علاوه بر این که استاد یزدانی مطالب را بیان می کنند ، کلام علمای اهل سنت را هم در خصوص وهابیت و مذهب اهل سنت و تفاوت هایی که بین این ها وجود دارد ، مطرح کنیمتا این که بیش از پیش این تفاوت ها مشخص تر شوند .

فرید الباجی: محمد بن عبد الوهاب، تمام مسلمانان را کافر می‌داند و آن‌ها مرقد سیده منوبیه را آتش زدند:

کلیپ ۲ :

فرید الباجی ، رئیس جمعیت دار الحدیث از علمای اهل سنت تونس :

ما مردم تونس ، مردم مهمان نوازی هستیم و به همه ملت ها دست دوستی دراز می کنیم در همه کشور های بزرگوار ؛ ولی ما به تاریخ ، به فرهنگ ، به دین و به وحدت خودمان که در طول تاریخ معروف بوده است ، به سنی ، مالکی ، اشعری ، صوفی افتخار می کنیم .

یک نقشه برنامه ریزی شده که مؤسس دانشگاهی که از طرف وهابیت عربستان حمایت می شود ، از آن خبر داده اند که یک گروه از علمای وهابی را به تونس بیاورند برای تبلیغ عقیده وهابیت و مبلغ آن ها دم از توحید وهابی می زند و حقیقت را مخفی می کند و می گوید : اگر به عقیده وهابی باشید ، مسلمان هستی و اگر توحیدت وهابی نبود ، تو مشرک و کافر هستی .

حتی محمد حسان که می گوید : معتدل است ، من صدای ضبط شده اش را دارم که محمد بن عبد الوهاب نجدی را مدح می کند ، محمد وهابی که فتوا به کفر همهمسلمانان داده است .

این مطلب از کتاب های وهابیت است ، مثل کتاب عنوان المجد فی تاریخ النجد و فراموش نکنید که محمد بن عبد الوهاب یک نامه به علمای مدرسه زیتونیه تونس فرستاد که آن ها را به دین خودش دعوت می کرد و آخر نامه اش می نویسد : این دعوت ماست و اگر قبول نکنید ، باید با هم بجنگیم .

پس تفکر وهابی که آن را سلفی می نامند ، در حقیقت یک فکر تکفیری است . به صورت مستقیم مثل سلفی های جهادی و به صورت غیر مستقیم مثل سلفی علمی خطرناک تر است ؛ چون بیست سخنرانی در مورد اخلاق و محبت انجام می دهد تا این که دوستش داشته باشی ؛ ولی بعد از آن زهر را در عسل به خورد تو می دهد .

این محمد بن حسان نوار های ضبط شده زیادی دارد ، فتوایی داده که موافق عقیده اهل سنت معتدل نیست و می گوید که محمد بن عبد الوهاب توحید را آورده است . آیا محمد بن عبد الوهاب پیامبر است که توحید را آورده است ؟ آیا امت اسلامی قبل از محمد بن عبدالوهاب مشرک بود؟

پس این تکفیر غیر مستقیم است و این زمینه چینی از تکفیر و تفجیر خطرناک تر است چرا ؟ به خاطر همین است که سلفی ها زوایا ( محل تدریس قرآن اهل سنت ) را منفجر می کنند ، من خودم تحقیق کردم . من امام جماعت مسجد منوبه هستم برای من اثبات شد کسانی که مرقد سیده منوبیه را آتش زدند ، سلفی بودند .

مجری :

ملاحظه فرمودید که نظر علمای اهل سنت در باره فرقه وهابیت چیست ؟ که در واقع وهابیت را یک دین جدید می دانند و می گویند که محمد بن عبدالوهاب ما را به دین جدید دعوت کرده است .

استاد یزدانی نمونه ای از استغاثه صحابه را بیان و بررسی سندی هم کردید و هیچ مشکلی هم نداشت . شاید این سؤال مطرح شود که آیا از علمای اربعه اهل سنت هم کسی بوده که استغاثه کرده باشد ؟

استغاثه احمد بن حنبل و عبدالله بن عباس به ملائکه

استاد یزدانی :

ما مطالب متعددی از ائمه اربعه اهل سنت داریم که در مباحث آینده مطرح خواهیم کرد . وهابی ها خودشان را پیرو احمد بن حنبل می دانند و قبلا هم گفتیم با این که تقلید را شرک می دانند و مقلدین را مشرک و کافر می دانند ؛ با این حال خود را پیرو احمد بن حنبل و از حنابله می دانند .

وهابی ها به احمد بن محمد بن حنبل اقتدا می کنند و ایشان را به عنوان امام خود قبول دارند . روایتی با سند صحیح در کتاب های آن ها نقل شده که آقای احمد بن حنبل ، استغاثه می کرده به کسانی که اصلا نمی شناخته ، در صورتی که ما به رسول خدا (ص) توسل و استغاثه می کنیم . احمد بن حنبل به کسانی که اصلا نمی شناخته و نمی دیده ، استغاثه می کرد .

کتاب مسائل الامام احمد بن حنبل که آقای عبدالله بن احمد ، فرزندش از او نقل کرده است ، با تحقیق زهیر بن شاویش ، چاپ مکتبه الاسلامی بیروت، روایت ۹۱۲ :

حدثنا : قال : سمعت أبی یقول : حججت خمس حجج منها ثنتین [ راکبا] و ثلاثه ماشیا ، أو ثنتین ماشیا و ثلاثه راکبا فضللت الطریق فی حجه و کنت ماشیا فجعلت أقول : یا عباد الله دلونا علی الطریق ، فلم أزل أقول ذلک حتی وقعت علی الطریق أو کما قال أبی .

از پدرم شنیدم که می گفت : من پنج بار به حج رفتم ، دو بار سواره و سه بار پیاده یا این که سه بار سواره ودو بار پیاده . در یکی از این سفرها که پیاده بودم ، راه را گم کردم ، فریاد زدم ای بنده های خدا راه را به من نشان دهید ، این حرف را تمام نکردهبودم که فورا راه را پیدا کردم و وسط راه افتادم .

عبدالله بن احمد ، مسائل الامام احمد بن حنبل ، با تحقیق زهیر بن شاویش ، چاپ مکتبه الاسلامی بیروت ، روایت ۹۱۲

این استغاثه هست یا نیست ؟ اگر می گفت : یا رسول الله دلنی علی الطریق ، رسول خدا (ص ) قطعا جواب او را می داد ؛ همان طور که جواب آقای عبد الله بن عمر را داده بود ، جواب احمد بن حنبل را هم می داد ؛ ولی ایشان می گوید که یا عباد الله دلونا علی الطریق .

یا این که احمد بن حنبل به ملائکه استغاثه کرده که محمد بن عبد الوهاب می گوید : هر کس به ملائکه استغاثه کند ، مشرک و کافر است و باید کشته شود . یا به اجنه استغاثه کرده .

در هر صورت به غیر خدا استغاثه کرده ؛ پس احمد بن حنبل ، امام حنابله و امام وهابیت مشرک و کافر است و باید کشته شود . که نمی دانیم چرا کشته نشده ؛ البته اگر وهابیت در آن زمان بود ،قطعا همین کار را می کردند . مثل همان عالم سنی که به مناره آویزان کردند و کشتند ، احمد بن حنبل را هم می کشتند .

تصحیح روایت استغاثه احمد بن حنبل و عبد الله بن عباس ، توسط البانی

آقای البانی در کتاب سلسه الاحادیث الضعیفه و الموضوعه و اثر ها السیئ علی الامه ، چاپ مکتبه المعارف ریاض ، ج ۲ ، این روایت را در این کتاب بیان و سند های آن را تصحیح کرده و توضیح داده :

أخرجه البزار عن ابن عباس بلفظ :إن لله تعالی ملائکه فی الأرض سوی الحفظه یکتبون ما یسقط من ورق الشجر، فإذا أصابت أحدکم عرجه بأرض فلاه فلیناد : یا عباد الله أعینونی .

قال الحافظ کما فی شرح ابن علان ، هذا حدیث حسن الاسناد غریب جدا ، أخرجه البزار وقال : لایعلم یروی عن النبی (ص) بهذا اللفظ إلا من هذا الوجه بهذا الإسناد .

وحسنه السخاوی أیضا فی «الإبتهاج »

وقال الهیثمی : رجال ثقات .قلت ورواه البیهقی فی « الشعب » موقوفا کما یأتی .

فهذا الحدیث – إذا صح – یعین أن المراد بقوله فی الحدیث الاول «یا عباد الله» إنما هم الملائکه ، فلایجوز أن یلحق بهم المسلمون من الجن والإنس ممن یسمونهم برجال الغیب من الأولیاء والصالحین سواء کانوا احیاء او امواتا ، فإن الإستغاثه بهم وطلب العون منهم شرک بین لأنهم لایسمعون الدعاء ولو سمعوا لما استطاعوا الإستجابه وتحقیق الرغبه وهذا صریح فی آیات کثیره ، منها قول تبارک و تعالی : «والذین تدعون من دونه ما یملکون من قطمیر ، إن تدعوهم لایسمعوا دعاءکم ولو سمعوا ما استجابوا لکم ویوم القیامه یکفرون بشرککم ولاینبئک مثل خیر» ( فاطر ۱۳/۱۴)

هذا ویبدو أن الحدیث ابن عباس الذی حسنه الحافظ کان الامام احمد یقویه لأنه قد عمل به ، فقال ابنه عبدالله فی « المسائل »(۲۱۷) : سمعت ابی یقول : حججت خمس حجج منها ثنتین [ راکبا] وثلاثه ماشیا أو ثنتین ماشیا و ثلاثه راکبا ، فضللت الطریق فی حجه وکنت ماشیا ، فجعلت أقول : یا عباد الله دلونا علی الطریق ، فلم أزل أقول ذلک حتی وقعت علی الطریق أو کما قال أبی .

ورواه البیهقی فی الشعب (۲ /۴۵۵ /۲ ) وابن عساکر ( ۳ /۷۲ /۱ ) من طریق عبدالله بسند صحیح .

از ابن عباس روایت نقل می کند که خداوند ملائکه ای در روی زمین دارد غیر از ملائکه ای که زمین را حفظ می کند ، هر برگی که از درختان بیفتد ، را می نویسد . اگر در بیابان خشکی پای شما گرفت ، فریاد بزنید ای بنده های خدا به من کمک کنید .

سند روایت حسن است ؛ ولی یک سند بیشتر ندارد . آقای بزار این روایت را نقل کرده و گفته همین یک سند را دارد . آقای سخاوی هم در ابتهاج گفته که سند روایت حسن است و آقای هیثمی هم گفته که روات این روایت هم ثقه هستند .

آقای بیهقی هم این روایت را در کتاب شعب الایمان خود بیان کرده است ، به صورت موقوف .

اگر این روایت صحیح باشد ، مقصود از عباد الله (که ابن عباس گفته) ملائکه است ؛ ولی جایز نیست که مسلمانان به اجنه و به انسان های دیگر ، به مردانی که مردان غیب هستند از اولیاء و صالحین استغاثه کنند ، فرقی نمی کند که زنده باشد یا مرده .

طلب کمک از جن و انس جایز نیست ؛ زیرا آن ها دعا را نمی شنوند و طلب استغاثه از آن ها شرکی واضح و روشن است و اگر هم بشنود ، نمی توانند جواب دهند . وبعد از آن آیه ای از قرآن را می آورد ….

این روایت را افراد دیگری هم بیان کرده اند :

این روایتی که آقای حافظ بن حجر نقل کرده ، آقای احمد بن حنبل آن را تقویت کرده ؛ زیرا به این روایت عمل کرده و از نظر او صحیح بوده و پسرش در کتاب « المسائل » احمد بن حنبل این روایت را نقل کرده است …

و بیهقی در کتاب الشعب در ج ۲ ، ص ۴۵۵ ، حدیث ۲ و ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشقج ۳ ، ص ۷۲ ،حدیث ۱ ، این روایت را از طریق عبد اللهبا سند صحیح نقل کرده است

البانی ، محمدناصرالدین ، سلسله الاحادیث الضعیفه و الموضوعه و اثرها السیئ علی الامه ، چاپ مکتبه المعارف ریاض ، ج ۲ .

پس احمد بن حنبل ، استغاثه را شرک نمی دانسته است ، اگر شرک بود ، این کار را انجام نمی داد .

این سخن آقای البانی است و دیگران هم نقل کرده اند . اما ایشان گفتند که استغاثه به ملائکه اشکالی ندارد ؛ ولی به اجنه نمی توان استغاثه کرد .

کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، تألیف عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی ، ج ۱ ، کتاب العقائد ، ص ۱۴۴ :

وقال ایضا: الشیخ محمد بن عبد الوهاب …

وأما الذی أنکرناه علیهم وکفرناهم به ، فإنما هو : الشرک بالله ، مثل أن تدعو نبیا من الانبیاء ، أو ملکا من الملائکه ، أو تنحر له أو تنذر له

اما آن چه ما آن را انکار می کنیم و مسلمان ها را تکفیر می کنیم ، شرک به خداست ، مثلا کسی پیامبری از پیامبران را بخواند (یا محمدا بگوید) یا فرشته ای از فرشتگان خدا را بخواند …

العاصمی النجدی ، عبدالرحمن بن محمد بن قاسم ، الدرر السنیه فی الاجوبه النجدیه ، ج ۱ ، کتاب العقائد ، ص ۱۴۴

آقای البانی وهابی ! شما که یکی از علما هستید ، آیا کتاب استاد و خدایت محمد بن عبد الوهاب را نخوانده ای که صراحتا گفته استغاثه نه به انس جایز است و نه به ملائکه و اجنه ، در صورت استغاثه کافر و مشرک می شود .

اما آقای البانی نمی تواند چنین سخنی بگوید ؛ زیرا در آن صورت آقای عبد الله بن عباس که به ملائکه استغاثه کرده ، مشرک می شود . ایشان یکی از اصحاب رسول خدا (ص) است و قابل احترام بین شیعه و اهل سنت می باشد . هم چنین احمد بن حنبل ، امام حنابله و وهابیت ، مشرک می شود .

البته ما قبلا در دیدگاه وهابیت مدارک دیگری هم در این باره ارائه داده بودیم که باز هم گفته بودند : طلب حاجت از ملائکه ، شرک است .

کتاب مجموعه مؤلفات شیخ محمد بن عبدالوهاب ، الرسائل الشخصیه ، ص ۳۹ :

… واعلم أن المشرکین فی زماننا قد زادوا علی الکفار فی زمن النبی (ص) ، بأنهم یدعون الاولیاء والصالحین فی الرخاء والشده ویطلبون منهم تفریج الکربات وقضاء الحاجات مع کونهم یدعون الملائکه والصالحین ویریدون شفاعتهم والتقرب بهم

بدان که شرک مشرکین در زمان ما بیشتر از کفار زمان پیامبر اکرم (ص ) است ؛ زیرا آن ها اولیا و صالحین رادر سختی ها می خوانند و از آن ها طلب حاجت و گشایش سختی ها را می کنند . مشرکین زمان ما ملائکه و صالحین را می خوانند و از آن ها طلب شفاعت و تقرب می کنند .

محمد بن عبد الوهاب ، مجموعه مؤلفات شیخ محمد بن عبدالوهاب الرسائل الشخصیه ، ص ۳۹

بنابراین از دیدگاه محمد بن عبدالوهاب ، شرک این است که از ملائکه طلب حاجتی کند ؛ پس آقای البانی که می گوید : طلب حاجت از ملائکه شرک نیست ، اشتباه می کند . سند روایت کاملا صحیح است ، قطعا صحیح است و احمد بن محمد بن حنبل به ملکی از ملائکه استغاثه کرده و قطعا مشرک است و باید کشته شود .

روایت عبدالله بن عباس را که البانی تصحیح و تحسین کرده بود، در کتاب الجامع الشعب الایمان ، تألیف الامام الحافظ ابی بکر احمد بن حسین البیهقی ، متوفای ۴۵۸ هـ ، چاپ مکتبه الرشد ، ج ۱۰، ص ۱۴۰ ، روایت ۷۲۹۷ :

أخبرنا ابو عبدالله الحافظ ومحمد بن موسی قالا: حدثنا ابوعباس … عن ابن عباس قال : إن الله عزوجل ملائکه فی الارض سوی الحفظه ، یکتبون ما یسقط من ورق الشجر ، فإذا أصاب أحدکم عرجه فی الارض لایقدر فیها علی الاعوان فلیصح فلیقل : عباد الله أغیثونا أو أعینونا رحمکم الله فإنه سیعان .

خداوند ملائکه ای در زمین دارد غیر از آن هایی که از زمین محافظت می کنند که هر برگی از درخت بافتد ، می نویسد . اگر یکی از شما در بیابان خشکی کمک خواستید ، بگویید که بنده های خدا به فریاد من برسید و به من کمک کنید . قطعا به زودی کمک می کند .

محقق کتاب هم در پاورقی گفته که سند روایت ، حسن است .

چرا عبدالله بن عباس یا الله نمی گوید ؟ آیا عبدالله بن عباس مشرک بوده یا نبوده؟

عبدالله بن عباس مشرک است یا استغاثه اشکالی ندارد و وهابی ها توهم شرک دارند؟

محقق کتاب در باره روایت احمد بن حنبل را هم در پاورقی می گوید : اسناد روایت جید است .

بنابراین سند روایت کاملا صحیح است و احمد بن حنبل استغاثه کرده ، عبدالله بن عباس ، صحابی رسول خدا (ص) به همه شرک می آموخته که اگر پای شما گرفت بگویید : عباد الله اغیثونا أو اعینونا .

وهابی ها هیچ چاره ای ندارند یا باید بگویند که استغاثه به بنده های خدا و استغاثه به ملائکه اشکالی ندارد یا این که تمام امت را تا محمد بن عبدالوهاب تکفیر کنند که در این صورت فقط محمد بن عبد الوهاب می ماند و پیروانش . ما هم همین را می خواهیم که ثابت کنیم همه مسلمان ها از صدر اسلام تا به امروز یک طرف و وهابی ها یک طرف دیگر هستند.

البانی: وهابیت، با تمام فرقه‌های اسلامی در اصل توحید تفاوت دارند و تنها آن‌ها زا آتش جهنم نجات پیدا می‌کنند.

مجری :

ما فایلی از آقای البانی آماده کردیم که در خصوص وهابیت و اهل سنت است و برای اولین بار است که از شبکه ولایتپخش می شود .

کلیپ ۳ :

محمد ناصر الدین البانی ، دانشمند مشهور وهابی :

از امام شافعی روایت شده است که : اگر دوست داشتن آل محمد (ص) رافضی گری است ؛ پس انس و جن شاهد باشند که من رافضی هستم . شخصی از این شعر الهام گرفته و گفته : اگر پیروی از احمد ، وهابی گری است ، من اقرار می کنم که وهابی هستم . جماعت نجدی از این که وهابی خوانده شوند ، نگران نیستند ؛ در حالی که با مسلمانان در اصول مذهب گرایی تفاوتی ندارند .

غالب مسلمانان امروز یا حنفی هستند یا مالکی ، یا شافعی و یا حنبلی و نجدی ها خود را از حنابله می دانند و در مذهب گراییهمانند سایر مسلمانان هستند ؛اما وهابی ها با سایر مسلمانان در یک ناحیه بسیار مهم اختلاف دارند و آن فهم آنان از توحید است که فهم صحیحی است .

فهمیدن وهابی از کلمه توحید و لا اله الا الله ، فهمی است که آنان را از خلود در جهنم ، در روز قیامت نجات می دهد ؛ زیرا همان طور که همه می دانیم ، خداوند در قرآن کریم فرموده است : شرک را نمی بخشد ؛ اما پایین تر از شرک را ، برای هرکس که بخواهد می بخشد . امروز اکثر مسلمانان انواع شرک را که به عقیده توحید ضرر می زند ، نمی شناسند ، بر خلاف نجدی که این درس را دقیق خوانده اند .

مجری :

این سخنان آقای البانی بود که به علت نا مفهوم بودن از استاد یزدانی خواهش می کنیم که توضیحاتی را در این باره ارائه دهند .

استاد یزدانی :

این ها مطالبی است که آقای البانی در یکی از درس های خود گفته است : که وهابی کیست و فرق اهل سنت با وهابی در چیست ؟ این مطلب در سایت خود آقای البانی هم آمده است .

سایت محمد ناصرالدین البانی ، بخش فتاوی الشیخ البانی ، فتوای ۰۴ ، چهارده دقیقه هم فایل صوتی ایشان است :

هل الوهابیه أقرب إلی السنه ؟ تنبیه حول تسمیه الوهابیه وتکلم الشیخ علی التدین لمذهب .

روی عن الامام الشافعی یقول قائلهم : إن کان رفضا حب آل محمد (ص) ، فلیشهد الثقلان أنی رافضی ، فهو إقتبس منه فقال : إن کان تابع احمد متوهبا ، فأنا المقر بأننی وهابی ، الجماعه النجدیین هادول هالی بیقولوا عنه وهابیه ، یلقون مع المسلمین فی اصول التمذهب ، کما أنه غالب المسلمین الیوم إما حنفی إما شافعی إما مالکی إما حنابله ، النجدیین هادول حنابله ، تراهم کسائر المسلمین تماما فی التمذهب ، یختلفون عن سائر المسلمین فی ناحیه هامه جدا ، وهی فهمه للتوحید فهما صحیحا ، فهمهم لکلمه لا اله الا الله فهمها منجی لقائله من الخلود فی النار یوم الله ،لأنه قد جاء فی القرآن الکریم کما نعلم جمیعا (إن الله لایغفر أن یشرک به ویغفر مادون ذلک لمن یشاء ) الیوم اکثر المسلمین لایعرفون انواع الشرک التی تخل بعقیده لا اله الا الله بخلاف النجدیین فقد درسوا دقیقه جدا

بحث در مورد نامگذار وهابیت و این که آقای البانی در مورد پیروی از یک مذهب خاص چه گفته است ؟

اگر دوست داشتن آل محمد (ص) رافضی گری است ؛ پس همه جن و انس شاهد باشند که من رافضی هستم . شاعری از این سخن اقتباس کرده و گفته : اگر پیروی از احمد بن حنبل وهابی گری باشد ، من اقرار می کنم که من وهابی هستم . نجدی ها ناراحت نمی شوند که به آن ها وهابی بگویند ؛ زیرا ما در اصول مذهب با سایر مسلمانان یکی هستیم . غالب مسلمانان امروز یا حنفی هستند و یا شافعی یا مالکی یا حنبلی ، نجدی ها خود را از حنابله می دانند و خود را اصول مذهب با سائر مسلمانان یکی می دانند ؛ ولی یک اختلاف با سائر مسلمانان دارند ، آن هم اختلاف در توحید است . ما توحید را به درستی درک کرده ایم ، فهمی که وهابی ها از کلمه لا اله الا الله دارند ، آن ها را در روز قیامت ، از آتش جهنم نجات می دهد ؛ ( اما بقیه را نجات نمی دهد ؛ زیرا بقیه مسلمانان مشرک هستند) زیرا در قرآن خوانده ایم که خداوند فقط شرک را نمی بخشد ؛ اما کمتر از شرک را از هر کس که بخواهد ، می بخشد . امروز اکثر مسلمان ها که شامل حنفی ، مالکی ، شافعی و حنبلی ، معنای شرک را که به عقیده لا الهالا الله خلل ایجاد می کند ، نفهمیده اند . از بین حنابله ، فقط مردم نجد معنای لا اله الا الله را فهمیده اند (و وارد بهشت می شوند و از بقیه مسلمانان نمی پذیرد و بقیه همه وارد جهنم می شوند )

این سخنان آقای البانی است که قبلا هم خوانده بودیم ؛ ولی کلیپ صوتی ایشان بود که ان شاء الله بینندگان عزیز از آن به عنوان یک سند محکم استفاده کنند برای این که وهابی ها با سایر مسلمان ها فرق دارند .

علمای اهل سنت می گویند که ما با وهابی ها تفاوت داریم ، آقای البانی هم که متوفای ۱۴۲۰ هـ است و از بزرگ ترین علمای حدیث وهابی ها می باشد ، می گوید : ما با سایر مسلمین در توحید ، فرق داریم ؛ اما در سایر مسائل مذهب یکی هستیم . توحید ما ، نجات دهنده ما از جهنم است ؛ ولی توحید آن ها ، نجات دهنده از آتش جهنم نیست .

اخبار روز وهابیت:

مجری :

همان طور که می دانید ، موضوعی که جامعه اسلامی در حال حاضر به آن گرفتار شده اند ، تحرکات تروریستی گروهک فقط الله گوی داعش ، در عراق است و جنایاتی که در آن جا انجام می شود و هر روز از رسانه های جهان در حال پخش است . موضع رسانه ای که این ها دارند ، شبکه وهابی – سیاسی کلمه است که دفاع زیادی از این گروهک می کنند . ما در برنامه رو در رو کلیپی را نشان دادیم که کار شناس این شبکه ادعایی کرد مبنی بر این که نهایت جنایت این گروهک ، چند سیلی است که به صورت چند سرباز عراقی زدند .

کلیپ چهارم را ببینید تا متوجه شوید که این شبکه وهابی ، چه تقطیعی از این فیلم انجام داده اند .

دفاع تمام قد شبکه کلمه از داعش و جنایات آن‌ها

کلیپ ۴ :

تقطیع و تحریف ، بارزترین نشانه ادیان باطل و منحرف

کارشناس وهابی :

از اولین شاخصه و نشانه که در واقع ادیان باطل و منحرف در آن مشترک هستند ، تحریف و سانسور و حذف و قطع و برش و در واقع از بین بردن چیزی که احساس می شود آن چیز ، بلای جان می شود .

سانسور و تقطیع و تحریف توسط شبکه کلمه به منظور دفاع از داعش

کارشناس وهابی :

کلیپ شماره ۲ ، فیلمی است که داعش در مرز گرفته است . که گفته صورت این ها را باز کن که من یک سیلی بزنم ، تازه کاری کردند برای این بود که بگویند تونسی در جنگ است یعنی حداکثر چیزی که از آن ها در شکنجه گرفتند .

اماچیزی که شبکه های وهابی پخش نکردند …

نام او جعفر و یک شیعه مرتد است … من او را کشتم .

مجری :

دیدیم کلیپی را که در ادامه آن سربازی را می کشند و صورت آن شخص روی زمینمنهدم شده بود را نشان نمی دهند و فقط قسمت سیلی زدن را پخش می کنند ؛ به خاطر این که از داعش دفاع کنند .

اما خلاصه ای از اخباری که در این ایامپخش شده را خدمت شما عرض کنم . الحمد لله در هفته ای که گذشت ، علمای اهل سنت سیستان و بلوچستان در خصوص داعش موضعگیری کرده اند و بیانیه ای را بر علیه آن ها صادر کرده اند و آن گروهک را یک گروهک تروریستی و فریب خورده خوانده اند و اقدامات صورت گرفته علیه مسلمانان چه شیعه و چه سنی را محکوم کرده اند .

مطلب دوم جنایات این گروهک تروریستی در عراق است که از جمله آن ها تخریب دو مسجد و سرقت اموال و اساس آن بوده است از جمله فرش ها ، ژنراتور های برق و …

مطلب بعد تخریب مقبره الامام السلطان عبدالله بن عاصم بن عمر بن خطاب حفید عمر بن خطاب می باشد که ما را به یاد تخریبقبر برادر عمر بن خطاب می اندازد . این گروهک به هیچ کس رحم نمی کند فرقی نمی کند که شیعه باشد یا اهل سنت حتی به مقبره ها هم رحم نمی کنند و آن ها را هم تخریب می کنند .

طبق خروجی رسمی خبر گزاری های عراق ، گروهک تروریستی داعش ، قبر حضرت یونس (ع) در موصل را نبش کرده اند .

نکته جالب دیگری که در این هفته اتفاق افتاد این بود که زمانی که والی تکریت را دستگیر کردند ، نکته عجیبی را مطرح کردند که البته برای ما عجیب نیست ؛ ولی شاید تلنگری برای اهل سنت باشد . ایشان ادعا کرد که شیعه و سنی ، همه کافر و مشرک هستند و فقط داعشی ها که با ابوبکر بغدادی بیعت کرده اند ، مسلمان هستند .

در ادامه هم نکته ای را گفتند که آقای ابوحنیفه ، امام اعظم اهل سنت را ، امام بدعت دانسته است .

نکته دیگری که باز هم در خبرگزاری ها قرار گرفت ، تصاویری از ابوبکر بغدادی بود که البته منابع رسمی عراق منکر این موضوعشده اند و گفته اند که این شخص ، ابوبکر بغدادی ، سرکرده داعش نیست ؛ اما آن چیزی که مسلم است این فرد از افراد گروهک تروریستی داعش می باشد که خطبه نماز جمعه ای را در موصل خوانده است و پخش شده است .

روزنامه دیلی تلگراف نکته جالبی را در باره این شخص منتشر کرده است که مربوط به ساعتی می باشد که در دست این فرد است . این ساعت یک ساعت از مارک های بسیار معروف و گرانقیمت می باشد که قیمت تقریبی آن ۳۵۰۰ یورو یا به عبارت دیگر حدود ۱۵ میلیون تومان است .

و نکته مهم تر این است که این روزنامه بیان کرده این است که ابوبکر بغدادی سرکرده یا یکی از خطبای داعش ، عبارتی را در خطبه خودبه کار برده که قصد داشته خود را به خلیفه اول اهل سنت ، شبیه کند :

ولیت علیکم و لست بخیر

ولی شما شدم ؛ اما بهتر از شما نیستم .

دقیقا عباراتی که خلیفه اول در زمان به خلافت رسیدن خود گفت ، بیان کرده است .

قضاوت با شما است که این ها با این اموالی که به سرقت می برند ، چه می کنند .

آوارگی مردم مسلمان عراق در ماه مبارک رمضان ، تصاویر دلخراشی بود که در سایت های خبرگزاری ها وجود دارد . مردمی که به جای این که به روزه داری بپردازند ، چگونه از ترس این گروهک وحشی فرار می کنند .

تماس بینندگان:

بیننده : آقای غوثی از نقده – اهل سنت

بنده می خواهم از همین تریبون اعلام کنم که این وهابی ها از اهل سنت نیستند و هرکس از برادران شیعه ، بخواهد این ها را از ما بخواند ، برادر ما نیست . تنها ملتی که می تواند این وهابی های وحشی را سر جایشان بنشاند ، ما ملت کرد هستیم ؛ ولی متأسفانه ارگان مشخصی نیست که سازماندهی کند . از همین تریبون اعلام برائت از این گروهک تروریستی می کنیم . این ها اهل سنت نیستند و کافر می باشند .

مجری :

اگر تصویر مانیتور بنده را ببینید ، این ها تصاویر زنان پیش مرگ کرد هستند که برایمقابله با داعش آماده شده اند .

بیننده : آقای صمدی از تهران -شیعه

بنده می خواهم مناظره ای که در حضور امام صادق (ع) انجام شده را بخوانم .

یونس بن یعقوب می گوید : ما سالی را خدمت امام صادق (ع) در منی بودیم . امام صادق (ع) هر سال چند روزی قبل از موسم حج ، در خارج شهر مکه ، خیمه می زند و اقامت می کردند تا موسم حج برسد . او می گوید : ما خدمت امام در میان چادر نشسته بودیم ، مرد از اهالی شام وارد شد و پس از سلام به امام ، عرض کرد : من از شام آمده ام تا با اصحاب و یاران شما مناظره مذهبی کنم . امام (ع) فرمود : کلام ، کلام توست یا کلام رسول خدا(ص) را نقل می کنی . گفت : هم کلام خودم است و هم از کلام رسول خدا (ص) . فرمودند : مگر تو شریک رسول خدا (ص) هستی . گفت : نه .

امام (ع) فرمود : مگر برتو وحی نازل می شود . مرد گفت : نه. امام (ع) فرمود : پس ما به کلام تو نیازی نداریم . اگر از رسول خدا (ص) کلامی داری ، بگو . مرد گفت : بسیار خب ، من از کلام رسول خدا (ص) ، با یاران شما مناظره می کنم . امام (ع) به یونس فرمود : کاش از علم کلام ، اطلاعی داشتی و با این مرد مناظره می کردی ؛ زیرا همه یاران امام (ع) یکنواخت نبودند ، بعضی در امر مناظره ماهر بودند و بعضی ماهر نبودند .

سپس فرمودند : بیرون خیمه برو ، ببین از یاران خود کسی را می یابی که از فن مناظزه مطلع باشد ، او را بیاور . یونس بیرون رفت و چند نفری را با خود آورد . آن گاه به مناظره با مرد شامی نشستند . یونس می گوید : دیدم امام (ع) مثل این که انتظار آمدن کسی را دارد ، مرتب سر مبارک را از خیمه بیرون می برد و نگاه می کرد . ناگاه شتر سواری از دور پیدا شد ، دیدیم امام (ع) با خوشحالی تمام فرمودند : هشاموالله ، به خدا قسم هشام آمد . ما با خود فکر کردیم که هشام یکی از فرزندان عقیل است ؛ ولی زمانی که وارد شد ، دیدیم نه ، هشام بن حکم است که جوان نورسی بود و تازه مو در صورتش دمیده بود . امام (ع) از دیدن او بسیار خوشحال شد . فرمود :

مرحبا بناصرنا بلسانه و یده و قلبه

چون آمدی ، خوش آمدی کسی که با زبان و دست و قلبش ما را یاری می کند .

استاد یزدانی :

بنده هم سپاسگزارم از بینندگان عزیزی که تماس گرفتند و سؤالات خود را پرسیدند ، به خصوص از این برادر عزیز اهل سنت که تماس گرفتند . انصافا لذت بردم از مطالب و سخنان ایشان . حقیقت همین است که اهل سنت و شیعیان باید در کنار هم در مقابل دشمن مشترک ما ، وهابیت بایستدند ، چه با قلم ، چه با زبان و چه با جان خود مقابله کنند و ما هم طبق وظیفه خود ، هر هفته تلاش می کنیم افکار اهل سنت را از افکار وهابیت ، جدا کنیم و افکار وهابیت را از افکار سایر مسلمانان . وهابیت در یک سمت و سایر مسلمانان در سمت دیگر .

مجری :

از شما بینندگان عزیز تشکر می کنیم و ان شاء الله در این شب ها و روزها ، دعاگوی خدمتگذاران امیر المؤمنین (ع) در شبکه جهانی ولایت باشید .

باز هم سالروز وفات ام المؤمنین خدیجه کبری (س) را تسلیت عرض می کنیم و همه شما عزیزان را تا برنامه بعد به خدامی سپاریم .

یا علی مدد .